تحقیق رایگان او با ما نیست در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق رایگان او با ما نیست در word دارای 2 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق رایگان او با ما نیست در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق رایگان او با ما نیست در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق رایگان او با ما نیست در word :

او با ما نیست؟!
بالاخره پس از ماه ها مبارزه و جنجال انتخاباتی در آمریکا، باراک اوباما، به کاخ سفید راه یافت و قرار است او از دی ماه امسال، جانشین جرج بوش شود.
پیروزی اوبامای دمکرات بر رقیب جمهوری خواهش، با وجود آنکه در جامعه ی نژاد پرست آمریکا، تقریبا رنگین پوستان غیریهودی، با مشکلات جدی برای کسب قدرت مواجهند، امری کم نظیر در تاریخ آمریکاست. به عبارت روشن تر، این پیروزی، نشانگر تنخره و خستگی مردم آمریکا از اقدام های جنگ طلبانه بوش و درگیر ساختن این کشور با شکارها و اهداف استکباری صهیونیست هاست.
از سوی دیگر به اعتقاد صاحبنظران، یکی از اصلی ترین دلایل پیروزی اوباما، اظهار علاقه برای مذاکره با سران جمهوری اسلامی بدون پیش شرط است که این امر، بیش از هر چیز، اقتدار و پیروزی شعارهای جمهوری اسلامی را به اثبات می رساند که در آستانه ی سالگی انقلاب اسلامی و پس از انواع دشمنی های آمریکا با این انقلاب، اکنون شعار برنده ی ریاست جمهوری آمریکا، مذاکره بدون پیش شرط است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله جنبش دانشجویی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله جنبش دانشجویی در word دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله جنبش دانشجویی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله جنبش دانشجویی در word

مقدمه:  
فصل اول : تفکر جامعه شناسی آلمان :  
فصل دوم:تاریخچه مکتب فرانکفورت  
فصل سوم:یورگن هابرماس  
1-3-زندگینامه  
2-3-اندیشه های هابرماس  
2-مفهوم معرفت شناسی :  
فصل چهارم : هابرماس در مقابل اثباتگرایی  
1-4-مکتب اثبات گرایی  
2-4-انتقاد از اثبات گرایی  
3-4-دفاع هانس آلبرت  
4-4-پاسخ هابرماس  
فصل پنجم : هابرماس و جنبش دانشجویی  
1-5-تشکل جنبش دانشجویی  
2-5-جنبش در نگاه هابرماس  
3-5-اظهارات دوتچکه  
4-5-انتقاد بر هابرماس  
فصل ششم : هابرماس و سیستم  
1-6-نظریه سیستم  
3-6-پاسخ لومان به هابرماس  
فصل هفتم : هابرماس و مارکسیسم  
1-7-بازسازی ماتریالیسم تاریخی  
2-4-نقد نظریه تکاملی مارکس  
فصل هشتم  
نتیجه:  
منابع :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله جنبش دانشجویی در word

1-یورگن هابرماس، نقد در حوزه عمومی، رابرت هولاب، ترجمه حسین بشیریه، نشر نی، چاپ دوم

2-جامعه شناسی معاصر آلمان، ریمون آرون، ترجمه مرتضی ثاقب فر، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، چاپ اول، 1376

3-نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس، یان کرایپ، ترجمه عباس مخبر انتشارات آگاه چاپ دوم،

4-نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر ، جورج ریتزر، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی، چاپ پنجم، 1380

5-سید علی حسینی و عبدالباقی روشنی، «در آمدی بر اندیشه‌های یورگن هابرماس»، پایان نامه کارشناسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، سال-

 1-بابک احمدی، مدرنیته و اندیشه انتقادی، نشر مرکز، تهران 1373، چاپ اول

2-ریمون آرون، مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی، باقر پرهام، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 372، چاپ سوم

3-Pusey, Micheal- Jurgan Habermas(1987:Tavistock) publication and Ellis Horwood (limited, London and new York)

مقدمه

در هر زمانی، جامعه شناسی خاصی شکل گرفته است که یا جمع گرا بوده، مثل نظریات دورکیم و یا فردگرا مثل اسپنسر، و یا بر تسلط ساختار وهنجار، تأکید می‌کردند، مانند پارسونز. آنچه مشخص است، هر گروه، ضمن بررسی یک بعد، ابعاد دیگر را فراموش کرده است. اما در عصر حاضر،تلفیق ابعاد مطرح است . از جمله:تلفیق فرهنگ و عاملیت، توسط مارگارت آرچر، جامعه شناسی چند بعدی جفری الگزندر، تلفیق کنش با نظام، توسط یورگن هابرماس که عضو برجسته‌ای از مکتب فرانکفورت می‌باشد

مکتب فرانکفورت، مکتبی انتقادی است، که در آلمان، پایه ریزی و تشکیل شد. مبنای اندیشه این مکتب بر اساس نقد و بررسی نظریات متفاوت، شکل گرفت. آن بر سرمایه‌داری ، اثباتگرایی، مارکسیسم و حتی خود جامعه شناسی هم ایراداتی وارد کرده است. در ضمن، بعضی از عناصر فراموش شده، مثل دیالکتیک و ذهن گرایی را دوباره مطرح نموده است . هابرماس اگرچه وارث این مکتب است، ولی در آن، تجدید نظرهایی را اعمال نموده ، وی از اندیشه های مارکس شروع کرد، تا به کنش ارتباطی رسید. او با انتقادات مختلف، نظرات خود را بسط داده است. وی نظریه اثباتی، جزم‌گرایی مارکسیسم، ایدئولوژی گادامر، نظریه سیستم پارسونز، جنبش دانشجویی و جوامع مدرن را مورد انتقاد قرار داده است. هابرماس، نقش بسزایی در جامعه شناسی آلمان ومکتب فرانکفورت و بقای آن داشته است. گرچه بینش انتقادی او، موجب شده که بعضی از فعالیت ها و اقدامات وی را نادیده گیرند

تحقیق انجام شده، به حول تفکر انتقادی هابرماس می‌چرخد و از انتقادات او، نقد اثباتگرایی، مارکسیسم، جنبش دانشجویی و نظریه سیستم را برگزیده و به توصیف و تشریح آن، پرداخته است


فصل اول : تفکر جامعه شناسی آلمان

نویسندگان آلمانی عادت دارند، جامعه شناسان دایره المعارفی قرن 19، جامعه شناسان تحلیلی قرن 20 را از هم جدا کنند. عبارت دایره المعارفی به اثباتگرایان اطلاق می‌شود، از جمله اگوست کنت و دورکیم، اندیشه دورکیم . بدلیل واقعیت جوهری که برای جامعه قائل بود و مفهوم آگاهی جمعی(واجدان جمعی)، مشاجرات بسیاری را بر‌انگیخت «اما بر عکس او، نظریه پردازان فردگرا، این مفهوم را ارایه می‌کنند که انسانها کارکرد جامعه خود را تأمین می‌کنند، اما جامعه‌ای را که عضو عمل کننده آن هستند، نمی‌شناسند.(جامعه شناسی معاصر آلمان ص 6)

تا اواخر قرن 19، چندان اثری از جامعه شناسی در آلمان، به چشم نمی‌خورد. حقوق‌دانان و اقتصاد دانان با مسایل مطرح شده در جامعه شناسی، بطور حاشیه‌ای رفتار میکردند. اما از آغاز قرن 20، بخصوص از جنگ جهانی اول به بعد، آلمانی ها کوشیدند تا علمی‌بنام جامعه شناسی را ایجاد کنند. جامعه شناسی از فرانسه و انگلستان به آلمان کشیده شد

یکی از خصوصیات متمایز جامعه شناسی آلمان، گرایش فلسفی آن است

«زومبارت، جامعه شناس غربی ، طبیعت گرایی را در مقابل روح گرایی آلمانی قرار می‌دهد»(جامعه شناسی معاصر آلمان ص 15)او عقیده دارد، که جوهر و اساس اندیشه آلمانی، قادر است تا پس از مرگ افراد هم باقی بماندو مارکسیسم ذره‌ای از روح آلمانی در خود ندارد. آنها تفاهم بکار گرفته شده را با شیوه علوم تجربی، مقایسه می‌کنند و جامعه شناسی را برابر با علم به قوانین می‌دانند. بر عکس آلمان ، جامعه شناسی فرانسوی، به تحصل گرایی تمایل دارد. آلمانی ها جامعه شناسی خود را، علم معرفت‌النفس یا ذهن شناسی می‌دانند . بطور کلی جامعه شناسی آلمان به تفاهم گرایش دارد، که نماینده بارز آن را میتوان ماکس وبر دانست. اندیشه وبری، حتی بعد از مرگش، در سالهای بین دو جنگ جهانی، حاکم بود. «تمام آنها طرز فکر وبر را قبول دارند که یک رابطه آماری ، هر قدر هم قانع کننده باشد، برای ارضای کنجکاوی کافی نیست، ما می‌خواهیم پیوند میان انگیزه و کردار را که رفتار انسانها و در نتیجه خود رابطه آماری را تبیین می‌کند، بفهمیم»(جامعه شناسی معاصر آلمان ص 152)تفهیم، غالباً، آلمانی ها را از پژوهش قوانین معاف می‌دارد، آنها بدنبال تبدیل تاریخ به علم نیستندو علاوه بر تاثیر نهادهای اجتماعی ، کنش احتمالی افراد را در نظر دارند

دومین خصوصیت جامعه شناسی آلمان، دغدغه های روشی، جستجوی بنیادی فلسفی و انگیزه خود شناسی است. بطوری که این تفکر بصورت یک بیماری ملّی، تجلی یافته است.(جامعه معاصر آلمان ص 159)بعنوان مثال، خود تحلیلی و خودشناسی به فهم و درک بیشتر علوم اجتماعی، کمک می‌کند و دوراندیشی فرد را تقویت می‌کند. از نظر جزموین، نگرانی روش، هیچ ثمری ندارد

همین نگرش تفهمی، اساس نظرات وانتقادات اعضای مکتب فرانکفورت را پایه ریزی کرد.عقاید هابرماس و روشنفکران ، بیشتر در دوران نازی شکل گرفت، و با روی کار آمدن هیتلر، توسعه مکتب ها و تألیف ها ، با روش خشونت باری متوقف شد

فصل دوم:تاریخچه مکتب فرانکفورت

سال 1922 فلیکس وایل، سردمدار تأسیس مؤسسه پژوهشهای اجتماعی آلمان گردید. این مکتب، پس از جنگ جهانی اول و بحران های فکری که بر روشنفکران و نگرش سوسیالیستی حاکم بود، به فعالیت پرداخت. هورکهایمر و پولوک، موثر ترین افراد این مکتب به شمار می‌روند. این مؤسسه بطور رسمی‌در 3 فوریه 1923 تأسیس یافت. گرونبرگ در سخنرانی خود در افتتاحیه ساختمان مؤسسه در سال 1924، به جنبه پژوهشی فعالیت های مؤسسه تأکید کرد، هر چند خلاف وضعیت آن زمان آلمان بود، که آموزش را بر پژوهش ترجیح می‌داد. وی سخنرانی خود را با اعتراض مستقیم به مارکسیسم، به پایان برد. سپس مؤسسه شروع به جذب استادیاران جوان نمود، که اکثراً، درگیر سیاستهای چپ بودند، گرچه مؤسسان سعی می‌کردند، آنها را از حزب‌گرایی دور نمایند

کارل آگوست و تیفوگل، فرانتس پورکنا، ویولیان گومپرز عضو حزب کمونیست بوذند، ولی در مورد عضویت هورکهایمر در این حزب ، جای تردید است. وی در یکی از آثار خود«مدهوشی طبقه بندی کارگر آلمان» علت های تردید خود، در مقابل حزب کارگر را توضیح داده بود

ابتدا این مؤسسه، نسبت به بازنگری بنیادهای مارکسیسم سنتی، بی علاقه بود، اما با تلاش هورکهایمر، در این زمینه، دیگران نیز با او همراه شدند

در اواخر سال 1972، پولوگ که بخاطر سکته قلبی گرونبرگ، بسیار پر مشغله بود، در سمینارها به نفع هورکهایمر سخن می‌گفت. در اواخر سالهای بیست، دو نفر دیگر، لئولو ونتال و تئودور ویزن گروند- آدورنو به او پیوستند که در سالهای بعدی نفوذ بسیاری یافتند. آدورنو در سال 1983، رسماً به مؤسسه پیوست. علاقه هورکهایمر، او را بطرف ادبیات و علاقه آدورنو، او را بسوی موسیقی سوق داد.سال 1931بود، که هورکهایمر به ریاست مؤسسه منصوب شد. او در سخنرانیهایش، ابتدا به نظریه فردگرایی ایده آلیسم کلاسیک آلمان و سپس به فروپاشی ایمان، که شوپنت هاور، آنرا بیان کرده بود، پرداخت و همچنین بررسی نظریه پردازان دوران اخیر، از جمله نوکانتیان مکتب ماربورگ و اوتماراشپان، از مکتب فراگیر زندگی اجتماعی. وی فلسفه اجتماعی را نظریه‌ای مادی می‌دانست، نه یک رشته علمی . ‌اساس کار مؤسسه را، پژوهش درباره رفتار کارگران، متکی بر روشهای آماری و پرسشنامه و تفسیرهای مختلف اعلام نمود

یکی دیگر از اقدامات مؤسسه با ریاست هورکهایمر، توقف نشریه «بایگانی گرونبرگ» بود ومؤسسه در طی دو سال بعد، آثار خود را به شکل مقاله در «مجله پژوهشهای علمی» منتشر کرد. با ورود روانکاوی به مؤسسه، دوران گرونبرگ، سرانجام سپری شد. این تحولات با ورود هربرت مارکوزه، در سال 1932، شتاب بیشتری گرفت.با به قدرت رسیدن نازی ها در سال 1923، این مؤسسه به خطر افتاد

هورکهایمر در سال 1932 بیشتر بیمار بود، او قبل از روی کار آمدن هیتلر به فرانکفورت بازگشت و به بحث درباره آزادی پرداخت . هنگام بستن مؤسسه، وی به سوئیس رفت . بخش بزرگی از کتاخانه مؤسسه به مکانی دیگر منتقل شد و همچنین سرمایه آن . هورکهایمر، تیلیش، هوگوزیستهایمر، رسماً از دانشگاه اخراج شدند. این مؤسسه، افرادی مثل پل باران را تربیت کرده بود که مؤثر بر علوم اجتماعی امریکا بودند

مؤسسه، با حمایت های مالی فلیکس وایل و پدرش می‌چرخید، و با این پشتوانه، توانست در ایام تبعید به حیات خویش ادامه دهد. و عامل این حمایت، ضرورت بررسی یهود آزاری، در آلمان بود، که مقداری از زمینه فکری مؤسسه را، در بر می‌گرفت، که در این نقطه با نظرات کارل مارکس، مشترک بودند

هورکهایمر در همان اثر اولیه‌اش، سرمایه داران یهودی را که بخاطر به خطر افتادن سرمایه خود با یهودستیزی مخالف بودند، سرزنش می‌کرد. اعضاء مؤسسه، در امریکا نسبت به مسائل یهود، بیشتر حساسیت نشان می‌دادند

علاوه بر تأثیر ایده الیست بر این مکتب، انتقال این مکتب و ورود اعضاء آن به امریکا، تأثیر زیادی بر جریان فکری آن داشت. چون فرانکفورتی‌ها در آنجا با شرایطی روبرو شدند که طبقه کارگری وجود نداشت و پایه های بورژوایی، قوی تر بود.این مکتب، در مراحل تکوینی بعدی خود، کاملاً از نظرات مارکس فاصله گرفت. ولی با سخنان یورگن هابرماس، دوباره جلوه هایی از مارکسیسم پدیدار گشت.هابرماس اظهار داشت، که شباهت بسیاری بین برخی خصوصیات سنت فرهنگی یهود و ایده الیسم آلمان مشاهده می‌شود و مورد اصلی ، این نکته است که یهودیان ، راه نزدیکی به خدا را کلام می‌دانستند

عواطف انقلابی اعضاء مؤسسه، در اثر هورکهایمر«هاینریشرگیوس» که او این نام را استعاره گرفته بود، کاملاً مشهود بود

این مکتب می‌توانست بسیار غنی‌تر و قوی‌تر باشد، اگر به سیاست علمی‌خود، بیشتر می‌پرداخت، می‌توان گفت که تبعید افراد آن ، قبل از اخراج توسط نازی ها، آغاز شده بود

پس از شکست انقلاب آلمان، تعدادی از آنها نسبت به گروهبندی های چپگرا، بیگانه بودند

انتقال سرمایه مکتب به هلند در سال 1931، یک اقدام زیرکانه بود . مؤسسه توانست در طی چندین سال با شخصیتهای برجسته امریکایی ارتباط نزدیکی برقرار کند. سال 1934 در طی ملاقات هورکهایمر با نیکلاس مورای ‌باتلر، پیشنهاد پیوستن مؤسسه به دانشگاه، از طرف وی، مطرح شد . پس از آن، مارکوزه، لوونتال، پولوک و تیفوگل به امریکا آمدند. موقعیت اعضا این مؤسسه، در مقایسه با اعضاء«دانشگاه در مهاجرت» خیلی بهتر بود و اختلاف این دو علاوه بر عامل ایدئولوژیکی، بیشتر از لحاظ اقتصادی، شدت یافت

تفاوت فکری بین فرانکفورتی‌ها وعلوم اجتماعی امریکا، به دور محور فلسفه گرایی آنها و عینیت گرایی امریکایی می‌چرخید ، البته این تجربه گرایی در بین فرانکفورتی‌ها رسوخ کرد

مؤسسه با پیشنهاد همکاران امریکایی، مبتنی بر نشر مجله به زبان انگلیسی مخالفت کردند ، آن هم جهت پاسداری از یک فرهنگ رو به زوال وهمین موجب شد ، تا مقداری از جهاد دانشگاهی امریکا ، فاصله بگیرند

مؤسسه، پژوهشهای خود را در مورد بحران سرمایه داری، درهم شکستن لیبرالیسم سنتی، خطر پیدایش خودکامگی، به شدت دنبال کرد، تا سهمی‌در شکست نازی داشته باشد، در همین جا بود ، که بازپرداخت مارکسیسم سنتی، اهمیت یافت

افراد برجسته این مکتب، هرکدام به جنبه خاصی اشاره می‌کنند. آدورنو و هورکهایمر، دو نظریه صنعت و فرهنگ را مطرح کردند، آنهامعتقدند، که سرمایه داری از طریق فرهنگ، سلطه خویش را ثبات می‌بخشد. هایدیگر، طرفدار نظام فاشیست بود و بر تکنولوژی تأکید داشت. مارکوزه، مؤثرتر از هایدیگر بوده است، و نفس تکنولوژی را بد نمی‌دانست. هورکهایمر در آثارش از تحلیل هرمونتیک استفاده کرده است. هابرماس و دیگر اعضای فرانکفورت، متأثر از روش تفهمی، پدیدار شناسی هوسرل و فلسفه هایدیگر، دیلتای و هربرت مید بوده‌اند. همه افراد فرانکفورت به آلمان بازنگشتند


فصل سوم:یورگن هابرماس

1-3-زندگینامه

یورگن هابرماس، سال 1929 در دوسلدورف آلمان بدنیا آمد. پدرش، رئیس دفتر صنعت و تجارت شهر بود. وی در دانشگاه های گوتینگتن، بن و زوریخ تحصیل کرده است. سال 1949، وارد دانشگاه گوتینگتن شد و رساله دکترای خودش را بنام «مطلق و مفهوم تاریخ» به پایان رسانید. او سال 1950 به مطالعه آثار گئورگ لوکاچ پرداخت و تأثیر زیادی از او گرفت. سال 1956، دستیار آدورنو در دانشگاه فرانکفورت شد. از سال 1961 تا 1964 در دانشگاه هایدلبرگ، فلسفه تدریس می‌کرد. بعد از آن، به تدریس فلسفه و جامعه شناسی در دانشگاه فرانکفورت پرداخت. اولین اثر خود را سال 1962 بنام «تحول ساختاری در گستره همگانی» به چاپ رسانید

از سال 1971 تا 1983، ریاست مؤسسه تحقیقاتی«ماکس پلانگ» را به عهده گرفت، ولی استعفا داد، و به فرانکفورت بازگشت، و سپس اثر بزرگ خود«نشریه کنش ارتباطی» را در دو جلد منتشر کرد و پس از آن در دانشگاه جان ولفانگ گوته، به تدریس مشغول شد

او فردی بسیار خوشفکر و فعال بود، تقریباً از سال 1954 تا 1988 حدود 26 اثر به چاپ رسانید.تا سال 1989، سیزده اثر وی به انگلیسی و دوازده اثرش به فرانسه، ترجمه شده است. بنا بر اظهار شخصی ، بنام گورستن، تا سال 1982، نهصد اثر درباره هابرماس و دیدگاه های وی، به چاپ رسید که او آنها را در یک کتابشناسی فهره کرده است . این تعداد در سال 1990 به 3000 اثر رسید . وی سه فرزند دارد

2-3-اندیشه های هابرماس

از نظر بسیاری از صاحبنظران، یورگن هابرماس، شخصی بود که مکتب فرانکفورت را از مرگ حتمی‌نجات داده است. هرچند، هدف او در ابتدا، دفاع از نظریه مارکس و رد جزم اندیشی بوده، ولی بعدها، نظراتش را با انتقادات مختلف، بسط داده است

بطور کلی میتوان چنین گفت، که اندیشه های او حول چند محور و مفهوم می‌چرخد

1-مفهوم کنش ارتباطی

2-مفهوم معرفت شناسی

3-تلفیق نظریات(کنش با نظام)

4-تأکید بر رهایی بخشی ، از طریق کنش ارتباطی

1-کنش ارتباطی: او از نقد مفهوم کار، در نظریه مارکس، به کنش ارتباطی می‌رسد و کار را جزئی از کنش ارتباطی می‌داند، وی سه نوع کنش را مطرح کرده است

الف)کنش پارامتریک(وسیله ای):در این نوع، یک کنش و یک کنشگر وجود دارد

ب)کنش استراتژیک:حاوی چند کنش و چند کنشگر می‌باشد

ج)کنش ارتباطی:معطوف به تفهیم موضوع و رسیدن به مفاهمه است

در دو کنش اول، هدف، چیرگی وتسلط است. و شکل ابزاری دارد. اما سومی که در مورد نظر هابرماس است، ایجاد کننده ارتباط و ادراک است. او در کنش ارتباطی، خود را از قید عباراتی ، مثل شناسنده و شناسا، رها می‌سازد و این همان عباراتی است ، که لوئی آلتوسر بکار برده است. هابرماس معتقد است، آن قید و بندها، موجب عقلانیت ابزاری است. وی دو نوع عقلانیت را معرفی می‌کند، یکی عقلانیت صوری که بدنبال تسلط ابزاری است و دیگری، عقلانیت ذاتی، که بدنبال تسلط عملی است. از آنجا که او عامل ارتباط را کلام می‌داند، در مورد آن بسیار بررسی کرده است. از نظر او، زبان ، عامل تغییر محیط است، که موجب شکل گیری دانش عملی می‌گردد و در نهایت به علم هرمونتیک می‌رسد، که علم تفسیر است. وی به انحراف کشیدن وخطا رفتن انسان در این جریان تفسیر و ارتباط، اشاره می‌کند و حتی نظریه را محصول کنش انسانی می‌داند و وسیله‌ای برای آزادی بیشتر انسان

تفاوت او با آدورنو و هورکهایمر در این موضوع است که آنها دانش را با اعمال سلطه، مربوط می‌دانند. او در این حیطه، به مفهوم موقعیت گفتار آرمانی، اشاره دارد ، مبتنی بر آن که در شرایط مختلف، باید استدلال برتر حاکم شود، مفاهمه بر اساس مباحثه است، نه قدرت. وی در جستجوی آن است، بداند چه چیزی ارتباط متقابل را مختل می‌کند، بنظر وی چیزی ارتباط را تحریف کرده است و آن ایدئولوژی و مشروع سازی است که توسط سرمایه داری اعمال می‌شود

2-مفهوم معرفت شناسی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق اتحادیه اروپا وایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق اتحادیه اروپا وایران در word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق اتحادیه اروپا وایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق اتحادیه اروپا وایران در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق اتحادیه اروپا وایران در word :

اتحادیه اروپا وایران : نزدیکی در دو خط موازی
مرکز داده ها و پژوهش های استراتژیک

از دهه نود اتحادیه اروپا سعی داشت ایران را ترغیب به تغییر سیاست های خود در قبال خاور میانه، حمایت از تروریسم ، موشک و تسلیحات کشتار جمعی و حقوق بشر کند. سیاست های ایران دستخوش تنوع و اختلاف شد، نسبت به بدترین دوره های دهه نود پیشرفت هایی را داشت اما تمامی این مسایل همچنان بعنوان یک دغدغه جدی تا کنون هم ادامه دارد
. اما مشارکت بعنوان اصل و محور راه حل ها در این زمینه ها محسوب می شود و بهترین راهبرد برای توسعه منافع مشترک به شمار می آید. از این منافع می توان به بخش انرژی ، مبارزه با مواد مخدر ، بازرگانی و مسایل مهم منطقه ای را ذکر کرد. وسیله ممکن برای بررسی و مناقشه این مسئله مرکز گفتگوهای فراگیر است که به طور رسمی توسط خاتمی تشکیل شده و با وجود آنکه ایران اهمیت چندانی به زنده کردن آن ندارد اما رسما و مطلقا هم تا کنون تعطیل نشده است. تجربه نشان داده است که مشارکت در تمامی مسایل و ابعاد نمی تواند کافی باشد و اتحادیه اروپا باید خود را برای مخلوط کردن موارد تشویقی و تنبیهی در خط موازی آماده کند.

حقوق بشر ، جامعه مدنی و دیپلماسی عمومی

وضعیت حقوق بشر و جامعه مدنی در ایران روز به روز بحرانی تر می شوند، آزادی بیان به شکل وسیعی سرکوب شده و احیانا این عمل با خشونت انجام می پذیرد. به طور مثال پلیس در سال 2006 دو تظاهرات مسالمت آمیز را که برای دفاع از حقوق زنان در تهران را پراکنده کرد. مرکز شیرین عبادی برای دفاع از حقوق بشر نیز مرکزی غیر قانونی اعلام شد، همچنین کمیته نظارت بر مطبوعات ایران چهار روزنامه را تعطیل کرد و قید و بندها را بر شبکه اینترنت افزایش داد. در این سال در ایران تعدادی اعدام شدند که در میان آنها تعدادی از اقلیت ها هم به چشم می خورند که بعد از چین بالاترین تعداد را در 2006 به خود اختصاص داد. دولت ایران به درخواست های اتحادیه اروپا به طور مثال در مورد حکم اعدام 10 نفر از عرب های اهواز که حکم آنها بدون اجازه یافتنشان به استفاده از وکیل یا دادگاه علنی بی توجهی کرد.حکم اعدام هفت نفر از آنها به اجرا در آمد.اتحادیه اروپا تلاش کرد تا از طریق گفتگوهای حقوق بشر با ایران ارتباط برقرار کند، اما ایرانی ها از سال 2004 این دیدارها را لغو کردند ، هیچ دلیلی هم وجود ندارد که تاکید کند این دیدارها اثر گذاری خاصی داشته است، همچنین نقدعلنی هم آنچنان تاثیر گذار نبود زیرا ایرانی ها این مسئله را نپسندیدند. در مقابل سعی شد نزدیکی از طریق ورود به گفتگو با اشخاص به جای دولت صورت پذیرد، همچنین حمایت مستقیم از فعالان حقوق بشر به نحوی که آنها را در معرض خطر قرار نداده و به مسئله ای که برای آن فعالیت می کنند را در دستور کار قرار گرفت و در کنار آن همکاری و کمک در مسایلی با حساسیت کمتر همچون مبارزه با مواد مخدر، محیط زیست ، بهداشت ، امداد و نجات هم که می تواند در ساخت جامعه مدنی حقیقی همکاری می کند. عضویت ایران در برنامه ERASMUS MUNDUS فرصت مناسبی را برای تبادل علمی فراهم کرده و این امکان را برای اتحادیه اروپا جهت تفسیر سیاست های خود به شکل بهتری برای تمامی ملت ایران فراهم کرده است. همچنین ظهور علنی شخصیت های سیاسی اروپایی در مراکز اطلاع رسانی ایران و رسانه های فارسی زبان همچون رادیو، تلویزیون و اینترنت می تواند کمک کننده باشد. برخی از شخصیت های در این کشور ابتکار عمل هایی را در این زمینه ابراز می دارند. اتحادیه اروپا هم برنامه های آموزش اطلاع رسانی موفقیت آمیزی را در مناطق دیگر جهان دارد که می تواند آنرا در ایران هم تکرار کند. • اتحادیه اروپا چگونه می تواند تاثیر گذاری خود را بر حقوق بشر افزایش دهد؟ • چگونه می تواند تلاش های مشارکت با جامعه مدنی را به شکل بهتری به اجرا در آورد؟ آیا ادوات و وسایل جامعه مدنی می تواند نقش بزرگتری را ایفا کند؟

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مبانی شناخت شناسی توسعه سیاسی ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مبانی شناخت شناسی توسعه سیاسی ایران در word دارای 39 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مبانی شناخت شناسی توسعه سیاسی ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله مبانی شناخت شناسی توسعه سیاسی ایران در word

1 نقدی برنظریه پردازی درباب توسعه سیاسی  
2 معرفت شناسی مطالعات توسعه سیاسی (11)  
اول: مفاهیم و تصورات نظریات توسعه سیاسی  
دوم: حکم یا گزارههای توسعه سیاسی  
روش مفهوم پردازی درتوسعه سیاسی  
3 بسترتمدنی، محیطی، و جغرافیایی توسعه سیاسی ایران  
4 مفاهیم و متغیرهای شناخت شناسی توسعه سیاسی ایران  
جمع بندی و نتیجه گیری گفتار  
منابع  

1 نقدی برنظریه پردازی درباب توسعه سیاسی

درادبیات مربوط به توسعه ” دگرگونی” به هر گونه تغییری در وضع و شرایط موجود اطلا ق می­گردد. بر این اساس، دگرگونی اجتماعی هر نوع تغییری در ساختارها و روابط اجتماعی را در بر می­گیرد و دگرگونی اقتصادی برهر گونه تغییری درالگوهای تولید یا توزیع دلالت می­کند. درحالی که دگرگونی سیاسی به تحول در رهبری سیاسی، فرایندها و یا نهادهای موجود مربوط است. اما در هر سر نوع از دگرگونی این نکته دارای اهمیت است که هیچک از آن­ها دارای بار ارزشی نیستند و خود به تنهایی نه مطلوب ، و نه نامطلوب تلقی نمی­شوند بلکه صرفا بیانگر تفاوت میان وضع کنونی و گذشته هستند

” توسعه ” در کلی­ترین کاربرد آن، یکی از صورت­های خاص تغییر و دگرگونی است. توسعه، تغییر هدف دار برای حصول به هدفی خاص است. جامعه به مثابه فرد مراحل گوناگونی از رشد و تکامل را طی می­کند تا به حد مشخصی از بلوغ فیزیکی و فکری برسد. درتوسعه سیاسی ، باید نقطه شروع و پایان فرایند را مشخص و میزان توسعه نیافتگی سیاسی را تعیین کرد (1)

درادبیات توسعه سیاسی (2) ، این اصطلاح گاهی هم معنای نوسازی سیاسی (3) تلقی می­شود. گابریل آلموند و جیمز کلمن نوسازی سیاسی را فرایندی می­دانند که به موجب آن نظام­های سیاسی سنتی غیر غربی ویژگی­های جوامع توسعه یافته را کسب می­کنند. (4) از نظر این دو نویسنده ویژگی­های مزبور عبارتند از: جاذبه شهرگرایی، بالابودن سطح سواد ودرآمد، وسعت جغرافیایی و اجتماعی، میزان نسبتا بالای اقتصاد صنعتی، توسعه شبکه­های ارتباط جمعی و مشارکت همه جانبه اعضای جامعه در فعالیت­های سیاسی و غیر سیاسی. دراغلب موارد نویسندگان، نوسازی سیاسی را دربرابر سنت گرایی قرار داده، براین اساس، معتقدند که جامعه­ای به توسعه سیاسی دست می­یابد که از حالت سنتی خارج شود و به صورت مدرن درآید. در علوم اجتماعی دانشمندانی مانند ماکس وبر بر تباین میان جوامع سنتی و مدرن تاکید کردند، چنین الگوهای ایده­آلی نظریه­های توسعه و نوسازی سیاسی را تحت تاثیر خود قرار داد: ایزن اشتات با الهام از نظریه وبر و تحت تاثیر تالکوت پارسنز نوسازی سیاسی را به صورت ساختارهای سیاسی متنوع و تخصصی شده و نیز توزیع اقتدارسیاسی در میان کلیه بخش­های جامعه توصیف کرد (5)

دربرابراین دانشمندان،عده­ای دیگر، توسعه سیاسی را از نوسازی سیاسی تفکیک کرده و توسعه سیاسی را عامتر از نوسازی سیاسی می­دانند. این دسته از نویسندگان معتقدند نوسازی سیاسی در بطن توسعه سیاسی جای می­گیرد. دراین روند، ویژگی­های آن را کنش متقابل میان ساختارها و کارکردها برای ابتکار و نوآوری، وجود ساختارهای انعطاف پذیرو تخصصی شده و وجود چارچوب­های خاص برای توسعه دانش و مهارت­ها می­دانند. آن­ها معتقدند که نوسازی سیاسی را می­توان فرایندی تلقی کرد که درآن نقش­های کارکردی جامعه به سازندگی و تولید مبادرت می­کنند (6) . در مجموع مطالعات توسعه و نوسازی سیاسی در سه رهیافت مطالعات مربوط به فرایند اجتماعی، مطالعات تاریخی- مقایسه­ای، و مطالعات سیستم- کارکردی درادبیات توسعه انجام شده است (7)

پس از جنگ جهانی دوم نویسندگان علوم سیاسی به نظریه پردازی درزمینه نوسازی وتوسعه سیاسی در کشورهای غیر غربی پرداخته­اند، گرایش کلی این مطالعات در جهت بهره گیری از تجارب جوامع غربی بوده است. بر این اساس هر گونه تحولی که درکشورهای غیر غربی با فرایند تاریخی توسعه و نوسازی غرب تطابق داشته، مطلوب تلقی شده است و جریانات خلاف این فرایند به عنوان عقب ماندگی مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته است. چنین برخوردی نسبت به جهان غیر غربی سبب گردیده نویسندگان این رشته به دور از واقعیات موجود، به نظریه پردازی درباب نوسازی و توسعه سیاسی اقدام کنند. برای اعتبار بخشیدن به نظریه­های توسعه سیاسی در این جوامع ضروری است در مورد داده­های تجربی که مبتنی بر مطالعات مربوط به جوامع غربی است، تجدید نظر کلی به عمل آید و حتی در برخی از موارد در چارچوب رهیافت­­های جدید متغیرهای اساسی تری را وارد کرد. هر چند مطالعات نوسازی و توسعه سیاسی بر پایه تجارب تاریخی غرب بسیار سودمند است اما به نظر می­رسد ضعف این مطالعات این است که به جای تجزیه و تحلیل و درک جوامع غیر غربی از بعد تاریخی و فرهنگی ، تلاش کرده­اند به جنبه­های انتزاعی جوامع سیاسی توجه کنند تا از به این وسیله بتوانند به راحتی وضعیت جوامع غیر غربی را با الگوها و نظریات خود تطبیق دهند و بر اعتبار نظریات خود بیافزایند. در اکثز آثار نویسندگان این مطالعات به مفروضاتی بر می­خوریم که در اغلب موارد اغوا آمیز است. این مفروضات نوعا از دو عامل نشات می­گیرد: پذیرش بی چون و چرای نظام حکومتی دولت­های غربی به وسیله کشورهای غیر غربی به منظور مبادلات تجاری د رسطح بین الملل و تا اندازه­ای ملی و عامل دوم گرایش نخبگان سیاسی جوامع غیر غربی به انگاره­های سیاسی، اجتماعی و آموزشی غرب وتعهدات آن­ها برای ساختن نهادهای سیاسی مانند غرب در دوران پس از استعمار. مجموعه مطالعات پس از جنگ دوم گرفتار تعصبات ذهنی انتخابی می­باشند. وجود این دگم­های علمی مانع از آن است که کلیه متغیرها را بررسی کرد. عبدالعلی قوام این دگم­ها را درپنج دسته تعصب دسته بندی می­کند (8)

· تعصبات مفهومی: غربی­ها نسبت به واقعیات زندگی اجتماعی وسیاسی و پیچیدگی­ دگرگونی­های مستمر جوامع غیر غربی حساسیت اندکی داشته­اند، حتی در شرایطی که پژوهشگران به این واقعیات و پیچیدگی­ها پی می­برند، در صددند که آن­ها را براساس تجارب تاریخی، اجتماعی وسیاسی کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی توضیح دهند. بنابراین نویسندگان مزبور در توضیحات مفهومی و برداشتی خود اغلب بر فرضیات عام تاکید می­کنند. اشکال اساسی این امرآن است که پی­آمدهای نوسازی در همه جا یکسان تلقی شده و با بهره گیری از معلومات تئوریک که برای توضیح روند دگرگونی و توسعه در جوامع غربی به کار برده می­شود روند دگرگونی و توسعه جوامع غیرغربی توضیح داده می­شود

· تعصبات ارزشی: بیشترین تعصبات ارزشی در توصیف توسعه سیاسی از خطای دو قطبی شدن” سنت گرایی” و ” نوگرایی” نشات می­گیرد. نوگرایی درزمینه اقتصاد، صنعت و سیاست به عنوان یک پدیده مثبت و مطلوب تلقی شده است. درشرایطی که سنت گرایی به عقب ماندگی تعبیر و تفسیر می­شود و نوگرایی از ویژگی­های جوامع صنعتی پیشرفته به شمار می­رود. به هر حال برچسب ” نوگرایی” و ” سنت گرایی” نه به عنوان ابزار تحلیل عینی مفید است و نه به درک واقعیت­ها جوامع مختلف کمک می­کند. در فرهنگ توسعه و نوسازی این اصطلاحات در نقطه مقابل یکدیگر یعنی برتر دربرابر پست و حقیر، وپیشرفته در مقابل عقب مانده استفاده می­شود

· تعصبات ساده سازی و تحدید آمیز: عده­ای از نویسندگان سعی کرده­اند به جای پرداختن به پیچیدگی­های جامعه سیاسی برای ساده سازی تحلیل خود، بخش­هایی از ویژگی­های آن را از قسمت­های دیگر انتزاع کرده و پس از ساده سازی متغیرهای گوناگون به بررسی و تجزیه وتحلیل محدود ساختارها و کارکردهای نظام سیاسی بپردازند. چنین شیوه برخوردی نسبت به مساله توسعه سیاسی موجب شده است که این مطالعات به دلیل سرشت و کیفیت انتخابی آن­ها منجر به عدم تعمیم نظریه­های توسعه ونوسازی به کلیه مناطق در شرایط گوناگون شود

· تعصبات در انتشارنوگرایی و غرب گرایی در جوامع غیر غربی: درچارچوب مسایل توسعه بسیاری از نویسندگان چنین تصور می­کردند که نیروی قوی فرهنگی برخاسته از غرب با کلیه صفات قانونی، سیاسی، اقتصادی و اداری درجوامع غیر غربی که سنتی تلقی می­شدند نشر یافته و به مرور زمان تمام ترتیبات بومی سیاسی آن­ها را دستخوش تغییر و دگرگونی خواهد کرد. و درنهایت این جوامع از نظر اقتصادی و سیاسی مانند جوامع غربی نوسازی می­شوند. تجربه نیم سده گذشته نشان می­دهد که برغم وجود آموزش غربی، تعهدات عمیق نسبت به ارزش­های سیاسی و اجتماعی غرب و تقلید نهادهای سیاسی وقانونی از غرب به وسیله جوامع غیر غربی، هیچ یک از ارزش­ها یا نهادهای اجتماعی و فرهنگی بومی جوامع غیر غربی به طور کامل از بین نرفته است و در بیشتر موارد آن­ها خود تعدیلات لازم را درکارکرد و ساختار نهادهای تقلیدی به عمل آورده­اند. به عنوان نمونه وضعیت سه کشور عمده آسیا، ژاپن ، چین، و هندوستان نشان می­دهد که برخی از عناصر فرهنگی به صورت لایه نازکی بر عناصرمدرن- بنابه ادبیات مرسوم- باقی می­ماند.در مورد جامعه اخیرسوزان و لوید رودلف (9) بر خلاف نظریه تک خطی آلموند که ملهم از نظریه پارسنز است و جهان را به موجب عقل درونی واحد و مشترکی درحال پیشرفت در مسیر یگانه و برگشت ناپذیر از سنت به تجدد می­داند، از امکان ترکیب الگوهای سنت و تجدد- بر حسب پارادایم مدرن- سخن می­گویند. به نظر این دو برخلاف تصور رایج در نظریه ارتدکس نوسازی ، کاست­های هندی نه تنها منسوخ نشده­اند بلکه زمینه نوسازی سیاسی هندوستان را تشکیل داده­اند زیرا کارویژه­های مهمی را احراز کرده­اند. اینک انجمن­های کاستی به عنوان گروه­های هم سود عمل می­کنند. از سوی دیگرکاست­ها مجاری بسیج اجتماعی نیز هستند. بدین سان آن دو نتیجه می­گیرند که توسعه از خلا پدید نمی­آید بلکه محصول نوسازی نهادها و فرهنگ سنتی است. به این ترتیب مشاهده می­شود که الگوهای مسلط در نظریه نوسازی غربی که میان سنت و تجدد قایل به تقابل هستند، آسیب می­بیند

· تعصبات نسبت به ارزش­های غربی: مردم شناسان غربی در جریان مطالعه جوامع غیر غربی با تعصب به این جوامع برخورد کرده­اند. برخی ازاین دیدگاه­هایی که آن­ها در مطالعه مسایل جوامع غربی­ ­– در اصطلاح مدرن- و غیر غربی- به اصطلاح ماقبل مدرن- مورد توجه قرار داده­اند بدین شرح است: جوامع غیر غربی همان راه جوامع غربی را خواهند پیمود، این جوامع دربرخورد با حکومت­های استعماری که آن­ها را به مبارزه طبقاتی مانند نظام­های غربی کشانید، بسیاری از ویژگی­های یک پارچگی بومی – به اصطلاح سنتی- خود را از دست می­دهند. در جوامع غیر غربی می­توان ساختارها و کارکردهای مشابه جوامع غربی – به اصطلاح مدرن- مشاهده کرد. هم چنین از نظر نویسندگان توسعه از طریق نوعی نسبی گرایی، می­توان به بررسی مسایل تمام جوامع پرداخت. به ندرت بتوان پژوهشگری را یافت که فاقد تعصبات آگاهانه یا نا آگاهانه باشد. آثار این تعصبات را باید در رهیافت­ها، مدل­ها،انتخاب نظریه­ها و مفاهیم جست و جو کرد. اصولا تعصبات می­توانند تمام اعمال، تفکر و شخصیت ما را تحت تاثیر خود قرار دهند. آگاهی از تعصبات شخصی و تحلیل هر یک از آن­ها، کمک وافری به درک ارتباطات موجود میان متغیرهای گوناگون می­کند. تحت این شرایط است که پژوهشگر می­تواند مراقب مبالغه­گویی­ها، تحریف­ها، و غفلت­های خویش باشد (10) . گذشته از مساله تعصبات فرهنگی، مردم شناسان در بهره گیری از ابزارهای تحلیل نظری با تنگ نظری­هایی مواجه بوده­اند. ازآن­جایی که بسیاری از این نظریه­ها ریشه درتجارب سیاسی و اجتماعی غرب دارد، یا بر اثر نتایج به دست آمده از یک تحقیق میدانی در جوامع غیر غربی – که آن هم در فضای آکادمیک غرب شکل گرفته است- حاصل شده از این رو مسایل مربوط به نزدیک بینی پژوهشگران هم چنان به قوت خود باقی است

به این ترتیب الگوهای توسعه سیاسی علی رغم این که تظاهر به عام گرایی می­کنند و کم و بیش به شکل انتزاعی وجوه مشترک تمام نظام های اجتماعی را نشان می­دهند، اما در همان حال از سویی تجربه توسعه کشورهای غیر غربی متفاوت تجربه توسعه کشورهای غربی می­نماید، واز سوی دیگر برخی از مطالعات درباره تجربه توسعه کشورهای غربی نشان می­دهد توسعه سیاسی دراین کشورها نیز تابع یک الگوی توسعه نبوده است . بنا براین تجارب به دست آمده به ما القا می­کنند که این پدیده­ها از تنوع بسیاری برخوردار هستند که ناشی از شرایط تحقق آن­هاست. از این رو ضرورت دارد از مرحله کنونی پا فراتر نهاده ، در ورای الگوهای جهان شمول پیشین به درک روند­های توسعه خاص در هر حوزه جغرافیایی – مانند جهان اسلام، خاور میانه، شیوه تولید آسیایی و;- و فرهنگی نایل شویم. اما باید به این نکته توجه کرد که اختصاص گرایی مزبور تنها در سطح تفاوت­های فرهنگی خلاصه نمی­شود و بلکه در مورد کشورهای غیر غربی با سابقه تمدنی زیاد- بر حسب نوع تمدن آن کشور- این خاص گرایی خود را در سطح تمدنی نیز نشان می­دهد. اما همین جا این نکته را باید خاطر نشان کرد که ما در این ادعای خاص گرایی سخن برخی از نویسندگان توسعه مانند برینگتون مور،چارلز تیلی، اشتین رکان، والرشتاین،پری اندرسون و; را تکرار نمی­کنیم. چرا که دعوای این افراد رجوع به تاریخ برای دست یابی به توضیحی جامع و منحصر به فرد از توسعه سیاسی در هر جامعه است. آن­ها برای این منظور اولا با تاکید به خاص گرایی امکان یافتن قواعد عام را بسیار تضعیف می­کنند. در واقع به لحاظ روش شناختی دعوا بر سر اولویت به جهان شمول بودن و انتزاع خصوصیات مشترک به زیان تمایزات تاریخی / فرهنگی یا اهمیت دادن و برجسته کردن تمایزات فرهنگی – تاریخی به هزینه تعمیم انتزاعی در مطالعه توسعه است. در حالی که به عقیده ما انسان به عنوان انسان بودن علی رغم وجود تفاوت­های تاریخی/ فرهنگی، می­تواند به ویژگی­های انسانی مشترک میان تمامی ابنای بشر دست یابد. و ثانیا به نظر می­رسد تمامی الگوهای مطالعاتی توسعه غربی ، حتی آن­جا که به بررسی کشورهای غیر غربی می­پردازند – حتی الگوهای خاص گرا- تمایزات تمدنی را چندان به جد نمی­گیرند و از دیدگاه تجدد غربی به مطالعه جوامع غیر غربی می­پردازند در حالی که از تنفس این کشورها در افق­هایی غیر از افق تجدد چشم می­پوشند. در حالی که جوامعی مانند جوامع مسلمان نوعا در سه افق کلی اسلامیت، ملیت و تجدد زندگی می­کنند. از این جاست که مطالعات توسعه در سطحی کلان تر – سطح تمدنی – مطرح می­گردد و موضوع اپیستمولوژی های تمدنی مطرح می­گردد. در واقع بحث توسعه در جهان غیر غربی مسبوق به بحثی فلسفی از نظام­های دانایی هر تمدن – به عنوان مبانی معرفت شناختی آن- است

2 معرفت شناسی مطالعات توسعه سیاسی (11)

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق “ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسایل مختلف جهان” در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق “ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسایل مختلف جهان” در word دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق “ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسایل مختلف جهان” در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق “ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسایل مختلف جهان” در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق “ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسایل مختلف جهان” در word :

دبیر کل
فصل پانزدهم منشور ملل متحد در خصوص دبیرخانه و تمام دبیر کل در سازمان ملل متحد آمده است. ماده 97 منشور عالی‌ترین مقام سازمان را دبیر کل اعلام نموده است.
و مطابق ماده 98 دبیر کل در تمام جلسات مربوط به سازمان انجام وظیفه می‌کند و گزارش سالانه مربوط به روال کار سازمان را به جمع تقدیم می‌کند. ماده 99 اشعار می‌دارد:
«دبیر کل می‌تواند نظر شورای امنیت را به هر موضوعی که بعقیده او ممکن است حفظ صلح و امنیت بین المللی را تهدید می‌کند جلب نماید».
بنابراین طبق این ماده می‌توان به وسعت عمل دبیر کل پی برد. بعبارت دیگر دبیر کل در این زمینه به ابتکار خود و در فرصت مناسب می‌تواند، شورای امنیت را مجبور به بررسی موضوعی نماید که مخل نظم و امنیت بین المللی می‌باشد.
ماده 100 منشور در خصوص استقلال عمل اعضا از کشورشان می‌باشد. این ماده بیان می دارد که: «دبیر کل و کارمندان ملل متحد در انجام وظایف خود از هیچ دولت یا مقام خارج از سازمان کسب دستور نخواهند کرد و دستوراتی را نخواهند پذیرفت. آنان فقط مسئول سازمان هستند و از هر عملی که مناقی موقعیتشان بعنوان مامورین رسمی بین المللی باشد خودداری خواهند کرد…»

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران در word دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران در word

چکیده  
مقدمه  
نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران  
مقایسه جنبش دانشجویی دهه پنجاه و دهه هشتاد  
جنبش دانشجویی در انقلاب اسلامی  
الف) اعتراض های صنفی  
ب) تکاپوی متناسب با تحولات سیاسی  
ج) مبارزات مسلحانه  
گسترش فضای باز سیاسی و حرکت های دانشجویی  
وظایف دانشجویان در قبال آرمان های انقلاب  
نتیجه گیری   
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران در word

امام خمینی (ره) و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا ، جواد اژه‌ای، سمپاد ،1386

ـ جنبش دانشجویی در آیینه خاطرات (نگاهی تاریخی به فعالیت‌های انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور) ، داود قاسم‌پور، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1387

ـ جنبش دانش‌آموزان در انقلاب اسلامی ، یعقوب توکلی ، پیام هاجر (قم) ، 1387

ـ جنبش دانشجویی در آیینه خاطرات (نگاهی تاریخی به فعالیت‌های انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور) ، داود قاسم‌پور، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1387

چکیده

دانشجو و نقش آن در پیروزی انقلاب اسلامیایام فجر انقلاب اسلامی نتیجه حرکت توده های مختلف مردم از جمله دانشجویان و نقطه شروع حرکتی تمدن ساز و جهانی در همه ابعاد خود به رهبری حضرت امام (ره) می باشد. جنبش دانشجویی نیز همپای همه آحاد ملت در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی نقش خود را ایفا نمود. مقاله ذیل نقش دانشجویان را از منظر مقام معظم رهبری در پیروزی انقلاب اسلامی مورد ارزیابی قرار می دهد

نقش پیشرویی اجتماعی، یکی از کارکردهای ثانوی اما طبیعی دانشگاه هاست. در جوامع و کشورهای گوناگون، دانشگاه ها طلایه دار حرکت های پیشروانه، نوگرایانه، اصلاحی و یا انقلابی جوامع خود هستند

مقام معظم رهبری در ریشه شناسی این نکته چنین فرموده اند: «در همه جای دنیا، دانشجویان یکی از قشرهای پیشرو هستند، علت هم واضح است. روح ناآلوده جوان، هنگامی که با ذهن و فکر روشن ناشی از تحصیل و با دید بصیر و آگاه همراه می شود، ترکیب خیلی ممتاز و فاخری به وجود می آورد، آن ترکیب، همان دانشجو است!»

در کشور ما نیز دانشجویان دانشگاه ها چنان نقشی را داشتند. در جریان شکل گیری و اوج یابی نهضت اسلامی ایران، به شکل های گوناگون در آن سهیم شدند و نقش پیشروانه خود را ایفا کردند: «در رژیم گذشته هم علی رغم سرکوب و فشار و گمرا ه سازی دستگاه های مختلف آن رژیم جبار، بالاخره دانشجویان در گرایش به اسلام و اوج اسلام طلبی و اسلام خواهی، کار خودشان را کردند و نقش خودشان را ایفا نمودند.»(2)

البته فعالیت های اسلامی دانشجویی در دانشگاه ها، در زمان های مختلف و نیز دانشکده های گوناگون یکسان نبود، با توجه به شرایط و امکانات، اوج و فرودهایی داشت، اما در مجموعه پانزده ساله نهضت اسلامی ایران (از سال 42 تا 57) مستمر و پیوسته بود

کلیدواژگان:

 دانشجو- نهضت- رژیم- انقلاب


مقدمه

«از اولی که مبارزه اسلامی در این مملکت شروع شد، دانشجویان پا به پا حرکت کردند ; و البته در طول این مدت پانزده سالی که تا پیروزی انقلاب ادامه پیدا کرد، نوسان داشت. دانشگاه ها فرق داشتند، دانشکده های یک دانشگاه فرق داشتند، برهه های زمانی فرق داشتند. اما من که در طول این مدت با دانشجویان مربوط و دمخور بودم و این حرکات دانشجویی را تعقیب می کردم، می توانم یک جمع بندی ارایه بدهم. آن جمع بندی در یک کلمه این است که دانشجویان از ساعت اول این مبارزه تا لحظه پیروزی، یک جریان مستمر مبارزه دانشگاهی و دانشجویی را به وجود آوردند، کسی در این هیچ شک و شبهه ای ندارد.»( امام خمینی (ره) و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا ، جواد اژه‌ای، سمپاد ،1386 )

فعالیت های اسلامی – سیاسی دانشجویی، به گونه های مختلف بود. از حرکت های با قالب سیاسی چون تظاهرات، اعتصابات، تدوین و نشر اعلامیه های سیاسی و; تا حرکت هایی که ظاهر محض دینی داشت، اما گرایش های سیاسی را در بطن خود پیش می برد، چون تجمعات دینی و مذهبی که به اهداف و مقاصد دینی – سیاسی شکل می گرفت:«در همین دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه های شهر تهران و نیز دانشگاه های سراسر کشور، از روحانیون و اساتید دینی و اسلامی از قبیل شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر و دیگران – بعضی مصمم، بعضی هم غیرمصمم – دعوت می شد. بچه ها مبارزه می کردند، برای این که بتوانند یکی از روحانیون این سبکی را به دانشگاه بیاورند و او را در تریبون سخنرانی قرار بدهند و از او بشنوند، و اگر یکی از این قبیل افراد به دانشگاه می آمد، اجتماع سالن های سخنرانی از همیشه شلوغتر و پرهیجان تر و پرشورتر می شد.»( امام خمینی (ره) و اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا ، جواد اژه‌ای، سمپاد ،1386 )

با اوج گیری نهضت اسلامی ایران در سال ،56 از نقش پیشروی دانشجویی کاسته شد. حضور توده های میلیونی، چنان گسترده و عظیم و پرشور بود که نقش قشر خاصی چون دانشجویان کمرنگ شد، چندان که در طلایه حرکت های مردمی، مرئی و محسوس نبود


نقش دانشجویان در انقلاب اسلامی ایران

«از اول شروع نهضت تا نزدیکی های پیروزی انقلاب – یعنی اوایل سال 57 – دانشجویان پیشتاز بودند، بعد پیشتازی شان را از دست دادند. چرا؟ آیا کند شدند؟ نه، مردم توفان راه انداختند، دانشجو آن روزی که پیشتاز بود، این طوری پیشتاز بود که اعلامیه را تهیه و تکثیر و منتشر و تظاهرات را راه می انداخت و کلاس را تعطیل می کرد و به خیابان می آمد و حضوری هم در یک خیابان پیدا می کرد و بعد هم نیروی انتظامی می آمد و او متفرق می شد، باز مثلا فردا عصر، یا یک هفته دیگر، یا شش ماه دیگر، در یک خیابان دیگر پیدایش می شد. در این زمان مردم کم بودند، نبودند و دانشجو پیشتاز بود. وقتی مردم به صورت گروه های متراکم به خیابان ها آمدند، آسفالت ها به خون مردم رنگین شد و شعارهای حاد و تند درجه یک، زندگی مردم و ذهن مردم و عمل مردم را فرا گرفت، مردم جلو افتادند.»( جنبش دانشجویی در آیینه خاطرات (نگاهی تاریخی به فعالیت‌های انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور) ، داود قاسم‌پور، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1387)

اما جریان دانشجویی کشور، گرچه نقش پیشروی و پیشتازی خود را در انقلاب 57 از دست داد، اما برخلاف جریان روشنفکری، از همگامی با مردم باز نماند و به نقش انفعالی و یا تخطئه کننده دست نیازید

عنصر صفا، معصومیت، احساس پاک و; در نسل دانشجو، چنان بود که به خوبی توانست گستره قیام مردمی را دریابد. به آن ایمان بیاورد و همپای مردمان کوچه و بازار، در مبارزات مردمی علیه رژیم شاه بکوشد و تمام توان خویش را در آن مسیر به کار گیرد

«هنر بزرگ دانشجویان در دوران اوج مبارزه این بود که خودشان را با مردم هماهنگ و همپا بکنند. وقتی مردم به میدان آمدند، گروههای پیشتاز و روشنفکر ناگهان احساس کردند که در محاصره توفان عظیم حرکت مردمی قرار گرفته اند; حرکت مردم معجزه آسا و برق آسا بود و همین که جوانها توانستند پا به پای مردم راه بیفتند، هنر مهمی بود. دانشگاه می توانست در این جا عقب بماند. کسانی خیال نکنند که دانشجویان بالاخره چاره ای نداشتند و جز این چیزی نمی شد و اجبارا در ماجراها کشانده شدند، نه، ممکن بود دانشجویان عقب بمانند. اما بحمدالله دانشجویان عقب نماندند و جلو آمدند و کارشان را انجام دادند.»(6)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله پیشرفت و وظایف دولت دینی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله پیشرفت و وظایف دولت دینی در word دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پیشرفت و وظایف دولت دینی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله پیشرفت و وظایف دولت دینی در word

چکیده  
مقدمه  
چیستی پیشرفت  
دو نوع پیشرفت وارونه  
پیشرفت معقول و حکیمانه  
مفهوم توسعه و پیشرفت  
چیستی دولت دینی  
ماهیت دولت  
ماهیت دین  
دولت دینی  
دولت دینی و پیشرفت  
وظایف توسعه‌ای دولت دینی  
1 حفظ نظم و ایجاد امنیت  
2 تأسیس بنیادهای قانونی، نظیر قانون اساسی، مجلس قانون‌گذاری و تولید قوانین مناسب  
3 برپایی نظام قضایی عادلانه و تضمین حقوق افراد  
4 برخورداری از نظام اداری مناسب  
5 نظارت دقیق برعملکرد نهادهای دولتی، قضایی و لشکری  
6 برنامه‌ریزی برای پیشرفت بر اساس اصول و شاخص‌های ثابت و تعیین عناصر متغیر مرتبط با اصول ثابت  
7 سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی ماهر و متعهد  
8 انباشت سرمایه فیزیکی به ویژه در امور زیربنایی  
9 نظارت بر بهره‌وری  
10 مداخله مسئولانه دولت در مبادله (به مثابه جزئی از فرایند تولید)  
11 کاهش انواع نابرابری‌های اقتصادی (تأثیر کاهش نابرابری بر رشد)  
12 نظام جامع تأمین اجتماعی (تأثیر تأمین بر کارایی نیروی کار)  
13هزینه‌مند کردن گدایی، بیهوده‌کاری و کارهای حرام  
جمع‌بندی  
منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله پیشرفت و وظایف دولت دینی در word

ـ نهج‌البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ـ بنیاد نهج‏البلاغه‏، چ سوم، 1378

ـ ارسنجانی، حسن، حاکمیت دولت‌ها، تهران، سازمان کتاب‌های جیبی، 1342

ـ اینگلهارت، رونالد، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم وتر، تهران، کویر، 1373

ـ بئک، لوئیس، «دگرگونی در مفاهیم و هدف‌های توسعه»، ترجمه حسین قاضیان، نامه فرهنگ، ش 1 و 2

ـ بوزان، باری، مردم، دولت‏ها و هراس، ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1378

ـ تودارو، مایکل، توسعه اقتصادی در جهان سوم، ترجمه غلامعلی فرجادی، تهران، مؤسسه عالی پژوهش در برنامه‏ریزی و توسعه، چ نهم، 1378

ـ جعفری، محمدتقی، فلسفه دین، تدوین عبدالله نصری، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چ دوم، پاییز 1378

ـ جهانیان، ناصر، «جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی»، اقتصاد اسلامی، ش 1، بهار 1380، ص 129ـ 158

ـ جهانیان ناصر، «نقش دولت در توسعه از دیدگاه امام خمینی(ره)»، اقتصاد اسلامی، ش 3، پاییز 1380، ص 55 ـ 74

ـ خامنه‌ای، سیدعلی(مقام معظم رهبری)، روزنامه جمهوری اسلامی، پنجشنبه، 22 آذر، 1380، 26 رمضان‏المبارک، شماره 6517

ـ امام خمینی، صحیفه نور، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1369، ج 20 و 21

ـ زاکس، ولفگانگ، نگاهی نو به مفاهیم توسعه، ترجمه فریده فرهی و وحید بزرگی، تهران، مرکز، 1377

ـ صدر، سیدکاظم، تجربه مسلمانان صدر اسلام در دستیابی به توسعه اقتصادی، اولین همایش اسلام و توسعه، دانشگاه شهید بهشتی،

ـ عرب مازار، عباس، «ضرورت رشد بهره‌وری در چارچوب برنامه اقتصاد بدون اتکا به درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام»، در: مجموعه سخنرانی‌های دومین سمینار ملی بهره‌وری، 7و8 خردادماه 1376، تهران، سازمان بهره‌وری ملی‌ایران، 1376

ـ فراهانی‌فرد، سعید، «سیاست‌های مالی و ثروت‌های طبیعی»، اقتصاد اسلامی، ش 2، تابستان 1380، ص 33ـ53

ـ فروم اریک، گریز از آزادی، ترجمه عزت‌الله فولادوند، تهران، کتاب‌های جیبی، 1356

ـ کلمن، دیوید و نیکسون فورد، اقتصادشناسی توسعه‌نیافتگی، ترجمه غلامرضا آزاد (ارمکی)، تهران، مؤسسه انتشاراتی فرهنگی وثقی، 1378

ـ گولت، دنیس، «توسعه: آفریننده و مخرب ارزش‌ها»، ترجمه غلامعلی فرجادی، برنامه و توسعه، ش 10، بهار، 1374، ص 62ـ80

ـ مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، قم، صدرا، 1374

ـ میر، جرالد، مباحث اساسی اقتصاد توسعه، جرالد م. مِیِر، ترجمه غلامرضا آزاد (ارمکی)، تهران، نی، 1378، ج 1

ـ نراقی، یوسف، توسعه و کشورهای توسعه‏نیافته، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1370

ـ هادوی‌تهرانی، مهدی، مکتب و نظام اقتصادی اسلام، قم، مؤسسه فرهنگی خانه خرد، 1378

ـ وینسنت، آندرو، نظریه‌های دولت، ترجمه حسین بشیریه، تهران، نی، 1371

ـ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، بی‌جا، علامه، بی‏تا

ـ احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‏تا

ـ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، شرح جمال‌الدین محمد خوانساری، تصحیح میرجلال‏الدین محدث ارموی، تهران، دانشگاه تهران، چ چهارم، 1373

ـ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، تصحیح محدث ارموی، تهران، دانشگاه تهران، چ دوم، 1346

ـ حلی، ابن فهد، عده الداعی و نجاح الساعی، قم، مکتبه الواجدنی، بی‏تا

ـ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، بیروت، دارصعب و دارالتعارف، 1401 ق

ـ شیخ صدوق، علل الشرائع، قم، مکتبه الداوری، بی‌تا، یک جلد

ـ صدر، سیدمحمدباقر، صوره عن اقتصاد المجتمع الاسلامی، قم، مطبعه الخیام، 1399

ـ صدر، سیدمحمدباقر، اقتصادنا، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1375

ـ محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع)، 1408، ج 11

Anderson Michael R., Access to Justice and Legal Process: Making Legal Institutions Responsive To Poor People in LDCs, Paper for Discussion at WDR Meeting 16ـ17 August

چکیده

این مقاله با روش توصیفی و اسنادی و با هدف بیان پیشرفت و وظایف دولت دینی تدوین یافته است. از آنجا که عمران و آبادی کشور اسلامی بدون وجود دولتی متعهد، متدین، باتدبیر و کارآمد امکان‌پذیر نیست، تلاش شده است تا ضمن شناخت ماهیت پیشرفت و توسعه از یک‌سو و شناخت ابعاد دولت دینی از سوی دیگر، وظایف دولت اسلامی در سه سطح بررسی شود: سطح اول، وظایف اولیه دولت اسلامی؛ سطح دوم، وظایفی که به طور مستقیم موجب پیشرفت می‌شود؛ سطح سوم، وظایفی که به طور غیرمستقیم موجب پیشرفت و توسعه اسلام خواهد شد.

کلید واژه‌ها: پیشرفت، توسعه، دولت، دین، وظایف.

 

مقدمه

پیشرفت به سمت اهداف نهایی و متوسط خلقت، وظیفه هر فرد و جامعه متعالی است. این مهم هنگامی به سرمنزل مقصود می‌رسد که نهادهای شیطانی نتوانند اثربخشی لازم را داشته باشند؛ یعنی دولتی دینی، زمام هدایت مردم و نهادهای رحمانی را در دست داشته باشد. این دولت برای رسیدن به این اهداف، چه تکالیفی بر عهده دارد و چه کارهایی باید انجام دهد تا پیشرفت پایداری مبتنی بر اسلام تحقق یابد؟ این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش اصلی است. طبیعی است که پرسش‌های فرعی برای شناسایی «ماهیت پیشرفت» و «ماهیت دولت دینی» طراحی می‌شوند

 

چیستی پیشرفت

رشد، ترقی، ارتقا، پیشرفت و توسعه واژه‌هایی هم‌افق و تقریباً مترادف می‌باشند.[0] بیش از دویست سال است که چنین واژه‌هایی در ادبیات اقتصادی سیاسی جهان کاربرد داشته و خاستگاه آغازین آن اروپا و تمدن صنعتی غرب است

دو نوع پیشرفت وارونه

در این دو قرن گذشته، جهان دو نوع پیشرفت و توسعه وارونه و نامطلوب را مشاهده کرد. نوع اول در غرب با عنوان مدرنیته و توسعه غیربرنامه‌ریزی‌شده اتفاق افتاد و نوع دوم در جهان سوم با عنوان مدرنیزاسیون و توسعه برنامه‌ریزی‌شده. نوع اول در غرب بدون برنامه‌ریزی خاصِ ناظر به کل جامعه و بدون کوشش‌های سنجیده، به طور تدریجی و با تغییر و تحول در ساختار فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به وقوع پیوست و هدف آن رفاه مادی و افزایش مداوم درآمد سرانه بود. این افزایش، مرهون به‌کارگیری روش‌های تولید مبتنی بر دانش و مبتنی بر عقلانیت ابزاری بود. اما نوع دوم پیشرفت و توسعه، در کشورهای در حال توسعه و بعد از جنگ جهانی دوم بود که روندی متفاوت داشت. توسعه این کشورها، که با هدف رسیدن به پیشرفته‌ها و خط‌مشی صنعتی‌شدن و با تأکید بر انتقال تکنولوژی و انباشت سرمایه برای رسیدن به هدف مزبور آغاز شده بود، روندی تند و سریع داشت که با کوشش‌های برنامه‌ریزی‌شده از طرف سازمان‌ها، حرکت‌های اجتماعی و به ویژه از طرف دولت‌ها همراه بود. به دلیل آنکه اغلب این کشورها هدف اصلی را رشد اقتصادی دانسته و توسعه اقتصادی را به منزله مهم‌ترین جزء توسعه تلقی می‌کردند، از عدالت، انسانیت، ارزش‌های متعالی، مشارکت سیاسی و محیط زیست غفلت نمودند و بدین ترتیب، از اواخر دهه هفتاد تاکنون، بحران فکری همگانی و شایعی در حوزه‌های نظری مرتبط با مسائل توسعه اتفاق افتاد که بیشتر ناشی از ناتوانی در ارائه تعریفی قابل قبول از مفهوم «توسعه» است

گروهی از اندیشمندان، رفع وابستگی و مسئله ضرورت ایجاد نظم نوین بین‌المللی را عامل اساسی توسعه و نظام سرمایه‌داری سلطه‌گر را مانع تحقق آن دانسته‌اند و از جنبه داخلی، روابط استثماری را محکوم و نظام مالکیت جمعی را پیشنهاد نموده‌اند. از سوی دیگر، بعد از شکست مکتب نوسازی (نظریه غالب توسعه) به دلیل بروز نابسامانی‌های اجتماعی، آسیب‌های فرهنگی و زیست‌محیطی و رشد قارچ‌گونه حلبی‌آبادها و زاغه‌ها، عده‌ای از اقتصاددانان، رفع فقر مطلق را هدف بنیادین توسعه تلقی کرده و برای تحقق آن «راهبرد نیازهای اساسی» را پیشنهاد کرده‌اند. در سال 1974 در اعلامیه «کوکویوک» تصریح شد: «هر فرآیند رشدی که نیازهای اساسی را ارضا نکند یا ـ حتی بدتر ـ ارضای آنها را مختل سازد، صرفاً کاریکاتوری از توسعه می‌باشد».[1]

پیشرفت معقول و حکیمانه

ناکامی اکثر کشورهای کمترتوسعه‌یافته در دستیابی به توسعه از یک‌سو و از سوی دیگر، میوه‌های تلخ توسعه غرب (از قبیل افزایش شکاف‌های طبقاتی، ازخودبیگانگی انسان اثر بت‌وارگی و شیئی‌شدن روابط انسانی، قدرت بی‌مهار شرکت‌های بزرگ و احزاب و دستگاه‌های دولتی، عقلانیت ابزاری و تسلط افسانه‌ای تکنولوژی بر انسان، افزایش هزینه‌های اجتماعی ناشی از خودمحوری و نفع‌طلبی و مهم‌تر از همه، تخلیه نظام محتوایی جوامع غربی از فلسفه زندگی و مرگ)، موجب شد تا واژه «توسعه حکیمانه»، به نحو گسترده‌ای در ادبیات توسعه، طرح و رایج شود. اگر زمانی عنصر اصلی توسعه رشد اقتصادی بود، امروزه چهار موضوع: رشد اقتصادی، عدالت در توزیع، مشارکت سیاسی و ارزش‌های متعالی، عناصر اصلی توسعه انتخاب شده‌اند. اگر در ابتدای دهه شصت میلادی، بیشتر بُعدِ اقتصادی توسعه مورد توجه بود، امروزه، به ویژه بعد از انقلاب اسلامی‌ایران[2] و ابطال نظریه «افیون بودن دین برای توده‌ها» و بعد از چالش جدی دین با سکولاریسم، ابعاد دیگر توسعه نیز مورد اقبال قرار گرفت؛ به نحوی که در سال 1986، متخصصان توسعه در همایش «موضوعات اخلاقی در توسعه» در کلمبوی سریلانکا، به این توافق دست یافتند که در تعریفی کامل از توسعه باید شش بعد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زیست‌محیطی و الگوی زندگی کامل را مد نظر قرار دهند.[3]

مفهوم توسعه و پیشرفت

از منظر بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، توسعه و پیشرفت معنای جامع و فراگیری دارد. حضرت امام در مورد توسعه فراگیر می‌فرماید: «این مسلّم است که از نظر اسلام، حل تمامی‌مشکلات و پیچیدگی‌ها در زندگی انسان‌ها، تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شکل خاصی حل نمی‌شود و نخواهد شد، بلکه مشکلات را در کل نظام اسلامی باید حل کرد و از معنویات نباید غافل بود]که[ کلید دردهاست. ما معتقدیم تنها مکتبی که می‌تواند جامعه را هدایت کند و پیش ببرد، اسلام است و دنیا اگر بخواهد از زیر بار هزاران مشکلی که امروز با آن دست به گریبان است، نجات پیدا کند و انسانی زندگی کند، انسان‌گونه، باید به اسلام روی بیاورد».[4] مقام معظم رهبری نیز اخیراً پیشرفت همه‌جانبه را تا حدود زیادی تبیین کرده و می‌فرماید: «پیشرفت در یک جهتِ محض نیست. مقصود از پیشرفت، پیشرفت همه‌جانبه است. از همه ابعاد در کشور، این ملت، شایسته و سزاوار پیشرفت است».[5]ایشان پیشرفت را در ابعاد ذیل دانسته‌اند

1 تولید ثروت ملی، 2 دانش و فناوری، 3 اقتدار ملی و عزت بین‌المللی، 4 اخلاق و معنویت، 5 امنیت کشور، 6 ارتقای بهره‏وری، 7 قانون‏گرایی و انضباط اجتماعی، 8 وحدت و انسجام ملی، 9 رفاه عمومی،10 رشد سیاسی، مسئولیت‏پذیری، عزم و اراده ملی

اندیشمندان مرتبط با توسعه از قبیل میردال، تودارو و بلک نیز توسعه و پیشرفت را به مفهوم جامع و فراگیر تعریف کرده‌اند. همگی، بر این نکته تأکید دارند که توسعه، فرایند تحول بلندمدت، همه‌جانبه، ساختاری و کیفی درون نظامی اجتماعی به نام جامعه (دولت ـ ملت) است که نیازهای رو به گسترش جمعیت را با روشی عقلانی برآورده کند. در اینجا فقط به چهار تعریف این اندیشمندان اشاره می‌‌کنیم و در پایان، تعریف منتخب خود را ارائه می‌کنیم

1 تعریف میردال: توسعه به معنای ارتقای مستمر کل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و یا انسانی‏تر است.[6] مراد از زندگی بهتر، همان آرمان‌های نوسازی است. میردال برخی از این آرمان‌ها را به مثابه قضایای ارزشی مفیدـ به منزله معیاری برای ارزیابی توسعه‌ـ بیان می‏کند که عبارت‌اند از: عقلانیت، توسعه و برنامه‏ریزی توسعه، افزایش بهره‏وری، افزایش سطح زندگی، تساوی اجتماعی و اقتصادی، بهبود نگرش‌ها و نهادهای موجود، وحدت ملی، استقلال ملی، دموکراسی برای توده مردمی، انضباط اجتماعی.[7]

2 تعریف تودارو: توسعه را باید جریانی چندبعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه‏کن کردن فقر مطلق است. توسعه در اصل باید نشان دهد، مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته‏های افراد و گروه‌های اجتماعی در داخل نظام، از حالت نامطلوبِ زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی، که از نظر مادی و معنوی «‌بهتر‌» است، سوق می‏یابد.[8]

3 تعریف بلک: توسعه باید به معنای دستیابی به شماری از «‌آرمان‏های نوسازی‌» از جمله افزایش بهره‏وری، برابرسازی اقتصادی و اجتماعی، معرفت مدرن، بهبود نگرش‏ها و نهادهای پیشرفته و ایجاد نظام عقلایی و هماهنگ به منظور سیاست‌گذاری تفسیر شود که می‏تواند برخی از شرایط نامطلوب را در نظام‏های اجتماعی توسعه‌نیافته برطرف سازد.[9]

4 تعریف میر: ‌بهتر است توسعه را به منزله وسیله‌ای ـ به عنوان فراگردی ابزاری برای غلبه بر فقر دائمی و رسیدن به توسعه انسانی ـ در نظر گیریم‌.[10]

5 تعریف منتخب: توسعه امری ارزشی است که در چارچوب نظام‌های اجتماعی ـ فرهنگی، شکل خاصی پیدا می‌کند. هر نظام اجتماعی برای تداوم مستقل خود، محتاج نظام ارزشی و فرهنگی ویژه خودش است. این نظام فرهنگی روح آن نظام نامیده شده و رفتارهای عوامل فردی، نهادی و سازمانی را در خرده‌نظام‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شکل داده و ارتقا می‌بخشد. خرده‌نظام اقتصادی تولید ثروت، خرده‌نظام سیاسی تولید قدرت، خرده‌نظام اجتماعی تولید عاطفه و همبستگی و خرده‌نظام فرهنگی تولید معرفت، دانش و اخلاق می‌کند. خرده‌نظام شخصیت فردی (افراد نخبه، قهرمان، بزرگ و بزرگوار) می‌تواند نقش عظیمی در تأسیس نهادهای جدید و خلاق و اصلاح نهادهای قدیمی داشته باشد. حال با توجه به این مقدمه، می‌توان گفت: «توسعه اسلامی فرایند تحول بلندمدت، همه‌جانبه (و نه صرفاً اقتصادی)، ساختاری و کیفی درون یک نظام اجتماعی ـ فرهنگی اسلامی به نام جامعه (دولت، ملت) است که نیازهای واقعی رو به گسترش جمعیت را با روشی عقلانی و در چارچوب اهداف و احکام اسلام برآورده کند. در این فرایند، خرده‌نظام‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه مذکور، ارتقای انطباقی یافته و با خودمختاری نسبی از یکدیگر، ثروت، قدرت، همبستگی و معرفت تولید می‏کنند»

توسعه خرده‌نظام اقتصادی توسعه اقتصادی، توسعه خرده‌نظام سیاسی توسعه سیاسی، توسعه خرده‌نظام اجتماعی توسعه اجتماعی و توسعه خرده‌نظام فرهنگی توسعه فرهنگی نامیده می‌شود. با استفاده از تعریف مزبور، می‌توان بیانات مقام معظم رهبریرا به نحو علمی تبیین کرد

پیشرفت در تولید ثروت ملی، به توسعه اقتصادی اشاره دارد؛ پیشرفت در دانش و فناوری، به علت مستقیم تولید ثروت و همین‌طور به توسعه فرهنگی؛ پیشرفت در اقتدار ملی و عزت بین‌المللی، به توسعه سیاسی؛ پیشرفت در اخلاق و در معنویت، به توسعه فرهنگی؛ پیشرفت در امنیت کشور، به استحکام بسترهای توسعه؛ پیشرفت در ارتقای بهره‏وری،[11] به مهم‌ترین[12] علت مستقیم توسعه اقتصادی اشاره دارد؛ پیشرفت در قانون‏گرایی و انضباط اجتماعی،[13] و پیشرفت در وحدت و انسجام ملی،[14] به توسعه سیاسی و توسعه نهادهای تأمین عدالت حقوقی و هویت ملی اشاره دارد؛ پیشرفت در رفاه عمومی، به اثر توسعه اقتصادی اشاره دارد؛ پیشرفت در رشد سیاسی،[15] مسئولیت‏پذیری و عزم و اراده ملی، به توسعه نظام شخصیت فردی اشاره دارد

چیستی دولت دینی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پاورپوینت انسان و حقوق در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت انسان و حقوق در word دارای 22 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در Power Point می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل پاور پوینت پاورپوینت انسان و حقوق در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل مي باشد و در فايل اصلي پاورپوینت انسان و حقوق در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت انسان و حقوق در word :

پاورپوینت انسان و حقوق در word در 22 اسلاید قابل ویرایش با فرمت pptx

فصل اول:
انسان و حقوق

فصل دوم: مفهوم حقوق

فصل سوم: کاربرد حقوق
گسترده حقوق

انسان و جامعه

انسان موجودی اجتماعی است. احساس نیاز به زندگی جمعی نه فقط از جنبه غریزی – همانند سایر حیوانات جمعی زیست – مورد توجه قرار می گیرد بلکه عوامل دیگری نیز در این زمینه موثرند که می توان آنها را این گونه پاورپوینت انسان و حقوق در word
فهرست نمود:

گرایش به بهره مندی هر چه بیشتر از مواهب طبیعت.

محدودیت منابع و امکانات در طبیعت.

محدودیت توان انسان با وجود برخورداری از امتیاز انحصاری اندیشه و تعقل.

آسیب پذیری در برابر انبوه مشکلات زندگی؛

ضرورت به فعلیت رساندن استعدادهایی که جز در سایه زندگی اجتماعی امکان پذیر نمی باشد.

این عوامل سبب می گردد که برخورداری انسان از رفاه مادی و رشد معنوی و توسعه فراگیر و ورود به زندگی جمعی جز با تشریک مساعی دیگران امکان پذیر نباشد. جامعه با گردهمایی افراد و گروه ها و برقراری ارتباط میان آنان بوجود می آید. بسته به میزان حضور افراد و نوع رابطه حاکم میان آنها شکل گیری جامعه متفاوت خواهد بود.

الف) خانواده

خانواده کوچک ترین واحد اجتماعی است. کانون بروز و ظهور عواطف و اولین سنگ بنای تشکیل جامعه می باشد. بنایی است که محبوب تر از آن در اسلام پی ریزی نگشته است و پی ریزی غریزی آن، همراه با انگیزه های الهی و تدبیر و همبستگی اعضای آن، قوام و دوام آن را در پی خواهد داشت. با تشکیل خانواده، هر عضو این جامعه کوچک در صورتی که به درستی ایفاگر نقش خویش باشد، روابط خانوادگی را از انسجام، استحکام و صمیمیت برخوردار می سازد و در نوع رفتار اعضا در بیرون از خانواده نیز تأثیر مفید خواهد گذاشت.

ب) جامعه

نیاز انسان به امنیت، رفاه و تأمین معیشت، تعلیم و تربیت، عدالت و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه او را به برقراری تماس با همنوعان خود و تشکیل اجتماعات مختلف و فعالیتهای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی وادار می کند. در روابط اجتماعی هر کس با توجه به توانایی، استعداد، ذوق و سلیقه و تخصص خود در جایگاهی قرار می گیرد و سهمی را در به حرکت درآوردن چرخ اجتمع به خود اختصاص می دهد.

از آنجا که در جوامع پیچیده امروزی، شبکه گسترده ای از روابط اجتماعی میان افراد جامعه وجود دارد ساماندهی اجتماع و قرار گرفتن آن در یک مسیر معقول به گونه ای که دربردارنده تأمین منافع مردم و دسترسی آنان به اهداف مورد نظرشان باشد نیازمند دو عنصر «قانون» و «قدرت» است. این دو عنصر در گذشته نیز در میان قبایل، اقوام و جوامع بسیط و غیر صنعتی وجود داشته است، اما آنچه ما امروزه مشاهده می کنیم شکل خاصی از قدرت و «قانون» است که در جوامع سیاسی اداره امور را در دست دارد. این قدرت به نحوی خاص شکل می گیرد، به جریان می افتد، به وضع قانون می پردازد و اراده خود را بر همه اعضای جامعه تحمیل می کند.

نظام سیاسی

نهادینه شدن عناصر «قدرت» و «قانون»، نیازمند وجود «نظام های سیاسی» در جوامع سیاسی مختلف می باشد.

جامعه سیاسی، جامعه ای است با مشخصات زیر:

فراگیری و کلیت

در جوامع خرد و غیر سیاسی نظیر جامعه پزشکان یا ورزشکاران یک فعالیت خاص مورد توجه قرار
می گیرد؛ در حال که «جامعه سیاسی» در برگیرنده کل فعالیتهای انسانها است. این شمول و فراگیری در هیچ جامعه دیگری وجود ندارد.

عضویت قهری و غیرارادی

عضویت در جوامع خاص، اختیاری است و به اراده افراد بستگی دارد؛ در حالی که عضویت در جامعه سیاسی ارادی نیست. زندگی در چنین جامعه ای از تولد آغاز می گردد و همزمان همه قوانین و مقرارت متوجه انسان می شود و هیچ گریزی از آن وجود ندارد. در صورتی که فردی خواهان ترک عضویت از یک جامعه سیاسی باشد به ناچار باید وارد جامعه سیاسی دیگری گردد که اراده خود را بر او تحمیل خواهد نمود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تحلیلی بر مفهوم ژئو اکونومی و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تحلیلی بر مفهوم ژئو اکونومی و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران در word دارای 115 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تحلیلی بر مفهوم ژئو اکونومی و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تحلیلی بر مفهوم ژئو اکونومی و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران در word

فصل اول : کلیات تحقیق

1-1 مقدمه

2-2 طرح مسئله

3-1 روش تحقیق

4-1 فرضیات تحقیق

5-1 سوالات تحقیق

6-1 ساختار تحقیق

7-1 منابع تحقیق و محدودیتها

فصل دوم : ادبیات تحقیق

1-2 جغرافیای انسانی ایران

2-2 جغرافیای طبیعی ایران

3-2 جایگاه و ویژگیهای ژئو پولیتیکی ایران

4-2 کلیات جغرافیای سیاسی ایران

فصل سوم : یافته های تحقیق

1-3 تعاریف مختلف از مفهوم امنیت

2-3 ژئواکونومی، تعریف و واژه شناسی

3-3 قرن بیست و یکم و پدیده ای بنام ژئواکونومی

4-3 قابلیتها و برتریهای ژئواکونومی ایران

5-3 باز تعریف تعاملات نظام بین الملل بر مبنای ژئواکونومی

6-3 انرژی ابزار اعمال قدرت در قرن بیست و یکم

7-3 تحلیل ژئواکونومیک برخی از بحرانهای جهان معاصر

8-3 ژئواکونومی و تعامل آن با امنیت ملی ایران

9-3 حوزه کارکردی وسیع ژئواکونومی در معادلات سیاسی معاصر

فصل چهارم: ارزیابی و اثبات فرضیات

فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات

1-5 جمع بندی

2-5 نتیجه گیری

3-5 پیشنهادات

4-5 فهرست منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله تحلیلی بر مفهوم ژئو اکونومی و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران در word

1 عزتی، عزت الله ، 1387 ، ژئواستراتژی و قرن بیست و یکم ، تهران : سمت

2 عزتی، عزت الله ، 1380، ژئوپولیتیک در قرن بیست و یکم ، تهران : سمت

3 عزتی ، عزت الله ، 1371 ، ژئوپولیتیک ، تهران : سمت

4 عزتی ، عزت الله ، 1379 ، ژئواستراتژی ، تهران : سمت

5 یانگ ، جان ، 1384 ، جنگ سرد صلح سرد ، دکتر عزت الله عزتی – محبوبه بیات ، تهران : نشر قومس

6 میر حیدر ، درّه ، 1371 ، مبانی جغرافیای سیاسی ، تهران : سمت

7 مویر ، ریچارد ، 1379، در آمدی نو بر جغرافیای سیاسی ، ترجمه درّه میر حیدر ، تهران: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح

8حافظ نیا ، محمدرضا ، 1381 ، جغرافیای سیاسی ایران ، تهران : سمت

9مجتهد زاده ، پیروز ، 1381، جغرافیای سیاسی و سیاست جغرافیایی ، تهران : سمت

10بلوئت ، برایان ، 1387 ، ژئو استراتژی جهانی ، مترجم محبوبه بیات با مقدمه دکتر عزت الله عزتی ، تهران : مرکز آموزشی و پژوهشی شهید سپهبد صیاد شیرازی

11 اطاعت ، جواد ، 1376 ، ژئوپولیتیک و سیاست خارجی ایران ، تهران : نشر سفید

12 مجتهد زاده ، پیروز ، 1380 ، امنیت و مسایل سرزمینی در خلیج فارس ( جغرافیای سیاسی دریایی ) ، ترجمه امیر مسعود اجتهادی ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

13 مستوفی الممالکی، رضا ، 1380، جغرافیایی کشورهای اسلامی ، یزد: انتشارات دانشگاه

14 بهروزفر، فاطمه ، 1380، زمینه های غالب در جغرافیایی انسانی، تهران : انتشارات دانشگاه

15علایی طالقانی ، محمود ، 1382 ، ژئومورفولوژی ایران ، تهران : قومس

16 جوان ، جعفر ، 1380 ، جغرافیای جمعیت ایران ، مشهد : انتشارات جهاد دانشگاهی

17بدری فر ، منصور ، 1374 ، جغرافیای انسانی ایران ، تهران : دانشگاه پیام نور

18 مجموعه مقالات سومین همایش ژئو پلیتیک و مرز ، تیرماه 1386 ، گردآوری و تالیف دکتر محمد اخباری و سید علی عبادی نژاد و محمد صاحبدل ، تهران : دانشگاه علوم انتظامی

19 فصلنامه اقتصاد سیاسی ، سال اول ، شماره دوم ، تابستان 1382 ، تهران : دفتر پژوهشهای فرهنگی چاپ نیل

20 فصلنامه اقتصاد سیاسی ، سال سوم ، شماره دهم ، 1384 ، تهران : دفتر پژوهشهای فرهنگی چاپ نیل

21 اطلاعات سیاسی – اقتصادی ، سال بیستم ، شماره هفتم و هشتم فروردین و اردیبهشت 1385 ، تهران : موسسه اطلاعات

22 اطلاعات سیاسی – اقتصادی  سال بیست و دوم ، شماره یازدهم و دوازدهم مرداد و شهریور 1387 ، تهران : موسسه اطلاعات

23 اطلاعات سیاسی – اقتصادی ، سال بیست و سوم ، شماره پنجم و ششم، بهمن و اسفند ماه 1387 ، تهران : موسسه اطلاعات

24 الهی ، همایون ، 1365 ، اهمیت استراتژیکی ایران در جنگ جهانی دوم ، تهران : مرکز نشر دانشگاهی

25 جعفری ولدانی ، اصغر ، 1371 ، کانونهای بحران در خلیج فارس ، تهران : انتشارات کیهان

26 پیرنیا ، حسن ، 1370 ، ایران باستان ، تهران: دنیای کتاب

27 حافظ نیا ، محمد رضا ، 1378 ، خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه ی هرمز ، تهران : سمت

28زرین کوب ، عبدالحسین ، 1377 ، تاریخ مردم ایران ، تهران : سپهر

29 رکن الدین افتخاری و دیگران ، عبدالرضا ، 1371، اقتصاد ایران ، تهران : موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی

30 شعبانی ، رضا ، 1377 ، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران ، تهران : سمت

31فولر ، گراهام ، 1373 ، قبله عالم (ژئوپولیتیک ایران ) ترجمه عباس فجر ، تهران : نشر مرکز

32 قاضی ، ابوالفضل ، 1373، حقوق اساسی و نهاد های سیاسی ، تهران : دانشگاه تهران

33 صفا ، ذبیح الله ، 1376 ، تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران از آغاز تا عهد مغول ، تهران : فردوسی

34 درویش زاده ، علی ، 1370 ، زمین شناسی ایران ، تهران : نشر دانش امروز

35 کاتوزیان ، محمد علی ، 1374، اقتصاد سیاسی ایران ، ترجمه محمد رضا نفیسی ، تهران : نشر مرکز

36 کاتم ، ریچارد ، 1371، ناسیونالیسم در ایران ، ترجمه احمد نوین ، تهران : کویر

37 موجانی ، سید علی ، 1375 ، بررسی مناسبات ایران و امریکا ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

38 ممتحن ، حسین علی ، 1354 ، راز بقای تمدن و فرهنگ ایران ، تهران : دانشگاه ملی

39 موفق سیاقی ، محمدرضا ، 1378 ، جزایر سه گانه ، مشهد : انتشارات الف

40 هانتینگتون ، ساموئل ، 1375 ، نظریه برخورد تمدنها ، ترجمه مجتبی امیری ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

41 دورانت ، ویل ، 1367، تاریخ تمدن ، ترجمه گروهی از مترجمان ، تهران : سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی

42 ولیان ، عبدالعظیم ، 1339 ، پاکستان ، تهران :زوار

43 نجفی ، موسی ، 1379 ، مقدمه تحلیلی تاریخ تحولات سیاسی ایران ، تهران : نشر مفید

44 نوری ، نظام الدین ، 1373، جغرافیای اقتصادی ، بابلسر : دانشگاه مازندران

45 نبوی ، مصطفی ، 1356، تمرکز و عدم تمرکز اداری و سیاسی در ایران ، تهران : سازمان چاپ خواجه

46 مجتهد زاده ، پیروز ، 1379 ، ایده های ژئوپولیتیک و واقعیتهای ایرانی ، تهران : نشر نی

47 مجتهد زاده ، پیروز ، 1379 ، خلیج فارس ( کشورها و مرزها) ، تهران : عطایی

48 مجتهد زاده، پیروز ، 1378، امیران مرز دار و مرزهای خاوری ایران ، ترجمه حمید رضا ملک محمد نوری ، تهران : شیرازه

49 کلییار ، کلودآلبر ، 1368 ، نهاد های روابط بین الملل ، ترجمه هدایت الله فلسفی ، تهران : نشر نو

50 اهلرز ، اکارت ، 1365، مبانی کشور شناسی جغرافیایی ، ترجمه محمد تقی رهنمایی ، تهران : سحاب

51 جعفری ، عباس ، 1374 ، شناسنامه جغرافیای طبیعی ایران ، تهران : سازمان جغرافیایی و کار

52 پیردیگار ، ژان ، 1378 ، ایران در قرن بیستم ، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تهران : البرز

53 عاقلی ، باقر ، 1372، روز شمار تاریخ ایران ، تهران : نشر گفتار

54 فرای ،ریچارد ، 1375 ، عصر زرین فرهنگ ایران ، ترجمه مسعود رجب نیا ، تهران : سروش

55 فرشاد گهر ، ناصر ، 1367 ، نظام رودهای بین المللی و اروند رود ، تهران دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

 

2-2 جغرافیای طبیعی ایران

کشور ایران در جنوب منطقه معتدل نیمکره شمالی و در منطقه خاورمیانه در قاره آسیا واقع شده و به خط استواء نزدیک می باشد مدار 25 درجه شمالی از جنوب کشورمان و مدار 39 درجه شمالی از شمال آن می گذرد.نصف النهارهای 44 و 63 درجه شرقی نیز به ترتیب در غرب و شرق آن قرار دارند و وسعت کشور ایران حدود 1648195 کیلومتر مربع است.(علایی طالقانی،1382: 5)

فلات ایران و سرزمین ایران از نظر هندسی بصورت یک چهار ضلعی نسبتاً منظم و تقریباً شبیه لوزی مایل می باشد حداکثر طول آن از شمالغربی به جنوبشرقی یعنی به خط مستقیم از پای آرارات (مرز بازرگان) تا خلیج گواتر (مرز پاکستان) حدود 2250 کیلومتر و حداکثر پهنای آن در جهت شمالشرقی – جنوبغربی یعنی از سرخس (مرز پاکستان) تا دهانه اروندرود (آبادان) حدود 1400 کیلومتر می باشد . میانگین طول و عرض آن نیز در امتداد نصف النهار 54 درجه شرقی و مدار 32 درجه شمالی تقریباً برابر و در حدود 1225 کیلوتر است.(علایی طالقانی،1382: 5)

سرزمین ایران در مجموع سرزمین نسبتاً بلند و ناهمواری است که در مفهوم پیکرشناسی فلات نام دارد فلات ایران با مساحت حدود 5/2 میلیون کیلومتر مربع علاوه بر محدوده سیاسی ایران قسمتهایی از کشورهای افغانستان و پاکستان را هم شامل می شود

فلات ایران تحت تأثیر مراحل مختلف چین خوردگی آلپی در ادوار زمین شناسی بتدریج شکل گرفته و سرانجام به دنبال عملکرد آخرین مرحله کوهزایی آلپی در پلیو- کواترنر استقلال خود را به دست آورده است . حاشیه خارجی آنرا دریاها و سرزمین های پست و همواری مانند دره رودکورا، دریای خزر و دشت ترکمنستان در شمال، خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، جلگه سند و پنجاب در مشرق در بر گرفته و بدین ترتیب استقلال جغرافیایی آن کاملاً متمایز شده است

فلات ایران را حصارهای کوهستانی بلند از هر طرف فرا گرفته اند. حصارهای کوهستانی به گونه ای در حاشیه فلات امتداد یافته اند که اگر با خطوط مستقیم آنها را بهم وصل کنیم تقریباً شکل مثلث پدید می آید. قاعده مثلث در کشورهای پاکستان و افغانستان بوسیله رشته کوههای سلیمان با امتداد جنوبی- شمالی محدود شده است. سد عظیم کوهستانی البرز همراه با رشته کوههای کوهستانی خراسان و آذربایجان در ضلع شمالی آن کشیده شده اند و از جهات جنوبی و جنوبغربی نیز رشته کوههای مکران و زاگرس بعنوان ضلع دیگر مثلث آن را احاطه کرده اند. در مورد زاگرس و دیوار جنوبی فلات گر چه ارتفاع آنها در مجموع به ارتفاع کوههای البرز نمی رسد لیکن برخی از آنها ارتفاعی بیش از 4000 متر دارد

این کوهستانها از لحاظ زیست محیطی و آب و هوایی دو اثر متضاد در محیط طبیعی ایران بر جای گذاشته اند از یک سو اثرات خشکی ناشی از پر فشار جنب حاره ای را در قلمروهای خشکی تعدیل کرده و با تغییر در عناصر آبی و حرارتی موجبات تنوع آب و هوایی در ایران را فراهم نموده اند و از سوی دیگر با جلوگیری از نفوذ رطوبت، خشکی نیز در ناحیه داخلی را شدت بخشیده اند. از لحاظ ژئومورفولوژِی نیز حصارهای کوهستانی ، محیط شکل زایی در سرزمین ایران را پر انرژی ساخته و در نتیجه به قدرت فرآیندهای فرسایشی در این سرزمین افزوده اند از این رو به جرأت می توان گفت که سرزمین ایران یکی از متنوع ترین سرزمین ها از لحاظ ویژگیهای جغرافیای طبیعی به ویژه اشکال ناهمواریهای حاصل از فرسایش می باشد. حصارهای کوهستانی حاشیه، واحد جغرافیای مشخص و مستقلی در بخش داخلی این سرزمین بوجود آورده اند که از آن بنام فلات داخلی یاد می شود. فلات داخل ایران از نظر زمین شناسی و زمین ساختی ( تکتونیک) از تعداد زیادی چاه های مستقل و نیمه مستقل تشکیل شده است که بوسیله رشته کوههای منفرد از هم جدا شده اند. چاله های داخلی یا رسوبهای حاصل از فرسایش کوههای اطراف را در خود جای می دهند یا به عنوان حوضه انتهایی رود های فصلی و اتفاقی عمل می کنند

ارتفاع میانگین تمامی کشور حدود 1250 متر و ارتفاع میانگین فلات داخلی نزدیک به 900 متر است. ارتفاع متوسط فلات داخلی از شمالغربی بطرف جنوبشرقی بتدریج کاهش می یابد بواقع فلات داخلی به مانند یک میز مایل می باشد که در قسمت شمالغربی بالا آمده و در قسمت جنوبشرقی فرو نشسته است.(جداری عیوضی، 1374)

پراکندگی خاکها و حیات زیست مانند پوشش گیاهی و زندگی جانوری و همین طور پراکندگی حیات انسانی در ایران بشدت تحت تاثیر پراکندگی کوهها و وزش بادهای مرطوب می باشد. تنها جای ایران که از خاک عمیق و حاصلخیز و جنگل انبوه پوشیده شده و به اصطلاح یک منطقه ی فعال زیستی (بیوستازی[1]) را تشکیل داده است دامنه های شمالی البرز و شرقی تالش و زمینهای واقع بین این کوهها تا ساحل خزر می باشد. از نظر حیات انسانی هیچ کجای جلگه خزر خالی از جمعیت نیست این ناحیه با آنکه 27/1 مساحت کشور را در بر می گیرد حدود 9/1 جمعیت آنرا د رخود جای داده است و تقریباً در تمام طول سال از رطوبت دائمی و دمای ملایم با نوسان کم روزانه و سالانه برخوردار است. همین عوامل موجب پیدایش خاک زراعتی سرشار از مواد آلی و پوشش گیاهی پیوسته و ممتد و مشتمل بر جنگلهای انبوه ، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور در این ناحیه شده است

بغیر از ناحیه ی خزری در بخش اعظم سرزمین ایران ناهماهنگی شرایط زیستی (رگسسیتازی[2]) حکمفرماست و اثر مستقیم تخریب فیزیکی و تولید رسوبهای تخریبی و در نتیجه عدم پیدایش خاک مناسب و پوشش گیاهی انبوه ، از مشخصات آن بشمار می آید.( علایی طالقانی ، 12:1382)

بدلیل نقش بادهای غربی در تامین رطوبت ایران و اثر ارتفاع در تغییر عناصر آب و هوایی از مغرب و شمالغربی به مشرق و جنوبشرقی ، ناهماهنگی شرایط زیستی شدت می یابد

بطوریکه به استثنای سواحل دریاهای جنوبی و مناطق کوهپایه ای ، حیات زیست در ناحیه داخلی با دو مساله مهم « سختی[3]» « بی ثباتی[4]» محیط زیست مواجه می باشند

سختی محیط زیست در ناحیه داخلی ایران تنها ناشی از سرمای حاکم بر کوهستانهای بلند آن نیست بلکه در موارد زیادی گرمای سوزان به خاطر خشکی هوا و شدت تابش به مراتب بیش از سرماهای غیر قابل تحمل زیست را برای حیات زیست سخت کرده است.( بیابانهای مرکزی)

در کنار این شرایط سخت محیطی ، بی ثباتی محیط زیست نیز مزید بر علت شده است. نوسان شدید درجه حرارت به کمبود رطوبت و همچنین کمبود با زندگی بخصوص تغییر پذیری زیاد آن از سالی به سال دیگر ، شرایط زیست را در مقیاس وسیعی برای حیات زنده سخت و ناپایدار کرده است و گاهی مشارکت توأم این دو عامل ( سختی و بی ثباتی ) سرزمینی بوجود آورده که حیات در آن معنی و مفهوم پیدا نکرده است( لوت مرکزی)

علاوه بر سختی و بی ثباتی ، دو عامل فراوانی نهشته های تخریبی و تبخیری و هم چنین وزش بادهای مداوم و تند نیز از مسائل و مشکلات محیط طبیعی داخلی ایران محسوب می شوند. بیشتر نهشته های دوران سوم ایران را رسوبهای تخریبی و تبخیری تشکیل داده اند و فراوانی لایه های ضخیم گچ و نمک باعث شده تا با شستشوی آنها و رسوبگذاری در مناطق گود و فرو افتاده کفه های نمک یا کویر پدید آیند. به علاوه از لایه های رسی ، مارنی این نهشته ها با دخالت عوامل مختلف تخریبی ، مواد ریز دانه فراوانی تولید می شوند که به آسانی قابل حمل توسط آب و باد می باشند. این مواد توسط جریان سیلابها به حوضه های انتهایی کشانده شده و سپس با دخالت باد در تشکیل تپه های ماسه ای شرکت می یابند. این ویژگیها چهره ی زمین در ناحیه داخلی ایران را بصورت بیابان درآورده که دخالت عوامل جانبی مانند انهدام پوشش گیاهی سبب گسترش روز افزون آن شده است. بیابانهای داخلی حدود 34 میلیون هکتار از سطح کشور را پوشانده اند.از این مقدار حدود 5/3 میلیون هکتار آنرا تپه های ماسه ای و بخش قابل توجهی را نیز کویر و شوره زار تشکیل داده است

در چنین محیطی ، شرایط زیستی نسبتاً فعال و در عین حال بسیار حساس را در ارتباط با شیب زمین و حضور منابع آب زیر زمینی و وجود خاک و وزش بادهای مرطوب به صورت موضعی در مجاورت بیابانها و کوهپایه ها می توان مشاهده کرد

حیات انسانی هم در قالب شهر ها و روستاها تنها به صورت واحه هایی پدیدار شده اند که بیشتر حاصل سخت کوشی ساکنان آن می باشد

 یکی دیگر از مناطق نسبتاً مساعد زیست محیطی ناحیه کوهستانی جنوبغربی و مغرب کشور ( زاگرس ) است. در اینجا صرفنظر از سراشیب های تند و جاهای سنگلاخ ، هرجا امتداد کوهها در مقابل ورزش بادهای مرطوب غربی و مدیترانه ای قرار گرفته اند ، از ریزش نسبتاً مناسب بارش برخوردار شد ، ( بین 400 تا 1000 میلی متر ) و در آنها جنگل پدید آمده است. جنگلهای زاگرس عموماً از درختان بلوط تشکیل شده و در اکثر جاها تنک هستند ولی خاک زمینهای آن از نوع قهوه ای استپی است و زمینهای مرتعی تقریباً مناسب بوجود آورده اند.وسعت جنگلهای زاگرس حدود 75/4 میلیون هکتار بر آورد شده است

(علایی طالقانی ، 13:1382)

بی مبالاتی بشر در بهره داری غیر اصولی و غیر منطقی از این جنگلها شرایط زیستی و تعادل محیطی این ناحیه را به مرز بحرانی کشیده است . در ناحیه خوزستان نیز در اثر آبرفت گذاری رودهای کارون ، کرخه ، دز و ; خاکهای آبرفتی حاصلخیزی پدید آمده است. لیکن شرایط آب و هوایی از تشکیل یک پوشش جنگلی انبوه در این ناحیه جلوگیری کرده است و بطور کلی در ناحیه ساحلی جنوب کشور نیز حاکمیت با شرایط بیابانی است اما آنچه این ناحیه را از بیابانهای داخلی متمایز ساخته رطوبت موجود در هوا و رطوبت فیزیکی خاک است. از این رو در امتداد سواحل خلیج فارس و دریای عمان گاهی می توان به پوشش گیاهی جنگلی نیز دست یافت با این حال خاک منطقه بویژه خاکهای جلگه خوزستان به دلیل بافت ریز و عدم چسبندگی لازم ، حساس بوده و با کمترین بی توجهی دستخوش فرسایش خواهند شد

بررسی وضعیت مرزهای ایران در ادوار گذشته نشان می دهد که مرزهای دولت در آن زمان از نوع سرحدی و منطقه ی مرزی بوده است و مرز سیاسی در ایران دارای ریشه ی مدنی و انعکاس وضعیت فکری و حقوقی و اداری مردم یکجا نشین بوده است و در واقع باید گفت : « مرز ویترین یک کشور است » ( هر نوع تحولی ابتدا در مرز رخ می دهد ، دکتر عزتی ، همایش ژئوپولیتیک و مرز ، تهران : تیرماه 1386)

در تاریخ ایران بدلیل وجود حکومتها و دولتهای متعدد با سطوح مختلف قدرت ما شاهد انواع قلمروها و حریم ها ، پیشرویها و عقب نشینیهای جغرافیایی هستیم. در دوره ی حکومت ایلام ( عیلام ) در هزاره ی دوم قبل از میلاد مرزهای سیاسی ایران از غرب به رودخانه دجله ، از جنوب به کرانه های خلیج فارس و بوشهر ، از شمال به همدان و از شرق به کوههای بختیاری و لرستان محدود می شد و محدوده ی مرزی آن به طول حدوداً 2 هزار کیلومتر بود.( اطلس تاریخی ایران )

در دوره ی مادها ( 708 – 550 ق.م) مرزهای سیاسی از غرب به رود فرات و آسیای صغیر ، از جنوب به کرانه های خلیج فارس و دریای عمان ، از شمال به جیحون ، دریای خزر و قفقاز و از شرق به هند محدود می شد و طول مرزهای آن در دوره ی اوج خود به حدود 12 هزار و 675 کیلومتر می رسید. در دوره ی هخامنشیان (550-320 ق.م) مرزهای سیاسی ایران به وسیعترین حد خود در تاریخ ایران رسید بطوری که بخشهایی از سه قاره ی آسیا ، آفریقا و اروپا را در بر می گرفت و طول مرزهای آن به حدود 25 هزار کیلومتر می رسید. قلمرو هخامنشیان از شرق به پامیر و انتهای شرقی فلات ایران و جلگه سند و پنجاب ، از شمال به شرق سیحون و آرال، دریای خزر ، ماورای قفقاز تا دریاهای سیاه و آدریاتیک ، از غرب به لیبی ، سودان و تنگه عدن و از جنوب به شبه جزیره ی عربستان و سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای عمان محدود و منتهی می شد.( حافظ نیا ، 302:1381)

در دوره ی سلوکیه (320-250 ق .م) مرزهای ایران محدودتر شد و طول آن به حدود 19 هزار کیلومتر رسید که شامل قلمرو دوره ی هخامنشی و فلات آناتولی و شبه جزیره ی بالکان بود. در دوره ی اشکانیان (250 ق. م- 226 م ) مرزهای سیاسی از غرب به رود فرات و بین النهرین ، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان ، از شرق به رود سند و پنجاب و از شمال به ماوراءالنهر ( تا سیحون) ، دریای خزر و قفقاز محدود می شد. در این دوره مرزهای سیاسی ایران با مرزهای طبیعی مطابقت داشت

در دوره ی ساسانیان (226-652 م) مرزهای سیاسی از غرب به بین النهرین و رود فرات ، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان ، از شرق به رود سند پنجاب ، از شمال به ماوراءالنهر ( تا جیحون ) ، دریای خزر و قفقاز محدود می شد. در این دوره نیز مرزهای سیاسی منطبق بر مرزهای طبیعی بود

پس از ظهور اسلام و تصرف ایران به دست مسلمانان انسجام سیاسی – تاریخی فلات ایران درهم ریخت و ایران بصورت قلمرو تابع دولت اسلامی که مرکزیت آن در شبه جزیره ی عربستان و ساحل مدیترانه قرار داشت، درآمد. در این دوره به مدت حدود دو قرن ایران ، مرزهای سیاسی شفافی نداشت و دولتها و حکومتهای محلی و منطقه ای مستقل یا تحت الحمایه خلیفه برای خود مرزهای خاص تعیین کردند

اولین حکومت فراگیر ( نسبتاً ) بعد از اسلام سامانیان ( 279-389 ه. ق) بوداین دولت مرزهای خود را از شمال به ماوراء النهر ، خراسان ، طبرستان ، از شرق به افغانستان و سیستان ، از غرب به ری و قزوین و از جنوب به کویر مرکزی ایران گسترش داد

غزنویان (451-582 هـ.ق) یک حکومت فراگیرتر بود که مرزهای خود را از شمال به ماوراءالنهر خوارزم و دریای خزر ؛ از غرب به ری ، همدان و اصفهان ، از شرق به افغانستان ، سند و پنجاب و از جنوب تا بلوچستان و دریای عمان گسترش داد

سلجوقیان (429-590 هـ.ق ) مرزهای سیاسی خود را گسترش دادند و از شمال به ماوراءالنهر (سیحون ) خوارزم ، خزر و قفقاز و دریای سیاه ، از جنوب به قهستان و خلیج فارس؛ از شرق به هرات و سیستان و از غرب به بین النهرین ، بغداد ، انطاکیه و آناتولی رساندند. خوارزمشاهیان (490-616 هـ.ق) مرزهای سیاسی خود را تا ماوراء فلات ایران ، ماوراءالنهر ، خوارزم ، و بخشی از افغانستان و سند و پنجاب رساندند. پس از این تاریخ بدلیل دو تهاجم بنیان کن از سمت آسیای مرکزی یعنی مغولان و تیموریان کشور به مدت حدوداً 3 قرن دچار هرج و مرج و تحت حکومت و استیلای بیگانه بود و مرزهای سیاسی یکپارچه و شفافی نداشت. در این دوره ابتدا ایلخانان و سپس تیموریان مرزهای خود را در برخی مناطق تثبیت کردند

با ظهور دولت صفویه (907-1148 هـ.ق) مرزهای ایران به یکپارچگی جغرافیایی دست یافته ولی همواره از سوی قدرتهای پیرامونی یعنی روسیه ، عثمانی ، پرتغال ، ازبکها تهدید می شد و در مواضع مختلف گاهی پسروی و زمانی در حال پیشروی بود. در اوج این دوره مرزهای سیاسی حریمی به طول تقریبی 14 هزار 500 کیلومتر را در بر می گرفت که از شمال به آسیای مرکزی و دریای خزر و قفقاز و از جنوب به دریای عمان و کشور عمان و بحرین ، از شرق به تمامی افغانستان و سیستان و از غرب به بین النهرین و قسمتی از آسیای صغیر منتهی می شد.(اطلس تاریخی ایران)

در دوره ی افشاریه ( 1148-1210 ه.ق) محدوده ی مرزهای ایران بویژه در زمان نادر شاه به حدود 18 هزار و 250 کیلومتر می رسید که از شمال به خوارزم ، دریای خزر و قفقاز ، از جنوب به دریای عمان ، ساحل جنوبی خلیج فارس و بحرین ، از شرق به کشمیر و پنجاب تا دهلی و از غرب به رود فرات و آذربایجان کشیده می شد

در دوره زندیه (1172-1209 هـ.ق) نیز محدوده ی مرزی ایران دچار انقباض و پسرفت شد و طول مرزها به حدود 6 هزار 900 کیلومتر رسید که از شمال به دریای خزر و آذربایجان ، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس ، از شرق تا خراسان و از غرب تا فرات کشیده می شد

در دوره ی قاجاریه (1210-1344 ه.ق ) مرزهای ایران دگرگونیهای شدیدی یافت. در این دوره دو مرحله ی متمایز از حیث گسترش محدوده های مرزی ایران وجود دارد: مرحله ی اول که به دوران آغا محمد خان موسس این سلسله مربوط می شود مرحله ی انبساط مرزها است . در این مرحله محدوده ی مرزی ایران به حدود 11 هزار کیلومتر رسید که از شمال به بخارا ، خوارزم ، دریای خزر ، قفقاز و گرجستان ، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس ، از شرق به شبه قاره ی هند، از غرب به خوزستان و آذربایجان محدود می شد

در مرحله ی دوم که همزمان با پایان عمر این سلسله بود مرزهای ایران دچار انقباض شد و مرتباً بخشهایی از خاک ایران در شمال و شرق از آن جدا شد تا جایی که قلمرو آن بر مرزهای کنونی منطبق شد. مرزهای کنونی کشور ایران در دوره های پهلوی و بعد از آن همچنان ثابت مانده و از حالت سر حدی و منطقه ی مرزی به خطوط مرزی دقیق و تعریف شده با مختصات جغرافیایی و قراردادها و پروتکل های مرزی تغییر یافته و به شکل مرزهای رسمی بین المللی در آمده است

درباره طول مرزهای ایران اقوال متعددی وجود دارد و محاسبات انجام شده درباره ی محیط ایران که در واقع بیانگر طول مرزهای ایران است تفاوتهای چشمگیری با هم دارند و این امر لزوم محاسبه جدید بر اساس پیشرفته ترین تکنیکهای محاسباتی را اثبات می کند کتب جغرافیای نظامی ایران طول مرزهای ایران را 7 هزار و 704 کیلومتر می داند ( عزتی ، 18:1366)

اما بعضی دیگر طول مرزها را تا 8 هزار و 731 کیلومتر دانسته اند (جعفری ، 3:1374) بطور کلی مرزهای شمالی ایران جمعاً به طول 2670 کیلومتر که شامل مرز با قفقاز و ترکمنستان بوده و مرزهای شرقی ایران جمعاً به طول 1923 کیلومتر که شامل مرز با دو کشور افغانستان و پاکستان و نیز مرزهای جنوبی (آبی) ایران به طول 2043 کیلومتر که شامل کرانه های ایران از خلیج گواتر تا بندر عباس در دریای عمان بطول 1259 کیلومتر می باشد

مرزهای غربی ایران جمعاً بطول 2095 کیلومتر می باشد که شامل مرز با ترکیه و عراق است. به بیان دیگر حدود 31% از مرزهای ایران مربوط به کرانه های دریایی در خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران است و حدود 9/20 درصد مربوط به مرزهای رودخانه ای ایران با همسایگان و حدود 1/47 درصد را مرز های خشکی با همسایگان و 1% هم مربوط به مرزهای دریاچه ای و باتلاقی با کشورهای مجاور را تشکیل می دهد

3-2 جایگاه و ویژگیهای ژئوپولیتیکی ایران

عواملی که در ژئوپولیتیک موثرند به دو دسته کلی « عوامل ثابت » و « عوامل متغیر تقسیم بندی می شوند. در بررسی جایگاه و ویژگیهای خاص کشور ایران در این مبحث هر دو دسته عوامل یاد  شده لحاظ شده اند. موقعیت گذرگاهی ایران اهمیتی مضاعف به آن داده و در کنار تنگه های مهم هم از لحاظ نظامی و هم از لحاظ اقتصادی قرار گرفته است. کشور ایران دارای 3 ویژگی و امتیاز موقعیتی است : اولاً این کشور متصل به موقعیت برّی اوراسیاست ثانیاً به سبب دارا بودن سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان از موقعیت بحری برخوردار است ثالثاً به لحاظ در اختیار داشتن تنگه استراتژیک هرمز حدود 65% درصد ذخایر شناخته شده ی نفت جهان در حوزه خلیج فارس قرار دارد و بیش از 60% درصد نفت منطقه ی خلیج فارس از تنگه هرمز صادر می شود. اهمیت هرمز دلایل اقتصادی و بازرگانی نیز دارد.(اطاعت ، جواد ، 38:1376)

از حیث نظامی نیز اتصال کشورهای حاشیه ای خلیج فارس به دریای عمان و اقیانوس هند باعث شده که این حوزه به صورت یک منطقه عملیاتی در سیاستهای نظامی مورد توجه قرار گیرد.(عزتی ، عزت الله ،144:1366)

 جایگاه ایران در این منطقه و نقش ارتباطی آن دراستراتژیهای برّی و بحری از مهمترین عواملی است که اقدامات سیاسی و نظامی آن را نسبت به همسایگان و قدرتهای جهانی تحت تاثیر قرار می دهد. این موقعیت به مثابه ی پلی بین خاورمیانه و جنوب و غرب آسیا و بین روسیه و خلیج فارس و هم چنین بوسیله تنگه ی هرمز بین روسیه و خلیج فارس و دریای عمان و دریای عمان و دریای عرب برقرار می کند

کشور ایران با وسعت قابل ملاحظه خود و وسعت قلمرو یک کشور تاثیر گذار در منطقه می باشد و در معادلات امنیتی منطقه به لحاظ وسعت ارضی و برخوردار بودن از سواحل طولانی در خلیج فارس نقش مهمی بر عهده دارد به گونه ای که امریکا در دهه ی هفتاد میلادی نقش فعالی را در منطقه برای کشور ایران تعریف نمود یا در حال حاضر نیز بدلیل اهمیت ایران بارها به حضور موثر ایران در برنامه های امنیتی و معادلات سیاسی برای دسترسی به امنیت پایدار در منطقه اعتراف و اذعان کرده است. شکل کشور ایران نیز تقریباً چهار ضلعی نامنظمی است که باعث یکپارچگی و پیوستگی این سرزمین شده است (بجز جزایر ایرانی خلیج فارس ) و چگونگی قرار گرفتن جزایر ایرانی در خلیج فارس موقعیت برتری را از لحاظ سیاسی به ایران داده است

یکی از مهمترین عوامل ژئو پولیتیک انسان است جمعیت ایران رشد بالایی داشته و هرگاه افراد بین سنین 20 تا 65 سال بیش از 35 درصد کل جمعیت یک کشور را تشکیل دهند چنین سرزمینی از بهترین و مطلوبترین عوامل ژئوپولیتیک برای حفظ امنیت و ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی برخوردار است و از این عامل به عنوان پشتوانه ی استراتژی نام برده شده است. که بنظر می رسد در حال حاضر تا حدودی به این الگو نزدیک شده است

در کشور ایران منابع نفت و گاز عظیمی وجود دارد. در حوزه ی خلیج فارس ایران اولین کشوری بود که در مسجد سلیمان نفت را کشف و استخراج کرد. ایران در منطقه ای از جهان واقع شده که بیش از 65% درصد ذخایر نفت جهان در آن وجود دارد. از طرفی کشور ایران حدوداً 15% درصد ذخایر نفت خلیج فارس و حدوداً 50% درصد گاز خلیج فارس را در اختیار دارد

از نظر منابع غذایی نیز کشور ایران امکانات بالقوه ی مناسبی را در اختیار دارد و منابع آب فراوان و رودهای پر آب موقعیت برتری را نسبت به سایر کشورهای منطقه جنوبغربی آسیا ایجاد کرده است که با استفاده بهینه می توان انرژی برق و آب آشامیدنی کشورهای همسایه مخصوصاً کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس را تامین کرد

در دوران معاصر در قلمرو جغرافیایی ایران دگرگونیهای سیاسی عمده ای رخ داده است که هر یک بنوبه ی خود ژئوپوتیلیک این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. در این زمینه می توان از نهضت مشروطیت ، کودتای سوم اسفند ، جریان ملی شدن صنعت نفت و رخداد انقلاب نامبرد که هر یک از آنها منطقه ی خلیج فارس و خاورمیانه را با تحولات ژئوپولیتیکی مواجه کرد. در دوران مختلف تاریخی نیز علائق ژئو پولیتیک قدرتهای جهانی به کشور ایران دستخوش تغییر و تحول شده است اماهیچگاه فروکش نکرده است. چنانکه ایران در دوره ی قبل از جنگ جهانی اول نقش حائل بین قدرتهای روسیه و انگلستان را بعهده داشت و بعد از فروپاشی امپراطوری تزاری در روسیه و وقوع انقلاب بلشویکی با اتخاذ سیاست سد نفوذ انگلستان سعی کرد از نفوذ همسایه شمالی ایران به مناطق دیگر و توسعه طلبی آنها جلوگیری کند اما با عملی نشدن قرار داد 1919 انگلستان با طرح و اجرای کودتای سوم اسفند و تلاش برای برقراری یک حکومت مقتدر مرکزی راه بر نفوذ روسیه ببندد و در دوران جنگ جهانی دوم ایران به اشغال کشورهای متفق درآمد تا ایران تبدیل به کانال ارتباطی استراتژیهای بحری و برّی شود. در دوران نظام دو قطبی نیز بعلت همجواری ایران با ابر قدرت شرق به عنوان یکی از حلقه های محاصره ی امنیتی اتحاد جماهیر شوروی عمل کرد و نقش ژاندارم منطقه را ایفاء نمود

بنابراین تحولات داخلی و بین المللی ژئوپولیتیک ایران را دگرگون ساخته اما در تمامی این دوره ها ارزش و جایگاه ویژه ژئو پولیتیک ایران محفوظ مانده و همین امر تعامل دائمی کشور ایران با قدرتهای جهانی را ناگزیر می سازد که البته باید با استفاده از آن در چهارچوب یک تعامل دو سویه برای تامین منافع و حفظ امنیت پایدار استفاده نمود

4-2 کلیات جغرافیای سیاسی ایران

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اهداف و اصول نظام سیاسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اهداف و اصول نظام سیاسی در word دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اهداف و اصول نظام سیاسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله اهداف و اصول نظام سیاسی در word

مـقدمـه  
هدف اصلی نظام سیاسی اسلام  
پیشگفتار:  
ضرورت اتحاد و انسجام امت اسلامی در نظام بین الملل  
نسبت به مورد آخر نکات مهمی وجود دارد:  
خلاصه و نتیجه  
مـنـابـع و مـاخـذ  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله اهداف و اصول نظام سیاسی در word

 قرآن کریم

نهج البلاغه

معرفت دینی

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

نظام سیاسی اسلام

بررسی اجمالی مبانی اقتصادی اسلامی، استاد مطهری ، مرتضی

مـقدمـه

 هدف اصلی نظام سیاسی اسلام

        هدف اصلی در نظام سیاسی اسلام، توسعه ی بستر تقرب الهی است که تنها انسان به عنوان جزئی از نظام هستی و اشرف مخلوقات ، مسیر از او (انا الله) و به سوی او (الیه راجعون) را طی می کند و منزلگاه نهایی اش، با رفتن در جوار قرب الهی خواهد بود. «قرآن کریم» ، بیان این حقیقت می فرماید: 0اِنّ المتقین فی جناتٍ و نَهَر فی مقعد صدقٍ عند ملیکٍ مقتدر)؛ به راستی که تقوا پیشگان در باغ های خرم و باشکوه و با نهرهای روان ، در جایگاهی راستین نزد پادشاهی با اقتدار ، منزل می کنند

       کمال این منزلت و موقعیت ، مرتبه ای است که انسان ، محبوب خدا قرار گرفته و عمل او خدائی می شود

       در جامعه اسلامی ، همه چیز در خدمت تعالی انسان قرار می گیرد. این تعالی با تقرب به خداوند حاصل می شود و حکومت نیز زمینه ساز این تقرب تعالی بخش است

       البته تحقق این مهم به این معنا، نیست که اختیار و آزادی انسان ها سلب می شود و جبر و زور حکومتی ، همگان را به سمت و سوئی معین می کشاند که اساساً در این صورت؛ قربی حاصل نمی شود؛ زیرا تقرب در انسان و پذیرش اختیاری قرب ، بیش از آنکه جسمی و فکری باشد روحی است. نزدیکی با دوستی حاصل می شود و این رفتاری قلبی و پیرو اراده و اختیار انسان است

در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: «هدف از حکومت ، رشد دادن انسان در حرکت به سوی نظام الهی است (والی الله المصیر) تا زمینه ی بروز و شکوفایی استعدادها، به منظور تجلی ابعاد خداگونگی انسان ، فراهم آید»

پیشگفتار

        بی شک انقلاب اسلامی ایران ، یکی از با ارزشترین ، بزرگترین و عمیق ترین انقلاب ارزشی ، فکری و دینی در عصر حاضر یعنی عصر غیبت است

و بنیانگزار این نظام عمیق و مقدس امام خمینی (ره) با رهبری هوشیارانه و پیامبر گونه اش ، اشلام را از انزوای سیاسی بیرون آورده است و جهان اسلام و به ویژه مسلمانان را بر قله عظمت و عزت نشاند و غرور و تکبر و سردمداری قدرت های استکباری را در هم شکست. و این گونه بود که ایران و انقلاب ایران بزرگ و این بیشینه شیران در جهان به عنوان پایگاه اسامی در جهان شناخته شده و صدای دلنشین حق طلبی و آزادگی در دورترین نقاط جهان طنین افکنده است و چه به حق و چه به جا مقام رهبری حضرت آیت الله خامنه ای را راهبر و راهنمای صدیق بعد خود معرفی نمود و ایشان چه با درایت و حساب شده هر سال را با نامی که برآزنده آن سال است انتخاب فرمودند بخصوص امسال را که سال اتحاد و انسجام امت در نظام بین المللی معرفی نمود به امید اینکه انشا الله ملت اسلامی به این سخن رهبر ارزش و بها دهند و آن را سر لوحه زندگی قرار دهند تا به وسیله اتحاد و انسجام امت اسلامی بتوانند مشکلات اتحاد و همدلی در برابر ظلم و ستم ابرقدرتان ایستادگی کرده و به یاری مظلومان بشتابند به امید روزی که جهان بر پایه عدل و عدالت استوار گردد و منجی بشریت قدم بر چشم ما نهند و عدالت الهی را برقرار سازند انشا الله به امید آن روز

ضرورت اتحاد و انسجام امت اسلامی در نظام بین الملل

        نامگذاری سال 1386 به نام وحدت ملی و انسجام اسلامی از ضرورتها و نیازهای عرصه فعلی کشور و فضای بین المللی برخاسته است. یکی از هدف های والای پیامبر الهی در زمینه سازی محیط برای اصلاح ، رشد، قسط و عدل است «قرآن کریم» می فرماید (لقد انزلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط)

        ما انبیا را فرستادیم؛ به آنها بینات و آیات و میزان دادیم تا مردم قیام به قسط کنند. امام رحمه الله علیه در تبیین این معنا می فرمایند: «تا عدالت اجتماعی در بین مردم نباشد، ظلم ها از بین نرود و به ضعفا رسیدگی نشود جامعه اسلامی مفهوم ندارد»

        در این باره استاد مرتضی مطهری (ره) می ویسند: «اصل عدالت از مقیاس های اسلام است که باید دید چه چیز بر او منطبق می شود. عدالت در سلسله علل احکام است، نه در سلسل معلومات ، نه این است که آن چه دین گفت ، عدل است ، بلکه آنچه عدل است ، دین می گوید این معنا مقیاس بودن عدالت است برای دین پس خواستگاههای این موضوع و نقاط حساسی که بایستی به آنها توجه شود به شرح زیر است

1-  اختلاف میان ملتهای مسلمان و تلاش برای ایجاد ذهنیت منفی نسبت به ایران در سایر ملل اسلامی. اتهاماتی که به ایران در دخالت در امور داخلی کشورها زده می شود و تا به حال کار به جای نبردند و با ناکامی روبرو شده اند. بنا بر سخن رهبر عزیزمان باید این ذهنیت های منفی از بین برود و این امر جز با اتحاد و انسجام اسلامی میسر نخواهد شد

2-  اختلاف میان فرق اسلامی من جمله شیعه و سنی و ; در کشورهای مختلف و تلاش برای ایجاد درگیری فرقه ای . من جمله در کشور عراق ، افغانستان ، یمن و ; و بویژه در ایران که تنها با ایجاد وحدت در بین امت های مسلمان و از بین بردن اختلافات مذهبی و غیر مذهبی می توان برقرار کرد پا برجاست

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید