مقاله خواجه عبدالله انصاری در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خواجه عبدالله انصاری در word دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خواجه عبدالله انصاری در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله خواجه عبدالله انصاری در word

مقدمه
سرگذشت عبدالله
مشرب فکری ;
آثار بجای مانده از خواجه عبدالله انصاری
نمونه‌ای از نثر مسجع خواجه در مناجات نامه ;
نمونه‌ای از تفسیر عرفانی و ادبی خواجه;
نکته‌ای از پندها و اندرزهای خواجه;
نکات چندی ازکلمات شیرین و عبارات  از مناجات  خواجه عبداله انصاری
وفات خواجه انصاری
منابع و ماخذ;

مقدمه :

 ابو اسماعیل عبدالله پسر ابومنصور محمد انصاری هروی غروب روز جمعه دوم شعبان 396 هـ.ق در کهندز هرات از مادری که اهل بلخ بود تولد یافت. خانواده‏اش نسب به ابوایوب خالد بن یزید انصاری (وفات: 5 هـ.ق) صحابی معروف می‏رسانید. این ابوایوب همان کسی است که رسو ل اکرم (ص) هنگام هجرت از مکه به مدینه در خانه‏آش فرود آمد و به همین مناسبت میزبان خوشبخت را صاحب رحل خواندند

سرگذشت عبدالله :

عبدالله که فرزند محبوب خانواده بود، از همان سالهای کودکی از استادان فن، علم حدیث و تفسیر آموخت. از جمله استادانش یحیی بن عمار شیبانی را نام برده‏اند که از شیراز به هرات آمده و به تعلیم و تدریس مشغول بود و سعی داشت که سنت عرفا را با شریعت تطبیق دهد و این راه و روش در مشرب شاگردش نیز اثری پایدار به جا گذاشت. بنا بر مشهور در همان سنین، به یمن حافظه قوی جلب نظر کرد و در کسب مقدمات و حفظ قرآن و اشعار عربی امتیازی یافت

هر چند استادانش شافعی مذهب بودند دیری نگذشت که مذهب حنبلی اختیار کرد. به سال 417 هـ.ق در 21 سالگی برای تکمیل تحصیلات به نیشابور رفت. سپس به طوس و بسطام سفر کرد و به سماع و ضبط حدیث همت گماشت. در سال 423 هـ.ق عازم سفر حج شد و بر سر راه مکه در بغداد توقف کرد تا مجلس درس ابومحمد خلال بغدادی (وفات: 439 هـ .ق) را درک کند. در بازگشت از سفر حج به زیارت ابوالحسن خرقانی (وفات: 425 هـ.ق) صوفی نامور نایل شد. این ملاقات در وی سخت مؤثر افتاد و ذوق عرفانی او را که به برکت تلقین پدر در وجودش جوانه زده بود به بار آورد. از دیگر مشایخ صوفیه عصر خود مانند شیخ ابوسعید ابوخیر نیز درک فیض کرد

سرانجام به زادگاه خود بازگشت و در آنجا مقیم شد و تعلیم مریدان مشغول گردید. در روزگاری که امام الحرمین، فقیه شافعی مشهور، در نظامیه نیشابور فقه شافعی و کلام اشعری درس می‏داد با علم کلام مخالفت ورزید و درذم آن، کتاب نوشت. به همین سبب چند بار تهدید به قتل شد و حتی به فرمان خواجه نظام الملک از آن شهر تبعید گردید. وزیر پرکفایت سلجوقیان هرچند به پاس تقوا و دانش پیرهرات، حفظ حرمت وی می‏کرد و او را از تعرض معاندان مصون می‏داشت، اجازه نمی‏داد بر اثر وجود وی در شهر آتش فتنه برانگیخته شود

خواجه عبدالله که شیخ الاسلام لقب گرفته و مریدان بسیاری در هرات به هم زده بود در پایان عمر نابینا گردید. وی صبح روز جمعه 22 ذی الحجه سال 481 هـ.ق به سن 85 سالگی در گذشت و در گازرگاه (ده کیلومتری هرات) به خاک سپرده شد. آرامگاهش در همان محل برجاست

مشرب فکری

در قرن چهارم و پنجم هجری، خراسان کانون علم و تصوف اسلامی بود و شیوخ صوفی از بلاد عراق عرب و ماوراءالنهر به شهرهای پررونق آن روی می‏آوردند و از کتابخانه‏های مهم آنها که از کتابهای علمی و عرفانی پر بود استفاده می‏کردند. در این مکتب، صوفیان بزرگی چون ابونصر سراج (وفات: 378 هـ.ق) نویسنده کتاب اللمع فی التصوف، ابوبکر محمد کلاباذی (وفات:380 هـ.ق) صاحب کتاب التعرف، ابوعبدالرحمن سلمی (325 ـ 412 هـ.ق) مؤلف طبقات الصوفیه، و امام ابوالقاسم قشیری (376 ـ465 هـ.ق) مؤلف رساله القشریه درخشنده بودند و هر یک به سهم خود گنجینه عرفان اسلامی را غنی تر ساخته بودند. اساس مکتب تصوف خراسان که شهر پررونق و جو علمی نیشابور کانون مهم آن شده بود، جمع شریعت و طریقت و مبارزه با انحراف و بدعت بود؛ حتی ابونصرسراج و شاگردش سلمی و شاگرد او قشیری مدرسه‏های خاصی به همین منظور در آن شهر بنیاد نهاده بودند. این مکتب به ویژه بر نقل اقوال مشایخ تکیه داشت. خواجه عبدالله انصاری در همین مکتب پرورش یافته و به مبادی و اصول آن وفادار مانده بود

 خدمت مهم پیرهرات به مکتب عرفانی خراسان این شد که منازل طریقت و مقامات سلوک عرفانی را مدون ساخت و در درجه بندی مقامات ترتیب تازه‏ای آورد و در این ترتیب بر کیفیات باطنی و اشراقی انحصار نکرد بلکه اخلاق و آداب زندگی متعارف را نیز دخالت داد تا هر فرد صوفی، در عین حفظ پیوند با زندگی، سیر معنوی داشته باشد و طریقت را با شریعت همراه سازد

خواجه عبدالله انصاری در اثر ذکاوت و استعداد خود در کمترین زمان بسیاری از علوم دینی و ادبی را فرا گرفت و مطالعات بسیار عمیقی داشت و همین بود که وی به نام یک عالم و عارف آگاه شهرت یافت و علاقمندان بسیاری از گوشه و کنار به دورش گرد آمده  و از محضرش کسب فیض و استفاده معنوی می‌کردند

خواجه در چهار سالگی به مکتب رفت. در نه سالگی خوب شعر می‌گفت و احادیث بسیاری از محدثین فرا گرفت

اگر چه اساتید خواجه شافعی مذهب بودند اما پس از مدتی مذهب حنبلی را اختیار کرد و در سال 417 در بیست و یک سالگی برای تکمیل معارف و تحصیل مراتب راهی نیشابور شد

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی نقش عشق در آثار سهراب سپهری در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی نقش عشق در آثار سهراب سپهری در word دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی نقش عشق در آثار سهراب سپهری در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی نقش عشق در آثار سهراب سپهری در word

مقدمه:  
تعریف لغوی عشق:  
تعریف عرفانی عشق (در اصطلاح عرفان و تصوف):  
نقش عشق در زبان شعر و اندیشه شاعر:  
عشق در شعر سهراب سپهری  
صدای پای آب  
مسافر  
دچار یعنی  
عاشق  
حجم سبز  
ما هیچ ، ما نگاه  
منابع و ماخذ :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی نقش عشق در آثار سهراب سپهری در word

 1- نیلوفر خاموش، نویسنده : صالح حسینی

 2- نگاهی به سپهری، نویسنده : دکتر سیروس شمیسا

 3- صور معانی شعر فارسی در مکتب درون نگری، نویسنده : دکتر پوران شجیعی

 4- باغ تنهایی،  به کوشش حمید سیاهپوش

 5- مدیریت عشق و عاطفه، نویسنده : دکتر رابرت کوپر، ترجمه علیرضا عزیزی

مقدمه

وقتی که منصور حلاج را روانه چوبه دار می ساختند در راه درویشی از وی گفت که عشق چیست؟ گقت: امروز بینی و پس فردا بینی ، امروزم بکشند و دوم جسم بسوزانند و سوم خاکستر جسم بر باد دهند ، در راه که می رفت با بند گران می خرامید و نعره زنان می گفت : حق ، حق . حق تا به زیر دار بردند ، بوسه بر دار زد و گفت: معراج مردان عشق است

تعریف لغوی عشق

 1-به حد افراط دوست داشتن

2-دوستی مفرط ، محبت تام درگذشتن از حد دوستی ،گویند که آن مأخوذ از عشق است و آن نباتی است که آن را لبلاب گویند . چون بر درختی پیچید ، آن را خشک کند . همین حالت عشق است بر هر دلی که طاری شود ، صاحبش را خشک و زرد کند

3-اسم است از مصدر ((عشق و عشق)) و آن به معنی افراط است در حب از روی عفاف یا فسق و از جهت روانشناسی : یکی از عواطف است که مرکب می باشد از تمایلات جسمانی و حس جمال ، حس اجتماعی ، تعجب ، عزت نفس و غیره

تعریف عرفانی عشق (در اصطلاح عرفان و تصوف)

1-عشق به معبود حقیقی ، اساس و بنیاد هستی بر عشق نهاده شده و جنب و جوشی که سراسر وجود را فرا گرفته به همین مناسبت است پس کمال واقعی را در عشق باید جستجو کرد

2-عشق آخرین پایه محبت است و فرط محبت را عشق می نامند و می گویند : عشق آتشی است که در دل آدمی افروخته می شود و بر اثر افروختگی آن ، آنچه جز دوست است ، سوخته گردد . همجنین گفته اند: که عشق دریایی است پر از درد و رنج ، دیگر گوید : عشق سوزش و کشته شدن است

 نقش عشق در زبان شعر و اندیشه شاعر

 شعر مهم ترین نمونه و بارز ترین عنصر از عناصر فرهنگی و ادبی ایران بوده و دیر زمانی است که شاعران در مرکزیت جایگاه فرهنگ ایران قرار داشته اند

شورانگیزی شعرو دلبستگی شاعران به این مقوله از هنر طبایع و ذوق های مختلفی را برانگیخته تا شعر را یکی از مشغله های اندیشه خود سازند . عشق یکی ار مایه های اصلی و مهم شکل گیری و قوام دهنده شعر است که می توان گفت در ذات هر انسانی نهفته است و چه بسا از طبع هر ذوق حساس نیز بر می خیزد . عشق آن موهبت الهی است که فقط به انسان هدیه گشته است

فرشته عشق نداند که چیست ، قصه مخوان

 بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز

«حافظ»

 هر که را جامه ز عشقی چاک شد

او ز حرص و عیب کلی پاک شد

«مولوی»

عشق در شعر سهراب سپهری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پایان نامه ادبیات عامه جوباره اصفهان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پایان نامه ادبیات عامه جوباره اصفهان در word دارای 291 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پایان نامه ادبیات عامه جوباره اصفهان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه ادبیات عامه جوباره اصفهان در word

چکیده
پیشگفتار
فصل اول : کلیات تحقیق
1-1 بیان مساله و ضرورت پژوهش  
2-1 اهداف تحقیق  
3-1 فرضیه های تحقیق  
4-1 روش کار  
5-1 پیشینه تحقیق  
فصل دوم : فرهنگ عامه
2-1 فرهنگ عامه – Folklore  
2-2 اهمیت بررسی فرهنگ عامه (جهانی – ملی)  
2-3 جایگاه فرهنگ عامه در ادبیات کلاسیک  
4-2 پیشینه بررسی فرهنگ عامیانه ایران  
5-2 گستره ی فرهنگ عامه  
6-2 ادبیات عامیانه  
7-2 ابعاد و زبان عامیانه  
8-2 تفاوت ادبیات عامیانه و ادب رسمی  
9-2 نتیجه  
فصل سوم : محله جوباره
3-1 جغرافیای تاریخی جوباره اصفهان  
3-2 ویژگی های محله  
3-3 آثارتاریخی محله  
3-3-1 مسجد جامع اصفهان  
3-3-2  مناره ها  
3-3 خانه های محله  
3-3-4 مساجدومعابرجوباره  
3-3-5 کنیسه هاوخانه های یهودیان  
3-3-6 مقابر جوباره  
3-3-7 بزرگان جوباره  
3-3-7-1 جمال الدین اصفهانی  
3-3-7-2 کمال الدین اصفهانی «خلاق المعانی»  
فصل چهارم : ترانه های عامیانه
4-1 ترانه های عامیانه  
4-1-1 ویژگی های ترانه های عامیانه رایج در جوباره  
4-1-2 ویژگی های فنی و هنری  
4-1-2-1 وزن  
4-1-2-2 قافیه  
4-1-2-3 مضمون  
4-2 فرهنگ عامه – بارداری و تولد  
4-2-1 ترانه های مادران و دایه ها   
4-2-1-1  لالایی  
4-2-1-2 ویژگی ها – مضامین  
4-2-2 نوازش کودک  
4-2-2-1 نوازش پسر  
4-2-2-2 نوازش دختر  
4-2-3 ترانه های سرگرم کننده  
4-3 ترانه های کودکان  
4-3-1 ترانه ی گندم  
4-3-2 ترانه های بازی  
4-3-2-1 عمو زنجیرباف  
4-3-2-2 اتوتل، توت و متل  
4-3-2-3 خاله خاله جون  
4-3-2-4 مرد غریبم زی پمبه  
4-3-3 آموزش اعداد  
4-3-4عاشقانه های کودکی  
4-4 جوانی و عاشقانه  
4-4-1 دیشب که بارون اومد  
4-4-2 تو و من …  
4-4-3 ترانه های مناسبتی  
4-4-3-1 ترانه های سیاسی  
4-4-3-2 ترانه های فصلی  
4-4-3-3 بهار و نوروز  
4-4-3-4 ترانه های اجتماعی  
4-4-3-5 بیان فقر و ناداری  
4-4-4 کار آواها  
4-4-4-1 قالی بافی  
4-4-5 شکوه و شکایت از دنیا، جدایی و ;  
4-4-6 ادبیات عامه آمیخته با غذاها و خوراک های رایج در محله  
4-5 ترانه های ازدواج  
4-5-1 فرهنگ عامه ، ازدواج در جوباره  
4-5-2 آداب و رسوم عروسی  و مقدمات عروسی  
4-5-3 ترانه های عروسی در فرهنگ ایرانی  
4-5-3 ترانه های عروسی در فرهنگ ایرانی  
4-5-5 تصنیف های نمایشی  
4-5-5-1 عقدی کی اس  
4-5-5-2 می خوام رخت بشورم  
4-5-5-3 هَوو هَوو دارِک خدا کم  
4-5-5-4 زارگزیدم  
4-5-5-5 رفتم بالا بوم قالیچه تکوندم  
4-5-5-6 حمومی  
4-5-5-7 خاله رو رو رو: دایی دای جون  
4-5-5-8 بشکن بشکنه  
4-5-5-9 عموسیرابی  
4-5-5-10 یه مرغی زردی داشتم  
فصل پنجم : متل ها
5-1 قصه های عامیانه  
5-1-1 ویژگی های زبانی  
5-1-2 مضمون  
5-2 متل  
5-2-1 کک به تنور  
5-2-5 موش دم بریده  
5-2-3 خاله سوسگه و آقا موشه  
5-2-4 پیره زن و حیوانات  
5-2-5 شنگول و منگول  
5-2-6 کدو قل قل زن  
5-2-7 بلبل سرگشته  
5-2-8 ماه پیشونی  
5-2-9 راه و بی راه  
5-2-10 دویدم و دویدم  
5-3 نتیجه گیری  
فصل ششم : ادبیات فولکلور مذهبی
6-1 فولکلور مذهبی  
6-2  فوکلور مذهبی جوباره  
6-3  مناسبت های دینی  
6-4 ماه رمضان  
6-5  محرم  
6-5-1 تعزیه  
6-5-2 مراسم عزاداری  
6-5-3 آسیب شناسی  
فصل هفتم : امثال ، کنایات و اصطلاحات
7-1 امثال  
7-2 امثال موزون  
7-3 امثال کنایی  
7-4 امثال تشبیهی  
7-5  امثال روایی  
7-6 اصطلاحات رایج در محله  
فصل هشتم : واژه نامه
8-1 زبان مردم جوباره  
8-2 راهنمای همخوان ها  
8-3  واژه نامه  
فصل نهم : نتیجه گیری و پیشنهادات
9-1 نتیجه گیری  
9-2 پیشنهادات  
منابع و مأخذ  
پیوست ها  

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه ادبیات عامه جوباره اصفهان در word

1-    ابونعیم اصفهانی ، حافظ ، 1377 ، ذکر اخبار اصفهان ، نوراله اصفهانی ، سروش : تهران

2-    الاصفهانی ، محمدبن مهدی ، 1340 ، نصف جهان فی تعریف الاصفهان ، امیرکبیر : تهران

3-    امینی  ، امیر قلی ، 1369 ، فرهنگ عوام(تفسیر امثال فارسی)، دانشگاه اصفهان  : اصفهان

4-    انجوی نژاد ، سیدابوالقاسم ، 1371 ، گذری و نظری در فرهنگ مردم ، نشر اسپرک : تهران

5-    بهار ، محمدتقی ، 1355 ، سبک شناسی ، جلد 3 ، امیرکبیر : تهران

6-    بیهقی ، حسینعلی ، 1367 ، پژوهش و بررسی فرهنگ عامه ایران ، آستان قدس رضوی : مشهد

7-    پژنگ ، منوچهر ، 1355 ، مونوگرافی اصفهان : اصفهان

8-    پلویسکی ، آنا ، 1376، قصه گویی در خانه و خانواده ، مصطفی رحماندوست : تهران

9-    پناهی سمنانی ، احمد،  1383 ، سیری در ترانه و ترانه سرای ایران ، سروش
: تهران

10-_____________ ، 1368 ، ترانه های ملی ایران ، پناهی : تهران

11-جابری انصاری ، میرزا حسن خان ، 1387 ، تاریخ اصفهان ، جمشید مظاهری ، فصیح : اصفهان

12- جناب ، میر سیدعلی ، 1385 ، فرهنگ مردم اصفهان ، رضوان پورعصار،
آسمان : اصفهان

13-____________ ، 1371 ، الاصفهان ، عباس نصر ، گلها : اصفهان

14-____________ ، 1385 ، رجال و مشاهیر اصفهان ، پویا : اصفهان

15-حجازی ، بنفشه ، 1384 ، زنان ترانه ، قصیده سرا : تهران

16-دهخدا ، علی اکبر ، 1352 ، لغت نامه ، سازمان لغت نامه : تهران

17-دهقان نژاد ، فاطمه ، 1386 ، بافت قدیم نصف جهان ، چاپ اصفهان
: اصفهان

18-رازی ، شمس قیس ، 1338 ، المعجم فی معاییر اشعار عجم ، محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، چاپ افست : تهران

19-رفیعی مهر آبادی ، ابوالقاسم ، 1352 ، آثار ملی اصفهان : تهران

20-ژوکوفسکی ، والنتین بویچ ، 1382 ، اشعار عامیانه ایران در عصر قاجار ، عبدالحسین نوایی ، اساطیر : تهران

21-سیپک ، ییری ، 1385 ، ادبیات فولکلور ایران ، محمد اخگری ،سروش
: تهران

22-شاردن ، ژان ، 1362 ، سفرنامه شاردن (بخش اصفهان)، حسین عریضی ، تکثیر : تهران

23-شاملو ، احمد ، 1378 ، کتاب کوچه ، مازیار : تهران

24-شفقی ، سیروس ، 1381 ، جغرافیای اصفهان ، دانشگاه اصفهان : اصفهان

25-صفا ، ذبیح اله ، 1366 ، تاریخ ادبیات در ایران ، ج دوم : تهران

26-طبیب زاده ، امید ، 1382 ، تحلیل وزن شعر عامیانه ، نیلوفر : تهران

27-علی پور ، منوچهر ، 1383 ، پژوهشی در شعر کودک ، تیرگان : تهران

28-قاسمی ، منصور ، 1385 ، اصفهان این همه هست ، این همه نیست ، خورشید : اصفهان

29-کریم زاده ، منوچهر ، 1384 ، چهل قصه ، طرح نو : تهران

30-کلباسی ، ایران ، 1370 ، فارسی اصفهانی ، شرکت انتشارات علمی فرهنگی

31-کمال الدین اصفهانی ، اسماعیل بن جمال الدین ، 1348 ، دیوان خلاق المعانی، کمال الدین اصفهانی ، به تصحیح ومقابله حسین بحرالعلومی،چاپخانه مرد مبارز : تهران

32-کمال الدین اصفهانی ، اسماعیل بن جمال الدین ، 1376 ، دیوان کمال الدین اصفهانی «از روی چاپ سنگی بمبئی» روزنه : تهران

33-کیانوش ، محمود ، 1352 ، شعر کودک در ایران ، آگاه : تهران

34-مازرلف ، اولریش ، 1371 ، طبقه بندی قصه های ایرانی ، سروش : تهران

35-محجوب ، محمد جعفر ، 1382 ، ادبیات عامیانه ایران ، چشمه : تهران

36-مهریار ، محمد ، 1382 ، فرهنگ جامع نامها و آبادی های کهن اصفهان ، فرهنگ مردم : اصفهان

37-میر عظیمی، نعمت اله،1379،اصفهان زادگاه جمال وکمال،گلها : اصفهان

38-میرنیا ، علی ، 1369 ، فرهنگ مردم ، پارسا : تهران

39-ناتل خانلری ، پرویز ، 1361 ، وزن شعر فارسی ، توسن : تهران

40-وکیلیان ، سید احمد ، 1384 ، متل ها و افسانه های ایرانی ، سروش : تهران

41-هدایت ، صادق ، 1381 ، فرهنگ عامیانه مردم ایران ، چشمه : تهران

42-همایونی ، صادق ، 1382 ، شیوه های عملی در پژوهش های فرهنگ عامیانه ، بنیاد فارس شناسی : شیراز

43-همایی ، جلال الدین ، 1381 ، تاریخ اصفهان ، ماهدخت همایی : تهران

44-هنرفر ، لطف اله ، 1345 ، راهنمای ابنیه تاریخی اصفهان : تهران

45-_________  ،1350 ، گنجینه آثار تاریخی اصفهان : تهران

1-1 بیان مساله و ضرورت پژوهش:

افسانه ها، قصه ها، ترانه های عامیانه و مثل های هر قوم نماینده روح هنری آن ملت است که ازسینه ی عوام گمنام وگاه بی سواد جامعه بر می آید و نتیجه عواطف، فکر و ذوق نسل های پیشین است. در واقع این آثار صدای درونی ملت ها و سر چشمه الهامات بشری و مادر ادبیات و هنرهای جامعه به شمار می رود

با مطالعه فرهنگ ایران زمین که پراکندگی شهرها و روستاها در جای جای جغرافیای آن خود موضوعی قابل مطالعه است.بالطبع  مردم هر منطقه  لهجه و فرهنگ عامه مخصوص به خود دارند، می بینیم که این خرده فرهنگ ها چون شاخه های به هم تنیده یک درخت اند و ریشه فرهنگ و ملت ایران زمین به آنها وابسته است

اگر محققان دلسوز هر منطقه به جمع آوری آثار خاص آن می پرداختند، بدون شک روشن می شد که چه افکار بکر و سودمندی از روح فیاض ایرانی و حتی بی سوادترین آنها می تراود. همین پدران و مادران عامی و بی سواد بوده اند که با سخنان و افکارشان شاعران، حکما و دانشمندان بزرگ را در دامن خود پرورده اند

از آنجا که فرهنگ محلات و مردم قدیم در حال نابودی و فراموشی است، انجام این گونه پژوهش ها ضروری به نظر می رسد تا ابعاد مختلف زندگی توده های مردم را از گذشته تا حال، به ما معرفی کند. همچنین اگر نسل تحصیل کرده امروز، از زندگی و فرهنگ پیشینیان خود آگاه نباشد چگونه می تواند به هویت واقعی خویش دست یابد، در حالی که تبلیغات و رسانه ها به سرعت او را به سمت آداب و زندگی غربیان می برد. بر فرد فرد ماست تا در راه شناساندن فرهنگ ملی و ارزشهای جامعه خود ، به نسل امروز گام برداریم باشد که خداوند یاریگرمان باشد

بخش دیگر ادبیات عامه، ادبیات فولکلور مذهبی است. با توجه به اینکه مذهب و اعتقادات مذهبی مهم ترین بخش زندگی مردم، مخصوصاً مردم اصیل و معتقد این محله بوده، چند سطری به این اعتقادات و آداب و رسوم مذهبی اشاره شده است این نکته نیز درسی برای نسل نو جامعه است که چگونه پدرانشان با توکل به خدا و عمل به دستورات دینی، زندگی سخت و بدون امکانات را گذرانده و توانسته اند فرزندان خوبی تربیت کنند

آنچه تقدیم می شود ، بضاعتی اندک ازسوی نگارنده است که یقیناً از نقص و اشکال خالی نیست اما نتیجه ماهها مصاحبه و جستجو از اهالی محل و مطالعه در آثار مکتوب و آثار معماری به جای مانده است. امید است گامی در جهت آشنایی بیشتر نسل نو با فرهنگ و گذشته درخشان سرزمین مقدسمان ایران باشد

نکته قابل ذکر اینکه دانشکده های ادبیات می تواند نقش بسیار پر رنگی در زمینه شناخت و حفظ فرهنگ عامه داشته باشد. دانشجویانی که از جای جای ایران مراجعه می کنند، هر کدام می توانند  محقق و پژوهشگری برای فرهنگ عامه باشند و از نابودی و فراموشی این میراث فرهنگی عظیم در گذر زمان جلوگیری نمایند. مسلماً این امر جز با روشنگری و همت والای اهالی ادب امکان پذیر نخواهد شد

در بخش پایانی پژوهش، فهرستی از واژه های قدیمی که از گویش سابق اصفهان (دنباله ی فارسی دری) باقی مانده و هنوز رایج می باشد، ارائه شده است

 

2-1 اهداف تحقیق:

1- گرد آوری سرودها، متل ها و مثل های رایج در محله جوباره

2- تحلیل و تبیین آثار از جنبه های ادبی و    محتوایی

3- کمک به مردم شناسی و تحقیق در حوزه ی جامعه شناسی زبان و فرهنگ

4- کمک به اصفهان شناسی

5- تلاش برای حفظ و ضبط اجزای ادبیات عامه رایج در محلات قدیم

 

3-1 فرضیه های تحقیق

1- زبان و فرهنگ مردم جوباره، آمیزه ای از زبان و فرهنگ اصفهان قدیم و فارسی دری است

2- ترانه ها، متل ها و اصطلاحات زبانی و فرهنگی این مردم قاعده مندند

3- ترانه های شاد و آرام بخش از نظر آماری بر دیگر سروده ها افزونی دارد

4- متل ها نقش تربیتی کودکان و نوجوانان را نیز بر عهده داشته است

 5-هدف عمده در آثار ادبیات عامه، آموزش و روشنگری نسل بعد بوده است

5- مضامین اصلی در بخش های گوناگون ادبیات عامه در سرتاسر ایران و حتی بسیاری از کشورهای جهان مشترک است. تفاوت تنها در شیوه بیان ، زبان و تظاهرات فرهنگی است

 

4-1 روش کار

از آنجا که اساس تحقیق بر یک محله ی قدیمی بوده و کار علمی خاص هم بر روی آن انجام نگرفته بود، لذا پژوهش به صورت ابتکاری از سوی نگارنده برنامه ریزی و ارائه شده است

ابتدا تحقیق و مطالعات مفصلی بر روی «فولکلور» و آثار مکتوب مرتبط با آن انجام گردیده و فیش برداری شد، تا مبانی کار به طور دقیق شناخته شود سپس با کمک آثار محققین فرهنگ عامه چون انجوی نژاد، همایونی و دیگران روش صحیح تحقیق در فرهنگ عامه انتخاب و انجام گردید

در بخش معرفی جوباره، منابع مختلف مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت ویادداشت برداری صورت گرفت که متاسفانه با توجه به قدمت و سابقه محل، کار پژوهشی مستقلی بر روی این محله انجام نگرفته بود و اطلاعات از بخش های مختلف کتب قدیم و جدید اصفهان شناسی بیرون کشیده شد. بافت کهن و آثار تاریخی محله بیانگر برخی ویژگی ها و سوابق تاریخی محله بودند که بررسی و ارائه گردید. این بخش از پژوهش با تلفیق روش کتابخانه ای و اسنادی انجام گرفت

بخش اصلی کار، جمع آوری نمونه های آثار ادب عامه و سخت ترین قسمت پژوهش بوده است. روش کار در این بخش، روش میدانی است، که به صورت حضور در محل و مصاحبه با قدیمی ترین و با سابقه ترین افراد محله انجام گردیده است نگارنده ماهها، روزها و ساعت ها در خانه ها، مجالس و محافل این محله حضور یافته تا با هم نشینی و نزدیکی با آنان، توانسته است مطالبی را از اعماق ذهن وزبان آنان  بیرون کشد و ثبت و ضبط نماید

سپس بر اساس طرح آماده شده اشعار و ترانه ها، متل ها و مثل ها ارائه شده و از جنبه های زبانی، ادبی و محتوایی تحلیل گردیده است

 

5-1 پیشینه تحقیق

پژوهش و تحقیق در زمینه فولکلور در کشور ما سابقه ای کمتر از صد سال دارد. در این زمینه بیگانگان زودتر گام برداشته اند، خوشبختانه در نیم قرن اخیر بزرگانی از ادب و هنر این جامعه گام در این راه نهاده و تلاش بسیار کرده اند. اما از آنجا که ایران پهنه ی وسیعی دارد و مقوله فرهنگ و تمدن گسترده و بی پایان است، دست یابی به تمام جوانب آن در سرتاسر میهن اسلامی امری دشوار و نیازمند تلاش و همت ملی است

در حاشیه آثار فرهنگ عامه، ادبیات عامه به طور کلی معرفی شده است. اما تحقیق و پژوهش خاصی با این موضوع ملاحظه نگردید. یک مورد پایان نامه از دانشگاه اصفهان با عنوان «بررسی ادبیات منظوم لری، از خانم نرگس موسویان ، 1385» مشاهده شد که به نوعی به اشعار عامیانه لری پرداخته بود

در زمینه معرفی «محله جوباره» نیز هیچ گونه کار و اثر مستقلی مشاهده نشد فقط در خلال کتاب « بافت قدیم اصفهان ، دهقان نژاد » تا حدودی معرفی گردیده بود که این مسئله با توجه به قدمت و سابقه محله جای تعجب دارد

2-1 فرهنگ عامه – Folklore

زیباترین و گران قدرترین گنجینه هر ملتی فرهنگ و زبان آن ملت است که طی هزاره ها و قرنها از زبان گویای مردم تراوش کرده و سینه به سینه نقل شده است . این فرهنگ چون میراثی معنوی به نسل امروز رسیده و بایستی به نسل های بعد منتقل گردد

امروزه مجموعه آداب و رسوم ، اعتقادات ، افسانه ها ، قصه ها ، شعرها ، و مثل های رایج میان مردم یک سرزمین را فولکلور می گویند .« نخستین بار تامس (W.Jtoms) در سال 1846 میلادی با نام مستعار آمبروازمورتن (Ambrose-Morton) آثار باستانی و ادبیات توده را فولکلور نامید . این واژه با کشمکش بسیار پذیرفته شد و شناسنامه ی فرهنگی گرفت. در زبان فارسی فولکلور را به «فرهنگ عوام» ، «دانش توده» و ترکیباتی  از این قبیل ترجمه کرده اند » ( همایونی ، 1371 ، مقدمه )

« محققین فرهنگ عامه ابتدا فقط ادبیات توده مثل افسانه ها و  قصه ها ، آوازها و ترانه ها و متل ها  و چیستان و مثل ها را جستجو می  کرد ند ، اما کم کم تمام سنت هایی که مردم خارج از  مدرسه ، به طور شفاهی از پدران و مادران خود می آموختند از جمله آداب و رسوم و اعتقادات ، پیشگویی های نجومی ، تاریخ طبیعی ، طب سنتی و آنچه که در تمام مراحل زندگی از تولد تا مرگ مراسم آنها، جشن ها ی ملی ، مذهبی ، آداب و فنون پیشه ها وجود داشت در حیطه ی این علم بررسی شد » ( هدایت ، 1381: 233 )

فولکلور یک پدیده فرهنگی و ملی است که در کنار ادبیات رسمی و کتبی جای دارد و براساس اسلوب علمی به مطالعه فرهنگ و زندگی عوام در مقابل طبقه تحصیل کرده با ادب رسمی می پردازد . همانگونه که در مقابل طب رسمی ، طبابت عوامانه قابل تأمل و بررسی است، ادب عامیانه نیز در مقابل ادب رسمی قابلیت تأمل و بررسی دارد

2-2 اهمیت بررسی فرهنگ عامه (جهانی – ملی)

بررسی فرهنگ مردم از جنبه های گوناگون علمی ، اجتماعی ، تاریخی ، فلسفی و …… برای خود آن ملت و مردم جهان اهمیت دارد . دانش عوام هر ملت ، آیینه ی ذوق و هنر مردم و وسیله ای برای شناخت روحیات ، خلق و خوی و ویژگی های اجتماعی آن مردم است و می تواند ملت ها را به هم نزدیک کند و سفیر دوستی ، صلح و رابطه ی معنوی بین آنها باشد،چرا که فرهنگ عامه از دل هر ملت ریشه گرفته و به دور از هر گونه آلایش و سیاستگری به بیان جنبه های انسانی زندگی مردم می پردازد و انسان ها از هر قوم ، مذهب و نژادی که باشند قریحه و ارزش های انسانی یکسانی دارند

فرهنگ عامه مردم برای هر ملت در حکم زندگی نامه و شناسنامه ی توده عوام و روشنگر سوابق اجتماعی ، تاریخی آنان و  سیرتحول فکری و تکامل اجتماعی آنان در طی قرون و اعصار بوده است

چنین افکار ، آثار و الهامات روحی نه تنها پایه و اساس هنرهای زیبا ؛ بلکه مبنای علوم بشری را تشکیل داده و از یک سو به منزله مصالح اولیه عالی ترین شاهکارهای هنری و ادبی و از سوی دیگر پایه و ستون تاریخ  و ملیت یک قوم است

افسانه ها و قصه ها ، ترانه های عامیانه و مثل های هر قوم نماینده روح هنری آن ملت است  که از سینه ی عوام بی سواد و  گمنام بیرن می آید و نتیجه ی عواطف ، فکر و  ذوق نسل های پیشین است . در واقع صدای درونی ملت است و سرچشمه الهامات بشر و مادر ادبیات و هنرهای زیبا به شمار می رود

در گستره ی ایران بزرگ که شهرها و روستاهایش در چهارگوشه ی آن پراکنده اند و مردم هر منطقه لهجه های خاص و فرهنگ  عوامانه ی مخصوص به  خود را دارند، با مطالعه ی فرهنگ هر طایفه می بینیم که ریشه و منشأ همه ی آنها یکی است و همگی چون شاخه های پیوند خورده ی یک درخت هستند که  از یک تنه جدا شده اند و این محکم ترین سند وحدت ملی ایرانیان و مردم این مرز و بوم است

اگر محققان دلسوز ایرانی با همت والای خود به بررسی و جمع آوری این آثار می پرداختند و آنها  را در دسترس صاحبان فضل و ادب قرار می دادند ،  بدون شک از روی همین آثار روشن می شد که چه افکار بکر و تخیلات سودمندی از سرچشمه فیاض روح ایرانی ، حتی بی سوادترین آنها می تراود .  و چه ذخایر ارزشمندی از فکر ، اخلاق و حکمت عملی در گنجینه خاطر عوام نهفته است ، آنگاه بر همه جهانیان ثابت می شد نه تنها شاعران و دانشمندان بزرگ ایران از حیث تراوش های فکری فخر جهان انسانیت بود ه اند ، عوام آنان نیز در مرحله ی قدرت فکر ، علو طبع و بلند پروازی روح دست کمی از آنان نداشته و همچون صدفی بوده اند که گوهر وجود ادبا،  حکما و دانشمندان را در خود پرورده اند

این پرسش مطرح می شود که نسل تحصیل کرده  ایران امروز ، چگونه می تواند به هویت واقعی خود دست یابد در حالی که از زندگی مادی و معنوی پیشینیان خود آگاه نیست و به جای آن در تکاپوی پی بردن به آداب و زندگی اجتماعی غریبان است ! نسل امروز باید نیاکان گمنام خود را با تمام عقاید و ارزشها ، شادی وغم ها، شکست و پیروزی ها و فداکاری هایشان بشناسد تا به هویت واقعی خود و به ارزش میراث کهن  ملتش پی ببرد ، لهجه ها و سخنان روستاییان به جای مانده را بشناسد و با شیوه های علمی به ثبت و ضبط آنها بپردازد و از زوال آنها  جلوگیری کند، چرا که این سرمایه های کهن اگر از بین برود راهی برای تجدید حیات واحیای آن نمی توان یافت

2-3 جایگاه فرهنگ عامه در ادبیات کلاسیک

عامل اصلی پیشرفت دانش ، عقل و ادراک است در حالی که دانش عوام محدود به همان عقل و ادراک عوامانه است ، ولیکن هنرهای گوناگون از سرچشمه فیاض و خلاّق قریحه و ذوق سرچشمه می گیرد ، و این ذوق و قریحه ذاتی است و ذوق عوامانه در بسیاری موارد الهام بخش شاهکارهای شعر ، موسیقی و داستان سرایی بوده است تا آنجایی که می توان گفت سرچشمه بسیاری از شاهکارهای ادب رسمی ، ادب عامیانه است

خوشبختانه بسیاری از اعتقادات ، آداب و رسوم و ادبیات عامیانه در داستانهای تاریخی و حماسه های ملی به حد وفوردیده می شود که این نشان دهنده قرابت و نزدیکی ادبیات عامیانه و ادب رسمی است

« با نگاهی به شاهنامه فردوسی ، بزرگترین حماسه ی ملی ایران که جزء ادب رسمی به شمار می رود و توجه خاص عامه ی مردم به آن، تا جایی که در هر قهوه خانه و زیر هر سیاه چادر ایل و هر روستایی مردم همه قهرمانان شاهنامه را می شناسند و در عمق جان و زندگی آنها جای دارند ، در می یابیم که محتوای شاهنامه از آثار ادب عوام به شمار می آید چرا که این روایت ها قبل از معجزه استاد توس سینه به سینه و دهان به دهان نقل شده بوده و مسلماً علت توجه مردم محتوا و معنای آن است، البته هنر فردوسی سخن گفتن از جان مردم بوده است .» ( ر، ک محجوب1377)

آثاری که از قرنها پیش به جای مانده مشحون و مزین به دانش عوام است به طوری اگر در آثاری چون شاهنامه، تاریخ بلعمی، ویس و رامین فخر الدین گرگانی ، تاریخ بیهقی ، دیوان خاقانی ، خمسه ی نظامی ، آثار سعدی ، مولانا ، دیوان حافظ ، آثار عبید زاکانی و …… بنگریم ، نفوذ و تأثیر این اعتقادات ، آداب و سنت ها را به روشنی باز می یابیم و تأثیر فرهنگ عوامانه را در ادب رسمی به خوبی می توانیم ببینیم و ثابت کنیم که ادب رسمی ریشه در ادب عامیانه دارد. (ر ، ک همایونی، 1371 : 23)

4-2 پیشینه بررسی فرهنگ عامیانه ایران

متاسفانه آن گونه که شایسته بوده ، ادبیات فولکور ایران مورد توجه واقع نشده و همیشه ادبیات کلاسیک به عنوان جلوه بارز هنر مورد توجه بوده است ، غافل از اینکه ادبیات فولکور تا چه حد در آفرینش ادبیات کلاسیک موثر بوده و در حقیقت زیرساخت آثار ادبی کلاسیک به شمار می رود

 برخی از دانشمندان در دوره های دورتر از جمله ابوریحان بیرونی و ابن خلدون مطابق روش ها و اصول خاصی به بررسی موضوع های فرهنگ عامه پرداخته اند. در قرون اخیر محققین بیگانه و مستشرقان قبل از محققان خودی برای جمع آوری و تتبع این قسمت از فرهنگ ایران کوشیده اند ، از آنجا که آنان اعتقاد دارند « درک عمق مفهوم اولیه ادبیات قدیمی بسیار ضروری است و بدون شناخت ادبیات فولکور ، شناخت تاریخ ملت ها ممکن نیست .(ماکسیم گورگی)»(سیپک، 1385 :  13)

از حدود 100 سال پیش محققین بیگانه به بررسی ادبیات عامیانه ایران پرداختند . سفرنامه هایی که سیاهان خارجی درباره ایرانیان نوشته اند یکی از مهمترین منابع اطلاعات فولکوریک ایران است . سفرنامه هایی چون تاورینه ، شاردن ، مادام دیوفولا و …

ژوکوفسکی محقق روسی ، در کتاب ترانه های عامیانه ایران در عصر قاجار که سال 1910 به چاپ رسانده ، خود زکوی لهستانی را آغازگر این راه می داند و اعتقاد دارد در اثر او          «نمونه های اشعار عامیانه ایران 1842» متاسفانه کمترین جا به ادب اصیل فارسی داده شده است

برخی محققین بیگانه و آثارشان در این موضوعات را می توان به شرح ذیل معرفی نمود

–           ژو کوفسکی، موادی برای مطالعه زبان فارسی 1092، ترانه های عامیانه ایران ( در عصر قاجار ) 1910 /

–           بریکتو  ، قصه های فارسی، 1910 /

–           کریستین سن دانمارکی، قصه های فارسی 1918 ؛ مجموعه قصه های فارسی 1939 /

–           لوریمر، قصه های فارسی، 1919  /

–           راماسکویچ ، دوبیتی های ملی ایران،  1926 تا 1916 /

–           هنری ماسه ، قصه های فارسی ، 1925 /

–           گالونو ، زورخانه ، 1927 ، خیمه شب بازی ، 1929  /

–           دونالدسون ،بررسی قصه های ایرانی(از لحاظ اسلامی)،1938«ر ، ک ، هدایت ، 1381)

نخستین شخص با سواد وروشن بین ایرانی که در زمینه فرهنگ عامه کار کرده است ، روحانی جلیل القدری به نام آقا جمال خوانساری است که در عین مخالفت علما و دانشمندان عصر ،کتاب معروف « عقاید النسا یا کلثوم ننه » را با نثری شیوا و آمیخته به طنز نگاشته و به تحریر آداب ، رسوم ، اعتقادات و خرافات زنان عصر صفویه پرداخته است و در حدود یک قرن است که جمعی از نویسندگان ایرانی با توجه به ارزش آثار فولکوری و تاثیر آنها در زندگی مردم کوشیده اند  ضمن ساده نویسی از آن آثار نیز بهره بگیرند . شاید آغاز گر این راه « میرزا حبیب اصفهانی » متخلص به دستان مترجم کتاب معروف « حاجی بابا اصفهانی » باشد

در عصر مشروطه برخی روزنامه ها چون « شرافت»، «چنته ی پا برهنه»، «جنگل مولا»، «جارچی ملت و نسیم شمال» مطالب خود را به زبان عامیانه می نوشتند . در ادامه علی اکبر دهخدا با اثر ارزشمند خود « امثال و حکم » و«مقالات چرند وپرند» نثر عوامانه را گسترش داد

محمد علی جمال زاده در داستانهایش از زبان و اصطلاحات عامیانه بهره می گیرد و در نهایت فرهنگ عوام را می نویسد ، حسن مقدم ،نیز در این زمینه گام هایی برداشته است .از دیگر پیشوایان این طریق « امیر قلی امینی اصفهانی » است که بیش از پنجاه سال از عمر خود را برای جمع آوری و تالیف آثاری چون « هزار و یک سخن،  داستانهای امثال ، سی افسانه و و فرهنگ عوام یا تفسیر امثال زبان فارسی » صرف نمود. همچنین میر سید علی جناب الاصفهان ،رجال اصفهان و;رانوشت

صادق هدایت اوسانه را در 1310 ونیرنگستان را 1312 انتشار داده  و طریقه علمی جمع آوری فرهنگ عامه را ارائه کرده است

در ادامه کوهی کرمانی هفتصد ترانه روستایی و چهارده افسانه را می نویسد و صبحی مهتدی هم به جمع آوری افسانه های ایران با کمک مردم سراسر ایران از طریق رادیو می پردازد. مقالات متعددی از علی بلوکباشی در مجلات مختلف چاپ شده و کتاب کوچه اثر احمد شاملو، از جمله نمونه های آغازین کار بر فرهنگ عامیانه ایران است

از ادامه دهندگان این راه می توان از سید ابوالقاسم انجوی شیرازی ، پناهی سمنانی ، صادق همایونی ، سید احمد وکیلیان و استاد ادبیات عامیانه ایران « سید جعفر محجوب » ، « سید علی میرنیا »، « ابوالحسن نجفی » و بسیاری از بزرگان و نویسندگان ادب فارسی نام برد

اینک جای بسی خوشوقتی است که گروهی از نویسندگان جوان نسل حاضر با آگاهی و علاقمندی بسیار در زمینه فرهنگ مناطق مختلف ایران زمین به پژوهش و نگارش مشغول هستند به امید اینکه روزی برای هر شهر و روستایی فرهنگ کامل و جامعی در دست نسل نو باشد

5-2 گستره ی فرهنگ عامه:

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله نظامی گنجوی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله نظامی گنجوی در word دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله نظامی گنجوی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله نظامی گنجوی در word

مقدمه          .. 
تجزیه طلبی و نظامی گنجوی     .. 
پنج گنج         . 
سبک نظامی     ;
از مخزن الاسرار   
منابع          ;

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله نظامی گنجوی در word

1-     پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد (نویسنده: عبدالحسین زرکوب)

2-   نظامی گنجه ای (نویسنده: بهروز ثرویان)

حکیم فرزانه نظامی گنجــوی

                       هنر آموز کز هنرمندی                                 در گشایی کنی نه در بندی

هر که ز آموختن ندارد ننگ                           در برآرد ز آب و لعل از سنگ

                  و آنکه دانش نباشدش روزی                          ننگ دارد ز دانش آموزی

  ای بسا تیغ طبع کاهل کوش                           که شد از کاهلی سفال فروش

    وی بسا کوردل که از تعلیم                             گشت قاضی القضاه هر اقلیم

جمال الدین ابو محمد الیاس نظامی گنجه ای از اساتید بزرگ در داستان سرایی و از پایه گذران شعر و ادب پارسی ایران زمین محسوب می شود . عده ای بر این باورند که زادگاه وی در روستای تاد در تفرش می باشد و هم اکنون نیز محلی به همین جهت وجود دارد . ولی بیشتر محققان از سروده هایی که وی پیرامون گنجه گفته است بر این باورند که وی در گنجه که شهر ایران بوده است ( هم اکنون در جمهوری آذربایجان می باشد ) بدنیا آمده است . گنجه تا پیش از حکومت ننگین قاجار بخش مهم ایران بوده است و در طی قرارداد ننگین گلستان به اشغال روس آمد . نظامی با سلاطینی همچون اتابکان آذربایجان و پادشاهان محلی ارزنگان و شروان و مراغه و اتابکان موصل در ارتباط بوده است و به همین جهت منظومه های خود را به نام آنان ایجاد نموده است . وی علاوه بر پنج گنج یا خمسه ( مخزن الاسرار – خسرو و شیرین – لیلی و مجنون – هفت پیکر- اسکندر نامه ) دیوانی از قصیده ها و غزلها را ایجاد کرده است که اکنون بخشی از آن در دست ماست

 با اینکه حماسه سرایی و شعر پارسی در پیش از او پایه گذاری شده بود ولی نظامی تا پایان قرن ششم توانست این سبک را به حد علای خود برساند و ستونهای ادبیات کهن پارسی ایران را مستحکم نماید . وی در انتخاب الفاظ – کلمات – اختراع معانی – تشبیهات – توصیف حال بزرگان در تاریخ ایران کم نظیر است . آرامگاه وی در شهر گنجه می باشد که متاسفانه امروز تحت کنترل جمهوری جعلی آذربایجان قرار دارد . وی در سال 614 هجری بدرود حیات گفت . نظامی حکیمی بزرگ و فرزانه از دیار فرهنگ و تمدن جهان یعنی ایران زمین بود . امروزه برخی نادانان ترک صفت که خود را جدای از مردمان نیک سرشت آذربایجان میدانند در تلاش های کودکانه ای هستند که این شخصیت برجسته ایرانی را از خاندان ترکان مغول – چین و ترکستان معرفی کنند . ولی کاری بس بیهوده است که راه به جایی نخواهند برد . البته محرک اصلی این طرح زشت بیگانگان به یاری دولت دست نشانده آنان در باکو می باشد

نظامی در ستایش کشورش ایران چنین می سراید

همه عالم تن است و ایران دل               نیست گوینده زین قیاس خجل

                  چونکه ایران – دل زمین باشد                  دل ز تن – به بود یقین

                     میانگیز فتنه میافروز کین                   خرابی میاور در ایران زمین

تو را ملکی آسوده بی داغ و رنج              مکن ناسپاسی در آن مال و گنج

نظامی در قسمت خسرو و شیرین میگوید که تا زمان ساسانیان تمامی سرزمنیهای گرجستان و آبخازیا و جمهوری آذربایجان و ارمنستان – ترکمنستان و ازبکستان و تاجیکستان جزوی از ایران بوده است . گویی اینکه نیازی به اثبات ندارد و تا قبل از سلاطین قاجار هم تمامی این سرزمینها بخشی از اقوام ایران بوده و هستند و با هویت ایرانی اداره می شده است

 شکارستان او ( خسرو پرویز ) آبخازا و دربند         شبیخونش به خوارزم و سمرقند

 در پاکی اخلاق و تقوی، نظیر حکیم نظامی را در میان تمام شعرای عالم نمی توان پیدا کرد. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت پیدا نمی شود و یک بیت هجو از اول تا آخر زندگی بر زبانش جاری نشده است. از استاد بزرگ گنجه شش گنجینه در پنج بحر مثنوی جهان را یادگار است که مورد تقلید شاعران زیادی قرار گرفته است، ولی هیچکدام از آنان نتوانسته اند آنطور که باید و شاید از عهده تقلید برآیند. این شش دفتر عبارتند از

مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، شرفنامه و اقبالنامه که همگی نشان دهنده هنر سخنوری و بلاغت گوینده توانا آن منظومه هاست. وفات نظامی را بین سالهای 599 تا 602 و عمرش را شصت و سه سال و شش ماه نوشته اند

تجزیه‏ طلبی و نظامی گنجوی

 از زمانی که اردوگاه سوسیالیستی فرو ریخت، افراد فراوانی که سابقاً هوادار آن تئوری و اردوگاه بودند، از آن راهِ پیشین دست شسته و راه ناسیونالیسم* افراطی را در پیش گرفتند. به یکباره موضوعی بنام “ستم ملی فارس” آفریده شد و جاعلین و دروغگویان فراوانی برای مقاصد خویش به دست بردن و تقلب در ادبیات و تاریخ ایران پرداختند
موضوع این سخن افرادی‏اند که اهل آذربایجان هستند که برای اغراض سیاسی خود به دستکاری در وقایع تاریخی گذشته می‏پردازند. در صورتی که هیچ لزومی ندارد، حتی برای جدا شدن از پیکره‍ی ایران کنونی و تجزیه‏ طلبی، به دروغ و جعل تاریخ و نادان جلوه دادن خود متوسل شوند . گویی اینکه یک ایرانی آگاه و اهل بینش و درک هرگز سخن از تجزیه نمی کند و در تلاش است که اتحاد بزرگتری برای کشورش به ارمغان بیاورد ولی در نهایت مردمان یک واحد جغرافیایی میتوانند  طی یک رفراندوم عمومی از کشور حق انتخاب خویش را بمنصه‍  ظهور ‏برسانند و خواست خود را بیان ‏کنند؛ در صورت موافقت مردمان کشور این کار میتواند انجام گیرد .  بر اساس ماده‍ ی 21 اعلامیه حقوق بشر: «اراده  مردم اساس قدرت حکومت است.» اراده‍  مردمانی که طی یک انتخابات آزاد، بیان شود بالاترین اراده است و هیچ ارگان و نیرویی حق ندارد خویش را برتر از آن اراده بداند. اما از سویی دیگر بر اساس همان مفاد اعلامیه ی حقوق بشر برافروختن آتش اختلافات قومی و ملی نیز ممنوع اعلام شده است. و مرز “حق برخورداری از حقوق” تا “ایجاد اختلافات قومی و ملی”، آنجایی‏ست که موضوع از حیطه‍ ی بحث و گفتگوی روشن به تاریکی نفرتِ قومی سوق داده می‏شود و بجای “حق انتخاب آزاد مردم”، “تدارک جنگ‏های قومی” می‏نشیند. مفاهیمی مانند کشور، میهن، وطن و امثالهم بدون مردمانِ “معاصر” آن چیزی نیستند بجز خاک و خاشاک و خاطره‏ های کهنه؛ و این “مردم” حق دارند سرنوشت خویش را رقم بزنند اگر چه حتی این انتخابشان راهی به جهنم بگشاید

اعلامیه‍ ی حقوق بشر در تعارض جدی با هر دو طرفِ “سرکوبگرانِ مللِ خواهان جدایی”؛ و “آتش‏ افروزان نفاق‏های قومی و ملی”‏ست. البته آنچه که در سیاست و بخصوص در جامعه‍ ی ما جایی ندارد، “حقوق بشر” است

به مانند هر کنش سیاسی دیگری لازم است که تئوری مورد نیاز این امر نیز بوجود آید، در راستای همین تمایل به جدایی آذربایجان، باید تاریخ و ادبیاتی همسو نیز خلق گردد و سابقه‏ ای بر این تمایل در طی تاریخ علم گردد. باید آذربایجان در طول تاریخ “ترک” باشد تا امروز بتوان بر این تمایل جدایی از پیکره‍ ی ایرانِ آریایی و پیوند با بقیه‍ ی ترکان صحه گذاشت، که: “ما برادرانی بودیم که در طول تاریخ از هم جدا افتاده‏ ایم و حالا می‏خواهیم به یگانگی در کنار هم ترکستان بزرگ را بنیاد نهیم.”

در آغاز از دو آذربایجانِ جدا افتاده در طول تاریخ صحبت می‏کنند و گویی به هیچوجه نمی‏خواهند باور کنند که “آذربایجان” در طول تاریخ همیشه به زیر رود ارس گفته می‏شده است و آذربایجان بالایی، از سال 1917 و طی کنگره‍ ی حزب مساوات بود که به این نام مزین شد و نام پیشین آن “خانات قفقاز” بوده است و بطور مثال در دو قرار داد گلستان و ترکمن‏چای یعنی قرارداد واگذاری این اراضی به دولت روس بهیچوجه نامی از آذربایجان برده نمی‏شود، زیرا این مناطق که بالای رودِ ارس بوده ‏اند جزو آذربایجان به حساب نمی‏آمده ‏اند

مشکل دیگر این جاعلین، ترک‏زبان کردنِ این مناطق است. اینان مدعی‏ هستند که در همیشه‍ ی تاریخ، زبان این نواحی ترکی بوده و زبان “آذری” بعنوان زبانی از خانواده‍ ی زبان‏های ایرانی، دروغی بیش نیست. و دروغی دیگر برای تهییج خودشان نیز مبنی بر آریایی نژاد بودن ایران می‏سازند و خلاصه تا آنجا پیش می‏روند که شاعرانی مانند “نظامی گنجوی” را ترک اعلام می‏کنند** بطور مثال در مقدمه‍ ی “دیوان لفات الترک” به ترجمه ‍ی “حسین محمدزاده صدیق” مترجم از قول نظامی بیتی را نقل می‏کند

پدر بر پدر مر مرا ترک بود                   به فرزانگی هر یکی گرگ بود !!!

که آدرس و نام اثری که این بیت از آن برداشته شده را نمی‏دهد. پس از جستجوی فراوان در آثار نظامی و نیافتن این بیت در میان آثار منتشر شده‍ ی او؛ دوستی که تماسی با مترجم مزبور داشت از وی در باره‍ ی آدرس این بیت سوال کرد که ایشان در پاسخ فرمودند: «این بیت را خانمی در یکی از نسخ خطی کتابخانه‏ ای از کتابخانه‏ های ترکیه دیده‏ است.» و بهمین دلیل در آثار چاپ‏ شده نمی‏توان آن را یافت. به این می‏گویند سنگ‏قلاب کردنِ ادبی.  زیرا کاملا با آن بیتی که گفته است ترک صفتی بهای ما نیست مغایر است و بدون شک جعل ادبی می باشد

چه راهِ دیگری برای دریافتِ صحت و سقمِ انتساب این بیت به نظامی باقی می‏ماند بجز رجوع به خود این بیت

1-که مثلا باید جستجو کرد و دید آیا در جای دیگری از آثار نظامی نیز به این موضوع ترک بودن پدرش اشاره کرده است؟

نتیجه‍ ی جستجو منفی‏ است. در هیج جای دیگری از آثار نظامی به این موضوع که پدر و پدرانش ترک بوده‏ اند اشاره‏ ای نشده است

2- آیا مثلاً از ترکیبات “پدر بر پدر” یا “مر مرا” در آثار نطامی استفاده شده است؟
باز هم پاسخ کاملاً منفی‏ است. هیچکدام ازین دو ترکیب را در آثار نظامی نمی‏توان یافت. اما ترکیب “مر مرا” در آثار فرخی سیستانی، فردوسی، عطار، انوری، سنایی، امیرخسرو دهلوی، ناصر خسرو و مولوی به کرات بکار برده شده است اما دریغ از یکبار کار برد آن در آثار نظامی. حتی واژه‍ ی “مر” که در ادبیات کلاسیک ما کاربرد فراوانی دارد در آثار نظامی تنها در یک مورد بکار رفته است در کتاب خسرو و شیرین؛ بخشِ “طلب کردن طغرل شاه، حکیم نظامی را”

 فرو خواندم مر آن فرمان به فرهنگ          کلیدم ز آهن آمد، آهن از سنگ

 و ترکیب “پدر بر پدر” نیز اگر چه در اثری مانند شاهنامه پر کاربرد است

پدر بر پدر شاه ایران تویی               گزین سواران و شیران تویی

اما در نزد نظامی کاربردی نداشته است

3- تحسینِ پدران، با اطلاق عنوان “فرزانگی” امری کاملاً بجاست. اما تشبیه فرزانه و گرگ به هم؟ یعنی گرگ را فرزانه دانستن، عمل بیهوده ‏ایست. حکیم نطامی در تمام مواردی که از کلمه‍ ی “گرگ” استفاده کرده است ازین حیوان به بدی نام برده است. مثلا او را نه تنها فرزانه نمی‏داند بلکه کودن فرض می‏کند

از آن بر گرگ روبه راست شاهی               که روبه دام بیند گرگ ماهی

یا

روباه ز گرگ بهره زان برد                          کین رای بزرگ دارد آن خرد

یا

مردمانی بدند و بد گهرند                     یوسفانی ز گرگ و سگ بترند

یا

پیامت بزرگست و نامت بزرگ                 نهفته مکن شیر در چرم گرگ

آری اینهاست شمه‏ ای از صفات گرگ از نظر حکیم نظامی. ( گرگ نمادی از تجزیه طلب دست نشانده است که نماد آن را با انگشتان دست به یکدیگر در آذربایجان ایران نشان می دهند شایسته است ملت ایران با هرگونه از این نشان ها برخورد جدی کنند ) حالا آیا منطقی به نظر می‏رسد که کسی پدرانش را به چنین موجود بد و زشت و کودنی تشبیه کند؟

نظامی و ترکان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ابراهیم گلستان از نگاهی دیگر در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ابراهیم گلستان از نگاهی دیگر در word دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ابراهیم گلستان از نگاهی دیگر در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله ابراهیم گلستان از نگاهی دیگر در word

بیوگرافی مختصر

مروری بر آثار ابراهیم گلستان

نوشته ها

ترجمه ها

فیلم های مستند

فیلم های داستانی

نظر برخی از اهل هنر

محمد علی موحد

منابع

بیوگرافی مختصر :

ابراهیم گلستان در سال 1301 شمسی در شیراز به دنیا آمد. پدرش مدیر روزنامه “گلستان” در شیراز بود. در 1320 به تهران آمد و وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد اما پس از مدتی تحصیل را نیمه کاره رها کرد و جذب فعالیت های سیاسی در حزب توده شد. پس از مدتی بدنبال اختلاف با روش سران آن حزب از حزب جدا شد و به کار خبری و عکاسی و فیلمبرداری برای شبکه های تلویزیونی بین المللی و آژانس های خبری مشغول شد. آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستان‌های کوتاه ارنست همینگوی می‌دانند[1]. همچنین وی از زمره نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی می‌شود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالب‌های داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت [2]

او از نخستین نویسندگان معاصر ایران بود که برای زبان داستان اهمیت ویژه‌ای قائل شد و کوشید نثری آهنگین را در قالبهای داستانی مدرن بکار گیرد. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی قابل توجه‌است

گلستان در سال 1326 نخستین قصه اش را به نام “به دزدى رفته ها” نوشت که همان سال در ماهنامه مردم و بعدها در 1328 در مجموعه ای با عنوان “آذر ، ماه آخر پاییز” منتشر شد. در همین دوران داستان هایی از ارنست همینگوی ، ویلیام فاکنر و چخوف را ترجمه کرد که آن ها را در مجموعه ای تحت عنوان “کشتى شکسته ها” منتشر ساخت

او که از جوانی به عکاسی و فیلمبرداری علاقمند بود نزد خود با این فنون آشنا شد. بیشتر مطالعات ادبی آغازین او هم در سال های 1326 تا 1330 مربوط به خواندن آثار کافکا ، اشتاین بک ، یوجین اونیل ، هرمان هسه ، فاکنر و همینگوی بوده ولی بیشتر به آثار همینگوی و فاکنر علاقه نشان داده است. گلستان در بیشتر داستان های دهه سی اش سرگذشت شکست و سرخوردگی آدم هایی را بازگو می کند که آرزوهای بزرگی در سر داشته و برای آن مبارزه کرده اند. پس از کودتای 28 مرداد 1332 گلستان به عنوان طرف قرارداد ، اداره امور دایره تهیه عکس عکس و خبر کنسرسیوم نفت را عهده دار می شود و از مجموع فیلم های خبری شخصی و با کمک فیلم هایی که به کمک دوربین بولکس 16 میلیمتری شخصی خود گرفته ، مستند “از قطره تا دریا” را می سازد. این فیلم یعنی نخستین فیلم مستند گلستان ، بشدت مورد پسند رئیس فرانسوی کنسرسیوم و آرتور التون مستندساز سرشناس انگلیسی و رئیس بخش فیلم کمپانی شل Shell انگلستان قرار می گیرد. در 1336 مجموعه داستان “شکار سایه” را منتشر می کند و پس از آن دست به کار تهیه و ساخت مجموعه مستندی برای کنسرسیوم با نام مجموعه “چشم اندازها” می شود که ساخت این مجموعه از 13366 تا 1341 طول می کشد. نخستین بخش این مجموعه با نام “یک آتش” درباره مهار چاه های نفت دچار حریق شده است، آتشی که برخی آن را یکی از بزرگترین آتش سوزی های تاریخ نفت دانسته اند و خاموش کردن آن شصت و پنج روز طول کشیده است. “یک آتش” در 1340 برنده جایزه مرکور طلایی بخش فیلم های مستند جشنواره فیلم ونیز و پس از آن شیر سن مارکو شد. از حیث دریافت جایزه ، این فیلم نخستین اثر سینمایی ایران در تاریخ سینمای جهان است که موفق به اخذ جایزه ای بین المللی شده است. پس از آن گلستان در ادامه مجموعه “چشم اندازها” ، مستند استثنایی و معروف خود با نام “موج و مرجان و خارا” را در سال 1341 شروع ساخت از سال 1337 بوده است عرضه می کند. کنسرسیوم که “چشم اندازها” مسحورش کرده بود ، در همان حدود 1336 تا 1337 برای گلستان تدارک استودیو گلستان را به صورت اجاره بشرط تملیک Lend Lease می بیند، تجهیزاتی کامل که بهای آن از طریق حق الزحمه و دستمزد کارهای آتی گلستان پرداخت شد. “موج و مرجان و خارا” با تجهیزات استودیو گلستان و کمک برادرش شاهرخ گلستان و همکاران مورد علاقه اش : محمود هنگوال ، فروغ فرخزاد ، و برادران میناسیان و عده ای دیگر ساخته شد و ستایش همگان را برانگیخت

گلستان در 1341 دست به کار ساخت نخستین فیلم بلند سینمایی اش با نام “دریا” بر اساس داستان کوتاه “چرا دریا توفانى شده بود؟” ”شبى که دریا توفانى شد“ صادق چوبک شد ولی پس از فیلم برداری چند سکانس از ادامه کار صرفنظر کرد و آن فیلم نیمه کاره رها شد. گلستان در همین سال فروغ فرخزاد را از طرف استودیوی خود مامور ساخت فیلم مستند “خانه سیاه است” کرد و خود ضمن مشاوره و همفکری با فروغ در این زمینه ، مشغول ساخت فیلم کوتاه “خواستگارى” به سفارش موسسه فیلم ملی کانادا شد. فیلم “خانه سیاه است” چندان مورد استقبال منتقدان وقت ایرانی قرار نگرفت ولی علیرغم ممانعت گلستان از نمایش محدود آن به بهانه ء کراهت در جشنواره کن ، جایزه نخست بهترین فیلم مستند جشنواره اوبرهازن آلمان 1964 را دریافت کرده و مورد تقدیر داوران جشنواره ء مؤلف پزاروی ایتالیا در 1967 قرار گرفت. مستند بعدی گلستان با عنوان “تپه هاى مارلیک” در 1342 درباره کشفیات باستان شناسی در منطقه مارلیک ایران جایزه شیر سن مارکو در جشنواره ونیز 1964 را بدست آورد

گلستان در 1344 نخستین فیلم بلند سینمایی و داستانی اش با نام “خشت و آینه” را می سازد. “خشت و آینه” به حق و به زعم بسیاری نخستین فیلم روشنفکری و غیرمتعارف سینمای ایران است. در 1345 به سفارش بانک مرکزی ایران مستند “کنجینه هاى گوهر” ”گنجینه هاى سلطنتى” را می سازد و تا هجرتش از وطن دو فیلم مستند دیگر با عناوین “خراب آباد” و “خرمن بذر” را عرضه داشته و در 1346 به انگلستان می رود. او در 1350 دوباره به ایران بازگشت. “اسرار گنج دره جنى” را در 1352 ساخت و با توقیف آن پس از یک هفته نمایش برای همیشه از ایران رفت. پس از خروج از ایران سه داستان خود را در مجموعه “مد و مه” 1348 و داستان بلند دیگرش ”خروس” را در 1349 و پس از آن “گفته ها” را که مجموعه ای است از نوشته های غیرداستانی و گفت گو منتشر کرده و دو داستان “برخوردها در زمانه برخورد” و “;؟“ را در دست چاپ داشته و یک داستان فعلا” بدون عنوان دیگر را هم می نگارد

گلستان در حال حاضر در لندن اقامت دارد و همچنان می نویسد و می خواند. او از گفت گو و مصاحبه های روزنامه نگارانه بشدت پرهیز می کند و لحنی تلخ و تند دارد ولی این امر مانع درک او بعنوان فرهیخته ای ایرانی که مایه مباهات و افتخار این آب و خاک است نمی شود. به هیچ وجه نان به کسی قرض نمی دهد و اهل ریا نیست ، از نیش و زخم زبان دیگران و انتقاداتشان نیز واهمه ای ندارد. حضور او در سن 83 سالگی برای ادب ما جدا” غنیمت است. عمرش دراز باد

مروری بر آثار ابراهیم گلستان

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word دارای 44 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word

1-1- زندگی و مذهب خواجه  
1-1-1- نام و لقب و زادگاه و اجداد خواجه نصیر:  
خواجه نصیرالدین سه پسر داشت به نامهای:  
1-1-2- مذهب و وفات خواجه نصیر:  
1-2- گشت و گزار خواجه در جغرافیای تاریخی و اجتماعی و سیاسی:  
1-3- دوران تحصیل خواجه:  
1-3-1- استادان خواجه نصیر:  
اما اساتید خواجه:  
و از مشایخ روایت خواجه:  
1-3-2- فضلای معاصر خواجه نصیر:  
1-4- شاگردان خواجه:  
1-5- شخصیت علمی خواجه:  
1-5-1- تألیفات خواجه نصیر:  
1-5-2- بنای رصدخانه:  
1-6- شخصیت سیاسی و اخلاقی خواجه:  
1-6-1- دینداری و سیاستمداری خواجه نصیر:  
1-6-2- اخلاق خواجه نصیر:  
1-7- داوری تاریخ درباره خواجه:  
منابع و مآخذ :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله خواجه نصیرالدین طوسی در word

[1] – مجتبی مینوی، اخلاق ناصری، ج 10

3 – ر.ک: مدرسی زنجانی، محمد، سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه

4 – تصحیح و توضیح اخلاق ناصری

5 – الکتبی، ابن شاکر، فوات الوفیات

6 –  احوال و آثار خواجه

7 – تاریخ فلاسفه ایرانی

 

1-1- زندگی و مذهب خواجه

1-1-1- نام و لقب و زادگاه و اجداد خواجه نصیر

اسم او را محمد گذاشتند و کینه ابوجعفر و لقب نصیرالدین هم بعدها بر نام و نام پدر و جدش افزوده شد، و بدین جهت در کتب به نام ابوجعفر نصیرالدین محدبن محمدبن حسن طوسی، یا مختصراً خواجه نصیرالدین طوسی مذکور است.[1]

 دسته‎ای از دانشوران او را خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر و گروهی دیگر او را استاد البشر نام نهاده‎اند.[2]

خانواده نصیرالدین طوسی، برحسب اقوال عده‎ای از مورخین اصلاً از جهرود بوده‎اند، که آن زمان از توابع ساوه حصوب می‎شد، اما امروزه جزء ناحیه قم است. این خانواده در طوس سکنی گرفته بودند و نیرالدین در طوس بدنیا آمده و آنجا بزرگ شده و بدین سبب مشهور به طوسی[3] گردیده است.[4]

اغلب مورخان عقیده دارند، که خواجه طوسی در روز شنبه، یازدهم جمادی‎الاول سال 597 هـ.ق، مطابق 1250 میلادی هنگام  طلوع آفتاب متولد شده است.[5]

پدرش محمدبن حسن نام داشته و از مردم تحصیل کرده و تربیت شده آن عهد بوده و اهل علم و تدریس و روایت و درایت بوده است.[6]

خواجه نصیرالدین سه پسر داشت به نامهای

صدرالدین علی، اصیل‎الدین حسن، فخرالدین احمد. صدرالدین علی که بزرگترین اولاد خواجه بود، مردی دانشمند و در زمان حیات پدر متولی امور رصدخانه  مراغه بوده و در علم نجوم دست داشته، و پس از مرگ خواجه بیشتر کارها و مناسب پدر را به دست آورده بود و متصی آن مشاغل گردیده[7] و تا مدتی بعد از خواجه ریاست رصدخانه مراغه را داشته است

صدرالدین علی دختر عمادالدین ابوالفداء قهستانی (متوفی 666) پادشاه قهستانی را، که به «قهستانیه» معروف بود، به ازدواج درآورده بود

 تاریخ وفات صدرالدین علی بدست نیامده ولیکن معلوم است که او زودتر از برادران خود درگذشته است.[8]

اصیل‎الدین ابومحمد حسن، پسر دومی خواجه است و هنگام توقف خواجه در الموت و میمون دژ در خدمت پدرش بوده و پس از تسلیم خود شاه با پدر و موفق الدوله و رئیس الدوله و چند نفر از بزرگان از قلعه به زیر آمده و به اردوی هلاکو پیوسته بود

وی مانند پدرش در سیاست و اداره امور حکومت دخیل و در زمان حیات پدر و بعد از مرگ او متصدی مشاغل مهمه بوده است

پایان زندگی او را مورخان مختلف نوشته‎اند: در دره‎الاخبار ذکر شده که در نیکونامی جهان را وداع گفت.[9]

ابوالقاسم فخرالدین  احمد کوچکترین اولاد خواجه، اصلش از طوس و مولدش مراغه بوده است. وی فا ضی حکیم و منجی بی‎نظیر و متولی موقوفات بوده. مردی نیک‎سیرت و خوش سیما و سخی و شیرین گفتار و نیکو اخلاق بوده است.[10]

فخرالدین در زمان وزارت پدر مرتبه و حرمت و قدرت زایدالوصفی یافته بود. او مردی بسار فطن و داهی بوده است، در تاریخ وفات فخرالدین احمد مانند برادرش اصیل‎الدین اختلافست. مؤیداین گفته قول ابن الفوطی در تلخیص مجمع‎الآداب است که در شرح حال فخرالدین گوید: «او در سیواس از بلاد روم در روز یکشنبه 21 ذیحجه سال (700) به قتل رسیده و نعش او به مراغه نقل و نزدیک گور برادرش دفن گردیده است.»

ولیکن بعضی دیگر واقعه قتل او را در سال 729 نوشته‎اند و ابن الفوطی هم در چند جای دیگر از همان کتاب ضمن شرح حال اشخاصی استرداد گفته که خواجه فخرالدین احمد در رمضان 719 وارد بغداد شده است

پس وی تا این تاریخ در قید حیات بوده و با آنکه این تاریخ را ابن‎الفوطی چند مرتبه در چند جای از کتاب خود تکرار کرده، چون این قول با تصریح خود او در ترجمه حال فخر‎الدین احمد که گفته در سال 700 به قتل رسیده مخالف است ظاهراً اشتباه است.[11]

1-1-2- مذهب و وفات خواجه نصیر

دانشمندان و اصحاب تاریخ شک ندارند در این که،‌ خواجه شیعی مذهب بوده است و بیشتر بر این‎اند که دروازه امامی بوده، و در اغلب کتابهای کلامی خود به دروازه امام و وجوب عصمت آنها اشارت دارد.[12]

با آنکه خواجه در ترویج آئین شیعه کوشش می‎کرده و به زبان و قلم در پیشرفت مذهب امامیه سعی می‎نموده، باز، با کلیه‌فرق اسلامی به مهر و محبت رفتار می‎کرده، و به قدری که در قدرت داشت از پیش‎آمدها و سختی‎ها که متوجه عمومی مسلمین می‎شده جلوگیری می‎نموده، و پیوسته از تعصبهای خشک مذهبی دوری می‎کرده و همیشه پیرو حق و حقیقت بوده، و علمای شیعه همگی او را به دیانت و ترویج مذهب و  وتاقت در نقل حدیث توصیف کرده و با تجلیل بسیار از او نام برده و رئیس اسلام و مسلمینش خوانده‎اند، و هیچ کس از اسماعیلی بودن او و یا تأیید آئین باطنیه کردن را در تألیفاتش سخنی نرانده و همه او را امامی مذهب و از زعمای شیعه اثنی عشیریه دانسته‎اند.[13]

بالاخره خواجه بزرگوار پس از یک عمر پرماجرا و زندگی سراسر حادثه و در عین حال بسیار درخشان و زحمات طاقت‎فرسای خارق‎العاده، در راه نگهبانی میراث اسلامی و معارف بشری و خدمات برجسته و صادقانه به ملت و اسلام و عموماً و ایرانیان، خصوصاً دانشمندان و حامیان و ناقلان علوم و فنون عقلی و نقلی و تألیف و تصنیف و ترجمه و تحریر 168 کتاب بزرگ و متوسط و کوچک در تمامی رشته‎های علمی و فنی و به خصوص تأسیس نخست آکادمی علوم انسانی و معارف بشری؛ سرانجام در سال 672 هـ.ق که برای سومین بار وارد بغداد شده بود که در سن 75 سالگی در روز دوشنبه هیجدهم ذیحجه برابر سال 643 یزدجردی و مطابق ژون سال 1274 میلادی جهان فانی را وداع گفته و در حرم کاظمین علیها‎السلام مدفون گردیده است.[14]

در جامع‎التواریخ رشیدی آمده است که: «خواجه نصیر طوسی وصیت فرمود که او را در جوار مزار فیض آثار امام بزرگوار موسی الکاظم علیه‎السلام دفن کنند، و در پایان مرقد عطر نشان جهت  او آغاز قبر کندن نمودند،‌ناگاه سردابه‎ای، کاشی کاری پیدا شد و بعد از تجسس و جستجو معلوم شد که آن گور را ناصر بالله خلیفه‌ عباسی برای خود ساخته بوده،‌ و پسرش به خلاف امر پدر او را در رصافه دفن کرده و آنجا خالی مانده بود. از غرایب اتفاقات آنکه تاریخ تمام شدن سردابه را در روی سنگی کنده یافتند که روز یازدهم جمادی‎الاولی سال 597 همان روز تولد خواجه بوده‌».[15]

و حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده این قطعه را در تاریخ فوت وی آورده است

نصیر ملت و دیـن پــادشاه کشور فضـــل

یگانــه‎ای کــه چنــو مادر زمانــه نــزاد

به سال ششصد و هفتاد و دو به ذی‎الحجه

به روز هیجــدهم درگـذشت در بغــداد[16]

 و در جلوی لوح مزارش این آیه را نقش کرده‎اند که

«و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید». «سوره الکهف:‌18/18»‌

«و سگشان دو دست خویش بر درگاه گشاده است».[17]

1-2- گشت و گزار خواجه در جغرافیای تاریخی و اجتماعی و سیاسی

در سال 618 هـ.ق هنگامی که خواجه در نیشابور اقامت داشت، این شهر مورد هجوم وحشیانه مغولان قرار گرفت

خواجه بعد از طی دوره سطح عالی در نیشابور، به محضر فریدالدین داماد نیشابوری رسید و کتاب اشارات ابن سینا را از او استماع کرد. وی پس از استفاده از حوزه‌درس نخبگان علم در آن سازمان، به شهر ری مسافرت می‎کند،‌و در مدت اقامت موقت خود در ری با دانشمندان بزرگی به نام برهان‎الدین محمدبن محمدبن علی قزوینی، که در ری سکونت داشت، آشنا می‎شود، آشنایی با این دانشمند بزرگ افقهای نوینی در برابر دیدگان او قرا رداده و بیش از پیش موجبات شکوفایی استعدادهای شگرف این محقق نامی را فراهم می‎سازد

بعد از شهر ری قصد سفر به اصفهان را داشت که در بین راه با فرزانه‎ای دیگر به نام (میثم بن علی بن میثم بحرانی) آشنا شد، و ابن میثم خواجه را به شهر قم دعوت کرد،‌و از وی خواست از درس ابوالسادات اسعدبن عبدالقادر استفاده نماید

خواجه بعد از شهر قم راهی اصفهان شد،‌لیکن در اصفهان استادی که بتواند از او استفاده نماید نیافت، بعد از اندک مدتی به عراق مهاجرت نمود،‌ در آنجا علم فقه را از محضر (معین‎الدین سالم) فرا گرفت، و در سال 619 هـ. موفق به اخذ درجه اجتهاد و اجازه روایت از معین‎الدین گشت

خواجه در عراق در درس اصول فقه علامه حلی حاضر شد، وی نیز متقابلاً در درس حکمت خواجه شرکت می‎نمود

سپس در موصل به محضر (کمال‎دلدین موصلی) حاضر شده و نجوم و ریاضی را از او می‎آموزد. به این ترتیب خواجه نصیر دوران تحصیل خود را پشت سر می‎گذارد

خواجه در عراق بود که اخبار تأسف‎آور حمله قوم وحشی مغول به ایران را دریافت می‎کند، ‌شنیدن این اخبار دردناک که قلب هر مسلمانی را آکنده از غم و اندوه می‎کرد، این دانشمند بزرگ را نیز آرام نگذاشته تا اینکه تصمیم به بازگشت به وطن را گرفت زیرا نمی‎توانست تحمل کند که خود در محیط آرام به سر برد،‌ ولی هموطنان و خانواده‎اش در محیط پر از آشوب و خطر باشند.[18]

خواجه در بین راه بازگشت به وطن، از شهرهای مختلف عبور کرد، تا این که به نیشابور رسید، نیشابور در آن زمان چند بار مورد هجوم قرار گرفته بود و شهر در دست مغولان بود. اما هنوز به تمامی ویران نشده بود، اکثر سکنه، شهر را ترک کرده بودند. درختان نیم سوخته و خانه‎های فرو ریخته، دل هر آزاده‎ای را به درد می‎آورد

خواجه بعد از نیشابور به طرف طوس زادگاه خویش ادامه مسیر می‎دهد، و در آنجا خانواده خود را نمی‎یابد،  خواجه خود را به قاین می‎رساند، در آنجا بعد از سالها به دیدار مادر و خواهرش موفق می‎شود. مدتی در قاین اقامت کرده و به مسایل دینی مردم رسیدگی می‎کند و اطلاعاتی نیز درباره قوم مغول بدست می‎آورد

خواجه به سال 628 هـ.ق در شهر قاین با نگرش خانم دختر فخرالدین نقاش، پیمان زناشویی می‎بندد، ‌به این ترتیب، دوره‎ای دیگر از زندگی پرنشیب و فراز خواجه آغاز می‎گردد

خواجه نصیرالدین بعد از چند ماه سکونت در شهر تاین و ازدواج در آنجا از طرف محتشم قهستان به نام ناصرالدین که مردی فاضل و کریم و دوستدار فلاسفه بود دعوت به قلعه شد. او به اتفاق همسرش به قلعه اسماعیلیان رهسپار گردید.[19]

در این مدت که خواجه نصیر در قلعه قهستان به سر می‎برد، بسیار مورد احترام و تکریم قرار می‎گرفت و آزادانه به شهر قاین رفت و آمد داشته و به امور مردم رسیدگی می‎نمود،‌ که به درخواست  میزبان کتاب تکذیب الاخلاق و حلاره الاعراق ابن مسکویه[20] رازی را از عربی به فارسی ترجمه کرده بر آن نیز مطالبی افزود و آن را اخلاق ناصری به اسم ناصرالدین نهاد. تاریخ تألیف این کتاب در حدود سال 630 تا 632 بوده است.[21]

نیز رساله معینیه را به درخواست پسر ناصرالدین محتشم در علم هیأت تحریر نمود

بعدها به عللی که یکی از آنها را مکاتبه او با خلیفه عباسی و وزیرش ابن علقمی ذکر می‎کنند، مورد قهر و سخط ناصرالدین محتشم قرار گرفت و زندانی شد، و بعداً به همراه ناصرالدین به المت و میمون دژ، نزد علاءالدین محمد، بزرگ اسماعیلیان رفت، دوران زندگی خواجه نصیرالدین در میمون دژ دوران پرباری بوده است، زیرا شرح اشارات و اساس الاقتباس و بیشتر تحریرات ریاضی او در این دوران نوشته و تصنیف شده است

خواجه حدود 26 سال در قلعه‎های اسماعیلیه به سر برد، در این دوره از زندگانی پرماجرای خویش از کتابخانه‎های غنی، اسماعیلیان بهره‎ها برد، و به علت نبوغ فکری و دانش شگرفش معروف و سرشناس گشت

در آن زمان خواجه در قلعه اسماعیلیه (قلعه الموت) پیش رکن‎الدین خورشاه، آخرین پادشاه اسماعیلی اقامت داشت تا آنکه هلاکوخان مغول در سال 645 هـ. قلاع اسماعیلی را فتح کرد و خورشاه تسلیم او شد

به نظر می‎آید که خواجه در قلاع اسماعیلیان، همچون زندانی سیاسی نگاهداری  می‎شده است

در ضمن خواجه در تسیم شدن خورشاه و جلوگیری از قتل عام علمای بزرگ اهل سنت توسط هلاکوخان، نقش به سزایی داشت.[22]

اهداف هلاکو نخست، ‌از بین بردن قدرت اسماعیلیان و تخریب قلاع آنان و سپس فتح بغداد و براندازی خلافت عباسیان بود،‌علاوه بر آن تسخیر و شام به تحریک همسر وی، آزاد ساختن مرقد مقدس مسیح از دست مسلمانان در برنامه وی منظور شده بود.[23]

در سال 655 هـ. سپاهیان مغول، بغداد را محاصره کردند و پس از نبرد کوچکی وارد شهر شدند. به این ترتیب حکومت 524 ساله عباسیان با قتل خلیفه وقت «مستعصم» در چهارم صفر 656 هـ. پایان یافت

هلاکو مدافه را به پایتختی خود برگزید و خواجه نصیرالدین طوسی را مأمور بنای رصدخانه‎ای در مراغه نود. وی که ملقب به «سلطان‎المحققین» بود. برای اداره امور رصدخانه افرادی را از نقاط گوناگون: دمشق، قزوین و موصل، برای همکاری فراخواند.[24]

در موقعی که بغداد به دست لشگریان تاتار مفتوح گردید،‌ عده‌ بسیار زیادی از عامه مردم تلف شدند و بسیاری از خواص دستگاه خلافت از امرا و اعیان نیز به قتل رسیدند. در این فتحها و چپاولها و سوختنها و کشتنها چون چند نفر فاضل و اهل علم در دستگاه سلطان مغول بودند، علاوه بر این که عده‎ای از اهل فضل و ادب را از قتل و آزار مصون داشتند، مبلغ هنگفتی از کتب را هم زا تلف شدن و سوختن نجات دادند. مثلاً در موقع فتح قلعه الموت عطاملک جوینی از هلاکو اجازه خواست که کتابخانه مشهور آن قلعه را ببیند و کتابهایی را که ربطی به دین و مذهب باطنیها ندارد جدا کرده نگاه بدارد،‌ و او هر چه از آلات رصد و اسباب نجومی و کتابهای علمی و ادبی وتاریخی آنجا یافت از قلعه بیرون آورد؛ و در فتح بغداد، بعدها در رصدخانه مراغه کتابخانه‎ای بنا کرد، که به قول مورخین، مشتمل بر چهارصد هزار مجلد بوده است.[25]

می‎توان نتیجه گرفت: خواجه زندگی را در سه مرحله سپری نموده است:‌مرحله اول،‌زندی خود را در خراسان و نیشابور و مراکز مهم علمی آن زمان به کسب علوم و معارف گذراند

و مرحله دوم زندگی او، از حمله مغول و پناه بردن او در قلاع اسماعیلیان آغاز گردید

و مرحله سوم، از زمانی آغاز شد، که از قلعه الموت بیرون آمد، و قبول سمت وزارت هلاکو را نمود و در این مرحله بود،‌ که او توانست از خطر هجوم مغول و ویرانی آن بکاهد و حتی از آنان در جهت آبادانی و بلاد اسلامی بهره گیرد

1-3- دوران تحصیل خواجه


[1] – مجتبی مینوی، اخلاق ناصری، مقدمه چاپ، ص 15؛ ر.ک: الامین محسن، اعیان الشیعه، ج 10، ص 136، ر.ک: احمد جوادی ‎- کامران فانی‎- بهاءالدین خرمشاهی،‌ دایره‎المعارف تشیع، ج 10، ص 527 مدرس رضوی محمدتقی، احوال و آثار خواجه، ص 3؛ ابوالحسن شعرانی، کشف‎المراد، مقدمه چاپ، ص 14 طوسی محمدبن حسن، جبر و اختیار،‌ مقدمه چاپ، ص 3

[3] – قبل از آنکه مشهد بوجود آید و رونق و شهرتی حاصل کند، طوس مرکز و شهری مهم بود. فاصله این شهر از نیشابور ده فرسخ بود، از شهر طوس امروزه جز قدری از دیوار و چند برج جذاب و دو قریه کوچک چیزی بجا نمانده است؛ (مجتبی، مینوی، اخلاق ناصری، ص 15)

[4] – همان، ص 15؛ ر.ک: احوال و آثار خواجه، ص 4

[5] – ر.ک: مدرسی زنجانی، محمد، سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه، ص 23؛ جرفادقانی، علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی، ص 61؛ حلبی علی اصغر، تاریخ فلاسفه ایرانی، ص 417

[6] – تصحیح و توضیح اخلاق ناصری، ص 15

[7] – الکتبی، ابن شاکر، فوات الوفیات،ج 2، ص 150؛ ر.ک: سرگذشت و عقاید فلسفی، ص 78

[8] – احوال و آثار خواجه، ص 68؛ ر.ک: سرگذشت و عقاید فلسفی، ص 78

[9] – ر.ک: همان،‌ص 73-69؛ برای ترجمه حال اصیل‎الدین ر.ک: به،‌ فوات‎الوفیات، ج 3، صص 252-246 سرگذشت و عقاید فلسفی، صص 79-78

[10] – همان، ص 73؛ ر.ک: سرگذشت و عقاید فلسفی، ص 80

[11] – ر.ک: احوال و آثار خواجه، صص 75-74

[12] – تاریخ فلاسفه ایرانی،‌ص 424

[13] – احوال و آ‌ثار خواجه، ص 88

[14] – مستوفی حمدالله، تاریخ گزیده،‌ص 705؛ ر.ک: احوال و آثار خواجه،‌ص 59 فوات‎الوفیات، ج 2، ص 150؛ شوشتری، نورالله، مجالس‎المومنین

[15] – احوال و آثار خواجه، صص 60-59؛ رشیدی، جامع‎التواریخ، 240، ص 558

[16] – تاریخ گزیده، ص 715

[17] – مجالس‎المؤمنین، ص 184

[20] – ابوعلی احمدبن محمدبن یعقوب الخازن مشهور به مسکویه اصلا ایرانی‌ و منذهب زردشت داشته و بعد مسلمان شده است. وی از حکما و فلاسفه و دارای تألیفات و تصنیفات مهمی است؛‌ و در صفر سال 421 هـ. در گذشته است

[21] – احوال و آثار خواجه، صص 9-8

[23] – ر.ک: نیکپور، اردشیر، یواخیم بارگها وزن (امپراطوری زرد چنگیزخان و فرزندانش)، ص 189

[24] –  ر.ک: برگزیده اخلاق ناصری، مقدمه چاپ، ص 7؛ احوال و آثار خواجه، ص 23

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word دارای 37 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word

مقدمه

فصل اول

پرسشنامه «Quistionnaire»

2-1 جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه

3-1 تعریف پرسشنامه

4-1 طرح های مختلف پرسشنامه :‌

5-1 انواع اجرای پرسشنامه

1-5-1 پرسشنامه حضوری

2-5-1 پرسشنامه پستی

3-5-1 اجرای پرسشنامه الکترونیک;

6-1 انواع پرسشنامه

7-1 رهنمودهایی برای طراحی پرسشنامه ها

1-7-1 نگارش پرسشها

2-7-1-ظاهر کلی پرسشنامه

3-7-1-اصول اندازه گیری

8-1-اجرای مقدماتی پرسشنامه

مصاحبه «Interview»

1-2-جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه

2-2-تعریف مصاحبه

3-2-شرایط لازم برای مصاحبه

4-2-انواع مصاحبه

2-5-اشکال خاص مصاحبه

6-2-مزایای مصاحبه

7-2-معایب مصاحبه

8-2-محدودیتهای مصاحبه

1-8-2-عوامل مربوط به مصاحبه کننده

2-8-2-عوامل مربوط به مصاحبه شونده

3-8-2-عوامل مربوط به موقعیت

9-2-ثبت اطلاعات در مصاحبه‌

10-2-انواع روشهای اجرای مصاحبه

11-2-نکاتی که رعایت‌انها اعتبار روش مصاحبه را بالا می برد

مشاهده «Observation»

1-3-جمع آوری اطلاعات از طریق مشاهده

2-3-تعریف مشاهده

3-3-انواع مشاهده

مشاهده از نظر نحوه ارتباط با پدیده مورد مشاهده

مشاهده از نظر ساختار

مشاهده از نظر میزان مشارکت محقق

مشاهده از نظر توالی : که یا متوالی است و یا نوبتی

مشاهده از نظر میزان دقت که سطحی است یا عمیق

4-3-عوامل مؤثر بر میزان دقت اطلاعات مشاهده شده

5-3-ثبت مشاهدات

6-3-نکات مورد توجه در مشاهده

7-3-مزایای مشاهده

8-3-معایب مشاهده

منابع و مآخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word

– بست ، جان ؛ روش‌های تحقیق در علوم تربیتی و رفتاری ؛ ترجمه دکتر حسن پاشا شریفی  دکتر نرگس طالقانی ؛ تهران ، انتشارات رشد ، 1379

– خاکی ، غلامرضا ؛ روش تحقیق در مدیریت ؛ تهران ، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی؛

– داور ، علی ؛ مبانی نظری و علمی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی ؛ تهران ، انتشارات رشد ، 1374

– ریاحی ، غلامحسین ؛ آشنایی با اصول روش تحقیق ، تهران ، نشر اشراقیه ، 1370

– ظهوری ، قاسم ؛ کاربرد روشهای تحقیق علوم اجتماعی در مدیریت ، تهران‌. انتشارات میر ، 1378

– مورز ، س . ک و کالتون ، ج ؛ روش تحقیق ، ترجمه دکتر کاظم ایزدی ، تهران‌. انتشارات کیهان،

– نبوی ، بهروز ؛ مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم اجتماعی ، تهران ، انتشارات فروردین ، 1374

– سکاران ، اوما ؛ روشهای تحقیق در مدیریت ، ترجمه دکتر محمد صائبی و دکتر محمود شیرازی ، تهران ، موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی ،

– مارشال و کارتن ؛ روش تحقیق کیفی ، ترجمه دکتر پارسائیان و دکتر اعرابی ، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی ،

– نادری ، عزت الله و سیف نراقی ، مریم ؛ روشهای تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی ، تهران ، انتشترات بدر ،

– خاکی ، غلامرضا ؛ روش تحقیق ، با رویکردی به پایان نامه نویس ، کانون فرهنگی – انتشاراتی درایت ،

– فرشاد گوهر ، ناصر – محمد حسن شهیدی ؛ روش تحقیق و مأخذشناسی در علوم اجتماعی ، شرکت چاپ و نشر بازرگانی ،

– حسن بگلو ، بهروز ؛ روش تحقیق در علوم رفتاری – انتشارات سرآمد کاوش ،

مقدمه

همانطور که می دانید اطلاعات برای افراد مهمترین منبع تصمیم گیری می باشد و همچنین محرز است که مصاحبه ، پرسشنامه ابزارهای اصلی جمع آوری اطلاعات در تحقیقات می باشد که از طریق این ابزار اطلاعات تفصیلی (کمی و کیفی) مناسبی در اختیار پژوهشگر قرار می گیرد . در این میان مصاحبه و مشاهده و مسائل از آنجا که تا اندازه ای درگیر قضاوت فرد پژوهشگر راجع به موضوع مورد پژوهش می باشد دارای ظرافت خاصی می باشند در این گزارش بر آنیم تا جنبه هایی از مصاحبه و مشاهده و مسائل مربوط به آن را بررسی کنیم

فصل اول

پرسشنامه «Quistionnaire»

2-1 جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه

پرسشنامه یکی دیگر از روش های جمع آوری اطلاعات در پژوهش زمینه یابی می باشد که پاسخ‌گو خود اجرای مصاحبه را بر عهده دارد و سؤالات تهیه شده را پاسخ می دهد و آن را به نشانی محقق پست می کند

این روش جمع آوری اطلاعات می توان در مکانهای مختلف و به شیوه های متعدد انجام گیرد و باید سعی شود سؤالات بسیار واضح ومشخص باشد ، چون پاسخ دهنده خود نقش مصاحبه کننده را نیز بر عهده دارد . از آنجائیکه پرسشنامه جنبه خود اجرایی دارد می بایستی به گونه ای طراحی و اجرا شود که پاسخ گو را به جواب دادن ترغیب نماید ( ظهوری ، 1378)

در بسیاری از تحقیقات علمی بخصوص مواقعی که اندازه گیری مستقیم متغییر های مورد بررسی امکان پذیر نباشد ، ناگزیر باید برای بدست آوردن اطلاعات در باره کمیت و کیفیت صفات متغییر مورد تحقیق از طریق پرسشنامه اقدان کرد ( حسن بگلو ، 1382)

 3-1 تعریف پرسشنامه

پرسشنامه عبارت است از مجموعه ای از پرسشها که به صورت باز یا بسته ( دارای مقیاس ) طراحی شده اند تا وضعیت نگرش افراد را نسبت به یک واقعیت از طریق آن ارزیابی شود تکمیل آن می تواند به طریق مراجعه شخصی ، پستی یا تلفنی صورت گیرد ( خاکی ، 1379)

پرسشنامه مجموعه ای از سؤالات است که روی یک یا چند برگ یا یک دفترچه نوشته شود پرسشنامه در موارد زیر به کار می رود

1- مواردی که محقق به طور دقیق می داند که چه چیزی مورد نیاز است و چگونه متغیر های آن بایستی اندازه گیری شود

2- مواردی که امکان کسب داده ها با مصاحبه و مشاهده امکان پذیر نبوده ، دسترسی به منابع داده ها به طور مستقیم میسر نمی باشد

3- مواردی که تعداد آزمودنی ها زیاد باشد ( ظهوری 1378 )

 4-1 طرح های مختلف پرسشنامه :‌

پرسشنامه به یکی از صورت های زیر طراحی می شود

الف: پرسشنامه عادی : بهترین طریقه طراحی پرسشنامه است که به این صورت است که تعدادی سؤال به دنبال هم طرحی می شود و جاب آنها نیز به دوصورت است یا جواب بسته که پاسخگو جواب صحیح را انتخاب می کند و یا جواب باز است و پاسخگو در جای خالی وضع شده جواب را می نویسد . پرسشنامه عادی خود به دو صورت است

1- پرسشنامه با نام                                    2- پرسشنامه بی نام

ب:‌ فهرست سؤالات

سؤالات توسط پرسشگر مطرح می شود

و پاسخگو سؤال را جواب می دهد و پرسشگر آنرا می نویسد تجزیه و تحلیل این پرسشنامه بسیار مشکل می گردد ( ممکن است نوشت جوابها نیز به پاسخگو محول گردد )

ج) راهنمای مصاحبه

این روش حد فاصله بین مصاحبه و پرسشنامه است عناوینی را که پرسشگر می بایستی پیرامون آنهااطلاعات وضع کند نوشته شده است و محقق به هر طریقی که صلاح بداند و موقعیت اقتضاء کند سؤالات را مطرح می کند . قابلیت انعطاف این روش بسیار بالا می باشد . ( نبوی ، 1371)

 5-1 انواع اجرای پرسشنامه

1-5-1 پرسشنامه حضوری

مزایا

الف : برقراری روابط صمیمانه با پاسخ دهندگان به هنگام معرفی پژوهش

ب: انجام راهنمایی مورد نیاز پاسخ دهنده در هر مرحله

ج: گردآوری پرسشنامه ها بلافاصله پس از تکمیل ( شیرازی و صائبی ، 1381 )

د: تعداد برگشتی ها زیاد می شود

هـ : در مواردی که واحد های سازمانی به یکدیگر نزدیک بوده و امکان جمع آوری افراد در یک محل زیاد باشد روش مفیدی است

معایب

عیب این روش در پر هزینه بودن آن است بخصوص در مواردی که آزمودنی ها در منطقه وسیع جغرافیایی پراکنده باشد

2-5-1 پرسشنامه پستی

مزیت اسن روش این است که به علت عدم نیاز به تلفن و یا مراجعه شخصی به خصوصدر موارد پراکنده بودن آزمودنی ها در منطقه وسیع جغرافیایی ساده و ارزان است

عیب این روش در کم بودن نرخ بازگشت پرسشنامه است که در نتیجه احتمال خطا را افزایش می‌دهد ( ظهوری ، 1378)

 3-5-1 اجرای پرسشنامه الکترونیک

تکمیل پرسشنامه On Line با اتصال میکرو کامپیوتر ها به شبکه هاب رایانه ای برای پاسخ دهنده گان میسر است همچنین می توان دیسک داده ها را برای پاسخ دهندگانی که از رایانه شخصی استفاده می کنند ارسال کرد. ( شیرازی و صائبی ، 1381 )

 6-1 انواع پرسشنامه

1- سؤالات باز

2- سؤالات بسته

سؤالات باز که آنها را سؤالات گسترده پاسخ می نامند به این نحو است که مطالب معین مورد پرسش واقع می شود و از پاسخ دهنده خواسته می شود که درباره آن اظهار نظر کند. لذا می باید جای کافی برای پاسخ دادن در نظر گرفت . این گونه پرسشها تا زمانی به کار می رود که پاسخهای خیلی زیادی برای یک سؤال وجود داشته باشد و یا پیش بینی نوع پاسخها برای محقق مشکل باشد

مهمترین وضعیت سؤال باز این است که طرح آن آسان است . مزیت دیگر آن این اس که شاید عمق مسائل قابل تحقیق را با سؤالات باز بهتر بتوان مورد بررسی قرار داد

عیب اینگونه سؤالات این است که استخراج نتایج آنها و همچنین تجزیه و تحلیل و انجام محاسبات آماری روی اینگونه سؤالات بسیار دشوار است و طبقه بندی جوابها وقت زیادی از محقق می گیرد

سؤالات بسته یا محدود به سؤالاتی گفته می شود که جواب پاسخ دهنده در چهار چوب معینی محدود و معین باشد و پاسخگو با گزینه هایی که قبلاً به وسیله پژوهشگر تعیین شده روبرو خواهد شد

طرح سؤالات بسته دشوار تر از سؤالات باز است و نیاز مند به تخصص و مهارت خاص می باشد ولی در عوض استخراج نتایج این گونه سؤالات خیلی آسانتر از سؤالات باز است . ( حسن بگلو ، 1382 )

سؤالات بسته نیز به انواع مختلف تقسیم می شود

سؤالات دو گزینه ای مثل بله و خیر، سؤالات چند گزینه ای ، سؤالات درجه بندی و شایستگی و سؤالات زوج . سؤالات درجه بندی و شایستگی نوعی سؤال است که طبق آن خواننده با جای انتخاب یک مورد از میان چندین مورد مورد های مورد نظر را بر اساس ارجحیت مورد نظر خود ، درجه بندی می نماید

در سؤالات زوج ، خواننده به تعدادی پرسشهای جفت بر می خود رکه از هر جفت باید یکی را انتخاب نماید . ( فرشاد گوهر و شهیدی ، 1381)

 7-1 رهنمودهایی برای طراحی پرسشنامه ها

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مقایسه آثار شاعران زن از لحاظ فکر و محتوا با شاعران مرد در شعر معاصر در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مقایسه آثار شاعران زن از لحاظ فکر و محتوا با شاعران مرد در شعر معاصر در word دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مقایسه آثار شاعران زن از لحاظ فکر و محتوا با شاعران مرد در شعر معاصر در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله مقایسه آثار شاعران زن از لحاظ فکر و محتوا با شاعران مرد در شعر معاصر در word

مقدمه     
وجه تمایز تصویری و عاطفی شعر زنان با مردان     
پروین اعتصامی      
پروین و بهار      
فروغ فرخزاد     
سهراب سپهری و فروغ فرخزاد     
طاهره صفارزاده      
علی موسوی گرمارودی و طاهره صفارزاده     
جمعبندی و نتیجه گیری     
منابع     

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله مقایسه آثار شاعران زن از لحاظ فکر و محتوا با شاعران مرد در شعر معاصر در word

1- آژند، یعقوب؛ ادبیات نوین ایران، چاپ اول- تهران؛ انتشارات امیرکبیر
2-  براهنی، رضا؛ طلا در مس، چاپ دوم- تهران؛ ناشر کتاب زمان
3-حقوقی، محمد؛ شعر زمان ما (سهراب سپهری)، چاپ چهارم- تهران؛ نگاه
4-شاهحسینی، مهدی؛ زنان شاعر ایران، چاپ اول- تهران؛ مدبر
5-صادقیتحصیلی، طاهره؛ ویژگیهای شعر زنان و تفاوت آن با شعر مردان؛ تهران؛
6-زرینکوب، عبدالحسین؛ نقد ادبی، چاپ پنجم- تهران؛ انتشارات امیرکبیر
7- خدادادی، معصومه؛ بررسی دلتنگی در آثار شش شاعر زن معاصر،
8-البرزی، اناما;؛ نگرشی بر شعر زنان از ابتدای شعر فارسی تا آغاز انقلاب اسلامی،
9-شمیسا، سیروس؛ نگاهی به فروغ فرخزاد، چاپ اول- تهران؛ انتشارات مروارید
10-یوسفی، غلامحسین؛ چشمه روشن، چاپ سوم- تهران؛ انتشارات علمی

وجه تمایز تصویری و عاطفی شعر زنان با مردان

چه جنبه ها و ابعادی شعر زنان را از شعر مردان جدا میسازد و آیا این ابعاد در شعر شاعر زن فارسی در تمام دورهها دیده میشود یا خیر؟ حقیقت مطلب این است که در موضوعات شعری از قبیل وصف، مدح، پند و اندرز شباهتهای زیادی بین شاعران زن با شاعران مرد دیده میشود؛ این شباهت ممکن است به خاطر تقلیدی بودن شعر زنان و یا اصلاً به خاطر ویژگی و خصوصیات خود این موضوعات باشد که تصویر و زبان و لحن و عاطفه مشابهی را میطلبد. در این نوع اشعار شاید بتوان گفت «مهمترین عامل شناخت شعر زنانه از شعر مردانه را باید در نحوه اندیشه و نگرش جستجو کرد» نه «تصاویر و زبان حتی اگر زبان صد در صد مردانه باشد.» غیر از نحوه تفکر، به نظر میرسد تنها حوزهای که میتوان در آن شعر زنانه را از شعر مردانه تشخیص داد حوزه غزل و اشعار عاشقانه است؛ زیرا اینجاست که احساسات و عواطف در حیطه شخصی جلوه میکنند و میتوان جنس گوینده آن را تعیین نمود. چنان به نظر میرسد که زن از بین رشتههای مختلف ادبی فقط در قسمتهای مکاتبه، غزلسرایی و رماننویسی توانسته است به کمال هنرنمایی کند و در قسمت درامنویسی، انتقاد ادبی، مقالهنویسی و سرودن اشعار رزمی و هجایی ابداً نام مهمی از خود باقی نگذاشته است. زیرا همین صور ادبی هستند که احساسات شخصی انسان را نمایان میسازند و قسمت عمده زندگانی زن هم آمیخته به عشق و نتیجه احساسات است
اما آیا عواطف مخصوص زنان در شعر فارسی انعکاس روشنی دارد؟ برای پاسخگویی به این سؤال بهتر است ابتدا به معنای عاطفه نظری بیفکنیم؛ منظور از عاطفه، اندوه یا حالت حماسی یا اعجابی است که شاعر از رویداد حادثهای در خویش احساس میکند و از خواننده یا شنونده میخواهد که با وی در این احساس شرکت داشته باشد. نمیتوان به یقین پذیرفت که امکان آن باشد که هنرمندی حالتی عاطفی را به خواننده خویش منتقل کند؛ بیآنکه خود آن حالت را در جان خویش احساس کرده باشد. به استناد به همین موضوع مطلب را پیمیگیریم و در بخشهای بعدی به اجمال تفاوتهای شعری زن و مرد را بیان خواهیم نمود

پروین اعتصامی

از آن جا که تاریخچه زندگی پروین در این مقاله نمیگنجد لذا روند اصلی موضوعی را که همان محتوا و بنمایه اشعار او از لحاظ فکری است دنبال میکنیم

پروین در قطعات خود، مهر مادری و لطافت روح خویش را از زبان طیور، از زبان مادران فقیر، از زبان بیچارگان بیان میکند. گاه مادری دلسوز و غمگسار است و گاه در اسرار زندگی یا ملای روم و عطار و جامی مقامی دارد. او بیشتر نگران وظایف مادری است وقتی از اندیشهها خسته میشود، بیاد لطف خدا میافتد و قطعه لطف حق را مردانه میسراید و خواننده را با حقایق و افکاری بالاتر آشنا میسازد، و در همان حال نیز از وظیفه مادریش دست بر نمیدارد و باز هم مادری است نگران نفس، اهریمن را که روح آریایی با آن وجود دوزخی کینه دارد، همه جا در کمین جان پاک آدمی میداند، تشکیل خانواده مهربان و سعادت آرام و بیسر و صدا را نتیجه حیات میپندارد
دکتر یوسفی مینویسد: «شعر پروین از لحاظ فکر و معنی بسیار پخته و متین است، گویی اندیشهگری توانا حاصل تأمل و تفکرات خود را درباره انسان و جنبههای گوناگون زندگی و نکات اخلاقی و اجتماعی به قلم آورده بیگمان او در این باب از سرچشمه افکار پیشنیان نیز بهرهمند شده است اما نه آن که سخنش رنگ تقلید و تکرار پذیرفته باشد بلکه در اندیشه و طرز بیان از اصالت برخوردار است.»

پروین زنی مطیع و فرمانبردار و عفیف و پاک و صمیمی است ولی در عین حال سخت دربند دوگانگی خیر و شر، قوی و ضعیف، غنی و فقیر و پادشاه و گداست. تخیلش از طریق زبان اشیاء و حیوانات کار میکند. ولی هرگز به در هم ریختن یادهای مختلف حافظه و از میان برداشتن دیوارهای زمانی و مکانی یادها، توجهی ندارد. شعرش هیجانانگیز، پرشور و حال، اعجابانگیز و تکان دهنده نیست

یکی از بارزترین ویژگیهای اشعار دیوان او این است که در آنها خبری از مسائل عیاشی و عاشقانه که شعر فارسی سرشار از آن است، نیست، او بیشتر به این مسائل پرداخته که به هم میهنان خود یاد بدهد تا به چه صورت یک زندگی پاک و عاقلانه و سعادتمندی را دنبال کنند. اشعار او بیشتر تعلیمی است

مدار اندیشه پروین بر کار و کوشش، مذهب، رنج و غم مردم میچرخد هر چند که به اقتضای روح لطیف و خواهرانهای که داشته و چه اقتضای زمان، به سیاست و مسائل جاری آن نپرداخته است و قلمرو شعری او به مکان زمان و حوادث خاصی محدود نیست

پروین در اشعارش چند باری بیشتر به عشق اشاره نکرده لکن نه آن عشقی که در مکتب لیلی و مجنون درس میدادند. عشقی که جور یار و زردی رخسار و ; آن نبود. منظور شاعر عشق الهی و به دور از عشقهای مادی است، به همین سبب در هیچ کجای آن، شعری که مصاحبت مردی در آن آرزو شده باشد نمیبینیم و این آرزوها برای پرنده و چرنده این دفتر هم مفهومی ندارد
کتاب عشق را جز یک ورق نیست در آن هم، نکتهای جز نام حق نیست
مقامی که پروین برای زن قائل است، و آنرا بارها در اشعارش مطرح میسازد، خیلی بالاتر از مقامی است که مدعیان تجدد برای زن مسلمان ایرانی در نظر داشته و پیشنهاد و تحمیل کردهاند، زن شعر پروین چون خود او موجودی قدسی، سازنده، مستحق و قادر به دانا شدن و آفرینش نیکیها و پروردن فرزندان برومندی است. وی حقوق زن و مرد را یکسان میداند در حالی که اکثر شاعران مرد این حق را یکسان بیان نکردهاند

چه زن، چه مرد کسی شد بزرگ و کامروا که داشت میوهای از باغ علم، در دامان و یا در قطعه نهال آرزو تفاوت میان زن و مرد را در دانستن میداند

به هر که دختر بداند قدر علم آموختن تا نگوید کس، پس هشیار و دختر کودن است
لذا خلاصه موضوع تمام قصاید پروین با توجه به دستهبندی محتوا به صورت زیر ارائه میشود
1)خلاصه موضوع تمام قصاید پروین پند و اندرزهای اخلاقی، اعراض از دنیا، هوشیاری در مقابل فریبکاری جهان، زودگذر بودن عمر، نکوهش تن و در مقابل آن تجلیل از روح و روان و عقل و فضل و هنر میباشد و در همه اینها پروین مانند حکیمی پیر و با تجربه به خواننده اشعار خود گفتگو میکند

2)در قسمت قطعات تمثیلی هم پیام پروین به این صورت است: داشتن قدرت شناخت ارزشها، یکرنگی با دیگران و دوری از نفاق و بدگویی نسبت به دیگران، کمک به بیچارگان و دوری از دنیا
3)در قسمت مثنویها هم این پیامها به چشم میخورد: رعایت حقوق دیگران و کمک به ناتوان، وقتشناسی، و تجلیل از علم و هنر

4) در تنها غزل دیوان نیز با اینکه دارای مضمونی اجتماعی است، بلافاصله بعد از چند بیت به مطالبی چون پند و اندرز و یا کشتن و درو برخورد میکنیم

به تدریج در اشعار پروین، آثار مناشقات اجتماعی و عدم هماهنگی بین ثروت و فقر به چشم میخورد. از مسایل قابل توجه در مورد اشعار پروین این است که مضامین عاشقانه در اشعار نمودی آنچنانی ندارد و اگر از یک غزل آن هم در بینی آغازین و نیز ابیات آغازین و گذرای 2 تا 3 قطعه بگذریم که اشارتی گذرا به مسایل عاشقانه دارد دیگر هیچ نشانی از این موضوع در شعر پروین دیده نمیشود

قضاوت درباره اینکه آیا عواطف عمیق زنانه پرورش در اشعارش منعکس شده است یا خیر، مشکل است؛ زیرا اگر هر عنصر کلامی را ملاک انعکاس عواطف شاعر در شعرش بدانیم باید اذعان کنیم بسیاری از عناصر کلامی که نشانگر روح زنانگی یک شاعر باشند، از قبیل: نخ، سوزن، ماش، عدس و ; در شعر پروین وارد شده است، از طرف دیگر بعضی نشانههای معنایی هم دیده میشوند که نشانگر روح زنانه و عاطفه مادرانه اوست نظیر درد و اندوههایی که از زبان دختران یتیم بیان میدارد و یا صحنههای گفتگو و مراقبتی از حیوان به عنوان مادر به نمایش میگذارد. اما اگر تمام جنبههای عاطفی انسان را ملاک قرار دهیم باید بگوییم در انعکاس عواطف خود ناتوان است و عاطفه عمیق زنانه شاعر در شعرش منعکس نشده است فقط به صورت غیرشخصی عاطفه مادری آن هم در هیأت دیگران و گذرا دیده میشود عاطفهای که هیچگاه خود شاعر آن را تجربه نکرد

دایره لغات اشعار پروین متوسط است و در دیوان او به لغات تکراری، به کرات برخورد میکنیم. اما باید بدانیم که این تکرار حاکی از نظام خاص فکری اوست

پروین و بهار

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله زبان شناسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله زبان شناسی در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله زبان شناسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله زبان شناسی در word

مقدمه  
چکیده  
تاریخچه  
معناشناسی (Semantics)  
آشنایی با چند اصطلاح:  
Synonym:  
Antonym  
Hyponyms and Hypernyms  
Meronyms  
Homonyms  
Polysemy  
Homophones  
Denotation and Connotation  
Componential Analysis:  
Fuzzy Concepts  
Prototypes  
مشکلی بنام Metaphor:  
نقش های معنایی:  
زبان شناسی در راستای فرهنگ ها  
زبان‌شناسی تاریخی:  
تغییرات آوایی  
متن عنوان  
تغییرات صرفی  
تغییرات نحوی  
تغییرات واژگانی و معنایی  
منابع خارجی :  
منابع فارسی :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله زبان شناسی در word

‎Crystal D., The Cambridge Encyclopedia of Language, 2nd edition, Cambridge University Press, 1996. ISBN: 0-521-55967-

Clark, V. P., Eschholz, P. A., and Rosa, A. F. (eds.), (1981), Language, Introductory Readings, (3rd ed.), St. Martin’s Press, Inc., ISBN 0-312-46796-6O’Grady, W., Dobrovolsky, M., and aronoff, M., Contemprary Linguistics, An Introduction, 2nd edition, St. Martin’ Press, Inc., 1993. ISBN: 0-312-

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله زبان شناسی در word

واحد زبان‌شناسی دانشگاه اصفهان(PDF) مهدی محسنیان‌راد. ارتباط شناسی. سروش، 1369، ص.174 تا
دکتر پرویز خانلری. زبان شناسی . مهدیا ، 1375 ، ص .162 تا

مقدمه

زبان‌شناسی علمی است که به مطالعه و بررسی نظام‌مند زبان می‌پردازد. زبان‌شناسی به مفهوم جدید آن، علمی نسبتا نوپا بوده که قدمتی تقریبا یک صد ساله دارد. در زبان‌شناسی، ابعاد مختلف زبان در قالب واحد های درسی صرف و نحو، آواشناسی و واج شناسی، معناشناسی، کاربردشناسی، سخن کاوی، جامعه‌شناسی زبان، روانشناسی زبان و ; بررسی می‌شوند. از آنجاییکه زبان یک پدیده پیچیده‌ی انسانی و اجتماعی می باشد، برای مطالعه‌ی جامع و دقیق آن، بهره‌گیری ازعلوم مرتبط دیگر الزامی است. در واقع، مطالعه‌ی فراگیر زبان، رویکرد میان‌رشته ای را می طلبد. امروزه نیز شاهدیم زبانشناسی شناختی به عنوان رویکرد کاملا جدید در زبانشناسی روش میان‌رشته ای را برای مطالعه زبان اتخاذ نموده است. بنابراین، زبان‌شناسی علاوه برمطالعه جنبه های توصیفی و نظری زبان به ابعاد کاربرد شناختی، روانشناختی، مردم شناختی، اجتماعی، هنری، ادبی، فلسفی و نشانه‌ای زبان توجه می نماید. به عبارتی می توان گفت زبان‌شناسی معاصر، حوزه های مطالعاتی بسیار گسترده ای را شامل می شود که توجه دانش پژوهان و دانشمندان گوناگونی را با ذائقه های علمی متنوعی به خود جلب نموده است. در همین راستا، مطالعاتی مانند رابطه و تعامل بین زبان و ذهن، زبان و شناخت، زبان و رویکرد های فلسفی، زبان و قوه تعقل، زبان و منطق، دانش ذاتی و یادگیری زبان اول، کاربرد زبان و محیط زیست، زبان و قانون، زبان و هوش مصنوعی، زبان و فرهنگ، زبان و جامعه، زبان و تکامل انسان، زبان و سیاست، زبان و تفکر و دیگر نشانه های ارتباطی می توانند زیر مجموعه‌های رشته‌ی زبان‌شناسی تلقی شوند.[1]

 

چکیده

درواقع زبان‌شناسی می‌کوشد تا به پرسشهایی بنیادین همچون «زبان چیست؟» و «زبان چگونه عمل می‌کند؟» پاسخ گوید. برای نمونه، در این که «زبان آدمی با سامانه ارتباطی دیگر جانوران چه تفاوتی دارد؟»، «کودک چگونه سخن گفتن می‌آموزد؟»، «انسان چگونه می‌نویسد و از چه راهی زبان نانوشتاری را واکاوی (تحلیل) می‌کند؟»، «چرا زبانها دیگرگون می‌شوند؟» و جز اینها

کسی را که به بررسی‌های زبان‌شناختی می‌پردازد، زبان‌شناس می‌نامند. زبان‌شناس اگرچه باید آزمودگی گسترده‌ای در چندین گونه زبان داشته باشد، ولی، لزومی ندارد که به چندین زبان تسلط داشته باشد. برای او مهم‌تر این است که بتواند پدیده‌های زبان‌شناختی را مانند سامانه واژه‌های یک زبان یا کارواژه‌های آن را کندوکاو نماید و بازبشکافد. او بیشتر یک مشاهده گر برون گرا و ورزیده‌است تا یک طرف گفتگو

دانش زبان‌شناسی شاخه‌های گوناگونی دارد. برخی از آنها از این قرارند: زبان‌شناسی سنجشی-تاریخی، دستور گشتاری، دستور زایشی، آواشناسی، معناشناسی و گونه‌شناسی زبان. عصب شناسی زبان و زبان شناسی بالینی نیز از شاخه‌های جدید زبان شناسی می‌باشند

 

 تاریخچه

دانش زبان‌شناسی با کتاب دستور سانسکریت نوشته پانینی هندی آغاز گشت. پانینی در سده پنجم پیش از زایش مسیح دستور زبان بسیار پیشرفته‌ای نوشت

نوام چامسکی از زبان‌شناسانی است که نظریاتش انقلابی در این رشته به وجود آوردند. او معتقد است اصول و خصوصیات زبان در انسان ذاتی و «به طور ارثی برنامه‌ریزی شده» اوست و محیط پیرامون کودک تنها نقش محرک را برای یادگیری زبان مادری ایفا می‌کند. کودک مجموعه محدودی از اطلاعات را از محیط زبانی خویش می‌گیرد و خود قادر است ترکیبات جدیدی بسازد. نظریه‌پردازان پیش‌تر معتقد بودند زبان مادری تنها از راه شنیدن گفتار اطرافیان و به صورت اکتسابی وارد مغز کودک می‌شود[2]

نوام چامسکی از بانیان دستور گشتاری از مکتب امریکا میباشداما سردمدار اصلی این مکتب کسی نیست جز لیونارد بلومفیلد . دراین بین نباید سهم فردیناند دوسوسور را نادیده گرفت ک به عنوان پدرزبانشناسی نوین شناخته شده است زبانشناسی که دستور گشتاری برگرفته ازنظریات اوست اهل فرانسه اما خود اونماند تا نتایج زحمات خودرا ببیند زحمت این کار به عهده شاگردان او بود که پس ازمرگش دست نوشته هاوگفته‌های اورا متشر کردند

== روزگارکنونی ماتاحدودی پی به ارزش های این علم نظری برده است اما متاسفانه درایران باتوجه به تلاشهای بزرگانی چون دکتر مقدم وصفوی وحق شناس و ثمره وسایرین این علم مهم انچنان درخورتوجه نبوده است.تنها شاخه این علم شناسایی گونگونی لهجه‌ها وبررسی اینکه ادمی چگونه حرف می‌زند نیست بلکه دانسته‌ها ونادانسته‌های بسیاری در پس سادگی به ظاهر این علم نهفته است.اسکندر خنجری از ارومیه.  تاریخ ناگفته‌های بسیاری برای اثبات ارزشهای علم زبانشناسی در خود دارد اما به باور بسیاری از مردمی که آگاهی کاملی به این علم ندارند گمانشان در حد کمی ثابت مانده که تغییر این باور مستلزم همت دانشمندان و تلاشگران این این عرصه است . دوستداران این علم خود واقفند که راه در چه علم مهم و کاربردی برای بشر گذاشته اند. سالار حاتمی ارومیه

معناشناسی (Semantics)

بطورکلی بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می گویند. در منطق نیز بررسی ارتباط میان نمادها و آنچه که نمادها نشان می دهند را معناشناسی (Semantics) می نامند

خوب است در آغاز به این نکته اشاره کنم که در معناشناسی، میانِ واژه (word) و واژه قاموسی (lexeme) تفاوت وجود دارد. واژه را که همه می شناسیم . اما واژه قاموسی شامل بنِ واژه ، واژه کامل ، و یا یک اصطلاح(idiom) است و بطور کلی واحد و یکان فرهنگ نویسی بشمار می رود. از همین رو فرهنگ زبان یا واژه نامه را نیز Lexicon می نامند. بنابراین، ”dog“، ”happiness“، ”put up with“، هرسه، واژه قاموسی هستند

آشنایی با چند اصطلاح

Synonym

دو واژه ی قاموسی هم معنی را مترادف می نامند. توجه کنید که هیچ دو واژه ای در زبان بطور کامل هم معنی نیستند. حتی اگر شما ”پوشیدن“ و ”تن کردن“ را مترادف بدانید نیز این دو هرگز کاملا هم معنی نیستند! آشکارترین تفاوت میان این دو آن است که پوشیدن را می توانید برای موارد رسمی نیز بکار برید، اما از ”تن کردن“ تنها برای موارد غیر رسمی می توانید استفاده کنید

نکته دیگر این است که دو واژه شاید معناهای متفاوتی داشته باشند؛ بنابراین، ممکن است تنها یک معنا از دو واژه با توجه به بافت سخن، مترادف باشند. با این وجود، شما آن دو واژه را در آن بافت، مترادف می خوانید

Antonym

دو واژه که در بافت سخن، دارای دو معنای متضاد باشند را antonym می گویند. واژه های متضاد بر دو دسته اند

Gradable Antonyms

مانند سرد و گرم. شما می توانید بگووید سردتر یا گرم تر؛ همچنین می توانید بپرسید که چه اندازه گرم یا چه اندازه سرد؟

Ingradable Antonyms

مانند مرده و زنده. شما نمی توانید بگویید مرده تر! و نمی توانید بپرسید که چقدر مرده یا چقدر زنده؟!

Taxonomic Sisters

برای گروهی از واژگان قاموسی بکار می رود که در یک سطح طبقه بندی قرار می گیرند. برای نمونه سگ، خوک، اسب، و; از نظر حیوان بودن، taxonomic sisters هستند. بعضی از ”خواهران رده ای“ که محدود هستند را بسته (closed) می ناند : ”روزهای هفته“. برخی دیگر مانند ”راه های خوش آمدگویی“ را باز یا نامحدود یا open می نامند

Hyponyms and Hypernyms

هایپانیم، اشاره به ارتباطِ شمولی دارد. برای نمونه، ”سرخ“ هایپانیمِ رنگ است و ”شیر“ هایپانیمِ گربه سانان است. خودِ رنگ و گربه سانان در اینجا هایپرنیم است

Meronyms

مرونیم ها مثل هایپانیم ها هستند با این تفاوت که مرونیم ها اشاره به اجزای یک چیز دارند. برای نمونه، ”بال“ جزیی از یک پرنده و ”دستگیره“ جزیی از یک در است

Homonyms

دو واژه که یک شکل و یک تلفظ دارند، اما از نظر معنایی متفاوت اند. برای نمونه در زبان انگلیسی، bank هم بمعنی بانک و هم به معنی ساحل رود بکار می رود. گرچه هر دوی این واژگان یک جور نوشته می شوند، اما از نظر معنا شناسی، این دو، واژگانی متفاوت هستند. این دو واژه را هومونیم می نامیم

Polysemy

بعضی از واژگان، تک معنایی (monosemy) هستند و برخی دیگر چندمعنایی (polysemy) اند. تشخیص تفاوت میان هومونیم ها و پالسمی ها بسیار دشوار و کارِ زبان شناسان است. برای نمونه زبان شناسان “table” به معنی ”لوح“ و “table” به معنی ”جدول“ را در زیر یک سرواژه قرار داده و آنرا پالسمی (و نه هومونیم) می دانند

Homograph

دو واژه که به یک صورت نوشته می شوند، اما از نظر تلفظ و معنا متفاوت هستند. برای نمونه شکل های اسمی و فعلی واژه project هومونیم نیستند، بلکه homograph اند

Homophones

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پایان نامه فضایل و رذایل در دیوان ناصر خسرو در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پایان نامه فضایل و رذایل در دیوان ناصر خسرو در word دارای 230 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پایان نامه فضایل و رذایل در دیوان ناصر خسرو در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه فضایل و رذایل در دیوان ناصر خسرو در word

چکیده
فصل اول کلیات پژوهش
مقدمه
کلّیات وتعاریف
1- 1-  بیان مسأله
1 – 2 – اهمیت و ضرورت تحقیق
1-3- اهداف تحقیق
1-4- سؤالات تحقیق
1-5- پیشینه تحقیق
1-6- روش انجام تحقیق
فصل دوم: زندگینامه ناصر خسرو
فصل سوم: بحثی درباره اخلاق و آشنایی با چند نظر فلسفی
فصل چهارم: قوای نفس
فصل پنجم: اخلاق اسلامی
فصل ششم: آشنایی با فرقه اسماعیلیه
فصل هفتم: فضایل اخلاقی با تأویل اسماعیلیه
الف ) احسان
ب ) خود شناسی برای خدا شناسی
ج ) خضوع
د ) دوستی با خاندان حق
ه ) راستگویی
و ) زیارت کعبه و مراسم و اعمال حج
ز )  عقل
ح ) علم ـ علم ایزد ـ مدینه علم و .. 
ط ) علم توأم با عمل
ی ) نماز و روزه و زکات
فصل هشتم: فضایل اخلاقی
الف: (حکمت)
ب: (عفّت)
1-    عفّت
2-    حیا
3-    رفق و مدارا
4-    آراستن نفس یا حسن هدی
5-    مناعت طبع
6-    صبر
7-    قناعت
8-    وقار
9-    ورع
10- عقل معاش
11- حریّت و آزادگی
12- سخا
ج: شجاعت
1-    کرامت
2-    نَجدت
3-    همّت بلند
4-    سکون
5-    حلم
6-    صبر وثبات
7-    تواضع
8-    حمیت، غیرت و مردانگی
9-    رقّت
د: عدالت
1-    راستی و صداقت
2-    وفا
3-    مکافات
4-    شفقت
5-    تودّد
6-    تسلیم
7-    عبادت
فصل نهم: رذایل اخلاقی
الف : رذایل ضد حکمت
1-    اسناد اعمال بد و ناپسند به خداوند قهّار
2-    تقلید
3-    در خواب غفلت فرو رفتن
4-    غلبه جاهلان بر عالمان
5-    جستجو کردن معنای ظاهری شریعت
6-    دشمنی با علم و علما
ب: رذایل ضدّ عفّت
1-    شکم بارگی و شهوت رانی
2-    حرص ـ آز ـ طمع
3-    دروغ ـ مکر ـ حسد و  غیبت و غمّازی
4-    لواط و زنا
5-    نگریستن به نامحرمان
6-    افشای راز
7-    نفاق
8-    دروغگویی و مکر و حسد
9-    فریفته دنیا بودن
ج: رذایل ضد شجاعت
1-    دنائت
2-    عجله و شتابکاری
3-    عیبجویی
4-    ریا
5-    ترس از مرگ
6-    مِراء
7-    خفّت و خواری
8-    ژاژخایی
9-    خودآرایی
10- خودخواهی
11- کبر و عجب
12- غدر و حیله
13- عصیانگری و سرکشی
14- بی‌حمیّتی
د: رذایل ضد عدالت
فهرست لغات
فهرست آیات
فهرست منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه پایان نامه فضایل و رذایل در دیوان ناصر خسرو در word

امینی، ابراهیم، 1387، اسلام و تعلیم و تربیت، چاپ سوم، چاپخانه مؤسسه بوستان کتاب
برتلس،آ.ی.، 1363، ناصر خسرو و اسماعیلیان، ترجمه آرین‌پور، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران
بن شعبه‌الحرانی، حسین، 1366، تحفه‌العقول،  چاپ سوم، انتشارات اسلامیه
بن عدی، یحیی، 1371، تهذیب‌الاخلاق، با مقدمه و تصحیح و ترجمه و تعلیق دکتر سید محمد دامادی، چاپ دوم، مؤسسه اطلاعات و تحقیقات فرهنگی
پاپکین، ریچارد،1373، کلیات فلسفه، ترجمه و اضافات دکتر سید جلال‌الدین مجتبوی، چاپ هشتم، انتشارات حکمت، چاپ معراج
پطروشفسکی، ایلیا پاولویچ، 1348،اسلام در ایران، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات پیام، چاپ ششم
جوینی، عطاملک، 1367، تاریخ جهانگشای جوینی، به اهتمام محمد قزوینی،چاپ سوم ،سازمان نشر کتاب انتشارات بامداد
حائری، مهدی، 1369، بنیادهای اخلاق اسلامی، چاپ دوم، چاپ رستمخانی، انتشارات بنیادفرهنگی امام‌المهدی(عج)
حقانی زنجانی، حسین،1373، نظام اخلاقی اسلامی، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
حکیمی، محمدرضا، 1360، الحیاه، چاپ سوم، جامعه‌المدرسین قم، ج2
دشتی، محمد، 1380، ترجمه نهج البلاغه، انتشارات مشرقین، چاپ نهم
دهخدا، علی اکبر، 1383،امثال و حکم، تهران، انتشارات شقایق، ج1
زرین کوب، عبدالحسین،1355 ، با کاروان حله، چاپ سوم، سازمان چاپ و انتشارات جاویدان
سلطانی، غلامرضا، 1364، تکامل در پرتو اخلاق، دفتر انتشارات اسلامی
شعار، جعفر، 1371، سفرنامه ناصر خسرو با متن انتقادی، نشر قطره انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شمال
شعار، جعفر، 1371، سیاست نامه نظام‌الملک، چاپ پنجم، انتشارات امیر کبیر، چاپ خانه سپهر تهران
شیخ صدوق، 1362، خصال، با مقدمه و ترجمه آیت ; کمره‌ای، انتشارات کتابخانه اسلامیه، چاپ چهارم، چاپخانه آفتاب
شیرازی، قطب‌الدین، 1365، دره‌التاج، مجموعه آشنایی با فلسفه اسلامی 11 بخش نخستین، به تصحیح سید محمد مشکور، انتشارات حکمت
صدوق،  1362، امالی، با مقدمه و ترجمه آیت ا; محمد باقر کمره‌ای، چاپ چهارم، چاپخانه آفتاب، انتشارات کتابخانه اسلامیه
صدیق، عیسی، 1354، تاریخ فرهنگ ایران، چاپ هفتم، چاپ زیبا
صفا، 1355، تاریخ ادبیات ایران، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، ج
طباطبایی، محمدحسین، 1363، المیزان فی تفسیرالقرآن، چاپ سوم، کانون انتشارات محمدی، ج1و           8و12و
طوسی، خواجه نصیر، 1369، اخلاق ناصری، به تصحیح و تنقیح مجتبی مینوی ـ علیرضا حیدری، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، چاپ چهارم، چاپخانه گلشن
غزالی، محمد، 1372، کیمیای سعادت، تصحیح احمد آرام، چاپ سوم، انتشارات گنجینه، نشرمحمد
فرید، مرتضی، 1365، الحدیث، احادیث و ترجمه از کتاب‌های گفتار فلسفی، چاپ و نشر دفتر فرهنگ اسلامی، ج
فرید، مرتضی، 1368، اخلاق از دیدگاه قرآن و عترت، چاپ ششم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
فلسفی، محمد تقی، 1356، اخلاق از نظر همزیستی و ارزشهای انسانی، چاپ سوم، هیأت نشر معارف اسلامی
کلینی، 1367، اصول کافی، ج3 با شرح و ترجمه حاج سید جواد مصطفوی و ج4 با شرح و ترجمه حاج سید هاشم رسولی، از انتشارات کتاب‌فروشی علمیه اسلامیه
کوربن، هانری،1352، تاریخ فلسفه اسلامی از آغاز تا درگذشت ابن رشد، با همکاری سید حسین نصر و عثمان یحیی، ترجمه دکتر اسداله مبشری، چاپ اول، چاپخانه سپهر، تهران، انتشارات امیرکبیر
لاهوری، اقبال، 1354، سیر فلسفه در ایران، ترجمه یحیی آرین‌پور، نشر سوم، مؤسسه فرهنگی منطقه‌یی با همکاری سازمان انتشارات بامداد
مجتبوی، جلال‌الدین، 1369، علم اخلاق اسلامی، گزیده جامع‌السعادت ملا مهدی نراقی، چاپ دوم انتشارات حکمت
محقق، مهدی، 1363،اولین بیست گفتار ، در مباحث علمی فلسفی و کلامی و فرق اسلامی،سلسله دانش ایرانی
محقق، مهدی، 1368، تحلیل اشعار ناصر خسرو، چاپ پنجم، انتشارات دانشگاه تهران
محقق، مهدی، 1369، دومین بیست گفتار، در مباحث ادبی و تاریخی و فلسفی و کلامی و تاریخ علوم در اسلام، مؤسسه مطالعات اسلامی، سلسله دانش ایرانی39
مشکور، محمد جواد، 1355، تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلام تا قرن چهارم، انتشارات اشراقی
مطهری، مرتضی، 1373، فلسفه اخلاق، چاپ دوازدهم، انتشارات صدرا
مهدوی کنی، محمد رضا،1388، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، چاپ بیست و چهارم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
میبدی، رشیدالدین، 1339، کشف‌الاسرار، به اهتمام علی اصغر حکمت، چاپ تابان،ج1
ناصر خسرو ، 1363، جامع‌الحکمتین، به اهتمام دکتر محمد معین و هنری کربین، چاپ دوم، چاپخانه شرکت گلشن، کتابخانه طهوری
ناصر خسرو، 1363، گشایش و رهایش، با تصحیح و مقدمه سعید نفیسی، نشر جامی، چاپ اول، چاپ آفتاب
ناصر خسرو، 1370، زادالمسافرین، چاپ افست، انتشارات کتاب فروشی محمودی، چاپ رشدیه
ناصر خسرو، 1384، دیوان اشعار، با مقدمه سید حسن تقی‌زاده،چاپ چهارم،  مؤسسه انتشارات نگاه، چاپ نوبهار
ناصر خسرو، 1387،دیوان اشعار، تصحیح مجتبی مینوی، چاپ سوم، انتشارات معین، چاپ مهارت
ناصر خسرو،1354، وجه دین، زبان و فرهنگ ایران، ناشر کتابخانه طهوری
نراقی، احمد، 1361، معراج‌السعادت، از انتشارات رشیدی و امین، چاپ دوم، تیرنگ
نصرت، امین، 1365، اخلاق، اقتباس و ترجمه از تهذیب‌الاخلاق ابن مسکویه
یادنامه ناصر خسرو،1356، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی
یوسفی، غلامحسین، 1355، دیداری با اهل قلم، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه فردوسی، ج1

بحثی درباره‌ی اخلاق و آشنایی با چند نظر فلسفی

اخلاق از جمله مباحث مهمّ علمی و فلسفی است که از قرون گذشته تا امروز مورد بررسی و تحقیق دانشمندان بوده و هست،‌ و درباره‌ی آن از جهت تعریف اخلاق، شناخت خوب و بد اخلاق و نقش فضایل و رذایل اخلاقی در زندگی بشر، بحث بسیار کرده‌اند. اخلاق را می‌توان از دو دیدگاه مورد ارزیابی قرار داد: اخلاق فلسفی و اخلاق دینی و مذهبی که اولی مبتنی بر عقل و دومی بر اساس نقل است

در اسلام آن چه که در قرآن مجید و سخنان پیغمبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السّلام درباره‌ی انسان و فضایل و رذایل انسانی وارد شده تشکیل دهنده‌ی «اخلاق دینی و مذهبی» است که از اهمّیّت فراوانی برخوردار است. پیغمبر اکرم (ص) خود تصریح فرمود که: «بُعِثتُ لِاُ تَّّمِمَ مکارِمَ الاخلاقِ. برانگیخته شدم تا در جامعه مکارم اخلاق را تکمیل نمایم.» و سیرت شخصی او که نمونه و نموداری از اخلاق حسنه و فضایل و کمالات انسانی است که بنا بر فرموده خداوند «لَقَد کانَ لَکُم فِی رَسولِ اللهِ اُسَوهٌ حَسَنَهٌ. البتّه شما را در اقتدای به رسول خدا چه در صبر و مقاومت با دشمن چه دیگر اوصاف و افعال نیکو خیر و سعادت بسیار است.» (احزاب/ 21) باید مورد اقتدا و تأسّی هر فرد مسلمان قرار گیرد تا بدان به سعادت دنیوی و اخروی دست یابد

اخلاق فلسفی مبتنی بر عقاید و آرای فیلسوفان یونان و نظر آنان درباره‌ی انسان و فضایل و رذایل است و باید تذکّر داد که این دو نظام اخلاقی با هم چندان اختلافی ندارند چه دانشمندان اسلامی بنا بر آیه‌ی شریفه‌ی «فَبَشِّر عِبادِ الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَهُ. (ای رسول) تو هم آن بندگان را به رحمت من بشارت ده آن بندگان که چون سخن بشنوند نیکوترین آن را عمل کنند.» (الزّمر/  17 و 18)

 در کتاب دومین بیست گفتار آمده که:« میر سید شریف جرجانی آن را بدین گونه تعریف کرده است: اَلطِّبُ الرّّوحانِیُّ هُوَ العِلمُ بِکَمالاتِ القُلوبِ و آفاتِهَا و أَمراضِهَا وَ أدوَاءِ‌هَا وَ بِکَیفِیَّهِ صِحَّتِها و اِعتِدالِها. از این روی است که محمد بن زکریای رازی کتاب اخلاق فلسفی خود را به «الطب‌الروحانی» موسوم ساخته و ابوسعید‌بن بختیشوع کتاب خود را به نام «طب‌النفس و مداواه الاخلاق» نامیده است و در قرآن مجید در آیه شریفه: «فی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرََضاً» اشاره به بیماری نفس شده و روایت نبوی: «اَلمَرَضُ نَوعانِ: مَرَضُ القلوبِ و مَرَض الاَبدانِ» نیز آن را تأیید می‌کند.» (محقق، 1369: 75 ،73)

در کتاب کلیات فلسفه چنین آمده:«علم اخلاق: این کلمه بیشتر بر مجموعه‌ای از قواعد و اصول که آدمیان را در زندگی به کار می‌آید دلالت دارد. وقتی از اخلاق پزشکی سخن می‌گوییم منظورمان قواعدی است که سلوک و رفتار پزشکان را با یکدیگر و با بیمارشان منظم و رهبری می‌کند. فلاسفه وقتی درباره‌ی اخلاق صحبت می‌کنند این لفظ را فقط به همین معنی به کار نمی‌برند بلکه علاوه بر آن، منظور آنان از این لفظ مطالعه‌ای نظری است. آن چه در اخلاق مورد مطالعه و تحقیق قرار می‌گیرد « نظریه‌ها» است. این نظریه‌ها که گاهی نظریات اخلاقی نامیده می‌شود،‌ به مسائلی مانند این که «آدمیان چگونه باید رفتار کنند و زندگی نیک برای انسان چیست»؟ و نظیر آن مربوط است

سرچشمه‌ی اخلاق در زندگی روزانه است اگر اخلاق را صرفاً به عنوان مطالعه‌ای علمی و نظری که هیچ ارتباطی با حیات روزمره‌ی مردم نداشته باشد در نظر بگیریم، اشتباه کرده‌ایم. هر انسانی که با اوضاع و احوال خاصی در زندگی روزانه‌ی خود روبروست به اندازه‌ای که درباره‌ی آن می‌اندیشد، یک فیلسوف اخلاق است

تفاوت میان تفکّرات انسان عادی و تفکّرات فیلسوف آن است که فیلسوف غالباً منظم‌تر و معمولاً کلی‌تر می‌اندیشد،‌ فرد معمولی ممکن است صرفاً بکوشد مسأله‌ی‌ خاصی را حل کند و این کوشش را با نحوه‌ی عمل به خصوصی در اوضاع و احوال مناسب به انجام رساند، فیلسوف می‌کوشد مسأله را تعمیم دهد وی فقط نمی‌پرسد: نحوه‌ی عمل صحیح برای این شخص در این اوضاع و احوال چیست؟ بلکه می‌پرسد: زندگی خوب برای همه‌ی آدمیان چگونه زندگانی است؟ غایت و مقصود، تلاش و کوشش همه‌ی آدمیان چیست؟ آیا آن غایت و هدف افزایش لذّت است؟ آیا سعادت است؟ آیا انجام وظیفه تکلیف است؟ فیلسوف مانند انسان عادی مطالعه و توجه خود را به علم اخلاق با تفکّر درباره‌ی اوضاع و احوالی که برای مردم مشترک است آغاز می‌کند، لیکن برای بحث‌های جامع‌تر،‌ از این فراتر می‌رود. همین گونه تفکر نظری و انتزاعی است که نظریه‌ی اخلاقی را به وجود می‌آورد.» (مجتبوی، 1373 : 9)

دو مسأله همواره در علم اخلاق مطرح بوده است: «یکی این که زندگی خوب چیست و به عبارت دیگر، غایت (ایده‌آل) زندگی چه باید باشد و دیگر این که آدمی برای رسیدن به این غایت چگونه باید رفتار کند؟ هر یک از نظام‌های اخلاقی به این سؤال پاسخ داده‌اند و در هر یک از آن‌ها به یکی از جهات زندگی و رفتار بیش‌تر توجّه شده است. بعضی در تعیین مقیاس اخلاق به کسب شناسایی و معرفت صحیح درباره‌ی عمل قائل شدند. که افلاطونیان باشند، و بعضی حدّ وسط و اعتدال را مقیاس قرار دادند که ارسطوییان باشند و بعضی آن را تکلیفی دانسته‌اند که رفتار انسان را طبق این قاعده منظّم کند که انسان چنان عمل کند که گویی غیر او آن کار را انجام می‌دهد یعنی رفتار او بتواند برای همه کس قاعده‌ی کلی باشد و بعضی لذّت را هدف و غایت زندگی انگاشتند.» (مجتبوی، 1373: 20،15،10)

در کتاب اخلاق از نظر همزیستی و ازرشهای انسان آمده: «اکثر فلاسفه و دانشمندان، از قدما و متأخّرین، فضایل اخلاقی را از ارکان اساسی سعادت بشر به حساب آورده، آن را مایه‌ی تعالی و تکامل مادّی و معنوی می‌دانند و معتقد هستند که صفات حمیده و خلقیات پسندیده عامل وظیفه شناسی و معیار زندگی انسان است. جوامع بشری در پرتو اخلاق خوب می‌توانند پیوندهای دوستی را بین خود محکم کنند و از حسن روابط اجتماعی برخوردار گردند در رفاه و آسایش زیست کنند و به کامیابی و موفّقیّتی که شایسته‌ی مقام انسان است دست یابند.»

در همان کتاب از قول سقراط می‌گوید: «انسان جویای خوشی و سعادت است و جز این تکلیفی ندارد اما خوشی به استیفای لذّات و شهوات به دست نمی‌آید بلکه به وسیله‌ی جلوگیری از خواهش‌های نفسانی ـ بهتر میسّر می‌گردد و سعادت افراد در ضمن سعادت جماعت است. بنابراین سعادت هر کس در این است که وظایف خود را نسبت به دیگران انجام دهد.»

و از قول ارسطو می‌گوید: «هیچ وجودی به غایت خود نمی‌رسد مگر آن که همواره وظیفه‌ای که برای او مقرّر است به بهترین وجه اجرا کند و انجام وظیفه به بهترین وجه برای هر وجودی فضیلت است». (فلسفی، 1356: 2)

پس طبق نظر ارسطو غایت مطلوب انسان یعنی خوشی و سعادت با فضیلت حاصل می‌شود

در کتاب کلیات فلسفه آمده:« افلاطون خیر را ملاک فعل اخلاقی قرار داده و چون منظور وی از خیر همان زیبایی معقول است می‌توان گفت که تکیه‌ی افلاطون به فعل اخلاقی از آن جهت است که خیر زیباست پس اخلاق نوعی زیبایی جویی است اما زیبایی عقلی (از نظر عقل، سخن راست زیبا و ستوده است و سخن دروغ زشت و منفور است). »(مجتبوی، 1373: 79)

او معتقد است که آدمی باید خیر و شر را بشناسد و کشف حقیقت و طبیعت خیر امری است عقلی و شر و بدکاری نتیجه‌ی جهل؛ یعنی، نشناختن خیر است به این ترتیب قوانین اخلاقی مطلق و عینی است و خوبی یک صفت مطلق است آدمی یا خیر را می‌شناسد و خوب عمل می‌کند و یا به خیر معرفت ندارد و بد عمل می‌کند. (همان: 20)

ارسطو ملاک اخلاق را حدّ وسط یا اعتدال دانسته و با این عمل پای عقل را وسط کشیده چون عقل قوای بدن را از حالت افراط و تفریط به تعادل و اعتدال بر می‌گرداند

کانت می‌گوید: «فعل اخلاقی آن است که صرفاً به حکم حس تکلیف انجام شود نه از روی تمایلات یا عادت، تکلیف از ناحیه‌ی وجدان سرچشمه می‌گیرد و وجدان همان است که در فطرت هر کس وجود دارد. فعل اخلافی فعلی است که از انگیزه و نیّت نیک سرچشمه گرفته باشد و در عبارتی می‌گوید: هیچ چیز در دنیا و حتی خارج از آن نمی‌توان تصوّر کرد که بتوان آن را بدون قید و شرط نیک نامید مگر اراده نیک را.» (همان : 21)

مجتبوی از دکارت نقل می کند: «اگر چه هر فردی از ما از افراد دیگر جداست ولیکن چون تنها نمی‌توانیم زیست کنیم ناچار باید منافع خود را تابع منافع حقیقی جماعتی که جز آنها هستیم، بنماییم و اگر کسی این حس را داشته باشد که صلاح کل مقدّم بر صلاح جزء است مکارم والا از او ظهور خواهد کرد و حتّی برای خدمت به دیگران جان خود را به خطر خواهد انداخت. خلاصه آن که عمل انسان همواره باید موافق عقل باشد و اگر چنین شود البتّه سعادت و خرسندی خاطر ـ که مراد و منظور از علم اخلاق همان است ـ حاصل خواهد گردید». (همان: 3)

در کتاب گفتار فلسفی در مورد نظرات فلاسفه در مورد اخلاق چنین آمده: «در مقابل این دانشمندان طرفدار اخلاق، گروهی از فلاسفه هستند که بشر را تنها از دیدگاه مادی نگریسته و به اصالت لذّت و شهوت و قدرت و خلاصه فردپرستی عقیده دارند، نه تنها اخلاق را معیار خوشبختی و مایه‌ی تعالی و تکامل بشر نمی‌شناسند بلکه آن را مانع تحقّق آرزوها  و سدّ راه کامیابی می‌دانند و عقیده دارند که مقرّرات اخلاقی یک سلسله دستورهای بی فایده و مهمل است و نتیجه‌ای جز تحدید شخصیت و سلب آزادی و تقلیل لذایذ به بار نمی‌آورد

در همان کتاب آمده: «آریستیپ، فیلسوف معاصر افلاطون که در قرن چهارم قبل از میلاد زندگی می‌کرده گفته است: خیر عبارت است از لذّات و شرّ جز الم نیست و هدف بشر در حیات، کام دل گرفتن از لذایذ جهان است. از این رو به سوی آن پویان است و از الم و درد و ناملایمات گریزان و چون گذشته و آینده به دست ما نیست، عقل حکم می‌کند که باید از لذّات و خوشی موجود استفاده کرد و فکر را به نتایج نیک و بد آن مشغول نداشت»

و همچنین آمده: «نیچه عقیده داشت که: ‌خود را باید خواست و خود را باید پرستید و ضعیف و ناتوان را باید رها کرد تا از میان برود و درد و رنج کاسته شود و ناتوان بر دوش توانا بار نباشد و سنگ راهش نباشد. مرد برتر آن است که نیرومند باشد، به نیرومندی زندگی کند و هوی و تمایلات خویش را برآورده سازد، خوش باشد و خود را خواجه و خداوند بداند و هر مانعی که برای خواجگی در پیش بیاید از میان بردارد و از خطر نهراسد و از جنگ و جدل نترسد»

جان دیویی معتقد است که: «همواره افراد خودخواه و جاه‌ طلبی وجود دارند که در نظر آنان اصول اخلاقی چیزهایی بی‌فایده و مهمل است زیرا تنها هدفشان نیل به تمایلات و رساندن کشتی آرزوها و خواسته‌های خویش به ساحل مقصود است به همین جهت در راه راست یافتن به هدف‌های خود همه چیز را مجاز می‌دانند»

این گروه فردپرست و لذّت‌جو، اصول اخلاقی و مقرّرات اجتماعی را به منزله‌ی مانع و سدّی در راه پیشرفت تمایلات و استعدادهای فردی تلقّی می‌کنند و عدم آزادی را در ارضای خواهش‌ها و شهوات مایه‌ی محدود ساختن پرورش شخصیت انفرادی می‌پندارند و معتقدند که باید هر چه بیشتر از شهوات و احساسات خود پیروی کنند و به مقرّرات و اصول اجتماعی بی اعتنا باشند و به طور کلی در نظر آنان بهترین اخلاق، پشت پا زدن به اصول و مقرّرات اخلاقی است که مانع آزادی می‌گردند

این گروه مخالف اخلاق، گمان می‌کرده‌اند که آزادی انسان در آزادی غرایز و شهوات اوست و تصوّر می‌کنند که اگر کسی به اصول اخلاقی و مقرّرات اجتماعی پشت پا بزند و تنها پیرو خواهش‌های نفسانی خود باشد به آزادی دست می‌یابد و آزاد زندگی خواهد کرد غافل از آن که اطاعت از غرایز و تمایلات حیوانی نه تنها معیار آزادی نیست بلکه برعکس مایه‌ی بردگی و اسارت است وکسی که فرمانبردار هوای نفس خود می‌شود در واقع بندگی شهوات خویش را می‌پذیرد و با این عمل به پست‌ترین و ذلّت بارترین بردگی‌ها تن می‌دهد .»(فلسفی، 1356 :21، 5، 3)

در کتاب الحدیث جلد دوم آمده: «حضرت علی(ع) این گروه مطیع نفس امّاره را خرمن عقل به آتش کشیده می‌داند: قَد اَحرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقلَهُ وَ اَماتَت قَلبَهُ وَ اَو لَهَت عَلیها نَفسَهُ. تمایلات نفسانی و شهوات خرمن عقل وی را آتش زده‌اند و دلش را کشته‌اند و او را واله و شیفته‌ی نفس خود کرده‌اند

در روایتی دیگر می‌فرماید: مَن لَم یَملِک شَهَوتَهُ لَم یَملِک عَقلَهُ. کسی که مالک نفس خود نیست، مالک عقل خود نخواهد بود.(فرید، 1365، ج2: 56)

 اهل دیانت می‌گویند که : «فعل اخلاقی آن است که هدف وانگیزه‌اش، رضای خدا باشد. واضح است که از این قول مسأله‌ی «خود» نفی می‌شود، یعنی جلب نفع و دفع ضرر از خود به عنوان فعل اخلاقی نیست ولی هدف نهایی رضای حق است نه رساندن نفع به غیر». (مجتبوی، 1373: 79)

شهید مطهری اخلاق را از مقوله‌ی عبادت و پرستش می‌داند: «انسان به همان میزان که خدا را ناآگاهانه پرستش می‌کند، ناآگاهانه هم یک سلسله دستورهای الهی را پیروی می‌کند ـ وقتی که شعور ناآگاهش تبدیل شود به شعور آگاه ـ که پیغمبران برای همین آمده‌اند ـ آن وقت دیگر تمام کارهای او می‌شود اخلاقی;  یعنی وقتی برنامه‌ی زندگی ما بر اساس تکلیف و رضای حق تنظیم شد، آن وقت خوردن ما، خوابیدن ما، راه رفتن ما، حرف زدن ما و خلاصه زندگی و مردن ما یکپارچه می‌شود اخلاق « اِنَّ صَلاتی و نُسُکی وَ مَحیایَ و مَماتی لِلّهِ رَبِّ العالمینَ. (انعام/ 162) همانا نماز و طاعت و کلیه‌ی اعمال من و حیات و ممات من همه برای خداست که پروردگار جهانهاست. »(شهید مطهری، 1373: 133، 132  )

پس تکلیف و راه رسیدن به سعادت موضوع علم اخلاق است. علم اخلاق، مانند روان‌شناسی و ادبیات درباره‌ی تصوّرات و عواطف و امیال انسان بحث می‌کند و برای رساندن انسان به کمال مطلوب به افعال و عواطف او، از لحاظ خوبی و بدی، امتیاز می‌دهد و ارزش هر یک را معین می‌کند و تکلیف و وظیفه‌ی انسان را مشخص می‌سازد. اجرای برخی از اعمال را واجب می‌داند و احتراز از بعضی دیگر را لازم می‌شمارد و برای اندیشه و گفتار و کردار قواعد و دستورهایی مقرّر می‌کند. در این علم، نظریه‌های اخلاقی و سیاسی و اجتماعی درباره‌ی رفتار انسان ارزیابی می‌شود.بنابراین هدف و فایده‌ی علم اخلاق هدایت اراده‌ی انسان‌ها به سوی خیرات و کمالات و ممارست در فضایل و دوری از ارتکاب پلیدی‌ها و جلوگیری از رذایل می‌باشد و لذا علمای علم اخلاق مهم‌ترین فایده‌ی این علم را تغییر خُلق انسان‌ها و تحوّل روحی آدمیان ذکر کرده‌اند

قوای نفس

در کتاب دومین بیست گفتار در مورد قوای نفس آمده: «اساسی‌ترین مفاهیم در اخلاق فلسفی مفهوم نفوس سه‌گانه یعنی نفس ناطقه و نفس غضبیّه و نفس شهوانیّه از یک سو و مفهوم عقل و هوی از سوی دیگر و به دنبال آن مفهوم فضایل و رذایل و شعب و فروع آن و بالاخره مفهوم اعتدال است.» (محقق، 1369: 80)

ابو زکریا یحیی بن عُدَی در تعریف اخلاق می‌گوید: «حالتی از نفس است که آدمی کارهای خویش را بدان، بدون اندیشه و اختیار انجام می‌دهد. اخلاق گاه در برخی از افراد فطری و غریزی است و در بعضی دیگر در سایه‌ی تمرین‌ها و جد و جهدها حاصل می‌گردد». (یحیی بن عدی، 1371: 50)

و در بیان علت اختلاف اخلاق که سرمنشأ آن نفس است، نفوس سه گانه را این گونه نام می‌برد: «نفس شهوانیّه، نفس غضبیّه و نفس ناطقه و همه‌ی اخلاق از این سه نیرو صادر و به آن‌ها بازگشت می‌کنند».(همان: 50)

خواجه نصیر طوسی معتقد است که در مردم سه قوت مرکب است: «اَدوَن نفس بهیمی و اوسط نفس سَبُعی و اشرف نفس مَلَکی، که این نفس‌ها در قرآن به نفس امّاره، نفس لوّامه و نفس مطمئنّه تعبیر و بیان شده است. نفس امّاره به ارتکاب شهوات دستور می‌دهد و بر آن اصرار می‌ورزد، نفس لوّامه بعد از ملابست آن چه مقتضای نقصان بود به ندامت و ملامت، آن اقدام را در چشم بصیرت قبیح می‌گرداند و نفس مطمئنه جز به فعل جمیل و اثر مرضیّ راضی نمی‌شود

حکما گفته‌اند که از این سه نفس، یکی صاحب کرامت و ادب است و آن نفس ملکی است، دومی هر چند ادیب نیست اما قابل ادب شدن است و از مؤدّب انقیاد می‌کند در زمان تأدیب و آن نفس سبعی است و سومی عادم ادب است و عادم قبول آن و آن نفس بهیمی است و مثل این سه نفس را سه حیوان مختلف قرار داده‌اند فریشته‌ای، سگی و خوکی.» (طوسی، 1369: 78)

در کتاب تهذیب الاخلاق آمده: «نفس شهوانیّه که هم برای انسان است و هم در دیگر حیوانات نفسی است که با آن همه‌ی لذّت‌ها و شهوات جسمانی حاصل می‌شود و این نفس چنان قوی است که اگر انسان آن را تأدیب نکند و مقهور نگرداند بر آدمی مستولی و مسلّط می‌شود که دیگر چاره پذیر نیست و در این صورت است که آدمی به چهارپایان بیشتر مانندگی دارد تا انسان. و نفس غضبیّه که آدمی، با سایر جانوران در آن شریک است،‌ نفسی است که غضب و جرأت و دوستی به غلبه از آن برمی‌خیزد و آن از نفس شهوانیّه قوی‌تر و برای دارنده‌اش زیان‌آورتر است و نفس ناطقه که با آن انسان از سایر حیوانات ممتاز می‌گردد نفسی است که فکر و ذکر و تمییز و فهم به آن بستگی دارد و شرافت انسانی به وسیله آن حاصل می‌شود. (یحیی بن عدی، 1371: 48)

در کتاب دومین بیست گفتار چنین آمده: «افلاطون هم معتقد است که در انسان سه نفس وجود دارد: ناطقه و الهیّه، غضبیّه و حیوانیه، نباتیه و نامیه و شهوانیه. نفس حیوانی و نباتی برای خاطر نفس ناطقه به وجود آمده‌اند. نفس نباتی به جسم غذا می‌رساند و جسم برای نفس ناطقه به منزله‌ی آلت و وسیلت است، نفس غضبی در سرکوبی نفس شهوانی به نفس ناطقه مدد می‌دهد و نمی‌گذارد که نفس شهوانی با زیادتی شهوات نفس ناطقه را از اندیشمندی باز دارد. نظر افلاطون بر این است که نفس ناطقه دارای جوهری خاص است و نفس غضبی و شهوی دارای جوهری که پس از فساد جسم باقی بمانند، نیستند بلکه یکی از آن‌ها یعنی نفس غضبی مزاج قلب است و دیگری یعنی نفس شهوی مزاج جگر است، اما مزاج دماغ نخستین آلت و وسیله‌‌ی نفس ناطقه است و بر آن بود افلاطون که برای تعادل بخشیدن به این نفس‌ها از طبّ جسدانی که همان طب معروف است و طب روحانی که بر احتجاج و استدلال پایه دارد سود جوید تا نفس‌ها از آن چه مورد طلب است نه فزون‌جویی کنند و نه کمی و کاستی نمایند.» (محقق، 1369: 81)

به طور کلی در تهذیب نفس و اخلاق، باید اولاً قوّه‌ی شهوت تهذیب شود تا عفّت حاصل شود و ثانیاً قوّه‌ی غضب تهذیب شود تا شجاعت پدید آید ثالثاً قوّه‌ی عقل تهذیب شود تا به حکمت آراسته گردد. (مجتبوی، 1369: 66)

دکتر محقق کاستی‌ها و قصور نفس‌ها را این گونه بیان داشته است: «تقصیر و کاستی نفس نباتی در این است که غذای بدن را به آن نرساند و بر چندی و چونی که تن بدان نیازمند است نیفزاید. زیاده روی نفس نباتی در این است که در تغذیه‌ی بدن افراط کند و بیش از آن چه که مورد نیاز آن است به آن خوراک برساند و از این راه بدن را در لذّات و شهوات غرقه سازد

اما تقصیر نفس غضبی وقتی ظاهر می‌شود که شور و غیرت و شهامت آن به حدّ کفایت نباشد و از این روی نتواند نفس شهوانی را در حال طغیان مهار کند و نیروی آن را مقهور گرداند و میان آن و شهواتش حایل شود. زیاده‌روی نفس غضبی در این است که کبر و غلبه‌ی دوستی آن فزونی گیرد تا بدان پایه که خواستار تسلّط بر همه‌ی مردمان و جانوران باشد و کاستی نفس ناطقه در این است که از این جهان به اعجاب نیفتد و درباره‌ی آن نیندیشد و از آن به حیرت نیفتد و به دانستن آن چه در جهان است مخصوصاً جسدی که در آن خانه کرده است و هیأت آن و فرجام پس از مرگ مشتاق نباشد زیرا کسی که از این جهان به اعجاب نیفتد و از هیأت آن حیرت زده نشود و به دانستن آن چه در آن است مشتاق نشود و به شناختن حال پس از مرگ راغب نباشد هر آینه بیش از چهار پایان بلکه خفاشان و ماهیان و موجودات بی ارزشی که البته قدرت تفکّر ندارند از خرد برخوردار نیست. زیاده روی نفس ناطقه نیز در این است که چندان به فکر بگراید و مسخّر آن شود که نفس شهوانی نتواند غذا و آن چه را که صلاح جسم در اوست فراهم آورد

چنین نفسی همواره با تمام توش و توان خود تفحّص و جهد می کند و می‌خواهد در زمانی کوتاه‌تر از آن چه ممکن است به آن معانی برسد. پس از این رهگذر مزاج جسدش تباه می‌شود و وسواس سودایی و مالیخولیا بر آن دست می‌یابد و از آن جا که می‌خواست بشتاب پیش رود پای طلبش به گل می‌نشیند. بنابراین تقسیم سه گانه‌ی نفس که بر مبنای آن فضایل چهار گانه پدید می‌آید از ابتکارات افلاطون است.در کتاب جمهوریت افلاطون آمده که: ما باید به یاد آوریم که نفس را به سه جز تقسیم کردیم و به وسیله نسبت آن‌ها با یکدیگر می‌توانیم طبایع مختلف عدالت و عفّت و شجاعت و حکمت را مشخص سازیم.» (محقق، 1369: 83)

در کتاب اخلاق هم نظر ابن مسکویه در مورد قوای نفس آمده: «ابن مِسکَوَیه هم نفس را دارای قوای سه گانه می‌داند: پس از تدبّر و تجسّس، ظاهر و هویدا می‌گردد که نفس انسانی مشتمل بر قوای سه گانه است اول قوّه‌ای که به وی تمییز می‌دهد بین خوب و بد و فکر و تدبّر و صلاح اندیشی از خصوصیت وی است و او را «نفس ناطقه» گویند، دوم قوّه‌ای که انسان به دفع ناملایمات و مضّرات می‌نماید و وی را (قوّه‌‌ی غضبیّه) نامند و به آن قوّه است که شخص اقدام می‌نماید بر کارهای بزرگ و شائق و مایل می‌گردد به استیلا و سیادت نمودن بر اقران و هم دوشان خود، سوم قو‌ّه‌ای است که به وی جذب ملایمات و مَلَذّات طبیعی می‌نماید و آن را (قوّه‌ی شهویه) گویند و به آن قوه است که انسان در طلب خوراک و لباس و باقی حُظوظ شهوانی می‌رود. بعضی از این سه قوه تعبیر به سه نفس نموده‌اند. نفس ناطقه و نفس غضبیّه و نفس شهویه.» (نصرت، 1365: 31)

‌  هر یک از این سه قوّه دارای محلی است در بدن که مقرّ سلطنت اوست. محلّ نفس ناطقه که وی را نفس ملکی گویند دماغ است و محل نفس و قوه‌ی شهویه در بدن که آن را بهیمه گویند کبد است که تعلّق به جگر دارد و محلّ قوّه‌ی غضبیّه در بدن که وی را قوّه‌ی سبعیه گویند قلب است و فضیلت و سعادت وقتی برای انسان پدیدار می‌شود که این قوای سه گانه یعنی ناطقه، غضبیّه و شهویه به وظیفه‌ی خود عمل نمایند و شقاوت وقتی است که از حد خود تجاوز نمایند یا به طرف افراط روند یا به طرف تفریط.   (همان: 32)

 غزالی در کتاب خود کیمیای سعاده اعتقاد دارد که در وجود آدمی چهار نوع صفت جمع کرده‌اند:« صفات ستوران، ددگان، دیوان و فرشتگان و توصیه دارد بر شناخت انسان که بداند او از کدام نوع است و حقیقت وجودی او چیست و کدام صفت عاریه و غریب‌اند. برای هر یک از صفات ذکر شده، ویژگی‌ خاص خود طرح کرده و آذوقه‌ای مخصوص نام برده است. خوردن و خوابیدن و گشنی کردن از خصایص ستوران، دریدن و کشتن و خشم راندن از خصایص ددگان و شرانگیزی و مکر و حیله از امتیازات دیوان و مشاهده‌ی حضرت الهی است ـ که حرص و خشم و صفات درندگان و حیوانیّت در آن راهی ندارد ـ از امتیازات فرشتگان می‌داند.» (غزالی، 1372: 9)

کمیل بن زیاد به حضرت علی بن ابیطالب (ع) عرض کرد که: «اُریدُ اَن تُعَرِّ فُنی نَفسی. در خواست دارم که نفس مرا به من معرّفی کنی.» حضرت فرمود: کمیل کدام نفس را مایلی تعریف کنم؟ عرض کرد مگر بشر بیش‌تر از یک نفس دارد؟ فرمود ای کمیل بشر دارای چهار نفس است: نفس نباتی که خاصیّتش رشد و نمو است، نفس حیوانی که دارای درک و احساس است، نفس ناطقه‌ی قدسی و نفس ملکوتی الهی. (فرید،‌ 1365: 281)

ملا احمد نراقی هم آدمی را دارای چهار قوّه می‌داند که عبارتند از :« عقل و شهوت و غضب و وهم تن انسان چون مملکتی است که خداوند عالم آن را به اقطاع روح مجرد مقرّر فرموده و از برای روح در این مملکت از اعضا و جوارح و حواس و قوای ظاهریه و باطنیه لشکر و خدم بسیار قرار داده و هر یکی را خدمتی معیّن و شغلی مقرّر تعیین کرده‌اند و از این میان، قوای اربعه حکم کارفرمایان و سران لشکر و عمّال مملکت دارند و سایر قوای، زیر دستان و فرمانبرانند و شأن عقل، ادراک حقایق و تمییز میان خیرات و شرور و امر به افعال جمیل و نهی از صفات مذموم است و فایده‌ی ایجاد قوّه‌ی شهویه بقای بدن از آلت تحصیل کمال نفس است و ثمره‌ی قوّه‌ی وهمیّه فهمیدن امور جزئیّه است و دانستن دقایق اموری که به آن‌ها به مقاصد صحیحه می‌رسند و شغل قوّه‌ی غضبیّه آن است که دفع مضرّت‌های خارجه را از بدن نموده و نیز اگر قوّه‌ی شهویه یا وهمیّه اراده‌ی سرکشی و خودسری کرده قدم از جادّه‌ی اطاعت عقل بیرون نهند، ایشان را مقهور نموده به راه راست آورده و در تحت اقتدار و تسلّط عقل باز دارد و بدان که هیچ یک از قوای ظاهریه و باطنیّه را به غیر از این چهار قهرمان در هیچ وقت خیال فرمانروایی و اندیشه‌ی سروری نمی‌باشد بلکه هر یک محکوم حکم حاکم خطّه‌ی بدن است

این چهار سرهنگ که یکی عقل است وزیر پادشاه است که روح باشد و در تدبیر آن است که روح از مقتضای صوابدید او تجاوز ننموده و انقیاد اوامر و نواهی او را نماید تا به حسن کفایت و تدبیر آن امر مملکت مضبوط و پادشاه را تهیّه‌ی اسباب سفر عالم قرب سهل و آسان باشد. دوم شهوت است مانند عامل خراج، طمّاع و دروغزن و فضول و  تخلیط‌گر است و هرچه که وزیر عقل گوید شهوت هوای مخالفت آن کند و همیشه طالب آن است که راه روح را زده و او را محکوم خود نموده مانند بهایم و چهارپایان غرق لُجّه‌ی شهوات نموده و به هر چه او را امر نماید، روح بدون آن که در ارتکاب آن از وزیر مشورت نموده و صواب و فساد آن را فهمیده متابعت نماید. سوم غضب است به شحنگی آن شهر منصوب است و تند و تیز و بی باک و شرور است همه کشتن و بستن و زدن و شکستن و ظلم و ایذا و عداوت و بغض را طالب است و درصدد آن است که پادشاه را که روح است، فریب دهد تا به آن چه او اشاره نماید عمل کند و فرمان عقل را اطاعت ننماید و او را چون سِباع درّنده همه شغل دریدن و ایذا، بوده باشد. چهارم وهم است شغل آن مکر و خدعه و فریب و حیله، تلبیس و خیانت و فتنه است و می‌خواهد که سلطان مملکت بدن مطیع و منقاد او شود، به هر چه فرمان دهد از فریفتن و شیطنت و ِافساد و خدعه و مکر اطاعت نموده، تجاوز نکند و به سبب اختلاف این قوای اربعه و تفاوت آرای این چهار سرهنگ، پیوسته مملکت بدن، میدان محاربه‌ی آن‌ها و معرکه‌ی تنازع ایشان است.» (نراقی، 1361: 21)

گاهی در آن جا آثار فرشتگان و اعمال قدسیان ظاهر می‌شود و زمانی افعال بهایم و چهارپایان و ساعتی مشغول شغل سباع و درندگان می‌باشد و لحظه‌ای مظهر آثار شیطان می‌شود و همیشه چنین است تا این که غلبه‌ی کلّی از برای یکی از این قوا حاصل شود و دیگران مقهور حکم او گردند. در این هنگام پیوسته آثار آن از یک نفس سر می‌زند و صاحب آن داخل در عالم آن می‌شود پس اگر سلطنت از برای قهرمان عقل باشد در مملکت نفس آثار ملائکه ظاهر می‌گردد و احوال مملکت انتظام به هم می‌رساند و صاحب آن داخل در صف فرشتگان می‌شود و اگر غلبه از برای دیگران باشد آثار آن در آن جا پیدا شده و مملکت خراب و ویران و امر معاش و معاد اختلال به هم می‌رسانند و صاحب آن داخل در حزب بهایم یا سباع یا شیاطین می‌شود. تعبیری که غزّالی در کیمیای سعات آورده: صفات فریشتگی، صفات ددی و دیوی و بهیمی. (همان: 21)

حضرت علی (ع) می‌فرماید: «حق سبحانه و تعالی مخصوص گردانید ملائکه را به عقل و ایشان را از شهوت و غضب بهره نداد و حیوانات را به شهوت و غضب مخصوص ساخت و بی نصیب از عقل و انسان را به همه‌ی این خصایص مشرف گردانید. پس اگر شهوت و غضب را مطیع و منقاد عقل گرداند افضل از ملائکه خواهد بود زیرا که خود را به این مرتبه رسانیده با وجود منازع، و ملائکه منازعی و مزاحمی ندارند، از این جا معلوم می‌شود که اگر مطیع شهوت و غضب شود از حیوانات پست‌تر خواهد بود زیرا که از آن‌ها اطاعت نموده با وجود معین و یاوری مثل عقل». (همان: 23)

نصرت در کتاب اخلاق از ابن مسکویه آورده که: «ابن مسکویه معتقد است بین این سه قوّه اختلاف و نزاع وجود دارد، هر گاه یکی از آن‌ها قوی گردد به آن دو قوّه‌ی دیگر ضرر می‌رساند بلکه ممکن است غلبه آن جایی رسد که فعل دیگری را باطل گرداند و از اثر بیندازد.» (نصرت، 1365: 31)

محقق از کتاب معراج‌السعاده نقل می کند: «منشأ نزاع و سبب جدال در مملکت نفس قوّه‌ی عاقله است. زیرا که آن مانع سایر قوای می‌شود از این که آثار خود را به ظهور رسانند و نمی‌گذارد که نفس را مطیع و منقاد خود سازند چون که اعمال و افعال آن‌ها خلاف صوابدید عقل است و مخالف مقتضای آن است. جالینوس درکتاب «مختصر کتاب الاخلاق» آورده که: حرکات نفس شهوانیّه و نفس غضبیّه برای نیروهای ناطقه زیان آور است زیرا نفس شهوانیه با نفس ناطقه مباینت دارد. و نفس غضبیّه هم در برابر نفس ناطقه به منزله‌ی سگ است نزد شکارگر و اسب نزد سوارکار زیرا این سگ و اسب بنا به اراده‌ی شکارگر و سوارکار آن دو را یاری می‌دهد ولی گاه اتّفاق می‌افتد که بر خلاف اراده‌ی آن دو رفتار می‌کنند.» (محقق، 1369: 83)

محمد بن زکریای رازی در کتاب الطب الروحانی فصل هفتم به نقل از دومین بیست گفتار آورده که:« خردمند با بصیرت، نفس ناطقه و نیروی نفس غضبیّه، نفس بهیمیّه و شهوانیّه را باید مهار کند و نیز می‌گوید که عقل همیشه به عواقب امور می‌نگرد و آن چه را که افضل و ارحج و اصلح در پایان کار است بر می‌گزیند هر چند که در آغاز امر رنج و سختی در بر داشته باشد ولی هوی بر خلاف آن است. نتیجه‌ی کلّی آن که:‌ کلمه‌ی اخلاق در زبان عربی جمع «خُلق» به سکون لام و «خُلُق» به ضم لام است که به معنی طبع و طبیعت و سَجیّه است. (محقق، 1369: 84)

خواجه نصیر طوسی چنین تعریف می‌کند: «خُلق ملکه‌ای بود نفس را مقتضی سهولت صدور فعلی ازو بی احتیاج به فکری و رویتی». (طوسی،1369: 74)

محمد تقی فلسفی در کتاب گفتار فلسفی از ریشه‌ی کلمه‌ی خُلق و خَلق بحث کرده و آورده است که: «هر دو از یک ماده هستند. مراد از خَلق شکل ظاهری و ساختمان طبیعی است و مراد از خُلق شکل نفسانی و صفات معنوی است. همانطور که خلق یعنی شکل ظاهری بعضی از مردم،‌ زیبا، بعضی نازیبا و بعضی زننده و قبیح است، خلق هم یعنی شکل نفسانی بعضی از مردم مطبوع و بعضی نامطبوع و بعضی قبیح و غیر انسانی است.» (فلسفی، 1363: 16)

غزالی می‌گوید: بدان که آدمی را از دو چیز آفریده‌اند یکی کالبد که به چشم سر بتوان دیده و یکی روح که به جز چشم دل اندر نتوان یافت و هر یکی را از این دو زشتی و نیکویی است، یکی را حسن خُلق گویند و یکی را حسن خَلق

حسن خُلق عبارت از صورت باطن است چنان که حسن خَلق عبارت از صورت ظاهر است و چنان که صورت ظاهر نیکو نباشد بدان که چشم نیکو بود و بس، دهان نیکو بود و بس، تاآن گاه که بینی و دهان و چشم نیکو بود جمله و اندر خور یکدیگر بود، هم چنین صورت باطن نیکو نباشد تا آن گاه که چهار قوّت اندر وی نبود: قوّت علم و قوّت خشم و قوّت شهوت و قوّت عدل میان این هر سه». (غزالی، 1373: 429)

حضرت علی (ع) می‌فرماید: «حُسنُ الخُلقِ لِلنَّفسِ و حُسنُ الخَلقِ لِلبَدَنِ. خُلق نیکو برای جان است و خَلق نیکو برای بدن.»  (فلسفی،1356 : 16)

در کتاب اخلاق تعریف ابن مسکویه در معنی خلق آورده که: «خُلق حالتی است نفسانی که آدمی را بدون فکر و رویه به انجام کارهایی تحریک می‌کند و دو قسم است: قسمی از آن طبیعی است و مستند به ساختمان مزاج است مانند کسی که از کوچک‌ترین ناملایمات برافروخته یا خشمگین می‌شود و یا بر اثر کمترین تعجّب به شدّت می‌خندد، قسم دیگر ناشی از عادت است و این قسم خلق ممکن است در آغاز با فکر و محاسبه پایه‌گذاری شود ولی بر اثر تکرار و استمرار علمی، رفته رفته به صورت ملکه‌ی نفسانی و خلق و خوی ثابت در می‌آید و بدون رویه و فکر و انگیزه عمل می‌شود.» (نصرت، 1365: 18)

علم اخلاق در کتاب گفتار فلسفی این گونه تعریف شده: «علم اخلاق عبارت است از این که بدانیم برای آن که فعالیت نفس به موافقت عقل انجام گیرد، در احوال و موارد مختلف عمل انسان چه باید باشد یعنی چه وقت و در چه مورد و چگونه نسبت به که و برای چه باید عمل کند. روح انسان دارای دو جنبه عقلانی و غیر عقلانی است. عقلانی جنبه‌ی انسانیّت است و غیر عقلانی دو جنبه دارد، یکی نفس نباتی یعنی قوّه‌ی نامیّه و دیگری نفس حیوانی که بر حسب طبع دارای شهوت، غضب و دیگر غرایز است. تمایلات غریزی آدمی را به عمل وامی‌دارند و اگر اعمال او با موافقت جنبه‌ی عقلانی واقع شود فضیلت است و این نوع فضیلت را فضیلت انسانی یا اخلاقی گوییم

هگل اخلاق را عبارت از پیروی و اطاعت از قوانین می‌داند به نظر او انسان اخلاقی کسی است که در نیّت مطیع قانون باشد و عملاً نیز مقرّراتش را به کار بندد سود شخصی را با معیارهای قانونی و مصالح اجتماعی تطبیق دهد، خواسته‌های خود را در حدود موازین و مقرّرات برآورده سازد.» (فلسفی، 1363: 28،24)

بنابر این تمام علما و دانشمندان علم اخلاق، اصول و اساس تمام قسمت‌های اخلاقی انسان را در سه قوّه می‌دانند:1ـ قوّه‌ی عاقله یا متفکّره. 2 ـ قوّه‌ی شهویه. 3 ـ قوّه‌ی غضبیّه. و چون تمام افعال و رفتار و پندار آدمی خارج از این سه قوّه و نیرو نیست و یکی از این سه قوه منشأ و سرچشمه‌ی کارهای انسانی است، لذا برای به دست آوردن سعادت و کمال خود باید مواظبت کند که هیچ یک از این سه قوّه از جادّه‌ی اعتدال و میانه‌روی که شرع و عقل حکم می‌کنند خارج نشود و حد وسط را عمل کند. زیرا که نفس انسان، سرکش و طغیانگر است و می‌خواهد با قوّه‌ی شهوت و غضب خود بدون قید و شرط، لجام گسیخته و آزاد، بدون مصلحت اندیشی قوّه‌ی عاقله و شرع اسلام، آن چه دلش می‌خواهد و میل و خواسته‌ی هوای اوست که جلب منفعت یا دفع ضررش اقتضا می‌کند به جای آورد گر چه برای به دست آوردن امیال و خواسته‌های خود به حقوق و مال و جان و ناموس دیگران تجاوز کند

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید