پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word دارای 252 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه فرهنگ تشبیهی در غزلیات سنایی در word

چکیده  
آشنایی با زندگی و اندیشه های سنایی   
فصل اول
تعاریف و مفاهیم   
فصل دوم
بخش اول: انواع تشبیه از نظر ذکر و عدم ذکر وجه شبه و ادات تشبیه   
تشبیه بلیغ اضافی   
تشبیه بلیغ غیر اضافی   
تشبیه مجمل مرسل   
تشبیه مفصل   
بخش دوم: انواع تشبیه از نظر تعدد طرفین   
تشبیه تسویه   
تشبیه جمع   
تشبیه مفروق   
تشبیه ملفوف   
بخش سوم: انواع تشبیه از نظر مرکب بودن طرفین  
تشبیه تمثیل و مرکب   
بخش چهارم: انواع تشبیه از نظر فهم وجه شبه   
تشبیه تلمیح   
تشبیه استخدام  
تشبیه موقوف المعانی   
بخش پنجم: انواع تشبیه از نظر حسی و عقلی بودن   
تشبیه حسی و عقلی   
تشبیه خیالی و وهمی   
بخش ششم: انواع دیگر تشبیه   
تشبیه تفضیل  
تشبیه مشروط  
تشبیه مضمر (نهان)  
تشبیه معکوس یا مقلوب  
ادات تشبیه  
بخش هفتم: نتیجه گیری  
نتیجه گیری  
نمودار  
ارجاعات  
فصل سوم
فرهنگ مشبه  
فرهنگ مشبه به   
منابع و ماخذ  
چکیده انگلیسی  

مآخذ

1- اینترنت ، ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد ، زندگی نامه www.google.sanaei  

2- سنایی غزنوی ، مجدود ابن آدم ، دیوان سنایی غزنوی ، به سعی و اهتمام مدرس رضوی ، انتشارات سنایی ، 1385 ، چاپ ششم

3- شمیسا، سیروس، بیان و معانی، انتشارات فردوس، چاپ هشتم،

4- شمسیا ، سیروس ، بیان ، نشر میترا ، تهران 1386 ، ویرایش سوم

5- شمسیا ، سیروس ، فرهنگ تلمیحات ، نشر میترا ، چاپ نخست ، بهار

6- کزازی، میر جلال الدین، زیباشناسی سخن پارسی (بیان) ، نشر مرکز ، تهران ، چاپ هشتم

7- معین ، محمد ، فرهنگ فارسی ، چاپ سوم ، تهران ،

8- موسوی ، میر نعمت اله ، فرهنگ بدیعی ، انتشارات احرار ،

زندگی:

حکیم سنائی در سال (473 هجری قمری) در شهر غزنه (واقع در افغانستان امروزی) دیده به‌جهان گشود، و در سال (545 هجری قمری) در همان شهر چشم از جهان فروبست. نام او را عوفی مجدالدین آدم السنایی و حاجی خلیفه آدم نیز نوشته اند. محمد بن علی الرقا از معاصران او در دیباچه حدیقه‌الحقیقه نام او را “ابوالمجدودبن آدم السنائی” نوشته است. این حاکی از آن است که نام های دیگری که بر روی او نهاده اند غلط می‌باشد. دردیوان سنایی ابیاتی به چشم می‌خورد که در آن سنایی خود را “حسن” خوانده است. در این بیت سنایی می‌گوید

حسن اندر حسن اندر حسنم

تو حسن خلق و حسن بنده حسن

بخاطر این بیت بعضی از محققان می‌گویند که نام او در اصل حسن بوده و وی بعد ها نام “مجدود” را برای خود انتخاب کرده است. در ابتدا سنایی طبق عادت آن زمان به دربار سلاطین روی آورد و به دستگاه غزنویان راه پیدا نمود. او در ابتدا به مداحی پرداخت تا اینکه یکباره شیدا شد و دست از جهان و جهانیان شست. سنایی جند سالی از دوران جوانی را در شهرهای بلخ و سرخس و هرات و نیشابور گذراند. می‌گویند در زمانی که در بلخ بود به کعبه رفت. بعد از اینکه از مکه بازگشت مدتی در بلخ ماند. در سال 518 ه.ق به غزنین برگشت. یادگار پر ارزش سفرهایش مقداری از قصاید وی می‌باشد. بعد از بازگشت به غزنین می‌گویند که خانه‌ای نداشت و یکی از بزرگان غزنین بنام خواجه عمید احمدبن مسعود به او خانه‌ای بخشید و سنایی تا پایان عمر در غزنین در عزلت به سر برد. و در این ایام مثنوی حدیقه‌الحقیقه را نوشت

نصایح و اندرز‌های حکیم سنایی دلاویز و پر‌تنوّع، شعرش روان و پر‌شور و خوش بیان، و خود او، در زمره پایه‌گذاران نخستین ادبیات منظوم عرفانی در زبان فارسی به‌شمار‌آمده است (صفحه 42، حافظ‌نامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ.)

او در مثنوی، غزل و قصیده توانائی خود را بوضوح نشان داده است

سنائی دیوان مسعود سعد سلمان را، هنگامی که مسعود در اسارت بود، برای او تدوین کرد و با اهتمام سنایی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و پراکنده شد و این نیز از بزرگواری سنایی حکایت می‌کند

مضامین عرفانی

بسیاری از مفاهیم و مضامین بلند اخلاقی و عرفانی، برای نخستین بار، با سحر و سادگی سخن دل‌نشین، زلال، و از جان برخاسته حکیم سنایی به ادبیات کهن فارسی وارد شد

این سـخن تحــفه‌ایست ربــــانی

رمــــز اســـرارهای روحانی

خاطر ناقــــصم چو کامل شد

به سخن‌های بکر حامل شد

هر نفـــس شـــــاهدی دگر زاید

هر یک از یک شگرف ‌تر زاید

شاهدانی به چهره همچو هلال

در حجاب حروف زهره جمال

در مقامی که این سخن خوانند

عقل و جان سحر مطلقش دانند

خاکیان جان نثار او سازند

قدسیان خرقه‌ها در اندازند

«طریق التحقیق»

 همین بذرهای اولیه سخنان روحانی و عرفانی‌ست که سنایی پراکنده کرد، و عطار و مولوی و حافظ و جامی و جز آنان، در طول بیشتر از سه قرن، آن ها را به اوج پختگی، صلابت، روانی، و پر معنایی رسانیدند

سنایی و مولانا:

معانی و الفاظ نو ظهور عرفانی در شعر و سخن سنائی در اشعار و اندیشه‌های دیگر استادان سخن فارسی همچون مولانا تأثیر گذارده و در مواردی بازتاب مستقیم داشته‌اند

مولانای بلخی‌، عطار نیشابوری و سنایی غزنوی را به منزله روح و چشم خود می‌دانست‌

عطار روح بود و سنایی دو چشم او

ما از پی سنایی و عطار آمدیم

 آثار سنایی:

قصاید، غزلیات، رباعیات، قطعات و مفردات سنایی در دیوان اشعار وی گرد آمده است. جز دیوان، آثار دیگر او عبارت‌اند از

1- حدیقه‌الحقیقه: این منظومه که در قالب مثنوی سروده شده است، محتوای عرفانی دارد. این منظومه را الهی‌نامه سنایی نیز خوانده‌اند. کار سرودن حدیقهالحقیقه در سال 525 هجری قمری پایان یافته است

2- طریق‌التحقیق: منظومه دیگری در قالب مثنوی است که به وزن و شیوه حدیقه‌الحقیقه سروده شده است و کار سرودن آن در سال 528 ه.ق سه سال بعد از اتمام حدیقه‌الحقیقه، تمام شده است

3- سیرالعباد الی المعاد: شامل هفتصد بیت است و در آن از موضوعات اخلاقی سخن رفته است. سنایی در این اثر به طریق تمثیل، از خلقت انسان و نفوس و عقل‌ها صحبت به میان آورده است. سنایی آن را در سرخس سروده است

4- کارنامه بلخ: هنگام توقف شاعر در بلخ سروده شده و حدود پانصد بیت است و چون به طریق مزاح سروده شده، آن را مطایبه‌نامه نیز گفته‌اند

5- عشق‌نامه: شامل حدود هزار بیت در قالب مثنوی است و در چهار بخش حقایق، معارف، مواعظ و حکم گرد آمده است

6- عقل‌نامه: منظومه‌ای است که در سبک و وزن عشق‌نامه در قالب مثنوی سروده شده است

7- مکاتیب: نوشته‌ها و نامه‌هایی از سنایی است که به نثر فارسی نوشته شده و از آن با نام مکاتیب یا رسائل سنایی یاد می‌شود ( (دانشنامه آزاد ویکی پدیا) www.wikipedia.com)

 

فصل اول: تشبیه (Smile)

تعریف ها و مفاهیم

در کتاب معانی و بیان دکتر سیروس شمیسا درباره تشبیه چنین آمده است

«اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیزی، مشروط بر این که آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حداقل دروغ نما باشد یعنی با اغراق همراه باشد. توضیح اینکه همین که می گوییم ماننده کردن (تشبیه مصدر باب تفعیل است که از برای تعدیه به کار می رود) معنایش این است که آن دو چیز به هم شبیه نیستند (و یا لااقل شباهتشان آشکار نیست) و این ما هستیم که این شباهت را ادعا و برقرار یا آشکار می کنیم. اما چون معمولاً به این نکته توجه نمی شود ا قید مبتنی بر کذب بودن را جهت مزید تاکید بر تعریف افزودیم

بدین ترتیب جمله: سگ مانند شغال است، تشبیه نیست. زیرا هر چند همه ارکان تشبیه را داراست اما مبتنی بر صدق است نه کذب، به این معنی که در عالم واقع هم سگ و شغال از یک گونه اند. این است که این جمله مخیل نیست و از صور خیال محسوب نمی شود». (1)

در این مصراع از سنایی «خواهی که بیاسایی مانند سنایی» هر چند با ساختار تشبیه مواجه هستیم ولی تشبیهی در مصراع وجود ندارد و کذب و دروغ نمایی به کار نرفته است. بلکه همانندی حقیقی مطرح شده است. پس مانندگی یا تشبیه «مانند کردن چیزی است یا کسی به چیزی دیگر، بر بنیاد پیوندی که پندار شاعرانه در میان آن دو می توان یافت.»

 پس هر تشبیه چهار پایه یا رکن می تواند داشته باشد

1- مشبه: آنچه که مانند می شود

2- مشبه به: آنچه که به آن مانند می کنند

3- ادات تشبیه: واژه ای که تشبیه به کمک آن نشان داده می شود

4- وجه شبه: صفت مشترک و پیوندی بین مشبه و مشبه به وجود دارد

برای مثال

گـه خمیده چو قدّ عشّاقم              گه شکسته چو زلف جانانم

(ص938- غ237- ب 6)

مشبه: م (من) (مفرد حسی)

مشبه به: قدّ عشّاق (مقید حسی)

وجه شبه: خمیدگی

ادات تشبیه: چو

مشبه: م (من) (مفرد حسی)

مشبه به: زلف جانان (مقید حسی)

وجه شبه: شکستگی

ادات تشبیه: چو

نمونه های دیگر از این گونه تشبیه بیت های زیر اند

شد گرفتار سر زلف کمند آسای تو               روز دعوی کردن مردان کاری ای پسر

(ص895-غ165-ب10)

مشبه: زلف (مفرد حسی)

مشبه به: کمند (مفرد حسی)

وجه شبه: به اسارت کشیدن (تخییلی- تحقیقی)

ادات تشبیه: آسا

جان آرامش همی بخشد جهانی را بلطف       گرچه کارش همچو گردون کشتن است و بستن است

(ص 817-غ45-ب6)

مشبه: کار [او]

مشبه به: گردون

وجه شبه: کشتن و بستن

ادات تشبیه: همچو

در میان چهار رکن تشبیه، ادات تشبیه و وجه شبه را می توان حذف کرد ولی ذکر مشبه و مشبه به الزامی است. تشبیه تا زمانی دارای ساختار تشبیه است که این دو رکن در سخن آورده شود و برترین رکن در تشبیه، مشبه به می باشد که سخنور با دیدی هنری سخن خود را بر بال خیال می نشاند و به سخن ارزشی هنری و ادبی می بخشد

غرض از تشبیه:

 تشبیه در حقیقت شاهراهی است که ما را به دنیای خیالی شاعر می رساند در تشبیه لفظ در معنی حقیقی خود به کار می رود و هدف گوینده توصیف است که با اغراق و بزرگ نمایی همراه است و هر گونه لفظ در معنی مجازی خود به کار نمی رود

«غرض از تشبیه به طور کلی بیان حال مشبه و تقریر آن در ذهن مستمع است. یعنی روشن و مجسم ساختن وضعیت و موقعیت مشبه. پس تشبیه بیان مخیل حال مشبه است و این بیان حال همواره با اغراق همراه است. همین که می گوییم «قد او مانند سرو است» قد او را اولاً به صورت درخت سرو _که موزون بودن و مرتفع بودن آن چشمگیر است_ در ذهن نقاشی و مجسم می کنیم و ثانیاً مرتکب اغراق می شویم زیرا قد هیچ کس به بلندی سرو نیست. بنابراین وجه شباهت یعنی مورد یا موارد شباهت و ماده و مواد تصویری کردن مشبه و به اصطلاح مخیل ساختن کلام در مشبه به، به ودیعه نهاده و ذخیره شده است و از این رو به قول ادبا مشبه به باید همواره به لحاظ وجه شبه از مشبه اعرف و اجلی و اقوی باشد.» (2)


انواع تشبیه:

تشبیه بلیغ: تشبیهی است که در آن ادات تشبیه و وجه شبه هر دو حذف می شود. (3)

مثال

تا دل من صید شد در دام عشق              باده شد جان من اندر جام عشق

آن بـلا کز عاشقی من دیده ام                 باز چون افتـاده ام در دام عشق

(ص916- غ200- ب 1 و 2)

مشبه: عشق              مشبه به: دام          وجه شبه: گرفتاری

مشبه: عشق              مشبه به: جام         وجه شبه: سرمستی

در این بیت با آرایه رد القافیه تشبیه بلیغ دام عشق در بیت دوم ذکر شده است

تشبیه بلیغ ممکن است به صورت اضافه تشبیهی یا غیراضافه تشبیهی بیاید

اضافه تشبیهی: 

از شحنه شهر نیست بیمم             در خانه هجر نیست کارم

(ص 930- غ224- ب12)

مشبه: هجر                   مشبه به: خانه                      وجه شبه: عذاب آوری و ناراحتی

   

غیر اضافه تشبیهی:

نهد هر لحظه از هجران مرا بر جان و دل داغی            زند از غمزه هر ساعت مرا بر سینه زوبینی

(ص 1040- غ400-ب5)

مشبه: هجران            مشبه به: داغ                   وجه شبه: ناراحتی و درد

مشبه: غمزه              مشبه به: زوبین                وجه شبه: نفوذ و تاثیر گذاری

تشبیه مفصل: تشبیهی است که در آن وجه شبه ذکر شده باشد. (4)

ترا دارم عزیز ای ماه چون گل      چرا بی قیمتم چون خار داری

(ص1028-غ383- ب8)

مشبه: ترا           مشبه به: گل               وجه شبه: عزیز داشتن        ادات تشبیه: چون

مشبه: م (من)     مشبه به: خار               وجه شبه: بی قیمتی           ادات تشبیه: چون

تشبیه مجمل: تشبیهی است که در آن وجه شبه ذکر نشده باشد. (5)

مونس من ماه و پروینست هر شب تا بروز           زان رخ چون ماه و زان دندان چون پروین تو

(ص 1000- غ 336- ب3)

مشبه: رخ – دندان         مشبه به: ماه – پروین تو          وجه شبه: زیبایی – سپیدی         ادات تشبیه: چون

تشبیه مرسل یا صریح: تشبیهی است که در آن ادات تشبیه ذکر شود. (6)

در حجره مهجوران چون کلبه زنبوران         هم نیش کشیدستی هم نوش نهادستی

(ص1023- غ376- ب3)

مشبه: حجره مهجوران    مشبه به: کلبه زنبوران    وجه شبه: نیش کشیدن و نوش نهادن   ادات تشبیه: چون

تشبیه مؤکد، تشبیه با لکنایه یا محذوف الادات: تشبیهی است که ادات تشبیه ذکر نشود. (7)

در عشق نیست زحمت تمییز بهر آنک       در باغ عشق دوست به نرخ گلست خار

(ص881-غ143-ب6)

مشبه: عشق دوست          مشبه به: باغ    وجه شبه: طراوت و خوشی داشتن

 

تشبیه ملفوف: چند مشبه (حداقل دوتا) جداگانه ذکر شود و سپس مشبهٌ به های هر کدام گفته شود. پس این گونه تشبیه مبتنی بر صنعت لف و نشر است. (8)

آن لب و دندان و آن شیرین زبان             انگبین است و می و شیر ای پسر

(ص 896- غ166-ب6)

در مصراع اول سنایی سه مشبه: لب، دندان و شیرین زبان را آورده است، سپس در مصراع دوم سه مشبه به ذکر شده است که آرایه لف و نشر مشوش می باشد

مشبه: لب              مشبه به: می                   وجه شبه: سرخی

مشبه: دندان           مشبه به: شیر                 وجه شبه: سفیدی

مشبه: شیرین زبان        مشبه به: انگبین           وجه شبه: شیرینی و خوشایندی

تشبیه مفروق: تشبیهی است که در آن چند مشبه و چند مشبه به داریم اما هر مشبه با مشبه به خود همراه است. (9)

من که باشم که به تن رخت وفای تو کشم          دیده حمّال کنم بار جفای تو کشم

(ص933- غ230- ب1)

مشبه: وفای تو، دیده، جفای تو                       مشبه به: رخت، حمّال، بار

در این بیت سه مشبه وجود دارد که هر کدام به طور جداگانه به همراه مشابه به خود آمده است

تشبیه جمع: تشبیهی است که برای یک مشبه چند مشبه به بیاورند. (10)

پری و سرو و خورشیدی ولیکن             قدح گیر و کمربند و قباپوش

(ص910-غ188- ب5)

مشبه: ی (تو)     مشبه به: پری (1) و سرو (2) و خورشید (3)    وجه شبه: زیبایی (1) و اعتدال قامت (2) و درخشانی (3)

تشبیه تسویه: تشبیهی است که برای چند مشبه یک مشبه به آورده شود. (11)

از لباس کفر و ایمان هر دو بیرون آی زود               بردباری همچو ابراهیم ادهم وار زن

(ص 972-غ290-ب5)

مشبه: 1- کفر 2- ایمان       مشبه به: لباس            وجه شبه: پوشانندگی

تشبیه مضمر (نهان): آن است که سخنور براستی در سخن خود تشبیهی آورده باشد اما ساخت تشبیه آشکارا در سخن به کار گرفته نشده باشد. (12)

مرا لبان تو باید شکر چه سود کند                    به جای مهر تو مهر دگر چه سود کند

(ص 861- غ116- ب1)

مشبه: لبان تو                 مشبه به: شکر               وجه شبه: شیرینی و خوشایندی

(علاوه بر تشبیه مضمر، تشبیه تفضیل نیز است)

تشبیه معکوس یا مقلوب: تشبیهی است که نخست مشبهی را به مشبهٌ بهی تشبیه کنند و سپس جای مشبه و مشبه به را عوض کنند. یعنی مشبه در حکم مشبه به و مشبه به را در حکم مشبه بگیرد. (13)

چشمم همه دل گردد چون از تو یاد کنم                 دل چشم کنم یکسره چون روی تو بینم

(ص 944- غ248-ب6)

مشبه : چشم            مشبه به: دل         وجه شبه: بصیرت و آگاهی

مشبه : دل            مشبه به: چشم         وجه شبه: بینش و آگاهی

تشبیه مشروط: تشبیهی است که در آن شباهت بین مشبه و مشبه به در گرو شرطی است که در آن ذکر می کنند. (14)

مهر و ماهی گر بُدندی مهر و ماه            سرو قدّ و لاله رخسار ای پسر

(ص892-غ159-ب 3)

مشبه‌: ی (تو)               مشبه به: مهر- ماه              وجه شبه: زیبایی

تشبیه تلمیحی: تشبیهی است که درک وجه شبه آن در گرو آشنایی با اسطوره و داستان است. (15)

ور نخواهی تا چو فرعون لعین گردی تو خوار         پس چو ابراهیم پیغمبر قدم در نار زن

(ص971-غ289-ب8)

مشبه تو               مشبه به: فرعون لعین                   وجه شبه: خوار و ذلیل

مشبه تو               مشبه به: ابراهیم پیغمبر               وجه شبه: قدم در نار زدن

این بیت به خوار و ذلیل شدن فرعون و افکنده شدن حضرت ابراهیم به درون آتش اشاره دارد

تشبیه تفضیل: در این تشبیه مشبه را به چیزی تشبیه کنند و سپس از گفته خود عدول کرده، مشبه را بر مشبه به ترجیح دهند. (16)

سرو را کی رخ چو ماه بود                ماه را کی لب چو قند بود

(ص867-غ123-ب4)

مشبه: رخ      مشبه به: ماه       وجه شبه: زیبایی

مشبه: لب      مشبه به: قند       وجه شبه: شیرینی

برتری معشوق بر سرو و ماه با استفاده از تشبیه تفضیل مطرح شده

تشبیه مرکب: در این تشبیه هیات متنزع از چند چیز است. با زبان امروز، تابلو و تصویری است ذهنی که چند چیز در به وجود آمدن آن توأمان نقش داشته باشند. (17)

رویش ز لطافت چو برآرد عرق شرم            چون بر ورق لاله بود قطره ژاله

(ص1011- غ 357- ب3)

مشبه: برآمدن عرق شرم بر روی لطیف و زیبای یار       مشبه به: قرار گرفتن قطره ژاله بر ورق لاله

وجه شبه: قرار گرفتن چیزی درخشنده و زیبا و کوچک در میان شئ سرخ رنگ و لطیف

 تشبیه در تشبیه: گاهی مشبه با مشبه به خود اضافه تشبیهی یا استعاره است. (18)

شربت وصل تو ماند نوبهار تازه را                        ضربت هجر تو ماند ذوالفقار تیز را

(ص794-غ7- ب6)

مشبه: شربت وصل       مشبه به: نوبهار تازه       وجه شبه: تازگی و خرمی    ادات تشبیه: ماند

شربت وصل اضافه تشبیهی است

مشبه: ضربت هجر        مشبه به: ذوالفقار تیز       ادات تشبیه: ماند     وجه شبه: برندگی و نابودی

ضربت هجر اضافه تشبیهی است

تشبیه خیالی: تشبیهی است که مشبه به آن امری غیر موجود و غیر واقعی است که مرکب از حداقل دو جزء است. اما تک تک اجزای آن حسی و موجودند. (19)

مرا که فتنه و پروانه بلا کردند          هزار مشعله شمع با دلم انباز

(ص 899- غ 172- ب 3)

مشبه: مرا (من) (مفرد حسی)       مشبه به: فتنه (1) پروانه بلا (2)       وجه شبه: شورانگیزی (1) گرداگرد بلا و عذاب گشتن (2)

پروانه و بلا به تنهایی حسی و موجودند ولی ترکیب پروانه بلا امری غیر موجود و غیر واقعی است

تشبیه وهمی: تشبیهی است که مشبه به غیر موجود آن مرکب از دو جزء است. یکی از اجزاء آن وجود خارجی ندارد در اشعار سنایی چنین تشبیهی به کار نرفته است. (20)

حسی بودن طرفین تشبیه: (مشبه و مشبه به): مراد از حسی اموری است که با یکی از حواس پنجگانه چشایی، بینایی، بساوایی، شنوایی و بویایی قابل درک باشد. (21)

خاک پایت برم چو سرمه به کار          گرچه دادی به خرمن من

(ص 975- غ 296- ب 7)

مشبه: خاک پای [تو] (مقید حسی)  مشبه به: سرمه (مفرد حسی)  وجه شبه: نرمی و سیاهی  ادات تشبیه: چو

عقلی بودن (مشبه و مشبه به): مراد از عقلی در اصطلاح علم بیان هر چیزی که با یکی از حواس حسی درک نشود. (22)

ای رخ تو بهار و گلشن من          همچو جان است عشق در تن من

(ص975- غ296- ب1)

مشبه: عشق (مفرد عقلی)    مشبه به: جان (مفرد عقلی)      وجه شبه: روح بخشی       ادات تشبیه: همچو

مشبه عقلی، مشبه به حسی:

که گر گرداب عشق تو ز رغم آتش حسرت             چو حلقه چشم شد غرقه به زیر دام جان ای جان

(ص963- غ279- ب2)

مشبه: حسرت- عشق تو (عقلی)     مشبه به: آتش- گرداب (حسی)     وجه شبه: سوزان بودن و سرگشتگی و حیرانی

مشبه حسی، مشبه به عقلی:

به چهره اصل ایمانی به زلفین مایه کفری               زجور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم

(ص925- غ216- ب4)

مشبه: چهره (مفرد حسی)    مشبه به: اصل ایمان (مقید عقلی)    وجه شبه: نورانی و روشنی

مشبه: زلفین (مفرد حسی)    مشبه به: مایه کفر (مقید عقلی)    وجه شبه: تیرگی و سیاهی

مفرد بودن مشبه یا مشبه به: تصور و تصویر یک هیات و یک چیز است. (23)

مردمان دوستی چنین نکنند              هر زمان اسب هجر زین نکنند

(ص865- غ120- ب1)

 مشبه: هجر (مفرد عقلی)             مشبه به: اسب (مفرد حسی)

مقید بودن مشبه یا مشبه به: تصویر و تصور مفردی است که مقید به قید باشد مقصود از قید صفت یا مضاف الیه یا قید حالت می باشد. (23)

ماه شب گمرهان، عارض زیبایی تست          سرو دل عاشقان، قامت رعنای تست

(ص810- غ34- ب1)

مشبه: عارض زیبای تو (مقید)     مشبه به: ماه شب گمرهان (مقید)     وجه شبه: روشنی و زیبایی

مشبه: قامت رعنای تو (مقید)       مشبه به: سرو دل عاشقان (مقید)     وجه شبه: اعتدال

وجه شبه تحقیقی: مراد از وجه شبه تحقیقی آن است که مایه ها و زمینه شباهت موردنظر تا حدودی حقیقتاً در دو طرف تشبیه وجود داشته باشد. (24)

همچو خورشید و ماه درتابد       حسن تو روز و شب ز روزن من

(ص975- غ296- ب3)

 مشبه: حسن تو          مشبه به: خورشید- ماه          وجه شبه: روشنایی و تابیدن و زیبایی

(وجه شبه در ارتباط با مشبه و مشبه به تحقیقی است)

وجه شبه تخییلی: آن است که مورد شباهت در طرفین یا در یکی از آن ها خیالی و ادعایی باشد. یعنی اصلاً در عالم واقع چنان چیزی حقیقت نداشته باشد. (25)

مرغزار وصال یافته ایم           چون سنایی درو گرازانیم

(ص958- غ271- ب6)

مشبه: وصال       مشبه به: مرغزار      وجه شبه: سرسبزی و طراوت (تخییلی- تحقیقی)

خرمی و سرسبزی برای مرغزار (مشبه به) تحقیقی و برای وصال (مشبه) تخییلی است

وجه شبه دوگانه یا صنعت استخدام: گاهی وجه شبه در ارتباط با مشبه یک معنی و در ارتباط با مشبه به معنی دیگری دارد و یک بار حسی و بار دیگر عقلی است. در این صورت کلام بسیار زیبا و هنری خواهد بود. (26)

کار ما کرده است درهم چون زره               جوشن مشکین پر جوش شما

(ص800- غ16- ب6)

مشبه: کار ما        مشبه به: زره           وجه شبه: درهم کردن           ادات تشبیه: چون

وجه شبه: درهم کردن در ارتباط با مشبه (کار ما) مفهوم عقلی و در ارتباط با (زره) مفهومی حسی دارد

فصل دوم:

بخش اول: انواع تشبیه از نظر ذکر و عدم ذکر وجه شبه و ادات تشبیه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پایان نامه بررسی آلات رزم و بزم در اسکندر نامه ی نظامی گنجوی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پایان نامه بررسی آلات رزم و بزم در اسکندر نامه ی نظامی گنجوی در word دارای 225 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پایان نامه بررسی آلات رزم و بزم در اسکندر نامه ی نظامی گنجوی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه بررسی آلات رزم و بزم در اسکندر نامه ی نظامی گنجوی در word

چکیده        
فصل اول
کلیات پژوهش       
1ـ1 مقدمه          
1ـ2طرح مسئله    
1ـ3 .ضرورت و اهمیت موضوع        
1ـ4پیشینه ی پژوهش     .   
1ـ5اهداف        
1ـ6سئوالات    .    
1ـ. 7 .فرضیه    .  
1ـ8 روش تحقیق 
فصل دوم
حکیم نظامی و اسکندر نامه در یک نگاه

2ـ1  مروری بر زندگی نامه ، زبان و سبک شعری نظامی  
2ـ2  مروری بر اسکندر نامه        
2ـ2ـ1 اسکندر نامه 
2ـ2ـ2 محتوای شرفنامه ی خسروان   . 
2ـ2ـ3اقبال نامه     .     
32نظر اجمالی نگارنده در مورد اسکندر نامه     .      
فصل سوم
خاستگاه شعر و موسیقی و شعر .  
3ـ1 . چگونگی پیدایش موسیقی     
3ـ2 . خاستگاه شعر و موسیقی .    
3ـ2ـ1موسیقی و شعر       .      
3ـ2ـ2پیوند موسیقی و ادبیات  .    
فصل چهارم
پیشینه ی موسیقی 
4ـ1 تاریخچه ی موسیقی       .      
4ـ2 نگاهی مختصر بر موسیقی ایران     
4ـ3 موسیقی در زمان ساسانیان 
4ـ4 موسیقی پس از ساسانیان تا زمان عباسیان 
4ـ5موسیقی در زمان عباسیان      
فصل پنجم
موسیقی رزمی .    
5ـ1 موسیقی رزمی          
5ـ1ـ1موسیقی نظامی قبل از اسلام .    
5ـ1ـ2 موسیقی نظامی بعد از اسلام     
فصل ششم
موسیقی بزمی و پیدایش سازها       
6ـ1 پیدایش سازها        
6ـ2 موسیقی بزم
6ـ3 خنیاگری و موسیقی ایرانی   
فصل هفتم
جنگ و اسلحه   .  
7ـ1 . تاریخچه جنگ و اسلحه    .  
7ـ1ـ1 جنگ و اسلحه در دوری دیرینه سنگی   
7ـ1ـ2 سپاه و اسلحه دردوره آشوریان      .   
7ـ1ـ3 سپاه و اسلحه دردوره پارسیان         
7ـ1ـ4 سپاه و اسلحه دردوره ساسانیان 
7ـ2 ابزارهای رزمی در آثار فارسی   
7ـ2ـ1 جنگ و ابزار ایرانیان در تاریخ طبری   
7ـ2ـ2 اوستا و شاهنامه زرّاد خانه های پر ارج  . 
7ـ2ـ3 ابزار های جنگی در اشعار فارسی
فصل هشتم
سازشناسی اسکندر نامه
8ـ1سازهای بادی   . 
8ـ1ـ1سازهای رزمی بادی   
8ـ1ـ1ـ1 بوق
8ـ1ـ1ـ2 شیپور    
8ـ1ـ1ـ3 کرنای     
8ـ1ـ1ـ4 گاو دم    
8ـ1ـ1ـ5 نای رزم  
8ـ1ـ2 ساز های بزمی بادی    
8ـ1ـ2ـ1 ار غنون
8ـ1ـ2ـ2 شبابه     
8ـ1ـ2ـ3 نای بزم 
8ـ2ـ1 ساز های رزمی کوبه ای (ضربی)       
8ـ2ـ1ـ1 آیینه پیل   
8ـ2ـ1ـ2 تاس ـ کاس ـ کاسه      . 
8ـ2ـ1ـ3 تبیر (تبیره). 
8ـ2ـ1ـ4 جرس ( ساز پاس) 
8ـ2ـ1ـ5 جلاجل    
8ـ2ـ1ـ6 خرمهره    
8ـ2ـ1ـ7 خمّک  (تنبک)    
8ـ2ـ1ـ8 درای
8ـ2ـ1ـ9 دف
8ـ2ـ1ـ10 دهل    
8ـ2ـ1ـ11 رویینه خم      
8ـ2ـ1ـ12 زنگ           
8ـ2ـ1ـ13 طبل      
8ـ2ـ1ـ14 کوس    
8ـ3ـ1 سازهای سیمی (زهی) 
8ـ3ـ1ـ1 بربط      
8ـ3ـ1ـ2 چنگ.    
8ـ3ـ1ـ3 رباب   
8ـ3ـ1ـ4 رود       105  1078ـ3ـ1ـ5 شهرود
ابزار و اسباب رزم         
9ـ1 . جنگ افزار ها     .  
9ـ1ـ1 جنگ افزار های دفاعی و حفاظتی   .  
9ـ1ـ1ـ1 برگستوان        
9ـ1ـ1ـ2 ترس  
9ـ1ـ1ـ3ترک      
9ـ1ـ1ـ4 تنوره    
9ـ1ـ1ـ5 جوشن. 
9ـ1ـ1ـ6 خفتان.  
9ـ1ـ1ـ7خود     
9ـ1ـ1ـ8 درع     
9ـ1ـ1ـ9 زره     
9ـ1ـ1ـ10 سپر  
9ـ1ـ1ـ11 درق  
9ـ2ـ1 .سلاحها   . 
9ـ2ـ1ـ1بلارگ    
9ـ2ـ1ـ2بید برگ 
9ـ2ـ1ـ3بیلک   . 
9ـ2ـ1ـ4تیر     
9ـ2ـ1ـ5تیغ      
9ـ2ـ1ـ6حربه.  
9ـ2ـ1ـ7 خشت 
9ـ2ـ1ـ9 خنجر 
9ـ2ـ1ـ10 دشنه. 
9ـ2ـ1ـ11 دور باش      
9ـ2ـ1ـ12 دهره 
9ـ2ـ1ـ13 زنبوره      
9ـ2ـ1ـ14 زوبین      . 
9ـ2ـ1ـ15 سنان   
9ـ2ـ1ـ16 شانه 
9ـ2ـ1ـ17 شمشیر     .  
9ـ2ـ1ـ18 قاروره       
9ـ2ـ1ـ19 کمان.  
9ـ2ـ1ـ20 کمند.  
9ـ2ـ1ـ21 کوپال      .  
9ـ2ـ1ـ22 گرز    
9ـ2ـ1ـ23 لخت     .   
9ـ2ـ1ـ24 منجنیق     .  
9ـ2ـ1ـ25 ناچخ        
9ـ2ـ1ـ26 نیزه  
9ـ2ـ1ـ27 یکزخم
فصل دهم
اسباب و مقدّمات  بزم  . 
10ـ1 ظروف . 
10ـ1ـ1جام   
10ـ1ـ2ساغر
10ـ1ـ3صراحی      
10ـ1ـ4قدح    
10ـ2 شربیات بزم  
10ـ2ـ1باده
10ـ2ـ2شراب    
10ـ2ـ3می
فصل یاز دهم
آلات رزم و بزم اسکندر نامه و آرایه های ادبی       
نتیجه گیری
منابع و مآخذ   

بخشی از منابع و مراجع پروژه پایان نامه بررسی آلات رزم و بزم در اسکندر نامه ی نظامی گنجوی در word

1-اسدی ،ا .  1354 ،گرشاسب نامه ،به کوشش حبیب یغمایی ، تهران ،چاپ افست مروی ، چاپ دوم

2- بلعمی، ا .1380، تاریخ نامه طبری ،تهران ، انتشارات سروش(انتشارات صدا و سیما ) ،نوبت چاپ؟

3-  بیهقی ،ا. 1350، تاریخ بیهقی ، مشهد، انتشارات دانشگاه مشهد ، نوبت چاپ؟

4- پلودن ، ل . 1352، جنگ اسلحه ،ترجمه محمد نژاد ،تهران انتشارات پدیده ،نوبت چاپ؟

5- پورداوود ،ا . 1382، زین ابزار ، تهران، انتشارات اساطیر ،چاپ اوّل

6- پورمندان،م.1379، دایره المعارف موسیقی کهن ایران،تهران انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی،چاپ اوّل

7- تجبّر،ن. 1388، بررسی موسیقی رزمی و بزمی شاهنامه،تهران ،مؤسسه‌ی انتشارات آگاه ،چاپ اوّل

8- ثروتیان ، ب. 1380، هنر و اندیشه‌ی نظامی گنجه‌ای ،زیر نظر علیرضا مختار پور ، تهران ،انتشارات همشهری ،چاپ اوّل

9- حافظ ،ش . 1374، دیوان حافظ ،انتشارات پیری ، چاپ اوّل

10- خجندی،ک. 1374، دیوان شیخ کمال ، به اهتمام ایرج گل سرخی ، تهران،انتشارات سروش،چاپ اوّل

11- خلف تبریزی، م. 1380، فرهنگ فارسی برهان قاطع ، تهران ،انتشارات نیما ،چاپ اوّل

12- درویشی ، م. 1380، دایره المعارف سازهای ایران ، تهران ، انتشارات ماهور ،چاپ اوّل

13- دورانت ،و . 1378، تاریخ تمدّن ،ج اوّل و دوم،احمد آرام ، تهران ، انتشارات علمی فرهنگی ، نوبت چاپ؟

14- دهخدا ، ع. 1385، فرهنگ دهخدا ، دانشگاه تهران ،موسسه‌ی انتشارات لغت نامه‌ی دهخدا

15-راهگانی ، ر. 1377، تاریخ موسیقی ایران ، تهران ،انتشارات پیشرو ،چاپ اوّل

16-رودکی سمرقندی،ا. 1368،کلیّات دیوان رودکی،زیر نظر براگنیسکی،انتشارات فخررازی،نوبت چاپ سوم

17- زاکانی ،ع . 1379،کلیّات عبید زاکانی ، به تصحیح پرویز اتا بکی،تهران ،انتشارات زوّار،چاپ اوّل

18- زند باف ، ح. 1380، جامعه‌ی شناسی هنر موسیقی ، تهران ، گنجینه‌ی فرهنگ ، چاپ اوّل

19- سپنتا ، س . 1377،  سر گذشت موسیقی ایران ،جلد سوم ، روح الله خالقی ، تهران ،انتشارات ماهور ، چاپ اوّل

20- سعد سلمان ، م. 1348،  برگزیده‌ی اشعارمسعود  سعد سلمان ، به کوشش اسماعیل حاکمی ،تهران ، انشتارات امیر کبیر ،چاپ ا وّل

21- سعدی ،م. 1370، بوستان سعدی، با مقدمه‌ی عبّاس اقبال ،تهران ،انتشارات اقبال ، چاپ سوم

22- سعدی ،م. 1370،کلیّات سعدی ، انتشارات اقبال ،نوبت چاپ سوم

23- شمس ،ب. 1383 ،موسیقی در عهد باستان، تهران، موسسه‌ی تحقیقاتی و انتشاراتی نور،چاپ اوّل

24- صفا ، ذ. 1371، تاریخ ادبیّات در ایران ،تهران ، انتشارات فردوس چاپ 11

25- صفی زاده ، ص. 1377،  تاریخ موسیقی کردی ، تهران ، انتشارات بهنام  ،چاپ اوّل

26 ـ طهماسبی ، ط. 1380، موسیقی در ادبیات ،تهران ، انتشارات رهام ، چاپ اوّل

27- فردوسی،ا.1380، شاهنامه بر پایه‌ی چاپ مسکو ، جلد اوّل، مهری بهفر، انتشارات هیرمند ، چاپ اوّل

28- فردوسی ،ا . 1375، شاهنامه‌ی فردوسی به کوشش سعید حمیدیان ، انتشارات قطره ، چاپ سوم

29- فرهت، ه،1380،دستگاه در موسیقی ایرانی،ترجمه‌ی مهدی پورمحمّد،تهران،انتشارات پارت،چاپ اوّل

30- کاتب ارّجانی ، ف. 1388، سمک عیّار ، به بازآفرینی سودابه مبشّر،انتشارات راستی نو،چاپ اوّل

31- کریستن سن ،آ. 1378، ایران درزمان ساسانیان ،رشید یاسمی ،انتشارات صدای معاصر،چاپ اوّل

32- کیمین ، ر. 1377 ، درک و دریافت موسیقی ، ترجمه‌ی حسین یاسینی ،تهران ، انتشارات نشر سرچشمه ،چاپ اوّل

33- مشحون ، ح. 1380،تاریخ موسیقی ایران ،تهران ،انتشارات نشر نو ، چاپ اوّل

34- معلوف ، ل. 1379، المنجد ، تهران ،انتشارت اسلام ،چاپ اوّل

35- معین ،م . 1375، فرهنگ فارسی معین ،تهران ، موسسه‌ی انتشاراتی امیر کبیر ، چاپ نهم و دهم

36- ملّاح ، ح. 1354 ،تاریخ موسیقی نظامی ایران ، تهران ، مجلّه هنر و مردم ،چاپ اوّل

37- ملّاح ، ح . 1350،حافظ و موسیقی ، تهران ، انتشارات وزارت فرهنگ وهنر ،چاپ ؟

38- منوچهری ، 1374، تصویرها و شادی‌ها ( گزیده‌ی اشعار منوچهری )، به کوشش سید محمّد دبیر سیاقی ، انتشارات سخن ، چاپ دوم

39-نظامی ،ا . 1368شرفنامه  ،به تصحیح بهروز ثروتیان ، تهران ، انتشارات توس ،چاپ اوّل

40- نظامی ،ا. 1389، تصحیح بهروز ثروتیان ، تهران ، انتشارات امیر کبیر ، چاپ دوم

41- نظامی ،ا . 1386،اقبالنامه به تصحیح حسن دستگردی ،تهران ، انتشارات زوّار ،چاپ اوّل

42- نظامی ،ا. 1388،شرفنامه به تصحیح حسن دستگردی ،انتشارات زوّار ،چاپ دوم

43- نظامی ،ا. 1380، شرفنامه ،به تصحیح برات زنجانی ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ،چاپ اوّل

44- نظامی ،ا . 1381، اقبالنامه ،به تصحیح برات زنجانی ،تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ اوّل

45- نفری ، ب. 1382، اطّلاعات جامع موسیقی ،تهران ، انتشارات مارلیک ،چاپ ششم

46- همایی،ج. 1374، معانی و بیان، به کوشش ماهدخت بانوهمایی،تهران ،موسسه‌ی نشر هما، چاپ سوم

47- همایی ،ج :1363:فنون بلاغت و صناعات ادبی ،ج دوم ،تهران ،انتشارات توس،چاپ دوم

48- هوشمند ویژه ،م. 1380،دریچه‌ای به جهان شگفت انگیز موسیقی ، تهران ،انتشارات بهجت،چاپ اوّل

49- یزدانی ،ز. 1380،نظامی (مشاهیر ایرانی )تهران ، انتشارت تیرگان ،چاپ اوّل

50- یزدی،ع. 1381، سندباد نامه‌ی منظوم ،به تصحیح محمّد جعفرمحجوب ،انتشارات توس،چاپ اوّل

2ـ1  مروری بر زندگی نامه ، زبان و سبک شعری نظامی

      «حکیم جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجه یی از استادان بزرگ و ازارکان شعر فارسی است . نام و نسب او را در کتب مآخذ  قدیم  مشوّش نوشته‌اند .عـوفی او را « الحکیم ـنظامی الگنجه » نوشته و شرحی دیگر از اسم و نسب او نداده‌اند .او خود نام و نسـب خویش را در بعضی از ابیات آورده و بنابرآن اشارات نام  او الیاس و اسم پدرش یوسف بن زکی بـن مؤید بوده است و امّا کنیه ابومحمد را تذکره نویسان برای او نوشته‌اند

     مولد شاعر را همه تذکره نویسان گنجه دانسته‌اند و او خود نیز در اشعار خویش نسبت خود را به گنجه تصریح کرده است ولی بعضی از تذکره نویسان اصل او را از قهستان قم دانسته‌اند

       بهرحال نظامی از گنجه بیرون نرفته و همه‌ی عمر را دراین شهر گذرانده است،مگر سفرکوتـاهی که به دعوت قزل ارسلان با نهایت اعزاز و اکرام پذیرفته شد.تاریخ ولادت او معلوم نیسـت لیکن با دقّت دربعضی  بعضی از اشعار او می‌توان آن را درحدود 530یا اندکی بعد از آن دانست.تاریخ وفات نظامی هم به صورت‌های گوناگون ذکر شده است .با تحقیقی که در به اره ی سـال ختم اقبال نامه وتقدیم آن رادرآخرین بار به ملک القاهرعزّالدین ابوالفتح مسعود بن نور الدین صاحب موصل(607- 615) در کتاب حماسه سرایی در ایران کرده‌ایم تاریخ  619 را برای سال فوت نظامی صحیح‌تر دانسته‌ایم لیکن در اینجا با ولادت نظامی حدود سال  530 و قبول 84 سال عمر برای او باید سال 614 را انتخاب کرد

      نظامی از شاعرانی است که بی شک باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان  مسلّم این زبان دانست و وی از آن سخن گویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد یا تکمیل سبک وروش خاصی توفیق یابد . اگر چه داستان سرایی در زبان فارسی  بو سیله ی نظامی شروع نشده ، چنانکه دیده‌ایم  از آغاز ادب فارسی سابقه داشته است  ، لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانست این نوع  از  شعر یعنی شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند نظامی است . وی درانتخاب الفاظ و کلمات مناسب ،  ایجادتر کیبات خاص تازه و ابداعی ، اختراع معانی و مضامین نو و دلپسنـد در هر مورد ، تصویر جزئیات و نیروی تخیّل،دقت در وصف و ایجاد مناظر و ریزه کاری در توصیف طبیعت و اشخاص واحوال و بکاربردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است

     عیبی که بر سخن او می‌گیرند آن  است که به خاطر یافتن معانی و مضامین جدید گاه چنان  در اوهام و  خیالات  غرق شده و یا برای ابداع ترکیبات جدید گاه چندان با کلمات بازی کرده است که خواننده‌ی آثار  او باید به زحمت و بااشکال بعضی از ابیات وی را که اتفاقاً عده‌ی آن‌ها کم نیست ، درک کند . ضمناً بنابر عادت اهل زمان از آوردن  اصطلاحات علمی  و لغات و ترکیبات  عربی وافر و بسیاری از افکار فلاسفه و اصول و مبانی فلسفه و علوم به هیچ روی  کوتاهی نکرده  و به همین سبب آثار او حکم دایره  المعارفی از علوم و اطلاعات مختلف وی گرفته ودر بعضی از موارد  چنان دشوار شده است که با شرح و توضیح قابل فهم نیست . لیکن حق در آن است که بگوییم این شاعر سلیم الفطره ی دقیق النّظر در عین مبالغه در استفاده از اطلاعات ادبی و علمی خود یا افراط در تخیّل و مبالغه  در ایجادتر کیبات نو ملاحتی در سخن و لطافتی در بیان علوی در معنی دارد که این نقص و نقایصی از آن قبیل را به کلی  از نظر خواننده پنهان می‌سازد

 (صفا ،1371،ج دوم  :تلخیص 809- 798)

2ـ2  مروری بر اسکندر نامه

2ـ2ـ1 اسکندر نامه

      « پنجمین مثنوی از پنج گنج نظامی اسکندرنامه است . این کتاب مجمو عاً در10500بیت و شامل دو قسمت است که نظامی قسمت نخستین را  « شرفنامه » و دومین  را « اقبال نامه »نامیده است.کتاب شرفنامه را  نظامی به نام نصره الدین ابوبکربن محمّد جهان پهلوان از اتابکان آذر بایجان در آورده و بدو تقدیم کرده است .در بعضی از نسخ اسکندرنامه، قسمت اقبال نامه مصدّر[1] است بنام الملک القاهرعزّالدین ابوالفتح مسعود پسر نور الدین ارسلان و بلا فاصله بعد از این ابیات نام یکی دیگر از امرا یعنی نصره الدین ابوبکر بیشکین برادرزاده‌ی قزل ارسلان  که بعد از وفات او در سال 587 جای عمّ را در آذربایجان گرفته بود

      از این اسامی سه گانه چنین مستفاد می‌شود که اسکندر نامه دو سه بار  به نام دوسه تن از امرا درآمده و این اسامی و ابیات درنسخ بعدی به هم مخلوط شده و مایه‌ی اشتباه اسامی  به یک دیگر گردیده است ودرپایان اقبال نامه ابیاتی هست که دلالت بر اهداء آن به عزّالدین مسعود می‌کند. (صفا، ج دوم،804:1371)

      چو نام شهش فـال مسعود باد   و زین داستان شـاه محمود بـاد  »

(اق،3658/130)

«اسکندر نامه دربحر متقارب مثمّن ازاصل « فعولن» هشت بار سروده شده است که دردو وزن تقطیع می‌شود

الف) بحر متقارب مثمن مقصور،بر وزن « فعولن فعو لن فعولن فعول »

خدایــا جهان پادشاهی تو راست               ز ما خدمت آید خدایی تو راست

(شر،1/1)

ب) بحر متقارب مثمن محذوف ،بر وزن « فعولن فعو لن فعولن فعل »

پنـــاه  بلنــدی  و پســتی تـویی             همــه نیستند هرچــه هستی تویی

(اق،1/1)

             (ثروتیان ،1388 : 82)

2ـ2ـ2 محتوای شرفنامه ی خسروان

        «موضوع شرفنامه  تاریخ جنگ‌های افسانه‌ای اسکندر مقـدونی است و می‌توان گفت یک مـثنوی خردمندانه و ضد حماسی است . یعنی اگر حماسه را داستان‌های رزمی و پهلوا نی برای حفظ و حراست  از مرزها و آیین‌ها و دین و حکو مت یک ملّت  بدانیم در شرفنامه شاعر رمزگوی گنجه درست در جهت  عکس آن به جهان برادری و جهان برابری می‌اندیشد و اسکندر را به عنوان رهایی بخش ملت‌ها از چنگ حکومت‌های خود کامه می‌ستاید و او را با شخصیت ذوالقرنین در قرآن یکی دانسته بسیاری تفاسیر قرآنی را در سفرهای اسکندر بی هیچ تغییری توضیح می‌دهد

         هدف اصلی نظامی از سرودن این مثنوی خردمندانه، در نظر اوّل شرح و گزارش افسانه‌ای تاریخ اسکندر  مقدونی است و در نگاه  دیگر شاعر رمزگو بهانه‌ای ساخته است  تا شرفنامه را در برابر شاهنامه قرار بدهد و بجای کشوری محدود و معیّن از همه‌ی جهان و مردم زنده‌ی جهان سخن بگوید و این نظرشاعر گنجه است که با سخـنی پـوشیـده به فـردوسی حماسه سرای جهان آوازه‌ی ایران زمین می‌گوید

به نام شاهان سکّه مزن که می‌شکنی

  چو بر سکه‌ی شاه زر مــی‌زنی                  چنان زن که گر بشکند نشکنی

 جهودی مسی را زر اندود کـرد                  جهان غارتیدن بدان سود کــرد

(شر،1-480/38)

   نظامی خود بسیاری از طرح‌ها و  موضوعات داستانی را از استاد توس گرفته و لیکن  ظاهراً فرصت دقّت نظر و تأمّل در جنبه‌های ملّی و میهنی  شاهنامه را نداشتـه و به عظمـت این اثر گران قدر جاودانه پی نبرده است  که وصف شاهان  منظور نظر حکیم فردوسی نبـوده است بلکه او در صدد ضبط شناسنامه‌ی تاریخی ملّتی بوده است ،درهرحال نظامی دویست سال پس از فردوسی به جهان اسلام وبرابری اسلامی می‌اندیشد  و امّا از نظر هر پژوهش گری هر دو حکیم و شاعر، در زنده نگه داشتن فرهنگ و زبان ملّتی بزرگ سهمی بیش از حدّ  تصوّر  داشته‌اند و قدری گران دارند

ز یک چشمه رویا شده دانه‌شـان                    دو چشمه شده آسیـا خانه‌شان

( شر،6770/235)

        نظامی در شرفنامه  می‌کوشد تا جغرافیای تاریخی جهان را در قرن سوم  پیـش از میلاد با فرهنگ‌های گوناگون آن اعصار واسطوره های باستانی  به نظم بیاورد .طبیعی است که تاریخ و فرهنگ ایران زمین تا قرن ششم هجری نیز درحد آگاهی‌های شاعر حکیـم در ایـن اثر بدیع  و راز ناک راه می‌یابد و ماندگار می‌گردد

      نظامی در پیگیری هدف‌های خویش عجایب و غرایب جهان را آن چنان که شنیده و خوانده درجای ـ جای کتاب شرف نامه بازگو کرده است و در این سیر و سفر به بهانه‌ی جنگ‌های اسکندر این جهانگیر را به آبادانی‌های جهان می‌برد  لیکن در اقبال نامه ، اسکندر را به دشت و کوه هدایت کرده او را با صفت –  پیامبری معرفی می‌کند.» (صفا، ج دوم،:1371/4-173)

2ـ2ـ3اقبال نامه

1-       مصدّر: مقدم داشته شدن، در صدر قراردادن کسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تحلیل عناصر داستانی در داستان های قرآن کریم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تحلیل عناصر داستانی در داستان های قرآن کریم در word دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تحلیل عناصر داستانی در داستان های قرآن کریم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تحلیل عناصر داستانی در داستان های قرآن کریم در word

چکیده  
1مقدمه  
2سؤالات تحقیق  
3فرضیه‏ های تحقیق  
4اهداف تحقیق  
5روش تحقیق  
6پیشسینه تحقیق  
7تعریف داستان هنری  
8مفهوم و اصطلاح قصه در قرآن  
9رئالیسم یا سبک واقعگرایی در داستانهای قرآن  
10عناصر داستانی در خدمت پیام و هدف تربیتی  
11عنصر طرح یا پی‏رنگ در داستانهای قرآن‏  
12شخصیت و شخصیت‏ پردازی در داستانهای قرآن  
13عنصر حادثه یا کشمکش در داستانهای قرآن  
14عنصر گفت‏وگو در داستانهای قرآن  
15نتیجه  
16منابع  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله تحلیل عناصر داستانی در داستان های قرآن کریم در word

[1]بستانی، محمود، اسلام و هنر، ترجمه(حسین صابری)، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1371، ص 76 و 158

[2]—-، در اسات فنیه فی قصص القرآن، بیروت، دارالبلاغه، 1989، ص 197-194

[3]بهشتی، الهه، عوامل داستان، تهران، انتشارات برگ، 1375، ص 66

[4]تیمور، محمود، در اسات فی القصه و المسرح، قاهره، المطبعه النموذجیه، بی‏تا، ص 99

[5]جعفری، حسینعلی، بررسی هنری بهترین قصه قرآن، تهران، حوزه هنری، 1376، ص 48

[6]الخطیب، عبدالکریم، القصص القرآنی فی مفهومه و منطوقه، بیروت، دارالمعرفه، بی‏تا، ص 396 و ص 48

[7]خلف الله، محمود احمد، الفن القصصی فی الکتاب، قاهره، مکتبه النهضه المصریه، 1951، ص 328

[8]زمخشری، جارالله، الکشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‏تا، ج 3، ص 391

[9]ستاری، جلال، درد عشق زلیخا، تهران، انتشارات توس، 1373، ص 172-171

[10]شیخ امین، بکری، التعبیر الفنی فی القرآن الکریم، بیروت، دارالعلم للملایین، 1994، ص 227

[11]عبدربه، السید عبدالحافظ، بحوث فی قصص القرآن، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، 1971، ص 51

[12]عتر، نورالدین، القرآن الکریم و الدراسات الادبیه، دمشق، منشورات جامعه دمشق، 1415، ص 221

[13]فروخ، عمر، المنهاج فی الادب العربی، بیروت، دارالعلم للملایین، 1969، ج 2، ص 197

[14]قطب، سید، التصویر الفنی فی القرآن، بیروت، دارالشروق، بی‏تا، ص 117

[15]—-فی ضلال القرآن، بیروت، دارالشروق، بی‏تا، ج 4، ص 1962

[16]ملبوبی، محمد تقی، تحلیلی نو از قصص قرآن، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1376، ص 122

[17]میر صادقی، جمال، ادبیات داستانی، تهران، انتشارات علمی، 1376، ص 259

[18]—-، عناصر داستانی، تهران، انتشارات شفا، 1367، ص 161

[19]ناجی، مشرح محمد، الافاق الفنیه فی القصّه القرآنیه، المدینه المنوره، دارالمجتمع النشر و التوزیع، 1992، ص 79

[20]نجم، محمد یوسف، فی القصه، بیروت، دارالثقافه، 1976، ص 63

چکیده

داستانهای قرآن از دیر باز از جنبه‏های مختلف تاریخی، محتوایی، تربیتی و غیره بررسی شده‏اند، اما به جنبه‏های هنری، مسائل مربوط به شیوه‏های داستان پردازی و تحلیل عناصر داستانی آنها خیلی کمتر توجه گریده است.داستان به عنوان یک شکل ادبی و هنری دارای ساختار هندسی خاصی است که آن را از دیگر اشکال ادبی مانند قصیده، خطبه، مقاله و غیره متمایز می‏سازد.داستانهای قرآن در ردیف داستانهای واقعی تارخی قرار دارند، اما با داستانهای واقعی تاریخی که معمولاً آثار خیال و مبالغه در آنها مشاهده می‏شود فرق دارد.چرا که به تصریح خود قرآن، هم حوادث و سرگذشتهای داستانهای قرآن«بالحق»هستند و هم گزارش و نقل آنها که از طرف خداوند صورت گرفته«بالحق» است.این گونه سرگذشتهای واقعی و حقیقی را خداوند«قصص»می‏نامد، یعنی به نحوی بیان، نقل و ارائه شده‏اند که خواننده آنها را پیگیری می‏کند.این امر همان شیوه داستان پردازی قرآن است.در ساختار اغلب داستانهای قرآن عناصر داستانی شناخته شده در ادبیات نوین داستانی، تا حدودی قابل تحلیل و ارزیابی است.معمولاً یک داستان هنری از این عناصر تشکیل شده است:طرح و پی‏رنگ، شخصیت و شخصیت‏پردازی، کشمکش، گفت‏وگو، صحنه و صحنه‏پردازی(زمان و مکان)، زاویه دید یا زاویه روایت و درونمایه یا اندیشه

همواره باید این نکته را در نظر داشت که قرآن قبل از هر چیز کتاب هدایت و تربیت است و لذا داستانهای آن نیز در خدمت اهداف دینی و تربیتی‏اند.در این پژوهش فقط به تحلیل و بررسی چهار عنصر طرح و پی‏رنگ، کشمکش، شخصیت، شخصیت‏پردازی، و گفت‏وگو از عناصر داستانی در قرآن خواهیم پرداخت؛چرا که تحلیل همه این عناصر به مجال وسیعی نیاز دارد

1مقدمه

قرآن کریم حوادث و سرگذشتهای واقعی را که بدان پرداخته، «قصص»نامیده است.«قصص»که به‏ معنای قصه است، در اصطلاح به سخنی گفته می‏شود که در قالب هنری چنان بیان و طرح شود که مخاطب آن را پیگیری کند.این معنا و مفهوم که با ریشه و ماده«قصّ»سازگار است، درباره داستانهای واقعی تاریخی قرآن صادق است، چرا که قرآن، حوادث و سرگذشتهای فرو رفته در اعماق تاریخ را با شیوه واسلوبهای بیانی، تکنیکهای داستانی و تصویر گریهای نمایشی و حسی خود، دوباره احیا و زنده کرده است، به طوی که مخاطب همانند یک بیننده، به نظاره حوادث و صحنه‏های داستان می‏نشیند و به پیگیری آنها می‏پردازد

در ادبیات داستانی امروز، داستان متشکل از عناصری مانند طرح و پی‏رنگ، حادثه، شخصیت، گفت‏وگو، روایت، صحنه، زاویه دید، و درونمایه است.این عناصر که هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا مقوّم یک داستان هستند و داستان بر پایه آنها استوار است، در داستنهای واقعی قرآن-با اختلاف در کمیت، کییّت و نحوه کاربرد-قابل تشخیص، تحلیل و ارزیابی است.در این مقاله از ابتدا مطالعاتی درباره داستان و ادبیات داستانی و نقد آن انجام گرفته است.سپس داستانهای قرآن از این منظر بررسی و تحلیل شده‏اند.سرانجام این نتیجه حاصل شد که قرآن کریم کتاب هدایت است، اما محتوای هدایتی و تربیتی قرآن با زبان هنر بیان شده و داستانهای واقعی تاریخی قرآن نیز که به قصد هدایت و عبرت مطرح گردیده‏اند با تکنیک و شیوه داستانپردازی نقل شده‏اند، به طوری که درک جنبه‏های هنری و شیوه‏های داستانپردازی قرآن، فقط با استفاده از معیارهای ادبیات داستانی نوین تا اندازه‏ای ممکن است، چرا که داستان در ادبیات عربی قدیم به عنوان یک شکل هنری و ادبی مطرح نبوده و لذا در هیچیک از کتب علوم قرآنیی و تفسیری به داستانهای قرآن از دیدگاه خاص داستانی و معیارهای نقدی آن نگاه نکرده‏اند، بلکه داستان قرآنی، در کنار سایر موضوعات آن مانند احکام و اصول اعتقادات، از جنبه‏های صرف و نحوه و بلاغت قدیم تحلیل شده است.اما امروزه علاوه بر جنبه‏های یاد شده، عناصر دیگری در ساختار داستان هنری وجود دارد.چهار عنصر طرح و پی‏رنگ، کشمکش، شخصیت و شخصیت‏پردازی، و گفت‏وگو که از مهمترین عناصر یک داستان محسوب می‏شوند، در این پژوهش تحلیل شده‏اند

2سؤالات تحقیق

1ویژگیهای کلی داستان در قرآن چیست؟

2عناصر داستانی در قرآن چگونه به کار رفته است؟

3فرضیه‏های تحقیق

1داستان به عنوان یکی از مهمترین موضوعات قرآنی، به مانند سایر موضوعات آن، در خدمت اهداف دینی و تربیتی در آمده است.این سخن به معنای نفی آفرینشهای هنری و شیوه‏های داستانپردازی در قرآن نیست، بلکه قرآن داستانهای واقعی تاریخی خود را بدون دخالت دادن خیال آفرینشگر در خلق حوادث، شخصیتها و دیگر عناصر داستانی-بر خلاف داستانهای واقعی تاریخی بشری-و بدون به‏   کار بستن دروغ و مبالغه، با زبان هنر و اسلوب منحصر به فرد خود دوباره احیا کرده است

2عناصر داستانی به تناسب فضای فکری و تربیتی حاکم بر سوره، گاه کم‏رنگ و گاه پررنگ می‏شوند.برای نمونه آنجا که قرآن می‏خواهد به تحلیل افکار، اعتقادات و عواطف شخصیتهای حق و باطل بپردازد و از این طریق سمبلی از این شخصیتها ارائه دهد.اغلب به‏عنصر گفت‏وگو متوسل می‏شود؛مانند گفت‏وگوهای بین موسی و فرعون در سوره‏های مختلف و آنجا که هدف قرآن، انذار و تخویف از طریق پرداختن به ذکر سهمناک و بلاهای آسمانی است، اغلب از عنصر توصیف یا اخبار استفاده می‏کند؛مثل داستان حضرت صالح در سوره«الشمس»

4اهداف تحقیق

1نگاهی نو به داستانهای قرآن از زاویه نقد نوین داستان و بلاغت جدید،

2تبیین ملموس گوشه‏هایی از لطایف، دقایق و رموز هنری و ادبی در داستانهای قرآن

5روش تحقیق

روش تحقیق در این بررسی، توصیفی و تحلیلی بوده است، آن هم با مطالعه دقیق و گردآوری اطلاعات درباره خود داستان و عناصر تشکیل دهنده‏اش و نقد نوین آن و نیز مطالعه و گردآوری اطلاعات لازم درباره داستانهای قرآن و استخراج آیات داستانی از سوره‏های مختلف و همچنین کتب تفسیری و کتبی که به مسائل داستانپردازی قرآن پرداخته‏اند

6پیشسینه تحقیق

گمان می‏رود که تا حال کاری بدین عنوان و با این وسعت انجام نپذیرفته است.سید قطب، محمود بستانی و دیگران در مورد جنبه‏های هنری داستانهای قرآن، بررسیهای کلی و محدود کرده‏اند که قطعاً احتیاج به تعمیق، گسترش، بازنگری و تحلیل دوباره دارند.در بیان ضرورت انجام یافتن این تحقیق همین بس که درک و فهم جنبه‏های ادبی و هنری و بیان عناصر داستانی در داستانهای قرآن، در فهم هر چه بهتر عظمت قرآن و ابلاغ اهداف دینی و انسان ساز این کتاب، کاری بسیار سازنده و ضروری است

داستانهای قرآن از دیرباز از جنبه‏های مختلف تاریخی، محتوایی، تربیتی و غیره بررسی شده‏اند؛ اما درباره جنبه‏های هنری و مسائل مربوط به شیوه‏های داستانپردازی و تحلیل عناصر داستانی شناخته شده در ادبیات نوین داستانی، مانند طرح و پی‏رنگ، صحنه‏پردازی یا زمان و مکان، زاویه دید یا زاویه روایت و عنصر درونمایه یا اندیشه، بجز کارهای سطحی، کار متقن و محکمی صورت نگرفته است

7تعریف داستان هنری

در تعریف داستان هنری گفته شده است:«داستان عبارت از ارائه اندیشه‏ای که در ذهن نویسنده خطور کرده یا ضبط تصویری که مخیله نویسنده تحت تأثیر آن قرار گرفته یا بسط و گسترش‏ احساسی که در درون او به حرکت در آمده باشد و اینکه نویسنده می‏خواهد آن اندیشه، تصویر یا احساس را از طریق کلام و سخن به خواننده منتقل سازد تا خواننده نیز مثل خود نویسنده تحت تأثیر قرار گیرد»[4]

اکنون با در نظر گرفتن عناصر داستانی یاد شده و تعریف ارائه شده از داستان هنری می‏خواهیم نشان دهیم داستانهای قرآن تا چه اندازه با قواعد و معیارهای یاد شده هماهنگ و منطبق و به علاوه بررسی کنیم که آیا عناثر هنری یاد شده برای یک داستان هنری تماماً در داستانهای قرآن یافت می‏شوند یا خیر؟پاسخ به این دو سؤال اساس کار این پژوهش را تشکیل می‏دهد

8مفهوم و اصطلاح قصه در قرآن

«قدمت داستان و نمایشنامه(ادبیات داستانی)به دوران یونان باستان برمی‏گردد»[13].این شکل هنری و ادبی با پشت سرگذاشتن قرون متمادی و پس از تغییر، تحول و تطور، به ویژه از آغاز قرن گذشته، شکل خاصی به خود گرفته است و اینک در دوران نضبح و پختگی داستان شاهد تنوع تکنیها، عناصر خاص، بافت محکم و محتوای اجتماعی و مردمی آن هستیم.«شکل جدید و امروزی داستان در ادبیات عربی قدیم وجود نداشته است و در ادبیات عربی معاصر، داستان به شکل جدید آن از گراشهای ادبی و هنری غرب تأثیر پذیرفته و هم در محتوا و هم در شکل و تکنیک، رنگ و بور و شکل و شمایل داستانهای غربی را به خود گرفته است»[1].در همان عصر که ادبیات عربی فاقد چنین هنری بود، ناگاه قرآن کریم شکل خاص و منحصر به فردی از داستان را در ادبیات عربی مطرح کرد که با استفاده از معیارهای داستان‏نویسی امروز و روشهای نوین نقد می‏توان به درک اهمیت آن در وجوه مختلف نایل شد و از آن سود جست؛چرا که بلاغت و نقد قدیم که خود را در دایره تنگ سه علم معانی، بیان و بدیع محصور کرده، و داستان و ادبیات داستانی به عنوان یک شکل ادبی در آن، هیچ جایگاهی، ندارد نمی‏تواند به شیوه‏ها و تکنیهای داستانپردازی و عناصر داستانی قرآن پی ببرد

قبل از هر چیز باید توجه داشت که قرآن کتاب هدایت و سعادت است.بنابراین قصه و هر موضوع دیگر در قرآن در خدمت روح کلی حاکم بر این کتاب آسمانی یعنی در خدمت معارف هدایت بخش الهی به کار گرفته شده است:«داستان در قرآن مانند داستانهای بشری نیست که از نظر موضوع، روش ارائه و به حرکت در آوردن حوادث داستانی، یک کار هنری مستقل و دارای هدف هنری خالص باشد، بلکه داستان در قرآن، ابزاری از ابزارهای متعدد قرآن بری رسیدن به اهدف دینی است؛اما در خدمت اهداف دینی بودن داستانهای قرآن مانع بروز ویژگیهای هنری در ارائه و نقل این داستانها نشده است، به ویژه از این رو که مهمترین خصوصیت قرآن از لحاظ تعبیر و بیان، تصویرگری هنری آن است»[14]

بنابراین اولین گام در شناخت مفهوم قصه قرآنی این است که بدانیم قصه و داستان در قرآن مانند سایر موضوعات در آن ابزاری است در خدمت اهداف دینی و تربیتی، یعنی داستان بالذات و بالاصاله مورد نظر قرآن نیست.بی‏شک این سخن به معنای نفی آفرینشهای هنری در قرآن نیست، بلکه قرآن سراسر هنر است و هنر آن نیز از نوع هنر الهی است و داستانهای آن از مهمترین وجود اعجاز ادبی و هنری این کتاب آسمانی به شمار می‏روند

9رئالیسم یا سبک واقعگرایی در داستانهای قرآن

به طور کلی داستانها از حیث ارتباط با واقعیت به سه نوع تقسیم می‏شوند:الف)داستانهای اسطوره‏ای یا خیالی، ب)داستانهای هنری واقعی که به بیان واقعیتهای موجود جامعه می‏پردازند، ج)داستانهای واقعی تاریخی‏[12]

داستانهای قرآن را می‏توان در ردیف داستانهای واقعی تاریخی به حساب آورد، با این تفاوت که در داستانهای واقعی تاریخی بشری باز نقش خیال آفرینشگر در رنگ آمیزی حوادث و افراط و مبالغه در توصیف قهرمانان داستان به منظور جلب توجه مخاطب و برانگیختن عواطف او کاملاً مشهود است. «مشاهده می‏شود که قصه‏های تاریخی در تمام ادوار و مراحل آن از قوه تخیل تغذیه می‏کند، قوه تخیلی که حوادثی داستانی را در اشکال و رنگهای غیر حقیقی آن ارائه می‏دهد و این امر به خاطر جلب توجه و برانگیختن عواطف مخاطب است»[11]

اما داستانهای واقعی تاریخی قرآن، عیناً واقعیتهای تاریخی را گزارش می‏کند، گزارشی که با گزینش حوادث و صحنه‏های مهم، عبرت‏آور و هدایت بخش است.بنابراین قصه‏های واقعی قرآن اولاً بر پایه واقعیتها و حوادث تاریخی استوارند، یعنی حوادثی که روزی روزگاری اتفاق افتاده است، و ثانیاً نقل و گزارش آنها که از طرف خداوند صورت گرفته است، صحیح و درست است.خود قرآن به این امر تصریح کرده می‏گوید:«ان هذا لهو القصص الحق» 1 .در جای دیگر قبل از شروع داستان حضرت موسی(ع)و فرعون می‏خوانیم:«نتلوا علیک من نبأ موسی و فرعون بالحق لقوم یؤمنون» 2 .تفاسیری که به مسائل ادبی و صرفی و نحوی قرآن عنایت دارند«بالحق»را، هم حال از«من نبأ»که مفعول به است گرفته‏اند و هم«بالحق»را حال از فاعل مستتر در«نتلو»دانسته‏اند.در حالت اول ترجمه آیه چنین می‏شود«ما بخشی از داستان و سرگذشت واقعی و به حق موسی(ع)و فرعون را برای تو گزارش می‏کنیم;»[8]و در حالت دوم ترجمه آیه چنین است:«ما بخشی از داستان و سرگذشت موسی(ع)و فرعون را بدون هرگونه دروغ و خیالپردازی و مبالغه برای تو بازگو می‏کنیم تا مؤمنان از آن پند گیرند. با دقت در آیه فوق و آیات زیاد دیگر در این باره می‏توان نتیجه گرفت که اولاً خود داستانهای قرآنی حقند و واقع شده‏اند و ثانیاً در گزارش و نقل آنها اثری از خیال آفرینشگر، مبالغه و دروغ وجود ندارد. بنابراین در داستانهای واقعی تاریخی قرآن، به جای خیال و مبالغه، از سحر بیان، دقت در انتخاب واژه‏ها و سرانجام تصویرگری زنده و هنری استفاده شده است، به طوری که قرآن کریم آن صحنه‏های واقعی و حوادث اتفاق افتاده را با اسلوب بیانی خود دوباره زنده و احیا کرده است؛بدون اینکه به اصل واقعیت، کوچکترین خدشه‏ای وارد شود:«داستانهای قرآن برگرفته از واقعیتهای زندگی‏اند که این (1)آل عمران،

واقعیت به گونه‏ای در قالب داستان به تصویر کشیده شده است که دلهای مخاطبان خود را کاملاً تحت تأثیر قرار می‏دهد، بدون اینکه خیال و هم کوچکترین دخالتی در آنها داشته باشد.در داستانهای قرآن به بیان حقایق مطلق تاریخی پرداخته شده، اما با این حال از نظر قدرت انگیزش و جلب مخاطب این داستانها بسیار قویتر از سایر داستانهایند.همچنین داستانهای قرآن ا برانگیختن غرایز دورند، در حالی که این ویژگی را به هیچ وجه نمی‏توان در داستانهای ادبی مشاهده کرد»[6]

درست است که داستانهای قرآن، کتاب تاریخ است، اما هدف قرآن بیان و نقل تاریخ گذشتگاه نیست، «برای اینکه داستانهای قرآن، کتاب تاریخ نیست و اگر ذکری از انبیا و حوادث آنها به میان آمده فقط برای عبرت، موعظه و اصلاح نفوس، استقامت و تحکیم مبانی اخلاق و ادب است. بنابراین قرآن از ذکر وقایع تاریخی که خالی از پند و فایده باشد پرهیز می‏کند»[10]

هر چند قرآن کتاب تاریخ نیست، اما هر چه از حقایق تاریخی در این کتاب وجود دارد، راست و درست است، چرا که راوی آنها راستگوترین راستگوهاست«و من اصدق من الله قیلا»

قرآن حقایق تاریخی را در قالب داستان ارائه کرده و نام آنها را«قصص»گذاشته است.در نتیجه این داستانهای واقعی قرآن، سند تاریخی مورد اعتمادی هستند و هر چه در این سندها از عناصر داستانی مانند اشخاص، حوادث، زمان و مکان و گفت‏وگوها وجود دارد کاملاً واقعیت دارند و نقل و گزارش محتوایی این اسناد نیز بی‏هیچ دروغ، مبالغه و خیالپردازی از طرف خداوند سبحان صادر شده است.این زبان معجز، تصویرگریهای زنده، ساختار هندسی خاص و بافت محکم هنری قرآن، حوادث و واقعیتهای فرو رفته در اعماق تاریخ را دوباره زنده و احیا می‏کند، به طوری که مخاطب خود را ورای یک خوانند یا شنونده صرف، یک بیننده و تماشاچی تلقی می‏کند.یعنی تصاویر به طور زنده و نمایشی در مقابل دیدگان او ظاهر می‏شوند

10عناصر داستانی در خدمت پیام و هدف تربیتی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله شیوه های آموزش املا در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله شیوه های آموزش املا در word دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله شیوه های آموزش املا در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله شیوه های آموزش املا در word

چکیده  
مقدمه  
املا (نوشتن نیمه فعال )  
هدفهای آموزش املا  
شیوه های آموزش املا  
*مزایای املای کامل کردنی  
اشکالات کامل کردنی  
فواید املای تقریری :  
اشکال املای تقریری :  
فواید املای پای تخته ای :  
فواید املا گروه کلمه :  
مشکلات آموزش املا وراه حل ها :  
مشکلات مربوط به آموزش :  
نقد وبررسی روش های ارزشیابی املا  
نتیجه گیری  
فهرست منابع  

چکیده

از ابتدای آموزش رسمی خواندن و نوشتن به کودکانمان می آموزیم که چگونه بنویسند تا بتوانند آموخته های خویش را در هر دقیقه به کار بندند. اما با کاستی ها و ضعف هایی که درآموزش نادرست این درس وجود دارد بسیاری از دانش آموزان درنوشتن کلمات آموخته شده در متن هایی به جز متن درسی مشکل ندارند. معمولاً آموزش املا به شیوه های زیر انجام میشود. 1- املای کامل کردنی 2- املای تقریری 3- املای گروهی 4- املای پای تخته ای 5- املای گروه کلمه  که هریک ازاین 5 روش فواید و معایبی رابه دنبال دارد و بهتر است از این روشها به صورت تلفیقی استفاده شود و مشخص کردن اشتباهات املایی به تنهایی کافی نیست بلکه باید به بررسی دقیق نقاط ضعف فراگیران پرداخت و با رفع نارسانویسی وارونه نویسی و قرینه نویسی و ضعف حافظه دیداری و تمیز حافظه دیداری و حساسیت شنیداری و;  به تقویت این مهارتها پرداخت.متن های املا تا حد امکان باید هم به تربیت غیر مستقیم اجتماعی آنها کمک کند و هم موجب وسیع کردن اطلاعات لغوی و عمومی آنها شود و انگیزه لازم را در فراگیران برای صحیحی و زیبا نوشتن ایجاد کند

 ارزشیابی املا به دو شیوه انجام می شود. 1- تصحیح فردی2- تصحیح جمعی یا گروهی

تصحیح فردی به دو صورت انجام می گیرد:1- توسط معلم در حضور دانش آموز

                                            2- توسط معلم بدون حضور دانش آموز

                                                1- توسط دانش آموزازروی تخته یا کتاب

تصحیح جمعی به دو صورت انجام می گیرد: 2-توسط دانش آموزباتعویض دفاتراملا

                                            3- توسط دانش آموزان پس ازخواندن معلم

معلم بایستی هنگام ارزشیابی ازکارهایی که موجب یأس و بیزاری دانش آموزان ازدرس املا می شود پرهیز کند. معلم باتنظیم جدول بررسی املا به شیوه جمعی یا فردی بهتر می تواند نقاط ضعف املایی هر کدام از دانش آموزان را زیر نظربگیرد و برای رفع آنها برنامه ریزی کندو تمرینهایی را متناسب با نوع اشکالات به دانش آموزان بدهد و حاصل این ارزیابیها منجرمی شود تا معلم بتواند ازپیشرفت تدریجی دانش آموز آگاه و شاهد موفقیت چشمگیراو باشد

مقدمه

املا (نوشتن نیمه فعال )

املا کلمه ای است عربی به معنی پرکردن ،تقریر مطلبی تا دیگری آن را بنویسد. طریقه نوشتن کلمات و به معنی رسم الخط و درست نویسی نیز آمده است .اما ((دیکته)) کلمه ای است فرانسوی و به معنی مطلبی است که کسی بخواند و دیگری بنویسد. درزبان فارسی کلمه ای معادل املا و دیکته نداریم ولی می توان آن را ((از برنامه نویسی)) یا ((گفتارنویسی)) نامید و منظور این است کهشخص گفته های دیگران را بدون دیدن آن کلمات بنویسد

هدفهای آموزش املا

1-ارزشیابی و تمرین آنچه که دانش آموز درکتابهای درسی خود آمیخته است و تشخیص توانایی او درنوشتن صحیح آنها

2- آموختن کلمه های رایج و مورد نیاز درزبان امروز برای کمک به خواندن و نوشتن

3- تعلیم آیین نگارش و نوشتن صحیح کلمات و یادگیری شکل،معانی و مفاهیم کلمات جدید و موارد کاربرد آنها

4- تشخیص نقایص املایی دانش آموزان و کوشش برای رفع اشکالات و افزایش دامنه اطلاعات  لغوی او

5- افزایش مهارتهای زبان آموزی

شیوه های آموزش املا

1- املای کامل کردنی : این املا یا ابتکار آموزگاران ممکن است به روشهای متفاوت اجر اشود. متنی توسط معلم ساخته یا تهیه میشود که درآن 20 کلمه که دارای ارزش املایی می باشد،به کار رفته باشد که متن تنظیم شده به تعداد فراگیران تکثیر و دراختیار آنان قرار می دهد،و یا این که روی تخته سیاه نوشته و دانش آموزان در دفاتر املا خود می نویسند

*مزایای املای کامل کردنی

الف- سرعت درتصحیح املا به ویژه درکلاسهای پر جمعیت

ب- ارزشیابی بیشترازدرسها و توجه به کلمات دارای ارزش به ویژه درسهای طولانی

ج- صرفه جویی دروقت معلم و رسیدگی بیشتربه وضعیت املایی دانش آموزان

د- امکان بررسی یکسان املاها با توجه به موارد درنظر گرفته شده

ه‍ – آشنایی دانش آموزان با متون جدید،نحوه نوشتن املا و کاربرد علایم نگارش و;

اشکالات کامل کردنی

الف-همیشه نمی توان استفاده کرد و کاربرد مستمر درکلاس ندارد

ب- درطول تهیه متن ممکن است کلمه های دیگری به تناسب محتوا به کلمات انتخابی افزوده و یا حذف شود که لازم است معلم از کلمه های به کاررفته درکتاب اطلاع داشته باشد

2- املای تقریری :بهتر است معلم متن خود ساخته را که قبلاً آماده کرده یکبار کامل بخواند تا دانش آموز با متن آشنا شود و بعد به تدریج بخواند و دانش آموز بنویسد

فواید املای تقریری

الف- افزایش مهارت گوش دادن

 ب- با تلفظ صحیح کلمه ها و جمله ها آشنا می شود

پ- دقت و حافظه خود را تقویت می کند

ت- شنیده ها را بهتر درک می کند

ج- گفتار را به نوشتار تبدیل می کند و دراین کار ،مهارت می یابند

ح- شنیده ها را درست،زیباوخوانا  می نویسند

مشکلات سمعی تلفظی دانش آموزان را بهتر شناسایی می کند به عوامل فیزیکی مؤثر دراشکالات املایی بیشتر توجه می کند.  نقایص شنیداری دانش آموزان را بهتر شناخته می شود. دانش آموزان کند نویس و تند نویس را شناسایی می کند

اشکال املای تقریری

بنا به تجربه ای که درکلاس داشته ام اشکالی که می توان برای این روش گرفت این است که برای افزایش مهارت دقت در دانش آموزان چون کلمات 1 بار تکرار می شود منجربه افزایش استرس در دانش آموزان شده و کلماتی را در متن املا جا می اندازند چون با توجه به تفاوتهای فدی درهر کلاس دانش آموزان کند نویس و یا تند نویس می باشند

3- املای گروهی : درگروه های 2 تا 4 نفری با مشورت یکدیگر املا می نویسند و ممکن است با هم فقط یک املا بنویسند یا همگی با مشورت یکدیگر در گروه ،املا را جداگانه دردفاتر خود بنویسند

فواید املای گروهی : الف – کمک به دانش آموزان ضعیف تر

ب- به دلیل همکاری ومشارکت آنان ،میزان دقت آنها افزایش می یابد

اشکالات املای گروهی :همیشه نمی توان از این روش استفاده کرده و نمی توان اختلالات دیکته نویسی هر دانش آموز را به تنهایی تشخیص دارد و جهت رفع آن اقدام کرد.  4- املای پای تخته ای  :هریک ازدانش آموزان یک یا چند جمله را روی تخته می نویسند وهمزمان با آنها بقیه دانش آموزان آنهارادردفترمی نویسند

فواید املای پای تخته ای

الف- آگاهیاز توانایی دانش آموزان و نظارت همزمان درنحوه نوشتن حروف و کلمات و اتصال حروف به یکدیگر

ب- توضیح بیشتر راجع به نکات زبان آموزی بهدانش آموزانی که اشکال بیشتری دراملاا دارند مؤثر است

5- املا گروه کلمه : تهیه گروه کلمات که نه کلمه اند و نه جمله بلکه ترکیبهای اضافی شاما مضاف الیه و یا موصرف و یا صفت و یا مترادف و متضادند

 

فواید املا گروه کلمه

الف- گروه کلمه برای املا جنبه تکمیلی و ترمیمی دارد و متن انتخاب شده از یک یا چند ین درس باید متناسب با سطح علمی و مهارتی دانش آموزان باشد

ب- شاخصه گروه کلمات این است که گویا و واضح باشد تا دانش آموزان با توجه به آن بتوانند آنها را صحیح بنویسند

رابطه ی ویژگی های خط و زبان فارسی با آموزش املا ابتدای آموزش رسمی خواندن ونوشتن به کودکانمان می آموزیم که چگونه بنویسند و اقداماتی دراین باره انجام می دهیم تا بتوانند آموخته های خویش را در هر موقعیتی به کار بندند و مهمترین ماده درسی که این وظیفه را بر عهده دارد املای فارسی است اما با کاستی و ضعفهایی که دردانش آموز نادرست و ارزشیابی این درس وجود دارد وبسیاری ازدانش آموزان درنوشتن کلمات آموخته شده در متن هایی به جز متن درسی مشکل دارند انتظار ما را برای کاربرد صحیح کلمات و رعایت قواعد نوشتن آنها،درهرموقعیت متنی برآورده نمی کنند. اولین اقدامی که من آموزگار میتوانم انجام دهم این است که انگیزه های کافی جهت خوب نوشتن و زیبا نوشتن را به فراگیران منتقل نمایم ودوران پیش دبستانی نقش بسیار مهمی درایجاد انگیزه ای را ایفا می کند. دربعضی مواقع با دلیل عدم دقت و توجه کافی دانش آموزان می باشد که آموزگار باید با فراهم کردن شرایط فیزیکی مناسب برای کلاس (دماونور مناسب،سکوت و..) ونیزتوجه به شرایط عاطفی وروحی فراگیران ،خط آنه تغییر می یابد. گاهی خستگی دانش آموزان و یاطولانی بودن متن املا و عدم احساس امنیت فراگیر و تند گفتن دیکته و;منجر به بدخط نوشتن می شود

برای تقویت این ارتباط خط با آموزش املاضمن تأکید معلم بر شیوه صحیح نوشتن کلمات و ترکیبها و رعایت رسم الخط کتاب درسی دانش آموز که ملاک تصحیح امل نیز می باشدبهتراست با دراختیار گذاشتن جزوه های آموزشی وتشکیل کلاسهای ضمن خدمت آموزگاران با خوشنویسی کلمات و ترکیبها آشنا شوند چه بسا عدم اطلاع آموزگاران از خوشنویسی و خط تحریری، موجب عدم رعایت آن درنوشته ها و عدم توجه به دانش آموزان شده است شاین ذکر است که معلم خود باید با توجه به اشکالات املایی فراگیران،نیازآنها را تشخیص داده و یک یا چند تمرین متناسب با آنها درحد وتوان فراگیر به هریک پیشنهاد دهد و تکالیف حتماً پس از انجام شدن دقیقاً بررسی شود تا فراگیران درانجام صحیح آنها احساس مسئولیت کنند و نیز عاملی جهت پیشرفت خط وزبان و املای آنها باشد

مشکلات آموزش املا وراه حل ها

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پایان نامه بررسی تطبیقی نگرش مولانا، عطار و سنایی در عالم تمثیل در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پایان نامه بررسی تطبیقی نگرش مولانا، عطار و سنایی در عالم تمثیل در word دارای 204 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پایان نامه بررسی تطبیقی نگرش مولانا، عطار و سنایی در عالم تمثیل در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه پایان نامه بررسی تطبیقی نگرش مولانا، عطار و سنایی در عالم تمثیل در word

1- تمثیل عاشق بغداد   
2- تمثیل مرغ و گبر  
3- تمثیل عاشق که در حال مردن می¬خندید  
4- تمثیل مدّعی عشق  
5- تمثیل عیسی (ع) و ابلیس   
6- تمثیل وصیّت اسکندر   
7- تمثیل حکایت عمر(رض) و پسرش   
8- تمثیل  خر و وبای گاوی   
9- تمثیل خلیل و جبرئیل   
10- تمثیل زن طوافگر   
11- تمثیل علوی و عالم و حیز   
12- تمثیل حاتم و توکل زنش  
13- تمثیل زنگی و آینه   
14- تمثیل پیل و شهر کوران   
15- تمثیل بقّال و گلخوار   
16- تمثیل مرغ و فخ   
17- تمثیل بلال و احد گفتنش  
18- تمثیل لقمان و خواجه اش   
19- تمثیل عاشق خفته   
20- تمثیل خلیفه و لیلی   
21- ایاز و پوستین   
22- تمثیل رابعه و مراقبه   
23- تمثیل سلطان و طفل هندو   
24- تمثیل ایاز و جام   
25- تمثیل پیر چنگی  
26- تمثیل عاشق که بر در معشوق زد  
27- تمثیل ستودن جاهلی، افلاطون را   
28- تمثیل اعرابی و خلیفه   
29- تمثیل سلیمان (ع) وعزرائیل   
30- تمثیل عیسی (ع) و اسم اعظم   
31- تمثیل شبلی و جنون   
32- تمثیل صعوه و شعبی  
33- تمثیل هَلوع   
34- تمثیل محمود و خرقانی   
35- تمثیل پشّه و سلیمان (ع)   
36- تمثیل کنّاس و کوی عطاران   
37- تمثیل طوطی و بازرگان   
38- تمثیل شاگرد احول و استاد  
39- تمثیل کمپیر و باز  
40- تمثیل مهار شتر و موش   
فصل دوم، بخش دوم 2-
استثنائات   
1- دیوانه و تگرگ   
2- غلام که در خود (آینه) نگریست   
3- خم و بقراط  
4- دیوانه و غلامان عمید   
5- محمود و عاشقان ایاز  
فصل دوم، بخش سوم 2-3   
خلاصه پایان نامه  
سبک و شیوه بیان سه شاعر در تمثیلات مشترک  
فهرست منابع   

بخشی از منابع و مراجع پروژه پایان نامه بررسی تطبیقی نگرش مولانا، عطار و سنایی در عالم تمثیل در word

پورنامداریان، تقی؛ رمز و داستانهای رمزی، چاپ چهارم، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، سال
دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه
حافظ شیرازی، شمس الدین محمد، دیوان غزلیات، نسخه غنی قزوینی، انتشارات زوار، سال
حکمت، علی اصغر؛ امثال قرآن، تهران، انتشارات بنیاد قرآن، سال
رضوی مدرس، تعلیقات حدیقه الحقیقه، مؤسّسه مطبوعاتی علمی، سال
زرّین کوب، عبدالحسین، سرّ نی، چاپ پنجم، تهران، انتشـارات علمــی، سال
زرّین کوب، عبدالحسین، بحر در کوزه، چاپ پنجم، تهران، انتشـارات علمــی سخن، سال 1372
سجادی، سید جعفر، فرهنگ علوم عقلی، تهران، انتشارت علمی، سال
سنایی، ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی، حدیقه الحقیقه و طریقه الشریـعه، به تصحیح مدرس رضوی، چاپ چهارم، انتشارات دانشگاه تهران، 1374
شفیعی کدکنی، محمدرضا؛ صور خیال در شعر فارسی، چاپ چهارم، تهران، انتشارات آگاه، سال
صنعتی نیا، فاطمه، مآخذ قصص و تمثیلات مثــنوی های عطـار، چاپ اول، انتــشارات زوار، سال
عطار نیشابوری، فریدالدین، الهی نامه، به تصحیح هلموت ریتر، مطبع معارف استانبول، سال 1940 م
عطار نیشابوری، فریدالدین؛ مصیبت نامه، به تصحیح نورانی وصال، چاپ چهارم، تهران، انتشارات زوار، سال
عطار نیشابوری، فریدالدین، منطق الطیر، به تصحیح سید صادق گوهرین، چاپ دهم، انتشارات علمی فرهنگی، سال 1374
عطار نیشابوری، فریدالدین، اسرارنامه، به تصحیح صادق گوهرین، چاپ دوم، تهران، انتشارات زوار، سال
فروزانفر، بدیع الزّمان، شرح احوال و نقد و تحلیل آثار عطار. انتشارات انجمن آثار ملی. چاپخانه دانشگاه تهران. سال 40-
فروزانفر، بدیع الزمان؛ مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، چاپ چهارم، تهران، انتشارات امیرکبیر، سال
مولوی، جلال الدین محمد، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد نیکلسون، چاپ نهم، انتشارات چاپخانه سپهر تهران، سال 1362
میرصادقی، جمال؛ عناصر داستان، چاپ اول، تهران، انتشارات شفا، سال
بندریگی، محمد، ترجمه منجد الطّلاب، چاپ یازدهم، انتشارات اسلامی، سال
فروزانفر، بدیع الزّمان، احادیث مثنوی، چاپ سوم، انتشارات امیرکبیر، سال
دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، انتشارات امیرکبیر، سال
براهنی، رضا، قصه نویسی، چاپ سوم، تهران، نشر نو، سال
رزمجو، حسین، انواع ادبی، چاپ دوم، تهران، انتشارات فردوس، سال
میر صادقی، جمال، ادبیات داستانی، چاپ اول، تهران، موسسه فرهنگی ماهور، سال
شمیسا، سیروس، بیان و معانی، تهران، انتشارات فردوس، سال
همایی، جلال الدین، معانی و بیان، به کوشش ماهدخت همایی، تهران، موسسه نشر هما، سال
قبادی، حسینعلی، تحقیق در نمادهای مشترک حماسی و عرفانی در ادبیات فارسی (پایان نامه دکتری) به راهنمایی دکتر شیخ الاسلامی، ج 1، بهار
سید حسینی، رضا، مکتبهای ادبی، تهران، نشر زمان، سال
شمیسا، سیروس، گزیده منطق الطیر، تهران، انتشارات نشر قطر، سال
پورجوادی، نصراله، پروانه و شمع (مقاله)، مجله نشر دانش، شماره 2، تابستان
شجیعی، پوران، مسافر سرگشته، انتشارات هنر، سال

تمثیل:

تمثیل در لغت به معنای: «مثل آوردن»، «نگاشتن پیکر»؛ «تصویر کردن چیزی»، «عقوبت کردن»، «مُثله کردن برای سیاست و تنبیه»؛ «داستان، افسانه، کنایه، تقلید و درآوردن تشبیه» است. (علی اکبر دهخدا، لغت نامه)

با توجه بر این که یکی از معانی تمثیل، مثل آوردن است و نیز چون گاهی تمثیل و مَثَل به صورت مترادف و با هم مختلط می شوند، ابتدا به توضیح و تشریح مَثل می پردازیم سپس معنای واقعی و جامع تمثیل را مشخص می کنیم

مَثل در لغت به معنی شبیه، مانند، حدیث، روایت، برهان و مِثل است. (بند ریگی، ترجمه منجدالطّلّاب، 1374: ذیل کلمه مَثَل)

«کلمه ی «مَثل» در هشتاد آیه و کلمه ی مِثل در هشتاد و یک آیه در قرآن مجید آمده است و شکل جمع هر دو کلمه، اَمثال می باشد

همچنین کلمه ی مَثَل در قرآن کریم در معانی متفاوت ذیل استعمال شده است

الف) به معنی «حکایت تمثیلی» (پرابل)  شاهد= «وَاضرِب لَهُم مثلاً رَجُلَین ;» «(ای رسول ما حکایت) دو مرد (یکی مؤمن و یکی کافر) را برای امت مثل بیاور که ;)» (س18/آیه 32)

ب) به معنی داستان های گذشته در تواریخ ایّام ماضیه به اعتبار آنکه محل تأمّل و عبرت باشند. شاهد= «وَ لمّا یأتِکُم مَثَلُ الّذینَ خَلَوا مِن قَبلِکُم;» (س/آ؛ 2/214) (خیال نکنید به بهشت داخل می شوید بدون تحمّل سختی­ها که پیش از شما بر گذشتگان آمد;)

ج) به معنی «شبیه»؛  شاهد= «وَ إذا بُشِّرَ أحَدُهُم بِما ضَربَ لُلرّحمن مَثلاً;» (43/17) ( و حال آنکه به هر کدام از مشرکان دختری که به خدا نسبت دادند مژده دهند;)» (حکمت، امثال قرآن، 1361: 118 ، به نقل از المعجمُ المفهوس الفاظ قرآن، بدون ترجمه فارسی)

د) به معنی «صفت»؛ شاهد= «للَّذینَ لا یؤمنونَ بالآخرَهِ مثل السّوء» (16/60) اوصاف کسانیکه به خدا ایمان ندارند زشت و ;

هـ) به معنی «نمونه کامل» شاهد= «اِن هُوَ الّا عَبدٌ اَنعَمنا عَلَیهِ و جَعَلناهُ مَثلاً» (43/59) عیسی نبود جز بنده خاصی که ما او را به نعمت رسالت برگزیدیم و بر بنی اسرائیل مَثل قرار دادیم.» (حکمت، امثال قرآن، 1361: 120)

«کلمه «مَثل» را در فارسی گاهی به داستان یا دستان، نمون، سان، حال و صفت ترجمه کرده اند. رشید الدین میبدی، صاحب کشف الاسرار، در ترجمه قرآن کریم مَثل را به همه ی این معانی برگردانده است. اما خود کلمه مَثل در ادبیات فارسی بیش از معادل های فارسی آن استعمال دارد. میبدی معمولاً این معادلهای فارسی را برای مَثل در مواردی بکار برده است که جمله یا عبارت به شکل: «مثلِ ; مثلِ;.» یا «مثل; کَمثل;» بیان می شود. این صورتِ بیان معمولاً مقایسه میان دو چیز یا دو امر را بر اساس تشبیه بیان می کند

مَثل حکم «مضاف» را دارد و آنچه بعد آن ذکر می شود در حکم «مضاف الیه» است

«انّما مَثَلُ الحیوهِ الدّنیا کَماءٍ أنزلناهُ مِن السّماء;» (36/24) همانا مثل زندگانی دنیوی مانند آبی است که از آسمان فرو فرستادیم; » (پورنامداریان، رمز و داستان های رمزی، 1368: 139)

ابن اثیر می گوید: یکی از معانی مثل، تشبیه است: «مَثَلُ الشَّیء باشَّیء: سَوّاهُ و شبهَهُ بِهِ، جَعَلُه مِثلِهِ». شبیه کردن چیزی به چیزی دیگر (یعنی) مساوی قراردادن و شبیه به آن را آوردن و به جای آن قرار دادن است. » (همان مأخذ: 140)

«وی (ابن اثیر) در «الجامع الکبیر» تمثیل را این چنین معنی می کند: «تشبیهی است بر سبیل کنایه بدین گونه چون اراده اشارت به معنا کنی، الفاظی به کاربری که دلالت بر معنایی دیگر داشته باشند که مقصود تواست. مثل اینکه بگوییم: فلانً نقی الثّوب، یعنی فلان، پاکیزه است بدین قصد که از عیب مبرّاست.» (شفیعی کدکنی، 1370 : 144، به نقل از نقدالشعر قدامه، ص 88)

تمثیل به عبارتی دیگر، «مثال کردن چیزی و یا گریز زدن به یک واقعیت تاریخی، داستانی و قرآنی و ; به اقتضای کلام که مناسبتی و رابطه ای منطقی با آن داشته باشد. این صنعت چنان است که شاعر در یک مصراع و یا در یک بیت مثلی آورده و از آن برای بیان هر چه بهتر مقصود خویش بعنوان مثال بهره جوید. مثال؛ ظهیر فاریابی

کمال ذاتی او خود ز شرح مستغنی است              به ماه تاب چه حاجت شب تجلّی را

این صنعت را اصطلاحاً ارسال المثل می گویند

مَثل ممکن است به شکل یک داستان از زبان حیوانات و اشیاء و یا حتی از زبان اشخاص باشد. از این رو بزرگان ادب پارسی و صرّافان سخن داستان هایی را که از زبان حیوانات و غیر انسان است، امثال نامیده اند و گفته اند: «حکما، هنگامی که قصد تبلیغ و موعظه دارند آن را به طریق ضربِ امثال بر زبان حیوانات و آنچه آن را نطق نیت می گویند، نظیر آنچه در کتاب کلیله و دمنه و مانند آن وجود دارد». (پور نامداریان، رمز و داستان های رمزی: 114، به نقل از رسائل اخوان الصّفا، ج 4: 113)

تا اینجا تعریفات گوناگونی از منابع متفاوت فارسی و عربی درباره تمثیل و مثل ذکر شد. همانطور که مشاهده گردید، در ادبیات فارسی و عربی بین مَثل و تمثیل و انواع آن هیچ فرقی قائل نشده اند مثلاً در قرآن مبین «مَثل و تمثیل به یک معنی بکار رفته است از طرفی انواع آنها نیز فقط یک نام دارند

در اینجا لازم است ضمن تمییز آنها از هم به انواع آن اشاره شود. البته جدا ساختن مثل از تمثیل چندان کار معنادار و معقول نیست. مگر اینکه به طور قراردادی مثل را به یک شکل و در یک اسلوب و تمثیل را به شکلی و اسلوبی دیگر تعریف کرد. ولی باز هم متذکر می گردد در کل، مثل و تمثیل به یک معنی هستند اما دسته بندی آن به انواع و اقسام منطقی به نظر نمی رسد

مثل یا تمثیل به دو دسته تقسیم می شود: یکی آنکه جملات کوتاه که احتمالاً منشأ داستانی دارند و در یک یا حداکثر دو جمله بیان می شود. در این زمینه کتاب هایی موجود است که در برگیرنده مثل هایی گردآوری شده می باشند مانند «امثال» میدانی و یا امثال و حِکم دهخدا. نوع دیگر که بیشترین بحث و قصد اینجانب در تحقیق حاضر می باشد تمثیل یا مثل از نوع داستانی است. به عبارتی دیگر در این نوع تمثیل یک قصه یا داستان به عنوان مثل یا نمونه برای یک مشبَّه آورده می شود در نتیجه تمثیل که مشبّه به موضوع یک مفهوم موردنظر ماست، هدف و غرض ذهنی و نیت درونی ما را به صورت محسوس و ملموس بیان می کند

درباره انواع تمثیل در صفحات بعدی بطور مفصل بحث خواهد شد. اما معمولی ترین و رایج ترین انواع تمثیل همان است که آن را به دو دسته فابل (Fable) و پارابل (parable) تقسیم می کنند. «فابل» تمثیلی است که قهرمانان آن حیوان ها هستند و «پارابل» تمثیلی است که قهرمانان آن انسان می باشد. این تقسیم بندی در اغلب فرهنگ های غربی نیز مصداق دارد. (پورنامداریان، رمز و داستانهای رمزی، 1368: 116)

 

استعمال تمثیل در خارج از حوزه ادبیات (Analogy):

علاوه بر ادبیات استعمال اصطلاح تمثیل در فقه و منطق نیز با مفهومی کاملا متفاوت مورد استعمال قرار می گیرد. تمثیل را در فقه، قیاس شرعی می گویند. به این معنی که به سبب اشتراک علت در دو چیزی، حکم آن را هم یکی بدانیم: «الخَمرُ حرامٌ لإنّهُ مُسکِرٌ». (شراب حرام است چون مسکر و مدهوش کننده است)؛ پس آبجو هم حرام است چون مسکر و مدهوش کننده است

تمثیل در منطق هم بدین معنی است: تسرّی حکم چیزی در چیز دیگر جزئی به سبب مشابهت. مثال: رودخانه سفیدرود به دریا می ریزد.  پس لابد رودخانه کارون هم به دریا می ریزد. تمثیل مفید علم قطعی نیست مثلاً ممکن است رودخانه ای به دریا نریزد. (شمیسا، گزیده منطق الطیر، انتشارات نشر قطره، سال 1373: مقدمه)

بر همین اساس خواجه نصیرالدین طوسی در اساس الاقتباس تمثیل را استدلال می نامد و می گوید: «استدلال چنان بود که از حال یک شبیه بر حال دیگر شبیه دلیل سازند». (شفیعی کدکنی، صورخیال در شعرفارسی:84 (به نقل از اساس الاقتباس: 594)

 

بررسی جایگاه تمثیل در نزد ملل و اقوام

الف- تمثیل از نظر اقوام بدوی:

در نظر این اقوام تمثیل به معنایی که در نظر ملل متمدن است وجود نداشت ولی در زبان آنها تمثیلات و تعبیرات و تشبیهاتی وجود دارد که می توان گفت جرثومه ابتدائی پارابلها و فابلها هستند، افسانه هایی که شامل تشبیهات به زندگانی جانوران و نباتات یا اشیاء غیر زنده است و به آنها نوعی شخصیت بخشیده و قولی یا فعلی را به ایشان منتسب داشته اند. در نزد اقوام وحشی و حتی هوتن توت ها (نژاد وحشی آفریقایی و استرالیایی) و زولوها (مردم ساکن جنوب آفریقا) از این گونه تمثیلات و تشبیهات کم و بیش به لهجه های محلی وجود دارد که بعضی به کل فاقد ارزش و نتیجه اخلاقی است و برخی هم دارای نتایج اخلاقی مانند «فوائد دوستی» و «مضرّات دشمنی و حق ناشناسی و بی دینی» هستند. (علی اصغرحکمت، امثال قرآن:13- 47 : با تلخیص کلی از کتاب مذکور)

ب) تمثیل در هندوستان:

مَثَل در هندوستان:

«مَثل در ادبیات سانسکریت از دیرباز وجود داشته است و به آن زبان، امثال بسیاری درباره حیوانات و نباتات و جمادات موجود است. کتاب «پانچاتانتارا» که در فارسی به کلیله و دمنه معروف است خود دلیلی بر این مدعاست

علاوه بر آن حکایات و تمثیلات، از کتاب «مهابهاراتا» که قدیمی ترین کتاب اساطیر هندی است می توان نام برد. در این کتاب همه جا به سرگذشت پهلوانانی اشاره می کند که در هنگام نامرادی و اوان ناکامی به استماع حکایات و امثال خود را مشغول می داشته اند. مذهب بودا هم که در هند رواج داشته است همه جا برای تبلیغ از تمثیل سود جسته است، مثلاً کتاب «جاکاتا» که تفسیری است بر مبادی بودائی، متجاوز از پانصد حکایت و مَثل بزرگ و کوچک در خود جای داده است

همچنین مرتاضان یا فقرای رحاله که در همه در اطراف خود گروهی مرید و مستمع گرد می کرده اند اغلب برای آنان به ذکر حکایات و تمثیلات می پرداختند. کوتاه سخن اینکه توسّل به حکایات و تماثیل در این سرزمین بسیار است به طوری که برخی ازب محققین در عقیده خود افراط کرده، ریشه تمام امثال اروپائی را به منابع بودائی و هندی منتهی می سازند. (حکمت، امثال قرآن: 93-114 با تلخیص کلّی)

ج- تمثیل در یونان و روم و جهان غرب:

«امثال و حکایات اخلاقی در نزد یونانیان و پس از آن در نزد اقوام لاتین، همچنین از مراحل بدوی ابتدائی قدیم تا صورت کامل فنی، یک دوره تکامل تدریجی را نشان می دهد. قدیم ترین مجموعه امثال که در ادب جهانی شأن و منزلتی رفیع داشته است و در نزد ملل غرب نیز متداول بوده، منسوب به شخصی یونانی به نام «ایزوپ» است که معمولاً با لقمان حکیم در فرهنگ شرق مشابهت دارد

کتاب «اساطیر» افلاطون به معنی حقیقی اسطوره نیست بلکه تمثیلی است که از اندیشه قومی و متین و حکمای یونان تراوش کرده است

همچنین افسانه های لاتینی از فولکلور رومیان قدیم که در قرون وسطی منتهی به «مجموعه فدروس» گردید. او امثال روم را در قرن اول مسیحی گردآوری کرد تا آنجا که به تمثیل معروف «کمدی الهی» دانته منتهی شد

از کشورهای دیگر غربی نیز می توان از «تومان ایریات» اسپانیولی (1771 م.)؛ «پیک نوتی» ایتالیایی؛ «ژانگه» انگلیسی صاحب کتاب «51 مثل منظوم (1732 م)؛ و «ولسینکِ» آلمانی (1881م) را نام برد که از ایزوپ تقلید کرده اند

بعد از اینها می توان از «کِریلُفِ» روسی نام برد که در فن مَثل نویسی استاد بود. (دو اثر از وی به نام های «قو» ماهی و خرچنگ» و «کودک و سایه» توسط آقای غلامعلی رعدی آذرخشی به نظم ترجمه شده است و در کتاب «از نیما تا روزگاران ما» از یحیی آرین پور آمده است).» (حکمت، امثال قرآن، تلخیص صفحات 93-114)

لازم به توضیح است شرح و بسط کامل تاریخچه و بیوگرافی تمثیل در بلاد خارج از ایران، در این رساله مقدور نیست و جهت آشنایی بیشتر می توان به منابع و کتب مربوطه من جمله کتاب امثال قرآن آقای علی اصغر حکمت مراجعه نمود

د- تمثیل در نزد عبریان و تمثیلات انجیل:

«گویند قدیمی ترین مثلی که در تاریخ ادب در ممالک شرق نزدیک وجود دارد حکایتی است به نام مَثل «اشجار» که در کتاب «عهد عشق»، «سِفر داوران» وارد شده است. (حکایت درباره ی رفتن درختان ند زیتون است تا او را به پادشاهی برگزینند;)

حضرت عیسی (ع) بیش از همه انبیاء بنی اسرائیل کلام خود را به تمثیلات، زینت می داد تا جایی که او را از نظر ادبی بزرگترین استاد تمثیل سرائی شناخته اند

سخنان آن حضرت را چهار تن از جمع کنندگان اناجیل اربعه (لوتا، یوحنّا، مَتی، مَرقُس) به مذاق خود بیان کرده اند که گاهی ساده و گاهی به صورت رمز و تعمیه (چیستان) بیان گردیده است. مفسرین قرآن از تمثیلات انجیل در تفسیر قرآن استفاده کرده اند از جمله امام فخر رازی. » (علی اصغر حکمت، امثال قرآن:13)

 

تمثیل در نزد چینیان:

کنفوسیوس فیلسوف معروف چین و مؤسس مذهب اخلاقی معروف که پانصد سال قبل از مسیح(ع) می زیسته دارای موعظه و حکم فراوان است که اکثر متضمّن تمثیلات شیرین است. (به کتاب مکالمات کتنفوسیوس مراجعه شود).» (مجله کیهان فرهنگی، سال شانزدهم، شمارگان 151، 1387: 41- به نقل از کتاب مکالمات کنفوسیوس، ترجمه حسین کاظم زاده، 1357)

و- تمثیل و جایگاه آن در جزیره العرب:

اعراب جاهلی (ادوار جاهلیت قبل از اسلام) قبل از متحلّی شدن به دین مبین اسلام و گرایش به رسالت نبیّ  اکرم (ص) همانند دیگر ملل عالم از مراحل باستانی تا مراحل متکامل کنونی در طیّ اعصار متمادی دارای ادبیات خاصّ زمان خود بوده اند و امثال و حکایات زیادی داشته اند. بطوری که از قبایل و عشایر این دوره حکایات و داستان های اسطوره ای محلی باقی مانده که جنبه ی تمثیلی دارد

«این امثال و تمثیلات معمولاً در ارتباط با زندگی بیابانگردی، قبیله­ای، مهماندوستی، ارواح شرور، جنّ و غول و حیوانات بیابان و ; است؛ لقمان بن عادیا است که با نازل شدن سوره سی و یکم قرآن به نام او شهرتش مضاعف گردید و آوازه اش در حکمت و بهره گیری از تمثیلات حدّ و مرز آفاق و انفس را در نوردید. » (حکمت، امثال قرآن: 17)

ز- تمثیل در قرآن کریم:

همانطور که می دانیم کلمه «مَثل» از جمله کلمات پرکاربرد در قرآن کریم بویژه امثال و داستان های قرآنی است و با مراجعه به کشف الایات قرآن مجید مشخص می گردد این کلمه (مثل)، در هشتاد آیه و کلمه (مِثل) در هشتاد و یک آیه قرآن به چشم می خورد. در این تمثیلات هر جا که کلمه «مَثَل» آمده است نمی توان لزوماً حمل بر تمثیل داستانی کرد. چون در بسیاری از موارد طرف دوم تشبیه (مشبه به) یک جمله یا یک آیه ی کوتاه است. بدون اینکه خود اشاره به داستانی داشته باشد یا خیر

اما گاهی مشبه به، داستانی است بر سبیل تمثیل، که نیاز به تفسیر دارد مانند

تمثیل: «توانگر و درویش» در سوره ی کهف (آیات 32 تا 44) و نیز تمثیل «اصحاب قریه» در سوره یس (آیات 13 تا 28)

ح- تمثیل در نزد ایرانیان:

تمثیل و امثال مانند سایر ملل در نزد ایرانیان نیز از دیرباز رواج داشته است. از قدیم ترین آنها می توان از آنچه از آثار مانوی که در تورفان بدست آمده نام برد. از این آثار کشف شده تمثیلی به نام «افسون حواس پنجگانه» وجود دارد

در «بُندهِشن» هم تمثیلی است مبنی بر اینکه کالبد آدمی انعکاسی از عالم کبیر است و جهان کهین رمزی است از جهان مهین یا عالم کبیر

نمونه دیگر «درخت آسوریک»؛ داستان منظومی است به زبان پهلوی که در آن درخت خرما و بز در اثبات فضیلت خود با هم به مناظره می پردازند

از دیگر نمونه ها می توان از کلیله و دمنه، هزارافسان، سندبادنامه، گرشاسب نامه، ویس و رامین، بوستان، آثار سنایی، عطار و مولانا (موضوع بحث این پایان نامه) و نیز آثار جامی نام برد. هر چند تعدادی از آنها ترجمه شده اند. (علی اصغر حکمت، امثال قرآن، با تلخیص کلی و اندک تصرّف)

انواع تمثیل:

«تمثیل از نظر الف- قهرمان (شخصیت)، ب- موضوع، ج- درونمایه د-زبان هـ- ساختار و- منشأ قصه به چند دسته تقسیم می شود

الف- از نظر قهرمان (شخصیت):

1- فابل (Fable): «روایتی کوتاه به زبان شعر یا نثر که شخصیت های آن غیر انسان (حیوان) یا اشیاء بی جان است». (علی اکبر دهخدا، لغت نامه)

مانند منطق الطیر عطار، «مزرعه حیوانات» از جورج اروول و یا تمثیل «مناظره دیگ و کاسه در مطبخ جم، از مصیبت نامه عطار. (به تصحیح نورانی وصال، انتشارات زوار، 1373: 99)

2- تمثیلی که قهرمان یا قهرمانان آن انسان هستند. این نوع تمثیل خود به دو دسته کلی پارابل (Parable) و اگزومپلوم (Exemplum) تقسیم می شود

2-1- پارابل (Parable): روایت کوتاهی است که در آن شباهت های جزء به جزء بسیاری با یک اصل اخلاقی یا مذهبی یا عرفانی وجود دارد. از این رو معمولا از زبان پیامبران و عارفان و مردان بزرگ شنیده می شود. مانند: «پیرچنگی» در مثنوی معنوی

2-2- اگزومپلوم (Exemplum) یا حکایت تمثیلی معروف:

داستانی تمثیلی است که شهرت فراوان دارد و به محض شنیدن آن متوجه مشبه یا منظور باطنی گوینده (کنه مطلب) می شویم مانند تمثیل «خرسی که می خواست از چهره دوست مگس براند، او را کشت». با خواندن این داستان به این واقعیت پی می بریم که: «دشمن دانا به از نادان دوست»

3- پاره ای دیگر از تمثیلات هستند که قهرمانانشان برخی انسان و برخی غیر انسان (حیوان و اشیاء) است. مانند تمثیل «طوطی و بازرگان» در مثنوی معنوی یا بسیاری از تمثیلات کلیله و دمنه. مانند تمثیلِ صیاد و دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو. (به تصحیح مجتبی مینوی، باب هفتم، 1373: 157)

 ب- از نظر موضوع:

با توجه به این واقعیت که هر نوشته ای چه منظوم و چه منثور بیان کننده ی موضوع و قصد و غرضی مشخص است مسلماً تمثیل نیز از این قاعده مستثنی نبوده و از این دیدگاه می توان تمثیلات را به انواع اخلاقی، عرفانی، اجتماعی، فلسفی، سیاسی، دینی و ; تقسیم نمود

 ج- از نظر درونمایه (مضمون):

آنچه یادآوری و تذکر آن لازم به نظر می رسد این است که نباید موضوع تمثیل را با درونمایه و مضمون آن مترادف و یکسان دانست چرا که موضوع، یک مفهوم کلی از داستان است ولی درونمایه و مضمون، کل داستان است و به عبارتی درونمایه دربرگیرنده فکر دقیق و اصلی نویسنده و آفریننده داستان است. پس به بیان شیواتر و روشن تر می توان چنین گفت که درونمایه تمثیل، نسبت به موضوع آن دقیق تر و جزئی تر است. مثلاً وقتی می گوییم موضوع فلان داستان اخلاق است (که مفهومی کلّی است) با این درونمایه که ایثار برترین خصلت هاست (البته در همان داستان)، ملاحظه می شود که نوع نگرشی دقیق تر و جزئی تر را دربر دارد. همینطور به این مهم نیز بایستی توجه داشت که درونمایه داستان (تمثیل) با نتیجه ی آن متفاوت است. چرا که درون مایه تمثیل نسبت به نتیجه آن کلی تر می باشد.» (مر صادقی، عناصر داستان، با تلخیص کلّی)

 د) تمثیل از نظر زبان:

«از حیث زبان، تمثیل به دو دسته رمزی و غیر رمزی تقسیم می شود

دسته ی اول از تمثیلات (رمزی) به تمثیلاتی اطلاق می شود که در آن شخصیت ها (اعم از انسان و حیوان و اشیاء) یا مفاهیمی که نماینده ی اشخاص می شوند، تبدیل به مفاهیم و اشیای دیگر می شوند و بر معنی حقیقی خودشان دلالت نمی کنند

اما تمثیل غیر رمزی (تمثیل عادی و معمولی) آن است که مفهوم یا نتیجه نهفته در تمثیل (اخلاقی، عرفانی و 😉 مورد نظر است و مفاهیم به صورت مستقیم و به دور از کنایه و استعاره بیان می گردد.» (پونامداریان، رمز و داستانهای رمزی: 9)

 هـ) از نظر ساختار:

برای تفکیک و دسته­بندی تمثیل یا داستان (چه منظوم و چه منثور) بایستی به عناصر شعر یا عناصر داستان و نیز ویژگی های ظاهری و محتوایی آن توجه نمود. سپس با توجه به وجوه اشتراک آنها هر تمثیل را در گروهی خاص قرار داد. برای نمونه برخی از تمثیلات هستند که تمثیل پرداز یا خالق داستان فقط به نتیجه نهفته در آن اهمیت می دهد. در مقابل دسته ای دیگر از تمثیلات و داستان ها هستند که علاوه بر نتیجه تمثیل به چند عنصر داستانی نیز توجه می کند و نیز از نظر حجم تمثیل گاه یک تمثیل منظوم در پنج شش بیت می آید و گاهی هم از صدها بیت تجاوز می کند.» (میرصادقی، عناصر داستان، با تلخیص صفحات 8-9)

 و) تمثیل از نظر منشأ قصّه:

«از آنجایی که هر قصه یا داستان کوتاه یا بلند که شاعر یا نویسنده برای هدفی خاص آن رابیان می کند و از آن نتیجه موردنظر خود را که تأکیدئ بر مفهومی عرفانی، اخلاقی، فلسفی و ; دارد بدست می آورد، دارای منشأ پیدایشی مشخص است از این حیث تمثیلات که در واقع نوع روایی و داستانی آن مدنظر ماست به چند دسته ذیل تقسیم می شود

1- اساطیری: به تمثیلاتی گفته می شود که منشأ قصه اسطوره است. خداوند متعال در قرآن مجید از این نوع، به نام «اساطیرالاولین» یاد کرده است: «اِذا تُتلی عَلَیهِ آیاتُنا قالَ اَساطیرُ الاوَّلینَ» (68/15 ترجمه: هنگامی که آیات ما بر او تلاوت گردد، گوسد: این سخنان، افسانه پیشینیان است.)

2- تاریخی: به تمثیلاتی اطلاق می شود که در اصل یک واقعه تاریخی است که برخی ابعاد آن را با کم کردن و تخفیف و برخی ابعاد دیگر با مبالغه و زیاد کردن در قالب تمثیل درآمده است و شاعر یا نویسنده آن را برای یک نتیجه اخلاقی، عرفانی، فلسفی و ; بکار می برد

3- دینی: تمثیل هایی هستند که معمولاً در کتب دینی و آسمانی یافت می شوند. مثلاً تمثیلات تورات، انجیل و قرآن مبین

4- تخیلی: به آن دسته از تمثیلات گفته می شود که نویسنده یا شاعر با توجه به ذهن خلاق خود ساخته است و در هیچ مأخذی یافت نمی شود. لازم به توضیح است که نوع اخیر می تواند به دو دسته تقسیم شود: یکی دسته ای از تمثیلات تخیلی که در عین تخیلی بودن در عالم واقع امکان پذیر است مانند بسیاری از تمثیلات عطار و یا سایر تمثیل پردازان

دسته دوم تمثیلاتی هستند که در عالم واقع امکان پذیر نیست مانند تمثیل «هَلُوع» از تمثیلات مشترک عطار و مولانا که در آن یک حیوان، در یک روز هفت صحرا را می چرد و آب هفت دریا را می نوشد

این نوع تمثیل را می توان «تخیلی وهمی» نامید. » (درباره این تقسیم بندی شایان ذکر است، در هیچ ماخذی عیناً به این شیوه عمل نشده است. امّا با مطالعه کتب داستان نویسی و تمثیلات داستانی به این نتیجه می توان رسید که از نظر منشا پیدایش، اغلب از این چهار دسته خارج نیستند.)

رمز و اهمیت آن در تمثیل بخصوص تمثیلات عرفانی:

«از آنجا که بیشتر تمثیلات صوفیه و عرفا بر سبیل رمز بیان شده است، به کلیه تمثیلات مورد بحث ما در این رساله، نام الگوری (allegory) یعنی تمثیل رمزی اطلاق شده است

رمز کلمه عربی است به معنی لب، چشم، ابرو، دهن، دست و یا به زبان اشارت کردن. معادل انگلیسی آن «سمبل» (symbol) است که در ریشه یونانی خود از دو جزء “syn-sym” و “ballein” ساخته شده است. جزء اول به معنی «با هم» و جزء دوم به معنی «انداختن»، «ریختن» و «جفت کردن» و ; است. پس در کل به معنی با هم جور کردن و مقایسه کردن است.» (پورنامداریان، رمز و داستان های رمزی: 1-5)

و اما در باب اهمیت و ارزش رمز (سمبل) در تمثیل، شایان ذکر است که وجود رمز یا سمبل در تمثیل از چند نظر دارای ارزش است. نخست آنکه این رمزها به خاطر داشتن معنای باطنی که نیاز به تفسیر دارد به تمثیلات پویایی دو چندان می دهد و یکی از عوامل پایداری مفاهیم در قالب تمثیل وجود رمز است. چون رمز که نماینده یک طیف یا گروه خاص می شود یک حالت معما گونه و یا یک حالت قابل انطباق با موارد مشابه بوجود می آورد که در موقع ضرورت می توان بر مفهوم مشابه حمل کرد و فکر و نیت خود را به نحو احسن محسوس و قابل فهم کرد و یا سخن را بر سبیل کنایه فهماند

دیگر آنکه چون ارزش ادبی بسیاری از آثار در رعایت ایجاز است، رمز، از این نظر بسیار مفید است. زیرا طریقه نماد، ایجاز است و از آوردن هر مطلب زائد پرهیز می گردد. به عبارتی دیگر وقتی نویسنده یا شاعری به دنبال غنی کردن اثر خود باشد به رمز می گراید. چرا که گفته اند: «العارِفُ تِکفی بِالإِشارَه»

علت سوم گرایش شعرا و نویسندگان به رمز، قصد و نیت ایشان (صاحبان اثر) در غنی کردن اثر و یا سهولت بیان مفهوم از روی اراده است. اما گاهی هم اجباری است و آن زمانی است که شاعر یا نویسنده نتواند مفاهیم فکری خود را به راحتی بیان کند و جوّ حاکم بر اجتماع و اختناق و سانسور او را از این کار باز دارد در این صورت با استفاده از نماد یا رمز می تواند عقیده و دیدگاه انتقادی خود را بیان کندو  در عین حال با اختناق مبارزه کند و اما علت بهره گیری شعرا و نویسندگان صوفیه و عرفا که آثارشان مشحون از رمز است این است که هر چند آثار آنان با گرایش و آمیختگی با رمز غنی تر و شیوه ی بیانشان شیواتر می شد اما علت اساسی توسل ایشان به رمز این بود که اولاً مفاهیم عرفانی در سطح بالا و غیر قابل فهم بود که با آوردن این مفاهیم ثقیل در قالب تمثیل، قابل فهم تر و آسان تر می شد. ثانیاً جوّ اختناقی و سانسور حاکم بر جامعه که محصول شوم و نامیمون حکومتِ شریعت بر طریقت بود خواه ناخواه، موجب گرایش شاعران و نویسندگان اندیشه ورز به رمز و نماد گردید. چرا که بسیاری از افکار صوفیه با ظاهر مصلحت آمیز  و شریعت مآب فرق داشت. بنابراین مورد سرزنش و گاه ضرب و شتم فقها و عوام النّاس قرار می گرفتند. پس برای در امان بودن از این سوء قصدها به زبان رمز سخن می گفتند که معنای باطنی آنها به شیوه رمزی و نمادین مورد نظر آنان بوده و از دچار شدن به سرنوشت حلاج ها و سهروردی ها مانع می شد

هـاتف، ارباب معرفت که گهی                    مست خوانندشان و گه هشیار

از می و بزم و ساقی و مـطرب                      وز مغ و دیر و شــاهد و زنّار

قصد ایشان نهفته اسراریــست                      که به ایما کنند گــاه اظهــار

«هاتف اصفهانی»

ارزش تمثیل در ادبیات عرفانی:

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آئین گفتگو میان ایرانیان باستان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آئین گفتگو میان ایرانیان باستان در word دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آئین گفتگو میان ایرانیان باستان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله آئین گفتگو میان ایرانیان باستان در word

1- آیین گفتگو میان ایرانیان باستان
2- آئین دادن رونما برای دیدن دیدار اروس
3- سه آئینی که از زمان فرانک تاکنون بجا مانده است
4- آئین خواندن نام یزدان پس از دیدن نیکوئیهای آفرینش یزدان
5- آئین درم و مال بختن بر زیر پای یلان و پهلوانان
6- آئین یادیگری در ورزشها و بازی‌های باستانی
فهرست منابع

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله آئین گفتگو میان ایرانیان باستان در word

1- شاهنامه فردوسی، به تصحیح ژول‌مول، چاپ سوم پاییز 1371، انتشارات سخن
2- اوستا، گاتها سرودهای آسمانی زرتشت، تألیف و ترجمه: ابراهیم پورداود، دنیای کتاب
3- تفسیر شیتها جلد 1، تألیف ابراهیم پورداود
4- صدر در بند هش
5- روایات داراب هرمز دیار جلد
6- متون پهلوی- گزارش سعید عریان- ناشر کتابخانه جمهوری اسلامی، چاپ اول
7- کتاب التاج فی الخلاق الملوک تألیف ابوعثمان جاخط بصری، بتحقیق احمد زی‌پاشا، قاهره
8- مروج‌الذهب چاپ مصر، 1346 جزالاول
9- ترجمه تاریخ طبری از ابوعلی محمد بلعمی باهتمام دکتر محمد جواد مشکور، تهران
10- آناهیتا، مقالاتی از ابراهیم پورداود، به کوشش مرتضی گرجی
11- زندگی و مهاجرت آریائیان بر پایه گفتارهای ایرنی، فریدون جنیدی، چاپ دوم 1374- نشر بلخ وابسته به بنیاد نیشابور
12- حقوق بشر در جهان امروز و حقوق جهان در ایران باستان، فریدون جنیدی، نشر بلخ وابسته به بنیاد نیشابور، چاپ اول
13- دوره 11 جلدی داستانهای رستم پهلوان چاپ اول و دویم 1376 و 1383 فریدون جنیدی نشر بلخ وابسته به بنیاد نیشابور

1- آیین گفتگو میان ایرانیان باستان

«در سر تا سر شاهنامه دیده می‌شود که شنوندگان، در هنگام سخنگویی سخنران هیچ بر زبان نمی‌آورند، تا آنکه گفتار او به پایان رسد آنگاه اگر بایسته می‌نمود به سخن وی پاسخ می‌دادند و بر همین بنیاد است که سعدی می‌گوید

سخن را سر است ای برادر و بن

نیاید کسی در میان سخن

و چنین است که در داستان رستم و اسفندیار، در گفتاری که اسفندیار در ستایش از پهلوانی و نژاد خود می‌کند برستم می‌گوید

بمان تا بگویم همه هر چه هست

یکی گر دروغ است بنمای دست

و این گفتار گواه بر آن است که در ایران باستان برای ورود به گفتارها در انجمن، دست خویش را بالا می‌گرفته‌اند تا سردار انجمن دستوری گفتار به ایشان بدهد»[1]

«تا اینجا دیدیم که ایرانیان در میان سخنان دیگران گستاخ‌وار سخن نمی‌گفتند و همواره شنونده از روی آیین آزادگی درنگ می‌کرد تا دیگری سخن خویش را به پایان ببرد و این گفتار اسفندیار نیز نشان می‌دهد که دست بلند کردن و دستوری خواستن برای سخن گفتن نیز از آئین‌های دلپذیر ایرانیان باستان بوده است که گوینده، خود به شنونده می‌گوید که می‌توانی در میان گفتار من دست بلند کنی و از من بخواهی تا گفتار خود را ببرم و تو در میان سخن من اندرآیی و نادرستی گفتار من را بنمایی.»[2]

2- آئین دادن رونما برای دیدن دیدار اروس

در داستان زال و رودابه آنجا که کنیزان رودابه به در شکارگاه به زال برمی‌خورند و سپس به نزد رودابه می‌آیند رودابه به آنها می‌گوید که

رخ من بپیشش بیاراستید

بگفتید و از پس بها خواستید

(هنگامی که چهره اروس را به داماد نشان می‌دادند، رونما می‌گرفتند، و این کار هنوز در بسیاری از روستاهای ایران و نیز در تاجیکستان و افغانستان به آئین است).[3]

خاموش بودن ایرانیان بر سر خوان و آئین بازخوانی هنگام خوردن غذا نزد ایرانیان باستان و آئین شستشوی دست پیش از غذا در ایران باستان و دیگر آیینها هنگام غذا خوردن


[1] – حقوق بشر در جهان امروز و حقوق جهان در ایران باستان- فریدون جنیدی ص 14 و 15- چاپ اول- نشر بلخ وابسته به بنیاد نیشابور

[2] – داستانهای رستم پهلوان- دفتر یازدهم- داستان رستم و اسفندیار چاپ دویم 1383 فریدون جنیدی- نشر بلخ- ص

[3] – داستانهای رستم پهلوان دفتر نخست- داستان زال و رودابه رویه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله زنان در شاهنامه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله زنان در شاهنامه در word دارای 45 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله زنان در شاهنامه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله زنان در شاهنامه در word

مقدمه  
مناسبات شاهان با زنان در شاهنامه  
عشق پهلوانان در شاهنامه  
اشاره ای به نقش زن در شاهنامه  
چکیده پژوهش  
منابع ومأخذ  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله زنان در شاهنامه در word

1- شاهنامه         ژول مول                چاپ فرانسه

2-شاهنامه     چاپ مسکو

3-فردوسی در ادبیات حماسی   جلال الدین همایی

4-پژوهشی در شاهنامه    دکتر حسین کریمان

5-حماسه سرایی درایران       ذبیح الله صفا

6-کتاب پاژ شماره 1   محمد شهری بر آبادی

مقدمه

 شاهنامه در عین اینکه یک اثر سیاسی – تاریخی است ، جای بالنسبه زیادی به مناسبات زن و مرد ، عروسی ها و عشق بازی ها داده وچندین رمان بزرگ عشقی را نیز در بر گرفته است .منظور از پرداختن به این مسایل چه بوده است ؟ مناسبات زن و مرد  رااز چه زاویه ای مطرح کرده است ؟ متاسفانه تا کنون این سؤال ذهن پژوهشگران را به خود مشغول نکرده و داستان های عشقی شاه نامه بیشتر « گریز» های عاشقانه تلقی شده است که چندان هم به اصل کتاب مربوط نیست . درحالی که همه داستان های شاهنامه با اندیشه اصلی راهنمای آن پیوند ارگانیک دارد و در خدمت آن است . شاهنامه گلچینی از حوادث و روایات پراکنده نیست .و اثری است منسجم و هدفمند . و اگر فردوسی داستانی را در آن وارد کرد ه ،میان این داستان ومجموع کتاب رابطه محکمی بر قرار کرده است .حتی داستان « اکوان دیو» که جدا از متن می نماید .به هر صورت به کل کتاب جوش خورده است

بدون تردید یکی از هدف های فردوسی جمع آوری داستان های باستانی بوده و لذا بسیاری از قصه ها ی نوشته وننوشته را بر مبنای کار خود قرار داده است . ولی فردوسی بسیاری از داستان های باستانی را که همانوقت در دسترس داشته نیاورده و از انواع روایت های موجود روایت معینی را بر گزیده و هر داستان را در متن حوادث جا داده و با مجموعه کتاب یک پارچه کرده است . برای انجام همه این کارها باید معیار و منطقی در کار باشد

به نظر ما معیار گزینش داستان های عشقی و منطقی که آن ها را با مجموعه شاهنامه پیوند می دهد ، بینش سیاسی فردوسی است . مناسبات زن و مرد در شاهنامه ،جدا از مجموعه حوادث نیست . آیینه ای است که جوانب ناشناخته و یا کم شناخته از سیمای قهرمانان را منعکس کرده و ما را به درک کامل تر آنان هدایت می کنند . در رابطه با زنان ،خصوصیت درونی مردان بهتر  نمایانده می شود

زن و عشق در شاهنامه از اندیشه اصلی آن – نبرد حق با باطل – جدا نیست . داستان های عشقی شاهنامه به طور کامل در خدمت این اندیشه است ؛ مناسبات بیداد گران با زنان از ریشه با مناسبات دادگران با زنان تفاوت دارد . بیداد گران اینجا نیز بیداد گرند و حماسه ‍آفرینان در عرصه عشق نیز بزرگوار و سرا فرازند

مناسبات شاهان با زنان در شاهنامه

برای اینکه موضوع دقیقتر روشن شود ابتدا نظری کلّی به مناسبات زن ومرد در شاهنامه می اندازیم . درشاهنامه 36 بار رابطه زن و مرد به مثابه ی چاشنی داستان ها آمده که تنها در چهار  مورد عشق ها ی بزرگ آفریده است

در بیشتر موارد شاهان و شاهزادگان ، در رابطه با زن عشقی در میانه نداشته اند. مناسبات آنان با زنان مناسباتی است خشن ، شهوانی ، تابع حسابگری های کوته نظرانه سیاسی و مالی و در بهترین حالت « سجل احوالی ». آنان عاشق نمی شوند ،از روی غرض و شهوت زنان زیبا را در هر جا سراغ کنند، تصاحب می کنند . دختران شاه مغلوب را از پدر و مادر جدا کرده ،به زور به حرمسرای خود می فرستند. زن برای آنان غرامت جنگی است . و آنگاه که از راه مناسبات عادی و ناسوتی کاسبکارانه ، خواستگار می فرستند ، وزنی را به نکاح خود یا فرزند خویش در می آورند ، هدفشان کسب امتیازات سیاسی وقدرت نمایی است . آنان درعروسی هفت شبانه روز جشن می گیرند و دینار می ریزند . اما قلب بزرگی ک مأمن عشقی پاک باشد ندارند قلدری خود محور بینی و خود کامگی آنان در مناسبات با زنان هم به خوبی آشکار است . زن آیئنه ای  است که درآن عمیق ترین خصلت های مرد را می توان دید . برای روشن شدن موضوع نمونه هایی می آوریم

فریدون که با قیام توده مردم به شاهی رسیده ، از همان زمانی که جای خود را محکم کرده ، خود را تافته حدا بافته ای می داند . وقتی می خواهد برای سه پسرش زن بگیرد ،یکی از  دربار یان را به نام جندل ، گرد جهان می گرداند که دخترانی از « نژاد مهان » و سزاوار این سه پسر کاکل زری و خسرو نژادش پیدا کند

فریدون از آن نامداران خویـش    یکی را گرانمایه تر خواند پیش

کجا نام او جنــدل پر هنــــر       بهر کــار دلسوز بر شاه بــر

بدو گفت بر گرد گرد جهــــان     سه دختر گزین از نژاد مهــان

سه خواهر زیک مادر و یک پدر    پری چهره و پاک خسرو گهـر

به خوبی سزای سه فرزند من      چنان چون بشاید به پیوند من

خواستگار گری که فریدون انتخاب کرده و به گردجهان فرستاده و در سر تاسر جهان واز جمله ایرانی زنی لایق فرزندانی فریدون پیدا نمی کند ،مگر سه دختر شاه یمین که تازی اند

جندل

یکا یک زایران سر اندر کشید                پژوهید و هر گونه گفت و شنید

ز دهقان پر مایه کسی را ندید                که پیوسته آفریــدون سزیـــد

در اینجا پسران فریدون هیچ کار ه اند . برای آنها بابا زن می گیرد وتنها شرط عروس ، بزرگ بودن مقام و طبقه ( نژاد) اوست . تمایل انسانی این سه پسر و به طریق اولی تمایل سه دختر کمترین جایی در این مناسبات ندارد. فریدون حتی به فکر پدر دخترها هم نیست که نمی خواهد از نور چشمان خود دور شود . مناسبات ، زور گویانه ی خود کامه است . خواستگار پیام فر یدون و یا بهتر بگوییم فرمان او را  به شاه یمن می رساند

کنون این گرامی دو گونه گهر                بباید بر آمیخت با یکدگر

شاه یمن وقتی پیام خوستگاری فریدون را می شنود . به جای خوشحالی می پژمرد

پیامش چو بشنید شاه یمن                    بپژمرد چون زاب کنده سمن

بیچاره پیرمرد نمی داند چه خاکی بر سرش بریزد

اگر  گویم آری و دل زان تهی                در وغم نه اندر خورد بـا مـــهی

وگر آرزوها سپارم بـــدوی                 شود دل پر آتش پــر از آب روی

وگر سر بپیچم ز فرمــان او                  بیک سو گرایــــم زپیــــمان او

کسی کو بود شهریار زمـین                  نه بازیست با او سگالــید کــین

دختران شاه یمن را به زور از او می گیرند و او مانند هر پدری در چنین موقعی دل آزرده است ونفرین می کند

  زکینه بدل گفت شاه یــــمن                 که از آفریدون بد آمدبه من

بد از من که هرگز مبادم میان                که ماده شد از تخم نر کیان

به اختر کس آن دان که دخترش نیست    چو دختر بود روشن اخترش نیست

شاه یمن عاقبت به زور تسلیم می شود و با اشک چشم دخترانش را به پسران فریدون می سپارد  ، عروسی به راه می افتد . التبه تشریفات عروسی بسیار پر طمطراق است ، ولی عشقی در میانه نیست

این نوع ازدواج توام با زور ،بدون عشق وحسابگرانه بارها در شاهنامه تکرار می شود که قهرمان همه آن ها شاهان اند . کاوس می شنود که شاه ها ماوران دختر زیبایی دارد

که از سرو بالاش زیباتر ست                زمشک سیه بر سرش افسرست

ببالا بلند و بگیــسو کـــمند                   زبانش چو خنجر لبانش چو قند

بهشتی ست آراسته پر نـگار                  چو خورشید تابان به خرّم بـهار

عشقش می جنبد و خوستگار می فرستد قدرت وتاج و زور خود را به رخ می کشد و تهدید می کند

که خورشید روشن زتاج منسـت            زمین پایه تخت عاج منست

هر آنکس که در سایه ی من پناه            نیابد ازو کم شود پایــگاه

بیچاره شاه ها ماوران هم مانند شاه یمن تا پیام کاوس را میشنود ،نمی داند چه کند

چو بشیند از و شاه ها ماوران                        دلش گشت پردرد وسر شد گران

همی گفت هر چند کو پادشاست             جهاندار و پیروز و فرمان رواست

مرا در جهان این یکی دخترست             که از جان شیرین گرامی ترسـت

فرستاده را گر کنم سرد و خوار            نـــدارم پـــی و مایـــه کارزار

همان به که این درد را نیز چشم            بپوشیم و بر دل بخوابیم خـشم

شاه ها ماوران مجبور می شود و دخترش را به کاوس – که لکشر در دروازه شهر دارد-بدهد اضافه کنیم که از میان ازدواج های زورکی ، در این ازدواج کاوس شراره ای از عشق و یا بهتر بگوییم وفاداری پدید می آید . دختر شاه ها ماوران که نامش سودابه است ، بدش نمی آید که زن کاوس شود و در پاسخ پدرش که نظر او را می پرسد ، می گوید

بدو گفت سودابه زین چاره نیست                    از او بهتر امروز غمخوار نیست

کسی کو بود شهریـــار جــــهان                    بر وبوم خواهد همـــی از مهان

زپیـــوند با او چـــرایــی دژم               کسی نشمرد شادمانی به غـــم

سودابه به جاه وجلال شاهی کاوس علاقمند است . زن کاوس می شود و هنگامی که کاوس را با حیله به بند می کشد جامه می درد ، بی تابی می کند و به همراه کاوس در بند می نشیند . همین سودابه است که بعدها عاشق پسر کاوس – سیاوش – می شود و عشقی رسوا پدید می آورد

مورد سودابه و کاوس که در آن زور و قلدری شاهانه با نوعی و فاداری زنان به هم آمیخته ،تنها موردی است که درآن فردوسی نظر طرف مقابل ازدواج شاهان را می اورد . در باقی موارد زنان برای شاهان مال غارتی اند . نیازی نیست که کسی نظر آنان را
بپرسد

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله زبان و ادبیات عرب در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله زبان و ادبیات عرب در word دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله زبان و ادبیات عرب در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله زبان و ادبیات عرب در word

ادبیات عرب  
زبان عربی   
نجیب محفوظ  
شهرت جهانی نجیب محفوظ  
پایان زندگی   
آثار ادبی   
کلام عارفان پارس گوی در آثار نجیب محفوظ  
خط عربی در پس از اسلام  
کلک های خط عربی   
ثلث، نسخ، ریحانی، تعلیقی و رقاء  

ادبیات عرب

عربها واژه ادب را در معانی مختلفی به کار می‌برند، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی (مأدوبه) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم و حسن معاشرت با خواص و عوام به کار می‌رفت. سپس بر تهذیب نفس و آموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آنگونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی به کار می‌آید در بر می‌گرفت

در قرن دوازدهم، لفظ ادب در شعر و نثر و آنچه به آن دو مربوط است چون نحو و علوم لغت و عروض و بلاغت و نقد ادبی استعمال شد. ادبیات عربی به دو بخش تقسیم می‌شود: ادب انشائی یا ایجادی و ادب وصفی یا موضوعی که نخستین آن شامل شعر و نثر است و دومی شامل تحلیل ادبی و تاریخ ادب فنون ادبی عربی نیز بر دو قسمت می‌باشند

فنون ادبی شعری و فنون ادبی نثری. فنون ادبی شعری عبارت‌اند از شعر قصصی یا حماسی، شعر غنائی، شعر تمثیلی و شعر تعلیمی

ادب عربی قدیم از شعر حماسی و تمثیلی خالی است. زیرا قوم عرب کمتر شهرنشین بود و بیشتر به واقعیت گریش داشت و از این رو تخیلش بارور نشده بود. از طرف دیگر شیوه کسب روزی به وسیله شعر که در میان شاعران قوم رواج گرفت جائی برای سرودن اشعار حماسی و تمثیلی باقی نگذاشت. با این همه اگرچه ادب عربی از آثار حماسی بلند و طولانی خالی است از قصائدی که در آنها روح حماسی می‌باشد خالی نیست

 اما فنون ادبی نثری عبارت‌اند از تاریخ و خطابه و قصه و تعلیم و رسائل. ادب قدیم عربی از داستان‌های طولانی نیز خالی است. عرب نثر را به دو گونه می‌نوشت:نثر مرسل و نثر مسجع

در میان اعراب شعر بیش از نثر عرصه بروز یافت و از سجع آغاز شد و به ارجوزه‌ها رسید و از آنجا به اوزان مختلف راه یافت. دوره‌های ادب عربی نیز در سه نهضت منحصر می‌شود: نهضت جاهلی و اموی، نهضت عباسی، نهضت جدید.بنابر این این دوره‌ها از عصر جاهلیت شروع می‌شوند و تا ظهور اسلام و بعد از آن حمله مغول و تأثیر آن بر ادب عربی کشیده می‌شوند. بر اساس موشکافیهای تاریخی و ادبی و مطالعه تطبیقی زبان شناسانه باید به اصالت شعر جاهلی نظر داد. و شعر عربی پس از آن دجار تحول و دگرگونی گردید و شاعران معروفی چون امرئ القیس و زهیر و اعشی و ; پیدا شدند و هرکدام سبک و بینش خاصی داشتند و تصویر خاصی در شعر خویش نمایان کردند. باآمدن اسلام ادب و زبان عربی نیز از قرآن و اسلام تأثیر پذیرفت و ارزش و اهمیت یافت که از صورت یک زبان قومی و محلی در گوشه‌ای محجور از دنیا به موقعیت یک زبان مهم جهانی نایل گردید و با مشارکت موثر همه مسلمین به ویژه ایرانیان، گسترش و دامنه‌ای کم نظیر یافت و آثار و آثار بیشماری در موضوعات گوناگون به عربی نوشته شد

زبان عربی

زبان عربی گذشته از پیوند هزارو چند ساله اش با زبان فارسی ، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب برسی شود . تا دوره های ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن ، کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود.عربها واژه ادب رادرمعانی مختلفی به کار می برند ، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی ( مأدوبه ) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم و حسن معاشرت با خواص و عوام به کار می رفت. سپس بر تهذیب نفس و آموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آنگونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی به کار می آید در بر می گرفت

در قرن دوازدهم ، لفظ ادب در شعر و نثر و آنچه به آن دو مربوط است چون نحو و علوم لغت و عروض و بلاغت و نقد ادبی استعمال شد

ادب عربی به دو قسم تقسیم می شود: ادب انشائی یا ایجادی و ادب وصفی یا موضوعی که نخستین آن شامل شعر و نثر است و دومی شامل تحلیل ادبی و تاریخ ادب

فنون ادبی عربی نیز بر دو قسمک می باشند

فنون ادبی شعری و فنون ادبی نثری . فنون ادبی شعری عبارتند از شعر قصصی یا حماسی ، شعر غنائی ، شعر تمثیلی و شعر تعلیمی

ادب عربی قدیم از شعر حماسی و تمثیلی خالی است. زیرا قوم عرب کمتر شهرنشین بود و بیشتر به واقعیت گریش داشت و از این رو تخیلش بارور نشده بود. از طرف دیگر شیوه کسب روزی به وسیله شعر که در میان شاعران قوم رواج گرفت جائی برای سرودن اشعار حماسی و تمثیلی باقی نگذاشت. با این همه اگرچه ادب عربی از آثار حماسی بلند و طولانی خالی است از قصائدی که در آنها روح حماسی می باشد خالی نیست

اما فنون ادبی نثری عبارتند از تاریخ و خطابه و قصه و تعلیم و رسائل . ادب قدیم عربی از داستانهای طولانی نیز خالی است. عرب نثر را به دو گونه می نوشت:نثر مرسل و نثر مسجع

در میان اعراب شعر بیش از نثر عرصه بروز یافت و از سجع آغاز شد و به ارجوزه ها رسید و از آنجا به اوزان مختلف راه یافت. دوره های ادب عربی نیز در سه نهضت منحصر می شود: نهضت جاهلی و اموی ، نهضت عباسی ، نهضت جدید.بنابر این این دوره ها از عصر جاهلیت شروع می شوند و تا ظهور اسلام و بعد از آن حمله مغول و تأثیر آن بر ادب عربی کشیده می شوند. بر اساس موشکافیهای تاریخی و ادبی و مطالعه تطبیقی زبان شناسانه باید به اصالت شعر جاهلی نظر داد. و شعر عربی پس از آن دجار تحول و دگرگونی گردید و شاعران معروفی چون امرئ القیس و زهیر و اعشی و ; پیدا شدند و هرکدام سبک و بینش خاصی داشتند و تصویر خاصی در شعر خویش نمایان کردند. باآمدن اسلام ادب و زبان عربی نیز از قرآن و اسلام تاثیر پذیرفت و ارزش و اهمیت یافت که از صورت یک زبان قومی و محلی در گوشه ای محجور از دنیا به موقعیت یک زبان مهم جهانی نایل گردید و با مشارکت موثر همه مسلمین به ویژه ایرانیان ، گسترش و دامنه ای کم نظیر یافت و آثار و آثار بیشماری در موضوعات گوناگون به عربی نوشته شد

نجیب محفوظ

او در تمام عمرش کارمند دولت بود. ابتدا در وزارت موقوفات مشغول به‌کار و سپس مدیر سانسور اداره هنر و سرانجام رئیس بنیاد حمایت از سینما و در دوران آخر کارمندی، مشاور وزیر فرهنگ شد. او 30 کتاب داستانی نوشت و در سال 1988 برنده جایزه نوبل در ادبیات شد

 بسیاری از آثار او به صورت پاورقی در نشریات منتشر شدند. از جمله بچه‌های محله ما و کوچه مدق که بر اساس آن فیلمی با شرکت سلما هایک در مکزیک ساخته شد

«بچه‌های محله ما» (1959) یکی از بهترین آثار او است که به‌خاطر کفرگویی ناشی از تصویر کنایی او از خدا که مخالف عقاید ادیان ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام بود در مصر سال‌ها ممنوع بود. در سال 1989 پس از فتوای امام خمینی در مورد سلمان رشدی، عمر عبدالرحمن روحانی نابینای مصری در گفتگو با یک روزنامه‌نگار گفت که اگر محفوظ برای نوشتن این داستان مجازات می‌شد، رشدی به خود اجازه انتشار چنین کتابی را نمی‌داد

عمر عبدالرحمن همیشه تأکید می‌کرد که آنچه او گفته فتوی نیست. اما اسلامگرایان تندرو آن را فتوی انگاشته و تصمیم به‌کشتن این نویسنده 82 ساله داشتند و او را از ناحیه گردن، بیرون از خانه‌اش در قاهره، با چاقو مجروح کردند. او زنده ماند اما پس از آن همیشه محافظان او را همراهی می‌کردند. سرانجام رمان بچه‌های محله ما در اوایل سال 2006 در مصر با مقدمه‌ای از احمد کمال ابوالمجد به‌چاپ رسید

شهرت جهانی نجیب محفوظ

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله داستان نویسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله داستان نویسی در word دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله داستان نویسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله داستان نویسی در word

مقدمه
باب اول
فن داستان نویسی
طبقه بندی داستانها
راه پرپیج وخم تجربه (پل انگگل)
داستان را چگونه باید گفت؟
داستان تا چه حد ساختگی است؟(جورج ه سیزرز،دارال شوایستر)
داستان نویس و انتخاب نوع داستان
روند رسیدن میو داستان(لارنس بلاک)
َماهیت وهدف داستان(فلانری اوکانر)
تصویر در داستان(والیس گریوز، ویلیام ج. لیری)
باب دوم
سرگذشت داستان نویسی ایران
قدیمی ترین متون
استمرار سنت داستان پردازی
گذر از دوره ها
جمال زاده واغاز عصر جدید داستان نویسی
ایسم گرایی
مکاتب مهم ادبی
فهرست مآخذ

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله داستان نویسی در word

1- تأملی دیگر در باب  داستان، محسن سلیمانی، تهران، انتشارات حوز هنری  سازمان تبلیغات اسلامی، چ دوم،

2- سرگذشت داستان نویسی ایران و تکوین عبرت اموزدر ده قرن گذشته، تقی تقی زاده، تهران،

3- فن  داستان   نویسی، محسن سلیمانی، تهران، مؤسسه  انتشارات  امیر کبیر، چ اول،

4-هنر داستان نویسی، ابراهیم  یونسی، تهران، انتشارات نگاه، چ پنجم،

مقدمه

اما شاید هیچکس نتواند به سؤال چگونه می توان داستان نویس  موفقی  شد، پاسخ کاملی بدهد. زیرا همه  کم و بیش با این حقیقت کنار امده اند که نویسندگی اموختنی نیست. ولی مأیوس نشوید. اگر استعداد نویسندگی در خود سراغ  دارید می توانید و باید، راه و روش بهتر نوشتن را نیز بیاموزید. اما  یادتان باشد که معلم  و کتابِ راهنما جز اینکه مجموعه ای از فنون قراردادی وغیر قراردادی راهمچون ابزاری دردستانتان بگذارند،کار دیگری نمی توانند بکنند

هدف از گرداوری این  مقاله  اشنایی با برخی از فنون داستان نویسی از دید چند  تن  از داستان  نویسان غربی و ایرانی و همچنین اشنایی  با سرگذشت  داستان  نویسی  ایران و مطالعه ای مختصر دربار چند داستان معروف  ایرانی است

امیدوارم این مطالب بتواند شما را در خلق اثاری ماندنی تر و بهتر یاری کند

طبقه بندی داستانها

    (( نخستین سؤال دربار  داستان اینست که: چرا باید رنجی  بر خود  تحمیل کنیم  و داستان بخوانیم؟ با زندگی ای بدین  کوتاهی، با  اینهمه نیازهای مبرم و روزافزون، و با درک این حقیقت که چه بسیار کتابهای مختلف پیرامون مسائل  اموزشی و مباحث متنوع وجود دارد که هنوز نخوانده ایم، چرا باید اوقات گرانبهای خود را صرف خواندن اثاری تخیلی کنیم؟

    به این سؤال می توان دو پاسخ اساسی داد: برای «لذت وتفریح» وبرای «درک وفهم بیشتر»

    اگر بخواهیم زیاد طول و تفصیل ندهیم، داستان کمک می کند تا زندگی کمتر برای ما خسته کننده و یکنواخت باشد. ونیزکمک می کند تا اوقات ما با خوشی و سرعت بیشتری  بگذرد. با این دلایل واضح، مطمئناً دیگر نیازی به توصیه بیشترنسبت به خواندن داستان نیست

    لذت- ولذت بیشتر- نخستین مقصود و ابتدایی ترین  توجیه برای خواندن داستان است. ولی اگر داستان  چیزی بیشتر از لذت به ما نمی داد، به سختی می توانست خودش را به عنوان مبحثی برای « مطالعات دانشگاهی» مطرح کند

    داستانها را می توانیم به دو بخش عمده طبقه بندی کنیم

 

الف) ادبیات داستانی تفریحی

ب)ادبیات داستانی تحلیلی

    ادبیات داستانی تفریحی  صرفاً  بدین منظور نوشته می شود  تا ما  اوقاتمان را بطور دلپذیر و مطبوع بگذرانیم

    اما ادبیات  داستانی  تحلیلی  نوشته می شود تا  اگاهی ما را از زندگی گسترش  داده، عمق و حساسیت بیشتری بدان ببخشد

    ادبیات داستانی تفریحی ما را ازجهان واقعی دور می کند. ما را قادر می کند تا موقتاً دردها و رنجهای خویش را بدست فراموشی بسپاریم

    ادبیات داستانی تحلیلی دست ما را می گیرد و به یاری تخیلمان وامی دارد تا بیشتر به درون جهان واقعی برویم. به ما توان می بخشد تا درد و رنجهایمان را به درستی بفهمیم

    ادبیات داستانی تفریحی در نهایت به هدف و مقصود خود یعنی لذت ختم می شود

    ادبیات داستانی تحلیلی علاوه بر لذت،درک و بصیرت را نیز به همراه دارد.))[1]

 راه پر پیچ و خم تجربه         

پل انگگل

((نوشتن مثل عشق ورزیدن است.وقتی که می بینیم این غریز پاک وبی الایش(البته اگر پاک وبی الایش باشد) تا کجا ما را با خود می برد شگفت زده می شویم. به علاوه نکاتی دربار این اّشکال غنایی  بیانی یعنی  نویسندگی و عشق ورزیدن موجب  نیل ان به کمال   خواهد شد.   نکته بسیار مهم دربار  نویسندگی این است که اولا چیزی  به نام  مصالح  نویسندگی  به خودی خود وجدا ازنوع نگرش نویسنده به ان، نحو احساس ان و شکل اندام وار و بیانی در قالب کلمات دادن بدان، وجود ندارد.از نظر نویسنده شکل  بخشی از محتواست ضمن اینکه بر روی ان اثرمی گذارد وصورتی واقعی به ان می دهد.  هنری جیمزمی نویسد تجربه «حساسیتی شدید ونوعی تارعنکبوت بسیار بزرگ ازلطیف ترین نخهای ابریشم و در ناخوداگاه ادمی معلق است و ذرات هوا را به میان رشته هایش می کشد. تجربه همان کیفیت حسی فضای ذهن است.»واین سخن بسیار قاطعی است چرا که می گوید اهمیت  اتفاقات  جهان  بیرون مطلق نیست بلکه  تغییراتی  که ذهن  نیرومند هنرمند به هنگام کشف وقایع، در انها می دهد وانها را منظم می کند مهم است.    پس وقتی صحبت از تجربه به میان می اید منظور این نیست که  نویسنده  باید ماجراهای گوناگون را پشت سر گذاشته باشد.داستان می تواند  دربار هر چیزی باشد. البته داستان ثبت حوادثی که برای اشخاص رخ می دهد نیست، بلکه ثبت واکنش انها دربرابرحوادث است. چون داستان به شخصیت می پردازد و شخصیت است که حوادث را رقم می زند و حوادث نیز شخصیت را ترسیم می کند. مثلاً نوشتن دربار مردی که بر روی رینگ مشت زنی یا در حال دست و پنجه نرم کردن با گاوی خشمگین است همان قدر حساس برانگیز و مناسب است که  لرزش خفیف دست یک زن.   کسانی هم  که می خواهند نویسنده شوند باید  حساسیت قو  ادراکشان را نسبت به زندگی بشر تقوییت کنند. در این مورد نیز جیمزسخن نغزی گفته است. وی ضمن تایید این نکته  که نویسندگان جوان باید اثارشان را براساس تجربییات خود شان بنویسند، می گوید  ولی قبل از این باید  یاد بگیرند که چه طور بیشترین و والاترین تجربیات ممکن را به  وسیل خود اگاهشا ن جذب کنند.وسپس به نویسندگان جوان توصیه می کند که«سعی کنید چیزی از چشمانتان دور نماند.» جیمزبا استفاده از مهارتهای عملی خودش درداستان نویسی به شرح نحو استفاد نویسنده ازتجربیاتش می پردازد ومی نویسد« قدرت حدس زدن نادیده ها ازطریق دیده ها،توانایی کشف اشارات ضمنی، قدرت قضاوت دربار  کل یک چیز ازطریق  یکی از اجزای ان، داشتن وضعیتی که بتوان زندگی را در مجموع  و به طور کامل احساس کرد طوری  که بتوان  به راحتی هرکدام از زوایای  خاص ان را شناخت، مجموع استعدادهای ذاتی ای است که تجربه را بوجود می اورد. پس اگر تجربه  متشکل از مجموع  برداشتهاست می توان گفت که مجموع برداشتها و تاثیرگیریها تجربه است.»    اگر بگوییم  نویسندگی  حاصل  کشف و شهود است  ان  را محدود به  جنب کوچکی  از زندگی و در نتیجه  تحقیر کرده ایم. به همین  دلیل هم عکس این  گفته صحیح است. منبع اصلی اثر نویسنده کل زندگی اوست. هم  حواس او من جمله حس چشایی و لامسه اش،  وضع سوخت وساز بدن، فشار خون، وضع دستگاه گوارش، دمای بدن، خاطرات گذشته، سرزندگی و هوشیاری ذهن، مطالعات قبلی، نگاه  ژرفکاو وی نسبت به زنگی اشخاص، تمایلات جنسی و گوش اوکه برای شنیدن اصوات تیزاست،هریک به نحوی در پدید امدن اثرش سهیمند.))[2]

  داستان را چگونه باید گفت؟

    (( برای گفتن داستان دو شیو مناسب هست: شیو  سوم  شخص و شیو اول  شخص مفرد

    در طریق اول، نویسنده  خود را  بیرون از صحن داستان قرار می دهد و جریانات و وقایعی را که بر اشخاص داستان می گذرد، به خواننده باز می گوید

    در طریق دوم، نویسنده  به جلد یکی از اشخاص داستان درمی اید و وقایع  داستان را انگارخود شاهد وناظرانها بوده ودرانها شرکت داشته است برای خواننده تعریف می کند. هریک از این دو شیوه، مزایا ومحدودیتهای خویش را دارد، اما برروی هم کف مزایا به سود شیو نخست سنگینی می کند

    شیوه های دیگری را نیز می توان به کار برد، مثلاً : میتوان داستان را در قالب نامه یا نامه هایی  گفت و یا ان را به صورت یک  سلسله  مستخرجات از  دفترچ   یادداشت

روزانه پرداخت. اما چنین شیوه هایی  متضمن  دشواریهای  فراوانند و به همین مناسبت کمتر مورد استفاده نویسندگان قرار می گیرند.))[3]

  داستان تا چه حد ساختگی است؟

[1] – تأملی دیگر در باب داستان ، محسن سلیمانی ، تهران ، انتشارات حوضه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم ، 1365 ، صص 13-

[2] – فن داستان نویسی ، محسن سلیمانی ، تهران ، مؤسسه انتشارات امیرکبیر ، چاپ اول ، صص 74-

[3] – هنر داستان نویسی ، ابراهیم یونسی ، تهران ، انتشارات نگاه ، چاپ پنجم ، 1369 ، صص 63-

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مسعود سعد سلمان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مسعود سعد سلمان در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مسعود سعد سلمان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله مسعود سعد سلمان در word

تفاوت ها تولد زادگاه:  
نام زندان و مدت زندانی بودن  
بعد از رهایی:  
مرگ فرزند  
تفاوت در سبک  
وقایع مهم عصر شاعر  
حکومت چالندر:  
شباهت ها:  
زندان  
دردهک:  
در قلعه سو  
در حصار نای  
در حصار مرنج:  
مرگ فرزند:  
شباهت درسبک:  
منابع :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله مسعود سعد سلمان در word

1-رضازاده ،شفق:تاریخ ادبیات ایران،انتشارات وزارت فرهنگ ، تهران، بی تا

2-سبحانی دکتر توفیق هـ:نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند،انتشارات دبیر خانه شورای گسترش زبان وادبیات فارسی، تهران، چاپ اول 1377 هـ ش

3-عروضی سمرقندی: چهارمقاله، به اهتمام دکتر محمد معین، موسسه انتشارات امیر کبیر، تهران

4-عوفی ،محمد:لباب الاباب،تصحیح سعید نفیسی، به سرمایه کتابخانه ابن سینا،تهران اسفند ماه 1335 هـش

5-از کوهساری بی فریاد/ برگزیده قصاید مسعود سعد سلمان:گزینش وگزارش از دکتر مهدی نوریان-تهران: جامی،

6-دیوان مسعود سعد سلمان، تصحیح دکتر مهدوی نوریان، اصفهان، انتشارات کمال،

7-لغت نامه، علی اکبر دهخدا، دانشگاه تهران

تفاوت ها تولد زادگاه

مسعود سعد سلمان سراینده ی بزرگ شعر دری بود و در نیمه قرن پنجم وآغاز قرن ششم سرآمد حسبیه سرایان ونخستین شاعر پارسی گوی در سرزمین هندوستان است همزمان با او دهها شاعر دیگر در دستگاه فروانروایی غزنویان به سرودن نظم می پرداختند و برخی از آن ها از دید نام وجاه بر او برتری داشتند

اصل خاندان مسعود سعد از همدان بود و با قدرت یافتن غزنویان یکی از کاشبه غزنین مهاجرت کرده بود و در دربار غزنوی وارد شغل دیوانی شده بود مسعود سعد به احتمال زیاد در بین سالهای 438 و 440 در لاهور به دنیا آمد واین که در بعضی تذکره ها زادگاه اورا همدان یابرهان نوشته اند صحیح نیست وخود شاعر در اشعار گوناگون به این نکته تصریح کرده است

ای لاهور و ریسک بی من چه گونه ای بی آفتاب روشن روشن چگونه ای

ای جره بازدشت گذار شکار دست بسته میان تک نشیمن چگونه ای

-مهدی اخوان ثالث در سال 1307 در مشهد به دنیا آمده و پدرش عطار طبیب بود

نوجوانی: کودکی ونوجوانی شاعر و در لاهور صرف آموختن علم وادب نیز فراگرفتن فنون جنگاوری وشکار و تیراندازی وسوارکاری کردید به ویژه آن که به سبب اشتغال پدرانش به امور دیوانی آموختن شعر وادب وترس در خاندانش موروثی بود چنانکه خود می گوید: سعد مسعود همان دادست از براعت که سعد سلمان

مهدی اخوان ثالث در ابتدا به موسیقی علاقه داشت و بدور از چشم پدر تا به تار زدن می پرداخت هنگامی که پدر فهمید او را کرد

پس از آن به شعر علاقمند شد وی پس از آموزش ابتدایی وارد هنرستان شد واز کار سوهان کشی اره کشی و آهنگری چیزهایی بیاموخت. سپس به تهران رفته در کریم آباد و رامین به معلمی مشغول شد

نام زندان و مدت زندانی بودن

مسعود سعد سلمان به مدت ده سال در زندان های سو دهک و نای ( هفت سال در سو ودهک و سه سال در نای)زندانی بود و سه سال در برنج گرفتار بود

اما مهدی اخوان ثالث در زندان های قصر وقزل قلعه به مدت یکسال و در خوزستان به مدت 9ماه به زندان می افتد

بعد از رهایی

مسعود سعد پس از رهایی از زندان به لاهور بازگشت و به سرپرستی املاک پدر خودسعد سلمان که تا این زمان هنوز زنده بود پرداخت بونصر که اهل ادب بود از قدیم با مسعود آشنا بود شاعر را بار دیگر به عمل دیوانی کشاند و او را از ندیمان خاص عضدالدوله نیز زاد کرد. شاعر درمجالس بزم شیرزاد در کنار ندیمان و عمله طب به شعر خواندن می پرداخت

اخوان ثالث پس از رهایی به کار روزنامه نویسی می پردازد ودر رادیو و سازمان فیلم ابراهیم گلستان مشغول می‌شود

مدتی بعد به خوزستان رفته و برنامه ی ادبی اهواز به راه می اندازد

مرگ فرزند

مسعود سعد سلمان در زندان مرنج متوجه مرگ پسرش صالح می‌شود ودر وصف وی مرثیه ای در وصف وی سروده است

تفاوت در سبک

دیوان مسعود سعد مجمع متنوع و رنگانگی است که از توصیف تغزل و مدح، رثا،حکمت وطنز و برتر از همه حسب حال شهرت، ارزش واعتبار شعر مسعود سعد در درجه ی نخست از حسبیات او مایه گرفته است

مسعود سعد باریک بینی خود را در وصف در چیستان های متعدد نشان داده شده است

چیستان کتاب

چون تو معشوقه و چون تو دلبر نبود خلق را به عالم در

به هنر طبع ترس استاد به فرد روح را توی رهبر

علو واغراق از لوازم مدیحه سرایی است ومسعود سعد نیز از آن برکنار نیست

که طول وعرض همت او داردی سپهر خورشید کی رسیدی هرگز به باختر

وگاهی زبونی وچاپلوسی پس از اندازه در مدایح او دیده می‌شود

هر جا که ستور توآید من قبله خویش خاک آن سازم

در نظر مسعود سعد معیار شعر درست واستوار اما هنر مر خردمند است

سخن به وزن درست آید ونظم قوی چو باشد مرد پرخرد معیار

-اشعار اخوان دارای 3ضلع است

ابتدا او به سبک خراسانی سروده است شعرهایی مثل ارغنون وعصیان

ضلع دوم به سالهای بعد از 1331 بر میگردد که به روش نیمایی گرایش پیدا کرده است

ضلع سوم به آن دورانی بر میگردد که وی به قالب های سنتی شعر فارسی برگشته است البته در این زمان رخدادها به شکل طنز آمیزی در شعرهایی او تجسم می یابد و همه چیز برای اوجدیت خود را ازدست داده است

از نظر او شاعر دانسته شعر نمی گوید و تا درونش از معانی شاعر سرشار نشود شعر نمی سراید. او به سراغ شاعران قدیمی می رود و موجی از واژگان قدیمی را زنده می‌کند برای نمونه به جای سلام وخداحافظی از کلمات درود و بدرود استفاده می‌کند میتوان او را کلاسیک جدید نامید وی به پاکی و اصالت کلمه اهمیت می دهد وافعال را دقیق به کار می برد مثل بخشیدن و بخشاییدن گویا در و جود او دو سراینده است یکی در آخر شاهنامه از نیما پیروی می‌کند و یکی به سبک روشن کهن شعر می گوید وی با یادآوری اسطوره ای مکان های سنتی بین گذشت وحال پیوند برقرار می ند ترکیب های نو وکهنه را به کار می برد. مثل بسیط ز مهریر، شط دشنام، شکوفه هنر وهمچنین از اسامی تاریخی مثل بیژن، اسکندر، لات وغربی نیز بهره برده است در بسیاری از اشعار خود سوی وا قعیت های اجتماعی و سیاسی زمان خود نظر داشت واوج این سبک را میتوان در اشعار آخر شاهنامه و از این اوستا مشاهده کرد او تا شعر زمستان روش دیگری داشت اما پس از آن به عنوان یک شاعر معاصر مطرح شد ولی تا حد تعیم یعنی به حد فرخ نرسید و نمی خواست ونمی توانست

در مقابل حماسه گرایی شعر نیما شعر حدی تراز یک است تصویرسازی را در اشعار زمستان و خوان هشتم می بینیم. مشارکت ونزدیکی انسان و طبیعت را میتوان در شعر نماز او دید. آنچه نقطه مشترک تمام شعر اخوان است اندوه ،گریه ،ناامیدی ،شکست در عین حال مملو از نجابت وروشنی وراستی ولی برعکس ساختار اشعار او از نظر فکری هیچ تنوعی ندارد اخوان بر خلاف فروغ که شاعر آینده بین بود فقط برای حال می سرود آن هم برای ایران نه جهان او خود را شاعری ملی می داند نه جهانی خصوصیات جهانی شدن یعنی داشتن یک ذهن فرهنگی جهانی ودیگر جسارت ایستادن در برابر همه ی موانع شعر کلاسیک بیش تر از همه در نیما وسپس شاملو وجود داشت

مهمترین دهه ی شعری او به سال های 1334 تا 1343 برمی گردد در واقع شعر ناگه غروب کدامین ستاره در سال 1343 همان شعر زمستان در سال 1334 می‌باشد اما پردرد تر و شکوه آمیزتو او شاعری آرمان گرا وواقع بین است نقطه ای دیگر موقعیت اخوان را میتوان سرودن شعرهای سیاسی واجتماعی دانست که آیینه ای در نقاط تاریخی 40ساله اخیر است

در مورد او نوشته اند که زندگی را دوست می داشت وی شاعری است که دشواری های شخصی و خانوادگی را در آثار و یادداشت های خود ثبت کرده است او بذله گو تیزهوش وحاضر جواب بود

وقایع مهم عصر شاعر

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید