مقاله تحقیق در معنای توحید و شرک در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تحقیق در معنای توحید و شرک در word دارای 53 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تحقیق در معنای توحید و شرک در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تحقیق در معنای توحید و شرک در word

تحقیق در معنای توحید و شرک  
1 – اقسام توحید  
2 – فرق توحید ربوبی و الوهی:  
3 – لفظ جلاله به معنی عام  
4 – شرک عرب جاهلی، شرک ربوبی نیز بود  
5 – تحدید عبادت  
پاسخ شگفت آور  
پی‏نوشت‏ها:  
کارهایی که به عنوان دین صورت می‏گیرد،بر سه نوع است:  
باز هم سخنی پیرامون جشنهای میلاد  
تقسیم بدعت به نیک و بد  
منابع:  

تحقیق در معنای توحید و شرک

 با یک تعریف منطقی برای عبادت میتوان بر بسیاری از اختلافات وهابیان پایان بخشید

 اساسی‏ترین مسائل قرآنی و کلامی، مساله توحید و شرک است و علماء و دانشمندانی که درباره توحید و شرک سخن گفته‏اند، به اقسام گوناگون آن دو اشاره کرده‏اند، توحید همانند شرک، برای خود انواع و اقسامی دارد که در کتابهای عقیدتی و احیانا تفسیری پیرامون آنها بحث و گفتگو شده است. برای اینکه خوانندگان گرامی از مجموع اقسام آن به صورت فشرده آگاه باشند، فهرست آن را در اینجا می‏آوریم، سپس درباره یک قسم که همان توحید و شرک در عبادت است، به طور گسترده سخن می‏گوییم، زیرا محور بحث ابن تیمیه و پیرو او محمد بن عبد الوهاب، همین مساله است. آنان مسلمانان را به شرک در عبادت، متهم می‏کنند و در دیگر اقسام، همه را با خود همآهنگ می‏دانند، و آنچه که بیش از همه در کتابهای آنها به چشم می‏خورد، مساله شرک است. و نازلترین بدگوئی آنان درباره یک نفر، متهم کردن او به‏«شرک‏»است، از آنجا که برای‏«توحید در عبادت‏»اند، غالبا در تشخیص مصادیق آن دچار اشتباه شده و چیزهائی که ارتباطی به عبادت و پرستش ندارد، از مصادیق آن می‏انگارند

 اصولا کلید مناظره با وهابیان و حل عقده‏ها و گرههائی که از جمود آنان مایه می‏گیرد تفسیر صحیح از«عبادت‏»است که در نتیجه، موارد آن روشن شود، و انسان عبادت و پرستش را از احترام و ارج گذاری و دیگر مفاهیم جدا سازد، و تا این گره گشوده نشود و عبادت و پرستش به شکل دقیق، تفسیر نگردد، هر نوع بحث و مذاکره با این گروه سودی نداشته و طرفین به نتیجه نمی‏رسند

 مثلا پیروان محمد بن عبد الوهاب می‏گویند:توسل به پیامبران و صالحان، استغاثه به آنان و استمداد از اولیاء عبادت آنهاست، و از آنجا که عبادت، مخصوص خداست، طبعا چنین اعمالی پرستش غیر خدا به شمار می‏رود و پرستشگر غیر او مشرک و محکوم به قتل است

 در حالی که گروه‏های دیگر می‏گویند توسل به صالحان، از مقوله توسل به اسباب است استغاثه و استمداد از ارواح صالحان، پرستش آنها نیست‏بلکه توسل به وسائل غیبی است که در شرائطی مؤثر می‏باشند

 و ما صریحا این مساله را اعلام میکنیم که نقطه مرکزی اختلاف وهابیان با دیگر مسلمانان، مساله تحدید معنای عبادت و پرستش و در نتیجه جدا سازی مصادیق آن، از مصادیق دیگر مفاهیم، مانند احترام و بزرگداشت‏یا توسل به اسباب و وسائل، است و به کلیه مناظران و نویسندگان با هدف توصیه می‏کنیم که پیش از هر چیز، این مشکل را حل کنند و مناظر را وادار سازند که از«عبادت‏»یک تعریف جامع و مانع ارائه دهد

 مایه تاسف اینکه در این سه قرن که کتابهای وهابیان، در اکثر مناطق منتشر شده و همه مسلمانان را به جز گروه خود متهم به شرک می‏کنند، فصلی و یا بابی برای تعریف عبادت، اختصاص نداده‏اند، و غیر از کلی گویی کار دیگری نکرده‏اند. و چون این بحث جنبه کلیدی دارد، اگر اندکی سخن به درازا کشد و از حالت فشرده بیرون آید، از خواننده گرامی پوزش می‏خواهیم و برای اینکه این راه را به صورت روشن و ساده بپیماییم، یک رشته مسائل اساسی را تحت عناوینی جداگانه می‏آوریم

1 – اقسام توحید

 همانطور که یادآور شدیم توحید برای خود و قهرا شرک نیز در برابر آن اقسامی دارد که فقط عناوین آنها را با یک تفسیر اجمالی می‏آوریم

 الف – توحید ذاتی – خدای واجب الوجود، یگانه است و برای او نظیر و مانندی نیست، و نیز او بسیط است و ذات او از ترکیب پیراسته است

 ب – توحید صفاتی – صفات ثبوتی خدا همگی عین ذات او هستند. البته نه به این معنا که خدا فقط ذاتی دارد و از صفاتی مانند علم و قدرت در وجود او خبری نیست (1) بلکه ذات از نظر کمال به پایه‏ای رسیده است که علم، جدا از ذات و قدرت جدا از واقعیت او نیست، و واقعیت وجود او این کمالات را تشکیل می‏دهد. البته این نوع از توحید از آن عدلیه است که معتزله و امامیه در پوشش آن قرار گرفته‏اند ولی اهل حدیث، با این اصل مخالفت نموده و صفات او را زائد بر ذات او می‏انگارند و اشاعره، نیز در این مساله پیرو احمد بن حنبل هستند

 ج – توحید در خالقیت – در جهان آفرینش، خالق واقعی و حقیقی و مستقلی جز خدا نیست و تاثیر دیگر موجودات، از فرشته و انسان و علل طبیعی، همه و همه، جنبه ظلی و تبعی دارند و به اذن و مشیت او کار، انجام می‏دهند. این همان معنای صحیح‏«توحید در خالقیت‏»است که بحثهای دقیق علمی و قرآنی، ما را به آن رهبری نموده است، در حالی که اشاعره و اهل حدیث توحید در خالقیت را به گونه ناروایی تفسیر کرده‏اند که امروز دستاویز ملحدان و منکران مذهب، واقع شده است، و آن اینکه در جهان، یک مؤثر (اعم از اصلی و تبعی) بیش نیست، و خدای جهان مستقیما بدون تاثیر گذاری علل و اسباب، پدید آرنده اشیاء و آثار است، و در حقیقت، خدا در حال تقارن علل و اسباب طبیعی و امکانی، مستقیما اثر بخش است، و موقعیت علل، جز موقعیت مقارنت و نمایش چیزی نیست

 این نوع تفسیر نارسا از توحید در خالقیت، سبب شده است که مارکسیستها، خدا شناسان را متهم به نفی قانون علیت و معلولیت نموده و بگویند آنان معتقدند خدای جهان، جانشین تمام علل و اسباب است، و این خداست که مستقیما تب مالاریا را در وجود انسان پدید می‏آورد و میکرب، نقشی در آن بیماری ندارد آنگاه به صورت صحیح و نا صحیح بر مذاهب بتازند و آنانرا ضد علم و دانش معرفی کنند، در حالی که نمی‏دانند، گفتار مورد نظر آنان، مربوط گروه خاصی است

 فلاسفه و محققان اسلامی از این نظریه کاملا بیزارند و گروه عدلیه و پیروان اهل بیت، در تفسیر توحید در خالقیت، تفسیر دوم را ناروا دانسته، و همگی به تفسیر نخست معتقدند، و آیه(هل من خالق غیر الله) (فاطر/3)را به شکل یاد شده در بالا تفسیر می‏کنند

 د – توحید در ربوبیت – ربوبیت، مشتق از«رب‏»به معنای صاحب است، عرب هر موقع بگوید: رب البیت، رب الدابه، رب الضیعه، مقصود صاحبان خانه و اسب و مزرعه است. ولی از آنجا که تدبیر و کارگردانی هر چیزی بر عهده صاحب آن است، طبعا مقصود از توحید در ربوبیت، همان توحید در تدبیر و کارگردانی است‏یعنی خدا جهان را آفرید (توحید در خالقیت) و تدبیر و کارگردانی آن نیز بر عهده اوست آنچان نیست که اصل خلقت از آن خدا باشد و کارگردانی آن را بر عهده فرشتگان، پریان و انبیاء و اولیاء بگذارد. بلکه او هم خالق است و هم مدبر و جهان یک خالق و یک مدبر اصیل بیش ندارد البته اعتراف بوجود یک مدبر اصیل و مستقل، مانع از آن نیست که جهان آفرینش توده‏ای از علل و اسباب باشد که روی یکدیگر اثر نهاده و جهان آفرینش به صورت زنجیره‏ای از علل و معلومات پیش برود

 همان طور که در توحید در خالقیت‏یاد آور شدیم، اعتقاد به چنین توحیدی به معنی نفی دیگر علل چه از نظر آفرینندگی و چه از نظر تاثیر در یکدیگر، نیست، بلکه مقصود این است که خالق اصیل و مدبر مستقل خداست، و خالقیت و آفرینندگی موجودات امکانی، همه و همه به اذن و مشیت و سرپرستی اوست، همچنین توحید در تدبیر، مانع از اعتراف به مدبران ظلی و تبعی نیست که تحت فرمان او، انجام وظیفه می‏کنند، چنانکه می‏فرماید: (فالمدبرات امرا) (سوره نازعات/آیه 5) (سوگند به کارگردانان امر آفرینش)

 ه – توحید در حاکمیت و ولایت – مقصود از چنین توحید این است که بر بندگان خدا فقط خدا حق حکومت دارد، و هیچ انسانی بر هیچ انسانی حق حکومت ندارد چنانکه می‏فرماید: (ان الحکم الا الله) (یوسف/40) در همین جا نیز سخن یاد شده در توحید در خالقیت و ربوبیت، تکرار می‏شود. و آن اینکه حصر حق حاکمیت‏به خدا مانع از آن نیست که گروهی به فرمان او حکومت کنند و تحت‏برنامه دقیق الهی به اداره اجتماع انسانی بپردازند

 و – توحید در اطاعت و فرمانبرداری – حق اطاعت از شؤون حکومت است و چون حاکمیت اصیل از آن خداست طبعا حق اطاعت از آن اوست و هیچ فردی نسبت‏به فردی واجد چنین حقی نیست، ولی انحصار چنین حقی به خدا، مانع از آن نیست که گروهی به صورت نمایندگی از جانب خدا لازم الطاعه باشند و طاعت آنان در حقیقت اطاعت‏خدا باشد چنانکه می‏فرماید: (من یطع الرسول فقد اطاع الله) (نساء/80) «هر کس از پیامبر فرمان برد، در حقیقت از خدا فرمان برده است. »

 ز – توحید در تشریع و قانونگذاری – مقصود از آن، این است که قانونگذاری، حق خاص خداست و هیچ فردی نمی‏تواند برای کسی جعل قانون کند و خداست که با فرستادن پیامبران و کتابهای آسمانی، بشر را به قوانین سعادت بخش، آشنا می‏سازد، البته قانونگذاری از آن خداست، ولی برنامه ریزی مربوط به خود جامعه است که در پرتو آن قوانین کلی، برای اداره کشور برنامه ریزی می‏کند و اما کار مجتهدان، همان شناسایی قوانین الهی و معرفی آنهاست که کارشناسان این قسمت‏به شمار می‏روند

 ح – توحید در عبادت – یعنی عبادت مخصوص خداست و جز او نباید کسی را به هیچ عنوانی پرستید. اگر برخی از مراتب توحید (مانند توحید صفات) مورد اختلاف است، در این مساله که‏«عبادت از آن خداست و جز او نباید کسی را عبادت کرد»اختلافی وجود ندارد اصولا نمیتوان فردی را موحد یا مسلمان خواند مگر آنکه اصل (ایاک نعبد و ایاک نستعین) را بپذیرد یعنی (تنها تو را می‏پرستیم و تنها از تو یاری می‏جوییم)

 هدف اساسی از اعزام پیامبران، گسترش این اصل است، زیرا مردم به مرور زمان از توحید فطری منحرف شده و به جای خدای واقعی، خدا نماها را پرستش میکردند خدا پیامبران را فرستاد تا مردم را به همان توحید فطری باز گردانند چنانکه می‏فرماید

 (کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه. . . ) (بقره/213)

 (مردم همه یک امت‏بودند، تا اینکه خدا پیامبران نوید بخش و بیم دهنده را بر انگیخت و به همراه آنها کتاب را به حق فرو فرستاد تا درباره آنچه مردم بر سر آن اختلاف کرده بودند داوری کنند)

 آیات قرآن صریح در این است که توحید در پرستش، اصل مشترک در میان تمام پیامبران می‏باشد، چنانکه می‏فرماید

 (و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت. . . ) (نحل/36)

 «در میان هر امتی پیامبری فرستادیم که:خدا را بپرستید و از پرستش بتها بپرهیزید. »

 بنابراین، اصل کلی مورد اختلاف نیست و همه میگویند که عبادت از آن خداست و هر نوع شرک و دو گانه پرستی و انحراف از خط توحید محکوم است و باید از آن دوری جست، و اگر اختلافی در کار است فقط و فقط در تشخیص جزئیات است که آیا مثلا توسل به انسان پاکدامن، مصداق پرستش اوست، یا از جزئیات توسل به اسباب است. اینجاست که لازم است عبادت به صورت منطقی تحدید شود، تا با در دست داشتن مقیاس و ضابطه صحیح، درباره موضوعات مورد نزاع به داوری بپردازیم

2 – فرق توحید ربوبی و الوهی

 در کتابهای وهابیان به پیروی از بنیانگذار این مکتب، از دو نوع توحید نام می‏برند و می‏گویند:«توحید ربوبی‏»و«توحید الوهی‏»

 توحید نخست را به توحید در خالقیت و توحید دوم را به توحید در عبادت و پرستش تفسیر میکنند، و یاد آور می‏شوند که همه فرق اسلامی، توحید در خالقیت را پذیرفته‏اند و خالقی جز خدا قائل نیستند ولی آنان در الوهیت گرفتار شرک شده‏اند، زیرا کارهای آنان مانند توسل به پیامبران و صالحان، و یا استغاثه و استمداد از آنان و یا طلب شفاعت از پیامبران، همه و همه پرستش انبیاء و پیامبران است و از این هت‏با مشرکان عصر رسالت، یکسان و همگام هستند، و اگر توحید، در ربوبیت، برای نجات از عذاب کافی بود، همه مشرکان عصر رسالت، اهل نجات بودند (2)

 در اینجا دو نکته را یادآور می‏شویم

 1 – تفسیر ربوبیت‏به خالقیت، و الوهیت‏به پرستش از اشتباهات رائج وهابیان است که هرگز در آن تجدید نظر نکرده‏اند و خلف از سلف این اصطلاح را گرفته و پیوسته می‏تازند، زیرا همانطور که یادآور شدیم، ربوبیت از کلمه‏«رب‏»به معنای صاحب گرفته شده است، و صاحب و مالک بودن یک جاندار و یا یک مزرعه تناسب با خالقیت و آفرینندگی ندارد، بلکه مناسب با مقام کارگردانی و تدبیر آنهاست. صاحب یک اسب، به خاطر بهره‏گیری از آن، سرپرستی زندگی او را بر عهده می‏گیرد و با دادن آب و علوفه، وسیله ادامه حیات او را فراهم می‏سازد، چنانکه صاحب یک مزرعه برای پرورش گیاهان و درختان برنامه‏ریزی کرده و کارگردانی آنجا را بعهده میگیرد. بنابراین لازم و شایسته است که به جای توحید در ربوبیت همان اصطلاح معروف‏«توحید در خالقیت‏»را بیاورند. و از اصطلاح خود قرآن پیروی کنند

 نظیر چنین اشتباهی در کلمه الوهیت رخ داده است، ولی تحقیق این است که‏«اله‏»به معنی‏«معبود»نیست و اگر هم احیانا در آن به کار رود، اصطلاح جدیدی است که هرگز قرآن بر آن اصطلاح سخن نمی‏گوید. بلکه لفظ الله و اله یک معنا بیش ندارد. چیزی که هست، اولی‏«علم‏»و اسم خاص است و دومی کلی و اسم عام. در حقیقت هر دو به معنای‏«خدا»هستند ولی در زبان عربی بر خلاف زبان فارسی، خدا دو نوع اسم دارد. خاص و عام، خاص، تنها بر خدای واجب الوجود اطلاق می‏شود و بس، در حالی که عام، هم او را شامل است و هم دیگر خدایان پنداری را که بت‏پرستان آنها را خدا می‏انگارند، هر چند از خدایی جز اسم، نصیب دیگری ندارند و به تعبیر قرآن

 (ما تعبدون من دونه الا اسماء سمیتموها انتم و آباؤکم ما انزل الله بها من سلطان. . . ) (یوسف/40)

 «شما جز خدا، تنها بتهایی را می‏پرستید که خودتان و پدرانتان، نام خدا بر آن نهاده‏اید هرگز خدا بر خدایی آنان، دلیل و برهانی نفرستاده است‏»

 در زبان انگلیسی عین همین اختلاف هست. مثلا در زبان انگلیسی که به و اسم عام را به صورت [ god ] می‏نویسند و از این طریق اسم خاص را از عام جدا می‏کنند

 از دقت در آیات قرآنی میتوان این معنی را استفاده کرد که‏«اله‏»در قرآن به معنی خداست، البته به صورت معنای عام، نه به معنی معبود، زیرا در غیر این صورت، تفسیر قسمتی از آیات دچار اشکال می‏شود، اینک در آیات یاد شده در زیر دقت‏بفرمائید

 1 – (لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا) (انبیاء/22)

 «هر گاه در آسمانها و زمین خدایان دیگری جز الله وجود داشتند، نظام آفرینش دچار فساد و تباهی می‏شد

 مضمون آیه و برهانی که آیه یاد آور می‏شود در صورتی صحیح است که‏«اله‏»را به معنی خدا بگیریم نه به معنی معبود و در غیر این صورت، استدلال ناتمام خواهد بود، و مقصود این است اگر در جهان خدایانی، همانند، واجب الوجود بود، دستگاه آفرینش دچار فساد و تباهی می‏شد، زیرا خدایان دیگر، بسان خدای واقعی دارای علم و قدرت، خلقت و آفرینش (و لا اقل) تصرف و تدبیر در آسمانها و زمین هستند، و تعدد مدبر، جز تباهی کار نتیجه‏ای ندارد، ولی اگر بگوئیم:مقصود این است که اگر معبودهایی جز خدا بودند، جهان دچار تباهی می‏شد، طبعا استدلال نارسا خواهد بود زیرا:در جهان، معبودانی به حق و یا باطل جز خدا هستند ولی نظام بر پاست

 و لذا وقتی گروهی که اله را به معنی معبود می‏گیرند، با چنین اشکالی روبرو می‏شوند، ناچار می‏شوند کلمه‏«بحق‏»در خود آیه مقدر کنند و بگویند قل لو کان فیهما آلهه (بحق) یعنی اگر معبودان بحقی جز خدا بودند، دستگاه آفرینش دچار تباهی می‏شد، طبعا معبودان به حق باید مانند«الله‏»دارای خلقت و تصرف باشند در این صورت، تالی فاسدی را که آیه متذکر شده به دنبال خواهد داشت

 ناگفته پیداست، چنین تصرفی در کلام فصیح و بلیغ بسیار نارواست و تا دلیلی در کار نباشد، تقدیر، باطل خواهد بود، عین همین گفتار در آیه دیگر نیز حاکم است. یعنی استدلال در صورتی صحیح است که اله در آن به معنی خدا (به صورت عام) باشد نه به معنی معبود، و گرنه استدلال ناتمام بوده و برای تکمیل آن ناچاریم کلمه بر حق را تقدیر بگیریم

 2 – (و ما کان معه من اله اذا لذهب کل اله بما خلق و لعلا بعضهم علی بعض سبحان الله عما یصفون) (مؤمنون/91)

 «بگو اگر با او خدای دیگری بود (نه معبود دیگر) در این صورت، هر خدایی به سوی تدبیر مخلوق خود می‏رفت، و برخی بر برخی برتری می‏جستند. »

 آنچه می‏تواند این برهان را روشن سازد این است که در کنار خدا، خدای دیگری باشد که به گونه‏ای در جهان متصرف باشد، نه معبود دیگر، و گرنه اعتقاد به معبودهای ناتوان و بیچاره که از تصرف و تدبیر دور باشند چنین تالی فاسدی را به دنبال ندارد

 3 – (قل لو کان معه آلهه کما یقولون اذا لابتغوا الی ذی العرش سبیلا) (اسراء/42)

 «اگر با او خدایانی بود، هر یک از آنان سعی می‏کردند که به سوی خدای صاحب عرش راهی پیدا کند. »

 مضمون آیه این است که تعدد«اله‏»مایه اینست که آن اله پنداری، به خدای واقعی راه پیدا کند و این در صورتی است که مقصود از اله همان خدا باشد که خلقت و تصرف در آفرینش از شؤون اوست، و گرنه تعدد معبود منهای این دو صفت، ملازم با هم رتبه بودن با خدا نیست، تا به سوی او راه پیدا کند

 4 – (انکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون لو کان هؤلاء آلهه ما وردوها. . . ) (انبیاء/98 – 99)

 «شما و آنچه را که جز او می‏پرستید هیزم جهنم خواهید بود و همگی بر آن وارد می‏شوید. اگر آنچه می‏پرستید، خدا بودند، قطعا وارد دوزخ نمی‏شدند)

 برهانی که این آیه اقامه می‏کند در صورتی نتیجه می‏بخشد که آلهه به معنی خدایان باشد، زیرا خدایی خداست که مانع از ورود او به دوزخ می‏شود نه معبود بودن او

 خلاصه در این آیات چهارگانه که قرآن براهین عقلی دقیق بر یکتایی خدا، اقامه می‏کند، ناچاریم که اله و آلهه را به همان معنای خدا به معنای عام بگیریم نه به معنی معبود و در غیر این صورت براهین مورد نظر، بی نتیجه خواهند بود، زیرا تعدد خداست که مایه فساد دستگاه آفرینش می‏شود نه تعدد معبود (مضمون دو آیه اول و دوم) و دوگانگی خداست که سبب می‏شود هر خدایی به خدای واقعی راه پیدا کند نه دو گانگی معبود (مضمون آیه سوم) خدا بودن است که مانع از آن می‏شود که هیزم دوزخ گردد نه مجرد معبود بودن ولی اگر لفظ اله در این آیات به معنی معبود گرفته شود، ناچاریم برای تصحیح معنی آیات، کلمه(بحق)را مقدر بگیریم

3 – لفظ جلاله به معنی عام

 گاهی لفظ جلاله معنی علمیت و جزئیت را از دست می‏دهد و حالت کلی به خود می‏گیرد یعنی از لفظ جلاله (الله) ، اله اراده می‏گردد، و در دو آیه یاد شده در زیر جریان از این قبیل است

 (هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون) (حشر/23)

 (هو الله الخالق الباری‏ء المصور له الاسماء الحسنی یسبح له ما فی السموات و الارض و هو العزیز الحکیم) (حشر/24)

 «در این دو آیه، لفظ جلاله حالت علمی و جزئی بودن را از دست داده و به جای اله به کار رفته است، تو گویی در آیه نخست چنین می‏گوید:او خدایی است که چنین اوصافی را دارد:پادشاه است، منزه از نقایص است و. . . »

 و در آیه دوم چنین می‏گوید:«او آن خدایی است آفریننده و صورتگر، برای او نامهای زیباست این تنها دو آیه یاد شده نیست که لفظ جلاله در آنها معنی کلی پیدا کرده و با اوصاف بعدی از کلیت آن کاسته شده است، بلکه در بعضی آیات دیگر نیز جریان چنین است چنانکه می‏فرماید

 (و هو الله فی السموات و فی الارض یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون) (انعام/3)

 «اوست‏خدا در آسمانها و زمین، پنهان و آشکار شما را می‏داند و از کردار شما آگاه است. »

 این آیه بسان آیه یاد شده در زیر است که در آن به جای لفظ جلاله، لفظ اله به کار رفته است

 (و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله و هو الحکیم العلیم) (زخرف/84)

 «اوست‏خدا در آسمانها و اوست‏خدا در زمین و او حکیم و داناست‏»

 سرانجام این بحث را با ذکر آیه‏ای دیگر به پایان می‏رسانیم

 (و لا تقولوا ثلاثه انتهوا خیرا لکم انما الله اله واحد سبحانه ان یکون له ولد) (النساء/171)

 «نگویید خدا سه تاست. از این گفتار باز ایستید که برای شما نیک است، جز این نیست که خدا، خدای یگانه است، پیراسته است از این که فرزندی داشته باشد. »

 این آیه به روشنی می‏رساند که الله و اله مفهوم واحدی دارند، جز اینکه یکی از سعه و گستردگی برخوردار است، و لذا یکی بر دیگری حمل می‏شود

 دقت در مفاد این آیه، و آیات پیشین ما را به یک اصل کلی رهبری می‏کند، و آن اینکه اله و الوهیت، به معنی خدایی و خداوندگاری است نه معنی معبودیت و عبادت، و این اصطلاح معروف در کتابهای وهابیان، که از توحید در عبادت به توحید در الوهیت تعبیر می‏آورند، کاملا بی پایه است، و از اینکه ما در اینجا به صورت گسترده سخن گفتیم، پوزش می‏طلبیم

4 – شرک عرب جاهلی، شرک ربوبی نیز بود

 در بسیاری از کتابهای وهابیان و احیانا دیگران، دیده می‏شود که شرک عرب جاهلی را منحصر به شرک در عبادت نموده و اینکه آنان، بتها را شفیعان درگاه الهی می‏دانستند و می‏پرستیدند و پیوسته می‏گفتند

 (ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی) (زمر/3)

 «آنان را نمی‏پرستیم مگر برای اینکه ما را به خدا نزدیک سازند»

 و (و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله) (یونس/18)

 «جز خدا چیزهایی را می‏پرستند که نه به آنها ضرر می‏رساند نه سود و می‏گویند اینها نزد خدا شفیعان ما هستند»

 با این دو آیه یاد آور می‏شوند که شرک عرب جاهلی تنها شرک در عبادت بود، در حالی که این دو آیه، ناظر به گروهی از اعراب جاهلی است، در حالی که گروههای دیگر از بت‏پرستان، در مساله تدبیر و کارگردانی جهان، نیز مشرک بودند، و در میان آنها گروهی فرشتگان و پریان و یا آفتاب و ستارگان را می‏پرستیدند، قرآن درباره مردم یمن (قوم سبا) یادآور می‏شود که هدهد سفیر سلیمان به او گزارش کرد که

 (. . . وجدتها و قومها یسجدون للشمس من دون الله. . . ) (نمل/24)

 «ملکه و قوم او را دیدم که آفتاب را می‏پرستیدند»

 اصولا ورود بت پرستی به مکه از طریق شرک در ربوبیت‏بود، یعنی خدایانی را کردگار جهان شمرده و اوضاع جوی را از نظر نزول باران و غیره مربوط به آنان می‏دانستند. تاریخ نگاران یادآوری می‏شوند:عمرو بن‏«لحی‏»امیر مکه در سفر خود به بلقاء شام گروهی را دید که بتهایی را می‏پرستیدند، از آنان پرسید:چرا اینها را می‏پرستید؟ در پاسخ گفتند:ما اینها را می‏پرستیم و از آنها باران می‏طلبیم. آنها باران می‏فرستند، کمک می‏جوییم ما را کمک می‏کنند. امیر مکه، تحت تاثیر تبلیغات آنان قرار گرفت. بتی به نام هبل را همراه خود آورد و بر سطح کعبه نهاد و مردم را به پرستش آن دعوت کرد (3)

 حتی در صلح حدیبیه اندیشه چنین شرکی در مغز برخی از صحابه وجود داشت، و پیامبر، آن را عقیده‏ای شرک آمیز دانست و گفت:«هرگز نگویید باران، به وسیله طلوع و غروب ستارگان به ما می‏رسد»البته نه به این معنا که طلوع و غروب ستاره‏ای را در شرق و غرب نشانه نزول باران یا حکومت‏خشکی میاندیشیدند، بلکه آنها را مؤثر مستقل در ریزش باران یا قبض آن می‏دانستند (4) البته، در اینکه قاطبه عرب جاهلی در مساله خالقیت، موحد بودند، جای تردید نیست و آیاتی بر این مساله گواهی می‏دهد، مانند

 (و لئن سالتهم من خلق السماوات و الارض لیقولن خلقهن العزیز العلیم) (زخرف/9) (5)

 «اگر از آنان بپرسید که:آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است؟می‏گویند خدا»

 البته شرک جهان مسیحیت و یا شرک یونانیان و رومیان برای خود سرگذشت دیگری دارد که فعلا وارد آن نمی‏شویم و در شرک آنان مساله توحید در خالقیت دچار آسیب شده بود

5 – تحدید عبادت

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

فایل نیازهای معنوی انسان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 فایل نیازهای معنوی انسان در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل نیازهای معنوی انسان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي فایل نیازهای معنوی انسان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن فایل نیازهای معنوی انسان در word :

فایل نیازهای معنوی انسان در word

فایل نیازهای معنوی انسان در word
فهرست مطالب:

حقیقت و ماهیت انسان

نظریه روحیون

نظریه مادیون

معنویات انسان

نیازهای معنوی انسان ازدیدگاه امام خمینی

منابع

……………………………………………………….

چکیده:

حقیقت و ماهیت انسان

می‏دانیم که درباره حقیقت و ماهیت انسان ، اختلاف نظرهایی وجود دارد. بطور کلی دو نظریه اساسی در مقابل یکدیگر قرار گرفته‏اند : نظریه ” روحیون ” و نظریه ” مادیون “

نظریه روحیون

براساس نظریه روحیون ، انسان حقیقتی‏ است مرکب از جسم و روان ، و روان انسان ، جاویدان است و با مردن‏ او فانی نمی‏شود . همچنانکه می‏دانیم منطق دین و مخصوصا نصوص اسلامی بر همین‏ مطلب دلالت می‏کند.

معنویات انسان

در عین اینکه درباره حقیقت و ماهیت انسان چنین اختلاف نظر بزرگی وجود دارد، درباره یک مسئله دیگر اگر چه با این مسئله وابستگی دارد هیچگونه‏ اختلاف نظری نیست و آن این است که یک سلسله امور وجود دارند که در عین‏ اینکه از جنس ماده و مادیات نیستند و می‏شود نام آنها را معنویات‏ گذاشت به انسان ، ارزش و شخصیت می‏دهند. انسان بودن انسان به این امور است، یعنی اگر این معانی را از انسان بگیرند، با حیوان هیچ فرقی‏ نمی‏کند.
به عبارت دیگر انسانیت انسان به ساختمان جسمانی او نیست که‏ هر کسی که یک سرو دو گوش داشت و پهن ناخن و مستوی القامه بود و حرف‏ زد، انسان است، حال هر که و هر چه می‏خواهد باشد ، نه ، اینطور نیست.
سعدی همین مطلب را به این زبان گفته است:
تن آدمی شریف است به جان آدمیت

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و زبان و گوش و بینی

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

اگر آدم بودن به داشتن همین اندام است، همه از مادر ، آدم به دنیا می‏آیند . نه ، آدم بودن به یک سلسله صفات و اخلاق و معانی‏ای‏ است که انسان به موجب آنها انسان است و ارزش و شخصیت پیدا می‏کند.
امروزه همین اموری که به انسان ارزش و شخصیت می‏دهند و اگر نباشند انسان‏ با حیوان تفاوتی ندارد، به نام ” ارزشهای انسانی ” اصطلاح شده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اخلاق در قرآن در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اخلاق در قرآن در word دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اخلاق در قرآن در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله اخلاق در قرآن در word

مقدمه    
دسته بندی اخلاق    
دیدگاه قرآن درمورد التزاز    
قرآن و قدرت طلبی    
فضایل اخلاقی در قرآن    
فضایل اخلاقی اجتماعی    
رذیلت های اخلاقی    
منابع و مأخذ    

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله اخلاق در قرآن در word

1-    مصباح یزدی، آیت الله محمد تقی، اخلاق در قرآن ، ج 1 ، قم تحقیق و نگارش محمد حسین اسکندری، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ، چاپ چهارم، تابستان
2-     مصباح یزدی، آیت الله محمد تقی، اخلاق در قرآن ، ج 2 ، قم تحقیق و نگارش محمد حسین اسکندری، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ، چاپ چهارم، تابستان
3-     داوودی،محمد، اخلاق اسلامی، ،قم، انتشارات معارف، چاپ 32، تابستان
4-    مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن ، قم، مدرسه الاماما علی ابن ابی طالب،
5-    جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح احیاه، قم ،مرکز نشر اسراء
6-    دلشاد تهرانی، مصطفی، سیری در تربیت اسلامی، مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر، چاپ اول
7-    حاجی بابائیان امیری، محسن، روش های تربیت اخلاقی کاربردی در اسلام، انتشارات سروش، تهران ، چاپ دوم
8-    رضوان فر، احمد، فرهنگ اخلاقی معصومین(ع) ، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما، چاپ اول، تابستان
9-    ارفع ، سید کاظم، اخلاق در قرآن ، موسسه فیض کاشانی، چاپ اول،
10-    مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات دانشگاه اما مصادق(ع)(خلاصه آثار شهید مطهری)، چاپ دهم

مقدمه

به گواه تاریخ اهلاق علمی است که در بهبود روابط انسان با خدا و اعضای جامعه بسیار نقش آفرین و تأثیر گذار است. ملکات نفسانی انسان و تزکیه و تهذیب نفس در پرتو اخلاق شکل می گیرد وسرنوشت فردی و اجتماعی انسان تحت تأثیر عمیق وگسترده اخلاق است؛ انسان لازم است توانمندی اخلاقی زیستن را کسب کند ، چرا که انسان بر اساس متون اسلامی ، ازهمه ی توانایی های شناختی، ارادی وعملی برای شناخت فضایل و رذایل اخلاقی و انتخاب فضایل و رذایل اخلاقی برخورداراست و ازهمین رو توانایی اخلاقی زیستن را دارد ممکن است برخی بپندارند اخلاقی زیستن به معنای چشم پوشی از بزرگ ترین نعمت العی یعنی آزادی است در صورتی که اخلاق اسلامی آموزه های قرآنی می باشد و در صدد سلب آزادی انسان نیست، بلکه نقش اصلی آن هدایت انسان در مسیر بهره گیری درست و معقول ازاین موهبت عظیم الهی است تا به کمال ممکن برسد

در این پژوهش ابتدا دسته بندی اخلاق رامعرفی و به دنبال آن اخلاق در قرآن را شرح داده و دیدگاه قرآن در مورد التزاز و قدرت طلبی را بررسی کردیم و سپس دور نمایی از فضایل و رذایل اخلاقی را در متون اسلامی یعنی قرآن و روایات معرفی کردیم. ازاین رو چند نمونه ازصفات اخلاقی بیان شده در قرآن و روایات رااستخراج و دسته بندی کردیم تا تصوری نسبتاً جامع و کامل از اخلاق اسلامی به دست آوریم؛ به طورکلی در این پژوهش محور مباحث ، آموزه های قرآنی و روایی است وبه دنبال آن بعضی از فضایل و رذایل اخلاقی با استناد به آیات قرآن بیان شده است

دسته بندی اخلاق

فلاسفه اخلاق تاکنون به پیروی از ارسطو، اخلاق را به ملکات راسخه در نفس که در اثر تکرار عمل حاصل می شود تفسیر کرده اند و از آنجا که منشأ اعمال ورفتار انسان قوای نفسانی اوست، هماهنگ باتنوع و تعدد قوای نفسانی، فصول اخلاق را به اقسام متنوعی تقسیم کرده اند می گویند: قوایی که در پیدایش افعال وبه دنبال آن ملکات انسان مؤثر هستند سه دسته می باشد: 1- قوه ی عقلیه 2- قوه ی شهویه 3- قوه ی غضبیه .و هریک ازاین قوای سه گانه رفتارها و کردارهای ویژه ای طلب می کنند ونیزبه ترتیب اولویت این قوا به بررسی اعمال ورفتار انسان می پردازند وعلمای اخلاق اسلامی هم غالباً به پیروی ازارسطو کم وبیش همین تقسیم بندی رارعایت کرده اند. درمجموع موضوع اخلاق ، موضوع وسیعی است که شامل ملکات وحالات نفسانی وافعالی می شود که رنگ ارزشی داشته  باشند.(مصباح یزدی، آیه الله محمد تقی، اخلاق در قرآن ، ج 1 ، ص 213)

اخلاق در قرآن /یکی ازمهمترین اهداف پیامبران درنظر قرآن مسئله اخلاق است، زیرا اعتلا و سعادت انسان ها در گرو پایبندی و آراستگی به اخلاق الهی است واین امر درسایه تربیت اخلاقی انسان میسر خواهد شد چنان که شاعر می گوید

               اقوام روزگار به  زنده اند             قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است

(مکارم شیرازی-آیه الله ناصر- اخلاق در قرآن ، ج 1)

دیدگاه قرآن درمورد التزاز

قرآن کریم اصل التزاز را بد نمی داند، صریحاً در بعضی از آیات آن را تجویز کرده  وحتی به نکوهش کسانی پرداخته است که بیهوده خود یا دیگران را ازنعمت های الهی محروم می کنند

قرآن درجایی می فرماید«قل مَن حَرَّمَ زینهَ اللّه التی أَخرَجَ لِعبادِهِ والطیباتِ من الرزقِِ ِ قُل هیَ للذّینَ آمنوا الحیاه الدنیا خالِصَهًیوم َالقیامَهِ کذلِکَ نُفَّصِلُ الایاتی لِقَومٍ یَعلَمون»

بگو چه کسی زینت خدا را برای بندگان خود برآورده و روزی های پاک وپاکیزه را منع کرده است. بگو آن ها برای کسانی که ایمان آورده انددر زندگی دنیا ، در قیامت به طور خالص خواهد بود. بدین سان آیات را تفصیل می دهیم برای آنان که می دانند

پس اگر در قرآن مجید و احادیث اسلامی در استفاده اززینت ها و طیبات  به محدودیت هایی بر می خوریم ، این به  خاطر لذت بودن و طیّب بودن آن هانیست ، بلکه حرمت آن ها به لحاظ یک عنوان عرضی است که در تزاحم آنها با لذایذ ابدی اخروی بر آنها عارض می شود

خلاصه کلام و سخن آخر اینکه : راحت طلبی صفتی نکوهیده است؛ زیرا سعادت انسان دردنیا  و آخرت بدون رنج وتلاش فراهم نمی شود. شخص راحت طلب می خواهد همیشه خوش باشد و بیاساید در صورتی که زندگی توأم با رنج وتلاش است وخداوند در یکی از آیات قرآن که می گوید«لَقََد خَلَقناَ الُاِنسان َفی کَبَد» این حقیقت را تأئید فرموده است

راحت طلبی دراین جهان که جهان کار وتلاش و کشت و کوشش است، انسان را از سعادت و کمال لبدی باز می دارد وبنابراین ، از صفات زشت و ناپسند خواهد بود. البته ، وضع انسان در جهان دیگر و زندگی او در بهشت با آنچه که دراین جهان می گذرد متفاوت خواهد بود، چرا که التذاذات  وخوشگذرانی های انسان در آن جهان ، بدون تلاش ورنج و زحمت ، برای آنان که با تقوا بوده اند فراهم خواهد شد. و مزاحمتی با لذت و سعادت بالاتر ندارد.(مصباح یزدی، محمد تقی، اخلاق در قرآن ، ج2 ص 179-178)

قرآن و قدرت طلبی

آیا میل به قدرت با همه شئون ومظاهرش ازنظر قرآن یک میل فطری محسوب می شود و آیا شاهدی از آیات قرآن می توان براین مطلب ارائه دا؟

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و سیره نبوی به ویژه مصادیق آن در جامعه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و سیره نبوی به ویژه مصادیق آن در جامعه در word دارای 140 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و سیره نبوی به ویژه مصادیق آن در جامعه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و سیره نبوی به ویژه مصادیق آن در جامعه در word

پیشگفتار

مقدمه

2-1 بیان مسئله

3-1 اهداف تحقیق

4-1 اهمیت تحقیق

5-1 سئوالات با فرضیات تحقیق

6-1 تعریف واژگان اساسی تحقیق

الف) معنای کلمه شهید

ارزش و اهمیت ایثار

تاریخچه ی ایثار و شهادت

1-2 مقدمه

پیشینه تحقیق

پیشینه نظری

1-3  مقدمه

1-4 مقدمه

زهد و ایثار

فرضیه 2 : رابطه بین جهاد و شهادت

جهاد و تعریف آن

جهاد از نظر قرآن

اقسام جهاد

شرایط جهاد ابتدایی

جهاد دفاعی

مقدمه ای بر رسالت تکامل انسانی

اصل اول – ایمان به مبدا و معاد

اصل سوم – حرکت مستمر

مفهوم شهادت و شهید

فرضیه 3 : مفهوم شهادت و مقام شهید

شهید و شهادت

فرازی از سخنان و پیامهای حضرت امام خمینی (س)

اشاره

شهادت

ارزش شهادت

شهادت

شهید

شاهد

اقسام شهادت

مقام و منزلت شهید

آیات و روایات در مقام شهید

روایات

جایگاه شهید و شهادت در نهج البلاغه و قرآن

سخنان و پیام های حضرت امام خمینی (س)

مقام شهدا

تعظیم از شهید در احادیث

قداست شهید

شهید در معانی مقدس;

منشا قداست

شهادت قداست خود را از ناحیه چه امری دارد؟

حق شهید

بدن شهید

منطق شهید

خطبه 1821

7- یاد یاران شهید

شوق شهادت در کلام علی (ع)

چرا شهادت؟

مصادیق ایثار و شهادت در جامعه

ایثار در طبیعت

فرضیه 4 : ایثار و رابطه اخلاقی و اجتماعی و سیاسی آن در جامعه

آغاز نگرش شیعه به مسئله ایثار و شهادت

بررسی مختصر علمی ایثار و گذشت

آثار عبادی ایثارگری و شهادت طلبی در جامعه

1- اثر روحیه ایثار و شهادت در تقویت ایمان

2- تاثیر ایثارگری و شهادت طلبی بر عبودیت و سازندگی انسان

3- احیاء فرضیه امر به معروف و نهی از منکر

4- تقویت روح ایثار در جامعه

آثار اخلاقی فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه

1- ایثار محور مسائل اخلاقی

2- تقویت روحیه صبر و استقامت در مومنین

بررسی فلسفی فرهنگ ایثار در اجتماع کنونی و کاربرد آن

آثار سیاسی ایثار در جامعه

آثار اجتماعی ایثار در جامعه

راهکارها و نتایج کاربردی

تفاوت منطق مصلحین با شهیدان

فرضیه 5 : آثار فرهنگی ایثار و شهادت در جامعه

رابطه ی جهانی شدن و فرهنگ شهادت

مقدمه 1-

2- 5 نتیجه گیری

مشکلات تحقیق 3-

پیشنهادهای تحقیق 4-

الف- پیشنهادات به محققین

منـابـع و مـاخـذ

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله ایثار و شهادت از دیدگاه قرآن و سیره نبوی به ویژه مصادیق آن در جامعه در word

دانشگاه و فرهنگ ایثار و شهادت ( جلد اول و دوم)       معاونت تحقیق و پژوهش کنگره سرداران شهید

جهاد و شهادت در اسلام                                      نویسنده : علی عرب سرخی اردستانی

مقام شهید در پیشگاه پروردگار                                تالیف: سید مجتبی ذاکری

فرهنگ فارسی الفبایی- قیاسی (جلد اول)          دکتر مهشید مشیری

حماسه و عرفان                                                           ایه الله جوادی آملی

شهادت                                                                    دکتر علی شریعتی

حماسه حسینی ( جلد اول : سخنرانیها)                       استاد مرتضی مطهری

قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ                 استاد مرتضی مطهری

فروغ شهادت                                                    آیه الله حاج شیخ علی سعادت پرور

 

1-4 مقدمه

پیامبر اکرم (ص) فرمودند

من اراد علما و لم یزدد هدی لم یزدد من الله الا بعدا ( مجموعه ورام جلد 1ص.22)

آنکس که علم و دانش بیاموزد ولی دانشش توام با هدایت و انسانیت نباشد چیزی جز دوری از خدا بر معلومات خویش نیفزوده است

شهدای گرانقدر ; علمداران سرمست باده و ولایت

وقتی که شما رفتید یاسهای زرد و گلهای سرح دریا در باغچه خاهایمان روییدند

شما کن به دوشان حماسه ساز، با هق هق گریه های شبانگجاهتان ، با زمزمه های نیایش جاری بر لبهایتان خیال محبوب را در بر می کشید و در گریه ماگرم کارزار بوسه های داغ سرب را ، بر پیشانی و قلب مهربانتان می نشاندید. شما خوبان چپیه بر گردن و پیشانی بند (( یا فاطمه زهرا)) بر سر بسته و شیشه عمر را در دست و دل در کمند نگاه و ولایت داشتید ; و ; ما !

به شک جمهوری اسلامی ایران بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (س) است و یگانه حکومت بر حقی است که بر اساس مکتب وحی و حاکمیت خدا پایه گذاری شده است

وزیر پرچم امام زمان (عج) و به رهبری نایب بر حقش به راه استوار خود ادامه می دهد در این چهارچوب بنیاد شهید نیز به عنوان افضل نهادهای این نظام مقدس و بازوی توانمنمد انقلاب اسلامی به دست با کفایت امام خمینی (س) تاسیس گردید. خلف صالح امام، مقام معظم رهبری ( مدظله) این بنیاد را با عنوانی مانند (( یکی از برکات و نشانه های حقانیت و نشانه های حقانیت انقلاب و امام ;)) یکی از حسنات و صدقات جاریه امام;)) (( جزو افتخارات امام عزیز و نظام جمهوری اسلامی )) و ; توصیف نمودند، و فرض بنیاد شهید را فرض حمایت انقلاب دانسته و بر ضرورت عصمت و طهارت آن تاکید فرمودند

 

زهد و ایثار

فرضیه 2 : رابطه بین جهاد و شهادت

        یکی از فلسفه های زهد ایثار است. اثره و ایثار هر دو از یک ریشه اند

اثره یعنی خود را و منافع خود را بر دیگران مقدم داشتن و به عبارت دیگر همه چیز را به خود اختصاص دادن و دیگران را محروم ساختن. اما ایثار یعنی دیگران را بر خویش مقدم داشتن و خود را برای آسایش دیگران به رنج افکندن

زاهد از آن جهت ساده و بی تکلف و در کمال قناعت زندگی می کند و بر خود تنگ می گیرد، تا دیگران را به آسایش برساند، او آنچه دارد به نیازمندان می بخشد زیرا قلب حساس و دل درد آشنای او آنگاه به نعمتهای جهان دست می یازد که انسان نیازمندی نباشد، او از اینکه نیازمندان را بخوراند و بپوشاند و به آنان آسایش برساند بیش از آن لذت می برد که خود بخورد و بپوشد و استراحت کند. او محرومیت و گرسنگی و رنج و درد را از آن جهت تحمل می کند که دیگران برخوردار و سیر و بی دردسر زندگی کنند

ایثار از پرشکوهترین مظاهر جمال و جلال انسانیت است و تنها انسانهای بسیار بزرگ به این قله شامخ صعود می کنند

قرآن کریم داستان ایثار علی (ع) و خاندان گرامیش را در آیات پر شکوه خود در سوره هل اتی منعکس کرده است علی و زهراء و فرزندانشان آنچه در میسور داشتند که جز چند قرص نان نبود با کمال نیازی که بدان داشتند تنها و تنها به خاطر رضای حق به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند ، این بود که این داستان در ملاء اعلی بازگو شد و آیه قرآن در باره اش نازل گشت. رسول اکرم وارد خانه دختر عزیزش حضرت زهرا شد، دستبندی از نقره در دست زهرا و پرده بر در اتاق زهرا دید، چهره کراهت نشان داد، زهرای مرضیه بلافاصله پرده و دستبند را توسط قاصدی خدمت رسول اکرم (ص) ارسال داشت که به مصرف نیازمندان برساند، چهره رسول اکرم (ص) از اینکه دخترش نکته را درک کرده و دیگران را بر خود مقدم داشته شکفته گشت و فرمود : پدرش به فدای او باد

شعار (( الجار ثم الدار)) رسم جاری خاندان علی و زهرا بود

علی (ع) در خطبه ” المتقین ” می گوید

نفسه منه فی عناء و الناس منه فی راحه

یعنی متقی کسی است که خودش از ناحیه سختگیریهای خودش در رنج است. اما مردم از ناحیه او در آسایشند

قرآن کریم انصار مدینه را که حتی در حال فقر برادران مهاجر خود را پذیرائی کردند و آنان را بر خودشان مقدم داشتند چنین توصیف می کند

و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه

یعنی دیگران را بر خود مقدم می دارند هر چند فقیر و نیازمند باشند

بدیهی است که زهد بر مبنای ایثار در شرائط مختلف اجتماعی فرق می کند، در یک اجتماع مرفه کمتر نیاز به ایثار پیدا می شود، و در یک اجتماع محروم مانند اجتماع آنروز مدینه بیشتر، و یکی از رازهای تفاوت سیره رسول اکرم (ص) و علی (ع) در این جهت با سائر ائمه اطهار همین است و به هر حال، زهد بر اساس فلسفه ایثار هیچگونه ربطی با رهبانیت و گریز از اجتماع ندارد بلکه زائیده علائق و عواطف اجتماعی است و جلوه عالیترین احساسات انسان دوستانه و موجب استحکام بیشتر پیوندهای اجتماعی است

جهاد و تعریف آن

        کلمه ی جهاد از ماده جهده مشتق شده و به معنای کوشش و تلاش می باشد و دارای مشتقاتی از قبیل مجاهد، مجتهد اجتهاد است که به همان معنا می باشد و در اصطلاح منتهی شیعه، مجاهد به تلاشگر جانبازی گفته می شود که به امر نبی و یا امام معصوم در جهاد شرکت نماید و در زمان غیبت به امر نایب امام معصوم به منظور دفاع در میدان نبرد شرکت کند. جهاد در مکتب ما از کوچکترین حرکت هدفدار که بدون چشم داشت مادی واقع شود تا کشته شدن در راه خدا را شامل می شود سیر تکامل انسان به سوی خدا با جهاد تحقق می یابد و به همین جهت هر عملی که در جهت تحقی این هدف انجام پذیرد، نوعی جهاد است اگر چه کشته شدن در میدان نبرد هم نبوده است

جهاد از نظر قرآن

        در آیات متعددی از قرآن ، در باره جهاد بحث شده و از جهات گوناگونی به بحث جهاد پرداخته و مسائل مهمی در این زمینه مطرح شده است که ما را در این جا بعضی از آن مسائل را مورد بررسی قرار می دهیم

انسان از قتال می ترسد و از رفتن به میدان جنگ هراسان است و زیرا در میدان قتال چیزی جز زخم و جراحت و تشنگی و گرسنگی و کشته شدن یافت نمی شود و به طور طبیعی انسان از این گونه امور که لذت وی را به الم و حیاتش را به مرگ و آرامشش را به ناآرامی مبدل می سازد گریزان است . اگر می بینیم انسان الهی را که عاشقانه به استقبال شهادت می شتابد انگیزه اش اعیان قلبی به مبدا آفرینش و یقین به آخرت می باشد ولی اگر چنین ایمانی به الله و عشق و لقاء او در انسان نباشد طبیعتا از جنگ و قتال خوشش نمی آید و به همین معنی قرآن کریم اشاره نموده

کتب علیکم القتال و هو کره کلم

قتال و جهاد بر شما مقرر شد و حال آنکه مکروه شماست

انگیزه ترس از قتال، نداشتن ایمان به خدا و باور به قیامت است که منجر به فریفته شدن وی ، به امور مادی و اسارت در دام غرائز نفسانی می شود و چنین فریفتگی ، انسان را از میدان قتال باز می دارد و از کشته شدن در راه خدا بیمناکش می سازد. اگر انسان بخواهد، در پرتوی ایمان به مبدا و معاد ، فریفته امور مادی نشود به اسارت نفس اماره گرفتار نگردد چه باید بکند؟ قرآن فرمان به تقوا می دهد که انسان با تقوا می تواند خود را از این امور، که عامل لغزش وی می شوند، خود را حفظ نماید زیرا تقوا یک نوع خود نگهداری است که انسان را از انحرافات نگه می دارد. در حقیقت با تقوا آدمی می تواند خود را برای رفتن به میدان جهاد و شهادت در راه خدا آماده سازد

اقسام جهاد

        جهاد با دشمن در اسلام به چهار قسم تقسیم بندی می شود

1- جهاد ابتدائی

2- جهاد با کفاری که قصد استیلاء و تسلط بر مسلمین را دارند، بطوری که مسلمین خوف آن را دارند که اگر کفار بر آن ها مسلط شوند شهرهایشان را تصرف می کنند و اموالشان را می گیرند

3- جهاد با کسی که قصد کشتن نفس محترمی را دارد. یا قصد دارد مالش را بگیرد یا ناموسش را اسیر کند، و از این ستم است. جهاد به خاطره نجات مسلمانی که به سمت دشمن اسیر شده و او از خودش دفاع می کند

4- جهاد با کسانی که خروج به امام می کنند، بقصد کشتن امام قسم اول مربوط به زمان پیغمبر و ائمه علیهم السلام است که باید بدستور پیغمبر و امام صورت بگیرد

سه قسم دیگر اختصاص به زمان پیغمبر و امام ندارد. بلکه در زمان غیبت هم به مسلمین واجب می شود

شرایط جهاد ابتدایی

        جهاد ابتدائی دارای شرایطی است که آن شرایط در سایر اقسام جهاد نیست

جهاد ابتدائی بر کسی واجب است که مرد باشد مکلف باشد، آزاد باشد سالم باشد بنابراین بر بچه ی غیر بالغ واجب نیست بر برده واجب نیست بر زن و مرد پیر ناتوان واجب نیست

جهاد دفاعی

        قسم دوم از اقسام جهاد – جهاد دفاعی است. جهاد دفاعی عبارت است از دفع کردن و بیرون راندن مسلمین دشمنان اسلام را از مملکت اسلامی در آن وقتی که دشمن تجاوز کند بمملکت اسلام که ترس آن باشد که بر اثر هجوم دشمن، اساس و ارکان اسلام به خطر افتد، یا اگر دشمن قصد نابودی اسلام را نداشته باشد همین قدر که قصد تسلط و استیلاء بر شهرهای مسلمین را داشته باشد یا قصد گرفتن اموال و اسیر کردن مسلمین را داشت به عنوان جهاد دفاعی به مقام مسلمین چه زن و چه مرد و بزرگ و کوچک سالم و مریض بر همه واجب می شود که از اسلام و از مملکت اسلامی و از اموال و ناموس مسلمین دفاع کنند در جهاد دفاعی نیاز به اجازه امام یا نائب امام نیست چون دفاع بر همه مسلمین واجب است چه امام و غیر امام ( شرح سمعه جلد 1- کتاب الجهاد )

زیادتر گردد، دست یابی انسان به کمال آسانتی پیشرفت در طی مسیر افزون تر و بر سختی ها و مشکلات در مسیر فائق تر می گردد . قتال و شهادت در راه خدا، که در حقیقت مشکل ترین عملی است که در این حرکت کمال آفرین با آن برخورد می کند، با داشتن ایمان به مبداء و معاد، آن را با کمال متانت تحقق می بخشد. بنابراین انسان متکامل نیازمند به ایمان قوی، به معاد و مبدا می باشد که در پرتوی آن بتواند حرکت نماید و بر مشکلات فائق آید و تقویت ایمان، با رها شدن از غیر خدا امکان پذیر است و این رهایی با تقوای الهی میسر است

مقدمه ای بر رسالت تکامل انسانی

        انسانی که طالب کمال است و می خواهد در راه تکامل حرکت نماید می بایستی به سه اصل اساسی تکیه کند که عدم اتکا به اصول سه گانه موجب انحطاط وی می شود و این اصول با تقوای الهی تحقق می یابد

اصل اول – ایمان به مبدا و معاد

       اولین اصل اساسی در حرکت تکاملی ، ایمان به مبدا و معاد است که حقیقت کمال در همین رابطه معنا پیدا می کند و گرنه حرکت انسان در خور نیت خود و جهان ماده خلاصه می شود و به هر اندازه یقین به مبدا و معاد،

اصل دوم – تزکیه نفس

       دومین اصلی را که انسان متکامل می بایستی رعایت کند، تا بتواند به سوی کمال مطلق حرکت کند، این است که بایستی به خود سازی خویش بپردازد خود را از هر آلودگی و پلیدی پاک سازد و نفس خود را تزکیه نماید تا در نتیجه شایستگی و هروی این مسیر مقدس را بیابد و لیاقت چنین معراجی را پیدا کند، زیرا هر نفسی شایستگی نیل به کمال را ندارد. اکنون سخن در این است که چگونه نفس را باید تزکیه نمود؟ انسانی که می خواهد نفس خویش را تزکیه نماید باید جهاد اکبر نماید، با نفس اماره مبارزه کند جلوی طغیان احساسات سرکش را بگیرد و خود را در برابر امیال نفسانی و هوس های حیوانی حفظ نماید. غرائز درونی را در تحت رهبری خود کنترل نماید و با متانت کامل و نفسی مطمئن و روحی پاک در راه کمال به سوی معبود خویش حرکت نماید چنین تزکیه ای فقط با تقوای الهی حاصل می شود که تقوا مفهومی غیر از این ندارد

اصل سوم – حرکت مستمر

        بعد از ایمان به مبدا و معاد و تزکیه نفس بایستی حرکت نماید، حرکتی مستمر و بی وقفه و بدون سکون، زیرا حرکت کمال آفرین است نه سکون ، سکون عامل رکودی است که مانع پیشرفت انسان در کسب کمال می باد و اگر در سکون بماند و از حرکت باز ایستد، ارزش وجودی خویش را از دست می دهد مانند آبی که در جوی راکد بماند، متعفن می شود و ارزش آب بودن خود را از دست می دهد. انسان باتقوا، در مسیر تکامل توقف و سکون ندارد و مراحل تکاملی را به سرعت طی می کند، هر چند که دشوار و سخت بوده باشد ، مانند زر میدن در میدان قتال و به هر اندازه مشکل باشد مانند قرار گرفتن در مرز حیات و مرگ که باز به حرکت خود ادامه می دهد تا اصالت انسانی خویش را در این جهان، با شهادت خود به پایان رساند. انسان با ایمانی قوی و نفسی مطمئن و پاک و با حرکتی مستمر به روند تکامل خویش ادامه می دهد برای چنین انسانی مسئله قتال و شهادت حل شده زیرا اگر ترس از قتال معلول ضعف ایمان است ، با تقوای الهی ایمانش را نیرومند ساخته و اگر تمایلات نفسانی و لذائذا امور مادی بخواهد وی را از کشته شدن در راه خدا باز دارد، چنان صیانت نفس در وجودش ملکه شده که زمینه طغیان نفس اماره در او محو شده و لذائذ امور مادی، هرگز نمی تواند او را بفریبد. آری انسان با تقوای الهی می تواند به روند تکامل توحیدی خود ادامه دهد و هر گونه موانع و مشکلی را برطرف سازد. از آن جمله قتال و شهادت در راه خدا نه تنها براش آسان می شود. بلکه چون عاشق معبود خویش است، عاشقانه با شهادت به سوی او می شتابد. در حقیقت این تقوای الهی است که انسان را برای قتال در راه خدا مهیا می سازد و اینگونه وی شهادت را می پذیرد . برای اینکه تفوا خود نگهداری است که انسان را از غیر خدا نگهداری می کند و نفس را صیانت می نماید و او را به کمالی چون مقام شهادت می رساند

انسان مجاهد چون با جهاد فی سبیل الله، رسالت خویش را به پایان رسانده و در این مسیر، از هیچ تلاش و تکاپویی، حتی در مرز حیات و مرگ از جان شیرین خود، دریغ نورزیده دیگر چه غمی و اندوهی از فردای خود می تواند داشته باشد و چه خوفی و هراسی از قیامت می تواند به خود راه دهد وی با خط سرخ شهادت سرنوشت خود را به بهترین وجه تعیین نموده و از حیات همیشگی برخوردار کشته که دیگر گفتن مردن برای وی دیندار مرگ در باره وی صدق نمی کند، زیرا حیاتی الهی و زندگی جاوید ملکوتی پید کرده که نیستی و مرگ در آن راه ندارد و به آنچه خدا به او داده، خوشدل و خوشحال است نه بیمی دارد و نه اندوهی ;!

هر فردی لیاقت ندارد که باب الجهاد به رویش گشوده شود، هر فردی شایستگی مجاهد بودن ندارد، خداوند این در را به روی دوستان خاص خویش گشوده است، مجاهدین بالاترند از این که بگویم مساوی با اولیاءالله هستند. مجاهدین مساوی با خاصه اولیاءالله هستند. هماهنگونه که امام علی (ع) نزدیکی از خطبه های نهج البلاغه این گونه می فرمایند : ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولیائه

همانا جهاد، دری از درهای بهشت است، دری است که خداوند این در بهشتی را به روی همه کس نگشوده است آری مجاهد با جهاد، درب جنت را به روی خود می گشاید. دری که مجاهدین و شهدا از آن در وارد می شوند و در حقیقت بهشتی که برای آن ها آماده است دری است که خواص و اولیاء الله از آن در به جوار تربت الهی نائل می گردند. در قسمت دوم می فرماید: و هو لباس التقوی)) جهاد، جامه ی تقوا است

قرآن در سوره مبارکه اعراف سخن از جامه ی تقوا آورده است. علی (ع) می فرماید: جامه ی تقوا، جهاد است. تقوا یعنی پاکی راستین، پاکی از چه؟ ریشه ی آلودگی های روحی و اخلاقی چیست؟ خودخواهی ها و خودپسندی ها و خودگرائیها و به همین دلیل مجاهد واقعی با تقواترین با تقواهاست. زیرا یکی پاک و متقی است از آن جهت که پاک از حسادت است، دیگری پاک از تکبر است، سومی پاک از حرص است، چهارمی پاک از بخل است؛ اما مجاهد پاکترین پاک هاست. زیرا پاروی هستی خود گذاشته استف مجاهد پاکباخته است. لهذا دری که بر روی پاکباخته ها باز می شود با دری که به روی سایر پاک ها گشوده می شود متفاوت است. علمای اسلامی، با الهام از قرآن و سایر تصریحات و اشارات متون اسلامی، مراتب تقوا را به تقوای عام، تقوای خاص و تقوای خاص الخاص اصلاح رده اند. تقوای مجاهدین ف تقوای پاکباختگی است ، شهیدان تمام مایملک خود را در طبق اخلاص گذاشته و به حق تسلیم کرده اند. آنان این جامه از جامه های تقوا را بر تن کرده اند . آری، شهادت در حقیقت همان پایداری مجاهد استف که با نگرشی از خود و خدا در رابطه ی با او معنا پیدا می کند، که وی در راه خدا، برای رسیدن به کمال، چنین آغاز می کند و این گونه از این جهان به عالم آخرت پرواز می کند. پروازی ملکوتی که به دنبال کاروان حسینیان در حرکت است در طی این مسیر و جز در راه خدا راهی نمی پیماید و به جز او معبودی نمی شناسد و غیر او به چیزی نمی اندیشد. عاشقانه به سوی او می شتابد و در راه او از هیچ و تلاش و جهادی فرد گذار نمی باشد تا به مقام شهادت نائل گردد

مفهوم شهادت و شهید

فرضیه 3 : مفهوم شهادت و مقام شهید

        شهید در لغت به معنای (( حاضر، ناظر، گواهی دهنده، خبر دهنده، راستین، محسوس ، مشهود، نمونه، الگو و سرمشق )) است. شهید کسی است که با انتخاب خود مسیری را برمی گزیند. مسیری که در آن باید هستی وجودی خود را در طبق اخلاص گذاشته و برای تحقق اهداف و اعتقادات ارزانی کند. شهید قلب تپنده ی تاریخ اجتماعی بشر بوده و خواهد بود. شهید مایه حیات، نشاط، عزت، عظمت، جمال، کمال، سرافرازی و سربلندی یک جامعه است

معادل کلمه شهید در فرهنگ های مختلف اگر چه با بار معنایی ضعیف تر و حتی گاهی با ماهیت متفاوت وجود دارد. در فرهنگ آکسفورد شهید معادل کلمه انگلیسی martyr که شکل اسمی و فعلی آن یکی است گرفته شده و منظور از آن شخصی است که در راه مذهب و عقاید خود کشته شده و یا متحمل رنج و زحمت زیاد می شود و در ادامه معانی دیگری چون کسی که برای رسیدن به علائق خود به زحمت افتاده و یا کسی که از مریضی مزمن رنج می برد ذکر شده است

و در فرانسه معادل MAROEOYER که ریشه MOROeo به معنای مرگ و فوت است. در اکثر مذاهب و تاریخ اقوام شهادت عبارتست از قربانی شدن قهرمانانی که در جنگ به دست دشمن کشته شده اند و این یک حادثه غم انگیز مصیبت باری است. و نام این کشته شدگان شهید و مرگشان شهادت ( شریعتی مجموعه آثار 19 ص 17) در حالی که در فرهنگ اسلام و خصوصا تشیع شهادت یک رتبه و منزلت و هدف است نه وسیله شریعتی گوهر خلقت انسان را ترکیبی از دو جنبه الهی و شیطانی، پست ترین پست و عالی ترین علو، لجن و روح خدا می داند و شهادت را عملی می داند که یک انسان به شکل انقلابی (( بودن پست خویش)) را در آتش یک عشق و یک ایمان می افکند و می سوزد و یکپارچه خدایی و یکپارچه نور و سراسر اهورایی می شود . (همان)

 امام علی (ع) در باره شهادت می فرمایند

ان اکرم الموت افضل و اندی نفس ابن ابی طالب بیده لا لف ضربه بالسیف احون علی من صیقه علی الفراش فی غیر طاعه الله

گرامی ترین و بهترین مرگ ها شهادت و کشته شدن در راه خداست، سوگند به خدایی که جان پسر ابی طالب در دست اوست. هزار ضربت شمشیر بر من آسانتر و قابل تحمل تر از مردن بر بستر راحتی است که در راهی غیر از اطاعت خدا باشد. ( نهج البلاغه ترجمه محمود دشتی ، قم، انتشارات پارسیان، خطبه 123)

فوالله لولا طعمی عند القائی عدوی فی الستشهاده و توطینی علی المینه لا حیبت الا القی مع حوالا دیوما و احدا والااتقی بهم ابدا))

به خدا قسم آخر هنگام ملاقات با دشمن و نبرد و جهاد با او و آرزوی شهادت در وجودم نبود و اگر با رغبت تمام دل به مرگ در راه خدا ننهاده بودم و هرگز نمی خواستم که حتی یک روز را با این یاران سست عنصر و کامل و گریزان از جنگ و مهار بگذرانم و یا چشمم بر روی آن ها بیفتد، زیرا با چنین افرادی پیروزی بر دشمن میسر نیست . بلکه ناچار با آن ها زندگی می کنم که اگر پیروزی به دست نیاوردیم به شهادت در راه خدا دست یابیم و به آرزویم برسم . ( نهج البلاغه، ترجمه محمود دشتی، قم، انتشارات پارسیان، خطبه 123 . و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الذین کلمه الله ( انفعال 39) و با ایشان نبرد کنید تا فتنه ای نباشد و این تمام برای خدا بشود

شهید و شهادت

ای بندگان خدا، بدانید اکنون که زبان ها باز است و گشاده، پیکرها سالم، اندام ها به خدمت آماده و جولانگاه فراخ گسترده پیش از آن که فرصت از دست رود و مرگ شتاب آورد و گریبان بگیرد، به پیشواز مرگ روید و منتظر آمدنش نشوید

پیام زیبای مولی الموحدین علی (ع) به همه رادمردانی است که راه شهادت برگزیده اند؛ با هجرت از زندگی مادی، به وادی ایمن و ملکوت اعلا رسیده اند و در جست و جوی کمال، به سرچشمه حیات راه یافته و سرمست از جرعه (( ارجعی الی ربک)) به رویئت جهان و کشف رضایت حق نائل آمده اند. چه غافلند دنیا پرستان و بی خبرانی که ارزش شهادت را در صحیفه های طبیعت می جویند؛ وصف آن را از حماسه ها و شعرها می خواهند و در کشف آن از هنر تخیل و کتاب تعقل استمداد می کنند. البته حل این معما جز به مدد عشق میسر نمی شود. هضم و فهم کلام مولا علی (ع) آن گاه میسر است که عقل و دل جان را سرمایه و ظرف آن سازیم؛ زیرا مخاطب کلام مولا بندگان خدایند نه بنده غیر، سخن حضرت دعوت راهی آکنده از نور و سرور است؛ توصیه به مرگی اختیاری است؛ زیرا مخاطب کلام مولا بندگان خدایند نه بنده غیر، سخن حضرت دعوت راهی آکنده از نور و سرور است؛ توصیه به مرگی اختیاری است؛ زیرا هر حرکت و تحولی ، اگر مقدر و محکوم و محتوم شد، نه سبب کمال است و نه پاداشی در پی دارد. از این رو همحرکات و رفتار و گفتار بندگان حقیقی و مقرب خداوند از سر اختیار است. این سفارش علی است، که هم ره شناس است هم رهپیما و هم رهنما

فرازی از سخنان و پیامهای حضرت امام خمینی (س)

اشاره

        در راستای تبیین و ترویج فرهنگ مقدس شهادت که بی تردید پشتوانه محکم انقلاب شکوهمند اسلامی است و از عوامل احیاء و حفظ اسلام ناب محمدی (ص) می باشد، بر همه فرض است که در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در حد بضاعت خویش آنچه شایسته است به منصه ظهور رسانند. یکی از این اقدامات ارزشمند تدوین و انتشار کتبی است که از زوایای مختلف به این مسئله بپردازد

اداره کل دفتر ریاست و روابط عمومی بنیاد شهید انقلاب اسلامی در جهت انجام وظایف خویش و حسب نیاز و تقاضاهای مکرر مبنی بر تجدید چاپ کتاب ((بوستان شهادت)) ضمن اصلاح بعضی از نواقص کتاب مزبور، فرازهای دیگری از فرمایشات و پیامهای مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( مدظله العالی) را به آن الحا نموده است که امیدواریم مورد توجه و استفاده علاقه مندان قرار گیرد

 (اداره کل دفتر ریاست و روابط عمومی )

شهادت

ارزش شهادت

        اگر ماورای این عالم را اعتقاد داشته باشیم، باید شکر کنیم که در راه خدا کشته بشویم و بریم در صف شهدا

ص ن- ج 1- ص 72- 25/2/

*

عزیزان من ! از فدایی دادن و نثار جان مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسید که این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیا و اولیای آنان بوده و خون ما رنگین تر از خون شهدای کربلا نیست

ص ن- ج2-ص 211 – 4/8/

ما باکی از این نداریم که خونهای طیب جوانهای ما در راه اسلام ریخته شده است، باکی از این نداریم که شهادت نصیب عزیزان ما شده است. این شیوه مرضیه ای است که در شیعه امیر المومنین از اول پیدایش اسلام تا کنون بوده است

ص ن- ج 5- ص 183- 18/12/

*

این حس جلو آمدن برای اسلام و شهادت بود که ما را به پیروزی رساند

ص ن- ج 7- ص 47 – 11/3/

*

اسلام در تمام اعصار با خون و با شمشیر و با اسلحه ؛ اسلام را پیش برد و نمایش پیدا کرد

ص ن- ج8 – ص 269- 2/6/

*

از شهادت باکی نیست ; شهادت ارثی است که از اولیای ما، به ما می رسد

ص ن –ج 8- ص 269-2/6/

شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما

ص ن – ج 9-ص 40- 14/6/

*

شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند که مردن را تمام می دانند و انسان را فانی

ص ن- ج 9- ص 102- 22/6/

*

همه انسانها رفتنی هستند و همه ماها رفتنی هستیم و چه بهتر که در راه خدا فدا بشویم و فدا شدند ، آنهایی که رفتند به جوار رحمت خدا

ص ن- ج 10-ص 24- 29/7/

*

شهادت یک هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قویتر بشود

ص ن- ج10- ص 111- 11/8/

*

ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو گرفته است و از هیگ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئه ای هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت، مکتب او نیست

ص ن- ج 13-ص 65- 17/6/

* خداوند تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قویتر بشود

ص ن- ج 10 – ص 111- 11/8/

*

ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو گرفته است و از هیچ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئه ای هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت، مکتب او نیست

ص ن- ج 13- ص 65- 17/6/

*

خداوند تبارک و تعالی به ما هر چه داریم، داده است و ما هر چه داریم از اوست و باید تقدیم او کنیم. سعادت را آنها بردند که آن چیزی راه خدا به آنها داده بود، تقدیم کردند و ما عقب مانده آنها هستیم

ص ن- ج 13- ص 213- 27/9/

*

انسان که باید این راه را برود و مردنی است چه بهتر که این سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپرد، موت اختیاری، شهادت ، رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهید

ص ن- ج 14-ص 160-13/1/

*

خوف از مرگ برای آن است که کسی مرگ را آخر زندگانی بداند؛ و کسی می ترسد که با مرگ به نابودی برسد یا به مراحلی از جزا و عقاب برسد لکن اگر ما با سلامت ایمان از این دنیا برویم، چه در جبهه های جنگ که جبهه شهادت است و چه در جبهه های پشت جنگ که آن هم جبهه جنگ و شهادت است، اگر ما نایل بشویم به فوز شهادت، باکی از این نداریم که در این دریای پرخروش عالم، ما شکست بخوریم، شکست صوری ، یا پیروز بشویم، پیروزی صوری

ص ن- ج 14- ص 226 و ص

*

مگر شهادت ارثی نیست که از موالیان ما که حیات را عقیده و جهاد می دانستند و در راه مکتب پرافتخار اسلام با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می کردند به ملت شهید پرور ما رسیده است؟ مگر عزت و شرف و ارزشهای انسانی، گوهر های گرانبهایی نیستند که اسلاف صالح این مکتب، عمر خود و یاران خود را در راه حراست و نگهبانی از آن وقف نمودند؟

مگر ما پیروان پاکان سرباخته در راه هدف نیستیم که از شهادت عزیزان خود به دل تردیدی راه دهیم؟

مگر دشمنهای فضیلت می توانند جز این خرقه خاکی را از دوستان خدا و عاشقان حقیقت بگیرند؟

ص ن- ج15- ص

*

بگذار این دشمنان که به جز من و ماهای خود نمی اندیشند و (( یا کلون کما تاکل الانعام)) عاشقان راه حق را از بند طبیعت رهانده و به فضای آزاد جوار معشور برسانند

ص ن- ج 15- ص 51- 9/4/

ما که اگر شهید بشویم، قید و بند دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدیم، چرا نگران باشیم؟

ص ن- ج 15- ص 54- 10/4/

*

آن که شهادت را در آغوش، همچون عزیزی می پذیرد، آن کودکان نمی توانند مقابله کنند

ص ن- ج 15-ص 112- 9/6/

* راهی است که باید پیمود و سفری است که باید رفت، چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامی شربت شهادت نوشیدن و با سرافرازی به لقاءالله رسیدن و این همان است که اولیای معظم حق تعالی آرزوی آن را می کردند و از خدای بزرگ در مناجات خود طلب می کردند

ص ن- ج 15- ص 122- 15/6/

*

خط سرخ شهادت، خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است

ص ن- ج 15- ص 154- 21/6/

*

شمایی که با آغوش باز و با روی گشاده به طرف الله و به طرف لقاءالله و به طرف شهادت می روید پیروز هستید. چه در میدان جنگ پیروز بشوید و می شوید و چه خدایی نخواسته شکست بخورید و نخواهید خورد

ص ن- ج 16- ص 69-18/12/

*

طبع یک انقلاب، فداکاری است؛ لازمه یک انقلاب ، شهادت و مهیا بودن برای شهادت است. قربانی شدن و قربانی دادن در راه انقلاب و پیروزی آن اجتناب ناپذیر است. به ویژه انقلابی که برای خداست و برای دین او، برای نجات مستضعفان است و برای قطع امید جهانخواران و مستکبران

ما در هر جمعه و جماعت و در هر محفل اسلامی و در هر گردهمایی برای یاری الله در انتظار قربانی هستیم و در انتظار شهادت

قربانی برای یک انقلاب بزرگ نشانه یک پیروزی و نزدیک شدن به هدف است. بی جهت نیست که در باره سید شهیدان جهان، منقول است که هر چه یاران بزرگوارش از دست می رفتند و هر چه به ظهر عاشورا نزدیکتر می شد رنگ مبارکش افروخته تر و ابتهاجش زیادتر می شد. هر شهیدی که می داد یک قدم به پیروزی نزدیکتر می شد. مقصد، عقیده است و جهاد در راه آن و پیروزی انقلاب، نه زندگی و دنیا و رنگ و بوی ننگین آن. این شهادتهاست که به ملت ما وعده پیروزی نهایی می دهد

ص ن- ج 16- ص 219- 11/4/

*

همین شهادتها پیروزی را بیمه می کند؛ همین شهادتهاست که دشمن شما را رسوا می کند در دنیا، هر چند که همه دنیا با آن موافق باشد

ص ن- ج 17- ص 62- 25/7/

*

آنان که از اینگونه عشق به لقاءالله و شهادت و با رقه های باطنی و جلوه های روحی که از ثمراتشان اینگونه عشق است غافل هستند و تا آخر عمر چون من قلم شکسته اسیر گره های طبیعت و دامهای شیطانی می باشند، دستشان از قله بلند این تحولات معجزه آسای الهی کوتاه است

ص ن- ج 17- ص 188- 21/11/

*

شهادت در راه خداوند چیزی نیست که بتوان آن را با سنجشهای بشری و انگیزه های مادی ارزیابی کرد

ما بازماندگان و عقب افتادگان در آرزوی آن و این باید روز شماری کنیم و حسرت شهادت و شهید و شهید پروران این چنانی را که با ایثار ثمره حیات خود عاشقانه به این شهیدان شاهد افتخار می کنند (را) به گور بریم و از شجاعتهای بی نظیر شهیدان و دوستان اسیر و مفقودشان و آسیب دیدگان و اشتیا زاید الوصف اینان برای بازگشت به میدان شهادت احساس خجلت و حقارت کنیم

ص ن- ج18- ص 119-31/6/

*

مگر ما و شما هر روز شاهد این کاروانهای کربلا نیستیم که با شور و شو و عشق و عطش به پیشواز شهادت می روند

ص ن- ج 19- ص 276- 3/12/

*

و چه غافلند دنیا پرستان و بی خبران که ارزش شهادت را در صحیفه های طبیعت جستجو می کنند و وصف آن را در سروده ها و حماسه ها و شعرها می جویند و در کشف آن، از هنر تخیل و کتاب تعقل مدد می خواهند و حاشا که حل این معما جز به عشق میسر نگردد که بر ملت آسان شده است

ص ن – ج 20- 16/11/

*

خداوندا! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن

خداوندا ! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نیازمند به مشعل شهادت ، تو خود این چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش

29/4/

*

در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد؟ اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بی خبرند و نمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است، حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ای وارد نمی سازد

ص ن- ج 20- ص 239- 29/4/

*

شهادت

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تعلیم و تربیت از نظر نهج البلاغه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تعلیم و تربیت از نظر نهج البلاغه در word دارای 37 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تعلیم و تربیت از نظر نهج البلاغه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تعلیم و تربیت از نظر نهج البلاغه در word

مقدمه             
تعلیم و تعلم               
فضیلت علم               
ارزش علم                  
تربیت در نهج البلاغه             
نهج البلاغه یک کتاب تربیتى        
ابعاد اساسى شخصیت على علیه السلام      
بعد شناخت             
بعد جامعیت            
بعد وحدت              
نکته هاى تربیتى در نهج البلاغه جنبه عقلانى در شخصیّت آدمى   
عقل و تفکر در نهج البلاغه           
علم و تفکر            
تربیت و عادت                      
تنبیه و پاداش      
تقوا و تربیت      
نتیجه     

مقدمه

الحمدلله رب العالمین وصلی‏الله علی سیدنا وحبیب قلوبنا وطبیب نفوسنامحمدصلی الله علیه وآله وآله الطاهرین ولاسیما بقیه الله فی‏الارضین واللعنه علی اعدائهم اجمعین الی‏یوم الدین

قال الله عزوجل: لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته‏ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین[1];

خدا بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از خود آنها در میان آنان برانگیخت که بر آنهاآیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنان را از هر نقص و آلایش پاک گرداند و به آنان احکام شریعت وحقایق حکمت‏بیاموزد، هر چند که قبل از آن در گمراهی آشکاری بودند

موضوع تعلیم و تربیت «انسان‏» است و طراحی نظام صحیح و جامعی برای تعلیم وتربیت انسان، تنها از ناحیه وحی ممکن خواهد بود. قرآن کتاب انسان سازی و علی‏علیه السلام‏ترجمان و مبین قرآن است. [2]

چه کسی غیر از آن حضرت می‏تواند مفسر کتاب خدا باشد؟ همو که اعلم به وحی وسنت و سیره نبوی و اسبق به ایمان و اقرب به پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله است. [3]

در قسمتی از خطبه قاصعه در معرفی خود می‏فرماید

من در دوران نوجوانی، بزرگان و شجاعان عرب را به خاک افکندم و شاخه‏های بلند درخت‏قبیله ربیعه و مضر را درهم شکستم; شما به خوبی موقعیت مرا از نظر خویشاوندی و قرابت ومنزلت و مقام ویژه نسبت‏به رسول خدا می‏دانید: او مرا در دامن خویش پرورش داد; من کودک بودم،او همچون فرزندش مرا در آغوش خویش می‏فشرد و در استراحتگاه مخصوصش جای می‏داد،بدنش به بدنم می‏چسبید و بوی پاکیزه او را استشمام می‏کردم; غذا را می‏جوید و در دهانم‏می‏گذاشت. هرگز دروغی در گفتارم نیافت و اشتباهی در کردارم پیدا ننمود ;

من همچون سایه‏ای به دنبال آن حضرت حرکت می‏کردم و او هر روز نکته تازه‏ای‏از اخلاق نیک برای من آشکار می‏ساخت و مرا فرمان می‏داد که به او اقتدا کنم. مدتی از سال،مجاور کوه حرا می‏شد، تنها من او را مشاهده می‏کردم و کسی جز من او را نمی‏دید. در آن روزغیر از خانه رسول خدا، خانه‏ای که اسلام در آن راه یافته باشد وجود نداشت. تنها خانه‏آن حضرت بود که او و خدیجه و من نفر سوم آنها اسلام را پذیرفته بودیم. من نور وحی و رسالت رامی‏دیدم و نسیم نبوت را استشمام می‏کردم. به هنگام نزول وحی بر رسول خدا، صدای ناله‏ای‏را شنیدم; از آن حضرت پرسیدم: این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش خویش‏مایوس گردیده; تو آنچه را که من می‏شنوم می‏شنوی و آنچه را می‏بینم می‏بینی، تنها فرق میان‏من و تو این است که تو پیغمبر نیستی، بلکه وزیر منی و بر طریق و جاده خیر قرار داری; من همواره‏با او بودم ; [4]

در جای دیگر می‏فرماید

یا کمیل ان رسول الله‏صلی الله علیه وآله ادبه الله وهو ادبنی وانا اؤدب المؤمنین و اورث ادب المکرمین; [5]

ای کمیل! پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه وآله را خدا تربیت کرد و آن حضرت مرا تربیت نمود و من نیز اهل ایمان‏را تربیت نموده و آداب پسندیده را به آنها یاد می‏دهم

پس در وادی حیرت و سرگردانی انسانها بین مذاهب و مکاتب گوناگون، گوش جان به‏فرمان مطاع مبارکش می‏سپاریم که فرمود

فاستمعوا من ربانیکم واحضروه قلوبکم واستیقظوا ان هتف بکم; [6]

به سخن مرد خدا و مربی الهی خویش گوش فرا دهید و دل‏های خود را در پیشگاه او حاضرسازید و هنگامی که به خاطر احساس خطر فریاد می‏کشد، بیدار شوید

برای بررسی صحیح و مفید مبحث «تعلیم و تربیت‏»، از دریای بیکران معارف الهی‏نهج‏البلاغه بهره‏مند خواهیم گشت و گرچه غور در این بحر عظیم و استخراج مرواریدهای‏درخشان آن غواص ماهری را باید، لکن

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

ما در این نوشتار، «تعلیم و تربیت‏» در نهج ‏البلاغه را در دو بخش و هر دو بخش را در دوفصل مورد بررسی قرار داده‏ایم. امید است مقبول درگاه خدای تعالی و مورد استفاده‏خوانندگان گرامی قرار گیرد. [7]

بخش اول: تعلیم و تعلم

ارزش علم

1 فضیلت علم

2 ترغیب و تشویق به فراگیری دانش

3 نکوهش جهل و نادانی

1 فضیلت علم

علم، میراثی گرانبها

قال‏علیه السلام: العلم وراثه کریمه والآداب حلل مجدده والفکر مرآه صافیه; (1)

دانش، میراثی گرانبها و آداب، زینتی دایمی و فکر، آیینه‏ای است صاف و شفاف

در این حکمت استعاراتی به کار رفته است

1 از «علم‏» تعبیر به «میراث‏» شده، به این مناسبت که همان‏گونه که فرزند، مال وثروت را از پدر به ارث می‏برد، هر عالمی هم علم و دانش را از استادش به ارث برده.از آن‏جا که در میراث دانش خصوصیتی است که در میراث مال وجود ندارد، میراث‏علم به کرامت و ارزشمند بودن توصیف شده: «وراثه کریمه‏». منشا این خصوصیت،بقای علم و فنای مال و ثروت است. مالی را که فرزند از پدر به ارث می‏برد در معرض‏فنا و نابودی است، در حالی‏که علم و دانش باقی و از خطراتی که مال را تهدید می‏کنددر امان است

در سایر روایات نیز از علم تعبیر به میراث و از علما تعبیر به ورثه شده است

قال امیرالمؤمنین‏علیه السلام: العلم وراثه کریمه والآداب حلل حسان والفکر مرآه صافیه والاعتبارمنذر ناصح وکفی بک ادبا لنفسک ترکک ماکرهته لغیرک; (2)

دانش، میراثی ارزشمند و آداب، زیوری نیکو و فکر، آیینه‏ای درخشنده و شفاف و حوادث‏عبرت‏انگیز بیم دهنده و اندرزگوست و برای تادیب خویشتن همین بس که آنچه برای دیگران‏نمی‏پسندی ترک کنی

عن ابی عبدالله‏علیه السلام قال: ان العلماء ورثه الانبیاء وذلک ان الانبیاء لم یورثوا درهماولادینارا وانما اورثوا احادیث من احادیثهم فمن اخذ بشی‏ء منها اخذ حظا وافرا فانظروا علمکم‏هذا عمن تاخذونه فان فینا اهل البیت فی کل خلف عدولا ینفون عنه تحریف الغالین وانتحال‏المبطلین وتاویل الجاهلین; (3)

دانشمندان و علمای دینی وارثان پیامبرانند، زیرا انبیا از خود درهم و دیناری به ارث‏نمی‏گذارند و آنچه از خود باقی می‏گذارند احادیثی است از احادیث آنها، هر که از آن احادیث‏برگیرد، بهره فراوانی برده; پس مواظب باشید دانش خود را از چه کسی می‏گیرید. همانا در بین مااهل بیت در هر دوره جانشینان عادلی هستند که تغییر دادن افراطی‏ها و بدعت‏گذاری خرابکاران وتاویل نادانان را از دین برمی‏دارند

2 از آداب و اخلاق پسندیده، به زیورهای متجدد و دایمی تعبیرگردیده، به این‏جهت که فضایل برای نفس زینت و زیورند، همان‏طوری که لباس و زیور آلات‏زینت‏بدن انسان می‏باشد. توصیف این زیورهای باطنی به تجدد و دوام، به این جهت‏است که به علت رسوخ در نفس، دایمی و با انسان همراه است

3 از فکر، تعبیر شده به «مرآه صافیه‏»; یعنی آیینه درخشنده و شفاف، زیراهمان‏طوری که آیینه شفاف، اشکال و صورت‏های مقابل خود را به خوبی منعکس‏می‏نماید، فکر انسان نیز پرده از مجهولات تصوری و تصدیقی او برداشته و آنها رامعلوم می‏کند و به تعبیر بعضی از شارحان نهج‏البلاغه، فکر به منزله اصطرلابی (4) است روحانی. (5)

شارح بحرانی‏رحمه الله در توضیح این حکمت و کلام نورانی می‏گوید

الثالثه عشر: العلم وراثه کریمه وهو فضیله النفس العاقله وهو اشرف الکمالات التی تعتنی‏بها وبحسب ذلک کان وراثه کریمه من العلماء بل کان اکرم موروث ومکتسب واراد الوراثه‏المعنویه کقوله تعالی: فهب لی من لدنک ولیا یرثنی ویرث من آل یعقوب (6) ; ای العلم والحکمه

الرابعه عشر: والآداب حلل مجدده واراد الآداب الشرعیه ومکارم الاخلاق واستعار لها لفظ‏الحلل المجدده باعتبار دوام زینه الانسان بها وتجدد بهائه وحسنه وتهذیب نفسه علی استمرارالزمان بلزومها واستخراج محاسنها کالحلل التی لایزال تجدد علی لابسها

الخامسه عشر: والفکر مرآه صافیه والفکر قد یراد به القوه المفکره وقد یراد به حرکه هذه‏القوه مطلقا ایه حرکه کانت وقد یراد به معنی آخر وعنی هنا القوه نفسها واستعار لها لفظ المرآه‏باعتبار انها اذا وجهت نحو تحصیل المطالب التصوریه والتصدیقیه ادرکها وتمثلت‏بها کما یتمثل‏فی المرآه صور مایحاذی بها; (7)

سیزدهم: دانش، میراثی ارزشمند است وفضیلت و ارزشی است‏برای انسان. علم و دانش ازبهترین کمالاتی است که مورد توجه است و به همین جهت میراثی گرانبها و ارزشمند از دانشمندان،بلکه گرانبهاترین چیزی است که از علما به ارث می‏رسد و به دست می‏آید. منظور از میراث، میراثی‏معنوی است، همان‏طوری که در قول خدای تعالی: فهب لی من لدنک ولیا یرثنی ویرث من‏آل یعقوب، میراث به معنای علم و حکمت است

چهاردهم: آداب زینت‏های دایمی و همیشگی است. منظور آداب شرعی و فضایل اخلاقی‏است و این‏که از آداب تعبیر به زینت‏های دایمی شده، به این مناسبت است که آداب همیشه با انسان‏همراه است و ارزش و شخصیت انسان را استمرار می‏دهد، مثل زینت‏هایی که دایما آنها را می‏پوشد

پانزدهم: فکر، آیینه‏ای شفاف و درخشنده است، فکر گاهی به معنای قوه تفکر و گاهی به معنای‏فکرکردن و گاهی به معنای دیگر به کار می‏رود و در این‏جا به معنای قوه تفکر است و این‏که از فکر،تعبیر به آیینه شفاف شده، به این خاطر است که همان‏طوری که آیینه شفاف هر چه را در مقابل داردنشان می‏دهد، فکر هم مطالبی را که به آن عرضه می‏گردد نشان می‏دهد; یعنی از مبادی، انسان را به‏مراد می‏رساند

سعادت انسان در افزودن علم است

سئل عن الخیر ما هو؟ فقال‏علیه السلام: لیس الخیر ان یکثر مالک وولدک ولکن الخیر ان یکثرعلمک; (8)

از امام‏علیه السلام سؤال شد که خیر چیست؟ در جواب فرمودند: خیر این نیست که دارایی وفرزندانت زیاد شود، بلکه خیر آن است که دانش و علمت افزون گردد

[1] -) آل عمران (3) آیه 164

[2] – نهج‏البلاغه، خطبه 125: «هذاالقرآن انما هو خط مستور بین‏الدفتین لاینطق بلسان ولابد له من ترجمان.»

[3] -یکی از فضایل امیرالمؤمنین‏علیه السلام حدیث اشباه است که مورد اتفاق فریقین می‏باشد. علامه امینی در جلد سوم الغدیر، صفحه 355 تحت عنوان «حدیث الاشباه‏» می‏نویسد: «هذا الحدیث الذی رواه الحموی فی معجمه نقلا عن تاریخ ابن بشران قد اصفق علی روایته الفریقان غیر ان له الفاظا مختلفه و الیک نصوصها: اخرج امام الحنابله احمد عن عبدالرزاق باسناده المذکور بلفظ: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی فهمه و الی ابراهیم فی خلقه و الی موسی فی مناجاته و الی عیسی فی سنته و الی محمد فی تمامه وکماله فلینظر الی هذا الرجل المقبل فتطاول

 [4] – برای مطالعه ادله برتری علی‏علیه السلام بر سایر صحابه، رجوع کنید به یوسف‏بن مطهر حلی، کشف‏المراد فی تجرید الاعتقاد، المساله السابعه فی ان علیاعلیه السلام افضل‏الصحابه

 [5] -نهج ‏البلاغه، خطبه 192

[6] -بحارالانوار، ج‏77، ص‏268

 [7] -نهج ‏البلاغه، خطبه 108

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اصول‌ تغذیه‌ در سیره‌ پیامبر اعظم‌(ص) در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اصول‌ تغذیه‌ در سیره‌ پیامبر اعظم‌(ص) در word دارای 37 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اصول‌ تغذیه‌ در سیره‌ پیامبر اعظم‌(ص) در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله اصول‌ تغذیه‌ در سیره‌ پیامبر اعظم‌(ص) در word

چکیده‌    
مقدمه‌    
1 چـرا؟    
2 چه‌ نوع‌؟    
3 چند نوع‌؟    
. قناعت‌ پیامبر اکرم‌(ص) بر یک‌ نوع‌ از نوشیدنى‌ و غذا؛    
4 به‌ چـه‌ میزان‌؟    
5 چه‌ هنگام‌؟    
6 تنها یا با دیگران‌؟    
7 چـگونه‌؟    
7 ـ 1 شروع‌ با نام‌ خدا و دعا؛ و ختم‌ با حمد خدا    
7 ـ 2 نوشیدن‌ در سه‌ جرعه‌    
7 ـ 3 پرهیز از نوشیدن‌ از داخل‌ ظرف‌    
عدم‌ تنفس‌ در ظرف‌ آب‌    
7 ـ 5 خوردن‌ از غذاى‌ مقابل‌ و نزدیک‌ خود    
7 ـ 6 شروع‌ قبل‌ از دیگران‌ و ختم‌ بعد از دیگران‌    
7 ـ 7 رعایت‌ ادب‌ در خوردن‌    
7 ـ 8 خوردن‌ و آشامیدن‌ با دست‌ راست‌    
7 ـ 9 تواضع‌ در نشستن‌ براى‌ غذا    
7 ـ 10 عدم‌ تقیّد به‌ وجود لوازم‌ اضافى‌    
7 ـ 11 خوردن‌ با دست‌    
7 ـ 12 اسراف‌ گریزى‌    
7 ـ 13 رعایت‌ بهداشت‌ غذایى‌    
نتیجه‌    
کتاب‌نامه‌    

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله اصول‌ تغذیه‌ در سیره‌ پیامبر اعظم‌(ص) در word

. ابن‌ حنبل‌، احمد (م‌ 241 ق‌)، مسند احمد، بیروت‌، دارصادر

. ابن‌ عساکر، على‌ بن‌ حسن‌ بن‌ هبه‌ الله (م‌ 571ق‌)، تاریخ‌ مدینه‌ دمشق‌، تحقیق‌ على‌ شیرى‌، بیروت‌، دارالفکر، 1415 ق‌

. بخارى‌، محمد بن‌ اسماعیل‌ (م‌ 256 ق‌)، صحیح‌ البخارى‌، بیروت‌، دارالفکر، 1401 ق‌

. برقى‌، احمد بن‌ محمد بن‌ خالد (م‌ 274 ق‌)، المحاسن‌، تحقیق‌ سید جلال‌الدین‌ حسینى‌؛ دارالکتب‌ الاسلامیه‌

. بغدادى‌، احمد بن‌ على‌ خطیب‌ (م‌ 463 ق‌)، تاریخ‌ بغداد، تحقیق‌ مصطفى‌ عبدالقادر عطا، بیروت‌، دارالکتب‌ العلمیه‌، 1417 ق‌

. بیهقى‌، احمد بن‌ حسین‌ بن‌ على‌ (م‌ 458 ق‌)، السنن‌ الکبرى‌، بیروت‌، دارالفکر، [بى‌تا]

. ترمذى‌، محمد بن‌ عیسى‌ بن‌ سوره‌ (م‌ 279 ق‌)، الشمائل‌ المحمدیّه‌(ص)، تحقیق‌ سید عباس‌ جلیمى‌، بیروت‌، مؤسسه‌الکتب‌ الثقافیه‌، 1412 ق‌

. ترمذى‌، محمد بن‌ عیسى‌ (م‌ 279ق‌)، سنن‌ ترمذى‌، تحقیق‌ عبدالوهاب‌ عبداللطیف‌، بیروت‌، دارالفکر، 1403 ق‌

. تمیمى‌ مغربى‌، نعمان‌ بن‌ محمد بن‌ منصور بن‌ احمد بن‌ حیون‌ (م‌ 363 ق‌)، دعائم‌ الاسلام‌، تحقیق‌ آصف‌ بن‌ على‌ اصغر فیضى‌، دارالمعارف‌،1383 ق‌ / 1963م‌

. حرّ عاملى‌، محمد بن‌ حسن‌ (م‌ 1104 ق‌)، وسائل‌ الشیعه‌، تحقیق‌ محمد رازى‌، تهران‌، اسلامیه‌

. حسنى‌ راوندى‌، فضل‌ الله بن‌ على‌ (م‌ 571 ق‌)، النوادر، تحقیق‌ سعیدرضا على‌عسکرى‌، قم‌، دارالحدیث‌، 1377

. حمیرى‌ بغدادى‌، ابوالعباس‌ عبدالله بن‌ جعفر (م‌ 300 ق‌)، قرب‌ الاسناد، تحقیق‌ و نشر مؤسسه‌ آل‌ البیت‌ لاحیاء التراث‌، قم‌، 1413 ق‌

. راوندى‌، قطب‌ الدین‌ (م‌ 573 ق‌)، الدعوات‌، قم‌، مدرسه‌ الامام‌ المهدى‌(علیه السلام)‌، 1407 ق‌

. سرخسى‌، شمس‌الدین‌ (م‌ 483 ق‌)، المبسوط‌، تحقیق‌ جمعى‌ از فضلا، بیروت‌، دارالمعرفه‌، 1406 ق‌

. سیدمرتضى‌، على‌ بن‌ حسین‌ موسوى‌ (م‌ 436 ق‌)، الانتصار، قم‌، مؤسسه‌ النشر الاسلامى‌، 1415 ق‌

. سید مرتضى‌، على‌ بن‌ حسین‌ موسوى‌ (م‌ 436 ق‌)، امالى‌ المرتضى‌، تحقیق‌ احمد بن‌ امین‌ شنقیطى‌، قم‌، کتابخانه‌ آیت‌ الله‌ مرعشى‌ نجفى‌،1403ق‌

. شیخ‌ صدوق‌، محمد بن‌ على‌ بن‌ بابویه‌ قمى‌ (م‌ 381ق‌)، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، تحقیق‌ على‌ اکبر غفارى‌، قم‌، نشر جامعه‌ مدرسین‌، 1404 ق‌

. طبرسى‌، حسن‌ بن‌ الفضل‌ (قرن‌ ششم‌)، مکارم‌ الاخلاق‌، بیروت‌، مؤسسه‌ الاعلمى‌ للمطبوعات‌، 1392 ق‌ / 1972م‌

. طبرى‌، محمد بن‌ جریر بن‌ رستم‌ (قرن‌ چهارم‌)، دلائل‌ الامامه‌، قم‌، مؤسسه‌البعثه‌، 1413 ق‌

. طوسى‌، محمد بن‌ حسن‌ (م‌ 460 ق‌)، الامالى‌، تحقیق‌ مؤسسه‌ البعثه‌، قم‌، دارالثقافه‌ للطباعه‌ و النشر و التوزیع‌، 1414 ق‌

. قضاعى‌، قاضى‌ ابى‌ عبدالله محمد بن‌ سلامه‌ (م‌ 454 ق‌)، مسند الشهاب‌، تحقیق‌ حمدى‌ عبدالمجید سلفى‌، بیروت‌، مؤسسه‌ الرساله‌، 1405ق‌

. کلینى‌، محمد بن‌ یعقوب‌ (م‌ 329 ق‌)، الکافى‌، تحقیق‌ على‌ اکبر غفارى‌، چاپ‌ سوم‌: تهران‌، دارالکتب‌ الاسلامیه‌، 1367 ق‌

. کوفى‌، ابن‌ ابى‌ شیبه‌ (م‌ 235 ق‌)، المصنف‌، تحقیق‌ سید محمد لحام‌، چاپ‌ اول‌: بیروت‌، دارالفکر، 1409 ق‌

. کوفى‌ اهوازى‌، حسین‌ بن‌ سعید (قرن‌ 2 و 3)، کتاب‌ الزهد، تحقیق‌ غلامرضا عرفانیان‌، قم‌، علمیه‌، 1399 ق‌

. مجلسى‌، محمد باقر (م‌ 1110ق‌)، بحارالانوار، مؤسسه‌ الوفاء، چاپ‌ دوم‌: بیروت‌، 1403ق‌

. نورى‌ طبرسى‌، میرزا حسین‌ (م‌ 1320 ق‌)، مستدرک‌ الوسائل‌ و مستنبط‌ المسائل‌، چاپ‌ دوم‌: قم‌، مؤسسه‌ آل‌ البیت‌ لاحیاء التراث‌، 1409 ق‌

. نیسابورى‌، محمد بن‌ فتال‌ (شهید در 508 ق‌)، روضه‌ الواعظین‌، با مقدمه‌ سید حسن‌ خرسان‌، قم‌، منشورات‌ الرضى‌، [بى‌تا]

. یحصبى‌، قاضى‌ ابى‌ الفضل‌ عیاض‌، (م‌ 544 ق‌)، الشفاء، بتعریف‌ حقوق‌ المصطفى‌(ص)، بیروت‌، دارالفکر، 1409 ق‌

1 دکترى علوم قرآن و حدیث

2 قال رسول اللَّه‌صلى الله علیه وآله: «بارک لنا فى الخبز و لاتفرّق بیننا و بینه، فلولا الخبز ما صلینا و لا صمنا و لا ادّینا فرائض ربنا» (کلینی، الکافی، ج 5، ص 73، ح 13 و ج 6، ص 287، ح 6)

3 «انما بنى الجسد على الخبز»؛ (همان، ج 6، ص 286، ح 3 و 7)

4 «قال ابوذر حین سأله رجل عن أفضل الأعمال بعد الایمان. فقال: الصلوه و اکل الخبز. فنظر الیه الرجل کالمتعجب. فقال: لولا الخبز ما عبداللَّه تعالی؛ یعنى بأکل الخبز یقیم صلبه فیتمکن من اقامه الطاعه» (شمس الدین سرخسی، المبسوط، ج 30، ص 258)

5 «; و کان یأکل ما احلّ اللَّه له مع أهله و خدمه أذا أکلوا;» (طبرسی، مکارم الاخلاق، ص 26 و مجلسی، بحار الانوار، ج 16، ص 241)

6 «; کان یأکل کل الاصناف من الطعام;» (طبرسی، همان، ص 26 و مجلسی، همان، ج 16، ص 241)

7 و عن ابى الحسن الرضاعلیه‌السلام: «ما من نبى الاّ و قد دعى لأکل الشعیر و بارک علیه. و ما دخل جوفا الاّ اخرج کل داء فیه، و هو قوت الانبیاء و طعام الابرار، ابى اللَّه ان یجعل قوت انبیائه الا شعیراً» (کلینی، همان، ج 6، ص 305، ح 1)

8 «عن قتاده: کنّا نأتى الانس و خبازه قائم، فقال یوما: کلوا فما اعلم رسول اللَّه رأى رغیفاً مرققا و لا شاه سمیطا قطُّ» (مسند احمد، ج 3، ص 134 و صحیح البخاری، ج 6، ص 206)

9 «دخل رسول اللَّه‌صلى الله علیه وآله الى ام‌سلمه رضى اللَّه عنها فقربت الیه کسره، فقال: هل عندک ادام؟ فقالت: لا یا رسول اللَّه، ما عندى الّا خلّ، فقال: نِعْمَ الإدام الخلّ ما اقفر بیت فیه خل» (کلینی، همان، ج 6، ص 329، ح 1 و مجلسی، همان، ج 16، ص 267، ح 70)

10 عن ابى عبداللَّه‌علیه‌السلام قال: «قال امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام: اقرّوا الحار حتى یبرد فان رسول اللَّه قرب الیه طعام حارّ فقال: اقروه حتى یبرد ما کان اللَّه عز و جل لیطعمنا النار و البرکه فى البارد» (ر.ک:کلینی، همان، ج 6، ص 322، ح 4-1، باب الطعام الحارّ)

11 مراد از مغافیر، بقایاى گیاهان در شکم زنبور عسل است که آن را در عسل داخل مى‌کند

12 «; و کان‌صلى الله علیه وآله لا یأکل الثوم و لا البصل و لا الکرات و لا العسل الذى فیه المغافیر، و هو ما یبقى من الشجر فى بطون النحل فیلقیه فى العسل فیبقى ریح فى الفم» (طبرسی، همان، ص 30 و ر.ک: طبری، دلائل الامامه، ص 11 و بیهقی، السنن الکبری، ج 7، ص 50 و خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 2، ص 262)

13 کلینی، همان، ج 6، ص 305، ح 1

14 عن خالد بن نجیح عن ابى عبداللَّه‌علیه‌السلام قال: «اللبن من طعام المرسلین» (برقی، المحاسن، ج 2، ص 491)؛ ; عن خالد بن نجیح عن ابى عبداللَّه‌علیه‌السلام قال: «الخلّ و الزیت من طعام المرسلین» (همان، ص 482)؛; عن خالد بن نجیح عن ابى عبداللَّه‌علیه‌السلام قال: «السویق طعام المرسلین» (کلینی، همان، ج 6، ص 306)؛ عن هشام بن سالم عن ابى عبداللَّه‌علیه‌السلام قال: اللحم باللبن مرق الانبیاء» (برقی، همان، ج 2، ص 467)

15 کان احبّ الطعام الیه اللحم، و کان یقول: «هو یزید فى السمع و البصر». و «اللحم سید الطعام فى الدنیا و الاخره، و لو سألت ربّى أن یطعمینه کلّ یوم لفعل» (طبرسی، همان، ص 30)

16 «وکان صلى الله علیه وآله یأکل اللحم طبیخاً بالخبز و یأکله مشویاً بالخبز» (همان)

17 «و کان‌صلى الله علیه وآله یأکل البرد و یتفقد ذلک اصحابه فیلتقطونه له فیأکله و یقول انه یذهب بأکله الأسنان» (همان، ص 31)

18 عن الصادق‌علیه‌السلام: ان رسول اللَّه‌صلى الله علیه وآله کان یفطر على الحلو، فاذا لم یجده یفطر على الماء الفاتر و کان یقول: «انه ینقى الکبد و المعده و یطیّب النکهه و الفم و یقوى الاخراس و الحدق، و یحدّ الناظر و یغسل الذنوب غسلا، و یسکن العروق الهائجه و المره الغالبه و یقطع البلغم، و یطفى‌ء الحراره عن المعده و یذهب بالصداع» (نیسابوری، روضه الواعظین، ص 341؛ طبرسی، همان، ص 27 و 28 و مجلسی، همان، ج 16، ص 242). در برخى از آثار یاد شده براى افطار با آب ولرم در روایتى از امام صادق‌علیه‌السلام نیز آمده است:; عن ابن ابى عمیر عن رجل عن ابى عبداللَّه‌علیه‌السلام «اذا افطر الرجل على الماء الفاتر نقى کبده و غسل الذنوب من القلب و قوى البصر و الحدق» (کلینی، همان، ج 4، ص 152)

چکیده‌

تغذیه‌ از نیازهاى‌ اجتناب‌ناپذیر هر موجود زنده‌اى‌ است‌ و انسان‌ نیز از این‌ قانون‌، مستثنا نیست‌. از این‌ روآگاهى‌ از روش‌ و شیوه‌ بزرگان‌ دین‌ در این‌ زمینه‌، شایان‌ توجه‌ و تأمل‌ است‌. نوشتار حاضر درصدد پاسخ‌گویى‌به‌ چند پرسش‌ محورى‌ و مهم‌ درباره‌ تغذیه‌، بر اساس‌ سیره‌ پیامبر اعظم‌(ص) است‌.پرسش‌هایى‌ چون‌ چرایى‌ تغذیه‌، نوع‌ غذا، تنوع‌ و مقدار آن‌، زمان‌ تغذیه‌، همراهى‌ با دیگران‌ در تغذیه‌ وبالاخره‌ چگونگى‌ انجام‌ تغذیه‌

در سیره‌ نبوى‌(ص) غذا خوردن‌ با هدف‌ کسب‌ توان‌ براى‌ طاعت‌ و عبادت‌ بوده‌ است‌.غذاهاى‌ آن‌ حضرت‌، ویژگى‌هایى‌ چون‌ حلال‌ بودن‌، تنوع‌، سادگى‌، مضرّ نبودن‌ و سودمندى‌ را داشته‌ است‌.آن‌ حضرت‌ از صرف‌ بیش‌ از یک‌ نوع‌ غذا در یک‌ وعده‌ ـ به‌ منظور زهد ـ پرهیز داشته‌، مقدار غذاى‌مصرفى‌اش‌ نیز در حد نیاز بدن‌ بوده‌ است‌. وقت‌ غذاى‌ حضرت‌، هنگام‌ گرسنگى‌ بوده‌ و اصرار بر صرف‌ غذا به‌همراه‌ دیگران‌ داشته‌ است‌. نیز آن‌ حضرت‌ در شروع‌ و پایان‌ صرف‌ غذا نام‌ خدا را بر زبان‌ جارى‌ و در این‌زمینه‌، آداب‌ خاص‌ دیگرى‌ را رعایت‌ مى‌فرمود

واژگان‌ کلیدى‌: سیره‌ نبوى‌(ص)، تغذیه‌، خوردن‌ و آشامیدن‌

مقدمه‌

خوردن‌ و آشامیدن‌ از لوازم‌ اصلى‌ استمرار حیات‌ مادى‌ انسان‌ است‌ و بدون‌ آن‌، هیچ‌ انسانى‌ قادر به‌ انجام‌ تکالیف‌اساسى‌ خویش‌ و حرکت‌ در مسیر کمال‌یابى‌ نخواهد شد. جسم‌ انسان‌، هم‌چون‌ مرکبى‌ است‌ که‌ روح‌ را حمل‌ مى‌کند واختلال‌ در کار این‌ مرکب‌، اختلال‌ در کار روح‌ پدید مى‌آورد. این‌ حقیقت‌، اقتضاى‌ آن‌ داشته‌ که‌ حتى‌ برترین‌ موجودات‌نظام‌ هستى‌، یعنى‌ انبیا و اولیاى‌ الهى‌ نیز وجود را بى‌نیاز از خوردن‌ و آشامیدن‌ ندانند و با بهره‌گیرى‌ از شیوه‌هاى‌ صحیح‌و در عین‌ حال‌ ضرورى‌، لوازم‌ استمرار حیات‌ و حرکت‌ جسم‌ خویش‌ را فراهم‌ کرده‌ و آن‌ را در خدمت‌ روح‌ بلندشان‌قرار دهند

با توجه‌ به‌ آن‌چه‌ گفته‌ شد، در این‌ نوشتار به‌ بررسى‌ روایات‌ حاکى‌ از سیره‌ نبوى‌ در این‌ باره‌ مى‌پردازیم‌. مجموع‌اطلاعات‌ موجود در این‌ زمینه‌، در حقیقت‌ پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌هاست‌ که‌ پیامبر اکرم‌(ص) چرا، چه‌ نوع‌،چند نوع‌، به‌ چه‌ میزان‌، چه‌ هنگام‌، تنها یا با دیگران‌، و چگونه‌ مى‌خورد و مى‌آشامید

1 چـرا؟

سخن‌ از چرایى‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ در سیره‌ نبوى‌(ص)، منطقاً باید پیش‌ از دیگر مسائل‌ مربوط‌ به‌ سیره‌آن‌ حضرت‌ در خوردن‌ و آشامیدن‌، مورد توجه‌ قرار گیرد. این‌که‌ چرا انسان‌ به‌ خوردن‌ و آشامیدن‌ رو آورده‌، پرسشى‌است‌ که‌ پاسخ‌ آن‌ ابتدا بدیهى‌ مى‌نماید، زیرا به‌ محض‌ طرح‌ چنین‌ پرسشى‌، این‌ پاسخ‌ به‌ ذهن‌ مى‌رسد که‌ خوردن‌ وآشامیدن‌ لازمه‌ طبیعى‌ زندگى‌ بشر و زنده‌ ماندن‌ اوست‌. این‌ سخن‌ در عین‌ درستى‌، تمام‌ پاسخ‌ نیست‌، زیرا فلسفه‌خوردن‌ و آشامیدن‌ در نگاه‌ اولیاى‌ دین‌، صِرف‌ تأمین‌ نیازهاى‌ جسمانى‌ نیست‌، بلکه‌ مسئله‌اى‌ مهم‌تر و برتر مطرح‌است‌. طبق‌ این‌ دیدگاه‌، جسم‌، نقش‌ آلى‌ و ابزارى‌ براى‌ حقیقت‌ انسان‌، یعنى‌ روح‌ او دارد، از این‌ رو براى‌ این‌که‌ روح‌بتواند مسیر کمال‌یابى‌ خود را طى‌ کند باید نیازهاى‌ جسم‌ به‌ عنوان‌ مرکب‌ و ابزار روح‌، تأمین‌ شود. بر اساس‌ دیدگاه‌اول‌، انسان‌ و حیوان‌ مشترک‌ و هم‌سان‌ مى‌شوند، اما در این‌ نگاه‌، انسان‌ در تأمین‌ نیازهاى‌ جسم‌ در پى‌ تأمین‌ هدفى‌ بس‌والاست‌. در برخى‌ روایات‌ به‌ نقش‌ ابزارى‌ خوردن‌ در راستاى‌ عبادت‌ و انجام‌ فرائض‌ و تکالیف‌ اشاره‌ شده‌ است‌. درروایتى‌، از پیامبر اکرم‌(ص) چنین‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ خداوند عرضه‌ داشت‌

در نان‌ به‌ ما برکت‌ عطا کن‌، و بین‌ ما و نان‌ جدایى‌ میفکن‌، چرا که‌ اگر نان‌ نباشد قادر به‌ اداى‌ نماز و گرفتن‌ روزه‌ و انجام‌ فرایض‌پروردگارمان‌ نخواهیم‌ بود

و در روایت‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام)‌ نیز آمده‌ است‌

بنیان‌ جسم‌ بر نان‌ نهاده‌ شده‌ است‌

بنا بر روایتى‌ دیگر، هنگامى‌ که‌ مردى‌ از ابوذر درباره‌ برترین‌ اعمال‌ پس‌ از ایمان‌ پرسش‌ کرد وى‌ پاسخ‌ داد: «نماز وخوردن‌ نان‌!» و هنگامى‌ که‌ آن‌ مرد با شگفتى‌ به‌ ابوذر نگریست‌، وى‌ ادامه‌ داد: «اگر نان‌ نباشد خداوند عبادت‌ نمى‌شود».و مراد ابوذر این‌ بود که‌ انسان‌ براى‌ کسب‌ توانایى‌ انجام‌ عبادت‌ باید از نان‌ بهره‌ ببرد

با توجه‌ به‌ این‌ گونه‌ روایات‌، هدف‌ انسان‌ مؤمن‌ از خوردن‌ غذا، آماده‌سازى‌ جسم‌ براى‌ انجام‌ تکالیف‌ عبادى‌ وفرایض‌ دینى‌ است‌، و ـ چنان‌ که‌ گذشت‌ ـ این‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ خوردن‌، به‌ مراتب‌ والاتر از نگاه‌ طبیعى‌ به‌ آن‌ است‌

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله احیاء فرهنگ ایرانی و اسلامی جهت جلوگیری از اسراف و اتلاف منابع در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله احیاء فرهنگ ایرانی و اسلامی جهت جلوگیری از اسراف و اتلاف منابع در word دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله احیاء فرهنگ ایرانی و اسلامی جهت جلوگیری از اسراف و اتلاف منابع در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله احیاء فرهنگ ایرانی و اسلامی جهت جلوگیری از اسراف و اتلاف منابع در word

چکیده

مقدمه

جایگاه منابع طبیعی در فرهنگ ایران

دیدگاه قرآن در مورد اسراف و تبذیر

مالکیت خدا

پیشنهاد

منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله احیاء فرهنگ ایرانی و اسلامی جهت جلوگیری از اسراف و اتلاف منابع در word

1-    وات کنت، مبانی محیط زیست انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد ترجمه عبدالحسین  وهاب زاده- 1374

2- طالقانی محمود، پرتوی از قرآن، شرکت سهامی انتشار- 1345

3- طباطبایی محمد حسین، تفسیر المیزان

4- مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه  انتشارات دارالکتب اسلامیه 1365 ج 4، 5، 6 و 15

مقدمه

مشکلات و بحرانهای کنونی منابع طبیعی و ملی به مرحله ای رسیده است که میتوان ادعا کرد حل آنها از عهده دولتها و نهاد ها و تشکیلات دولتی و غیردولتی خارج است، تنها با بسیج عمومی و همکاری و مشارکت همه ساکنان زمین میتوان این بحرانها را کاسته و یا به رفع آنها پرداخت. از سوی دیگر به تجربه ثابت شده است که بسیج عمومی در مواردی که اهداف برنامه ها ریشه در اعتقادات فرهنگی و باور های دینی مردم داشته باشد با موفقیت و پیشرفت بیشتری همراه است. لذا اغلب صاحبنظران بر این باورند که تنها راه نجات انسان و خاتمه دادن به تخریب و اتلاف روز افزون منابع طبیعی رویکرد به تعالیم دینی و بهره گیری از دستورات و راهنمایی های ادیان الهی است

قرن بیستم که با جدایی دین از علم، اقتصاد از فرهنگ و مادیات از معنویات شروع شد نهایتاً با بروز بحرانهای عمده زیست محیطی به رویکرد مجدد اندیشمندان و محققین جهان به اصول و مبانی دینی و اخلاقی انجامید. از سال 1977 که بر اساس  برنامه سازمان ملل، بررسی نقش ادیان در مقابله با بحرانهای زیست محیطی توسط دانشگاه هار وارد آغاز شده است تاکنون هزارها مقاله و تحقیق ارزشمند توسط اندیشمندان و پژوهشگران دنیا ارائه شده است که بر ضرورت بازگشت به فرهنگ دینی و بنیان گذاری اخلاق زیست محیطی تأکید نموده اند و معتقدند که ادیان جهان می توانند از نیروی خود برای پایان دادن به بهره برداری بی حد و حصر انسان از منابع طبیعی و ایجاد روحیه مسئولیت پذیری مشترک جهت حفاظت محیط زیست استفاده نمایند

در این میان مبانی فرهنگ ایرانی و دیدگاههای اسلام و قرآن در تبیین ارزش واقعی منابع طبیعی و عوامل محیط زیست به عنوان آیات و نشانه های علم، قدرت و عظمت آفریننده جایگاه   ویژه ای به خود اختصاص داده است

 

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله احیاء فرهنگ ایرانی و اسلامی جهت جلوگیری از اسراف و اتلاف منابع در word

خوشبختانه کشور ما با قرار گرفتن در محل تلاقی فرهنگ اصیل ایرانی و تعالیم عالی اسلامی از پتانسیل بالایی در زمینه حفاظت و حرمت منابع طبیعی برخوردار است. کتب ادبی ما سرشار از اشعار و تمثیل هایی است که بیانگر ارزش والای طبیعت از دیدگاه ایرانیان به عنوان آیه ها و نشانه های شناخت و عشق به معبود است. آب، نان و هر جزیی از طبیعت از دیدگاه ایرانیان تنها به عنوان منابع مصرفی محسوب نمی گردند، بلکه نمونه های رحمانیت، قدرت و تدبیر باری تعالی به حساب می آیند و هر برگ درختی دفتری است در معرفت کردگار. به همین دلیل ایرانیان به نمک که ظاهراً فراوان ترین و کم ارزشترین منبع طبیعی است قسم میخورند، نان را لگد نمیکنند و آلوده کردن آب را گناه می شمرند

دیدگاه قرآن در مورد اسراف و تبذیر

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله میوه های بهشتی و فواید آن در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله میوه های بهشتی و فواید آن در word دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله میوه های بهشتی و فواید آن در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله میوه های بهشتی و فواید آن در word

خواص معجزه آسای سیب  
برای دندان‌ها و لثه‌ها مفید است  
مقوی مغز است  
اثر آرام بخشی دارد  
طرز استفاده:  
ترکیبات شیمایی:  
محتوای شكوفه خرما:  
فواید خرما  
چند حدیث در باره خرما :  
انگور گیاهی تماما دارویی  
تركیبات شیمیایی :  
خواص داروئی:  
خواص درمانی میوه انگور :  
خواص طبی روغن هسته انگور :  
خواص طبی هسته انگور :  
خواص طبی پوست انگور  :  
خواص طبی غوره :  
خواص طبی برگ مو :  
انتخاب و خرید انار:  
نگهداری انار:  
فواید انار برای سلامتی:  
خواص درمانی انجیر  
مضرات  
فواید مصرف گندم برای بدن  
کشفیات جدید علمی در خصوص فواید سبوس  
سبوس، ملین و مسهل قوی  
فواید و خواص زیتون از نظر علم تغذیه  
فواید زیتون از نظر پیامبر اسلام(ص)  
فواید روغن زیتون  
منابع مآخذ:  

خواص معجزه آسای سیب 

سیب، یکی از سلامت بخش‌ترین خوراکی‌های اطراف ما محسوب می‌شود. از زمان‌های گذشته مردم جهان علاقه‌ی فراوانی به میوه‌ها داشتند. طبق نظر مورخان، منشاء اصلی سیب مناطق سردسیر شمال اروپا بوده و از آنجا این میوه‌ی با ارزش و مفید به نقاط دیگر جهان منتقل شده است
سیب یکی از میوه‌هایی است که قبل از دیگر میوه‌ها شناخته شد. تمدن انسان از دیر باز با سیب پیوند خورده است. سیب نشانه‌ی عشق و باروری، دوستی، زیبایی، خوش‌بختی، تندرستی، دانایی، خوشی، نیرومندی و ; می‌باشد. سیب دارای انواع بسیار متفاوتی است
افرادی که به طور منظم سیب می‌خورند، میزان تندرستی خود را افزایش می‌دهند و علاوه بر آن از بروز بیماری‌های متعددی که به‌دلیل کمبود عناصر حیاتی پیش می‌آید جلوگیری می‌نمایند
همه‌ی سیب‌ها مانند هم نیستند. اندازه، رنگ، بو و مزه‌ی متفاوت در گونه‌های مختلف، تعیین کننده‌ی نوع مصرف آن‌ها است. مواد مغذی موجود در یک سیب به اندازه‌ی آن بستگی دارد، نه نوع آن. انواع سیب پس از مرکبات ) پرتقال ، نارنگی ، لیموشیرین، لیموترش  و گریپ فروت) و موز ، عمده‌ترین میوه‌ی‌ پرورشی در سطح دنیا هستند
سیب سرشار از ویتامین‌ها، تانن، مواد معدنی و فیبر (سلولز گیاهی) می‌باشد. ترکیبات شیمیایی موجود در میوه‌ی سیب بر حسب نژادهای گوناگون آن متفاوت است
از جمله فواید سیب می‌توان به موارد زیر اشاره نمود
سیب در حفظ طراوت و شادابی پوست موثر است
با استفاده از سیب می‌توان ناراحتی‌های شایعی مانند خشکی پوست، ترک خوردگی پوست، رنگ پریدگی و بسیاری از بیماری‌های پوستی  طولانی و مزمن را از بین برد یا نشانه‌های آن‌ها را کاهش داد
لازم به ذکر است که این قابلیت سیب به دلیل وجود ریبوفلاوین (ویتامینB2)، ویتامین C  و A  ، مواد معدنی مانند آهن، منیزیم، کلسیم  و پتاسیم می‌باشد
فشارخون را منظم می‌کند
خوردن سیب و حتی بو کردن سیب، باعث کاهش فشار خون  می‌شود. بررسی انجام شده توسط دانشگاه ییل (YALE)  نشان داد که تنها یک بار بو کشیدن سیب، فشارخون بیماران را پایین می‌آورد

برای دندان‌ها و لثه‌ها مفید است

اسیدهای موجود در سیب، هنگام جویدن باکتری‌های دهان  را از بین برده و دندان‌ها و لثه‌ها را تمیز می‌کنند. جویدن یک سیب مانند این است که از یک مسواک طبیعی استفاده کنیم. مطالعات نشان می‌دهند که سیب قادر است ذرات غذایی باقی مانده در پشت دندان‌ها و لثه‌ها را پاک کرده و فساد دندان و بیماری‌های لثه را از شما دور سازد. حتی کسانی که در گذشته از بیماری‌های لثه رنج برده‌اند، خواهند توانست از فواید ناشی از غنی بودن سیب از ویتامینC  بهره‌مند شوند
مواد مغذی موجود در سیب باعث تقویت ساختار دندان‌ها می‌گردد. مینای دندان را محکم‌تر می‌سازد و از جرم گرفتن دندان‌ها پیشگیری می‌کند
اسیدهای موجود در سیب، اثر ضدالتهاب و باکتری‌کش بر دندان‌ها و لثه دارند. پژوهش‌های علمی نشان داده است که یک ربع ساعت پس از خوردن آهسته‌ی یک عدد سیب‌ترش حدود 90 درصد و بعد از یک ساعت تقریباً تمامی ذرات میکروبی موجود در دهان از بین می‌روند
جویدن سیب، عضلات فک را قوی‌تر می‌سازد. آب سیب تازه بدون هر مکملی به دلیل اثرات ضد التهاب مواد موجود در آن، دهان شویه‌ای ساده و طبیعی محسوب می‌شود
از بروز بیماری نقرس و درد مفاصل پیشگیری می‌کند
یکی از بیماری‌هایی که به‌طور مشخص به علت پرخوری و مصرف مداوم منابع حیوانی (گوشت قرمز و چربی) و الکل بروز می‌کند، درد مفاصل و نقرس است. البته آمادگی ابتلا به این بیماری ارثی است. در موارد شدید، بیمار با دارو و کمپرس سرد درمان می‌شود. برای جلوگیری از گسترش و طولانی شدن بیماری، پیروی از برنامه‌ی غذایی فاقد گوشت و چربی، لازم است. همچنین سیب میوه‌ای بسیار باارزش است؛ چرا که هم‌چربی چندانی ندارد و هم موجب کاهش اوره می‌گردد
سیب خام یا پخته مانع تشکیل اسید اوریک در بدن می‌شود و پس از مصرف آن مقدار کلی اسیدهای ادرار، به ویژه اسید فرمیک افزایش می‌یابد. از این رو مصرف آن برای مبتلایان به درد مفاصل  و نقرس توصیه می‌گردد

مقوی مغز است

سیب مقوی مغز است. به همین جهت برای کسانی که کارهای فکری انجام می‌دهند مفید می‌باشد. به طور کلی سیب به علت داشتن فسفر،  اعصاب و مغز را تقویت می‌کند

اثر آرام بخشی دارد

دم کرده ی پوست سیب که با اندکی عسل  شیرین شده باشد، نوشیدنی آرام بخشی است. خوردن سیب خام نیز تأثیر آرام بخشی بر دستگاه اعصاب دارد. علاوه بر ویتامین‌های گروه B، منیزیم  و فسفر و برخی عناصر دیگر موجود در سیب، اثر آرام بخشی بر اعصاب دارد. هم‌چنین شیرینی سیب و جویدن آن باعث انبساط عضلات منقبض صورت می‌شود
خرما از نظر پزشكی بسیار با ارزش است , ونیز دین مبین اسلام این را از جمل مهمترین میوه جات قرار داده است. فضیلت خرما در احادیث بسیار ذکر شده است. رسو ل الله صلی الله علیه وسلم خودشان به خرما اهمیت زیادی داده اند تا آنجایی که در حیاتشان می‌خوانیم افطار خویش را با خرما آغاز می کرده اند و در سحر نیز با خرما روزه می گرفتند. و مردمان را به خوردن خرما تشویق می کردند و همانطور که می بینم متخصصین تغذیه امروز فواید زیادی را از خرما کشف کرده اند. خرما موادی دارد که باعث انبساط رحم می‌شود و زایش را آسانتر و راحت تر می‌کند. چنانچه در این آیه مبارک واضح است : (وَهُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُسَاقِطْ عَلَیْكِ رُطَباً جَنِیّاً)(مریم:25) “تنه خرمارا بجنبان وبتکان, تا خرما نورس دست چینی بر تو فرو بارد”

طرز استفاده:

خرما میوه ای است دارای پتاسیم ، روی ، منگنز، و ویتامینA – B –  را داراست. تحقیقات درباره ی خرما نشان داده که این میوه، می تواند پیش گیری بسیاری از سرطان ها مانند سرطان کولون، معده و غیره را در پی داشته باشد .یکی از خواص خرما ملین بودن آن است؛ البته اگر  چند عدد خرما را در 2 لیوان آب جوش خیس کرده و صبح و شب آن را به صورت گرم بنوشید و یا مقداری خرما میل کنید و بلافاصله یک تا دو لیوان آب گرم روی آن بنوشید. خرما را به عنوان میوه نیز می توانید مصرف کنید. هم چنین حتما برای خواب راحت تر و آرامش بیشتر شام خود را در حدود ساعت 7 بعد ازظهر خورده و قبل از خواب یک عدد خرما و یک لیوان شیر گرم میل کنید

ترکیبات شیمایی:

خرما میوه ای است بهشتی و بسیار مقوی که مواد معدنی بسیاری در خود دارد
دارای مواد تولید کنند انرژی, از قبیل شکر f  و گلوکوز  می باشد
ادارای آهن وفسفر است
دارای کلسیم که مقوی کنند استخوانها می باشد، است

 محتوای شكوفه خرما:       

قندی نیشکر
پروتئین
فسفر, کلسیوم, آهن
ویتامین B  و D
خرماموادی دارد که باعث انبساط رحم میشود و زایش را آسانتر می‌کند

فواید خرما

آرامش و شادمانی در خرما
از مواد کربوهیدرات برخوردار است
بدن با استفاده از آن انرژی و گرمای بالایی را تولید می‌کند
میزان بالائی از پروتئینها، ویتامینها و املاح معدنی گوناگونی مانند کلسیم و سدیم دارد که بدن به آنها احتیاج دارد
چنانکه میدانید وضعیت روحی زن هنگام زایش تأثیر زیادی روی راحتی یا سختی زایمان دارد. خرما از جمله مواد غدایی است که خیلی سریع هضم و حل و جذب می‌شود
خرما از دهان تا تبدیل شدن به انرژی فقط بیست دقیقه طول می‌کشد
خرما احشاء درون روده ها را نرم و تمیز می‌کند
نوشیدن پس از خوردن: خرما و هر شیرینی دیگری برای اینکه بتواند خوب و سریع حل و جذب بشود، انسان باید پشت سر آن آب بخورد
خاصیت دیگر خرما، خنثی کردن اسید اضافی معده است از آنجا که که زیادی اسید معده باعث ترش کردن و دل درد می شود

 چند حدیث در باره خرما :

علاوه بر ارزشهای غذایی و طبی از نظر تاریخی و فرهنگی درخت خرما را می توان ” لطفی الهی” نسبت به ” آدمی” دانست و شاید به همین علت است كه در قرآن مجید به طور مكرر با احترام از آن یاد شده است
حضرت  انس بن مالك از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت كرده كه فرمود:” از خوردن غذای عشاء خودداری نكنید، حتی اگر شامل چند دانه خرما باشد. غفلت از خوردن غذای عشاء عمر را كوتاه می كند.”( سنن، ابن ماجه)
حضرت أمّ منذر روایت كرده كه زمانی رسول خدا صلی الله علیه وسلم به حضرت علی کرم الله وجه سفارش كرد كه زیاد خرما مخور زیرا به تازگی از بیماری شفا یافته ای و ضعیف هستی

( مسند احمد حنبل)

انگور گیاهی تماما دارویی

درخت انگور كه درخت مو نیز نامیده میشود درختچه ای است بالا رونده كه از دیوار و درختان مجاور بالا می رود . ساقه آن گره در و دارای بگهای متناوب است . برگهای انگور دارای پنج لوب دندانه دار و برنگ سبز تیره می باشد . گلهای آن كوچك ، مجتمع و بصورت خوشه ظاهر می شود . میوه درخت انگور ، گوشتدار و شیرین و برگهای مختلف است

تركیبات شیمیایی :

كلیه قسمت های درخت انگور قابل استفاده دارویی است . بنابراین هر قسمت را جداگانه بررسی می كنیم
برگ مو: دارای ساكارز ، لوولز Levulose ، اینوزیت Inosite ، مواد نشاسته ای و تعدادی اسیدهای آلی است
دم خوشه انگور : دارای تانن ، مواد رزینی ، تارتارات پتاسیم و اسید های آلی است
غوره ك میوه سبز رنگ و نارس انگور است كه دارای طعم ترش می باشد . غوره دارای اسیدهای آلی مانند اسید مالیك ، اسید فرمیك ، اسید سوكسینیك Succinique Acid ، اسید اگزالیك ، اسید گلوكولیك Glucolique Acid و قند می باشد

انگور رسیده : در صد گرم حبه انگور مواد زیر موجود است :      

آب                                  75 گرم
پروتئین                            1/3  گرم
مواد قندی                       20 گرم
كلسیم                           12 میلی گرم
فسفر                           0/4 میلی گرم
آهن                             0/4  میلی گرم
سدیم                          3 میلی گرم
پتاسیم                        175 میلی گرم
ویتامین آ                      100 گرم
ویتامین ب 1                 0/05 میلی گرم
ویتامین ب 2                  0/03 میلی گرم
ویتامین ب 3                 0/3 میلی گرم
ویتامین ث                    4 میلی گرم
پوست انگور دارای تانن ، تارتارات پتاسیم ، اسید های آزاد و مواد معدنی می باشد
هسته انگور : در هسته انگور مقدری روغن و تانن موجود است . روغن هسته انگور Grape seed oil برنگ زرد مایل به سبز است . این روغن فاقد بو و دارای طعمی مطبوع می باشد . روغن هسته دارای تری گلیسیرید ، اسید اولئیك ، اسید پالمتیك ، اسید لینولئیك ، اسید استئاریك و اسید آراشیك می باشد

خواص داروئی:       

خواص درمانی میوه انگور :

انگور بر طبق طب قدیم ایران گرم و تر است
اخلاط بدن را متعادل می كند
بسیار مقوی و مغذی است
خون را تصفیه می كند
سینه و ریه را صاف و تمیز می كند
برطرف كننده یبوست است
انگور برای درمان ورم معده و روده مفید است
در درمان سل ریوی و سیاه سرفه موثر است
برای درمان اسهال خونی از انگور استفاده  می شود
برای درمان نقرس بسیار مفید است
آنهایی كه معده ضعیف دارند باید انگور را بدون پوست بخورند زیرا پوست آن دیر هضم است و موجب دل درد، نفخ و عوارض دیگر می گردد
انگور بهترین میوه برای كسانی است كه می خواهند لاغر شوند و بدن خود را از اسید اوریك ، سنگ های صفرایی و مسمومیت های مزمن (مسمومیت از سرب یا جیوه ) پاك كنند. این گونه  اشخاص باید در هر هفته به مدت 2 روز فقط آب انگور بخورند و رژیم آب انگور بگیرند بدین ترتیب كه هر دو ساعت یكبار آب انگور تازه را گرفته و بنوشند. مقدار مصرف روزانه تقریبا 2 كیلو گرم است و در این دو روز نباید غذای دیگری مصرف كنند فقط می توانند آب بنوشند
رژیم آب انگور برای مبتلایان به سل ریوی و بواسیر نیز مفید است
برای تقویت و طراوت پوست و همچنین روشن كردن رنگ پوست، آب انگور تازه را با یك تكه پنبه بصورت بمالید و پس از ده دقیقه با آب نیمگرم محتوی كمی جوش شیرین بشوئید
زیاده روی در مصرف آب انگور بطور مداوم ایجاد سنگ كلیه می كند

خواص طبی روغن هسته انگور :

روغن هسته انگور گرم كننده بدن است ، این روغن ضد یبوست می باشد. از آن برای نقاشی و تهیه صابون نیز استفاده می شود

خواص طبی هسته انگور :

هسته انگور از نظر طب قدیم ایران سرد و خشك است
دارای تانن است. بنابراین قابض است
اسهال را برطرف می كند
ترشح ادرار و اسپرم را كم می كند
گرد هسته انگور را برای درمان به مسلولین می دهند
هسته انگور برای آنهایی كه مثانه و كلیه ضعیف دارند مضر است

خواص طبی پوست انگور  :

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word دارای 195 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word :

حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات

چكیده

حضرت سلیمان علیه السلام یكی از انبیای مقرب درگاه الهی میباشد. آن حضرت مانند پدر بزرگوارشان حضرت داود علیه السلام دارای خصوصیات اخلاقی بودند كه توانستند بدان وسیله به درجات رفیع قرب الهی نائل آیند. نعم العبد بودن، اوابیت، خلق نیكو، شكر‌گذاری برای نعمات الهی و كفران نعمت ننمودن و …، از خصائصی است كه به ایشان سیر صعودی داد. اما از نظر عهدین، آن خلق عظیم كه ما به او نسبت می دهیم كاملاً بی اساس و بیهوده است. عهدین، نسبت های ناروا و بی جایی به ایشان میدهد كه البته در كتب اسلامی با ادله قوی، این تهمت ها از دامان پاك آن حضرت و پدر و مادر بزرگوارش، پاك میشود. در قرآن كه كتاب الهی، مسلمانان است، آیات فراوانی در مورد حضرت سلیمان، آورده شده و تفاسیر بسیاری بر آن نوشته شده است. این آیات نشان دهنده آن است كه حضرتش، قدرت های فراوانی در اختیار داشتند اما این قدرت ها، ایشان را از مسیر تمامی پیامبران الهی، جدا نكرد، بلكه به كمك آنها توانست همگان (از جمله ملكه سبا) را به سوی حق راهنمایی كند. در مورد آیات قرآن، بهانه جویان، شبهاتی آفریده اند كه البته عالمان اسلامی به تمامی آنها جواب محكم داده اند. در مورد حضرت سلیمان علیه السلام روایات فراوانی نیز آورده شده است كه یقین ما را درباره سرشت پاك آن حضرت دو چندان می نماید.

حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word
فهرست مطالب

مقدمه
فصل اول: كلیات و پیشینه، تعریف و تبیین موضوع
ضرورت و اهداف فایل
پیشینه موضوع
فرضیه ها یا سوالات اصلی و فرعی
روش فایل
زمان بندی مراحل انجام فایل
عناوین كلی و جزئی
فصل دوم: حضرت داود و حضرت سلیمان علیهما السلام
آغاز كار سلیمان
نعتمهایی كه خداوند به سلیمان داد
پدر بزرگوار او« حضرت داود علیه السلام»
فصل سوم : صفات خلقی و خلقی حضرت سلیمان
الف: صفات خَلقی او
ب: صفات خُلقی او؛ از نگاه قرآن
1- نعم العبد بودن
2- اواب بودن

3. علم و حكمت سلیمان
4. ادب سلیمان (علیه السلام)
فصل چهارم: سلیمان در عهدین و نقد آن
نسل داود و سلیمان
نسل سلیمان پادشاه
ادب سلیمان (درخواست سلیمان از خدا؛)
دعای سلیمان برای كسب حكمت
سلیمان خانه خدا را میسازد. Error! Bookmark not defined.
دیدار ملكه سبا با سلیمان
مرگ سلیمان
ندای حكمت
چند غزل از غزلهای سلیمان (علیه السلام)
نقد عهدین
بتكده های سلیمان ویران میشود
رد اتهامات
بخش دوم:
حضرت سلیمان علیه السلام در قرآن و پاسخ به بعضی از شبهات پیرامون آن
فصل اول: ملك و حكومت و كارگزاران حضرت سلیمان علیه السلام
فصل دوم: علم و حكمت حضرت سلیمان «علیه السلام»

اوابیت حضرت سلیمان (علیه السلام)
سلسله اوابین
فصل سوم : هدهد و دعوت از ملكه سبا و اسلام آوردن او
درس نظارت به زمامداران
درس آزادگی
نظام مشورتی
نپذیرفتن هدیه
سرانجام كار ملكه سبا
فصل چهارم : وراثت سلیمان و آشنایی با منطق حیوانات
وراثت سلیمان
سمبل قدرت
آشنایی با منطق حیوانات
فصل پنجم : امتحان از حضرت سلیمان (امتحان سلیمان و طلب مشیت الهی)
پناه بردن به خدا از آزمایش
فصل ششم: حضرت سلیمان علیه السلام و لقا پروردگار
فصل هفتم: شبهات و پاسخ به آنها
بخش سوم:حضرت سلیمان علیه السلام در روایات
فصل اول : حضرت سلیمان علیه السلام و صفات اخلاقی
روایات در مورد سوره ص32

روایات در مورد سوره سبا آیه 12
سفره مهمانی و سفره شخصی حضرت سلیمان (ع)
چهار صفت از صفات اخلاقی
اعتكاف حضرت سلیمان
روزه حضرت سلیمان
قضاوت در مورد باد
بهشت
سلیمان(ع) و خانه كعبه
عشق حقیقی و پند پذیری ایشان از پیرامون خود
سلیمان و آیه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم
فصل دوم : حضرت سلیمان علیه السلام و ملك و حكومت و كارگزاران او
تماثیل‌
فهمیدن زبان موجودات
اسم اعظم
انگشتر
جانشینی سلیمان
قبض روح آن حضرت
عنوان صفحه
نتیجه گیری
حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word
فهرست منابع فارسی
حضرت سلیمان علیه‌السلام در قرآن و روایات در word
فهرست منابع عربی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ولایت فقیه از دیدگاه شیعه و سنی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ولایت فقیه از دیدگاه شیعه و سنی در word دارای 133 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ولایت فقیه از دیدگاه شیعه و سنی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله ولایت فقیه از دیدگاه شیعه و سنی در word

چکیده

مقدمه

فصل اول

ولایت در قرآن

مقدمه

1-1 ولایت خدا بر مخلوقات;

1-1- معنای لغوی ولایت;

1-1-2 معنای لغوی ولی

1-1-3 معنای اصطلاحی ولایت;

1-1-4 معنای اصلاحی ولیّ

1-1-5 واژه ولایت در قرآن

1-1-6 ولایت خداوند تعالی

1-1-7 ولایت تکوینی خداوند

1-1-8 ولایت تشریعی خداوند

1-1-9 تفاوت ولایت تکوینی و تشریعی خداوند

1-1-10 ولایت عام

1-1-11 ولایت خاص;

1-1-12 ولایت خاصه با واسطه و بی واسطه

1-1-13 ولایت اخصّ;

1-2 ولایت مخلوق نسبت به هم

1-2-1 ولایت بشری یا ولایت انسان ها نسبت به یکدیگر

1-2-2 ولایت خاص رسول اکرم (ص) و مؤمنینی که در حال رکوع در راه خدا انفاق می کنند

1-2-3 ولایت مؤمنین بر مؤمنین

1-2-4 ولایت اصناف خاص فقهی

1-2-5 ولایت کافران بر مؤمنین

1-2-6 ولایت ملائکه بر انسان ها

1-2-7 ولایت شیاطین نسبت به انسان

فصل دوم

ولایت و رابطه آن با امامت;

مقدمه

2-1 امامت;

2-1-1 امام در لغت;

2-1-2 معانی امام در قرآن

2-1-3 امامت نزد امامیه

2-1-4 رابطه ولی، نبی و رسول

2-1-5 فرق بین رسول و نبی و امام

2-1-6 مقام ولایت قابل وصول برای همگان است

2-1-7 امامت و تشیع

2-1-7-1 اهمیت امامت;

2-1-8 تحکیم ولایت;

2-2 وصایت و غدیرخم

2-2-1 عقیده وصایت و جانشینی حضرت علی (ع)

2-2-2 حدیث یوم الدار

2-2-3 حدیث منزلت;

2-2-4 حدیث غدیر

2-2-5 حدیث ثقلین

2-2-6 حدیث لوح

2-2-7 ولایت تشریعی و تکوینی در نبوت و امامت;

2-2-8 انواع ولایت تشریعی

2-2-8-1 تفویض تشریع احکام

2-2-8-2 زعامت سیاسی و اجتماعی

2-2-8-3 ولایت در اموال عمومی

2-2-8-4 مرجعیت در معارف و احکام اسلام

2-2-9 ولایت تکوینی

2-2-10 علی (ع) و مسئله وصایت از دید عرفانی اهل سنت;

2-2-11 واقعه غدیر خم

2-2-12- غدیریه ها

2-3 ولایت فقیه

2-3-1 ولایت فقیه از نظر شیعه

2-3-2 سخنی از مرحوم آیت اله بروجردی (ره)

2-3-3 نظر امام خمینی (ره) درباره ولایت فقیه

2-3-4 ولایت اعتباری

2-3-5 ولایت تکوینی امام معصوم از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره)

2-3-6 نظر شیخ مفید (ره)

2-3-7 نظر شیخ مفید (ره) درباره اقامه حدود

2-3-8 نظر محقق کرکی (ره)

2-3-9 دیدگاه قرآن و حدیث درباره حکومت فقیه

2-3-9-1 حدیثی از اهل سنت درباره خلافت;

فصل سوم

آیات ولایت در تفاسیر شیعه وسنی

مقدمه

3-1 آیه اکمال دین و اتمام نعمت;

3-1-1 زمان و سبب نزول آیه

3-1-2 آیه ولایت;

3-1-3 زمان و سبب نزول آیه

3-1-4 آیه تبلیغ

3-1-5 زمان و سبب نزول آیه

3-1-6 اشعار صفی علیشاه در شأن آیات مذکور

3-2 ولایت در نهج البلاغه

فهرست منابع و مآخذ

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله ولایت فقیه از دیدگاه شیعه و سنی در word

1- قرآن کریم

2- قیصری، شرح فصوص الحکم، ص

3- قرشی، قاموس قرآن، 7/

4- کلینی، اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب من أذی المسلمین و احتقرهم، حدیث 8

5- یثربی، عرفان نظری، ص 389

6- جوادی آملی، شمیم ولایت، ص 97

7- خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، 2/2323

8- طوسی، الغیبه، نقل از دایره المعارف اسلام، 10/136

9- نوبختی، التنبیه، ص 95 ، نقل از دایره المعارف اسلام، 10/137

10- اسدی گرمارودی، درس هایی از اصول عقاید، 2/130-129

11- اکبری، سیمای امیرالمؤمنین، ص 168

12- ناصرخسرو، دیوان اشعار، تصحیح حاج نصر الله تقوی، ص 614

13- بصائر الدرجات، 1/20 باب 10؛ بحارالانوار، 25/103-1 ، نقل از خمینی، ولایت فقیه، ص 53

14- بحارالانوار، 18/382 باب اثبات المعراج و معناه و کیفیته

 چکیده

ولایت یکی از ارکان مهم دو مذهب تشیع و تسنن می باشد و از دیدگاه‌های گوناگون قابل بررسی است. در این پایان‌نامه، مقایسه ای اجمالی صورت گرفته و آرای شیعه و اهل سنت در مورد ولایت بیان گردیده و سعی شده بدون ترجیح نظر یک مذهب بر مذهب دیگر، فقط آرای موافق و مخالف مطرح شود؛ و نیز انواع ولایت در قرآن و مفاهیم و مصادیق آن با عنایت به آیات شریفه‌ای که در ارتباط با ولایت، مورد بحث می باشند مدنظر بوده است

از جمله نتایج به دست آمده از این تحقیق می توان به موارد زیر اشاره نمود

1 توجه و حساسیت فوق العاده پیروان مذهب امامیه نسبت به امر ولایت و پافشاری در اثبات حقانیت اعتقاد خویش

2 استدلال و نظم فکری اسماعیلیه برای اثبات ادعایشان در مورد جانشینی امام جعفر صادق (ع) و سلسله امامان مستور

3 عقیده شیخیه در مورد رکن رابع و وجه اختلافی که در مورد اعتقاد به وجود امام عصر (عج) با امامیه دارند

4 اصالت مهدویت در میان پیروان مذهب امامیه و اهل سنت و وجه اختلاف بین این دو مذهب درباره غیبت امام عصر (عج)

5 وجه اشتراک همه عرفای سنی و شیعه درباره ولایت علی (ع) و صلح کلی که در امر خاتم‌الاولیا دارند

6 آشنایی مختصر با نظرات محیی‌الدین ابن عربی درباره ولی، ولایت و ختم الاولیا

مقدمه

مسئله ولایت یکی از اساسی ترین و ریشه‌ای‌ترین مسائلی است که گستره آن تمامی دایره دین، از هدایت ظاهری و باطنی، عبادی و اجتماعی تا زعامت و خلافت و ; را در بر می گیرد

در باور تشیع و عرفان اسلامی ولایت همچون روحی در کالبد دین است که بدان حیات و زندگی می بخشد؛ زیرا قوام و استمرار دین، همچنین حیات دینی پیروان آن در گرو وجود کسی است که پاسدار حدود و مرزهای آن باشد و لازمه این معنا آن است که چنین شخصی، خود عالم و عارف به تمامی این حدود و قوانین آن باشد و این تنها برای کسی حاصل است که به نهایت درجه قرب به حق رسیده و صاحب مقام ولایت مطلقه الهی باشد تا بدین وسیله بتواند از مبدأ هستی، علوم و معارف دینی را اخذ نماید. چنین فردی نزد شیعه، تنها شخص امام معصوم (ع) و نزد اهل سنّت حضرت رسول اکرم (ص) و نزد عرفا، ولیّ کامل محمّدی (ص) است. کمتر کسی است که از اهمیت مسئله ولایت در دیدگاه اعتقادی شیعه، هر چند اجمالاً، مطلع نباشد، بلکه حتی به عقیده برخی، تشیع و ولایت مرادف با یکدیگرند، به گونه ای که اطلاق یکی، دیگری را در ذهن تداعی می نماید و شاید اگر بگوییم ولایت در عرفان، بخصوص در مکتب ابن عربی نیز دارای چنین اهمیتی است، گزاف نگفته ایم

همانطور که در تشیع، ولایت، باطن دین و سرّ عبادات است، در عرفان نیز ولایت، باطن و اساس جمیع کلمات انسانی و سرآغاز رسیدن به مراتب عالی این کمالات است که این، نیز همان غایت دین می‌باشد، پس نزد عرفا نیز ولایت، باطن و اصل دین است. همچنانکه در تشیع به مقتضای آیه شریفه واذ ابتی ابراهیم ;[1] ، مقام امامت رسول برتر از نبوت و رسالت اوست، در عرفان نیز مرتبه ولایت او برتر از نبوت و رسالتش می باشد

همانطور که در تشیع، امام و ولی کامل، واسطه در فیض الهی است، در عرفان نیز جمیع نعمات الهی ابتدا بر انسان کامل و سپس به واسطه او بر حقایق عالم نازل می شود.[2]

و نیز همچنانکه در تشیع، وجود امام و  حجّت حق سبب تعادل نظام هستی، بلکه عامل برپایی و قوام آن می باشد و حدیث شریف «لو لا الحجته لساحت الارض باهلها»[3] به آن اشاره دارد در عرفان نیز بقای ولی کامل محمدی (ص) سبب بقای این عالم است، همچنانکه رحلت او از دار دنیا، سبب زوال آن می باشد

همانطور که ملاحظه می شود جوهره بحث ولایت در عرفان، قابل قیاس و حتی تطبیق با دیدگاه تشیع در این باره است، اگرچه احیاناً در بیان صاحب نظران شیعی و غیرشیعیِ آن در تعیین مصداق، اختلاف نظر وجود داشته باشد

طرح این گونه مسئله ولایت در عرفان، ظاهراً از حکیم ترمذی آغاز گردیده است. وی اولین کسی است که علیرغم سنّی بودنش درباره حقیقت ولایت و مراتب آن مطابق با دیدگاه شیعه، سخن رانده و آن را در جهان بینی عرفانی داخل نموده است.[4]

ابن عربی که خود از برجسته ترین عرفای متأخر است، تحت تأثیر شدید این حکیم عظیم الشأن قرار گرفت و مباحث ولایت او را شاید بتوان گفت در حدی افراطی تر از وی، طرح و گسترش داد و دامنه آن را تا عالم غیب نیز کشاند، چنانکه حقیقت ولایت مطلقه الهی را از آنِ حقیقت محمدی (ص) می داند که در نظر وی، اولین تعیّن و برترین مظهر و مجلای حق، همچنین سبب و غایت و غرض از آفرینش ماسوی است

موضوع مورد بحث در این رساله، «ولایت از دیدگاه دو مذهب تشیّع و تسنّن» می باشد و غرض از آن، به هیچ وجه، ترجیح نظر یک مذهب بر دیگری نیست، بلکه مقصود بیان نظریات این دو مذهب درباره موضوع مذکور است

بنابراین، موضوع و هدف اصلی این تحقیق بررسی ولایت در اسلام است، اعم از آراء مذهب تشیع که خود شاخه های متعدد دارد و نیز دیدگاههای اهل سنّت

بدیهی است که با در نظر گرفتن ابعاد مختلفی که ولایت در اسلام و قرآن دارد و با عنایت به اینکه تحقیق مستقلی در این موضوع صورت نگرفته و این اثر، اولین تحقیقی است که به بررسی ولایت از دیدگاه‌های مختلف، از جمله قرآن، عرفان، فرق معروف شیعه و عقاید اهل سنّت می‌پردازد، وجود کاستی ها در این اثر، چندان دور از انتظار نیست و ادامه و تکمیل آن نیاز به تحقیقات مفصل بعدی دارد که امید است از این پس، در این مسیر انجام شود

انگیزه نگارنده از انتخاب این موضوع، محوری و مهم بودن بحث ولایت در میان مسلمانان عموماً و شیعیان خصوصاً و در میان عرفا به طور اخصّ است، چرا که همیشه این سئوال ذهن نگارنده را به خود مشغول کرده که آیا ولایت مورد بحث در شیعه، همان ولایت مورد نظر در عرفان است یا نه. و مطلب دیگری که برایم سئوال برانگیز بود نوع اعتقاد به مهدویت نزد اهل سنّت و تفاوت آن با مهدویت مطرح در تشیّع بود و همین عوامل مرا بر آن داشت تا این موضوع را برای تحقیق برگزینم

اثر حاضر مشتمل بر این فصول است

اولین فصل به مبحث «ولایت در قرآن» اختصاص داده شده که مشتمل بر دو بخش است، بخش اول درباره ولایت خدا بر مخلوقات و بخش دوم ولایت مخلوق نسبت به هم مورد بررسی قرار گرفته. عنوان دومین فصل این اثر «ولایت و رابطه آن با امامت» می باشد که شامل سه بخش است: بخش اول در مورد امامت، بخش دوم درباره وصایت و غدیر خم و بخش سوم به ولایت فقیه پرداخته است

فصل سوم با عنوان «آیات ولایت در تفاسیر شیعی و سنّی» که مشتمل بر دو بخش می باشد. بخش اول آیه اکمال دین، آیه ولایت، آیه تبلیغ و بخش دوم ولایت در نهج البلاغه نامیده شده است

چهارمین فصل این اثر تحت عنوان «ولایت از دیدگاه بعضی فرق معروف شیعه» و شامل پنج بخش می باشد: اسماعیلیه، شیخیه، کیسانیه، زیدیه و غلاه شیعه

فصل پنجم با عنوان «ولایت در عرفان» که مشتمل بر سه بخش است: بخش اول دیدگاه عرفا درباره ولایت، بخش دوم نظریات ابن عربی درباره ولایت و بخش سوم به بحث درباره انسان کامل پرداخته است

ششمین فصل این اثر درباره «ختم ولایت از نظر تشیع و تسنن» می‌باشد که شامل سه بخش است: بخش اول مهدی در تشیع، بخش دوم اعتقاد به مهدویت از دیدگاه اهل سنت و بخش سوم غلاه و مهدویت را مورد بررسی قرار می دهد

و در پایان، نتیجه گیری، پیشنهادها و ; به اختصار گنجانده شده است

با مروری گذرا بر موضوعات مندرج، محدوده پژوهشی خود را مشخص کردیم تا شیفتگان ولایت با زمینه فکری مناسب به کندوکاو در این مجموعه بپردازند

فصل اول

ولایت در قرآن

مقدمه

در این فصل به معنای لغوی و اصطلاحی ولیّ و ولایت پرداخته شده و سپس ولایت با توجه به آیات شریفه قرآن، تقسیم بندی شده و تحت دو عنوان کلیِ «ولایت خدا» و «ولایت مخلوق» مورد بررسی قرار گرفته است

 1-1 ولایت خدا بر مخلوقات

1-1-1 معنای لغوی ولایت

واژه ولایت به فتح واو به معنای نصرت و یاری و به کسیر واو به معنای امارت و تولیت است. ولایت مأخوذ از ولی به معنی قرب هم استعمال شده است. مطابق این معنا، ولایت دارای معنای عامی می شود که شامل هر نوع قرب و نزدیکی است. چنانکه راغب می گوید: وَلاء و توالی آن است که دو چیز چنان باشند که میانشان چیز دیگری نباشد و به طور استعاره به نزدیکی، وَلاء و توالی گویند خواه در مکان باشد یا صداقت یا نصرت یا اعتقاد.[5]

از این رو می توان گفت که معنای قرب، معنای عامی است که شامل تمامی معانی دیگر ولایت می شود و شاید نظر بعضی که قائلند وَلایت و وِلایت هر دو به یک معنی می باشند در واقع ناظر به همین معنا باشد و فقط به جهت تفاوت میان معانی فرعی آنها، یکی را فتحه و یکی را کسره داده اند. این نظر با توجه به اشتراک این دو، در معانی دیگرشان قوّت بیشتری می یابد. همچنانکه وَلایت به فتح واو را به دوست داشتن، دوست شدن، یاری دادن، دست یافتن بر چیزی و  تصرف کردن در آن، پادشاهی راندن و تسلط پیدا کردن؛ و ولایت به کسر واو را به والی شدن، قدرت، سلطان و پادشاهی نیز معنا کرده اند.[6]

1-1-2 معنای لغوی ولی

ولی به معنای سرپرست و اداره کننده امر و نیز به معنی دوست و یاری کننده می آید. ولی از وَلْیْ است به معنی نزدیکی بدون فاصله و او کسی است که به تدبیر امور از دیگری احق و سزاوار است. به رئیس قوم والی گویند که به تدبیر و امر و نهی امور، نزدیک و مباشر است.[7]

1-1-3 معنای اصطلاحی ولایت

ولایت در اصطلاح به معنای قیام عبد به حق است. یعنی اخلاق او به اخلاق الهی و اوصاف او به اوصاف الهی مبدل گردد و این امر وقتی محقّق می شود که حضرت حق، متولّی امور او گردد تا آنکه او را به غایت قرب و تمکین برساند. چنانکه در حدیث قدسی است

هنگامی که خدا، در شب اسراء پیامبر را به میهمانی پذیرفت، پیامبر از خدا سئوال کرد: پروردگارا! منزلت مؤمن نزد تو چگونه است؟ خدا در جواب فرمود: ای محمد! آن کس که ولیّ‌ای از اولیای مرا اهانت نماید، آشکارا با من به ستیز برخاسته است و من برای نصرت اولیای خود از هر چیزی سریع‌تر و شتابان‌ترم. هیچ بنده‌ای از بندگانم با وسیله ای محبوب تر از انجام فرایض به من تقرّب نمی جوید. اگر او محبوب من و من محبّ او شدم، همه مجاری ادراکی و تحریکی او را به عهده می گیرم، بنابراین اگر او می فهمد با نور علمی من می‌فهمد.[8]

به طور کلی ولایت در اصطلاح عبارت است از قرب و نزدیکی به خداوند.[9]

1-1-4 معنای اصلاحی ولیّ

ولیّ در اصطلاح، کسی است که حق تبارک و تعالی به موجب آیه و هو یتولّی الصّالحین[10] متولّی امور او گردیده است و وی را از عصیان و خذلان که نتیجه ارتکاب به معاصی است حفظ می کند و او را به مرتبه کمال رجال می‌رساند. یعنی مرتبه رجال لاتلهیهم تجاره ولابیع عن ذکر الله[11] و رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه[12].

قشیری در رساله خود درباره ولی دو احتمال می دهد: ولی بر وزن فعیل است که یا به معنای فاعلی آن است و بدین معنا بر کسی اطلاق می شود که همواره در طاعت الهی می باشد بدون آنکه از او معصیتی سربزند و یا به معنای مفعولی آن می باشد که در این صورت به معنای کسی است که حق تعالی همواره حفظ و حراست او را از ارتکاب به معاصی به عهده گرفته است. همانطور که آیه شریفه و هو یتولی الصالحین به آن اشاره دارد

ابن عربی در تعریف اولیاء چنین می گوید: همانا اولیاء کسانی اند که حضرت حق جل جلاله نصرت و یاری آنها را در مقام مجاهده با دشمنان چهارگانه یعنی هوی، نفس، دنیا و شیطان به عهده گرفته است.[13]

 1-1-5 واژه ولایت در قرآن

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید