مقاله عصر خیام و دانش ستاره شناسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد

 مقاله عصر خیام و دانش ستاره شناسی در word دارای 2 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در PDF می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل پی دی اف مقاله عصر خیام و دانش ستاره شناسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل مي باشد و در فايل اصلي مقاله عصر خیام و دانش ستاره شناسی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله عصر خیام و دانش ستاره شناسی در word :

عصر خیام و دانش ستاره شناسی نجوم> نجوم و اختر فیزیک> فیزیک> علوم طبیعت (cached)

مقدمه
در پی “عصر بیرونی” با فاصله کمی از آن ، نیمه دوم قرم پنجم هجری با درخشش چهره یک دانشمند بزرگ دیگر و قرار دارد: این دوران در کتاب و ستاره شناسی ادامه حرکتهای پژوهشی و اکتشافات چشمگیری در زمینه ریاضیات خوانده می” عصر عمر خیام” “مقدمهای بر تاریخ علم” سارتن بنام شود. او در پی توصیفی که از شرایط دنیای علم در شرق و غرب جهان آن روز به عمل میآورد، درباره اعتبار فراوان علمی کارهای خیام در زمینه ریاضیات سخن گفته : و بعد به چگونگی پژوهشها و رصدهای او در امر نجوم پرداخته و چنین میگوید

در (… سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی او را به رصدخانه جدید رس (یا 07 -4701 نیشابور ، یا اصفهان) دعوت کرد تا تقویم ایرانی را اصلاح کند: 365 روز = روز + 7 ) روز41×07(. . پس از تسلط مسلمین جای خود را به تقویم اسلامی داده بود این تقویم به تاریخ جلالی (گرفته شده از نام جلال الدین ملکشاه) موسوم است، مبدأ آن تقویم خیام 10 رمضان م بود. راجع به اصلاح خیام تفسیرهای متعددی 4701 ماری 41 ق= 104 وجود دارد که هر کدام بر میزان معینی از دقت دلالت دارد، ولی به هر صورت ، تقویم شاید درسترین تفسیر یکی از سه . خیام بسیار دقیق بود، احتمالا دقیقتر از تقویم گریگوری تفسیر زیر و دومی محتملتر از هم است. راجع به هر کدام اول مأخذ ، سپس تعداد کبیسهها …). و در آخر میزان خطا را ذکر کرده

سارتن در جلد دوم کتاب خود بار دیگر درباره تقویم جلالی خیام مینویسد: سده یازدهم با موفقیت بزرگی به پایان رسید: . تاریخ جلالی نه تنها در شرق ، بلکه در غرب هم بی رقیب ماند… یعنی با تاریخ جلالی عمر خیام رصدخانه ری یا نیشابور (زیج ملکشاهی)
از جمله فعالیتهای ارزنده نجومی در ایران میتوان ایجاد رصدخانه بزرگ ری یا نیشابور یا اصفهان را در زمان ملکشاه سلجوقی دانست، مدارک موجود و از جمله زیج ملکشاهی حاکی از آنست که دانشمندان بزرگی چون عمر بن ابراهیم الخیامی ، ابوالمظفر اسفزاری ، میمون بن نجیب الواسطی و تعدادی دیگر سرگرم بررسیهای علمی و تحقیقات و تاریخ بودهاند. بنای رصدخانه بزرگ زمان ملکشاه سلجوقی را همه وسیع در زمینه ستاره شناسی و اصلاح تقویم ذکر کردهاند، ولی در مورد محل بنای آن که ری بوده یا نیشابور یا اصفهان اشاره مستقیم و روشنی وجود 110سال . ندارد ابن اثیر در این باره اشارهای دارد
آورده است که در این سال نظام الملک و سلطان ملکشاه جماعتی از بزرگان و منجمین 110ابن اثیر در حوادث سال را گرد آوردند تا نوروز را در اول حمل مستقر ساخته و پیش از آن تاریخ نوروز در نیمه برج حوت واقع بود و این عمل سلطان مبدأ تقویمها شد. در همین سال رصدی برای سلطان ملکشاه ترتیب یافت و جماعتی از بزرگان منجمین در عمل آنم شرکت کردند و از آن جمله بودند عمر بن ابراهیم الخیامی و ابوالمظفر الاسفزاری و میمون النجیب الواسطی و دائر بود و بعد از وفات او متروک 187 جز آنان. در ترتیب این رصد مال بسیار خرج شد و تا سال وفات ملکشاه یعنی .)ماند

این رصدخانه و رصدبندی را در اصفهان ، نیشابور ، ری و مرو نوشتهاند، به نظر میرسد ترتیب رصدخانه در اصفهان مسلم باشد، زیرا از دو قرن پیش در این شهر رصدخانههای دیگری ایجاد شده و از سوی دیگر این شهر . پایتخت دولت بود فعالیتهای رصدی در قرن ششم
هـ.ق به توسط حکیم حسام الدین سالار و حکیم اوحدالدین انوری و 710بنا بر نوشته (وصاف الحضره) در سال به توسط حکیم 771 عبدالرحمن خازنی رصدخانه زیجی که به شاهی مشهور بود ساخت شد. همچنین مینویسد در سال فریدالدین ابویحیی علی بن عبدالکریم التالولی رصد و زیجی که مشهور به زیج علائی بود تأسیس شد، لیکن مکان و . محل آنها را ذکر نکرده است

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق درباره تجزیه و تحلیل کلام در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق درباره تجزیه و تحلیل کلام در word دارای 79 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق درباره تجزیه و تحلیل کلام در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق درباره تجزیه و تحلیل کلام در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق درباره تجزیه و تحلیل کلام در word :

*تحقیق درباره تجزیه و تحلیل کلام در word*

مقدمه

مطالعه زبان در سطوح مختلف ، همیشه محققان علوم مختلف از جمله فلسفه ، روانشناسی، مردم شناسی ، جامعه شناسی و بالاخص زبان شناسی را مجذوب خود كرده است .

بررسی ، شناخت و تبیین زبان بعنوان پدیده ای پیچیده ، زنده ، زایاو در حال تحول و چگونگی درك ویژگیهای این پدیده نیازمند رویكردی جزء نگر و ژرف كاوی در بن مایه های زایش ،شكل گیری و تولید واحدهای زبانی می باشد ضرورتی كه در گذر زمان كه با پیشرفت مداوم زبان شناسی و رشته های مرتبط بیش از پیش رخ می‌نماید.

در راستای این مطالعات و تحقیقات ، شاخه‌ها و رویكردهای مختلف زبان شناسی چون تحلیل كلام ومعناشناسی ، كاربرد شناسی ، تحلیل كلام انتقادی تبلور پیدا كرده است.

فصل اول :

كلیات تحقیق

1-1 مقدمه

در این فصل به بیان ویژگی‌‌ها و اصول مورد نیاز یك تحقیق علمی از قبیل طرح مسئله و بیان سئولات تحقیق ، فرضیه‌ها ، اهمیت و ضرورت موضوع تحقیق ، اهداف و كاربردهای آن ، روش شناسی و محدودیتهای تحقیق پرداخته خواهد شد.

1-2 طرح مسئله و بیان سئوالات تحقیق:

همه محققان علاقه مند به بحث تحلیل كلام در جستجوی یافتن پاسخ به این سئوال هستند كه كلام یا متن چگونه تولیدوتحلیل می گردد؟

آیا موقعیت و جهان پیرامون متن است كه معنی را تعیین می كند یا خود متن به تنهایی می‌تواند نمایانگر معنی باشد ؟

چه ویژگیهایی در تشكیل یك متن یا كلام لازم است ؟

در این میان تفاوت‌های كلامی ناشی از تفاوت‌ها فرهنگی ، اجتماعی و جغرافیایی موجود در گونه های زبانی و زبان‌های مختلف رخ می نماید . رساله حاضر در پی شناخت تفاوت‌های كلامی در دو جامعه‌ی‌زبانی ایرانی و غربی می باشد به منظور مشخص كردن چهار چوب موضوع مورد بررسی و اجتناب از گستردگی آن ، تفاوت‌های كلامی سیاست پیشگان و رجال سیاسی غربی و ایرانی حول محور قطعیت و عدم قطعیت در سخنرانی ها و گفتگوهای ایشان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تحقیق حاضر به لحاظ نظری با تكیه بر اصول و مبانی تحلیل كلام‌وتحلیل كلام انتقادی در صدد تبیین سئوالات زیر می باشد:

  1. آیا وجوه مشترك ومتفاوتی در گفتمان‌های رجال سیاسی ایرانی و غربی از نظر قطعیت و عدم قطعیت دیده می شود؟
  2. آیا در چهارچوب نظریه هالیدی مسئله قطعیت[1] و عدم قطعیت گفتمان ایرانی و غربی قابل تبیین است ؟

1-3 فرضیه تحقیق:

  1. گفتمان سیاسی حاكم بر دو جامعه زبانی ایرانی و غربی متفاوتند .
  2. در چارچوب نظریه‌ی هالیدی مسئله‌ی قطعیت و عدم قطعیت در گفتگو های سیاسی ایرانی و غربی به طور جامع قابل تبیین است

1-4 اهداف و كاربرد تحقیق:

این تحقیق اهداف و كاربردهای ذیل را دنبال می كند .

1-4- 1 اهداف

الف) بررسی گفتمان های سیاسی از بعد تحلیل كلام انتقادی

ب) آشكار ساختن رابطه متن و ایدئولوژی:

تحلیل گفتمان از زمان پیدایش همواره در صدد بوده است تا نشان دهد كه هیچ متن یا گفتار و نوشتاری بی طرف نیست بلكه به موقعیتی خاص وابسته است این امر ممكن است كاملا ناآگاهانه وغیر عامدانه باشد .

ج)ارائه روشی جدید در مطالعه متون ، رسانه ها ، و گفتمان سیاسی.

1-4-2 كاربردهای تحقیق:

الف) به دست دادن سازوكارهایی در جهت تشخیص متون مختلف از بعد تحلیل

كلام انتقادى

ب) استفاده از زبان در جهت معرفی دیدگاه های سیاسی فرهنگ های متفاوت . ج) به كار گیری راه كارهای نوین در امر ترجمه و تفسیر متون

كاربرد یافته های تحقیق در آموزش زبان از قبیل روش تدریس، مهارت های زبانی چون درك شنیداری ،خواندن، درك مطلب و دستور.

1-5- پیشینه‌ی تحقیق:

تحلیل كلام در ابتدا تنها به عنوان متممی برای مطالعات و تحلیل های كلاسیك محتوا مطرح شد ولی اكنون به نظر می رسد كه رویكرد تحلیل كلام در مطالعات رسانه های همگانی ، علوم سیاسی و… مورد قبول واقع شده است . با وجود این كارهایی كه در این زمینه انجام شده است (در غرب و نه در ایران ) هنوز محدود و در عین حال بسیار پراكنده و متنوع بوده و محدود به حوزه خاصی نیست . عمده این كارها تئاتر از گرایش های زبان شناختی تحلیل كلام ، تحلیل متن و نشانه شناسی است . (رك ، فركلاف ، تحلیل گفتمان انتقادی ، 1995، وندایك ، مطالعه بین رشته ای اخبار به مثابه گفتمان ، 1991 ) اكثر این كارها كه در انگلستان و فرانسه انجام شده‌اند به ابعاد ایدئولوژیك پیام های رسانه ها توجه خاصی مبذول داشته اند . (رك ، آسابرگر، 1991) در ایران نیز ،‌در این زمینه پایان نامه ها و تحقیقات محدودی به چشم می خورد كه از زوایای مختلفی به بررسی این موضوع پرداخته اند .

یكی از تحقیقات انجام شده در زمینه ی تحلیل كلام انتقادی پایان نامه ای كارشناسی ارشد مهدی دمالی امیری از پشوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تحت عنوان تبلور ایدئولوژی و قدرت در كلا م تحلیل انتقادی اخبار رسانه ای است او در این تحقیق ضمن معرفی پیشینه و ساختار تحلیل كلام انتقادی و خواستگاه آن به بررسی فرضیه های ذیل می پردازد.

هیچ متن خنثی یابی طرفی وجود ندارد متون دارای بار ایدیولوژیك می باشند نحو متن نیز معنادار است زیرا نحو دارای معنای اجتماعی و ایدیولوژیك است و این معنا در جای خود به عواملی كه دال هارا می‌سازند از قبیل رمزها ، بافتها و مشاركت وابسته است هر متنی به یك منبع قدرت یا اقتدار (نه لزوما سیاسی) مرتبط است.

در این تحقیق آمده است كه جنبشهای اجتماعی برای به كرسی نشاندن ادعای خود مبنی بر وجود ظلم و ستم در جامعه ای ادبیات تحلیل كلام را گشترش داده اند از دیدگاه تحلیل كلام انتقادی كه متأثر از نظریه انتقادی مكتب فرانكفورت و تفكرات ماركسیستی است.

زبان بر پایه ای سه گذاره ای مقدماتی استوار است نخست تمامی نشانه ها مادی هستند و به شكل فیزیكی تبلور می یاید دوم نشانه ها ماهیتی اجتماعی دارند. سوم چون نشانه زبان اجتماعی اند هر رویكر دبه زبان باید بر گفتار متمركز باشد.


1- Modality

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد گنجوی و دیگران شاعران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد گنجوی و دیگران شاعران در word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد گنجوی و دیگران شاعران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد گنجوی و دیگران شاعران در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد گنجوی و دیگران شاعران در word :

*تحقیق در مورد گنجوی و دیگران شاعران در word *

گنجوی

حكیم جمال الدین ابو محمد الیاس بن یوسف بن زكی بن موید نظامی گنجوی از استادان بزرگ وازاركان شعر فارسی است . مولد او گنجه و تاریخ ولادت وی معلوم نیست امابا دقت در بعضی از اشعار او می توان آن را حدود سال 530 یا اندكی بعد از آن دانست و در سال 614 هجری فوت كرده است وی در خمسه گرانقدر خود مرثیه های بسیاری سروده است از جمله در سوگ دارا و در مرگ خسرو و شیرین و در وفات لیلی و جز آنها … علاوه بر آنها چون در میان شاعران معاصر خود تنها با خاقانی ارتباط داشته است ، بعد از فوت آن استاد در سال 595در مرثیت او گفت :

همی گفتم كه خاقانی دریغا گوی من باشد دریغا من شدم آخر دریغا گوی خاقانی

30- عطار:

فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبكرابراهیم بن اسحق (و به قولی مصطفی بن شعبان)عطار

كدكنی نیشابوری شاعر و عارف نام آور ایران درقرن ششم و آغاز قرن هفتم است كنیه او را ابوطالب نیزنوشته اند ولادتش به سال 537 در كدكن از توابع نیشابور اتفاق افتاده است و در سال 627 فوت كرده و یا به دست یكی از كفار مغول به قتل رسیده است مقبره او در قرب شهر نیشابورباقیست وی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاریخ ادبیات ایران است . از وی مرثیه ای در مرگ عزیزان باقی مانده است :

ندارد درد ما درمان دریغا بماندم بی سر و سامان دریغا

درین حیرت فلكها نیزدیریست كه میگردند سرگردان دریغا

رهی بس دورمی بینم درین راه نه سر پیدا و نه پایان دریغا

چونه جانان بخواهدماند نه جان زجان دردا و از جانان دریغا

. . .

چو دوران جوانی رفت بر باد بسی گفتم درین دوران دریغا

نشد معلوم من جز آخر عمر كه كردم عمرخودتاوان دریغا

مرا گر عمر بایستی خریدن تلف كی كردمی زین سال دریغا

31 – كمال الدین اسماعیل :

خلاق المعانی كمال الدین اسماعیل بن جمال الدین محمد بن عبد الرزاق اصفهانی آخرین قصیده سرای بزرگ ایران در اوان حمله مغول تمامی دوره وحشتناك آن حمله را درك نموده است و به چشم خویش قتل عام مغول را به سال 633 در اصفهان دید و دو سال بعد خود نیز به دست مغولی به قتل رسید. وی در قتل عام مغول به سال 633 درسوگ وطن چنین میگوید:

كس نیست كه تا بروطن خود گرید بر حال تباه مردم بد گرید

دی برسر مرده ای دو صد شیون بود امروز یكی نیست كه برصد گرید

وی قصیده ای بلند در مرگ فرزندش كه در سفر از دنیا رفته است دارد كه قسمتی از آن ذكر میگردد :

همرهان نازنینم از سفر بازآمدند بد گمانم تا چرا بی آن پسر باز آمدند

ارمغان حنظل آوردند و صبر از بهرما گرچه خود با تنگهایی ارشكر باز آمدند

و چند مرثیه ای دیگر كه ازذكر آن خودداری میگردد .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

راههای کمک کردن به دانش آموزان در زمینه یادگیری درس تاریخ در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 راههای کمک کردن به دانش آموزان در زمینه یادگیری درس تاریخ در word دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد راههای کمک کردن به دانش آموزان در زمینه یادگیری درس تاریخ در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي راههای کمک کردن به دانش آموزان در زمینه یادگیری درس تاریخ در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن راههای کمک کردن به دانش آموزان در زمینه یادگیری درس تاریخ در word :

راههای کمک کردن به دانش آموزان در زمینه یادگیری درس تاریخ در word

راههای کمک کردن به دانش آموزان در زمینه یادگیری درس تاریخ در word
فهرست مطالب

چکیده. 3

کلید واژه ها: 3

مقدمه. 4

اختلال یادگیری : 4

انواع ناتوانی های یادگیری : 5

چه عواملی باعث بروز اختلالات یادگیری هستند ؟. 5

ب) عوامل محیطی. 6

ج) عوامل روانی. 7

د- عوامل فیزیولوژیکی. 7

ژ- تاخیر رشد. 7

درس تاریخ:. 9

توصیف وضع موجود: 9

گردآوری اطلاعات شواهد(1). 11

اجرای راه حل: 12

گرد آوری اطلاعات شواهد(2). 13

نتیجه گیری وتاثیر اقدام: 14

پیشنهادات: 15

موانع ومحدودیتهای من در راه این پژوهش: 15

منابع: 16

چکیده

باتوجه به مشکلات بسیار زیاد در مدارس روستا که ناشی از عدم امکانات و سازماندهی مناسب نیروها وبسیاری دلایل دیگر میباشد واز آنجا که فقر فرهنگی واقتصادی در روستا بسیار زیاد است بر آن شدم تا مشکل دانش آموزم (پروانه )را که همانند فرزندم او را دوست داشتم حل نمایم ونتوانستم نگاه معصومانه اش که درخواست کمک از من بود را نادیده بگیرم واز کنار مشکل او بگذرم .همچنین با توجه به اهمیت وجایگاه درس تاریخ در فرآیند تعلیم وتربیت به عنوان درسی انسان ساز و دادن بینش وسیع ودارای قدرت تحلیل مسائل جامعه ای را که درآن زندگی میکند وپرورش قوه ی تفکر وخلاقیت لذا خواستم پروانه در این زمینه عقبتر از دیگر دوستانش نباشد پس بر آن شدم تا ازآموخته های علمی خود استفاده نمایم برای رسیدن پروانه به وضع مطلوب درسی.

کلید واژه ها:

اختلال یاد گیری -در س تاریخ

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق بررسی ساختار دولت رضا شاه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق بررسی ساختار دولت رضا شاه در word دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق بررسی ساختار دولت رضا شاه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق بررسی ساختار دولت رضا شاه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق بررسی ساختار دولت رضا شاه در word :

تحقیق بررسی ساختار دولت رضا شاه در word در 13 صفحه ورد قابل ویرایش

بی شك دوران زمامداری رضاشاه از مقاطع حساس تاریخ ایران بوده است و تأثیرات مهم این دوره درتحولات ایران امری است غیرقابل چشم پوشی است . از این رو برای درك بهتر عملكرد دولت رضاشاه و مراحل تصمیم گیری درساختار دولت رضاشاهی و تأثیر آن برروابط خارجی ایران با دول قدرتمند می بایست در ابتدا ساخت دولت رضاشاه را موردبررسی قرار دهیم .

دراین مقاله می كوشیم درابتدا شناخت مختصری از نظریه های دولت در علم سیاست عرضه داریم و درادامه به مقایسه دولت رضاشاه با مدلهای ارائه شده بپردازیم .

الف) این كشورها نسبت به موضوعات بین المللی حساسیت كمتری دارند .

ب) روابط دیپلماتیك و اقتصادی این كشورها كم است .

ج) این كشورها نسبت به سیاست های نظامی قدرتهای بزرگ تمایلی نشان نمی دهند.

اتخاذ این سیاست درصورتی امكان پذیر است كه كشور پذیرنده این سیاست به لحاظ اقتصادی احساس نیاز به كشورهای دیگر نكند . ضمنا كارائی این استراتژی به هنگام پراكندگی قدرت نظام بین المللی می باشد .

2- استراتژی بیطرفی : Neutrality

اتخاذ این سیاست ، براساس قرارداد یا توافق قدرتهای بزرگ امكان پذیر می گردد .

مانند توافق قدرت های بزرگ رد كنگره وین دایر بر بیطرفی سوئیس . البته برخی كشورها هم هستند كه بدون تعهد قدرتهای بزرگ ، عملكرد بیطرفانه ای درسیاست خارجی دارند .

دولت های بیطرف نقشی انفعالی در سیاست بین المللی دارند و به نوعی طرفدار وضع موجود می باشند . این سیاست در شرایط پراكندگی قدرتهای جهانی كارائی دارد .

3- استراتژی عدم تعهد : Non-alignment

استراتژی عدم تعهد بدون تضمین به یك كشور خارجی و براساس ابتكار رهبران سیاسی یك كشور اتخاذ می شود . این استراتژی یا نشانه هایی نظیر عدم واگذاری پایگاه نظامی ، وابستگی نظامی و تعهد به قدرت های بزرگ قابل شناخت هستند .

دولتهایی كه این سیاست را برمی گزینند ، برخلاف دولت های بیطرف ، نقش فعالی درصحنه بین المللی دارند و سعی می كنند وضع موجود را به نقد و پرسش بكشند .

توفیق این سیاست منوط به برقرار سیستم دوقطبی می باشد و با نیازهای كشورهای درحال توسعه سازگاری دارد .

4- سیاست اتحاد و ائتلاف : Alliance

این سیاست به هنگامی توسط یك كشور اتخاذ می شود كه آن كشور به تنهایی نتواند از منافع ملی خویش دفاع كند . بنابراین سعی می كند با همكاری كشورهای دیگر از كشور خود حراست نماید .

هدف از ائتلاف دولت ها ، افزایش نفوذ دیپلماتیك و ایجاد بازدارندگی در برابر خطرات می باشد . این سیاست درچارچوب نظام دوقطبی ، كارآیی بیشتری دارد .

دولت

اشكال دولت :

به طوركلی ، دولت ها را می توان به دو صورت دموكراتیك و دیكتاتوری مورد مطالعه قرارداد . نمونه دولت دمكراتیك ، دولت كثرت گرا است و دولت های مطلقه ، اقتدارگرا ، پاتریمونیال ، بناپارتی و توتالیتر از مصادیق دولت دیكتاوری می باشند . در زیر به ساخت و ماهیت هریك از دولتهای فوق الذكر ، توجه می كنیم :

1- دولت كثرت گرا :

دولت كثرت گرا به معنای متعارف كلمه واجد حاكمیت نیست زیرا خود تركیبی از گروههایی است كه خودمختاری و استقلال نسبی آنها به عنوان جزئی از مفهوم دولت كاملا شناسایی شده است . به عبارت دیگر ، این دولت ، به عنوان دولتی تعریف می شود كه در آن هیچ منبع و مرجع اقتدار واحدی وجود ندارد كه ازهمه جهت صالح و فراگیر باشد . بنابراین وظیفه گروه حاكمه نه اعمال قدرت نامحدود ، بلكه تنظیم روبط میان گروهها و افراد به منظور تأمین عدالت ، نظم و آزادی است . برخی از صاحب نظران ، دولت های دو یا چند حزبی را دولت های كثرت گرا می دانند .

2- دولت اقتدارگرا :

درمورد مفهوم و ماهیت اقتدارگرایی دربین صاحت نظران همداستانی وجود ندارد .

برخی اقتدارگرایی را مرادف با همه نظامهای استبدادی ملایم و فراگیر می پندارند . عده ای به اقتدارگرایی معنایی محدود می بخشند و تصریح می ورزند كه دولت اقتدارگرا دولتی است كه علاقمند به ورود گروههای غیرحاكم به درون دستگاه حكومت نیست . به نظر آنها این دولت ، خود را محق به مداخله در زندگی خصوصی شهروندان نمی داند .

دربرخی از نظریات ، براین نكته اشاره می شود كه دولت اقتدارگرا ، همان دولت استبدادی ملایم است كه در آن احزاب سیاسی مجاز به فعالیت آزادانه نخواهند بود . البته درچنین نظامی ، مقابله بین جناحهای قدرت طلب برای افزایش قدرت خویش وجود دارند .

صاحب نظران متأخر اعتقاد دارند كه این نظامها ، قابلیت استحاله به نظامهای لیبرال را دارند .

3- دولت مطلقه :

دولت مطلقه در دو سطح كلان و خرد ، قابل طرح و بررسی است :

درسطح كلان ، دولت مطلقه را باویژگیهای زیر باید شناخت :

الف) شخص حاكم ، با دولت یكسان تلقی می شود . دولت متعلق به شخص حاكم می باشد .

ب) شخص حاكم ، با دولت یكسان تلقی می شود . دولت متعلق به شخص حاكم می باشد .

ج) شخص حاكم مدعی است كه براساس حكم و حمایت خداوندی حكومت می كند .

د) دستگاه های رسمی این را تبلیغ می كنند كه تصمیمات شخص حاكم درجهت پیشبرد نفع و مصلحت دولت است .

درسطح خرد ، نكات روشن تر و دقیق تری از این دولت را می توان دریافت نمود . چه در این معنا ، دولت مطلقه واژه ای است كه درمیانه سد ، شانزدهم در اروپا رایج شد و منظور از آن حكومتی بود كه در انتقال جامعه از نظام فئودالیته به نظام سرمایه داری اولیه نقش اساسی داشت . این دولت در اروپا برخوردار از ویژگیهای (تمركز و انحصار درمنابع قدرت دولتی . تمركز وسایل اداره جامعه ، پیدایش ارتش جدید ، ناسیونالیسم و تأكید برمصلحت ملی) بوده همچنین این دولت ، اصلاحاتی را در حوزه های اقتصادی ، اداری ، دیوانی و مالی انجام داد .

4- دولت بناپارتی :

جشن فراخواند .

ج: پایگاه طبقاتی دولت : این دولت برخلاف دولت فاشیستی كه به طبقات سنتی و متوسط متكی است . عمدتا برطبقات نظامی ، بخشی از طبقات دیوانسالار مدرن و به نوعی لایه هایی از اشراف زمیندار اتكاء داشت .

د: این دولت برخلاف دولت فاشیستی آلمان ، سیاست جهانگرایانه نداشت . هرچند ، هردو دولت برناسیونالیزم تاكید داشتند ولی ناسیونالیزم رضاشاه غیرجهانگرایانه بود .

ه : برخلاف دولت فاشیسم ، دولت رضاشاه ، خود را محق به دخالت در زندگی شهروندان نمی دید . هرچند رضاشاه دربرخی از مسائل خصوصی مانند پوشش مردان و زنان مداخله نمود . ولی این امر متفاوت از نوع نگرشی كه فاشیسم درامور خصوصی دخالت داشت و بیطرفی را هم مذموم می دانست ، بود . شاید دخالت رضاشاه برخلاف فاشیستم ، برخی از فضاهای فرهنگی و تا حدودی سیاسی بالنسبه بازی را درجامعه ایجاد كرد كه درجامعه فاشیستی آلمان و ایتالیا نبود . او نه تنها در مراحل اولیه سلطنت خویش ، موجبات مشاركت جریانات ناسیونالیزم دموكراتیك و دینی در نهادهای سیاسی شد . بلكه در اوج قدرتش ، درسالهای 1316-1315 برخی از نشریات مانند دنیا به مدیریت تقی ارانی ، مجله همایون به مدیریت احمد كسروی و غیره را اجازه انتشار داد . همه اینها به این معنا نیست كه هیچ شباهتی بین دولت رضاشاه و دولت فاشیستی نیست ، بلكه این وجود تشابه كمتر از وجوه افتراق آن است .

دخالت دولت درحوزه بازرگانی خارجی و نفی مشاركت مدنی از سوی این دولت از وجود تشابه این دولت با فاشیسم است .

2- دولت رضاشاه ، دولت بناپارتی نیست . هرچند به لحاظی بین دو دولت – مانور دو دولت میان طبقات – شباهت صوری وجود دارد ولی به لحاظ ماهوی ، می توان گفت نوع طبقاتی كه دو دولت در بین آنها مانور می دادند فرق داشت . دولت بناپارتی ، دولت مانوردهنده بین بورژوازی و اشراف زمیندار بود . ضمن آنكه پرولتاریا در ایران بسیار ضعیف بود و دولت رضاشاه تازه در حال پایه ریزی صنعت در كشور بود . ازاین گذشته ، كار ویژه دولت رضاشاه ، كار ویژه طبقاتی (تكوین و تداون انباشت سرمایه طبقات بالا) هم بود .

3- دولت رضاشاه ، دولت پاتریمونیال نیست . چه این دولت ظواهر قانون اساسی را می پذیرفت و خود در چهارچوب نوسازی ، قوانین حقوقی ، جزایی و مدنی بسیاری را تدوین و تصویب كرد . هرچند كه بگوئیم دولت عملا به این الگوهای حقوقی وفادار نماند ، ولی لااقل همین توجه به قانون خود گویای آن است كه این دولت ، برخلاف پارتریمونیالیزم محدوده های قانونی را برای شهروندان درنظر می گرفت . افزون براین رضاشاه درحالیت تصمیم گیرنده اصلی بود ، ولی بی توجه به پارلمان و قانون نبود . چه بسیاری از موضوعات اجتماعی ، سیاسی و مشخصاً سیاست ، از مجری پارلمان می گذشت كه هرگز در دولتهای پاتریمونیال وجود نداشته است . ولی دولت رضاشاه ، در این حد كه خود را درنهایت فراتر از قانون می پنداشت وجه تشابهی را با دولت پاتریمونیال نشان می دهد .

4- دولت رضاشاه ، دولت اقتدارگرا نبود . هرچند دربرخی از مقاطع وجوهی از اقتدارگرایی دراین دولت وجود داشت مراحل اولیه سلطنت ولی باتوجه به ویژگیهای دولت رضاشاه كه حتی مبارزه بین جناحهای حاكم را تحمل نكرد آن را با دولت اقتدارگر كه واجد این خصوصیت است دور می سازد . ضمن اینكه باید پذیرفت ، ساخت جامعه ایكه دولت مطلقه برآن حاكم است با دولت اقتدارگرا فرق بسیار دارد .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word :

آمیختگی زبان عربی

مقدمه

آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word و پیوند این دو زبان به گونه ای است كه بر كسی پوشیده نیست تا جایی كه كمتر نوشته یا شعری را در زبان فارسی می توان یافت كه از واژه ها و كلمات عربی تهی باشد و برای فهمیدن و درك بهتر شاهكارهای ادبی زبان فارسی و آثار فقیهان ، سخنوران و شاعران بزرگ ایران ،‌آشنایی مختصری با این زبان ضروری و مفید به نظر می رسد .

از سوی دیگر درس عربی از جمله معدود درسهایی است كه دانش آموزان هم در دوره راهنمایی و هم در دوره دبیرستان در تمام رشته های تحصیلی با آن سرو كار دارند .

با توجه به این مطالب خوشحالم كه توفیق الهی نصیب شد و توانستم مطالب و نكات تازه ای كه مناسب با نكات و قوائد كتب دوره راهنمایی است به رشته تحریر در آورم، لازم به ذكر است بعضی از مطالب در كتابهای راهنمایی عنوان نشده است ولی برای اطلاعات بیشتر دانش آموزان محترم آورده شده و نیز سعی شده كه مطالب با توجه به ترتیب درسهای كتابهای اول ـ دوم و سوم راهنمایی باشد ولی بر حسب ضرورت بعضی از مطالب جا به جا آورده شده است .

این مجموعه هم برای دانش آموزان دوره راهنمایی لازم است و هم پیش نیاز دانش آموزان دوره دبیرستان می باشد .

این مجموعه شامل دو بخش است . الف ) بخش صرف (ویژگیهای كلمه) . ب) بخش نحو (نقش و كاربرد كلمه در جمله) .

منابع مورد استفاده : 1ـ عربی به زبان ساده تألیف آقای سید كاظم موسوی و رضا روزبه . 2ـ كتب درسی دوره راهنمایی و دبیرستان .

آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word
فهرست

مقدمه 1

آمیختگی كامل زبان عربی با زبان فارسی در word
فهرست 3

بخش اول : مقدمات صرف (تجزیه) 5

حروف شمسی و قمری 5

حركت 6

تنوین 7

اقسام كلمه (اسم ـ‌ فعل ـ حرف) 8

علامتهای شناخت اسم 8

علامتهای شناخت فعل 9

اسم از نظر جنس 10

اسم از نظر تعداد 11

اسمهای اشاره 14

اسم استفهام (پرسشی) 15

ضمایر منفصل 17

ضمایر متصل 19

عنوان صفحه

مبحث فعل 20

فعل ماضی 20

تمرین 22

فعل مضارع 23

تمرین 25

فعل مستقبل ـ نفی ـ نهی 28

كاربرد فعل در جمله 30

پاسخ به جمله های سئوالی 31

فعل امر 32

صرف فعل امر حاضر 33

سنجیدن كلمات (میزان صرفی) 35

مبحث حرف 37

بخش دوم : مقدمات نحو (تركیب) 39

جمله اسمیه (مبتدا ـ خبر) 40

جمله فعلیه (فعل ـ فاعل ـ مفعول) 40

جار و مجرور 42

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق بررسی روابط خارجی نادرشاه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق بررسی روابط خارجی نادرشاه در word دارای 49 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق بررسی روابط خارجی نادرشاه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق بررسی روابط خارجی نادرشاه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق بررسی روابط خارجی نادرشاه در word :

تحقیق بررسی روابط خارجی نادرشاه در word در 49 صفحه ورد قابل ویرایش

مقدمه:

بعد از نادر شاه روابط خارجی ایران از توسعه‌ای كه در زمان او پیدا كرده بود كاسته شد و محدود به مسائل مربوط به سرحدات عثمانی و نمایندگیهای تجارتی دول اروپایی در خلیج فارس گردید.

در مدت 22 سال حكمرانی كریم خان زند (1757-1779) مردم از یك دوره ‌صلح و آرامش برخوردار شدند و توانستند خرابیهایی كه در اثر جنگهای داخلی به وجود آمده بود تا حدودی ترمیم كنند. و در این دوران دوباره پای اروپائیها به ایران باز شد زیرا قبل از آن بر اثر حمله افغانها و اغتشاشات داخلی نمایندگی‌های تجاری اروپایی در ایران تعطیل شده بود.

به طور كلی در مناسبات سیاسی خارجی كریم خان زند به دو دسته از كشورها بر می‌خوریم:

1- كشورهای همسایه مانند عثمانی و روسیه و تا حدودی هندوستان

2- كشورهای اروپایی

دسته اول كشورهایی هستند كه ارتباط آنها با دولت مركزی ایران به دلیل سوابقشان از زمان صفویه بیشتر جنبه سیاسی داشت تا تجاری و بازرگانی و در دسته دوم كشورهای هلند، انگلیس و فرانسه قرار دارند كه انگیزه اصلی ارتباط آنها با ایران كسب سود و منفعت از طریق ایجاد دفاتر بازرگانی در بنادر خلیج فارس بود، چه آنها ایران را كشوری سودآور می‌دانستند.[1]

این كشورها با توجه به این كه می‌خواستند در روابط خود با ایران با امپراطوری وسیع و گسترده عثمانی رقابت نمایند و به نوعی موازنه قوا دست یابند تا برای گسترش روابط خود با ایران عملاً باعث تضعیف و یا محدودیت قدرت رو به گسترش عثمانی را موجب شوند.

سیاست خارجی كریم خان زند در ارتباط با دسته اول گاهی به مصالحه و گاهی به جنگ و درگیری – بجز هندوستان – انجامید. در رابطه با كشورهای اروپایی وكیل ابتدا سعی كرد با توجه به ضعف مفرط نیروی دریایی خود كمك و پشتیبانی آنها را در سركوبی میر مهنا كه سواحل و بنادر جنوبی ایران و راههای آبی خلیج فارس را ناامن كرده بود به دست بیاورد تا جایی كه حتی در رابطه با مزاحمتهای اعراب بین كعب به رهبری شیخ سلیمان تعهد كرد خسارت وارده به كشتیهای انگلیسی كمپانی هند شرقی را جبران كند ولی وقتی دورویی و ضعف پشتیبانی آنها را از طرحهای خود مشاهده كرد، دست به اقدامات دیگری زد كه به آن پرداخته می‌شود.

در عهد كریم خان هر چند روابط تجاری ایرانی بیشتر با انگلستان بود اما چون با هوشمندی خاصی می‌دید چگونه انگلستان بر تار و پود اقتصادی هندوستان مسلط شده است سعی كرد هرگز خود را اسیر سیاستهای اقتصادی و بازرگانی انگلیس نسازد.

روابط ایران و عثمانی

در عصر زند مناسبات ایران و عثمانی بیشتر جنبه‌ سیاسی داشت اگر چه ارتباط بازرگانی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. مرزهای طولانی مشترك بین دو كشور، اختلافات سیاسی بر سر اشغال برخی مناطق مرزی – كه اغلب متقابلاً صورت می‌گرفت- و گاه جانبداری از برخی اعراب مرزنشین از جانب یكی از دو كشور، وجود اماكن مقدسه شیعیان در خاك عثمانی و علاقه شیعیان ایران به زیارت ایران اماكن و بالاخره راه تجاری ایران به بازار تجارت جهانی از طریق عثمانی به طور كلی موضوع اصلی ارتباط دولت ایران و دولت عثمانی را تشكیل می‌داد. زمانی به دلیل برخی از این موارد و گاه به علت تشدید یكی از آنها روابط ایران و عثمانی شكل دیگر به خود می‌‌گرفت.

البته راه زمینی و تاریخی تجارت ایران به مركز مهم بازار وقت یعنی حلب از خاك عثمانی می‌گذشت و این راه نسبت به سایر راه‌ها كوتاه‌تر بود. با این همه تجار ایرانی هفته ها و ماه‌ها در كشور عثمانی به سر می‌بردند تا بتوانند كالاهای خود را در مراكز تجاری وقت در نواحی غرب عثمانی عرضه كنند، البته غیر از مخارج راه و هزینه حمل و نقل، گاه می‌بایستی عوارض سنگینی نیز بپردازند همچنین زوار ایرانی نیز گاه از پرداخت عوارض معاف نبودند. افزون بر‌آن ایرانیان مسافر مورد آزار عثمانیان قرار می‌گرفتند كه گاه تلفاتی نیز به همراه داشت همچنین عوامل دیگری نیز بر مناسبات ایران و عثمانی تأثیر می‌گذارد.[2]

در زمان كریم خان اعراب بنی كعب كه در ساحل راست اروند رود ساكن بودند و از تعدیات والی بغداد به ستوه آمده بودند به سرداری شیخ سلیمان از اروند رود گذشته و در ناحیه فلاحیه خوزستان ساكن شدند. هنگامیكه كریم خان مشغول انتظام امور غرب ایران بود شیخ سلیمان چند زورق فراهم آورد و مدخل اروند رود را در خلیج فارس بر روی مسافران و كشتیهای تجاری بست و به ویژه برای ابزار مخالفت با والی بغداد و حاكم بصره كشتیهای عثمانی را در دهنه رود توقیف كرد.[3]

زمانیكه كریم خان در سیلاخور بود سفیری به نام محمد آقا سلام آغاسی از طرف عمرپاشا، والی بغداد به خدمت او رسید و پیغام آورد كه اگر كریم خان بخواهد قبیله بنی كعب را كه برای والی بغداد مزاحمت هایی ایجاد كرد كه است سركوب كند دولت عثمانی با در اختیار گذاشتن كشتی و آذوقه او را یاری خواهد كرد. وكیل با این پیشنهاد موافقت كرد، اگر چه كریم خان در رفع مزاحمتهای اعراب بی كعب كوشید، اما آنچنان كه از جانب عمرپاشا قول داده شده بود، كمكی از عثمانی دریافت نكرد و همین امر زمینه‌ای برای عدم اطمینان بعدی به دولت عثمانی را به وجود آورد و تأثیر در تیرگی روابط ایران و عثمانی گذاشت.[4]

جریان آن به این شرح بود كه كریم خان پس از قبول درخواست دولت عثمانی از خرم آباد و دزفول گذشت و در اوایل رمضان سال 1178 وارد شوشتر شد و بعد از انتظام امور داخلی لرستان و خوزستان به سركوبی اعراب بنی كعب پرداخت، شیخ سلیمان چون تاب مقاومت نداشت از دسترس سپاه ایران دور شد و به دریا پناه بود. سپس تلاش كرد كه با ایرانیان از در آشتی درآید، به همین منظور پیكی به نزد كریم خان فرستاد و اعلام داشت، چنانچه با قبیله‌اش در خاك ایران به راحتی زندگی كند حاضر است مطیع خاندان زند باشد و حتی پسر خود را به عنوان گروگان به دربار كریم خان بفرستد. خان زند چون تركها به تعهدات خود مبنی بر در اختیار گذاشتن كشتی و آذوقه عمل نكردند از تقاضای شیخ سلیمان استقبال كرد و زكی خان و سپاه او را كه مأمور جنگ با بنی كعب بود فراخواند. اما ماجرای بنی كعب خاتمه نیافت.

فتنه‌های میر مهنا و درگیری‌های كریم خان با او دوباره داستان بنی كعب را پیش آورد، پس از بازگشت كریم خان از نواحی غرب به شیراز شیخ سلیمان دوباره با انگلیسی‌ها درگیر شد و در تابستان 1179 دو فروند از كشتی‌ها را برای سركوبی میرمهنا با او همكاری می‌كنند وی نیز آنان را در جنگ با شیخ سلیمان یاد می‌خواهند داد و بیست هزار تن از سپاهیان خود را از راه خشكی به كمك خواهد فرستاد.[5]

ظاهراً علاقه كریم خان به سركوبی میر مهنا كه مشكلات فراوانی تولید كرده بود موجب شده بود تا وكیل الرعایا علیرغم عفو و بخشیدن اعراب بنی كعب، اندیشه محدود كرد ن قدرت آنان را در سر بپروراند، از همین رو وقتی آوازه قدرت نمایی میرمهنا در سواحل خلیج فارس پیچیده محمد صادق خان اعتضاد الدوله ، برادر كریم خان كه در غیاب او امور فارس را بر عهده داشت ، سپاهی مجهز به سركوبی میرمهنا فرستاد، اما این سپاه با مقاومت و تهاجم زعابی‌ها در هم شكست و به جانب شیراز عقب نشست، كریم خان سپاه دیگری را به فرماندهی امیر گونه خان افشار علیه میرمهنا تجهیز و اعزام كرد. میرمهنا كه در خود یارای مقابله با سپاه جدید كریم خان را نمی‌دید ابتدا به جزیره خارگو (نزدیك خارك) عقب نشت و سپس به علت بی آبی و نامناسب بودن آب و هوا متوجه جزیره خارك شد و آنجا را با قهر و غلبه از چنگ هلندی‌ها خارج كرد. از این پس تاخت و تازهای میرمهنا در خلیج فارس به شهرت افزایش یافت و متمردین را به علت دستبرد و شلتاق او نه عبور از سمت دریا امكان داشت و نه احدی از تجار و مسافرین از اندیشه راهزنی او قدم به ساحل بحر عمان توانست گماشت. [6]

الف) سفارت سیورسیمون:

نخستین اقدام و نشانه ارتباط سیاسی و تجاری دولت فرانسه با دولت زند، با اعزام سفیری در سال 1164 از طرف لویی پانزدهم پادشاه فرانسه انجام شد. در این سال لوئی هیئتی به سرپرستی سیورسیمون به ایران و عثمانی فرستاد، هدف او از اعزام این سفیر ایجاد ارتباط و جلب اتحاد با دولت ایران و عثمانی به منظور نظارت بر تحركات نظامی‌روسیه، كه تهدیدی جدی برای اروپا محسوب می‌شد و نیز رقابت با آن دولت در سطح منطقه بود. در سال 1165 سیورسیمون ابتدا به عثمانی و سپس به ایران آمد و در راه اصفهان، از طریق همدان به ظاهر عابد و مسلمان شد و خود را محمد رضا نامید و تاریخ هجری را در پای مكاتبات خود كه به فرانسه ارسال می‌كرد می‌نگاشت. هدف عمده او از مأموریت سیمون جلب اتحاد كشورهای منطقه علیه روسیه بود.

در یكی از گزارشهائی كه در 20 سپتامبر 1751 به فرانسه فرستاده است سیورسیمون صراحتاً مینویسید كه قصد دارد معاهدات تجاری مختاف بین دولت اروپائی و ایران و تركیه منعقد كند.

سرنوشت شخص سیوریسون نیز مجهول است. آخرین نامه او در دست نیست و حتی از این تاریخ به بعد دیگر خبری از او در دست نیست، گمان می‌رود كه وی در اغتشاشات و جنگلهای داخلی ایران كشته و یا در راههای ناامن گرفتار راهزنان شده به قتل رسیده است، آنچه مسلم است اعزام این هیئت بی نتیجه ماند و روابط فرانسه و ایران مدتی پس از آن توسط كنسول فرانسه در بصره برقرار گردید.[8]

ب) سفارت سیورپیرو (كنسول فرانسه در بصره)

در تابستان 1173 / 1759 به دنبال جنگهای هفت ساله فرانسه و انگلیس -كه از چند سال قبل شروع شده بود – ناوگان جنگی فرانسه ، دفتر نمایندگی تجاری انگلیس در بندرعباس را ویران كرد. در سال 1177 / 1763 كه فرانسه شكست خورد و به موجب پیمان صلح پاریس كانادا و برخی متصرفات هندوستان را از دست داد، فعالیت آنها در ایران كمتر شد[9].

به طور كلی ضعف ارتباط تجاری فرانسه را با ایران می توان در این نكته نمایان دید كه فرانسه به رغم اینكه در اغلب بنادر هند و بنادر خلیج فارس ناوگانهای بازرگانی متعددی تأسیس كرده بود، در ایران هیچ پایگاهی نداشت، ارتباط مختصر تجاری ایران و فرانسه، با توجه به موقعیت مهم بندر بصره و استقرار فعالیت كنسول فرانسه – سیورپیرو – در آن، از طریق این بنادر انجام گرفت[10].

سیور پیرو كنسول فرانسه در بصره نیازمندی كریم خان را به پارچه های ابریشمی برای تهیه لباس لشكریان زند زمینه مناسبی برای برقراری و گسترش ارتباط تجاری با ایران می دید، به خصوص آنكه كریم خان پس از بدقولیهایی كه از انگلیس در جریان سركوبی میرمهنا ‌دیده بود، حاضر شد خارك را به فرانسه واگذار كند و حتی در این مورد پس از اینكه حسن سلطان را به جای میرمهنا به امارت بندر ریگ منصوب كرده به او فرمان داد طی سفری به جزیره خارك قلعه آن را مرمت كند و در اختیار نماینده دولت فرانسه قرار دهد[11].

سیور پیرو در 26 اوت سال 1768 م (1183) نماینده ای به شیراز گسیل داشت و به كریم خان پیشنهاد كرد پارچه های فرانسوی مخصوص ملبوس سربازان را با پشم كرمان و ابریشم گیلان مبادله كند، كریم خان از این پیشنهاد استقبال كرد و بیدرنگ نماینده ای به بصره فرستاد، وی به خصوص اصرار داشت كه دولت فرانسه متعهد شود سالیانه 000/000/2 قواره پارچه مورد احتیاج سپاهیان او و اهالی كشور را تهیه كند و به ایران بفرستد، براساس این طرح یك معاهده تجاری تهیه شد كه به موجب آن كریم خان امتیاز جزیره خارك را به فرانسویها واگذار كند. ولی در آن هنگام این جزیره هنوز در دست میرمهنا راهزن معروف خلیج فارس بود، مدیران كمپانی هند ، فرانسه طی عهدنامه پیشنهادی كریم خان و سیورپیرو را پذیرفت، لیكن نسبت به كمك نظامی لازم كه برای راندن میرمهنا از جزیره خارك تعهد شده بود مردد بودند و معتقد بودند كه هر اندازه این اقدام پرسود باشد پادشاه فرانسه حاضر نخواهد شد برای تحصیل مركز جدید قسمتی از قوای فرانسه را كه ممكن است به نحو مؤثرتر و مفیدتر برای استقرار مجدد مواضع از دست رفته فرانسه در هند بكار رود در ایران بكار اندازد و باید طرح مربوط به خلیج فارس را به وقت مساعدتری موكول كرد[12].

هر چند كنسول فرانسه و نمایندگان كمپانی هند ، فرانسه، این معاهده را پذیرفتند و حتی نامه كریم خان را به ورسای فرستادند، ولی در نهایت در كمك نظامی به وكیل مردد ماندند چه مصلحت را در آن می دیدند كه در صورت لزوم نیروی نظامی خود را علیه رقیب جدی خود انگلستان در هند به كار گیرند، چون این معاهده دنبال نشد انگلیسیها سعی كردند از طریق پادشاهی بغداد كریم خان را ترغیب كنند تا تعهد نماید خارك را كه از سابق مورد درخواست آنان بود و او در واگذاری آن به ایشان روی خوش نشان نمی داد به هیچ یك از دول غربی واگذار نكند.

هر چند سیورپیرو سعی كرد نظر دولت ورسای را درباره جلب نظر كریم خان و امنای دولت او با تقدیم هدایایی برای معاهده با وكیل جلب كند توفیقی به دست نیاورد. پیرو پیشنهاد كرده بود دولت ورسای با تقدیم مبالغ زیر به وكیل و سران دولت زند موافقت كند. كریم خان 25000 روپیه/ ابوالفتح خان 7000 روپیه / صادق خان و زكی خان 3000 روپیه / شیخ علی خان 3000 روپیه / فراهانی وزیر 2000 روپیه ، پیرو درباره میزان این هدایا كه چهل هزار روپیه می شود، نوشته بود تنها توپخانه موجود در جزیره خارك به مراتب بیش از این مبلغ ارزش دارد[13].

اما هر چه اصرار كرد و از قول كریم خان به ورسای نوشت كه اگر فرانسه نتواند پارچه مورد نیازش را تأمین كند و در خارك تجارتخانه دایر نماید، او با دولت دیگری وارد مذاكره خواهد شد هیچ پاسخی دریافت نكرد، به این ترتیب سیور پیرو نیز در اجرای معاهده خود با ایران شكست خورد و در سال 1187 در وبای عمومی بصره درگذشت.

ج). مرحله سوم: اقدامات سیور روسو كنسول جدید فرانسه در بصره پس از مرگ سیور پیرو و دستیارانش در بصره ژان فرانسوا گزاویه روسوئه به جای او منصوب شد. روسوئه سعی كرد اقدامات پیرو را دنبال نماید لذا تصمیم داش از شیراز، قبل از وقوع حادثه مهم فتح بصره بازدید نماید و با كریم خان مذاكره كند.

كریم خان نیز در سال 1991 طی نامه ای برای بازدید از شیراز از وی دعوت نمود تا در مورد عقد قراردادی با هم مذاكره كنند اما این اقدامات دو طرف به دلیل بی علاقگی نمایندگان كمپانی فرانسه هیچ نتیجه ای به بار نیاورد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مروری بر پیشینه و تحولات حزب كارگران كرد تركیه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مروری بر پیشینه و تحولات حزب كارگران كرد تركیه در word دارای 100 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مروری بر پیشینه و تحولات حزب كارگران كرد تركیه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مروری بر پیشینه و تحولات حزب كارگران كرد تركیه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مروری بر پیشینه و تحولات حزب كارگران كرد تركیه در word :

مروری بر پیشینه و تحولات حزب كارگران كرد تركیه در word (Pkk)

1- جغرافیا

منطقه ای كه محل زندگی و موطن كردهاست، از نظر جغرافیایی به طور عمده بین چهار كشور تركیه، عراق، ایران و سوریه تقسیم شده است. از نظر سیمای عمومی این بخش از خاورمیانه، می توان گفت كه محل تقاطع رشته كوه های البرز- زاگرس، توروس و قفقاز و كوهستان های حواشی این مناطق كردستان است. هر چند كه بیشترین كردها در عمق رشته كوه های زاگرس (در ایران) توروس (در آناتولی شرقی تركیه) زندگی می كنند. البته می توان بخش هایی از جمهوری های ارمنستان، آذربایجان، شمال استان خراسان و قسمت هایی از استان های گیلان و مازندران (ایران) و تعداد محدودی در افعانستان و پاكستان نام برد كه جمعیت های مهاجرنشین اجباری كردها از چند سده پیش در آنجا زندگی می كنند و از جمعیت های اقلیت كرد سالكن اروپا و آمریكا كه در چند دهه اخیر مهاجرت كرده اند، نیز می بایست نام برد.

بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت كه موطن اصلی كردها در بخشی از خاورمیانه قرار دارد كه تمدن های آریایی (ایرانی) – سامی (عربی) و تركی در تلاقی با یكدیگر قرار دارند و به علاوه هر چند دین عمده كردها اسلام است، ولی مذاهب مختلف اسلامی از اهل تشیع و تسنن نیز در این نقطه با یكدیگر برخورد داشته اند. به نحوی كه می توان گفت كردستان غربی و جنوبی ع مدتاً شیعه نشین و كردستان شمالی و مركزی و شرقی عمدتاً سنی نشین هستند. در طی چهار قرن اخیر این اختلاط تمدن ها و مذاهب، كردستان را به كانون جوششی تبدیل كرده كه تا به امروز ادامه داشته است.

2- منابع سرزمینی

نكته مهمی كه در وضعیت زندگی كردها تأثیر گذاشته است، غنی بودن منطقه كردستان از كانی های گوناگون (از جمله نفت و فلزات و…. )، همچنین منابع آبی و زمین های مستعد كشت (به ویژه در منطقه ای كه حول و حوش آن را بیابان و كم آبی احاطه كرده است)، می باشد. این مسأله خود باعث حضور بیگانگان در منطقه و تأثیرات سوء آن بر حیات سیاسی كردستان بوده است.

3- جمعیت

جمعیت كردها طبق برآوردهای 1990 میلادی، در جدل شماره یك آورده شده كه در آن پیش بینی رشد جمعیت كردها با ضریب سالانه 65/3 درصد، تا سال 2000 میلادی محاسبه شده است. (لازم به یادآوری است آمار ذكر شده به طور تقریب برآورد شده است. بنابراین به صورت قطعی نمی توان به آن ها استناد كرد.)

آمار جدول شماره یك چنانچه به نسبت درصد جمعیت كردها به جمعیت كل كشورها محاسبه شود، به شكل جدول شماره 2 درخواهد آمد. نكته حائز اهمیت آن است كه به یاد داشته باشیم، آمارهای ارائه شده تحت هیچ عنوانی نمی توانند دقیق باشند و ملی گرایان كرد همواره به رقم بیشتری نظر داشته اند. (مثلاً اوجالان در محاسبه اخیر خود در ایتالیا، جمعیت كرد تركیه را بیش از 20 میلیون نفر ذكر كرده است.)

ایران

وضعیت كردها در ایران، در مقایسه با سایر كشورهای منطقه، عمدتاً بهتر بوده است. به نحوی كه انتشار كتاب ها، روزنامه ها و سایر نشریات به زبان كردی مجاز بوده و همچنین ایران تنها كشوری در منطقه است كه بخشی از آن رسماً كردستان نام دارد. هر چند كه تنها حدود یك سو از آن را منطقه كردنشین تشكیل می دهد. در سال های پایانی دهه 60 و ابتدای دهه 70 میلادی، در طرح جدید تقسیمات كشوری ایران، استان پنجم یعنی «كرمانشاهان» به استان های ایلام، لرستان، همدان، كردستان، كرمانشاهان تقسیم شد و نام تاریخی ناحیه «اردلان» به مركزیت سنندج به عمد نادیده گرفته شد و به جای آن نام كردستان انتخاب گردید. در حالی كه در عرف منطقه، نواحی كردنشین در ایران، از شمال به جنوب به نام های «مكری» (بخش كردنشین آذربایجان غربی)، «اردلان» (استان كردستان فعلی و بخشی از استان همدان)، «كرمانشاهان» (شامل استان های كرمانشاهان و ایلام فعلی)، در مجموع به نام كردستان خوانده می شود كه نیمه شمالی كردستان سنی نشین و نیمه جنوبی كردستان شیعه نشین را شامل بوده و در متون تاریخی تا «شهرزور» در شمال عراق، ادامه داشته است. موضوع یاد شده باعث گردید كه تنها نام كردستان به بخش كوچكی از ناحیه وسیع كردنشین ایران اطلاق گردد. البته باید به یاد داشت كه رژیم شاه، پس از ختم شورش «قاضی محمد» (مسأله جمهوری كرد مهاباد) و پس از كودتای 28 مرداد 1332، عمدتاً بابرقراری جو خفقان در سراسر كشور، مانع هرگونه فعالیت سیاسی در كشور از جمله مناطق كردنشین گردید. این وضعیت تا پایان عمر نظام پادشاهی دركشور، ادامه یافت.

با اینكه كردها، چهارمین جمعیت بزرگ قومی منطقه خاورمیانه را تشكیل می دهند، همیشه به عنوان منشأ مناقشات و بی ثباتی منطقه محسوب شده اند. مدت هاست كه هم دولت ها و هم تحلیل گران تحولات سیاسی، از اینكه مسأله كردها را به طور مستقل مورد بحث قرار دهند، ابا داشته اند و حاضر نبوده اند مشروعیت و منطقی بودن خواسته های كردها را از زاویه نگاه خودشان بررسی كنند. در عوض، از كردها به عنوان «یك اقلیت ناآرام» ساكن در مرزهای تركیه، عراق، سوریه، ایران قفقاز و جمهوری های آسیای مركزی نام برده می شد. در حالی كه به طور منطقی میتوان كردها را یك ملت سركوب شده دانست كه درون مرزهای یك كردستان كه اكنون بخشی از خاك كشورهای مذكور را در بر می گیرد، تعداد قابل ملاحظه ای را تشكیل می دهند.

این غفلت از عامل كردها، در تحولات سیاسی خاورمیانه، زمانی رو به تغییر گذاشت كه جنگ ایران و عراق (88-1980) شروع شد و دو طرف مناقشه از كردهای طرف دیگر مرز به عنوان ستون پنجم، در خصومت دیرینه شان سود جستند. این امر، منجر به نوعی آشفتگی دیپلماتیك، برداشته شدن كنترل های مرزی و ظهور پیوندهای منطقه ای جدیدی شد كه به نیروهای كرد اجازه می داد به آسانی در مرزهای داخلی این كشورها تردد كنند.

به نظر می رسید كه «روح كرد» در چشم انداز تحولات خاورمیانه، در حال ظهور است.

در نتیجه جنگ،ه تركیه پذیرای 60 هزار آواره كرد عراقی بود كه از انتقام جویی های صدام حسین گریخته بودند و این امر به فرآیند بالا سرعت بخشید. جنگ خلیج فارس نیز، درست در همان راستا توجه مستقل به مسأله كردهای عراق و تركیه را در دستور كار قرار داد و در نتیجه همین امر بود كه تورگوت اوزال رئیس جمهور فقید تركیه نیز شیوه معتدل تری را نسبت به جمعیت سركوب شده كرد كشورش در پیش گرفت.

پس از جنگ، عملیات موسوم به «چكش تعادل» (Operation Provide Comfort) برای كردها كه زیرنظر ایالت متحده انجام می شد، پای قدرت های غربی و سازمان ملل را به معادله كردها كشاند و مسأله به یكباره بین المللی شد و با شكل گیری دولت خودمختار و تازه تأسیس كردها كشاند و مسأله به یكباره بین المللی شد و با شكل گیری دولت خودمختار و تازه تأسیس كردها در شمال عراق، مسأله به اوج خود رسید. این روند به نوبه خود سوریه و ایران را نیز وارد معركه كرد. این دو كشور هیچ یك مایل نبودند دولت مستقل كرد را به رسمیت بشناسند چرا كه چنین دولتی می توانست چون مغناطیسی جمعیت كردهای این كشورها را به خود جذب كند و به علاوه این دولت ممكن بود پلی باشد برای دولت های غربی (به ویژه آمریكا) تا در تحولات سیاسی منطقه دخالت كنند. در نتیجه، عامل كردها به مرحله ای رسید كه قابل چشم پوشی نبود، مگر به بهای پذیرش خطر بی ثباتی دایمی در خاورمیانه.

تركیه

تا همین اواخر، «آكادمیست ها»، سیاست خارجی تركیه را با كم ترین توجه به عامل كردها، مور تجزیه و تحلیل قرار می دادند. آنان در این تحلیل به طور تلویحی موضع رسمی دولت تركیه را منعكس می كردند كه: تركیه هیچ جمعیت كرد ساكن در داخل مرزهایش ندارد (آنچه هست فقط ترك های كوه نشین اند) بنابراین مشكلی به نام مشكل كردها وجود ندارد. این مقاله تصریح خواهد كرد كه بعد از به وجود آمدن «جمهوری تركیه» در 1923 عامل كردها جای بزرگی را در سیاست گذاری خارجی تركیه اشغال می كرد ولی اكنون به مهم ترین عامل تأثیرگذار تبدیل شده است.

سال های اولیه

«روبرت اولسون» در تحلیل شورش كردهای تركیه به رهبری شیخ سعید در 1925 به نكاتی اشاره می كند كه درك سنتی نادیده گرفتن كردها را به چالش فرا می خواند. او توضیح می دهد كه چگونه سركوب شورش كردها: 1- حل مسأله «موصل» بین عراق، بریتانیا و تركیه را تسریع كرد و دستیابی تركیه به نفت حوزه موصل را محدود ساخت. 2- ظرفیت تركیه برای چنگ یازیدن به اسلام را به عنوان یك ابزار سیاسی در مواجهه با دیگر كشورهای خاورمیانه كاهش داد. 3- تركیه را مجبور كرد به ناسیونالیسم ترك متوسل شود و دولت سكولار تشكیل دهد. 4- و به ایجاد «پیمان دوستی» بین تركیه و ایران در 1926 و امضای پیمان دفاعی مرزی این دو كشور در 1932 كمك كند. اولسون یادآور شد كه : «نتیجه شورش آن شد كه تركیه از آن پس از دخالت در امور داخلی دیگر كشورها خودداری كند.» و شعار ترك ها چنین شد: «صلح در خانه و صلح در بیرون» (اولسون 1989 ص 151) سپس اولسون نتیجه می گیرد كه: «شورش شیخ سعید، تركیه را وادار كرد كه هرگونه امید به داشتن یك سیاست خارجی تهاجمی را از دست بدهد و به یك سیاست مبتنی بر عدم دخالت روی آورد».

اولسون در جایی دیگر با تأكید بر نقش عامل كردها در سیاست خارجی تركیه، توضیح می دهد كه: «اكثر عملیات نظامی كه توسط نیروهای مسلح تركیه از اواسط دهه 1920 انجام شده بود، علیه كردها بوده است» (به جز كره و قبرس). و بر همین اساس او یك بار دیگر نتیجه می گیرد كه: «مبارزه علیه ملی گرایی كرد كه در آن الگوهای سیاسی معینی به كارگرفته شد و از گرایش ها و قضایای ملی گرایانه، ایدئولوژیك و روان شناسانه بهره گرفته شد، در حقیقت از 1925 آغاز شد و به مدت 50 سال عامل اساسی در تصمیم گیری های خارجی تركیه محسوب می شد».

اولسون با نگاهی به چشم انداز آینده می گوید: «ملی گرایی كرد كه توسط شیخ سعید الگوگذاری شده بود در قرن آینده نیز تداوم خواهد یافت».

به دنبال قیام شیخ سعید، كردها به عامل تأثیرگذار ولی تصدیق ناشده سیاست خارجی ترك ها تبدیل شدند. كشورهای تركیه، ایران و عراق (به همراه افغانستان) به دلیل منافع مشتركشان برای سركوبی كردها و نیز ترس از نفوذ كمونیست ها به واسطه هم گونه شدن با خواست اقلیت قومی، پیمان خاورمیانه ای را در 8 ژولای 1937 امضاء كردند. بر اساس مفاد این پیمان، امضا كنندگان متعهد می شدند كه علیه هرگونه فعالیت جدایی خواهانه كه ممكن بود علیه كشورشان انجام گیرد، با یكدیگر همكاری كنند. با اینكه در این پیمان (پیمان سعدآباد) اسمی از كردها برده نشد و ثابت شد كه بیش تر به یك پیمان عدم تجاوز می ماند كه به واسطه جنگ جهانی دوم از بین رفت، كردها معتقد بودند كه این پیمان علیه آن ها بوده است.

«پیمان بغداد» كه در 1955 بین همان كشورها به علاوه بریتانیا و پاكستان امضا شد، كاری بود در همان راستا ولی با قوت و اعتبار بیش تر و در عین حال مثل پیمان قبلی نامی از كردها در آن برده نشد. در حقیقت این پیمان به طور رسمی با این هدف بنیان نهاده شده بود كه «پیمان ناتو« را در گستره خاورمیانه نیز توسعه دهد تا با نفوذ كمونیست مبارزه كند. با این حال واضح بود كه یك عامل پنهان به نام «كردها» وجود داشت كه در سیاست خارجی تركیه در امضای این پیمان مؤثر بود.

سال های اخیر

طی دوره زمانی دشوار اواخر دهه 1970 چندین گروه كرد استقلال طلب در تركیه به وجود آمدند. «حزب كارگران كردستان» (P.K.K Partiya Karkarena Kurdistan) كه برنامه عملش تلفیقی از ماركسیسم و ملی گرگایی كرد بود، قوی ترین این گروه ها محسوب می شد. با اینكه تصور می شد P.K.K بعد از كودتای سوم نظامی تركیه در 12 سپتامبر 1980، نابود شده است، این حزب به همراه رهبر بنیانگذارش عبدالله اوجالان، خود را بازسازی كرد و در آگوست 1984، شورش چریكی رو به تزایدی را در جنوب شرقی آناتولی آغاز كرد.

تا آگوست 1993 P.K.K چنان حركت پرشتابی داشت كه اوجالان توانست ادعا كند: «مشكل كردها سیاست خارجی تركیه را به بن بست كشانده است». چیللر به این دلیل عصمت سزگین را شكست داد كه «سزگین در برخورد با مشكل كردها موفق نبوده است». اوجالان از نقض آتش بس بین P.K.K و آنكارا در ماه می و ژوئن 1993- یعنی زمانی كه سزگین وزیر كشور بود- به عنوان شاهد مدعا یاد كرد.

رهبر P.K.K برای ضربه زدن به بنیان های اقتصادی دولت تركیه اعلا م كرد كه: «بدون موافقت ما، هیچ گونه لوله نفتی در اینجا كشیده نخواهد شد و اگر چنین شود بهره برداری از آن ممكن نخواهد بود». خود مقامات ترك نیز اذعان كردند كه كاهش درآمد ناشی از حملات P.K.K و تهدیدات علیه صنعت توریسم، سهم بزرگی در كسری بودجه اخیر كشور داشته است. «ویلیام مورتون آبرامو وینتر» سفیر ایالات متحده در تركیه از 1989 تا 1991 در یادداشت هایش نوشت: جنگ علیه P.K.K بیش از 30 درصد نیروهای نظامی كشور و بخش كلانی از بودجه را به خود اختصاص داده است». «كمال كرسكی» استاد دانشگاه بوسپورس استانبول كه تحقیقات دراز مدتی را در این باره با كمك انستیتو صلح ایالات متحده انجام داده است چنین نتیجه گیری كرد كه: «در نتیجه پیوند برخی سیاست مداران با قومیت (كردی) و ملیت چیزی نمانده است كه رفتار سیاست خارجی تركیه عمیقاً تأثیر پذیرد».

بسیاری از ترك ها منجمله دولت تركیه به طور طبیعی بر این باورند كه حزب كارگران كردستان از بسیاری از دولت ها و گروه هایی كه خواهان یك تركیه ضعیف در من طقه هستند كمك دریافت می كند. چیللر نخست وزیر تركیه در نوامبر سال 1993 تصریح كرد كه: «ما می دانیم نیروهای P.K.K در كشورهای همسایه نظیر سوریه، عراق و ارمنستان و …. آموزش می بینند و تجهیزه می شوند».

اظهارات چیللر انعكاس وسیعی داشت چرا كه یك سنت قدیمی در سیاست خارجی تركیه وجود داشت كه برای وارد كردن چنین اتهام هایی، اسم كشور خاصی برده نشود. با اینكه هر كس می توانست بفهمد منظور از «حمایت خارجی و پناه دادن به P.K.K توسط برخی كشورها» چیست. هرچند نقض این سنت به 1989 برمی گشت ولی اظهارات چیللر نوعی آماده باش در سیاست خارجی تركیه بود و دیگر كشورها را با بیان اینكه: «اگر لازم باشد به این حمایت ها پاسخ خواهیم داد»، شگفت زده كرد. نخست وزیر تازه به قدرت رسیده چنین ادامه داد: «یك فرآیند بزرگ دیپلماتیك را آغاز كرده ایم. اگر همسایگان ما دوست ما هستند اكنون وقت آن است كه دوستی شان را نشان دهند و اگر نیستند ما باید این را بدانیم و به طور متقابل عمل كنیم».

آن دسته از مقام های ترك كه دارای مواضع یكسان با چیللر بودند بی شك تحت تأثیر حافظه تاریخی شان قرار داشتند كه چگونه طرح های امپریالیستی اروپا به تضعیف و تقسیم امپراتوری عثمانی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم منجر شد. حتی پس از استقرار دولت جمهوری ترك در دهه 1920، ترك ها عمیقاً به بریتانیا سوءظن داشتند كه از شورش كردها به رهبری شیخ سعید در 1925 حمایت كرده است تا ادعای تركیه نسبت به ولایت موصل را كه اكثراً كردنشین است، تضعیف كند. شورش كردها علیه تركیه این ادعای تركیه را كه این كشور بیشترین توجه را به كردهای ساكن در مناطق نفت خیز نسبت به كردهای شمال عراق دارد، تضعیف می كرد.

با این حال ترك ها هیچ گاه موفق نشدند برای اثبات سوءظن هایشان شواهد متقنی ارائه كنند. وینستون چرچیل در جایی تصریح كرده بود كه: «ما هنوز نتوانستیم به تعهداتی كه نسبت به اعراب طی جنگ داشتیم، عمل كنیم. من مطلقاً مخالف ایجاد مشكلاتی شبیه به آن در باره كردها هستم». اولسون چنین نتیجه گیری می كند كه: «از اول دسامبر 1921 به بعد همیشه پیشنهادات غیر مصوب و عام برای تحریك شورش كردها علیه تركیه، خارج از منطقه تحت قیمومیت ترك ها در عراق، وجود داشت». در حقیقت، شورش شیخ سعید تا حدودی به این دلیل رخ داد، كه فرانسه به ترك ها اجازه داد از نیمه شمالی راه آهن بغداد- آلپو استفاده كنند. این جاده از داخل سوریه عبور می كرد و برای جابه جایی سربازان استفاده می شد.

به همان ترتیب در پی شورش كردهای كوه های آرارات در 1930، ایران پس از مدتی كمك غیررسمی به كردهای شورشی در نهایت به سربازان تركیه اجازه داد از مرزهایش بگذرند و كردهای یاغی را سركوب كنند. ایران و تركیه بعدها در 1932 این تفاهم دو جانبه را رسمی كردند، هر چند مفاد آن بیشتر به نفع ایران بود.

امروز هم همه كس با موضع خانم چیللر مبنی بر نگرانی از حمایت های خارجی از شورش كردها موافق نیستند. برخی تفاوت های عمده در دیدگاه های وزیر خارجه و نخست وزیر وجود دارد. «حكمت چتین» وزیر خارجه سابق تركیه و رهبر حزب چپ گرای «جمهوری خواه مردم» (پ.اچ.س) كه اصالتاً كرد است، خود را با دیدگاه زیر كه از سوی یك مقام عالی رتبه دولتی بیان شده بود هم رأی می داند:

«كاری بیهوده تر از این وجود ندارد كه ما با متهم كردن برخی همسایگان شرقی مان به حمایت از تروریست های جدایی طلب، حلقه ای از دشمنی و عدم اعتماد در اطرافمان ایجاد كنیم. آن هم در حالی كه برای این اتهامات هیچ گونه مدرك محكمی در دست نداشته باشیم. به نفع تركیه نیست كه این همه دشمن در اطراف خود داشته باشد».

سوریه

یك آكادمیست كرد به نام «عصمت شریف شریف وانلی» توانست در یك جمع بندی نقش سوریه را چنین بیان كند: «رژیم حافظ اسد نقشی به P.K.K اعطا كرده است كه به درستی می توان آن را یك متحد استراتژیك نام داد». در حقیقت حتی پیش از كودتای 1980 تركیه پایگاهی در اختیار اوجالان گذاشته بود. بعد از آن كه سرانجام نظامیان قدرت را در تركیه به دست گرفته بودند، سوریه به چریك های كرد P.K.K كه از تركیه می گریختند اجازه داد در مرزهای سوریه تجدید قوا و باز سازماندهی شوند و در داخل خاك سوریه مستقر شوند و باید اضافه كرد كه هر 5 كنگره P.K.K در آنجا (سوریه) برگزار شد. تا آوریل 1992 P.K.K آكادمی نظامی موسوم به «محزون كركماز» را به عنوان پایگاه آموزشی چریك هایش در دره بقاع لبنان حفظ كرد.

شاید سوری ها برای این اقدامات شان دلایلی داشتند، دشمنی تاریخی ناشی از الحاق ایالت «الكساندرتا» (هاتای) به تركیه در زمان قیمومیت فرانسه بر سوریه و مشكلات مرتبط به آب رودخانه فرات (كه كاز طریق تركیه وارد خاك سوریه شود) و مدت ها روابط بین دو كشور را سرد كرده بود، از جمله این دلایل بودند. در همان حالی كه «پروژه آناتولی جنوب شرقی» تركیه (G.A.P) كه این آب ها را زیر كنترل در می آورد رو به تكمیل شدن می رفت سوریه به طور ناموفق تلاش می كرد سهمیه سالانه مشخصی از آب را به شكل تضمین شده دریافت كند.

سال ها بود كه گفت و گوی سنگین بین سوریه و تركیه درجریان بود؛ در حالی كه تركیه هر از گاهی از حضور چریك های P.K.K در سوریه شكایت می كرد و سوریه آن را تكذیب می كرد، سوری ها از نگرانی ها و گله های شان در باره آب فرات حرف می زدند. در ژولای 1987 نخست وزیر تركیه «تورگوت اوزال» یك پروتكل امنیتی با سوریه در دمشق امضا كرد. بر اساس مفاد این قرارداد سوریه متعهد شد به چریك های P.K.K اجازه ندهد از خاك كشورش به تركیه حمله كنند و پایگاه های P.K.K در داخل سوریه را برچیند. تركیه نیز به نوبه خود موافقت كرد كه میزان سهمیه آب سوریه كمتر از 500 متر مكعب در ثانیه نباشد. با این حال تعهدناپذیری سوریه خیلی زود مشخص شد؛ آن ها پایگاه های آموزشی P.K.K را به منطقه تحت كنترلشان در دره بقاع منتقل كردند كه به ظاهر در داخل خاك لبنان و خارج از اقتدار سوریه بود.

در آوریل 1992 وزیر كشور تركیه «عصمت سزگین» در دمشق با حافظ اسد ملاقات كرد و شواهد و مداركی را به او ارائه كرد مبنی بر اینكه: 1- اوجالان هنوز در دمشق و در نزدیكی مسجد صلاح الدین ایوبی زندگی می كند و توسط سرویس امنیتی سوریه استخبارات از وی محافظت به عمل می آید. 2-استخبارات سوریه پول، امكانات و كارت شناسایی جعلی برای اعضای P.K.K تدارك می بیند. 3- سوریه در زمان های مختلف اجازه داده است كه P.K.K نشست ها، كنگره ها و كنفرانس هایش را در داخل خاك سوریه برگزار كند. 4- سوریه پایگاه های آموزشی P.K.K در دره بقاع لبنان را حفظ كرده است و علاوه بر آن موشك های سام- 7 در اختیارشان گذاشته است. 5- سوریه از طریق زرادخانه های مستقر در نزدیكی مرزش با تركیه، به چریك های P.K.K مساعدت كرده است. 6- سوریه به پ.ك.ك. ا جازه داده است كه یك فرستنده رادیویی را در فاصله 45 كیلومتری دمشق مستقر كنند و دیگر موارد.

در ابتدا به نظر می رسید كه مأموریت سزگین» با موفقیت همراه باشد. سوریه یك بار دیگر تعهد كرد كه پایگاه های پ.ك.ك. در دره بقاع را تعطیل كندو تأكید كرد كه P.K.K یك گروه تروریستی است كه حضورش در سوریه غیرقانونی است و همچنین تعهد كرد كه اعضای P.K.K را دستگیر و محاكمه كند و حتی اعضای یك گروه مسلح دیگر موسوم به دوسول (Desol) یا «چپ انقلابی» را اخراج كند. سزگین بعد از مذاكرات تصریح كرد كه: «… من فكر نمی كنم پس از این سوریه از P.K.K حمایت كند». و این قرارداد با اسد را «بهترین پروتكل به دست آمده تاكنون» دانست.

اسمعیل بیك فرمانده ارتش آزادی بخش كردستان (آ. آر. جی. كی.) یا شاخه نظامی P.K.K، ایالات متحده را سرزنش كرد كه بر سوریه فشار وارد كرده است: «ایالات متحده در صدد آن است كه موضع سوریه را تغییر دهد چرا كه این یك مشكل برای ایالات متحده است. ریشه فشار بر سوری ها در همین جا است».

بعد از چند ماه، دورویی سوری ها مشخص شد، چرا كه یك پایگاه جدید برای P.K.K در 20 كیلومتری غرب دره بقاع در نزدیكی شهر «برالیاس» لبنان ایجاد شد. «اتحاد استراتژیك» بین سوریه و P.K.K و «گفت و گوی سنگین» بین سوریه و تركیه همچنان ادامه دارد.

عراق

در جریان جنگ اول ایران و عراق (88- 1980) عراق به تركیه اجازه داد چریك های P.K.K را در چندین مرحله در داخل مرزهای این كشور تعقیب كند. این همكاری به نفع هر دو كشور بود. چرا كه عراق به دلیل اشتغال به جنگ با ایران، توان لازم برای كنترل استان های شمالی اش را نداشت و كردهای این كشور آنجا را مأمنی برای چریك های P.K.K كرده بودند. بنابراین، اگر چه P.K.K پایگاه هایش را در شمال عراق حفظ كرده بود، با این حال از حمایت و مجوز دولت مركزی، كشور میزبان برخوردار نبود، آن طور كه در سوریه از آن سود می جست.

این تفاهم بین عراق و تركیه برای مقابله با P.K.K و كردهای عراقی زمانی از هم پاشید كه جنگ ایران – عراق پایان گرفت و عراق 60 هزار كرد این كشور را به سمت مرزهای تركیه راند و دولت تركیه با بی میلی به آن ها پناهندگی داد. جنگ خلیج فارس در 1991 به تغییر جهت های عمده تری در سیاست خارجی تركیه منجر شد، چرا كه تورگوت اوزال رئیس جمهور تركیه، بی درنگ از ائتلاف ضد عراق حمایت كرد و خطوط انتقال نفت عراق از این كشور را بست و از هرگونه اقدام دیگر برای پیروزی ائتلاف ضد دولت بعث عراق حمایت به عمل آورد.

با پایان گرفتن جنگ خلیج فارس، تركیه با توجه به موارد زیر همچنان به همكاری اشت علیه صدام حسین ادامه داد: 1- میزبانی كردن «عملیات حفظ تعادل» (یا چكش تعادل – O.P.C) برای ایجاد چتر امنیتی برای كردهای عراقی كه ممكن بود باحملات مجدد دولت مركزی بغداد مواجه شوند. 2- مشاركت در یك ائتلاف «دوفاكتو[1]» برای ایجاد «دولت خودمختار» كرد در شمال عراق. هر دو موقعیت مذكور، بیانگر تغییرات عمده در سیاست خارجی سنتی تركیه محسوب می شد كه تا آن زمان، بر بی طرفی وسواس آمیز از یك طرف و مخالفت جدی با ناسیونالیسم كرد در داخل از سوی دیگر، مبتنی بود. مسأله كردها، نقش عمده ای را در این تغییر جهت جدی سیاست خارجی تركیه بازی كرده بود.

دلایل متعددی برای حمایت كنونی تركیه از كردهای عراق در نتیجه رشد جنبش كردها وجود داشت. یك دلیل، می توانست آن باشد كه: اگر كردهای عراق به تركیه وابسته می شدند، تركیه در آن صورت قادر بود، در مسیر ایجاد یك دولت مستقل كرد، كه الگوی بدی برای تحریك كردهای كشورش می شد، تأثیر بگذارد. به علاوه اینكه، یك دولت كرد عراقی كه دارای روابط دوستانه با تركیه نباشد، می توانست به نیروهای P.K.K كمك كند و حتی نسبت به مناطق كردنشین تركیه، ادعاهای سرزمین داشته باشد. به عبارت دیگر، تركیه با حمایت از كردهای عراق در صدد آن بود كه آن ها را به نیروهایی متمایل به تركیه تبدیل كند و همچنین حل مسأله كردهای كشور خود را تسریع كند. علاوه بر این، اگر صدام حسین، رئیس جمهور عراق بار دیگر در صدد سركوب كردهای كشورش برمی آمد، تركیه ناچار بود یك بار دیگر با انبوه توده های بی خانمان و آواره كرد مواجه شود و سرانجام اینكه؛ با مدنظر قرار دادن حمایت و پشتیبانی تركیه از كردهای عراقی، كشورهای غربی با دیده احترام و حمایت به تركیه می نگریستند، چیزی كه تركیه برای عضویت احتمالی اش در «اتحادیه اروپا» سخت بدان محتاج بود.

در آن زمان سلیمان دمیرل در تشریح موضع دولتش نسبت به نیروهای چكش تعادل چنین گفت: «این (O.P.C) نیرویی است كه می گوید من اینجا هستم تا نگذارم مردمی كه در گذشته در معرض انواع ظلم و ستم صدام حسین بوده اند، دوباره دچار مشكل شوند». او گفت: «ما نمی توانیم شاهد حلبچه دیگری باشیم».

دیگران، موضع تركیه در این مورد را به شیوه ای واقع بینانه تر، موقعیت «فاقد برنده» نامیدند، چرا كه تركیه با مجاز دانستن ادامه فعالیت نیروهای چكش تعادل، در حقیقت به تقویت مسأله دو فاكتور كردها كمك می كند و اگر تركیه مانع از تشكیل نیروهای چكش تعادل در خاك كشورش می شد، این نیرو در جای دیگر شكل می گرفت و در آن صورت تركیه نمی توانست به سیر حوادث پس از آن تأثیرگذار باشد. به بیان روشن تر، برخی چنین استدلال كردند كه: «به نظر می رسد تركیه در مقابل حمایت از نیروهای چندملیتی، سكوت شان را در مقابل مسأله كردهای كشور خود به دست آورده است».

به همین دلیل پارلمان تركیه در هر موعد تمدید حضور نیروهای (O.P.C) در خاك تركیه، ضمن تصویب آن، تأكید می كرد كه تمامیت ارضی عراق باید حفظ شود. مفهوم این جمله آن بود كه: تركیه مخالف ایجاد یك «دولت مستقل كرد» است. این مخالفت، در تمام نشست های دوره ای 3 جانبه بین ایران – تركیه و سوریه كه از نوامبر 1992 برگزار شد، به اتفاق آراء مورد تصویب قرار می گرفت. به همان دلایل، این 3 دولت با انتخابات ماه می 1992 كردهای عراق كه به ایجاد یك دولت كرد دوفاكتو در جولای 1992 و اعلام یك دولت فدرال در اكتبر همان سال منجر می شد، مخالفت كردند.

برخی در تركیه با حضور نیروهای چكش تعادل (O.P.C) با این پیش زمینه مخالفت می كردند كه ؛ این نیرو به مظهر تلاش كشورهای غربی برای تجدید حیات «پیمان بدفرجام Sevres» تبدیل شده است كه تركیه در پایان جنگ بزرگ (جنگ جهانی اول) تقسیم كرده بود و ایجاد یك ملت كرد، در دستور كار این تقسیم وجود داشت.

منصفانه تر آن كه، بسیاری از ترك ها معتقدند، تركیه به دلیل همه خسارت های مالی كه از زمان حمله صدام به كویت متحمل شده است، استحقاق نوعی جبران خسارت و پاداش را دارد. در تابستان 1993، دمیرل، میزان خسارت های مستقیم و غیرمستقیم ناشی از تحریم عراق را در حدود 5 میلیارد دلار تخمین زده بود.

كردهای عراق نیز به نوبه خود به تركیه احساس وابستگی كردند. «هوشیار زباری» از اعضای مسؤول دفتر سیاسی در امور سیاست خارجی حزب دموكرات كردستان (بارزانی)، چنین توضیح می دهد: «تركیه، رگ حیات ما برای ارتباط با غرب و تمام دنیا در مبارزه علیه صدام حسین است. ما می توانیم برای دریافت چتر امنیت هوایی و كمك های جهانی به همكاری با تركیه مطمئن باشیم. اگر عملیات (چكش تعادل) متوقف شود، نیروهای صدام بار دیگر این منطقه را تسخیر خواهند كرد و ما همه چیز را از دست خواهیم داد».

زمانی كه جلال طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی كردستان عراق (P.U.K) در 1991 از تركیه دیدار كرد، چنین نتیجه گرفت: «تركیه را باید یك كشور دوست برای كردها به حساب آورد». تا زمان دیدار وی با رئیس جمهور تركیه، در ژوئن 1992 نخست وزیر تركیه از وی با عنوان «برادر عزیزم طالبانی» نام می برد. در همان حال طالبانی تأكید كه؛ مردم شمال عراق، هیچ گاه كمك دولت و مردم تركیه را در روزهای سخت گذشته فراموش نخواهند كرد. طالبانی حتی پا فراتر گذاشت و گفت: «كردهای عراق ممكن است خواهان ضمیمه شدن به تركیه شوند».

كردهای عراق، برای پیش بردن اتحاد «دوفاكتو» شان با تركیه و دریافت تهدیدهای احتمالی از سوی چریك های P.K.K كه می توانست موجودیت دولت «دوفاكتو» شان را به خطر اندازد، در 4 اكتبر 1992، حملات وسیعی را علیه پایگاه های پ.ك.ك. در شمال عراق آغاز كردند. 12 روز بعد، ارتش تركیه نیز وارد كارزار شد. تقریباً تا پایان اكتبر، نیروهای P.K.K ناچار شدند به یك پایگاه در منطقه تحت تسلط طالبانی عقب نشینی كنند و عده ای از آن ها نیز ظاهراً وارد ایران شدند و یا در جنوب شرقی تركیه مستقر شدند. گزارش های اولیه حاكی از آن بود كه تلفات P.K.K به هزاران نفر رسیده است، ولی بعدها روشن شد كه این رقم بیشتر از 300 نفر نبوده است. با توجه به جنگ پردامنه ای كه چریك های P.K.K بعد از 1993 در جنوب شرقی تركیه به راه انداختند، آشكار شد كه فرضیه «رو به نابودی بودن» چریك ها (چقدر اغراق آمیز بوده است. در واقع بسیاری از مفسران ترك، طالبانی را متهم كردند كه تعمداً، پایگاه جدیدی در اختیار P.K.K قرار داده و «كمپ زلا» (Zela camp) را به مأمنی برای چریك های P.K.K تبدیل كرده است، در حالی كه تصور می رفت این كمپ، صرفاً بازداشت گاهی برای نیروهای طالبانی باشد.

در ماه می 1994 و دوباره در دسامبر همان سال، جنگ های داخلی شدیدی بین نیروهای اتحادیه میهنی (P.U.K) و حزب دموكرات (K.D.P) درگرفت. دو طرف برای تعین قدرت برتر (تعیین كننده) در دولت نوبنیاد كرد با یكدیگر می جنگیدند. مناقشه آن ها به واسطه انزوای سیاسی – دیپلماتیك و بی تفاوتی ج هانی نسبت به آن ها، تشدید می شد؛ اگر چه آن ها با موضع فعالی از سوی اكثر دولت های جهان منجمله ایالات متحده و كشورهای همسایه مواجه نبودند. تحریم اقتصادی دوسویه علیه مناطق كردنشین (تحریم جهانی علیه كل عراق و تحریم مناطق كردنشین از سوی بغداد) بیش از پیش موقعیت را وخیم می كرد.

واكنش ایران، سوریه و تركیه نسبت به جنگ داخلی كردهای عراق، مبهم بود. به عبارات دیگر، همه آن ها، وضعیت موجود را تقبیح كردند و خواهان حل سریع مشكل فیمابین شدند. از طرف دیگر، طالبانی ایران و تركیه را متهم كرد كه به چریك های بارزانی كمك های محرمانه می دهند.

با این وجود، اتحاد دوفاكتوی بین تركیه و دولت در حال فروپاشی كردهای عراق ادامه یافت. چنان كه در ژانویه 1994، تركیه مبلغ 5/13 میلیون دلار به كردهای عراق كمك كرد و در پایان 1994، با تمدید حضور نیروهای چكش تعادل برای 6 ماه دیگر موافقت نمود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word دارای 157 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word :

مقاله ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word در 175 صفحه word قابل ویرایش با فرمت doc

درآمدی بر فصل اول

لودویك ویتگنشتاین یكی از مهمترین فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم است كه بواسطه دو اثر مهم فلسفی‌اش- رساله منطقی- فلسفی و پژوهشهای فلسفی- مسیر و جهت فلسفه تحلیلی را تحت تأثیر قرار داد. او را باید نقطه عطفی در تاریخ تفكر فلسفی و همچنین هم تراز فلاسفه‌ای چون دكارت، كانت، هایدگر و . . . به حساب آورد كه انقلاب و چرخش زبانی را ایجاد كرده است. در طول تاریخ تفكر فلسفی می‌توان كسانی را مشاهده كرد كه آغازگر یك انقلاب و تحول فكری بوده اند. شاید بتوان گفت سوفسطائیان اولین انقلابیون تاریخ فلسفی هستند. كه موضوع پژوهش فلسفی را از عالم و طبیعت به پژوهش درباره خودشان تغییر دارند و یا می‌توان به كانت اشاره كرد كه با آراء و عقاید خود توجه متفكران را از متعلق شناسایی به سوی فاعل شناسایی و تواناییها و محدودیتهای ذهن آن معطوف ساخت تغییر و تحول مهم و قابل ملاحظه دیگر توسط هایدگر ایجاد می‌شود، فلسفه كه از زمان دكارت همواره دل مشغول این سؤال بوده است كه دانش چیست و به چه چیزی ممكن است شناخت پیدا كنیم؟ با ظهور هایدگر دیگر این سؤالات محور دل مشغولی‌های فلسفه قرار نمی‌گیرد و در عوض به مسأله مهم و اساسی «هتسی یا بودن» پرداخته می‌شود. به طور كلی می‌توان گفت كه در هر دوره، مسئله‌ای در محور و مركز توجه قرار گرفته است گاه طبیعت و عالم هستی، گاه انسان و ذهن او و تواناییها و محدودیتهای آن و گاه خود هستی و وجود مطرح بوده‌اند. اما آنچه كه در فلسفه ویتگنشتاین به عنوان مسئله محوری فلسفه وی مطرح است مسئله زبان است و او را باید از این جهت نقطه عطفی در تاریخ فلسفه دانست كه آراء و عقایدش نقطه عزیمت تأمل فلسفی از بررسی و تحلیل «ماهیت شناخت و مفاهیم ذهن آدمی» به سوی تحلیل «زبان» است. این تحلیل زبانی را می‌توان در آرای فلاسفه تحلیل زبانی معاصر مشاهده كرد فلاسفه‌ای چون راسل- كارناپ، آیر، رایل و . . . . سعی كردند تا مباحث فلسفی را در مقوله مباحث زبان شناختی جای دهند اما ذكر یك نكته بسیار حائز اهمیت است: مراد ویتگنشتاین از تحلیل زبانی چیست آیا او به دنبال همان تحلیل مورد نظر تجربه گرایان كلاسیك است كه تصورات و ایده‌ها را تجزیه و تحلیل می‌كردند تا به انطباعات حسی آنها برسند و یا اینكه تحلیل مورد نظر او همان تحلیل كانتی است كه تحلیل مفاهیم و كلیات ذهنی بود. در حقیقت تحلیل زبانی مورد نظر او نه همچون تجربه گرایان كلاسیك تحلیل تصورات و ایده‌ها است و نه تحلیل مفاهیم و كلیات ذهنی. بلكه مراد وی از تحلیل، تحلیل گزاره‌ها است .

زیرا به نظر ویتگشتاین گزاره‌های زبان ما یك ساخت و صورت منطقی دارند كه در اغلب جملات این صورت در وارء صورت دستوری ظاهری پنهان گشته است و همین عدم وضوح و ابهام صورت منطقی سبب فهم غلط و كاربرد نادرست زبان شده است و مسائل و نظریات فلسفی كثیری را به بار آورده است به همین خاطر ما باید به تحلیل زبان به منظور كشف این صورت منطقی بپردازیم تا از ایجاد مسائل فلسفی اجتناب كنیم.

ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word
فهرست

فصل اول:

ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر در word

درآمدی بر فصل اول

دو دوره فعالیت فلسفی و رابطه میان آن دو

نقاط مشترك میان دو دوره

1- ویتگنشتاین متقدم

ماهیت زبان و نسبت آن با جهان

هستی‌شناسی رساله

ماهیت «تصویر» و «اندیشه»

ماهیت زبان

تعیین حدود زبان

تمایز میان «آنچه می‌توان گفت» و «آنچه نمی‌توان گفت»

دوره‌ی میانه (كناره‌گیری از فلسفه)

علل تحول و دگرگونی

2- ویتگنشتاین متأخر

نقد تز جوهر گرایانه:

نقد شكل عام گزاره ها و زبان ایده آل

نقد نظریه «تعیین معنا»

رد روش تجزیه و تحلیل

یكی دیگر از اهداف مهم ویتگنشتاین در رساله

فلسفه و مسائل آن

زبان خصوصی

فصل دوم:

نظریه تصویری

زمینه پیدایش نظریه تصویری

نكات تشابه تصویر و قضیه:

صورت منطقی

گزاره‌های بنیادین و گزاره‌های غیر بنیادین

اشكالات نظریات رساله در باب زبان

الف: رد نظریه «معنی واژه همان ابژه است»

ب: رد نظریه تصویری

فصل سوم:

نظریه كاربردی

تمثیل جعبه ابزار

تمثیل «بازی های زبانی»

دو نكته مهم در باب نظریه كاربردی

«شباهت خانوادگی»

ارزیابی نظریه كاربردی

فصل چهارم:

زبان خصوصی

نظر رایج درباب زبان خصوصی

تفسیر كریپكسی

ارزیابی تفسیر كریپكسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی در word دارای 124 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی در word :

محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی در word
فهرست مطالب

عنوان

مقدمه مترجم

ماجدین علی بن مرتضی بحرانی

ماجدین محمد بحرانی

ماجدین هاشم بن علی بن مرتضی بحرانی

مانکدیم بن اسماعیل بن عقیل علوی

مؤید بن ابن علی مقری مسکنی

مؤید بن صالح

مؤید بن مسعود بن عبد الکریم

مجتبی بن امیره بن سیف النبی جعفری زینی

مجتبی بن حمزه بن زید

مجبتبی بن داعی بن قاسم حسنی

مجتبی بن محمد حسنی کلینی

مجمع بن محمد بن احمد مسکنی

محسن بن حسین بن احمد نیشابوری خزاعی

محسن بن محمد دیباجی

محسن بن محمد مؤمن استرآبادی

محفوظ بن وشاح بن محمد

محمد معزالدین

محمد رفیع الدین

محمد بن ابراهیم بن جعفر ، ابو عبدالله کاتب نعمانی

محمد بن ابراهیم شیرازی ، صدر الدین

محمد بن ابراهیم بن زهره حسینی حلبی

محمد بن ابی جعفر بن أمیر کا مصدری

محمد بن ابی الحسن بن هموسه ورامینی

محمد بن ابی الحسن بن عبد الصمد قمی

محمد بن ابی عمران موسی ، ابوالفرج کاتب قزوینی

محمد بن ابی غالب ، نجیب الدین

محمد بن ابی القاسم بن محمد طبری آملی

5 – تحلیل چند نمونه شعر از نظر طاهری

5 – 1

شیخ محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی در word ( وفات 103 ه . ق )

وی از علما و فضلا و محققان و مدققان و متبحران و جامع مراتب علمی بوده و دانشوری کامل و پرهیزکاری مورد وثوق و فقیهی محدث و متکلم و حافظ حدیث به شمار است و سراینده ی ایدب و تألیفات بسیاری دارد ؛ از جمله شرح تهذیب الاحکام ؛ شرح الاستبصار در سه مجلد در طهارت و صلاه ؛ حاشیه بر شرح لمعه در دو مجلد از آغاز تا کتاب صلح ؛ حاشیه معالم ؛ حاشیه اصول الکافی ؛ حاشیه الفقیه [1] ؛ حاشیه المختلف ، شرح الاثنی عشریه پدرش [2] ؛ حاشیه المدارک ؛ حاشیه المطول ؛ روضه الخواطر و نزهه النواظر در سه مجلد [3] ؛ رساله فی تزکیه الراوی ؛ رساله التسلیم در صلاه ؛ رساله للتسبیح و الفاتحه فیما عدا الاولیین و ترجیح التسبیح ؛ کتاب مشتمل علی مسائل و احادیث ؛ کتاب مشتمل علی مسائل جمعها من کتب شتّی ؛ حاشیه کتاب الرجال لمیرزا محمد ؛ دیوان شعر ؛ رساله ای به نام تحفه الدهر فی مناظره الغنی و الفقر و دیگر کتابها . او اشعار خوب و نغزی می سروده است .

این دو بیت از قصیده ای است که برای یکی از فضلا سروده است :

یا خلیلیّ باللطیف الخبیر و بودّ أضحی لکم فی الضمیر

خصّصا بالثنا إماماً جلیلاَ و خلیّاً أضحی عدیم النظیر

– ای دوست من ؛ سوگند به خدای مهربان که از حال همه ما با کاملاً با خبر است و سوگند به دوستی که از شما در دل من افتاده است .

– ( تا گوید ) اختصاص یافته اند به مدح کردن از پیشوای بزرگ و دوست مشترک بی همتا .

و این دو بیت هم از یکی از چکامه های اوست :

ما لفؤادی مدی بقائی قد صار و قفاً علی اعناء

و ما لجسمی حُلیف سقمٍ بدا به الیأس من شفائی

– چه کنم با دلی که در مدت زندگانی اش همگام با درد و رنج است .

– و چه چاره سازم برای جسمی که پیوسته بیمار است و از بهبودی مأیوس می باشد .

باری فرزندش چندین قصیده طولانی از وی ایراد کرده است ، از جمله همین دو قصیده ، دو قصیده ای که پیش از آن یاد شد .

از اشعار او قصیده ای است که در سوگ حضرت سید الشهداء علیه السلام سروده است ؛ از آن جمله اشعار زیر است :

کیف ترقی دموع أهل الولاء و الحسین اشهید فی کربلاء

جدّه المصطفی الأمین علی ال وحی من الله خاتم الانبیاء

و أبوه أخو النبّی علیّ آیه الله سیّد الأوصیاء

أمّه البضعه البتول أخوه صفوه الأولیاء و الأصفیاء

یا لها من مصیبه أصبح ال دین بها فی مذلّه و شقاء

لیت شعری ما عذر عبد محبٍّ جامد الدمع ساکن الأشحاء

و ابن بنت النبّی أضحی ذبیحاً مستهامناً مرّملاّ بالدماء

و حریم الوصیّ فی أسر ذلٍّ فاقدات الآباء و الأبناء

و علیّ خیر العباد أسیرِ فی قیود العدی حلیف العناء

مثل هذا جزاء نصح نبیٍّ کَلَّ عن نعته لسان الثناء

أسّس السابقون بیعه غدرٍ و بنی الاحقون شرّبناء

حرّفوا بدّلوا أضاعوا أقاموا بدعا بالعناد و اشّحناء

و استبدّوا بإمره نصبوها شرکا للأئمه النجباء

یا بنی الوحی لا یخفف و جداً نالنا من شماته الأعداء

غیر ذی الأمر نور وحی له حجه الله کاشف الغماء

لهف نفسی علی زمان أری فی ه مزیلاً لدوله الأشقیاء

أتری یسمح الزمان بهذا و یحوز الراجون خیر رجاء

– چگونه اشک چشم دوستان اهل بیت خشک شود ، با آن که حضرت امام حسین ( ع ) در کربلا به شهادت رسیده است .

– جدّ او خاتم الانبیا و محمد مصطفی و امین وحی حضرت پروردگار بود .

– و پدرش علی ( ع ) می باشد که برادر رسول اکرم ( ص ) بود . آیت و نشان کامل جلال و جمال خدا و بزرگ همه اوصیاست .

– مادرش حضرت بتول عذرا است که پاره تن پیغمبر اکرم ( ص ) است و برادرش حضرت امام حسن مجتبی ( ع ) است که خلاصه اوصیا و برگزیده اصفیا می باشد .

– آری ، از شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام اندوهی به وجود آمد که در نتیجه آن دین اسلام را ذلیل و تیره دلان را همواره بر اسلام مسلّط کرد .

– ای کاش می دانستم چه عذری دارد آن دوستی که در این اندوه نمی گرید و آرامش خاطر دارد . فرزند دختر پیغمبر اکرم ( ص ) در حالی به تیر ستمگری دشمنان از پای درآمد که در خون خویش دست و پا می زد .

– و پردگیان وصی پیغمبر در حالی که پدران و فرزندان خود را از دست داده بودند ، به ذلّت اسیری گرفتار گردیدند .

– و حضرت سجاد که بهترین بندگان خدا بود به زنجیر اسارت دشمنان درآمد و پابند رنج و اندوه قرار گرفت .

– آری ، این کارها که دشمنان انجام دادند ، پاداش رنجهایی بود که پیغمبر برای هدایت آنان بر خود هموار کرده بود .

– آن پیغمبری که زبان از ستایش او درمانده و عاجز است .

– پیشینیان از این دشمنان ، بیعت حیله گری برای خویش گرفتند و پیوستگان به ایشان هم ناپسند ترین بناها را بنیان نمودند .

– آری ، کتاب خدا را تغییر دادند و حق وصی خدا را نادیده گرفتند و بدعتهایی را که همراه با خشم و عداوت بود بر پای داشتند .

– و کاری را به انجام آوردند که نسبت به پیشوایان با نجابت حق ، مخالفت صریح داشت . و با رأی فاسدی که صادر کردند ، ارث فاطمه الزهرا علیها السلام را که از پدرش می برد ، از دستش باز گرفتند . ای خاندان وحی ، شماتتی که از دشمنان دیده ایم ، تخفیفی نخواهد داشت و جز حضرت ولی عصر که نور وحی خدا و حجت او و نابود کننده اندوههاست ، کس دیگری دست ستمگران و شماتت آنان را کوتاه نخواهد کرد . وچه حالی خواهم داشت آنگاه که حضرت ظهور کند و پایه دولت ستمکاران را از بیخ و بن براندازد . آیا آن روزگار را خواهم دید و آیا آرزومندان به بهترین آرزوهای خود خواهند رسید . ( افندی ، 1376 ص 104 )

حر عاملی – ابیاتی در حدیث قدسی

فضل الفتی بالبذل و الإحسان والجود خیر الوصف اللإنسان

أوُ لیس إبراهیم لمّا اصبحت أمواله وقفاً علی الضَّیفان

حتّی إذا أفنی اللهی أخذ ابنه فسخا به للذبح و القربان

ثمّ ابتغی النمرود إحراقاً له فسخا بمجهبته علی النیران

بالمال جادو وبابنه و بنفسه و بقلبه للواحد الدیان

أضحی خلیل الله جل جلاله ناهیک فضلاً حلّه الرحمان

صحّ الحدیث به فیا لک رتبه تعلو بأخمصها علی التّیجان

– فضیلت جوانمرد در سخاوتمندی و بخشندگی بهترین صفت انسان است .

– مگر نه این است که حضرت ابراهیم علیه السلام همه ثروتش را به مصرف میهمانان رسانید .

– و هنگامی که ثروتش به پایان رسید ، فرزندش اسماعیل را به قربانگاه برد .

– پس از آن نمرود آتشی افروخت و آن حضرت خود را برای سوختن آماده ساخت .

– آری ، ابراهیم با دادن مال و جان و فرزند و فدا کردن خواسته خود در راه خدا که کاملاً دلش را متوجه به او ساخته بود .

– به مقامی رسید که خدا او را ذلیل خویش قرار داد و فضیلتی بهتر از آن نیست که آدمی با سخاوتمندی به مقام حلّت الهی نایل بیاید .

– آری ، حدیث مزبور حدیث صحیحی است و چه مربته ای بهتر از آن مرتبه که می توان با کف دست سخاوتمندانه بر تاجهای پادشاهان برتری پیدا کرد . ( همان منبع ، ص 117 )

قسمتی از چکامه ای متجاوز از چهارصد بیت که در مدح نبی اکرم و ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین سرود ه است :

کیف تحفظی بمجدک الأوصیاء و به قد توسّل الأنبیاء

ما لخلق سوی النبیّ و سبطی ه السعیدین هذه العلیاء

فبکم آدم استغاث و قد م سته بعد المسرّه الضراءُ

– با تمجیدی که می کنی نمی توانی به مقام اوصیای حق نایل گردی و حال آن که پیمبران هم به این کار اقدام کردند و سودی نبردند .

– آری ، بجز پیغمبر اکرم ( ص ) و دو نواده نیکبختش کس دیگری به این مقام عالی نرسیده است .

– حضرت آدم پس از آن همه شادمانی که در بهشت داشت ، از مقامش فرود آمد و دست توسل به دامن شما دراز کرد .

از اشعار او چکامه های محبوکات الاطراف á است که در مدح ائمه طاهرین علیهم السلام سروده . اکنون پاره ای از چکامه ای که به قافیه همزه سروده شده است :

أغیر أمیر المؤمنین الذی به تجمّع شمل الدین بعد تناء

أبانت به الأیّام کلَّ عجیبه فنیران بأس فی بحور عطاء

– آیا بجز از امیر المؤمنین علی علیه السلام کس دیگری وجود دارد که پس از آن همه رنجی که تحمل کرده باز هم امور دینی را تحت نظر خود داشته باشد .

– روزگار گرفتاریهای شگفت آوری برای او ایجاد کرد و آتشهای ناراحتی را در دریاهای عطا و بخشش بیافروزند .

چکامه های مزبور بیست و نه قصیده است که به همین سبک سروده شده و از سروده های او قصیده محبوکه الاطراف است :

فإن تخَفً فی الوصف من إسراف فلذ بمدح الساده الأشراف

فخر لهاشمیّ أو منافس فضل سما مراتب الآلاف

فعلمهم للجل شاف کافی و فضلهم علی الأنام وافی

فاقوا الوری منتعلاً و حافی فضل به العدو ذو اعتراف

فها کها محبوکه الأطراف فنّ غریب ما قفاه قاف

– هر گاه از اسراف کردن در ستایشگری بیم داری ، برای آن که از این بیم رهایی پیدا کرده باشی به تمجید از بزرگان اشراف بپرداز .

– دانش آنها برای نابودی نادانی کافی است و فضیلت آنها برتر از همه جهانیان است .

– چه با کفش باشند و چه پابرهنه ، ( چه بر اریکه خلافت بنشینند و چه از بی اعتباری مردم گوشه انزوا گزینند ، بر همگان برتری دارند و این فضیلتی است که دشمن هم به آن اعتراف کرده است . چکامه محبوکه الاطراف :

إنّ سر صدیق عندی مصون لیس یدریه غیر سمعی و قلبی

لم أکن مطلعاً لسانی علیه قطّ ، فضلاً عن صاحب و محّب

حکمه أننی أخّلده فی السج جن أعنی الفؤاد من غیر ذنب

لست أخفی سرّی و هذا هو الوا جب عندی إخفاء أسرار صحبی

– سرّ دوستم را در نزد خود نگه می دارم و بجز چشم و دلم دیگری از آن خبر ندارد .

– زبانم هم از آن اطلاع پیدا نمی کند تا چه رسد که رفیق و محبم از آن خبردار گردد .

– آری ، سرّ او را بدون آن که مرتکب گناهی شده باشد در زندان دلم محبوس کرده ام .

– وقتی که بر من لازم است اسرار خودم را از دیگران پنهان بدارم ، پنهان داشتن اسرار دوستانم را هم بر خود واجب می شمارم .

از اشعار او چکامه طولانی است که مدح را با غزل آمیخته است :

لئن طاب لی ذکر الحبائب إنّنی أری مدح أهل بیت أحلی و أطیبا

فهنّ سلبن العلم و الحلم فی الصّبا و هم و هبونا العلم و الحلم فی الصّبی

هو اهن لی داء هو اهم ؤه و من یک ذا داء یرد منطببا

لئن کان ذلک الحسن یعجب ناظراً فانّا رأینا ذلک الفضل أعجبا

– هرگاه یاد دوستان موجبات شادی قلبی مرا فراهم می آورد ، خواهم دانست که مدیحه سرایی خاندان پیغمبر اکرم ( ص ) شیرینتر و گواراتر است .

– اینان اند که در خردسالی دانشی را که دارا بودند از دیگران گرفتند و خود دانش و بردباری را به ما فرا دادند .

– عشق به ایشان درد و دواست و کسی که دوای درد را داشته باشد به طبیب نیازمند نیست .

-هرگاه وجاهت ایشان ، بیننده را به شگفتی وادار کند ، ما خود این فضیلت را شگفت آورتر از فضایل دیگر می دانیم .

قصیده دیگری به سبک فوق :

سعدی بسعدی فإذا ما نأت سعدی فلا مطمع فی السعد

و فضل أهل البیت مع حسنها کلاهما جازا عن الحدّ

و تلک دنیانا و هم دیننا و ما من الأمرین من بدُّ

و حبّها من أعظم الغَی و ال حبّ لهم من أعظم الرشد

بل حبّها عار و حبّی لهم مجد ، و لیس العار کالمجد

– شادی من دسترسی به سعدی است و هر گاه سعدی از من دور باشد ، چشم طمع به شادکامی و نیکبختی ندارم .

– آری ، فضیلت اهل بیت و زیبایی سعدی هر دو از حد گذشته اند .

– او دنیای ماست و اینان دین ما می باشند و بر ما لازم است که دین و دنیا را دارا باشیم .

– حب دنیا ( سعدی ) از بزرگترین گمراهیها و دوستی اهل بیت از بزرگترین هدایتهاست .

– علاقه مندی من به دنیا مایه ننگ و علاقه مندی من به اهل بیت دلیل بزرگواری است و چنان که می دانیم ، ننگ همانند نام نیست .

از اشعار اوست :

کم حازم لیس له مطمع إلا من الله کما قد یجب

لأجل هذا قد غدا رزقه جمیعه من حیث لا یحتسب

– چه بسیار احتیاط کاری که چشم طمع به دیگران ندارد و تنها چشم طمعش به خدا می باشد .

– و بر اوست که تنها به او متوجه باشد و به همین مناسبت است که حق تعالی روزی او را از محلی که امیدوار نمی باشد ، مقرّر می فرماید .

کم من حریص رماه الحرص فی شعب منها الی أشعب الطماع ینشعب

فی کلّ شیء من الدّنیا له طمع فرزقه کلّه من حیث یحتسب

– چه بسا آزمندی که آزمندی او راههایی برای او گشوده است تا آن جا که بعضی از آن راهها به اشعب طماع می رسد .

– چنین آدمی در همه چیز چشم طمع دارد و روزی چنین آدمی از محلی است که خود گمان می برد نه از جایی که گمان ندارد .

سترت وجهاً بکفّ خضیب إذا رأتنی من خوف عین الرقیب

کیف نحظی بالاجتماع و قدعا ین کلّ إذا ذاک کفّ الخضیب á

و بودّی لو کان ذاک الذی لا ح من الورد فی الخدود نصیبی

ذلک الهجر فی الصبی کان خیراً من وصال سخت به فی مشیبی [4]

– به مجردی که مرا دید – برای این که از رقیب بیمناک بود – رخسار خود را به دست حنا شده خویش پوشید .

– چگونه می توانیم از حظ اجتماعی خود بهره مند گردیم و حال آن که هر کسی چنان حالی « کف الخضیب » را مشاهده کرده است .

– سوگند به دوستی ام که اگر از گل رخسار او بهره مند گردم ، چنین و چنان خواهد شد .

– آری ، هر گاه دوری از محبوبه در خردسالی برای من اتفاق افتاده بود ، بهتر از آن بود که در پیری به وصال او برسم .

از اشعار اوست :

و لمّا التقینا عانقتنی غزاله بدیعه وصف من حسان الولائد

و لم اجتهد فی الضمّ منفرداً به و لکننّی قلّدت ذات القلائد

– در هنگام ملاقات آهو وشی زیبا چهره که از بهترین تولد یافتگان بود با من معانقه کرد و مرا در کنار گرفت .

– کوشش من منحصر در آن نبود که بتنهایی در میان دو دست قرار گرفته ام ؛ بلکه احساس من در آن بود که گردنبندهایی را که گردن او را زیور داده است ، به گردن خود درآورده ام .

سترت محاسنها الحسان بلؤلؤء و بجوهر و فضّه و بعسجد

هیهات ذاک الستر أظهر حسنها حتّی لقد فتنت أمام المسجد

– زیباییهای از حد افزون خویش را به مروارید و گوهر و نقره و طلا پوشانیده بود .

– بر خلاف انتظار ، جواهرات مزبور بیشتر به ارزندگی ، و زیبایی او افزود تا آن جا که امام مسجد را هم مفتون خویش ساخت .

و ذات خال خدّها مشرق نورا ، کرکن الحجر الأسود

کعبه حسن و لها برقع من الحریر المحض و العسجد

قد أکسبت کلّ امری فتنه حتّی امام الحیّ و المسجد

کم هام إذ شاهدها جاهل بل هام فیها عالم المشهد

– زیبا صنم خالداری که گونه درخشنده او مانند رکنی بود که حجر الاسود در آن قرار گرفته است .

– او کعبه زیبایی بود و روپوشی از ابریشم خالص و طلا بافت بر رخسار خود افکنده بود .

– و هر کس حتی امام قبیله و امام مسجد را هم مفتون خویش می ساخت .

– تنها انسان نادان و بی اطلاع از حقیقت زیبایی ، سرگردان او نمی شد ، بلکه دانای به حقیقت زیبایی هم متحیر و سرگردان او می گردید .

تنها نه من به خال لبش مبتلا شدم بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست

أبخلتِ سالمی بردّ سلامِ و فتنت شیخ مشائخ الاسلام

– ای سلمی ، از پاسخ سلام خودداری کردی و شیخی از شیوخ الاسلام را مفتون خود ساختی .

– از اشارات اوست :

یا سلیمی سلبت لو تعلمینا قلب شیخ الاسلام و المسلمینا

ظالم طرفک الضعیف و إنّا لَضعاف القوی فلا تظلیمنا

– ای سلیمی ، هر گاه متوجه باشی دل شیخ الاسلام و دیگر مسلمانان را از عشوه و ناز خود ربودی .

– دیدگان ضعیف تو ، ستمکار و نیروهای بدنی ما ناتوان است . بنابراین ، ما را به چشم ستمکار خویش گرفتار مکن و شکنجه مده .

فتکت سلیمی و المحاسن قد بدت بشیخ شیوخ المسلمین و لم ترعی

تحصنّت منّی یا سلیمی مع الهوی بحصنین مجددی ذی التقدّس و الشرع

– ای سلیمی ، مرتکب کار عظیمی شدی و در آن حال که خوبیهای تو برای شیخی از شیخهای مسلمانان هویدا گردیده بود .

– رعایت هیچ موقعیتی را ننموده و مرا با عشقی که به تو پیدا کرده بودم ، در زندان تقدس و شرع محبوس ساختی .

لا تکن قانعاً من الدین بالدوّ ن و خذ فی عباده المعبود

و اجتهد فی جهاد نفسک و ابذل فی رضی الله غایه المجهود

– از فراگیری دین به اندکی قناعت مکن و به بندگی معبود اشتغال بورز .

– در جهاد با نفس جدیت کن و تا حدی که ممکن است خرسندی خدا را به دست آور .

و در ضمن چکامه ای از اهل بیت علیهم السلام مدح کرده ، گوید :

و ما حاز أجناس الجناس و سائر ال محاسن من فنّ البدیع سوی شعری

و دیوان شعری فی مدیحهم لما حوی من فنون السحر من کتب السحر

– به غیر از شعر من ، اشعار سرایندگان دیگر جامع اجناس جناس و حاوی محسنات فن بدیع نبوده است .

– و دیوان شعر من که در مدح اهل بیت علیهم السلام گرد آمده است ، انواع سحر حلال را از کتابهای سحر ، در پرتو خود قرار داده است .

چکامه ای که در مدح اهل بیت علیهم السلام سروده است :

و فی کل بیت قلته ألف نکته تحسنّه من فضلهم و تجیده

و غیری اذا ما قال شعراً محافظ علی وزنه من غیر معنیّ یفیده

– در هر بیتی که سروده ام ، هزار نکته باریک تر از مو وجود دارد و این حسن را از آن جا به دست آورده است که سروده های من در مدح اهل بیت علیهم السلام می باشد که هم شایسته است و هم پسندیده .

– و سراینده دیگر هر گاه شعری بسراید ، کوشش می کند که وزن شعر را رعایت کند ، لیکن به معنای ارزنده ای دقت نمی نماید .

و در چکامه ای گفته است :

قلّما فاخروا سواهم و حاشا ذهباً أن یفاخر الفخارا

و أری قولنا ألائمه خیر من فلان و من فلان عارا

إنّما سبقهم لبکرو عمرو مثل ما یسبق الجواد الحمارا

إنّنی ذو براعه و اقتدار جاوز الحدّ فی الأنام اشتهارا

و اذا رمت وصف أدنی علاهم لا أری لی براعه و اقتدارا

– کمتر پیش آمده است که مردم بتوانند به غیر از ائمه طاهرین علیهم السلام به دیگران ببالند و اتفاق نیفتاده که طلا به سوفار ببالد و گوهر به خر مهره مباهات نماید .

– آنچه درباره ائمه علیهم السلام گفته به جا و مایه آبرومندی است ، به خلاف آنچه که درباره فلان و بهمان سروده که وسیله ننگ و عار برای ما می باشد .

– ائمه طاهرین در میدان مسابقه بر عمر و بکر پیشی می گیرند ، آن چنان که اسب نجیب و تندرو در آن میدان بر الاغ پیشی می گیرد .

– من دانشمند با نفوذی هستم و شهرتم در میان مردم از اندازه بیرون است .

– و در عین حال ، هر گاه بخواهم به اندک وصفی از آنها دهان بگشایم ، از هر گونه دانشی تهی است و از هر گونه اقتداری در مانده ام .

قصیده ای که مشتمل بر هشتاد بیت بوده و تهی از حرف الف است ، در مدح اهل بیت علیهم السلام :

ولیی علیّ حیث کنت ولیّه و مخلصه بل عبد عبد لعبده

لعمرک قلبی مغرم بمحبتی له طول عمری ثمّ بعدی لولده

و هم مهجتی هم منیتی هم ذخیرتی و قلبی بحبهم مصیب لر شده

و کلّ کبیر منهم شمس منبرٍ و کلّ صغیر منهم شمس مهده

وکلّ کمّی منهم لیث حربه و کلّ کریم منهم غیث و هده

بذلت له جهدی بمدح مهذّب بلیغ و مثلی حسبه بذل جهده

و کلّفت له جهدی فکری حذف حرف مقدّم علی کلّ حرف عند مدحی لمجده

– علی علیه السلام ولیّ من و مولای صاحب اقتدار من است . هر گاه من هم دوست او باشم و اظهار اخلاص کیشی نمایم ، آری ، من بنده بنده بنده او می باشم .

– به جان تو سوگند در تمام عمرم دلم فریفته محبت اوست و پس از او دلداده فرزندانش هستم .

– اینان پاره دل من و آرزوی من و ذخیره فردای قیامت من اند و دلم بر اثر علاقه مندی به آنها به پایه رشد و هدایت خویش نایل آمده است .

– بزرگ آنها خورشید منبر و کوچک آنها ، خورشید گهواره است .

– دلاور آنها شیر بیشه جنگ است و بخشنده ایشان مانند بارانی است که در گرمای شبانه می بارد .

– کوشش خود را در مدح او که پاکیزه از هر گونه نارواگویی است به کار بردم و ابیات بلیغی سرودم و همچو منی سزاوار است در مدیحه سرایی او بکوشد .

– اندیشه خود را به کار بردم تا در مدیحه سرایی او چکامه ای بسرایم که از اولین حرف یعنی حرف الف تهی باشد .

علمی و شعری اقتتلا و اصطلحا فخضع الشعر لعلمی راغما

فالعلم یأبی أن أعدّ شاعراً و الشعر یرضی أن أعد عالما

– دانش و سرایندگی من به مبارزه برخاستند و سرانجام به آن جا رسید که شعر من در برابر دانشم افتادگی و خضوع نمود .

– دانش امتناع می ورزد از این که من سراینده باشم و سرایندگی من خرسند است که من دانشمند باشم .

ودر چکامه ای گفته است :

حسن شعری مازال یرضی و لا ینکر لی أن أعدّ فی العلماء

و علومی غزیره لیس ترضی أبدا أن أعد فی الشعراء

– سروده پسندیده من همواره خرسند است و انکاری ندارد که در ردیف دانشمندان قرار بگیرم .

– و دانشهای فراوان من هیچگاه راضی نمی شوند که نام من در میان سرایندگان به زبان آورده شود .

حذار من فتنه الحسنا و ناظرها و لا توح بفؤاد منه مکلوم

فقالها صخره مع ضعف قوتّها و طرفها ظالم فی زیّ مظلوم

– از آشوب زنان صاحب جمال و چشم جادوگر آنها در حذر باش و به دلی که از دلبستگی به آنها جریحه دار شده است ، توجه مکن .

– آری ، دل آنها در عین حالی که ضعیف اندام اند مانند سنگ سخت و چشم آنها با آن که مظلوم و محجوب می باشد ، ستمکار است .

لحی الله من لا یغب النفسّ و الهوی إذا طلبا ما لیس یحسن فی العقل

تمکّن منه حبّ دنیا دنیّه فأورده شرّ الموارد بسالجهل

و ألجأء حبّ الجاه منه إلی الردّی فعانی العناء الصعب فی المطلب السهل

– خدا لعنت کند کسی را که بر نفس و هوای آن پیروز نگردد ، هنگامی ملعون خدا باشد که چیزی را که بر خلاف عقل است از وی بخواهند و او انجام دهد و آنها را از پای در نیاورد .

– آری ، نفس است که نشأ علاقه مندی به دنیای بی اعتبار را ایجاد می کند و او را به پست ترین پرتگاه های نادانی می افکند .

– و حبّ جاه و مقام است که او را به زشت ترین بیچارگی دچار می سازد و در نتیجه آن از راهنمایی به ظاهر آسانی که نفس به او می نماید ، به مشکلترین رنجها مبتلا می گردد .

از اندرزهای اوست :

یا صاحب الجاه کن علی حذر لا تک ممّن یغترّ بالجاه

فإنّ عزّ الدنیا کذلّتها لا عزّ إلّا بطاعه الله

– ای جاه طلب ، بر حذر باش که از این که به جاه و مقام ، مغرور گردی .

– زیرا عزت دنیا برابر با ذلت آن است و عزت و ارجمندی منحصر به اطاعت از خداست .

أما تبغی مدی الأیّام شکری أما ترضی بهذا الحرّ عبدا

– آیا در تمام روزها به شکر من نمی پردازی و آیا به جای این آزادی به بندگی راضی نمی شوی .

و در ضمن چکامه ای که در مدح اهل بیت علیهم السلام سروده است می گوید :

أنا الحرّ لکن برهم یسترّقنی و بالبرّ و الاحسان یستعبد الحر

من آزادم و لکن بر ایشان کرده دربندم بلی آزاد از احسان همی گردد به جان بنده

أنا الحرّ لکن کرق لخود سلبتنی سکینه و وقارا

کلّ حسن من الحرائر لابل من إماء یستعبد الأ حرارا

و هوی المجد و الملاح و أهل ال بیت فی القلب لم یدع لی قرارا

– در عین حالی که آزادم ، مانند برده ای هستم که آرامش و وقارش را از دست داده است .

– هر نوع زیبایی از آن آزادان است . در عین حال ، برخی از کنیزان افراد آزاد را برده خود می سازند .

– دلبستگی به بزرگواری و صاحب جمال آن ملیح آرامش را از دل من برده است .

سادتی إنّنی لعبدکم ق ن و إنّی أدعی مجازا بحر

– ای بزرگان ، من برده بنده شمایم و مرا به طریق مجاز ، حرّ ( آزاد ) خوانده اند .

و در چکامه ای دیگر گفته است :

خلیلیّ مالیّ و الزمان معاندی بتکسیر آمالی الصحاح بلا جبر

زمان یرینا فی القضا یا غرائباً و کلّ قضاء منه جور علی الحرّ

– ای دوستان ، نمی دانم چرا روزگار با من دشمنی می کند و بدون آن که درصدد جبران برآید ، استوانه آرزوهای درست مرا می شکند .

– روزگار در پیش آمدها امور بی سابقه ای را به نظر ما می آورد و هر گونه پیش آمدی که اتفاق می افتد ، به زیان انسان آزاد است .

ولکنما یقضی من المدح واجباً علیه و فرضاً عبدک المخلص الحر

– بنده اخلاص کیش شما ، حر عاملی ، مدحی که بر خود واجب می دانسته به انجام آورده است .

والجواری الحور الحسان جوار مقبلات بالأنس بعد النفار

عاد قلبی رقّا و لیس عجیبا کلّ حر رقّ لتلک الجواری

– کنیزکان حوروشی که چهره ای بس زیبا و دلفریب داشتند ، پس از آنکه از کنار ما کوچ کردند دوباره بازگشتند و انس و علاقه را از سر گرفتند .

– بار دیگر دل من بردگی به آنها ابراز کرد و این کار که از دل من سر زد ، هیچ گونه شگفتی همراه نداشت ؛ زیرا تمام آزاد مردان ، برده چنین کنیزکانی می باشند .

و إنّی له عبد و عبد لعبده و حاشاه أن ینسی غدا عبده الحرا

و لم یسب قلب الحر کالحور و العلی و حبّ بنی الحوراء فاطمه الزهرا

– من بنده او و برده بنده او هستم و گمان ندارم فردای قیامت از بنده حرّش فراموش نماید .

– آرامش دل حرّ به حور و بهشت نمی باشد ؛ بلکه آرامش دل او به محبت فاطمه زهرا ( ع ) است .

أنا حرّ ، عبد لهم فإذا ما شرّ فونی بالعتق عدت رقیقا

أنا عبد لهم فلوأ عتقونی ألف عتق ماصرت یوماً عتیقا

– من که حرّم ، بنده ایشان می باشم و در صورتی که مرا آزاد کنند ، باز هم بنده ایشان خواهم بود .

أنا حرّ لدی سواهم و عبد لهم ما حییت بل عبد عبد

– من در پیش دیگران حرّم و تا زنده باشم بنده ایشان ، بلکه بنده برده ایشانم .

و نبیّ الهدی و کلّ النبییّ ن بل الله مادح الابرار

مدح عبد حرّ حقیر لدی مدح النبیین ساده الاحرار

– پیغمبر راهنما و همگی پیمبران ، بلکه خدای متعال مدیحه سرای نیکوکاران اند .

– اکنون مدیحه سرایی این بنده حرّ در برابر مدیحه سرایی پیمبران که بزرگ مردان اند ، ناچیز و پست است .

طاق لیلی و لم أجد لی علی السه د معیناً سوی اقتراح الأمانی

فکأنّی فی عرض تسعین لمّا حلّت الشمس اوّل المیزان

لیت أنّی فیما یساوی تمام ال میل عرضا ً و الشمس فی السرطان

– شب من به درازا کشید و برای بیدار خوابی خویش همرازی جز آرزوها به دست نیاوردم .

– گویا من در آن حال در نود درجه خورشید در برج میزان قرار گرفته بودم .

– ای کاش در آن هنگام مساوی با تمام میل عرضی واقع شده بودم که خورشید در آن موقع در برج سرطان قرار می گرفت .

غاده قد غدت لها حکمه ال عین و أضحت عن غیرها فی انتفاء

بین ألحاظها کتاب الأشارا ت و فی ریقها کتاب الشفاء

– عادتی که برای او ظاهر گردید ، حکمت العین ( تألیف کاتبی ) بود و از غیر آن اعراض کرد .

– در میان پلکهای او کتاب اشارات ( بوعلی ) و در آب دهن او کتاب شفای بوعلی سیناست .

فروی لحظها کتاب الاشارا ت و کم قد روی عن الغزالی

و کتاب الشفاء عنم ریقها یر ویه حیث یروی بذاک الزلال

– پلکهای او از کتاب اشارات بو علی سینا حکایت می کند و گاهی هم از غزالی روایت می نماید .

– و آب دهان او از کتاب شفا دم می زند و از آب خوشگوار خبر می دهد .

باز گفته است :

مطّول الفرع علی متنها و خصرها مختصر النافع

– اندامی رسا دارد که بر متن سراپای او قرار گرفته است و متن آن حاکی از کتاب مطوّل تفتازانی است و میان او در نازکی و باریکی مختصر نافع محقق حلّی را به یاد می آورد .

لاحت محاسن برق مبسمها حتّی نیست محاسن البرقی

– برق درخشنده لبهای او آن چنان درخشندگی داشت که کتاب محاسن برقی را از خاطر برده .

أ ارغب عن وصل من وصله دواء لقلبی و عقلی و دینی

کتاب المحاسن فی وجهه و یتلوه فیه کتاب العیون

– آیا دوری کنم از کسی که اتصال به او داروی دل وعقل و دین من است .

– کتاب محاسن برقی از چهره او نمایان است و کتاب عیون اخبار الرضا ( ع ) از دیدگان او هویدا می باشد .

کأنّ قلبی إذ غدا طائراً مضطرباً للغّم لمّا هجم

ملامه فی أذنی عاشقٍ أو عربیّ فی بلاد العجم

– گوییا دل من پرنده ای است که از هجوم اندوهناکی مضطرب و پریشان حال گردیده .

– و یا مانند سرزنشی است که در گوشهای عاشق است و یا عربی است که در شهرهای عجم بی کس و کار مانده باشد .

5 – 3

چکامه ای است در مدح حضرت ولی عصر ( عج ) که بخشی از آن را می آوریم [5] :

خلیفه ربّ العالمین و ظلّه علی ساکنی الغبراء من کلّ دیّارِ

إمام هدیّ لا ذالزمان بظلّه و ألقی إلیه الدهر مقود خوّار

علوم الوری فی جنب أبحر علمه کغرفه کفّ أو کغمسه منقارِ

إمام الوری طود النهی منبع الهدی و صاحب سرّ الله فی هذه الدار

و منه العقول العشر تبغی کمالها و لیس علیها فی التعلّم من عارِ

– امام زمان ، خلیفه پروردگار جهان و سایه بلند پایه ای است که بر سر ساکنان زمین از هر طبقه که باشند افکنده شده است .

– پیشوای هدایتی است که روزگار به سایه او پناهنده شده است و مردم روزگار ، افسار اسب ناتوان روزگار را در اختیار او در آورده اند .

– دانشهای مردمان در برابر دریاهای دانش او مانند آن است که کسی در کنار دریا قرار بگیرد و بخواهد با کفی از آب پهناور و بی اندازه آن سیراب گردد و یا مانند پرنده ای است که بخواهد نوک خود را در آب فرو ببرد .

– امام زمان در این روزگار ، پیشوای مردمان و کوه سر به آسمان کشیده خرد و سرچشمه هدایت و صاحب سر خدا است .

– بزرگ آفریده ای است که عقلهای دهگانه ، کمال خود را از او به دست می آورند و در فراگیری از حضرت او هیچ گونه ننگی در خود احساس نمی نمایند و در ضمن چکامه دیگری در مدح آن حضرت ( عج ) معروض داشته است :

صاحب العصر الإمام المنتظر من بما یأباه لایجری القدر

حجه الله علی کلّ البشر خیر أهل الارض فی کلّ الخصالِ

شمس أوج المجد مصباح الظلام صفوه الرحمن من بین الانام

الإمام بن الإمام بن الإمام قطب أفلاک المعالی و الکمال

ذو اقتدار ان یشأ قلبُ الطباع صیّر الإظلام طبعاً للشعاعُ

و ارتدی الّإمکان برد الامتناع قدره موهوبه من ذی الجلال

– حضرت ولی عصر یا امام منتظر عجل الله تعالی فرجه ، بزرگ آفریده ای است که اگر به امر حضرت پروردگار ، اراده فرماید چرخ مقدرات از حرکت باز می ماند .

– آری ، او حجت بالغه الهی بر همگی افراد بشر است و در تمامی خویهای پسندیده بهترین مردم روی زمین است .

– خورشید تابانی است که در والاترین اوج بزرگواری قرار گرفته و چراغ تاریکیها و برگزیده ی خدای بخشنده است از میان مردمان .

– امام است وفرزند امام و فرزند فرزند امام و قطب فلکهای مراتب علو و کمال است .

– صاحب اقتداری است که اگر بخواهد ماهیات عالم را منقلب می سازد و به تاریکیهای طبیعت روشنایی کرم می فرماید .

– و بر اندام امکان لباس امتناع می پوشاند . آری ، این توانایی را خدا به او کرامت فرموده است .

فی یثرب و الغرّی و الزوراء فی طوس و کربلا و سامراء

لی أربعه و عشره هم ثقتی فی الحشر و هم حصنی من أعدانی

– در سرزمین مدینه و نجف و بغداد و طوس ( مشهد ) و کربلا وسامرا .

– چهارده نور پاک وجود دارندکه در روز قیامت پناهگاه من می باشند و ایشان اند که مرا از آتش کینه دشمنان نگهداری می فرمایند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید