بناها ، کاخ ها ، عمارات و یادمان های تاریخی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بناها ، کاخ ها ، عمارات و یادمان های تاریخی در word دارای 36 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بناها ، کاخ ها ، عمارات و یادمان های تاریخی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

بناها و یادمان های تاریخی
كاخ ها و عمارت ها
سر در عالی قاپو

 

    یكی از بناهای مهم دوره صفویه در قزوین «حیاط نادری» با عمارت ها و باغ های بسیار زیبا بوده است. این مجموعه هفت در داشته است كه یكی از آن ها را عالی قاپو می نامیدند. از درهای آن جز در عالی قاپو، اثری باقی نمانده است.
    این بنا درگاه بلندی دارد كه به خیابان شهدای قزوین مشرف است. این در به هشتی بزرگی متصل است و در داخل، در دو طرف آن دو اتاق وجود دارد كه جایگاه دربانان بوده است. راهرو طبقه دوم بنا نیز از همین اتاق ها می گذشته است. در سمت غرب این در، سه اتاق طولانی پهلوی هم در اتاق ها در دوره قاجاریه به قرائت خانه و دیگری به چای خانه و دیگری به چای خانه تبدیل شد. اكنون تمام اتاق ها متعلق به چای خانه است. در طرف شرقی بنا، بعدها، مدرسه ای ساخته شد. این قسمت نیز در گذشته مانند طرف غربی، جایگاه قراولان و نگهبانان بوده است. جلو در عالی قاپو جلوخانی است كه در دو طرف آن دو سكوی پهن با سنگ ساخته شده است.
   از اره های سردر، با كاشی پوشیده شده اند و بقیه سر در با گچ پوشیده شده است. در قسمت میانی سر در و بالای در، كتیبه ای به خط ثلث جلی به قلم علی رضا عباسی- نقاش معروف- در كاشی معرق نوشته شده است. بالای كتیبه در وسط سر در، پنجره مشبك بزرگی از كاشی معرق نوشته شده است. بالای كتیبه، در وسط سردر، پنجره مشبك بزرگی از كاشی معرق دورو قرار دارد نظیر آن را در دیوار شمالی نیز كار گذاشته اند. یكی از پنجره ها به خیابان شهدا و دیگری به حیاط شهربانی كنونی گشوده می شود. امروزه سر در عالی قاپو و حیاط و ساختمان های شمالی آن، از محل اداره شهربانی قزوین است.
عمارت چهل ستون
      این بنای تاریخی كه یادگاری از دوران صفویه است، در وسط یك باغ قرار گرفته است. این بنا در دو طبقه ساخته شده و تالار بزرگی دارد و در روزگار رونق، دارای درهای خاتم كاری، راهروهایی با تزئینات نقاشی، كاشی كاری و طلا كاری جالب بوده است كه به مرور زمان، این تزئینات از بین رفته و یا زیبایی اولیه خود را از دست داده است.
قطعه های تاریخی
    در نقاط مختلف استان قزوین، قلعه های متعددی وجود دارد كه برجسته ترین آن ها قلعه الموت است كه با جنبش سیاسی و دینی حسن صباح ارتباط مستقیم دارد. در زیر، به معرفی مهم ترین قلعه های محدوده استان قزوین می پردازیم:
قلعه الموت
   این قلعه بر فراز كوهی است كه اطراف آن را پرتگاه های عظیم بریدگی های شگفت فرا گرفته است. این كوه از نرمه گردن ‌(میان نرمه لات و گمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا كرده است. صخره های پیرامون قلعه كه رنگ سرخ و خاكستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی كشیده شده اند. پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه دسترسی به آن راه بسیار باریكی است كه در جانب شمال آن قرار دارد.
    قلعه الموت را مردم محل «قلعه حسن» می نامند. این قلعه از دو بخش غربی و شرقی تشكیل شده است. هر بخش به دو بخش: قلعه پایین و قلعه بالا تقسیم شده است كه در اصطلاح محلی، آن ها را «جورقلا» و «پیازقلا» می نامند. طول قلعه حدود 120 متر و عرض آن در نقاط مختلف بین 10 تا 35 متر متغیر است.
   دیوار شرقی قلعه بالا یا قلعه بزرگ كه از سنگ و ملاط گچ ساخته شده است، كم تر از سایر قسمت ها آسیب دیده است. طول آن حدود 10 متر و ارتفاع آن بین 4 تا 5 متر است. در طرف جنوب، در داخل صخره اتاقی كنده شده كه محل نگهبانی بوده است. در جانب شمال غربی قلعه بالا نیز دو اتاق به داخل در داخل سنگ كوه كنده اند. در اتاق اول، چاله آب كوچكی قرار دارد كه اگر آب آن را كاملا تخلیه بكنند، داشته باشد. در پای این اتاق، دیوار شمالی قلعه به طول 12 متر و پنهای 1 دارد. در جانب جنوب غربی این قسمت، قلعه پایین تر واقع شده است و پرتگاه مخوفی دارد. در جانب جنوب غربی این قسمت قلعه، حوضی به طول 8 متر و عرض 5 متر در سنگ كنده اند كه هنوز هم بر اثر بارندگی های زمستان و بهار پر از آب می شود. در كنج جنوب غربی این حوض، درخت تاك كهن سالی كه هم چنان سبز و شاداب است، جلب توجه می كند. اهالی محل معتقدند كه آن را «حسن صباح» كاشته است. این قسمت از قلعه، به احتمال زیاد همان محلی است كه حسن صباح مدت 35 سال در آن اقامت داشته و پیروان خود را رهبری می نموده است.
   در جانب شرقی قلعه، پاسداران قلعه و افراد خانواده هایآن ها ساكن بوده اند. در حال حاضر آثار كمی از دیوار جنوبی این قسمت باقی مانده است. در جانب شمال این دیوار، ده آخور برای چارپایان در داخل سنگ كوه كنده شده است. گذشته از‌ آثار دیور جنوبی، دیوار غربی این قسمت به ارتفاع 2 متر هم چنان پابرجاست، ولی از دیوار شرقی اثری دیده نمی شود. در این قسمت، سه آب انبار كوچك در دل سنگ كنده اند و چند اتاق نیز در سنگ ساخدته شده كه در حال حاض ویران شده اند.
    بین دو قسمت قلعه یعنی قلعه بالا و پایین میدانگاهی قرار دارد كه بر گرداگرد آن دیواری محوطه قلعه را به دو قسمت تقسیم كرده است. در حال حاضر در میان میدان آثار فراوانی به صورت توده های سنگ و خاك مشاهده می شود كه بی شك باقی مانده بناها و ساختمان های فراوانی است كه در این محل وجود داشته و ویران گشته اند.
    به طور كلی باید گفت، قلعه الموت كه دو قلعه بالا  پایین را در بر می گیرد، به صورت بنای سترگی بر فراز صخره ای سنگی بنا شده و دیوارهای چهارگانه آن به تبعیت از شكل و وضع صخره ها ساخته شده اند، از این رو عرض آن به خصوص در قسمت های مختلف فرق می كند از این برج های قلعه سه برج گوشه های شمالی و جنوبی و شرقی هم چنان بر پای اند و برج گوشه شرقی آن سالم تر است. دروازه و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی قرار دارد. مدخل راه منتهی به دروازه از پای برج شرقی است و چند متر پایین تر از آن واقع شده است. در این محل تونلی به موازات ضلع جنوب شرقی قلعه به طول 6 متر و عرض 2 متر و ارتفاع 2 متر در دل سنگ های كوه كنده شده است. با گذشتن از این تونل، برج جنوبی قلعه و دیوار جنوب غربی آن كه روی شیب تخته سنگ ساخته شده است، نمایان می گردد. این دیوار بر دشت وسیع گازرخان كه در جنوب قلعه قرار دارد مشرف است؛ به نحوی كه دره الموت رود از آن دیده می شود. راه ورود به قلعه با گذشتن از كنار برج شرقی و پای ضلع جنوب شرقی به طرف برج شمالی می رود. از آنجا كه راه ورود آن در امتداد دیوار میان دو برج شمالی و شرقی واقع شده است، استحكامات این قسمت، از سایر قمست ها مفصل تر است و آثار برج های كوچك تری در فاصله دو برج مزبور دیده می شود. دیوارهای اطراف قلعه و برج ها در همه جا دارای یك دیوار پشت بندی است كه 8 متر ارتفاع دارد و به موازات دیورا اصلی بنا شده است و ضخامت آن به 2 متر می رسد.
    از آنجا كه در تمام طول سال گروه زیادی در قلعه سكونت داشته و به آب بسیار نیاز داشته اند سازندگان قلعه با هنرمندی خاصی اقدام به ساخت آب انبار هایی كرده اند و به كم آب روهایی كه در دل سنگ كنده اند از فاصله دور آب را بر این آب انبارها سوار می نمودند.
  در پای كوه الموت، در گوشه شمال شرقی، غار كوچكی كه از آب رو (مجرا)های قلعه بوده دیده می شود. آب قلعه از چشم «كلدر» كه در دامنه كوه شمال قلعه قرار دارد تامین می شده است.
     مصالح قسمت های مختلف قلعه سنگ (از سنگ كوه های اطراف)، ملاط گچ، آجر، كاشی و تنپوشه سفالی است. آجرهای بناها كه مربع شكل و به ضلع 21 سانتی متر و ضخامت 5 سانتی مترند، روكار بنا به كار برده شده اند. در ساختمان دیوارها، برای نگهداری دیوارها، متصل كردن قسمت های جلو برج ها به قسمت های عقب، در داخل كار كلاف های چوبی به طور افقی به كار برده اند. از جمله قطعات كوچك كاشی كه در ویرانه های قلعه به دست آمده قطعه ای است به رنگ آبی آسمانی با نقش صورت آدمی كه قسمتی از چشم و ابرو و بینی آن كاملا واضح است.
    امروزه در دامنه جنوبی كوه هودكان كه در شمال كوه قلعه الموت واقع شده است، خرابه های بسیاری دیده می شود كه نشان می دهد روزگاری بر جای این خرابه ها، ساختمان های بسیاری وجود داشته است. در حال حاضر، اهالی محل خرابه های این محوطه را دیلمان ده، اغوزبن، خرازرو و زهیر كلفی می نامند.
    هم چنین در سمت غرب قلعه، قبرستانی قدیمی معروف به «اسبه كله چال» وجود دارد كه در بالای تپه مجاور آن، بقایای چند كوره آجرپزی نمایان است. در قله كوه هودكان نیز پویه سوزهای سفالین كهن به دست آمده است.
  قلعه نویزرشاه
    این قلعه در شرق «شترخان» و در شمال شرقی روستای «گرم رود» بر فراز كوه بلندی كه دیوارهای صخره ای آن به طور عمودی به سوی دره های اطراف پایین می رود و بلندترین نقطه آن 2000 با ارتفاع دارد، واقع شده است.
   از دیوار قلعه هنوز قسمتی برپا است و در بالای یكی از دو دیوار آن، روزنی قرار دارد. از بنایهای آن چند اتاق و ساختمان بزرگ هنوز برپا است. این قلعه با توجه به وضع طبیعی آن، از جمله قلعه های مستحكم و تسخیر ناپذیر منطقه به شمار می رفته است.
قلعه لمبسر
    در ناحیه رودبار نیز بیش از هر چیز ویرانه های مربوطه به قلعه های اسماعیلیه كه بر فراز ستیغ كوهساران خودنمایی می كنند، نمایان است. دژ لمبسر یكی از عظیم ترین و وسیع ترین دژهای منطقه  است كه دو رود «نینه رود» و «لمه در» در دو سوی آن جریان دارد. قلعه لمبسر از سه جهت مشرق، جنوب و شمال به پرتگاه های مخوفی منتهی می گردد. بخشی از سمت شرقی آن یعنی سمت رودخانه نینه رود. شیب كم تری دارد. به همین جهت، دیواری عظیم و قطور با سنگ های بسیار بزرگ ساخته اند كه تا امروز قسمتی از آن پابرجاست و در حدود 20 متر طول و 10 متر ارتفاع دارد.
قلعه سمیران
    این قلعه بر بالای تپه سنگی در دهستانی طارم قرار دارد و دسترسی به آن جز از سمت شمال، بسیار دشوار است. سفید رود از جانب جنوبی این قلعه می گذرد و آن سوی رود، رشته ارتفاعات بلند سنگی سر به آسمان كشیده اند. بنای اصلی قلعه در بالای كوه قرار دارد و بخشی از شیب آن را كه به طرف جنوب می باشد، در بر میگیرد.
   در حال حاضر از دیوارهای قلعه، گذشته از دیوار اصلی در بالا قسمتی نیز در دامنه شمالی پابرجاست. ین بخش از دیوار كه بر روی یك رگه سنگی استوار شده است،به خاطر به وجود آمده تا در مسیر دسترسی باشد و امكان نفوذ به قلعه را سد ساخته باشند. باید دانست كه در دوران آبادانی این قلعه چنان كه ناصر خسرو نقل نموده، قلعه مزبور دارای سه دیوار تو در تو است.
قلعه سنگرود
    در شمال  روستای زردگرد كه در ناحیه كوهستانی شمال قزوین قرار دارد از دهات كوهپایه به شمار می رود، بر فراز قله كوهی آثاری از بناهای ویرانه سنگی به چشم می خورد كه احتمالا یك قرار گاه و یا یك قلعه نظامی بوده است. در پای كوه، رودخانه ای به نام سنگرود در بستر دره پلنگ دره جاری است. بر روی تپه مرتفع كنار این دره، آثاری شبیه به چهار تاقی های دوره ساسانی دیده می شود.
قلعه شیركوه
    برفراز كوه بیدلان كه بر الموت رود و طالقان رود مشرف است، بقایای قلعه ای مشاهده می شود كه از دژهای اسماعیلی است و برای حفاظت دره الموت مورد استفاده قرار می گرفته است. بقایای قلعه شیركوه عبارت است از هشت آب انبار، یك برج و بخشی از دیوار قلعه. همه این بناها در دل سنگ های كوه كنده شده اند. برای رسیدن به قلعه از راهی بسیار دشوار باید گذشت.
   قلعه شیركوه در زمان حمله هلاكوخان مغول از بزرگترین قلعه های اسماعیلیان بوده كه به علت استواری آن و بسیاری مردان، لشگر مغول موفق به تسخیر آن نگردیده.
قلعه ساسان (آرامگاه بزرگ)
    این قلعه در دهستان طارم قرار دارد و بر فراز تپه بلندی ساخته شده كه قسمت بالای آن فاقد پوشش گیاهی است و به صورت سكویی از سنگ سیاه خودنمایی می كند. این بنا از سه جهت دارای شیب تند است كه تا حدی دسترسی به بنای روی تپه را دشوار می سازد. در حال حاضر آب دریاچه سدی كه در نزدیكی آن قرار دارد، این تپه ادامه یافته و چشم انداز زیبایی را پدید آورده است.
    بنای قلعه ساسان عبارت است از برجی با طرح هشت ضعلی كه در قسمت پایین آن دور تا دور دیواری به ارتفاع 2 متر قرار دارد. طول هر ضلع برج از خارج 50/6 متر است.
قلعه دختر (قزقلعه)
   این قلعه در 15 كیلومتری جاده تاكستان- رنجان، در نزدیكی روستای آبك لو، بر بالای كوهی واقع شده است. دسترسی به این قلعه از راهی است كه از گرده جنوبی به بالای قله و پای بنای قلعه منتهی می شود.
    در مسیر منتهی به قلعه آثاری از سكوهای متعدد مشاهده می وشد و نشانگر آن است كه در زمان آبادانی بنا، این پله ها جهت دسترسی به بنای قلعه ساخته شده است.
قلعه و آثار ایوان نیاق
   روستای نیاق در 16 كیلومتری قزوین و در یك منطقه كوهستانی واقع شده است. در این روستای بقایای آثاری تاریخی وجود دارد كه به ایوان نیاق و تاق محمد حنیفه معروف شده است. این اثر تاریخی بر بالای كوه سنگی مجاور روستاست و عبارت از گودالی به طول 8 و عرض 5/2 متر می باشد كه یك ضلع آن به صورت منحنی است. این گودال به یك حوض سنگی شبیه است. در گوشه این حوض پلكانی سنگی با هفت پله دردل سنگ های كوه كنده شده است.
    بر روی سطح كوه، آثار دیگری مربوط به ویرانه های یك قلعه دیده می شوند كه از آن میان تنها سنگ های لاشه ای كه در بنای قلعه به كار رفته ان را می توان تشخیص داد. علاوهن بر آن چندین گودال دیگر نیز به قطرهای تقریبی یك تا دو متر در این قسمت دیده می شوند كه احتمالا به عنوان انبار و محل ذخیره گندم و حبوبات مورد استفاده قرار می گرفته اند.
    در نزدیكی آثار یاد شده، ایوان دیگری دیده می شود كه فقط یك صندلی سنگی كه در كوه كنده شده است، از آن باقی است.
قلعه های دیگر استان قزوین عبارتند از: قلعه قسطین لار، شهرك رشگین، میمون دژ واقع دهستان رودبار.
برج های تاریخی
برج های آرامگاهی خرقان
    این برج ها در یك كیلومتری روستای حصار ارمنی- از توابع خرقان غربی، و در 32 كیلومتری جاده قزوین- همدان قرار دارد. برج های سخرقان در محوطه وسیعی به فاصله كمی از یكدیگر قرار گرفته اند و از بسیاری جهات با هم شباهت دارند؛ اما برج شرقی، قدیمی تر از برج غربی است.
برج باراجین
   در فاصله 12 كیلومتری از شمال قزوین، محل خوش منظره و خوش آب و هوایی قرار دارد كه به علت ارتفاع زیاد هوای آن از هوای قزوین خنك تر است. در این محل، بر روی ارتفاعات جانب جپ، رودخانه عریضی به نام ارنزك جریان دارد. برج بلندی نیز از دور بر فراز این بلندی خودنمایی می كند؛ چنان كه از مسافتی بسیار دور از میان دشت ها و صحراهای اطراف فزوین می توان آن را دید. بلندی مزبور بر تمام محیط اطراف مسلط است و از فراز آن می توان شهر قزوین را به خوبی مشاهده كرد.
    برج باراجین بر روی سكویی هشت ضعلی كه حدود یك متر از كف زمین ارتفاع دارد، بنا شده است. برج اول سنگ چین سكوی مزبور با سنگ های صاف و تراش دار چهارگوش بنا شده است و این تنها قسمت از بنای برج است كه از سنگ های تراش دار در بنای آن استفاده شده است. طول هر یك از ضلع های هشت ضلعی، 70/3 متر است.
برج سنگی با كتبیه كوفی
   بر روی تپه ای كه در جانب شمال شرقی قلعه ساسان- از دهستان طارم قرار دارد، برج سنگی ویرانه دیگری كه با سنگ لاشه و ملاط گچ ساخته شده است، دیده می شود. با گذشت زمان، این برج آسیب های فراوانی دیده است.
    در سال 1962 این برج توسط یكی از باستان شناسان خارجی به نام «ویلی» مورد مطالعه قرار گرفته است. در این بررسی، كتیبه ای به خط كوفی تزئینی در قسمت زیر سقف آن سقف آن مشاهده شده كه فقط دو كلمه آن باقی مانده و بقیه آن فرو ریخته است.
    خط كوفی این كتیبه، از نظر زیبایی و ارزش های هنری، از زیباترین نمونه های خط كوفی تزئینی به شمار می رود.
گنبدهای تاریخی
یله گنبد
این بنا كه در 37 كیلومتری جاده قزوین- رشت و بر فراز یك رشته بلندی قرار گرفته است، بنای مدور است كه به جز گنبد آن به تمامی از سنگ لاشه و با دقتی در خور ستایش ساخته شده است. بر روی نمایان خارجی بنا پنج برجستگی به صورت ستون های مدور تعبیه كرده اند. ورودی بنا در شرق آن و در میان یك جلو خان مستطیل شكل جای دارد. پوشش زیرین به صورت یك گنبد آجری مخروطی شكل در میان دیوارهای جانبی برج دیده می شود.
كافر گنبد
  این گنبد در روستای نیاق، در 16 كیلومتری قزوین و در نزدیك امام زاده سلطان ویس قرار دارد. این بنا، بنایی با نماد هشت ضلعی است كه طول هر ضلع آن از خارج 80/2 متر است. در زاویه هر دو ضلع، برجستگی ای وجود دارد كه به صورت دور قاب هر ضلع درآمده است. قسمت از راه بنا از سنگ و بقیه آن با آجر ساخته شده است. نمای خارجی بنا هیچ گونه تزئینی ندارد و تنها در قسمت بالا یك رج آجركاری كه در امتداد جرزهای نبش با برجستگی كمتری بالا رفته، شكل یك قوس و طاق نمای تزئینی را به وجود آورده است. در وسط ضلع از هشت ضلع بنا، سه در ورودی تعبیه شده است كه در بالای دو در شمالی و غربی، قوسی تیره دار و در اطراف آن ها، قاب مستطیل شكلی قرار گرفته است. در شرقی، در حال حاضر با لاشه سنگ مسدود شده است. در اطراف این در قاب مستطیل وجود ندارد. در بالای این در- بر روی دیوار- آثار یك سر در هلالی شكل تزئینی مشاهده می شود كه در حال حاضر جز طرح قوس آن كه با ملاط گچ ساخته شده چیز دیگری از آن باقی نیست. در حال حاضر بر بالای بنا بقایای پوشش گنبد مدوری به چشم می خورد. به نظر می رسد گنبد اولیه دو پوسته بوده است و پوشش دوم آن، احتمالا مخروطی بوده است. در قسمت بالای بنا، در حد فاصل پوشش اول و دوم گذشته از آجر، در پایه گنبد قدری سنگ لاشه نیز به كار رفته است.
حمام های قدیمی
حمام شاه عباسی
   این حمام قدیمی كه از آثار دوره صفویه است در شهر تاكستان قرار دارد. نقشه داخل حمام با نقشه حمام صفا در قزوین شباهت كامل دارد. این حمام از سه قسمت: رخت كنی (سربینه) با طرح مستطیل شكل، گرمخانه و خزانه تشكیل شده است. گرمخانه دارای طرح هشت ضلعی است كه ضلع ها آن، یك در میان،با هم برابرند. در چهار طرف این محل چهار فضای شاه نشین مانند ساخته شده است كه افراد برای شست و شو از آن ها استفاده می كنند. در وسط گرمخانه یك حوض بزرگ سنگی با همان طرح هشت ضعلی قرار دارد.
گرمابه صفا
     این حمام در حاشیه شرقی و انتهای خیابان مولوی قزوین واقع شده و از دو بخش مردانه و زنانه تشكیل شده است. به هنگام احداث خیابان مولوی، قسمتی از حمام و در ورودی آن را خراب كرده و در دیگری برای آن ساخته اند. در دو طرف در نقش دو سرباز در سنگ مرمر كنده كاری شده است. تاریخ ساخت بنا، برابر كتبیه ای كه به خط نستعلیق و به شعر، در بالای در ورودی نوشته شده است، 1259 هجری قمری و بانی آن «حاجی حسن بن حاجی عبدالله تبریزی» است.
از دیگر گرمابه های قزوین عبارت است از: آخوند در میدان محله آخوند؛ امینی در خیابان فردوسی؛ امجد در خیابان سپه؛ بلاغی نزدیك مسجد و مدرسه حیدریه؛ سعدیه (یا سعائت) داخل تیمچه شرقی سرای سعدالسلطنه: قوشه محله سكه شریحان؛ میرزا رحیم محله پنبه ریسه نزدیك میدانگاه؛ حاج محمد رحیم مردانه، بازارچه حاج محمد رحیم، خیابان مولوی، حاج محمد رحیم زنانه، بازارچه حاج محمد رحیم، كوچه پت بازارچه، صارم لشگر، محله آخوند روبروی آرامگاه آخوند ملاخلیلا؛ نزدیك بازارچه آمعصوم و حاج میرزا كریم در كوچه مدرسه پنجه علی.
آب انبار های قدیمی
– آب انبار حاج كاظم
   این آب انبار كه یكی از زیباترین و بزرگ ترین آب انبارهای قزوین است، در انتهای خیابان تبریز شهر قزوین قرار گرفته است. این آب انبار، 37 پله ساخته شده است. از سنگ های تراشیده و دو شیر آب دارد. پوشش سقف آن مسطح بوده و در گذشته چهار هواكش داشته كه امروزه تنها یكی از آن ها باقی مانده است. هواكش آب انبار با آجر ساخته شده است و دارای تزئینات آجری و كاشی در نما می باشد.
     سر در آب انبار در نهایت عظیم و  با كمال ظرافت و زیبایی ساخته و دارای تزئینات آجری و كاشی است. واژه «علی» به صورت خط بنایی در دو طرف راه پله، در نمای آجری اجرا شده است.
    بانی آب انبار، مرحوم «حاج كاظم كوزه گر» است كه به دستیابی حاجی اسماعیل نامی به سال 1256 هجری قمری آب انبار را بنا كرده اند. تاریخ و بانی بنا، در كتیبه ای به شعر در سنگ مرمر، و به خط نستعلیق بسیار زیبا كنده شده است.
–    آب انبار حكیم
–    آب انبار سردار بزرگ
–    آب انبار سردار كوچك
–    آب انبار پنجه علی
–    آب انبار جنب مسجد جامع كبیر
–    آب انبار حاج ملا آقا
–    آب انبار حاج كریم
–    آب انبار رزگره كوچه
–    آب انبار شیشه گر
–    آب انبار خان
–    آب انبال لالو
آب انبارهای دیگر قزوین عبارتند از: آقابالا در محله پنبه ریسه، آبگوشتی ها در محله خندقبار، آهنی ها در محله قملاق، تنورسازان در گذر مولوی، حاج رضا در محله پنبه ریسه، حاج كریم در گرده محله؛ رفیعی در خیابان تبریز؛ زیر زمین مسجد شاه در كوچه بازار مولامادی در جنب مدرسه جدید یخچال در كوچه یخچال؛ صالحی (صالحیه) در خیابان مولوی و زنانه بازار و ….
پل ها و سدهای تاریخی
پل شاه عباسی
    پل شاه عباسی دارای سه دهانه است كه دو تای آن ها بزرگ تر و دارای عرضی در حدود 50/7 متر است. دهانه های سه گانه دارای قوس های تیره دار می باشند. كم ترین عرض پایه ها كه میان دو قوس واقع شده اند، 4 متر است. پایه های پل در خلاف جهت جریان آب دارای دماغه كف رودخانه تا ارتفاع یك متر، پایه های جانبی قوس میانی با بلوك های سنگی و ملاط ساخته شده اند تا شدت برخورد امواج با پایه میل را كاهش دهند.
پل لوشان
این پل بزرگ در جاده قزوین- رشت قرار دارد. این پل را «حاجی محمد هادی تاجر میانجی» كه ساكن قزوین بوده، در سال 12098 هـ. ق ساخته است.
   پل لوشان دارای طرح خاصی است. برخلاف پیش تر پل ها كه دهانه های آن‌ها نسبت به محور عرضی میان پل قرینه هستند، با یك شیب منظم بر ارتفاع آن افزوده می شود. پل مزبور دارای چهار دهانه است كه دو دهانه اول كوچك ترند و دهانه سوم دو دهانه اول بزرگ تر است. ارتفاع و دهانه چهارم از همه دهانه ها بیش تر و تیزه قوس آن نیز بلندتر از دهانه سوم است.
سد قدیمی سید علی خان
   یكی از رودهایی كه بخشی از باغ های اطراف قزوین را سیراب می كند رودخانه ارزنك است كه از نزدیك روستای میزوج واقع در 20 كیلومتری شمال قزوین سرچشمه می گیرد. بر روی این رودخانه ها در پای گردنه كماسمار، توسط «سید علی خان» (جد خانواده امیرشاهی) سدی زده شده است كه در حال حاضر كاملا ویران شده و غیر قابل استفاده است.
سد قدیمی سپهسالار
    در فاصله 3 كیلومتری سد سید علی خان، بند سنگی دیگری نیز وجود دارد. كه به نام سد سپهسلالار معروف  است. این بند در سال 1336 هـ . ق به منظور تامین آب بیش تر برای روستای شریف آباد كه از املاك محمد ولی خان سپهسالار تنكابنی بود، توسط وی بنا گردید. این سد نیز به صورت یك دیوار سنگی به كمك سنگ های تراشیده به طول 50 و ارتفاع 12 متر بنا شده است. دریچه های سد از لوله های آهنی با قطر زیاد ساخته شده اند. در حال حاضر این سد كاملا ویران شده است.
گورستان شاه كوه
    در آن سوی شاهرود در دامنه شاه كوه، قبرستانی قرار دارد كه در میان آن دو آرامگاه سنگی به چشم می خورد. یكی از این آرامگاه ها سالم و دیگری نیمه ویران است.
   نقشه بنای هر دو آرامگاه یكسان است. نقشه پایه بنا عبارت است از یك چهار ضلعی، كه چهار دیوار آن به ارتفاع حدود 2 متر با سنگ لاشه و ملاط ساخته شده است. تنها در یك سوی آن دری كار گذاشته شده كه بالای آن نیز پنجره ای برای تامین نور داخل بقعه تعبیه شده است.
    بر روی پایه سنگی مزبور، گردنی بلند گنبد سنگی به ارتفاع تقریبی 4 متر با همان مصالح سنگ لاشه و ملاط گچ برپا شده است. گردنی مزبور در قسمت بالا به طرف داخل متمایز شده و حالت گنبدی شكل را به وجود آورده است.
    دو بنای سنگی شاه كوه از نظر كلی و نحوه ساخت، از جمله آثار منحصر به فرد ناحیه رودبار و اصولا سرزمین قزوین به شمار می روند و می توان آن دو را با آرامگاه سنگی حسن آباد مقایسه نمود؛ با این فرق كه آرامگاه سنگی حسن آباد، از نظر شیوه كار و هنر معماری، معرف تكامل بیش تر و تكنیك پیشرفته تری می باشد.
    به طور كلی، این آرامگاههای سنگی را می توان از جمله آثار بسیار كهن منطقه و به احتمال زیاد، به دوران ساسانی مربوط دانست.
روستاهای تاریخی
گازرخان
   گازرخان از روستاهای معروف ناحیه الموت قزوین به شمار می رود. در گازرخان بیش از چهار چنار كهن سال در میان میدان ده جلب توجه می نماید. میدان وسط روستا كه محل قبرستان قدیمی آن است به نام «قتلگاه» خوانده می شود. از این درخت چنار سه تا دارای ارتفاع قابل ملاحظه انئد. پیرامون تنه یكی از آن ها 50/7 متر و دیگری 60/7 متر و سومی 6 متر است. با توجه به اندازه پیرامون تنه درخت های مزبور می توان گفت كه سن آن ها باید در حدود هزار سال باشد و به احتمال زیاد در زمان نفوذ و قدرت اسماعیلیه در این ناحیه كاشته شده اند.
هزویل
   «هزویل» روستایی است با خانه هایی از سنگ لاشه، كاهگل و چوب كه در كنار یك دیگر بنا شده اند. در فاصله بین هر ردیف از خانه ها، كوچه باریكی قرار دارد. در جلوی تعدادی از خانه ها ایوانی قرار دارد كه سقف آن بر روی تیرهای چوبی استوار شده است. بر روی هم، نمای كلی هزویل با خانه هایی كه اغلب طبقه به طبقه ساخته شده اند و بام یكی، محوطه جلوی خانه دیگری را تشكیل می دهد، از جمله نماهای جالب یك روستای شمالی ایران به شمار می رود…

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

سیره زندگی امام حسین (ع) در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 سیره زندگی امام حسین (ع) در word دارای 78 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد سیره زندگی امام حسین (ع) در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

ای خدای حسین0آستان حسین تو بر پا برهنگان وگمنامانو از قلم افتادگان ومهر باطل گشاده تر است0
ای خدای شام غریبان 0غریبی و بی كسی تق دیر اهل وعیال توست0ما را تب وتاب غربت و تاب و توان قرابت عنایت فرما0ای خدای زهیر0وقتی شمشیر ولایت دراطراف خیمه یدلمان وزیدن میكرد روح پرهیز و ستیز را از ما بستان وروح تسلیم ورضا عنایتمان كن0
ای خدای حر 0هر روز عا شوراستو هر زمین كربلاو انسان هر لحظه در معرض آز مایش وفتنه وبلا رو سفیدمان كن0
 
سر مقاله
0000 حسین را گنج بان  وحی خویش قرار داده و او را با شهادت
كرامت بخشیدم وپایانی بس باسعادت برای وی مقرر داشتم 0
اوست برترین شهیدان و درجه اش از همه بالا تر 0كمه تامه ی خود را همراه او قرار دادم و حجت رسای خویش را نزدش نهادم و
بوسیله ی خاندان او پاداش وكیفر میدهم0
 
آوای نینوا
صدای كیست كزین دشت بیكرانه بیامد 
                                     به سان شعله آتش به صد زمزمه بیامد
صدا صدای طنین خوسش رض
                                    صدا صدای حسین است جاودانه بیامد
ز نینوای شهیدان كاروان حسینی
                                   وزیده رایحه عشق و خانه خانه بیامد
چه جو ششی است در این رود پر خروش ای خدایا
                               كه از ورای قرون گرم وپر فسانه بیامد
گل سرخ
دیده افتاره مرا تا به عذرا گل سرخ
                                 خار خاری به دلم مانده ز خار گل سرخ
ای دریغا كه در این باغ ز بیداد خزان
                                دو سه روزی نبود بیش بهار گل سرخ
 
چون من و لاله در این باغ به خونین جگری
                                      هست هر سو خته جانی ز تبار گل سرخ
داغداران همه غمخوار غم یكدیگرند
                                    لاله را داغ به دل بین به كنار گل سرخ
گل بی خار ندانستم به جهان دانستم
                                   من ز خاری كه شده سبزجوار گل سرخ
بس بهاران سپری گرددو پائیز رسد
                                  نشود باغ خزان ناله زار گل سرخ
غنچه خونین دهن افتادچو بر خاك برفت
                                 ای دریغاز كف آرام و قرار گل سرخ
كربلا خاك دیاری استكه افتاده بر آن
                                از بد حادثه ای دوست گذار گل سرخ
گل حسین است و بودغنچه علی اصغراو
                                جان كند قیصر از این غصه نثار گل سرخ
 
بخش دوم : عشق و شهادت
شهادتگاه كربلا نمایشگاه شاهكاری وافتخار انسانی است0اگر كسی بخواهد از بزرگواری های ،مردمی های،آگهی بهم رساند بهترین شناسنده برای وی شهادتگاه كربلا خواهد بود0
نماز كه معدمترین رابطه میان خالق و مخلوق استو پیوند آفریده ،به آفریدگار است0نماز برترین عبادتهاستاگردردرگاه خداوندپذیرفته
شود همه عبادتهای دیگر پذیرفته خواهد شدواگر پذیرفته نگردد
عبادتهای دیگرقیمت واقعی ندارند0رابطه میان خالق ومخلوق،بایستی
از سوی خاق تعئین شود،و بشر صلاحیت این كار را ندارد0كوچك حق ندارد برای بزرگتر تعئین كند0نماز شرفیابی حضور خداستوقت شرفیابی و آئین شرفیابی بایستی از سویخدای برسدو گرنه نه بشر وقت آن را می داندونه آئین آن رامیفهمد0آئین شرفیابی حضورخدای ،ساخته خداوندی است نه ساخته بشری 0نماز نشانه ی مسلمانی است0مسلمان از دیگران به وسیله نماز شناخته میشود0
وقت نماز وقت بار عام خداوند استكه بندگانشرف حضورمی یابند0
ابو ثمامه صیداوی یكه تاز سوار انعرب به شمار می رفت 0 سال ها در خدمت علی (ع) مشرفت بود 0ودر ركاب حضرتش جان فشانی كرده بود 0او از دامان علی و ال علی ع دست بر نداشت 0ثابت قدم وپا بر جابود0پس از مرگ معاویه،وبه حضور حسین (ع) نامه نوشت وحضرتش را به كوفه دعوت كرد ،تا پرچم عدل را بر افرازد،وخود در پیشگاه مقدسش جان بازد 0
بر خلاف همشهریانش بوعده وفا كرد،وبه عهد خوبش پایبندبود،تا دم واپسین از حسین(ع) جدا نشدودست نكشید0او مردی شناخته شده بود،ماموران انتظامی یزید خواستند دستگیرش سازندبه سراغش رفتندوبه جستجویش پرداختند ولی هر چه بیشتر جستند ،كمتر یافتند0
ابو ثمامهاز كوفه خارج شد، وبا دوستی به نام نافع جملی، به سوی حسین(ع)شتافت0در راه كربلا به حسین رسیدند،و با حسین بودند، تا در كوی شهادت آرمیدند0
عمر بن سعدفرمانروای سپاه كوفه به كربلا كه رسیدپیكی را به نام كثیرشعبی به سوی حسین فرستاد تا از حضرتش بپرسدچرا بدین جا آمدی؟!؟!
كثیر كه یك تروریست بنام بود،گفت میروم و پیام تو را میرسانمواگر بخواهیاو را كشته و باز می گر دم0عمر گفت:آنچه میگویم آن كن وپیام مرا برسان0كثیربه سوی سپاه حسین روانه گردید0
ابو ثمامه كثیر را میشناخت،چشمش كه بدو افتادبه حسین عرض كرد:
خونخوارترین كس و بدترین مردم می آید0سپس از جای پرید وراه بر وی ببست .از او پرسید:چه كار داری؟
پیامی دارم بایستی برسانم0
نمی گذارم با شمشیر بروی،شمشیرت را بده و شرفیاب شو و پیامت را برسان0
این با شخص من سازگار نیست0
پس من قبضه شمشیرت را در دست میگیرم،تو با شمشیر شرفیاب شو وپیامت را برسان0
این هم كه نمیشود0پیامت را بگو تا من برسانم0
این هم امكان پذیر نیست0
پس من نخواهم گذاشت تو به حسین(ع) نزدیك شوی0
كثیر كه وضع را چنین دید پیام را نرسانیده باز گشت00
دلیری ابوثمامه بجائی رسیده بود كه مردی همچون كثیر از وی در؟بود0روز عاشورا ،كه گردونه كشتار به گردش افتاد ،ویلان داد مردی میدادند ،وجانبازان ،جانفاشانی می كردند ،ابو ثمامه یكی از آنهابود 0برای وی میدان رزم ،مجلس بزن بود 0

خورشید به وسط آسمان رسیده بود كه از میدان بازگشت وشرفیاب شده 0عرض كرد:جان به قر بانت ،دشمن به ما نزدیك شده وچیزی از عمر ما باقی نمانده آرزو دارم كه نماز ظهر را كه وقتش  رسیده با حضرتت بخوانم وانگه كشته شوم 0
حسین سربلند كرده فرمود:از نماز یاد كردی ،خدای ترااز نماز گزاران قرار دهد0آنانی كه همیشه در یاد خدا هستند،آری وقت نماز ظهر است پس گفت:ازاین مردم بخواهید كه جنك را موقوف كنندومهلت دهند تامانماز بخوانیم0پیام امام به لشكر یزید رسید0
حصین كه از سرداران سپاه یزید بود فریاد برآورد وگفت:نماز حسین قبول نمیشود!!!!
حبیب سردار بزرگ سپاه حسین(ع)بانگ برو زده گفت:نماز پسر پیغمبرقبول نمیشودونماز تو چون خری قبول میشود؟!
كار مسلمانان به جائی رسیده بود كه به فرزند پیامبر اجازه ندهند كه نماز اسلام را بخواند؟!
حسین(ع)فرمود:بایستی نماز در حال جنگ بخوانی زهیر وسعیدپیش روی حسین ایستادند وخودراسپرقراردادهتا حملات دشمن را دفع كندو آنچه تیر به سوی حسین می آیدنگذارد به هدف برسد0تا حضرتش بتواند با باقی ماندهی یاران نماز بگذارد!
اینان چگونه مردمی بودند!چه روح بزرگی داشتند!این همه خونسردیاز شاهكار بشر است!
نماز خوانده شد پس از پایان نماز سعید به روی زمین افتادوبه شهادت رسید 0 13 چوبه تیر بر پیكرشرسیده بودزخمهای شمشیر و نیزه هائی كهبه تنش رسیده بودسمره نشد0
دراین هنگام ابو ثمامه عرض كرد:سرور من دوست میدارم به یاران برسم0آنان از من پیش افتادند بر من ناگوار است ساعتی كه بی یار و یاور گردی تنها بودن حضرتت را ببینم0
امام فرمود:برو به همین زودی من هم به تو خواهم رسید0ابو ثمامه به میدان شد جنگ نمایانی كرد پسر عمویش را كه با وی دشمن بود بشكست:زخم فراوانی برداشتتوانی برایش باقی نمانده نیرویش پایان بود كه یزیدیان شهیدش كردند0دوست دیرینش وهمسفرش نافع بن هلل جملی نیز شهید گردید0عاشقی وشهادت
زیبا پسندی،از غریزه های بشری است 0انسان ها خوب را دوست می دارند زیبا اگر خوب شد دوست داشتنی میشود0زیبائی هر چه بیشتر خوبی هر چه بالاتر رود دوستی افزونتر می گردد زیرا كه دوستی پلا ها دارد 0وقتی كه دوستی به پله های بالا رسید عشق نامیده می شود ودلدادگی میگردد0
هرزیبائی شایسته عشق نیست زیبا كه خوب شدشایسته عشق
می شودعشق نیز پله ها  داردوقتی كه به پله های بالا رسیدعاشق ار خود بی خود میگردد0
دگر خود را نمیبیند هر چه میبینددلدار است و بس دلارام است وهیچ كس با دل عشق سر و كاری ندارد0
چنانچه دل جوان منزلگه دوست میگرددودلدار دردرئن دلداده جای پیدا میكند0عاشق آرزومند وصالو دلداده جویای كام وصال نیز پله ها دارد0بالا ترین پله وصال وقتی است كه دوگانگی از میانعشق ومعشوق بر داشته شود وجدائی میان آن دو نباشد 0شهادت فنای عشاق است در عشق در پیشگاه معشوق معشوقی كه شایسته عشق است 0معشوقی كه سرا پا زیبائی و خوبی است وجز او كسی شایستگی برای عشق ندارد0شهادت از خون گسستن و به حق پیوستن است0شهید خود خواهی را به یكسو می افكندو سراپا خدا خواه میشود،خود دوستی كنار میروردو خدا دوست میشود0 شهادت فنا است،
شهادت بقاءاست،دیدار شهادت وصال است و كام خواهشهید پیری سالخورده باشد یا قاسم جوانی كه شهادت برای او شیرینی است0 از قاسم پرسیدندشهادت در كام تو چیست؟؟؟
از عسل شیرینتر0قاسم هنگام شهادت پدر كودك بود0
در دامان حسین بزرگ شدوحسین برای قاسم پدر بود، عمو بود ،معلم بود، رهبربود، همه چیز بود0 قاسم روز شهادت شرفیاب شد و اجازه خواست تا به كوی شهادت برود0عمو به سراپای قاسم نگاهی انداختو نور چشم عزیزش را در آغوش گرفتو هر دو به گریه افتادند0ولی اجازه داده نشد ، قاسم اصرار كرد ولی باز هم نشد ،به پای عمو افتاد و بوسیدن كرد تا اجازه داده شد0خبرنگار سپاه یزید چنین میگوید:
نو جوانی را دیدم كه به میدان آمد در زیبائی همچون پاره ای از ماه بود، شمشیری در دست داشت و پیراهنی برتن،وبعلی بر پا0 دلیرانه بر سپاه یزید وارد شد ، كوشید،خروشید،سر انجام یزیدیان گرداگردش را گرفتندوظالمی شمشیری برفرقش بكوفت كه قاسم به روی زمین افتاد و عمو را ندا داد0
حسین همچو باز خود را به قاسم رسانیدوقتی رسید كه ظالم بر سینه قاسم نشسته بود تا سرش را جدا كند، حسین شمشیرش را كشیدودست ظالم را از تنش جدا كرد0
گروهی از سر بازا ن برای رهائی وی سوی حسین(ع)حمله ور شدند0حسین حمله رابا حمله پاسخ داد رزمی سخت در گرفت وقاتل قاسم زیر دست وپای ستوران تلف گردید هنگامی كه جنگ آرام شد حسین رادیدم كه بالای سرقاسم ایستاده مینگرد وقاسم پاهارا روی زمین می كشاند وجان می دهد0حسین را شنیدم كه می گفت:دور باشند از رحمت خدا كسانی كه ترا كشتند جدت رسول خدا در خصمشان باد عزیزم چقدر سخت است بر عمویت كه تواش بخوانی ولاونتواند پاسختدهد 0ویا بتواند ولی برای تو سودی نداشته باشد 0
روزی كه دشمنانش بی شمار و دوستانش ناچیزند كشته قاسم را برداشت و در بغل گرفت و سینه قاسم را به سینه اش چسباندو به سوی خیمه شهیدانش بردو در كنار كشته پسرش علی خوابانید0سپس با خدای خویش به راز و نیاز پرداختوچنین گفت:پروردگارا تو میدانی كه این مردم مرا دعوت كردندكه یاری كنند اكنون با من چنین میكنند،مرا وا گذاشته یار دشمن میگردند0
پس عمو زادگان خود را خطاب قرار داده چنین می گفت:صبر و پایداری پیشه سازیدوبدانید كه پس از امروز رنج و عذاب نخواهید دید0سپس به نیایش پرداخت و گفت :پروردگارا اگر در این جهان پیروزی را بهره ما نكردی این رنج و مشقت امروز ما را ذخیره ی فردای ما قرار بده و داد ما رااز این مردم بگیر0شبی تاریك و بیابانی پهناور ،سر زمینی كه دارای گو هر های گرانبها می با شد ومردمی در جستجوی در و گوهرند ولی در را از سنگ و گوهر را از ریگ نمیشناسند0چون شب است و تاریك0نور كه نباشد تاریكی كه فرا گیر شودمردم سنگ را از گوهر و راه را از بیراهه نمیشناسند0كافی است كه تابش روزنه ای ازنوربدین مردم بتابد تا پویندگان راه را از چاه و جویندگان گوهر را از سنگ بشناسند0
بدترین تاریكی آن است كه جویندگان نورش پندارندو ازط روشنائی آگاهی نداشته باشند،این وقت است كه شوری را شیرینی شمرندو ناكامی را كام پندارند0
راهنمائی این گونه مردم بسیار دشوار و بسی سخت خواهد بود 0چگونه میتوان به كسی كه بیراهه را راه پنداشته گفت:این راه نیست و بیراهه است؟!كمترین عكس العمل این گفته پوز خند خواهد بودتا برسد به عكس العمل های شدید تنها راه ارشاد اینگونه مردم تكان روحی است كه از خواب بیدار شوند واز گیجی نجات یافته هشیار گردند ونور را از ظلمت تمیز دهند0
شهادت شهید بشر را تكان میدهد ووی را ازغفلت میرهاندوازگمراهی نجات میبخشد تا به اختیار خودبه راه افتد 0شهید چراغ راهنمای بشر است تاریكی هارا روشن وظلمات را نور می دهد0
شهادت به حیات بشریت است وشهید خضری است كه آب حیات را برای اجتماع بشری ارمغان می آوردوروح میبخشد0
شهادت نوری است كه دل های تاریك را روشن میسازد وخفتگان را بیدا میكند وهمچنین مردگان را زنده مینماید0شهادت پاكیزه ترین پدیده ی اجتماعی است0
گمشدگان بیابان گمراهی چنین هستند 0آنها از گمراهی خویش بی خبر بوده0
شهادت حسین محلی نبود،منطقه ای نبود ، جهانی بود ، زمانی نبود ، و جاودانی بود ، شهادت همیشه زنده است و دلهای مرده را در طی قرون و اعصار همه ساله و همه روزه زنده میكند و روح میبخشد
شهادت حسین (ع) در زمانی رخ دادكه اسلام دگر گونه شده و ضد اسلام به نام اسلام عرضه شده بود0تاریكی ضلات جهان را فرا گرفته بود و به جز نامی از اسلام چیزی نمانده بود0آن هم اسلامی كه یزید رهبرش باشد مردم كفر را ایمان و ظلم را عدل دروغ را راستی و دغل را درستی،هرزگی وباده گساریرا فضیلت و تقوا ،نیرنگ و حقه بازی راافتخارمیدانستند0حق راباآن كس میپنداشتند كه قدرت در دست دارد و شمشیر به كف0
یزید خلیفه پیایمبر و حاكم اسلام و مجری احكام قرآن است چون حكومت در دست اوست ، چون زور دارد، چون پیرو دارد، اسلام همین است و جز این نیست وبرای همیشه چنیین خواهد بود0نا مسلملنان و بیگانگان نیز چنین میپنداشتندو حكومت یزیدی را حكومت اسلامی میخواندندحكومتی كه شعارش این بود:چرخ بازیگر از این بازیچه بسیار دارد0
كار به جائی رسیده بود كه نقش اسلامبرای همیشه از صفحه ی گیتی پاكشودوامیدی برای انسانیت باقی نمانده برای ایندگان نیز راهی برای شناخت اسلام پیدا نمیشد0چون ایندگان از میراث گذشتگان بهرهبر می دارند0در گذشته اسلام نبودتا به میراث برسد0در چنان روزی خورشید شهادت طلوع كردونشان داد كه تاریكی نور نیست واسلام روز نیست حق وحقیقت آشكار شد
واهریمن شناخته گردید0وبه تعبیر اسلامی تا پویندگان حقیقت بتوانند بدان برسند0دانسته شد اسلام چیست وانچه راكه اسلامش میپنداشتند اسلام نبوده ونیست شناخته شد یزیدكیست وحكومتش چگونه حكومتی است0در شهادت حسین (ع)رازی نهفته است كه در پیروزی نهفته نمیباشد0حسین میتوانست پیروز شودولی پیروزی را كنار زدوشهادت رابرگزید چون پیروزی درخشندگیشهادت را فاقد بود وگوهر رااز سنگ جدا نمی ساخت0
شهادت كشت سرخی است كه بار سبز میدهدواین خود زیبائی شهادت است0
شهادت نهال ایمان را دل میكارد0چون ایمان با دل سرو كار داردایمان در دل جای نمیگیرد مگر با اراده مگر با اختیار به وسیله قهر و غلبه تحقیر پذیر نیست0شهادت اراده را در افراد ایجاد میكند، همت می آورد ، جنبش می آورد،و در پیكر اجتماع خون تزریق میكند خونی كه از شهید میریزد0
حسین شهادت را برگزید و حق از نا حق شناخته گردیدتا بشر به خود آید و بیدار شودوبه كاوش بپر دازدو بر احساس چیره شود0اگر حسین (ع) پیروز میشددلهای غافل چنین می پنداشتندكه پسر پیغمبر با خلیفه پیغمبرسرقدرت و حكومت نزاع كردند و پسر پیغمبربا خلیفه پیروز شد و خلیفه شكست خورد 0هر دو مجتهد بودند و هر دو راه حق را می پیمودند0
همین سخن را درباره پدر حسین گفتندو كسانی را كه با علی به ستیزه برخواسته بودندمجتهد خواندندو نگذاشتندحق از باطل تمیز داده شود0
شهادت حسین حقیقتی است كه پشت پرده نگه داشته بودند0
آشكار ساخت و مجهولی را معلوم كردو نشان داد كه كیانند به راه باطل میروندوكیانند كه به راه حق0اگر حسین (ع) یزید را میكوبیدوحكومت را در دست میگرفتیزید شناخته نمیشدویزید برای همیشه ناشناخته میماندو هزاران هزار تن د طی قرون و اعصاردر گمراهی به سر میبردندبا این حال در شهر مكه به خیابانی بر میخوریم  كه به نام ابو سفیان نامیده شده چون شهر مكه خطرات بسیاری ازرفتار ابو سفیان با اسلام دارد!!
اگر حسین پیروز میشد حسین شناخته نمیشدو پیشینیان حسین و بشریتاز این شناخت كه كلید سعادتش بودمحروم میگردید0
ولی در شهر مكه خیابانی بنام حسین نیست!!!
 حسین با خون خود درخت تقوی و فضیلت راكه با دست پیامبركاشته بودوچیزی نمانده بد كه بخشكدآبیاری كردو جان تازه ای بدان بخشید0
خون حسین جویای پیروزی بود راه دیگری پیش میگرفت0و قیام دگری،رفتار دگری حسین از نخستین روزآماده شهادت بود جاه طلب نبودحكومت خواه نبود عقده نداشتنظری به فرمانروای نداشت0اگر حضرتش به حكومت نظری داشت انتظار نمیكشید درنگی نمیكردچون زمینه برای حكومتش همیشه فراهم بود و نیازی نداشتمنتظر فرصت باشد0اگر حسین حكومت میخواست با صلح برادرش امام حسن مخالفت میكردبرادر دندان سر گر نمیگذاشت با برادرش پنهانی سازش میكردو در آشكار مخالفت تا هر كدام كه به موفقیت رسیدند دیگری رایاری كنند اگر حسین  با معاویه به جنگ پارتیزانی میپرداخت دیری نمیپلئید كه پیروز میشد0اگر حسین حكومت میخواست پس از مرگ برادر بر ضد معاویه قیام میكرد 0قیام حسین بر ضد یزید نیز برای گرفتن حكومت نبود0اگر چنین بود به سوی كوفه نمی آمد به یمن میرفتوتشكیل حكومت میداد0یمن دور بودو لشكریان یزیدبه زودی نمیرسیدند0
حضرتش در یمن دوستان بسیاری داشت واز یایشان بهرهمندبود
یمنی ها بدست پدرش علی (ع)اسلام آورده بودند و مهرش رادر دل داشتندو عثمانی نبودندو مردمی وفا دار به شمار می آمدند0
پدر حسین (ع) در آغاز جوانییكه و تنها برای دعوت به اسلام به یمن رفت ودر یمن چنان توفیقی یافت كهدر تاریخ دعوتهانظیرش دیده نشد0یمنیها دعوت علی (ع)پذیرفتند و اسلام آوردندبدون آنكه قطره خونی از بینی كسی بریزد0مسلمانان یمن  خود را بدهكار علی (ع)ودودمانش میدانستندو میخواستند بدهكاری را بپردازند،حسین در یمن حكومت را در دست گرفتودیری نپائید كه مسلماناناز هر سو به یمن روی آوردند0چرا نروند،حسین است پسر پیغمبر،شایسته ترین فرد،حكومت حسین كه در یمن مستقر گردید،جاه طلبان
به سوی حسین روی آوردند
و به یزید پشت پا زدند وهیچ قدرتی نمیتوانست با وی پنجه در افكند،پس قدمی فراتر مینهاد و زمین را از یزید و یزیدیان پاك میكرد0
اگر حسین حكومت  به سوی بصره میرفت و پبروز میشد،
بصریان آماده یاری حسین بودند،عده ای از شهدای كربلا از بصره برای حسین شتافتند0اگرحسین حكومت میخواست
به پیشنهاد زهیر عمل میكردودر قلعه عقر متحصن میگردید
قلعه ای كه قابل تسخیر نبودواگریك ماه مقاومتش طول میكشیدجهان اسلام به سوی او میدویدند0
اگرحسین حكومت میخواست میتوانست با چند ترور
حكومت را بدست آورد،یارانش كوش به فرمان بودندو
جان در كف ولی حسین (ع) چنین نكردوهیچ قدمی در هیچ زمانی برای گرفتن حكومت بر نداشت وبه سوی كوفه حركت كرد0
كوفه ای را كه میشناخت كوفیان را هم حضرتش به چشم
خود دیده بودكه كوفیان با پدرش علی (ع) چگونه رفتار كردند0
شهادت نوری است كه تاریكی اجتماع را بر طرف میسازد وشهید بهترین خدمتگذار بشر میباشد چون پاداشی انتظار ندارد مزدی نمیخواهد0شهید شمع فروزانی است كه خود میسوزد وجهان را نورانی میكند0وقتی كه همه راه های دعوت به تقوا وفضیلت بسته گردیدوجامعه در خطر سقوطقرار گرفت شهید به میدان میاید وشهادت موثر ترین راه دعوت به سوی ایمان وتقوا می باشد0
ایمان از مقوله تشریفاتوظاهر نگاری نیست ایمان از مقوله حقایق ودرون سازی است كسانی كه دین را در انحصار تشریفات وظاهر سازی قرار داده اند انحرافی بزرگ در دین پدید آورده اند مسیحیت چنین است ودین تشریفاتی شده پیروانش ساعتی در هفته به كلیسا میروند 0بدبختانه پاره ای از نماز های جماعت ما نیز چنین شده ورنگ تشریفات به خود گرفته است0همانكه مسلمانی تكبیر را شنید در هر جایی كه باشد به امام اقتدا میكند بر میخیزد ومینشیند 0

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی و شناخت شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره اسلامی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی و شناخت شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره اسلامی در word دارای 190 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی و شناخت شخصیت انوشیروان از باستان تا دوره اسلامی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

چكیده

موضوع این پایان‌نامه بررسی شخصیت انوشیروان است. ابتدای فصل اول این پژوهش به تاریخ ساسانیان تا دوره قباد می‌پردازد ادامه فصل اول، خسرو انوشیروان در تاریخ (=جنگها، اصلاحات، شخصیت، سكه‌ها، دانش و عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران در دوره وی) را مورد بررسی قرار می‌دهد. پایان فصل نیز به بررسی ویژگی و شكل ظاهری ایوان مداین كه پژوهشگران بنای آنرا به خسرو انوشیروان نسبت داده‌اند اختصاص دارد.
فصل دوم به بررسی خصوصیات خسرو انوشیروان در آثار و ادبیات باستانی ایران اختصاص دارد. در ابتدای این فصل نام خسرو انوشیروان در ادبیات باستانی ایران مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان فصل به بررسی ویژگیهای خسرو انوشیروان در آثار فارسی میانه زرتشتی در شش اثر (= بندهش، زند وهمن یسن، كارنامه انوشیروان، اندرز خسرو قبادان، گزارش شطرنج و توقیعات بجای مانده از ایشان) اختصاص دارد.
فصل سوم كه فصل آخر این پژوهش می‌باشد به بررسی شخصیت و تاریخ دوره خسرو انوشیروان در آثار دوران اسلامی بر اساس دیدگاههای فردوسی، دینوری، حمزه اصفهانی، گردیزی، ابن اثیر، ابن خلدون و مسعودی اختصاص دارد كه تدقیق و مطالعه در این آثار نشان دهنده عظمت و شوكت سلسله ساسانیان در دوره خسرو انوشیروان می‌باشد.
بخش پایانی این پژوهش به جمع بندی و نتیجه‌گیری از مباحث بررسی شده می‌پردازد و حاوی مطالبی در رابطه با ویژگیهای شخصیتی خسرو انوشیروان و استنتاج از اقدامات وی می‌باشد در پایان نیز فهرست منابع فارسی و لاتین و چكیده انگلیسی درج گردیده است.

فهرست مطالب
                            
چكیده      یك
پیشگفتار      سه
فصل اول: ‌ساسانیان
1-1- دودمان ساسانی      1
1-2- پادشاهی ساسانیان تا قباد     3
1-3- مزدك و جنبش مزدكیان      25
1-4- خسروانوشیروان در تاریخ       27
             1-4-1- جنگ اول با بیزانس     28
             1-4-2- جنگ دوم با بیزانس     29
             1-4-3- جنگ با هیاطله     30
             1-4-4- دست نشاندگی یمن     30
             1-4-5- جنگ با تركها     31
             1-4-6- جنگ سوم با بیزانس     31
1-5- اصلاحات خسرو انوشیروان      33
             1-5-1- برقراری نظم و آرامش     33
             1-5-2- مالیات     34
             1-5-3- اصلاحات ارضی     36
             1-5-4- اصلاحات در تقسیمات كشوری و نظامی      38
1-6- شخصیت و خصال انوشیروان     40
1-7- سكه های انوشیروان و جام خسرو     43
             1-7-1- سكه های انوشیروان      43
             1-7-1-1- كلیات     43
             1-7-1-2- سكه‌های دوره انوشیروان      46
             1-7-2- جام خسرو     54
1-8- دانش در دوره خسرو انوشیروان      55
1-9- ایوان مداین یا طاق كسری     61
فصل دوم : خسرو انوشیروان در ادبیات باستانی ایران
2-1- بررسی نام خسروانوشیروان       64
2-2- خسرو انوشیروان در آثار فارسی میانه زرتشتی      66
              2-2-1- بندهش      66
              2-2-2- زند وهمن یسن     67
              2-2-3- كارنامه انوشیروان      70
              2-2-4- اندرز خسرو قبادان      73
              2-2-5- گزارش شطرنج و وضع نرد     75
              2-2-6- توقیعات انوشیروان     77
فصل سوم: خسرو انوشیروان در كتابها و آثار دوران اسلامی
3-1- شاهنامه فردوسی      80
3-2- پادشاهی خسرو انوشیروان به روایت مورخان دوران اسلامی      120
              3-2-1- مسعودی      120
               3-2-2- دینوری      122
              3-2-3- حمزه اصفهانی      123
              3-2-4- گردیزی      125
              3-2-5- ابن اثیر     126
              3-2-6- ابن خلدون      127
نتیجه‌گیری     129
فهرست منابع فارسی      131
فهرست منابع تصاویر      136
فهرست منابع لاتین      137
چكیده انگلیسی      138

فهرست منابع فارسی
 
1- آلتهایم، فرانتس و استیل، روت، تاریخ اقتصاد دولت ساسانی، ترجمه هوشنگ صادقی، 1382.
2- آموزگار، ژاله و تفضیلی احمد، زبان پهلوی ادبیات و دستور آن، تهران، 1377.
3- ابن اثیر، عزالدین، تاریخ كامل، ترجمه ابوالقاسم حالت، جلد 5، تهران، 1362.
4- اصفهانی، حمزه، تاریخ پیامبران و شاهان، ترجمه جعفر شعار، تهران، 1346.
5- بوسایلی، ماریو، هنر پارتی و ساسانی، ترجمه یعقوب آژند، تهران، 1374.
6- بهار، مهرداد، بندهش، تهران، 1380.
7- بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، تهران، 1362.
8- بیانی، ملك زاده، تاریخ سكه، 1339.
9- پروكوپیوس، جنگهای ایران و روم، ترجمه محمد سعیدی، تهران، 1382.
10- پورداود، ابراهیم، یشتها، جلد 2، تهران، 1373.
11- پیرنیا، حسن، ایران قدیم، تهران، 1373.
12- تبریزی، محمدحسین ابن خلف، برهان قاطع، ج 1 و 2، تهران، 1375.
13- تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به كوشش ژاله آموزگار، تهران، 1378.
14- ثعالبی، عبدالملك ابن محمد، غرر اخبار ملوك الفرس و سیرهم، تحقیق هـ . زتنبرگ، ترجمه محمد فضائلی، جلد اول، تهران، 1368.
15- ثعالبی مرغنی، حسین ابن محمد، شاهنامه كهن، ترجمه سید محمد روحانی، مشهد، 1372.
16- حقیقت، عبدالرفیع، فرهنگ شاعران زبان پارسی، تهران، 1368.
17- خسروی، خسرو، جامعه دهقانی در ایران، تهران، 1357.
18- دبیر سیاقی، سید محمد، نامور نامه باستان، تهران، 1379 .
19- دنت، دانیل، مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام، ترجمه محمدعلی موحد، تهران، 1358.
20- دهخدا، علی اكبر، لغت‌نامه، ج پنجم، تهران، 1373.
21- دینوری، ابوحنیفه احمدابن داود، اخبارالاطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، 1364.
22- دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، مجمل التواریخ و القصص، تصحیح محمدتقی بهار، تهران، 1378.
23- راشد محصل، محمدتقی، زند وهمن یسن، تهران، 1378.
24- رستگار فسایی، منصور، فرهنگ نامهای شاهنامه، جلد 2، تهران، 1379.
25- ریپكا، یان، تاریخ ادبیات ایران، ترجمه عیسی شهابی، تهران، 1354.
26- زرین‌كوب، روزبه، “ایران: ساسانیان” ، دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد 10، تهران، 1380.
27- زرین‌كوب، عبدالحسین و زرین‌كوب، روزبه، تاریخ ایران باستان، تهران، 1379.
28- زرین‌كوب، عبدالحسین، در قلمرو وجدان، تهران، 1369.
29- سامی، علی، تمدن ساسانی، شیراز، 1342.
30- سلوود، دیوید، “سكه‌های ساسانی“، در: یار شاطر، احسان و دیگران، تاریخ ایران از سلوكیان تا فروپاشی دولت ساسانیان: پژوهش دانشگاه كیمبریج، ترجمه حسن انوشه، جلد سوم، قسمت اول، تهران، 1380، ص 452-429.
31- شهبازی، ع. شاپور، “خداینامه در متن یونانی”، در: افشار، ایرج و رویمر، هانس روبرت، سخنواره: پنجاه و پنج گفتار پژوهشی به یاد دكتر پرویز ناتل خانلری، تهران، 1376، ص 586-579.
32- صفا، ذبیح‌ا…، دانشهای یونانی در شاهنشاهی ساسانی، تهران، 1330.
33- عبدالرحمان ابن محمد، ابوزید، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، جلد اول، تهران، 1342.
34- عریان، سعید، متون پهلوی، تهران، 1371.
35- فرای، ر.ن.، “تاریخ سیاسی ایران در دوره ساسانیان”، در: یارشاطر، احسان و دیگران، تاریخ ایران از سلوكیان تا فروپاشی سلسله ساسانیان: پژوهش دانشگاه كمبریج، ترجمه حسن انوشه، جلد سوم، قسمت اول، تهران، 1380، ص 276-217.
36- فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه فردوسی، تصحیح ژول‌مول، تهران، 1381.
37- كریستین سن، آرتور، سلطنت قباد و ظهور مزدك، ترجمه احمد بیرشك، تهران، 1352.
38- قبادیانی بلخی، ناصر ابن خسرو، دیوان، به كوشش مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران، 1353.
39- كریستین سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، 1378.
40- كلسینكف، آ.ای.، ایران در آستانه یورش تازیان، ترجمه م.ر. ریاحی، تهران، 1375.
41- گردیزی، ابوسعید عبدالحی، زین‌الاخبار، تصحیح سعید نفیسی، تهران، 1332.
42- گیبون، ادوارد، انحطاط و سقوط امپراتوری روم، ترجمه فرنگیس شادمان، جلد دوم، تهران، 1370.
43- گیرشمن، رمان، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، 1355.
44- لاكهارت، لارنس، “تاریخ سیاسی ایران”، ترجمه شاپور راسخ، ایرانشهر، شماره بیست و دوم، تهران، 1342، ص 528-268.
45- مسعودی، ابوالحسن علی ابن الحسین، مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد اول، تهران، 1365.
46- مسكویه رازی، ابوعلی، تجارب الامم، ترجمه ابوالقاسم امامی، جلد اول، تهران، 1369.
47- مكنزی، دیوید نیل، فرهنگ كوچك زبان پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، تهران، 1379.
48- نخجوانی، محمد ابن هندوشاه، صحاح الفرس، به كوشش عبدالعلی طاعتی، تهران، 1334.
49 – نفیسی، سعید، تاریخ تمدن ایران ساسانی، تهران، 1331.
50- نفیسی، علی اكبر، فرهنگ نفیسی، جلد اول، تهران، 1342.
51- نولدكه، تئودور، تاریخ ایرانیان و عربها درزمان ساسانیان، ترجمه عباس زریاب خویی، تهران، 1358.
52- ویسهوفر، یوزف، ایران باستان، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، 1370.
53- ویلسن، جی. كریستی، تاریخ صنایع ایران، ترجمه عبدا… فریار، تهران، 1376.
54- یار شاطر، احسان، “كیش مزدكی”، ترجمه م. كاشف ایران نامه، سال دوم، شماره اول، پاییز 1362.
55- یار شاطر، احسان، “آیین مزدكی”، در: یار شاطر، احسان و دیگران، تاریخ ایران از سلوكیان تا فروپاشی دولت ساسانیان: پژوهش دانشگاه كیمبریج، ترجمه حسن انوشه، جلد سوم، قسمت دوم، تهران، 1380، ص 476-447.

 
فهرست منابع تصاویر

برای دست یابی به تصاویر 1- 7-1- (3) (2) 1 رك:
http:/www.grifterrec.com/coins/Sassanian/html
 
فهرست منابع لاتین

1-    Bartholomae, ch. Altiranische woreterbuch,Berlin, 1961.
2-    Freiman, A pand namag  zardust, Wien, 1906.
3-    Justi, Ferdinand, Geshichte Irans von den altesten zeiten bis Zum, Ausgang der sasaniden, grudriss der Irani shen philologie,Berlin,vol 2, 1974.
4-    Mochiri, M. I. , Etude de numismatique,Iranienne sous les sassanides et Arab- sasanides, tome, 2. Belgique , 1983.
5-    Modi, j.j., cama oriental institute papres, Delhi, 1928.
6-    Nyberg, S.H, A Manual of Pahlavi,Wiesbaden, part 2, 1974.
7-    Paruk, F.D.J, Sassanian Coins,Bombay, 1965.
8-    Thorrsian,H., Histoire de l” Armenie et du peuple armenien, Paris, 1957.
9-    Unvala, j. M. , notes sur des monnaies trouve”es a suse,Paris, 1934.

 
 Abstract:
Studying personality of Anoushiravan is the subject of this thesis. At the beginning of the first chapter of this research, the history of Sassanid up to Ghobad period has been inserted and in the following Khosrow Anoshiravan (=fights, amendments, personality, coins, knowledge, and great literary and philosophic civilization at his period) has been studied. Studying immaculateness and appearance of Madaen hall that was accredited to Khosrow Anoushiravan were studied at the end of first chapter.
Second chapter is about personalities of Khosrow Anoushiravan at Iranian ancient works and literature. At the beginning the name of Anoushiravan has been studied at Iranian ancient literature. At the end of this chapter, personalities of Anoushiravan at persian middle Zoroastrian works has studied for six aspects (=boundaheshn, Zand Vahman yasen, Karnameh Anoushiravan, Advice of Khosrow Ghobadan, report of chess and toghiat the lefts from him).
Third chapter that is the last chapter of this research studies the personality and period of the Khosrow Anoushiravan and the works of Islamic period based on viewpoints of Ferdosi, Dinvari, Hamzeh Esfahani, Gardizi, Ebn Athir, Ebn Khaldon and Masoudi. Paying attention and studying on these works shows majesty and enormity of Sassanid dynasty at Khosrow Anoshiravan period.
The last section is about conclusion of the studied arguments and consists of the information about personalities of Khosrow Anoshiravan and extrapolation of his operations. At the end, Persian and English references and English abstract are inserted.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی هنر اعجاب انگیز پارس باستان ، تخت جمشید در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی هنر اعجاب انگیز پارس باستان ، تخت جمشید در word دارای 44 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی هنر اعجاب انگیز پارس باستان ، تخت جمشید در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست
•    ? نام تخت جمشید
•    ? پیشینه
•    ? چگونگی سازه
•    ? پلکان‌های ورودی سکو و دروازه? خشایارشا
•    ? کاخ آپادانا
•    ? کاخ تچر
•    ? کاخ هدیش
•    ? کاخ ملکه
•    ? ساختمان خزانه? شاهنشاهی
•    ?? کاخ صدستون
•    ?? کاخ‌ شورا
•    ?? سرانجام تخت جمشید
•    ?? جایگاه کنونی این سازه
•    ?? عکس‌ها
•    15 منابع

پارسَه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی [ایران] است . در روزگار باستان به نظر ثابت نشده آرتور اپهام پوپ پارسه محل برگزاری جشن نوروز بوده‌است نه پایتخت. پایتخت سیاسی هخامنشیان شوش و هگمتانه بوده‌است. در باره کاربری تخت جمشید نظریات فراوانی است. جواد برومند سعید آنجا را یک نیایشگاه خورشید می‌داند در حالیکه رضا مرادی غیاث آبادی تخت جمشید را انجمن قانونگذاری و مشورتی کشورهای باستانی قلمرو ایران بشمار می‌آورد که در روایت کورتیوس نیز به آن اشاره شده‌است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید. امّا ویرانه‌های این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هم‌اکنون از مکان‌های باستانی ایران است.
 
نام تخت جمشید
تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.
مردم محلی این مکان را جایگاه تاجگذاری پادشاه باستانی جمشید پیشدادی می‌دانسته‌اند. ??/????-????-????-????
پیشینه
این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی بزرگ ساختن کاخهای باشکوه به او که دیو و جنها تختش را حمل میکردند نسبت داده شده‌است. عقائد مختلفی درباره تخت جمشید وجود دارد: پایتخت، خزانه، مکانی مقدس ،محل برگذاری جشنها،نوعی سازمان ملل یا مجلس بزرگان و دانشمندان. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ?? قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت،به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش اول(داریوش کبیر)هخامنشی آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،هنرمندان،استادکاران،کارگران،زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند.

 

منابع
•    کاشف، حسین. تخت جمشید؛ هنر اعجاب‌برانگیز پارس باستان، شیراز: نوید شیراز، فروردین ????.
•    مرادی غیاث آبادی، رضا. تخت جمشید، بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی؛، شیراز: نوید شیراز، ????.

تخت جمشید

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی طبیعت در پست امپرسیونیسم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی طبیعت در پست امپرسیونیسم در word دارای 85 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی طبیعت در پست امپرسیونیسم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب
مقدمه    1
فصل اول :
1-1 باونسان وان گوگ آشنا شوید    5
1-2 سیب زمینی خورها    8
1-3 رنگ خاكی و سفیدهای رنگی (در كارون گوگ)    9
1-4 لذت‌های ساده    11
1-5 نقاشی با نقطه و تك خط    12
1-6 نقاشی با شیوه مدرن    13
1-7 تك چهره باباتانگی    15
1-8 سرگرمی ون گوگ    16
فصل دوم :
2-1 گل های آفتاب گردان    18
2-2 گل های طبیعی    19
2-3 نقاشی نور بر نور    20
2-4 پویایی و تحرك    20
2-5 تراس كافه (فضای فانوس)    23

فصل سوم :
3-1 شب رنگی    26
3-2 فصل درو لاكرو    27
3-3 كاری آبی رنگ    28
3-4 اتاق خواب    30
3-5 رنگ پرقدرت ون گوگ    31
3-6 صندلیهای خالی    32
3-7 زن آدلی    35
3-8 اغراق در اشكال    36
3-9 شعله های سبز    37
3-10 پیچ و تاب در همه جا    39
فصل چهارم :
4-1 شب پرستاره    42
4-2 آثار مهم ون گوگ    44
4-3 نخستین قدم ها به دنبال میله    49
4-4 افزودن رنگ    50
4-5 نخستین قدمها    51
4-6 كلاغ ها پرفرار گندم زارها    53
4-7 آخرین منزل    55
4-8 موزه مجسمه ون گوگ    56
4-9 كارهای تقلبی از تابلوهای طبیعت ون گوگ    56
فصل پنجم :
نتیجه گیری    60
منابع و مآخذ    66
گزارش كار عملی     67
تصاویر كار عملی
مقدمه
تنها چند عبارت از كتاب تازه‌ای كه از وان گوگ انتشار یافته است نقل می‌كنم. و آن مجموعه نامه‌هائی است كه او به دوستش وان را پارد، نقاش دیگر هلندی نوشته است.
در یكی از نامه‌ها می‌نویسد : «من و شما یك خصیصه مشترك داریم و آن این است كه انگیزه‌های خود را در قلب مردم می‌جوئیم. و یك چیز مشترك دیگر نیز در میان ما هست و آن تمرین كردن از روی نمونه‌های زنده است، از روی واقعیت.»
او كه می‌خواست ترجمان زندگی مردم ساده باشد، در خطاب به آنها می‌گوید:‌ «وظیفه هنر نقاشی آن است كه روشنائی وجود شما را در جهان برپا كند.» و باز می‌نویسد : «انسان‌ها را به كجا می‌خواهم رهبری كنم؟ به سوی فضای آزاد و مرامی كه می‌خواهم به آنها تبلیغ نمایم چیست؟ این است: ای انسان‌ها بیائید تا در راه مقصود خود، وجود خود را وقف كنیم، كار بكنیم با تمام قلبمان، و دوست بداریم آنچه را كه دوست می‌داریم.»
ساده ترین زندگی‌ها را زندگی روستائیان می‌دانست، و بدین جهت بیش از همه به آنان دلبسته بود. می‌نویسد:‌ «چه خوب است كه زمستان باشد، توی برف. و پائیز چه خوب است كه زمستان باشد، توی برف. و پائیز چه خوب است، در برگ‌های زرد. و چه خوب است كه زمستان باشد، توی برف. و پائیز چه خوب است، در برگ‌های زرد. و چه خوب است تابستان، در گندمزارهای رسیده؛ و بهار چه خوب است، لای علفها. آدم در میان دروگرها و زنهای دهقان باشد؛ در تابستان زیر آسمان، در زمستان زیر دودكش سیاه، و بداند كه همیشه اینطور بوده و همیشه همینطور خواهد بود»…
«عقیده من این است كه یك زن روستائی زیباتر از یك «خانم» است، زن روستائی با آن دامن و ارخالق آبی رنگش، پوشیده از گرد و خاك وصله دار، كه فرسودگی و باد و آفتاب، در آن هزار ریزه كاری ایجاد كرده‌اند؛ ولی همین زن، آن لباس زرق و برق دار «خانم» را بر او بپوشانید، اصلیت خود را از دست می‌دهد.»
«اگر یك تابلو كه دهقانی را نقاش كرده، بوی روغن سوخته، بوی دود، بوی بخار سیب زمینی آب پز از آن متصاعد شود، این خوب است. این نا سالم نیست كه طویله بوی كود می‌دهد. این خوب است. خاصیت طویله همین است. اگر مزرعه بوی خوشه رسیده، یا بوی سیب زمینی، یا بوی فضله یا پهن می‌دهد، این در واقع طبیعی و سالم است. خصوصاً برای شهرنشین‌ها دیدن این تابلوها لازم است. ضرورتی ندارد كه تصویر یك روستائی را آدم عطر آگین بكشد.» و به دنبال آن می‌آورد: «درست است كه من غالبا در بدبختی به سر می‌برم؛ با این حال، نوعی هنجار و تعادل آرام و خالص در وجود من است. من موضوع نقش‌ها و طرح‌های خود را در فقیرترین كلبه‌ها پیدا می‌كنم، و در كثیف ترین كومه‌ها، و با جاذبه‌ای مقاومت ناپذیر به جانب آن مكان‌ها رانده می‌شوم…»

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی ساختار تحلیلی روابط خارجی ایران و روسیه از عصر صفوی تا كنون در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی ساختار تحلیلی روابط خارجی ایران و روسیه از عصر صفوی تا كنون در word دارای 40 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی ساختار تحلیلی روابط خارجی ایران و روسیه از عصر صفوی تا كنون در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه

در صحبت ایران و همسایگان، روسیه از اهمیت و جایگاه ویژ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای برخوردار بوده است.
ایران از عصر صفوی به عنوان یك واحد ملی منسجم ظاهر شده وبه لحاظ مجاورت با نواحی جنوبی روسیه به تعامل با آن كشور پرداخته است. بالطبع در تحلیل روابط خارجی این دو كشور باید به نقش متغیرهای مختلف داخلی، منطقه‌‌‌‌ای و بین المللی توجه وافر داشت. شرایط قوت و ضعف داخلی معادلات و مناسبات منطقه‌‌‌‌‌ای و نظام ساختار بین الملی همگی بر روابط ایران و روسیه تاثیر كذار بوده‌‌اند.
 از عصر صفوی تا به امروز نشیب و فرازهای مختلفی برای روابط دوجانبه ایران و روسیه رخ داده و مناسبات آنها را تحت تأ‌ثیر قرار داده است. بنابراین در پاسخ به این سوا‌ل كه چه علل و عواملی در جهت‌گیری‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها وسیاست خارجی متقابل ایران و روسیه تأ‌‌ثیر داشته‌‌اند، باید گفت كه این نوشته تعامل و پیوند متداخل متغیرهای سطوح ملی، منطقه‌‌‌‌‌ای وبین‌‌‌المللی در دوره‌‌‌‌‌های مختلف تاریخی را فرض می‌گیرد كه بر الگوهای رفتاری و روابط ایران وروسیه تاثیرگذار بوده‌‌‌‌‌اند.
در بیان مطلب حاضر، ابتدا یك درآمد مختصر به مسائل نظری به عنوان اساس تئوریك بحث خواهیم داشت.
دربخش دوم به مرور كلی و مختصر مسا‌‌ئل وحوادث روابط خارجی ایران و روسیه در مقاطع مختلف خواهیم پرداخت.
دوره اول به دوران صفوی تا پایان حكومت زندیه، دوره دوم به عصر قاجاریه، دوره سوم به عصر پهلوی، دوره چهارم به دوران پس از انقلاب اسلامی تا فرو پاشی شوروی و بالاخره دوره ششم به دوران پس از فروپاشی شوروی اختصاص خواهند داشت. درپایان هم یك جمع‌‌‌بندی از مباحث ارائه خواهیم داد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی و آشنایی با انقلاب اسلامی ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی و آشنایی با انقلاب اسلامی ایران در word دارای 80 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی و آشنایی با انقلاب اسلامی ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست

مقدمه1
مفهوم انقلاب2
انقلاب اسلامی چیست2
پیشینه و علل6
وقایع سال ????
صدور انقلاب16
نکاتی درباره چگونگی شکل‌گیری
 انقلاب اسلامی در ایران17
 انقلاب فرهنگی ایران25
انقلاب فرهنگی دوم26
انقلاب سفید27
خمینی و انقلاب ایران32
الهام گیری انقلاب اسلامی از قیام کربلا25
چگونگی تئوریزه شدن انقلاب اسلامی44
نقش روحانیون در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی69………
بررسی های نظری درباره انقلاب اسلامی70
معرفی برخی از نظریه پردازان انقلاب اسلامی73
چهره‌های اصلی انقلاب77
منابع80
انقلاب

 
مقدمه
انقلابی در سال ???? خورشیدی در ایران با شرکت اکثریت مردم، احزاب و روشنفکران ایران انجام پذیرفت. این انقلاب نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و پیش‌زمینه? روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی به رهبری روح‌الله خمینی در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیتهای اسلامی در این انقلاب حضور برجسته ای داشتند. روح‌الله خمینی این انقلاب را انقلاب اسلامی خواند. [?] این انقلاب با نام انقلاب ???? نیز شناخته میشود.
بازه اصلی انقلاب از ?? بهمن ???? با اولین راهپیمایی عظیم مردم تبریز شروع می‌شود و تا قیام مردم تهران در ?? بهمن سال ???? به طول مى كشد. پس از آن با تصویب قانون اساسی جدید سید روح الله خمینی به پرنفوذترین رهبر کشور تبدیل می‌شود.[نیازمند منبع] در این میان، پس از آن‌که تظاهرات و اعتصابات مردم کشور را فلج کرده بود، محمدرضا پهلوی به اجبار کشور را ترک کرد (دی ????) و پس از اعلام بی‌طرفی نظامیان نسبت به درگیری‌های خیابانی، سید روح‌الله خمینی به ایران بازگ‌شت. قیام مردم تهران در ?? بهمن سال ???? آخرین ضربه‌ای بود که سلسله? پهلوی را متلاشی کرد.
در رفراندوم دوازده فروردین ???? زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (?????) در قالب یک همه‌پرسی ملی نظام سلطنتى را نفى و با نوع حکومت جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.
سلطنت پهلوى معتقد به حفظ رژیم با كمك ارتش و سرویس‌های امنیتی بود؛ انقلاب حکومت سلطنتی را برانداخت و حکومتی دینى برپایه? تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام قبلى گردید.

مفهوم انقلاب
مطالعه نظام‏مند مفهوم جدید انقلاب، از قرن نوزدهم میلادی آغاز شد. در فرهنگ‏های سیاسی و علوم سیاسی، انقلاب را چنین تعریف می‏کنند: «سرنگونی یک نظام اجتماعی کهنه و فرسوده و جای‏گزین کردن آن با نظام اجتماعی نو و مترقی» یا «سرنگونی حکومت طبقه یا طبقات رو به زوال و جای‏گزین کردن آن با نظام اجتماعی جدید». در برخی موارد هم برای تعریف عام انقلاب که هر نوع تحول اساسی را در بربگیرد، آن را چنین تعریف می‏کنند: «هر نوع تحول کلی و اساسی».

انقلاب اسلامی چیست
از زمان انقلاب 79-1978 ایران، جهان غرب نسبتا به احتمال انقلاب اسلامی بیمناک بوده است، انقلابی که به نظر نقطه اوج جنبش احیاگری اسلامی در نظر گرفته شده است؛ جنبشی که در نهایت به دنبال تشکیل دولت اسلامی است. با این همه نقشی که انقلاب در پی ایفای آن در جنبش احیاگری اسلامی است به شفافیت مثال انقلاب ایران یا واکنش‌‌های روشنفکرانه به احیاگری جنبش اسلامی نیست.

همانطور که در جاهای دیگر در ادبیات جنبش احیاگرانه بیان شده است، مادامی که نظم سیاسی موجود از صحنه خارج نشده است احتمال اینکه دولت اسلامی شکل گیرد بعید است. همانطور که مودودی عنوان داشته «یک درخت لیمو که از ابتدا پرورش و تکامل می‌یابد در نهایت نمی‌‌تواند ناگهان میوه انبه تولید کند». و از آنجایی که هر نظم سیاسی در مقابل تغییر مقاومت می‌کند شیوه‌های عمل مستقیم برای براندازی نظم موجود لازم و ضروری است.
تاریخ اسلام در هنر نشان می‌دهد که موفقیت دین به کنترل مراکز قدرت وابسته است. کم‌شدن قدرت مسلمانان بعد از «اورنگ زیب» مانع گسترش اسلام و در نهایت باعث سقوط و فروپاشی قدرت مسلمانان در هنر شد. فجایع و مصیبت‌‌های حزب جماعت در سیاست پاکستان بعد از 1947 محدودیت‌های مربوط به انعطاف‌پذیری یک نظم سیاسی سکولار در برابر تقاضاهای اسلام‌گرایانه را به تصویر کشاند و نمایش داد. از نظر مودودی تا زمانی که زمام امور در مراکز قدرت در دست کسانی است که منافع آنها در تضاد با منافع اسلام است نمی‌‌توان به بقایای احیا دولت اسلامی امیدوار بود. بنابراین آنچه که در این شرایط از نظر مودودی ضروری است تغییر کامل در ساختار سیاسی قدرت است.

با این همه گستره و سرعت این تغییر و همچنین حالت و کیفیتی که منطق مودودی در آن در پراکسس حزب جماعت مسلمین خودی جای سوال دارد. مودودی به هیچ وجه به انقلاب خشن علاقه‌ای ندارد و در عوض او به شدت به تعامل با صاحبان قدرت راغب است و بر آن تاکید دارد.

مادامی که سیستم اجتماعی براساس مفاهیم و برداشت‌‌های غیراخلاقی و الحادی بنا شده است و رهبران آن «مرید شیطان» هستند، گردن نهادن و اطاعت کردن از چنین سیستم و ساختاری خلاف عقل است. اما آنچه که هم‌اکنون در سیاست پاکستان رخ می‌دهد اطاعت حزب جماعت اسلامی از «چنین ساختار سیاسی» است! به واقع اگر جماعت اسلامی موافق خوانشی انقلابی از آموزه‌های مودودی نیست پس چه چیزی فعالیت سیاسی حزب را به پیش می‌برد؟ چگونه حزب ایده تغییر سیاسی کامل و همه‌جانبه مودودی را تفسیر و تعبیر کرده است؟ چه چیزی لازم است تا دولتی اسلامی حاصل شود؟ پرسش‌ها و پاسخ‌ها به درک پیچیده داشتن مودودی از مفهوم انقلاب برمی‌گردد که لزوما همواره همسو و منطبق بر ایده‌های غربی واژه انقلابی نیست.

انقلاب اجتماعی فرآیند تغییر عمیق و اغلب خشونت‌آمیز است و شامل مخالفت کامل با نظم تثبیت‌شده موجود و کنار گذاشتن آن است و معمولا با نابودی نهادهای نظامی و بوروکراتیک نظام قبلی، حذف تمایزات طبقاتی (به‌ویژه انقلاب از نوع مارکسیستی آن)، برطرف شدن موانع فرهنگی برای تغییر اجتماعی و شکل‌گیری نهاد کاملا جدیدی از قدرت، توزیع ثروت و ساختار اجتماعی همراه است. انقلاب زمانی شروع می‌شود که نیروی رقیب و چالش‌گر سیستم موجود دست به سازماندهی برای اقدام عملی می‌زند که در نهایت به فرآیند تغییرات رادیکال ختم می‌شود و آن زمانی است که این نیروها مایلند و قادرند دست به اقدام خشونت‌آمیز بزنند.

اما جماعت هرگز چنین ایده‌ای از انقلاب را نپذیرفته و هرگز هم به دنبال به راه انداختن انقلاب اجتماعی نبوده است. بلکه از هر گونه تغییر اجتماعی خشونت‌آمیز اجتناب ورزیده است و در عوض در مسیر رسیدن به دولت اسلامی از طریق نظم سیاسی اجتماعی موجود است.

«جماعت اسلامی به دنبال برقراری یک اصلاح رادیکال واقعی یک انقلاب صلح‌آ‌میز و در کمال آرامش در پاکستان است. اما این انقلاب تنها به شکلی تدریجی میسور است. انقلاب مذکور باید قدم به قدم صورت گیرد. با این همه بسیاری دولت اسلامی مودودی و برنامه عملی وی برای رسیدن به آن را نوعی انقلاب فرض می‌کنند چرا که در درجه نخست این ایده بر کنار زدن دولت هندوها و بعدها پاکستان استوار بود و در طول زمان نیز تغییر چندانی در این ایده به وقوع نپیوست. به‌ویژه بعد از انقلاب اسلامی 79-1978 ایران، مودودی به عنوان تجسم واقعی طرفدار انقلاب اسلامی شناخته شد.

اما اشکال کار این بود که همان ابهام‌ها که در مورد الهامات وی از مفاهیم غربی وجود داشت در مورد برخورد نیز با انقلاب به وجود آمد. در واقع برنامه مودودی از نظر نیت، انقلابی به نظر می‌رسید و احتمالا هم از نظر منشا، مارکسیستی بود به‌خصوص اینکه وی در کتاب «فرآیند انقلاب اسلامی» به این نکته اشاره دارد که «اسلام یک ایدئولوژی انقلابی و یک عمل انقلابی است که هدف آن تخریب نظم اجتماعی جهان به طور کامل و بازسازی مجدد آن از اساس است… و جهاد حکایت از تلاش انقلابی انقلابی» خواند اما در همان مقاله در چرخشی واضح پیامبر را «پیامبر صبر و صلح» نامید.

 

منابع

هفته نامه مُبین/چاپ تهران
مجله همشهری دیپلماتیک/شماره یازدهم
وب‌گاه دانشگاه آذربایجان
تارنمای (وب‌گاه) یادمان رئیس جمهور
وب‌گاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی
روزنامه اطلاعات? ?? بهمن ???? (ر.ک به بحث این صفحه)
بی‌بی‌سی فارسی
ویکی‌پدیای انگلیسی، نسخه? ? ژوئن ???? /Iranian Revolution. (????, June ?) . In Wikipedia, The Free Encyclopedia. Retrieved ??:??, June ?, ????, from http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Iranian_Revolution&oldid=136169184
روز شمار انقلاب سال ???? (فارسی). رادیو دَری جمهوری اسلامی ایران (در تاریخ ?? اکتبر ????). بازدید در تاریخ ?? دی ????.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

آشنایی با دكارت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 آشنایی با دكارت در word دارای 46 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد آشنایی با دكارت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه
در پایان قرن شانزدهم میلادی فلسفه از حركت بازمانده بود و این دكارت بود كه دوباره آن را به حركت واداشت.
فلسفه اولین بار درقرن ششم پیش از میلاد آغاز شد. دو قرن بعد با ظهور مردانی چون سقراط، و پس او وی افلاطون، و ارسطو، فلسفه به عصر طلایی خود رسید. پس از آن، تا دو هزار سال اتفاق مهمی دراین عرصه رخ نداد. به عبارت دیگر، در این دوره طولانی كار اصیلی انجام نشد.
البته در این دوره فلاسفه بر جسته ای پا به میدان گذاشتند. در قرن سوم میلادی فلوطین از اهالی اسكندریه، در فلسفه‌ افلاطون تغییراتی داد و دراین روند فلسفه نوافلاطونی زاده شد . سپسس نوبت به سنت اگوستین از اهالی هیپو رسید كه فلسفه نوافلاطونی  ر ابا معیارهای مورد قبول الهیات مسیحی سازگار كند. ابن رشد، متفكر مسلمان، نیز اصلاحاتی در فلسفه ارسطو وارد و توماس آكوئیناس نیز به نوبه خود این فلسفه را الهیات مسیحی هماهنگ كرد. این چهار شخصیت مستقل، هر یك به نحوی بر پیشرفت جریان فلسفه اثر گذاشتند،‌اما هیچ یك از آنها فلسفه‌ جدیدی ابداع نكرد. كار آنها عمدتاً حاشیه نویسی، شرح و تفصیل فلسفه‌ افلاطون و ارسطو بود. بدین سان، فلسفه این دو فیلسوف دوران شرك و بت پرستی سنگ بنای فلسفه مذهبی كلیسای مسیحی شد. همین تغییر ماهیت فلسفه‌ افلاطون و ارسطو مبنای اصلی شكل گیری فلسفه مدرسی (اسكولاستیك) قرار گرفت و این نامی است كه به فعالیت‌های فلسفی قرون وسطی داده شده است. فلسفه‌ مدرسی همان فلسفه كلیسا بود كه به عدم خلاقیت و نوآوری خود می بالید. در این دوران، ابراز هرگونه عقاید جدید فلسفی منجر به تكفیر، تفتیش عقاید و نهایتاً‌سوختن در آتش به حكم كلیسا می شد.به تدریج افكار افلاطون و ارسطو در زیر لایه‌های متعدد تفاسیر شارحان مسیحی و مورد تأیید كلیسا مدفون شد وبدین ترتیب ریشه‌ اندیشه فلسفی خشكید.
در اواسط قرن پانزدهم، این وضعیت اسف‌بار تقریباً در تمامی حوزه‌های فعالیت فكری حاكم بود. در سرتاسر اروپای قرون وسطی حاكمیت مطلق و بی چون وچرا از آن كلیسا بود. اما از همان زمان، اولین شكاف‌ها در بنای عظیم قطعیت فلسفی پدیدار شد.
جالب آن است كه مبدأ اصلی پیدایش این شكاف‌ها همان دنیای كلاسیك ]یونان و روم[ بود كه افلاطون و ارسطو در آن پا به عرصه  وجود گذاشته بودند. بسیاری از آموخته هایی كه در قرون وسطی از دست رفته یا فراموش شده بود. دوباره احیا و الهام بخش رنسانس( نوزایی)‌دانش بشری شد.
رنسانس نگرش انسان مدارانه‌ای را با خود به همراه آورد. پی آمد این نگرش جنبش دین پیرایی  بود كه به استیلای كلیسا پایان داد. با این حال، پس از گذشت حدود یكصد سال از این تحولات در اروپا، فلسفه هنوز در بند مدرسیگری گرفتار مانده بود. این وضعیت تنها با ظهور دكارت به پایان رسید كه فلسفه‌ای مناسب برای عصر جدید ابداع كرد. طولی نكشید كه این نظام فلسفی در سراسر اروپا گسترش یافت و حتی به احترام او«دكارت‌گرایی»  نامیده شد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی تاریخ اتحاد جماهیر شوروی از آغاز تا پایان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی تاریخ اتحاد جماهیر شوروی از آغاز تا پایان در word دارای 147 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی تاریخ اتحاد جماهیر شوروی از آغاز تا پایان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقذمه

شكی نسیت كه لنین، رهبر بلشویك ها، در انقلاب پیروز شد. تاكتیك های پیروزمندانه اش شامل انحلال یكجانبه مجلس نمایندگان، دادن وعده های دروغین، و بالاخره پشت سر گذاشتن مخالفانش بود. لنین وعده دموكراسی داد، و رژیمی توتالیتر و سركوبگر عرضه داشت. او به دهقانان وعهده توزیع مجدد زمین داد، و مزارع اشتراكی دولتی را تحویل داد. لنین به نواحی غیر روسی كه امپراتوری روسیه آن ها را تصرف كرده بود وعده استقلال داد، و جماهیر شوروی را عرضه كرد. او زمینه همه حكومت های كمونیستی آتی را فراهم آورد.
یان گری تاریخ نگار هدف فوری لنین را پس از به دست آوردن قدرت بدین سان توصیف می كند:
” لنین در دولت و انقلاب، دقیقاً مراحلی را تنظیم و عرضه كرد كه برای بر انداختن جامعه سرمایه داری و ایجاد نظمی نو لازم بود… او می دانست كه بی رنگ باید از راه پشتیبانی عامه مردم، به ویژه توده دهقانان، موضع حزب را مستحكم كند”
برای موفقیت، لازم بود كه لنین نشان دهد مشغول اجرای وعده هایش در مورد زمین و صلح طلبی است. ولی او به راستی قصد نداشت اصلاحاتی در مورد زمین به عمل آورد. در عوض، كوشید تا دهقانان را مجاب كند كه هدف اصلی او، یعنی اشتراكی كردن دولتی زمین، برابر است  با همان توزیع مجدد زمین. كارش نتیجه نداد.
در این احوال، پیش از آن كه لنین بتواند به وعده هایی بپردازد كه به توده ها داده بود، كوشید كنترل حزبش را بر كشور مستحكم تر سازد. انلاقب اكتبر پایان تلاش بلشویك ها برای كسب قدرت نبود.
بلشویك ها به قدرت می رسند
انقلاب اكتبر، كه فرمانروایی بلشویك ها را استوار كرد، بیش تر نوعی چنگ انداختن به قدرت یا كودتا بود تا انقلابی واقعی. تزار عزل شده بود و دولت موقت كه كوشیده بود جای او را بگیرد در كل مورد قبول عامه مردم واقع شده بود. پس از آن بلشویك ها رهبران این دولت را خلع ید كرده و كنترل مركز حكومت را در پتروگراد به چنگ آورده بودند. هر چند مقامات رسمی / دولت موقت به اجبار كنار زده شده بودند، بلشویك ها پیروزی نظامی به دست نیاورده بودند و هنوز نیازمند پشتیبانی گسترده مردم بودند.
به دنبال پیروزی بلشویك ها، و در میانه جنگ جهانی اول، روسیه وضعیت متزلزلی داشت. صنایع نوپای كشور برای تامین نیازهای بخش های نظامی و غیر نظامی نارسا بودند، و در همان حال جنگ شدن می یافت. از همه این ها گذشته، فرایند صنعتی شدن هنوز به بخش كشاورزی نرسیده بود، و توده های دهقانان نمی توانستند هم در جبهه خدمت كنند و هم به كشاورزی بپردازند. در نتیجه، كار در هر دو قسمت لنگ بود.
اغلب مردم روسیه بی سواد بودند و عمدتآً از فقر شدید رنج می بردند. راه ها، پل ها، خطوط راه آهن و سایر خدمات عمومی و رفاهی چنان بود كه تقریباً بود و نبودشان فرقی نداشت. بدین ترتیب در آستانه برگزاری كنگره شوراهای سراسر روسیه در اواخر اكتبر 1917، بلشویك ها با چالش های جدی روبرو بودند.
لنین دولت تشكیل می دهد
كنگره اكتبر، اجتماع نمایندگانی از شوراها كه یا در انقلاب شركت كرده یا از آن پشتیبانی به عمل آورده بودند، با اكثریت آرا كنترل كشور به دست بلشویك ها را تایید كرد. لنین چنین تاییدی را حقانیت و رسیمت رهبری خویش تلقی كرد، و درصدد تشكیل كابینه ای دولتی برآمد، كابینه ای كه ” شورای كمیسرهای خلق” نام گرفت. كمیسرها همان وزیران كابینه در كشورهای مغرب زمین هستند. پانزده عضو كابینه لنینی فقط از میان بلشویك ها برگزیده شدند، از جمله خود لنین به عنوان رئیس شورا، و لئون تروتسكی كمیسر امور خارجه. از سمان اعضای كم اهمیت تر كابینه می توان اشاره كرد به ” انقلابی گرجستانی حرفه ای كم تر شناخته شده ای به نام ژوزف جوگاسویلی، مشهور به استالین یا مرد پولادین، كمیسر امور ملل ” – این توصیفی است كه رابرت دانیل آورده است. كمیسرها در راس سازمان های حكومتی بودند.
به هنگام سلطنت تزار، لنین اعلاك كرده بود و عده داده بود حكه بوروكراسی ( كاغذ بازی) را كه بر فعالیت های اداری روزمره حكومت سایه افكنده بود از میان بردارد. یكی از بازی های فراوان روزگار در تاریخ شوروی آن است كه پس از ایجاد حكومت جدید بلوشیكی، لنین متوجه شد كه به بوروكراسی گسترده تری نیازمند است تا بتواند كنترل مركزی را به دست آورد. آنان كه طبق نظریه ماركسیسم انتظار داشتند شوراهای محلی خودگردان باشند، با این جریان به كلی نومید شدند. لنین به سرعت تشخیص داد كه باید قدرتی مركزی ایجاد كند. او می گفت بدون حمایت حوكمت مركزی بلشویكی، كارگران در سطح محلی، مانند گذشته، در برابر استثمار آسیب پذیر خواهند بود، و، به هر تقدیر، خودگردانی بعداً عملی خواهد شد. لنین از دموكراسی صحبت كرده بود، ولی بعداً اظهار داشت كه كشور باید حكومت مركزی نیرومندی داشته باشد.
نمونه ای از رویكرد لنینی به حكومت، كوتاه زمانی پس از كسبه قدرت و آماده كردن صحنه برای ارعاب تمامت طلبانه آشكار گردید.
پیش از انقلاب اكتبر، لنین درخواست كرده بود كه دولت موقت نمایندگان تمام احزاب سیاسی را دعوت كند. كرنسكی مقدمات تشكیل این مجلس به اصطلاح موسسان را فراهم كرده بود. پس از آن كه كنگره اكتبر رهبری لنین را تائید كرد، وی تقاضا كرد كه تشكیل چنین مجلسی را تا زمانی نامشخص به تعویق اندازد، ولی تروتسكی از لنین خواست كه این مجلس طبق برنامه قبلی تشكیل شود.

فهرست

فصل اول: طرح تحقیق
1- عنوان    
2- مقدمه    
3- هدف از انجام تحقیق   
4- اهمیت موضوع مورد مطالعه   
5- تبیین فرضیه ها   
فصل دوم: ادبیات تحقیق
1-2- دوران لنین ] ثبات امپراطوری [   
2-2- دوران استالین ] وحشت و ارعاب [   
3-2- دوران خروشچف ] شكست های بزرگ [   
4-2- دوران برژنف ] اقتدار جماهیر [   
5-2- دوران گورباچف ] اصلاحات ناموفق [   
6-2- پیامدهای فروپاشی شوروی   
       1-6-2- تولد پانزده جمهوری جدید   
       2-6-2- تهدید امنیت   
       3-6-2- اروپای واحد       
فصل سوم: روش مراحل اجرای تحقیق
1-3- روش انجام تحقیق   
2-3- جامعه آماری   
3-3- محیط پژوهش   
4-3- ابزار گردآوری اطلاعات   
5-3- اصطلاحات   
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته ها:
فصل پنجم: خلاصه تحقیق و پیشنهادها
1-5- نتیجه   
2-5- پیشنهاد   
3-5- منابع:   
 

فهرست منابع

1-    تاریخ اتحاد شوروی از آغاز تا پایان/ نوشته پیتر كنز- ترجمه علی اكبر محمدیان/ انتشارت امیركبیر چاپ 1381.
2-    گزیده‌ای از ترجمه كتاب
The Russian Revolution New your knopf, 1990  نوشته Richgrd pipes
3-    گزیده‌ای از ترجمه كتاب
Soviet union: A country Washington, DC lirary of congress, 1991
4-    گزیده‌ای از ترجمه كتاب
Russiun and the Inde pendent states washing ton, DC: congressional Quarterly. 1993
5-    سیاست و حكومت در شوروی ترجمه علیرضا طیب 1368.
6-    گورباچف و امنیت اروپا، گزارش گروه استراتژی اروپا، ترجمه علیرضا، جلد ب، 1369
7-     تحولات اجتماعی و سیاسی در اروپای شرقی، دكتر عبدالعلی قوام، 1369

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی اشیاء و ظروف برنزی دوره ساسانی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی اشیاء و ظروف برنزی دوره ساسانی در word دارای 233 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی اشیاء و ظروف برنزی دوره ساسانی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب
مقدمه     1
فصل اول:كلیات    3
1-1 بیان مسئله    4
1-2 اهداف تحقیق    4
1-3 سوالات تحقیق    5
1-4 فرضیات تحقیق    5
1-5 روش تحقیق    5
1-6 محدودیتهای تحقیق    6
فصل دوم:تاریخ سیاسی ساسانیان    7
فصل سوم:ظروف    11
3-1 مشخصات كلی ظروف دوره ساسانی     12
3-1-1 شكل ظروف    12
3-1-2 تكنیك ساخت ظروف    15
3-1-3 تكنیك تزیینات ظروف    16
3-1-4 تزیینات ظروف و گاهنگاری آنها    17
3-2 ظروف مفرغی    23
3-2-1 بشقابها    27
3-2-2 سینی ها    37
3-2-3 كاسه ها    49
3-2-4 ابریق ها    67
3-2-5 گلدانها    71
3-3 نتیجه گیری فصل    81
فصل چهارم:پیكره ها    85
4-1 مشخصات كلی پیكره سازی دوره ساسانی    86
4-2 پیكره های مفرغی    95
4-3 نتیجه گیری فصل    142
فصل پنجم:مسكوكات    145
5-1 مشخصات كلی سكه های دوره ساسانی    146
5-2 سكه های مفرغی    158
5-3 نتیجه گیری فصل    197
فصل ششم:نتیجه گیری كلی و پیشنهادات    199
6-1 نتیجه گیری كلی    200
6-2 پیشنهادات     201
پیوست     203
منابع و مآخذ      204
چكیده انگلیسی     215
 
فهرست جدول ها

3-1-1 جدول جنبه نمادین برخی از نقوش ظروف فلزی دوره ساسانی      18
3-1-2 جدول طبقه بندی و گاهنگاری ظروف فلزی دوره ساسانی       22
3-2-1 جدول مشخصات ظروف مفرغی مورد مطالعه      80
4-2-1 جدول مشخصات پیكره های مفرغی مورد مطالعه     141
5-2-1 جدول مشخصات سكه های مفرغی مورد مطالعه      194
5-2-2 جدول تاجهای پادشاهان ساسانی بر روی سكه ها       196

 
فهرست شكلها

3-2-2-1-1 شكل كاخ بازسازی شده از روی تصویر سینی مفرغی    39
3-2-2-1-2 شكل سینی مفرغی كاخ    40
3-2-2-2-1 شكل سینی مفرغی با نقوش انسانی    43
4-2-2-3-1  شكل سینی مفرغی با نقوش گیاهی    47
3-2-4-1-1  شكل ابریق مفرغی    69
4-1-1  شكل نیم ستون با نیم تنه گچی     91
4-2-1-1  شكل تاج پادشاهان ساسانی     98
4-2-1-3-1  شكل تاج پیروز اول    105
4-2-1-4-1 شكل تاج یزدگرد دوم و بلاش بر روی سكه ها     107
5-2-1-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های اردشیر اول     160
5-2-2-1   شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های شاپور اول     164
5-2-3-1   شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های بهرام اول     167
5-2-5-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های نرسی     170
5-2-6-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های هرمز دوم    172
5-2-7-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های شاپور دوم     174
5-2-8-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های شاپور سوم     177
5-2-9-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های بهرام چهارم     179
5-2-10-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های یزدگرد اول    181
5-2-11-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های پیروز     183
5-2-12-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های قباد اول    185
5-2-13-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های خسرو اول     187
5-2-14-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های خسرو دوم     189
5-2-15-1  شكل نوع تاجها و آتشدانهای سكه های یزدگرد سوم     193

مقدمه :
یکی از درخشانترین دوره های تاریخ فرهنگ و تمدن ایران از نظر ترویج هنرهای گوناگون، دوره ساسانی است. دوره طولانی جهانداری ساسانیان (652-224م) که خود را وارث شیوه و منشی جهانداری هخامنشیان می دانستند، از پادشاهی اردشیر اول آغاز گردیده و با ظهور اسلام و شکست یزدگرد سوم پایان گرفته است.
هنر این دوره دارای ویژگیهای درباری، رسمی و مذهبی می باشد. تاثیرات مذهب در فرهنگ و هنر از آغاز تا پایان دوره کاملاً نمایان است.
دوره ساسانی نه تنها تضمین کننده ی تداوم خلاقیتهای گذشته بوده بلکه با نوآوریهای هنری خود سهم مهمی در عرصه جهانی ایفا کرده است. جامعه و تمدن ساسانی ضمن نگاه به گذشته و بی تفاوت نبودن بر جریانهای فرهنگی روز به دلیل وسعت شاهنشاهی ساسانی که از سرحدات گرجستان و ارمنستان تا سواحل خلیج فارس و دریای عمان و از سواحل سند تا روز فرات گسترده بود، ضمن پذیرش جریانهای متفاوت فرهنگی، عناصر فرهنگی آنها را منطبق با نیازها و سنتهای ملی خود تغییر شکل و محتوا می دهد و تبدیل به محصول فرهنگی نوینی می کند.
با انقراض این شاهنشاهی، سنت هنری آن دوره پایان نمی پذیرد، بلکه خلافت بنی امیه وبنی عباس را تحت تاثیر شدید افکار و عقاید هنری خود قرار می دهد و تا نواحی دوردست اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام و امپراتوری عظیم روم شرق نیز نفوذ می کند.
در دوره ساسانی بدلیل وسعت شاهنشاهی که برگستره وسیعی از جهان قدیم فرمانروایی می کرد، شاهد تنوع فرهنگی و اقلیمی و هنرهای رایج هستیم، هنرهای همچون معماری، فلزکاری، مهرسازی، گچ بری، پارچه بافی، سکه زنی و غیره، هر یک از این هنرها به اوج شکوفایی خود رسیده بوده اند که امروزه بر آثار باقی مانده قابل مشاهده است.یکی از این هنرها که به اوج شکوفایی خود رسیده بود هنر و صنعت فلزکاری است. اشیاء فراوانی از فلزهای گوناگون همچون طلا، نقره، مفرغ و غیره ساخته شده است. این اشیاء از ظروف گرفته تازیورآلات، مسکوکات، ادوات جنگی و پیکره ها و …
در حال حاضر بسیاری از این آثار ارزشمند در موزه های معروف جهان همچون موزه لوور، بریتانیا، ارمیتاژ، متروپولتین و همچنین مجموعه های خصوصی نگهداری می شوند.
امروزه به اشیاء ساخته شده از طلا و نقره بخصوص ظروف، مسکوکات توجه فراوانی شده است و مطالعات جامع و کاملی از جنبه های مختلف بر روی این آثار توسط پژوهشگران ایرانی و خارجی صورت گرفته که بصورت مقالات و کتابهای متعدد منتشر گردیده است.
ولی متاسفانه به اشیاء مفرغی این دوره اهمیت چندانی داده نشده است.
در دوره ساسانی اشیاء فراوانی از مفرغ* ساخته شده است که از این میان می توان به ادوات جنگی، زیورآلات ظروف، پیکره ها، قلاب کمرها و مسکوکات اشاره نمود که هر کدام از آنها دارای اهمیت و زیبایی خاص به خود می باشند.
بدلیل اینکه مطالعه و بررسی همگی آثار مفرغی این دوره، بخاطر گستردگی در این پایان‌نامه میسر نمی باشد. بنابراین در این پایان‌نامه سعی بر آن شده است که مجموعه از این آثار را که شامل ظروف، پیکره ها و مسکوکات می باشد را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و با تفکیک و معرفی آثار به تحلیل و مقایسه تطبیقی با سایر آثار این دوره  پرداخته شود.
امید است مطالب این تحقیق گاهی کوچک باشد در جهت شناخت و معرفی هنر مفرغ کاری این دوره بخصوص اواخر دوره ساسانی و اوایل اسلام .

كتابنامه:
-Amiet, P. 1970. “Ofrevrerie Sassanide au Musee du Louvre,” Syria 47, Paris, P. 51-52.
-Azarnaush, M. 1994. The Sassanian Manor House at Hajiabad, Iran, Monagraphy Di Mesepotamia III, Florence, Case Editrece latter.
-Bivar, A. D. H. 1969. Catalogue of the Western Asiatic Seals in the Biritish museum Stamp Seals, The Sassanian Dynasty, London: Biritish Museum.
-Curtis, V. 2001.”Coins”, The Splandour of Iran, Vol: I, London: Booth.Clibbron, P:737.
-Curtis, V. & J., Rogers. The Art Areachealogy of Ancient Persian, New light on the Parthian and Sassanian Empire, London – Newyork:I.B. Taurls Publishers, in association With the British institure.
-Erdmann, K. 1936. “Die Sassanidisehen, Jagdschalen : Untersuchungen Zur Entwicklungsges Chichte der iranischen Edelmetallkunst unter den Sassanin”, Jahrbuch der Preusischen Kunstsammlungen, 57, P:193-232.
-Erdmann, K. 1937. Sassanidesche Kunst, Staatlich Museum Zu Berlin, Bilderhefte der Islamischen Abteilung4, Berlin: Lank wite.
-Göbl, R. 1971. Sassanian Numismatics, Kilnkhardt, Biermann, BraunXchweig.
-Graber, O. 1967. Sassanian Silver, Late Antique and Early mediaeval Arts of Luxury from Ann, Arbor, university of Michgan Museum of Art.
-Gyslen, R. 1993. “LesMonnaies”, In Splendeur des Sassanides, Bruxells: Musees royauy d, Art et d, historie, P:127-130.
-Harper, P. O. 1978. The Royal Hunter, Art of the Sassanian Empir, Newyork: Asia Socity.
-Harper, P. O. 1988. “Boat – Shaped Bowls of the Sassanian Period”, Iranica Antiqua 23, P:331-345.
-Harper, P. O. 1993. “Le Vaisselle en Metal”, in Splendeur des Sassanids, Bruxelles: Musees royouy d Art et d Historire, P:103-106.
-Harper, P. O. 2001. “Metalwork”, in The Splandour of Iran, London: Booth – clibbron, Vol: I, P:396-401.
-Harper, P. O. & P. Meyers. 1981. Silver Vessels of the Sasanian Period, Royal Imagry, Newyork: Metropolitan Museum of Art and Princeton university Press.
-Kröger, J. 1982. Sassanidischer Stuckdekor, Baghdader Farschungen Bd. 5. Maniz: Philipp Von Zabern.
-Laporte, P. & A. Jeroussalimskaja & B. Marshak & A. Nikitin & others. 1993. ” Catalogue”, in Splendeur des Sasanides, Bruyelles; Musees royouy d Art et d historire,
-Mahbobian, h. 1997. Art of Ancient Iran, copper and Bronze:The Hushang Mahbobian family collection, London: philip wilson.
-Louknine, V. & I, Antoni. 2003. Persian Art, London:Sirocdo.
-Muscarella, O. 1988. Bronze and Iron, Ancient Near Eastern Artifact in the Metropolitan Museum of Art, Newyork: Metropolitan Museum of Art.
-Orbeli, J. 1983. “Sasanian and early Islamic Metalwork”, in A Survey of Persian, A.U. pope. London – Newyork: Oxford University Press, Vol:II, P:763-770.
-Orbeli, J. & C. V. Trever. 1935. Sasanidskii Metal, Moscow and Saintpetersburg: Acedemia.
-Parrot, A. 1953. “Acquisition et Inedits du Musee de Louvre Bronze, Iraniens, Bust de Roi Sasanides”, Syria, Vol:XXX, Paris, P:1-11.
-Parrot, A. 1955. “Bronze Royal Sasanide”, Syria, Vol: XXXII, Paris, P:308-309.
-Paruck, F. 1924. Sasanian Coins, Book Corportion, New Delhi, Bombay.
-Ringbom, I, L, 1938. “The Sasanian Bronze Salvers With Paridaeza Motifs”, in A Survey of Persian Art, A. U. pope, Vol: XIV, London Newyork: Oxford University Press, P:3029-3038.
-Sarre, F. 1910. Dia Kunst Alten Persian, Berlin: mann.
-Sellwood, D. 1985. An Introduction of Sasanian Coins, London: Spink.
-Trever, C. 1938. “Sasanian Coinage”, in A Survey of Persian, A. U. pope. Vol: II, London- Newyork: Oxford University Press, P:820-826.
-Walker, J, M. 1976. A Catalogue of the Arab- Sasanian Coins, London- Newyork : Oxford University press.
www.Biritishmuseum.org
www.froum.p30world.com
www.grifterrec.com
www.Iranchamber.com
www.mmetropolitan.org
www.Vauctions.com
www.Wikipedia.com
 
آلرام، میشائیل. 1380. 7000هزار سال هنر ایران. ترجمه فرانك بحرالعلومی، (تهران:انتشارات موزه ملی ایران).
احسانی، محمد تقی. 1382. هفت هزار سال هنر فلز كاری در ایران، (‌تهران: انتشارات علمی و فرهنگی).
امینی، امین. 1385. سكه‌های ساسانی، (یزد: انتشارات مولف).
براون،‌ مایكل. 1374. « سكه‌سازی »، هنرهای ایران، ترجمه پرویز مرزبان، (‌تهران: انتشارات فروزان).
پاكزادیان، حسن. 1384. تاریخ و گاهشماری در سكه‌های ساسانی، ( تهران: انتشارات مولف)
پوپ، آرتور. 1338. شاهكارهای هنر ایران، ترجمه پرویز ناتل خانلری، چاپ اول، (‌تهران:بنگاه مطبوعاتی صفعلی شاه).
رحیمی، فرشته. 1380. بررسی تكنیكی و تعیین اصالت مجموعه اشیاء نقره‌ای غارقوری قلعه، پایان نامه كارشناسی ارشد، (‌دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مركزی منتشر نگردیده است).
ریاضی،‌ محمد رضا. 1383. «طرحها و نقشهای دوران ساسانی 2»، نشان، شماره 5، (تهران)، ص53-51.
شراتو، امبرتو و ماریوبوسایلی. 1383. تاریخ هنر ایران( هنر پارت و ساسانی)،‌ ترجمه یعقوب آژند، (‌تهران: انتشارات مولی).
شیب مان، كلاووس. 1383. تاریخ شاهنشاهی ساسانی، ترجمه فرامرز نجارسمیعی، ( تهران: پژوهشكده زبان وگویش).
كورتیس، جان. 1385. ایران باستان، ترجمه آذربصیر، (‌تهران: انتشارات امیركبیر).
گانتر، آن سی وپل جت. 1383. فلز كاری ایران در دوران هخامنشی، اشكانی، ساسانی، ترجمه شهرام حیدر آبادیان، (‌تهران:گنجینه هنر).
گدار، آندره. 1377. هنر ایران، ترجمه دكتر بهروز حبیبی، (‌تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی).
گیرشمن، رمان. 1350. هنر ایران (‌پارت و ساسانی)، ترجمه بهرام فره‌وشی (‌تهران:بنگاه ترجمه و نشر كتاب).
گیرشمن، رمان. 1381. ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، ( تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب).
لك پور، سیمین. 1375. سفید روی. (‌تهران: میراث فرهنگی كشور).
لوكونین، ولادیمیر. 1352. كاتالوگ شاهكارهای ساسانی در موزه ارمیتاژ، (‌تهران: انتشارات موزه ملی ایران).
لوكونین، ولادیمیر. 1350. تمدن ایران ساسانی، ترجمه عنایت الله رضا، (‌تهران: ترجمه ونشر كتاب)
مرادی، یوسف. 1382. « سرستونهای نویافته ساسانی در كرمانشاه، بازشناسی اسب سوار ایران بزرگ طاق بستان و ایزدان سرستونهای ساسانی»، تاریخ وباستان شناسی، ش35، ص35-34.
مقدم،‌ محمد. 1380. جستار درباره مهر و ناهید، (‌تهران: انتشارات هیرمند).
موزه ملی ایران، 1385. كاتالوگ گچبری در آرایه‌ها و تزئینات معماری دوران اشكانی، ساسانی، (تهران: انتشارات موزه ملی ایران).
هارپر، پرودنس. 1379. « سیمینه‌های درباری ساسانیان»، اوجهای درخشان هنر ایران، ترجمه هرمز عبداللهی و رویین پاكباز، (‌تهران : انتشارات آگاه).
هرمان، جورجینا، 1373. تجدید حیات هنر و تمدن ایران باستان، ترجمه مهرداد وحدتی، (‌تهران: مركز نشر دانشگاهی).
یارشاطر، احسان. 1348. تاریخ ایران از سلوكیان تا فروپاشی دولت ساسانی، ترجمه حسن انوشه، ج دوم، (‌تهران: انتشارات امیركبیر).
ویلسن، كریستی 1317. تاریخ صنایع ایران، ترجمه عبدالله فریاد، (‌تهران: چاپخانه بروخیم).

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید