مقاله بررسی میزان توانمندی کارکنان گمرکات با استناد به مدل وتن و کمرون در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی میزان توانمندی کارکنان گمرکات با استناد به مدل وتن و کمرون در word دارای 154 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی میزان توانمندی کارکنان گمرکات با استناد به مدل وتن و کمرون در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی میزان توانمندی کارکنان گمرکات با استناد به مدل وتن و کمرون در word

چکیده

فصل اول

کلیات تحقیق

1-2 مقدمه

1-2 بیان مساله

1-3 پیشینه تحقیق

1-4 اهمیت وضرورت تحقیق

1-5 اهداف تحقیق

1-6 فرضیه های تحقیق

7-1 چارچوب نظری و مدل تحلیلی تحقیق

1-8 نوع و روش تحقیق

1-9 قلمرو مکانی تحقیق

1-10 قلمرو زمانی تحقیق

1-11 روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه

1-12 ابزارهای گردآوری داده ها

1-13 محدودیتها و موانع تحقیق

1-15 منابع استفاده شده

فصل دوم

((ادبیات تحقیق))

2-1 مقدمه

2-2 تعاریف و مفاهیم توانمندسازی

2-3  دلایل توانمند سازی

2-4 مزایای توانمندسازی

2-5  فرهنگ سازمانی و توانمندسازی

2-5-1  فرهنگ قدرت

2-5-2  فرهنگ تمرکز بر تقسیم وظایف

2-5-3 فرهنگ کار گروهی

2-5-4 فرهنگ متکی به خود

2-6 دیدگاه های مختلف توانمندسازی

2-6-1 دیدگاه عقلانی

2-6-2 دیدگاه انگیزشی

2-6-3 دیدگاه فوق انگیزشی

2-6-4 دیدگاه سیستمی

2-7 مدل های توانمندسازی

2-7-1 مدل هایی که بر ویژگی های عام توانمندسازی تاکید دارند

2-7-1-1 مدل توماس و ولتوس;

2-7-1-2 مدل باون و لاولر

2-7-1-3 مدل اسپریتزر

2-7-1-4 مدل کوئین و اسپریتزر

2-7-1-5 مدل آلفرد باندورا

2-7-1-6 مدل خود اثر بخشی

2-7-1-7 مدل ایده آل نوکر

2-7-2 مدلهای اقتضایی

2-7-2-1 مدل فورد و فوتلر

2-7-2-2 مدل بلانچارد زیگارمی و زیگارمی

2-7-2-3 مدل کانگر و کاننگو

2-7-2-4مدل سیستمی توانمندسازی

2-8 انواع نگرش به توانمندسازی

2-8-1 توانمندسازی به عنوان یک عامل ارتباطی

2-8-2 توانمند‌سازی به عنوان یک عامل انگیزشی

2-9 ابعاد توانمندسازی

2-9-1  خود اثر بخشی

2-9-2 خودسامانی

2-9-3  پذیرفتن شخصی نتیجه

2-9-4  معنی دار بودن

2-9-5  اعتماد

2-10   عوامل روان شناختی توانمندسازی

2-10-1  احساس شایستگی

2-10-2  احساس داشتن حق انتخاب

2-10-3 احساس موثر بودن

2-10-4   احساس معنی دار بودن

2-10-5 احساس داشتن اعتماد به دیگران

2-11 ویژگی های سازمان توانمند

2-12 متغیرهای مؤثر بر احساس توانمندی افراد

2-12-1 ویژگی های فردی و شخصیتی

2-12-2  ویژگی های گروه کاری

2-12-3  ویژگی های ساختاری اجتماعی واحد کار

2-13- فرآیند توانمندسازی

2-13-1- الگوی توانمندسازی کانگر و کاننگو

2-13-2-مدل چهار مرحله توانمندسازی تری ویلسون

2-13-3-الگوی پنج بعد هسته ای توانمندسازی(وتن و کامرون)

2-14-روش های توانمند سازی

2-15-  تاثیر توانمندسازی بر نگرش کارکنان

2-15-1-  تعهد در نوآوری برای روش های انجام کار

2-15-2-  تغییر در مسئویت ها

2-15-3 – تغییر در یادگیری

2- 16- پیامدهای توانمندسازی

2-16-1-  پیامدهای نگرشی

2-16-2-  پیامدهای رفتاری

2-17- نقش تفویض اختیار  و واگذاری وظایف و مسئولیت ها در توانمندسازی افراد

2-17-1-  رهنمودهایی برای تفویض کار

2-18-  شفاف کردن اهداف و نقش آن در توانمندسازی کارکنان

2-18-1-  هدف های ویژه

2-18-2- هدف های قابل اندازه گیری

2-18-3- هدف های هم سو

2-18-4-هدف های قابل وصول

2-18-5-هدف های محدود به زمان

2-19-  مشارکت اطلاعاتی و نقش آن در توانمندسازی کارکنان

2-20- گروه و توانمند سازی

2-21- سبک رهبری متناسب با توانمندی

2-21-1- ترازهای بالندگی و روش های رهبری

2-21-2- چرخه بالندگی رهبری توانمند ساز

2-22- نظارت بر توانمندسازی

2-23- فرهنگ توانمندسازی

2-24- توانمندسازی افراد ومدیران

2-25-توانمندسازی و رضایت شغلی

2-26-توانمندسازی و فشار عصبی

منابع فارسی

فصل سوم

متدولوژی تحقیق

3-1- مقدمه

3-2- روش تحقیق

3-3- ابزار جمع آوری اطلاعات

3-4- مقیاس سنجش نگرش ها

3-5- پایایی

3-6- روایی

3-7- جامعه و نمونه آماری

3-8- روش‌های نمونه‌گیری

3-9- تکنیک های آماری مورد استفاده در تحقیق

3-10- مدل تحلیلی تحقیق

منابع و مآخذ فصل سوم

فصل چهارم

ارائه تجزیه و تحلیل در مورد موضوع

4-1- مقدمه

4-2- توصیف داده ها

4-3- استنباط آماری پیرامون فرضیه ها

4-4 بررسی روایی و پایایی عوامل مطرح شده

فصل پنجم

نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1مقدمه

5-2 نتایج

5-3 پیشنهادات

پیوستها

منابع و مآخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی میزان توانمندی کارکنان گمرکات با استناد به مدل وتن و کمرون در word

 1-آذر، عادل و منصور مومنی، آمار و کاربرد آن در مدیریت،(1377)،تهران، انتشارات سمت

2- امیرکبیری، علیرضا،رویکردهای سازمان ومدیریت ورفتار سازمانی،(1385)، تهران، نگاه دانش

3-اسکندری، مجتبی،طراحی و تبیین الگوی توانمندسازی مدیران،(1381)، پایان نامه دوره دکتری مدیریت رفتار سازمانی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

4-اسمیت، جین، توانمندسازی کارکنان،(1381)، ترجمه: سعید باقریان، تهران، انتشارات خرم

5-بازرگان،عباس و سایرین، روش تحقیق در علوم رفتاری،(1381)، تهران،انتشارات آگه

6-بلانچارد،کنث، سه کلید توان افزایی،(1379)، ترجمه: فضل الله امینی، تهران،انتشارات فردا

7-خاکی، غلامرضا، روش تحقیق رویکردی به پایان نامه نویسی،(1378)، تهران، انتشارات مرکز تحقیقات کشور

8-شاهرکنی، سید حبیب الله، مدیریت توانمندسازی کارکنان،(1381)، توسعه مدیریت، شماره39

9-شهرانی، عباس، بررسی موانع توانمندسازی کارکنان در گروه بهمن،(1384)، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشکده حسابداری و مدیریت ، دانشگاه علامه طباطبایی

 10-کاکاوند، علیرضا و عبدالمجید نگارش نژاد، روش تحقیق در علوم رفتاری، (1383)،کرج،انتشارات سرافزار

11-کیوی، ریموند و کامپنهود،روش تحقیق در علوم اجتماعی،(1377) ،ترجمه غلامحسین نیک گهر، تهران، انتشارات توتیا

12- کرینر، استوارت،  دیدگاههای کلیدی در مدیریت،(1381)،ترجمه محمد علی حسین نجات، تهران ،دفتر پژوهشهای فرهنگی

13-محمدی، محمد،  توانمندسازی کارکنان، رویکردها و فرایندها،(1380)، فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره 33و34 ،

14-محمدی، محمد،،برنامه های توانمندسازی،(1382)،فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره35و36

15-نوروزی، مجتبی، بررسی رابطه عوامل روان شناختی توانمندسازی کارکنان با کارایی در شعب بانک ملت، (1384)، پایان نامه دکتری دوره کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

16- هندی، چارلز ، خدایان مدیریت،(1376) ،ترجمه: کهزاد آذرهوش، تهران، انتشارات فرا

18-ویلکاکس، گراهام، فن توانمندسازی،(1379)، ترجمه:محمدی، تهران، انتشارات یساولی

20-وتن، دیوید ای وکمرون، تواناسازی و تفویض اختیار،(1378)،ترجمه بدرالدین اورعی یزدانی،تهران: انتشارات موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت وابسته به وزارت نیرو

 مقدمه

دانش امروز به قدری گسترده است که هیچ فردی نمی تواند امیدوار باشد که بتواند حتی بر یک رشته از دانش بشری احاطه یابد .بنابر این هر کس در حد توان از این دریای بیکران علم بهره مند می شود و قطره ای بر آن می افزاید  لذا با توجه به گسترده بودن مبحث توانمندسازی و ابعاد آن سعی شده است مطالب جدید و نکات مفیدی ارایه شود . در این فصل توانمندسازی و ابعاد آن از دیدگاههای مختلف بررسی شده است

2-2 تعاریف و مفاهیم توانمندسازی

    توانمندسازی به معنی قدرت بخشیدن[1] است بدین معنی که به افراد کمک کنیم تا احساس اعتماد به نفس خود را بهبود بخشند و براحساس ناتوانی[2] و درماندگی[3] خود چیره شوند هم چنین بدین معنی است که انگیزه درونی را برای انجام یک وظیفه بسیج کنیم.توانمندسازی افراد به معنی تشویق آنان است. یعنی این که فرصت هائی را برای افراد فراهم آوریم تا نشان دهند که می توانند ایده های خوبی آفریده و آن ها را به عمل برساند(smith, 2000, p 1)

   توانمندسازی به معنی آن است که افراد را به طور ساده تشویق کنیم تا نقش فعال تری در کارشان ایفا کنند و تا آن جا پیش روند که مسئولیت بهبود فعالیت های خود را به عهده بگیرند ودر نهایت به حدی از توان برسند که بدون مراجعه به مسئول بالاتر بتوانند تصمیمات کلیدی بزرگی بگیرند.(ا سمیت،1381،ص10)

توانمندسازی به معنای “فراهم آوردن منابع و ابزار لازم برای افراد به گونه ای که برای آن ها قابل روئیت بوده و آن ها را در جهت مصالح خود استفاده کنند” می باشد

توانمندسازی به عنوان چهار وظیفه است که افراد هنگام انجام فعالیت کاریشان از خود بروز می دهند این چهار بعد توانمندسازی شامل معنی دار بودن، اثر گذاری، شایستگی و حق انتخاب می باشد.  (Thomas, 1990, p1)

در فرهنگ لغت و بستراز توانمندسازی به عنوان تفویض اختیار با اعطای قدرت قانونی به سایرین تعبیر شده است.کانگروکاننگو عنوان می دارند هر گونه استراتژی یا تکنیک مدیریتی که منجر به افزایش حق تعیین سرنوشت و کفایت نفس کارکنان گردد توانمند سازی آن ها را در پی خواهد داشت برعکس، هر استراتژی که برخورداری از حق تعیین سرنوشت و یا کفایت نفس کارکنان را تضعیف کند باعث تقویت احساس «عدم داشتن قدرت»[4] در آن ها شده و عدم توانمندی را در پی خواهد داشت.(conger & Kanungo,1998, p 473)

در واقع فرهنگ لغت آکسفورد فعل توانمندسازی را به عنوان «توانا ساختن»[5] تعریف می کند توانا ساختن عبارت است از ایجاد شرایط لازم برای ارتقاء انگیزش افراد در انجام وظایف شان از طریق پرورش احساس کفایت نفس به اعتماد نظریه پردازان مدیریت توانمندسازی هم عبارت است از در اختیار قرار دادن منابع مورد نیاز در دسترس کارکنان و هم عبارت است از تقویت احساس مهم بودن[6] در آن ها با توجه به آن چه گذشت، کانگرو کاننگو تفویض اختیار را پایه اصلی فرایند توانمندسازی کارکنان به شمار می آوردند ولی برای تحقق کامل آن شرایط دیگری نیز لازم است بنابراین توانمندسازی عبارتست از

فرایند تقویت کفایت نفس افراد سازمان از طریق شناسایی و معرفی شرایطی که باعث احساس «عدم برخورداری از قدرت» در آن ها شده و تلاش در جهت رفع آن ها هم با کمک اقدامات رسمی سازمان و هم با بهره گیری از متون غیر رسمی تهیه و تدارک اطلاعاتی که به کفایت آن ها در سازمان کمک کند(conger & Kanungo, 1998, p 475)

بعد از کانگرو کاننگو هم چنان تعاریف زیادی از توانمندسازی به عمل آمد اغلب نظریه پردازان مدیریت به تعریف این اصطلاح از بعد ارتباطی پرداختند. به عنوان مثال صاحب نظرانی چون بلاک و پیترز توانمندسازی را فرایند تسهیم قدرت بین افرادی که در سازمان کار می کنند تعریف کرده اند، چاپی و کارستون توانمندسازی را فرایند تسهیم مجدد اختیار و کنترل دانستند، به اعتقاد شوتز توانمندسازی عبارت است از مشارکت کامل کارکنان و مدیران در تصمیم گیری. هانکوول، جادسن و هفنر با بهره گیری از تعاریف فوق ابراز داشتند که توانمندسازی عبارتست از مسئولیت پذیری برای اتخاذ تصمیم در زمینه فعالیت های کاری که فعلاً در حال انجام اند. ایلون نیز عنوان داشت که توانمندسازی فرایند انرژی زا ساختن به گونه ای که احساس اعتماد و کنترل افراد را هم برخود  و هم بر سازمان افزایش داده و منجر به رشد شخصی و رضایت مندی افراد گروه است. به نظر شوول، دسلرورانیک، توانمندسازی عبارت است از اعطای اختیارات بیشتر به کارکنان برای اتخاذ تصمیمات لازم بدون آن که در ابتدا توسط سطوح بالاتر مدیریت مورد نظارت و کنترل واقع شوند. در همین راستا، هاراری بیان کرد که توانمندسازی ابزاری است برای بازگذاشتن دست کارکنان به گونه ای که آن ها بتوانند برای آن چه که فکر می کنند «بهترین است» بدون ترس از وتو شدن آن توسط رؤسایشان از آزادی عمل برخوردار گردند

توانمندسازی اشاره به یک حس قوی قدرت شخصی و آزادی دراستفاده از قدرت دارد اگر به فرهنگ لغت آکسفورد توجه کنیم توانمندسازی در دو جزء معنی شده است

الف) داشتن یک قدرت زیاد رسمی، اقتدار . ب) بخشی از قدرت قادر بودن اجازه داشتن از دو جزء در نظر گرفته یک جزء بیانگر یک احساس عینی و دیگری یک احساس ذهنی است. یک بعد مرتبط است با واقعیت های عینی چیزهایی که ما اختیار داریم و به ما اجازه داده شده است انجام دهیم بعد دیگر مرتبط است با یک احساس ذهنی است قوی از داشتن یک قدرت زیاد از کنار هم قرار گرفتن دو بعد ذهنی و عینی توانمندسازی حاصل می گردد که این دو بعد هیچ گاه با یکدیگر رقابت نمی کنند

توانمندسازی به معنی قادر بودن و اجازه داشتن می باشد توانمندسازی می تواند درونی باشد یا به وسیله دیگران ایجاد شود سازمان های توانمند دو ویژگی دارند

الف) قدرت را از طریق ایجاد و توسعه و افزایش همکاری ها با یکدیگر افزایش می دهند و به صورت مشارکتی باهم کار می کنند

ب)ایجاد تعهد مشترک نسبت به اهداف و انجام فعالیت هایی که نیاز به ریسک و خلاقیت بالائی دارند

توانمندسازی کارکنان از طریق تشویق کارکنان در مشارکت فعالانه در فرآیند تصمیم گیری صورت می گیرد توانمندسازی به کارکنان اجازه می دهد که شناخت شان نسبت به سازمان بیشتر شود و درگیر کنند خودشان را در کار تا کارشان با ارزش شود و نتیجه آن افزایش رضایت شغلی و بهبود روحیه کاری است(Wilson, 1996, p3)

 توانمندسازی به این مفهوم است که افراد تصمیمات و اقدامات خود را بر عهده بگیرند ولی تعیین وظایف به این مفهوم است که افراد چه کارهائی باید انجام دهند. (ویلکاکس، 1379،6) توانمندسازی یکی از مفاهیم برجسته مدیریت نوین می باشد مهمترین هدف توانمندسازی راهنمائی و آموزش مهارت های لازم برای کارکنان جهت انجام تصمیمات مستقل می باشد

توانمندسازی به عنوان یک واقعیتی است که فرصت تصمیم گیری به وسیله گسترده شدن حیطه اختیارات را فراهم می آورد. توانمندسازی باعث شکسته شدن سلسه مراتب سنتی ساختارهای سازمان می گردد زیرا کارکنان صفی به مسائل و مشکلات نزدیکترند و باید به آن ها اختیار لازم جهت حل مسائل واگذار شود. (Blanchard, 1996, p39)

همان طور که از تعاریف مختلف توانمندسازی استنباط می شود توانمندسازی به ایجاد یک حس درونی در افراد که می تواند به طور مستقل تصمیماتی را در فرآیند کاری خویش اتخاذ نمایند اطلاق می گردد در تمامی تعاریف فوق اشاره به استقلال در تصمیم گیری و وجود یک قدرت درونی از مهم ترین ابعاد توانمندسازی می باشد

 2-3  دلایل توانمند سازی

   محرک‌های محیطی متعددی وجود دارد که سازمان‌ها را به توانمندسازی کارکنانشان ترغیب نموده‌اند. در این میان، مهمترین آنها عبارتند از

الف- اثرات فن آوری بر محیط‌های کاری، رشد سریع فن آوری، تمامی جوانب سازمان‌ها را به نوعی تحت تاثیر قرار داده است. تغییرات سریع فن آوری، باعث تغییر ماهیت کارها شده و رایانه‌ها، رباط‌ها و دستگاه های کاملاً خودکار جایگزین مشاغل روتین شده‌اند. این ابزار تغییرات شدیدی در نوع مهارت های مورد نیاز افراد و اعضای سازمان‌ها ایجاد کرده‌اند. بدیهی است برای رویارویی با چنین چالشی کارکنان باید توانمند شوند یعنی در تمامی جهات رشد کنند

ب- افزایش انتظارات مشتریان. امروزه، مشتریان به کمک اینترنت قادرند وسایل مورد نیاز خود را به طور مستقیم و در بهترین قیمت رقابتی خریداری کنند. افزایش انتظارات مشتریان باعث افزایش انتظارات سازمان‌ها از کارکنانشان شده است. تحت این شرایط، نه تنها سلسله مراتب دستوری – کنترلی مناسب نخواهد بود بلکه بر عکس، کارکنان باید بیاموزند ابتکار عمل داشته باشند، خلاق باشند، در درون تیم‌های خودگردانی که برای انجام وظایف سنتی مدیران (از قبیل بودجه‌بندی، پاداش، کنترل کیفیت، استخدام و 😉 توانمند شده‌اند به خوبی ایفای نقش کرده و مسئولیت بیشتری برای اقداماتشان می پذیرند

ج- ضرورت انعطاف‌پذیری سازمان‌ها :در شکل سنتی سازمان‌ها دارای ساختار سلسله مراتبی و قدرت متمرکز در رأس هرم، تغییرات عمده ای در حال رخ دادن است. به اعتقاد بسیاری از مدیران عالی، در محیطی که شدت رقابت جهانی و فن آوری های نوین از ویژگی های آن به شمار می‌آید دست برداشتن از کنترل متمرکز باعث افزایش انعطاف‌‌پذیری سازمان‌ها خواهد شد. در این میان، توانمند‌سازی کارکنان بهترین فلسفه عدم تمرکز است.(محمدی،1382، 183-159)

 2-4 مزایای توانمندسازی

مزایای توانمندسازی را می توان به شرح زیر بیان کرد

1-    افزایش رضایتمندی کارکنان، مشتریان و ارباب رجوع

2-    کارکنان احساس مثبتی نسبت به شغل و خودشان می کنند؛

3-    کارکنان احساس نمی کنند که خون آنان به وسیله سازمان مکیده می شود لذا از تمام توان و شایستگی های خود برای ارتقا عملکردشان استفاده می کنند؛

4-    باعث افزایش احساس تعهد و تعلق درکارکنان می شود؛

5-    تحقق اهداف سازمان آسان تر می گردد؛

6-    باعث افزایش احساس مالکیت کارکنان نسبت به شغلشان می شود؛

7-    کاهش ضایعات، هزینه ها و کالاهای مرجوعی و در نتیجه موجب افزایش سوددهی می گردد؛

8-    کاهش نظارت مستقیم برعملکرد کارکنان؛

9-    کاهش بروز استرس حوادث، سوانح، در محیط کار؛

10- بهبود شرایط ایمنی در محیط کار؛

11 – تغییر نگرش کارکنان از(داشتن)به (خواستن)یعنی همیشه باید به خواستن ها فکر کرد؛

12-  بهبود ارتباطات میان مدیریت و کارکنان یا روان سازی است که باعث می شود بسیاری از مشکلات روزمره به وسیله ارتباطات حل شده و دیگر نیازی به تشکیل جلسه نباشد. بدیهی است نیار به برگزاری جلسه وقتی است که قرار است نکات و مسائل بسیار مهم درآن مطرح گردد.

 2-5  فرهنگ سازمانی و توانمندسازی

     یکی از مهم ترین نکات کلیدی در اجرای برنامه های توانمندسازی افراد شناسایی این که سازمان و افرادآن در حال حاضر در چه وضعیتی قرار دارند. اختیار دادن به افراد بدون این که بدانید آن ها در چه وضعیتی هستند کاری بسیار مشکل است. راه های متفاوتی برای شناخت سازمان وجود دارد. ولی کلیدی ترین آن ها “فرهنگ سازمان است” به بیان ساده تر فرهنگ یک سازمان یعنی چگونگی انجام کارها در آن. نگاهی به چهار نوع فرهنگ مختلف موجود در سازمان می تواند در یاری کردن برنامه های توانمند سازی موثر باشد

 2-5-1  فرهنگ قدرت

    این فرهنگ سنتی ترین نوع فرهنگ در سازمان است در فرهنگ قدرت تمایل به یک قدرت مرکزی وجود دارد و اغلب شخصی یافت می شود که عملاً کارها را اداره می  کند. این افکار و اندیشه های مربوط به امور مختلف همگی از طرف یک شخص ارائه می شود که بسیار هم نافذ است. قدرت بیشتر از مرکز این سازمان ناشی می شود و  مانند تار عنکبوت در آن گسترده می شود در این نوع سازمان داشتن هر نوع قدرتی مشکل است مگر آن که به مرکز آن نزدیک باشد .اگر توانمندسازی توسط گروهی خارج مرکز قدرت عرضه شود اندام قدرت به لرزه درآید و آن را تهدیدی جلوه می کند. در این نوع فرهنگ متقاعد کردن صاحبان قدرت به تفویض مسئولیت کار دشواری خواهد بود.( هندی، 1376،30)

 2-5-2  فرهنگ تمرکز بر تقسیم وظایف

    سازمان هایی که این فرهنگ در آن حاکم است یا قدرتی متمرکز در رده بالا همراه با روش های معینی برای اجراء امور کار می کنند آن ها یک اهرم قدرت دارند .در این فرهنگ شرح مشاغل از اهمیت اصلی برخوردار است و مردم در قبال قوه ابتکار و تلاش برای آزمودن اندیشه های نومجازات می شوند. این سازمان ها با ثبات هستند ولی در مقابل تغییرات بسیار مقاوم می باشند .این ها سازمان هایی هستند که افراد در آن شرح شغل دارند، از آن پیروی می کنند. اما نوآوری و افکار جدید به صورت خطرات نگریسته می شود که وضعیت موجود را مورد تهدید قرار می دهد. نمونه این فرهنگ کارمندان دولت می باشند. در این فرهنگ روال یکنواخت امتیازها، رتبه ها و مقام و مرتبه تقویت شده و از آن دفاع می گردد. اگر افراد بیشتر از وظایفشان کار کنند تهدید آمیز و خطرناک به نظر می رسد. این نوع سازمان ها جای مناسبی برای اختیار دادن نیست. (هندی، 1376،32)

2-5-3 فرهنگ کار گروهی

    این ها معمولاً سازمان های کوچک و جدیدی هستند که بر پایه کارگروهی استوار هستند مهندسان معماران و طراحان معمولاً سازمان هایی با این فرهنگ دارند

 2-5-4 فرهنگ متکی به خود

    در این فرهنگ ساختار اندکی وجود دارد و ساختار موجود فقط برای حمایت اشخاص است نه برای کنترل آن ها .این سازمان ها انعطاف پذیرند و از آموزش کارکنان خود استقبال می کند. آن ها ممکن است سرمایه گذاری برای آموزش انجام دهند و اندیشه های جدید را پذیرا باشند. این سازمان ها به افرادی که در آن کار می کنند اعتماد می نمایندو فرصت های آموزش در اختیار آن ها قرار می دهند. این سازمان ها عامل مناسبی برای پرورش توانمندی هستند .( هندی ،1376،35)

 2-6 دیدگاه های مختلف توانمندسازی

در ادبیات دانشگاهی توانمندسازی به عنوان ساختاری عقلانی انگیزشی و فوق انگیزشی مطرح شده است .

 2-6-1 دیدگاه عقلانی

    از دیدگاه عقلایی توانمندسازی فرایندی است که یک رهبر یا مدیر قدرت خویش را با زیردستانش تسهیم می کند(منظور از قدرت در اینجا قدرت به عنوان تملک اختیار رسمی یا کنترل بر منابع سازمانی است و نه قدرت شخصی) و تأکید بر مشارکت در اقتدار و اختیار [7] سازمانی است

به تعبیر بورک [8] 1986 منظور از توانمندسازی اعطاء قدرت و تفویض اختیار است

بسیاری از نظریه پردازان مدیریت توانمند سازی را معادل تفویض اختیارو عدم تمرکز در تصمیم گیری می دانند که حاصل آن تأکید بر تکنیک های مدیریت مشارکتی چرخه های کیفیت تیم های خود مدیریتی و هدف گذاری  دو طرفه [9] است (کانتر، 1983) البته این سری فعالیت ها ارتباط مثبتی با اداراکات زیر دستان از توانمندسازی دارد گاهی اوقات قصد مدیران و اداراک زیردستان متفاوت است این امر قابل قبول و متقاعد کننده است که یک پیرو تمایلی به قبول مسئولیت و مشارکت در فرآیند تصمیم گیری را نداشته باشد در اینصورت مشارکت و تصمیم گیری با چنین زیردستی به ضرورت منجر به توانمندسازی نمی شود

 2-6-2 دیدگاه انگیزشی

    در روانشناسی توانمندسازی به عنوان یک دیدگاه انگیزشی دیده می شود دیدگاه انگیزشی بر مبنای تئوری انگیزشی مکللند شکل گرفته است وی نیازهای اساسی مدیران را سه دسته می داند

1نیاز به قدرت 2- .نیاز به موفقیت 3- .نیاز به تعلق

اساسی ترین نیاز در تحقق اهدا ف سازمانی از نظر وی نیاز به کسب قدرت است که در افراد انگیزه ایجاد می  کند در این دیدگاه مفروض است که افراد نیاز به کسب قدرت دارند و این نیاز حالتی درونی برای نفوذ و کنترل بر سایر افراد ایجاد می کند.( Macclland,1975. )

 2-6-3 دیدگاه فوق انگیزشی

    برخی دانشمندان دیدگاه تئوریکی تری برای تعریف توانمندسازی ارائه کرده اند

در این دیدگاه توانمند سازی فرآیندی برای ایجاد انگیزه کاری درونی توسط آماده سازی محیط و ایجاد مجرای انتقال برای احساس خود اثربخشی بیشتر و انرژی بیشتر است توماس و ولتوس در مقاله “عناصر شناختی توانمندسازی: مدل تفسیری از انگیزش درونی وظیفه” توانمندسازی را چنین تعریف می کنند

توانمندسازی بخشیدن قدرت به فرد است قدرت معانی متعددی دارد و از آن جمله اختیار است بنابراین توانمندسازی می تواند به معنای اختیار بخشی و ایجاد ظرفیت باشد قدرت به معنای انرژی نیز می باشد بنابراین توانمندسازی می تواند به معنای انرژی بخشی[10] باشد واژه انرژی بخشی کاربرد انگیزشی توانمندسازی را بهتر بیان می کند توانمندسازی عنوانی برای پارادایم جدید انگیزش است تغییرات به وجود آمده جستجوی جایگزین مناسب برای اشکال مدیریتی که تعهد ریسک پذیری و ابداع را ترغیب می کنند ضروری ساخته است پارادایم جدید شامل کنترل های ساده و تاکید بر تعهد درونی شده[11] به خود شغل است ما توانمندسازی را برای اشاره به زمینه انگیزشی در این پارادایم جدید به کار می بریم

توانمندسازی فرآیندی شامل: توسعه فرهنگ توانمند سازی است که خود شامل این موارد است

1-مشارکت در اطلاعات در شکل بصیرت مشترک[12] اهداف روشن چارچوب های تصمیم گیری روشن بودن نتایج تلاشها و تاثیر بر کل است

2-توسعه شایستگی – در شکل آموختن و تجربه کردن

3-کسب منابع یا شایستگی کسب آن ها در زمان نیاز برای انجام موثر کارها

4-فراهم ساختن حمایت در شکل ارشاد ومربیگری حمایت فرهنگی و ترغیب ریسک طلبی افراد در هنگام کار همراه با تجربه کردن و آموختن توانمند می شوند واین فرصتی است که کارفرما برای کارمند مهیا می سازد دسترسی به اطلاعات منابع و حمایت از افراد در اخذ تصمیمات افراد را به سمت توانمندی می برد

توانمندسازی فرآیند شدن است و یک وظیفه یا نتیجه نیست توانمندسازی بهبود مستمر است و هرگز اجراء توانمندسازی یک سازمان به پایان نمی رسد و فرد توانمند مطلق نمی شود در این صورت توانمندسازی بخشی از فرهنگ سازمان می گردد

2-6-4 دیدگاه سیستمی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی مسائل مدیریت دولتی در ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی مسائل مدیریت دولتی در ایران در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی مسائل مدیریت دولتی در ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی مسائل مدیریت دولتی در ایران در word

مقدمه
مدیریت در شرایط بحران
شرح مسئله
تشکیل ستاد بحران
ارائه راه کارهای حل اساسی مشکل
راه حل نهایی 
ضرورت انجام اقدامات پیشگیرانه

مقدمه

 بلایای طبیعی همچون سیل و زلزله وآتشفشان،صاعقه-آتش سوزی های مهیب جنگلها-سو نامی- بروز ناگهانی امراض خطرناک مانند ایدز- سارس- آنفولانزای مرغی- طوفان و گردباد و مواردی از این قبیل که برخی از آنها بدلیل توسعه روز افزون صنعت بشری بوجود می آید هر ساله جان هزاران انسان را گرفته و خسارات سنگینی نیز ببار می آورد

چالشهای اینچنین همواره مشکلات عدیده ای  پیش روی دولت ها گذاشته است و آنها را مجبور به چاره جویی های گوناگون نموده است که شامل پیشگیری و کاهش خسارات تا حد ممکن بوده است.به عنوان مثال ساختمان سازی بر اساس معیار های مهندسی جهت مقابله با خسارت های جانی و مالی زلزله،ایجاد سد ها و سیل بندها جهت  مقابله  با سیلاب های گوناگون و مواردی از این قبیل می باشد.این راه کار های بلند مدت جهت مقابله با حوادث می باشند.امّا مرتّباً مواردی پیش می آید که اتفاقات غیر منتظره توأم با خسارات و مشکلات فراوان مالی و جانی برای ساکنین شهر ها و روستاها بوجود می‌آیدمثل زلزله بم در دی ماه سال 82 که منجر به مرگ حدود 40000 نفر از مردم و خسارات سنگین مالی و جانی گردید.در  چنین مواردی  بهترین  راه حل فوری تشکیل ستاد های مدیریت بحران جهت کاهش خسارات جانی و مالی و حل معضلات بوجود آمده است

مدیریت در شرایط بحران    

تعریف بحران :

تعریف بحران به علت اینکه تاکنون در خصوص آن توافقی میان صاحبنظران پدید نیامده کار ساده ای نیست،واژه بحران که معادل CRISIS در زبان انگلیسی است از پزشکی وارد علوم اجتماعی و اقتصادی شده است.در پزشکی وضعیت  بحران به  وضعیتی  اطلاق  می‌شود که ارگانیسم دچار بی نظمی شده و به خطر افتاده است.برخی عقیده دارند که در زمینه مسائل اجتماعی هم زمانی که جامعه و سازمان از نظم عادی خارج و دچار آشفتگی می شود وضعیت بحرانی حاکم می گردد.در نهایت بحران به صورت زیر تعریف شده است

    ” بحران شرایط غیر عادی است که در آن مشکلات ناگهانی و پیش بینی نشده ای پدید

می آید و در چنین شرایطی ضوابط و هنجار ها و قوانین مرسوم دیگر کار ساز نیست “

 

بحران در سازمان:

اکثر سازمانهای اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و ….. در زمان های خاص  با  بحران  روبرو  می گردند.امروزه بحران در سازمانهای اقتصادی نمود بیشتری دارد که ناشی از بحران پولی و انرژی و رکود تورمی اقتصاد است و از طرف دیگر بحران در سازمانهای اقتصادی با بحران در محیط زیست،جهش تکنولوژی و انفجار اطلاعات  و ارتباطات روز  به روز تشدید می شود.بحران های اقتصادی خود زمینه ساز ایجاد بحران های اجتماعی در جوامع و سازمان ها شده اند.پیچیدگی های سازمان های اجتماعی و گستردگی ارتباطات میان جوامع خود منجر به بحران های جدیدی شده است

همه مطالب عنوان شده فوق لزوم شناخت بحران و تجزیه و تحلیل مسائل مربوط به آن را برای ما روشن می سازد.در حقیقت وجود بحران،فشار را بر مدیران افزایش می دهد

عواملی نظیر تورم،کمبود منابع اولیه،انرژی،کیفیت نامطلوب،نارضایتی کارکنان،مسائل اجتماعی،مسائل روانی،نیز تشدید کننده فشار بر مدیران جهت اداره سازمان هایی هستند که با بحران روبرو می باشند.اگر بخواهیم مطلب فوق را به طور منسجم ارائه دهیم می- توان گفت مدیران سازمان های امروزی تحت پنج نوع فشار قرار دارند که به شرح زیرمی‌باشد

اولین فشار از ناحیه زیستی می باشد.فضای زیستی روز بروز تحت تاثیر فعالیت سازمان های تولیدی تحت فشار بیشتری ناشی از آلودگی قرار می گیرند.این  مسئله بخصوص ‌برای مدیران در ایران علیرغم کم بها بودن آن دارای اهمیت خاصی می باشد

دومین فشار از فضای اجتماعی سرچشمه می گیرد.فضای اجتماعی  به تدریج با  تکثیر   نهاد ها و سازمان ها پیچیده تر می شود و باعث  یک رشته  عکس العمل  زنجیره‌ای ‌می‌گردد

سومین فشار از ناحیه فضای اطلاعاتی است.مدیران امروز نیاز به اطلاعات گسترده‌تری دارند تا بتوانند روابط واحد های خود را با محیط پیچیده و متغیر پیرامون سامان دهند و‌تعادل شکننده را حفظ کنند.بطور کلی می توان گفت که تمام سازمانها و نهاد ها و واحد های تولیدی برای حل مشکلات بیش از پیش به اطلاعات نیاز پیدا می کنند.مساله فوق‌ علی الخصوص برا ی مدیران ایرانی که به نظر می رسد در این مورد دچار ضعف هایی می باشند حائز اهمیت است

چهارمین فشار از ناحیه فضای سیاسی جامعه است.قدرتهای  سیاسی  امروزه  دارای پیچیدگی های زیادی هستند که بر روی سازمان های جامعه تاثیر می گذارند.زیرا امروزه روابط میان سازمان ها و نهاد های دولتی گسترش یافته و نظارت قدرت حاکمه بر فعالیت های سازمانها بیشتر اعمال می شود

پنجمین فشار از ناحیه افکار عمومی است.افکار عمومی با گسترش نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی و رسانه ها بیش از پیش در جریان فعالیت شرکت ها و سازمان های مختلف قرار می گیرد و از آنجا که عملکرد این سازمان ها در زندگی جامعه اثر دارد نسبت به  آن عکس العمل نشان می دهد.همه مسائل فوق وظیفه مدیریت را روز به روز مشکل تر و پیچیده تر می کند بحران در مدیریت را عمیق تر می سازد.علاوه بر فشار های فوق مشکلاتی نظیر کمبود مواد اولیه،کمبود سهمیه ارزی،مسائل اجتماعی،مسائل اقتصادی، تورم،فشار های روانی،فشار های سیاسی و… .مدیران امروزی جوامع را احاطه کرده اند و سبب ایجاد شرایط بحرانی شده اند

شناخت بحران:

در بحران هدف های عمده به خطر افتاده است و فرصت برای تصمیم گیری نیز کم است و حادثه پیش آمده کاملاً غیر منتظره و غافل گیر کننده می باشد.در چنین شرایطی دیگر نمی توان از روش های معمول برای نشان دادن عکس العمل استفاده کرد.مدیریت در چنین حالتی بیش از هر چیز به تجربه،مهارت،سرعت،هوشمندی،خلاقیت و موقع سنجی نیاز دارد و با توجه به اطلاعات موجود باید هر چه سریع تر موضوع ارزیابی و نسبت به آن اقدام شود

بدیهی است هر چه اطلاعات موجود بیشتر و نظام اطلاعاتی کارا تر و توانایی بیشتری در پردازش سریع اطلاعات باشد،تصمیمات اخذ شده می تواند بهترین نتایج ممکنه را به بار آورد.در چنین شرایطی معمولاً به علت دستپاچگی و شتاب زدگی و هم چنین حاد بودن موضوع،تصمیم گیران معمولا دستخوش اختلاف نظر شدید می شوند و میان آنها درگیری پدید می آید که موضوع را مشکل تر می سازد.لازمه رفع اختلاف آن  است  که  تصمیم-

گیران در چنین شرایطی تلاش کنند با حفظ خونسردی با یکدیگر بحث و گفتگو کنند

انواع بحران و شرایط هر کدام به شرح زیر می باشد

1- بحران نو ظهور:

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید