مقاله در مورد سیستم های برقی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله در مورد سیستم های برقی در word دارای 58 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله در مورد سیستم های برقی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله در مورد سیستم های برقی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله در مورد سیستم های برقی در word :

به همان اندازه كه سلولهای اندام یك موجود زنده به خون نیاز دارد اندام جوامع صنعتی نیز محتاج جریان الكتریكی می باشد. زندگی امروز دیگر بدون شبكه وسیع انرژی الكتریكی كه با انشعابات زیاد مجتمعهای بزرگ و كوچك صنعتی و مسكونی را تغذیه می نمایند قابل تصور نیست. انرژی الكتریكی در مقایسه با  سایر انرژی‌ ها از محاسن ویژه ای برخوردار است. به عنوان نمونه می توان خصوصیات زیر را نام برد:

1- هیچ گونه محدودیتی از نظر مقدار در انتقال و توزیع این انرژی‌ وجود ندارد.
2- عمل انتقال این انرژی‌ برای فواصل زیاد به سهولت امكان پذیر است.
3- تلفات این انرژی‌ در طول خطوط انتقال و توزیع كم و دارای راندمان نسبتاً بالایی است.
4- كنترل و تبدیل و تغییر این انرژی‌ به سایر این انرژی‌ ها به آسانی انجام پذیر است.
به طور كلی هر سیستم انرژی‌ الكتریكی دارای سه قسمت اصلی می باشد:
1- مركز تولید نیروگاه     2- خطوط انتقال نیرو          3- شبكه های توزیع نیرو

معمولاً نیروگاهها با توجه به جوانب ایمنی و اقتصادی و به خصوص با توجه به نوعشان (آبی، بخاری و گازی). درمسافتی دور از مصرف كنندگان ساخته می شود. وظیفه خطوط انتقال نیرو با تجهیزات مختلف مربوطه، این است كه انرژی تولید شده را به شبكه های  توزیع منتقل نمایند.

عمل انتقال نیروهای برق با فشار الكتریكی كم امكان پذیر نیست بلكه جهت انتقال از فشار الكتریكی زیاد استفاده می شود، كه بعداً در محل نزدیكی مصرف به فشار الكتریكی كم تبدیل شده و توزیع خواهد شد. اگرچه جهت مصرف كنندگان عمده نیز امكان تغذیه با فشار كم وجود دارد ولی در این گونه موارد بهتر است كه مستقیماً انشعاب فشار قوی داد.

خلاصه اینكه در هر مجتمع بزرگ صنعتی و یا در هر شهری حداقل یك شبكه فشار قوی بایستی وجود داشته باشد تا در نقاط مختلف شبكه های فشار ضعیف را تقویت كنند و انتخاب این فشار تابع بزرگی محل و بار شبكه خواهد بود. برای این كه  بتوان سیستم های مختلف انتقال و توزیع نیروی برق را به یكدیگر مرتبط نمود از فشارهای استاندارد شده زیر استفاده می شود:

v(230-400)    kv(11-20-33)    kv(63-132)    kv(230-400)
فشار ضعیف    فشار متوسط    فشار قوی    فشار خیلی قوی
در ایران جهت استفاده تغذیه مصرف كنندگان عموماً از جریان متناوب فشار ضعیف (v220/v380) استفاده می شود. همچنین جهت استفاد تغذیه پستهای فشار ضعیف (380) ولتی و فشار متوسط kv20 جهت تغذیه پستهای فشار متوسط از فشار قوی 63 كیلو ولت استفاده می شود.

نقش شبكه توزیع (فشار ضعیف و فشار متوسط) یك شهر را چه از نظر حجم و چه از نظر وسعت و چه از نظر ارزش و اهمیت می توان به مویرگهای بدن تشبیه نمود كه به مزین و مهتدین فطینو یعنی تغذیه مصرف كنندگان را عهده دار می باشند.
حال برای درك بهتر از مطلب سیستم توزیع نیروی برق و تقسیمات آن به شرح سیستم برق می پردازیم.

تشریح سیستم برق
با وجود این كه سیستم قدرت الكتریكی استاندارد وجود ندارد نموداری شامل اجزاء متعدد كه معمولاً در ساختار چنین سیستمی یافت می شود در شكل (1) نشان داده شده است.
باید به اجزاء آن توجهی ویژه داشت زیرا اجزاء مزبور سیستم توزیع را خواهند ساخت. در حالی كه به وضوح جهت جریان انرژی از نیروگاه به طرف مصرف كننده است برای رسیدن به مقصود اگر جهت نگرش خود را تغیر دهیم و وقایع را از پشت مصرف كننده به سمت نیروگاه ملاحظه نماییم می تواند آگاهی دهنده باشد.

انرژی‌ بوسیله مصرف كننده در ولتاژ نامی كار، بهره برداری می شود كه به طور كلی (در آمریكا) در محدوده 110 تا 125 ولت و 220 تا 250 ولت می باشد. انرژی‌ از یك دستگاه اندازه گیری عبور نموده و میزان مصرف و صورت حساب مشترك مشخص می‌گردد، ولی ممكن است در بدست آوردن اطلاعات برای برنامه ریزی، طراحی و بهره برداری بعدی نیز كمك نماید. معمولاً دستگاه اندازه گیری شامل وسیله‌ای است كه مصرف كننده را از شبكه ورودی جدا می كند كه این به هر دلیلی كه باشد ضرورت خواهد داشت.

انرژی‌ از هادی ها به دستگاه اندازه گیری در مدار فشار ضعیف جاری می شود. این هادی ها به عنوان سرویس دهنده مصرف كننده یا انشعاب مشتركین می باشند. مشتركین زیادی از شبكه فشار ضعیف انشعاب می گیرند. شبكه های فشار ضعیف به این صورت است كه برق را به مشتركین تحویل می دهد و خود از ترانسفورماتورهای  توزیع تغذیه می شود. در ترانس ولتاژ انرژی تحویلی از م قدار فشار متوسط به مقادیر فشار ضعیف مصرفی كه قبلاً ذكر شده كاهش پیدا می كند. ترانس ها در مقابل اضافه بارها و اتصال كوتاهها به وسیله فیوزها با رابط های حفاظتی كه طرف فشار قوی قرار می گیرند حف اظت می شوند و در طرف فشار ضعیف ترانس هم كلید قدرت (دژنكتور) قرار می گیرد.

فیوزها و رابطهای حفاظتی در مواقع عیب داخلی خود ترانس نیز عمل می‌كند. كلیدهای قدرت طرف فشار ضعیف یا ثانویه ترانس فقط در مواقع اتصالی یا اضافه بار ایجاد شده در طرف فشار ضعیف و انشعابات مصرف كننده عمل می كند. همچنین در خطوط هوایی ترانس توسط برق گیر در مقابل رعد و برق یا ولتاژهای موجی خط محافظت می شود و قبل از صدمه زدن به ترانس به زمین تخلیه می شود. ترانسی كه به مدار فشار متوسط وصل می شود ممكن است دارای انشعابات فرعی باشد كه به یك فاز از سه فاز معمولی اصلی متصل شود. این انشعاب معمولاً از طریق فیوز خط یا فیوز جدا كننده صورت می گیرد و در موقع وقوع اتصالی یا اضافه بار در مدار فرعی آن را از مدار داخلی جدا می نماید.

مدارات سه فاز اصلی ممكن است دارای انشعاب هایی متعدد سه فاز باشد كه گاهی از طریق كلیدها و گاهی اوقات از طریق فیوزهای جدا كننده یا فیوزهای خط دیگر به یكدیگر متصل شوند. در بعضی موارد تعدادی از انشعابات فرعی سه فاز می توان از طریق كلیدهای مجدد نیز به مدار اصلی سه فازه متصل شوند، به هنگام وقوع اتصالی در انشعابات فرعی، كلیدهای وصل مجدد عمل می كنند و انشعابات فرعی را از اصلی جدا می نمایند با اینكه فیوزها یا جدا كننده های خط هم این كار را انجام می‌دهند، ولی قبل از این كه انشعابات فرعی به طور دائمی باز بماند، كلید وصل مجدد می‌تواند دوباره انشعاب فرعی را به اصلی وصل كرده و با تاخیر زمانی از پیش تنظیم شده، آن را چند مرتبه برقرار كند.

این عمل به این خاطر انجام می شود كه ممكن است یك اتصال صرفاً طبیعی گذرا داشته باشد مانند افتادن یك شاخه درخت روی خط. پست توزیع از طریق شینه ایستگاهی، شبكه سه فاز را تغذیه می نماید. زمانی شبكه سه فاز به عنوان یك مدار یا فیدر نامیده می شود كه از طریق یك كلید قدرت تحت حفاظت و گاهی اوقات  از طریق یك تنظیم كننده ولتاژ به شینه متصل می گردد. معمولاً تنظیم كننده ولتاژ شكل تغییر یافته یك ترانس است كه كمك می كند تا ولتاژ خروجی در تغذیه كننده ولتاژ در بعضی موارد به جای این كه  ولتاژ یك تغذیه كننده قار می گیرد تا ولتاژ آن تغذیه كننده جزء را تنظیم نماید.

در موقع وقوع اتصالی یا اضافه بار در تغذیه كننده خروجی یا توزیع، كلید قدرت تغذیه كننده عمل می كند و آن را از شینه جدا می نماید. معمولاً شینه‌ها تغذیه كننده‌های بسیاری را برق می دهد كه شینه پست هم به وسیله یك یا چند ترانس و تحت حفاظت كلید قدرت تغذیه می شود. این ترانسفورماتورهای پست، ولتاژ مداری را كاهش می دهند كه به اولیه خود ترانس ها وارد می شوند. معمولاً مداری را كه ترانس پست را تغذیه می كند سیستم فوق توزیع نامیده می شود. كه در ولتاژهای kv63 و kv132 عمل می نمایند.

سیستم فوق توزیع می تواند پست های توزیع متعددی را تغذیه كند و امكان دارد به عنوان تغذیه كننده های ارتباطی بین دو یا چند پست باشند و هر یك از پست ها می تواند از نوع توزیع یا فوق توزیع یا انتقال باشند. موارد استفاده از پست انتقال یا فوق توزیع، بسیار شبیه به پست توزیع است، جزء در این مورد كه با مقداری زیادی از انرژی سر و كار دارد و مجموع انرژی خطوط فوق توزیع و پستی مرتبط با آنها و تلفات را تامین می كند. خطوط انتقال از پست دیگری كه معمولاً با نیروگاه مرتبط است سرچشمه می گیرد.

حال به بررسی سیستم توزیع می پردازیم:
 
انواع سیستم توزیع
قسمتی كه تحت عنوان  توزیع مورد استفاده در صنعت برق می باشد یعنی از پست تغذیه تا وسایل اندازه گیری واقع در محل مصرف كننده می تواند به دو بخش فرعی تقسیم شود:

1- توزیع اولیه: كه در آن بار به ولتاژی بالاتر از ولتاژ مصرف برده شود و از پست توزیع به محلی كه در آن ولتاژ به میزان ولتاژ مصرف كننده پایین می آید تا مشترك انرژی مورد نیاز خود را مصرف نماید.
2- توزیع ثانویه: كه شامل قسمتی از سیستم است كه دارای ولتاژ مصرف كننده بوده و به لوازم اندازه گیری مصرف كننده ها منتهی می شود. سیستم های توزیع اولیه شامل سه نوع اساسی هستند.
1- سیستم شعاعی، شامل سیستم های دو گانه و تبدیل
2- سیستم حلقوی، شامل حلقوی باز و حلقوی بسته
3- سیستم شبكه ای (غربالی)
1- سیستم شعاعی: سیستم شعاعی ساده ترین و یكی از عمومی ترین نوع مورد استفاده است و شامل تغذیه كننده ها و مدارهای شعاعی مجزا بوده كه از پست یا منبع منشعب می شود. معمولاً هر فیدر سطح معینی را تغذیه می كند. فیدر شامل قسمت اصلی یا تنه فاشدی است كه با ترانس توزیع مرتبط است و از آن جا انشعابات اصلی یا فرعی خارج می شود كه در شكل (2) نشان داده شده است.
 
معمولاً انشعابات فرعی از طریق فیوز به مدارهای فشار متوسط اصلی متصل می‌شود، به طوری كه یك اتصالی در انشعابات فرعی، نمی تواند باعث قطع برق در سرتاسر تغذیه كننده باشد. اگر فیوز از رفع اتصالی خط عاجز بماند یا اتصالی در تغذیه كننده اصلی توسعه یابد كلید قدرت درست یا منبع باز خواهد شد و سرتاسر تغذیه كننده  را بی برق خواهد كرد. برای پایین نگه داشتن وسعت و مدت قطعی برق تجهیزاتی برای جدا كردن تغذیه كننده در نظر گرفته می شود، به طوری كه قسمت‌های سالم هرچه سریع تر دوباره برق دار شود. برای به حداكثر رساندن  سرعت برق‌دار كردن مجدد، در هنگام طراحی و ساخت از ارتباط اضطراری به تغذیه كننده های مجاور استفاده می شود.
بنابراین هر قسمتی از تغذیه كننده كه مشكلی نداشته باشد، می تواند به تغذیه كننده‌های مجاوز متصل شود. در بیشتر حالات، غیر همزمانی بارها بین تغذیه كننده‌های مجاور به اندازه كافی موجود بوده تا نیازی به نصب ظرفیت اضافی برای مواقع اضطراری نباشد. قطع طولانی برق بیمارستان ها، تاسیسات نظامی و دیگر مصرف كننه های حساس قابل تحمل نمی باشد.
در چنین شرایطی فیدر دوم (اضافی) پیش بینی می شود كه گاهی در مسیر جداگانه‌ای قرار می گیرد تا از منبع دیگری تغذیه شود. اتصال از تغذیه كننده عادی به تغذیه كننده جایگزین به  وسیله قطع و وصل كننده تبدیلی انجام می گیرد و امكان دارد به صورت دستی یا خودكار عمل نماید. در حالات دو دستگاه كلید قدرت مجزا نصب می شوند تا در هر فیدر یك كلید قدرت با اتصالات الكتریكی به منظور جلوگیری از اتصال اشتباه فیدر سالم به معیوب استفاده شود. شكل (3)

2- سیستم حلقوی: راه دیگری كه طول مدت قطعی برق را محدود می سازد، استفاده از تغذیه كننده هایی است كه به صورت حلقوی طراحی شده و امكان تغذیه از دو سوار برای مصرف كننده های بحرانی (حساس) فراهم می سازد. در این جا اگر تغذیه از یكسو دچار مشكل شود، تمام بار تغذیه كننده از سوی دیگر جریان می‌گیرد.  به شرطی كه ظرفیت ذخیره كافی در تغذیه كننده در نظر گرفته شود. این نوع سیستم امكان دارد در حالت عادی به صورت حلقوی باز یا حلقوی بسته عمل كند.

حلقوی باز: در سیستم حلقوی باز، بخش های متعدد تغذیه كننده از طریق وسایل جدا كننده (فیدر، كلید و غیره) به همدیگر متصل شده و بارها هم  به بخش‌های فوق متصل شده اند و هر دو نفر تغذیه كننده به منبع تغذیه متصل شده است. در یك نقطه از پیش تعیین شده ای از فیدر، وسیله جدا كننده به صورت باز نصب می گردد.

اساساً سیستم حلقوی باز از دو فیدر تشكیل می شود. كه انتهای آنها به وسیله جدا كننده ای مانند فیوز، كلید یا كلید قدرت به هم مرتبط شده اند. به هنگام وقوع اتصالی، بخشی از مدار فشار متوسط كه اتصالی در آن رخ داده است از دو طرف قطع می‌شود و سرویس دهی به قسمت سالم به این صورت انجام می شود كه ابتدا حلقه در نقطه‌ای كه در حالت عادی باز گذاشته شده است، بسته می شود و سپس كلید قدرت در پست دیگر وصل می شود.

 

شكل (4). چنین حلقه هایی در حالت عادی پست نمی شوند، وقتی اتصالی باعث باز شدن قطع كننده ها در دو طرف شوند سرتاسر تغذیه كننده بی برق شده و معلوم نمی‌شود كه اتصالی كجا رخ داده است.  وسایل جدا كننده بین بخش ها نسبتاً ارزان هستند.

حلقوی بسته: در جایی كه درجه بالاتری از قابلیت اطمینان مورد نظر است، فیدر به صورت حلقوی بسته مورد بهره برداری قرار می گیرد. در این جا معمولاً وسایل جدا كننده كلیدهای قدرت بسیار گران قیمت هستند. قطع كننده ها بوسیله رله هایی تحریك می‌شوند تا فقط برای باز كردن كلیدهای قدرت واقع در دو طرف قسمت معیوب عمل نمایند، بقیه قسمت تغذیه كننده سرتاسری برق دار باقی می ماند. در بیشتر نمونه ها، فعالیت مناسب رله فقط به وسیله سیم های راهنما (پیلوت) صورت می گیرد كه از كلید قدرتی به كلید قدرت دیگر كشیده می شود كه نصب و نگهداری آن پرهزینه می‌باشد. در برخی نمونه ها، این سیم های راهنما از طریق اجاره خطوط تلفن صورت می گیرد. شكل (5)
 
3- سیستم فشار متوسط شبكه ای(غربالی): این سیستم از طریق بهم پیوستن شبكه های فشار متوسطی كه به طور عادی در سیستم های شعاعی یافت می شود تشكیل شبكه غربالی (مش) را می دهند. شبكه بوسیله چندین ترانس قدرت تغذیه می شود كه ترانس ها به نوبه خود از خطوط فوق توزیع و انتقال در ولتاژهای فشار قوی تغذیه می‌شوند. این نوع سیستم، پست های معمولی و تغذیه كننده های طولانی فشار متوسط اصلی را حذف كرده و آنها را با تعدادی از پست های كیوسكی (واحد) جایگزین نموده كه به طور حساس در سرتاسر شبكه قرار دارد.  بدین وسیله مشكل دستیابی به زمین اضافی و ضروری درست های معمولی را حل كرده است. شكل (6)

سیستم توزیع  ثانویه: سیستم توزیع ثانویه (فشار ضعیف) در ولتاژهای معرفی پایین مورد بهره برداری قرار می گیرد و مانند سیستم های اولیه باید با قابلیت اطمینان در سرویس دهی و تنظیم ولتاژ آنها توجه نمود.

سیستم فشار ضعیف كاملاً می تواند 4 نوع باشد. 1- یك ترانس برای هر مشترك. ب- استفاده مشترك از یك ترانس. 3-  تغذیه مداوم و پیوسته به طور مشترك از طریق نصف دو دستگاه ترانس یا بیشتر. 4- شبكه‌ای: گروهی از مصرف كننده ها از یك خط یا شبكه استفاده می كنند. كه تغذیه توسط چندین ترانس صورت می گیرد. سیستم های شبكه ای دارای بیشترین درجه قابلیت اطمینان در سرویس دهی بوده و در سطوح با چگالی بار خیلی زیاد كاربرد دارد. پس جایی كه عواید این سیستم نسبت به هزینه های آن قابل توجیه باشد و قابلیت اطمینان این نوع ضروری باشد، به كار می‌رود.
در مواردی كه یك مصرف كننده واحدی از این نوع سیستم تغذیه كند، آن را شبكه نقطه‌ای گویند. به طور كلی، شبكه فشار ضعیف غربالی از  به هم پیوستن شبكه‌های فشار ضعیفی تشكیل می شود كه از طریق چندین ترانس تغذیه شده و از دو یا چند تغذیه كننده فشار متوسط برق می گیرد. به كلیدهای قدرت متصل شده بین ترانس و شبكه فشار ضعیف كه به صورت خودكار بی برق شود، ترانس را از  شبكه غربالی فشار ضعیف جدا می كند و بدین وسیله مانع تغذیه از طرف فشار ضعیف به طرف فشار متوسط می شود.

این از لحاظ ایمنی و در مواقعی كه طرف فشار متوسط به دلیل اتصالی یا هر دلیل دیگری بی برق شده باشد، اهمیت ویژه ای پیدا می كند. كلید قدرت یا محافظ توسط فیوز پشتیبانی می شود به طوری كه اگر محافظ نتواند عمل كند، فیوز منفجر شده و ترانس را از شبكه فشار ضعیف جدا خواهد كرد. شكل (7)

تعداد تغذیه كننده های فشار متوسطی كه شبكه غربالی را تغذیه می كند، خیلی مهم است. اگر تعداد تغذیه كننده ها تنها دو دستگاه باشد، در یك زمان  تنها یك تغذیه كننده می تواند از مدار خارج شود و لذا ترانس باید دارای ظرفیت ذخیره كافی باشد تا واحدهای باقی م انده در مدار،  دچار اضافه بار نشوند. این نوع شبكه گاهی اوقات شبكه از نوع احتمال اول (Single Contingency) نامیده می شود.

بیشتر سیستم‌های غربالی از سه یا بیش از سه تغذیه كننده برق می گیرد، به طوری كه شبكه می تواند با از دست دادن دو تغذیه كننده مورد بهره برداری قرار گیرد و ظرفیت ترانس ذخیره هم به طور متناسبی كمتر شود كه به آن شبكه از نوع احتمال دوم (Second Contingency) گویند.

شبكه  فشار ضعیف باید طوری طراحی  شود كه نه تنها بارها، بین ترانس ها به طور مساوی تقسیم شده و دارای تنظیم اختلاف سطح خوبی برای كل ترانس ها در حال كار باشد بلكه باید طوری باشد كه در موقع  قطع برق تغذیه كننده های فشار متوسط، تعدادی از ترانس ها به مدت كوتاه در مدار باشند. مدارهای فشار ضعیف باید قادر باشند تا بارهای قسمت معیوب را به طور مناسب بین ترانس ها تقسیم كرده و آن قسمت از مدار را كه دارای حداقل مصرف كننده می باشد قطع نموده و رفع عیب نمایند.

در برخی از شبكه ها كه جریان اتصال كوتاه در آن حاكم است امكان دارد قبل از عمل نمودن فیوز (سوختن فیوز) قسمت های طولانی از شبكه اصلی صدمه ببیند لذا در چنین شبكه های فشار ضعیف قسمت به قسمت دو طرف را فیوز دار می كند.
 در شبكه های توزیع وجود كابل بسیار ضروری است زیرا اولاً كابل كشی به جای خطوط هوایی می تواند به زیبایی شهر كمك كند  ثانیاً در مواردی كه نمی توان از خطوط هوایی استفاده كرد مانند فرودگاهها می توان از كابل برای توزیع انرژی الكتریكی استفاده نمود. نتیجه می شود كه كابل نیز در شبكه های توزیع یكی از عناصر مهم به شمار می رود.
 
كابلهای زمینی و متعلقات آن
كابلهای زمینی برحسب شرایط محیطی و الكتریكی باید دارای خصوصیات زیر باشد:
1- هادی های هر فاز نسبت به زمین كاملاً عایق شده باشد.
2- هادی های هر فاز نسبت به فازهای دیگر كاملاً عایق شده باشند.
3- تحت تاثیر عواملی مانند رطوبت، زنگ زدگی و سایر عوامل شیمیایی قرار نگیرند.
4- در برابر ضربات مكانیكی كاملاً حفاظت شده باشند.
 سیمهای كه در كابل به كار می روند یا از جنس آلومینیوم یا از جنس مس كه البته مس بیشتر از آلومینیوم در صنعت كابل سازی استفاده می شود. در سالهای گذشته برای فشار الكتریكی متوسط كابل با عایقی كاغذی بیش از انواع دیگر كابل مورد استعمال داشت ولی امروزه كابل با عایق لاستیكی یا پلاستیكی بیشترین موارد مصرف را دارا می‌باشد معمولاً كابلها را با نوع عایقشان می سازند بدین ترتیب كابلهای كاغذی، كابلهای لاستیكی یا پلاستیكی، كابلهای روغنی و كابلهای گازی خواهیم داشت.
به دلیل اینكه موضوع بحث عیب‌یابی كابلهای 20 كیلوولت می باشد لازم به ذكر است كه امروزه برای از بین بردن تاثیر میدان الكتریكی هر فاز روی هادی های دو فاز دیگر هر یك از هادی های عایق شده را به طور جداگانه  به روپوشی از كاغذ فلزی (كاغذ متلیزه) مجهز می كنند. سپس از ورقه ها را با زمین هم پتانسیل می سازند بدین صورت كه پس از كوشش هادی ها با این ورقه های نازك متالیزه كابل را با مواد پركننده گرد كرده و روی آنها را غلافی سربی می كشند و ورقه های متالیزه را به عنوان اتصال زمین به كار می برند بدین ترتیب فقط عایق كاغذی كار تحت تاثیر میدان الكتریكی قرار می گیرد.
كابل H برای ولتاژ تا 30 كیلوولت به صورت سه رشته ای موجود می باشد. چون قطر كابل سه رشته ای برای ولتاژهای بالاتر بسیار زیاد می شود و در نتیجه كار روی آنها را مشكل می سازد لذا برای ولتاژهای بیش از 30 كیلوولت این كابل را به صورت تك رشته ای می سازند. چون كابل ذكر شده دار یا یك غلاف سربی مشترك می‌باشد قابلیت انحنا و خمش خیلی كم می باشد بدین جهت كابل سه غلافه به بازار عرضه گردید در كابال سه غلافه هر هادی غلاف سربی مربوط به خود دارد.
در این كابال به علت وجود غلاف سربی به طور جداگانه روی هر فاز میدانی كه به وسیله یك فاز تولید می شود روی دو فاز دیگر اثر نخواهد داشت مع الوصف در موقع كشیدن كابل یا تغییر بار كابل كه اصطلاحاً به آن تنفس كابل می گویند ممكن است فضای خالی بین غلاف سربی و عایق سیم به وجود آید برای از بین بردن اثر الكتریكی این فضای خالی از نوار فلزی كه در كابل مورد استفاده قرار می گیرد در این كابل نیز به كار می رود از كابال سه غلافه تا ولتاژ 60 كیلوولت می توان  بهره برداری نمود.
عوامل موثر در اتصالی كابلها
معمولاً كابلها به علت اینكه در خاك دفن می شوند امكان معیوب شدن آنها نیز هست. عواملی از ق بیل پوسیدگی كابل، كلنگ خوردگی،  نفوذ آب در كابل، ضربه‌های مكانیكی وارد به كابل، كشیدن جریان بالا از كابل، رعایت نكردن اصول دفن كردن كابل در خاك، خمش بیش از حد كابل، كابل كشی و جریان ندادن در كابل طی مدت طولانی و… كه باعث به وجود آمدن اتصالی در كابل می شود و كابل دچار عیب می شود.

عیب‌یابی و اكیب عیب یاب
بنا به دلایل بالا در اداره برق برای پیداكردن عیب كابل واحدی به نام اكیپ عیب‌یابی كابل وجود دارد كه در گروههای فشار ضعیف (380 ولت)، فشار متوسط (20 كیلوولت)، فشار قوی (63 كیلوولت)  تقسیم می شوند. در عیب‌یابی فشار ضعیف معمولاً كابل های حامل ولتاژ 10-5 كیلو ولت عیب‌یابی می شود قسمت عیب‌یابی زیر نظر دیسپاچینگ هر منطقه قرار دارد و كار عیب‌یابی تشخیص عیب كابل دفن شده در زمین و اطلاع آن به دیسپاچینگ برای رفع عیب توسط اكیپ مفصل بند می باشد.

در كل استان تهران به شش قسمت شمال شرق، شمال غرب، جنوب شرق، جنوب غرب، مركز تقسیم شده است كه هر كدام اكیپ خاصی از عیب‌یابی در منطقه دارد كه مكان مورد نظری را كه اینجانب در آن واحد كارآموزی خود را گذراندم اكیپ عیب‌یابی كابلای 20 كیلوولت شركت توزیع برق منطقه ای شمال شرق می باشد. كه مناطق پاسداران، شمیرانات، نارمك، تهرانپارس، لواسانات، رودهن، بومهن، جاجرود و… زیر پوشش واحد و اكیپ عیب‌یابی شمال شرقی تهران می باشد برای توضیح كار عیب‌یابی این نكته را باید در نظر گرفت كه اگر كابلی دچار عیب و یا اتصالی شود در پست مربوط به همان كار رله های حفاظتی مانند سكسیونر و دیژنگتورها عمل كرده و بار موجود روی كابل را قطع می كنند.
با قطع شدن كلیدهای حفاظتی اكیپ حوادث اطلاعات مورد نظر را به دیسپاچینگ منطقه مربوطه ارائه می كند یعنی منحل قطع شدگی و یا اینكه اتصالی در كدام كابل می‌باشد اطلاع می دهد قسمت دیسپاچینگ وجود عیب را به اكیپ عیب‌یاب اطلاع داده سپس اكیپ به محل مورد نظر اعزام می شوند.   

قبل از انجام هرگونه عملیات باید اكیپ حوادث نیز در محل حاضر باشند تا اجازه كار را به اكیپ عیب یاب بدهند. نقش اكیپ حوادث در خطوط 20 كیلوولت بسیار اهمیت داد این اكیپ با هماهنگی بین اكیپهای دیگر مخصوصاً اكیپهای مفصل بند و هوایی عهده دار قطع و وصل برق را از پستها دارند زیرا در صورت اشتباه از این اكیپ مسائل غیر قابل جبرانی به وجود می آید به همین دلیل تمام اكیپ ها باید قبل از انجام عملیات از اكیپ حوادث اجازه كار بگیرند تا حادثه‌ای پیش نیاید.

پس از اجازه كار به اكیپ عیب‌یابی این اكیپ خود را شرع كرده و محل اتصالی را پیدا نموده و به دیسپاچینگ منطقه ای اطلاع داده و دیسپاچینگ منطقه‌ای نیز گروه مفصل بند را خبر كرده تا محل را حفاری و عیب كابل را برطرف كرده و با قراردادن مفصل عیب مورد نظر را از بین ببرید.

وظیفه اكیپ عیب‌یاب
1- پیدا كردن حل اتصالی در كابلها
2- مسیریابی
3- تست ترانس
4- تعیین كابل

كه نحوه اجرای این وظایف در قسمتهای بعد توضیح داده خواهد شد. برای پیدا كردن اتصالی روی كابل باید مراحل و عملیاتهای مختلفی را روی آن انجام داد كه این عملیات توسط دستگاههایی انجام می شود.
دستگاه های مورد استفاده در عیب‌یابی كابلهای 20 كیلوولت
از جمله دستگاههای كه در بخش عیب‌یابی كابلهای 20 كیلوولت استفاده می شود دستگاههای زیر است كه تمام این دستگاههای در اتومبیل مخصوصی نصب می‌شود.
1- دستگاه تستر
 2- دستگاه كابل سوز
3- دستگاه رفلكتور
4- دستگاه تخلیه
5- دستگاه فركانس صوتی

كه در زیر به عملكرد تك تك این دستگاهها می‌پردازیم.
دستگاه تستر  و عملكرد آن
اولین دستگاهی كه در پیدا كردن اتصال كابل مورد استفاده قرار می گیرد دستگاه تستر است وظیفه اصلی این دستگاه پیدا كردن فازهای معیوب در كابل می باشد همانطور كه می دانید یك كابل 20 كیلوولت معمولاً از سه رشته تشكیل شده است. R,S,T با این دستگاه می توان پی به معیوب بودن هر كدام از فازها برد.
همچنین از این دستگاه در پست ترانس نیز استفاده می شود. عملكرد این دستگاه در تشخیص  فاز معیوب به این صورت است كه این دستگاه پس از متصل شدن كابلهای رابط از داخل اتومبیل عیب‌یابی به فازها، به ترتیب به هر فاز جداگانه از طریق این دستگاه می توان ولتاژی را اعمال كرد. همانطور كه در شكل مشخص است آ‌خرین رنج این دستگاه 80 كیلوولت است كه البطه ولتمتر دستگاه برای رنج 80 كیلوولت و نیز 40 كیلوولت درجه بندی شده است همانطور كه در شكل پیداست دكمه هایی روی دستگاه وجود دارد كه رنج های مختلف ولتاژی و آمپراژی را تعیین می كنند.
همچنین یك ولم برای بالا بردن تدریجی ولتاژ دستگاه نیز دیده می شود. پس از اعمال ولتاژ روی كابل و بالا بردن ولتاژ به صورت تدریجی اگر مشاهده شود كه آمپر متر جریانی را نشان می دهد مشخص می شود كه كابل در حال كشیدن جریان است پس فاز مربوطه معیوب شناخته می شود. معمولاً جریان 6/0 میلی آمپر جریان مجاز شناخته می شود و بیشترین آن جریان غیر عادی تلقی می شود.
عملكرد این دستگاه در تست ترانس بدین صورت است كه:
كابل رابط را از داخل اتومبیل عیب‌یابی به یكی از بوشینگهای فشار قوی وصل كرده  و به همان منوال كه ذكر گردید ولتاژ به ترانس القا می شود. هرگاه آمپر متر آمپراژی را غیر از آمپر  مجاز نشان داد ترانس معیوب تشخیص داده می شود.
دستگاه كابلسوز
این دستگاه دومین دستگاهی است كه در عیب‌یابی مورد استفاده قرار می گیرد. عملكرد این دستگاه به این صورت است كه: به دلیل اینكه فلكتور (كه در صفحات بعد طرز كار آن توضیح داده خواهد شد) بتواند فاصله اتصالی را نشان دهد باید مقاومت كابل را به زیر 100 اهم آورد همانطور كه در شكل ملاحظه می شود رنج این دستگاه بین 5-10 كیلوولت می باشد یعنی نهایت ولتاژی كه می تواند تولید كند 10 كیلوولت می باشد با اعمال این ولتاژ به كابل جریان بالایی در  كابل ایجاد می شود.

 كه باعث می شود در محل اتصالی بین فاز معیوب و سرب دور كابل (در مقدمه توضیح داده شده) زمین شده  است یك ذغال ایجاد شود  همانطوریكه می دانید ذغال یك هادی است  بنابراین  فاز مورد نظر به زمین متصل شده كه در اصطلاح زمین شدن فاز نامیده می شود و مقاومت آن بسیار پایین می آید و به زیر 100 اهم می رسد. در اصل این دستگاه با ایجاد آرك بین فاز و زمین و از بین بردن عایق پلاستیكی و تبدیل آن به ذغال می تواند مقاومت سیم را به زیر 100 اهم برساند.

كه به این عمل در اصطلاح سوزاندن  كابل گویند. همانطور كه در شكل مشخص است دستگاه دارای دو نمایشگر ولتاژ و جریان است هر گاه در هنگام اعمال ولتاژ عقربه آمپر متر شروع به بالا رفتن و چسبیدن به ته آمپر متر می كند كه نمایانگر ایجاد ذغال مورد نظر است یعنی جریان از فاز به زمین منتقل می شود همچنین در ولت متر ولتاژ كمتر و كمتر می شود و با زیاد كردن ولم شماره 2 برای بالا بردن ولتاژ، ولتاژ تغییر نمی كند. فاز جریان می كشد سپس دستگاه رفلكتور وارد عمل می شود با توجه به شكل در سمت راست دستگاه در قسمت راست بالا قسمت 1 ولمی وجود دارد كه با آن می توان رنجهای مورد نظر را انتخاب كرد این ولم به داخل و بیرون نیز جابجا می‌شود اگر این ولم به داخل باشد پس از روشن كردن دستگاه كابل سوز و زیاد كردن ولم شماره 2 سیستم این ولم وارد عمل شده و برق تابلوی فرمان را قطع می كند باید حتماً این ولم به طرف بیرون كشیده شود تا ولتاژ 5-10 كیلوولت مورد نظر اعمال شود. همانطور كه در شكل نمایش داده شده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله برداشتهای ژئوالکتریکی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله برداشتهای ژئوالکتریکی در word دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله برداشتهای ژئوالکتریکی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله برداشتهای ژئوالکتریکی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله برداشتهای ژئوالکتریکی در word :

برداشتهای ژئوالکتریکی
پایه ی روشهای متنوع اکتشافات ژئوفیزیکی ظرفیت زمین برای تولید و پاسخ میدانهای الکتریکی است. ایده اکتشافات مواد معدنی با کمک اندازه گیری های الکتریکی در حدود سالهای دهه ی 1800 ارائه شد، اما کاربرد عملی و نتیجه بخش این روش حدود یک قرن بعد مسیر گردید.
در تمام روش های گوناگون الکتریکی برای اکتشافات ژئوفیزیکی از عبور جریان الکتریکی در داخل زمین استفاده می گردد. تمام اجسام باعث کند شدن جریان الکتریکی می شوند، به طوری که انرژی بایستی برای حرکت ذرات مصرف شود. میزان جلوگیری اجسام در برابر عبور جریان با عنوان مقاومت ویژه الکتریکی مربوط جسم توصیف می شود. یکی از اهداف برداشتهای الکتریکی، اندازه گیری این خاصیت فیزیکی که به عنوان پایه ای برای تشخیص لایه بندی و ساختمانهای داخل زمین تلقی می شود. 

روشهای برداشت مقاومت ویژه الکتریکی که توسط ایجاد جریان مستقیم در داخل زمین در بین دهها صورت می گیرد، بهترین وسیله برای دقت روی قسمتهای مخصوص در زمین می باشد. نتایج روشها کمترین مشکل برای فهم و تفسیر خواهند داشت. بنابراین ما بحث را با روشهای جریان مستقیم اندازه گیری مقاومت ویژه آغاز خواهیم کرد.

روش برداشت الکتریکی دیگر که پلاریزاسیون القایی نامیده شده گسترش یافته از عمل برداشت مقاومت سنجی است. ورود جریان به داخل زمین میدان الکتریکی تولید کرده که براین زمان کوتاهی بعد منبع جریان ادامه می یابد. تداوم این میدان موقتی بستگی به ظرفیت زمین برای تخلیه تمرکز بار به آمده با جریان ورودی دارد. درباره این که چگونه برداشت پلاریزاسیون القایی تداوم میدان الکتریکی، روشهای برداشت الکتریکی دیگر شکل میدانهای الکتریکی اتفاق افتاده طبیعی را آزمایش می کند.
هدف روشهای معروف پتانسیل خودزا (sp) نقشه برداری میدانهای دایمی است که نزدیک تمرکز بار الکتریکی وجود دارد. عملیات و الکتروشیمیایی همراه با ساختمانها و ذخیره های معدنی این تمرکز را تولید کرده به طوری که ساختمان به صورت یک باطری طبیعی عمل می کند.

گروه ژئوفیزیک سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در اواخر سال 1379 به سرپرستی آقایان عامری و شاهین برای مطالعه و برداشتهای ژئوفیزیکی به روش IP و RS به منطقه عزیمت کردند. مأموریت در دو منطقه چاه کلپ و چاه زاغو در 3676 ایستگاه انجام شد. برداشتهای ژئوالکتریکی با آرایش مستطیلی با خط جریان 800 متری (AB = 800 m) و آرایش دو قطبی ـ دو قطبی با مشخصه AB = MN = 20 m و دو آرایش سه الکترونی (قطبی ـ دو قطبی) صورت گرفت. همچنین قریب 80 درصد ایستگاهها توسط گروه نقشه برداری سامان زمین شناسی اکتشافات معدنی کشور توسط دستگاه دیستومات، به فاصله 20 متر از یکدیگر و در سیستم UTM پیاده و برداشت گردید.

قبل از توضیح کارهای انجام شده در منطقه چاه کلپ، مبانی برداشتهای ژئوالکتریکی مختصرا بیان می شوند.
روش پلاریزاسیون القایی :
اول بار در اواخر دهه 1940 روش پلاریزاسیون القایی برای اکتشاف توده های کاسنگی، بویژه برای سولفید های پراکنده ( disseminuted) مورد استفاده قرار گرفت. در دهه 1960 از این روش به طور گسترده در اکتشافات ژئوفیزیکی معدنی استفاده گردید. کزاواشلامبرگر احتمالا اولین فردی بود که وجود پلاریزاسیون القایی را گزارش کرد. وقتی که جریان الکتریکی وادار به حرکت در زمین به وسیله الکترودهای منبع و مخزن می شود ممکن است در جاهای مختلف تمرکز بارهای الکتریکی ایجاد شود. پس از قطع جریان ورودی این بارها به توزیع اولیه خود در زمین بر می گردند. در اثنای مدت زمانی که تمرکز بارها از بین می رود پتانسیل الکتریکی تداوم می یابد. این پدیده پتانسیل القایی نامیده می شود.

تجارب آزمایشگاهی نشان داده است هنگامی که جریان الکتریکی او نوع مستقیم (D.C) و یا متناوب (A.C) با فرکانس خیلی کم حدود 1/0 هرتز به زمین فرستاده شود، انرژی الکتریکی در داخل سنگها توسط فرآیندهای الکتروشیمیایی ذخیره می شود. این عمل معمولا به دو طریق صورت می گیرد :
الف : پلاریزاسیون غشایی یا IP غیر فلزی :
که در آن عبور جریان الکترولیتهای موجود در خلل و خرج سنگها صورت می گیرد. این نوع IP در زمینهای رسی دیده می شود و بدین جهت در اکتشاف آب و نواحی رسی کاربرد دارد. علت این نوع IP را می توان چنین توجیه کرد که سطح کانی های رسی دارای بار منفی است و در نتیجه بارهای مثبت را جذب می کند لذا بعد از گسترش جریان بارهای مثبت جا به جا می شوند و پس از قطع به وضع اولیه خود بر می گردد که نتیجه این عمل پدیده IP می باشد.

ب : پتانسیل الکترودی یا IP فلزی :
که در آن عبور جریان الکتریکی توسط یونهای فلزی در سنگها صورت می گیرد. البته در این حالت ممکن است همزمان عبور جریان الکتریکی توسط الکترولیتهای موجود در خلل و خرج آنها نیز انجام شود. هر گاه جریان الکتریکی فرستاده شده به داخل زمین به طور ناگهانی قطع شود یونها به آهستگی پراکنده شده و به سوی تعادل پیش می روند که سبب پیدایش ولتاژ ضعیف و رو به رو زوال IP می شود. طول مدت دوام ولتاژ روبه رو زوال IP در داخل زمین به عواملی مثل بافت سنگها، نفوذ پذیری، قابلیت هدایت الکتریکی، کانی های فلزی و قابلیت الکترولیت موجود در حفرات سنگها بستگی دارد. هر چه ماده معدنی هادی تر باشد و پراکندگی آن در سنگ میزبان بیشتر باشد IP بزرگتر خواهد بود ز

یرا در این حالت شعاع تماس جهت تعادل الکترونی ـ یونی به حداکثر خواهید رسید اما در مورد بعضی از عوامل مثل مقاومت سنگ در بر گیرنده نمی توان به طور قطع اظهارنظر کرد زیرا با تجربه ای که ر عملیات زمینی به دست آمده است در اکثر موارد با مقایسه ی نقشه های مقاومت ظاهری و شارژ ابلیته مشخص می شود نواحی که دارای IP قوی است دارای مقاومت ظاهری زیادی بوده و با بررسی سرزمین معلوم می شود که با وجود ماده معدنی با سیلیسی شدن سنگهای درون گیر همراه است.

اختلالات در اندازه گیریها و روشهای حذف آنها :
در این مبحث فرض بر صحت اندازه گیریها بوده و خطاهای دستگاهی در مقایسه با سایر خطاها قابل اغماض فرض می شود. لذا در این قسمت اختلات ناشی از پدیده های زمین شناسی نامطلوب و اثرات شرایط خاص زمین شناسی مورد توجه قرار گرفته است.
پلاریزاسیون غشایی :
این پلاریزاسیون در سنگهایی که درصد ناچیزی از کانیهای رسی در آنها پخش شده باشد ظهور می کند. 
خصوصا در سنگهای متخلخلی که رس در قسمتی از مسیر تخلخل مؤثر حاوی الکترولیت قرار می گیرد مقدار پلاریزاسیون غشایی افزایش می یابد. از آنجا که حین اندازه گیری نمی توان اثر پلاریزاسیون غشایی از پلاریزاسیون فلزی تشخیص داد، پلاریزاسیون غشایی در اکتشاف ذخایر معدنی فلزی پاریزیت محسوب می شود. ولی همان طور که قبلا اشاره کردیم این پلاریزاسیون در اکتشاف منابع آبهای زیر زمین که سنگ کف آنها از نوع رس، مفید خواهد بود. برای تشخیص وجود پلاریزاسیون مربوط به رس ها باید از زمین شناسی منطقه مورد مطالعه هم کمک گرفت و با روشهای ویژه پلاریزاسیون الکترودی فلزی را از پلاریزاسیون غشایی تمیز داد.
اثر کوپلینگ القایی الکترومغناطیسی :
اثرات القایی الکترومغناطیسی باعث انحراف اختلاف پتانسیل مربوط به پلاریزاسیون القایی می گردد. این انحراف ناخواسته هنگامی که طول خط جریان زیاد است و زمین هم دارای هدایت ویژه قابل توجهی است محسوس بوده و باعث خطای زیادی در اندازه گیری های پلاریزاسیون القایی می شود. از شناخت چنین انحرافاتی در اندازه گیریهای پلاریزاسیون القایی ضروری است. 

راماچانداران (ramachanderan) در سال 1980 با بررسی اثر کوپلینگ الکترومغناطیسی نشان داده که در آرایه های مستطیلی الکترو مغناطیسی دارای علامت منفی بوده، یعنی در خلاف جهت پلاریزاسیون القایی می باشد و در آرایه های دو قطبی ـ دو قطبی و قطبی ـ دو قطبی این اثر دارای علامت مثبت بوده یعنی در جهت موافق پتانسیل پلاریزاسیون القایی است.
روشهای اندازه گیری :
اولین راه اندازه گیری ولتاژ رو به زوال IP در قلمرو زمان (Time-Domain) می باشد که خود به اشکال گوناگون صورت می گیرد که بستگی به نوع دستگاههای اندازه گیری دارد. یکی از روشها اندازه گیری شارژ ابلیته ظاهری بر اساس نسبت VIP/VS می باشند. در این روش کمیت VIP را در یک مان معین (T) پس از قطع جریان، اندازه گیری می کنند و نسبت آن راه به VS (ولتاژ اندازه گیری در زمان 0T) با واحد میلی ولت بر ولت نشان می دهند. در این طریق زمان T درست کمی بعد از جریان 0T انتخاب می شود تا اثر جریان الکترومغناطیسی ثانویه حاصل از بین برود. از سوی دیگر زمان T نباید زیاد طولانی باشد زیرا ممکن است افت پتانسیل IP آنقدر زیاد باشد که به حد پارازیت برسد.

روش دیگر اندازه گیری شارژ ابلیته ظاهری در حوزه فرکانس (Fre quency Domain)است که از این روش تغییرات مقاومت ویژه ظاهری در فرکانسهای مختلف تعیین می گردد. چون جریان حاصله از IP در سنگهای زیر سطحی با جهت جریان تزریقی مخالفت می کند به همین دلیل سبب ایجاد یک مقاومت مازاد بر مقاومت الکتریکی سنگها می شود. این مقاومت مازاد با افزایش فرکانس جریان تزریقی مرتبا کم می شود زیرا افزایش فرکانس سبب کم شدن مقدار ولتاژ IP می شود.

معمولا در سنگهایی که تقریبا فاقد کانی های هادی هستند IP خیلی کم ایجاد می شود و در نتیجه اثر ازدیاد فرکانس در کاهش پارازیت حدود 1% می باشد ولی در سنگهایی که کنی هادی به مقدار قابل ملاحظه ای وجود دارد مقدار IP حاصله نسبتا زیاد و در نتیجه به ازای هر ده برابری که بر فرکانس جریان تزریقی افزوده شود، پارازیت به اندازه 10 تا 20 درصد کاهش نشان می دهد. اندازه گیری های حوزه فرکانسی نسبت به حوزه زمانی دارای این مزیت است که نسبت سیگنال به پارازیت در آنها بیشتر است و برتری اندازه گیریهای حوزه زمانی نسبت به حوزه فرکانسی سرعت بیشتر اندازه گیریها و صرفه جویی در زمان است.

روش مقاومت سنجی :
همان طوریکه قبلا اشاره شد در بیشتر سنگها هدایت جریان الکتریسیته به صورت الکترولیتی توسط ملکولهای سیال موجود در خلل و فرج سنگها و بین دانه ها صورت می گیرد. بنابراین مقاومت ظاهری طبقات زمین تابعی از عواملی چون مواد هادی (آب، مواد رسی، شوری، ;)، درجه تراکم، تخلخل و ;. می باشد و با اندازه گیری و تعیین مقدار آن می توان برخی از عوامل زمین شناسی از جمله زون خرد شده، گسل، ساختمان طبقات زیرین و ضخامت رسوبات آبرفت را شناخت. بنابراین با داشتن شدت جریان (I) و اندازه گیری اختلاف پتانسیل با استفاده ا دستگاه IP می توان مقاومت ظاهری طبقات را از فرمول = K V/I محاسبه کرد.
5-2 آرایش های مورد استفاده
1-5-2 آرایش مستطیلی Cradiant Array

همان طور که قبلا اشاره شد در این نوع آرایش ابتدا موازی با روند بی هنجاری یا برون زدگی ماده معدنی بر روی زمین خطی را به عنوان خط مبنا Bose line در نظر می گیریم. سپس با توجه به عمق مورد مطالعه و یکنواختی تشکیلات زمین شناسی منطقه فاصله الکترونهای فرستنده (AB) و همچنین با در نظر گرفتن موقعیت و ابعاد توده مصرفی و پراکندگی آن فاصله الکترونهای گیرنده (MN) را مشخص می کنیم مقدار IP، مقاومت ویژه ظاهری اندازه گیری شده به نقطه وسط MN نسبت داده می شود. شکل زیر وضعیت الکترونهای گیرنده و فرستنده و پروفیل ها را نشان می دهد.

 

نقاط اندازه گیری در داخل مستطیلی است که مرکز آن منطبق با وسط AB بوده و ابعاد آن AB/3 در جهت عمود بر خط مبنا و AB/2 در امتداد خط مبنا می باشد بزرگترین امتیاز این نوع آرایش ان است که AB ثابت بوده و فقط الکترودهای MN متحرک می باشند و همچنین در طول عملیات شدت جریان ثابت می باشد.
2-5-2 آرایش دایپل ـ دایپل Dipole – Dipole

از این نوع آرایش برای مطالعه و بررسی تغییرات و گسترش بر هنجاری در عمق و بدست آوردن شبه مقطعی از IP و مقاومت ویژه ظاهری در مسیر یک پروفیل استفاده می شود. در این نوع آرایش هر چهار الکترود A,B,M,N در امتداد یک پروفیل قرار داشته و عملا فاصله الکترودهای فرستنده (AB) مساوی فاصله الکترودهای گیرنده (MN) AB = MN = a بوده و در هر اندازه گیری الکترودهای AB ثابت بوده و الکترودهای MN در امتداد پروفیل حرکت می کند در نتیجه اندازه گیری برای عمق های مختلف انجام می گیرد.

فاصله بین نزدیکترین الکترودهای جریان پتانسیل برابر na میباشد ( n = 1,1,3, …) و عمق هر اندازه گیری برابر a[/2(n+1)] = d خواهد بود و عدد اندازه گیری شده برای نقطه ای به محل تلاقی دو خط با زاویه 45 درجه نسبت به سطح زمین از MN و AB و هم شده نسبت داده می شود به این ترتیب از مجموع نقاط اندازه گیری شده با این روش شبه مقطعی از شارژ ابلیته و مقاومت ویژه ظاهری در امتداد یک پروفیل بدست خواهد آمد.

3-5-2 آرایش سه الکترودی Pole – Dipole
در این نوع آرایش الکترودهای فرستنده جریان (B) در بینهایت و سه الکترود دیگر A,M,N متحرک در امتداد یک پروفیل و عملا با فاصله مساوی L از یکدیگر قرار می گیرند. الکترود B را بدین جهت در بینهایت قرار می دهند که اندازه گیری فقط تابع جریان از الکترود a پخش شود که عمق نفوذ با فاصله الکترو پتانسیل از الکترود جریان زیاد می شود. که بعد از هر اندازه گیری سه الکترود به اندازه L تغییر محل می دهند. 

امتیاز این نوع آرایش در این است که سه الکترود با هم تغییر محل می دهند. به علاوه چون سه زیاد از محل الکترو A فاصله ندارد لذا مقدار عددی IP بزرگ بوده، همچنین در این نوع آرایش پلاریزاسیون اطراف الکترود A شدید بوده و اجازه می دهد طبقه مقاوم مینرالیزه مدفون افقی را مشخص کند ولی در این نوع آرایش نمی توان محل دقیق توده مصرفی را مشخص کرد. در این حالت باید روش پروفیل ترکیبی(Combine Profiling) را انجام داد (یعنی با معکوس کردن جهت حرکت الکترودهای فرستنده و گیرنده عمل اندازه گیری را تکرار کرد).

6-2 تجهیزات مورد استفاده و نحوه ی برداشت صحرائی
دستگاه های استفاده شده در منطقه مورد مطالعه عبارتند از :
ـ موتور بنزینی جهت تولید برق 220 ولت  

ـ دستگاه فرستنده جریان مدل TSQ-3 ساخت کشور کانادا. این دستگاه قادر است برق 220 ولت حاصل از موتور برق را در دو حالت فرکانسی و زمانی (بستگی به دستگاه گیرنده) تا حداکثر 1500 ولت افزایش می دهد. از این دستگاه در حالت Time Domain استفاده گردید این دستگاه به گونه ای تنظیم گردید که جریان الکتریسیته را به فاصله زمانی مساوی هر 2 ثانیه به الکترودهای A,B فرستاده و قطع نماید. مدت ارسال جریان نیز 2 ثانیه می باشد در هر بار ارسال جریان، جهت جریان نیز از داخل دستگاه عوض می شود. ضمنا میزان شدت جریان برقرار شده بین الکترودهای A,B نیز توسط صفحه دیجیتالی موجود بر روی دستگاه با دقت میلی آمپرشان داده می شود، که در محاسبات مقاومت ویژه ظاهری مورد استفاده قرار می گیرد.

ـ دستگاه گیرنده (رسبور) مدل IPR-8A, IPR-10A ساخت کانادا با دقت 1/0 میلی ولت بر ولت جهت اندازه گیری شارژ ابلیته و 1 میکرو ولت جهت اندازه گیری ولتاژ همچنین این دستگاه قادر است مساحت زیر منحنی رو به زوال ولتاژ را در زمانهای T1,T2 در ده پنجره مختلف اندازه گیری نماید. این امر می تواند کمک بسزایی در کسب اطمینان از عدد اندازه گیری هنگام برداشت های صحرایی ایجاد نماید. هنگام شروع اندازه گیری ابتدا میزان SP توسط دستگاه مذکور خنثی می گردد. همچنین تغییرات ولتاژ V اندازه گیری و پس از آن شارژ ابلیته ایستگاه حداقل 3 حالت مختلف اندازه گیری می شود، اعداد حاصله در کاغذ برداشت مخصوص و در ستونهای مربوط به صورت دستی یادداشت می گردد.

ـ چهار قرقره با سیم های مسی و فولادی مقاوم جهت انتقال جریان الکتریکی از دستگاه فرستنده به الکترودهای A,B و از الکترودهای گیرنده M,N به دستگاه گیرنده
ـ الکترودهای سفالی حاوی سولفات مس اشباع شده برای استفاده به عنوان الکترودهای گیرنده MN (الکترودهای غیر قابل پلاریزه)
فصل سوم
نحوه ایجاد عملیات صحرائی

با توجه به اینکه پیمایش ژئوفیزیکی در دو منطقه چاه کلپ و چاه زاغو انجام شد نحوه عملیات صحرائی را به طور جداگانه برای هر منطقه توضیح می دهیم و همان طور که قبلا اشاره کردیم کار شبکه بندی توسط گروه نقشه برداری سازمان صورت گرفت.
الف : منطقه چاه کلپ : ابتدا با توجه به شرایط توپوگرافی و زمین شناسی منطقه ایستگاه 00 را در مرتفع ترین بخش مرمریتها به عنوان ایستگاه مرکزی با مختصات

X= 737595, Y= 3539015 در سیستم UTM و طول 59 درجه و 30 دقیقه و 50 ثانیه و عرض 31 درجه و 57 دقیقه و 77 ثانیه جغرافیایی در نظر گرفته ش سپس با توجه به روند گسترش عمومی کاسفار خط مبنا Base line را با امتداد N63W به طول 2100 متر تعیین و بر روی مرکز هر پروفیل به فاصله 50 متر از یکدیگر مشخص گردید و شماره هر پروفیل بر مبنای فاصله آن پروفیل تا ایستگاه مرکزی 00 نامگذاری شد. تعداد 40 پروفیل واقع در قسمت غرب ایستگاه مرکزی را با علامت منفی و تعداد 40 پروفیل در قسمت شرق را با علامت مثبت مشخص نمودیم.

امتداد پروفیلها عمود بر امتداد خط مبنا N27E مشخص گردید که بر روی هر پروفیل ایستگاهها به فاصله 20 متر از یکدیگر مشخص گردیده اند. به طوری که ایستگاهی که در طرف شمال قرار دارند با علامت مثبت و ایستگاههای که در طرف جنوب واقع شده اند با علامت منفی مشخص گردیده اند و تمامی ایستگاهها با سنگچین و رنگ و نوشتن نام و موقعیت پروفیل بر روی کاغذ مشخص شده است

بنابراین ما دارای شبکه ای از ایستگاهها با فواصل 2050 متر هستیم بعد از ان کار پیمایش ژئوفیزیکی به منظور تعیین تغییرات جانبی و گسترش سطحی هنجاری با 5 آرایش مستطیلی دنبال شد سپس با مشخص شدن مناطق بر هنجاری در عمق با اجرای شبه مقاطع با 4 آرایش دایپل ـ دایپل (Dipole – Dipole) و دو آرایش سه الکترودی (Pole – Dipole) ادامه ی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد برداشتهای ژئوالکتریکی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد برداشتهای ژئوالکتریکی در word دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد برداشتهای ژئوالکتریکی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد برداشتهای ژئوالکتریکی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد برداشتهای ژئوالکتریکی در word :

برداشتهای ژئوالکتریکی
پایه ی روشهای متنوع اکتشافات ژئوفیزیکی ظرفیت زمین برای تولید و پاسخ میدانهای الکتریکی است. ایده اکتشافات مواد معدنی با کمک اندازه گیری های الکتریکی در حدود سالهای دهه ی 1800 ارائه شد، اما کاربرد عملی و نتیجه بخش این روش حدود یک قرن بعد مسیر گردید.
در تمام روش های گوناگون الکتریکی برای اکتشافات ژئوفیزیکی از عبور جریان الکتریکی در داخل زمین استفاده می گردد. تمام اجسام باعث کند شدن جریان الکتریکی می شوند، به طوری که انرژی بایستی برای حرکت ذرات مصرف شود. میزان جلوگیری اجسام در برابر عبور جریان با عنوان مقاومت ویژه الکتریکی مربوط جسم توصیف می شود. یکی از اهداف برداشتهای الکتریکی، اندازه گیری این خاصیت فیزیکی که به عنوان پایه ای برای تشخیص لایه بندی و ساختمانهای داخل زمین تلقی می شود.

روشهای برداشت مقاومت ویژه الکتریکی که توسط ایجاد جریان مستقیم در داخل زمین در بین دهها صورت می گیرد، بهترین وسیله برای دقت روی قسمتهای مخصوص در زمین می باشد. نتایج روشها کمترین مشکل برای فهم و تفسیر خواهند داشت. بنابراین ما بحث را با روشهای جریان مستقیم اندازه گیری مقاومت ویژه آغاز خواهیم کرد.

روش برداشت الکتریکی دیگر که پلاریزاسیون القایی نامیده شده گسترش یافته از عمل برداشت مقاومت سنجی است. ورود جریان به داخل زمین میدان الکتریکی تولید کرده که براین زمان کوتاهی بعد منبع جریان ادامه می یابد. تداوم این میدان موقتی بستگی به ظرفیت زمین برای تخلیه تمرکز بار به آمده با جریان ورودی دارد. درباره این که چگونه برداشت پلاریزاسیون القایی تداوم میدان الکتریکی، روشهای برداشت الکتریکی دیگر شکل میدانهای الکتریکی اتفاق افتاده طبیعی را آزمایش می کند.

هدف روشهای معروف پتانسیل خودزا (sp) نقشه برداری میدانهای دایمی است که نزدیک تمرکز بار الکتریکی وجود دارد. عملیات و الکتروشیمیایی همراه با ساختمانها و ذخیره های معدنی این تمرکز را تولید کرده به طوری که ساختمان به صورت یک باطری طبیعی عمل می کند.

گروه ژئوفیزیک سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در اواخر سال 1379 به سرپرستی آقایان عامری و شاهین برای مطالعه و برداشتهای ژئوفیزیکی به روش IP و RS به منطقه عزیمت کردند. مأموریت در دو منطقه چاه کلپ و چاه زاغو در 3676 ایستگاه انجام شد. برداشتهای ژئوالکتریکی با آرایش مستطیلی با خط جریان 800 متری (AB = 800 m) و آرایش دو قطبی ـ دو قطبی با مشخصه AB = MN = 20 m و دو آرایش سه الکترونی (قطبی ـ دو قطبی) صورت گرفت. همچنین قریب 80 درصد ایستگاهها توسط گروه نقشه برداری سامان زمین شناسی اکتشافات معدنی کشور توسط دستگاه دیستومات، به فاصله 20 متر از یکدیگر و در سیستم UTM پیاده و برداشت گردید.

قبل از توضیح کارهای انجام شده در منطقه چاه کلپ، مبانی برداشتهای ژئوالکتریکی مختصرا بیان می شوند.
روش پلاریزاسیون القایی :
اول بار در اواخر دهه 1940 روش پلاریزاسیون القایی برای اکتشاف توده های کاسنگی، بویژه برای سولفید های پراکنده ( disseminuted) مورد استفاده قرار گرفت. در دهه 1960 از این روش به طور گسترده در اکتشافات ژئوفیزیکی معدنی استفاده گردید. کزاواشلامبرگر احتمالا اولین فردی بود که وجود پلاریزاسیون القایی را گزارش کرد. وقتی که جریان الکتریکی وادار به حرکت در زمین به وسیله الکترودهای منبع و مخزن می شود ممکن است در جاهای مختلف تمرکز بارهای الکتریکی ایجاد شود. پس از قطع جریان ورودی این بارها به توزیع اولیه خود در زمین بر می گردند. در اثنای مدت زمانی که تمرکز بارها از بین می رود پتانسیل الکتریکی تداوم می یابد. این پدیده پتانسیل القایی نامیده می شود.

تجارب آزمایشگاهی نشان داده است هنگامی که جریان الکتریکی او نوع مستقیم (D.C) و یا متناوب (A.C) با فرکانس خیلی کم حدود 1/0 هرتز به زمین فرستاده شود، انرژی الکتریکی در داخل سنگها توسط فرآیندهای الکتروشیمیایی ذخیره می شود. این عمل معمولا به دو طریق صورت می گیرد :
الف : پلاریزاسیون غشایی یا IP غیر فلزی :
که در آن عبور جریان الکترولیتهای موجود در خلل و خرج سنگها صورت می گیرد. این نوع IP در زمینهای رسی دیده می شود و بدین جهت در اکتشاف آب و نواحی رسی کاربرد دارد. علت این نوع IP را می توان چنین توجیه کرد که سطح کانی های رسی دارای بار منفی است و در نتیجه بارهای مثبت را جذب می کند لذا بعد از گسترش جریان بارهای مثبت جا به جا می شوند و پس از قطع به وضع اولیه خود بر می گردد که نتیجه این عمل پدیده IP می باشد.

ب : پتانسیل الکترودی یا IP فلزی :
که در آن عبور جریان الکتریکی توسط یونهای فلزی در سنگها صورت می گیرد. البته در این حالت ممکن است همزمان عبور جریان الکتریکی توسط الکترولیتهای موجود در خلل و خرج آنها نیز انجام شود. هر گاه جریان الکتریکی فرستاده شده به داخل زمین به طور ناگهانی قطع شود یونها به آهستگی پراکنده شده و به سوی تعادل پیش می روند که سبب پیدایش ولتاژ ضعیف و رو به رو زوال IP می شود. طول مدت دوام ولتاژ روبه رو زوال IP در داخل زمین به عواملی مثل بافت سنگها، نفوذ پذیری، قابلیت هدایت الکتریکی، کانی های فلزی و قابلیت الکترولیت موجود در حفرات سنگها بستگی دارد.

هر چه ماده معدنی هادی تر باشد و پراکندگی آن در سنگ میزبان بیشتر باشد IP بزرگتر خواهد بود زیرا در این حالت شعاع تماس جهت تعادل الکترونی ـ یونی به حداکثر خواهید رسید اما در مورد بعضی از عوامل مثل مقاومت سنگ در بر گیرنده نمی توان به طور قطع اظهارنظر کرد زیرا با تجربه ای که ر عملیات زمینی به دست آمده است در اکثر موارد با مقایسه ی نقشه های مقاومت ظاهری و شارژ ابلیته مشخص می شود نواحی که دارای IP قوی است دارای مقاومت ظاهری زیادی بوده و با بررسی سرزمین معلوم می شود که با وجود ماده معدنی با سیلیسی شدن سنگهای درون گیر همراه است.

اختلالات در اندازه گیریها و روشهای حذف آنها :
در این مبحث فرض بر صحت اندازه گیریها بوده و خطاهای دستگاهی در مقایسه با سایر خطاها قابل اغماض فرض می شود. لذا در این قسمت اختلات ناشی از پدیده های زمین شناسی نامطلوب و اثرات شرایط خاص زمین شناسی مورد توجه قرار گرفته است.
پلاریزاسیون غشایی :
این پلاریزاسیون در سنگهایی که درصد ناچیزی از کانیهای رسی در آنها پخش شده باشد ظهور می کند.

خصوصا در سنگهای متخلخلی که رس در قسمتی از مسیر تخلخل مؤثر حاوی الکترولیت قرار می گیرد مقدار پلاریزاسیون غشایی افزایش می یابد. از آنجا که حین اندازه گیری نمی توان اثر پلاریزاسیون غشایی از پلاریزاسیون فلزی تشخیص داد، پلاریزاسیون غشایی در اکتشاف ذخایر معدنی فلزی پاریزیت محسوب می شود. ولی همان طور که قبلا اشاره کردیم این پلاریزاسیون در اکتشاف منابع آبهای زیر زمین که سنگ کف آنها از نوع رس، مفید خواهد بود. برای تشخیص وجود پلاریزاسیون مربوط به رس ها باید از زمین شناسی منطقه مورد مطالعه هم کمک گرفت و با روشهای ویژه پلاریزاسیون الکترودی فلزی را از پلاریزاسیون غشایی تمیز داد.

اثر کوپلینگ القایی الکترومغناطیسی :
اثرات القایی الکترومغناطیسی باعث انحراف اختلاف پتانسیل مربوط به پلاریزاسیون القایی می گردد. این انحراف ناخواسته هنگامی که طول خط جریان زیاد است و زمین هم دارای هدایت ویژه قابل توجهی است محسوس بوده و باعث خطای زیادی در اندازه گیری های پلاریزاسیون القایی می شود. از شناخت چنین انحرافاتی در اندازه گیریهای پلاریزاسیون القایی ضروری است.
راماچانداران (ramachanderan) در سال 1980 با بررسی اثر کوپلینگ الکترومغناطیسی نشان داده که در آرایه های مستطیلی الکترو مغناطیسی دارای علامت منفی بوده، یعنی در خلاف جهت پلاریزاسیون القایی می باشد و در آرایه های دو قطبی ـ دو قطبی و قطبی ـ دو قطبی این اثر دارای علامت مثبت بوده یعنی در جهت موافق پتانسیل پلاریزاسیون القایی است.

روشهای اندازه گیری :
اولین راه اندازه گیری ولتاژ رو به زوال IP در قلمرو زمان (Time-Domain) می باشد که خود به اشکال گوناگون صورت می گیرد که بستگی به نوع دستگاههای اندازه گیری دارد. یکی از روشها اندازه گیری شارژ ابلیته ظاهری بر اساس نسبت VIP/VS می باشند. در این روش کمیت VIP را در یک مان معین (T) پس از قطع جریان، اندازه گیری می کنند و نسبت آن راه به VS (ولتاژ اندازه گیری در زمان 0T) با واحد میلی ولت بر ولت نشان می دهند. در این طریق زمان T درست کمی بعد از جریان 0T انتخاب می شود تا اثر جریان الکترومغناطیسی ثانویه حاصل از بین برود. از سوی دیگر زمان T نباید زیاد طولانی باشد زیرا ممکن است افت پتانسیل IP آنقدر زیاد باشد که به حد پارازیت برسد.

روش دیگر اندازه گیری شارژ ابلیته ظاهری در حوزه فرکانس (Fre quency Domain)است که از این روش تغییرات مقاومت ویژه ظاهری در فرکانسهای مختلف تعیین می گردد. چون جریان حاصله از IP در سنگهای زیر سطحی با جهت جریان تزریقی مخالفت می کند به همین دلیل سبب ایجاد یک مقاومت مازاد بر مقاومت الکتریکی سنگها می شود. این مقاومت مازاد با افزایش فرکانس جریان تزریقی مرتبا کم می شود زیرا افزایش فرکانس سبب کم شدن مقدار ولتاژ IP می شود.

معمولا در سنگهایی که تقریبا فاقد کانی های هادی هستند IP خیلی کم ایجاد می شود و در نتیجه اثر ازدیاد فرکانس در کاهش پارازیت حدود 1% می باشد ولی در سنگهایی که کنی هادی به مقدار قابل ملاحظه ای وجود دارد مقدار IP حاصله نسبتا زیاد و در نتیجه به ازای هر ده برابری که بر فرکانس جریان تزریقی افزوده شود، پارازیت به اندازه 10 تا 20 درصد کاهش نشان می دهد. اندازه گیری های حوزه فرکانسی نسبت به حوزه زمانی دارای این مزیت است که نسبت سیگنال به پارازیت در آنها بیشتر است و برتری اندازه گیریهای حوزه زمانی نسبت به حوزه فرکانسی سرعت بیشتر اندازه گیریها و صرفه جویی در زمان است.
روش مقاومت سنجی :
همان طوریکه قبلا اشاره شد در بیشتر سنگها هدایت جریان الکتریسیته به صورت الکترولیتی توسط ملکولهای سیال موجود در خلل و فرج سنگها و بین دانه ها صورت می گیرد. بنابراین مقاومت ظاهری طبقات زمین تابعی از عواملی چون مواد هادی (آب، مواد رسی، شوری، ;)، درجه تراکم، تخلخل و ;. می باشد و با اندازه گیری و تعیین مقدار آن می توان برخی از عوامل زمین شناسی از جمله زون خرد شده، گسل، ساختمان طبقات زیرین و ضخامت رسوبات آبرفت را شناخت. بنابراین با داشتن شدت جریان (I) و اندازه گیری اختلاف پتانسیل با استفاده ا دستگاه IP می توان مقاومت ظاهری طبقات را از فرمول = K V/I محاسبه کرد.

5-2 آرایش های مورد استفاده
1-5-2 آرایش مستطیلی Cradiant Array
همان طور که قبلا اشاره شد در این نوع آرایش ابتدا موازی با روند بی هنجاری یا برون زدگی ماده معدنی بر روی زمین خطی را به عنوان خط مبنا Bose line در نظر می گیریم. سپس با توجه به عمق مورد مطالعه و یکنواختی تشکیلات زمین شناسی منطقه فاصله الکترونهای فرستنده (AB) و همچنین با در نظر گرفتن موقعیت و ابعاد توده مصرفی و پراکندگی آن فاصله الکترونهای گیرنده (MN) را مشخص می کنیم مقدار IP، مقاومت ویژه ظاهری اندازه گیری شده به نقطه وسط MN نسبت داده می شود. شکل زیر وضعیت الکترونهای گیرنده و فرستنده و پروفیل ها را نشان می دهد.

نقاط اندازه گیری در داخل مستطیلی است که مرکز آن منطبق با وسط AB بوده و ابعاد آن AB/3 در جهت عمود بر خط مبنا و AB/2 در امتداد خط مبنا می باشد بزرگترین امتیاز این نوع آرایش ان است که AB ثابت بوده و فقط الکترودهای MN متحرک می باشند و همچنین در طول عملیات شدت جریان ثابت می باشد.

2-5-2 آرایش دایپل ـ دایپل Dipole – Dipole
از این نوع آرایش برای مطالعه و بررسی تغییرات و گسترش بر هنجاری در عمق و بدست آوردن شبه مقطعی از IP و مقاومت ویژه ظاهری در مسیر یک پروفیل استفاده می شود. در این نوع آرایش هر چهار الکترود A,B,M,N در امتداد یک پروفیل قرار داشته و عملا فاصله الکترودهای فرستنده (AB) مساوی فاصله الکترودهای گیرنده (MN) AB = MN = a بوده و در هر اندازه گیری الکترودهای AB ثابت بوده و الکترودهای MN در امتداد پروفیل حرکت می کند

در نتیجه اندازه گیری برای عمق های مختلف انجام می گیرد. فاصله بین نزدیکترین الکترودهای جریان پتانسیل برابر na میباشد ( n = 1,1,3, …) و عمق هر اندازه گیری برابر a[/2(n+1)] = d خواهد بود و عدد اندازه گیری شده برای نقطه ای به محل تلاقی دو خط با زاویه 45 درجه نسبت به سطح زمین از MN و AB و هم شده نسبت داده می شود به این ترتیب از مجموع نقاط اندازه گیری شده با این روش شبه مقطعی از شارژ ابلیته و مقاومت ویژه ظاهری در امتداد یک پروفیل بدست خواهد آمد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد دینامیك شبكه الكتریكی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد دینامیك شبكه الكتریكی در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد دینامیك شبكه الكتریكی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد دینامیك شبكه الكتریكی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد دینامیك شبكه الكتریكی در word :

دینامیك شبكه الكتریكی
خلاصه:
دینامیك یك شبكه الكتریكی را می توان با دانستن صفرها و قطب‌هایش به طور كامل توصیف كرد. هر ترانسفورماتور را می توان با یك شبكه نردبانی كه از حل مدار معادل آن به دست می آید بیان كرده و به كمك آن صفرها و قطب‌های تابع انتقال آن را به دست آورد. 

ما می خواهیم یك راه حل كوتاه بر مبنای آنالیز فضای حالت را نشان دهیم. با استفاده از فضای حالت و توابع لاپلاس شرایط مناسبی برای محاسبه عددی فراهم می آید. با استفاده از این تركیب در عمل دیگر محدودیتی برای سایز شبكه و توپولوژی مدار كه شامل مقاومت‌ها و خازن‌ها و القاگرها است نداریم.
معرفی: ترانسفورماتورهای HV را عموما برای مقاومت در برابر over voltageها و نیروی مدار كوتاه طراحی می كنند وقوع این پدیده ها طبیعی و گریز ناپذیر است و علت عمده خرابی های ترانسفورماتور است. تشخیص به موقع برای جلوگیری از خرابی ها بسیار مهم است برای رسیدن به این مهم تست‌های تشخیص و condition montoring روش‌هایی است كه به ما كمك می كند تا از وقوع خطاها آگاه شویم.

از میان روشهای تشخیص، TF روش بسیار مناسبی برای تعیین خطاهای دی الكتریك است و تغیر شكل‌های مكانیكی است. [1]
چنانچه از این روش برای تشخیص استفاده كنیم ،تفسیر بهتر و دقیق‌تر TF برای شناسایی خطا الزامی است. مطالب جالب و متنوعی در مورد آنالیز مدار معادل ترانسفورماتورها و قطب‌ها و صفرهای تابع تبدیل با توجه به نوع سیم بندیها و تاثیر آنها بر روی یكدیگر (inter action) به طور كامل بحث شده است.

همانطور كه در ‌[2] اشاره شده است ، اگر صفر و قطب های یك سیستم یا شبكه الكتریكی را بدانیم می توانیم دینامیك آن را به طور دقیق تعریف كنیم. به این وجود تاثیر صفرها در شكل تابع تبدیل خیلی مورد توجه نبوده است. اما در [2] تفسیرهای مفیدی از صفر تابع تبدیل اعلام شده است و حذف صفر و قطب‌های نزدیك به هم را به خوبی بیان كرده است آنچه مشخص است دانستن صفرها همانطور كه انتظار می رود مفید است. به ویژه وقتی بخواهیم جزئیات بیشتری در رابطه با سیم بندی‌های چند گانه و تداخل (interaction) آنها بدانیم.

شكل (1) مدار معادل یك ترانسفورماتور در سیم پیچ را نشان می دهد. محاسبه فركانس‌های طبیعی و توزیع ولتاژ دو موضوع مورد علاقه ماست. موارد زیر به عنوان نكاتی هستند كه در نمایش مدار معدل سایز بزرگ و تحلیل آن باید مورد توجه قرار گیرند.
معمولا برای نمایش بهتر و همچنین برای به دست آوردن تمام فركانس‌های طبیعی مدار قسمت‌هایی را به مدار اضافه می‌كنیم.
برای تصحیح تفسیر و درك بهتر تابع تبدیل اندازه گیری شده از ترانسفورماتور بسیار ضروری است تمام تداخل بین سیم پیچ‌ها را در نظر بگیریم [3].
برای اینكه پاسخ ما واقعی تر گردد باید اتلاف‌ها را در نظر بگیریم.

جای شكل
.IIراهكارهای موجود درحل مسائل
در این قسمت اشاره كوتاهی به متدهای موجود برای حل شكل (1)
(برای توزیع ولتاژ و فركانس های طبیعی كرده ایم.

1) اگر چه نرم افزارهای برای آنالیز مدار را می توانیم مورد استفاده قرار دهیم اما آنها فقط شماتیكی از نتیجه TF را نشان می دهند و اطلاعات كافی درباره قطب وصفر به ما نمی دهند . زیرا در این نرم افزارهای تمایز بین دو قطب نزدیك به هم و یا جفت صفر و قطب نزدیك به هم ( حذف صفر و قطب ) را بسیارمشكل می توان تشخیص داد.
2) در اواسط دهه 1950 یك روش از س

وی ABETTI [4] پیشنهاد شد و او از آنالیز گره ای برای آنالیز مدار معادل یك سیستم كه شامل سیم پیچی دو كوپله بودند استفاده كرد كه فقط برای تعیین فركانس های طبیعی مدارهای سایز كوچك مورد استفاده قرار گرفت .
3) در سال 1964، Guruaij [5] متد پاسخ توسعه یافته را ارائه كرد كه بر مبنای راهكار مقادیر ویژه بود. این روش به ما در به دست آوردن فركانس‌های طبیعی و توزیع ولتاژ كمك می كند و مورد استفاده برای شبكه های بزرگ است.
4) در سال 1977 و Degene ff [6] یك روش مشابه كه از ماتریس گره ای ادمیتانس بود ارائه داد یكی از شرایط آن بدین صورت است كه اتلاف را در نظر نگیریم.
5) FERGETAD [7] در سال 1974 یك راهكار برمبنای فرمول فضای حالت برای محاسبه نوسانات ارائه داد در این روش قطب ها مستقیما از مقادیر ویژه سیتم و صفرها از معكوس سیستم بدست می آمد كه روش سر راستی نیست.

III .محاسبه تابع تبدیل به كمك فضای حالت:
روش متغیر حالت یك روش بسیار كارآمد برای توصیف رفتار دینامیك یك سیستم یا شبكه روش متغیر حالت است KUH وRohrer [8] كارهایی روی آن برای تحلیل شبكه انجام داده اند و نتایج را اعلام كرده اند . فضای حالت برروی سیستم غیر خطی متغیر با زمان مانند سیستم جایی كه روشهای كلاسیك از توصیف آن عاجز بودند گسترش یافته است (1)

به طوری كه كیفیت رفتارسیستم،پسیویته، با زمان خطی ، پایداری و ; به راحتی با مشخصات متغیر حالت قابل بیان است. از مزایای دیگر این روش،سیستم با معادله دیفرانسیل مرتبه اول توصیف می شود و برروی برنامه نویسی بر روی كامپیوتر های دیجیتال مناسب است .
A تعریف ها.

حالت یك سیستم باید اطلاعات كاملی از دینامیك سیستم به ما بدهد یك انتخاب مناسب برروی متغیرهای حالت آن است كه مجموعه ای معادلات دیفرانسیل خطی مرتبه اول كه از هم مستقل هستند را انتخاب كنیم.
[9] .

عمومی شكل كه برای معادلات خطی lti بیان می شود
X : متغیرهای حالت
: مشتق زمانی متغیرهای حالت
U : بردار ورودی
Y بردار خروجی
(A,B.C,D) :ماتریس های ثابت هستند
B: انتخاب متغیر حالت

برای یك سیستم كه مورد آنالیز قرار می گیرد انتخاب متغیرهای حالت یكتا نیست . انتخاب تصادفی متغیرهای حالت ممكن است پیچیدگی را افزایش دهد. برای اجتناب ازاین حالت ها ، راهنمایی هایی برای انتخاب متغیر حالت وجود دارد .

متغیرهای حالت معمولاً با كمك المان های ذخیره كننده انرژی تعیین می شوند در واقع ما به تعداد المان های مستقل در یك شبكه متغیر حالت كمتری داریم به طور مثال در شكل (1) تعداد متغیرهای حالت كمتر از عناصر ذخیره كننده انرژی است [10]. بر پایه این مدل جریان های اندوكتانس ها و ولتاژ خازن ها را به عنوان متغیرهای حالت مطلوب در نظر می گیریم . به عنوان مثال در یك سیستم به كمك گراف ، گره ها را مشخص می كنیم درختی كه از عناصر ذخیره كننده تشكیل میدهد و از همه گره‌ها می‌گذرد را می‌توان به عنوان متغیر حالت در نظر گرفت

برای مدل مدارنشان داده شده درشكل (1) متغیرهای حالت را بدین صورت انتخاب می كنیم .
1) جریان القاگرهای سیم پیچ اولیه
X1=i1 , X2=i2 , Xn1= in1
2) جریان القاگرهای سیم پیچ ثانویه
Xn+1= , …. , Xn1+n2= n2
3) ولتاژ های گره سیم پیچی اولیه

Xn1+n2+1=e2
Xn1+n2+1=e3, … , X2n1+n2-1=en1
4) ولتاژ های گره سیم پیچی ثانویه

X2n1+n2= 2
X2n1+n2+1=
.X2n1+2n2-2= n2
بنابراین تعداد متغیرهای حالت كل=2n1_2n2-2 را بدست می آید.
C : فرمول بندی مدل حالت
معادلات حالت كه در اینجا فرمول بندی می شود بروی یك ترانسفور ماتور دو سیم پیچی شكل (1) است كه در ثانویه آن مدار كوتاه است. وقتی ترمینال سیم پیچی دومی حالتی دیگر است به طور مشابه فرمول بندی میشود

1) مشتق های زمانی جریان های القایی :
V1 تا Vn1 و Vn1 تا نمایش دهنده ولتاژ القاگرهای طرف اولیه و ثانویه باشند همین طور ‌‌‌‍[L] نمایش دهند ماتریس اندوكتانسهای سلف‌ها و اندوكتانس های متقابل مدار می باشند. رابطه بین مشتق جریان اندوكتانس با ولتاژ دو سر آن از رابطه (4) بدست می آید.
به طوری كه با توجه به اینكه سیم پیچی طرف دوم اتصال كوتاه است داریم:

(R) را ماتریس قطری با رابطه زیر است

اگر را اینطور تعریف كنیم

با استفاده از (6) و (7) و ولتاژ گره ها و به كمك (5) بدین صورت ساده می شود.
اگر بر ماتریس های متشق زمانی جریان‌های القاگر و ولتاژ گره‌ها ولتاژهای ورودی دلالت كنند و به این شكل توصیف كنیم به طوری كه
رابطه (8) تبدیل می شود به
بنابراین مشتق زمانی جریان القاگرها به جریان القاگر و ولتاژ گره ها و ولتاژ ورودی وابسته می شود.
به كمك قانون KCL برای مدار شكل (1) داریم

كه ‍ ماتریس كپسیتانس گره ای مدار می باشد. معادلات بالا را می توان به صورت زیر نوشت.
جایی كه ‍]T] یك ماتریس (n1+n2)x(n1+n2) است و به صورت زیر توصیف می شود.
جایی كه [1T] ماتریس با بعد n1*n1 است و به صورت زیر توصیف می شود.
[2T] همان شكل [1T] را خواهد داشت با این تفاوت كه n2*n2 است. با توجه به این كه مدار دومی اتصال كوتاه است. رابطه (14) تبدیل خواهد شد:
كه ‍]k1] در واقع (n1+1) ستون [K] است.
نظر به اینكه انتهای گره های خطوط سیم پیچی اولیه و ثانویه به پتانسیل e1 (ولتاژ ورودی) و طرف دیگر آن o است كاربرد KCL برای این گره‌ها معادلات اضافه را نتیجه می دهد.

برای اجتناب از این اضافه ها رابطه (17) را به این صورت اصلاح می كنیم .
با جدا سازی مشتقات متغیرهای حالت و ولتاژ ورودی رابطه بالا به صورت زیر اصلاح می شود.

جایی كه ‍‌[Ta] و مطابق اولین و امین سطر و است.
به طوری كه و از معادله استتناج می شود به طوری كه
اگر و ماتریس هایی باشند كه مشتق زمانی ولتاژ گره ها را به جریان های القاگر و مشتق زمانی ولتاژ ورودی مربوط می سازند آنگاه داریم

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله افت و خیزهای گرمایی میخكوبی و خزش شار و نقش آنها در مقاومت ویژه الكتریكی ابر رساناهای گرم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله افت و خیزهای گرمایی میخكوبی و خزش شار و نقش آنها در مقاومت ویژه الكتریكی ابر رساناهای گرم در word دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله افت و خیزهای گرمایی میخكوبی و خزش شار و نقش آنها در مقاومت ویژه الكتریكی ابر رساناهای گرم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله افت و خیزهای گرمایی میخكوبی و خزش شار و نقش آنها در مقاومت ویژه الكتریكی ابر رساناهای گرم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله افت و خیزهای گرمایی میخكوبی و خزش شار و نقش آنها در مقاومت ویژه الكتریكی ابر رساناهای گرم در word :

در ابر رساناها رفتارهای الكتریكی با رفتارهای مغناطیسی اساسا“ به همدیگر وابسته می باشند. ما با توجه به این حقیقت آثار افت و خیزهای گرمایی، میخكوبی شار و ناهمسانگردی و بخصوص نقش این عوامل در رفتارهای مقاومت ویژه الكتریكی ابر رساناهای گرم را بررسی كرده ایم و نشان داده ایم كه چگونه كوتاهتر بودن طول همدوسی، بالاتر بودن دمای بحرانی و جفت شدگی بین لایه ای ضعیف در ابررساناهای گرم آثار عوامل فوق در این ابر رساناها و ابررساناهای سرد را از همدیگر متمایز می كند. بعضی از این آثار از جمله پهن شدگی زیاد گذار مقاومتی با افزایش میدان، اختلاف رفتارهای مقاومتی ابررساناهای گرم ، كاهش سریع چگالی جریان بحرانی با افزایش دما، مكانیزمهای ذاتی و میكروسكوپی میخكوبی، واهلش مغناطیسی و خط برگشت ناپذیری را بر اساس تئوری خزش شار اندرسون – كیم توضیح داده ایم. همچنین بعضی از محدودیتها و

نتایج نادرست این تئوری را مطرح كرده و با معرفی فازها و رژیمهای ابررسانایی و گذارها یا گذارهای بین آنها سعی در توجیه بهتر نتایج نموده ایم. توضیح داده ایم كه نظم بلند برد كریستالی شبكه
گرداب در مقابل میخكوبی كتره ای ناپایدار است و در نتیجه در سیستمهای واقعی، فاز شبكه گرداب جای خود را به فاز شیشه گرداب می دهد. فاز شیشه گرداب مانند فاز مایسنر و فاز شبكه گرداب، دارای نظم بلند برد غیر قطری در نقشی كه گردابهای میخكوب شده تعیین می كنند می باشد. چون سد انرژی بین حالتهای شبه پایدار مختلف زیاد است مقاومت ویژه این فاز در حد جریانهای پایین تقریبا“ صفر می باشد. افت و خیزهای گرمایی باعث ذوب شبكه یا شیشه گرداب و گذار به فاز مایع گرداب می شود. در فاز مایع گرداب اگر چه ساختار شار، ساختار كاملا“ نامنظمی است هنوز یك تمایل موضعی برای جفت شدگی الكترونها وجود دارد و میدان جفت ساز طول همدوسی قابل توجهی را دارا می باشد. در این فاز چون سد انرژی بین آرایشهای
مختلف ساختار شار كم است مقاومت ویژه حتی در حد شدت جریانهای پائین صفر نمی باشد.

رفتار خزشی آلیاژ آلومینیوم SS70 كه از آلیاژهای سری 7XXX بوده و به روش ریخته‌گری پاششی تهیه شده است.
این آلیاژ ازنوع آلیاژهای رسوب سخت‌شونده بوده و به همین خاطر قبل از انجام آزمایشات خزش ابتدا در دو دمای 120 و 160 درجه سانتیگراد عملیات پیر سخت كردن بر روی آن انجام شد و سختی
بیشینه حاصله در هر یك از دماهای مذكور به دست آمد. سپس این اپتیمم سختی بر روی نمونه‌های ساخته شده استاندارد آزمایش خزش از دو گروه آلیاژی SS70 (تهیه شده به روش ریخته‌گری پاششی) و 7075 (تهیه شده به روش ریخته‌گری سنتی) اعمال گشته و آنها را تحت آزمایش خزش قرار دادیم. آزمایش خزش در دو دمای 120 و 170 درجه سانتیگراد و تنش‌های 200 و 280 و 360 مگاپاسكال
انجام شدند. یكی از اهداف این تحقیق محاسبه و بدست آوردن مقاد n

(توان تنشی) و Q (انرژی محركه خزشی) برای هر دو گروه آلیاژی مورد بجث بود. با توجه به مقادیر به دست آمده n و Q می‌توان مكانیزم خزشی جاكم بر محدوده دمایی و تنش اعمالی را پیش‌بینی كرد. این آزمایشات نشان دادند كه آلیاژهای سری 7XXX آلومینیوم تهیه شده به روش ریخته‌گری پاششی مقاومت بسیار بالایی در برابر خزش از خود نشان می‌دهند. بنابریان خواص مكانیكی و از آن جمله مقاومت خزشی خوب این آلیاژهای جدید آلومینیوم (SS70) افق‌های روشنی را برای استفاده از آنها در صنعت و به خصوص صنایع هوا – فضا نشان می‌دهند.

رفتار خزش در جوشهای مقاومتی نقطه‌ای
رفتار خزش در جوشهای مقاومتی نقطه‌ای با استفاده از روش اجزاء محدود مدلهای مختلفی برای جوش مقاومتی مد نظر قرار گرفته كه
شامل موارد زیر است : 1) مدل جوش مقاومتی با استفاده از المانهای حجمی تحت بارگذاریهای كششی، جدایشی و صلیبی. 2) مدل جوش مقاومتی با استفاده از المانهای تیر پره‌ای در محیط جوش و اتصال دو

صفحه با یك لینك صلب در مركز جوش تحت بارگذاریهای عنوان شده فوق. 3) مدل جوش مقاومتی با استفاده از المانهای تیر پره‌ای در محیط جوش و اتصال دو صفحه با لینكهای صلبی كه محیط جوش را در صفحه بالائی به محیط جوش در صفحه پائینی متصل می‌نمایند، تحت بارگذاریهای عنوان شده. رفتار خزش و تنش در نواحی مختلف پیرامون جوش نقطه‌ای و دور از جوش ، تحت بارگذاریها و شرایط مختلف ، مورد بررسی قرار گرفته است . برای مدل كردن رفتار خزشی ماده از مدل بیلی – نورتن، به همراه قانون جریان خزش استفاده شده است . همچنین در این تحقیق، روشهای مختلفی كه برای آنالیز الاستیك – پلاستیك قطعات ناچدار بر معیار كرنش محلی پایه‌ریزی شده‌اند. بررسی شده و صحت این روشها براساس نتایج بدست آمده از این تحقیق، مورد بحث قرار گرفته است . شایان ذكر است كه در این تحقیق از اثرات منطقه تحت تاثیر حرارت جوشكاری، صرف نظر شده است زیرا هدف اصلی بررسی مدلهای مختلف جوش

مقاومتی در شرایط خزش و مقایسه آن با مدلهای جوش مقاومتی در رفتارهای الاستیك و پلاستیك می‌باشد كه قبلا توسط محققین دیگر
بررسی شده است . همچنین بررسی روابط عددی ذكر شده و تعمیم این روابط برای شرایط خزش .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید