تحقیق در مورد آموزش و پرورش در ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد آموزش و پرورش در ایران در word دارای 35 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد آموزش و پرورش در ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد آموزش و پرورش در ایران در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد آموزش و پرورش در ایران در word :

آموزش و پرورش در ایران

تاریخ آموزش و پرورش در ایران به دوران‌های باستانی و آریاییان نخستین می‌‎رسد

آموزش در ایران باستان

در دوران هخامنشی، آموزش رسمی ویژه روحانیان زرتشتی (موبدان)، شاهزادگان و دولت‌مردان بود. اما چون در آیین زرتشت آموزش و پرورش به مانند زندگی مهم شمرده شده بود، مردم ایران به پیروی از گفتار حکیمانه زرتشت، یعنی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، اخلاق و مهارت‌های سودمند را به فرزندان خود آموزش می‌دادند. در آن زمان آتشکده‌ها جایگاه رسمی آموزش بودند و موبدان علاوه بر درس‌ها مذهبی، پزشکی، ریاضی و اخترشناسی نیز درس می‌دادند.

نخستین دانشگاه
در دوره ساسانی فرهنگ و تمدن ایرانی به شرق و غرب گسترش یافت. اما هنوز هم آموزش به گروهی خاص محدود می‌شد. در این دوران مهم‌ترین مرکز علمی و آموزشی دوران باستان، دانشگاه گندی‌شاپور، در شهر گندی شاپور به وجود آمد. این شهر را شاپور ساسانی بنیان نهاد و تا حدود قرن چهارم پس از اسلام آباد بود. در دانشگاه گندی شاپور دانشمندان ایرانی در کنار دانشمندان هندی، یونانی و رومی به فعالیت علمی و بحث و گفت و گو مشغول بودند. وقتی مدرسه آتن در سال 529 میلادی بسته شد، بسیاری از دانشمندان یونانی به گندی شاپور مهاجرت کردند. در زمان خسرو انوشیروان بیمارستانی در این شهر ساخته شد و آموزش طب ایرانی، یونانی و هندی رونق گرفت.

آموزش در دوران قاجار
در دوران قاجار جنگ‌های ایران و روس رخ داد که با شکست ایرانیان و از دست رفتن بخش‌های زیادی از ایران همراه بود. البته ان شکست دردناک باعث شد که دولت‌مردان دلسوز و فرهیختگان جامعه آن روز به علت شکست ایرانیان آگاه شوند که همانا بی‌خبری از دانش و فن آن روزگار بود.

از این رو، در سال 1231 هجری قمری، 5 نفر دانشجو به انگلیس فرستاده شد؛ نخستین چاپخانه سربی در 1227 هجری قمری در تبریز به کار افتاد؛ نخستین روزنامه را میرزا صالح، از دانشجویان فرستاده شده به انگلیس، به نام کاغذ اخبار در 1253 هجری قمری منتشر کرد؛ و نخستین مدرسه به شیوه امروزی با همت میرزا حسن خان رشدیه در 1254 هجری قمری در ارومیه و در سال بعد در تبریز کار خود را آغاز کرد.

بنیان‌گذاری دارالفنون
دارالفنون مرکز آموزشی دانش و فن نوین بود که در سال 1231 هجری شمسی با تلاش میرزا تقی‌خوان امیرکبیر در تهران بنیان‌گذاری شد. نخستین معلمان این مدرسه، اروپایی و بیش‌تر اتریشی بودند. نخست صد نفر فراگیر از میان فرزندان اشراف و بزرگان دولتی برای تحصیل در آن انتخاب شدند که در رشته‌های نظامی، پزشکی، داروسازی، معدن و مهندسی به تحصیل مشغول شدند.

دارالفنون آزمایشگاه فیزیک، شیمی و داروسازی و کارخانه شیشه و بلور و شمع‌سازی و چاپ‌خانه داشت و فراگیران علاوه بر مطالعه نظری، به فعالیت‌های عملی نیز می‌پرداختند. برای مثال، مسیو کرشیش اتریشی، که معلم توپخانه و ریاضی بود، به کمک دانش‌جویان خود دستگاه فرستنده تلگراف ساخت که آغازی برای گسترش ارتباط از راه دور در کشور بود.
آموزش و پرورش نوین
در بیش‌تر کشورها، گذراندن دوره مقدماتی برای کودکان پنج و شش ساله و گذراندن دوره متوسطه برای نوجوانان سیزده ساله اجباری است. در بسیاری از کشورها حضور دانش‌آموزان پس از یازده‌سالگی در مدرسه‌ها کم می‌شود؛ البته، آموزش تا بزرگ‌سالی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها و مرکز های آموزش مهارت‌های عملی ادامه می‌یابد. با وجود این هنوز میلیون‌ها نفر در دنیا از مهارت‌های ابتدایی خواندن و نوشتن بی‌بهره‌اند. بر اساس قانون اساسی ایران، آموزش و پرورش برای همه کودکان و نوجوانان ایرانی تا دوره متوسطه رایگان است و دولت وظیفه دارد امکان تحصیل را برای همگان فراهم سازد.

نظام آموزشی ایران دارای دوره ابتدایی(پنج سال) دوره‌ی راهنمایی (سه سال) دوره متوسطه( سه سال) و دوره پیش دانشگاهی است. علاقه‌مندان به کارهای عملی و فنی نیز می‌توانند مهارت های لازم را در مدرسه‌ها و آموزشگاه‌های کارو دانش بگذرانند. دانش‌آموختگان دوره پیش‌دانشگاهی در صورت موفقیت در آزمون‌های سراسری، به دانشگاه وارد می‌شوند.

سازمان‌های آموزشی ایران
• دانشگاه‌ها
• آموزش و پرورش
• سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی درسی
• کتاب‌های درسی
• مجله‌های کمک آموزشی

آموزش و پرورش ایران ، مشكلات و توسعه پایداروبررسی نظام آموزشی ایران

آموزش و پرورش مدرن و معاصر در ایران، به قدمتی تقریباً یكصد ساله، بخش معتنابهی از منابع این دوره از تاریخ كشورمان را به خود اختصاص داده است. علیرغم اینكه در این نظام یكی از اصیل‌ترین و وسیع‌ترین قشر فرهنگی تاریخ، یعنی معلمان،‌ شركت داشته‌اند و همه نهادها، گروه‌ها و آحاد جامعه به نوعی در تحقق اهداف آن مشاركت دارند، با این وجود اكنون با بغرنج‌ترین مشكلات و چالش‌ها مواجه می‌باشد،‌ به گونه‌ای كه بسیاری از محققان و اندیشمندان جامعه، ریشه اغلب مشكلات، نابسامانی‌ها، نارسایی‌ها و بحران‌های اجتماعی را در سیستم و فرایند آموزشی جستجو و معرفی می‌كنند.

گفته شده قریب 15 درصد بودجه كشور در آموزش و پرورش به مصرف می‌رسد و از این جهت شاید بیشترین سهم بودجه دولتی را ـ صرف‌نظر از گستره كمی‌آن ـ به خود اختصاص داده است. با این وجود، برغم زحمات فراوان و بی‌شایبه قاطبه معلمان، كه به استناد قراین موجود و نظرسنجی‌ها، در مقایسه با كارمندان سایر سازمان‌ها و نهادهای دولتی، بیشترین كار مفید را به انجام می‌رسانند،

میزان كارآمدی و اثربخشی آن به سبب نارضایتی عمومی‌از كیفیت خروجی‌های آن، پیوسته معروض توجه و انتقاد بسیاری از ناظران و صاحب‌نظران واقع شده است. به زعم منتقدان، نظام فعلی آموزش و پرورش پاسخگوی خیل عظیم مطالبات، نیازها و انتظارات جامعه نیست و نیازمند اصلاحات جدی و اساسی است و استدلال می‌كنند كه با رویكردهای منسوخ و متصلب كنونی و بدون توجه به نیازها و تقاضاهای اجتماعی و محیطی (ملی و فراملی) روزافزون، نمی‌توان از نهاد مزبور خواست رسالت و كاركردهای اساسی خود را اجرا كند.

نیز، استدلال شده اگر قرار است جامعه در حال گذار ایران به سلامت از گردنه‌های صعب‌العبور تغییرات اجتماعی گذر كند،‌ شایسته است كه نظام آموزش و پرورش صرفنظر از تأخیرهایی كه تاكنون در ورود به عرصه مهندسی اجتماعی داشته است،‌مسئولیت و سهم بیشتری در قبال جامعه بر عهده گیرد و نقش جدی‌تری را در خروج از بن‌بست كنونی و نیل به جامعه مطلوب ایفا نماید.

این مهم میسر نمی‌شود مگر اینكه نظام آموزش و پرورش ما، ضمن كسبِ وزن، شأن و جایگاه شایسته و واقعی خود در نظام و سلسله مراتب اجتماعی و سازمانی كشور، ابتدا بتواند خود را از قید و بندها و مشكلات بیشماری كه با آن دست و پنجه نرم می‌كند رها سازد و به منزله بازوی روشنفكری جامعه،‌ زمینه‌های شكل‌گیری آموزش و پرورشی انسان‌گرا، رهایی‌بخش و مقوم توسعه همه جانبه و درون‌زا را فراهم آورد و در پرتوشناسایی، تحلیل و طبقه‌بندی اهم چالش‌های موجود، و همگام با تحولات جهانی،‌ چشم‌انداز مناسبی را برای خود و جامعه فراهم نموده،‌ تا به نوبه خود،‌ گره از راز فروبسته توسعه‌نیافتگی ایران بگشاید.

ـ ایران ، معمای توسعه ومشكلات برنامه ریزی

اكنون قریب به نیم قرن ـ تقریباً همگام با ژاپن ـ‌ از گام نهادن ایران در مسیر برنامه‌ریزی جهت نیل به توسعه همه جانبه و پایدار می‌گذرد و در این راه منابع بیشماری صرف شده است. ظاهراً آرمان اولیه محمدرضا شاه پهلوی نیل به مرتبت اقتصادی و صنعتی كشورهای پیشرفته ای چون امریكا و آلمان بود، لیكن بزودی دریافت كه تحقق این آرزوی بلند پروازانه مستلزم تمهیدات و مقدمات فرهنگی – اجتماعی دراز آهنگی است كه فقط در خلال یك فرایند طولانی تاریخی وصال میدهد – و عجالتاً ایران فاقد پتانسیل و آمادگی لازم برای آن است؛ لذا، اندكی بعد، ژاپن به الگوی توسعه ایران بدل شد اما آن نیز به عللی كه خارج از حوصله این نوشتار است ، ره بجایی نبرد و اكنون همگان میدانیم كه چگونه امواج انقلاب سال 57، بساط تجدد و شبه مدرنیسم ناقص و سطحی خاندان پهلوی را در نوردید.

پس از پیروزی انقلاب و تثبیت تدریجی حاكمیت سیاسی بر آمده از آن و آغاز مجدد سنت برنامه ریزی، ظاهراً، گفته و ناگفته، كشورهایی چون مالزی، ‌اندونزی، كره و ; به الگوی توسعه ما بدل شدند، اما به رغم گذشت یك ربع قرن از پیروزی انقلاب هنوز مراد حاصل نگردیده است و گویا پیوسته راه را گم و از هدف دور افتاده ایم ، چندانكه به تعبیر یكی از ژاپنی‌ها اكنون «در توسعه نیافتگی بسی توسعه‌یافته»ایم.

براستی مشكل ما چیست؟ و چرا به‌رغم اینهمه تلاش و صرف منابع – گویا با ابتلا به نفرین ابدی خدایان، همچنان گرفتار سرنوشت سیزیف- پیوسته مشغول طی كردن یك سیكل معیوب و عقیم هستیم؟!

هم اكنون ایرانیان، به‌رغم استظهار به یك عقبه و پشتوانه عظیم و غنی تاریخی – فرهنگی، و با وجود برخورداری از منابع سرشار طبیعی، به تعبیر زنده یاد دكتر عظیمی، به عنوان كارگر، كارمند، مدیر، معلم و ; شب و روز كار می‌كنند و جان می‌كنند، اما حاصل آن تولید سرانه ای قریب 1500 دلار ( در قبال در آمد سرانه قریب 000/40 دلاری كشورهای فاقد منابع طبیعی همچون سوئیس و ژاپن) می‌باشد. اگر توسعه را به یك تعبیر افزایش قابلیت و توان یك جامعه در بهره وری ازظرفیت‌های تاریخی، اجتماعی، انسانی، اقتصادی و طبیعی خود بدانیم، این بدان معناست كه جامعه ما تا بحال فقط توانسته از 5 درصد ظرفیت خود بهره برداری كند!

ریشه این فاجعه كجاست؟ و با توجه به نیم قرن سابقه و تجربه برنامه ریزی توسعه، پاشنه آشیل و حلقه مفقوده و معیوبه برنامه‌های ما چیست؟

گرچه تاكنون، اندیشمندان و پژوهشگران در باب علل انحطاط و عقب ماندگی ایران از منظرهای گوناگون، نظریات و تفاسیر متعدد و متنوعی – اعم از علل تاریخی/ جغرافیایی،طبیعی،‌سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، روانی، فلسفی، توطئه یا تهاجم بیگانگان و ; خلاصه لاهوتی و ناسوتی و اهورایی و اهریمنی – را مطرح كرده‌اند، كه هر یك بنوبه خود حاوی نكات جالب و در خور تأملی می‌باشد،

لیكن با توجه به خروج روز افزون بشر از چرخه جبرو تقدیر طبیعی و ماوراء طبیعی، و نقش بارز وی در تقریر سرنوشت خود، نگارنده مایل است در تبیین راز درماندگی و فروماندگی ایران معاصر، تكیه و تاكید اصلی‌خود را بر روی‌سرنوشت خود ساخته و خود خواسته جامعه ایران ـ آنهم از منظر و محدوده سازه آموزشی ـ بنهد.

– حلقه مفقوده؟

توسعه را فرایند تحول بنیادین باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به منظور خلق و متناسب شدن با ظرفیتهای جدید و ارتقاء كمی‌و كیفی قابلیت‌ها و توانایی‌های انسانی، آموزشی، اقتصادی و ; دانسته اند كه نیل به چنین مرتبه‌ای، بیش و پیش از همه،‌مستلزم تحول فرهنگی و ارزشی جوامع می‌باشد. مطالعات و تجربیات بین المللی، جملگی مبین و مؤید این نكته‌است كه توسعه پایدار و همه جانبه، الزاماً باید از بستر نیروی انسانی بگذرد و پیش شرط توفیق، تثبیت و تداوم هرگونه توسعه و تحولی، سرمایه گذاری در توسعه انسانی بمنزله ركن و هسته اصلی و محوری آن می‌باشد.

به بیان امروزی،دانش و دانایی ملی، ركن اصلی توسعه ، و نظام آموزشی هم گذرگاه نیل به دانایی ملی بشمار می‌آید و جامعه زمانی به اهداف خود دست می‌یابد كه از طریق توسعه انسانی مسیر خود را هموار كند، در واقع بنیاد حیات جمعی انسان را تعلیم و تربیت تشكیل می‌دهد و ما «آنگونه زندگی می‌كنیم كه تربیت می‌شویم». از اینرو، هر تعبیری كه از توسعه داشته باشیم،

برای رسیدن به آن تمامی‌تلاش‌ها بر دوش انسان‌هایی است كه باید بار این غافله را به سر منزل مقصود برسانند، و از آنجایی كه در دنیای معاصر، نهاد آموزش و پرورش مسئولیت تربیت نیروی انسانی در جامعه را بر عهده دارد، از اینرو، مهمترین بستر تولید و تربیت نیروی انسانی بشمار می‌آید، كه با توجه به نقش و شكل فراگیر امروزی آن، یكی از بنیادهایی است كه با جامه عمل پوشاندن به كاركردها

ی تعریف شده خود، اگر نگوئیم سهامدار اصلی، دست كم یكی از سهامداران عمده این فرایند به حساب می‌آید.
بر این اساس، بر خلاف پیشگامان نظریه توسعه، كه همواره بر اهمیت ایجاد و گسترش منابع مادی و كالبدی تاكید داشتند، امروزه، به لحاظ اهمیت آموزش و پرورش در زندگی اقتصادی – اجتماعی افراد و جوامع، از هزینه‌های آموزشی به عنوان یك سرمایه گذاری بنیادی یاد می‌شود.

نظریه سرمایه انسانی، ضمن تاكید بر بهره‌ور‌زا بودن سرمایه گذاری در منابع انسانی، استدلال می‌كند كه این سرمایه گذاریها، سبب افزایش ظرفیت و توان تولید و بهره‌وری افراد می‌شود. از نقطه نظر اقتصادی، گرچه بازگشت سرمایه گذاری در نیروی انسانی، اغلب مستلزم فرایندی طولانی و بلند مدت است، لیكن بازدهی آن بسیار عمیق و گسترده بوده و در تمام كنش‌های فردی و جمعی افراد آموزش دیده – اعم از رفتار، گفتار، خوراك، پوشاك، نرخ جمعیت و ; و در نتیجه كاهش هزینه‌های اقتصادی، بهداشتی، قضایی و ; – انعكاس می‌یابد.
همچنین از آنجا كه نیروی انسانی از عوامل اصلی تولید می‌باشد، این نوع سرمایه گذاری با افزایش سطح مهارت و تخصص نیروی كار، موجب ارتقای كیفیت تولید و نیز بهبود و اثر بخشی در استفاده از منابع مادی و معنوی و بكارگیری بهینه آنها می‌شود.

افزون بر براهین و رویكرد فوق، وبا توجه به شتاب هندسی تحولات جهان در چند دهه اخیر، گفته میشود كه اینك جامعه جهانی در حال ورود به مرحله جدیدی از توسعه موسوم به «جامعه دانش» (knowledge society) و «اقتصاد مبتنی بر دانش» based Economy)– (knowledge، می‌باشد، كه در اثر آن، هم سامانه‌های تولید و توزیع كالا و خدمات و هم سامانه‌های تولید، توزیع، تبدیل و ترویج دانش، دچار دگرگونیهای اساسی خواهد شد.

این تحول در جامعه و اقتصاد جهانی، كشورهای كمتر توسعه یافته و غافل از توسعه دانش، از جمله ایران، را به چالشهای بنیادی جدیدی سوق میدهد؛ آنچنانكه اگر اقتصاد ایران بخواهد بطور طبیعی و با سرعت فعلی فرایند توسعه را طی كند، راهی بس طولانی و احتمالاً نافرجام در پیش خواهد داشت و چه بسا در بین راه در اثر رقابتهای فشرده جهانی مستحیل یا مستهلك گردد.

از اینرو، به اعتقاد برخی تحلیل‌گران، شایسته است ایران بدون طی فاز اقتصاد صنعتی و با یك گریز سریع و برنامه ریزی شده خود را به مرحله اقتصاد دانش پرتاب كند، و برای نیل به چنین جهش بلندی، باید سامانه اقتصادی خود را به یك سامانه یادگیرنده (تبدیل كارخانه و صنعت به مدرسه و دانشگاه و بالعكس) تبدیل كند.

بدیهی است، در پیمودن مسیر فوق، بخش اعظم و اساسی چالشها متوجه سامانه دانش در جامعه، بویژه متوجه بخش آموزش و پرورش ما، به منزله فونداسیون فرهنگی و معرفتی سایر بخشها، می‌باشد كه باید با سرعت هر چه تمامتر، ضمن ترك رویكردهای منسوخ و متصلب، واجد صلاحیتها، ظرفیتها و ویژگیهای لازم جهت برداشتن چنین گام بلندی گردد.

با این همه، متاسفانه شواهد و قراین موجودحاكی از آنست‌كه نگرش و روند كنونی آموزش و پرورش ایران و كیفیت منفی یا نازل خروجیهای آن، نه تنها متضاد با موج یاد شده ، بلكه حتی مغایر با ادعای طرفداران سودآوری و بهره زا بودن سرمایه گذاری در نیروی انسانی می‌باشد.

شاید عدم رغبت بخش خصوصی و حتی خانواده‌ها در مشاركت و سرمایه‌گذاری در بخش آموزش، و شكاف موجود بین مدرسه و دانشگاه با كارخانه و صنعت و نیز فاصله و گسست عمیق نظام آموزشی ایران با واقعیتها و انتظارات پیرامونی – اعم از ملی و فراملی – از سویی، و بی انگیزه شدن دانش‌آموزان برای درس خواندن یا ادامه تحصیل،‌ به ویژه در بین پسران، مهاجرت نخبگان و فرار مغزها و ; از سوی دیگر؛ همگی علائم و جلوه‌هایی از واقعیت تلخ مزبور باشد كه با توجه به نقش كلیدی سرمایه انسانی در رشد و شكوفایی كشور در بلند مدت، نشانه‌های امیدواركننده‌ای بشمار نمی‌آیند.

ـ توانا بود هر كه دانا بود!

ادبیات كهن ما، اعم از ملی و دینی، مشحون از اشعار، حكایات و روایات دلنشین و نغز در وصفِ شأن و منزلت علم و معرفت و معلم و متعلم می‌باشد. فلاسفه نیز پیوسته یادآور شده‌اند كه انسان حیوانی اندیشمند است كه در شعاع آگاهی و اندیشه خودعمل می ‌كند و اعمال او مسبوق به افكار اوست و لاجرم پای معیشت او به اندازه گلیم معرفت او دراز خواهد شد و ;

و بر این‌ها بیافزایید ادبیات جدید را، متأثر از امواج مدرنیته و پُست مدرنیته و به ویژه ملهم از پیامبران و مبشران عصر ارتباطات و اطلاعات نظیر مك لوهان، تافلر، كستلز و ;، كه پیوسته از آغاز هزاره معرفت بنیاد و نقش دانایی در جابجایی قدرت و ثروت و فراز و فرود دول و ملل سخن گفته و كلمات قصارِ ایشان زینت كلام و ورد زبان تمام سیاستگذاران، مدیران ، نویسندگان و سخنرانان ماست و بی‌وقفه در سطح جامعه پمپاژ می‌شود، چندانكه امروزه،‌ نه همان خواص كه عوام كوچه و بازار نیز با بیانات ایشان بیش از روایات ائمه و اولیای دین آشنایند.

اما واقعیت چه می‌گوید؟
گویا، در ایران واقعیات حاوی این طنز تلخ هستند كه سردادن شعار و ادعای فراوان در هر زمینه‌ای، اغلب حاكی از كمیابی یا نایابی آن كالاست!
ـ هرم واژگونه!و مشكل عدم التفات به شان و منزلت واقعی علم و معرفت ،معلم وپژوهشگر و استاد
اگر تمایل به ساده‌سازی و ساده‌نگری تلقی نشود، بگمان نگارنده اُم‌المسائل نظام آموزشی و بلكه كل جامعه ایران، كه باعث انبوه چالش‌ها و این همه واپس‌ماندگی نه همان در سطح آموزش و پرورش،‌ كه در سطح ملی و جهانی شده است،‌ تنها یك علت دارد و آن هم عدم التفات و اعتنا به شأن و منزلت واقعی علم و معرفت ـ و به تبع آن معلم و پژوهشگر و استاد بمثابه طراحان و مهندسان بعد ذهنی و نرم‌افزاری جامعه و به عبارتی مولدان،‌ حاملان و مروجان این اكسیر اعظم خوشبختی و توسعه ـ‌ می‌باشد.

یعنی نگرش و جهت‌گیری جامعه و سیاستگزاران، برنامه‌نویسان،‌ بودجه‌ریزان و مجریان ما،‌ درست بر ضد رویكرد و رهیافت غالبِ جهانی مبنی بر استقرار هزاره دانش بنیاد و دانایی محور،‌ و تأكید همگان بر نقش بنیادین و بی‌بدیل سرمایه انسانی و اجتماعی به منزله موتور و محور هرگونه توسعه و تحول و نیز موضوع، محمول و مقصود آن، می‌باشد.

نگاهی گذرا و اجمالی به جایگاه آموزش و پرورش و معلم در بین برنامه‌های كلان ملی و در سند بودجه و نیز جایگاه و منزلت آن در سطح و در سلسله مراتب سازمانی و ارزشی جامعه، حاكی از آن است كه در واقع عظیم‌ترین دستگاه و نهاد ملی كه باید چشم و دل و چراغ جامعه باشد،

و همه خانواده‌ها و افراد جامعه بنحو مستقیم و غیر مستقیم با آن مرتبط و عزیزترین كسان خود را به آن سپرده‌اند، نهادی حاشیه‌ای، فراموش شده و تحقیر شده می‌باشد كه نمی‌تواند نقش پویا و زنده‌ای را در حیات و تلاش و بالندگی جمعی جامعه ایفا كند و علیرغم اینكه زیرساختی‌ترین سنگ بنای تحولات جامعه در آن رقم می‌خورد،‌در سلسله مراتب ارزشی سازمان‌های كشوری، ‌سازمانی حاشیه‌ای و صغیر بشمار می‌آید كه سایر سازمان‌ها با نگرش قیمومیت و فرادستی بدان می‌نگرند.

همچنین،‌ در صورتی كه برنامه‌های بلند مدت كشور،‌ از جمله سیاست كلان فرهنگی، مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام،‌ برنامه‌های توسعه اول تا چهارم، مصوبات مجلس و شورایعالی انقلاب فرهنگی و ; را مورد بررسی قرار دهیم،‌ روشن می‌شود كه شأن آموزش و پرورش در تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های مزبور، در حداقل قابل انتظار نیز دیده نشده است. در پرتو چنین نگرشی، طبیعی است كه سهم و جایگاه آموزش و پرورش در جلب حمایت حقوقی و منابع موردنیاز خود،‌ توسط سیاستگزاران و متولیان امور،‌ فراموش و یا تحت‌الشعاع سایر اولویت‌ها قرار گیرد.

به همین قیاس، در سطح جامعه نیز،‌ شغل معلمی‌در مرتبه چندم اولویت برای داوطلبان مشاغل قرار دارد و روی آوردن به شغل معلمی،‌ اغلب،‌ برخلاف میل باطنی و از سر اجبار و اكراه بوده،‌ و در هنگام انتخاب رشته نیز، انتخاب دبیری در اولویت‌های پایانی و از سرِ اضطرار و احتیاط قرار دارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان در word دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان در word :

بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان
مقدمه
از جمله شاخص های پیشرفت و معیارهایی که برای ترقی و تعالی هر جامعه منظور
می شود میزان توجه و عنایت به امر « تحقیق و پژوهش» است ، در همین راستا ارزش و اهمیتی که دنیای امروز برای مسئله اخیر قائل شده ، تنها از بعد صوری و ظاهری نیست ، بلکه به دلیل تاثیری است که در تمامی شئون یک جامعه خواهد داشت . به عبارت دیگر از آن جا که مسائل یک اجتماع چون دانه های زنجیر با یکدیگر بستگی و ارتباط دارند ، لذا تحقیق در اصل زمینه رفع معضلات کلی جامعه را فراهم ساخته و موجبی برای دگرگونی های اساسی در ابعاد دیگر نیز خواهد بود . تحقیق در خصوص یک مسئله اجتماعی ، اگر چه محدود به شناخت ویژگی های مد نظر است . اما نتایج حاصل از آن می تواند در
برنامه ریزی های اقتصادی ، سیاسی ، تولیدی و غیره موثر واقع شود از طرفی در دنیای امروز که قضاوت در خصوص ساده ترین مسائل ، و اظهار نظر در مورد ابتدائی ترین امور می بایست بر روش های علمی و معیارهای منطقی استوار باشد قضاوت در خصوص امور اجتماعی ، نمی تواند مستند به بینش شخصی ، یا ارزیابی براساس مشابهت ، و نیز تجربیات فردی صورت گیرد .

بعنوان مثال وقتی سخن از علل گسترش اعتیاد در یک جامعه مطرح می شود بیان فقدان امکانات تفریحی ، محدودیت اشتغال ، کمبود ایمان وتعهد و ;. بسیار ساده و از عهده هر کس که الفباء مسائل اجتماعی را بداند ، ساخته و ممکن است ، اما این که سهم هر یک از مشکلات ، در ایجاد پدیده اعتیاد و گسترش اجتماعی آن تا چه اندازه است ، برای مبارزه با آن از کجا و چگونه باید آغاز کرد ، این که تناسب اخلاقیات و معیارهای اجتماعی این جامعه ، با جوامعی که با بهره گیری از شیوه های خاص در زدودن آثار اعتیاد توفیق داشته اند ، چه میزان است و آیا این شیوه ها می تواند جوابگو باشد و . . . ده ها سوال دیگر ، مسائلی است که می بایست در رهگذر تحقیق مشخص نشود .

بیان مسئله:
برای شناسایی مساله سود مصرف مواد مخدر در جامعه علاوه بر شناسایی سایر ابعاد مساله به 2 واقعیت بنیادین زیر باید توجه شود :
1) ساختار ، عملکرد و کارکرد عناصر ، ارکان و مولفه های بنیادین جامعه
2) ساختار ، عملکرد و کارکرد مدیریت جامعه

در توضیح دو واقعیت در هم تافته و بافته فوق الذکر ، بیان این نطقه نظر ضروری است که برای شناسایی مسئله و ارائه راهکارها برای حل مسئله ، محققان جامعه نگر علوم اجتماعی به دو بعد ساختاری جامعه باید توجه جدی نماید یکی از این دو بعد ، وضعیت ساختاری جامعه است که بستر و بنیان حرکت های جامعه را تشکیل می دهد . منظور از وضعیت ساختاری جامعه عبارت است از وضعیت تاریخی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، جمعیتی و شرایط اقلیمی ـ جغرافیایی و منطقه ای است و بعد دوم وضعیت ساختاری روابط و مناسبات اجتماعی ، نظام مدیریتی و نحوه اداره جامعه از خانواده گرفته تا مدیریت سیاسی است .

مصرف مواد مخدر و دیگر مواد رونگردان در قرن حاضر از مهم ترین و دردناک ترین معضلات جامعه بشری محسوب می شود به طوریکه امروزه و در آغاز هزاره سوم در کنار بحران های چون تخریب محیط زیست ، رشد بی رویه جمعیت ، فروش انسان و مشروبات الکلی ، چهارمین بحران مواد مخدر و H.I.V ایدز است مواد مخدر به آن دسته از موادی گفته می شود که از طریق کشیدن و بلعیدن ، تنفس ، تزریق ، بالا کشیدن از راه بینی و جذب کردن وارد بدن می گردد ، با سرعت های گوناگون وارد گردش خون شده و در نهایت با ورود به مغز فرد در نحوه احساس ، تفکر ، دریافت و رفتار او تحت تاثیر قار می دهد . براساس آمار منتشر شده 185 میلیون نفر در جهان مصرف کننده مواد مخدر و در کنار آن 10 میلیون قاچاقچی مواد مخدر به کالا تولید ، توزیع و تبدیل آن مشغولند .

این فرآیند موجب چرخش اقتصادی بیش از 1500 میلیارد دلار در سال شده است از سوی دیگر عوامل این پدیده شوم سیستمی و گسترده عمل می کند یعنی هم تولید کننده و هم توزیع کننده و تبدیل کننده این مواد است و به خاطر تداوم سیستم اصلی ترین مخاطبان مواد مخدر جوانان است وابستگی به مواد یک اختلال مزمن و عود کننده است و سپس از مدتی تبدیل به یک نیاز جسمی و روانی می شود که رفتارهای اجتماعی و آسیب رسان ( خودتخریبی) به خود و جامعه تحمیل می کند ارتکاب به جرایمی چون دزدی ، فحشاء ، فروش مواد مخدر ، ابتلا به امراض ویروسی و ایدز از عواقب هشدار دهنده سوء مصرف مواد مخدر است . « نجات یک فرد معتاد نه تنها نجات زندگی بلکه نجات جامعه است».

اهمیت و ضرورت تحقیق
تاریخ نشان داده است که برخی از دوره ها مانند وقوع مصائب طبیعی ( زلزله ، سیل و . . .) یا هنگام بروز بحرانهای سیاسی و اقتصادی از قبیل جنگ ها ، انقلاب ها و . . . تعدادی افرادی که هنجارهای اجتماعی را می شکند و زیر پا می گذارند افزایش می یابد ، ممکن است در جامعه ای یا بخشی از آن جامعه بر دلائل نامشخص بیش از حد قابل قبول به نادیده انگاشتن قوانین و نظامات اجتماعی بپردازند دچار انحراف و کجروی شوند بهرکدام از دلائل ذکر شده که باشد ، در نتیجه افزایش کجروی ها و انحرافات ، جامعه تعادل خویش را از دست می دهد ، نظم اجتماعی دستخوش آشوب و اختلال می گردد ، و در اثر فشار حاصل از این عدم تعادل زندگی اجتماعی برای اعضاء آن جامعه دشوار و غیرقابل تحمل می گردد ، باید خاطر نشان ساخت که « خداوند انسان ها را جانی و منحرف بالفطره نیافریده است » بنابراین در بسیاری از موارد علت یا علل بروز جرائم در بطن جامعه نهفته است و نه در مجرمین اگر اصول و مبانی تعلیم و تربیت از دیدگاه های مختلف را بپذیریم یعنی با در نظر گرفتن فرآیند اجتماعی شدن افراد باید گفت که معمولاً « جوامع با عملکرد ضعیف خویش در ایجاد امکانات مختلف مادی و معنوی به منظور ارتقاء رشد فکری ، فرهنگی ، اخلاقی افراد توانایی ها و تمایلات بالقوه آنان را در مسیر فعالیت های بزهکارانه به حرکت وامیدارد .

البته با تکیه بر دلائل فوق نمی توان و نباید منحرفین اجتماعی را به بهانه به اصطلاح بیگناهی به حال خویش رها کرد و از آنان سلب مسئولیت کرد ، زیرا مجرم به هر دلیل و به هر شکل که به انحراف کشیده شده باشد تهدیدی جدی برای موجودیت خویش و جامعه ای که در آن زندگی می کند ، محسوب می گردد . حل این مشکل به دو طریق میسر است ، اول جدا کردن مجرمین از جامعه که البته بهترین راه حل نیست ، این عمل همانند درمان است در پزشکی همه می دانند که به دلائل متعدد پیشگیری از درمان بهتر است . اما طبیعی است که بیماران موجود را که حاصل عدم پیشگیری های قبلی است باید درمان کرد ، در غیر این صورت هم خود آن ها و مهم تر از آن دیگران در معرض خطر خواهند بود با این حساب راه حل دوم ، دریافت علل و یافتن ریشه ها و جستجوی مسائل و مشکلاتی است که افراد را بزهکار و منحرف باز می آورد . بعد از یافتن علل کجروی و بزهکاری قدم دیگر اهتمام در رفع و برطرف کردن تمامی عناصری است که بیمارهای اجتماعی را سب می شود .

” تحقیق حاضر صرفاً به همین منظور انجام گرفته است . ناگفته پیداست راه حل دوم گرچه مشکل تر است و به دقت ، انرژی ، منابع مادی و نیروی انسانی متخصص نیازمند است ، اما راه حلی است اساسی که اگر بمرحله عمل درآید یعنی با انجام پژوهش ها و تحقیقات می تواند بسیاری از عوامل فردی و اجتماعی جرائم و بزهکاریها را شناسایی کرده و در نتیجه این شناخت و علل پدید آورنده آن به طریق اصولی مبارزه شود لازم به ذکر است که هیچگونه تغییری در جامعه نمی تواند قرین به موفقیت باشد مگر با داشتن آگاهی از چگونگی وضعیت جامعه استوار شده باشد ، لذا مسائل تحقیق بعنوان یک مشکل اجتماعی در حوزه مورد مطالعه از چنان اهمیتی برخوردار است که جهت شناخت علل و عوامل آن ، انرژی ، هزینه ، وقت و نیروی انسانی صرف شده را تحت الشعاع قرار می دهد .

فرضیات تحقیق:
1 به نظر می رسد بین سن و گرایش به اعتیاد رابطه معناداری وجود دارد.
2 به نظر می رسد بین درآمد و گرایش به اعتیاد رابطه معناداری وجود دارد.
3 به نظر می رسد بین شغل و گرایش به اعتیاد رابطه معنا داری وجود دارد.
4 به نظر می رسد بین جنسیت و گرایش به اعتیاد رابطه معنا داری وجود دارد.
5 به نظر می رسد بین وضعیت تاهل و گرایش به اعتیاد رابطه معناداری وجود دارد.
6 به نظر می رسد بین تحصیلات و گرایش به اعتیاد رابطه معناداری وجود دارد.
متغیر وابسته : اعتیاد

متغیر مستقل: سن ، درآمد ، شغل ، جنسیت ، وضعیت تاهل ، تحصیلات
هدف کلی: بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان
اهداف جزئی:
1 بررسی رابطه بین سن و گرایش به اعتیاد
2 بررسی رابطه بین درآمد و گرایش به اعتیاد
3 بررسی رابطه بین شغل و گرایش به اعتیاد
4 بررسی رابطه بین وضعیت تاهل و گرایش به اعتیاد
5 بررسی رابطه بین تحصیلات و گرایش به اعتیاد
6 بررسی رابطه بین جنسیت و گرایش به اعتیاد

بالا بودن میزان انحرافات در هر جامعه ای مشکلات فراوانی برای شهروندان و برنامه ریزان اجتماعی و اجرائی ایجاد خواهد کرد از یک طرف نیروی انسانی و مادی زیادی باید صرف مهار کردن عوامل بزهکاری کرد . از سوی دیگر روند اصلاحات در جو آلوده به بزهکاری و تنش و اضطراب حاصل از آن با کندی صورت می گیرد . بنابراین غرض اصلی از انجام این تحقیق بررسی علل اعتیاد جوانان شهر کرمان می باشد طبیعی است که این شناخت بعنوان یک وسیله موثر در برنامه ریزی های اجتماعی ، اقتصادی کاربرد عملی نیز خواهد داشت .

تعاریف عملی و نظری:
سن :
1 تعریف نظری: به سنی گفته می شود که فرد از زمان تولد تا حالا پشت سر گذاشته است.
2 تعریف عملی : در این تحقیق به 4 دسته تقسیم شده است 19-15 ، 24-20 ، 29-25 ، 34-30 .
درآمد:
1 تعریف نظری: میزان درآمدی که هر فرد در طول یک ماه به طور متوسط به دست
می آورد.
2 تعریف عملی: در این تحقیق به 4 دسته تقسیم شده است 000/100 – 000/50 ، 000/150 -500/100 ، 000/200-500/150 ، 000/300-500/200
وضعیت تاهل:
1 تعریف نظری: بررسی فرد و متاهل و یا مجرد باشد
2 تعریف عملی: در این تحقیق به 4 دسته تقسیم شده است مجرد ، متاهل ، مطلقه ، متارکه
شغل:
1 تعریف نظری: حرفه ای که فرد از طریق آن امرار معاش می کند در اصطلاح اجتماعی معنی کسب و کار
2 تعریف عملی: در این تحقیق به 2 دسته تقسیم شده است شاغل ، بیکار
تحصیلات:
1 تعریف نظری: میزان سواد معلومات هر فرد در مراحل مختلف آموزشی
2 تعریف عملی: در این تحقیق به 6 دسته تقسیم شده است بی سواد ، ابتدایی ، راهنمایی ، متوسطه ، دیپلم و فوق دیپلم ، لیسانس و فوق لیسانس بالاتر
جنسیت :
1 تعریف نظری: یعنی مرد یا زن می باشد
2 تعریف عملی: منظور مذکر یا مونث می باشد.

ایدز با هروئین به ایران می آید :
ایدز با نرخ هشدار دهنده ای در منطقه آسیای میانه و اروپای شرقی در حال گسترش است این آخرین و جدیدترین هشدار سازمان جهانی بهداشت است تازه ترین آمارهایی که در کنفرانس بین المللی ایدز در برزیل منتشر شده است ، نشان می دهد سرعت شیوع این بیماری با هروئینی که در افغانستان تولید و به دیگر کشورهای منطقه صادر می شود ، رابطه ای مستقیم دارد . براساس آمار منتشر ایران ، تاجیسکتان ، ازبکستان ، بلاروس، اوکراین از کشورهای هستند که در آینده با همه گیری بیماری ایدز روبه رو خواهند شد در حالی که تا چند سال پیش شمار مبتلایان به ویروس ایدز در این کشورها به نسبت بقیه ، کمتر بود . پروفسور بیرر ، از دانشگاه جانزها پلکینز در این کنفرانس تاکید کرد

« شیوع بیماری ایدز همان مسیر قاچاق مواد مخدر در منطقه را دنبال می کند» او گفت : « مهمترین موضوع ، افزایش قابل توجه کشت خشخاش در افغانسان و همین طور این مسئله است که مقدار بسیار زیادی هروئین از این کشور به کشورهای دیگر قاچاق می شود. » هروئینی که از افغانستان به طور قاچاق خارج می شود از طریق آسیای ماینه و سپس از مسیر جمهوری های شوروی سابق به اروپای شرقی سرازیر می شود . آمارها همچنین از شروع ایدز بین مردان جوان این کشورها به دلیل روش های ناسالم تزریق مواد مخدر خبر می دهند ، چرا که تزریق مواد مخدر با استفاده از سوزن های آلوده به ویروس اچ . آی . وی ، مهم ترین عامل در ابتلا مردان جوان به بیماری ایدز به شمار می رود . آخرین تحقیقات سازمان ملل نیز نشان دهنده استعمال مواد مخدر به صورت تزریقی در 136 کشور جهان است که از این تعداد موارد مبتلا به ایدز در 14 کشور ، از طریق تزریق مواد مخدر

( هروئین) در رگ گزارش شده ، که ایران نیز جزء این 14 کشور است در هر حال ، بسیاری از متخصصان بیماری های عفونی معتقدند که شیوع ایدز از طریق استعمال مواد مخدر تزریقی ، فقط به جمعیت استعمال کننده مواد مخدر تزریقی محدود نمی شود . پروفسور بیرر در این باره گفت : « از آن جا که مصرف کنندگان هروئین ( از طریق تزریق) بیشتر مردان جوان هستند و از طرق دیگر فعالیت جنسی این گروه زیاد است ظرف چند سال آن ها می توانند جمعیت زیادی را آلوده به ویروس ایدز کنند . در حالی که آمار معتادان ایران در گزارش های مراکز مختلف ، با رقم های متفاوتی بیان می شود ، انتقال ویروس ایدز از طریق تزریق های مشترک در معتادان تزریقی ، با احتمال 65 درصد به عنوان اصلی ترین علت انتشار این بیماری در کشور شناخته شده است .

جانشین رئیس ستاده مبارزه بات مواد مخدر چندی پیش گفت : براساس آمار رسمی ستاد مبارزه با مواد مخدر فقط 250 تا 350 هزار نفر مصرف کننده معتاد به هروئین در کشور وجود دارد و 145 هزار نفر نیز معناد تزریقی هستند که 60 درصد مبتلایان به بیماری ایدز در کشور را تشکیل می دهند » علی هاشمی همچنین آمار رسمی معتادان کشور را 4 میلیون نفر اعلام کرد در حالی که آمارهای نیروی انتظامی حکایت از وجود 2 میلیون معتاد در ایران دارد مرکز جرائم و مواد مخدر سازمان ملل نیز در جدیدترین آمارهای خود ، از وجود 3 میلیون تعداد به مواد مخدر در ایران خبر می دهد با تمام اختلاف نظرهای موجود کارشناسان هشدار می دهند میانگین سن آغاز استعمال مواد مخدر در برخی کشورها از جمله ایران رو به کاهش است و اجرای برنامه های در مورد آگاهی از خطرات مصرف سرنگ های آلوده و مشترک و تلاش در جهت ترک اعتیاد به عنوان تنها راه مبارزه با شیوع بیماری ایدز مطرح می شود.

نکاتی در مورد اعتیاد:
اعتیاد به مواد مخدر چیست؟
اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری مغزی پیچیده است که دارای نشانه های خاصی همچون درخواست بی اختیار و میل غیرقابل کنترل به استفاده از مواد مخدر ، علی رغم نتایج منفی آن می باشد . در این هنگام میل به استفاده از مواد به صورت یک رفتار بی اختیار در می آید که نتیجه مصرف طولانی مدت مواد و تاثیرات ناشی از آن بر عملکرد مغز و رفتار شخص است . در بسیاری از افراد مصرف مواد مخدر به صورت یک بیماری مزمن در می آید که احتمال برگشت مجدد شخص به مصرف مواد حتی پس از مدت زمان طولانی پس از قطع مصرف بسیاری قوی خواهد بود.

افراد با چه سرعتی به مواد مخدر اعتیاد پیدا می کنند؟
این سوال را به آسانی نمی توان پاسخ گفت . اینکه شما چگونه و با چه سرعتی به مواد مخدر اعتیاد پیدا می کنید به عوامل زیادی از قبیل ژن شما ( که از والدینتان به شما ارث می رسد) و وضعیت بیولوژیک بدن شما بستگی دارد مصرف کلیه مواد مخدر اثرات مضر و مخاطره انگیزی بر زندگی فرد دارد که از پیامدهای مصرف آن مواد است علاوه بر این از لحاظ حساسیت فرد و آسیب پذیری او نسبت به مواد مخدر تفاوتهای بسیاری وجود دارد ممکن است فردی از یک ماه مخدر برای یک یا چند مرتبه استفاده نماید هیچگونه تاثیر بدی در او بوجود نیاید ولی شخص دیگری که ممکن است حساسیت و آسیب پذیری بیشتری داشته باشد و با اولین مصرف دچار عوارض مصرف بیش از حد مواد ( overdose) شود بنابراین هیچ راهی وجود ندارد که از قبل پیش بینی کنیم که یک نفر چگونه به مواد مخدر عکس العمل نشان می دهد .

چگونه می توان متوجه شد که یک فرد به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده است ؟
هر گاه شخصی علی رغم آگاهی از عواقب منفی که بر اثر استفاده از مواد مخدر در انتظار او خواهد بود مانند : از دست دادن شغل ، بدهکاری ، مشکلات روحی و جسمی و بروز مشکلات خانوادگی مجدداً از مواد مخدر استفاده نماید چنین نتیجه گیری می شود که او به مواد مخدر معتاد شده است اما تاکنون ابزار یا لوازم خاصی در جهت بررسی و تشخیص این وضعیت به وجود نیامده است . متخصصین بهداشت و سلامت به منظور تشخیص این مسئله در مراجعینشان با طرح سوالاتی به این مشکل پی می برند:

ـ آیا تاکنون در ماشینی سوار شده اید که راننده آن از مواد مخدر استفاده کرده باشد؟
ـ آیا تاکنون به منظور ایجاد آرامش یا سرحال شدن و یا ایجاد احساس بهتر نسبت به خود از مواد مخدر استفاده کرده اید ؟
ـ آیا تاکنون پس از مصرف مواد مخدر به حالتی دچار شده اید که کارهایی را که انجام داده اید فراموش کنید ؟
ـ آیا تاکنون دوستان یا خانواده تان از شما خواسته اند تا مصرف مواد مخدر را کنار بگذارید؟
ـ آیا تاکنون بر اثر استفاده از مواد مخدر به مشکل برخوردار کرده اید؟
علائم یا نشانه های جسمی مصرف مواد مخدر چیست؟

نشانه های جسمی سوء مصرف مواد یا اعتیاد به آن بسته به نوع موادی که مورد مصرف قرار گرفته است و فرد مصرف کننده آن ، متفاوت می باشد علاوه بر این اعتیاد به هر نوع ماده مخدر تاثیرات فیزیکی کوتاه مدت و بلند مدت مخصوص به خود را دارا است به طور مثال فردی که از ماری جوانا استفاده کرده باشد ممکن است به علائمی از قبیل سرفه های مزمن یا ایجاد حالت آسم دچار شود مواد محرکی همچون کوکائین موجب بالا بردن ضربان قلب و فشار خون می شود در حالی که موادی مانند هروئین موجب پائین آمدن ضربان قلب و میزان تنفس فرد خواهند شد.

آیا درمان مناسب و موثری جهت درمان اعتیاد وجود دارد؟
اعتیاد به مواد مخدر می تواند عملاً از طریق رفتار درمانی به طور چشمگیری معالجه شود همچنین در رابطه با اعتیاد به مواد خاصی که همچون نیکوتین با دارو درمانی می توان آن را معالجه نمود.
روشهای درمانی برای هر فرد بسته به نوع اعتیاد و وضعیت شخصی او متفاوت است . در بسیاری از موارد روشهای چندگانه ای برای درمان اعتیاد لازم است تا به موفقیت برسیم . تحقیقات سه عامل اساسی را که پیش زمینه یک درمان موفق می باشد ، مشخص نموده است .
آیا اعتیاد به مواد مخدر یک رفتار ارادی است ؟
در ابتدا فرد ممکن است مصرف مواد را به صورت ارادی انتخاب نماید اما با گذشت زمان مصرف مداوم مواد شخص را مجبور می سازد تا از مصرف کننده اختیاری به یک مصرف کننده اجباری تبدیل شود . حال علت این امر چیست ؟ مصرف مداوم مواد اعتیاد آور فرد را به طور شگفت آوری دچار تغییر می نماید به صورتی که موجب خواهد شد او به یک مصرف غیرارادی و غیرقابل کنترل تبدیل شود.
آیا اعتیاد به مواد مخدر یک ضعف شخصی است ؟
اعتیاد به مواد مخدر یک بیماری مغزی است . هر نوع ماده مخدر مکانیسم خاص خود را در تغییر عملکرد مغز دارا می باشد . اما صرف نظر از نوع ماده ای که شخص به آن معتاد شده ، بسیاری از تاثیرات ایجاد شده در مغز انسان یکسان است . این تاثیرات شامل ایجاد تغییرات ملکولی در سلولهای سازنده مغز و تغییر در حالات روحی و رفتاری و ایجاد تغییر در حافظه و نحوه تفکر و گاهی اوقات ایجاد تغییر در مهارتهای حرکتی مانند راه رفتن و صحبت کردن می شود . یک ماده مخدر می تواند به عنوان قوی ترین عامل ترغیب کننده یک شخص برای ادامه زندگی تلقی شود . شخص معتاد هر کاری را برای به دست آوردن مواد انجام می دهد و این گونه رفتار به سبب تغییراتی است که مواد مخدر در عملکرد مغز و اعمال اجتماعی فرد ایجاد می نماید .
آیا در درمان اعتیاد شخص بایستی واقعاً تمایل به ترک مواد داشته باشد؟
دو عامل اصلی که موجب می شوند شخص به ترک اعتیادش تمایل پیدا کند این است که یا دادگاه چنین حکمی برای او صادر کرده است یا یکی از نزدیکانش او را ترغیب کرده است تا به دنبال درمان برود . بسیاری از مطالعات علمی نشان داده است در هنگامی که شخص بر اثر فشار زیاد ، صرف نظر از عاملی که او را به سمت درمان سوق می دهد ، سعی بر غلبه بر اعتیادش نماید و در برنامه های درمانی شرکت نماید در این هنگام است که شخص می تواند از برنامه های درمانی بهره کافی را ببرد .

آیا در روشهای درمانی اعتیاد ، مشکل با یک بار مراجعه حل شدنی است ؟
مانند اکثر بیماریها ، اعتیاد به مواد مخدر نیز مانند یک بیماری مزمن است . برخی از افراد می توانند مواد مخدر را به سادگی کنار بگذارند یا پس از دریافت یک دوره برنامه توان بخشی مواد مخدر را ترک کنند اما بسیاری از افرادی که مبتلا به سوء مصرف موادهستند احتیاج به درمانهای طولانی مدت و گاهی برنامه های درمانی مکرر دارند.

آیا روشهای درمانی خاصی وجود داردکه انواع مختلف سوء مصرف موادرا درمان نماید؟
یک روش درمانی خاص که بتواند به یکباره اعتیاد را درمان نماید وجود ندارد اشخاص مختلف مشکلات خاص فردی را در مصرف مواد دارند و به طریق متفاوتی نیز به روشهای درمانی یکسان پاسخ خواهند داد ، حتی هنگامی که به یک نوع ماده مشابه اعتیاد داشته باشند در نتیجه افراد معتاد به یک سری درمان های خاص نیاز دارند که با احتیاجات فردی آنها سازگاری داشته باشد.

راههای پیشگیری از اعتیاد :
سیگار
سیگار( دخانیات) به سلامت شما صدمه می زند . دود کردن سیگار یکی از مهمترین عوامل سرطان ریه است . به علاوه باعث سرطان دهان ، حلق مثانه ، لوزالمعده و کلیه می شود . توتونهای جویدنی نیز می تواند باعث سرطان دهان، از بین رفتن دندانها و مشکلات دیگر شود.
سیگار ( دخانیات) بر روی رشد بدن هم تاثیر می گذارند به طور کل دود سیگار برای بدن مضر است خصوصاً برای نوجوانان زیرا بدنشان در حال رشد و تغییر است دویست نوع سم در دود سیگار وجود دارد که بر رشد عادی بدن تاثیر می گذارد و می تواند باعث بیماریهای چون : برنشیست مزمن بیماری های قلبی و بی نظمی در ضربان قلب شود.

سیگار ( دخانیات) اعتیاد آور است . سیگار محتوی نیکوتین است که ماده اعتیادآور بسیار قوی می باشد . سه چهارم جوانانی که به طور روزانه سیگار می کشند ، ترک کردن آن برایشان بسیار مشکل است .
سیگار می تواند شما را بکشد . سیگار دود کردن یکی از عوامل مهم مرگ و میر در جهان است . بیش از 400 هزار آمریکائی سالیانه در اثر سیگار کشیدن فوت کرده اند و بیشتر آنها سیگار کشیدن را قبل از سن 18 سالگی شروع کرده بودند.
قبل از اینکه خطر کنید . . .

قانون را بدانید . تمامی تولیدات دخانیات برای افراد زیر 18 سال ممنوع و غیرقانونی است .
آگاه باشید. اعتیاد به سیگار شدید بوده و ترک آن بسیار سخت است بیش از 90 درصد از نوجوانانی که روزانه سیگار می کشیند وقتی که شروع به ترک می کنند حداقل نشانه های بهبودی را نشان می دهند.

مراقب سن خود باشید . سموم سیگار می تواند بر روی ظاهر شما تاثیر بگذارد سیگار کشیدن می تواند باعث خشکی پوست شده و بر روی آن چین و چروک ایجاد کند . بعضی تحقیقات حتی رابطه سیگار کشیدن را با سفیدی زود رس موها و از دست دادن موی سر ثابت کرده اند.
هوشیار باشید. این می تواند سبب شود که شما در موقع ورزش کردن دچار مشکل شوید سیگار کشیدن باعث به شماره افتادن نفس شما و خستگی زودرس شده و جویدن توتون باعث خشکی شدید حلق و گلو می شود.

به دیگران فکر کنید. دود سیگار سلامت دوستان و خانواده شما را به خطر می اندازد تقریباً سه هزار نفر از غیر سیگاریها در اثر استشمام بوی سیگار از بیماریهای مثل سرطان ریه سالیانه می میرند.
حقایق را بدانید. هر روز بیش از سه هزار نفر زیر 18 سال معتاد به کشیدن سیگار می شوند که این یعنی بیش از یک میلیون نوجوان در هر سال و تقریبا یک سوم آنها در اثر بیماریهای مربوط به سیگار کشیدن می میرند.
به اطرافیان نگاه کنید . حتی اگر تعداد زیادی از نوجوانان سیگار می کشند در عوض تعداد زیادتری سیگار نمی کشیند بر طبق تحقیقات صورت گرفته در سال 2000 میلادی کمتر از 20 درصد از نوجوانان سیگار می کشند در حقیقت 64 درصد از نوجوانان سنین 12 تا 17 سال هرگز لب به سیگار نمی زنند.
چطور بفهمیم . . .

چطور شما می توانید متوجه شوید دوستتان سیگار می کشد؟
گاهی اوقات تشخیص آن بسیار سخت است اما علائمی وجود دارد که به شما کمک می کند اگر دوست شما یک یا تعداد بیشتری از این علائم را داشت می توانید بگوئید که معتاد به دود کردن سیگار است:

عطسه ، سرفه ، تنفس بد ، لباسها و موهای بدبود ( بوی دود سیگار) دندانها و ناخنهای زرد و کثیف ، سرما خوردگی مکرر ، کاهش حس بویایی و چشایی ، مشکل داشتن در هنگام ورزش کردن و فعالیت کردن ، خون دماغ شدن ( استفاده از توتونهای جویدنی) ، زخمهای مکرر ناحیه لب و دهان ( توتونهای جویدنی)
شما چه کاری می توانید برای کسی که سیگار می کشد انجام دهید؟
دوستی واقعی باشید دوسستان را برای ترک کردن ، تشویق کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر مراجع پزشکی مربوطه را به او معرفی کنید.
سوال و جواب
سئوال. آیا سیگار کشیدن به شما آرامش می دهد؟

جواب. نه . سیگار کشیدن می تواند عمدتاً باعث افزایش نگرانیها و استرس ها شود.
سئوال. آیا سیگارهای نکشیدنی ( جویدنی) سالم تر از سیگارهای دودکردنی هستند؟
جواب. نه . سیگارهای نکشیدنی (جویدنی) می تواننمد باعث سرطان دهان ، گونه ، حلق ، معده شوند مصرف کنندگان این نوع دخانیات 50 مرتبه بیش از دیگران به سرطان منطقه دهان مبتلا می شوند کسانی که این مواد را مصرف می کنند دارای دندانهایی خراب ، نفس بدبو و زخمهای در دهان و لب ها هستند.
قبل از هر چیز به خانواده خود فکر کنید :

آیا تا به حال قبل از اینکه دست به مصرف سیگار و مواد مخدر بزنید به خانواده خود فکر کرده اید ؟ آیا به این فکر کرده اید که اعتیاد شما چه تاثیری بر آنها می گذارد ؟ اگر تا به حال به این موضوعات فکر نکرده اید کمی به آنها فکر کنید و بعد دست به این کار بزنید.
هروئین
تصور نکنید که شما ایمن هستید :

هروئین به شکلهای گوناگون وجود دارد ، هروئین خالص پودر سفید رتگی با مزه ای تند و تلخ است ، هروئین البته می تواند رنگهای متغیری داشته باشد از سفید تا قهوه ای تیره و این مسئله به مقدار ناخالصیهای موجود در آن بستگی دارد نوعی دیگر از هروئین قیر سیاه نامیده می شود ، در دسترس بوده و کشنده است . چون چسبناک است و شبیه قیر می ماند به آن قیر سیاه گفته می شود روشهای مصرف هروئین گوناگونی است ، تزریقی : داخل وریدی ، داخل ماهیچه ای یا زیرپوستی ، می تواند به بینی کشیده شود ( استنشاق شود) دود شود یا ممکن است به صورت کپسول خورده شود مصرف کنندگان نامهای مختلفی برای هروئین دارند بیشتر به آن هورس (HORSE اسب) یا اسمک (SMACK بو)
می گویند.

هروئین به گروه مواد افیونی ( NARCOTICS) تعلق دارد ، که هیجان ، اضطراب و خشونت تولید می کند بعضی دیگر از اثرات آن خواب آلودگی ، ناتوانی در تمرکز ،
بی حسی ، کم شدن فعالیت های بدنی ، انقباض دائمی مردمک چشم، انقباض دائمی رگهای زیر پوستی، سرخ شدن صورت و گردن، یبوست، حالت تهوع و استفراغ می باشد. هروئین یکی از پر مصرف ترین مواد مخدر است و فقط یک دوز (dose) از آن می تواند باعث اعتیاد شود . این ماده می تواند سلامت جسمی و روحی را از بین ببرد و تمایل برای مصرف دوز بعدی بسیار قوی است .
مشکلات جسمی که بر اثر مصرف هروئین به وجود می آید چه هستند؟

ـ بی خوابی ، رخوت ، کم اشتهایی یا بی اشتهایی ، تنفس نامنظم و یبوست و از دست دادن توان جنسی .
ـ استفراغ و احساس بی حالی و سستی
ـ شخص بیشتر و بیشتر به هروئین وابسته می شود و بیشتر و بیشتر می طلبد و قیمت آن هم روز به روز افزایش می یابد. فرد هروئینی شغل خود را از دست می دهد و تمام پول را برای خرید هروئین صرف می کند، خانواده و فامیل او را ترد می کنند و او سلامتی خود را از دست می دهد .
مشکلات روحی و روانی که بر اثر هروئین به وجود می آید چه هستند؟
ـ به خاطر از بین رفتن زندگی و آینده ، فرد دچار مشکلات روحی و روانی شدید می شود.

ـ بروز رفتارهای خشونت آمیز، بی نظمی یا بروز رفتارهای پانوئیدی .
ـ در بسیاری از مصرف کنندگان چون مخفیانه مواد مصرف می کنند نگرانیهای بسیار بوجود می آید . آنها ممکن است فراموش کنند چه کارهایی باید انجام دهند. هیچکدام از ارزشهای اخلاقی برای آنها ارزشی ندارد . مصرف کنندگان می توانند هزاران دلار خود را هر هفته صرف خرید هروئین بکنند و هر کار دیگری برای بدست آوردن پول انجام دهند. بسیاری از آنها به انجام جرمهای مختلف، پستی، رذالت و یا خرید و فروش مواد مخدر دست می زنند. برای بسیاری از معتادان به هروئین ترک کردن بسیار سخت است. فقط از هر ده نفر یک نفر موفق به ترک کردن می شود.
والدین چه عکس العملی نسبت به از دست دادن فرزندشان نشان می دهند؟

هیچکدام از ما در برابر تهدید مواد مخدر ایمن نیستیم، مواد مخدر زندگیها را نابود می کند .
( خانواده هنوز گیج هستند، نمی توانند بفهمند چرا پسرشان مرده. او دوز ( مصرف بیش از اندازه) یعنی چه؟ چرا؟ من اصلاً نمی دانستم که او معتاد به هروئین است. من مطمئن نیستم چه کار می توانستیم برایش انجام دهیم.) اینها صبحتهای یک مادر رنج کشیده در حال گریه است.
باید صادقانه بگویم که در درمان اعتیاد به هروئین نتایج خوبی تا به حال به دست نیامده .

فقط این را باید بدانید که وقت زیادی برای یاد گرفتن چگونگی فرار از این بلال خانمانسوز ندارید، خطر در کمین شماست.
هر روز تاخیر مانند بازی رولت روسی است، اگر ما فقط بدانیم که چه باید بکنیم و اصلاً چه باید بدانیم می توانیم جلوی خطرات بعدی را بگیریم .
حافظه پسرم خراب شده ، دیگه نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم. هیچ ماده مخدری به این قدرت ندیده بودم. فکر می کنم هنوز دارم کابوس می بینم ، خدا کنه این آخرین کابوس زندگیم باشه.

برای بسیاری از خانواده ها دیگر آینده ای وجود ندارد آنها در این جنگ باخته اند زیرا فرزندشان اسیر شده. به هر دلیلی که فکر کنید، بچه ها باید درباره این خطر بیشتر آگاهی پیدا کنند قبل از اینکه تعداد بیشتری از آنها در اثر اعتیاد و اوردوز (Overdose) بمیرند باید آنها را مطلع کرد.
نتیجتاً، من نمی توانم وانمود کنم که جواب را می دانم ، اما من می دانم که خطرات بسیاری در سر راه مبارزه با مواد مخدر وجود دارد. و خطرات بیشتری در جامعه هست، فرزند ارشد من حالا بزرگ شده و من می دانم که باید اطلاعات بیشتری در مورد مواد مخدر کسب کنم. و هر چه بیشتر بدانم و بدانم، هر چقدر هم بدانم با زهم کم است . من هر شب دعا می کنم که بتوانم فرزندم را آگاه کنم و اینکه او هیچ وقت گرفتار این بلا نشود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word دارای 31 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بررسی رابطه ی فقر و خشونت در word :

خشونت

یكی از عواطف مهم انفعالی است كه كار با اهمیتی برای انسان انجام می دهد، یعنی به او در حفظ و نگهداری خویش كمك می كند. قرآن كریم متذكر می شود «با كفاری كه در برابر گسترش اسلام ایستادگی می كنند با خشونت و شدت رفتار شود» (نجاتی، عثمان، 1969) از سوی دیگر قرآن كریم ما را به كنترل خشونت سفارش می كند. زیرا هنگام خشم فكر انسان از كار باز می ماند و قدرت صدور احكام و دستورهای صحیح را از دست می دهد.

بیان مسأله:
پدیده ی خشونت یكی از مسائل مهم جوامع انسانی است كه جلوه های آشكار آن را می توانیم همه روزه در خیابان ها، پارك ها، و محیط های شغلی، تحصیلی و خانوادگی ببینیم. در واقع گستره ی خشونت آن قدر زیاد است كه موجب شده محققین انواع خشونت را هم از حیث قلمروهای عینی بروز آن و هم از حیث تجلیات متنوع آن از هم متمایز كنند.

در واقع آمارهای ارائه شده از سوی مراجع رسمی نشان دهنده ی حضور جدی پدیده ی خشونت در ایران حداقل در اشكالی چون قتل، خودكشی، فرار از خانه و نزاع است. یك نگاه گذرا به مقایسه ی آماری خشونت در اشكال قتل و خودكشی نشان می دهد كه در سال 2000 میانگین قتل در جهان 8/8 (درصد هزار نفر) بوده و در ایران 64/3 بوده است. همچنین میانگین خودكشی در این سال در جهان 5/14 درصد و در ایران 63/6 گزارش شده است.
(Whqlibdoc.whoint/hq/2002/924154)
اگرچه این مقایسه نشان می دهد كه فاصله ی میزان خشونت در اشكال فوق در ایران تا میانگین جهانی قابل ملاحظه است معهذا این ارقام هشدار دهنده است.

گذشته از این سایر اشكال خشونت، هم چون خشونت های خانوادگی، كودك آزاری، خشونت در محیط های كار و تحصیل و جرایم مالی نیز در جامعه ی ما به چشم می خورد. امّا آمار و اطلاعات معتبری در این زمینه وجود ندارد این در حالی است كه بسیاری از مصادیق خشونت به مراجع رسمی گزارش نمی شوند. (سومزی، 1375)

سازمان بهداشت جهانی خشونت را چنین تعریف می كند: استفاده ی عمدی از نیروی فیزیكی تهدیدآمیز یا واقعی، بر علیه كسی یا علیه یك گروه یا اجتماع كه دارای احتمال وقوع جراحت، مرگ، آسیب روان شناختی، عدم توسعه یا محرومیت باشد. (بوكهارت 2002)
این تعریف از یك سو دربرگیرنده ی همه ی انواع خشونت است و از سوی دیگر «كاربرد نیروی فیزیكی» را جزء ذاتی خشونت محسوب می كند.

در تعریف دیگری كه دیكشنری سایت www.word refrence.com ارائه داده است خشونت عبارت است از یك عمل پرخاشگرانه علیه شخص یا چیزی كه در برابر او مقاومت می كند.
همین منبع خشونت را در سه مقوله قرار می دهد:
الف) عمل: در سطح عملی در برگیرنده ی پرخاشگری، اعمال خصمانه، كاربرد زور، داد و بیداد و آشوب كردن، خشونت عمومی، دیوانگی جاده ای، خشونت خانگی.

ب) كیفیت: درنده خویی و ستمگری، تندخویی، غضبناكی، روحیه ی انتقام جویی.
ج) حالت: حالت سركشی منجر به صدمه یا جراحت و ویرانی یا تخریب، حالت اختلال و بی نظمی، حالت گردنكشی و اغتشاش گری، حالت تغییر فاحش خشم و دیوانگی.
انواع خشونت:
خشونت از حیث گستره ی شمول، مقاصد عاملین خشونت و نیز ماهیت كاركردی آن به دسته های مختلفی طبقه بندی شده است:
الف) خشونت معطوف به خود: مرتكب و قربانی یك نفر هستند و این نوع خشونت در دو شكل خودآزاری و خودكشی وجود دارد.

ب) خشونت بین شخصی: این نوع خشونت میان افراد در یك رابطه ی رودررو رخ می دهد. خشونت خانوادگی و خشونت اجتماعی از این نوع است. خشونت خانوادگی در برگیرنده ی خشونت علیه همسر یا شریك جنسی، خشونت علیه كودكان و خشونت علیه سالخوردگان است و خشونت اجتماعی شامل خشونت علیه بزرگسالان (خشونت با آشنایان و غریبه ها)، خشونت جوانان، خشونت مرتبط با جرایم مالی و خشونت در محیط های كاری است.
ج) خشونت جمعی: مرتبط با گروه های بزرگتر افراد در زمره ی خشونت جمعی است از قبیل خشونت های سیاسی و اقتصادی. (بوكهارت 2002)

به طور كلی محرك های بیرونی كه منجر به خشونت و پرخاشگری می شوند عبارتند از:
الف) برخی محرك ها از طریق اجبار احساسی و تداعی با حوادث ناخوشایند به واكنش های خشونت آمیز منجر می شود.
ب) برخی از افراد به واسطه ی گریز از تهدید و حمله ی دیگران در خشونت علیه آنها پیش روی می كنند.
ج) وجود یك ابزار خشونت در معرض دید، محركی برای تشدید كنش پرخاشگرانه به شمار می رود. (فرجاد 1372)

مفهوم فقر: از دیدگاه جامعه شناسی تعریف دقیق فقر و تعیین حدود آن خالی از اشكال نیست زیرا همانند بسیاری از پدیده های اجتماعی فقر نیز اعتبار زمانی و مكانی دارد و با خود اجتماع متحول می شود ولی آن چه مسلم است فقر زاییده ی دو عامل تعیین كننده ی كمبود و مالكیت است. بدین معنی كه در بسیاری از جوامع همه چیز به قدر وفور وجود ندارد و تقاضا بیش از عرض است. در نتیجه هرچه كه برای زندگی ضروری و كمیاب است ارزش اقتصادی پیدا می كند و به محض اینكه ارزشمند می شود در بسیاری از كشورها عده ی قلیلی آن را تصاحب می كنند و عده ی كثیری محروم می شوند به دنبال این امر كسانی كه امكان دست یابی به شیء نادر را ندارند نسبت به آن احساس فقر می كنند. (شیخاوندی، 1353)

پدیده ی فقر نیز به طور قراردادی با فقدان منابع مالی كافی تعریف می شود. می توان رقم درآمد را برای تشخیص بین خانواده هایی كه فقیرند و آنها كه نیستند به كار برد.
در واقع معنی فقر خیلی بیش از كم پولی است. فرهنگ فقر در محله ی فقر، زاده می شود و همراه با بچه ای از فامیلن نامناسب، ناحیه ای نامناسب از مملكت و از اقوام و نژاد خاصی رشد می كند. این خاصیت «دوام به نیروی خود» فقر شایسته توجه است. (هارلینگتون 1962)

چون ارزش های ملّی هر جامعه، موفقیت و كسب هرچه بیشتر را می خواهد لذا ما همیشه كوشش به منظور بهبود وضع خویش و پیشرفت را تحسین می كنیم. دنیای تبلیغات سبب انگیزش خواسته های مادی ما می گردد و محسّنات دلنشین «داشتن» را به رخ ما می كشد. این ثروت بارز فقیر را وا می دارد كه به علّت ناداری احساس تحقیر، و به ناداری خود بیشتر آگاه شود و مشاهده ی این اختلاف دایم به زندگی خود فقیر بیش تر اثر كرده و آنها را به شكست خویش و احساس درماندگی واقف تر می سازد. (آیرین 1969)
در آمریكا شخصیت فقیر درهم شكسته است. اعتماد به نفس او ملوث گشته و امید و انگیزه از روح فقیر ریشه كن شده و خشونت در او افزون گشته است. (لویس1969)

بر طبق نظریه ی رابرت مورتون (1940) افراد به علّت اینكه برای رسیدن به اهداف، وسایل لازم را در اختیار ندارند در شرایط آنومیك قرار می گیرند كه موجب ایجاد فشار روانی در افراد می شود كه جلوه ی بیرونی این فشار روانی خشم است.
در روی آورد یادگیری اجتماعی خشونت به كشاننده های بیرونی مرتبط با آن بیش از كشاننده های درونی توجه دارد و از این رو بندورا (1986) معتقد است در پیش بینی ظهور خشونت و پرخاشگری بایستی شرایط زمینه ساز بیش از مستعد بودن افراد مورد نظر قرار بگیرد.

اقتصاد آنان و سایر اندیشمندان طی بررسی های گوناگون كوشیده اند نشان دهند كه ریشه ی برخی از رفتارهای نابهنجار در امكانات اقتصادی نهفته است. در میان عواملی كه می توان اقتصادی به شمار آورد مسائل مربوط به كمبودهای غیرمادی مانند فرهنگ، مهارت و كمبودی مادی مانند كاهش قدرت خرید و بی خانمانی است. (شینی وندی 1353)

در پیوند برخی از انواع كج روی ها مانند انواع بیماری های روحی با وضع اقتصادی تردیدی نیست و بررسی های متعدد گواه آن است:
مثلاً فورناساری دی ورس كه یكی از پیشتازان جرم شناسی است طی یك بررسی نشان داده است كه در ایتالیا خانواده های فقیر 60% جمعیت را تشكیل می دهند ولی جرایم مربوط به آنها 85 تا 90% كل جرایم است.

آلفرد مارشال در كتاب تاریخی خود درباره ی تئوری اقتصاد سرمایه داری (1891) نوشت:
درست است كه علی رغم فقر، تحت تأثیر عوامل مذهبی، روابط دوستی و محبت های خانواده ممكن است انسان احساس بزرگترین خوش بختی را بكند ولی با این وجود باید اذعان داشت كه در محیط فقر، به ویژه در مناطق پرجمعیت، فقر اقتصادی موجب از بین رفتن و پژمرده شدن استعدادهای انسانی می شود.

ماركس معتقد است كه جنایت، فحشا، فساد، رفتار خلاف اخلاق و خشونت در درجه ی نخست ناشی از فقر است كه زاییده ی سیستم سرمایه داری است به این صورت كه عده ی معدودی با در اختیار گرفتن وسایل تولید، ثروت ها را به طور نامساوی قسمت می كنند و تناقضات اجتماعی را پدید می آورند.
همچنین میزان نسبتاً كم درآمد با میزان نسبتاً زیادی از خشونت میان زنان و شوهران ارتباط داشت. در یك پژوهش سراسری در مورد خشونت های خانوادگی در آمریكا، پژوهشگران دریافتند كه خانواده های فقیرتر از درگیری ها و خشونت های بیش تری خبر می دهند. (بركوتیز1986)

تحقیقات نشان داده اند كه مناطق دارای بزهكاری زیاد بر اساس بیكاری بالا، زندگی فقیرانه و بدون امكانات مشخص می شود. البته بعید است كه بتوان فقر را به عنوان یكی از موضوعات در ارتباط با خشونت ریشه كن كرد امّا از راه سیاست گذاری های مناسب در آموزش و پرورش و سایر سازمان های اجتماعی می توان مانعی بزرگ در راه این سرچشمه ی ناخوشایند زندگی ایجاد كرد. (دویچ 1960)

مسأله ی پژوهش: آیا بین خشونت و فقر (كمبود امكانات مادی برای رسیدن به اهداف) رابطه وجود دارد؟
فرضیه: بین خشونت و فقر یك رابطه ی مثبت وجود دارد یعنی هرچه فقر افزایش پیدا می كند خشونت نیز افزایش پیدا می كند.
هدف تحقیق: آن چه كه در این تحقیق اهمیت دارد این است كه آیا افراد فقیر كه در جامعه ایران انحصاراً تهران زندگی می كنند نسبت به افراد عادی خشونت بیشتری ابراز می كنند؟

اگر چنین است تفاوت میزان خشونت بر اساس متغیرهای زمینه ای چگونه است و در واقع تا آن جا كه بررسی شده تحقیقات و بررسی های علمی پیرامون پیامدهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انواع خشونت در ایران بسیار كم صورت گرفته است. پس انجام تحقیقی كه بتواند رابطه ی معنی دار بین این دو پدیده ی با اهمیت را بررسی كند می تواند به دادن راهكارهای عملی جهت تعدیل این وضعیت منجر گشته و گامی در جهت ارتقاء جامعه به سمت پیشرفت و تعالی بردارد. بنابراین هدف اساسی این تحقیق بررسی مسأله ی رابطه ی فقر و خشونت از ابعاد روانی، فرهنگی و اجتماعی است.

تا مسئولان اجتماعی كشور بتوانند با ارائه پیشنهادات و كاربرد روش های صحیح تر روانی، اجتماعی و تربیتی در پیشگیری و كاهش این مشكل اجتماعی چاره ای بیاندیشند.

ضرورت پژوهش: از آن جا كه افراد زیادی در جوامع امروزی به مسأله ی فقر و كمبود امكانات مبتلا هستند و آمارهای جهانی بالا بودن جرایم بزهكارانه را در افرادی كه زندگی فقیرانه و بدون امكانات دارند را تأئید كرده است و ارتباط بالای آن را با شاخص های آسیب شناسی اجتماعی از قبیل اعتیاد دارویی، قاچاق و … را اعلام كرده است این زنگ خطر را در گوش ما به صدا در می آورد كه عدم توجه به اقشار آسیب پذیر جامعه عواقب سنگینی به بار می آورد.
خشونتی كه این افراد در معرض ابتلاء به آن قرار دارند در واقع به هیچ وجه به نفع جامعه نیست و خسارت های مادی و معنوی آن برای جامعه قابل جبران نمی باشد. به همین جهت توجه به این مسأله با هدف كنترل خشونت در افرادی كه از امكانات كافی مادی برخوردار نیستند ضروری می باشد.

در واقع تحقیقات رابطه ی مثبتی بین فقر و جرایم پرخاشگرانه نشان داده اند. یكی از پیامدهای آن، این است كه فقیرترین نواحی شهرهای بزرگ غالباً با بیش ترین میزان جنایت و آدم كشی در ارتباط هستند. از این گذشته فقر می تواند به پرخاشگری های دیگری مانند خشونت های خانوادگی بیانجامد. در یك پژوهش سراسری در آمریكا نشان داده شده در صورتی كه پدر بیكار باشد احتمال كتك خوردن كودك بیشتر است. كه این مسأله خود ضرورت بررسی دقیق تر این معضل بزرگ را خاطرنشان می سازد.

تحقیقات نشان می دهند كه لزوماً بررسی فقر مطلق ما را به سمت نتیجه ی مطلوب رهنمون نمی كند بلكه ما فقر نسبی را مورد سنجش قرار می دهیم و منظور این است كه امكانات در جامعه برای همه ی افراد وجود دارد و افرادی كه درآمد كافی ندارند نیز این امكانات را می بینند امّا نمی توانند از آن استفاده كنند كه این مفهوم فقر نسبی رابطه ی معناداری با خشونت دارد زیرا باعث ایجاد ناكامی در افراد می شود كه این ناكامی به خشونت در فرد منجر می شود.

متغیرها:
الف) متغیر مستقل: وجود یا عدم وجود امكانات مادی
ب) متغیر وابسته: میزان خشونتی كه افراد بروز می دهند.
متغیر تعدیل كننده: محل سكونت

تعریف متغیرها:
الف) تعریف مفهومی متغیر مستقل:
فقر: به معنی عدم استفاده از امكانات جامعه به دلیل ناداری مادی كه افراد به آن مبتلا هستند كه می توان رقم درآمد را برای تشخیص خانواده های فقیر و غیر آن به كار برد. (هارلینگتون 1966)
ب) تعریف عملیاتی متغیر مستقل:
از طریق نمره ای است كه فرد از سئوالات مربوط به اندازه گیری میزان فقر به دست می آورد.
(سئوالاتی طراحی شده است كه میزان درآمد افراد و به طور كلی امكانات مادی مثل وضعیت مسكن، نوع شغل، و میزان رفاه را می سنجد.)

ج) تعریف مفهومی متغیر وابسته:
خشونت: استفاده ی عمدی از نیروی فیزیكی، تهدیدآمیز یا واقعی، بر علیه كسی یا علیه یك گروه یا اجتماع كه دارای احتمال وقوع جراحت، مرگ، آسیب روان شناختی، عدم توسعه یا محرومیت باشد كه در رابطه ی رو در رو رخ می دهد. (سازمان بهداشت جهانی)
تعریف عملیاتی متغیر وابسته:
نمره ای كه فرد از تست پرسش نامه ی پرخاشگری آرنولد اچ باس و مارك پری به دست آورده است كه به طبع هرچه نمره ی فرد در این تست بیشتر باشد میزان خشونت و پرخاشگری فرد نیز بیشتر است.

فصل دوم:
پیشینه و ادبیات پژوهش
الف) نظریه ها:
نظریه های جامعه شناسی و روان شناسی چارچوب های منطقی را تدارك می بیند كه بر اساس آنها محققین قادر به بررسی هدفمند پدیده ی مورد مطالعه خواهند بود. اگرچه این چارچوب های مفهومی هربار كه در عمل و در میدان تحقیق آزمون می شوند برخی عیناً تأیید می شود، برخی فراتر از تأیید، تقویت می شود و قضایا و گزاره های آنها افزایش می یابند و برخی مورد نقد و در مواردی ابطال قرار می گیرند.

بنیان های نظری تبیین كننده اولیه ی پدیده ی خشونت در حوزه ی آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات قرار دارد. در این حوزه، خشونت به مثابه ی نوعی كجروی اجتماعی تلقّی می شود و از این نگاه همه ی نظریه هایی كه فرآیندهای وقوع كجروی را تبیین می كنند قادر به تبیین خشونت نیز هستند:

نظریه ی آنومی دوركیم :
در یك نگاه كلّی امیل دوركیم معتقد است حدود خواسته های فرد در جامعه تابع هنجارهای خاصی است و از طریق این ضوابط است كه شخص می تواند تمایلات و خواسته های خود را محدود و تنظیم كند. اگر هنجارهای جامعه گسسته شود (آنومی) فرد دیگر قادر به ایجاد رابطه ی منطقی میان خود و جامعه نخواهد بود. در چنین شرایطی فرد ضوابطی برای رفتار خود ندارد و در حالت نابه سامانی به سر می برد. در چنین شرایطی احتمال اینكه فرد به رفتاری دست بزند كه از نظر جامعه هنجار شكنی و انحراف تلقّی گردد زیاد است. گزاره ی كلیدی دوركیم در نگاه به انحراف، این است كه رد عدم وفاق در مورد هنجارهای اجتماعی و عدم همبستگی اجتماعی عامل بروز انحراف است. (محسنی تبریزی ص 56)

نظریه ی رابرت مرتون:
بر طبق این نظریه، همه افراد جامعه به طور طبیعی متمایل به تحقق اهداف مرسوم اجتماعی هستند و از آن جا كه كلیّه ی اقشار اجتماعی برای نیل به اهدافشان وسایل و راه های پذیرفته شده و قانونی را در اختیار ندارند در شرایط آنومیك قرار می گیرند یعنی وضعیت ناهمنوایی اهداف و وسایل مشروع رسیدن به اهداف. این وضعیت موجب ایجاد فشار روانی در افراد می شود تا به هر وسیله ی ممكن ولو غیر قانونی و غیر اخلاقی به اهداف خود دست یابند. این فشار از دید مرتون منبع اصلی انحراف و كج روی افراد است كه جلوه ی بیرونی این فشار روانی خشم است و در واقع اقشار فاقد امكانات و یا دارای امكانات محدود این حالات روحی مزمن را در سطح شدیدتری تجربه می كنند.

نظریه ی یادگیری اجتماعی آلبرت بندور :
مردم باید رفتار را بیاموزند، الگوی پاسخ جدید یا از طریق تجربه ی مستقیم و یا از طریق مشاهده قابل فراگیری است. (بندورا- 1372 ص 29)
آلبرت بندورا متفكر اصلی نظریه ی یادگیری اجتماعی از یك سو با تكیه بر عنصر «یادگیری از طریق مشاهده» و از سوی دیگر او دیدگاهی روان شناسانه تر را برمی گزیند و برای تبیین فرآیند یادگیری به متغیرهای پاسخ و پیامد توجه می كند.

برخی از مفاهیم اصلی نظریه ی بندورا از این قرارند:
– وقتی مردم با وقایع روزمره مواجه می شوند برخی از پاسخ هایشان موفق از كار در می آید در حالی كه دیگر پاسخ ها بی اثر بوده یا منجر به پیامدهای تنبیه می شود. در این فرآیند سرانجام اشكال موافق رفتار برگزیده و رفتارهای بی اثر كنار گذاشته می شود. (همان ص 30)

– تجارب گذشته توقعاتی را خلق می كند مبنی بر اینكه برخی از كنش های معین فایده مند، برخی اثرات قابل توجهی ندارند و برخی نیز مشكلات آینده را رفع خواهند كرد. مردم با تجسم نمادین پیامدهای قابل پیش بینی می توانند فرآیندهای آینده را به برانگیزاننده های فعلی رفتار تبدیل كنند. (همان ص 31)
– اگر مردم برای اطلاع درباره ی نحوه ی عمل خود، فقط بر اثرات كنش های خود متكّی بودند یادگیری بسیار دشوار می شد.

– عمده رفتارهای آدمی با مشاهده از طریق مدلسازی آموخته می شود. از مشاهده دیگران فرد در مورد نحوه ی انجام فعالیت های جدید ایده كسب می كند و در موفقیت های بعد از این اطلاعات رمزگذاری شده به عنوان راهنمای عمل بهره می برد. از آن جا كه مردم می توانند پیش از اقدام به رفتار، حداقل به تقریب نحوه ی عمل را از نمونه های آنها بیاموزند از خطاهای غیر ضروری پیشگیری می كنند. (همان ص 35)

بندورا معتقد بود كه خشونت باید از سه جنبه تبیین شود:
1) چگونه الگوهای پرخاشگرانه ی رفتار توسعه می یابد؟
2) چه چیزی مردم را جهت اینگونه رفتار تحریك می كند؟

3) چه چیزی تعیین می كند آنها بخواهند استفاده از یك الگوی رفتار پرخاشگرانه را در موقعیت های آینده ادامه دهند؟ (دلورزاسیون1988)
نظریه ناكامی دالارد :
دالارد و دیگران (1939) در نظریه ی تولید سایق، خشونت ناشی از یكسری شرایط خارجی است كه منجر به ناكامی، فقدان و درد می شود. این شرایط یك نیروی قوی در خود به وجود می آورد كه وی برانگیخته شود تا رفتارهایی از خود بروز بدهد تا باعث آسیب به اشخاصی كه مسئول چنین شرایطی هستند بشود. در اینجا خشونت امری اجباری و خودبخودی نیست بلكه بستگی به شرایط زندگی و اجتماع دارد.

پژوهش های داخلی:
در سال 1356 پژوهشی تحت عنوان «عوامل مؤثر در ضرب و جرح خانوادگی» در قالب پایان نامه كارشناسی توسط آذردخت غدیری انجام گرفته است، كه در آن پژوهشگر با روش مطالعه ی اسنادی «گردآوری اطلاعات از كتب و رسالات و روزنامه ی كیهان» كلیه قتل ها و ضرب و جرح های خانوادگی طی ده سال را از سال 1345 تا 1355 را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده است كه داده های به دست آمده به این صورت است:
جنسیت ضاربان: مرد83% و زن17%
جنسیت مضربون: مرد29% و زن59%

و داده های توصیفی به این شرح است:
1) در تهران 64% وقایع در جنوب شهر و 36% در بالای شهر رخ داده اند.
2) بیش ترین عوامل مؤثر در وقوع ضرب و جرح و قتل به ترتیب عدم سازش در خانواده 15 درصد، مسائل ناموسی14 درصد، سوء ظن ضاربان 14 درصد، و مسائل مالی 14 درصد بوده است.

درسال 1372 پژوهشی تحت عنوان «بررسی علل وندالیسم در تهران و راه های پیشگیری و درمان آن در قالب یك طرح تحقیقاتی به سفارش معاونت امور اجتماعی شهرداری تهران توسط علیرضا محسنی تبریزی انجام شد.
وندالیسم به نقل از پاترس ژانورن عبارت است از نوعی روحیه ی بیمارگونه كه به تخریب تأسیسات عمومی مثل تلفن های عمومی، صندلی های اتوبوس های شهری، مترو، ترن و باجه های پست و تلگراف و نظایر این ها تمایل دارد.

از حیث مصادیق خشونت در شكل وندالیسم اهم نتایج به دست آمده از این قرار است:
1) از حیث سطح تحصیلات، 73 درصد افراد مخرب دستگیر شده دارای تحصیلات راهنمایی و پایین تر هستند.
2) اكثریت افراد مخرب دستگیر شده از حیث وضعیت اجتماعی- اقتصادی خانواده متعلق به گروه ها و اقشار فرودست، كم درآمد و كم سواد با مشاغل دارای منزلت اجتماعی پایین هستند.

3) 60 درصد افراد مخرب دستگیر شده تجربه ی شكست تحصیلی داشته اند و 36 درصد آنها علّت عدم موفقیت تحصیلی خود را محرومیت از محیط خانوادگی آرام و سالم، 30 درصد فقر مالی، 26 درصد بی علاقگی به تحصیل و 9 درصد معاشرت با دوستان ناباب اعلام كرده اند.

4) 60 درصد افراد مخرب دستگیر شده دچار پرخاشگری، 57 درصد آنها مبتلا به افسردگی، 38 درصد مبتلا به اضطراب، 36 درصد دچار پارانوئید بوده اند.
پژوهش های خارجی: مقاله ی «ابعاد اقتصادی خشونت میان فردی» اثر هوگ واتز منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی در سال 2004 یكی از بررسی های انجام شده در سطح بین الملل است كه می خواهد تأثیرات اقتصادی اشكال متعدد خشونت میان فردی را در كشورهای مختلف بررسی و ارزیابی كند.

واتر در این بررسی به دنبال روشن كردن مسأله ی ابعاد اقتصادی خشونت میان فردی در 3 جنبه است:
1) هزینه های خشونت بین شخصی
2) تأثیرات اقتصادی فعالیت های معطوف به كاهش خشونت بین شخصی
3) تأثیرات عوامل اقتصادی و سیاست ها روی خشونت بین شخصی.

نویسنده در تعریف خشونت مستند به تعریف سازمان بهداشت جهانی می نویسد: كاربرد عمدی نیرو یا قدرت فیزیكی، تهدیدآور یا واقعی علیه خود، شخص دیگر یا علیه یك گروه یا اجتماعی كه به وقوع بپیوندد یا احتمال وقوع داشته باشد و به اثراتی چون محرومیت، مرگ، آسیب روان شناختی، توقف رشد یا محرومیت منجر گردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله حقوق زن و مرد در جامعه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله حقوق زن و مرد در جامعه در word دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله حقوق زن و مرد در جامعه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله حقوق زن و مرد در جامعه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله حقوق زن و مرد در جامعه در word :

حقوق زن و مرد در جامعه

اما آنان نخواسته و یا نتوانسته اند همهء رقیبان را بالكل از میدان به در كنند چرا با از میان رفتن یك رقیب ، دیگری ای جایگزین می شود و قد علم می كند. پس چاره در قانون گزاری طبیعت است با میل و ارادهء خویش. قوانینی كه نوع برتر را تعریف كند و سایرین را مستثنی سازد. این قوانین گاه می تواند بی رحمانه تر از قوانین جنگل معصوم به غلط ظالم خوانده شده باشد؛ هر كه سفید تر، برتر؛ هر كه قوی تر؛ بهتر؛ ;

در این میان قانونی وجود دارد كه شاید از همه كودكانه تر باشد:‌ فرد هم رنگ ، هم نژاد ، هم دین ، هم وطن و هم خون ، ولی پست تر!‌ و آن عضو مفلوك جامعه كسی نیست جز همشهری دست دوم، زن. اینجا دیگر برتری نه نسبی كه مطلق است – برتری از آن نوع كه انسان بر تمام دیگر موجودات دارد. مرد اشرف مخلوقات است ، نه زن. مرد است كه روح خداوند در او دمیده شده است و او تصویر خداوند در بهشت است. زن عضوی ناقص است كه به واسطهء مرد خلق شده است و كاری جز این نكرده كه مرد معصوم و متعالی را تشویق به خیانت به پدر روحانی اش نموده و باعث اخراج او از خانهء امن و ابدیش گردیده است. زن حیوانی است مكار ، عامل بیچارگی دنیا.

این فرضیه در جوامع ابتدایی هم به نوعی دیگرموثق و معتبر بود. انسان اولیه می بایست قوی باشد تا بتواند مبارزه كند و در مبارزه با طبیعت پیروز شود. انسان ضعیف دوام نمی آورد مگر به حمایت قوی ترها. اما انسان های ضعیف اغلب زنان بودند و ادامهء زندگی شان منوط به حمایت مردان. پس برتری مرد مجدد ثابت می شد.

با انتقال جامعه به مرحلهء كشاورزی، هنوز قدرت بدنی حرف اول را می زد. در جنگ و دفاع از املاك هم زنان جز آن كه به اسیری برده شوند و ایجاد دردسر نمایند، كمكی نمی كردند پس آنان مایهء ننگ بودند. در این دوران نیز همچنان الگوی انسان طبیعت بود و این امر برتری را بدون چون و چرابه مردان داده بود. بودند جوامعی كه خشم طبیعت چندان گریبانگیرشان نبود و پیش رو زمین های بارور كشاورزی داشتند،

مانند جامعهء مصرباستان كه رود نیل ، كشتزارهای حاصل خیز را برایشان به ارمغان می آورد. در این جوامع – باز به پیروی از طبیعت – ارزش و برتری به گروهی داده می شد كه بیشتر شبیه محیط بودند. این جا زنانی كه مصداق باروری بودند؛ یعنی مادران، برتری داشتند. باز هم آن چه مطرح بود باروری زن بود و نه خود او. هنوز هم در جوامع ابتدایی افریقا با شرایطی مشابه می توان نمونه های مادر سالاری را یافت.

اگر رشد جامعهء انسانی را به مراحل رشد بدن انسان تشبیه كنیم، گذار از مرحلهء‌ كشاورزی و ورود جوامع به دوران صنعتی ، پایان طفولیت و ورود به دوران نوجوانی و سركشی بود. در این دوران ملاك دیگر زور بازو و قدرت نبود چرا كه نه تنها زنان، كه كودكان شش- هفت ساله نیز می توانستند پای دستگاه ها در كارخانه ها بایستند و كار كنند. حال می بایست دربارهء تمامی ملاك های برتری تجدید نظر به عمل آید و همان زمان بود كه تاریخ شاهد جنبش های انسان دوستانه از جمله لغو برده داری، حق آزادی و رای برای زنان و ;. گردید.
از آن پس اگر چه عده ای سعی كردند این تحولات را انكار كنند و حقوق را نادیده بگیرند، دیگر توان آن را نداشتند چرا كه جامعهء انسانی به شكلی اجتناب ناپذیر مسیر خود را می پیمود.

اما در عصر صنعتی نیز گاه جنبش های مخالف مردسالاری، كه به مرور منجر به ایجاد حركت های فمینیستی – به طور خاص موج اول – گردید ، مشكل را حل نكرد. راه حل های ارایه شده در ابتدا صرفا ترك یك سوی میدان نبرد و الحاق به دیگر سو بود و چون نتیجه نبخشید، كار به انكار كل موضوع مخالفت انجامید. فمینیست های موج سوم بالكل منكر وجود چیزی به نام جنسیت و تفاوت زن و مرد شدند. [1]

زمانی كه صحبت از تساوی حقوق زن و مرد می شود،‌خود این عبارت به معنی یكی ندانستن این دو است. یعنی ما دو پدیده به نام های زن و مرد داریم و قصد آن می كنیم كه به آن ها حقوق برابر بدهیم. مشكل اساسی افرادی كه امروزه به این مهم می پردازند این است كه می خواهند زن و مرد را كاملا یكی بشمارند و از این طریق به اثبات تساوی حقوق بپردازند. مقایسه هایی فیزیكی كه گاه انجام می پذیرد حاكی از این غفلت است ؛ مثلا مقایساتی بر روی وزن مغز زنان و مردان. اینان قصد اثبات تساوی زن و مرد- و نه تساوی حقوق زن و مرد – را دارند.

با وجود همهء تلاش ها برای انكار، زن و مرد از نظر جسمانی با یكدیگر متفاوت اند. [2] اما تلاش برای برقراری تساوی حقوق زن و مرد است؛ یعنی آن چه كه با توجه به لیاقت و شایستگی یك انسان باید به او داد. در اعطای حق، دیگر مسالهء زن یا مرد بودن مطرح نیست چون دیگر به جسم فرد ربطی ندارد. مساله یك انسان است؛ انسانی دارای روح كه می تواند زن یا مرد، سفید یا سیاه ، پیر یا جوان ، قوی یا ضعیف باشد. هیچ یك از تفاوت های ظاهری نمی تواند عامل محرومیت فرد انسانی از حقوق او باشد.

 

اما حق یك انسان چیست كه زن و مرد باید به شكل مساوی از آن بهره برند؟‌ مسلما این امر تنها به این معنی نیست كه زن ترك خانه كند و در اجتماع حاضر باشد. حقوق برابر در اموری بسیار متعالی تر است: حق تفكر، حق آموزش، حق انسان بودن ، حق رشد و تعالی عقلانی و روحانی. زن و مرد باید به طور مساوی امكان ترقی و تكامل داشته باشند و بتوانند قابلیات و استعدادات خود را بروز دهند. نكتهء مهم این جاست كه زن و مرد هر دو به تنهایی انسان هایی كامل و مستقل هستند كه هر یك به منزلهء‌ یك واحد انسانی می توانند زندگی و ترقی كنند. زمانی می توان انتظار حقوقی برابر را برای آنان داشت كه چنان باوری ملكهء جامعه گردد.

اما مگر حالا كه چنین نیست ، چه مشكلاتی وجود دارد؟‌ اگر این ارزش محقق شود چه خواهد شد؟
نادیده گرفتن زنان در هر جامعه به ضرر كل آن جامعه است. تعلیم و تربیت كل جامعه ، به علت عدم آگاهی و توانایی مربیان اول فرزندان – مادران – به تاخیر خواهد افتاد و این حركت ورشد جامعه را كند می كند. در اصل باور به برتری هر جنس تناقضی در خود نهفته دارد؛ چگونه ممكن است انسان هایی پست و ذلیل – مادران یا زنان – بتوانند از دامان خود متعالیانی – مردان – بار آورند یا مادرانی والا و عالی افرادی پست؟

ازسوی دیگر تحقیقات نشان داده است كه در جوامع مردسالار گرایش به نظام دیكتاتوری بیشتر است. مصداق آن را نیز آلمان در دوران نازیسم می دانند كه تاكید بر خانه نشینی زنان داشت. بالعكس، حكومات دموكراسی اغلب با حضور زنان در جامعه همراه بوده است. در ضمن هر كجا كه موازنهء‌ بین دو جنس برقرار باشد، سطح زندگی ارتقا می یابد.[3] و شاید همین اصل مؤید آن باشد كه حضور زنان در جامعه و تصمیم گیری ها منجر به برقراری صلح خواهد شد. زیرا روحیهء فداكاری مادرانه به جامعه تسری می یابد و رافع خودخواهی ها و تعصبات و در نتیجه دشمنی ها و جنگ ها می گردد.

مسلما این به معنی لزوم برتری زنان بر مردان درجامعه نیست بلكه حضور این دو در كنار یكدیگر است كه می تواند احساسات را تعدیل كند. سپردن كل نظام صرفا به دست زنان نیز باعث ایجاد مشكلاتی در جامعه خواهد شد. قاطعیت و عدالت مردانه در كنار عطوفت و لطافت زنانه متعادل می شود. قابل ذكر است كه اگر چه اشاره شد كه زن و مرد هر یك وجودی مستقل هستند، اما جامعه نیازمند هر دوی آن هاست. غیاب هر یك منجر به كمبودهایی خواهد شد.

برای رسیدن به چنین مرحله ای پرورش و تعلیم یكسان و برابر لازم است. آن چه در حال حاضر مانع از حضور زنان و بروز استعدادات آنان در جامعه می گردد، عدم تربیت صحیح این گروه است. زن محبوس در خانهء بی خبر از امور دنیا، اگر هم در صحنه حاضر باشد، چون احساسات و افكاراش پرورده نشده است ، كمك چندانی نخواهد كرد. اگر چه امروز در بسیاری از جوامع زنان در صحنه حاضراند، در اصل حضور آنان آن گونه است كه مردان می خواهند:‌ زن باب طبع مرد، نه زن با تمام قوا واستعدادات اش.

راه چاره پرورش زنان و مردان آینده در كنار هم و به طور یكسان است. زنی كه تحصیل كند و هم پای مردان پیش آید:‌ در جامعه وخانه احترام بیشتری دارد، توانایی های خود را بهتر در می یابد و آن ها را به كار می گیرد، قدرت رهبری و مدیریتش تقویت می شود، حقوق خود را بهتر درك می كند،‌ فرزندان بهتری پرورش می دهد و بالاخره برای حضور در تمامی صحنه ها مجهز می شود. [4] مردان فردا كه از طفولیت همواره زنان فردا را در تمامی مراحل در كنار خود می بینند، هرگز احساس نخواهند كرد كه هم پایانشان در راه خواهند ماند یا در اجرای بعضی امور عاجز خواهند بود، پذیرش آنان را در كنار خود ساده می بینند و حتی در هر مرحله ، به جای سركوبی ، دست یاری به سوی شان دراز خواهند كرد.

البته آن چه همواره مد نظر داریم این است كه صحبت از تساوی حقوق زن و مرد در زمانی ممكن است كه جامعهء صنعتی شرایط پذیرش آن را ایجاد كرده است . در دوران شكارگری یا كشاورزی تصور این امر هم محال بود چرا كه ” الرجال قوامون علی النساء ” اصلی بدیهی بود – به واقع مردان از زنان قوی تر بودند. پس جای خرده گیری بر گذشتگانی كه قایل به تساوی حقوق نبودند نیست بلكه جای شكرانه است كه امروز عالم انسانی به جایی رسیده است كه توان پذیرش اصل برابری حقوق را دارد.

حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام و غرب
از جمله موضوعات مورد بحث پیرامون حقوق زن، مقایسه بین مكتب اسلام با دستاوردهاى تمدن غرب است، امروز در دنیا درباره حقوق زن، مكتب دیگرى رایج نیست و نوعا شرقى‏ها و همه دنیا تحت تأثیر دستاوردهاى غربى‏ها در مورد تساوى زن هستند و تقریبا این فكر غرب همه‏جا و حتى دنیاى كمونیستى را هم احاطه كرده است.

بنابراین مقایسه، مناسب‏ترین طرف اسلام همین دستاوردهاى دنیاى غرب است كه غربى‏ها در این مسأله خیلى هم به خود مى‏بالند. با این مقایسه مى‏توان پى برد كه نگرش حاكم بر غرب واقعا به مصلحت جامعه و خانم‏ها مى‏باشد یا خیر؟(1) اسلام، زن را چگونه موجودى مى‏داند؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانى او را برابر با مرد مى‏داند یا او را جنس پست‏تر مى‏شمارد؟ این پرسشى است كه اكنون مى‏خواهیم به پاسخ آن بپردازیم.

اسلام در مورد حقوق خانوادگى زن و مرد، فلسفه خاصى دارد و پاره‏اى از حقوق و تكالیف و مجازات‏ها را براى مرد مناسب‏تر دانسته و پاره‏اى از آن‏ها را براى زن، در نتیجه، در مواردى براى زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهى در نظر گرفته است. چرا؟ آیا بدان جهت است كه اسلام نیز مانند بسیارى از مكتب‏هاى دیگر،نظریات تحقیرآمیزى نسبت به زن داشته و زن را جنس پست‏ترى شمرده است یا علت و فلسفه دیگرى دارد؟(2)

عده‏اى گمان كرده‏اند كه اسلام درباره زن، عدالت را مراعات نكرده است، در صورتى كه همان‏گونه كه منابع اسلامى نشان مى‏دهد و صاحب‏نظران محقق در این باره تحقیقات شایسته‏اى انجام داده‏اند، اسلام مابین تساوى زن و مرد و عدالت در میان آن‏ها فرق گذاشته است مسلم است. كه اگر اسلام مى‏گفت زن و مرد از همه جهات بیولوژیك، فیزیولوژیك و روانى و هرگونه فعالیت مغزى و روحى، یكى هستند، این خلاف واقع بود و گمان نمى‏رود كسى در این دنیا پیدا شود و از این دو صنف اطلاع لازم و كافى داشته باشد و چنین سخنى را به زبان بیاورد.(3)

شهید مطهرى مى‏گوید : «مكرر در نطق‏ها و سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى پیروان سیستمى غربى شنیده و خوانده‏اید كه مقررات اسلام را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال این‏ها به عنوان تحقیر و توهینى نسبت به زن یاد كرده‏اند؟ چنین وانمود مى‏كنند كه این امور هیچ دلیلى ندارد جز اینكه فقط جانب مرد رعایت شده است.
مى‏گویند اسلام، دین مردان است و زن را انسان تمام عیار شناخته و براى او حقوقى كه براى یك انسان لازم است وضع نكرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عیار مى‏دانست تعدد زوجات را تجویز نمى‏كرد، حق طلاق را به مرد نمى‏داد، شهادت دو زن را با یك مرد برابر نمى‏كرد، براى زن قیمت به نام مهر قائل نمى‏شد، به زن استقلال اقتصادى و اجتماعى مى‏داد و او را جیره‏خوار و واجب‏النفقه مرد قرار نمى‏داد.

مى‏گویند اسلام با این كه دین مساوات است و اصل مساوات را در جاهاى دیگر رعایت كرده است، در مورد زن و مرد رعایت نكرده است.
اصلى كه در این استدلال به كار رفته، این است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانى، یكسانى و تشابه آن‏ها در حقوق است. مطلبى هم كه از نظر فلسفى باید انگشت روى آن گذاشت این است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت انسانى چیست؟ آیا لازمه‏اش این است كه حقوق مساوى یكدیگر داشته باشند به طورى كه ترجیح و امتیاز حقوقى در كار نباشد؟ یا لازمه‏اش این است كه حقوق زن و مرد علاوه بر تساوى و برابرى، متشابه و یكنواخت هم بوده باشند و هیچ‏گونه تقسیم كار وظیفه‏اى در كار نباشد؟ شك نیست كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت انسانى و برابرى آنان از لحاظ انسانیت، برابرى آن‏ها در حقوق انسانى است؛ اما تشابه آن‏ها در حقوق چطور؟

كمیت غیر از كیفیت است. برابرى غیر از یكنواختى است. آن چه مسلم است این است كه اسلام حقوق یك‏جور و یكنواختى براى زن و مرد قائل نشده است ولى اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقى براى مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام اصل مساوات انسان‏ها را درباره زن و مرد نیز رعایت كرده است. اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.»(4)

در این كه «این دو صنف با همدیگر متفاوت‏اند، از نظر خلقت طبیعى، جاى تردید نیست و در این باره تحقیقات به حد لازم و كافى انجام گرفته است. عنایت امر این است كه آیا این اختلاف و تنوع در خلقت طبیعى زن و مرد باعث مى‏شود كه یكى ناقص و دیگرى كامل باشد، نه چنین چیزى نیست، این مسئله تنوع است، نه نقص و كمال.»(5)

این اختلافات، انعكاسى «در روبناى زندگى گذاشته است؛ نه در حقایق واقعى و جوهر حیات این دو صنف زن و مرد. آن چه ممكن است باعث اختلاف باشد، یكى عده واقعیات است كه ما آنها را مشاهده مى‏كنیم، مانند این كه مرد نیروى بیش ترى در پیچیدن در لابه‏لاى تولیدات سخت اقتصادى و دفاع از كشور، تحمل مشقت‏ها و خشونت‏هاى زندگى دارد و همچنین در جریان توالد و تناسل بارى را كه صنف زن به دوش مى‏كشد،

باعث تقید بیش‏تر او مى‏گردد و در این جربان مرد آزادتر است، همان‏طور كه سیمون دوبوار از نیچه نقل كرده است: تسلیم شدن زن در اجراى پدیده خلقت، خیلى بیش‏تر از مرد است و اگر مردى ادعا كند كه او هم مثل زن در این جریان تسلیم مى‏شود، به شرافتم سوگند یا دروغ مى‏گوید، یا مرد نیست.»(6)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله سرمایه اجتماعی ،اصل محوری توسعه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله سرمایه اجتماعی ،اصل محوری توسعه در word دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله سرمایه اجتماعی ،اصل محوری توسعه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله سرمایه اجتماعی ،اصل محوری توسعه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله سرمایه اجتماعی ،اصل محوری توسعه در word :

امروزه سرمایه اجتماعی، نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیكی و انسانی در جوامع ایفا می كند و شبكه های روابط جمعی انسجام بخش میان انسانها و سازمانهاست. در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راههای توسعه و تكامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار می شوند.

در این مقاله، ابتدا به مفهوم سرمایه اجتماعی اشاره گردیده و سپس جنبه های منفعت اقتصادی و عمومی سرمایه اجتماعی و چگونگی ایجاد، حفظ و نابودی سرمایه اجتماعی بیان گردیده، بعداز آن به توضیح نقش دولت در ایجاد سرمایه اجتماعی مبادرت گردیده، و در پایان با ارائه مدلی به نقش عوامل عملكردی سازمانهای بخش دولتی در ایجاد سرمایه اجتماعی پرداخته شده است.

مقدمه
امروزه، در كنار سرمایه های انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعـــــــی SOCIAL CAPITAL مورد بهره برداری قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها، ارتباطات میان اعضای یك شبكه به عنوان منبع باارزش اشاره دارد كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا می شود. سرمایه اجتماعی كه صبغه ای جامعه شناسانه دارد، به عنوان یك اهرم توفیق آفرین مطرح و مورداقبال فراوان نیز واقع شده است.

ســرمایه اجتماعی، بستر مناسبی برای بهره وری سرمایه انسانی و فیزیكی و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد می شود. مدیران وكسانی كه بتوانند در سازمان، سرمایه اجتماعی ایجاد كنند، راه كامیابی شغلی و سازمانی خود را هموار می سازند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی به زنــــــدگی فرد، معنی و مفهوم می بخشد و زندگی را ساده تر و لذت بخش تر می سازد.

امروزه سرمایه اجتماعی، نقشی بسیار مهمتر از سرمایه فیزیكی و انسانی در سازمانها و جوامع ایفا می كند و شبكه های روابط جمعی و گروهی، انسجام بخش میان انسانها، سازمانها و انسانها و سازمانها با سازمانها می باشد. در غیاب سرمایه اجتماعی، سایر سرمایه ها اثربخشی خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی، پیمودن راههای توسعه و تكامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و دشوار می شوند.

در دیدگاههای سنتی مدیریت توسعه سرمایه های اقتصادی، فیزیكی و نیروی انسانی مهمترین نقش را ایفا می كردند اما در عصر حاضر برای توسعه بیشتر از آنچه به سرمایه اقتصادی، فیزیكی و انسانی نیازمند باشیم به «سرمایه اجتماعی نیازمندیم، زیرا بدون این سرمایه استفاده از دیگر سرمایه ها به طور بهینه انجام نخواهدشد. در جامعه ای كه فاقد سرمایه اجتماعی كافـــی است. سایر سرمایه ها ابتر می مانند و تلف می شوند. از این رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یك اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب شده و مدیرانی موفق قلمداد می گردند كه بتوانند در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نایل گردند.

سرمایه اجتماعی
اصطلاح سرمایه اجتماعی قبل از سال 1916، در مقاله ای توسط هانی فان از دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد. اما، نخستین بار در اثر كلاسیك جین جاكوب: مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریكایی (1961) به كاررفته است، كه در آن او تــــوضیح داده بود كه شبكه های اجتماعی فشرده در محدوده های حومه قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشكیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات درمورد بهبود كیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.

گلن لوری اقتصاددان نیز همچون ایوان لایتجامعه شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را در دهه 1970 برای توصیف مشكل توسعه اقتصادی درون شهری به كار برد. در دهه 1980، این اصطلاح توسط جیمز كلمن جامعه شناس در معنای وسیعتری مورداستقبال قرار گرفت و رابرت پوتنام دانشمند علوم سیاسی، نفر دومی بود كه بحثی قوی و پرشور را درمورد سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی هم در ایتالیا و هم در ایالات متحده برانگیخت _(فوكویاما، 1379، صفحه 10). سرمایه اجتماعی مفهومی است كه پیشینه طولانی زیادی ندارد.

كاربرد این مفهوم به تدریج از دهه 1990 به این سو در تزها و مقالات دانشگاهــی – بویژه در رشته های جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست و آموزش – با كارهای افرادی چون جیمز كلمن، پیربوردیو، رابرت پاتنام و فرانسیس فوكویاما افزایش یافته است (وال، 1998، صفحه 259).
همچنین استفاده از مفهوم سرمایه اجتماعی باتوجه به روند جهانی شدن و تضعیف نقش دولتهای ملی، به عنوان راه حلی اجرا شدنی در سطح اجتماعات محلی برای مشكلات توسعه، موردتوجه سیاستگذاران و مسئولان سیاست اجتمــاعی قرار گرفته است _(وارنر، 1999 صفحه 126).

تعریف رایج سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه شناسی آمریكایی – بویژه در روایت كاركرد گرایانه آن – عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هایی كه درمیان گروههای انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی كه در میان گروه و جماعت خاصی، به عنوان پیامد تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی، یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به كار می گیرد كه چگونه تحرك پیوندهای مربوط به شبكه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایزیافته را تقویت می كند. با وجود این، نكات مشترك این دو دیدگاه درمورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگیها، مانند آموزش، تحرك اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و درنهایت توسعه است (وال، 1998، صفحه 304).

سرمایه اجتماعی با كاركردش تعـــریف می شود. سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست، بلكه انواع چیزهای گوناگونی است كه دو ویژگی مشترك دارند: همه آنها شامل جنبه ای از یك ساخت اجتماعی هستند، و كنشهای معین افرادی را كه در درون ساختار هستند تسهیل می كنند. سرمایه اجتماعی، مانند شكلهای دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معینی را كه در نبودن آن دست یافتنی نخواهدبود امكان پذیر می سازد.

سرمایه اجتماعی، مانند سرمایه فیزیكی و سرمایه انسانی كاملاً تعویض پذیر نیست. اما نسبت به فعالیتهای بخصوصی تعویض پذیر است. شكل معینی از سرمایه اجتماعی كه در تسهیل كنشهای معینی ارزشمند است ممكن است برای كنشهای دیگر بی فایده یا حتی زیانمند باشد. سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیكــی تولید قرار دارد (كلمن، 1377، صفحه 462)

.
سرمایه اجتماع را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف كرد كه اعضای گروهی كه همكاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند. مشاركت در ارزشها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی گردد، چرا كه این ارزشها ممكن است ارزشهای منفی باشد. هنجارهایی كه سرمایه اجتماعی تولید می كنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد.

به طوركلی از سرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه گردیده است.
یكی از تعاریف مطرح این است كه سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است كه موجب ارتقای سطح همكاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد. براساس این تعریف، مفاهیمی نظیر جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی نیز دارای ارتباط مفهومی نزدیك با سرمایه اجتماعی می گردند (فوكویاما، 1999، صفحه 5).

بانك جهـــانی نیز سرمایه اجتماعی را پدیده ای می داند كه حاصل تاثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی كمیت و كیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده است كه این پدیده تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه كشورهای مختلف دارد. سرمایه اجتماعی برخلاف سایر سرمایه ها به صورت فیزیكی وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و ازطرف دیگر افزایش آن می تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه های اداره جامعه و نیز هزینه های عملیاتی سازمانها گردد (بانك جهانی 1999).

به طوركلی سرمایه اجتماعی منابعی دردسترس هستند نظیر اطلاعات، اندیشه ها، راهنماییها، فرصتهای كسب و كار، سرمایه های مالی، قدرت و نفوذ، پشتیبانی احساسی، خیرخواهی، اعتماد و همكاری. كلمه اجتماعی در عنوان سرمایه اجتماعی، دلالت می كند كه این منابع، خود داراییهای شخصی محسوب نمی شوند، هیچ فردی به تنهایی مالك آنها نیست. این منابع در دل شبكه های روابط قرار گرفته اند.

اگر شما سرمایه های انسانی را از آنچه كه شما می دانید فرض كنید (مجموع دانش، مهارت و تجارت شما)، پس دسترسی به سرمایه اجتماعی به كسانی كه شما می شناسید بستگی دارد، یعنی اندازه، كیفیت و گوناگونی شبكه های كسب و كار و شبكه های ارتباطی شخصی شما در آن موثر است. اما فراتر از آن، ســــرمایه اجتماعی به كسانی كه شما نمی شناسید نیز بستگی دارد، البته اگر شما به طور غیرمستقیم به وسیله شبكه هایتان با آنها در ارتباط باشید.

واژه سرمایه دلالت می كند كه سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی یا سرمایه اقتصادی ماهیتی زاینده و مولد دارد، یعنی ما را قادر می سازد ارزش ایجاد كنیم، كارها را انجام دهیم، به اهدافمان دست یابیم، ماموریتهایمان را در زندگی به اتمام رسانیم و به سهم خویش به دنیایی یاری رسانیم كه در آن زندگی می كنیم. وقتی می گوییم سرمایه های اجتماعی زاینده و مولد هستند، منظور این است كه هیچ كس بدون آن موفق نیست و حتی زنده نمی ماند _(كلمن، 1990، صفحه 300).

مقایسه سرمایه اجتماعی با سرمایه فیزیكی و انسانی
شاید مهمترین پیشرفت در اقتصاد آموزش و پرورش درسی سال گذشته این اندیشه بوده است كه مفهوم سرمایه فیزیكی به گونه ای كه در ابزارها، ماشین آلات و دیگر وسایل تولیدی تجسم یافته است، می تواند بسط یابد و شامل سرمایه انسانی نیز بشود. همان طور كه سرمایه فیزیكی، با ایجاد تغییرات در مواد برای شكل دادن به ابزارهــایی كه تولید را تسهیل می كنند به وجود می آید، سرمایه انسانی با تغییر دادن افراد برای دادن مهارتها و توانائیهایی به آنها پدید می آید و افراد را تــــوانا می سازد به شیوه های جدید رفتار كنند (كلمن، 1377، صفحه 462).

سرمایه اجتمـــاعی، به نوبه خود، هنگامی به وجود می آید كه روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون می شود كه كنش را تسهیل می كند. سرمایه فیزیكی كاملاً ملموس است. سرمایه انسانی كمتر ملموس است، و در مهارتها و دانشی كه فرد كسب كرده است تجسم می یابد؛ سرمایه اجتماعی حتی كمتر از این محسوس است، زیرا در روابط میان افراد تجسم می یابد. سرمایه فیزیكی و سرمایه انسانی فعالیت تولیدی را تسهیل می كنند، و سرمایه اجتماعی نیز همانند آنها عمل می كند. مثلاً، گروهی كه اعضایش زیاد به یكدیگر اعتماد می كنند، خواهند توانست كارهایی بسیار بیشتر از گروهی كه فاقد آن است، انجام دهد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد مقایسه ی بهداشت روانی دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری دانشگاه مشهد در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد مقایسه ی بهداشت روانی دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری دانشگاه مشهد در word دارای 139 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد مقایسه ی بهداشت روانی دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری دانشگاه مشهد در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد مقایسه ی بهداشت روانی دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری دانشگاه مشهد در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد مقایسه ی بهداشت روانی دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری دانشگاه مشهد در word :

فصل اول: کلیات
1-1 . مقدمه:
در هر جامعه¬ای نیروی فعال و جوان بعنوان یكی از ذخایر و سرمایه¬های آن جامعه محسوب و مطرح می¬باشد و در عمل نیز چرخه¬ی فعالیت¬های مختلف پیكره اجتماع بطور مستقیم و غیرمستقیم متكی به نیروهای فوق است كه متاسفانه قشر وسیعی از جوانان و نوجوانان ما اكنون گرفتار سیگار شده¬اند كه آنان را در كام خویش فرو می¬برد و توان حركت و فكر را از آنان می¬گیرد و هستی را از آن¬ها ساقط میكند .

1 – بالاترین رقم سنی معتادان در ایران را افراد 27 – 21ساله تشكیل می¬دهند.
2 – افرادی كه به انواع سیگار اعتیاد پیدا كرده¬اند، اغلب اولین تجربه¬شان را به صورت تفریحی و در دوران نوجوانی با کشیدن سیگار شروع كرده¬اند.

3 – تشخیص رفتارهای آشكار دوره نوجوانی از رفتارهای ناشی از مصرف سیگار دشوار است.
4 – نوجوانانی كه از بودن در خانواده¬یشان احساس رضایت داشته¬اند و روابط صمیمی بین اعضای خانواده وجود داشته-است، كمتر به دنبال سیگار، الكل و انواع مخدرها بوده-اند.

یكی از مشكلات عمده¬ای كه نسل جوان جامعه با آن رو به روست، خطر گرایش به مصرف سیگار است. از آن جا كه مصرف این گونه مواد (انواع سیگارها، قرص¬ها، مخدرها و;) در بین جوانان و نوجوانان رو به افزایش است، وظیفه والدین، مربیان و سایر نهادهای اجتماعی و آموزشی برای آگاه ساختن قشر جوان از عواقب مصرف سیگار به مراتب سنگین¬تر از قبل می¬شود. با توجه به این موضوع، والدین و مربیان باید سعی كنند با استفاده از روش¬ها و آموزش¬های لازم، بچه-ها را از همان دوران كودكی و پیش نوجوانی با آثار زیان بار مصرف سیگار و اثرات و پیامدهای ناشی از آن بر جسم و روان شان مطلع سازند.

به رغم نکوهش و مذمت در مضرات سیگار و هشدار محققان، پزشکان و کارشناسان بهداشتی و فعالیت رسانه‌ها در مورد این بلای خانمانسوز و قاتل خاموش، باز هم به وفور مشاهده می‌کنیم که افراد بسیاری در جامعه همچنان به کشیدن سیگار و دود کردن وجود خود مشغول هستند و هیچ توجهی به این هشدارها و علایم خطر ندارند و افراد دیگر را به این ورطه و منجلاب می‌کشند.
آیا می‌دانند که چرا سیگار می‌کشند و چه چیزی از کشیدن سیگار نصیب آن¬ها می‌شود یا چه خسارات جبران‌ناپذیری به روح و جسم و اگر صاحب خانواده هستند به خانواده بیگناه آن¬ها وارد می‌شود و جدای از این چه ضربه‌ای به افراد جامعه¬ به خصوص نوجوانان، جوانان و قشر دانشجو که در حالت هشدار قرار دارد وارد می‌شود؟!

باید بدانیم که اگر راهکارهای پیشگیرانه و موثر در شیوع مصرف سیگار و سیگار در میان نوجوانان و جوانان در نظر گرفته نشود، همواره باید نگران عواقب به مراتب بدتری از این بلای خانمانسوز در میان نسل فردای جامعه باشیم!
افرادی كه نگرش¬ها و باورهای مثبت و یا خنثی به سیگار دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از كسانی است كه نگرش¬های منفی دارند. این نگرش¬های مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، كسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.

از آنجا كه محیط آموزشی بعد از خانواده، مهم¬ترین نهاد آموزشی و تربیتی است، می¬تواند از راه¬های زیر زمینه ساز مصرف سیگار در نوجوانان باشد:

بی توجهی به مصرف سیگار و فقدان محدودیت یا مقررات جدی منع مصرف در محیط آموزشی، استرس¬های شدید تحصیلی و محیطی، فقدان حمایت اساتید و مسئولان از نیازهای عاطفی و روانی به خصوص به هنگام بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان. تحقیقات نشان می¬دهند، افرادی كه به انواع سیگار اعتیاد پیدا كرده اند

، اغلب اولین تجربه¬شان را به صورت تفریحی و با کشیدن سیگار و در دوران نوجوانی كسب كرده بودند و به تدریج اعتیاد آنان، از حالت تفریح خارج شده و با تكرار و زیاد شدن میزان مصرف، معتاد شده¬اند. گروهی دیگر از جوانان و نوجوانانی كه شروع به مصرف سیگار می-كنند، اظهار می¬دارند كه برای فرار از مشكلات و مسائل زندگی روزمره و داشتن احساسی بهتر از احساس فعلی شان دست به این كار زده¬اند.

1-2 . بیان مسأله:
پدیده گرایش به سیگار بعنوان یكی از مهمترین آسیب‌های اجتماعی خاصه در میان نسل جوان توجه بسیاری از متخصصان و مسئولین، سیاسی فرهنگی، تربیتی و آموزشی بسیاری از كشورها را به خود معطوف ساخته است.
در كشور ایران به دلیل وجود بافت جوان جمعیتی این موضوع پیچیدگی خاص خود را یافته است. لذا شناسایی و تبیین درست آن برای یافتن ‌راه‌حلهای مناسب ضروری به نظر می‌رسد . اما از آنجایی این گروه نقش‌های متعدد و تعیین‌كننده‌ای در جامعه بعهده دارند، آسیب آنان حتی در میزان پایین لطمه‌های جبران ناپذیری فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره را بدنبال خواهد داشت؛ لذا اتخاذ برنامه‌های پیشگیرانه در مورد آنان از الویت بسیار برخوردار است.

بررسی مصرف سیگار در زمان حاضر از اهمیت ویژه¬ای برخوردار است. از یك طرف جمعیت جامعه¬ی ایران جوان است و از طرف دیگر جوانان اصلی¬ترین قربانیان مصرف سیگار هستند چرا كه جوانان به خاطر خصوصیات جوانی، آسیب پذیری بیشتری دارند چون پویا و جستجو گرند.

امروزه كارشناسان و صاحب نظران معتقدند كه در حال حاضر بحران مصرف سیگار و سیگار را در كنار 3 بحران یعنی((بحران نابودی محیط زیست، بحران تهدید اتمی و بحران فقر)) به عنوان مسئله روز در آمده است. طبیعی است كه حل این بحران و معضل و بلای خانمانسوز از عهده یك سازمان و یا چند مرجع، آن هم صرفاً با یك بر خورد قهری نه تنها خارج بوده بلكه نگرش یك بُعدی به مسئله است و وضعیت فعلی را بدتر خواهد نمود.

به گونه¬ای كه عمیقاً احساس می¬شود تنها راه حل موضوع، خارج شدن از ((برنامه روزی)) و گام برداشتن در مسیر ((برنامه ریزی)) و ایجاد عزم ملی و بسیج همگانی در این راستا است. كسی نیست كه در خصوص مضرات و اثرات سوء سیاسی، اجتماعی و فرهنگی معضل سیگار که در قرن حاضر از مهمترین و دردناكترین معضلات بشری است آگاهی نداشته باشد. سیل خروشان مصرف سیگار بیرحمانه در مسیر حركت خود، كودكان، نوجوانان و جوانان و حتی سالخوردگان را طعمه قرار داده و علاوه بر متلاشی كردن كانون گرم و پاك خانوادگی سبب ناكامی در زندگی و تمایل بخودكشی و مرگ در آن¬ها نیز می¬گردد.

مشكل مصرف سیگار به عنوان یك پدیده مهلك كه نتایجش می¬تواند اثرات بسیار سویی در
زمینه¬های سیاسی، اقتصادی وفرهنگی جامعه داشته باشد در هر جامعه¬ای مطرح است ومعمولاً گروهی كه در برابر این پدیده خطرناك بیش از سایرگروه¬ها آسیب¬پذیر است همانا (گروه جوان) یك جامعه می¬باشند به طوركلی وقتی صحبت از گروه جوانان می¬شود مقصود افرادی بین پانزده تا بیست سال است كه گروهی وسیعی از جمعیّت جهان یعنی حدود % 5/8 ازجمعیت كشورهای پیشرفته و %9/10 ازجمعیت كشورهای در حال توسعه را تشكیل می¬دهند .

آنچه مسلم است دلایل مصرف سیگار بسیار پیچیده است و از فرهنگی به فرهنگ دیگر و كشوری به كشور دیگرتفاوت می-كند. تحقیقات متعددی در داخل كشور و از آن جمله در سطح دانشگاه¬ها صورت گرفته است كه به نحوی به علل گرایش به مصرف سیگار و غیره پرداخته¬اند و در این زمینه به نتایجی نیز دست یافته¬اند

امّا همچنان كه ذكر شد گرایش و مصرف سیگار بسته به فرهنگ،مذهب، قومیت، منطقه¬ی جغرافیایی، شرایط آب و هوایی، سطح اقتصادی، فرهنگی و علمی نه تنها با خارج از كشور بلكه حتی در داخل كشور ما نیز تفاوت می¬كند. به همین خاطر و با توجه به اهمیت موضوع یعنی مصرف سیگار در بین دانشجویان دانشگاه، از آنجایی كه پژوهشی در این خصوص در سطح دانشگاه فردوسی صورت نگرفته بود بر آن شدیم تا با انجام این پژوهش به بررسی مصرف سیگار و مقایسه¬ی بهداشت روانی در بین دانشجویان سیگاری و غیر سیگاری بپردازیم.

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:
دانشجویان قشری هستند كه سكانداران آینده¬ی هدایت كشور محسوب می¬شوند و اگر این قشر عظیم خود دارای زمینه و بستر مناسب برای رشد و تعالی نباشند چه بسا پس از اینكه وارد جامعه و نیروی كار كشور كه شدند با توجه به پیشینه¬ی نامناسب خود بسیاری دیگر از اقشار و گروه¬¬های مختلف جامعه را نیز تحت تأثیر خود قرار داده

و از این طریق لطمات جبران ناپذیری به پیكره¬ی اجتماع بزنند. برای مثال دانشجویی كه اكنون خود سیگار مصرف می¬كند و در آینده نیز قرار باشد معلم شود و به تربیت و تعلیم فرزندان ما بپردازد، چگونه می¬تواند مانع از این شود كه الگوی دانش¬آموزان خود واقع نشود و از این طریق آن¬ها را تحت تأثیر خود قرار ندهد. از اینگونه مثال¬ها زیاد می-توان بیان نمود اما آنچه كه مهم است این است كه مسئولان آموزشی و فرهنگی كشور و بخصوص دانشگاه¬ها اقدام به آموزش و فرهنگ سازی در این زمینه در سطح كشور و دانشگاه¬ها نمایند.

آنچه كه تقریبا همگانی است و در بین جوانان بیشترجامعه¬ها دیده می¬شود مصرف سیگار به منظور برطرف كردن اضطراب وافسردگی نهفته است. در صورتی كه جوانان به علت نا آگاهی به جای استفاده ازمكانیسم¬های دفاعی موجود در از بین بردن ناراحتی¬هایشان به دنبال یك راه¬حل فوری و معجزه¬آسا می¬كردند

كه اضطراب یا افسردگی خود را برطرف كنند كه معمولا در این گونه موارد به وسیله دوستان همسن و سالشان سیگار به آن¬ها معرفی می¬گردد به عقیده¬ی یكی از متخصصان عادت به مصرف سیگار مانند سایر عادت¬ها، عادت نمی¬شود مگر با انجام و تامین نیازهای فرد البته باید ذكر كرد كه فقط یك شخصیت فكری مضطرب و یا افسرده نیست كه به مصرف سیگارروی می¬آورد بلكه گروه¬های دیگر جوانان نیز ممكن است دچار این دام شوند.

جوانان به علت اینكه مانند بزرگسالان آمادگی پذیرش و مقابله با مشكلات زندگی را ندارند و برخی از مشكلات عادی برای آنان به صورت شدید و جدّی جلوه و تظاهر می¬كند بنابراین دربرابرمشكلات وخطرات احتمالی آسیب پذیرند به ویژه دوران بلوغ كه جوانان دچار مشكلات و بحران¬هایی می¬گردند. وظیفه¬ی بزرگترها ایجاب می-كند

كه به طورمنطقی و صحیح با جوانان و مشكلاتشان روبه¬رو گردند. متاسفانه والدین یا مربیان آگاهی و اطلاعات اندكی در مورد تحولات روحی دوران بلوغ جوان دارند. لذا به جای برخورد منطقی و درست با مشكل جوانان او را هدف انتقادها وملامت¬های خود قرار می¬دهند

. لذا نمی¬توانند آنچنان كه باید و شاید جوان را در برابر مشكلات زندگی و یا ناراحتی¬هایش كه ناشی ازدوران بلوغ و احیانا كمبود محبت و عدم درك ازطرف بزرگترها از خانواده و اجتماع فراری شده و به دنبال یك ماده معجزه¬گر باشند كه سیگار را می-یابند زیرا جوان می¬بیند كه دوستانش نه تنها او را ملامت نمی¬كنند بلكه وی را بیشتر و بهتر نیز درك می¬كنند لذا هرگونه راه¬حلی را كه آنان برای رفع مشكل پیشنهاد كنند بدون هیچ¬گونه تامل و تعلقی میپذیرد;;;..و همه چیز از همین جا شروع می¬شود;;;.ابتدا سیگار;;;;..سپس سیگار همراه حشیش ;;;..وبلاخره هروئین.

پیشینه مصرف دخانیات به طور تخمینی به حدود ده هزار سال پیش می¬رسد. در چین و یونان باستان، بر اساس نوشته های تاریخ نویسان و آثار حكاكی شده، از تنباكو و توتون به عنوان گیاهی داروئی یاد شده است.

پژوهش¬های انجام شده نشان می¬دهد كه اكثر معتادان، سیگار مصرف می¬كنند و نیز اعتیاد را از سیگار شروع كرده-اند. بر اساس معیارهای تشخیصی سازمان بهداشت جهانی، سیگار در ردیف مواد اعتیادآور محسوب می¬شود. سیگار، در ورودی اعتیاد، و چراغ سبزی برای سایر اعتیادها است. مصرف سیگار، نخستین قدم به سوی اعتیاد است. سیگار، زمینه¬ساز اعتیاد به سیگار بوده و مادر اعتیاد به سیگار محسوب می¬شود.

بنابراین، آشنایی با عوامل زمینه¬ساز مستعد كننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد:
1- شناسایی افراد در معرض خطر مصرف سیگار و اقدام¬های پیشگیرانه لازم برای آنان؛
2- انتخاب نوع درمان و اقدامهای خدماتی، حمایتی و مشاوره¬ای لازم برای معتادان به سیگار.
در بررسی تاریخ، بشری را نمی توان یافت كه با مسائل مربوط به سیگار دست به گریبان نبوده و شاید بتوان گفت سیگار همزاد با بشر در این جهان یافت شده و تا زمانی كه انسان در این عرصه وجود دارد آن نیز پا بر جاست. مسائل مربوط به سیگار تازگی نداشته و اثرات آن نیز همواره در سرنوشت ملت¬ها و اقوام قابل جستجو است.

در كتب تاریخی ایران و حتی در كتاب قانون ابن سینا از اثرات این مواد نامبرده شده است. اما بیشتر گزارشات در مورد سیگارمربوط به زمان صفویه و سپس قاجاریه تا عصر كنونی است همراه با فراز و نشیب¬های این دوران كه اشاعه مصرف مواد افیونی مورد توجه بوده است. قوانین یكصد ساله در مورد محدود نمودن مصرف مواد نیز یافت میشود.

در زمان ما مسئله سیگار شكل مخاطره آمیز و كاملا پیچیده ای به خود گرفته و در عین حال گسترش جهانی یافته است.
استعمال دخانیات همچنین عامل موثری در ابتدا به انواع بیماری¬هاست زیرا براساس آمار در مراكز بیمارستانی كشور 90 درصد سرطان ریه 75 درصد بیماری¬های ریوی 40 درصد كل سرطان ¬ا و 50 درصد بیماری¬های قلبی بخاطر استعمال دخانیات به وجود می¬آید.

مصرف سیگار به عنوان یك آسیب ومعضل اجتماعی بهداشتی اقتصادی و فرهنگی با پیچیدگی¬های خاص خود حاكمیت ملی امنیت و استقلال كشور ما را تحت تاثیر قرار داده است با توجه به مسائل جنبی آن میتوان ادعا نمود كه ارزش¬های انسانی و اسلامی و نیز هویت ملی ما در معرض خطر و آسیب این آفت بزرگ قرار گرفته است.

توجه به آمارها نشانگر رشد روزافزون مصرف كنندگان سیگار در اجتماع رو به قوت ما دارد. این موضوع كه قشر جوان جامعه بیشتر در معرض آسیب و آماج سیگار می باشند وظیفه همگان را در موضع تقابل با این مشكل خطیرتر می¬سازد. براستی وظیفه ما افراد این جامعه درقبال این دیو بدسیرت چیست؟ خانواده-های ما و والدین ما چه وظیفه و مسئولیتی را بر عهده دارند ؟ دستگاه¬های تعلیم و تربیت ما چطور ؟ و یا اینكه عزم ملی و جزم تك تك افراد این جامعه در هر لباس و در هر مكان و هر زمان را می طلبد، براستی كدام یك چاره كار است ؟

هم‌اکنون مصرف سالانه سیگار در کشور ما بیش از 50 میلیارد نخ است که حدود 27 میلیارد نخ آن توسط شرکت‌های داخلی تولید و بقیه از مبادی رسمی وارد کشور می‌شود! حال، چقدر از مبادی قاچاق وارد می‌شود معلوم نیست! هر سیگاری در کشور ما در هر روز از 13 تا 15 و ماهانه معادل 450 نخ سیگار دود می‌کند و این در حالی است که در سال 3 تا 4 هزار میلیارد تومان برای خرید و هزینه‌های درمانی ناشی از سیگار مصرف می‌شود که با این هزینه گزاف هزاران شغل ایجاد می‌شود؟!

تحقیقات نشان می‌دهد سالانه 5/1 میلیون نفر در اثر کشیدن سیگار در جهان فوت می‌کنند که این رقم در سال 2020 به 10 میلیون نفر خواهد رسید، این در حالی است که 25/1 میلیارد نفر از جمعیت کره زمین سیگاری هستند و تقریبا 100 هزار نفر در هر روز کشیدن سیگار را به صورت حرفه‌ای شروع می‌کنند و اکثر آن¬ها را جوانان و نوجوانان تشکیل می‌دهند که بیشتر در سنین 15 تا 25 سالگی هستند

که این امر دریچه‌ای برای ورود به اعتیاد و ناهنجاری‌های اجتماعی و حرکتی آرام و خاموش برای ویرانگری زندگی است. تلفات انسانی ناشی از مصرف دخانیات هم در كشور ما در مرز خطرناكی قرار دارد زیرا به طور میانگین هر 8 دقیقه یك ایرانی به واسطه بیماری¬های ناشی از مصرف سیگار جان خود را از دست می¬دهد. به اعتقاد پژوهشگران افرادی كه سیگار كشیدن را از سنین نوجوانی آغاز كرده باشند حتی اگر این عادت خود را ترك كنند بیشتر از كسانی كه در سنین بالاتر به سیگار روی آوردند ولی آن را ترك كرده¬اند دچار صدمات ژنتیكی می¬شوند.

تحقیقات بیانگر آن است که اکثر افراد سیگاری در کشورهای در حال توسعه هستند، یعنی می‌توان گفت از هر 10 نفر 8 نفر در این کشورها سیگاری هستند که با این احتساب حدود 80 درصد از بیماری‌ها و مرگ ومیرها نیز به این کشورها تعلق می‌گیرد و جالب است که این روند رو به افزایش است در حالی که در کشورهای توسعه یافته روبه کاهش است و این نشان از عدم آگاهی کافی کشورهای فقیر و در حال توسعه در مورد آثار مخرب و زیانبار مصرف سیگار و دخانیات و آگاهی کافی در کشورهای توسعه یافته است چرا که آن¬ها معتقدند این کار نوعی عقب‌افتادگی و بی‌تفکری است.

طبق آخرین آمارها در کشور ما 12 درصد از افراد جامعه مصرف کننده دخانیات هستند، حال اگر تنها یک درصد سیگاری‌ها درایران کم شوند یعنی به 11 درصد برسند، 700 هزار سیگاری کم می‌شوند و به ازای صرفه‌جویی در هزینه آن می‌توان 18 هزار شغل جدید ایجاد کرد! برخی آمارها شمار سیگاریهای كشور را 10 میلیون نفر اعلام می كنند یعنی از هر 7 ایرانی یك نفر به مصرف دخانیات (سیگار قلیان پیپ ) معتاد است.

هم اكنون حدود 28 درصد مردان و 4 درصد زنان و در كل 10 میلیون نفر از جمعیت كشور روزانه 13 4 نخ سیگار می¬كشند كه اگر روزانه به طور متوسط 5000 ریال صرف استعمال دخانیات نمایند رقمی معادل 50 میلیارد ریال در روز در كشور دود می¬شود كه همین رقم هم از سوی دولت برای هزینه¬های درمانی بیماران ناشی از مصرف سیگار بودجه درمانی صرف می¬شود.

شاید در باب علت¬یابی بتوانیم به دوستان زیاد و ناباب، در دسترس بودن آسان مواد دخانی، سیگاری بودن والدین (دلیل سیگاری بودن 50 درصد دختران و پسران)، عدم ممنوعیت و ارزان بودن سیگار، سهل انگاری والدین و عدم برخورد مسئولانه و منطقی با فرزندان و موارد گوناگون دیگر اشاره کنیم که این باعث تأسف است.

به هر حال، پیگیری مجدانه دست اندرکاران و مسئولان ذیربط در ممنوعیت تبلیغ و تشویق مستقیم و غیر مستقیم افراد و تحریک آن¬ها نسبت به فروش و مصرف سیگار در اماکن عمومی و محیط اداری و آموزشی و فروش و مصرف آن توسط افراد زیر 18 سال – که قانون ممنوعیت آن هنوز حالت اجرایی جدی به خود نگرفته است ـ، گسترش شعارها و هشدارهای بهداشتی در اماکن فرهنگی- آموزشی و اماكن عمومی بخصوص روی پاکت‌های سیگار،تا حد زیادی در پیشگیری و اعتیاد به مواد دخانی موثر است.

همچنین، عزم جدی و جهانی در برابر تبلیغات سوء شرکت‌های تولیدی (اکثرا آمریکایی با سود سالیانه بیش از 300 میلیارد دلار)، افزایش قیمت سیگار و همچنین مالیات (که در این صورت درآمد دولت نیز افزایش می‌یابد)، برنامه‌ریزی و اقدامات پیشگیرانه از سوی کارشناسان و مسئولان به عنوان ضرورتی انکارناپذیر در خصوص گرایش افراد زیر 20 سال، چرا که اعتیاد به سیگار در این سنین زمینه‌ساز بیشتری برای اعتیاد به مواد مخدر است، ارائه آموزش‌های لازم در زمینه مضرات و زیان‌های ناشی از استعمال دخانیات از طرف سازمان‌هایی نظیر مراکز دانشگاهی و آموزش و پرورش که درصد بالایی از ارتباط با جوانان و نوجوانان را دارند، گسترش مراکز دولتی و غیردولتی ترک سیگار، خدمات بیشتر مشاوره‌ای ترک دخانیات و ; از راهکارهای بسیار موثر در این امر مهم است.

همانطوركه می دانیم بر اساس هرم¬های سنی كشور ما با جمعیتی جوان روبرو است و درصد بیشتری از جامعه ما را جوانان تشكیل می¬دهند. جوانی جمعیت بر تمامی مسایل در همه جنبه¬ها تأثیر می¬گذارد. اثرات تخریبی فردی و اجتماعی مصرف سیگار باعث شده است كه مصرف سیگار به عنوان بیماری (فردی و اجتماعی) مورد بررسی قرار گیرد.

در جریان آموزش و پرورش عوارض نامطلوبی می گذارد ازقبیل:
الف:با پیش زمینه¬ی اعتیاد می¬تواند مانع ادامه تحصیل جوان شود.ب: بر روند آموزشی تأثیر منفی بگذارد.ج: تأثیر سیگار منحصر به فرد نمی شود،بلكه كل جامعه را در بر می گیرد.
از طرف دیگر چون تحقیق در زمینه سیگار هم بنیادی و هم كاربردی است. لذا با توجه به مسایل فوق از آنجایی كه جامعه انتخاب شده ((دانشجویان)) كه مشاهده می¬شود اعتیاد یه مصرف سیگار و در ببین آنان رو به گسترش است. بدین جهت هر گونه بررسی و مطالعه در جهت روشن¬تر شدن ابعاد مختلف این پدیده اجتماعی، هر چند اندك باشد.امری ضروری و اساسی به شمار می¬رود.

1-4 . هدف پژوهش

1-5 . فرضیه¬ها یا سئوالات:
سوء مصرف مواد در دانشجویان سیگاری در مقایسه با دانشجویان غیر سیگاری میزان بهداشت روانی را بطور معنی-داری کاهش می¬دهد.
1-6 . تعریف اصطلاحات، مفاهیم کلیدی و متغیر ها:
1-6 -1 تعاریف نظری:
1-6 -1-1 تعاریف اعتیاد

اعتیاد یعنی خوگرفتن و وابسته شدن جسمی‌، روانی و عصبی فرد به سیگار كه ترك یا فرار از آن ناممكن و یا بسیار مشكل است.
دکتر پرویز پیران، اعتیاد را عادت کردن، وابسته شدن فرد به وسیله یا ابزار اعتیاد می¬داند که معمولاً دارای مابه ازای خارجی و شخصی است و عادت کردن وابسته شدن به نیاز جسمی و فکری یا هر دو مبدل شده به نحوی که فرد برای به دست آوردن وسیله¬ی اعتیاد، به هر کاری تن می¬دهد. و چنانچه کنش و واکنش به فعل در بیاید، مشکلات جسمی و روانی رفتاری هر کدام به تنهایی یا به هم پدید می¬آید(آقا بخشی، 1378).
اعتیاد یعنی مصرف نابجا و مكرر سیگار كه موجب وابستگی به آنها می‌شود. این وابستگی بدنی و روانی است، ترك مصرف مواد افیونی مشكلات و محرومیت های بدنی و روانی را در پی خواهد داشت ( از مقاله دكتر سید حسین فخر ).

اعتیاد عبارتست از وابستگی به عوامل یا موادی‌ كه تكرار مصرف آنها با كم و كیف مشخص و درمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. ( از مقاله دكتر احمد حسنی ).
اعتیاد یك بیماری روانی، اجتماعی، اقتصادی است كه بر اثر فعل و انفعال تدریجی بین بدن انسان و مواد شیمیائی تحت تأثیر یك سلسله شرایط و اوضاع و احوال خاص روانی، اقتصادی، اجتماعی و سنتی به وجود می‌آید. ( از تحقیق خانم دكتر ربابه شیخ‌الاسلام )

از نظر فارماكولوژی اعتیاد عبارت است از حالت مقاومت اكتسابی كه در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن حاصل می‌شود به قسمی كه استعمال مكرر دارو موجب كاسته شدن اثرات تدریجی می‌گردد و پس از مدتی شخص می‌تواند مقادیر سمی دارو را در بدن بدون ناراحتی تحمل كند و در صورتی كه دارو به بدن نرسد اختلالات جسمی و روانی موسوم به سندروم محرومیت بروز می‌كند. در سال 1950 سازمان جهانی بهداشت تعریف زیر را برای اعتیاد ارائه دادند:

اعتیاد داروئی حالتی است كه در اثر مصرف دوره‌ای یا مداوم یك ماده شیمیائی ( طبیعی یا مصنوعی ) كه برای انسان یا جامعه مضر باشد ایجاد می‌گردد و ویژگی‌های آن به قرار زیر است: 1- اشتیاق یا نیاز اجباری به استفاده مداوم آن ماده و ظهور رفتاری اجباری برای پیدا كردن آن به هر وسیله. 2- تمایل به افزودن به مقدار مصرف به مرور زمان. 3- پیدا شدن وابستگی‌های جسمی و روانی براثر استفاده از آن ماده.

سازمان جهانی بهداشت برای استفاده مداوم یا دوره‌ای مواد شیمیائی كه برای فرد و جامعه مضر نبوده و نیز حالت ایجاد شده توسط آن خصوصیات بالا را نداشته باشد واژه عادت داروئی را در نظر گرفت. ولی به مرور زمان مشخص گردید كه تعاریف خصوصاً برای عادت داروئی نارسا هستند و به همین دلیل در سال 1957 میلادی تعاریف توسط كمیته كارشناسان سازمان جهانی بهداشت

مجدداً به این صورت تصحیح گردید كه وابستگی روانی به یك دارو “بدون پدیده محرومیت” را عادت و وابستگی روانی و جسمی “همراه با پدیده محرومیت” را اعتیاد نامیده‌اند. اما تعاریف فوق نیز با شروع مصرف داروهائی از قبیل ال . اس . دی و آمفتامین‌ها نارسا شدند. چون مصرف آمفتامین‌ برای گروهی موجب افزایش فعالیت‌های روزانه می‌گشت و برای گروهی حمله جنون ایجاد می‌كرد به همین جهت در سال 1964 كمیته مزبور اصطلاح وابستگی داروئی را Drug Dependence برای هر دو حالت فوق انتخاب كرد و چنین استدلال نمود كه یك بیمار ممكن است نسبت به داروی خاص وابستگی روانی پیدا كند، در حالی كه بیمار دیگر نسبت به همین دارو، علاوه بر وابستگی روانی از لحاظ جسمانی نیز وابسته شود.

كمیته مزبور وابستگی داروئی را حالتی ناشی از استعمال مكرر یك دارو به طور دوره‌ای یا مداوم می‌داند، كه خصوصیات آن بسته به ماده مورد استفاده متغیر است و به هیم دلیل ذكر شده است كه نام شیمیائی مورد بحث در جلو عبارت “وابستگی داروئی” قید گردد. به هر حال با توجه به اینكه در كشور ما واژه اعتیاد از همه جهت قابل درك عموم می‌باشد در این سایت از كلمه اعتیاد بیشتر استفاده شده است. با توجه به تعاریف فوق در رابطه با اعتیاد مشخصاً در چند مقوله با یكدیگر شریكند و آن اینكه:

1- وابستگی شدید وجود دارد.
2- وابستگی جسمی و روانی است.
3- قطع این وابستگی مشكلاتی را به همراه دارد.
وابستگی به مواد(Substance dependence)
امروزه در محافل دانشگاهی به جای اعتیاد از وابستگی نام برده می شود، هر چند كه میان مردم این بیماری به “اعتیاد” و خود بیمار به عنوان “معتاد” شناخته شده است. بر اساس آخرین جمع بندیهای علمی كه در دهه هشتاد انجام گرفت “وابستگی” یك نشانگان بالینی است كه در پی مصرف مواد علائمی در حالات رفتاری، شناختی و فیزیولوژیكی فرد مصرف كننده ظاهر می گردد میزان وابستگی كمی است و به درجات مختلفی می تواند وجود داشته باشد. شدت وابستگی با رفتارها متعاقب مصرف مواد، سنجیده می شود. بیمار وابسته به مواد علیرغم تجربه مشكلات متعدد ناشی از مصرف مواد، قادر به قطع مصرف آن نیست و به طور اجباری و وسواس گونه به مصرف آن ادامه می دهد.

تفاوت عادت و اعتیاد
« عـادت » و « اعتــیاد » دو اصطلاح و عنوانی هستندكه در افكار عمومی به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته می‌شوند در صورتیـكه اختلاف كلی و اساسی با هم دارند .

« عادت » در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محیط زیـست یا شرایـط جدید و بی‌سابقه كه در انسان انواع مختلف وجود داشته و در كتاب « معمای عادت » طرح جدیـدی در مورد تعریف و تقسیم‌بندی آن ارئه گشته و « عادت » بر چهار گروه اصلی بشرح زیر تقسیم شده‌اند:
اول – « عادت روحی » كه عبارتست از تطابق روحی و معنوی با مسائل و موضوعات و كلیه پدیده‌های جدید و بی‌سابقه‌ایـكه با آنها انس و عادتی از پیش وجود نداشته تا آثار معنـوی حاد آنها از بین برود ؛ از قبیل خبر خوش یا ناخوش مهمی كه در ابتدا انـسان را بشدت متأثـر نموده و تحت تأثیر خود قرار میـدهد

، مانند اثرات خبر فوت پدر یا مادر و نزدیكان مورد علاقه یا خبر موفقیت در كنكور ورودی دانشگاه و یا خبر اصابت جایـزه بزرگی در قرعه‌كشی و غیـره . به مرور زمان كه خبر كهنه میـشود ( انسان ضـمن انس گرفتن به آن عادت كرده ) اثرات روانی آن از بین میرود .
دوم – « عادت عضوی » عبارتست از عادت دادن عضوی از اعضاء بدن بكار و فعالیت منظم و مداوم غیرارادی معینی كه قبلاً‌ از روی علم و آگاهی و دخالت شـعور و اراده انسان صورت میگرفته ولی پس از تمرین و تكرار كافی میتواند بطور خودبخودی و غیر ارادی و ناآگاه نیز انجام گیرد ، مانند عادت دادن انگشتان به حروف ماشین تایپ یا عادت دادن دستها و پاها بكارهای معینی مانند دوچرخه سواری و راننـدگی یا به هنرها و صنایع .

سوم – « عادت غریزی » عبارتست از عادت عضوی مشخصی كه به اقتضـای فطری و ناآموخته از بدو حیات در اعضاء وسـلولها و نسوج معینی بوجود آمده و همان خـصوصیات عادت نامبرده دو فوق را داراست مانند كار قلب و كلیـه‌ها و ریـه‌ها و فعالیتهای درونی اعـضاء و نـسوج و سلولهای داخلی بدن كه بطور غیر ارادی و منظم انجام میگیرد .

چهارم – « عـادت حیاتی » عبارتست از تـطابق بدن مـوجود زنده ( تطابق بیولوژیكی ) با شرایط جدید محیط زندگی بخصوص از نظر عوامل فیزیكی وشیمایی مانند تـطابق بدن با گرما و سرما ( عامل فیزیكی ) یا با رژیم‌های غذائی و داروئی مختلف ( عامل شیـمیائی ) یـا با آب و هواهای مختلف ( عامل فیـزیكی و شیمیائی توأم ) .

در استعمال دارو بمدت دراز ( و هر نوع تركیبات شیـمیائی مختلف در حد تحمل بدن ) نوعی تطابق بیـولوژیكی بوجود می‌آید كه در صورت قطع استعمال آن دارو یا ماده شیمیائی معین و بخصوص ( مانند استعمال طولانی داروهای مسـكن یا خواب آور ) ممكنست اختلالات فیزیكی و شیمیائی و بدنبال آن اختلالات فیـزیولوژیكی و بیولوژیـكی محسوس و گاهی غیرقابل تحمل در شخص بوجود آید زیرا بدن در اثر عادت به آن دارو و تطابق با شرایـط مربوط بمصرف آن به یك اعتدال مجازی موقتی رسیـده كه با حذف آن ،

اعتدال بدن بر هم میخورد و شخص موقتاً‌تحت فشار خاصی قرار میگیرد زیرا بدن مستقیماً به آن دارو عادت كرده و خو گرفته است كه ایـن امر در مورد سیگار بسیـار سخت و از تمام انواع عادات بیـولوژیكی یاحیاتی ( تطابق بیـولوژیكی ) دردناكتر و غیرقابل تحمل‌تر است .
« اعتیـاد » عبارتست از تطابق بدن با هر دارو یا ماده شیمیائی خارجی غیرلازمی بمدت طولانی كه یكی از انواع عادات حیاتی یا عادات بیولوژیـكی محسوب میگردد . استعمال مداوم و طولانی سیگار منجر به ایـجاد سخت‌تریـن انواع عادات حیـاتی در بدن میشود كه همان « اعتیـاد به سیگار » میـباشد .

تـریـاك یا تغییر « عـادت » عموماً سهلتر و سریعتر و بـدون عوارض سخت بوده و به مانند ترك اعتیاد با مـشكلات بزرگ روبرو نمی¬گردد ، در حالیكه « اعـتیاد » علاوه بر لطمات سنگین جانی و خـسارات مالی بسیـار و آماده كردن بـدن به انـواع بیـماریهای جسمی و روحی گوناگون ، از نظر تـرك و رهائی با مشكلات بزرگ و گاهی با زحمات و مشقات و سختـی‌ها و نامـلایمات بیشتری همراه است

ولی البته نباید فراموش كنیم كه « ترك اعتــیاد غیر ممكن نیست » و چون عنوان « اعتــیاد »‌ از طرفی اكثراً با « عادت »‌قابل اشتباه بوده و در تمام موارد نمی¬تواند مطابق با واقعیـت امر در استعمال طولانی داروهای مختلف و مواد ، صدق و تطابق نمایـد از اینروست كه در سال¬های اخیر از طرف محافل علمی و پزشكی تعاریف دیگری انتخاب گردیده كه بیش از همه تعاریـف سازمان بهداشت جهانی كامل¬تر و جامع‌تر و مطمئن‌تر و نیز قابل استفاده در تمام جهات استعمال مداوم داروها ( اعم از مخدر و غیره ) بوده و آن انتخاب عنوان « وابستگی به دارو » است.
1-6 -1-2 پیشگیری چیست؟

لغت «پیشگیری» یعنی جلوگیری از وقوع یك اتفاق، از نظر بهداشتی، پیشگیری عبارت است از مداخله ای مثبت و اندیشمندانه برای مقابله با شرایط مضر قبل از اینكه منجر به اختلال یا ناتوانی شود.
هدف از پیشگیری اولیه پیشگیری از شروع اختلال است كه منجر به كاهش میزان بروز (Incidence) ودرنتیجه،كاهش میزان شیوع (Prevalence) می‌گردد.
روش‌های پیشگیری اولیه عبارتند از:

1- از بین بردن علل
2- كاهش عوامل مخاطره آمیز
3- افزایش مقاومت فرد
4- جلوگیری از سرایت بیماری
بر طبق نظر مركز پیشگیری از سوء مصرف مواد (CSAP) یكی از سه مركز تحت نظرمدیریت سرویس‌های بهداشت روانی و سوءمصرف مواد (SAMSHA)، بخشی از خدمات بهداشت عمومی آمریكا، دپارتمان خدمات انسانی و بهداشتی، پیشگیری بعنوان مجموعه كوشش¬های ما برای تامین زندگی سالم و سازنده برای همه افراد گفته می‌شود.
پیشگیری سبك‌های زندگی سازنده را ارتقاء و بهبود می‌بخشد كه این سبك¬ها مخالف سوء مصرف مواد است و ایجاد محیط‌های اجتماعی را تشویق می‌كند كه سبك‌های زندگی عاری از مواد را تسهیل می‌كند. پیشگیری باعث جلوگیری از مشكلات مربوط به سوء مصرف مواد می‌شود
پیشگیری موفق از تنباكو، الكل، و دیگر مواد به این معنی است كه نوجوانان، زنان حامله و دیگر جمعیت‌های در معرض خطر، الكل، تنباكو و دیگر مواد را مصرف نكنند. پیشگیری خطر مصرف مواد را كاهش می‌دهد و محیط ایمن را بوجود می‌آورد. پیشگیری موفق منجر به كاهش در مرگ و میرهای مربوط به ترافیك، خشونت. HIV/AIDS و دیگر بیماری¬های مقاربتی جنسی (STDs)، تجاوز، حاملگی نوجوان، سوء رفتار با كودك، سرطان و بیماری قلبی، صدمات و تروما و دیگر مشكلات مربوط به سوء مصرف مواد می‌شود. پیشگیری فرآیند پویایی است كه باید مرتبط با هر نسل باشد و استمرار پیدا كند.

1-6 -1-3 بهداشت روانی:
بهداشت روانی به مفهوم عام خود یعنی سلامت فكر و تعادل روانی و دارا بودن خصوصیات مثبت روانی و نیز راه‌های دستیابی به سلامت فكر و روح كه تكامل فردی و اجتماعی انسان‌ها با پرداختن به آن روشن می‌شود.

1-6 -2 تعاریف عملیاتی:
در این پژوهش منظور از علل سیگار کشیدن نمره¬ای است که فرد از پرسشنامه¬ی علل سیگار کشیدن بدست می¬آید.

فصل دوم

2-1 موضع گیری¬های نظری و یافته¬های پژوهشی در خصوص اعتیاد به سیگار و سیگار
2-1-1 دیدگاه¬های مربوط به سوء مصرف مواد
دیدگاه پزشکی اولین دیدگاهی است که به اعتیاد به چشم یک اختلال نگریسته است(دیویسون و نیل ، 2001). تحقیقات مختلفی در زمینه¬¬ی پایه¬های زیست شناختی اعتیاد انجام می-گیرد. در سال 1974، آنکفالین یک پناپپتید درونزا با اثرات شبیه به تریاک شناسایی شد. ا

ین کشف به شناسایی سه طبقه از مواد درونزا در مغز از جمله اندروفین¬ها و آنکفالین¬ها منجر شد. اندروفین¬ها در انتقال عصبی وقفه دادن درد، درگیر هستند. این مواد وقتی کسی از نظر جسمی آسیب می¬بیند آزاد شده و تا حدودی مسئول فقدان درد در ضمن تصادفات حاد هستند. اثرات اولیه¬ی ترکیبات تریاک و شبه تریاک از طریق گیرنده¬های مواد افیونی اعمال می-شود.(کاپلان، سادوک و گرب، 1994).

فرد مبتلا به اختلال وابسته به مواد افیونی ممکن است کاهش فعالیت با منشأ ژنتیکی در سیستم افیونی داشته باشد، این کاهش فعالیت ممکن است نتیجه¬ی کمتر بودن تعداد یا حساسیت کمتر گیرنده¬های افیونی، آزاد شدن کمتر مواد افیونی درونزا یا غلظت بالای آنتاگونیست¬ها فرضی مواد افیونی درونزا باشد

(کاپلان، سادوک و گرب، 1994). یکی از پایه¬های نورولوژیکی مهم که واسطه¬ی اثرات¬ تقویت کنندگی سوء مصرف مواد است سیستم میان مغزی دوپامین است که هسته¬های سلول آن در ناحیه¬ی تگمنتال بطنی است. و مغز قدامی، خصوصاً هسته آکومبنس را عصب می¬دهد(گیلدر و همکاران، 1996). این راه¬های دوپامینی بخشی از سیستم پاداش فیزیولوژیکی را تشکیل

می¬دهد که خاصیت بالا بردن فراوانی رفتارهای فعال کننده آن را دارد. این دیدگاه تبین¬های بسیار جالبی در مورد وابستگی ، تحمل و درد دارو فراهم ساخته¬اند و همینطور تا حدودی زمینه¬های ژنتیک سوء مصرف مواد را آشکار ساخته¬اند.
2 دیدگاه اجتماعی
نظریه¬های جامعه شناسی اعتیاد را یک مسئله اجتماعی تلقی کرده و سعی می¬کنند آن¬ها را از این دید بررسی کرده و تحقیق کنند. بر اساس پژوهش¬های انجام یافته معلوم شده است که وابستگی به مواد افیونی محدود به طبقات پایین اجتماعی- اقتصادی نیست، هر چند میزان بروز وابستگی در این گروه از طبقات اجتماعی- اقتصادی بالاتر است.

انواعی از عوامل اجتماعی وابسته به فقر بشری احتمالاًدر وابستگی به مواد افیونی دخالت دارند. حدود 50 % مصرف کننده¬های هروئین در شهرها کودکان تک والد یا والدین از هم جدا شده هستند و از خانواده¬هایی برآمده¬اند که در آن¬ها حداقل یک عضو مبتلا به اختلال وجود دارد(کاپلان، سادوک و گرب، 1994).

خطر سوء مصرف دارو در جوامعی بالاست که به نوعی نسبت به مصرف دارو سهل انگار هستند. ممکن است در گروه-های همتا، جوان برای مصرف دارو به منظور کسب شأن و قابلیت تحت فشار اجتماعی قرار گیرد. بعضی از پژوهش¬ها، شواهدی نشان داده¬اند مبنی بر این که مصرف دارو توسط افرادی را می¬توان با توجه به مصرف مواد، توسط همتاهای او پیش¬بینی کرد(گیلدر و همکاران، 1996).

بین سوء مصرف دارو و شاخص¬های محرومیت اجتماعی نظیر بیکاری و بی¬خانمانی رابطه وجود دارد(گیلدر و همکاران، 1996). از عوامل دیگری که در دیدگاه¬های اجتماعی مطرح است قابلیت وصول دارو توسط افراد می¬باشد. استفاده از داروهای نسخه شده که به راحتی از اکثر داروخانه¬ها قابل وصول است. بعضی از داروها مثل نیکوتین که به راحتی قابل وصول است. سیگار هم که در اکثر کشورها از طریق قاچاق قابل وصول است دیدگاه¬های جامعه شناختی اطلاعات بسیار زیادی در زمینه¬ی سوء مصرف مواد فراهم ساخته¬اند.

3 دیدگاه روان¬تحلیلی
در مقالات روان¬تحلیلی، رفتار معتاد به سیگاربر حسب تثبیت لیبیدویی، با پیشرفت به سطوح پیش تناسلی، دهانی یا حتی سطح ابتدایی¬تر رشد روانی- جنسی توصیف شده است. اکثر نظریه¬پردازان روان¬تحلیلی بیش از همه روی حالت دهانی تاکید کرده¬اند.

نیاز به توضیح روابط سوء مصرف مواد، دفاع، کنترل تکانه، اختلالات عاطفی و مکانیسم¬های انطباقی باعث شده تا روان¬تحلیلگران معاصر بیشتر بر روی ضابطه¬مندی روان¬شناسی ایگو تاکید کنند. غالباً تصور می¬شود آسیب دیدگی شدید ایگو با سوء مصرف دارو رابطه دارد و حاکی از آشفتگی¬های عمیق مربوط به رشد می¬باشد. در نظریه-های معاصر مسائل مربوط به رابطه بین ایگو و عواطف به عنوان یک ناحیه کلیدی موضوع اعتیاد مطرح شده است.

4 دیدگاه¬های یادگیری و شناختی- رفتاری
نظریه پردازان افراطی دیدگاه یادگیری سعی کرده¬اند که با الگوی محرک- پاسخ مسئله پیچیده اعتیاد را تبیین کنند ولی با توجه به ناکارآمدی این الگو، در درمان و پیشگیری از سوء مصرف مواد اکثر پژوهشگران به الگوی محرک- ارگانیسم- پاسخ روی آورده¬اند و این الگو را در تبیین و درمان سوء مصرف مواد کارآمد و اثربخش یافته¬اند(بندورا ،1997؛ گزوپ، 1994).

در رویکرد یادگیری مشاهده¬ای بر عوامل زمینه¬ساز شناختی، رفتاری و عاطفی تواماً توجه می¬شود و در این میان بر موضوعات کلیدی چون خویشتن¬داری ، خوداثربخشی و تغییرمحیط و رفتار تأکید می¬شود. پژوهشگران زیادی با استفاده از این رویکرد، طرح¬های درمانی متنوعی را برای درمان اختلالات مختلف سوء مصرف مواد فراهم ساخته¬اند

.
رویکرد شناختی- رفتاری نیز تقریباً مثل طرفداران نظریه¬ی یادگیری مشاهده¬ای بر شناخت نگرش افراد، عواطف، هیجانات، رفتار و شیوه¬های مقابله¬ای معتادان تأکید دارد (گزوپ، 1994). از این دید افراد معتاد قبل از شروع مصرف دارو تا حدودی کمبود مهار¬ت¬های شناختی و رفتاری دارند که آسیب پذیری آنان را شدت می¬بخشد. غالباً به نظر می¬رسد که آن¬ها توان مقابله با چالش¬های روزمره¬ی زندگی را ندارند

، احساسات ایشان بی¬ثبات است و از افسردگی، اضطراب، مشکلات زندگی، بد¬ خلقی و مواردی از این قبیل شکایت می¬کنند (گیلدر و همکاران، 1996). دیدگاه¬های شناختی- رفتاری از جمله آموزش مهارت¬های مقابله¬ای و سبک حل¬مسئله کارآمدی خود را در پیشگیری از بروز و نیز پیشگیری از عود مجدد سوء مصرف مواد نشان داده¬اند (گزوپ، 1994).

عوامل مخاطره آمیز
عوامل مخاطره آمیز مصرف مواد شامل عوامل فردی، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است.
عوامل مخاطره آمیز فردی
دوره نوجوانی و جوانی
استعداد ارثی
صفات شخصیتی:
صفات ضد اجتماعی
پرخاشگری
اعتماد به نفس پایین
اختلالهای روانی:
افسردگی اساسی
فوبی
شرایط عاطفی
نگرش مثبت به مواد
موقعیتهای مخاطره آمیز:
ترك تحصیل
بی سرپرستی
تاثیر مثبت مواد بر فرد
در اینجا به شرح هر یك از عوامل فوق می پردازیم:
دوره نوجوانی و جوانی

طی دوره كودكی، فرد بشدت تحت تأثیر خانواده است اما بتدریج وبا افزایش سن ، نقش افراد خارج از خانواده بخصوص همبازی‌‌ها و همكلاس‌‌ها افزایش می‌یابد و از اهمیت خانواده كاسته می‌شود. این شرایط با افزایش سن فرد سیر فزاینده می‌یابد و طی دوره نوجوانی به اوج خود می‌رسد. دوره نوجوانی به خودی خود یكی از حادترین ادوار زندگی است؛ چرا که مخاطره¬آمیزترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد است.

نوجوانی دوره انتقال از كودكی به بزرگسالی و كسب هویت فردی و اجتماعی است. در این دوره، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج می¬رسد و نوجوان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزش¬های خانواده را زیر سوال می¬برد و سعی در ایجاد و تحلیل ارزش¬های جدید خود دارد. مجموعه¬ی این عوامل، علاوه بر حس كنجكاوی و نیاز به تحرك، تنوع و هیجان، فرد را مستعد مصرف مواد می¬نماید.

در این دوره فشار دوستان و همسالان ممكن است افكار و نوع تربیت خانوادگی او را تحت‌الشعاع قرار دهد . بسیاری از نوجوانان متعلق به خانواده‌‌های عاری از سیگار ممكن است اولین تجربه استعمال مواد را از دوستان خود فراگیرند (لیاقت،1374) . علاوه براین شرایط ، طی دوره جوانی برای فرد نیاز‌های جدیدی بوجود می‌آید

. بعنوان مثال نیاز به كسب هویت ازآن جمله است. چنانچه خانواده و جامعه شرایط لازم برای نیل به هویت فرد را فراهم آورند این نیاز بصورت مناسب برآورده می‌شود، درغیر اینصورت فرد برای نیل به هویت و ابراز وجود راه‌های انحرافی را برمی‌گزیند

، ازجمله این راه‌های انحرافی عضویت در گروه‌‌های كجرو است، نوجوانی كه خوا‌هان تثبیت هویت خود بعنوان عضوی از گروه است با رغبت تام درهمه¬ی فعالیت‌‌های گروه شركت می‌كند تا وفاداری خود را به گروه ثابت نماید. براساس همین شرایط درحدود 73 % از مددجویانی كه بدلیل اعتیاد به كانون اصلاح و تربیت اهواز فرستاده شد‌ه‌اند مصرف سیگار را از مدرسه و در سنین بین 14 – 12 سالگی آغاز كرد‌ه‌اند

( مركز جرم¬شناسی اداره¬ی كل زندان‌های استان خوزستان : 15 ).
چنانكه ذكر شد فرآیند هویت‌یابی جوان با مشكلاتی همراه است كه به شرط آگاهی والدین و جوانان از این مشكلات، طی كردن این دوره تسهیل می‌شود. امّا در برخی خانواده‌‌ها آنقدر مشكل و درگیری وجود دارد كه افراد درگیر فرآیند هویت‌یابی، به ناگزیر از راه‌‌های انحرافی به این مهم نایل می‌آیند. بدلیل این مشكلات، جوان در خانه امكان ابراز وجود نمی‌یابد،

درعین حال ابراز وجود برای او یك نیاز است. این موقعیت دركنار یك محیط جرم خیز كه درآن استعمال سیگار نشانه‌ای برای بلوغ و به اصطلاح ‹‹ كسی شدن ›› است، باعث می‌شود فرد بسوی كسانی سوق داده شود كه امكانات ابراز وجود را در اختیار او قرار دهند. وقتی والدین با جوان برخوردی كودكانه دارند، سبب می‌شوند تا وی با انجام رفتار‌های مربوط به بزرگسالان، نشان دهد كه دیگر كودك نیست. دراین شرایط ممكن است فرد به سیگار، مصرف الكل یا سیگار روی آورد (كرباس، 1377).

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله پوشاک در خراسان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله پوشاک در خراسان در word دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پوشاک در خراسان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله پوشاک در خراسان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله پوشاک در خراسان در word :

پوشاک در خراسان
مقدمه
استان خراسان به سبب نواحی اقلیمی مختلف و اقوام گوناگون با انواع بسیاری از سبکهای پوشاک، به لحاظ طرح، رنگ و زینت، متمایز می گردد.
اگر چه در حال حاضر، پوشاک جدید و متاثر از غرب، خصوصا در شهرها و روستاهای مجاورستان، جای لباسهای محلی و سنتی را گرفته است، اما در گذشته نه چندان دور و حتی امروزه، در روستاهای دور افتاده تر، یافتن پوشاکهای قدیمی، امکان پذیر بوده است.

در بخشهای مختلف استان هم پوشاک و هم لغات و اصطلاحات مربوط به آن تحت تاثیر نواحی و جوامع مجاور خود هستند. مثلا در شمال خراسان تاثیر قوم ترکمن در پوشاک سایر اقوام کاملا آشکار است.

شمال خراسان
کردها
کردهای خراسان معروف به «کرمانج» در بخش شمالی این استان زندگی می کنند جامه شاخص مردان شامل یکی از انواع سربند است به قرار زیر: کلاه سیاه منگوله دار که دور آن شمالی پیچیده می شود؛ با شلق سیاه از پشم بره (شکل 24) که سر را از بالای ابروها تا گردن می پوشاند؛ با شلق سفری که صورت را پوشانده و روزانه ای برای چشمها دارد؛ و کلاه گرانبهایی دوخته شده از پوست بره.

پیراهن سنتی مردان از ابریشم سفید یا قرمز است که بی یقه و جلو باز است یا اینکه چاکی بر روی شانه دارد که با دگمه و سگک بسته می شود. روی این پیراهن یک نیمتنه ( نیوتنه، پنجک) پوشیده می شود.

شلوار از چلوار یا نخ دیگری است که با خشتک دوخته می شود. بالا پوش رویی (چخ) تا قوزک پا طول دارد یقه پهن و جلو باز است و از پشم بره سیاه یا قهوه ای دوخته می شود. مردها جورابهای پشمی به پا می کنند و قوزک و ساقهایشان را با نوارهایی (پتاوه) به طول 5/1-2 متر و عرض 20 سانتیمتر می پیجند. کفشهای ظریفی (چارخ) از چرم مرغوب قرمز ساخته می شود که با بند بسته و با منگوله تزیین می گردد. کفشهای معمولی (چارخ خام) از پوستهای پرداخت نشده سر گاوها ساخته می شود.

در میان زنان چهار گروه قومی با لباس خاص خود مشخص می باشند ابتدا کردهای مرزی خصوصا کردهای چناران دره گز و شمال قوچان، شیروان و بجنورد تا مرز روسیه می باشند. زنان این گروه روسری بلندی (چارقد، گون، شیار یا شارل) دور سرشان می پیچند که یک سر آن از وسط صورت رد می شود تا دهان را بپوشاند و سر دیگر از عقب تا قوزک پاها می افتد. دستمال سر ابریشمی رنگین که سکه هایی در حاشیه هایش دوخته شده، دور سر، روی این روسری بسته می شود. لباس سنتی از ابریشم قرمز و طرح دار با رنگهای دیگر، و همچنین سه دگمه روی سینه، بسته می شود

دامن برای سهولت در حرکت، در کناره ها چاک دارد و آستینهای بلند با قیطان در سر آستینها، آراسته می شوند. زنان در خانه، شلوار گشادی مشابه آنچه مردان می پوشند، به پا می کنند که اغلب تا 12 متر چلوار زبر آبی رنگ پارچه لازم دارد. زنان در بیرون شلوار بلندتری با نقوش گلدار می پوشند. این شلوار آنقدر گشاد است که بیشتر به دامن شباهت دارد؛

لبه های آن با نوعی بند که به آن « مداخل» یا « جک» می گویند تزیین می شود. به طور معمول نیمتنه نمدی یا مخمل ساده ای با آستینهای جداگانه (یل)، بیشتر در رنگهای آبی، قرمز یا سیاه، روی لباس، پوشیده می شود. نوع زینتی تر (کلجه، کله) در جلو از گردن تا کمر با سکه ها پولکها و زینت آلات نقره پوشیده می شود. زنان روی این نیمتنه « جلزقه» می پوشند که دوخت آن مانند « یل» است ولی بی آستین و جلو باز می باشد. جورابهای بافته شده از ابریشم نرم سفید که با رنگهای گوناگون رنگ آمیزی شده تا حدی از جورابهای مردانه بلندتر است کفشهای زنان (چارخ) از تکه های یکسره پوست گوساله درست می شود که پنجه هایش به سمت بالا برگشته و باریشه های ابریشمی و سگکی بر نوک آن تزیین می شود. زنان در خانه نوعی دمپایی می پوشند که به آن کمخت “komokt” می گویند.

کردهای قره مانی در جنوب قوچان بین تپه های شاه جهان بینالو و کوههای آلاداغ و ناحیه اسفراین و سبزوار زندگی می کنند پوشاک زنان این قوم بخصوص شلوارهایشان با زنان اقوام مرزی متفاوت است به طوری که جای زیر شلواری ، شلوارکی کوتاه (تنکه) می پوشند و شلوار رویی که گلدار است فقط تا زیر زانو می رسد لباسها معمولا گلدوزی می شوند. دستمال سری ( شامی ) که روی چارقد بسته می شود سیاه است .

گروه سوم کردهای دشت و در حوالی قوچان هستند که در فاروج و جنوب شیروان زندگی می کنند. این گروه بسیار تهیدست بوده بنابراین لباسهایشان از لحاظ پارچه و دوخت ساده است زنان زیر شلواری بسیار گشادی که شبیه دامن است و به زانو نمی رسد- نوعی شلوارک کوتاهتر ( درپه) به رنگ سیاه یا آبی که در لبه ها تنگ می شود. می پوشند

زنان کرد لاینی دو روسری بزرگ که قرمز روی سیاه قرار می گیرد سر می کنند دنباله آنها از پشت تا پاها می افتد. روی روسریها روبان نقره کاری شده پهنی به نام«روسر» می بندند که دور سر و زیر چانه قرار می گیرد « کلجه لاینی » سنتی آستینهای گشادی دارد و از ابریشم درست می شود و سکه هایی جلوی آن دوخته می شود پیراهن زنانه که آن هم از جنس ابریشم است از پیراهن سایر زنان کرمانج بلندتر است و به جای «یل» نیمتنه بدون تزئین کوتاهتری ( نیوتنه ) از جنس نمد یا مخمل می پوشند. شلوار شبیه به شلوار زنان کرد مرزنشین است.

دره گز
شهر « دره گز» در شمال شرقی قوچان، نزدیک مرزهای ازبکستان و ترکمنستان قرار دارد. سربند شاخص مردان دره گز، کلاه پوست بره تخم مرغی شکل است ( شپورمه، بروک، sopurma, boruk) کلاه دیگری از جنس پارچه یا مخمل سیاه ( قزاقی ، بخارایی) با تزییناتی از پوست بره قهوه ای یا سیاه در حاشیه ساخته می شود. گاهی مردان شال سفید زرد یا سبز پهنی ( سید های نسل محمد (ص) دور عرقچین می بندند.

دور نیمتنه مشخص مردان (دن) نیز شالی پیچیده می شود. روی این نیمتنه بالا پوش گشاد و بلندی می پوشند. شلوار گشاد از نخ آبی یا پارچه جناغی سیاه دوخته می شود. آنها کفشهای چرمی یا بیشتر مواقع صندلهای (چارخ) ساخته شده از چرم یک تکه قرمز را که تا شده و با تسمه های چرمی به هم بند می شود با بستن به دور قوزک پا می پوشند. مورد دوم برای کار کشاورزی و چرانیدن دامها مناسبتر است. جامه یا ساق پیچها ( پالیک ) و خرقه کلفت و بلندی ( چوخا) از پشم زبر یا موی بز که روی شانه ها انداخته می شود کامل می شود.

جامه سنتی زنان دره گز پیراهنی است تا زانو ( کونک kovnak) که لبه و یقه آن با سکه و روبان قرمز یا سیاه تزیین می شود. آنها روی این جامه نیمتنه (یل، کولجه) و زیر آن شلوارهای چین دار تا قوزک، یا زیر دامنیهایی ( شلیته) از نخ براق گلدار چلوار یا سایر پارچه های نخی می پوشند. روسری ( یالق، باشلق) یا شال از پارچه منقوش گلدار است. دستمال سر ابریشمی سیاهی ( یا شماق) دور سر و زیر چانه بسته می شود که نوک آن عقب می افتد. کفشهای پوست خام دباغی شده پنجه های برگشته دارد و نوک آنها با الیاف ابریشمی سبز، سیاه ، زرد و قرمز گلدوزی می شود. جورابها از نخ با پشم گلدار دوخته می شوند. وقتی زنان بیرون می روند بر روی کل لباس بیرون خود چادری از نخ براق سیاه، یا پارچه نخ ریس خانگی، با طرح چهار خانه های کوچک آبی، می پوشند.

تربت جام و تایباد
پوشاک این مناطق، خیلی بیشتر به پوشاک منطقه همجوار، یعنی افغانستان شباهت دارد بویژه پیراهن مردان که بی نهایت گشاد بوده و برای دوخت آن در حدود 5 متر پارچه نیاز است. این پیراهن معمولا به رنگهای سفید و آبی بوده و با دو چاک در پهلو تا زانوها می رسد. یک نوع آن ( چلتلیز celteliz) در بالاتنه چسبان است و در پهلو ها و قسمت پایین در پشت، چینهای لختی دارد ( تلیزه پرک). پیراهن روی سینه دگمه می شود و سرآستینهای دگمه دار با « تلیزه» و « سوزن دوزی» تزیین می شود.

این نوع را مردان مسن تر می پوشند در حالی که مردان جوان تر پیراهنهای بدون چین به تن می کنند. شلوار که در بالا گشاد است و روبه قوزک پاها تنگ می شود وقتی به دمپای حاشیه دوزی شده منتهی می شود به 6-7 متر پارچه نیاز دارد

. شلوار با کمری از نخ ریسیده ( لیفند) در ناحیه کمر بسته می شود. کلاههای مخمل ( قرص) با حاشیه دوزی و آیینه کاری، تزیین می شود. کلاههای نمدی نیز به سر گذاشته می شود. مردان روی کلاه شال منگوله داری به درازای 7-10 متر می پیچند. سابقا کفشها از پوست گوسفند یا چرم گاو به صورت یک تکه ساخته می شد..ولی بعدها از پلاستیک برای زیره کفش استفاده شد. امروزه کفشهای چرمی به سبک غربی پوشیده می شود.

زنان این ناحیه شالی را که گاهی ریش ریش است زیر دستمال سر سیاهی که به طور مورب تا شده و حاشیه های سبز و قرمز دارد به سر می کنند این شال بالای کلاه پارچه ای کوچکی ( سریزه) که رشته هایی از پولک و سکه های نقره به دور آن بسته شده است پیچانده می شود. پیراهنهای زنان تا حدودی شبیه پیراهنهای مردانه است

که در کمر تنگ بوده و روی شلوار یا دامن پوشیده می شود. بالا تنه ها با حاشیه دوزی یا پولک تزیین می شوند و آستینها دگمه دار و تا مچ دست می باشند. شلوار ها شبیه شلوار مردان است که پارچه هایش با الیاف طلایی و پولک تزیین و گلدوزی می شود. دامنها بسیار پرچین است و تا قوزک پا می رسد هر یک از این دامنها در حدود 20 متر پارچه نیاز دارد. دامنها در کمر با نواری جمع می گردند قسمت پایینی هر دامن با نوار و روبان تزیین می شود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تبادل و تهاجم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تبادل و تهاجم در word دارای 35 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تبادل و تهاجم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تبادل و تهاجم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تبادل و تهاجم در word :

تبادل و تهاجم

فرهنگ‌ صفت ‌ممیزه انسان‌ازغیرانسان‌است‌و همین باعث تمایز وی از دیگر موجودات می‌شود . انسان‌شناسان و مردم‌شناسان براساس فیسل‌های بدست آمده به دو نوع موجودیت انسانی پی‌برده‌اند یكی شبه انسان كه اندام را داشته ولی چون وسائل فرهنگی با آن فسیل‌ها یافت نشده آنرا « شبه انسان » نامیده‌اند و فیلسوف‌ها زمان‌های بعد كه پیدا كرده‌اند چون با آثار فرهنگی همراه بوده‌اند آن را «انسان » نامیده‌اند و می‌توان چنین نتیجه گرفت كه فرهنگ سبب انسان شدن انسان می‌شود.

ولی باید گفت كه فرهنگ ساخته خود انسان است كه با شایستگی فكری وعقلی خود فرهنگ را می‌سازد. ساختن انسان توسط خود به وسیله ایجاد فرهنگ را می‌توان بعنوان یك فرآیند در نظر گرفت كه در طی زمان این حركت را ادامه داده است و برحسب شرایط موجودی زمانی و مكانی خود، این فرهنگ‌ها را شكل داده است تا بتواند خودرا بر جهان مادی و معنوی تطبیق دهد.
پس فرهنگ دست ساخته انسان، وسیله‌ای برای تطبیق انسان با زندگی خود در این جهان است. و این جنبه‌ای از تعریف انسان است كه كمتر مورد توجه تعریف‌كنندگان فرهنگ از هر نحله تخصص قرار گرفته است و چون شرایط وجودی انسان در مكان‌های مختلف و زمان‌های متنوع فرق داشته است، بعبارتی دیگر می‌توان گفت انسانها برحسب شرایط دارای است انسانیت‌های مختلف می‌باشند.

این تنوع‌های مختلف فرهنگی در طی زمان مورد توجه انسانها بوده است. از دیر زمان كه انسان‌ها گاهی بخاطر كنجكاوی و یا برای بدست آوردن زندگی بهتر كوچ و به انسان‌های دیگر در میان كوه‌ها و دشت‌ها برخورد می‌كرده‌اند (حال چه با جنگ و چه با صلح ) برای آنها، این انسان‌ها متفاوت از خودشان قلمداد می‌شده‌اند و آن بخاطر متفاوت بودن فرهنگ آنها بوده است.
فرهنگ‌ها چه با جنگ و یا صلح با هم تبادل داشته‌اند. و این تبادل و یا تهاجم وسیله تغییر و تحول و انتقال فرهنگ در طول تاریخ بشری بوده است و. كم كم این فرهنگ‌های بشری در اثر برخوردها، دارای شباهت‌ها و تفاوت‌ها شده‌اند كه این تبادل موضوع دیگری برای مطالعه فرهنگ در ماقبل تاریخ و زمان تاریخی می‌باشد كه از چگونگی انتقال و تأثیرگذاری این فرهنگ‌ها بریكدیگر و شباهت و تفاوت‌ها بحث می‌كند .

در طول زمان از تنوعات فرهنگی كاسته و اشتراكات فرهنگی افزایش یافته است . هر چه انسان‌ها ارتباط بیشتری با جاهای دیگر پیدا كرده‌اند از حالت تشخص فرهنگی خاص خود درآمده و به تشابهات فرهنگی دست پیدا كرده‌اند. البته به معنای این نیست كه این انسان‌ها دیگر دارای تفاوت فرهنگی نخواهند بود و یا در آینده تفاوت فرهنگی وجود نخواهد داشت.

چرا كه همانطور كه گفتیم انسان‌ها فرهنگ را برای تطبیق زندگی خود با شرایط جهانی وطبیعی بوجود می‌آورند كه بدلیل اختلاف این جهان‌ها و این طبیعت‌ها، فرهنگ‌ها نیز هرگز یكی نخواهند شد. درباب پست مدرنیسم دونظریه وجوددارد كه یكی بیان می‌كند كه تشابهات فرهنگ‌ها در جهان تا آن حد زیاد می‌شود كه دنیا شبیه یك شهر كوچك و بلكه شبیه یك دهكده باتشابهات فرهنگی زیاد خواهد شد. ونظر دومی این است كه هرگز اختلافات فرهنگی از صحنه دنیا از بین نخواهد رفت .

ایجاد كنندگان نظریه دهكده جهانی كه در رأس آن آمریكا است با قوم مداری خود درصددند تا كلیه ارزشهای جهانی را براساس قومیت و ارزش امریكایی تعریف و جا بیاندازند. اما جدای از این مقولات، بایستی گفت كه انسانها با فرهنگ‌های مختلفی كه دارند وبرحسب شرایط و وسائل ارتباط جمعی، این فرهنگ‌ها در هم تأثیر خواهند گذاشت .

به طور خلاصه اینكه مقوله فرهنگ با این تحولات و هویت وجودی و ارتباط با شرایط موجود جهان طبعیت. مورد توجه متفكران واقع شده است و متفكران سعی كرده‌اند تا با مفهوم‌سازی و تعریف كردن و تعیین هویت و تحركات آن و كیفیت این تحركات، به یك معنا برسند كه همین اندیشه متفكران نیز سبب رواج فرهنگ‌های خاص شده است .

برای شروع درباره هر چیز بعنوان اولین نامیدن آن شیء به نامی است كه این نام شباهتی ازنظر لفظ یا معنی با آن شیء داشته باشد. انسان بدون این شباهت هرگز لفظی را بر معنایی قرار نداده و اسمی را برای شیء انتخاب نكرده است .

تعریف نیز یك نامیدن است كه شاید بتوان گفت یك نامیدن مركب، متفكران برای تفكر در باب فرهنگ بایستی از تعریف آن آغاز می‌كردند واین متفكران و فیلسوفان بدون ارتباط با این نمی‌دانستند به تعریف این مقوله بپرازند. و از طرفی این مقوله انسانی همانند دیگر مقوله‌های انسانی دیگر در عین سادگی و ملموس بودن دارای پیچیدگی خاص خود می‌باشد. همچنین تحت تأثیر مكاتب مختلف فلسفی و علمی واقع شد.

دانشمندان علوم انسانی همواره برای دریافت درست مقوله‌های انسانی پناه به مفاهیم و مدل‌ها و مكاتب بالاتری بوده‌اند تا بتوانند این مقوله‌ها را بهتر بشناسند و به همین سبب علوم اجتماعی دارای چندین پارادایم در درون خود می‌باشد و چندین مكتب مشغول به تجزیه و تحلیل موضوعات و روابط بین آنها هستند و این همان نكته‌ای است كه برخی را درباره علمی بودن علوم انسانی به شك و تردید انداخته است .

از طرفی دیگر این مكاتب، در ابتداء به یك نوع تعریف خاص از موضوعات و مفاهیم می‌پردازند و سپس تا آخر تجزیه و تحلیل‌های خود همان راه خاص را می‌پیمایند و از اینجا می‌توان پی به اهمیت تعریف در علوم انسانی برد.

 

فرهنگ نیز همینطور است. زیرا اهمیت بسار زیادی در علوم انسانی بعنوان یك مفهوم كلی و عام داشته كه می‌توانسته زندگی و رفتار شخصی و اجتماعی انسان و ساخت جوامع انسانی را بنمایاند. بنابراین هر كدام از متفكران با توجه به نحله خاص و برای تبیین واقعیات اجتماعی و انسانی اطراف خود به تعریف خاصی پرداخته‌اند كه تعریفی كه توسط دیگری انجام گرفته كاملاٌ متفاوت و حتی متضاد می‌باشد.

این تعریف‌ها به متفكران نحله‌های فكری این قدرت را می‌بخشد كه در مورد هویت فرهنگی و تحولات آن و برنامه‌ریزی فرهنگی به نظریه‌پردازی بنشینند. امروزه در پهنه دنیای انسانی ما شاهد برنامه‌ریزیهای مختلقی از نظر فرهنگی كه متأثر از نحوه نگرش آنها به فرهنگ است، با توجه به واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی می‌باشیم .

از این رو ما بایستی دقیقاً با توجه به نوع تعاریف مربوط به فرهنگ و همراه با واقعیت‌های مربوطه به كشور محل تولد آن تعریف و آن تعریف و نحله‌های مربوط به آن، و نیز نتایج این تعاریف بر نوع سیاستگذاری در این باب توجه كنیم، تا بتوانیم با توجه به واقعیات موجود در كشور خود به تعریف و سپس سیاستگذاری مناسب برسیم. و این اولین قدم برای هر امر می‌باشد. كه متأسفانه همیشه بطور سطحی نگری به مراحل بالاتر از این تعاریف درفرهنگ و خصوصاٌ توسعه فرهنگی پرداخته می‌شود. و سپس ناخواسته تن به سیاستگذاریهایی می‌دهیم كه درنهایت به فرهنگ خود و توسعه مطلوب فرهنگی نمی‌رسیم. از اینجاست كه ضرورت بررسی تعاریف فرهنگ روشن می‌شود .

 

آنچه كه امروزه ما در بحثهای فرهنگی شاهد و ناظر آن هستیم علاوه بر پذیرفتن مفاهیم وارداتی از فرهنگ و نحوه تعریف آن، باید گفت برنامه‌ریزی و سیاستگذاری فرهنگی نیز كه براساس صورت گرفته نیز وارداتی است، كه اگر ما این را حمل بر توطئه بیگانگان نكینیم بایستی گفت این امر ازسادگی و تفكر سطحی كه همیشه ازآفات عمده جهان سوم می‌باشد ناشی می‌شود. فرهنگ یكی از دهها موضوعی است كه مورد احتیاج جهان سوم می‌باشد كه به این صورت با آن برخورد می‌شود .

و اولین نتیجه و مهمترین آن همین است كه ما نمی‌توانیم به موضوعات فرهنگی آنچنان كه هست بپردازیم و درنهایت به علوم محلی شده انسانی مربوط به كشور خود برسیم. تاریخ جهان سوم چه از نظر فرهنگی و چه از نظر علمی، خصوصاٌ علوم انسانی ، پر از این فجایع فكری است كه در نهایت نتوانسته‌اند به هویت وجودی خود واقف شوند و سپس قدمهای مناسب برای نجات خود بردارند و حتی قدمهایی نیز كه بر می‌دارند باعث می‌شود تا بیشتر در این باتلاق فرو روند. پس بایستی قبل از فكر و تفكر و سیاستگذاری ، به مفاهیم بیندیشیم تا راه اشتباه نرویم .

تعریف فرهنگ

قبل از تقسیم‌بندی تعاریف دونكته درباره فرهنگ قابل تأمل می‌باشد. یكی اینكه بعضی فرهنگ را تعریف به یك وجود آرمانی در سطح جامعه كرده‌اند. در ادبیات فارسی نیز چنین دیدگاهی وجوددارد. در آنجا فرهنگ به ادب و عقل و یا دانش و بزرگی معنا شده است. همچنین در كتابهای لغت آمده است: فرهنگ ادب باشد: صحاح الفوس

فرهنگ عقل باشد: معیار جمال

هر كه نیكتر داند در علم و چیزها كه مردم بدان فخر كنند گویند مردی فرهنگی است: تحفه‌الاحباب

در متون پهلوی نیز فرهنگ آرمانی را در نظر داشته‌اند.

;; به هنگام، به فرهنگستان دادندم و به فرهنگ كرنم سخت شتافتند : خسرو قبادان و ریدكی

; و چهارم شناختن خوی نیك و خوی بد مردم است و شناختن راه اكتساب خصال خوب و پرهیز از خصلتهای بد . و این را علم فرهنگ خوانند : چاودان نامه افضل كاشانی

بیاموخت فرهنگ و شد برمنش برآمد زبیغاره و سرزنش

كه فرهنگ آرایش جان بود زگوهر سخن گفتن آسان بود

كزیشان همی دانش آموختیم به فرهنگ دلها برافروختیم

فردوسی

دشمن عقل كه دیده است كز آمیزش او همه عقل و همه علم و همه فرهنگ شویم

مولوی

خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش نگوید سخن تا نبیند خموش

سعدی

این نگرش هنوز در جامعه ما وجود دارد كه انسان با فرهنگ كسی است كه آداب دان و مؤدب باشد. و انسان بی‌فرهنگ نیز عكس این معنا را دارد. این معنای موجود و نهادینه شده در جامعه عوارض نامناسبی در پی‌دارد. در ابتدا بایستی گفت این نوع تعریف‌ از فرهنگ سبب می‌شود همواره در یك حالت آرمانی زندگی كنیم و واقعیات نادیده گرفته شوند حال آنكه فرهنگ یك واقعیت اجتماعی است كه دارای تغییر و تحول از دید كسانی كه فرهنگ ، با دید آرمانی نگاه می‌كنند به نوعی تغییر ارزشهاست، حال آنكه همانگونه كه گفته شد این تغییر و تحول طبیعی می‌باشد. و بدین ترتیب انسانهای محافظه‌كار و سنت‌گرا كه مانع هر گونه تحول و رشد هستند تبدیل خواهند شد كه در قشرها و شهرهای سنتی و غیره شاهد آن هستیم .

ضرر دیگر آرمانی دیدن فرهنگ این است كه نتوانیم فرهنگ واقعی جامعه و اجزاء آن و چگونگی ارتباط این اجزاء را بشناسیم و از این تعریف در سطح جامعه، در دل و روح مردم جا افتاده است آنگاه متوجه خواهیم شد كه ازیك برنامه‌ریزی فرهنگی بطور دقیق و سپس سیاستگذاری‌های درست محروم خواهیم شد. و در نهایت نیز اگر موفق به برنامه‌ریزی دقیق و سپس سیاستگذاری‌های درست شویم قابلیت اجرای این برنامه‌ریزی‌های درست را نیز نخواهیم داشت چون در جامعه با ممانعت روبرو خواهد شد .

از طرف دیگر سبب خواهد شد كه مردم عادی الگوهای فرهنگی بیرونی و بیگانه را بعنوان یك فرهنگ به معنای آرمانی پذیرند و این جریان شدت پذیرد، بدون آنكه به محتوای فرهنگی واقعی جامعه نظر كنند .از این رو جریان فرهنگ‌پذیری ازشدید خواهد شد و تاریخ گذشته ما نیز شاهد براین نكته می‌باشد .

با این نفاسیر كاملاٌ بدیهی است كه ضرورت تفسیر این مفهوم درسطح جامعه لازم بنظر می‌رسد تا مردم به یك دید درست از فرهنگ برسند و سیاستگذاریها و برنامه‌ریزی‌ها دقیق‌تر و كامل‌تر انجام و اجرا بشود .

اما نكته دیگر درباره فرهنگ :

فرق بین فرهنگ و تمدن می‌باشد كه در كشورهای استعمارگر مثل انگلیس بجای یكدیگر بكار می‌رفته و این دو ازیكدیگر نداشتند و همین باعث می‌گردید تا این نگرش خاصی داشته باشد. و بنابراین همین برداشت بود كه جوامع دیگر را عقب مانده و بی تمدن و بی‌فرهنگ می‌دانستند و در برابر فرهنگ قطعاٌ نوع خاصی از سیاستگذاریها را نسبت به ملل دیگر روا می‌داشت و در تاریخ، شاهد آن هستیم كه این كشورها ذلت‌های دیگر را وحشی و بربر می‌خواندند ومدت زمانی طولائی صرف شد تا این دو مفهوم از هم جدا شدند و بدین ترتیب ازبار ارزش مفهوم فرهنگ كاسته شد.

البته این نكته قابل ذكر است كه در تمدن بیشتر به پیرفت‌های بشری مثل تكنولوژی و نحوه استفاده از آن اطلاق می‌شود و این مفهوم با فرهنگ زیاد ارتباط دارد و در واقع از یكدیگر جسمانی پذیر نخواهند بود. پس نبایستی در مقابل افراط مذكور، تفریط شود وتمدن را از فرهنگ جدا كنیم تا دوباره برای مقابله با بیگانگان دچار سنت‌گرایی افراطی شویم و از پذیرفتن آثار تمدن و تأثیر آن بر فرهنگ و رشد آن غافل شویم. با این پیش زمینه به طبقه بندی تعاریف فرهنگی می‌رسیم .

فرهنگی بیرونی و بیگانه را به عنوان یك فرهنگ به معنای آرمانی پذیرند و این جریان شدت پذیرد، بدون آنكه به محتوای فرهنگی واقعی جامعه نظر كنند . از این رو جریان فرهنگ پذیری از شدید خواهد شد و تاریخ گذشته ما نیز شاهد براین نكته می‌باشد .

با این تفاسیر كاملاٌ بدیهی است كه ضرورت تفسیر این مفهوم در سطح جامعه لازم بنظر می‌رسد تا مردم به یك دید از ست فرهنگ برسند و سیاستگذاریهاو برنامه‌ریزی‌ها دقیق‌تر و كامل‌تر انجام و اجرا بشود .

اما نكته دیگر درباره فرهنگ :

فرق بین فرهنگ و تمدن می‌باشد كه در كشورهای استعمارگر مثل انگلیسی بجای یكدیگر بكار می‌رفته و این دو دایی از یكدیگر نداشتند و همین باعث می‌گردید تا این نگرش خاصی داشته باشد . و بنابراین همین برداشت بود كه جوامع دیگر را عقب مانده و بی تمدن و بی فرهنگ می‌دانستند ودر برابر این دو مفهوم مقاومت می‌ورزیدند . این نوع تعریف از فرهنگ قطعاٌ نوع خاصی از سیاستگذاری‌ها را نسبت به ملل دیگر روا می داشت . در تاریخ ، شاهد آن هستیم كه این كشورها ملت‌های دیگر راد وحشی و بربر می خواند ند و مدت زمانی طولانی صرف شد تا این دو مفهوم از هم چدا شدند و بدین ترتیب از باز ارزشی مفهوم فرهنگ كاسته شد .

البته این نكته قابل ذكر است كه تمدن بیشتر به پیشرفت های بشری مثل تكنولوژی و نحوه استفاده از آن اطلاق می شود و این مفهوم با فرهنگ زیاد ارتباط دارد و در واقع از یدیگر جدا می پذیرد نخواهند بود . پس نبایستی در مقابل افراط مذكور، تفریط شود و تمدن را از فرهنگ جدا كنیم تا دوباره برای مقابله با بیگانگان دچار سنتگرایی افراطی شویم و از پذیرفتن آثار تمدنی و تأثیر آن بر فرهنگ و رشد آن غافل شویم. با این پیش زمینه به طبقه‌بندی تعاریف فرهنگ می‌رسیم .

طبقه بندی تعاریف فرهنگ

بطور كلی می‌توان دیدگاهای مختلف درباره فرهنگ را به 5 دیدگاه تقسیم كرد .

1_ دیدگاه ماركسیستی یا دیدگاه تضادگرایان :

این دیدگاه ، فرهنگ را روبنای می‌داند كه بر اساس اقتصاد بنا شده و روابط اقتصادی، تعیین كننده نوع فرهنگ می‌باشد. پس برای برنامه‌ریزی فرهنگی بایستی رویكردی به برنامه‌ریزی اقتصادی داشت و كاری به روبنا یعنی خود فرهنگ نداشته باشیم. این دیدگاه از رنگ و بوی انسانی تهی می‌باشد و سبب می‌شود كه برای فرهنگ برنامه‌ریزی مكانكی انجام گیرد. تجسم وجودی این چنین برنامه‌ریزی در شوروی سابق تحقق یافت و سبب شد كه انحطاط فرهنگی و عدم تراكم فكری و فرهنگی درسطح خود فرهنگ بوجود آید .

ازطرف دیگر ماركسیست‌ها و تضادگرایان به فرهنگ موجود در سطح یك جامعه رجوع و سعی می‌كنند همان فرهنگ عامه را مورد ستایش قرار دهند و این عام‌گرایی فرهنگی سبب ركود فرهنگی در سطح جامعه خواهد شد .

این امر در آثار ادبی ماركسیتهایی كه در جهان سوم وجود داشتند كاملاٌ واضح بود . این نوع تعریف نهایتاٌ به سقوط و ركود فرهنگی منجر خواهد شد. از این رو نمی‌توان فرهنگ را براساس اقتصاد تعریف و یا برنامه‌ریزی فرهنگی را بر اساس اقتصاد بنا كرد و روح اقتصاد نبایستی بر فرهنگ مسلط شود. چرا كه خود فرهنگ یك واقعیت مستقل می‌باشد كه بایست همانطور در نظر گرفته شود و آنگاه تأثیر و تأثر آن را با دیگر عوامل دید.

2_ دیدگاه تكامل‌گرایان :

این دیدگاه كه از قرن نوزدهم بوجود آمد، هنوز قوت خویش را در تحلیل مسائل علوم اجتماعی چه جامعه‌شناسی و چه مردم شناسی داراست. این دیدگاه همه چیز را در حال حركت و تحول می‌بیند و گاهی این تحول را در جهت كامل شدن می‌داند كه این كامل شدن بر حسب ارزش‌ها معنا می‌شود و از این جاست كه برچسب ارزش‌گرایی به این تئوری خورده می‌شود. این دیدگاه از تاریخ نیز درتحلیل مسائل اجتماعی بهره‌مند می‌شود و سعی می‌كند واقعیت‌های اجتماعی را در طی یك فرآیند تاریخی مطالعه كند و آنگاه به یك حكم كلی و قوانین اجتماعی برسد .

این دیدگاه نیز درباره فرهنگ به تعاریفی پرداخته است كه اساس را بر میراث تاریخی فرهنگ گذاشته و به تحلیل می‌پردازد .

ساپیر یكی از اندیشمندان این دیدگاه است كه در تعریفی آورده :

فرهنگ یعنی مجموعه مرتبطی از كردارها و باورها كه از راه جامعه به ارث رسیده و بافت زندگی مارا تعیین می‌كند .

مایرس نیز اندیشمند دیگری است كه می‌گوید :

فرهنگ آن چیزی است كه از گذشته آدمیان بازمانده است و در اكنون ایشان عمل می‌كند و آینده‌شان را شكل می‌دهد.

رادیلكف براون بیان می‌كند :

بعنوان یك جامعه‌شناس واقعیتی كه من بدان نام فرهنگ می‌دهم فرآیند یك سنت فرهنگی است، یعنی فرآیندی كه از راه در یك گروه اجتماعی و یا طبقه اجتماعی معین، زبان‌ها، تصورات، پسندها ، چیره دستیها و انواع عرفها دست به دست از شخصی به شخصی و از نسلی به نسلی فرا داده شود.

در این تعریف‌ها تكیه برفرآیند، بخوبی مشخص است و فرهنگ‌ها را در فرآیندها تحلیل و بحث می‌كنند. این دیدگاه فرهنگی در كشورهایی كه دارای پیشینه تاریخی هستند قابل برد می‌باشد ولی كشورهایی كه دارای این پیشینه نیستند مانند آمریكا ) كاربردی ندارد. فرق بین اروپا كه دارای پیشینه تاریخی است باكشورهایی كه‌دارای این پیشینه نیستند در همین تحلیل‌های تاریخی فرهنگی می‌باشد. گاهی اوقات این تعریف ذلت فرا زمانی پیدا می‌كند: و یك حكم كلی برای تمام زمانها خود می‌گیرد. در نتیجه راه كلی‌گویی و پیشگویی در پیش می‌گیرد و از همین جاست كه ضربه‌پذیر می‌شود .

این دیدگاه در مورد توسعه فرهنگی جهان سوم استفاده شده است بدین معنا كه بر اساس این دیدگاه بیان می‌شود كه كشورهای جهان سوم بایستی برای رسیدن به توسعه، راه غرب كه سرمایه‌داری است بپیمایند و یك سری شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را پیشنهاد می‌كند .

اینها در یك حالت فرآیند گونه شاخص‌های فرهنگی جهان سوم را بیان می‌كنند و سپس به مقایسه ظاهری یا باطنی با شاخص‌های فرهنگی در غرب دست می‌زنند و پس ازآن به نظریه‌پردازی می‌پردازند و اعلام می‌كنند كه بایستی طی یك فرآیند این شاخص‌های فرهنگی رابه شاخص‌های فرهنگی غرب تبدیل كنند.

را جرز از صاحبنظران این گونه تفكر در باب توسعه فرهنگی است وی فرهنگ جهان سوم را به فرهنگ دهقانی تعریف می‌كند و 10 مشخصه برای آن نقل می‌كند ومی‌گوید كه این مشخصه‌های فرهنگی موانع توسعه هستند و برای اینكه كشورهای جهان سوم به توسعه برسند بایستی این موانع برداشته شوند. موانع مذكور از دیدگاه وی عبارتنداز:

1_ عدم اعتماد به نفس در روابط شخصی 2_ فقدان نوآوری 3_ گرایش به تقدیر 4_ پایین بودن سطح آرزوها و تمایلات 5_ عدم توانایی چشم پوشی از منابع آنی بخاطر منافع آتی 6_ كم اهمیت تلقی كردن عامل زمان 7_ خانواده‌گرایی 8_وابستگی به قدرت دولتی 9_ محلی‌گرایی 10_ فقدان همدلی.

این صفات تا چه حد درست است و تا چه حد در مورد فرهنگ جهان سوم صادق است خود جای بحث دارد. ولی آنچه راجرز و دیگر نظریه‌پرددازان توسعه فرهنگی را به گفتن این سخنان راهنمایی كرده است همان داشتن اندیشه تكاملی و تحولی در فرهنگ می‌باشد كه اعتقاد دارد بایستی نهایتاً تمامی فرهنگ‌ها به فرهنگ غربی با شاخصهای مربوط به آن برسد این نظریات هر چند مورد نقد شده ولی متأسفانه این نظریات در مبحث بدون آنكه نگاهی تیز و دقیق برخاسته از متن فرهنگی كشور مربوطه شود كه این امر ناشی از سطحی‌نگری به فرهنگی جهان سوم و همچنین فرهنگ غرب می‌باشد و هنوز این روند توسط روشنفكران و سیاستمداران و حتی مردم عادی این كشورها ادامه داده می‌شود .

3_ دیدگاه ساختی

این دیدگاه برخاسته از مطالعه جوامع ابتدایی بسته‌ای است كه كلیه نهادهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و ;. همه در یك حالت تعامل با یكدیگر می‌باشند و لی بعداً در جوامع سرمایه‌داری مدرن كه دارای حالتی منظم و سیستماتیك می‌باشد دارای قدرت تحلیل و تبیین می‌شود درباره فرهنگ نیز این دیدگاه مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این تعریف‌ها تكیه بر الگوسازی و یا سازمان فرهنگ است. اكنون نگاهی به نظریه تعدادی از متفكرین این دیدگاه می‌اندازیم .

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری در word دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری در word :

عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری
مقدمه :
انسان از لحظه تولد تا دم مرگ به دیگران وابسته و نیازمند است و برای زنده ماندن از لحاظ جسمی، اقتصادی به مراقبت دیگران نیاز دارد و به تنهایی می‌تواند بار مشكلات خود را به دوش كشد.

همچنین انسان به تنهایی قادر به برآوردن نیزاهای معنوی خود نیست، روابط اجتماعی او نتیجه بازتاب و كنشهای متقابل اجتماعی افرادی است كه در كنارش زندگی می‌كنند.
هنجارهای اجتماعی و قوانین كه ساخته خود بشرند چگونگی روابط و رفتارهای اجتماعی را یقین می‌كند و محدودیتهایی در زمینه رفتار آدمی بوجود می‌آورد و مشخص می‌كند كه انسان چه باید بگوید و چه نباید بگوید، چگونه بیندیشد و چگونه رفتار كند.

پس هر كس سعی می‌كند خود را با هنجارهای اجتماعی سازگار كند تا جامعه او را به عضویت خود بپذیرد. ولی ممكن است رفتار افراد از هنجارهای اجتماعی فاصله بگیرد و با آن تفاوت نماید و حتی با آن مخالف گردد، پس برای مقابله با این مشكل نیروهای خارجی مثل، جریمه، مجازات و غیره بوجود آیند تا بتوانند مردم را وادار به پیروی از هنجارهای اجتماعی گردانند.

البته باید دانست كه در هر دوره‌ای و در هر جامعه‌ای هنجارهای اجتماعی هر یك مفهوم و معنای خاصی داشته و هر كدام سیر تكاملی ویژه‌ای را پیموده‌اند تا بدین صورت درآمده‌اند.
بدیهی است پاداش یا مجازات می‌تواند هنجارهای اجتماعی را نظام بخشیده وبدان جنبه‌ای پایدار دهد، البته كیفیت هنجارهای در جوامع بسیار اهمیت دارد. زیرا برخی از هنجارها حتماً باید در جامعه پیاده شوند و به مرحله عمل درآیند، در حالیكه برخی دیگر از هنجارها معمولاً جنبه اختیاری دارند و افراد در پذیرش یا عدم پذیرش آنها مختارند.

تحقیقات نشان داده كه هنجارهای اختیاری بیش از هنجارهای اجباری كنش بوجود نمی‌آورد بلكه این هنجارهای اجباری است كه واكنشهایی در افراد بوجود آورده و منجر به كجروی در جامعه می‌گردد.

در جوامع كنونی ارزشها وهنجارهای معین و مشتركی وجود دارند كه افراد آنها را در ذهن خود به صورتهای مختلف ترسیم می‌كنند و با توجه به خصوصیات فرهنگی خود برداشتهای متفاوتی نسبت به آنها پیدا می‌نمایند زیرا در جوامع طبقاتی هر كس بر اساس پاره فرهنگ گروهی و طبقه‌ای خود و معیارهای ارزش خاص طبقه‌اش نسبت به امور قضاوت می‌كند.

تعریف موضوع كلی:
مسائل انحرافات اجتماعی یعنی رفتار فردی یا گروهی كه با الگوها و هنجارهای اجتماعی انطباق ندارد، از قرن نوزدهم مورد توجه قرار گرفت. برای انحراف یا جرم از دیدگاههای مختلفی تعاریفی شده كه به ذكر بعضی از این موارد می‌پردازیم :

تعریف انحراف از دیدگاه روانشناسان: تعاریف زیادی در این زمینه ارائه شده است از جمله: كجروی عبارت است از: خروج از حالت تعادل روانی و رفتاری. انحراف عبارت است از : فقدان همسازی و و حدت بین اجزا شخصیت و داشتن رفتاری منحرفانه و تعاریف دیگر كه بر اساس این تعاریف به طور كلی فرد كجرو و منحرف كسی است كه : نامتعادل، نامیزان، ناسازگار و…

تعریف انحراف از دیدگاه جامعه شناسان: تعاریف زیای در این زمینه ارائه دشه است از جمله: انحراف رفتاری است: تبهكارانه، خلاف موازین اجتماعی مورد قبول، كه وجودش برای دوام نظام و عدالت زیانبخش است. انحراف رفتار كسی است كه : با رفتار حد متوسط افراد اجتماع مبانیت داشته باشد، خواه آن رفتار بهتر باشد خواه بدتر.

انحراف رفتاری است كه : در ان عدم همنوائی شخص با جامعه باعث ناسازگاری شده و دور از موازین مورد قبول جامعه باشد.

از نظر علمای اخلاق، مذهب و حقوقدانان نیز تعاریف دیگری در این زمینه شده است.
دوركیم (1919 ـ 1858) جامعه‌شناس فرانسوی، فرد عادی (نرمال) را از غیر عادی یا پاترلژیك جدا می‌سازد. ولی پدیده‌هایی را كه در جوامع مختلف پیوسته به چشم می‌خورد را نیز غیر عادی تلقی نمی‌كند

زیرا معتقد است كه این پدیده‌ها از ویژگیهای جامعه است و نباید آنرا نمونه بمیاری اجتماعی تلقی كرد به همین جهت از نظر دور كیم جرم یك پدیده عادل جامعه محسوب می‌شود همه جوامع دارای جرائم مختلف هستند و این امر ناشی از اعمال ساخت خود جامعه است تنها به هنگامیكه تعداد جرائم از یك نسبت معینی تجاوز می‌كند

می توان گفت كه یك بیماری اجتماعی پدید آمده است و آن وقت پدیده مربوط را می‌توان «غیرعادی» تلقی كرد: این امر به آن معنی است كه این چنین جامعه‌ای دیگر نمی‌تواند برخی از افراد خود را طبق معیارهای موجود بار آورد و آنها را به حد معمول ارتقا دهد

، هنگامیكه مسائل را از دیدگاه جامعه‌شناسی تجزیه و تحلیل می‌كنیم این نوع استنباط كاملاً درست و با نظریه دوركیم انطباق دارد، بدین معنی كه امر اجتماعی از خارج از طریق القا و تقلید به افراد تحمیل می‌شود.

كجروی یا انحرافاتی كه ریشه روانی یا تنی ندارند ناشی از عدم توانایی آموزش اجتماعی و ضعف فشار اجتماعی در قبال كجروان و منحرفان است. و نمایشگر این حقیقت است كه قالبها ومعیارهای موجود درباره كجروی و افراد منحرف كاری نیست و قاطعیت ندارد.

تعریف موضوع ویژه :
عوامل خانوادگی موثر بر بزكاری بسیارند؛ ولی انچه ما در این تحقیق بررسی كرده‌ایم : فقط سه عامل خانوادگی: یعنی، وضعیت اقتصادی خانواده، اختلافات و روابط بین اعضای خانواده، نوع رابطه والدین با فرزندان در خانواده می‌باشد.

بی‌تردید خانواده از مهمترین عواملی است كه بر بزهكاری موثر است لذا به توضیح هر یك از عوامل فوق می‌پردازیم:
ـ وضعیت اقتصادی :
از بین همه عوامل موثر بر بزهكاری هیچ عاملی را به اندازه فقر نمی‌توان ذكر كرد كه در ایجاد انحراف و دامن‌زدن به آن مؤثر باشد تا حدی كه می‌توان گفت: بیشترین جرائم و جنایات در این رابطه صورت می‌گیرد

. اهمیت فقر را در توسعه جرائم و انحراف تا بدان حد دانشته‌اند كه برای از میان برداشتن انحرافات، عده‌ای تنها راه را، ریشه‌كن كردن فقر ذكر‌كرده‌اند و گفته‌اند: چاره‌ای نیست جزآنكه بر فقر غلبه كنیم. فقر عزت نفس در آدمی می‌كشد و او را به‌گرایی و ذلت می‌كشد . فقر با عوامل متعددی در زمینه جرم مرتبط است. بسیاری از فقرا تن به كارهایی می‌دهند كه اگر فقیر نبودند شاید تن در نمی‌دادند:
مثل: توزیع مواد مخدر، فروش خون برای كسب درآمد، استفاده از بازمانده غذایی ثروتمندان، و انجام بسیاری جرائم و انحرافات : مثل سرقت، قتل، قمار و باجیگری و …

تحقیق برت نشان داده است كه 85 فقرای لندن 19% جرائم را مرتكب شده‌اند.
البته فقر به تنهایی عامل انحراف نیست بلكه مشكل اساسی امری دیگر است كه مربوط به اعتقاد فرهنگ و فلسفه زندگی است.

امور اجتماعی چون عدم عضویت در جامعه، عدم ازدواج، عدم آمادگی برای سازگاریهای اجتماعی، پرتوقعی و تن ندادن به كارهای كوچك، بدبینی‌ها و مقایسه‌ها هر یك می توانند نقش و نفوذ فقر را در انحراف بیشتر سازند. باید یادآوری كرد كه فقر با عوامل مذهبی نیز در رابطه است در جوامع بشری میلیونها انسان فقیر وجود دارند كه در عین داشتن زندگی فقیر از تن به انحراف نمی‌دهند كه دلیل آن ایمان و پای‌بندیهای مذهبی است.

ـ اختلافات و روابط بین اعضای خانواده: حیات و روابط بین افراد در خانواده به هر یك از آنان شخصیت داده و این بخصوص در سنین پائین برای كودكان بسیار مهم است.
طرز سخن گفتن افراد با هم ، ابراز غم و شادمانی هر یك، شیوه رفتار و روابط بین هر یك ، خنده‌ها و گریه‌ها د رهر یك از اعضای خانواده اثر می‌گذارد.

شك نیست خانواده‌ای كه در آن هر یك از افراد دارای عقلی سلیم، طبعی حساس، خلقی مهربان و روابطی انسانی باشند می توان انتظار تربیت نسل سالم را داشت، اما در خانواده‌ای كه زندگی به بازی گرفته شود ، انتظار تربیت چگونه افرادی از آن خانواده می‌رود؟

مهمترین سالهای عمر كودكان همان سالهای اولیه زندگی است آنها همه چیز را از افراد خانواده بخصوص والدین می‌آموزند، حتی طرز سخن گفتن و داشتن روابطی انسانی با یكدیگر را نیز می‌اموزند. درگیریها و نزاعهای هر یك از افراد خانواده با دیگری موجب زیانهای بسیاری است.

بهر حال فرزندان در این خانواده‌ها ممكن است كینه توز و حسود، عقده‌دار، خودخور، بهانه‌گیر، خجالتی، سرخود و منحرف و پرخاشگر بارآیند، و روحیه آنها تضیعف گردد، گاهی سبب پیدایش اضطراب هم می‌شود كه این برای سلامتی روا و رشد اخلاقی آنان مناسب نیست. ممكن است سبب پیدایش انحرافات در آنها گردد،

زیرا در برخی موارد آنان جاهلانه برای بازیافتن سلامت خود و ایجاد تعادل در خویشتن تن به انحراف می‌دهند.در ضمن افراد از مبارزه‌ای كه بین هر یك از اعضای خانواده صورت گیرد رنجور می‌شوند و احساس می‌كنند كه باید از كسی جانب داری كنند اما چه كسی؟ نمی‌دانند و این خود باعث پدیدامدن اختلالات روحی در آنها شده وانحرافات متعددی را موجب می‌شود.

– نوع رابطه والدین با فرزندان :
نوع رابطه والدین با فرزندان در سوق دادن آنها به سوی انحراف ممكن است موثر باشد. سختگیریهای بیش از حد یا بی‌قید و بندی نسبت به فرزندان، بدرفتاریها و تنبیه‌های شدید، فقدان محبت از سوی والدین و نداشتن رابطه‌ای دوستانه توأم با درك فرزندان و روابط نادرست دیگر، همه و همه می‌توانند فرد را به انحراف بكشانند.
از روشهای مختلف دو جنبه مهم در روابط والدین با فرزندان اهمیت دارد :
1ـ‌پذیرش در برابر طرد كردن
2ـ سختگیری در برابر آسانگیری.
از تركیب این دوجنبه الگوهای مختلف رفتار والدین تشكیل می‌شود.

والدینی كه هم پذیرا و هم سختگیرند ممكن است حامی و بخشنده قلمداد شوند، والدینی كه طردكننده و سختگیرند ممكن است متوقع و منفی‌باف شوند و…
پذیرش، سختگیری، طرد یا سهل‌گیری افراطی هر یك تأثیر سوئی در تربیت فرزندان دارد.
نتایج تحقیقات نشان می دهد كه رفتار كودكان بیشتر متكی به كل الگوی رفتار والدین است نه صرفاً متكی به یكی از جنبه‌های رفتار مثل: گرمی یا كنترل.

در مورد تنبیه نیز برخی اصلاً آنرا نمی‌پسندند ولی برخی برای تنبیه صحیح قواعدی قائل می‌شوند. كلاً تنبیه شدید، كودكان را می‌ترساند و خشم آنان را برمی‌انگیزد و كمتر احتمال دارد كودكان قاعده‌ای را كه از طریق تنبیه تحمیل شده بپذیرند و درونی كنند.

اهمیت موضوع :
با توجه به اینكه همواره درجوامع مختلف عده‌ای هستند كه به عللی به انحراف و بزهكاری گرایش پیدا می‌كنند و جوامع هیچگاه از وجود عده‌ای بنام منحرفین یا بزهكاران پاك نمی‌شود و اینكه این عده قابل توجه نیروهایی هستند كه بجای اینكه در خدمت سازندگی و بالندگی جامعه باشند درست بر ضد آن یعنی در جهت تخریب عمل می‌كنند ونیروها و هزینه‌های زیادی در جهت تعقیب و تربیت آنها صرف می‌شود لذا باید در جهت بررسی علل و عوامل این مسئله برآمد تا با ریشه‌كن كردن آنها، نسلهای آینده به طرزی صحیح بارآیند و به خود وجامعه شان صدمه نرسانند.

مسلماً در میان عوامل بزهكاری خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا ابتدایی‌ترین عامل می‌باشد و باید با شناخت عوامل خانوادگی و اصلاح آنها هر چه بیشتر در جهت از بین بردن این معضل اجتماعی كوشش كنیم.
هدف ما نیز در این تحقیق با توجه به اهمیت موضوع، بررسی عوامل خانوادگی موثر بر بزهكاری جوانان در سه مقوله :
1ـ وضعیت اقتصادی خانواده

2ـ اختلافات و روابط بین اعضای خانواده
3ـ رابطه والدین با فرزندان :
می‌باشد و به مقایسه دانشجویان با بزهكاران در این زمینه می پردازیم تا ببینیم این عوامل ذكر شده تا چه حد در بزهكاری جوانان موثر است.

هدفها یا فرض‌ها :
1ـ وضعیت اقتصادی در بزهكاری جوانان تأثیر دارد. ( با محاسبه درآمد سالیانه فرد در خانواده) .
2- اختلافات و روابط بین اعضای خانواده در بزهكاری جوانان تأثیر دارد.
3ـ نوع رابطه والدین با فرزندان در بزهكاری جوانان تأثیر دارد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله عشق و محبت در خانواده در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله عشق و محبت در خانواده در word دارای 30 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله عشق و محبت در خانواده در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله عشق و محبت در خانواده در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله عشق و محبت در خانواده در word :

عشق و محبت در خانواده
دفتر زندگی با كلمه عشق و مهرورزی آغاز شد و جلوه های گوناگون جمال و كمال در كل هستی پدید آمد . انسانها هم كه جزئی از نظام كلی هستی هستند با عشق متولد می شوند با دلدادگی به تلاش و كوشش می پردازند و در آخرین لحظات زندگی سرشار و لبریز از عشق و دلدادگی چون حبابها به اقیانوس هستی و ابدیت می پیوندند . پس آغاز و سرانجام زندگی و هستی از مهر و محبت آكنده است و آنان كه از عشق و دلدادگی خبری ندارند نامشان دردفتر و جریده انسانها ثبت و ضبط نمی شود.

بنیان نهادی آدمی بر پاکی وطهارت بنا شده است وطبع انسان میل به آراستگی به سجایای اخلاقی وزیباییهای ظاهر وباطن دارد.اسلام به عنوان آخرین دین الهی وپیامبرعظیم الشأن آن به عنوان خاتم پیامبران،تأکید برحفظ وتقویت آن وسوق گرایشهای فکری به سمت کمالات وجودی انسان دارد. اسلام،آیین پاک عشق ومهرورزی است،

آنان که به دستورات پر مهرش جامع عمل بپوشانند واخلاق ورفتاروکرداروگفتارخویش را همرنگ وهماهنگ با تعالیم مهرآفرینش نمایند،به توفیق الهی نمونه ای جامع وکامل از عشق وترحم وملاطفت شده،قلب آنان مالامال از رحمت وعطوفت ومهرورزی خواهد شدوآنان که از خورشیدعالم تاب حقایق نورانی آن فرهنگ کامل روی بگردانندوخودرامحروم ازفیوضات معنوی والهی وروحانی آن نمایندوسنگدلی وتندخویی راسرلوح اخلاق ورفتارخود قراردهند،صفات حیوانی وشهوات نفسانی برآنان غالب شده،اخلاق بهیمیت،مقدم برعقلانیت آنان خواهد شد وازمقام انسانی تنزل یافته است.

اگر مایل هستیم از زندگی لذت و بهره بگیریم ,می خواهیم خانواده استواری داشته باشیم، اگر می خواهیم كودكان ما با نشاط و خرمی زندگی كنند ، اگر می خواهیم استعدادهای خداداد در آنان شكوفا گردد و اگر می خواهیم روح امید و اعتماد و تلاش و كوشش در آنان زنده شود باید زندگی خانوادگی را از مهر و محبت لبریز و سرشار نماییم و در و دیوار خانه را با صفا و صمیمیت آذین بندی كنیم .

رسول خدا ( ص ) می فرمود : هیچ بنایی در نزد پروردگار محبوب تر از بنای خانوادگی نیست.
خانواده به عنوان هسته اولیه و مهمترین كانون زندگی انسان، دارای اهمیت ویژه ای در ساختن شخصیت اوست .خانواده جایگاه اصلی تربیت فرزندان صالح و مذهبی است و مسجد و مدرسه تکمیل کننده این تربیت هستند.

خانواده قلب جامعه است . خانواده نخستین جامعه ای است که فرزندان در آن روابط اجتماعی و ارتباط برقرار کردن با دیگران را می آموزند.
چنانچه زن و مرد بتوانند براساس دستورات حیاتبخش اسلام، این هسته اولیه زندگی اجتماعی را سرشار از مهر و عطوفت و گرمی و شادابی نمایند سعادت دنیوی و اخروی خود و فرزندانشان را فراهم كرده اند.
همان گونه که مهرورزی ومحبت در ایجاد خانواده ای سالم و بالنده موثر است ، می توان گفت افرادی که در خانواده محبت را تجربه کرده اند ، مهرورزی به دیگران را آموخته اند و بهتر میتوانند آن را عرضه کنند .

دین مبین اسلام پایه زندگی زن و شوهر را بر اساس مودت و رحمت می‌داند و تمام جنبه‌های مورد نیاز زندگی موفق و سالم را به زیبایی و سادگی بیان كرده است.
نقش محبت در خانواده را بسیار كلیدی است و تنها بودن دو نفر در كنار یكدیگر نمی‌تواند محبت را به معنی واقعی بیان كند بلكه آن چیزی كه محبت را برای ما معنی و مفهوم می‌بخشد رفتار ما در شرایط مختلف و ابراز این محبت در زمان مناسب است كه منجر به تضمین سلامت خانواده می‌شود. محبت به عنوان یك اصلی كه اعضای خانواده را به هم نزدیك می‌كند و منجر به نوعی انسجام، هماهنگی و همكاری در خانواده می‌شود.
دین اسلام برای حفظ و زیباسازی و مهرورزی و استحكام بنیان خانواده اهمیت خاصی قائل شده است.

«و من ءایته ان خلق لكم من انفسكم ازوجا لتسكنوا الیها و جعل بینكم موده و رحمه ان فی ذلك لایا ت لقوم یتفكرون؛ از نشانه های خداوند این است كه برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا بوسیله آنان آرامش و سكون یابید و در میان شما و همسرتان دوستی و مهربانی قرار داد. مطمئناً در این امر برای اهل اندیشه و تفكر، نشانه ها و عبرت هایی وجود دارد.»

طبق این بینش قرآنی، خانواده نشانه ای از رحمت، عطوفت وحكمت اوست. و شایسته است صفات رحمت وجمال حضرت پروردگار در یك خانواده سالم خودنمایی كند و در محیط آن نشانه ای از عدالت، رحمت، علم و حكمت، خداوند و سایر صفات الهی در آن به نوعی نمایان گردد.
بنابراین بنیان خانواده كه مهم ترین عامل در ساختار شخصیت افراد و جلوه ای از رحمانیت پروردگار است باید همواره همچون دژی مستحكم در برابر انحرافات، لغزش ها و آفات و آسیب های مهم اجتماعی تقویت گردیده و ارتباط اعضای آن براساس رحمت، مودت بویژه رابطه قلبی و عاطفی میان زن و شوهر استحكام یابد .

آیات و احادیث منتخب در مورد محبت و مهرورزی
پیامبر اسلام (ص):
ان حسن الخلق ذهب بخیر الدنیا و الاخره ) جامع السعاده/ ج 1 ص 273(
حسن خلق نیكی دنیا و آخرت را به دنبال دارد
امام صادق (ع):
لاعیش اهنأ من حسن الخلق( علل الشرایع / ج2/ ص 246)
هیچ زندگانی گواراتر از حسن خلق نیست
امام صادق (ع):
من ساء خلقه عذّب نفسه ( جامع السعاده/ ج 1 ص 271)
هركس بداخلاق باشد خودرا عذاب می دهد
امام علی (ع):
حسن الخلق خیر الرفیق ( بحار الانوار/ ج77/ص 396)
خوش اخلاقی بهترین رفیق آدمی است
قرآن كریم:
انك لعلی خلق عظیم ( سوره قلم / آیه 4)
همانا بدرستیكه تو دارای اخلاق نیكو هستی

محدثین در باره اخلاق پیامبر اسلام نوشته اند:
آن حضرت با مردم انس می گرفت و هیچكس را زا خود نمی راند. بزرگان هر قومی را مورد احترام قرار می داد اگر كسی تقاضایی از آن حضرت میكرد اجابت می نمود و اگر میسر نبود با نهایت محبت اورا قانع میكرد. با مردم به گشاده روئی برخورد می نمود. برای خدا غضب میكرد ولی هیچگاه برای خودش خشمگین نمی شد. همیشه لبخند بر لب داشت . تند خووسختگیر نبود . هرگز دشنام و سخن زشت از دهانش بیرون نمی آمد. از كسی عیبجویی نمی كرد.

امام صادق:
از مانیست كسی كه هنگام خشم ، خویشتندار بوده و با همنشینان و دوستان خود خوش اخلاق و خوش رفتار نباشد. ( الامام الصادق والمذاهب الاربعه ج2 ص 350)
پیامبر اسلام(ص):
خوش اخلاق باشید زیرا سرانجام آن خواه ناخواه بهشت است و از بدخلقی بپرهیزید كه خلق بد خواه ناخواه در آتش است. ( وسایل الشیعه / ج2/ ص221)
پیامبر اسلام(ص):
انكس نزد من از همه محبوبتر و روز قیامت ازهمه به من نزدیكتر است كه اخلاقش نیكو تر و تواضعش بیشتر باشد.( قرب الاسناد / ص22)
امام علی(ع ):
فی سعه الاخلاق ، كنوز الارزاق. ( سفینه البحار/ج1/ ص411)

اسلام، دین حكومت است. آموزه‌های دینی ما بروشنی دلیل بر این مدعاست اما بررسی دقیق و موشكافانه متون اسلامی نشان می‌دهد كه اسلام بیشتر از انكه بر تن‌ها حكومت كند و سلطه‌ی بر مردم رااقتار سیاسی پیشه نماید در پی حكومت بر دلهاست.

اصول این نوع حكومت و كشورداری همان مبانی سیاسی حكومتی اسلام است و مبانی سیاسی نظام علوی، چیزی جز مبانی مدیریت اسلامی نیست.
اسلام، ‌آیین نامه‌ی تكامل مادی و معنوی انسان است بنیادی ترین عنصر این آیین نامه محبت است نقش محبت در تحقق حكومت اسلامی و برنامه‌ایی كه دین الهی برای پیشرفت جامعه انسانی رقم زده است به حدی است كه امام محمدباقر(ع) دین اسلام را جز محبت نمی‌داند و می‌فرماید: هل الدین الا الحب؟ ایا دین داری، جز محبت ومهرورزی است؟

از نگاه علی(ع) نیز ستونهای اصلی اسلام واصول برنامه‌های تكامل آفرین آن بر پایه‌ی محبت خداوند است چنان كه می‌فرماید: اسلام دین خداوند است كه آن را برای خود برگزید و به دیده‌ی عنایت خویش، آن را بپرورید و بهترین آفریدگان خود را ویژه‌ی آن ساخت و ستون‌های آن را بر دوستی خود استوار داشت. پیشوایان دینی و رهبران راستین سیاسی امت اسلامی، جلوه‌های محبت مردم به آفریدگارند و مهرورزی مردم به آنان مهرورزی به خداست

. بر این اساس، پایگاه اصلی حكومت اسلامی، فراتر از بیعت و رای مردم است حكومت اسلامی ریشه در عشق و محبت مردم دارد. و این است راز آیین مذهبی، منش ملی، آداب اخلاقی و باورهای فرهنگی به ما آموخته است كه همه‌ی اسنانها با فطرت پاك الهی متولد می‌شوند: «گل مولود یولد علی الفطره الا ان ابواه یهودائه او ینصرائه او یمجسائه» هر ذره‌ای با فطرتش متولد می‌شود الا اینكه پدر و مادر او یهودی یا مسیحی یا زرتشتی است. اما شرایط خاص حاكم بر جامعه تحت تاثیر عوامل سیاسی، فرهنگی،‌اخلاقی و; می‌تواند این فطرت سالم را دستخوش تغییر و تحول كند و یا سبب انحراف یا اضمحلال این فطرت سالم گردد.

«محبت» نیز از جمله عناصر وجودی انسان است كه با او متولد می‌شود و تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی شكل می‌گیرد. اگر این عوامل در جهت مثبت باشد، محبت ماندگار و پایدار می‌ماند در غیر اینصورت اثر وجودی خود را از دست می‌دهد. خانواده به عنوان نخستین محیط اجتماعی نقش موثری در شكل‌گیری محبت دارد.

كودك در خانواده علاوه بر آداب معاشرت، اخلاق، ‌نزاكت، ‌وفاق و همدلی، همیاری و دوستی، هنر مهرورزیدن و محبت به دیگران را نیز می‌آموزد. برای آموزش محبت به كودكان یا ترغیب و تشویق آنان به مهرورزی، بهتر است به او فرصت دهیم تا محبت را به طور غیرمستقیم و عملی بیاموزد. زیر آموزشی كه از راه غیر مستقیم و عملی صورت گیرد، بی‌شك پایدارترین،‌ماندگارترین و موثرترین نوع یادگیری است. معلم و مدرسه نیز نقش موثری در شكل‌گیری محبت در كودكان، نوجوانان و جوانان ایفا می‌كنند. معملان علاوه بر اموزش علوم و فنون و پرورش ذهن، به رشد و تعالی صفات و روحیات كودكان، نوجوانان و

http://www.mehr6.blogfa.com/Photo/mehr6.jpg آیین مذهبی، منش ملی، آداب اخلاقی و باورهای فرهنگی به ما آموخته است كه همه‌ی اسنانها با فطرت پاك الهی متولد می‌شوند: «گل مولود یولد علی الفطره الا ان ابواه یهودائه او ینصرائه او یمجسائه» هر ذره‌ای با فطرتش متولد می‌شود الا اینكه پدر و مادر او یهودی یا مسیحی یا زرتشتی است. اما شرایط خاص حاكم بر جامعه تحت تاثیر عوامل سیاسی، فرهنگی،‌اخلاقی و; می‌تواند این فطرت سالم را دستخوش تغییر و تحول كند و یا سبب انحراف یا اضمحلال این فطرت سالم گردد.

«محبت» نیز از جمله عناصر وجودی انسان است كه با او متولد می‌شود و تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی شكل می‌گیرد. اگر این عوامل در جهت مثبت باشد، محبت ماندگار و پایدار می‌ماند در غیر اینصورت اثر وجودی خود را از دست می‌دهد. خانواده به عنوان نخستین محیط اجتماعی نقش موثری در شكل‌گیری محبت دارد.

كودك در خانواده علاوه بر آداب معاشرت، اخلاق، ‌نزاكت، ‌وفاق و همدلی، همیاری و دوستی، هنر مهرورزیدن و محبت به دیگران را نیز می‌آموزد. برای آموزش محبت به كودكان یا ترغیب و تشویق آنان به مهرورزی، بهتر است به او فرصت دهیم تا محبت را به طور غیرمستقیم و عملی بیاموزد. زیر آموزشی كه از راه غیر مستقیم و عملی صورت گیرد، بی‌شك پایدارترین،‌ماندگارترین و موثرترین نوع یادگیری است. معلم و مدرسه نیز نقش موثری در شكل‌گیری محبت در كودكان، نوجوانان و جوانان ایفا می‌كنند. معملان علاوه بر اموزش علوم و فنون و پرورش ذهن، به رشد و تعالی صفات و روحیات كودكان، نوجوانان و جوانان نیز كمك می‌كنند. تاثیر شخصیت معلم بر روی دانش‌آموزان قابل انكار نیست او می‌تواند با اعمال، رفتار، سخنان و برخورد خود، محبت را در وجود دانش‌آموزان متجلی كند و تا همیشه این احساس مقدس را در آنان زنده نگه دارد.

با توجه به عوامل موثر در آموزش محبت، موانع متعددی در این زمینه وجود دارد كه بهاختصار می‌توان به ذكر برخی از این موانع پرداخت:
1ـ‌عدم شناخت و مطالعه و دقت در زندگی بزرگان دین به خصوص انبیاء و اولیاء و ائمه‌ی معصویمن(ع) كه بهترین معلمان اخلاق بوده‌اند و مردم را به محبت سفارش كرده‌اند.
2ـ عدم آموزش صحیح «مهرورزی» در خانواده، مدره و اجتماع: كودكان، نوجوانان و جوانان هرگز محبت را به عنوان یك موضوع آموزشی نیاموخته‌اند و برخورداری از این رفتار پسندیده را ضروری تشخیص نداده‌اند.

3ـ‌ احساسات و عواطف همواره در تكوین شخصیت افراد نقش موثری داشته است و مهربانی و احترام به شخصیت افراد به خصوص نسل جوان سبب ترغیب این قشر به ارزشها و باورهای مبتنی بر جامعه است، ر حالی كه قشر جوان و نوجوان ما بیشتر مورد حقارت قرار می‌گیرد تا احترام. به همین دلیل او بسیاری از رفتارهای خود از جمله محبت و مهرورزی را پنهان میكند تا مبادا مورد توبیخ و سرزنش قرار گیرد.
4ـ‌مشكلات اقتصادی، اجتماعی، ‌سیاسی و;. از جمله عواملی است كه متاسفانه سبب خمود و تگرانی در بین خانواده‌ها شده است. به همین دلیل معمولاً پدر و مادر خانواده كه برای بهبود وضعیت اقتصادی تلاش مضاعف می‌كنند با چهره‌ای خسته، غمگین و افسرده در خانواده ظاهر می‌شوند و فرصتی برای ابراز محبت ندارند كه كودكان و نوجوانان بتوانند محبت را از آنان بیاموزند. فرزندان كمتر چهره‌ی شاداب و متبسم آنان را دیده‌اند و كمتر سخنان پر مهر انان را شنیده‌اند.

5ـ‌ سنت نسلهای گذشته‌ی ما مبتنی بر محبت و مهرورزی بوده است و این در آثار به جای مانده‌ی گذشتگان كاملاً مشهود است اما فرزندان امروز این مرز و بوم دچار نوعی از خود بیگانگی شده‌اند و با آثار كهن پیشینیان قطع ارتباط كرده‌اند و هیچ تمایلی به مطالعه‌ی اینگونه آثار كه سرشار از سفارش به محبت است ندارند.
6ـ‌ نسل امروز ما تصور درستی از محبت و دوستی ندارد و این رفتارهای پسندیده را حاصل كسب منافع دیگران می‌بیند. او به محبت و دوستی دیگران اعتماد ندارد و پایان همه‌ی محبتها و دوستی را ناخوشایند می‌پندارد.

آیین مذهبی، منش ملی، آداب اخلاقی و باورهای فرهنگی به ما آموخته است كه همه‌ی اسنانها با فطرت پاك الهی متولد می‌شوند: «گل مولود یولد علی الفطره الا ان ابواه یهودائه او ینصرائه او یمجسائه» هر ذره‌ای با فطرتش متولد می‌شود الا اینكه پدر و مادر او یهودی یا مسیحی یا زرتشتی است. اما شرایط خاص حاكم بر جامعه تحت تاثیر عوامل سیاسی، فرهنگی،‌اخلاقی و; می‌تواند این فطرت سالم را دستخوش تغییر و تحول كند و یا سبب انحراف یا اضمحلال این فطرت سالم گردد.

«محبت» نیز از جمله عناصر وجودی انسان است كه با او متولد می‌شود و تحت تاثیر عوامل مختلف اجتماعی شكل می‌گیرد. اگر این عوامل در جهت مثبت باشد، محبت ماندگار و پایدار می‌ماند در غیر اینصورت اثر وجودی خود را از دست می‌دهد. خانواده به عنوان نخستین محیط اجتماعی نقش موثری در شكل‌گیری محبت دارد. كودك در خانواده علاوه بر آداب معاشرت، اخلاق، ‌نزاكت، ‌وفاق و همدلی، همیاری و دوستی، هنر مهرورزیدن و محبت به دیگران را نیز می‌آموزد. برای آموزش محبت به كودكان یا ترغیب و تشویق آنان به مهرورزی، بهتر است به او فرصت دهیم تا محبت را به طور غیرمستقیم و عملی بیاموزد. زیر آموزشی كه از راه غیر مستقیم و عملی صورت گیرد، بی‌شك پایدارترین،‌ماندگارترین و موثرترین نوع یادگیری است.

نقش محبت در زندگی خانوادگی
نظام هستی بر اساس مهر و محبت پروردگار به انسان پدید آمده است اگر محبت نبود ، نه طلوعی بود و نه غروبی . نه بهاری بود و شكفتن گلها و نه نغمه های شورانگیز بلبلان . نه كوهساری وجود داشت و نه آبشاری ، نه امواج غلطان دریاها به چشم می خورد و نه ستارگان در آسمانها چشمك می زدند .
اگر عشق و دلدادگی نبود شوریدگان به دنیا نمی آمدند و اشعار نغز و زیبا سروده نمی شد. اگر سوز و گداز دلدادگان نبود كوه بیستون شكافته نمی شد و ذوق و هنر هرگز تولد نمی یافت ، دیگر معلم شوریده دلی پیدا نمی شد و كلاسهای درس تعطیل می گردید .

دفتر زندگی با كلمه عشق و محبت آغاز شد و جلوه های گوناگون جمال و كمال در كل هستی پدید آمد . انسانها هم كه جزئی از نظام كلی هستی هستند با عشق متولد می شوند با دلدادگی به تلاش و كوشش می پردازند و در آخرین لحظات زندگی سرشار و لبریز از عشق و دلدادگی چون حبابها به اقیانوس هستی و ابدیت می پیوندند . پس آغاز و سرانجام زندگی و هستی از مهر و محبت آكنده است و آنان كه از عشق و دلدادگی خبری ندارند نامشان در دفتر و جریده انسانها ثبت و ضبط نمی شود .

اگر می خواهیم خانواده استواری داشته باشیم اگر مایل هستیم از زندگی لذت و بهره بگیریم ، اگر می خواهیم كودكان ما با نشاط و خرمی زندگی كنند ، اگر می خواهیم استعدادهای خداداد در آنان شكوفا گردد و اگر می خواهیم روح امید و اعتماد و تلاش و كوشش در آنان زنده شود . زندگی خانوادگی را از مهر و محبت لبریز و سرشاز نماییم و در و دیوار خانه را با صفا و صمیمیت آذین بندی كنیم .

رسول خدا ( ص ) می فرمود : هیچ بنایی در نزد پروردگار محبوب تر از بنای خانوادگی نیست بدیهی است كه منظور خانواده ای است كه لبریز از مهر و محبت باشد . در گفتار دیگری فرمود . مرد مسلمان پس از اسلام فایده ای برتر و والاتر از همسری مسلمان به دست نیاورده است . همسری كه هر گاه به او می نگرد سراسر وجودش از شادی و سرور لبریز می گردد . هر گاه از او چیزی را طلب می كند از او اطاعت می كند و درغیبت شوهرش با همه وجود از ناموس و مال او پاسداری می نماید . پرواضح است كه این گونه ارتباط استوار و صمیمی جز در پرتو مهر و محبت زن و شوهر به یكدیگر امكان پذیر نیست . پیوندهای عاطفی است كه زن و شوهر را به وحدت و یگانگی سوق داده هر دو یكی می شوند و دوگانگی و اختلاف و درگیری از میان برداشته می شود . در برخی از روایات اسلامی از همسر به انیس موافق تعبیر شده است.

پیشوایان دینی با انتخاب چنین كلماتی به همه خانواده ها گوشزد می كردند كه زن و مرد در محیط خانوادگی باید با یكدیگر دوست و صمیمی و مونس و همدم یكدیگر باشند . واضح است كه وصول به این هدف جز در پرتو دوستی و صمیمیت خالصانه امكان پذیر نیست . رسول خدا (ص) می فرمود : من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم اول بوی خوش ، دوم زنان و سوم نماز را كه نور چشم من است . هدف اساسی پیامبر بزرگوار این بوده است كه برای همه زنان و مردان این واقعیت را تبیین كند كه كانون خانوادگی باید از مهر و محبت لبریز باشد تا زندگی مفهوم واقعی خود را از دست ندهد .

در تاریخ اسلام آمده است كه رسول خدا (ص) قبل از تولد فاطمه موظف شد مدت چهل روز از خدیجه كبری فاصله بگیرد و به اعتكاف بپردازد . خدیجه كبری در این مدت از شوق و عشق رسول خدا ( ص ) بی تاب شده ، اشكهای فراوانی از دیده فرو می ریخت ، رسول خدا برخی از مؤمنان را نزد خدیجه فرستاد و یپام داد كه این فراقت و دوری به دستور پروردگار می باشد ومهر و محبت ایشان به او كماكان گرم و سوزان است . با توجه به مقدمات ذكرشده این حقیقت آشكار می شود كه زندگی جز در پرتو مهرورزی و محبت كردن امكان پذیر نمی تواند باشد .

در اینجا این سئوال مطرح می شود كه زن و شوهر چگونه باید با یكدیگر برخورد داشته باشند تا كانون خانوادگی از مهر و محبت لبریز گردد . در پاسخ می گوییم كه هیچ معلومی بدون علت تحقق نمی یابد . برای ایجاد صفا و صمیمیت باید رفتارهای خاصی در محیط خانوادگی حاكمیت داشته باشد تا صفا و یگانگی فراهم آید به همین مناسبت به رفتارهایی كه موجب ایجاد صفا و صمیمیت می شود اشاره می كنیم .

اولین عاملی كه موجب پدید آمدن صمیمیت می شود خوش اخلاقی است . بدیهی است که منظور از حسن خلق نرمی وملایمت و تحمل و شكیبایی است . زن و مرد باید سعی كنند در ارتباط با همدیگر روحیات انسانی را در حد كمال مراعات كنند و از تندی و تیزی وعصبانیت و حساسیت ها جداً پرهیز نمایند .
– دومین عاملی كه صفا و صمیمیت را در محیط خانوادگی فراهم می آورد خوش زبانی است. زن ومرد خانواده باید از ابراز هر نوع كلمات و الفاظ زننده و كوبنده اجتناب كنند و هرگز نسبت به یكدیگر زخم زبان نزنند زیرا هیچ عاملی همانند نیش زدن به صمیمیت خانواده لطمه وارد نمی كند . رسول خدا در طول زندگی خود در ارتباط با مسائل شخصی و خانوادگی هرگز زبان به انتقاد نگشود و اگر اعتراض و انتقادی می كرد در انحصار مواردی بود كه به حدود و قوانین الهی تجاوزی به عمل آمده بود و در غیراین صورت با سكوت و نادیده گرفتن گذشت می كرد .

سومین نكته كه بسیار حساس است و در ایجاد و حفظ صمیمیت ها نقش مؤثر را عهده دار است خوش برخوردی است . همه افراد علاقه دارند كه دیگران با آنان برخورد خوبی داشته باشند . بنابراین زن و مرد هم از این قاعده كلی مستثنی نیستند. هر مردی دوست دارد وقتی به خانه قدم می گذارد همسرش با چهره ای خندان و با گشاده رویی با او برخورد كند

. چنانكه زن خانه نیز متوقع است وقتی مرد وارد خانه می شود سختی ها و دشوارهای زندگی را فراموش كند و با چهره ای متبسم و خندان با همسرش مواجه شود . فراموش نكنیم كه برخوردهای اولیه افراد بسیار مؤثر و نقش آفرین است . به عنوان مثال سبقت گرفتن در سلام را و افشای سلام در برخوردها تأثیر بسزایی در دیگران دارد و روحیه ها و رفتارها را تغییر می دهد . به اعتقاد ما یكی از نشانه های بارز خردمندی در زن و مرد خوش برخوردی است عده كمی هستند كه از این توانایی برخوردارند . این گونه افراد در اولین برخورد با دیگران اعم از خردسال و بزرگسال آنان را شیفته و مجذوب خود می كنند و در برابر این عده بسیاری از مردم نیز برخوردی خشك و ساده دارند.

نكته چهارم كه در ابقای صمیمیت ها بسیار مؤثر می باشد این است كه در زندگی خانواگی، زن و مرد احترام یكدیگر را حفظ كنند و در برابر اعضای خانواده و بیگانگان رفتارشان با یكدیگر آنچنان گرم و صمیمی باشد كه همه گمان كنند آن دو از كثرت گذشته به وحدت و یگانگی واقعی رسیده اند . در انجام امور خانوادگی و فامیلی از تك روی پرهیزنمایند و تا رضایت و تمایل طرف مقابل را به دست نیاوره باشند به اظهار نظر قانع اقدام نكنند . البته ممكن است كه در مواردی زن و مرد بدون در نظر گرفتن نظر و رأی همسرش یك جانبه به گرفتن تصمیماتی اقدام كند به اعتقاد ما چنین رفتارهایی از طرف مرد وزن بزرگترین بی احترامی به حرمت و تخفیف طرف مقابل است .

نكته پنجم اینكه زن و مرد موظف هستند یكدیگر را تأیید و تثبیت كنند و این كار علاوه بر اینكه عملاً انجام می گیرد باید در گفتار و رفتار هم انعكاس یابد به عبارت ساده تر زن و مرد رسماً باید اعتراف كنند كه منهای طرف مقابل قادر به زندگی كردن نیستند . این تأیید و پذیرش موجب افزایش صفا و صمیمیت خواهد بود از رسول خدا نقل شده است كه فرمودند : وقتی مردی به همسرس می گوید تو را دوست دارم این جمله هرگز از قلب همسرش زائل نمی شود . باید توجه داشته باشیم كه همه انسانها اعم از مرد و زن در تمام دوران زندگی از شك و تردید بركنار نیستند و این تردید و شك در رفتار و كردارشان نیز منعكس می شود لذا وقتی مورد تأیید دیگران قرار می گیرند جان و توان تازه ای بر آنان دمیده می شود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید