تحقیق در مورد چشم‌اندازی از جایگاه ایران در دنیای نو در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد چشم‌اندازی از جایگاه ایران در دنیای نو در word دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد چشم‌اندازی از جایگاه ایران در دنیای نو در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد چشم‌اندازی از جایگاه ایران در دنیای نو در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد چشم‌اندازی از جایگاه ایران در دنیای نو در word :

چشم‌اندازی از جایگاه ایران در دنیای نو

سخنرانی هوشنگ امیراحمدی در دبی، استاد و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه راتگرز، آمریکا

موضوع صحبت من جایگاه ایران در دنیای جدید است، و پرداختن به این موضوع در کنفرانسی که در دوبی برای بررسی پدیده جهانی شدن و ملازمات آن برگزار شده، این فرصت را به من می‌دهد که در مقدمه، به خود دوبی، به عنوان مصداق تاثیرات مثبت جهانی‌شدن اشاره‌ای داشته باشم.

دوبی، چنانکه می‌دانید، در مدت زمانی کوتاه به صورت بازاری جهانی برای مبادله ایده‌ها، کالاها و خدمات درآمده است و درواقع این شهر اکنون یک چهارراه داد وستد و توسعه است. دوبی همچنین نمایشگاهی از تجمل و وفور، زیبایی معماری و نوسازی شهری به مفهوم جهانی است. در حال حاضر، این امیرنشین شریک نخستین ایران در امر تجارت است. با فاصله‌ای زیاد کشور آلمان مرتبه دوم را در این زمینه به خود اختصاص داده است.

دوبی در راه توسعه و ترقی همچنین چالش‌هایی را در پیش‌رو دارد که از جمله مسئله ‌گذار به یک جامعه دمکراتیک پایدار است که امیدوارم بر این مهم نیز فایق آید. به لحاظ آنچه گفته شد، دوبی می‌تواند برای ما سرمشق خوبی باشد. به این معنا که نمونه دوبی به ما این امید را می‌دهد که می‌توان با ترکیبی از بینش سیاسی و رهبری درمدت زمانی نسبتاً کوتاه در یک جامعه مسلمان بر مشکل عظیم توسعه نایافتگی چیره شد.
به موضوع اصلی صحبتم جایگاه ایران در دنیای نو برگردم. در این زمینه متاسفانه باید بگویم در ایران روند امور بر وفق مراد نمی‌گذرد و این کشور در جامعه جهانی امروز از نام و شهرت درخوری برخوردار نیست. در واقع، آدرس ایران در جهان نو نظیر یک صندوق پستی است.

ایران با معضلات و مسایل چندگانه‌ای درگیر است. به لحاظ روانشناختی دچار یاس و سرخوردگی است؛ به لحاظ اقتصادی دچار رکود است؛ به لحاظ تکنولوژی واپس مانده است؛ از دمکراسی و مردم‌سالاری بی‌بهره است؛ به لحاظ اجتماعی بیمار و دچار چند پاره گی‌است؛ از نظر فرهنگی سردرگم است؛ موقعیت منطقه ای ناموزونی دارد؛ و از نظر بین‌المللی نام و آوازه چندان خوبی ندارد. ایران امروز فاقد یک سمت وسوی مشخص سیاسی است و رهبری آن از بینش و درکی مناسب برای یک آینده مدرن بی‌بهره است. جای تعجب نیست اگر جوانان این کشور چشم‌انداز بهتری را در افق کشور خود نمی‌بینند.

می‌دانم که آنچه گفتم ممکن است به مذاق کسانی خوش نیاید. اما من نمی‌خواهم در اینجا با ارائه چشم‌اندازی بدبینانه شما را تحت تاثیر قرار دهم. واقعیت این است که ملت ایران سزاوار وضعیت اسفباری نیست که امروز گرفتار آن شده است. ایران به لحاظ مردمش، تاریخش، فرهنگ و هنرش، جغرافیایش و منابع طبیعی‌اش کشوری غنی و ثروتمند است. ایران به عنوان نخستین بنیان‌گذار امپراتوری، طی قرن‌ها تجسمی از شرق تاریخی در برابر غرب تاریخی و محورتوسعه، ثبات و پایداری بوده است.

امروز، میان دستاوردها و منابع این کشور فاصله‌ زیادی وجود دارد. به جرئت می‌توانم بگویم که ایران به درستی یکی از پایین‌ترین سطوح رشد را به نسبت منابعش در دنیای امروز داراست. چرا چنین است؟ یقیناً این بدین خاطر نیست که ملت در این راه سعی و تلاش کافی نکرده‌است. اکنون بیش از یک قرن است که ایرانیان در راه از میان برداشتن این فاصله و در راه پیشرفت می کوشند. آنها اصلاحات و انقلاب کرده‌اند و به انواع تئوری‌ها، استراتژی‌ها و سیاست‌ها برای رسیدن به مقصود دست یازیده‌اند. با این‌حال، سوای پاره‌ای موفقیت‌های اولیه، به طور فزاینده‌ای در این راه ناکام مانده‌اند.

بگذارید بار دیگر این سوال را مطرح کنم که چرا چنین شده است؟ ایرانیان به عنوان یک ملت بر سر علل این ناکامی با یکدیگر توافق نظر ندارند. اغلب ایرانیان قدرت‌های خارجی را در این امر دخیل می‌دانند، پاره‌ای طبقه حاکم و نخبگان را مقصر می‌دانند و مابقی ترکیبی از این دو را مسبب و مسئول در این ناکامی می‌دانند. اما به نظر من این پدیده تنها ناشی از فقدان بینش و رهبری است و به این موضوع خواهم پرداخت.

جامعه جهانی و ایران

برای اینکه موقعیت ایران را در دنیای امروز بهتر بتوانم تشریح کنم، لازم است که بدانیم دنیای ما در شرایط حاضر چگونه دنیایی شده است. در زمانی‌که ایرانی می‌کوشیده است که دوران توسعه نایافتگی خود را پشت سرگذارد، دنیای پیرامونش راهی جامعه‌ای پسا مدرن و عرصه هموابستگی‌ها یا دوران جهانی شدن شده است. در چنین د نیایی شماری از فراجریان‌های جهان شمول – mega-trends – حاکم بر مقدرات اقتصادی، تکنولوژیک، ایدئولوژیک، سیاسی، فضایی، نهادی، زیست‌محیطی و فرهنگی- اجتماعی حیات انسانی شده‌اند. همسویی و بهره گیری از این جریان‌ها مستلزم آموزشی جهانی، هم‌گرایی و همکاری است.

دولت- ملت‌ها، سازمان‌های غیر دولتی و شرکت‌های فراملیتی بازیگران اصلی عرصه جهانی سه- مرکزی (tri-centric) کنونی هستند. جهان امروز متفاوت با جهان در دوران جنگ سرد است که جهانی تک-مرکز بود و دولت-ملت‌ها تنها مراکز قدرت در آن بودند. ایالت متحده آمریکا بر این نظام جدید جهانی تسلط دارد و معدودی قدرت‌های دست اول و دوم با او در این امر شراکت دارند . این در حالی‌است که به طور فزاینده ای خواست ایالت متحده مبنی بر پدیدآوردن و اداره یک دنیای تک قطبی به چالش کشیده می‌شود. سازمان ملل متحد برآن است که به صورت یک نیروی توازن‌بخش در این میان باقی بماند، اما قدرت این سازمان برای جلوگیری از اقدامات یک‌جانبه دولت‌های قدرتمند روبه کاهش گذاشته است.

مهمترین ویژگی این نظام جهانی سه- مرکزی تنشی درونی است که ناشی از کشش این نظام هم زمان به سوی ثبات و به سوی هرج و مرج است. این نظام به طور مشخص در اثر دو تمایل مخالف و متضاد دچار دوپاره گی شده است: یک تمایل خواستار هم‌گرایی – integration- و هم‌کاری است و تمایل دیگر شرایطی را برای نا هم‌گرایی disintegration – -و کشمکش به وجود می‌آورد. این دو تمایل را می‌توانیم نیروهای هم‌گرا و نیروهای ناهمگرای جهانی نامگذاری کنیم.

نیروهای هم‌گرایی جهانی شامل جهانی شدن سرمایه، گسترش جهانی محصولات صنعتی، خدمات همگانی، بازارهای کالا، چندگانگی منابع، مصرف انبوه، فرهنگ عام، پول، مردم و عقاید گوناگون است. نیروهای ناهم‌گرای جهانی، توسعه نامتقارن اقتصادی و تکنولوژیک، رقابت‌میان دولت- ملت‌ها، افزایش قدرت واحدهای تجاری نامحدود و انتقالی و نیز عملکرد نهادهای غیردولتی همچون سازمان‌های غیر دولتی NGO و سازمان‌های تروریستی را در بر می‌گیرد. افزون بر این، نیروهای دیگری نیز همچون گرایش‌های انزواطلبانه ناسیونالیستی یا سنت‌گرایانه، نسبیت فرهنگی و بنیادگرایی مذهبی، قطب‌بندی و گرایش به ناهمگونی‌های جهانی، سرکوب‌های سیاسی، خواسته‌های استقلال‌طلبانه قومی، تمایل به اقتصادهای منطقه‌ای و بلوکی در دامن زدن به ناهمگرایی جهانی نقش دارند.

از میان نمودهای متنوع تمایلات متناقض هم‌گرایانه و ناهمگرایانه، به گمان من، یک تمایل در فراهم ساختن الگویی جدید برای یک همزیستی جهانی نقشی محوری دارد و آن کاهش سودمندی قدرت نامشروع و داشتن نیرویی تهاجمی است که نظامی‌گری و خشونت ایدئولوژی‌های دگم‌گرا را برای دست یافتن به هژمونی اجتماعی یا بقای یک وضع موجود نامطلوب ممکن می سازد. در شرایط جدید، رژیم‌های توتالیتر و یا اقتدارگرا به طور فزاینده‌ای مجبور می‌شوند که اصول دمکراسی و حقوق بشر را بپذیرند.

با کاهش نقش نیروی تهاجمی، نیروی اقتصادی و تکنولوژی‌های ارتباطی به صورت موثرترین افزارهای نفوذ و تسلط درآمده‌اند. در واقع ژاپن و آلمان به صورت دو کشور نیرومند جهانی در صحنه بین‌المللی جایگاه خود را از طریق قدرت اقتصادی و توانمندی در زمینه پردازش‌های اطلاعاتی کسب کرده‌اند. با ظهور اقتصاد و اطلاعات به عنوان دو عرصه قدرت، توسعه اقتصادی و تکنولوژی‌های اطلاعاتی (ارتباطی) از عناصر مهم سازنده یک استراتژی دفاع ملی به حساب می‌آیند.

کاهش سودمندی نیروی تهاجمی هم‌‌اکنون به سست شدن دگم‌های ایدئولوژیک وبه گذار مسالمت آمیز از یک نظام سیاسی به نظامی دیگر در بسیاری از نقاط جهلن انجامیده است که از این میان می‌توان مورد کشورهای اروپای شرقی و شوروی سابق را مثال آورد. پاره‌ای کشورهای در حال توسعه در آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا نیز که رژیم‌های دیکتاتوری داشته‌اند همین شیوه را تجربه کرده‌اند و انتظار می‌رود که کشورهای دیگری نیز از آنها پیروی کنند. این تحول نقشی مهم در ارتقای دمکراسی و توسعه در سطح جهانی دارد.

به تبعیت از این تحولات سیاسی، دولت‌ها اکنون در حال بازنگری در سیاست‌های صنعتی و تجاری خود هستند و اغلب آنها خواستار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و راه‌بردهای اقتصادی به منظور توسعه صادرات خود هستند و نیز توسعه تکنولوژهای جدید و شراکت با بخش خصوصی مطلوب و مورد نظر آنهاست. در همین حال، ایده یک اقتصاد تکثرگرا همپای تکثرگرایی سیاسی روز به ‌روزمقبولیت بیشتری در جهان پیدا می‌کند.

جایگاه ایران در این جهان نو سه- مرکزی کجاست؟ ایران طبعاً با توجه به جغرافیا و منابع انسانی گسترده‌اش می‌بایست نیرویی همگرا در منطقه باشد. در واقعیت اما ایران در منطقه پیرامونی خود نفوذی حاشیه‌ای داشته و اغلب به عنوان یک نیروی ضدهمگرایی عمل کرده است. کشمکش با ایالت متحده ونیز وجود دولتی دین‌سالار دو مانع عمده بر سر راه ایران دراجرای نقشی فعال‌تر و موثرتر در زمینه امور مختلف منطقه‌ای بوده اند. برای مثال، در درگیری‌های منطقه‌ای و حل و فصل آنها ایران نقشی حاشیه‌ای داشته است و حتی خود با معدودی دولت‌ها در منطقه مشکلات و مناقشاتی حل ناشده دارد.

چالش‌های سیاسی ایران در سطح بین‌المللی شامل اتهاماتی است که بر این کشور در زمینه تروریسم دولتی و تولید سلاح هسته‌ای وارد کرده‌اند. هر دو این اتهامات متوجه دولت ایران است در حالی که تروریسم در اغلب کشورها پدیده‌ای غیر دولتی به حساب می‌آید. همچنین از ایران به عنوان کشوری یاد می‌شود که قادربه تامین حقوق انسانی شهروندان خود نبوده است.

سیاست داخلی ایران نیز به همین میزان مسئله‌ساز بوده است. حکومت ایران حکومتی اقتدارگراست که مخالفت با خود را تا حدی اجازه می‌دهد اما در همان حال مخالفان خود را به گونه‌ای گزینشی سرکوب می‌کند. این حکومت مردم کشور را به دو گروه خودی و غیرخودی تقسیم کرده است. انتخابات را اجازه می‌دهد اما نامزدان انتخاباتی را بر مبنایی ایدئولوژیک گزینش می‌کند. این‌ها تبعات افراطی‌گری ایدئولوژیک و انحصار قدرت است.

به لحاظ اقتصادی نیز، ایران در دنیای جدید نتوانسته است به خوبی ایفای نقش کند. اقتصاد این کشور از طریق صادرات نفت با اقتصاد جهانی پیوند خورده است. سهم ایران در واردات کشورهای صنعتی (شامل نفت) تنها % 2 0 است. رقم صادرات غیر نفتی ایران که % 15 صادرات کل کشور را تشکیل می‌دهد درمیان اقلام وارداتی کشورهای مذکور بسیار ناچیز است. سهم ایران در صادرات همان کشورها بالغ بر%3 0 می‌شود. از واردات ایران % 75 به کالاهای مصرفی تعلق دارد؛ و تنها % 1 این واردات را کالاهای سرمایه‌ای تشکیل می‌دهد.

همچنین باید به میزان سرمایه‌گذاری خارجی در ایران نیز اشاره کرد که در حدی پایین باقی‌مانده است. از انقلاب تاکنون تنها 400میلیون دلار در بخش غیر نفتی سرمایه‌گذاری خارجی شده‌است. ارزش سرانه تولیدات صنعتی ایران در سال 2001 تنها رقم 285دلار (دلار آمریکا در سال 1990) بوده است که در مقایسه با 876 دلار در کشورهای در حال توسعه رقم اندکی است. ایران کشوری توسعه نایافته و تا حد زیادی جدا افتاده از بازارهای بین‌المللی است.

ایران از نظر توسعه تکنولوژیک چندین دهه عقب افتاده است و این در حالی است که مردمش توان آن را داشته‌اند که اقتصادی قدرتمند به وجود آوردند که بتواند در سطح جهانی به رقابت بپردازد. ایران به ویژه در هفت یا هشت صنعت کلیدی در عصر ما چندین دهه عقب است: الکترونیک، ارتباطات، نرم‌افزار و سخت افزار کامپیوتر، مواد جدید، بیوتکنولوژی، هواپیمایی کشوری، و مهندسی ژنتیک. ایران تنها کمتر از%01 از GDP خود را صرف تحقیقات و توسعه می‌کند. این رقم را با %27 از GDP در کره جنوبی می‌توان مقایسه کرد.

ناکارآمدی در زمینه مدیریت اقتصادی در ایران ادامه دارد و در مقایسه با سال‌های آخر پیش از انقلاب اقتصاد این کشور سیری نزولی را نشان می‌دهد. مدیران بر مبنای ایدئولوژیک و یا روابط انتخاب می‌شوند و نه بر مبنای تخصص و شایستگی. فساد و رانت‌خواری به شدت رواج دارد و دولت بر اقتصاد مسلط است و آن را به بهای از کار افتادن بخش خصوصی اداره می‌کند. تنها اقلیتی مرتبط دارای روابط نزدیک با لایه‌های بالای حکومتی از این قاعده مستثنا هستند و نقش بخش خصوصی را بازی می کنند.

ایران به طور عمده قدرت و نیروی ملی خود را به صورت قدرت نظامی در نظر می‌گیرد و بدین سبب منابع خود را صرف انواع ماشین‌های جنگی در ارتش، سپاه و بسیج می‌کند. این گرایش تا حدودی به واسطه حضور ایران در میان همسایگانی خطرناک بر این کشور تحمیل شده است. اما مسئله این است که پاره‌ای مقامات حکومتی به استفاده از نیروی نظامی و موثر بودن نیروی تهاجمی باور دارند. انها شاگردان وفادار فرانتز فانون هستند که می گفت خشونت روح استعمار زده را صیقل میدهد!

به لحاظ اجتماعی نیز در مقاسیه با روند توسعه جهانی درایران تحولات ناخوشایندی در جریان بوده است. حدود 30 از جمعیت کشور زیر خط فقر به سر می‌برند و سهم زنان از کل درآمدهای حاصله تنها 10 بوده است. زنان همچنین به لحاظ اجتماعی بیش از مردان سرکوب می‌شوند. میزان بیکاری جوانان بالغ بر 30 است و نرخ سالیانه فرار مغزها 5نفر از هر 1000 نفر را تشکیل می داده است. جوانان ایران یعنی هفتاد درصد جمعیت کل کشور که زیر 30سال سن دارند از محرومیت‌های اجتماعی رنج می‌برند. بسیاری از آنها به اعتیاد روی آورده‌اند. گروه‌های قومی وضعیتی ناآرام دارند و پاره‌ای برای راه‌اندازی جریان‌های جدایی‌خواهانه با نیروهای توطئه‌گر خارجی در ارتباط هستند.

با این حال خبرهای خوبی هم از ایران می‌رسد. فرهنگ سیاسی کشور در حال تغییراست. سیاست خارجی به طور فزاینده‌ای بر منافع ملی متکی می‌شود و نقش اسلام و پاره‌ای نیروهای ضدهمگرایی از این لحاظ کم‌رنگ‌تر می‌شود. این تفاهم در حال شکل‌گیری است که توسعه صنایع هسته‌ای برای تولید سلاح اتمی را جهان تحمل نخواهد کرد و هم‌سویی با تروریسم عواقبی خطرناک دارد. شمار روز افزونی از نخبگان سیاسی اکنون بر این باورند که صرف منابع در راه تولید و تامین سلاح‌های تهاجمی کار بی‌حاصلی است و این در حالی است که تهران همچنان برای این منظور هزینه‌های هنگفتی می‌پردازد.

نقش دولت را به طور فزاینده‌ای حدود 2500 سازمان غیر دولتی NGO به چالش گرفته و این سازمان‌ها در سرتاسر کشور در ده‌ها زمینه فعال هستند که خدمات انسان‌دوستانه بخش عمده‌ای از این فعالیت‌ها را در بر می‌گیرد. رویداد اسفبار زلزله بم نقطه عطفی بود که فاصله این سازمان‌ها را از ارگان‌های دولتی به خوبی آشکار ساخت. این رویداد حاکی از این واقعیت بود که مشروعیت دولت به علت ناکارآمدی و فقدان حسابرسی در فعالیت‌هایش به گونه‌ای چشمگیر کاهش یافته است.

در عرصه اقتصاد نیز تحولات مثبتی رخ داده است. با اینکه ایران هنوز از داشتن نقشی در شرکت‌های چند ملیتی بی‌بهره است، اما جامعه سرمایه داری این کشور روز‌به‌روز بیشتر خواستار استقلالی نسبی خود است. موید این ادعا به خصوص نقشی است که اکنون سرمایه‌گذاران زمینه صنایع کوچک در پیشبرد مدرن‌سازی و توازن‌بخشی به اقتصاد و مملکت برعهده گرفته‌اند. معدودی شرکت‌های ایرانی اکنون در سطح بین‌المللی عمل می‌کنند و شراکت‌هایی نیز در این زمینه از سوی ایرانیان مهاجر در غرب پدید آمده اند. بین‌المللی شدن این شرکت‌ها به همگرایی اقتصاد ایران در روند اقتصاد جهانی، انتقال تکنولوژی، جریان سرمایه و شراکت‌ها در سرمایه‌گذاریهای خارجی کمک شایان می‌کند.

خبرهای خوبی هم در زمینه‌های اجتماعی هست. طبقه متوسط همچنان مقاوم و خواستار آزادی و دمکراسی‌است. به نسبت سال‌های گذشته، شمار افراد این طبقه بالا است و افراد از سطح بالایی از آگاهی‌های اجتماعی برخوردارند. این طبقه اکنون روابطی را هم با طبقه کارگر و هم با بخش‌های مدرن طبقات بالا برقرار کرده است. نکته شایان ذکر در این جا به خصوص پیشرفتی است که زنان ایران در حوزه‌های خصوصی و عمومی بدان نائل شده‌اند. در سال‌های اخیر میزان با سوادی در میان آنان و نیز استقلال اقتصادی در این بخش اجتماعی بهبودی چشمگیر یافته‌است. در میان زنان ایران اکنون ما به هنرمندان، شاعران، فعالان سیاسی برجسته و نیز برنده جایزه صلح نوبل، نامزد دریافت جایزه اسکار، نویسنده‌ای پرفروش، و ملکه زیبایی برمی‌خوریم.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد مدیریت بحران در حوادث ناشی از بمباران و موشكباران مناطق غیر نظامی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد مدیریت بحران در حوادث ناشی از بمباران و موشكباران مناطق غیر نظامی در word دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد مدیریت بحران در حوادث ناشی از بمباران و موشكباران مناطق غیر نظامی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد مدیریت بحران در حوادث ناشی از بمباران و موشكباران مناطق غیر نظامی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد مدیریت بحران در حوادث ناشی از بمباران و موشكباران مناطق غیر نظامی در word :

مطلب جدید پیرامون درس
مدیریت بحران در حوادث ناشی از بمباران و موشكباران مناطق غیر نظامی
كلمه بحران معانی و تعاریف مختلفی دارد. در یك نگاه كلی می‌توان گفت: «بحران یك حادثه، واقعه و یا جریانی است كه اتفاق می‌افتد و سیستم را از كاركرد منظم خودش باز می دارد. یعنی حركت منظم سازمان، مجموعه شهر یا سایر مجموعه‌ها را طوری از كار می اندازد یا فلج می‌كند و یا باعث تاخیر در روند اجرای فعالیت‌ها، ماموریت‌ها و اهداف سیستم می‌شود.»

براساس چگونگی تعریف بحران، تعاریف و تعابیر متفاوتی از مدیریت بحران نیز ارائه شده است. در این مقاله ابتدا به بیان این تعاریف و تدابیر و تشریح اثرات بحران در جوامع سپس به تعریف مدیریت بحران پرداخته می‌شود.
بحران‌ها انواع مختلفی داشته و دامنه بسیار گسترده‌ای دارند، در یك نگاه كلی می‌توان بحران‌هایی كه یك جامعه را تهدید می‌كنند را به سه قسمت تقسیم نمود:
1- بحران‌های ناشی از جنگ و درگیری بین كشورها.
2- بحران‌های ناشی از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه
3- بحران‌های ناشی از بلایایی طبیعی.

كه هر یك از انواع یاد شده خود به زیر گروه‌هایی تقسیم می‌شوند.
صرف نظر از نوع و شكل بحران، امكان ارائه مدلی جامع برای مواجهه با بحران‌های مختلف وجود دارد. تاكنون مدل‌های مختلفی در این زمینه ارائه شده است. در این مقاله پس از ارائه تعاریف یاد شده به ذكر رئوس اصلی یكی از این روش‌های مواجهه با بحران پرداخته خواهد شد. سپس این روش برای مواجهه با بحران‌های ناشی از حملات هوایی و موشكباران مناطق غیر نظامی مورد بررسی قرار می‌گیرد

1ـمقدمه
چرا بحران تا این اندازه فكر بشر را مشغول كرده است؟
بحران در طول تاریخ بشری همواره با انسان بوده است. حملات غارتگرانه كشور گشایان به سرزمین های دیگر، سیل، زلزله، هرج و مرج‌های اجتماعی و صدها نوع وقایع دیگر، بحران‌هایی هستند كه نسل‌های بشر همواره مجبور به تحمل خسارت‌ها و صدمات ناشی از آنها بوده‌اند.
مروری بر آنچه در سده‌های اخیر در ایران رخ داده، ما را به این نتیجه می‌رساند كه ایران یكی از بحران‌ خیزترین كشورهای جهان می‌باشد. وقایع سیاسی و به تبع آن، نظامی اتفاق افتاده در ایران و همین طور بلاخیز بودن فلات ایران، بر این سخن مهر تائید می‌نهد.

به دلایل زیر ایران كشوری بحران خیز است:
– كشور ایران از نظر بلایای طبیعی یكی از 10 كشور بلاخیز دنیا است.
– 90درصد جمعیت كشور در معرض خطرات ناشی از حوادث طبیعی است.
– كشور ایران از نظر آمار وقوع حوادث در دنیا مقام ششم را دارد.
– كشور ایران، ام القرای كشورهای اسلامی است و در نتیجه مخاطرات نظامی و سیاسی بسیار بالایی دارد.

– ایران از نظر استراتژیكی و اقتصادی در نقطه‌ای از جهان قرار گرفته كه می‌توان گفت: از بیشتر بحران‌های جهانی اثر می‌پذیرد. به طور مثال جنگ‌های جهانی اول و دوم را می‌توان نام برد. همچنین جنگ آمریكا و عراق و ;
بنابراین لزوم داشتن یك مدیریت بحران قوی در ایران امری اجتناب ناپذیر می‌نماید. چیزی كه متاسفانه تنها در سال‌های اخیر به آن پرداخته شده است. در این مقاله تلاش ما این است كه ضمن معرفی و تشریح بحران و ارائه یك تعریف دقیق از مدیریت بحران، به معرفی یكی از انواع بحران‌های نظامی ی

عنی بحران‌های ایجاد شده در بمباران‌ها و موشكباران‌های مناطق غیر نظامی بپردازیم.
2- تعریف بحران
2-1) بحران چیست؟
تصور كنید مدیر یك شركت چند ملیتی و بزرگ هستید و در اولین روز كاری هفته خود را آماده می‌كنید كه یك هفته كاری خوب و موفق را پشت سر بگذارید، صبح زود وارد اتاق كار خود می‌شوید و متوجه می‌شوید كارمندان شركت شما به خاطر مسائل حقوقی دست به اعتصاب زده‌اند. هنوز موضوع برای خود شما روشن نشده است كه با انبوهی از خبرنگاران رو به‌رو می‌شوید. شركت شما دچار بحران شده است.
یا تصور كنید در نیویورك زندگی می‌كنید و شاهد انفجار برج‌های سازمان تجارت جهانی هستید و امنیت شما و خانواده‌تان دچار چالش‌ شده است. تردیدی نیست كه شما در شهری بحران زده زندگی می‌كنید. و یا خاطرات اولین روزهای 8 سال دفاع مقدس را به یاد بیاورید. ایران و به خصوص سرزمین‌های جنوبی و غرب آن دچار، بحران‌ بودند. به این اتفاقات می‌توان وقوع زلزله و سیل و بسیاری موارد دیگر را نیز افزود.

در هر فعالیت گروهی، از فعالیت‌های معمول در خانواده كه نوعی حركت گروهی محسوب می‌شوند تا شركت‌های تجاری، احزاب سیاسی، دولت‌ها و جریان‌های بزرگ بین المللی مشكلات و موانعی به وجود می‌آید كه پویایی آن فعالیت، به نحوه عبور از مشكلات و موانع وابسته است. به طور كلی حركت مطلوب یك مجموعه، گذر از یك وضعیت و رسیدن به وضعیت جدید و بهتر است. به همین علت رخ نمایی مشكلات جزء جدایی ناپذیر یك فعالیت محسوب می‌شود. از این دیدگاه می‌توان گفت مجموعه تلاش‌‌های صورت گرفته در توسعه علوم مدیریت، در راستای استخراج روش‌هایی برای عبور موفقیت آمیز از این مشكلات و موانع هستند.

بحران، بروز ناگهانی نیروی یا مجموعه‌ای از نیروهای مخالف و غیر قابل پیش بینی است كه بنیاد و محوریت یك حركت هدفمند را تحت تاثیر مخرب خود قرار می‌دهد و در صورت عبور نكردن، از آن، صدمات جبران ناپذیری به اساس حركت وارد می‌آورد.
تعریف فوق حاوی این نكات است:
– بروز بحران به صورت ناگهانی و ضربتی است و نه تدریجی.
– در بحران، نیروی مخالف اساس و محوریت حركت را تحت تاثیر قرار می‌دهد و نه شاخ و برگ‌های حركت را.
– غیر قابل پیش بینی بودن بحران در طرح مدیریت بحران، نقشی اساسی دارد. شاید بتوان گفت كه بحران، قسمت اعظم انرژی ویرانگر خود را به واسطه غیر قابل پیش بینی بودن خود كسب می‌كند.
– در بحران قطع و انفصال روند طبیعی زندگی رخ می‌دهد. (چنین انفصالی معمولا بسیار سخت و ناگهانی بوده و به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست.)
– بحران اثرات مخرب بر تشكیلات اجتماعی مانند از بین رفتن و یا خسارت دیدن سیستم‌های دولتی، ساختمان‌ها، مخابرات و سرویس‌های ضروری را به خود به همراه دارد.
– در بحران شاهد گسترش فزاینده نیازهای مردمی مانند سرپناه، غذا، پوشاك، كمك‌های اولیه و درمانی و روانی هستیم.

2-2 تقسیم بندی كلی بحران‌ها
تقسیم بندی‌های زیادی برای انواع بحران‌ها می‌توان در نظر گرفت. یكی از مرسوم‌ترین تقسیم بندی‌های به شكل زیر است:
1- بحران‌های ناشی از جنگ و درگیری بین كشورها.
2- بحران‌های ناشی از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه.
3- بحران ناشی از بالایای طبیعی.

1) بحران‌ های ناشی از جنگ:
هدایت و كنترل كامل بحران‌های ناشی از جنگ در اختیار نیروهای مسلح است و سازمان‌های دیگر در زمینه‌های مختلف با این نیروها همكاری می‌كنند.
2) بحران های ناشی از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه:
هدایت و كنترل این بحران‌ها بر عهده دولت است و نیروهای مسلح همكاری‌های لازم را در بخش امنیتی انجام می‌دهند.

3) بحران‌های ناشی از بلایای طبیعی:
این بحران‌ها شامل زلزله، سیل، سونامی و ; می‌باشند و هدایت آنها توسط تیمی از مدیران مختلف كشوری و لشكری صورت می‌گیرد.
به طور كلی اثرات و خصوصیات بحران را می‌توان در سه بخش زیر طبقه بندی نمود:
الف- سطح جهانی؛
ب- سطح ملی؛
ج- سطح منطقه‌ای
2-3) تاثیرات بحران در سطح افكار عمومی؛
وقوع بحران به ویژه بحران‌هایی كه به هر دلیلی مورد توجه عمومی قرار می‌گیرند به وجود آوردنده شرایطی خاص در جامعه است. در فعالیت‌هایی كه به هر دلیل با طیفی از مردم در ارتباط هستند بروز چنین شرایطی در طیف عامه مردم هم تاثیر می‌گذارد؛ چرا كه آنها هم جزئی از جامعه هستند. از این رو برخورد صحیح با بحران مستلزم شناخت تاثیرات عمومی و به ویژه بحران بر افكاری عمومی می‌باشد. از جمله تاثیرات عمومی بحران می توان به موارد زیر اشاره كرد:
(-3-2-1) تضعیف امنیت روانی در سطح افكار عمومی این حالت به ویژه در بحران‌هایی كه امنیت ملی را تهدید می‌كنند بارزتر است.
(2-3-2) بروز خلاءهای شدید خبری. ویژگی‌های غیر قابل پیش بینی بودن و سرعت بالای وقوع بحران و از سوی دیگر این ویژگی‌ بحران كه عموما حالت امنیتی و جنبه محرمانه دارد، نوعی خلاء خبری را ایجاد می‌كند.
(2-3-3) وجود پتانسیل‌ شكسته شدن قالب‌های اجتماعی، فرهنگی

یا سیاسی، از ویژگی‌های عمومی بحران توانایی آن در شكستن قالب‌ها و چارچوب‌های پذیرفته شده است. به همین دلیل فرایند حركتی بحران از این زاویه نیز باید مورد مداقه قرار گیرد.
(2-3-4) اثرات بحران در حوزه‌های اقتصاد عمومی برخی از بحران‌ها (به عنوان مثال بحران ناشی از وقوع جنگ احتمالی) مجموعه ای از فرایندهای مخرب در اقتصاد عمومی را پایه‌ریزی می‌كنند. از جمله چنین فرایندهایی می‌توان به احساس كمبود و یا قحطی كاذب اشاره كرد.
(2-5-3) بحران‌های تعمدی. گاهی برای انحراف افكار عمومی و برگرداندن توجه عمومی از مطالبی خاص و پنهان كردن موضوعی كه نباید فاش شود و گاهی به منظور اغفال رسانه‌ها از واقعه‌ای خاص، از چنین روش‌هایی استفاده می‌شود. بنابراین مكانیزم كنترل بحران باید در تحلیل‌های خود این احتمال را هم در نظر داشته باشد.

(2-3-6) تضعیف مكانیزم‌های امنیتی دولتی. در بحران‌های شدید و كوتاه مدت به دلیل توجه مكانیزم‌های امنیتی دولتی به بحران و غفلت از روال‌های جاری، پتانسیل‌ وقوع بزهكاری‌های اجتماعی (مثل دزدی) افزایش می‌یابد. در این شرایط افزایش توان امنیتی مجموعه مدیریت بحران، ضروری است. (مانند آنچه در زلزله بم دیده شد.)
(2-3-7) تاثیر عملكرد رقبا بر افكار عمومی. بروز بحران، عرصه‌ای بزرگ برای رقابت رقبا می‌گشاید. بخشی از مكانیزم مقابله با بحران باید متوجه این عرصه رقابتی باشد.
2-4) فرصت‌هایی كه بحران می‌تواند برای یك سیستم به همراه داشته باشد

علی رغم تمامی پیامدهای خطرناك و جدی كه به واسطه وقوع بحران حاصل می‌شود، به صورت بالقوه شرایطی را برای مدیران قابل فراهم می‌كند كه جهش قابل توجهی در تیم تحت مدیریت خود صورت دهد و این به نحوه برخورد آنها بستگی دارد. از جمله این شرایط می‌توان به موارد ذیل اشاره كرد:
2-4-1) قالب شكنی ساختار قبلی: یكی از مسائلی كه مدیران با آن سرو كار دارند، قالب‌های شكل گرفته است كه رانده‌مان دلخواه را ندارند. قالب‌هایی مثل ارتباطات درون یا بیرون مجموعه‌ای و میزان فرمان پذیری كاركنان. بحران یكی از بهترین قالب شكن‌ها می‌باشد و یك مدیر ورزیده با استفاده از شرایط آمادگی خود و تجارب و قابلیت‌های موجود به بهترین نحو از آن استفاده می‌كند.
2-4-2) ایجاد همدلی و همراهی بیشتر: عبور از بحران به عنوان یك هدف مقطعی كلی، مجموعه را تحت تاثیر یك همدلی و وحدت قرار می‌دهد كه منجر به ایجاد تجربه‌ای موفق در ذهن افراد شده و می‌تواند وحدتی ادامه دار را موجب شود.

2-4-3) محك نظام مدیریت: بحران، محكی عالی برای ارزیابی سیستم تحت مدیریت و مجموعه‌های مرتبط بیرون از سیستم می‌باشد. ارزیابی توانایی‌های مخالف سیستم از جمله قدرت حفظ تمركز، توان تصمیم گیری، میزان هماهنگی، عملكردهای مدیران، میزان آمادگی و هوشیاری، آشكاری خلاءهای و نقاط ضعیف، میزان وفاداری و خیر خواهی و تعلق خاطر سازمانی پرسنل و ; از این دسته هستند.

3) مدیریت بحران
در حالی كه در گذشته، نقش مدیر در بحران، محدود به شتافتن به محل (یا مورد) واقعه و كوشش در مهار كردن آن و جلوگیری از خسارت بیشتر بود، امروزه مجموعه نظریاتی وجود دارد كه زمینه اصلی آن پیشنهاد این فكر است كه مدیر باید بحران را پیش بینی و برای آن برنامه ریزی كند.
مدیریت بحران، علمی كاربردی است كه به وسیله مشاهده سیستماتیك بحران‌ها و تجزیه و تحلیل‌ آنها در جستجوی یافتن ابزاری است كه به وسیله آن بتوان از بروز بحران‌ها پیشگیری نموده و یا در صورت بروز آن در خصوص كاهش آثار آن، آمادگی لازم، امداد رسانی‌ سریع و بهبودی آن اقدام نمود.
– نجات و درمان مصدومین.

– كاهش خسارات مالی و اقتصادی.
– به حداقل رسانیدن مدت زمان مهار بحران.
– كنترل آثار روحی و روانی ساكنین.
– توجیه و هدایت افكار عمومی به منظور كمك‌های ممكن.
– كنترل و كاهش اتلاف منابع.
– كنترل امنیتی منطقه بحران.
– افزایش ضریب امنیت در سطح كشور، منطقه و جهان.
– جلب و افزایش اطمینان و اعتماد افكار عمومی.

– افزایش كارایی و كار آمدی اركان درگیر حضور در بحران‌های سایر كشورها (در صورت نیاز).
3-1- خلاصه یك مدل برای مواجهه با بحران‌ها
در نگاه اول به نظر می‌رسد مواجهه با بحران‌های مختلف به دلیل ناشناخته و غیر مترقبه بودن آنها امری مشكل و محال باشد، حال آنكه مطالعات روی بحران‌های ثابت كرده است برای مواجهه با همه بحران‌های یك مكانیزم مشترك كه شامل چهار بند اساسی می‌باشد، لازم است. لازم به ذكر است موضوع این بحث بسیار گسترده‌ تر از مجال این مقاله است در اینجا تنها به بیان این چهار بند اساسی بسنده می‌كنیم.

3-1-1 پذیرش و شناخت بحران
چگونه می‌توانید میزان آسیب پذیری در مواجهه با بحران را كاهش دهید. ابتدا باید سیستمی برای مواجه با بحران داشته باشید، برای داشتن یك سیستم برای مدیریت بحران سطحی از اطلاعات و آگاهی‌ها لازم است و در واقع باید یك بررسی همه جانبه قبل از وقوع بحران صورت گیرد.
این بررسی شامل موارد زیر می‌شود:
– اطلاعات اجرایی و اداری عمومی.
– اطلاعات مدیریتی و برنامه كنترلی.

– آشنایی با احتمال وقوع و میزان و شكل آسیب رسانی یك بحران (انواع بحران‌ها).
– توصیف وظایف و گروه‌ها.
این اطلاعات و شناخت از بحران در قالب یك مدیریت همشمند بحران به دست می‌اید كه با توجه به نوع بحران انتخاب می‌شود.
3-1-2- آمادگی
آمادگی بعد از مرحله پذیرش بحران می‌باشد و به مجموعه تداركاتی و آمادگی‌های لازم در مواجهه با بحران گویند.
الف- آمادگی و پیشگیری: كه شامل فعالیت‌هایی می‌شود كه برای پیشگیری از وقوع بحران باید انجام شود. طبیعی است این فعالیت‌ها با توجه به شناختی صورت می‌گیرد كه از چگونگی بحران در اختیار مدیران قرار دارد و در قسمت‌ 3-1-1 به آنها پرداخته شد.

ب- شناخت و دسته بندی وقایع و اقدامات متقابل:
این فعالیت‌ها معمولا در 3 مرحله پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران صورت می‌گیرد و مستلزم انجام امور زیر می‌شود.
– به كار انداختن سیستم مدیریت بحران.
– به كار انداختن ابزارهای لازم برای اجرایی كردن طرح مدیریت بحران.
– به كارانداختن سیستم مدیریت بحران و استفاده از همه نهادهای مربوطه.
ج – واكنش‌های‌ برای تقلیل اثرات بحران بر بازماندگان.
مجموعه فعالیت‌هایی كه برای حفاظت از بازماندگان بحران (شامل آسیب دیدگان و 😉 و كاهش آسیب‌ها و جلوگیری از اثرات بعدی بحران انجام می‌شود.
د- بازگشت به حالت عادی، مجموعه فعالیت‌هایی كه برای بازگرداندن شرایط به حالت عادی قبل از بحران صورت می‌گیرد گفته می‌شود.

3-1-3- آموزش و باز آموزی
آموزش نیروها و افراد عادی كه به هر طریقی با بحران ارتباط دارند، سومین قسمت از فعالیت‌هایی است كه باید در مواجهه با بحران انجام داد. آموزش و بازآموزی یكی از فعالیت‌های حساس و مهم در مدیریت بحران در جوامع می‌باشد. كه شامل قدم‌های زیر می‌شود:
الف- آنالیز وظایف: وقتی كه یك برنامه مجتمع آموزشی طراحی می‌شود، ابتدا باید مهارت‌ها، داشته‌ها و روش‌های كاربردی ایفای نقش رضایت‌بخش در شرایط بحرانی دسته بندی گردند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مبارزه‌ای که مرز نمی‌شناسد در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مبارزه‌ای که مرز نمی‌شناسد در word دارای 27 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مبارزه‌ای که مرز نمی‌شناسد در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله مبارزه‌ای که مرز نمی‌شناسد در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله مبارزه‌ای که مرز نمی‌شناسد در word :

مبارزه‌ای که مرز نمی‌شناسد
جنگ روانی به‌عنوان سلاح جدیدی در دنیای امروز مطرح شده که ضمن تقویت روحیه ملت و سربازان خودی به شکست روحیه دشمن می‌پردازد و امتیازات بی‌شماری را از آنان کسب می‌کند.
این روزها به نسبت گذشته بیشتر با اصطلاح «جنگ روانی» سر و کار داریم. اینکه اساساً جنگ روانی چیست و چه کسانی و با چه اهدافی به‌دنبال آن هستند و حتی تاریخچه این مسأله به چه زمانی باز می‌گردد؟! این‌ها سؤالاتی است که در این نوشتار سعی شده ضمن اشاره به تحولات روز، تا حدودی پاسخ آن‌ها داده شود.

تاریخچه جنگ روانی:
آنچه مسلم است این که عملیات روانی سابقه‌ای به قدمت تاریخ انسانیت دارد. از این منظر کمتر برهه‌ای از تاریخ حیات سیاسی و نظامی بشر را می‌توان یافت که فارغ از این عنصر باشد. محققان زیادی در پی یافتن قدیمی‌ترین نمونه‌های استفاده از جنگ روانی بوده‌اند. در این میان پل لاین بارگر، سابقه استفاده از جنگ روانی را به جنگ کیدئون با مادها نسبت می‌دهد.

در این جنگ کیدئون برخلاف رسوم نظامی زمان خود که هر دسته صد نفره یک مشعل داشتند، به هریک از سپاهیان مشعلی داد و این توهم را در ذهن دشمن ایجاد کرد که تعداد افرادش، صد برابر میزان واقعی است،‌در نتیجه توانست بدون هیچ درگیری به پیروزی دست یابد. از این زمان به بعد این اعتقاد به‌وجود آمد که جنگ حداقل در دو زمینه رخ می‌دهد؛ میدان نبرد و اذهان عمومی در تاریخ اسلام، روشن کردن آتش توسط سپاهیان اسلام در شب فتح مکه و ایجاد رعب در بین مکیان از این طریق، نقش مهمی در شکستن مقاومت آنها داشت و حیله‌ی قرآن بر سر نیزه کردن عمروعاص و شکست دادن سپاه در حال پیروزی امام علی(ع) با این وسیله نمونه‌های برجسته‌ای از جنگ‌های روانی است که به اقتضای فرصت و نبوغ طراحان آن به منصه ظهور رسیده‌اند.

از نمونه‌های گسترده جنگ روانی در قرن بیستم می‌توان به جنگ جهانی دوم اشاره کرد. هنگامی که در سال 1939، محققان آلمانی به‌منظور توجیه شکست کشورشان در جنگ جهانی اول اعلام کردند که از جمله مهم‌ترین علل شکست، ‌غفلت آلمان از سلاح تبلیغات و استفاده مؤثر رقیبان از آن سلاح بوده است، در واقع خبر از حضور گسترده‌ی ابزار تأثیرگذاری روانی در صحنه سیاست و نظامی‌گری می‌دادند. وقوع تحولاتی همچون تشکیل وزارت تبلیغات در آلمان و سازمان‌های جنگ روانی و تبلیغات جنگی در دیگر کشورها، تصدیق عملی این ادعا بود.

پس از آلمان‌ها، به‌طور عمده این مسأله مورد عنایت آمریکایی‌هایی قرار گرفت که به نوعی خود را ابرقدرت جدید جهانی می‌دانستند تا جایی که آن‌ها در کنار استراتژی نظامی‌، سیاسی و اقتصادی اصطلاح «سایکو استراتژی» یا راهبرد روانی را طرح و باین داشتند که عنصر روانی از مسأله زمان جنگ فراتر است و در هنگام صلح نیز باید به آن پرداخته شود.

مؤلفه‌های جنگ روانی جدید:
آنچه امروزه به‌عنوان جنگ روانی جدید مطرح است، در واقع محصول یک سری تحولات صنعتی و تکنولوژیک از جمله گسترش ارتباطات اجتماعی است که ابتدا در اروپا رخ داد. توسعه و گسترش ارتباطات، به‌نوبه خود باعث شد تا انسان‌هایی که تا پیش از این، فقط در محدوده قومی،‌قبیله‌ای و محلی فکر می‌کردند، این بار ملی و جهانی فکر کنند و به مسایل دنیایی فراتر از مناطق محدود خود علاقه‌مند شوند. همچنین پس از انقلاب صنعتی و گسترش جمعیت شهرنشین،‌زمامداران امور کم کم با مقوله افکار عمومی مواجه شدند که از قدرت فراوانی برخوردار بود.

به این ترتیب تعریف بخصوصی از جنگ روانی به‌عنوان بخشی از کشورداری مطرح شد به این معنا که جنگ روانی سلاح جنگی در دنیای جدید محسوب می‌شد که در عین تدافعی بودن حتی می‌توانست تهاجمی باشد و ضمن تقویت روحیه ملت و سربازان خودی، به شکستن روحیه دشمن بپردازد.
از همین منظر است که وزارت جنگ آمریکا مفهوم جنگ روانی را این‌گونه بیان می‌دارد: «جنگ روانی، استفاده برنامه‌ریزی شده از تبلیغات و سایر اعمالی است که قبل از هرچیز با هدف تأثیر بر نظرات، احساسات، مواضع و رفتار جوامع دشمن،‌ بی‌طرف یا دوست و به شیوه‌ای خالی در جهت اهداف ملی صورت می‌گیرد».

تلاش همه‌جانبه آمریکا در جنگ نرم:
واژه جنگ روانی در آمریکا از انتشار کتاب معروف جنگ روانی آلمان نوشته فاراگو در سال 1942 گسترش یافت. در پایان جنگ جهانی دوم در دیکشنری و بستر وارد شد و بخشی از فرهنگ سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

در سال 1950 یعنی تنها یک سال پس از پایان جنگ، دولت ترومن به‌منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ روانی در کره، پروژه‌ای را به‌عنوان «نبرد حقیقت» با تهاجم عظیم و قدرتمند روانی و با بودجه‌ای معادل 121 میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا، اداره ریاست جنگ روانی را به‌عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی،‌واحدهای جنگ روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ جهانی دوم تشکیل داد و از آن زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی، تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روز‌افزون همواره به‌عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند. این سازمان‌ها در حقیقت طیف وسیعی از رادیوها،‌تلویزیون‌ها،‌ ماهواره‌ها، کتابخانه‌ها، بورس‌های دانشگاهی، خانه‌های فرهنگی، آژانس‌های تبلیغاتی، مراکز فیلم‌سازی به‌ویژه هالیوود، واحدهای جنگ روانی نظامی،‌ تشکیلات ستادی و; را شامل می‌شود. تعداد، پرسنل، بودجه،‌حجم و گستردگی فعالیت آن‌ها چنان است که از حوصله بحث خارج است اما در اینجا تنها به نمونه‌هایی از آن بسنده می‌شود.

1 . رکن اصلی تبلیغات رادیویی آمریکا رادیو صدای آمریکا است که در سال 1984 به 23 زبان فعالیت خود را در راستای تبلیغات سیاه و خاکستری (به تعبیر خود آمریکایی‌ها) آغاز کرد. رایدو صدای آزاد ایران بخش کوچکی از تبلیغات رادیویی آمریکا بود که برای اولین‌بار صدای آن در سال 1980 یعنی دو سال پس از پیروزی انقلاب، شنیده شد و تا مدت‌ها به تبلیغات براندازی علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران ادامه داد.
2 . موج فراگیر امپریالیسم رسانه‌ای امروزه به وضوح در جهان قابل مشاهده است. شرکت‌های بسیار بزرگ تبلیغاتی و رسانه‌ای هم‌چون تایم وارنر، وایاکام، نیوزکورپوریش، والت دیزنی و; به‌خوبی به‌عنوان سربازان اصلی جنگ روانی آمریکایی به فعالیت مشغولند. در این میان هالیوود تنها بخش کوچکی از سیاست آمریکایی‌سازی جهان است.

3 . در حال حاضر ایالات متحده آمریکا به‌تنهایی با 444 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بحث فناوری اطلاعات در رتبه نخست قرار گرفته است که پس از آن اروپای غربی با 300 میلیارد دلار و ژاپن با 121 میلیارد دلار در رتبه‌های دوم و سوم هستند، سرمایه‌گذاری هنگفت کشورهای غربی در مقایسه با سرمایه‌گذاری اندک ما (100 میلیون دلار هزینه برای طرح تکفا) از این جهت قابل درک است که بدانیم در عصر انفجار اطلاعات، قدرت و نفوذ تأثیرگذاری وقاعی در اختیار کشورهایی است که شاهراه ارتباطی و اطلاعاتی دنیای نوین را در اختیار دارند.

اهداف اصلی طراحان و مجریان جنگ روانی:
حال که تا حدودی به بحث جنگ روانی و تاریخچه آن اشاره شد، در این قسمت مهم‌ترین اهداف طراحان و مجریان این جنگ بررسی می‌شود.
در جایی نوشته بود «در استراتژی جنگ روانی، هدف تصرف پانزده سانتیمتر بین دو گوش انسان است». این جمله در خلاصه‌ترین وجه بیان‌گر عمیق‌ترین اهداف پروژه جنگ رواین است. در حقیقت جنگ روانی جدید به‌عنوان عملی سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی شده، پدیده‌ای همیشگی و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانی خاصی هم ندارد.
در یک وضعیت می‌توان اهداف جنگ روانی را به اهداف سیاسی و نظامی و در تقسیم‌بندی دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیک و تاکتیکی تقسیم کرد.
باتوجه به اینکه ماهیت اصلی علمیات روانی عبارتست از تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار، احساسات و تمایلات گروه‌های دوست،‌دشمن‌یابی طرف، می‌توان به برخی از مهم‌ترین
هداف جنگ روانی اشاره کرد؛

1 . تأثیر گذاری شدید بر افکار عمومی جامعه هدف، از طریق پروژه جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع‌رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه و به‌ویژه آمریکا همواره از این شیوه سود جسته است.
2 . ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت کوبنده،‌ دعوت به تسلیم از طریق پخش شایعات.
3 . اختلاف افکنی بین صفوف مردم و برانگیختن اختلاف بین مقامت نظامی و سیاسی کشور مورد نظر.
4 . اشاعه بذر یأس و ناامیدی در میان مردم و به‌ویژه نسل جوان برای بی‌تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود.
5 . ایجاد اختلال در سیستم‌های کنترلی و ارتباطی کشور هدف.
6 . کاهش روحیه و کارآیی رزمی.

7 . تبلیغات سیاه از طریق شایعه پراکنی،‌ پخش تصاویر مستهجن،‌ جوسازی از طریق شب‌نامه‌ها و;
8 . تقویت نارضایتی‌های ملت به‌دلیل مسایل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود.
در هر صورت و با توجه به اهداف خطرناک چنین جنگ تمام عیاری آیا وقت آن نرسیده که ما به‌عنوان اصلی‌ترین هدف جنگ روانی دشمن با نگاهی متفاوت‌تر از قبل به بازسازی قوای ارتباطی، رسانه‌ای و اطلاعاتی خود پرداخت و برای مقابله با این جنگ در هر زمانی آماده‌تر شویم؟!
منبع :

http://www.hamandishi.com/More_news.aspid=23273

جنگ روانی آمریکا علیه ایران
جنگ روانی اخیر آمریکا علیه ایران از چند منظر قابل بررسی است .
1- شایعات مطرح شده مبنی بر برنامه نظامی آمریکا علیه ایران واکنشهای شدیدی را در جامعه آمریکا و محافل بین المللی بر انگیخته است . در شرایطی که کشور های 1+5 از حرکت ایران در مسیر قانونی آژانس استقبال کرده اند ، آمریکاییها سیاستی غیر طبیعی را پیش گرفته اند . به اذعان قریب به اتفاق اصحاب سیاست تحریم ها و تهدیدهای اخیر دولت آمریکا علیه ایران فاقد فاکتورهای حداقلی عقلانیت سیاسی است .

کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا طی اظهارنظری هرگونه حمله نظامی به ایران را” اشتباهی وحشتناک “ قلمداد کرد . پوتین نیز تهدید ایران را کار بیهوده ای خواند وگفت : چرا با تهدید به تحریمها و به بن بست کشاندن ، اوضاع را بدترمی کنید. واشنگتن پست در این رابطه نوشت : آمریکا بهتر است صدای خود را مقابل ایرانیان پایین بیاورد . راهپیمایی ضد جنگ مردم ایالتهای مختلف آمریکا علی الخصوص در منهتن در اعتراض به سیاستهای جنگ طلبانه دولت بوش نشان داد که آستانه تحریک جامعه آمریکا پایین آمده است و شهروندان آمریکایی در مقابل دولت موضع گرفته اند .

پر واضح است بی عقلی جدید آمریکا در قبال ایران محصول یک نگرش انتخاباتی فاقد اجماع داخلی و خارجی است . جمهوریخواهان نومحافظه کار به منظور باقی ماندن در قدرت و پیروزی در انتخابات آتی ریاست جمهوری در آمریکا به هر آب وآتشی خود را خواهند زد حتی چنانچه منافع ملی آمریکا درآتش بسوزد . البته این موضوع مستلزم پشت کردن به افکار عمومی جهانی و پشت پا زدن به جامعه نخبگی آمریکا است .

آمریکایی ها هنوز بوش را برای کشته هایشان در عراق نبخشیده اند . بوش از نظر شهروندان آمریکایی یک دروغگو است . تا کنون هیچ مدرکی مبنی بر وجود سلاحهای کشتارجمعی هسته ای در عراق یافت نشده و تمام حدس وگمانهای نومحافظه کاران غلط از کار در آمده است . هزینه دو جنگ سنگین عراق وافغانستان مالیات دهندگان آمریکایی را خشمگین کرده وبر رونق کمپانی ها ی اسلحه سازی افزوده است .

2-هر گونه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران با جواب سخت ودردناکی مواجه خواهد شد . منافع حیاتی آمریکا در تیررس موشکهای میانبرد ودوربرد ایران قرار دارد . در صورت کوچکترین تعرض به خاک ایران آمریکا ضربات وحشتناکی را دریافت خواهد کرد . آمریکاییها در صورت چنین حماقتی نفت 100 دلاری اوپک را در آستانه سرمای زمستان تا 500 دلار در بازارهای نیویورک معامله خواهند کرد و ;

آمریکاییها نمی توانند چشمشان را بر واقعیات موجود ایران و منطقه ببندند . جنگ با ایران هزینه سنگین و جبران ناپذیری برای آمریکا دارد . ایران یک کشور قدرتمند در منطقه است که می تواند بسیاری از معادلات موجود را به ضرر آمریکا به هم بریزد . بدون شک دولتمردان آمریکایی نمی توانند از کنار این موضوعات به سادگی بگذرند . از سویی فقدان یک اجماع بین المللی بر سر تهدید ایران و مشروعیت فزاینده جمهوری اسلامی در جامعه جهانی به واسطه سیاست خارجی فعال دولت نهم سبب شده است که آمریکایی ها نه تنها در موقعیت مناسبی برای اعمال سیاستهایشان نباشند بلکه انگ یکجانبه گرایی ، دردسرسازی بی جا و دروغ پردازی نیز به آنها بخورد . در این شرایط تهدید ایران از جانب آمریکا نمی تواند یک سیاست واقعی باشد .

لذا این تاکتیک غیر طبیعی آمریکا را می توان تنها در قالب یک جنگ روانی برنامه ریزی شده تحلیل کرد . محصول این جنگ روانی برای بوش وتیم جنگ طلب دیک چنی در درجه اول فرافکنی شکستهای پی در پی وغیر قابل توجیه در عراق ، افغانستان ، فلسطین ولبنان است . از سویی آنها قصد دارند به واسطه این جنگ روانی حساسیت مسئولین جمهوری اسلامی را برانگیزند و با القای فضای بحران مانع از تصمیم گیری های صحیح در مواقع لازم شوند . عملکرد اخیر دستگاه سیاست خارجی کشور که در حوزه تصمیم گیری های صریح ، جدی و به دور از هر گونه محافظه کاری می توان آن را طبقه بندی کرد، در چند سال اخیر بیشترین لطمه را به دکترین یک جانبه گرایی دولت آمریکا وارد کرده است

3- بدون تردید جنگ روانی آمریکا افکار عمومی ایران را برای طی طریق قانونی خود ودست یافتن به حقوق مسلمشان مصمم تر از گذشته و منسجم تر می کند . درموضوع جابه جایی اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز هم دکتر لاریجانی وهم دکتر جلیلی بر سیاستهای اصولی جمهوری اسلامی در ادامه مسیر قانونی ایران تاکید کردند . دولتمردان آمریکایی با این حربه جدید تنها خود را در داخل جامعه آمریکا و محافل بین المللی منزوی خواهند کرد . فارغ از آنکه در بین مسئولان و افکار عمومی ایران نوعی حساسیت زدایی نسبت به تهدید های امریکا به وجود آمده است و سیاست اصولی و داهیانه جمهوری اسلامی ایران گفتگو و یافتن راه های جدید برای همکاری و رفع سوء تفاهمات است .

جنگ روانی آمریکا علیه ایران بدون شک محکوم به شکست است . نه دولت نومحافظه کار آمریکا جسارت این را دارد که کوچک ترین تعدی به جمهوری اسلامی کند و نه ایران قدرتمند کشوری است که در مقابل تهدیدهای بی پایه و اساس آمریکایی ها کوتاه بیاید و یا واکنشهای غیر عاقلانه از خود نشان دهد . آمریکا باید در این سیاست بی مبنای خود علیه ایران تجدید نظر کند و گرنه دولتمردان کنونی آمریکا تاوان سختی را برای بی عقلی های خود خواهند پرداخت .

آمریكا به دنبال «تاكتیك بازگشتی» جنگ روانی علیه ایران
شاخص های عملیات روانی آمریكاو كشورهای غربی نشان می دهد كه آنان از «تاكتیك بازگشتی » (The below Back Tactic ) درعملیات روانی خود علیه ایران استفاده كرده اند. این تاكتیك ماهیت مرحله ای و كم شدت دارد.

بررسی تحولات سیاسی جهان نشان می دهد كه موج های جدیدی از عملیات روانی توسط كشورهای غربی علیه ایران سازمان دهی شده است. این گونه اقدامها می تواند ماهیت تبلیغاتی ، دیپلماتیك یا اقتصادی داشته باشد؛ اما غرب در نهایت به دنبال الگوی ستیزش امنیتی علیه ایران است. شاخص های عملیات روانی آمریكاو كشورهای غربی نشان می دهد كه آنان از «تاكتیك بازگشتی » (The below Back Tactic ) درعملیات روانی خود علیه ایران استفاده كرده اند. این تاكتیك ماهیت مرحله ای و كم شدت دارد.

آنها همواره موضوعهایی كه در دوران گذشته علیه ایران به كار گرفته می شد را مجدداً مطرح كرده و تبدیل به موضوع امنیتی ، جدیدمی نمایند. این امر بیانگر آن است كه تاكتیك بازگشتی معطوف به ستیزش های فرایندی و تصاعد یابنده خواهد بود. درچنین شرایطی است كه تاكتیك بازگشتی توسط ساخت های دیپلماتیك، سرویس های رسانه ای و موج های تبلیغاتی سازماندهی می شود. به هر میزان كه چنین فرایندی گسترش بیشتری پیدا كند؛ زمینه برای تداوم منازعه در شرایط دیپلماتیك و نرم افزاری ادامه خواهد یافت.

برای تبیین شاخص های تاكتیك بازگشتی در عملیات روانی آمریكا و جهان غرب علیه ایران لازم است تا اخبار و تحولات منطقه ای و بین المللی مربوط به ایران مورد بررسی قرار گیرد. درچنین الگویی، هریك از حوادث می تواند یكی از شاخص های منازعه تلقی شود؛ زیرا منازعه ماهیت فرایندی، برنامه ریزی شده، مرحله ای و تصاعد یابنده خواهد داشت. اگر فرایند حوادث به گونه ای تداوم یابد كه مخاطرات و تضادهای امنیتی كاهش یابد؛ به معنای آن است كه زمینه برای تغییر چنین الگویی وجود دارد. در حالی كه اگر شاخص های منازعه قبل ، بازسازی شود به معنای آن است كه ستیزش در قالب الگوهای جدیدی تداوم خواهد یافت.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله قانون اساسی کشور آلمان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله قانون اساسی کشور آلمان در word دارای 11 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله قانون اساسی کشور آلمان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله قانون اساسی کشور آلمان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله قانون اساسی کشور آلمان در word :

قانون اساسی کشور آلمان
اصل 1
1 حیثیت انسان مصون از تعرض می باشد رعایت و حمایت از آن بر عهده هیأت حاكمه است .
2 بنابر این ملت آلمان مصونیت از تجاوز وغیر قابل واگذار بودن حقوق انسانی را بنیاد هر جامعه بشری و صلح و عدالت در جهان می شناسد .
3 حقوق اساسی نامبرده ذیل قوای مقننه ، مجریه و قضاییه را به منزله قانون نافذی مقید می سازد .

اصل 2
1 هر فردی حق ترقی و پیشرفت آزاد شخصیت خود را تا حدی كه به حقوق دیگران تجاوز نشود و به نظمی كه حقوق اساسی مقرر داشته و یا به موازین اخلاقی لطمه وارد نسازد داراست .
2 هر فردی حق بر حیات و حق مصون از تعرض بودن شخص خویش را دارد . آزادی فرد از تعرض مصون خواهد بود در این حقوق فقط بر طبق مقررات قانونی مداخله می توان كرد .

اصل 3
1 همه افراد در مقابل قانون برابرند .
2 مردان و زنان حقوق مساوی دارند .
3 هیچكس را به مناسبت جنس پدر و مادر ، نژاد ، زبان ، كشور محل اصلی تولد ، ایمان یا عقاید مذهبی و سیاسی نمی توان مورد رفتار مادون و یا مرجح قرار داد .

اصل 4
1 آزادی ایمان و وجدان و آزادی عقیده مذهبی یا فكری مصون از تجاوز خواهد بود .
2 اجرای بدون مزاحمت آیین مذهبی تضمین می باشد .
3 هیچ فردی را بر خلاف وجدانش به خدمت نظامی كه مستلزم بكاربردن اسلحه باشد وادار نمی توان كرد . جزییات به وسیله قانون فدرال تعیین می گردد .
اصل 5
1 هر فردی حق دارد عقیده خود را آزادانه به وسیله نطق و قلم و تصاویر بیان و منتشر سازد و بدون مانع از منابعی كه د ردسترس همگان است بر اطلاعات خویش بیفزاید . آزادی مطبوعات و آزادی نشر اخبار به وسیله رادیو و فیلم تضمین شده است . سانسور به هیچ وجه وجود نخواهد داشت .
2 این حقوق به وسیله مقررات قانون عمومی و مواد قانونی مربوط به حمایت طبقه جوان و بر طبق حق مصونیت شرافت شخصی تحدید پذیر است .
3 هنر و دانش و تحقیقات علمی و تعلیمات آزاد است . آزادی تعلیم نباید به كاهش وفاداری نسبت به قانون اساسی منجر بشود .

اصل 6
1 زناشویی و خانواده از حمایت اختصاصی دولت بهره مند خواهند بود .
2 مراقبت و تربیت كودكان حق طبیعی پدر و مادر و تكلیف عمده ایشان است . حق نظارت بر اجرای این تكلیف به عهده هیات جامعه است .
3 جدا ساختن كودكان از خانواده بر خلاف اراده افرادی كه حق پرورش آنها را دارند فقط بر طبق قانون امكان پذیر است مگر در موردی كه صاحبان این حق در انجام وظیفه خود قصور نمایند و یا در صورتی اطفال درمخاطره غفلت اهمال واقع شوند .
4 هر مادری حق حمایت و مراقبت ازناحیه جامعه را داراست .
5 كودكان غیر مشروع جهت رشد بدنی و فكری و ضع خود در جامعه قانونا از همان حمایتی برخوردار می شوند كه اطفال مشروع بهره مند می باشند .
اصل 7
1 اصول تعلیم و تربیت تحت نظارت دولت می باشد .

2 اشخاصی كه حق تربیت كودكی را دارند حق این تصمیم را نیز خواهند داشت كه به او تعلیم اصول دینی بدهند .
3 تعلیم اصول دینی در مدارس دولتی جزء دروس رسمی محسوب می شود مگر در مدارسی كه از لحاظ تعلیمات دینی آزاد باشند . بدون این كه به حق نظارت دولت لطمه ای برسد تعلیمات دینی بر طبق اصول فرقه های مذهبی داده می شود . هیچ معلمی را بر خلاف اراده او به تعلیمات دینی وادار نمی توان كرد .
4 حق تأسیس مدارس ملی تضمین شده است . برای ایجاد مدارس ملی به جای مدرسه های دولتی یا شهرداری اجازه دولت و رعایت قوانین هر استان ضروری است . این اجازه هر گاه مدارس ملی از لحاظ برنامه های تحصیلی و وسایل و صلاحیت حرفه ای طبقه معلم پست تر از مدارس دولتی یا بلدی نباشد و اگر تاسیس آن موجب تشدید اختلافات میان شاگردان بنابر وسایل اولیای آنها نشود باید اعطا گردد . از صدور این اجازه اگر وضع اقتصادی و قانونی هیات مربیان به قدر كافی تضمین نشده باشد باید امتناع شود .
5 تأسیس دبستان ملی وقتی مقدور است كه دستگاه فرهنگی اقناع شود كه برای یك نتیجه تربیتی خاص مفید خواهد بود و یا بنابر درخواست اشخاصی كه حق تربیت كودكان را دارند و به منزله یك مدرسه مختلط یا مذهبی یا مسلك معنوی ( ایدئولوژیك ) تاسیس یابد و دبستان دولتی یا بلدی از آن نوع در آن حوزه نباشد .
6 مدارس تهیه منحل خواهد ماند .
اصل 8
1 تمام افراد آلمانی حق خواهند داشت با رعایت آرامش و بی اسلحه دور هم جمع شوند بدون آن كه به مقامی قبلا اطلاع داده و یا استجاره كرده باشند .
2 راجع به اجتماعات در فضای آزاد این حق ممكن است بر طبق قانون محدود شود .
اصل 9
1 همه افراد آلمانی حق تشكیل انجمنها ومجامع را خواهند داشت .
2 مجامعی كه هدف یا فعالیتهای آن منافی با قوانین جزایی باشد و یا بر خلاف ترتیبی كه قانون اساسی مقرر داشته و یا مرام تفاهم بین ملل باشد ممنوع اند .
3 حق تشكیل مجامع به منظور حمایت و بهبود شرایط كارگری و اقتصادی برای هر فرد و تمام حرفه ها و مشاغل شناخته شده است . قرارنامه هایی كه این حق را محدود و یا از اجرای آن جلو گیری كند از درجه اعتبار به كلی ساقط خواهد بود و مقرراتی كه برخلاف این مقصود تنظیم یابد غیر قانونی است .
اصل 10
محرمانه بودن مكاتبات و محرمانه بودن مراسلات پستی و تلگراف و مصون از تجاوز است ، فقط بر طبق مقررات قانون محدودیتی در این باره می توان تحمیل كرد .
اصل 11
1 تمام افراد آلمانی از حق آزادی عبور و مرور در سراسر قلمرو فدرال بهره مند می باشند .
2 این حق را تنها به وسیله قانون و فقط در مواردی كه وسایل كافی برای زندگانی موجود نباشد و در نتیجه آن تحمیلی نسبت به جامعه پیش آید یا برای حمایت طبقه جوان جهت رفع اهمال و به منظور مبارزه با خطر امراض مسری و یا جلوگیری از جنایت ضروری باشد می توان محدود ساخت .
اصل 12
1 هر فرد آلمانی حق آزادی انتخاب شغل و حرفه مطلوب خویش و محل كار و آموزش خود را خواهد داشت نحوه اجرای اشتغال و كسب راممكن است قانون تنظیم كند .
2 هیچ فردی را به كار خاصی نمی توان وادار كرد مگر در حدودی كه سابقه دیرین خدمات عمومی اجباری كه نسبت به همه و متساویا اجرا شدنی است ایجاب كند هر كس را كه بنا بر معتقدات وجدانی خود از خدمت نظامی مستلزم استعمال اسلحه امتناع می ورزد می توان در عوض آن به خدمت دیگر گماشت . مدت این خدمت ثانوی نباید از دوره خدمت نظام بیشتر باشد . جزییات به وسیله قانونی تعیین خواهد شد كه بر خلاف آزادی وجدان نباشد و در نظر گرفته شودكه خدمت ثانوی هیچ گونه ارتباطی با دستگاه های خدمات نظامی نداشته باشد .
3 زنان نباید قانونا به خدمت در هیچگونه واحد نظامی گمارده شوند و به هیچ عنوان نبایستی برای كاری كه مستلزم استعمال اسلحه باشد استخدام گردند .
4 تحمیل كار اجباری فقط در صورتی امكان پذیر است كه شخصی بر طبق رأی دادگاه از آزادی خود محروم شده باشد .
اصل 13
1 خانه از تجاوز مصون است .
2 بازرسی منزل فقط بر طبق رأی قاضی و یا در صورت احتمال خطر ناشی از تأخیر به وسیله عمال دیگری كه قانون تعیین نموده و فقط مطابق ترتیبی كه در خود قانون پیش بینی شده است امكان دارد .
3 و یا این مصونیت از تجاوز ممكن است فقط در مورد پیشگیری از خطری همگانی و یا خطر مهلك برای افراد یا بر طبق مقررات قانونی جهت جلوگیری از خطری عاجل نسبت به امنیت و نظم عمومی و به خصوص تعدیل مشكل كمیابی مسكن و مبارزه با خطر ناخوشی های مسری یا حمایت از جوانانی كه درمخاطره افتاده باشند مقید و یا محدود گردد .

اصل 14
1 حقوق مالكیت وراث تضمین شده اند . حدود آن را قوانین تعیین خواهند كرد .
2 تملك تكالیفی را ایجاب می كند . استفاده از آن باید توام باخیر عامه باشد .
3 سلب مالكیت فقط به منظور خیر عامه مجاز است و امكان آن فقط بوسیله قانونی خواهد بود كه چگونگی و میزان جبران خسارت را پیش بینی كرده باشد و جبران باید با رعایت ملاحظات عادلانه از لحاظ مصالح عموم ومنافع اشخاصی كه خسارت دیده اند به عمل آید و در صورت اختلاف راجع به مقدار خسارت وارده به دادگاه های عادی می توان مراجعه كرد

اصل 15
زمین ، منابع طبیعی ووسایل تولید را به منظور انتقاع عامه می توان به مالكیت عموم یا صورت های دیگر اقتصادی كه تابع نظارت عمومی باشد به وسیله قانونی كه چگونگی و میزان جبران خسارت را تعیین كند در آورد درباره چنین جبران خسارتی ماده 14 بند (3) جمله های 3 و 4 بدون كم و كاست قابل اجرا خواهد بود اصل 16

1 هیچ فردی را از تابعیت آلمانی خود محروم نمی توان ساخت از دست دادن حق تابعیت فقط بر طبق مقررات قانون ممكن است پیش آید و در مورد كسی كه علی رغم اراده خود مشمول آن واقع می شود فقط موقعی امكان دارد كه چنین شخصی در اثر آن بلاوطن نشود .
2 هیچ فرد آلمانی را نمی توان به یك دولت خارجی تسلیم كرد افرادی كه به دلایل سیاسی تحت تعقیب باشند از حق پناهندگی بهره مند خواهند شد .
اصل 17
هر فردی حق خواهد داشت كه انفرادی یا به اتفاق دیگران عریضه یا شكوه نامه به عنوان مقامات صالحه و به مجلس نمایندگانی بدهد .
1 قوانین راجع به خدمت نظامی و سرویس عوض آن ممكن است به وسیله موادی كه شامل افراد نیروی انتظامی و خدمات ازاء آن در دوره خدمت نظامی یا ازاء آن می شود حقوق سیاسی را در مورد بیان و انتشار آزاد عقاید از راه نطق و قلم و تصاویر ( ماده 5 ) بند (1) و حق تسلیم عریضه( ماده 17 ) در قسمتی كه مقرر می دارد تقاضاها یا شكایات را به اتفاق دیگران فراهم و تسلیم دارند محدود سازد .
2 قوانین به منظورهای دفاع ملی و از جمله حمایت جمعیت كشوری ممكن است موجب محدودیت حق های اساسی آزادی عبور و مرور ( ماده 11) و مصونیت خانه از تجاوز بشود ( ماده 13 ) .

اصل 18
هر كس كه از آزادی بیان و عقاید مخصوصا آزادی مطبوعات ( ماده 5 ) بند (1) آزادی تعلیمات ( ماده 5 ) بند (3) آزادی اجتماعی ( ماده 8) آزادی تشكیل مجامع و انجمنها ( ماده 9 ) محرمانه بودن مكاتبات پستی و تلگراف ( ماده 10 ) مالكیت ( ماده 14 ) و یا حق پناهندگی ( ماده 16 ) بند (2) به قصد این كه با نظم اساسی دموكراسی آزاد مبارزه نموده باشد سوء استفاده كند از برخوردار شدن از این حقوق اساسی محروم خواهد گردید . این محرومیت ومیزان آن از طرف دیوان قانون اساسی فدرال تعیین خواهد شد .
اصل 19
1 تا حدودی كه مشمول این قانون اساسی است و مطابق آن یك حق اساسی را به موجب یا بر طبق قانون می توان محدود نمود ولی چنین قانونی باید جنبه عمومی داشته باشد نه آن كه فقط در مورد خاصی به موقع اجرا در آید به علاوه قانون باید با ذكر حق اساسی و عطف به ماده مربوطه آن باشد .
2 در هیچ موردی درماهیت اصلی یك حق اساسی خللی نمی توان وارد كرد .

3 حق های اساسی درباره اشخاص حقوقی داخل نیز تا حدودی كه چگونگی چنین حق ایجاب می كند اجرا خواهد شد .
4 هر گاه حق كسی از ناحیه مقامات رسمی مورد تجاوز قرار گیرد راه مراجعه او به دادگاه بازخواهد بود و اگر هیچ دادگاه دیگری صلاحیت اختصاصی نداشته باشد به دادگاه های عادی می توان مراجعه كرد .
اصل 20
1 جمهوری متحده آلمان یك دولت دموكراتیك ، فدرال و سوسیال است .
2 سرچشمه قدرت دولت از ملت است . این قدرت از طریق انتخابات و اخذ رای و به وسیله ارگان جداگانه قوه قانونگذاری ، قوه مجریه و قوه قضاییه اعمال خواهد گردید .
3 قوه مقننه تابع مقررات قانون اساسی و قوای مجریه و قضاییه پیرو قانون خواهند بود .
اصل 21
1 احزاب سیاسی در تكوین اراده سیاسی مردم سهیم خواهند بود . این احزاب ممكن است آزادانه تاسیس شوند ، سازمان داخلی آنها باید منطبق با اصول دموكراتیك باشد و بایستی منابع در آمد خود را در معرض اطلاع عامه بگذارند .

2 احزابی كه به دلیل مرام یا رویه افراد پیوسته به خود در صدد لطمه زدن یا از بین بردن نظم اساسی دموكراتیك آزاد باشند یا هستی جمهوری فدرال آلمان را دچار خطر سازند منافی با قانون اساسی خواهند بود . دیوان قانون اساسی فدرال راجع به این وضع متباین با قانون اساسی تصمیم لازم اتخاذ خواهد كرد .
3 جزییات به وسیله قانون فدرال مقرر خواهد گردید .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله رشته علوم سیاسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله رشته علوم سیاسی در word دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله رشته علوم سیاسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله رشته علوم سیاسی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله رشته علوم سیاسی در word :

دولت الكترونیك
مقدمه
یكــــی از مفاهیمی كه در دهه های اخیر به گونه ای بسیار گسترده در جوامع پیشرفته مورد بررسی قرار گرفته و حتی در بعضی مواقع با موفقیت به اجرا درآمده، مفهوم دولت الكترونیك است. دولت الكترونیك، یك دولت دیجیتال بدون دیوار و ساختمان و دارای سازمانی مجازی است كه خدمات دولتی خود را به صورت بهنگام (ON LINE) ارائه می كند و موجب مشاركت آنان در فعالیتهای مختلف اجتماعی سیاسی می شود.

روند ایجاد دولت الكترونیك بدین صورت بوده است كه در طول نیمه دوم دهه 1990، بخش خصوصی آمریكا مسئول خلق خدمات الكترونیكی شد. وجود فناوری وب (WEB)، به برانگیختن برخی اقدامات تجاری در شركتها منجر گشت و لذا نتایج خوب و قابل سنجشی از این اقدامات حاصل شد. مهمتر از آن، این بود كه كاركنان هرچه بیشتر اثربخش شدند به طوری كه در بازده كاری آنها افزایش قابل ملاحظه ای پدید آمد. برای مثال، در سال 1999، میانگین بازده كاری هر ساعت فرد، پنج درصد افزایش پیدا كرد. لذا بدین طریق، بذرهای كارایی به واسطه به كارگیری این چنین فناوریها پاشیده شد و لذا فناوری وب به تغییراتی در شغل، شاغل و ارتباطات منجر شد.

زمانی كه فناوری وب در اكثر بخشهای خصوصی به كار گرفته شد، دولت از این بابت عقب مانده بود. لذا توجه دولت به این مسئله معطوف گشت كه ارائه خدمات به شهروندان به صورت الكترونیك بسیار ساده تر خواهدبود.

درنتیجه وینتون سرف (VINTON CERF) كه به عنوان یكی از پدربزرگهای اینترنت مشهور است این پیشنهاد را به رهبران دولتی داد كه «لطفاً از فناوری اطلاعات استفاده كنید. اجازه دهید كه خدماتتان، بیشتر دردسترس باشد. همچنین، هرگز از فناوری وب نهراسید، اما همواره برای آن برنامه ریزی كنید». لذا شهر گولدن به این نیاز استراتژیك پی برد و در ژوئیه 2001، برنامه ریزی استراتژیك برای دولت الكترونیك را تدوین كردند. به هــــرحال، بهــــره گیری از امكانات دولت الكترونیك می تواند موجب ارائه بهتر خدمات دولتی به شهروندان شود و امكان استفاده و دسترسی برابر كلیه شهروندان، تعامل اثربخش تر با طرفهای درگیر و غنی سازی شهروندان را فراهم آورد و درمجموع، به ایجاد مدیریت دولتی اثربخش تر منجر شود.

ازجمله نتایج موردانتظار از چنین فرایندی، كاهش فساد اداری و شفافیت بیشتر امور، بالارفتن میزان مسئولیت، دائمی شدن بهبود روندها و فرایندها، راحتی بیشتر، رشد منابع و كاهش هزینه خدمات است. با ظهور فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، مراكز خدمات رسانی به مشتریان نزدیكتر می شوند و افراد می توانند حتی ازطریق رایانه های شخصی، خدمات خود را دریافت كنند. همچنین دولت الكترونیك موجب صرفه جویی در وقت و هزینه، دولت، شهروندان و كسب و كار می گردد. جهانی شدن نیز دولتها را وادار می سازد تا به منظور فروش كالا و خدمات خویش و همچنین صدور فرهنگ و شناساندن خویش به سایر فرهنگها و تمدنها، اقدام به تاسیس دولت الكترونیك كنند.

تعاریف
تعاریف بسیاری از دولت الكترونیك شده است كــه تعدادی از آنها به صورت زیر ارائه می شود:
دولت الكترونیك: استفاده آسان از فناوری اطلاعات به منظور توزیع خدمات دولتی به صورت مستقیم و شبانه روزی به مشتری است.
دولت الكترونیك، استفاده دولت و سایر سازمانهای دولتی از فناوری اطلاعات به منظور ایجاد تحول در رابطه با شهروندان، مراكز تجاری و سایر مواردی است كه با دولت درحال تعامل هستند.

دولت الكترونیك، شیوه ای برای دولتها به منظور استفاده از فناوری اطلاعات و فناوریهای جدید است كه به افراد تسهیلات لازم جهت دسترسی مناسب به اطلاعات و خدمات دولتی، اصلاح كیفیت آنها و ارائه فرصتهای گسترده برای مشاركت در فـــــرایندها و نمادهای مردم سالار می دهد.
دولت الكترونیك، تكیه بر اینترنت و دیگر فناوریهای نوظهور دارد تا اطلاعات و خدمات را به سادگی، سرعت، به شیوه ای كارا و با هزینه كم دریافت و توزیع كند.
در تعاریف دیگری نیز كه ارائه شده است به جنبه های پاسخگویی، مسئولیت پذیری، شفـــاف ســـازی و اینگونه موارد توجه گردیده است. بنابراین، دولت الكترونیك مجموعه ای از كلیه ارتباطات الكترونیك است كه بین دولت، شركتها و شهرونــــــدان رخ می دهد.

اهمیت ایجاد دولت الكترونیك
به صورت روزافزون، انتظارات افراد درمورد خدمات و محصولات و نیز نحوه و كیفیت ارائه آن به طور روزافزون درحال تغییر است و دولت نیز باید پاسخگوی این نیازها و انتظارات باشد. آنان خواهان این هستند كه ساعات كار موسسات دولتی افزایش یابد و آنان هر زمان كه خواستند بتوانند كارهای خود را انجام دهند، در صفها معطل نشوند، خدمات با كیفیت تری دریافت كنند، خدمات و محصولات ارزانتری به دستشان برسد

و مواردی از این دست كه پاسخگوترین شكل دولت برای این انتظارات درحال حاضر دولت الكترونیك است. دولتها همچنین برای جذب سرمایه، مشاغل و اشتغال، كارگران ماهر، گردشگران و موارد دیگر با هم در رقابت هستند و بدین منظور به امكانات جدیدی نیاز دارند كه دولت الكترونیك این امكانات را برای آنها فراهم می آورد. لذا دولت الكترونیك، نه تنها موجب یكپارچه شدن خود بــــا جامعه می شود بلكه باعث می گردد كه دولت بر منابعی تاكید داشته باشد كه بیشتر موردنیاز است. دولت الكترونیك باعث گسترش فرهنگ خودخدمتی (SELF SERVICE) می شود و شهروندان قادر می شوند تا آنجا كه ممكن است به خود كمك كنند و از هزینه ها و اتلاف وقت خود بكاهند.

ضرورت ایجاد
عوامل متعددی، زمینه های لازم برای تحقق این امر را فراهم می آورند كه همگی ناشی از فناوری و پیچیده تر شدن بشر است و دولتها برای پاسخ به این پیچیدگی ناگزیرند كه اقدام به ایجاد دولت الكترونیك كنند. مهمترین این عوامل عبارتند از:
1 – رشد فناوریهای جدید و بویژه فناوری اطلاعات: امروزه، فناوری با نرخ فزاینده و به صورت تصاعدی درحال رشد است. قانون مور (MOORS LAW) در این مورد می گوید: قدرت محاسباتی رایانه ها هر 18 ماه دو برابر می شود.

قانون <<«مت كالف» (MATCALF) نیز می گوید: میـــــزان رشد یك شبــكه به میزان تــوان دوم استفاده كنندگان از آن شبكه است و درنهایت قانون گیلدرز (GILDERS) می گوید: مسیرهای ارتبــــاطی شبكه ها هر 12 ماه سه برابر می شود. همان گونه كه از مثالهای فوق برمی آید سرعت رشد فناوری اطلاعات بسیار زیاد بوده و این امر در تمامی پدیده ها ازجمله موسسات دولتی تاثیرات شگرفی بــــرجای می گذارد.

2 – سرمایه گذاری بنگاههای اقتصادی در بخش فناوری اطلاعـــات: بنگاههای اقتصادی سرمایه گذاری های كلانی را در زمینه فناوری اطلاعات اعمال كرده اند و بخش خصوصی نیز جهت پاسخگویی با شرایط كنونی و كم كردن فاصله و شكاف بین خود و دولت، ناگزیر از سرمایه گذاری در این خصوص است. آمارها نشان می دهد كه سرمایه گذاری شركتهای آمریكایی درفناوری اطلاعات از كمتر از 10 درصد در سالهای گذشته به 50 درصد درحال حاضر رسیده است و به دلیل سرمایه گذاری هایی كه در این زمینه شده هزینه مبادلات بانكی به میزان 30 درصد هزینه های بانكی غیر الكترونیك كاهش یافته است.

3 – رشد اینترنت و فراگیری عمومی استفاده از آن: طی فصل فروش عید كریسمس در سال 1999 فروشندگانی كه محصولات خود را ازطریق اینترنت به فروش می رسانند معادل 3/1 میلیارد دلار پوند كه این میزان، چهار برابر فروش آنان در سال 98 بود و در سال 2000، آمریكا برای ایجاد دولت الكترونیك رقمی معادل 500 میلیون دلار هزینه كرده كه این میزان در سال 2003 به 1/6 میلیارد دلار خواهدرسید.

4 – تغییر انتظارات شهروندان و بنگاههای اقتصادی: در ایالت ویرجینیای آمریكا، 76/8 درصد از شهروندان از خانه یا محل كار خود به اینترنت دسترسی دارند و 38 درصد آنها از اینترنت و پست الكترونیك به صورت روزانه استفاده می كنند. این نمونه ها نشان می دهد كه انتظارات مردم درمورد خدمات، محصولات و نیز نحوه و كیفیت ارائه آن به طور روزافزون درحال تغییر است و دولت نیز باید بتواند پاسخگوی این نیازها باشد و این امـــر فقط می تواند ازطریق دولت الكترونیك تحقق یابد.
5 – جهانی شدن و فشارهای ناشی از رقابت: دولتها برای جذب سرمایه، مشاغل و كارگران ماهر، گردشگران و; با هم در رقابت بوده و ازسویی جهانی شدن نیز به منظور فروش كالاها و خدمات خویش، آنها را وادار به تاسیس دولت الكترونیك می كند.

مزایا
تا چند سال پیش روال معمول برای دریافت خدمات دولتی، مستلزم حضور فیزیكی مراجعه كننده به یكی از دفاتر دولتی مرتبط بود. با پیشرفتهـــای تكنولوژیك و اطلاع رسانی، برای نزدیك كردن محل ارائه خدمات به مشتریان حركت جدیدی ایجادشده است. در گامهای نخست، ایجاد كیوسك های ارائه خدمات (نظیر آنچه كه در شبكه های بانكی مورداستفاده قرار می گیرد) به اجرا درآمد و در گامهای بعدی، استفاده از رایانه های شخصی بدین منظور موردتوجه قرار گرفت. میزان گستردگی دامنه پوشش دولت الكترونیك زمانی برای ما روشن می شود كه به این امر واقف شویم كه حتی موفق ترین كشورها در این زمینه تا زمان حاضر، موفق به استفاده بیش از 20 درصد از پتانسیل های موجود نشده اند.

دسترسی سریع به اطلاعات در سازمانهای دولتی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آنجا كه فرایندها و روندهای اداری عموماً تكراری، عادی و تابع ضابطه هستند، استفاده از رایانه، امكانــات منحصر به فردی را برای جمع آوری، كنتـــرل و گزارش دهی فوری و به موقع برای مدیران فراهم می آورد و این امر سازمانهـــا را بر آن داشته كه مبادرت به سرمایه گذاری هنگفت در این زمینه كنند. ولی این فرایند، تاثیر چندانی بر بهره وری سازمانهای فوق ندارد. این درحقیقت همان نقطه ای است كه پروژه دولت الكترونیك، در آن تحول ایجاد می كند.

گام نخست در فرایند ایجاد دولت الكترونیك، امكان استفاده آزاد و آسان از اطلاعات، برای شهروندان است. این گام در تمامی كشورهایـــی كه در این مسیر قدم گذاشته اند مشترك است. برخی از ممالك پیشرفته، حتی قبل از ایجاد شبكه جهانی، اقدام به ایجاد مجموعه های الكترونیك غنی از اطلاعات به خدمات دوایر مختلف دولتی كرده و آن را به طرق مختلف دراختیار شهروندان قرار داده اند. امروزه، اكثر سازمانهای دولتی در كشورهای غربی، دارای سایت مستقل اینترنتی هستند كه در ضعیف ترین حالت، اطلاعات و قوانین جاری شركت را دراختیار شهروندان قرار می دهند.

در برخی دیگر از كشورها نیز، این مجموعه به صورت یك سایت مادر كه حاوی پیوندهایی به زیرمجموعه های دولتی است، وجود دارد و شهروند با ورود به این سایت، می تواند راه خود را تا جزیی ترین خدمات موجود، به راحتی انتخاب كند.

استفاده از این فناوری می تواند در پایین آوردن آمار فساد اداری كه منشا آن ارائه اطلاعات به شهروندان است نقش بسزایی داشته باشد و با شفاف كردن فعالیت سازمانها، گامی موثر درجلب اعتماد عمومی محسوب می شود. به طورخلاصه، مزایای دولت الكترونیك عبارتند از:
دسترسی مستقیم به اطلاعات و خدمات مالی؛
ارتباط مستقیم با مقامات دولتی؛

صرفه جویی در زمان، حمل و نقل، ساعات كار، كاغذ، هزینه های خدمات و منابع انرژی؛
افزایش كارایی عملیات دولتی؛
ارائه خدمت به شهروندان به صورت 24ساعته و 7 روز هفته؛
امكان ارائه خدمات در هر مكان.

نمادهای مورداستفاده در دولت الكترونیك
نمادهای دولت الكترونیك، نشان دهنده این است كه یك دولت الكترونیك می تواند چه بخشها و چه افرادی را با یكدیگر مرتبط سازد.
1 – G2C (موسسه دولتی به شهروند): مهمترین و گسترده ترین نوع كاربرد دولت الكترونیك، رابطه دولت با شهروند و بالعكس است. دولت الكترونیك بایستی شهروند را به دولت مرتبط سازد. رابطه دولت با شهروند شامل ارائه اطلاعات مناسب به افراد، دراختیار قرار دادن فرصتها، تجدید گواهینامه رانندگی، پرداخت قبض های مختلف و غیره می شود. این نوع رابطه دولت با شهروند، به ایجاد تغییراتی در زندگی افراد منجر می شود.

2 – G2G (رابطه دولت با دولت): این نوع رابطه بین دولتها بدین خاطر است كه معمولاً سازمانهای دولتی، متكی به دیگر نمایندگان دولتی هستند و تعامل الكترونیك بین آنها، از اهمیت خاصی برخوردار است. در رابطه با دولت، عموماً نیاز به دسترسی مستقیم به پایگاههای اطلاعاتی وجود دارد.
3 – G2B (رابطه دولت با كسب و كار): این نوع رابطه، اولین رابطه ای بود كه توسعه پیدا كرد و لذا به نیازهای خاصی از جامعه كسب و كار توجه می شود. این خدمات چندوجهی هستند. بنگاههای اقتصادی، عرضه كننده، شریك، مشتــــــری و اتفاقاً رقیب دولت محسوب می گردند.

4 – G2E (دولت با كاركنان): این نوع رابطه بدین منظور طراحی شده است كه اطلاعاتی را برای بخش عمومی ارائه كند (كاركنان دولتی) تا بتوانند از شبكه داخلی دولتی یا شبكه های خصوصی بر اطلاعات منابع انسانی دستیابی پیدا كنند. این اطلاعات می توانند شامل اطلاعات مربوط به بازنشستگی پرسنل، فرمهای درخواست، نظام پیشنهادات و; باشد. G2E، یكی از اثربخش ترین راههایی است كه به منظور یادگیری الكترونیك (E-LEARNING) و مدیریت دانشی صورت می گیرد. برحسب ماهیت این نوع كاربرد، نمونه های G2E در اینترنت قابل دسترسی نیست. این نوع كاربردها، عموماً در شبكه هــای دولتی یا شبكه های خصوصی یافت می شود.

این چهار نوع كاربرد، ستونهای اصلی دولت الكترونیك را تشكیل می دهد و درواقع، این ارتباطات است كه روح دولت الكترونیك را تشكیل می دهد.
برای برقراری این ارتباط، دولت باید اعتماد طرفهای ذینفع در دولت الكترونیك را به منظور مشاركت در این امر جلب كند و به آنان اطمینان دهد كه به خلوت خصوصی و امنیت آنان تعرضی صورت نخواهدگرفت. لازمه این امر آن است كه در ابتدا قوانین دولتی رابرای حمایت از حریم خصوصی افراد تصویب كرد. یكی از معضلات اینترنتی برای عضوگیری این است كه اطلاعات زیادی را از افراد تقاضا می كند و فرد مجبور است فرمهای مختلفی را پركند كه بعضاً از برخی از این اطلاعـــــات به موسسات و شبكه های دیگر فروخته می شود.

دولت باید برای جلوگیری از بروز این چنین مشكلاتی برای شهروندان، قوانینی را به تصویب برساند و در بعد فنی نیز لازم است زیربناهای موردنیاز برای ایجاد دولت الكترونیك را فراهم آورد و شبكه های اطلاع رسانی و پایگاههای اطلاعاتی موردنیاز را ایجاد كند.

اثرات دولت الكترونیك بر مدیریت و سازمان
تولید دانش در دنیای كنونی رویكردهای نوینی را پدید آورده كه ازجمله آنها مدیریت دانش و مدیریت فناوری اطلاعات است. برای مدیریت دانش، دیگـــــر كار، سرمایه و ماشین آلات منابع اصلی تولید ثروت نیستند، بلكه این دانش و دانشگران هستند كه به عوامل اساسی و درآمدزا مبدل می شوند.

با پیاده سازی دولت الكترونیك، ساختارهای سازمانی تغییریافته و به صورت كاملاً مسطح درمی آیند، مرزها و واحدهای سازمانی كمرنگ تر شده و تمام فعالیتهای سازمانی به صورت افقی انجام می گیرد. كلیه فعالیتها و وظایف سازمان براساس شبكه های اطلاع رسانی طراحی و اجرا شده و كارمندان سازمانها نیاز به حضور فیزیكی در محل سازمان ندارند. آنها شركای اطلاعاتی سازمان خود بوده و به همین جهت نیز دارای قدرت هستند. ازطرفی این كاركنان به صورتی مستمر درحال یادگیری و آموزش خواهندبود و خلاقیت و نوآوری، به مهمترین وظایف آنها مبدل می شود.

كــــارهای سازمان به صورت برخط (ON-LINE) انجام خواهدشد و مدیریت سازمانها بدون واسطــــــه، با مشتریان و ارباب رجوع در ارتباط هستنـــد، فرایند تصمیم گیری شكل غیرمتمركز پیدا می كند و زمان تصمیم گیری افزایش خواهدیافت. با پیاده شدن دولت الكترونیك، بخش زیادی از كاركنان سازمانها آزاد شده و می توان از آنها دركارهای فكری استفاده كرد.

همچنین در كشورهایی نظیر كشور ما كه فرایندهای اداری مبتنی بر كاغذ هستند، حركت درجهت دولت الكترونیك مستلزم مهندسی مجدد فرایندهای اداری است. در این زمینه، مسئله فرهنگ سازی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است، لذا یكی از اهرمهای قوی، آموزشهای همگانی درخصوص اهمیت، مزایا و نحوه استفاده از این مجموعه امكانات است.

موانع ایجاد دولت الكترونیك و چالشهای آن
در راه ایجاد دولت الكترونیك موانعی وجود دارد كه به طور اختصار می توان به برخی از آنها اشاره كرد:
عدم احساس نیاز به وجود دولت الكترونیك؛
عدم حمایت مدیران ارشد سازمانها؛
ناتوانی در مرزبندی اطلاعات محرمانه و غیرمحرمانه؛
هزینه های سنگین ایجاد، نگهداری و توسعه شبكه های اطلاع رسانی و پایگاههای اطلاعاتی؛
فقدان یا كمبود نیروهای متخصص فناوری اطلاعات در برخی از كشورها؛
مشكلات مرتبط با چگونگی حفاظت از اطلاعات شخصی افراد؛

چگونگی تحلیل و مهندسی مجدد خدمات دولتی به منظور استفاده از دولت الكترونیك؛
چگونگی دسترسی كلیه كاربران به دولت الكترونیك؛
نحوه ارائه كلیه اطلاعات موردنیاز مشتریان؛
مسئله مرتبط با مواجه شدن با افرادی كه كمتر با رایانه آشنا هستند.
گامهای لازم به منظور ایجاد یك دولت الكترونیكی موفق

كینگ (KING)، چهار گام را برای اطمینان یافتــــن از توفیق دولت الكترونیك پیشنهاد می كند:
گام اول: دریابید كه مشتریان شما چه كسانی هستند: بیش از دو قرن، دولت آمریكا نسبت به بخش خصـــوصی به صورت متفاوتی عمل می كرد. كینگ مطرح می كند: ولی هم اكنون كلیه سطوح دولتی متوجه به اهمیت فزاینده ارائه خدمت شده اند و دریافته اند كه مشتریان مختلفی وجود دارند كه دارای نیازهای متفاوتی هستند. شهروندان، كاركنان، بنگاههای اقتصادی و دیگر موسسات دولتی مشتریان دولت هستند و هریك ازآنها نیز نیازهای متفاوتی با دیگری دارد. شهروندان خواهان ثبت نام فرزندان خود، تمدید گواهینامه رانندگی، پرداخت پول پاركینگ و; هستند. بازرگانان و موسسات بازرگانی با اتاقهای بازرگانی، بازرسان محلی و قانونگذاران رابطه برقرار می كنند. لذا دولت بایستی متوجه این مسئله باشد كه مشتریانش چه كسانی هستند.

گام دوم: مشتریان خود را به سمت استفاده از خدمات سوق دهید: كینگ می گوید: اینترنت بهترین شیوه برای جذب مشتریان است. آنها دوست ندارند كه به كیوسك های ارائه خدمات مراجعه كنند و یا اینكه برای گرفتن خدمت، در صف بایستند. حال اگر تسهیلاتی ایجاد شود كه آنها از منزل خدمات خود را دریافت كنند به رضایت مشتری منجر می شود و دردسرهای كاركنان نیز كاهش می یابد. كینگ، پیشنهاد تشكیل یك سایت مرجع (PORTAL) را برای تعاملات كلیه مشتریان می دهد. این سایت به مشتریان اجازه می دهد كه به بخشهای مختلف دسترسی داشته باشند.

گام سوم: دریابید كه مشتریان شما چه نیازهایی دارند و چه چیزهایی می خواهند: مشتریان به تسهیلات، دردسترس بودن و قابلیت اعتماد خدماتی كــه بخش خصوصی برای آنها ارائه می كند، عادت كرده اند. آنها از دولت نیز یك چنین انتظاراتی دارند. یكی از چالشهایی كه بخش دولت با آن روبرو است این است كه آنها علاوه بر اینكه یك سری كارهای منحصر به فرد خویش را انجام می دهند، برخی كارهای تجاری عمومی را نیز كه مرتبط با بخش خصوصی است، انجام می دهند. در نتیجه دولتها مسئولیت بیشتری در قبال ارائه خدمات سریع با هزینه كم دارند.

گام چهارم: رابطه با مشتری را ادامه دهید: كینگ معتقد است یكی از نشانه های رهبری دارای بینش درست این است كه برنامه هایی را به منظور ارتبــاط با مشتری طرح ریزی و استراتژی هایی را نیز بدین منظور طراحی كند. این مسئله به بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد وفاداری و ارتباط مناسب با مشتری در سالهای آتی منجر می شود.

موفقیتهای دولت ژاپن
دولت ژاپن تا به امروز موفقیتهایی در زمینه دولت الكترونیك داشته و پروژه های متعددی را نیز در این زمینه انجام داده است. هدف از این مطالعات این است كه خدمات دولتی رایانه ای شده و به این ترتیب، خدمات دولتی با شتاب بیشتر و كیفیت بالاتری ارائه گردد. ساختار طرح جامع ژاپن شامل سه نوع ارتباط بود كه عبارتند از:

1 – معرفی نقش فناوری اطلاعات در ارتباط با رابطه بین دولت و شهروندان (G2C)؛

2 – ارتباط بین دولت وبخش بازرگانی (G2B)؛

3 – دیجیتالی كردن وزارتخانه ها و سازمانها یا دیجیتالی كردن عملكرد داخلی سازمانهای اجرایی (G2G).
در فرایند ارتباطی دولت و شهروندان هدف عبارت است از رایانه ای كردن انواع فرایندهای مربوط به دولت كه فرایندهایی مانند دریافت انواع اجاره نامه ها، گواهینامه ها، درخواست نامه ها و همچنین ارائه اطلاعات به شهروندان به صورت الكترونیك را شامل خواهدبود. هدف از فرایند دولت و بخش بازرگانی، فوریت دادن به ترویج تجارت الكترونیك است.

همچنین دیجیتالی كردن ارتباط میان دولت و تجارت از اهمیت بالایی برخوردار است و به تبادل الكترونیك داده ها توجه خاصی می شود. در فرایند دولت به دولت، ایجاد سیستم هایی مانند مدیریت اسناد الكترونیك بین وزارتخانه ها، موسسات و یا عملكرد داخلی هر سازمان اجرایی موردنظر است. این فاز، سهم اطلاعات، كارایی و كیفیت كار مدیریت اجرایی را بهبود می بخشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله در مورد عربستان سعودی بهشت آمال برنامه ریزان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله در مورد عربستان سعودی بهشت آمال برنامه ریزان در word دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله در مورد عربستان سعودی بهشت آمال برنامه ریزان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله در مورد عربستان سعودی بهشت آمال برنامه ریزان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله در مورد عربستان سعودی بهشت آمال برنامه ریزان در word :

عربستان سعودی بهشت آمال برنامه ریزان

كار من ارائه پیش بینی هایی برای سرمایه گذاری های بزرگ در زیرساخت های عربستان سعودی و تعریف سناریوهایی برای صرف چنین پولهایی بود. به طور خلاصه از من خواسته شده بود كه نهایت خلاقیت خود را برای توجیه تزریق میلیون ها دلار به اقتصاد عربستان با استفاده از تجهیزات و مهندسی ایالات متحده بكار ببندم. از من خواسته شده بود كه این كار را به تنهایی و نه با استفاده از كاركنان خود انجام دهم . بنابراین در اتاق كنفرانس كوچكی مستقر شدم كه چندین طبقه بالاتر از جایی قرار داشت كه اداره من در آن واقع شده بود. به من اخطار داده شده بود كه این كار از یك طرف موضوع امنیت ملی بوده و از سوی دیگر برای MAIN بسیار پرمنفعت است. 

متوجه شدم كه هدف اصلی در این مورد همانند موارد معمول كه پرداخت وام به كشورها به گونه ای كه نتوانند بازپرداخت كنند نیست بلكه پیدا كردن راهی است كه توسط آن دلارهای نفتی دوباره به آمریكا برگردند. در طی این فرآیند عربستان سعودی هر چه بیشتر به ایالات متحده وابسته شده و با غربی شدن هر چه بیشتر، به طرفدار و جزئی از سیستم آمریكا تبدیل می شد.

هنگامی كه كار خود را شروع كردم، دریافتم كه بزهایی كه در خیابان های ریاض رها بودند نكته ای دردناك برای سعودی های جت سوار محسوب می شوند. برای پادشاهی ای كه با اشتیاق به سمت جهان مدرن حركت می كرد این بزها می بایستی با چیزی مناسب تر جایگزین می شدند. همچنین متوجه شدم كه اقتصاددانان كشورهای عضو اپك برای بدست آوردن كالاهای باارزش افزوده بیشتر از نفت برای كشورهایشان تاكید می كردند. آنها تاكید داشتند كه این كشورها می بایستی به جای صادرات نفت خام صنایعی را ایجاد كنند كه با استفاده از نفت خام كالاهایی را تولید و به بهای بیشتری صادر كنند.

این دو نكته درهای استراتژی ای را برای من باز كرد كه احساس كردم می تواند به عنوان یك وضعیت برد – برد برای طرفین عمل كند. البته بزها یك نقطه آغاز به حساب می آمدند. درآمدهای نفتی می توانست برای اجارهء شركت های آمریكایی ای به كار رود كه سیستم مدرن جمع آوری و دفع زباله ای را به جای بزها ایجاد كنند كه سعودی ها بتوانند به چنین فناوری مدرنی افتخار كنند.

به بزها به عنوان یك طرف از معادله ای نگاه می كردم كه
می توانست در بیشتر بخش های اقتصادی اعمال شود، فرمولی برای نشان دادن موفقیت به خاندان سعودی، خزانه داری آمریكا و روسایم در MAIN. تحت چنین فرمولی پول نفت می بایستی برای ایجاد بخش صنعتی كه بر تبدیل نفت خام به كالاهای قابل صدور متمركز می شد به خدمت گرفته می شد. مجتمع های پتروشیمی بزرگ می بایستی

در كنار پارك های صنعتی بزرگ در صحرا سربرآورند. در نتیجه چنین طرحی نیازمند ایجاد ظرفیت تولید هزاران وات برق، خطوط انتقال و توزیع، بزرگراه ها، خطوط نفت، شبكه های ارتباطی و سیستم های حمل و نقل شامل فرودگاههای جدید، بنادر و گستره وسیعی از صنایع خدماتی و نیز زیرساختی برای قابل استفاده بودن امكانات گفته شده
می بود.

انتظار داشتیم كه این طرح بتواند به الگویی برای سایر نقاط جهان تبدیل شود. سعودی ها می بایستی آرزو های ما را تحقق می بخشیدند و رهبران جهان را از سایر دول به كشورشان دعوت می كردند و معجزاتی كه ما انجام دادیم را شهادت می دادند، پس از آن، این رهبران از ما برای كمك به كشورشان دعوت می كردند و در بیش تر مواقع، برای كشورهای غیر عضو اپك، بانك جهانی و سایر روش های مبتنی بر وام به كمك آنها می آمد و در نهایت این یك كار خوب در خدمت امپراتوری جهانی بود.

همان هنگامی كه بر روی این طرح ها كار می كردم مدام ماجرای بزها و این جمله كه «هیچ سعودی با عزّتی آشغال جمع نمی كند» در فكر و گوش من بود. این جمله مكرراً و در زمینه های مختلفی به گوشم می خورد. آشكار بود كه عربستان سعودی هیچ تمایلی به بكارگیری مردمان خودش در كارهای سطح پایین،

چه به عنوان كارگر صنعتی و چه در ساختار پروژه ها نداشت. اولاً جمعیت آنها كم بود و ثانیاً خاندان سعودی خود را متعهد به تامین سطح مناسبی از آموزش و زندگی برای مردم خود می دانست كه با چنین كارهای یدی ای سازگاری نداشت. سعودی ها ممكن بود دیگران را مدیریت كنند اما هیچ علاقه یا انگیزه ای به درگیر كردن خود به عنوان كارگر كارخانجات نداشتند. بنابراین نیروی كار ارزان و محتاج از كشورهای دیگر وارد می شدند. در صورت امكان این نیرو می بایستی از كشورهای خاورمیانه ای یا اسلامی مثل مصر، فلسطین، پاكستان و یمن وارد می شدند.

این دیدگاه، استراتژی بزرگتری را برای خلق فرصت های رشد جدید ایجاد كرد. مجتمع های مسكونی بزرگ، فروشگاه ها،
بیمارستان ها، آتش نشانی و پلیس، تسهیلات آب و فاضلاب، شبكه های ارتباطی و حمل نقل و انتقال برق و در یك كلام ساخت شهرهای مدرن در جایی كه قبلاً صحرا بود باید در دستور كار قرار می گرفت. بعلاوه فرصت هایی برای پیاده سازی تكنولوژی های نوظهوری همچون مجتمع های نمك زدایی، سیستم های مایكرویو، مجتمع های بهداشتی و فناوری های رایانه ای خلق می شد.

عربستان سعودی بهشت آمال برنامه ریزان و تحقق تخیل فعالان عرصه مهندسی و ساخت و ساز بود. عربستان فرصت اقتصادی بی سابقه ای را در تاریخ ارائه می كرد: كشور توسعه نیافته ای با امكانات مالی نامحدود و تمایلی برای ورود سریع به عصر مدرن در ابعادی بزرگ.
باید اعتراف كنم كه از كارم نهایت لذت را می بردم. هیچ نوع داده خاصی در عربستان سعودی، كتابخانه عمومی بوستون یا هیچ كجای دیگری برای توجیه استفاده از مدل های اقتصادسنجی در این زمینه وجود نداشت. در واقع وسعت كار یعنی انتقال سریع یك كشور در مقیاسی كه قبلاً تجربه نشده بود وجود احتمالی هر نوع داده تاریخی را نیز بی فایده كرده بود.

هیچ كس انتظار چنین تحلیل مقداری ای را حداقل در این مرحله نداشت. من به طور ساده تخیل خود را برای ترسیم آینده ای درخشان برای عربستان بكار گرفتم. برای برآورد هزینه لازم برای تولید یك مگاوات برق، ایجاد یك مایل جاده یا سیستم های آب و فاضلاب و خوراك و خدمات عمومی به ازای هر كارگر، اعداد تقریبی را به كار می بردم. كار من اصلاح و تصحیح اعداد و نتیجه گیری نبود بلكه وظیفهء من ترسیم یك سری از طرح ها یا دیدگاه های ممكن با در نظر گرفتن هزینه های پیش بینی شده بود.

همیشه اهداف اصلی رادر ذهنم مرور می كردم: بیشینه كردن سود شركت های آمریكایی و هر چه بیشتر وابسته كردن سعودی به آمریكا. طولی نكشید كه متوجه شدم این دو هدف تا چه میزان با هم هماهنگ هستند. بیشتر پروژه های جدید نیاز به نگهداری و پشتیبانی داشتند، ضمن این كه می بایستی در نهایت پیچیدگی فنی پیاده سازی می شدند تا راه را برای ارائه سرویس های پشتیبانی و نگهداری شركت های اولیه حاضر در پروژه باز نگه دارد. لذا همزمان شروع به تهیه دو لیست مجزا برای پروژه هایی كه در ذهن داشتم نمودم، یكی برای پروژه های طراحی و تولید و دیگری برای خدمات مدیریت و پشتیبانی بلندمدت همان پروژه ها. از قبال این پروژه ها شركت هایی همانند Stone Webster Halliburton Brown Root Bechtel MAIN و بسیاری از شركت های مهندسی و ساخت و ساز به سود فراوانی برای دهه های متمادی دست می یافتند.

جدا از دیدگاه اقتصادی محض، عربستان سعودی از مسیر كاملاً متفاوت دیگری نیز به ایالات متحده وابسته می شد. مدرن شدن این پادشاهی ثروتمند نفتی واكنش های متضادی را

برمی انگیخت. به عنوان مثال محافظه كاران وهابی از یك سو و اسرائیل و سایر كشورهای همسایه شبه جزیره عرب از سوی دیگر خشمگین شده و كمپانی های خصوصی متخصص در این كار همانند نیروی نظامی ایالات متحده و صنایع دفاع انتظار قراردادهای بزرگ و نیز قراردادهای مدیریت و پشتیبانی بلندمدت را می كشیدند. حضور آنها نیاز به فاز دیگری از مهندسی و ساخت و سازهایی همچون فرودگاهها، سایت های موشكی، پایگاههای نیرو وزیر ساخت متناسب را ایجاب می كرد.

گزارشات خود را در پاكت های مهروموم شده و از طریق پست بین سازمانی به آدرس «مدیریت پروژهء خزانه داری» ارسال
می كردم و گهگاه با سایر اعضای تیم شامل قائم مقام MAIN و سایر روسا دیدار می كردم. از آنجائیكه پروژه در مرحله تحقیق و توسعه بود، نام رسمی برای آن انتخاب نشده بود و هنوز به عنوان قسمتی از كارهای JECOR محسوب نمی شد بین خودمان به آن نام SAMA را داده بودیم. SAMA ظاهراً و به عنوان یك نوع بازی زبانی، مخفف «سیاست پولشویی عربستان سعودی» (Saudi Arabian Money laundering) بود، گرچه از سوی دیگر بانك مركزی عربستان سعودی نیز آژانس پولی عربستان سعودی (Saudi Arabian Monetary Agency) یا بطور خلاصه SAMA نامیده می شد.

گاهی اوقات یكی از نمایندگان خزانه داری به ما می پیوست و من از او در طی این جلسات سوالاتی می كردم، ضمن اینكه عمدتاً كار خود را توضیح می دادم، به نقطه نظرات آنها پاسخ می دادم و با هر آنچه از من می خواستند موافقت می كردم. نمایندگان و معاونان خزانه داری تحت تاثیر ایده های من خصوصاً در مورد خدمات پشتیبانی و مدیریت بلندمدت قرار گرفته بودند، بگونه ای كه باعث شد یكی از این معاونان از عربستان سعودی به گاوی كه تا آخر بازنشستگی مان می توانیم بدوشیمش یاد كند. برای من این تمثیل بیشتر یادآور بزها بود تا گاوها.
سایه شوم؛ خاطرات یك نجات یافته از بهائیت-

3
دشمنی تشكیلات بهائیان با مسلمانان

تاب بزرگی در قسمتی از حیاط داشتیم رفتم و طبق معمول روی تاب نشستم و با سرعت به تاب دادن خود پرداختم. وقتی اوج می گرفتم گوئی آسمان را حس می كردم و دیگر باره كه باز می گشتم تا اوجی بالاتر و بهتر را امتحان كنم در اندیشه پرواز واقعی بودم پروازی كه مرا بالاتر از دنیای دور و برم ببرد و هیچ نقطه مجهولی ذهنم را مغشوش نكند. به همه چیز اشراف داشته باشم و هیچ چیز برایم مبهم و غیر قابل حل نباشد لحظه ای بعد كه پدرم نزدیكم آمد و به چیدن شاخ و برگ اضافی موهای این قسمت حیاط مشغول شد پرسیدم بابا اسرائیل چرا فلسطین را آزاد نمی كند؟

چرا اصلاً آنجا را اشغال كرده؟ بابا گفت: آخر فلسطینی ها حكومت داری نمی دانند یعنی از برقراری یك حكومت مستقل عاجزند. گفتم: چرا؟ گفت: چون مسلمانند. گفتم: مگر حكومت كشور ما اسلامی نیست؟ گفت: برای همین برقرار نمی ماند و بزودی از هم می پاشد. گفتم: بابا اینها را از كجا می دانید؟ گفت: از پیش گوئی های حضرت بهاءاله است. فهمیدم طبق معمول تشكیلات یك سری حرفها را به خورد جامعه خود داده و پدرم هم طوطی وار به تكرار آنها پرداخته است. نمی دانستم علت این همه تنفر و این همه دشمنی تشكیلات با اسلام چه بود؟ و چرا حكومتهای یهودی و مسیحی را قبول داشتند. با خودم گفتم درحالی كه ما معتقدیم

كه اسلام دین جامع و كاملی است كه پس از مسیحیت آمده و حال هم وقت آن به پایان رسیده و منسوخ شده پس چرا اسلام هم مثل سایر ادیان گذشته برایمان قابل احترام نیست و حتی می گویند مسلمان ها قادر به حكومت داری نیستند؟! اما یهودی ها و مسیحی ها كه زمان بیشتری از ظهور نبوتشان می گذرد قادر به چنین كاری هستند؟

دوچرخه ام را سوار شدم و بعد از چند دور زدن دور حیاط از حیاط خارج شده و راه طولانی یك جاده خاكی را كه به باغهای یكی از همسایه ها می رسید طی كردم. نزدیك غروب بود و هوا كم كم خنك می شد. یعنی نزدیك غروب بود از نظر همسایه ها دوچرخه سواری برای دختری كه دیگر بالغ شده بود كار زیاد درستی نبود اما همه می دانستند كه من از بچگی شباهتی به دختر ها نداشتم و همیشه از درختان توت و زالزالك بالا می رفتم و همراه برادرهایم و دوستان آنها همیشه به تیر اندازی و ماهی گیری و شكار مشغول بودم. هیچ چیز نمی توانست آزادی مرا از من بگیرد و من هر كاری را كه فكر می كردم درست است انجام می دادم و از اینكه دیگران در باره ام چه قضاوتی می كنند

هراسی نداشتم. نرسیده به باغ دخترهای همسایه كه دوستانم بودند برایم دست تكان می دادند بالأخره به آنها رسیدم و دوچرخه را به درختی تكیه دادم و به كنار آنها رفتم. آنها مشغول چیدن زرد آلو بودند و جعبه های زرد آلو را پر می كردند و رویش برگ می ریختند و برای فروش آماده می كردند به آنها خسته نباشید گفتم. كمی با دخترها شوخی كردم و زردآلوهای له شده را به سمتشان پرتاب كرده بعد مشغول كمك كردن شدم. مادر بچه ها گفت شوهرم گفته اگه رها دو چرخه سواری نمی كرد او را برای نریمان می گرفتم. گفتم من كه وقت ازدواجم نیست گفت چرا مگه چند سالته؟

گفتم هر چند سال كه باشم از نشمین و نقشین كه كوچكترم چرا اینها راشوهر نمی دهید؟ نشمین گفت ما اگر زندان نیافتاده بودیم تا بحال بچه دار هم شده بودیم. این دو خواهر تحت تأثیر تبلیغات غلط گروهكهای ضدانقلاب داخل جریانهای سیاسی شده و به دو سال حبس محكوم شده بودند. نقشین گفت تو به ما چه كار داری زن نریمان می شوی؟ گفتم: ما بهائی هستیم شما كه می دانید با مسلمانها ازدواج نمی كنیم، نقشین گفت: مگر بهائی با مسلمان چه فرقی دارد و من كه طبق دستور تشكیلات یاد گرفته بودم چطور به تبلیغ بپردازم كلمه به كلمه حرفهائی را كه از 6 سالگی تا آن روز یاد گرفته بودم به زبان آوردم و بهائیت را یك دین آمده از سوی خدا معرفی كردم اینجا دیگر نمی گفتم تفتیش عقاید ممنوع ! چون خطری مرا تهدید نمی كرد و این دقیقاً سیاست تشكیلات بود. نشمین آهی كشید و گفت شما هم مثل ما اسیر یك عده سیاستمدار قدرت طلب شده اید. (منظورش گروهك های ضدانقلاب بود) كدام دین؟ مگر در قرآن نیامده كه پیامبر اسلام آخرین پیامبر خداست؟ چند دقیقه بعد نریمان و پدرش كه بالاتر كار می كردند

به ما پیوستند. به آنها سلام كردم، پدر بچه ها خیلی خوش برخورد و مهربان بود مرد چهل و پنج ساله ای كه همیشه چهره اش متبسم بود با لبخند همیشگی خود با من احوال پرسی كرد و گفت تو باز با دوچرخه امدی؟ گفتم: پس این همه راه را پیاده می آمدم؟ گفت: پس ما آدم نیستیم این همه راه را پیاده می آئیم و پیاده بر می گردیم؟ گفتم: اگر دوچرخه داشتید كه پیاده نمی آمدید. همه خندیدند. چند سال پیش نریمان هم كلاس من بود در مدرسه ما دختر و پسر باهم بودند. نریمان درسش نسبت به من ضعیف تر بود اما من و پرویز شاگرد اول كلاسمان بودیم و او با پرویز رقابت می كرد. من و پرویز همه نمراتمان مثل هم بود و جوایزی كه می گرفتیم مثل هم بود.

نریمان پرسید پرویز را ندیدی؟ گفتم: نه، امروز خبری از او نبود. پدر بچه ها گفت: بابا دختر تو دیگر بزرگ شدی گذشت آن وقت ها كه هم كلاس بودید، پرویز دیگر برای چه به خانه شما می آید؟ گفتم: می آید با پویا و بهمن پینگ پنگ بازی می كند، نریمان گفت: پرویز كه خودش نمی رود خودشان می روند دنبالش، گفتم: پرویز پسر خوبی است او جای برادر من است، نریمان سرش را پائین انداخت و گفت: كدام برادر به خواهرش نظر دارد؟ در جا خشكم زد از نریمان گفتن این حرف خیلی بعید بود و از پرویز هم چنین جسارتی خیلی بعید به نظر می رسید. گفتم: چه نظری؟ نریمان دیگر حرفی نزد و خودش را با كار سرگرم نمود. آن روز گذشت ومن دیگر نسبت به حركات پرویز حساس شده بودم

من دقیقاً مثل یك دوست پسر با او رفتار می كردم و واقعاً گاهی فراموش می كردم كه دخترم. صمیمیتی كه با او داشتم مثل صمیمیتم با برادرم بود. او چهار شانه و قد بلند بود و هیچ كس باورش نمی شد كه همكلاس من باشد. اما یك سال از من بزرگتر بود و یك سال دیر تر به مدرسه رفته بود خیلی فهمیده، مؤدب و تقریباً خجالتی بود. بیشتر اوقات درب حیاط ما باز بود و هركس كه ما را می شناخت خیلی راحت وارد باغ می شد اما به قول نریمان او هیچ وقت نمی آمد تا اینكه برادرم به دنبالش می رفت و او را می آورد. دائم در این فكر بودم آیا پرویز حرفی به نریمان زده است؟

از رفتارش كه نمی شد چیزی فهمید. مطمئن بودم نریمان بی جهت این حرف را نزده اما این افكار باعث نمی شد كه تغییری در رفتارم دهم. مثل سابق با او رفتار می كردم و دلم نمی خواست حركتی از او سر بزند كه مجبور شوم با او طور دیگری رفتار كنم و این رابطه دوستانه از بین برود. او پسر متفكری بود و مطمئن بودم موفقیتهای زیادی در زندگی كسب می كند من هم مرتب مشغول مطالعه رمانهای خارجی بودم و هر مطلبی كه برایم جالب بود برای او هم می گف

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك در word دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك در word :

مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك
علیرضا مقدسی
a_r_moghaddas@yahoo.co.uk

چكیده
دولت الكترونیك یكی از پدیده های مهم حاصل از به كارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات است كه پیاده سازی آن تحولی بس عمیق در نحوه زندگی، اداره و رهبری كشورها داشته و تركیبی از فناوری اطلاعات و شبكه اطلاع رسانی وب است كه هدف آن، ارائه مستقیم خدمات به شهروندان، كاركنان دولت، بخشهای تجاری و سایر بخشهای دولت است.

این مقاله كه با هدف شناخت و بررسی مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك نگاشته شده به تشریح و معرفی عمده ترین مدلهای استقرار دولت الكترونیك می پردازد و در آن مدلهایی همچون مدل سازمان ملل، مدل لاینه – لی موردبحث و بررسی قرار می گیرند. این مدلها اگرچه ازنظر تعداد مراحل استقرار با یكدیگر متفاوت به نظر می رسند ولی ماهیتاً وجوه مشتركی نیز دارند كه باعث گردیده تا همگی آنها در پیاده سازی دولت الكترونیك موردتوجه قرار گیرند.

مقدمه
فرایند توسعه و پیاده سازی دولت الكترونیك یك فرایند پویا و جامع است. (1) نكته ای كه دراینجا باید به آن اشاره كرد آن است كه باتوجه به اینكه شرایط كشورهای گوناگون جهان تا حدودی با یكدیگر متفاوتند و هریك از آنها از پیاده سازی دولت الكترونیك مقاصــد ویژه ای را دنبال می كنند، بنابراین، نمی توان یك روش یكتا را برای همه آنها تجویز كرد. (2) بنابراین، فرایند توسعه دولت الكترونیك باید برپایه شناخت و تحلیل درست از شرایط محیطی انجام گیرد. به عبارت دیگر، فرایند الكترونیك كردن دولت دارای ماهیتی استراتژیك است. (3)

به همین دلیل، در شروع پیاده سازی دولت الكترونیك ضمن توجه به هریك از مراحل استقرار وچالشهای آن، پاسخ به برخی از پرسشها ضروری است.

در این زمینه تحقیقی از سوی گروه استراتژی بین المللی شورای پاسیفیك صورت گرفته و نتایج آن توسط پنج شـــركت بزرگ طراحی استراتژی های موفقیت آمیز پیاده سازی دولت الكترونیك ارائه شده است كه بر اساس آن در شروع پیاده سازی دولت الكترونیك در هر كشور باید به 10 سؤال زیر پاسخ داد:
1 – چرا به دنبال الكترونیك كردن دولت هستیم؟

2 – آیا ما چشم انداز روشن و اولویتهای مشخصی برای دولت الكترونیك داریم؟
3 – ما برای چه نوعی ازمدلهای دولت الكترونیك آمادگی داریم؟
4 – آیا اراده و تعهد سیاسی لازم برای هدایت تلاشهای مربوط به دولت الكترونیك وجود دارد؟
5 – آیا بهترین پروژه های پیاده سازی دولت الكترونیك را انتخاب كرده ایم؟
6 – چگونه باید پروژه های دولت الكترونیك را طراحی وهدایت كنیم؟
7 – چگونه بر مقــاومت درون دولتی برای پیاده سازی دولت الكترونیك غلبه كنیم؟

8 – چگونه پیشرفت پروژه های پیاده سازی دولت الكترونیك را اندازه گیری كنیم؟
9 – نحوه ارتباط بخش دولتی و خصوصی در پیاده سازی دولت الكترونیك چگونه است؟
10 – دولت الكترونیك از چه راههایی و چگونه می تواند مشاركت شهروندان را در امور عمومی بیشتر و بیشتر كند؟ (4)
نتایج پژوهشها
در این مقاله درباره نحوه گسترش دولت الكترونیك كشورهای مختلف جهان تحقیقاتی به عمل آمده است كه براساس آن می توان شاهد روندها و كارهای همانندی میان آنها بود و به نتایج زیر رسید:
1 – هر كدام از منابع علمی و پژوهشی، مدل و یا متدولوژی خاص خود را برای تشریح مراحل موردنیاز جهت پیاده سازی دولت الكترونیك ذكر كرده اند؛

2 – پیاده سازی دولت الكترونیك به مثابه انتقال از یك نوع سیستم حكومتی به نوع دیگری از اداره امــور است، بنابراین، متدولوژی های پیاده سازی دولت الكترونیك ماهیتی تكاملی دارند و بیشتر شبیه به ساخت یا ایجاد یك سیستم جدید هستند؛

3 – به نظر می رسد كه فرایند ایجاد و توسعه دولت الكتــرونیك یك فرایند پیوسته است و به طور معمول در 4 و یا 5 گام پیموده می شود.

با پژوهشهای متعددی كه درباره روند گسترش دولت الكترونیك در نقاط مختلف جهان و در طول سالهای گذشته انجام گردیده، مدلهای عمده زیر جهت استقرار دولت الكترونیك شناسایی شده اند كه در جدول شماره یك به طور خلاصه آمده اند.

مدلهای پیاده سازی دولت الكترونیك
از بین مدلهای مختلف پیاده سازی دولت الكترونیك كه در جدول شماره دو به آنها اشاره شده است، مدلهای سازمان ملل، لاینه و لی و گــــروه گارتنر به دلیل اهمیت بیشترشان به طور مشروح معرفی می شوند.

الف – مدل سازمان ملل: در پژوهشی كه در سال 2002 میلادی توسط سازمان ملل انجام گرفته، یك مدل پنج مرحله ای برای پیاده سازی دولت الكترونیك مشخص شده است. سازمان ملل این مدل را برای تعیین وضعیت تكامل كشورها ارائه كرده و درعین حال میزان آمادگی آنها را برای پذیرش فناوری اطلاعات نشان می دهد.

تاكید این مدل كه نگرش كاربردی دارد بر روی كاربران و نیز نوع و تعداد خدمات ارائه شده به آنان متمركز است. شناسایی هركدام از این گامها با بررسی وضعیت دولت الكترونیك در كشورهای عضو سازمان ملل و چگونگی توسعه آن در جهان صورت گرفته است. این گامها عبارتند از:
گام اول – پیدایش (ظهور): در این مرحله كشورها ازطریق ایجاد یك وب سایت كوچك در وب حضور می یابند. ادارات دولتی سایتهای اینترنتی خود را ایجاد می كنند. همچنین اطلاعات موجود بر روی این وب سایت ها شكل غیركافی و ایستا دارند و به ندرت به روز می شوند و اطلاعات لازم برای نشان دادن نحـــوه دسترسی به خدمات به كاربران داده نمی شود. اطلاعات به طور معمول به شكل محصولات، خدمات، آدرسها و ارتباط با سایر وب سایتها است و در نهایت به شكل پاسخ دادن به سوالهای معمول قابل دسترسی است.

گام دوم – ارتقا (توسعه): اطلاعات موجود بر روی سایتها افزایش می یابند و سایتهای اینترنتی پویاتر می شوند. تعداد صفحات وب افزایش می یابند.
اطلاعات به شكل پویا ارائه و دفعات به روز شدن آن زیاد می شوند. همچنین درجه تنوع اطلاعات و محتوای آنها بالا می رود و به شكل كاتالوگ، خبرنامه و موتورهای جستجو قابل دستیابی هستند.

گام سوم – تعامل: ارائه اطلاعات در این مرحله برپایه نیاز مراجعان سازماندهی می شود و كاربران می توانند با پست الكترونیك یا پركردن فرمهای الكترونیك با سازمان خود ارتباط برقرار كنند. در این مرحله ارتباط دوسویه رسمی بیشتری میان مشتریان و سازمان برقرار می شود.
همچنین بانكهای اطلاعاتی با موتور جستجو در اختیار كاربران قرار می گیرد تا امكان تبادل اطلاعات با سازمان خود را بیابند. مشتریان امكان خودی كردن محصولات و خدمـــــات بر خط را خواهند داشت؛ یعنی، می توانند تنها محصولات و اطلاعاتی را ببینند كه موردنیازشان است.

گام چهارم – تراكنش (تبادل): طی این مرحله، كاربران می توانند از خدمات به صورت برخط استفاده كنند، جهت دریافت خدمات و اطلاعات و محصولات روی خط مبلغ موردنظر خود را پرداخت كنند و معاملات مالی با امنیتی را به صورت برخط انجام دهند.
ارتباطات در این مرحله به شكل زنجیره ای است كــــه بین خدمات و محصولات برقرار می شود تا بالاترین میزان رضایت كاربران تامین شود. به علاوه بر روی حریم افراد، تایید صحت ارتباطات، اعتبار تبادلات، یكپارچگی و عدم تكرار تمركز می شود.

 

گام پنجم – یكپارچگی (ادغام): در این مرحله، همه خدمات و اطلاعات دولتی، به سادگی در اینترنت قابل دسترسی هستند. كلیه وظایف الكترونیك یكپارچه شده اند و در فضای الكترونیك خطوط متمایزكننده ادارات برداشته شده اند.

پژوهشهایی كه توسط سازمان ملل انجام گرفته، نشان دهنده این مطلب است كه در سال 2002 میلادی، 32 كشور جهان در مرحله پیدایش، 65 كشور در مرحله ارتقا، 55 كشور درمرحله تعامل و 17 كشور در مرحله تراكنش قرار داشته اند و هیچ یك از كشورهای جهان به مرحله یكپارچگی نرسیده اند. (6) همچنین كشورهای فقیر و عقب مانده جهان بیشتر در گام نخست گسترش دولت الكترونیك جای دارند. ایران و برخی از كشورهای روبه توسعه، كشورهای آسیای مركزی و برخی از كشورهای خاورمیانه در مرحله ارتقا جای دارند.
كشورهای اروپایی و برخی از كشورهای عربی مانند امارات متحده، كویت، مصر، مغرب، اردن و عربستان سعودی در مرحله تعامل قرار دارند. پیشگامان دولت الكترونیك درجهان مانند كانادا، انگلستان، سنگاپور، آمریكا و استرالیا در مرحله تراكنش هستند و با وجود اینكه هنوز هیچ كشوری به مرحله یكپارچگی دست نیافته است، اما انگلستان و سنگاپور از پیشگامان ورود به این مرحله هستند.(6) جدول شماره دو وضعیت هر یك از كشورهای بررسی شده را ازنظر قرار داشتن درهریك از مراحل فوق نشان می دهد.

در پایان گفتنی است كه آرمان كشورها از استقرار دولت الكترونیك لزوماً پیمودن تدریجی و گام به گام این مراحل نیست. به طوری كه برخی از كشورها رسیدن به فازهای تعامل یا تراكنش را به عنوان آرمان خود برگزیده اند. نتایج بیشتری از این مدل و تحقیقـــات مرتبط با آن در فصل بعدی ازنظر می گذرد. (6)

ب – مدل لاینه – لی: این مدل توسط كارن لاینه، استاد دانشكده مسائل امور شهری و جونگ وولی، استاد دانشكده تجاری دانشگاه نوادا لاس وگاس ارائـــــــه و برپایه یكسری امكان سنجی های مدیریتی، سازمانی و فنی و طبق تجربیات ایالات متحده بنا شده است. این بحث از دولت ایالتی نشأت می گیرد و نوآوریهای مدل در دو سطح دولت محلی و مركزی كاربرد دارد. (5)

طبق نظر این دومحقق برای ایجاد یك دولت الكترونیك مبتنی بر اینترنت و روشهای دیجیتالی مراحل زیر ضروری است. شكل شماره یك این مراحل را به همراه ابعاد آنها نشان می دهد.

مرحله اول – فهرست برداری: به دلیل درخواست شهروندان، فشار فناوری اطلاعات، بالارفتن دانش فنی كاركنان و درخواست صاحبان سهام وجود وب سایت دولتی ضروری است. با ایجاد این سایت شهروندان می توانند از نحوه ارائه خدمات و نحوه خدمات بعداز آن با دریافت اطلاعاتی از سایتها و روشهای دولتی آگاهی یابند. با شعار شهروندان به عنوان مشتری، مقدار اطلاعات قابل ارائه باید افزایش یابد و با ایجاد یك سایت فهرست، امكان اتصال و استفاده برای سایر سایت ها نیز فراهم شود. (5)

به طور معمول در سایت فهرست، موضوعها براساس وظایف یا عنوانهای وزارتخــانه ها و موسسات دولتی طبقه بندی می شوند. در ضمن برای به روز نگه داشتن سایتهای دولتی، با توجه به تغییرات متفاوتی كه در روشها و مقررات انجام می گیرد، به طور سریع باید در اطلاعات وب سایت ها اصلاحات لازم به عمل آید. همچنین مسئولیت هركــدام از موسسات دولتی در هماهنگی، برنامه ریزی و حفظ وب سایت مشخص شود. البته ممكن است یك موسسه مركزی مسئولیت وب سایتهای دولتی را برعهده بگیرد. در این مرحله هیچگونه تغییری به لحاظ الكترونیك اتفاق نمی افتد بلكه تنها به پركردن یكسری فرمها محدود می گردد. (11)

در پایان باید گفت كه ایده خدمات قابل دسترس برای همگان مستلزم روشهای برخط و غیرالكترونیك است زیرا همگان ممكن است به امكانات اینترنتی دسترسی نداشته باشند. (5)

مرحله دوم – تراكنش: در این مرحله شهروندان روز به روز خواستار گسترش انجام كارهایشان به صورت الكترونیك هستند. بنابراین، كارگزاران، مدیران دولتی و شهروندان با بودن كانالهای ارتباطی مقدماتی برخط، به دنبال افزودن بر این كانال های ارائه خدمات هستند. این نوع ارتباطات امید به بهبود كارایی را برای طرفین افزایش می دهد. شهروندان به تدریج از مزایای دولت الكتــــــرونیك همچون خدمت رسانی در همــــــه اوقات روز، صرفه جویی در وقت به دلیل عدم مراجعه حضــــــوری و مواجه شدن با مشكلات رفت و آمد، ایستادن در نوبت و عدم پاسخگویی در اداره ها آگاهی می یابند. این خود باعث گسترش استفاده از دولت الكترونیك می شود. ثبت فعالیتهای وسایط نقلیه یا پركردن فرمهای مالیاتی سرآغاز چنین خدمات تراكنش محور هستند.(12)

در ایـــن مـــــرحله، روشهای ارتباطی به گونه ای تنظیم می شوند كه روابط دوطرفه باشد. این توانایی باعث اعطای نقش فعال تری به شهروندان می شود زیرا آنها به طور مستقیم می توانند با مسئولان مربوط تماس برقرار كنند. درنهایت اینكه در این جامعه پاسخگویی و كیفیت سیستم های ON-LINE با سیستم های OFF – LINE مقایسه می شود و یكپارچگی آنها مدنظر قرار می گیرد.

مرحله سوم – ادغام عمودی: هدف از این مرحلــــــه، اصلاح سیستم و روشهای خدمات رسانی است. این ضرورت به این خاطر است كه بعد از راه اندازی سیستم های ارتباطی جدید، انتظارات شهروندان افزایش پیدا می كند.
طی این مرحله اغلب سازمانهای دولتی، بانكهای اطلاعاتی خاصی دارند و طراحی و فرایندهای مشابه ندارند. لذا ادغام عمودی آنها ضروری است. به همین منظور بعضی از وظایف مشابه ابتدا همسان می شوند و این كار ازطریق یك بانك اطلاعاتی متمركز انجام می گیرد و یا اینكه ازطریق كانال خاصی با هم ارتباط پیدا می كنند. (5)

به عنوان نمونه ای از فعالیتهای این مرحله یك سیستم ثبت مجوز رانندگی در یك ایالت آمریكا را درنظر بگیرید. این سیستم ممكن است به یك پایگاه داده ملی كه دربرگیرنده رانندگان وسایط نقلیه سنگین عبوری است، متصل شود. از آنجا كه سیستم ها به طور عمودی ادغام شده اند، به محض اینكه یك شهروند برای یك مجوز كاری در دولت فرمی را پر می كند،

این اطلاعات به سیستم مجوز كار ایالتی، دولت مركزی و شماره تشخیص كارمند وارد و ثبت می شود.
مرحله چهارم – ادغام افقی: از آنجا كه شهروندان دارای نیازهای مختلفی از قبیل آمـــوزش، بهداشت، غدا، مسكن و; هستند، می توانند از كمكهای اطلاعاتی و خدمات دولتی این مرحله به بهترین نحو ممكن استفاده كنند. از دیــــــدگاه آنان خدمات قابل ارائه می توانند ازطریق سیلوهای مختلف و یا به صورت یكپارچه فراهم شوند.

سازمانهای مختلف با حوزه های وظیفه ای متفاوت نیز می توانند با همدیگر همكاری كرده و در اطلاعات یكدیگر هم سهیم شوند. به طوری كه اطلاعات مشترك ازطریق یك موسسه منتشر شود و همه وظایف موسسه ها را برعهده گیرد.

ازنظر فنی ادغام بانك های اطلاعاتی نامتجانس و رفع مشكلات تعارض آنها مستلزم وظایف متعدد و رفع هرگونه مانع برای دسترسی به آنهاست. از این طریق سازمانها قادر خواهند بود كه از اصل صرفه جویی در مقیاس استفاده كنند و هزینه ها را كاهش دهند. به شرطی كه شهروندان این ادغام را به عنوان خوشه چینی از اطلاعات یك جامعه محصور شده و یا اطلاعات منحصـــر به فرد تلقی نكنند. (13) (5).

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد تاثیر مهاجرت روستائیان به شهرهها در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد تاثیر مهاجرت روستائیان به شهرهها در word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد تاثیر مهاجرت روستائیان به شهرهها در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد تاثیر مهاجرت روستائیان به شهرهها در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد تاثیر مهاجرت روستائیان به شهرهها در word :

تاثیر مهاجرت روستائیان به شهرهها
مهاجرت در بعد جابه جایی افراد انسانی سابقه دیرینه دارد و در واقع عمر این پدیده در ازای عمر تمدن انسانی می باشد. این پژوهش به بررسی و شناخت علل و انگیزه های مهاجرت روستائیان در شهرستان اسلام آباد غرب می پردازد شناخت عوامل اقتصادی اجتماعی موثر بر مهاجرت روستائیان در این شهرستان از دیگر اهداف این پژوهش می باشد.

روش تحقیق: جامعه آماری شامل كلیه مهاجرین روستایی كه تا پایان سال 79 به شهر اسلام آباد غرب مهاجرت كرده اند و روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بوده است. ابزار جمع آوری اطلاعات عبارت از پرسشنامه و مصاحبه بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از جداول توزیع فراوانی استفاده گردیده است.

نتیجه گیری : در این بررسی برای پیمودن فرایند تحقیق از جامعه آماری مهاجرین شهرستان اسلام آباد غرب تعداد 100 نفر مهاجر به عنوان نمونه آماری مورد بررسی قرار گرفته برای جواب گرفتن به سوالاتی كه در ارتباط با مسئله مورد نظر مطرح شده بودند به تدوین و تنظیم فرضیات مبادرت كردیم تا بتوانیم آنها را در آزمایشگاه (كه همان جامعه مورد نظر است)

در بوته آزمایش و تجربه بگذاریم. تعداد فرضیاتی به اعتقاد ما می توانست مسئله مورد نظر را تعیین پذیر نماید 15 مورد است. اولین فرضیه میزان تاثیر تفاوت درآمدهای شهر و روستا در مهاجرت كه 62 درصد سوال شوندگان تاثیر مثبت تفاوتهای درآمدی شهر و روستا را عامل مهاجرت خود دانسته. دومین فرضیه تاثیر مقدار زمین در مهاجرت است یعنی هر قدر این مقدار كمتر باشد.

مهاجرتها طبعا” بیشتر خواهد بود چه بالغ بر 78 درصد از مهاجران مورد بررسی زیر 5 هكتار زمین داشته اند یا فاقد زمین كشاورزی بوده اند و بیش از 9 درصد آنان بین 10-6 هكتار و چنین نسبتی با توجه به معقولیت آن در جهت تاثیر فرضیه ما كفایت می كرد. سومین فرضیه رابطه بیكاری و مهاجرت است 82 درصد كل جامعه آماری مورد سوال و به تایید تاثیر بیكاری یا نداشتن كار مناسب پرداخته اند

. و لذا می توان گفت فرار از بیكاری كه نتیجه مهاجرت است می تواند سهم عمده ای از مهاجرتها را به خود اختصاص می دهد. چهارمین فرضیه رابطه مهاجرت و رشد فرایند جمعیت مناطق روستایی است این فرضیه نیز مورد تایید واقع شد و لذا می توان آنرا به كل جامعه آماری تعمیم داد در واقع افزایش جمعیت در روستا نتیجه فشار بر عوامل مادی است.

بنجمین فرضیه رابطه سواد و مهاجرت است، در این فرضیه تصور ما این بود كه سهم عمده مهاجران را افراد بیسواد تشكیل می دهند داده ها و اطلاعات حاصله وجود این رابطه را مورد تایید قرار داد. ششمین فرضیه نیز در ارتباط با فرضیه قبل است. و آن ارتباط مهاجرت با آرزوهای ارتقاء آموزشی مهاجران است

80 درصد كل مهاجرین تاثیر عامل عدم وجود امكانات آموزشی را در مهاجرت خود موثر داشته اند. هفتمین فرضیه در زمینه ارتباط مهاجرت با بیكاریهای فصلی است بدین معنی كه هر قدر میزان اینگونه بیكاریها در جامعه روستائی بیشتر باشد به همان مقدار حجم مهاجرتها بیشتر می شود. در این بررسی معلوم گردید كه 82 درصد مهاجران به واسطه نداشتن كار مناسب یا بیكاریهای فصلی اقدام به مهاجرت نموده اند.

هشتمین فرضیه رابطه مهاجرت با خالی شدن روستاها از سكنه است. بدین معنی هر قدر فضای روستا از سكنه بیشتر تخلیه شده باشد میزان مهاجرت بقیه اهالی روستاها نیز بیشتر می شود. فرضیه نهم رابطه نظام سوبسیدی در شهرها مهاجرت است فرض ما بر این بود كه نظام سوبسیدی كه به نفع شهرنشینها برنامه ریزی شده به تدریج روستائیان را به منظور بهره مندی از آن به سوی شهرها سوق داده است

. دهمین فرضیه رابطه مهاجرت را با امكانات رفاهی بهتر نشان می دهد كه73 درصد كل مصاحبه شوندگان برای یافتن امكانات رفاهی بیشتر به شهر مهاجرت كرده اند. یازدهمین فرضیه رابطه ازدواج و مهاجرت را مطرح می كند این فرضیه بواسطه پائین بودن نسبت آن در كل مورد تائید قرار نگرفت و لذا رد شد. دوازدهمین فرضیه رابطه مهاجرت و وجود مشاغل كاذب (دلالی، دستفروشی، كوپن فروشی، دكه داری و 😉 را مورد توجه قرار داده است

یافته های تحقیق این فرضیه را مورد تائید قرار نداد. سیزدهمین فرضیه در ارتباط با عدم تاثیر نزاعهای قبیله ای در مهاجرتهای روستائی و عشایری بوده است این فرضیه با توجه به یافته های تحقیق مورد تائید و تصدیق قرار گرفت

. چهاردهمین فرضیه در زمینه ارتباط مهاجرت با مسافت است در این فرضیه ما معتقد بودیم كه هر قدر مسافت محل سكونت روستائیان تا مركز شهر خیلی زیاد یا خیلی كم باشد مهاجرتها هم كمتر است داده های تحقیق صحت ادعای ما را به ثبوت رسانید. و بالاخره پانزدهمین ارتباط بین مهاجرت و مقدار زمین آبی را نشان می دهد در این فرضیه ایده ما این بود كه هر قدر این مقدار كمتر باشد حجم مهاجرت ها بیشتر است. این پایان نامه همراه جدوال و راه حل و پیشنهادات در چند صفحه ارائه گردیده است. این پایان نامه با شماره 465 در كتابخانه دانشگاه ع ب موجود می باشد.

مهاجرت بی رویه یك بیماری اجتماعی است كه عامل بسیاری از نابسامانیهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است كه در كشور ما نیز در طول سالهای گذشته وجود داشته و متاسفانه بعد از انقلاب به دلایل متعدد تشدید گردیده است .
مسئله مهاجرت به چند صورت در جامعه اتفاق می افتد :
1) مهاجرت از روستا به شهر
2) مهاجرت از شهر به روستا
3) مهاجرت از روستا به روستا

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد فیمینیسم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد فیمینیسم در word دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد فیمینیسم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد فیمینیسم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد فیمینیسم در word :

فیمینیسم

مقدمه
با توجه به گستردگی و تفاوت در جنبش فیمینیسم اینكه فردی خود را فیمینیست بنامد معنای مختلفی، همراه دارد. ولی واقعاً فیمینیسم یعنی چه و فیمینیست كیست؟ این سؤالی است كه بسیاری از افراد به دنبال آن هستند.
فیمینیسم جدا از معنای لفظی آن به معنای برابری جنسیتی است و برابری جنسیتی یعنی برابری حقوق، مسئولیت ها و فرصت ها برای زنان و مردان و دختران و پسران برابری به این معنا نیست كه زنان و مردان همانندند بلكه به این معناست كه حقوق، مسئولیت ها و فرصت های زنان و مردان نباید به اینكه آنان به هنگام تولد نر یا ماده به دنیا آمده اند ربطی داشته باشد.

برابری جنسیتی اشاره می كند كه گروههای مختلف زنان و مردان با گرایشها و علاقه مندیهای، نیازها و اولویت های متفاوت وجود دارند و همه این موارد باید برای زنان و مردان صرف نظر از جنسیتشان به رسمیت شناخته شود.
فیمینیسم از عبارت Feminine (به معنای جنس زن)، در مقابل masculine (به معنای جنس نر) گرفته شده است و در اصل به معنای هر گونه تفكری است كه كاركرد آن به نوعی احقاق حقوقی زنان باشد، همانگونه كه از تعریف فوق پیداست گرایش های فیمینیستی بسیار متنوع می باشد.

فیمینیسم ایرانی، نظامی به جنسی سیاسی- اجتماعی زنان در ایران
فمینیسم ( Feminism) آموزه ای است که وجه اصلی تمامی تفاسیر و گونه های آن بر این باور است که زنان به دلیل جنسیت شان، گرفتار تبعیض هستند. مفروض اصلی فمینیسم این است که مردان اشکال مختلف بر زنان تسلط پیدا کردند، به این ترتیب فیمینیسم از آنچه سلطه مردان بر زنان می خواندیک تلقی هستی شناسانه ندارد، یعنی این وضعیت را شکل یافته می خواند نه امری وجودی به طور کلی شکل بندی مناسبات زن ومرد در قالب خانواده، اجتماع نظام تولیدی و معیشتی سابقه ای هم پای تاریخ دارد. افلاطون در میان فلاسفه، شاید قدیمی ترین فیلسوفی است که در آثار خود به موضوع زن پرداخته است.

بهترین موضوع افلاطون در کتاب پنجم جمهوری است: یعنی آنجا که درآ رمان شهر پیشنهادی خو د برابری زن ومرد پاسدار را می پذیرد. او معتقد بود که مردان وزنان پاسدار که از کشور دفاع می کنند باید مانند یکدیگر فنون نظامی و دفاعی را یاد بگیرند ولی افلاطون این برابری را نه به خاطر حقوق زنان بلکه بخاطر مردان می دانست تا مردان بدون تعلق خاطر به خانواده، بدون اینکه ازدواج کنند با زنان پاسدار زندگی اشتراکی داشته باشند.
افلاطون در مقام مقایسه، زنان را، به مراتب پایین تر از مرد قرار می داد و حکم می کرد مردان بزدل وترسو که زندگی را با بیدادگری سپری کرده اند در حد زن می باشند.

ارسطو دیگر فیلسوف کلاسیک نیز زن را هم مرتبه مرد قرار نمی دهد و در تقسیم بندی حکمت عملی خود به اخلاق، خانواده و جامعه زن را زبردست مرد ولی رئیس خانواده می دانست. تحولات عصر روشنگری و سپس انقلاب فرانسه و پیدایش نهضت های نخالف باعث شناخت مناسبات زن و مرد از بعضی با تمام جهات مورد سؤال قرار گیرد. اصطلاح فیمینیسم تا قرن نوزدهم نیز دارد ادبیات سیاسی- اجتماعی غرب نشده بود.

ولی فیمینیسم از اواخر قرن بیستم آشكارا و همه سیاسی- پیدا كردهو به عنوان همنشین برابری زن و مرد مطرح شد كه تا كنون دو موج فیمینیسمی و شرح شده است موج اول از قرن نوزده آغاز شد كه در آن مطالبی نیز آموزش عالی و فرصتهای مساوی با مردان و حق رأی در خواست شد ولی ظهور فاشیسم و نازیسم و تأكید آن بر نقش مادری- همسری این موج رها شد. موج دوم بعد از جنگ جهانی دوم شروع شد ولی به دلایل مختلف از مجله تحقق برخی مطالب هم اكنون فیمینیسم درغرب از جاذبه چندانی برخوردار نیست. ولی در كشورهای جهان سوم از جمله ایران، جریان های فیمینیسمی در مفهوم برابری طلبی زنان با مردان همچنان پرجاذبه می باشد.

در ایران فعالیت های سیاسی- اجتماعی زنان در اشكال مسجم و سازمان یافته كمتر مشاهده شده است. روی هم رفته جریانهای فیمینیسمی در ایران به لحاظ تكیه گاه تئوریك در سال 1869 توسط استوارت میل به نگارش در آمد. میل كه كتاب «كنیزك كردن زنان» ضمن دفاع از اصل برابری كامل زن و مرد، تصویر اینكه زنان در كارها ناتوان تر از مردان هستند را به نحوه رفتار اجتماعی مردان سنت می دهد و دلیل آن را عدم تباهی مردان نسبت به زنان می داند.

پس این اثر دهها اثر دیگر در این زمینه انتشار یافت كه به رشد جریانهای فیمینیستی كمك كرد به طور كلی در این جریانهای فیمینیستی آنگونه كه در غرب اتفاق افتاد شكل نگرفته است با توجه به تفاوت ساختار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وفرهنگی ما با غرب توقع جریانهای مشابه دو از واقعیت اندیشی است؛ ولی باید پذیرفت كه در طی چند دهه اخیر با رشد برخی فاكتورهای مثبت در مورد زنان از جمله افزایش تحصیلات عالی، مطالباتی از سوی زنان ایرانی را با توجه به ساختار سیاسی- اجتماعی ایران باعث گردده است. در مورد این فیمینیسم كه در واقع برابر خواهی و تساوی با مردان است

، موارد زیر قابل طرح است:
1- به طور كلی جریانهای فیمینیسمی پیش از آنكه جنبه ی ایجابی داشته باشند، جنبه انتقادی دارند؛ یعنی در آنها مرتباً از مردان و ساختار مرد سالاری جامعه انتقاد می شود، تجربه نشان داده است كه جنبه های انتقادی كمتر می توانند به اجماع و همبستگی لازم دست یابند.

2- ساختار مردم سالارانه و پدر سالارانه؛ جامعه ایران مهمترین چالش زنان در موج برابری طلبی است. منظور از پدر سالاری (پاتریمونیالیسم) ساختاری است كه در سطح سیاسی اجتماعی و حتی واحد خانواده از دیرباز در جامعه ایرانی جریان داشته است. در این برداشت رئیس خانواده زمینه را برای اطاعت پذیری از او واجب بوده است. (پدر خانواده، رئیس سیندتوم و;) این ساختار زمینه را برای اطاعت پذیری، اقتدار گرایی مردانه، انفعال سیاسی و اجتماعی و عدم اعتراض آماده كرده است هر چند گسترش مدارس و دانشگاه ها در كل فرهنگ عمومی پدرسالاری جدید در مفهوم مدرن تر آن در خانواده، جامعه و موزه سیاسی باز تولید شده است كه خاستار اطاعت پذیری در شكل نوین آن شده است.

3- مهمترین مطالبات زنان در حوزه سیاست مربوط به سهیم شدن در بالاترین مناصب دولتی یعنی ریاست جمهوری، وزارت و حوزه قضا است. ما در تاریخ مملكتمان هیچ گاه صدراعظم زن، نخست وزیر زن و یا رئیس جمهور زن نداشته ایم. در قانون اساسی از مجله شرایط ریاست جمهوری این است كه فرد از رجال سیاسی باشد، در قانون اساسی تفسیر مواد قانون اساسی نیز باشد رای نگهبان است و شورای نگهبان مفهوم رجال سیاسی را همواره با مفهوم مرد بودن یكی انگاشته است؛ هرچند برخی اینگونه تفسیر می كنند كه منظور از رجال سیاسی، همان سیاستمدار است.

و زن سیاست مدار هم می تواند رجل سیاسی تلقی شود، ولی به هر حال این اصطلاح محل مناقشه است و زنان فعلاً نمی توانند به این منصب دست یابند. در مورد وزارت نیز ما در تاریخ معاصر كشورمان فقط یك زن وزیر داشته ایم (فرخ رو پارسا قبل از انقلاب اسلامی)، معمولاً كاندیدای ریاست جمهوری قبل از انتخاب وعده های زیادی مبنی بر حضور زنان در كابینه می دهند.

در انتخابات ختم ریاست جمهوری، محمد خاتمی وعده های مشابه ای داد در نهایت به زنان تنها در سازمان محیط زیست اجازه ریاست داده شده كه این پست تا كنون بالاترین منصب زنان در نظام جمهوری اسلامی بوده است. روی هم رفته علی رغم افزایش زنان تحصیل كرده تنها سه درصد پستهای مدیریتی در اختیار این قشر بوده است. بر سر هم، رغم شعارهای فیمیسنیستی در سالهای اخیر، هنوز ذهنیت كافی برای سپردن پست های كلیدی به زنان در جامعه حادث نشده است.

4- با توجه به اینكه زنان در مدت مناسبی و طی یك پروسه لازم، تجارب اداری و علمی لازم را كسب نكرده اند، نمی توان انتظار داشت كه كرسی های مدیریتی را یك شبه برای آنها در سطحی وسیع خاكی كرد و یكباره چندین وزارتخانه و سازمان و نهاد بزرگ را به آنها سپرد. مطابق مطالعاتی كه طی سالهای اخیر در چند كشور صورت نگرفته است، این موضوع را تأیید می كند كه حتی زنان مدیر بطور گسترده، پذیرای ذهنیتی كه مستعد همكاری زنان دیگر در كنار خود یا زیردستان آنها باشد، نیستند و در این زمینه مردان را ترجیح می دهند؛ بنابراین برای سپردن پستهای مدیریتی باید آنها تجربه لازم را طی یك فرایند طولانی مدت كسب كنند تا بتوانند بر این ذهنیت فائق آیند.

5- یكی از زمینه های مورد علاقه زنان حوزه خصوصی است كه شامل نوعی پوشش روابط اجتماعی و ; است. دولت تأكید دارد كه اماكن عمومی كه زنان در آن ظاهر می شوند (خیابان، مدرسه، دانشگاه و ; ) جزء حوزه عمومی است، بنابراین باید علادق فردی در این حوزه مطابق معیارهای ارزشی نظام باشد. در طی سالهای اخیر زنان با ایجاد تغییر مد و رنگ پوشش و ظاهر تحولاتی در این حوزه ایجاد كرده اند كه این امر با انعطاف نسبی دولت توأم بوده است و در خصوص اعتراض بخشی از حاكمیت را نیز در پی داشته است. در طی انتخابات اخیر ریاست جمهوری حتی تأكید برخی كاندیدای محافظه كار نیز موضع منشأ فرمی نسبت به تحولات اخیر در این حوزه داشته اند.

6- روی هم رفته زنان برای گسترش و تعمیق فعالیتهای اجتماعی خود از یك سو نیازمند تشكلهای مدنی و سازمان یافته اند كه در سالهای اخیر تعداد آنها روبه افزایش بوده است، از سوی دیگر نیازمند تغییر ذهنیت بافت پدر سالانه اند.
7- زنان امروزی باید بپذیرند در حلقه هایی از سنت و مدرنیسم قرار دارند، غالباً دیده شده است كه برای فرار از سنت، به دامان تجدد افتاده اند؛ تجدد یعنی استفاده از ابزار ظواهر مدرن بدون تغییر ذهنیت سنتی، زنان بایستی بر اساس شناخت زمان و درك موقعیت و با توجه به مسائل بومی و محلی (فرهنگ، اسختار اجتماعی و 😉 با نكاهی مدرن، آینده را رقم بزنند، كاری كه مردان نیز بدان نیازمندند.

جنبش فیمینیسم مقاصد و انگیزه ها
فیمینیسم یكی از پدیده های ظهودی است كه داعیه دفاع و حمایت از زنان و استیفای حقوق آنها را دارد و برای این كه در این زمینه بحث كنیم باید پیدایش این پدیده كه در حال حاضر از آن به عنوان یك جنبش یاد می شود اشاره شود. در واقع جنبش فیمینیسم، یك پدیده غربی تمام عیار محسوب می شود كه در حال و هوایی كاملاً غربی به منظور استیفای حقوق زنان در دیار غرب شكل گرفته شكل گرفته است. این جنبش عمدتاً در دوران بعد از جنگ جهانی دوم قوت و گسترش زیادی پیدا كرد

و در كشورهای غربی رشد یافت و بعضاً در عرصه ها و میادین مختلفی موفق به نیل موفقیت های چشمگیر به نفع زنان گردید. در واقع می توان گفت كه در سالهای اخیر این جنبش تمایل شدید برای پیدا كردن یك هویت سیاسی پیدا كرد و وقتی كه تمایلات فیمینیسمی در كشورهای جهان سوم از رشد و توسعه بیشتری برخوردار گشت،

برای كسی شكی باقی نگذاشت كه مطالبات این جنبش برای استعفای حقوق زنان معطوف به نگاه و نگرش سیاسی متصدیان و دست اندركان اصلی این جنبش فمینیستی در كشورهای جهان سومی هویتی كاملاً سیاسی و منطبق با شعارها و توجهات و گرایش های غربی دارد . در واقع انقلاب صنعتی در اروپا و به ویژه در انگلستان منشأ پیدایش تحولات بسیار مهمی در عرصه های اجتماع گردید و می توان گفت نیاز روز افزون به كارگران ارزان و نیمه ماهر برای تضمین جرقه تولید كارخانجات و صنایع انگلستان ،

زنان رسماً به عنوان نیروی كار وارد عرصه تولید شدند و استفاده از زنان شكل معمول تری نسبت به گذشته پیدا كرد . طبعاً تقسیمات و محدودیت های فراوانی برای زنان در حین كار پدید آمد كه می طلبید كارفرمایان برای افزایش تولید و بهره وری كامل از نیروهای تولیدی به بررسی و رسیدگی به مشكلات به وجود آمده بپردازند و احیاناً به وضع و تصویب مقرارتی بپردازند كه درآن ها از حقوق زنان كارگر حمایت و پشتیبانی شده بود . بنابراین از پایه و اساس ، آغاز یك حس و یك ایده برای دفاع از حقوق زنان به فضای كارگری مربوط می شد و سپس با گذشت چندین دهه و به ویژه در قرن 19 و 20 دفاع از حقوق زنان به عرصه های اجتماعی و خانوادگی كشیده شد . و سپس به پیدایش جنبش فمینیستی منجر گردید

كه یك حالت افراطی گری و حمایت از جنبش زنان محسوب می شود چرا ؟ زیرا فمینیسم اساساً یك جنبش اصلاح طلبانه و منادی دفاع از حقوق زنان در چهار چوب یك جامعه مدنی محسوب نمی شود بلكه این جنبش به دنبال تأسیس و یا به عبارت بهتر ایجاد نوآوری در حقوق زنان می باشد تا این كه از حقوق مسلم آن ها دفاع كند . مثلاً در حال حاضر یكی از مسایل و موضاعاتی كه جنبش فمینیسم در غرب به دنبال تحقق آن بوده و برای آن اهمیت زیادی قابل است این است كه نام خانوادگی فرزندان به نام خانوادگی زن مبدل سازد تا نام خانوادگی پدر ! این موضوع نشان می دهد كه برای رسیدن به برابری ، حاضرند هرآنچه را كه قاعده و قانون طبیعی است را وارونه سازند .

رابطه ی این جنبش با مذهب و باورهای مذهبی چیست ؟
ارتباط هواداران این جنبش با مذهب و یانت مسیحی در غرب كاملاً سبی و منفی است و اصولاً یكی از فعالیت های اصلی كلیسای كاتولیك و واتیكان عبارت از نفی و رد هر گونه ادعا و خواسته جنبش فمینیسم می باشد و از این رو و در حال حاضر یك تقابل شدید میان واتیكان و جنبش فمینیسم در غرب وجود دارد و در این میان هواداران این جنبش هیچ گونه احترام و شأنی برای قواعد و رسومات مذهبی در خصوص زن و خانواده قابل نیستند .

در غرب فردگرایی به عنوان یك دیدگاه كلی و پذیرفته شده حاكم است و مبنای روابط كنونی در عرصه اجتماعی می باشد . بنابراین دولت در زندگی خصوصی افراد دخالت نمی كند و به علاوه برای دخالت مذهب در مسایل قانون گذاری و تأثیر گذاری رسومات مذهبی در تصویب و تأیید قوانین محدودیت های زیادی وجود دارد و از سوی دیگر با توجه به گسترش مقبولیت ایده حقوق بشر در جوامع غربی ، جنبش فینیسم با خدمت در آوردن این مفهوم می كوشد مقاصد و انگیزه های خود را در قالب حقوق بشر ، دمكراسی و فردگرایی متحقق نماید . در چنین شرایطی این خواسته ها و مطالبات مورد تأیید احزاب سیاسی در كشورهای غربی قرار می گیرد و متأسفانه باید گفت جنبش های فمینیستی در كشورهای غربی در چارچوب تعریفی كه اریه كردیم از قوت و توانایی خوبی برخوردارند و این البته هم چنان كه گفتیم به بافت این جوامع و شرایطی كه پشت سرگذاشته اید ارتباط پیدا می كند .

این جنبش در كشورهای جهان سوم چگونه است ؟
متأسفانه این جنبش در پاره ای از كشورهای جهان سوم رشد و توسعه یافت و نباید شك داشت كه كشورهای جهان سوم حمایت وسیعی به عمل آورده و می آورند و لذا باید گفت توفیق این جنبش در برخی از كشورهای جهان سوم رابطه دقیق و تنگاتنگی به این حمایت ها دارد و لذا در صورتی كه این حمایتها به دلیلی قطع شود ، جنبش فمنیستی به خاطر تعارض با آداب ورسوم و فرهنگ ملی بلافاصله خاموش خواهد شد زیرا همچنانكه گفتیم جنبش فمنیستی درغرب به دلیل حال وهوای حاكم بر جوامع غربی پدید آمد و ممكن است در یك زمانی حتی موفق شده باشد یك گره ای از مشكلات زنان غربی را بگشاید اما چون مسایل مربوط به زنان در كشورهای جهان سوم لزوماً شباهتی به مشكلات زنان كشورهای غربی نداشت و ندارد ا ین جنبش به این دلیل خیلی موفق به نفوذ در جوامع جهان سوم نشده است .

نشانه های نفوذ این جنبش
این جنبش موفق به نفوذ نشده است بلكه دامنه آن مانند غرب وسیع و پهن نیست و به علاوه باید به یك نكته پر اهمیت اشاره كرد و آن این كه طرفرداران جنبش فمنیستی دركشورهای جهان سوم و مشخصاً در كشورهای جهان اسلام هیچگاه خواسته ها و مطالبات جنبش فمنیستی در غرب را مطرح نكردند . بلكه خواسته های كاملاً دقیق و متوازن مطرح ساختند تا نفوذ خود را به شكل خزنده و تدریجی انجام دهند اما این جنبش باز هم نتوانست دست روی مسائلی بگذارد كه در مفهوم امروزی به آنها خطوط قرمز جامعه گفته می شود . مثلاً در زمان رژیم شاه ، هم محمدرضا و هم پدرش ، تلاش خود را صرف بی حجابی زنان نمودند اما ما می دانیم كه در این تلاش با مقاومت جانانه و سرسخت زنان مسلمان مواجه می شونند و لذا طرح خواسته ها و مطالبات

نامتعارف دیگر در زمینه غربی كردن زن ایرانی جواب نداده است و به همین دلیل وقتی انقلاب اسلامی آغاز می شود می بینیم كه زنان بی حجاب كم كم وقتی در تظاهرات شركت می كنند به طور نا خودآگاه حجاب و چادر بر سر می كردند و در تظاهرات شركت می نمودند بنابراین نه رضا خان و نه پسرش هیچگاه نتوانستند آداب و رسوم فرهنگی جامع را به نفع فرهنگ وارداتی غرب به هم زنند .

زن و مشكلات سیاسی
تردیدی در این نكته نیست كه زنان نیمی از پیكره جامعه را تشكیل داده و اساس هویت یابی خلقت و آفرینش انسانی با مرد و زن صورت می گیرد و به همین دلیل لازم است زنان در فعل و انفعالات اجتماعی و سیاسی نقشی مؤثر و كارآمد برای دخالت در تعیین سرنوشت كشور و همچنین مشاركت در طرحها و سیاست گذاری های كلان شركت داده شوند . حال باید دید كه اساساً ، موانع و مشكلات سر راه حضور و مشاركت زنان و سهیم شدن آنان در فعالیتهای سیاسی كدام است و وضعیت فعلی آنان در جامعه چگونه است ؟

واقعیت این است كه از دیرباز نگرش و نگاه محدود كننده ای نسبت به زنان وجود دارد كه ریشه در سنتها وعرفهای نامقبول و پذیرفته شده گذشته داشته و همین نگاه و نگرش مانع از آن می شود كه زنان بنجو شایسته و لایقی در متن جریانات و فعالیتهای سیاسی روز حضور یابند . البته باید توضیح داد این نگاه و نگرش مختص به كشورمان نیست وتقریباً در همه جای جهان ،چنین نگاهی وجود دارد و به استثنای كشورهایی كه در آن زنان به مناسب بلند پایه ای دست یافته اند همه ی كشورهای جهان دیدی محافظه كارانه و سنتی درباره ی زنان دارند كه این نگرش یكی از موانع عمده ترقی و صعود زنان در نردبان فعالیتهای سیاسی درجهان بحساب می آید .

در واقع با این كه زنان نیمی از پیكره جامعه را تشكیل می دهند اما همانطوریكه اشاره شد سهم آنان در فعالیتهای سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و غیره ناچیز است و این حالت البته فقط مربوط به كشورمان نمی شود در برخی از مناطق جهان سهم زنان در فعالیت های سیاسی بسیار ناچیز و در پایین ترین سطح ممكن قرار دارد . اسلام به عنوان دینی جهان شمول ، هیچگاه از وضعیت زدن در جامعه غفلیت نورزیده و برای وی شأن و منزلت ویژه ای قایل شده است و این شأن در وضع و تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی به صورت جالبی متبلور شده است مثلاً در بند 14 قانون اساسی به تساوی بین مرد وزن تأكید كرده و دولت را مسئوول تأمین حقوق همه جانبه افراد جامعه اعم از مرد و زن و; تساوی عمومی در برابر قانون می داند . جالب این كه حقوق همه جانبه ای كه نسبت به تأمین انها در قانون اساسی پافشاری شده است عبارت از تخمین تحصییل آزاد برای همگان ، صحه گذاری بر مشاركت برابر در عرصه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، تخمین حق اشتغال قانونی كسب و كار و ; است .

علاوه بر این بر اساس اصل 21 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز دولت موظف است حقوق زن را در تمامی جهات با رعایت موازین اسلامی تخمین كند و زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن حقوق مادی معنوی او را فراهم آورد .
این دو اصل به خوبی روشن می كند كه زنان در ایران دارای آزادی عمل كامل برای برخورداری از حق مشاركت برابر در تمام عرصه های سیاسی ، فرهنگی و ; می باشند .

در وضع و تدوین قانون اساسی بر این موضوع تأكید شده است . امروزه وضعیتی كه زنان در كشورمان دارند حاكی از آن است كه هیچ عرصه ای باقی نمانده كه آنان نقش وسهم فعال و پویا در آن نداشته باشند ، در انتخابات مختلف ، زنان با آرای خود نقش آفرینی كرده و طبعاً رأی آنان در رقم خوردن بسیاری از معاملات مؤثر بوده وقانون اساسی بر حق رأی زنان به عنوان عرصه ای برابر باحق رأی مردان تأكید كرده زنان در اولین تجربه رأی دادن در بعد از انقلاب در همه پرسی جمهوری اسلامی شركت كرده و نقش *** در تأسیس *** جمهوری اسلامی ایفا كردند و این در حالی بود كه محافل بیگانه و بد خواه تا قبل از آن چنین تبیلغ می كردند كه با سرنگونی رژیم شاه و برقراری حكومت اسلامی ، زنان در كنج خانه ها محبوس شده و از كلیه حقوق اجتماعی و; محروم خواهند ماند .

نقش زنان در عرصه های اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی منحصر بر استفاده از حقوق معوقه خود در قانون اساسی نبوده است بلكه تلاش برای دستیابی به پست ها و مناصب دولتی برحسب شایستگی و لیاقت نیز بخشی از حقوق معوقه آنان را تشكیل می دهد به همین دلیل در چندین انتخابات بویژه انتخابات مجلس شورای اسلامی زنان به تنها رأی دهنده بودند بلكه به عنوان كاندیدای حضور در مجلس به عنوان نماینده نیز مشاركت جستند . در ساحت سیاسی نیز پیشرفت زنان اگر چه ناكافی بود ، ولی سیر منظم و قابل قبولی را طی كرد .

محدودیتها و موانع سنتی در قبال پیشرفت زنان یكی پس از دیگری از میان برداشته شدن و می توان گفت كه نظام به ارزش و پویای حضور زنان در كلیه ی عرصه های سیاسی و فرهنگی به عنوان راهی برای سهیم كردن آنان در تعیین چشم اندازها و آفاق حركت علمی و فرهنگی و اجتماعی وسیاسی كشور پی برد . زنان در سالهای پس از انقلاب شاهد ترقی و پیشرفت وضعیت اشتغال خویش بوده

و صرفنظر از دلایلی كه زنان را به كار در بیرون از خانه می كشاند باید گفت نسبت اشتغال زنان در ادارات و همچنین مشاغل وابسته به بخش خصوصی قابل توجه بوده و به یكی از شاخصه های جامعه مبدل شده است. از طرفی درچند سال گذشته سمینارها ، كنفرانسها و نشستهای مختلفی درباره ی حقوق زنان برگزار شده كه همگی آنها نقش و تأثیر مثبتی در تجدید نظر درباره ی حقوق زنان بر جای گذاشته و در صحنه ورزش شاهد افزایش فعالیت و حضور زنان بوده ایم .

و اما مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی را می توان در بالا بردن آگاهی و اطلاعات عمومی زنان داشت كه در این زمینه پیشرفتهای حاصله در وسایل ارتباط جمعی و ایجاد ارتباط سهل و آسان با فرهنگهای دیگر و انتقال سریع داده ها و اطلاعات یكی از عوامل افزایش آگاهی های عمومی در سطح جامعه و نهایتاً ترقی سطح آگاهی زنان گردیده است .

به نظر می رسند نهادینه مشاركت سیاسی زنان و تقویت انگیزه های مشاركت جویانه نتایج مثبتی برای ا فزایش سهم زنان در تصدی مسئولیتها و مناصب كلیدی در بر نخواهد داشت . ممكن است حتی در یك فرض قابل پیش بینی زنان به طور منفی به نمایندگان زن ، رأی داده و كفه آنها را برای ورود به شوراهای شهر و یا پارلمان سنگین تر نمود و حتی برخی از زنان به این نتیجه برسند كه در انتخابات فقط به كاندیدهای زن رأی بدند البته همین جا باید اشاره كرد كه رسیدن به این مرحله ،

می تواند نشانه ای از پدیدار شدن علایم افراطی در چارچوب انگیزه های مشاركت جویانه زنان باشد كه چنان به مصلحت كشور و مردم نباشد . در مجموع علی رغم احساسات و گرایشهای پدرسالارانه و مرد سالارانه در جامعه ایران می توان گفت رشد وتوسعه نقش و حقوق زنان و مشاركت سیاسی آنها روند قابل قبول و منطقی را پشت سر گذارده و قطعاً با استمرار این حركت ، آینده درخشانی نصیب زنان فداكار و فعال و كوشای كشورمان خواهد شد و آنان به عنوان نیمی از پیكره ی جامعه نقش مهمتر و ماندگارتر در رشد و آبادانی كشور و حفظ منابع ملی و تأمین امنیت ملی آن ایفا خواهند كرد .

منابع و مآخذ
1- افلاطون مجموعه آثار، ترجمه محمد حسین لطفی و رضا كاویانی، تهران، خوارزمی.
2- میل جان استوارت، كنیزك كردن زنان، ترجمه خسرو زیگی، نشر بانو.
3- زن در گستره ی اجتماع، دكتر عبدالله جانبی.
4 www.yahoo.com
5. www.google.com

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید