تحقیق در مورد فیبرنوری در شبكه ارتباطات زیرساخت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد فیبرنوری در شبكه ارتباطات زیرساخت در word دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد فیبرنوری در شبكه ارتباطات زیرساخت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد فیبرنوری در شبكه ارتباطات زیرساخت در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد فیبرنوری در شبكه ارتباطات زیرساخت در word :

فیبرنوری در شبكه ارتباطات زیرساخت

مقدمه: سرعت تحولات و پیدایش فناوری های نوین ، تنوع خدمات پیشرفته و تقاضای فزاینده برای این خدمات ، لزوم استفاده بهینه از منابع مالی و انسانی و گسترش روز افزون بازار رقابت ، موجب گردیده تا نگرش به صنعت مخابرات در قیاس با سایر صنایع متفاوت باشد . این نگرش هوشمندانه مبین این واقعیت است كه فناوری اطلاعات و ارتباطات ، نیروی محـركـه تــوسعه در همه ابـعـاد اسـت و ایـن مـهم ، ضـرورت های توسعه را متجلی می گرداند .

در این راستا شركت ارتباطات زیرساخت در برنامه های پنجساله، توسعه شبكه های مخابراتی مبتنی بر فناوری نوری را در دستور كار خود قرار داد :
اهداف طرح
1- پاسخ دهی به نیازهای ارتباطی برنامه های توسعه‌ی كشور
2- بستر سازی برای حضور شركت های دولتی و غیر دولتی در بازار مخابرات
3- سوق دادن جامعه به سمت جامعه اطلاعات
4- سرعت بخشیدن به توسعه اقتصادی و اجتماعی
5- ارائه خدمات مورد نیاز جامعه در حد مطلوب

6- رفع موانع و تنگناها برای پیاده سازی دولت الكترونیكی
7- حضور موثر در دهكده جهانی
8- ایجاد زیرساخت لازم برای تجارت الكترونیكی
9- ایجاد شاهراه ارتباطی جهت حمل ترافیك

10- ایجاد قطب ارتباطات منطقه ای در داخل كشور و تقویت توان راهبردی
11- امكان حضور گسترده و فعال در تمام نقاط كشور از طریق نقاط حضور (POP )
12- حضور در بازار رقابتی
13- امكان دسترسی به شبكه های نوری یكپارچه
14- ایجاد شبكه یكپارچه مخابراتی توسعه پذیر و قابل انعطاف
برای نیل به اهداف فوق ، نیاز به بستر مخابراتی با پهنای باند وسیع و مطمئن است . در این راستا فیبر نوری با مزایای زیر به كار گرفته شد :
1- تضعیف پایین

2- قیمت تمام شده مناسب
3- سهولت كار كابل كشی به دلیل سبك بودن
4- عدم نویز پذیری
5- عدم تأثیر ناپذیری از عوامل خارجی ( مانند میدانهای الكتریكی و مغناطیسی )
6- امنیت بالا به علت شنود ناپذیری (در مقابل سیستم های رادیویی)
7- عدم همشنوایی
8- پهنای باند وسیع و مطمئن
9- شبكه سازی مطمئن با قابلیت انعطاف
10- قابلیت ایجاد شبكه همگرا
11-
لذا اكنون امكان ارائه خدمات مختلف در هر زمان و در هر مكان و برای هر كس فراهم آمده است.
شبكه یكپارچه نوری ایران با پهنای باندی در حدود ترا هرتز ( Tr Hz ) متشكل از بزرگراه هایی برای ارسال و دریافت بهنگام اطلاعات است. بطوریكه بدون وجود این فناوری دقیق و حساس ، امكان ارائه خدمات چندرسانه ای میسر نیست . با وجود شبكه یكپارچه نوری ایران ، می توان حجم اطلاعات بسیار زیادی را جابجا نمود و شركت ارتباطات زیرساخت ایران با استفاده از توانمندی های آن قادر است بعنوان قطب مخابراتی در منطقه عمل نموده و كشورهای مختلف همسایه را نیز به هم متصل سازد .

خدمات بالقوه شبكه ملی فیبرنوری ایران
خدمات مخابراتی از اجزاء عمده اقتصاد ملی و جهانی بشمار می روند زیرا علاوه بر
سود آوری هنگفت نقش اساسی و محوری در ارتقاء سطح اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ایفا می نمایند . به همین دلیل شركتهای بسیاری راغب به سرمایه گذاری در بخشهای مختلف شبكه مخابرات گردیده اند. این سرمایه گذاریها گردش مالی مطلوب، ارائه خدمات متنوع وگسترده ، تبعات اجتماعی مانند ایجاد اشتغال ، بهبود وضع بهداشت و درمان ، ارتقاء سطح دانش عمومی و تخصصی ، امنیت ، صرفه جویی در وقت و انرژی و … بسیاری دیگر را در پی دارند.

با توجه به اینكه شبكه یكپارچه نوری ایران واسط میان شبكه های محلی، شهری و منطقه ای است بخش مهمی از خدمات قابل ارائه از طریق شبكه ی نوری ایران مستلزم پیش بینی و عرضه این سرویس ها در LAN ها و شبكه های شهری متصل به شبكه یكپارچه نوری ایران است كه عبارتند از :
ارسال داده با سرعت بالا

تلفن تصویری
ویدئو بر اساس تقاضا Video on – demand
پزشكی از دور
آموزش از دور
اینترنت پرسرعت
ارسال متن ( Text )
كنترل خانه از دور

ارسال فایلهای با حجم زیاد
ویدئو كنفرانس
بانكداری الكترونیكی
خرید از دور
خدمات صوتی با كیفیت بالا
خدمات چند رسانه ای ( Multi Media )

ارائه پهنای باندهای مختلف به متقاضیان بر اساس درخواست آنها

رویكردهای فنی
برای ایجاد یك شبكه مخابرات نوری كارآمد و نیل به اهداف برشمرده ، بایستی موارد زیر در نظر گرفته شود :
1- رعایت استاندارد های بین المللی
2- استفاده از تجهیزات منطبق بر فناوری های روز
3- رعایت اصول صحیح شبكه سازی

4- استفاده مناسب از برنامه های نرم افزاری برای طراحی شبكه
5- بهره گیری از نیروی انسانی متخصص ، آموزش دیده و كارآمد

در این راستا مشخصات تارهای به كار گرفته شده در شبكه فیبرنوری كشور در برنامه های توسعه در مقاطع زمانی مختلف، با توجه به استانداردها و فناوری روز و متناسب با توانایی تولید تجهیزات مخابراتی مربوطه انتخاب گردید كه به شرح ذیل می باشد :

تار تك مد single mode fiber (S . M) مطابق با استاندارد G.652 :
اولین تار نوری كه به طور فراگیر درشبكه های مخابراتی مورد استفاده قرارگرفت ، تارنوری SM براساس توصیه G. 652 اتحادیه بین المللی مخابرات (ITU-T) است . این تار در پنجره 1330 nm دارای پاشندگی صفر بوده و حداقل تضعیف آن در پنجره 1550 nm است . نكته قابل ذكر این است كه درپنجره 1550 nm علیرغم تضعیف كم ، پاشندگی درآن زیاد بوده و در پنجره 1330 nm علیرغم پاشندگی صفر، دارای تضعیف بالاتری است. این نوع تار جهت كار درپنجره 1330 nm طراحی شده است وبا توجه به مسافت و نرخ بیت ارسالی روی آن درسالهای اولیه استفاده از تارنوری كاربرد فراوانی داشته است به طوریكه بخش اعظمی از شبكه های موجود مخابراتی از این نوع تار استفاده می نمایند و َدربرنامه پنج ساله اول توسعه نیز از این نوع تار استفاده گردیده استَ .

با توجه به مقدار تضعیف این تار درپنجـره 1330 nm كــه محدودیــت فاصله را درپی دارد اسـتـفـاده از پـنـجـره 1550 nm به طور روز افزونی افزایش یافت . ولی به دلیل پاشندگی بالائی این نوع تار دراین

پنجره( شکل 1 ) وافزایش نرخ بیت های ارسالی ، عامل محدودكننده پاشندگی نیز خود را نشان داد.به این دلیل طراحان وتولیدكنندگان فیبرنوری ، فیبرنوری جدیدی را طرح نمودندكه ضریب پاشندگی آن در پنجره 1550 nm صفر بود ، به عبارت دیگر ضریب پاشندگی صفر از پـنجـره 1330 nm بـه پـنجـره 1550 nm منتقل گردید ، به همین دلیل به این تار جدید DSF (Dispersion –shifted -fiber) می‌گویند .

شكل 1 ( نمایش پاشندگی برحسب طول موج تار SM )

تار DSF مطابق با استاندارد G.653 :
با توجه به اینكه فیبرنوری درپنجره 1550nm، تضعیف كمتری نسبت به پنجره 1330 nm دارد
(شكل 2) استفاده از این پنجره توجه استفاده كنندگان را جلب نمود و تولید ادوات و تجهیزات نوری دراین پنجره افزایش چشمگیری پیدا كرد . به طوریكه در طول چند سال پنجره 1550 nm دركاربردهای مخابراتی از اهمیت ویژه ای برخوردارشد .
این تار نوری با توجه به افزایش بیت ریت ارسالی وطول مسیر ، توسط طراحان ارائه ودر شبكه های مخابراتی
برای فواصل طولانی مورد استفاده قرار گرفت .

شکل 2 – مشخصه پاشندگی تار DSF و SM

شكل 2 مشخصه پاشندگی این‌تاررابرحسب طول موج و مشخصه تار SM استاندارد را نشان می‌دهد . نیاز روزافزون ‌به ظرفیت ‌زیاد و محدودیت فناوری همتافتگری تقسیم زمانی TDM (Time Division Multipxing) طراحان سیستمهای مخابــراتی ‌را بــه ‌سـمـت ‌استـفـاده ‌ازفناوری ‌جــدیــدی بــه نـــام همتافتگری تقسیم طول موج WDM (( Wave length Division Multiplexing و Dense –WDM سوق داد .
در این فناوری امكان ارسال ، دریافت و یا ارسال و دریافت همزمان چند طول موج نوری بر روی یك تار امكان پذیر است . هر یك از طول موجها را یك كانال نوری می نامند كه بطور مستقل اطلاعات مجزایی را حمل می نمایند .

شكل 3- نمایش سیستم همتافتگری فشرده‌ی تقسیم طول موج DWDM

بدلیل درخواست و كاربرد زیاد فناوری DWDM برروی تار نوری ، به منظور افزایش ظرفیت شبكه‌های مخابراتی ، محدودیتهایی درانتقال این فناوری از طریق تار DSF بروزنمود . این محدویتها درتار SM استاندارد كمتر از تار DSF بود . لیكن محدویت قبلی تار SM استاندار كه همانا پاشندگی زیاد آن دراین پنجره بود كماكان وجود داشت . محدودیت های تار DSF جهت بكار گیری فناوری DWDM بدلیل بروز اثرات غیر خطی شیشه است كه این اثرات غیر خطی عبارتند از :
-اختلاط چهار موجی – Four wave mixing (FWM)

– خود مدوله سازی فاز – Self Phase Modulation (SPM)
– مدوله سازی متقاطع فاز – Cross Phase Modulation (XPM)
– پراكنش «رامان» انگیخته – Stimulated Ramman Scatering ( SRS)
– پراكنش «بریلویین» انگیخته – Stimulated Brilluin Scatering (SBS)

پدیده‌ی اختلاط چهار موجیFWM در پاشندگی صفربیشترین تاثیر را خواهد داشت . این پدیده سبب بروز مولفه‌های نوری ناخواسته (طول موجهای نوری جدید) می گردد كه درصورت زیاد بودن تعداد طول موجها و كم بودن فاصله آنها تعداد این مولفه‌ها و مزاحمت آنها بیشتر می گردد زیرافیلتر كردن طول موجهای مطلوب به سختی انجام شده و گاهاً این طول موجهای ناخواسته دقیقاً روی طول موجهای اصلی قرار می گیرد كه به هیچ وجه قابل فیلتر كردن نبوده وسبب هم شنوایی می گردد . به این دلیل تار DSF دارای محدودیت زیادی برای به كارگیری درسیستمهای DWDM است.

خود مدوله سازی فاز SPM پدیده دیگری است كه دراثر چگالی نوری زیاد درمحیط انتقال شیشه بوجودمی آید . SPM بدلیل وابستگی ضریب شكست شیشه به توان نوری ودرنتیجه وابستگی سرعت انتقال نور درشیشه به توان آن بوجود می آید . به این ترتیب با تغییر توان نوری تغییرات فازی بوجود آمده دراثر تغییر سرعت به ترتیبی خواهد بود كه سبب پهن شدگی پالس می گردد كه اصطلاحاً بـــه آن جابه جایی سرخ red-shift و
جابه جایی آبی blue- shift می گویند . این پدیده بیشتر درسیستمهای تك كاناله با نرخ بیت بالا مزاحمت ایجاد می كند .

یكی دیگر از اثـــرات غــیـر خــطی، پدیده مدوله سازی متقاطع فاز (XPM )است كه درسیــستمهای چند كاناله (WDM , DWDM) سبب جفت شدگی فاز ی بین كانالها و پهن شدگی پالس می گردد .

دو پدیده پراكنش نوع SRS و SBS ، بیشتر درزمینه تضعیف انرژی نورانی اثر می گذارد كه به علت بالا بودن توان نوری تغذیه شده به فیبر بوجود می آید .
با توجه به محدویتهای برشمرده درفوق طراحان تارنوری، پژوهش گران اقدام به طرح و تولید تار نوری جدیدی به نام تار با جابه جایی پاشندگی غیر صفر NZDSF نمودند كه در محدوده 1550nm فاقد پاشندگی صفر بوده و سطح مقطع موثر آن(Core- Effective- Area) نسبت به تار DSF بزرگتر بود .

تارNZDSF مطابق با استانداردG . 655 :
این تار همانطور كه از شكل 4 برمی آید ، دارای پاشندگی صفر خارج از پنجره 1550nm است . وبدین ترتیب پدیده FWM درآن حذف می شود . ضمناً بدلیل بزرگ بودن سطح موثر آن بطوركلی اثرات غیر خطی به میزان قابل توجهی درآن كاهش می یاید .

شكل 4- مشخصه تار با جابه جایی پاشندگی غیر صفر NZDSF

كاربرد عمده این تار برای سیـستـمـهای DWDM و WDM است .
لازم به ذكراست براساس این توصیه مجموعه ای از تارهابه نام :

Larg Effective Area Fiber = LEAF
توسط تولید كنندگان مختلف تار نوری طراحی و تولید گردید ه است كه هریك دارای
خصوصیات ویژه ای بوده و نسبت بهم دارای مزایا و معایبی هستند كه ضروری است هنگام بكارگیری این نوع تارها براساس مشخصات سیستم وطرحهای مربوطه تارمناسب انتخاب گردد .

درضمن برخی از تولید كنندگان تار نوری ، تحقیقاتی درراستای حذف یون OH انجام داده اند به ترتیبی كه در شكل 5 منحنی تضعیف تارنوری ( 5 – الف ) به منحنی (5 – ب ) تبدیل شده وتضعیف این تارها در محدوده مربوطه به میزان قابل توجهی كاهش یافته است به طوریكه این تارها دارای ضریب تضعیف حدود

017 dB/km می باشند .
شكل 5 – منحنی تضعیف تار نوری
لازم به ذكر است كه در بخشی از برنامه دوم توسعه و در كل برنامه سوم از تارهای NZDSF
استفاده گردیده است .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد فیزیک هسته ای و بمب اتم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد فیزیک هسته ای و بمب اتم در word دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد فیزیک هسته ای و بمب اتم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد فیزیک هسته ای و بمب اتم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد فیزیک هسته ای و بمب اتم در word :

فیزیک هسته ای و بمب اتم

مقدمه:
در این تحقیق موضوع بمب اتم ارائه شده است. بمب اتمی كه در جهان شاهد هستیم كه در جهان امروز جان هزاران انسان را می گیرد . برای هیچكدام از ما نام (( هیرو شیما )) تازگی ندارد ، هیروشیمایی كه بوسیله ی بمب اتم زیر و رو شد ، پس در این تحقیق به بررسی بمب اتمی می پردازیم تا بدانیم چیزی كه جان هزاران انسان را به راحتی می گیرد چگونه تهیه و از آن استفاده می شود .

هدف از این تحقیق چگونگی استفاده و تهیه بمب اتم است . امروزه اگر كشوری بخواهد
پیشرفت كند باید پژوهش كند و چیزهایی جدیدی بسازد .
اگر بخواهد پژوهش كند باید به آزمایشگاه برود و اگر بخواهد در آزمایشگاه كار كند، احتیاج به تیم علمی دارد و در یك تیم علمی نیز همیشه متخصصان شاخه های مختلف فیزیك حضور دارند چون دارند چون هر كاری كه بخواهم انجام بدهیم باید بنیان فیزیكی داشته باشد.

دكتر پروین در ادامه می گوید: برای مثال اگر بخواهیم یك دستگاه الكتریكی بسازیم اول باید بدانیم چه قوانینی فیزیكی بر آن حاكم است و بعد از شناخت آن قوانین، می توان دستگاه مورد نظر را با استفاده از فن و هنر ساخت:
در این تحقیق كه به درخواست سر كار خانم یزدان پناه ارائه شده است. ابتدا در مورد فیزیك و فیزیك هسته ای مطالبی عنوان می شود و بعد از این مطالب به بررسی بمب اتم می پردازیم.
فصل اول :فیزیك

تعریف فیزیك
در معرفی علم فیزیك دكتر پروین استاد فیزیك دانشگاه امیر كبیر می گوید : (( فیزیك علم زندگی و اصلا علم حیات است )) .و یا دكتر منیژه رهبر استاد فیزیك دانشگاه تهران معتقد است هر چیزی كه در اطراف خویش می بینیم به فیزیك ربط پیدا می كند . همچنین پاسخ به بسیاری از سؤالهایی را كه همیشه ذهن بشر به آن مشغول بوده است به وسیله علم فیزیك می توان داد . مثل اینكه دنیا چگونه بوجود آمده است ؟ از چه تشكیل شده و كوچكترین جزء آن چیست ؟
در كل می توان گفت كه جهان در بزرگترین مقیاس تا ریزترین مقیاس در ارتباط با علم فیزیك می باشد .
یكی دیگر از استادان دانشگاه فیزیك نیز فیزیك را دانش كشف و استفاده علمی از قوانین و روابط حاكم بر پدیده های طبیعی می نامد كه مبنای این دانش بر تجربه و آزمایش استوار است .
تعریف فیزیك هسته ای :
دكتر رهبر در معرفی فیزیك هسته ای می گوید: (( در فیزیك هسته ای ، خود هسته ، مورد مطالعه قرار می گیرد . یعنی متخصصان و دانشمندان بررسی می كنند كه هسته از چه تشكیل شده و چه نیروهایی بین اجز

ای هسته حكمفرما است و در نتیجه واكنش های انجام شده ، چقدر انرژی آزاد می گردد ؟))
دكتر دویلو نیز در معرفی این گرایش می گوید : (( انرژی هسته ای و رادیوایزوتوپ ها مسائلی هستند كه در فیزیك هسته ای مورد بررسی قرار می گیرد )).

فصل دوم :تاریخچه بمب اتم
قبه دود یك بمب اتمی
هانری بكرل نخستین كسی بود كه متوجه پرتودهی عجیب سنگ معدن اورانیوم گردید پس از آن در سال 1909 میلادی ارنست رادر فورد هسته اتم را كشف كرد . وی همچنین نشان داد كه پرتوهای رادیو اكتیو در میدان مغناطیسی به سه دسته تقسیم می شود ( پرتوهای آلفا و بتا و گاما ) بعدها دانشمندان دریافتند كه منشأ این پرتوها درون هسته اتم اورانیوم می باشد .

در سال 1938 با انجام آزمایشاتی توسط دو دانشمند آلمانی به نام های اتوهان و فریتس شتراسمن فیزیك هسته ای پای به مرحله ای تازه نهاد . این فیزیكدانان با بمباران هسته اتم اورانیوم بوسیله نوترونها به عناصر رادیواكتیوی دست یافتند كه جرم اتمی كوچكتر نسبت به اورانیوم داشت و او برای توصیف علت ایجاد این عناصر لیزه میتنرواتوفریش پدیده شكافت هسته را در اورانیوم توضیح دادند و در اینجا بود كه ناقوس شوم اختراع بمب اتمی به صدا درآمد .
u235+n->fission+2 or 3 n + 200 mev

زیرا همانطور كه در شكل فوق می بینید هر فروپاشی هسته اورانیوم می توانست تا 200 مگاولت انرژی آزاد كند و بدیهی بود اگر هسته های بیشتری فروپاشیده می شد انرژی فراوانی حاصل می گردید .
بعدها فیزیكدانان دیگری نیز در این محدوده به تحقیق می پرداختند یكی از آنان انریكو فرمی بود (1954-1901)كه به خاطر تحقیقاتش در سال 1938 موفق به دریافت جایزه نوبل گردید .
در سال 1939 یعنی قبل از شروع جنگ جهانی دوم در بین فیزیكدانان این بیم وجود داشت كه آلمانیها به كمك فیزیكدان نابغه ای مانند هایزنبرگ و دستیارانش بتوانند با استفاده از دانش شكافت هسته ای ، بمب اتمی بسازند . به همین دلیل از آلبرت انیشتین خواستند كه نامه ای به فرانكلین روزولت رئیس جمهور وقت آمریكا بنویسد . در آن نامه تاریخی از امكان ساخت بمب اتمی صحبت شد كه هرگز هایزنبرگ آن را نساخت .

چنین شد كه دولتمردان آمریكا برای پیشدستی بر آلمان پروژه مانهتن را به راه انداختند و از آنریكو فرمی دعوت به عمل آوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمی را فراهم سازد سه سال بعد در دوم دسامبر 1942 در ساعت 3 بعدازظهر نخستین راكتور اتمی دنیا در دانشگاه شیكاگو آمریكا ساخته شد .

سپس در 16 ژونیه 1945 نخستین آزمایش بمب اتمی در صحرای الاموگرودونیو مكزیكو انجام شد .
سه هفته بعد هیروشیما در ساعت 8:15 صبح در تاریخ 6 آگوست 1945 بوسیله بمب اورانیمی بمباران گردید و ناكازاكی در 9 آگوست سال 1945 در ساعت 11:15 بوسیله بمب پلوتونیمی بمباران شدند كه طی آن بمبارانها صدها هزارنفر فورا جان باختند .
انزیكو فرمی و همكارانش در شیكاگو پس از ساخت نخستین راكتور هسته ای جهان به امید آنكه از راكتور هسته ای تنها در اهداف صلح آمیز استفاده شود و دنیا عاری از سلاحهای اتمی گردد.
لیزه میتنر ( مادر انرژی اتمی )

لیزه در سال 1878 در یك خانواده هشت نفری بدنیا آمد وی سومین فرزند خانواده بود . با وجود تمامی مشكلاتی كه بر سر راه وی به خاطر زن بودنش بود در سال 1901 وارد دانشگاه وین شد و تحت نظارت بولتز من كه یكی از فیزیكدانان بنام دنیا بود فیزیك را آموخت .

لیزه توانست در سال 1907 به درجه دكتر نایل گردد و سپس راهی برلین گردید تا در دانشگاهی كه ماكس پلانك ریاست بخش فیزیك آن را به عهده داشت به مطالعه و تحقیق بپردازد بیشتر كارهای تحقیقاتی وی در همین دانشگاه بود وی هیچگونه علاقه ای به سیاست نداشت ولی به علت دخالتهای روز افزون ارتش نازی مجبور به ترك برلین گردید و در سال 1938 به یك انستیتو در استكهلم رفت .

لیزه میتنر به همراه همكارش اتو فریش اولین كسانی بودند كه شكافت هسته را توضیح دادند . آنان در سال 1939 در مجله طبیعت مقاله معروف خود را در مورد شكافت هسته ای دادند و بدین ترتیب راه برای استفاده از انرژی گشودند به همین دلیل پس از جنگ جهانی دوم به میتنر لقب مادر بمب اتمی داده شد ولی چون وی نمی خواست از كشفش به عنوان بمبی هولناك استفاده گردد بهتر است به لیزه لقب مادر انرژی اتمی داده شود.

فصل سوم : بمب هسته ای چگونه كار می كند ؟
مقدمه :
شما احتمالا در كتابهای تاریخ خوانده اید كه بمب هسته ای در جنگ جهانی دوم توسط آمریكا علیه ژاپن بكار رفت و ممكن است فیلم هایی را دیده باشید كه در آنها
بمب های هسته ای منفجر می شوند . در حالی كه در اخبار می شنوید ، برخی كشورها راجع به خلع سلاح اتمی با یكدیگر گفتگو می كنند ، كشورهایی مثل هند و پاكستان سلاح های اتمی خود را توسعه می دهند .

ما دیده ایم كه این وسایل چه نیروی مخرب خارق العاده ای دارند ولی آنها واقعا چگونه كار می كنند ؟در این بخش خواهید آموخت كه بمب هسته ای چگونه تولید می شود و پس از یك انفجار هسته ای چه اتفاقی می افتد ؟

انرژی هسته ای به دو روش تولید می شود :
1_ شكافت هسته ای : در این روش هسته یك اتم توسط یك نوترون به دو بخش كوچكتر تقسیم می شود . در این روش غالبا از عنصر اورانیوم استفاده می شود .
2_ گداخت هسته ای : در این روش كه در سطح خورشید هم اجرا می شود معمولا هیدروژن ها با برخورد به یكدیگر تبدیل به هلیوم می شوند و در این تبدیل انرژی بسیار زیادی به صورت نور و گرما تولید می شود .

در شكل فوق نمونه ای از شكافت هسته اتم اورانیوم نمایش داده شده است :
و در شكل فوق گداخت هسته ای اتم های هیدروژن و تبدیل انها به هلیوم 3 و الكترون ازاد نمایش داده شده است :
طراحی بمب های هسته ای :
برای تولید بمب هسته ای به یك سوخت شكافت پذیر یا گداخت پذیر یك وسیله راه انداز و روشی كه اجازه دهد تا قبل از اینكه بمب خاموش شود كل سوخت شكافته یا گداخته شود نیاز است .
بمب های اولیه با روش شكافت هسته ای و بمب های قویتر بعدی با روش گداخت هسته ای تولید شدند . ما در این بخش دو نمونه از بمب های ساخته شده را بررسی می كنیم :

بمب شكافت هسته ای :
1_ بمب هسته ای ( پسر كوچك ) كه روی شهر هیروشیما و در سال 1945 منفجر شد .
2_ بمب هسته ای ( مردچاق) كه روی شهر ناكازاكی و در سال 1945 منفجر شد .
بمب گداخت هسته ای :1_ بمب گداخت هسته ای كه در ایسلند به صورت ازمایشی در سال 1352 منفجر شد .
بمب های شكافت هسته ای :
بمب های شكافت هسته ای از یك عنصر شبیه اورانیوم 235 برای انفجار هسته ای استفاده می كنند . این عنصر از معدود عناصری است كه جهت ایجاد انرژی بمب

هسته ای استفاده می شود . این عنصر خاصیت جالبی دارد : هرگاه یك نوترون ازاد با هسته این عنصر برخورد كند هسته به سرعت نوترون را جذب می كند و اتم به سرعت متلاشی می شود . نوترون های آزاد شده از متلاشی شدن اتم هسته های دیگر را متلاشی می كنند .
زمان برخورد و متلاشی شدن این هسته ها بسیار كوتاه است ( كمتر از میلیاردم ثانیه! ) هنگامی كه یك هسته متلاشی می شود مقدار زیادی گرما و تشعشع گاما ازاد می كند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله در مورد ماوراء صوت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله در مورد ماوراء صوت در word دارای 55 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله در مورد ماوراء صوت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله در مورد ماوراء صوت در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله در مورد ماوراء صوت در word :

پرتو X از لحظه كشف به استفاده عملی گذاشته شد, و در طی چند سال اول بهبود در تكنیك و دستگاه به سرعت پیشرفت كرد. برعكس, اولتراسوند در تكامل پزشكیش بطور چشمگیری كند بوده است. تكنولوژی برای ایجاد اولتراسوند و اختصاصات امواج صوتی سالها بود كه دانسته شده بود. اولین كوشش مهم برای استفاده عملی در جستجوی ناموفق برای كشتی غرق شده تیتانیك در اقیانوس اطلس شمالی در سال 1912 بكار رفت سایر كوششهای اولیه برای بكارگیری ماوراء صوت در تشخیص پزشكی به همان سرنوشت دچار شد. تكنیكها, بویژه تكنیكهای تصویرسازی, تا پژوهشهای گسترده نظامی در جنگ دوم بطور كافی بسط نداشت. سونار, Sonar (Sound Navigation And Ranging) اولین كاربرد مهم موفق بود. كاربردهای موفق پزشكی به فاصله كوتاهی پس از جنگ, در اواخر دهه 1940 و اوایل دهه 1950 شروع شد و پیشرفت پس از آن تند بود.

اختصاصات صوت

یك موج صوتی از این نظر شبیه پرتو X است كه هر دو امواج منتقل كننده انرژی هستند. یك اختلاف مهمتر این است كه پرتوهای X به سادگی از خلاء عبور می‌كنند درحالیكه صوت نیاز به محیطی برای انتقال دارد. سرعت صوت بستگی به طبیعت محیط دارد. یك روش مفید برای نمایش ماده (محیط) استفاده از ردیفهای ذرات كروی است, كه نماینده اتمها یا ملكولها هستند كه بوسیله فنرهای ریزی از هم جدا شده اند (شكل A 1-20). وقتی كه اولین ذره جلو رانده می‌شود, فنر اتصالی را حركت می‌دهد و می فشرد, به این ترتیب نیرویی به ذره مجاور وارد می آورد (شكل 1-20). این ایجاد یك واكنش زنجیره ای می‌كند ولی هر ذره كمی كمتر از همسایه خود حركت می‌كند. كشش با فشاری كه به فنر وارد می‌شود بین دو اولین ذره بیشترین است و بین هر دو تایی به طرف   انتهای خط كمتر می‌شود. اگر نیروی راننده جهتش معكوس شود, ذرات نیز جهتشان معكوس می‌گردد. اگر نیرو مانند یك سنجی كه به آن ضربه وارد شده است به جلو و عقب نوسان كند, ذرات نیز با نوسان به جلو و عقب پاسخ می دهند. ذرات در شعاع صوتی به همین ترتیب عمل می‌كنند, به این معنی كه, آنها به جلو و عقب نوسان می‌كنند, ولی در طول یك مسافت كوتاه فقط چند میكرون در مایع و حتی از آن كمتر در جامد.

اگر چه هر ذره فقط چند میكرون حركت می‌كند, از شكل 1-20 می توانید ببینید كه اثر حركت آنها از راه همسایگانشان در طول خیلی بیشتری منتقل می‌شود. در همان زمان, یا تقریباً همان زمانی كه اولین ذره مسافت a را می پیماید, اثر حركت به مسافت b منتقل می‌شود. سرعت صوت با سرعتی كه نیرو از یك ملكول به دیگری منتقل می‌شود تعیین می‌گردد.

امواج طولی

   ضربانات اولتراسوند در مایع به صورت امواج طولی منتقل می‌شود. اصطلاح «امواج طولی» یعنی اینكه حركت ذرات محیط به موازات جهت انتشار موج است. ملكولهای مایع هدایت كننده به جلو و عقب حركت می‌كنند و ایجاد نوارهای انقباض و انبساط (شكل 2-20) می‌كنند. جبهه موج در زمان 1 در شكل 2-20, وقتی طبل لرزنده ماده مجاور را می فشارد آغاز می‌شود. یك نوار انبساط, در زمان 2, وقتی كه طبل جهتش معكوس می‌گردد, پیدا می‌شود. هر تكرار این حركت جلو و عقب را یك سیكل (Cycle) یا دوره تناوب گویند و هر سیكل ایجاد یك موج جدید می‌كند. طول موج عبارت است از فاصله بین دو نوار انقباض, یا دو نوار انبساط, و بوسیله علامت نشان داده می‌شود. وقتی كه موج صوتی ایجاد شد, حركت آن در جهت اولیه ادامه می یابد تا اینكه منعكس شود, منكسر شود یا جذب گردد. حركت طبل لرزان كه برحسب زمان رسم شده است, یك منحنی سینوسی را كه در طرف چپ شكل 2-20 نشان داده شده است تشكیل می‌دهد. اولتراسوند, برحسب تعریف, فركانسی بیش از 20000 سیكل بر ثانیه دارد. صوت قابل شنیدن فركانسی بین 15 و 20000 سیكل بر ثانیه دارد (فركانس میانگین صدای مرد در حدود 100 سیكل بر ثانیه و از آن زن در حدود 200 سیكل بر ثانیه می‌باشد). شعاع صوتی كه در تصویرسازی تشخیصی بكار می رود فركانسی از 000/000/1 تا 000/000/20 سیكل بر ثانیه دارد. یك سیكل بر ثانیه را یك هرتس (Hertz) گویند. یك میلیون سیكل بر ثانیه یك مگاهرتس (مختصر شده آن (MHz) است. اصطلاح هرتس به افتخار فیزیكدان مشهور آلمانی Heinrich R.Hertz می‌باشد كه در سال 1894 وفات یافت.

سرعت صوت

برای بافتهای بدن در محدوده اولتراسوند پزشكی, سرعت انتقال صوت مستقل از فركانس می‌باشد و عمدتاً بستگی به ساختمان فیزیكی ماده ای دارد كه از میان آن صوت عبور می‌كند. خواص مهم محیط منتقل كننده عبارتند از : (1) قابلیت انقباض (compressibility) و (2) چگالی (Density). جدول 1-20, سرعت صوت را در بعضی از مواد شناخته شده, از جمله چندین نوع بافت بدنی, نشان می‌دهد. مواد به ترتیب افزایش سرعت انتقال مرتب شده اند, و می توانید ببینید كه صوت در گازها از همه كندتر, در مایعات با سرعت متوسط, و از همه تندتر در اجسام جامد حركت می‌كند. ملاحظه كنید كه تمام بافتهای بدن, جز استخوان, مانند مایعات رفتار می‌كنند و بنابراین همگی صوت را تقریباً با یك سرعت منتقل می‌كنند. یك سرعت 1540 متر بر ثانیه به عنوان میانگین برای بافتهای بدن بكار می رود.

قابلیت انقباض: سرعت صوت با قابلیت انقباض ماده منتقل كننده نسبت معكوس دارد, به این معنی كه هرچه ماده كمتر قابل انقباض باشد, صوت در آن تندتر منتقل می‌شود. امواج صوتی در گازها آهسته حركت می‌كنند زیرا ملكولها از هم دورند و به آسانی قابل انقباضند. آنها به گونه ای رفتار می‌كنند كه گویی بوسیله فنر سستی بهم بسته اند. یك ذره باید فاصله نسبتاً طویلی را بپیماید پیش از اینكه بوسیله یك همسایه تحت تأثیر قرار گیرد. مایعها و جامدها كمتر قابل انقباضند زیرا ملكولهایشان به یكدیگر نزدیكترند. آنها فقط نیاز به طی مسافت كوتاهی دارند تا در همسایه اگر گذارند, بنابراین مایعها و جامدها صوت را تندتر از گاز منتشر می‌كنند.

چگالی: مواد متراكم متمایلند كه از ملكولهای حجیم درست شده باشند و این ملكولها اینرسی خیلی زیادی دارند. حركت دادن آنها و یا ایستاندن آنها وقتی به حركت درآمدند مشكل است. چون انتشار صوت شامل حركت شروع و توقف ذره ای منظم می‌باشد, انتظار نداریم كه یك ماده ای كه از ملكولهای بزرگ (یعنی دارای جرم زیاد) تشكیل شده, مانند جیوه, صوت را با سرعت زیاد, مانند ماده ای كه از ملكولهای كوچكتر درست شده, مانند آب, منتقل كند. جیوه 9/13 برابر متراكمتر از آب است, بنابراین ما انتظار داریم كه آب صوت را خیلی سریعتر منتقل كند. با اینهمه, از جدول 1-20 می توانی ببینید كه آب و جیوه صوت را تقریباً با سرعت مشابه منتقل می‌كنند. این تناقض ظاهری با قابلیت انقباض آب توجیه می‌شود كه 4/13 برابر قابل انقباضتر از جیوه است. كاهش قابلیت انتقال صوت در جیوه به سبب جرم زیادتر آن تقریباً بطور كامل در اثر دست آورد به سبب انقباض پذیری كمتر جبران می‌شود. به عنوان یك قانون كلی, همین اصل بر تمام مایعات صادق است كه, چگالی و انقباض پذیری بطور معكوس متناسبند. در نتیجه, تمام مایعات صوت را در یك محدوده نزدیك بهم منتقل می‌كنند.

ارتباط بین طول موج و سرعت موج به قرار زیر است. در محدوده فركانس اولتراسوند, سرعت صوت در هر محیط بخصوصی ثابت است. وقتی فركانس افزایش یابد, طول موج باید كاهش یابد. این موضوع در شكل 3-20 نشان داده شده است. در شكل A 3-20, لرزاننده فركانس MHz 5/1 دارد. فرض می كنیم محیط آب باشد كه صوت را با سرعت m/s 1540 منتقل می‌كند, طول موج خواهد بود:

(1/sec) 1500000= m/sec 1540 و m 001/0 = بنابراین m 001/0 mm) 1) حداكثر طولی است كه موج می تواند حركت كند پیش از اینكه در زمان موجود موج جدید شروع شود. در شكل B 3-20, دو برابر شده و به MHz 3 رسیده است ولی موج با همان سرعت حركت می‌كند, بنابراین طول موج نصف شده و به m 0005/0 (mm 5/0) رسیده است.

شدت (Inteneity)

شدت صوت, یا بلندی آن در محدوده قابل شنیدن, با طول نوسان ذرات منتقل كننده صوت تعیین می‌شود, هرچه بلندی با نوسان بیشتر باشد, صوت شدیدتر است. شكل 4-20 امواج طولی با شدت كم و زیاد با فركانس طول موج و سرعت مساوی را نشان می‌دهد. در شعاع با شدت بالا نوارهای انقباضی فشرده ترند. هرچه لرزاننده محكمتر ضربه بخورد, انرژی بیشتری دریافت می‌كند و نوسانها پهن تر خواهند بود. این حركات رفت و آمدی پهنتر به محیط هدایت كننده مجاور منتقل می‌شود و ایجاد شعاع شدیدتر می‌كند. شدتهای اولتراسونیك را برحسب وات (توان) بر سانتیمتر مربع بیان می‌كنند (ملاحظه كنید كه این واحدها اختلاطی از SI و cgs می باشند, ولی بهرحال این روشی است كه ما انجام می دهیم). بیان ریاضی كه شدت را به سرعت ذره, سرعت موج, و چگالی محیط مربوط می‌كند نسبتاً پیچیده است و برای رادیولوژیستها اهمیت عملی ندارد, بنابراین ما سعی نمی كنیم كه در اینجا آن را تشریح كنیم.

شدت نسبی صوت: شدت صوت را برحسب دسیبل (decibel) اندازه گیری می‌كنند. یك دسیبل یك واحد نسبی است و واحد مطلق نیست. تعریف ساده آن این است كه یك دسیبل (dB) یك دهم بل (Bel) (B) است. یك بل مقایسه توان نسبی دو شعاع صوتی است كه برحسب لگاریتم بر پایه 10 بیان شده اند. برای كسانی كه ممكن است لگاریتم را فراموش كرده باشند, بطور خلاصه آن را دوره می كنیم. از شماره 10 شروع می كنیم و آن را به توانهای مختلف مثبت و منفی می رسانیم, و ما شماره هایی به شرح زیر بدست می آوریم: مثلاً, 10 به توان چهار (104) برابر 10000 می‌باشد. لگاریتم 10000 برابر 4 است. ملاحظه كنید كه در ستون وسط صفر وجود ندارد. لگاریتم صفر نامعین است. عدد 10 به توان 0 برابر 1 است و نه 0 كه ممكن است در نظر اول بنظر آید.به تعریف خودمان از بل برگردیم. بل یك مقایسه لگاریتمی شدت نسبی دو شعاع صوتی است. جدول 2-20 ارتباطات بین بل, دسی بل, و شدت (یا توان) یك شعاع اولتراسونیك را خلاصه كرده است. ملاحظه كنید كه افزایش شدت از 1 به 2 بل شدت را با ضریب 10 افزایش می‌دهد. تعداد دسی بل با ضرب تعداد بل در 10 بدست می آید. اگر شعاع اولتراسوند شدت اولیه cm2 / وات 10 داشته باشد, و اكوی برگشتی 001/0 وات بر cm2 باشد, شدت نسبی خواهد بود:

dB 40- یا B 4- = 0001/0 log =                   log دسی بل یا علامت مثبت و یا علامت منفی دارد. علامت مثبت افزایش توان را نشان می‌دهد, در حالیكه دسی بل منفی نشانگر خسران توان است. اولتراسوند درحالیكه از بافت عبور می‌كند توان از دست می‌دهد, بنابراین در مثال بالا, شدت شعاع برگشتی نسبت به شعاع اولیه dB 40- است. جدول 2-20 یك ستون دسی بلهای منفی و درصد صوت باقیمانده در سطح دسیبل جدید را در شعاع نشان می‌دهد. در مثال ما, شدت اكوی برگشتی

(dB40-) فقط 01/0 % شدت ابتدایی است.  

ترانسدوسرها (TRANSDUCERS)

یك ترانسدوسر وسیله ای است كه می تواند یك نوع انرژی را به نوعی دیگر تبدیل كند. یك ترانسدوسر اولتراسونیك بكار می رود كه علامت الكتریكی را به انرژی اولتراسونیك تبدیل كند, كه بتواند به داخل بافت منتقل شود, و انرژی اولتراسونیك منعكس شونده از بدن را دوباره به علامت الكتریكی بدل نماید.

تركیب كلی یك ترانسدوسر اولتراسونیك در شكل 5-20 نشان داده شده است. مهمترین جزء آن یك عنصر بلوری پیزوالكتریك (Piezoelectric) نازك (تقریباً mm 5/0) است كه نزدیك سر ترانسدوسر قرار دارد. جلو و عقب بلور با یك لایه نازك هادی پوشیده شده است تا یك تماس خوبی را با دو الكترود كه میدان الكتریكی تدارك می‌كنند تا بلور را تحت فشار درآورد تأمین كند. واژه «فشار» اشاره به تغییر شكل بلور دارد كه وقتی ولتاژ به آن داده می‌شود ایجاد می‌گردد. سطحهای بلور با الكترودهایی از طلا یا نقره پوشش یافته. الكترود خارجی به زمین متصل است تا بیمار را از شوك الكتریكی محافظت كند و سطح خارجی آن با یك عایق الكتریكی بدون منفذ پوشیده شده است. الكترود داخلی به یك قطعه ضخیم پشتی تكیه دارد كه امواج برگشتی صوتی را كه به ترانسدوسر منتقل می‌شود جذب می‌كند. محفظه معمولاً یك پلاستیك محكم است. یك عایق صوتی لاستیك یا چوب پنبه از عبور صوت به داخل محفظه جلوگیری می‌كند. گونه های بسیار ترانسدوسر از نظر اندازه و شكل وجود دارد كه كارهای ویژه ای را انجام می دهند, ولی همه این طرح كلی را دارند.

ویژگیهای بلورهای پیزوالكتریك

بعضی از مواد چنانند كه برقراری میدان الكتریكی بر آنها با تغییر ابعاد فیزیكی آنها همراه می‌شود و بالعكس. این را اثر «پیزو الكتریك» گویند كه اولین بار بوسیله پیر و ژاك كوری در سال 1880 بیان شد. مواد پیزو الكتریك از دوقطبیهای (dipoles) بی شمار كه با طرح هندسی مرتب شده اند ساخته شده اند (شكل 6-20). یك دو قطبی الكتریكی یك ملكول كج شده است كه به نظر می آید كه یك سرش بار مثبت و در سر دیگر بار منفی دارد (شكل 6-20). انتهاهای مثبت و منفی طوری مرتب شده اند كه یك میدان الكتریكی باعث می‌شود كه آنها جهتشان دوباره سازی شود و به این ترتیب ابعاد بلور را تغییر دهند (شكل A 6-20). شكل تغییر قابل توجهی را در ضخامت نشان می‌دهد ولی عملاً, تغییر فقط چند میكرون است. ملاحظه كنید كه جریانی از میان بلور عبور نمی‌كند. الكترودهای پوشاننده چون خازنها عمل می‌كنند و ولتاژ بین آنها است كه ایجاد میدان الكتریكی می‌كند كه به نوبه خود باعث می‌شود كه بلور (crystal) شكلش تغییر كند. اگر ولتاژ با ضربانهای ناگهانی وارد شود, بلور مانند یك «سنج» كه به آن ضربه خورده است و ایجاد صوت می‌كند, به ارتعاش درمی آید. قطعه پشتی بسرعت ارتعاشات را خفه می‌كند تا ترانسدوسر را برای كار دومش آماده نگاه دارد, كه آن كشف پژواك (echo) برگشتی است.

در حالیكه ضربانهای صوتی از بدن عبور می‌كنند, اكوها از هر حد فاصل بافتی به طرف ترانسدوسر برمی گردند. این اكوها با خود انرژی دارند و انرژی خود را به ترانسدوسر می دهند كه باعث انقباض فیزیكی عنصر بلوری می‌شود. این انقباض دوقطبیهای ریز را وادار می‌كندكه جهتشان را تغییر دهند و به این ترتیب یك ولتاژی بین الكترودها ایجاد می‌كنند. ولتاژ تقویت می‌شود و به صورت علامت اولتراسونیك برای نمایش روی نمایشگر اسیلوسكوپ و یا تلویزیون درمی آید. در حاشیه, نیروی انقباض و ولتاژ همراه آن مسئول نام پیزو الكتریك می باشند كه معنی آن الكتریسیته «فشاری» است.

بعضی مواد موجود در طبیعت خواص پیزو الكتریك دارند (مانند كوارتز), ولی بیشتر بلورها كه در اولتراسوند پزشكی بكار می روند ساخت انسان می باشند. این گروه مواد پیزوالكتریك مصنوعی را فروالكتریكها (ferroelectrics) گویند, كه انواع بسیاری از آن وجود دارد. تیتانات باریم (Barium Titanats) از اولین فروالكتریكهای سفالین (ceramic) بود كه كشف شد. آن عمدتاً بوسیله زیركونات تیتانات سرب (Lead zirconate titanate) كه عموماً آن را PTZ می شناسند جایگزین شده است. چند نی نوع PTZ موجودند كه با تغییرات مختصر اضافات شیمیایی و تغییرات حرارت دادن بدست آمده و خواص مختلف دارند.

امتیاز مهم سفالینهای پیزو الكتریك این است كه, بسته به مورد استعمالشان می توانند به اشكال مختلف درآیند. بلورهای پیزو الكتریك را می توان طوری طرح ریزی كرد كه یا در حالت ضخامت یا در حالت شعاعی به ارتعاش درآیند (شكل 7-20). بلورهای پزشكی طوری طراحی شده اند كه در حالت ضخامت مرتعش شوند. با اینهمه, هنوز به مقدار كم در حالت شعاعی مرتعش می شوند, بنابراین, تقویت كننده گیرنده طوری میزان شده است كه تمام فركانسها را جز آنهایی كه در حالت ضخامت هستند رد كند.  

حرارت كوری: بلورهای سفالین از دو قطبیهای بیشمار ریز ساخته شده اند ولی, برای بدست آوردن ویژگیهای پیزوالكتریك, دوقطبیها باید به شكل هندسی مخصوصی مرتب شوند. برای بدست آمدن اینگونه قطبی شدن (Polarization) سفالینه در میدان الكتریكی قوی تا حرارت بالایی گرم می‌شود. در حرارت بالا, دوقطبیها آزادند كه حركت كنند و میدان الكتریكی آنها را در امتداد دلخواه درمی آورد. بلور در اینحال, در حالیكه تحت ولتاژ بالای ثابت است بتدریج سرد می‌شود. وقتی به حرارت اطاق رسید, دوقطبیها ثابت می شوند, و بلور سپس خاصیت پیزوالكتریك بدست می آورد. حرارت كوری حرارتی است كه در آن این قطبی شدن از بین می رود. گرم كردن یك بلور پیزوالكتریك در بالای حرارت كوری آن را به یك قطعه سفالینه بی مصرف تبدیل می‌كند, بنابراین مسلماً ترانسدوسر هرگز نباید در اتوكلاو گذاشته شود. حرارت تقریبی كوری برای چند بلور بشرح زیر است:فركانس تشدید (Resonant Frequency) : یك ترانسدوسر اولتراسوند طوری طراحی می‌شود كه حداكثر حساسیت رابه فركانس طبیعی مخصوصی داشته باشد. ضخامت بلور پیزوالكتریك فركانس طبیعی آن را تعیین می‌كند, كه به آن «فركانس تشدید» گویند. ضخامت بلور مرادف طول لوله در وسیله موسیقی بادی است. همانطور كه لوله طویل صدای قابل شنیدن بم ایجاد می‌كند, بلور ضخیم ایجاد اولتراسوند كم فركانس می‌كند. سطوح بلور پیزوالكتریك مانند دو سنج یكسان, كه روبروی هم قرار گرفته اند ولی بوسیله هوا از هم جدا هستند عمل می‌كنند. وقتی یك سنج ضربه بخورد, ارتعاشات آن امواج صوتی ایجاد می‌كند كه باعث می‌شود سنج دیگر به ارتعاش درآید. ارتعاشات سنج دوم وقتی حداكثرند فضایی كه دو سنج را از هم جدا كرده است برابر نصف طول موج صوت باشد. در این فاصله امواج صوتی از ارتعاشات دو سنج كاملاً همزمانند. صدا از یكی ارتعاشات دیگری را تقویت می‌كند. یك بلور مرتعش پیزوالكتریك صدا را از هر دو جهت از هر سطح منتقل می‌كند. امواج منتقل شونده داخلی, درست مانند دو سنج در مثال ما, از ترانسدوسر عبور می‌كند تا با ارتعاشات طرف دیگر همزمان شوند. وقتی یك بلور با یك ضربان یگانه تیز ولتاژ الكتریكی ضربه بخورد, با فركانس طبیعیش مرتعش می‌شود كه فركانس بوسیله ضخامتش تعیین می‌شود. فركانس طبیعی آن است كه ایجاد طول موجهای داخلی می‌كند كه دو برابر ضخامت بلور می باشند.

بلور طوری طراحی شده است كه ضخامتش درست نصف طول موج اولتراسوندی باشد كه بوسیله ترانسدوسر تولید می‌شود. می گویند بلور در فركانسی كه بوسیله ضخامتش تعیین می‌شود تشدید دارد (یعنی با بهترین كارآیی مرتعش می‌شود). فركانسی كه معادل نصف طول موج ضخامت است را «فركانس تشدیدی پایه ای» ترانسدوسر گویند. به عنوان مثال بیایید فركانس تشدیدی پایه ای بلور PZT-4 را كه m 001/0 mm) 1( ضخامت دارد حساب كنیم. سرعت صوت (V) در PZT-4 برابر 4000 متر بر ثانیه است (جدول 1-20), و به ما گفته شده است كه بلور در فركانس معادل دو برابر ضخامت بلور تشدید پیدا می‌كند (یعنی m 002/0 = 2= ). با گذاشتن این مقادیر در معادله ای كه فركانس, طول موج, و سرعت صوت را ارتباط می‌دهد, بدست می آوریم:

به این ترتیب, یك بلور پیزوالكتریك MHz 2 كه از PZT-4 ساخته شده باشد ضخامت m 001/0 mm) 1( دارد. به همین ترتیب, یك بلور MHz 1 ضخامت m 002/0 دارد. ملاحظه كنید كه چگونه بلورهایی كه برای تشدید در فركانسهای مگاهرتس بالا طرح ریزی شده اند باید بسیار نازك باشند.

یك بلور می تواند مجبور شود با فركانس هر ولتاژ متناوب نوسان كند, ولی شدت این صوت خیلی كمتر از آن است كه با ولتاژ مشابهی در فركانس طبیعی بلور نوسان كند. در دستگاه اولتراسوند پزشكی, ترانسدوسر با فركانس تشدید آن فعال می‌شود. یك مدار ویژه برای ایجاد ولتاژ نوسانی موجی كه به الكترودهای بلور پیزوالكتریك داده می‌شود وجود دارد. فركانس برون داده شده اولتراسوند شكل موجی ولتاژ را بازسازی می‌كند. فركانس ولتاژ و فركانس تشدید بلور به دقت منطبق شده اند. این واقعیت كه بلورهای پیزوالكتریك فركانس طبیعی دارند دارای اهمیت عملی است. با یك دستگاه رادیولوژی, طول موج, با كیلو ولت, را می توان به سادگی با پیچاندن چند تكمه در میز تنظیم, میزان كرد. ما این آزادی را با تصویرسازی اولتراسوند نداریم. تغییر یك فركانس نیاز به ترانسدوسر دیگری دارد, كه برای آن فركانس مورد نظر طراحی شده باشد. فقط چند اندازه و فركانس مختلف برای انجام بیشتر مقاصد بالینی مورد نیاز است, كه خیلی موجب خوشوقتی است, زیرا ترانسدوسرها بالنسبه گرانند.

عامل Q در ترانسدوسر: عامل Q اشاره به دو خاصیت بلور پیزو الكتریك دارد. خلوص صوت آنها و طول زمانی كه صوت می ماند. یك ترانسدوسر با Q یِ بالا صوت تقریباً خالص كه از محدوده باریك فرانسها تشدید شده ایجاد می‌كند, درحالیكه یك ترانسدوسر با Q یِ پایین طیف كامل صوتی را كه یك محدوده گسترده تر حاوی فركانسهای مختلف است دارد. تقریباً تمام امواج صوتی داخلی یك ترانسدوسر با Q یِ بالا دارای طول موج مناسبی هستند تا ارتعاشات داخل بلور را تقویت كنند. وقتی كه یك بلور نامناسب دارای Q یِ بالا (یعنی یك بلور بدون قطعه پشتی) با ولتاژ كوتاه ضربانی ضربه بخورد, برای مدت درازی به نوسان درمی آید و ایجاد صوت مداوم طویل می‌كند. حد فاصل بین شروع صوت و قطع كامل ارتعاشات را «زمان نزول» (Ring down-time) گویند. شكل 8-20 زمان نزول را برای بلورهای با Q یِ بالا و Q یِ پایین نشان می‌دهد.

عامل Q را همچنین می توان از راه ریاضی برحسب خلوص صوت تعریف كرد. در نتیجه ضربه الكتریكی ناگهانی, یك ترانسدوسر در فركانس تشدیدش نوسان می‌كند, ولی امواج صوتی در بالا و پایین فركانس تشدیدش نیز بوجود می آورد. عامل Q در دستگاه ترانسدوسر این پاسخ فركانسی را توصیف می‌كند. اگر پاسخ فركانسی یك بلور رسم شود, منحنیهایی شبیه شكل 9-20 بدست می آیند. نقطه های f2 و f1 نماینده فركانسهای بالا و پایین فركانس تشدید هستند كه در آن نقطه ها شدت صوت نصف شده است. عامل Q یِ یك دستگاه ترانسدوسر شكل منحنی پاسخ فركانسی را تعیین می‌كند, و به صورت زیر تعریف می‌شود:

Q = عامل Q

f0 = فركانس تشدید

2 f= فركانس بالای تشدید كه در آن شدت به نصف می رسد.

f1 = فركانس پایین تشدید كه در آن شدت به نصف می رسد.

در شكل 9-20, منحنی A عامل Q یِ 20 را نشان می‌دهد. دستگاه ترانسدوسری كه منحنی A را تولید می‌كند ایجاد محدوده باریك فركانسهای صوتی را می نماید و زمان نزول طویل دارد. چنین دستگاهی برای ترانسدوسرهای اولتراسوند داپلر (آن را بعداً به تفصیل ذكر خواهیم كرد) مفید است. دستگاه ترانسدوسر كه منحنی B در شكل 9-20 را ایجاد می‌كند, عامل Q یِ 2 را دارد. این نوع دستگاه صوتی با محدوده فركانسی گسترده ایجاد می‌كند و زمان نزول كوتاه دارد. چنین ترانسدوسری (یعنی با Q یِ كوتاه) برای تصویرسازی اعضا (كار ضربان – پژواك) مورد نیاز است زیرا می تواند ضربانهای اولتراسوند كوتاه ایجاد كند و به فركانسهای برگشتی با دامنه گسترده ای پاسخ دهد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

آناتومی و فیزیولوژی بافت‌های پیوندی خاص در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 آناتومی و فیزیولوژی بافت‌های پیوندی خاص در word دارای 71 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد آناتومی و فیزیولوژی بافت‌های پیوندی خاص در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي آناتومی و فیزیولوژی بافت‌های پیوندی خاص در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن آناتومی و فیزیولوژی بافت‌های پیوندی خاص در word :

استخوان
استخوان‌ها، بخش ضروری سیستم جنبنده را تشكیل می‌دهند و به عنوان دسته‌های اهرم طی حركت و مقاومت نیروی جاذبه عمل می‌كنند. در ضمن استخوان‌ها بافت‌های هم جوار و اندام‌های بدن را محافظت و نگهداری می‌كنند. علاوه بر عملكردهای مكانیكی، آن‌ها عملكرد مهم شیمیایی را هم بر عهده دارند كه آن تهیه منبع تعادل معدنی است.

استخوان‌ها شامل چندین ناحیه مجزای عملكردی می‌باشند. در سطوح مفصلی دارای غضروف مفصلی است. پوشش كامل استخوان دارای ساختمان شامه‌ای یا پیرااستخوان است. پوشش ناحیه محصور غضروف (كپسول) مفصل‌ها و همچنین پوشش نیام‌های تاندون، غشاهای مفصلی هستند كه غضروف مفصلی را هنگامی كه به عنوان دیواره حفاظتی عمل می‌كند، تغذیه و نرم می‌كنند. استخوان متصل به هم، تیغك مانند و مشبك در زیر فیزیس درون یك استخوان برون لایه‌ای، فشرده و دگر بافتی قرار دارد كه حفره مغز استخوان را در ناحیه استخوان‌دار محصور كرده است.

سلول‌های استخوانی
سه نوع اصلی سلول در استخوان‌ها وجود دارد: استخوان‌زاها، كیست‌های استخوانی، و استخوان شكن‌ها. استخوان‌زاها به طور كلی سلول‌های گرد و درشتی هستند كه به همراه مقدار بسیاری آندوپلاسم می‌باشند. آنها مسئول بافت زایشی استخوانی تركیب شده (استخوان مانند) هستند. این سلول‌ها بر روی سطح نواحی استخوان‌سازی بافت می‌شوند و به عنوان مجموعه كانال‌های هاورس شناخته شده‌اند كه درون استخوان یكپارچه بافت زایشی رگ‌های خونی را احاطه كرده‌اند.

استخوان زاها در پوشش معدنی به استخوان‌های سخت بافت یا كیست استخوانی تبدیل می‌شوند. استخوان‌های سخت بافت با پوشش مواد معدنی از بین نمی‌روند در عوض از طریق فرایندهای طولانی با دیگر سلول‌های پوشش دار معدنی و سلول‌های غیر پوشش‌دار ارتباط برقرار می‌كنند. سلول‌های چند هسته‌ای بزرگ با لبه‌های چین‌خورده‌ای كه بر روی سطح بافت زایشی معدنی شده قرار دارند، استخوان‌ شكن‌ها می‌باشند. استخوان شكن‌ها سنسورهای مكانیكی در بافت زایشی استخوانی هستند. این سلول‌های عظیم‌الجثه (20 تا 100   قطر) مستقیماً مسئول از بین بردن مواد معدنی و بافت زایشی (جذب مجدد استخوانی) هستند.

استخوان شكن‌ها از طریق ترشح اسیدها و سپس آنزیم‌ها (اسید فسفات، كلاژن‌ها، كاتپسین‌ها، پروتئازهای خنثی) مواد معدنی را در خود حل می‌كند و موجب كاهش بافت زایشی می‌شود. در استخوان سالم، فعالیت‌های استخوان شكن و استخوان‌زاها در هم ادغام می‌شود (از طریق پروتئینی كه از استخوان آزاد می‌شود): در نتیجه با جذب مجدد تشكیل استخوان‌های جدید صورت می‌گیرد. (30) لیگاند استخوان پروتگرین (51) نیز عامل حلالی است كه به عنوان كنشگر گیرنده فاكتور هسته‌ای KB لیگاند، فاكتور متمایز استخوان شكن و فاكتور فعالیت تومور مردگی بافت كه موجب سیتوكین می‌شود، شناخته شده است و از طریق استخوان‌زاها تولید می‌شود. لیگاند استخوان پروتوگرین موجب تشكیل استخوان شكن از سلول‌های قبلی می‌شود و بوسیله ادغام با یك گیرنده حلال (استخوان پروتگرین) بر روی سطح استخوان شكن، استخوان شكن‌های رشد یافته را فعال می‌سازد. لیگاند استخوان پروتگرین با نوع پوك آن، موجب گسترش پوكی استخوان می‌شود این بیماری نمایانگر افزایش غلظت استخوان در ارتباط با شكل‌دهی مجدد استخوان میانی استخوان شكن است. برخلاف انواع اشكال پوكی استخوان كه می‌تواند با افزایش فاكتورهای رشد یا سلول‌های مغز استخوان نجات یابند، لیگاند استخوان پروتگرین فقط می‌تواند از طریق افزایش لیگاند استخوان پروتگرین نجات یابند و این بدان معناست كه این عامل برای تشكیل استخوان شكن ضروری است. (51 و 52)

بررسی مشكل و ساختمان استخوان در پروتونگاری‌ها و یا در بخش‌های پوششی استخوانی، الگویی را آشكار می‌سازد كه برای مقاومت در برابر فشار طراحی شده است. فشارها، در یك استخوان متحمل وزن الگوی رادیوگرافی شده از ساختمان استخوان را متعادل می‌كند. توانایی استخوان برای تنظیم شكل بیرونی و نمای آن از طریق جذب مجدد و شكل‌دهی مجدد در واكنش به چنین فشارهایی، یكی از خصوصیات منحصر به فرد این گونه بافت‌هاست.

تركیبات استخوان
تمام انواع استخوان‌ها، اعم از بلند، تخت، درون شامه‌ای، یكپارچه و فشرده، بر اساس اشكال بافت‌های پیوندی و شكل و عملكرد آن‌ها مشخص شده‌اند و مانند دیگر بافت‌های پیوندی به سازمندی و تعامل عناصر بافت زایشی برون یاخته‌ای بستگی دارند. مواد معدنی بخشی از بافت زایشی استخوان برون یاخته‌ای است كه از دیگر بافت‌های پیوندی متمایز بوده و جهت اجرای عملكردی منحصر بفرد خود آن را توانمند می‌سازد.

مواد معدنی موجود دو استخوان، آنالوگی است كه بطور طبیعی هیدروكسیل آپرتیت معدنی Ca10(Po4)6(OH)2 را بوجود می‌آورد. كریستال‌های معدنی استخوان، برخلاف كریستال‌های آپرتیب زمین‌شناسی (اندازه آن از سانتی متر به متر است)، بسیار كوچك می‌باشند (بزرگترین ابعاد آن 20 تا 40 mm است). كریستال‌های میكروسكپی در مواد معدنی استخوانی یافت می‌شوند آنها به خاطر اندازه كوچك خود گرایش دارند تا بیش از آپرتیت‌های زمین‌شناسی حلال باشند و ناخالصی‌ها و همچنین خلل و فرج بیشتری نسبت به كریستال‌های هیدروكسیل آپرتیت خالص داشته باشند. مواد معدنی استخوانی هیدروكسیدی ناقص است و شامل مقادیر متغیر ولی قابل اندازه‌گیری كربنات، منیزیم، سدیم، فلوراید و سیترات به علاوه دیگر ناخالصی‌ها است. 

این مواد معدنی به همراه كل بافت زایشی استخوانی بطور مداوم بوسیله استخوان شكن‌ها از بین می‌روند و بوسیله استخوان زاها مجدداً شكل می‌گیرند و این امر در واكنش به فشارهای فیزیولوژیكی، بیوشیمیایی و مكانیكی طبیعی صورت می‌پذیرد. مواد معدنی استخوان در تعادل مایعات بدن نقش دارد. كانی زدایی شدن استخوان هنگامی اتفاق می‌افتد كه پذیرش یون‌های معدنی   برای شكل‌دهی استخوان كافی باشد (مثل نرمی استخوان در اثر كمبود ویتامین D) و یا هنگامی كه كاهش شدید كلسیم بوجود آید (مثل پاراتیروئید پركار).

تعادل یونی مواد معدنی
تنظیم غلظت سرم (خونابه) یون‌های مواد معدنی (تعادل) اصولاً با سه هورمون كنترل می‌شود: هورمون پاراتیروئید، كلسی‌تونین و ویتامین D. هورمون پاراتیروئید نوعی پپ‌تیر است كه بوسیله غده پاراتیروئیدی تولید می‌شود كه میزان كلسیم در حال جریان را حفظ و افزایش می‌دهد.

این هورمون بر روی سه اندام اصلی فعالیت دارد: 1- كلیه، این هورمون در كلیه جذب مجدد یون كلسیم را افزایش داده و جذب مجدد فسفات را كاهش می‌دهد. 2- روده، این هورمون در روده جذب كلسیم را افزایش می‌دهد و 3- استخوان، این هورمون در استخوان موجب تحریك جذب مجدد (از طریق تحریك استخوان‌زاها تا لیگاند استخوان پروتگرین را تولید كند) می‌شود. كلسی‌تونین به عنوان یك هورمون پپتید تیروئیدی، هورمونی متضاد هورمون پاراتیروئید است كه بطور مستقیم مانع فعالیت استخوان شكن‌ها شده و از آزادسازی یون‌های كلسیم از استخوان‌ جلوگیری به عمل می‌آورد. ویتامین D نیز یك هورمون است زیرا می‌توان در یكی از بافت‌ها (بافت پوست) تولید شده و به بافت‌های دیگر (استخوان، روده، كلیه) انتقال یابد این هورمون در آنجا با گیرنده‌های خاص ادغام شده و سبب سنتز پروتئینی می‌شود.

چندین نوع متابولیت ویتامین D نیز یك هورمون است زیرا می‌تواند در یكی از بافت‌ها (بافت پوست) تولید شده و به بافت‌های دیگر (استخوان، روده، كلیه) انتقال یابد. این هورمون در آنجا با گیرنده‌های خاص ادغام شده و سبب سنتز پروتئین می‌شود. چندین نوع متابولیت ویتامین D در سرم نرمال موجود می‌باشد اما شكل‌گیری مجدد استخوانی موجب فعالیت متابولیتی می‌شود كه بصورت گسترده می‌باشد، 5/12 هیدروكسیل كالی كلسیفرول است. این هورمون با بسیاری از سلول‌های خارج از سیستم استخوان عضله ادغام می‌شود پدیدار شدن این هورمون در چنین سلول‌هایی كه در برخی بافت‌های استخوان عضله وجود دارند با دیفرانسیل و تعادل كلسیم مرتبط می‌باشند. (8) سنتز 5/12 هیدروكسیل كالی كلسیفرول از كلسترول اولیه در پوست بوسیله كبد و سپس بوسیله 1- هیدروكسیل موجود در كلیه آغاز می‌شود.

فعالیت هیدروكسیل‌ها تا اندازه‌ای از طریق هورمون پاراتیروئید كنترل می‌شود. حیواناتی با بیماری كلیه و یا حیوانات آنفریك دارای میزان اندكی از هیدروكسل كالی كلسیفرول هستند و ناهنجاری‌های استخوانی آن‌ها با مواد معدنی كاهش یافته استخوان مانند (نرمی استخوان) و سخت شدگی ناقص غضروف (نرمی استخوان) مشخص می‌شوند.

شكل‌گیری استخوان
استخوان‌ها در بیشترین بخش‌ها بوسیله تغییر شكل غضروف به ساختار استخوانی رشد یافته و شكل می‌گیرند. واكنش‌ سلول‌های میان آگنه (منسنكین) در جنین نسبت به یك سری سیگنال‌های ژنتیكی- هم فشرده می‌شوند تا مدل غضروفی را شكل دهند تا بعداً به استخوان تغییر شكل یابد. (1 و 2و 23 و 27 و 48) سلول‌های این مدل غضروفی به كندروبلاست تغییر می‌یابد و بافت زایشی غضروفی را ترشح می‌كند. (7) تقسیم سلولی بوسیله كندروسیت‌ها كه به عنوان كندروبلاست‌ها رشد كرده‌اند درون بافت زایشی محصور می‌شوند و آنها خودشان را ترشح می‌كنند و مجاورت كندروسیت‌های ناشی از پیرا استخوان رشد این استخوان ابتدایی را میسر می‌سازد.

شكل‌گیری بدنه استخوانی سخت شده (پیرا استخوان) پس از هجوم عروقی صورت می‌گیرد كه در نتیجه شكل‌گیری مركز استخوان ثانویه جهت تبدیل به بدنه استخوان و متافیزیس استخوان انجام می‌پذیرد. اپی‌فیزیل (سر استخوان) و یا صفحه رشد از منطقه سلولی ساكن یا ذخیره به منطقه غضروف سخت شده گسترش می‌یابد. در این منطقه سلولی ساكن یا ذخیره، سلول‌ها بطور وسیعی فضا را اشغال كرده و نسبت به سلول‌های دیگر صفحه رشد، میتوزهای متناوب كمتری را نشان می‌دهند. هر یك از این سلول‌ها جهت تشكیل بدنه سلول دیگر و یك سلول در حال تكثیر، تقسیم می‌شوند. سلول‌های در حال تكثیر بسرعت تقسیم می‌گردند و ستون‌های بلندی را فرا می‌گیرند. ستون‌های سلولی بوسیله پارتیشن‌های پهن بافت زایشی غضروفی جدا می‌شوند و در واقع محصول تركیبی و غیر واقعی این سلول‌ها می‌باشد.

در حالیكه ستون‌های سلول‌ها به منطقه متافیزیل نزدیك می‌شوند، بزرگتر می‌شوند و رشد شدید سلول‌ها را شكل می‌دهند. در نیمه زیرین منطقه سلول دارای رشد بسیار بالا، سخت شدن غضروفی آغاز شد می‌شود و سپس سلول‌ها دستخوش مرگ سلولی (اپوپتوزیس) برنامه‌ریزی شده می‌شوند و بوسیله استخوان متافیزیس زیرین جایگزین می‌گردد.

پیشرفت سلولی از حالت سكون به رشد شدید تقریباً بسرعت انجام می‌گیرد، برای مثال در مورد موش در حال رشد فقط ده طول می‌كشد. (23) پس از سخت شدن غضروف ورود ناگهانی رگهای خونی به همراه انتقال غضروف سخت شده و رسوب استخوان به هم بافته (اسفنجی ابتدایی) می‌باشد. استخوان به هم یافته متعاقباً جهت باروری استخوان پوسته‌ای به همراه حفره مغز استخوان رشد یافته مجدداً شكل می‌گیرد. رشد طولی از طریق استخوان اندوكوندرال و تبدیل غضروف رو به رشد با سرعت بالا در فیزیس (ناحیه میان مراكز استخوانی اولیه و ثانویه) به غضروف سخت شده واستخوان صورت می‌گیرد.

دگرگون سازی كندروسیت‌ها از حالت سكون به رشد شدید بوسیله یك سری عوامل رشد، هورمون‌ها و گیرنده‌های آن‌ها تنظیم می‌شود كه تمامی این عوامل شامل هورمون پاراتیروئیدی عامل اصلی رشد فیبروبلاست و هورمون پاراتیروئید مرتبط با پیتید، عامل بتای رشد تغییر شكل‌دهی و پروتئین‌های مورفوژنتیك استخوانی مربوطه، تیغه میله‌ای مانند و پروتئین‌های مرتبط با تیغه و همچنین پروستاگلاندین می‌باشد. هورمون پاراتیروئید مرتبط با پیتید و تیغه میله‌ای مانند تكثیر و تنوع‌سازی كندروسیت را بوسیله پروتئین‌های مورفوژنتیك استخوانی تنظیم می‌كند.

برخی از استخوان‌ها (پری كندریوم (شامه غضروف پوش)، استخوان‌های درون غشایی اسكلت صورت و جمجمعه بطور مستقیم و بدون انجام فرآیند استخوان‌سازی اندوكندرال، شكل می‌گیرند. در شكل‌گیری مستقیم استخوان، استخوان زاها نوعی بافت زایشی درون سلولی تار لخته‌ای سریع‌الانتشار را تشكیل می‌دهد كه بسرعت سخت شده و مكان‌هایی را ایجاد می‌كند. بر روی این مكان‌ها استخوان‌های اضافه رسوب می‌كنند. سلول‌ها بیشترین اهمیت را در كنترل رشد استخوان‌ها دارا می‌باشند.

فرآیند استخوان‌سازی اندوكندرال كه طی سالم‌سازی نقایص از فعالیت مجدد دست می‌كشد، می‌تواند به راحت‌ترین شكل ممكن به معنای تغییرات صفحه رشد سر استخوان (اپی فیز) درك شود. در منطقه در حال تكثیر، تقسیم مداوم سلولی مشاهده می‌شود و سلول‌ها در شبكه اندپلاسمی سخت، غنی شده و فعالیت تمدید متابولیكی خود را به نمایش می‌گذارند. میتوكندریای كندروسیت‌ها در منطقه تكثیر، شامل تعداد زیادی گرانول‌های فسفات كلسیم با تراكم الكترونی می‌باشد واین در حالی است كه همین سلول‌ها در منطقه دورتر سخت‌شدگی موقت حاوی تعداد بسیار كم گرانول است. زوال فسفات كلسیم از میتوكندریا در زمانی است كه كریستال‌های معدنی برای اولین بار در بافت زایشی برون هسته‌ای ظاهر شده و ارتباطی معمولی میان رسوبات درون هسته‌ای و برون هسته‌ای ایجاد می‌كند.

در حالی كه سلول‌ها رشد شدید دارند، حجم آنها به طور اساسی افزایش می‌یابد و اندامك‌های آن‌ها از یكدیگر جدا می‌گردند. این امر در نیمه بخش زیرین منطقه رشد بالا كه در واقع مرحله سخت شدگی نیز است، آغاز می‌شود. بیشتر مقدار مواد معدنی اولیه خارج از كندروسیت‌ها ظاهر می‌گردند و در ارتباط با اندام‌های ناحیه غشایی به نام حفره‌های بافت زایشی برون هسته‌ای می‌باشند. این حفره‌ها كه در جایی دیگر مورد بررسی قرار گرفت، در دامنه وسیعی از آنزیم‌ها غنی می‌شوند. (58) آنزیم‌هایی كه می‌توانند تركیب بافت زایشی را تنظیم كرده و رسوب مواد معدنی اولیه را در صفحه رشد و دیگر بافت‌های رو به معدنی شدن تسهیل نماید.

به همراه تغییرات مورفولوژیكی، تناوباتی در تركیب بافتی زایشی صفحه رشد صورت می‌گیرد كه ممكن است در ارتباط با سخت شدگی اولیه باشد. فشار اكسیژن حركت از منطقه ذخیره به منطقه سلولی یا رشد شدید را كاهش می‌دهد و در واقع نوعی انتقال از اكسیده شدن به گلیكولیز جاندار هوازی صورت می‌گیرد. تلوید تری فسفات ادنوسین كاهش یافته ممكن است با رشد بالای سلولی و مرگ سلولی برنامه‌ریزی شده مرتبط شود و بتواند تاثیری بر روی سخت شدگی سلول میانی بگذارد. كلاژن نوع بطور منحصر بفردی بوسیله سلول‌های رشد بالا و به همراه پروتئین بافت زایشی اندك غضروفی تولید شود. این پروتئین‌ها در محل استخوان‌سازی اولیه جای گرفته‌اند مجموع پروتئین گلیكان، از نظر اندازه كوچك می‌شوند و فضای میان مونومرهای تكی بر روی اسید هیالورونیك دایر كرده، ستون فقرات افزایش یافته و از منطقه ذخیره رو به سوی منطقه رشد شدید روان می‌شود.

(5) پیش از فعالیت شدید رشد سلولی و آن، مجموع محتوای پروتئین گلیكان در هر وزن بافت كاهش می‌یابد. در بعضی حیوانات، نوعی تغییر از بافت زایشی غنی شده در كندروتین فسفات 4 به بافت زایشی دیگر كه در كندروتین فسفات 6 غنی شده است صورت می‌گیرد.

در ضمن توزیع مجدد پروتئین گلیكان در منطقه رشد بالا انجام می‌گیرد. این گونه تغییرات جزئی در ارتباط با ساختار و ویژگی‌های پروتئین گلیكان احتمالاً باید در نتیجه تناوبات تركیبات و ركود پروتئین‌های گلیكان در منطقه رشد شدید باشد. علاوه بر تغییرات فعالیت پروتئین آنزیم‌ها، افزایشی در سلول و فعالیت فسفات آلكالین حفره بافت زایشی در منطقه سلولی با رشد بالا مشاهده می‌شود.
استخوان سازی غضروفی اولیه با شكل‌گیری حفره‌های بافت زایشی برون هسته‌ای كه با فسفات آلكالین غنی شده است تغییرات جزئی بافت زایشی غنی شده با پروتئین گلیكان، افزایش محصول یونی   برون هسته‌ای و تعامل پروتئین‌های بافت زایشی با شكل‌گیری جدید مواد معدنی، در ارتباط می‌باشد. بعضی از پروتئین‌های بافت زایشی، مواد معدنی را همساز كرده و اندازه و شكل كریستال‌ها تنظیم می‌كنند. جزئیات دقیق این اتفاقات پی‌در پی كه به معدنی شدن غضروف، استخوان، عاج و دیگر بافت‌های پیوندی منجر می‌شود با تلاش فراوان توسط مطالعات روش حل آن‌ها و تجزیه و تحلیل ترانس ژنیك و حیوانات بی‌هوش (43) مورد بررسی قرار گرفته است و تعاملات لازم میان سلول‌ها و پروتئین‌های بافت زایشی، میان پروتئین‌های بافت زایشی و كوچكترین كریستال معدنی (هسته‌ها) و میان پروتئین‌های بافت زایشی و كریستال‌های معدنی رو به رشد، شناخته شده است. (16)
 
بافت زایشی هادی استخوانی غیر بیولوژیكی
دامنه وسیعی از حامل‌های زیست فروپاش به عنوان حامل‌های عوامل رشد مورد استفاده قرار می‌گیرند. میكروسفرهای (ریز كره‌ها) اسیدی پلی لاكتیك و پلی گلیكولیك با پروتئین مورفوژنتیك 2 تركیب شده كه به همان اندازه بافت زایشی استخوانی بدون مواد معدنی در تحریك تشكیل استخوان جدید موثر می‌باشند. اگرچه این مواد می‌توانند در اشكال منفذ‌دار تولید شوند اما رشد درونی استخوانی بسیار مطلوب نیست و این مواد دارای مقدار اندكی پتانسیل هادی استخوانی هستند. (15) آنها به عنوان حامل‌های دارو و یا عوامل رشد دارای بیشترین ارزش می‌باشند.

پیوند تكه كوچك استخوان مصنوعی بیوگلاس، نوعی بیواكتیو سرامیكی است كه در درمان نقص لثوی استخوانی و محل‌های بعد از دندان كشیدن برای حفظ ارتفاع و پهنای شیار لثه مورد استفاده قرار می‌گیرد. رادیوگرافی تكمیلی در مورد 36 سگ و 5 گربه نشان دهنده پرشدگی قابل توجه استخوان است. (18) بر اساس آگاهی‌ها، این ماده برای كاربرد ماده پیوند استخوانی در استخوان‌های بلند سگ‌ها مورد ارزیابی قرار نگرفته است.

روكش‌ها و سطوح فلزی منفذ‌دار مانند دانه‌های كبالت – كرومیوم، آلیاژهای تیتانیوم، نانتال منفذ‌دار و پلاسمهای اسپری شده بر روی سطوح نیز در تقویت رشد درونی استخوانی برای جایگزینی اتصال پراستتیك (جایگزینی اندامی) استفاده می‌شود. (15) روكش‌های هیدروكس آپرتیت بر روی سطوح فلزی، رشد درونی و پیوند استخوان را به سطح فلزی منفذدار افزایش می‌دهد.

دیگر موارد
كاربرد زنوگرافت (بیگانه پیوند) مرتبط با نقاصی استخوانی مورد بررسی قرار گرفته است. استخوان پوسته‌ای گاوی به عنوان جایگزین پیوندهای استخوانی و جایگزینی استخوان مصنوعی پیشنهاد می‌شود زیرا ممكن است كه با این عمل مزایای آلوگرافت‌ها (استحكام و قدرت بالا) و مواد مصنوعی (میزان ذخیره بالا، خطر عدم پذیرش، اندام جابجا شده و انتقال بیماری) در هم ادغام شوند. (12) در مطالعه‌ای، ویژگی‌های مكانیكی كششی و بهم فشردگی و فراساختارهای سالم در مقابل استخوان ‌های پوسته‌ای با گرمایی معادل 350 درجه سانتی‌گراد مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. استخوان گرما داده شده دارای ضریب كششی تراكم و فشار شبیه به استخوان سالم است.

این نوع استخوان قدرت قابل ملاحظه‌ای در مورد تراكم دارد اما در برابر فشار ضعیف می‌باشد. استخوان  گرما داده شده، زیست سازگار و هادی استخوانی است. در هر حال استخوان  پوسته‌ای گاوی گرما داده شده ممكن است جایگزین استخوانی با قدرت تحمل بار شود كه فقط در مورد فشردگی و تراكم دارای ارزش است و از ویژگی‌های فرسودگی قابل پذیرش برخوردار است.

به اجرا گذاشتن و ارتقاء واكنش درمانی استخوان
برای به اجرا گذاشتن و ارتقاء استخوان درمانی، تحقیقات صورت گرفته در جهت درك مكانیسم درمان استخوان، تاثیر واكنش ایمنی و نقش عوامل رشد اندوژنی (درون‌زاد) می‌باشد. قدرت استخوانی بوسیله توازن شكل‌گیری استخوان استخوان‌زایی و جذب مجدد استخوان شكنی است. فشار مكانیكی افزایش یافته، این توازن را به سوی شكل‌گیری تغییر می‌دهد و حالات عدم استفاده و بیماری‌های مزمن آن را به طرف جذب مجدد تغییر جهت می‌دهد. این دو مكانیزم مبنایی برای تنظیم شكل‌گیری استخوان و جذب مجدد قرار دارد بدین ترتیب كه: تنظیم سیستماتیك توسط هورمون كلسیم و فسفات تنظیمی (برای مثال: هورمون پاراتیروئید، ویتامین D، كلسی تونین) و تنظیم موضعی صورت می‌گیرد. چندین ماده بهبود رشد در تنظیم موضعی سهیم می‌باشند كه در محل شكستگی‌ها مورد شناسایی قرار می‌گیرد. این مواد می‌توانند به دو گروه تقسیم شوند: مولكول‌های علامتی پپ‌تید (بطور كلی به عوامل رشد اشاره دارد) و سیتوكین‌های مدوله شده ایمنی مانند اینترلوكین 1 و اینترلوكین 

عوامل پلی پپ‌تید از طریق تاثیرات بسیار آن بر روی سلول‌ها هم بصورت موضعی و هم بصورت سیستماتیك مورد شناسایی قرار می‌گیرد. این عوامل شامل پروتئین‌های مورفوژنتیك استخوانی، عامل بتا رشد در حال تغییر شكل، عامل رشد پلاكتی، عوامل رشد فیبروپلاست، عوامل رشد انسولین مانند 1 و 2، پپ تید رشد مواد استخوانی و دامنه وسیعی از عوامل خون‌سازی شامل لیمفوكین‌ها و مونولین‌ها می‌باشد. (49) تكنولوژی بازتركیبی به عوامل تولیدی و بیگانه انفرادی در جهت كاربرد رسانایی استخوانی و القاء استخوانی اجازه فعالیت می‌دهد تا درمان نقایص استخوانی را ارتقاء دهند.

پروتئین مورفوژنتیك استخوانی
پروتئین‌های مورفوژنتیك استخوان‌ها شامل گروهی بیش از 12 در ارتباط با پروتئین‌ها هستند كه از طریق حضورشان در استخراجات القاء استخوانی در استخوان‌های بدون مواد معدنی مورد شناسایی قرار می‌گیرند. آنها بر اساس بافت زایشی استخوانی فاقد مواد معدنی، جز فعال و اصلی محسوب می‌شوند و به عنوان بخشی از گروه عامل بتا رشد در حال تغییر شكل (به استثنای پروتئین مورفوژنتیك 1) می‌باشند. (22) (105) عملكرد اصلی انها موجب تغییر شكل سلول‌های مسنكیمال (میان آگنه) غیر متفاوت درون كندروسیت‌ها و استخوان‌زاها طی رویان‌زایی،رشد، بلوغ ودرمان می‌شود. (49)(100) هر پروتئین می‌تواند به طور مداوم موجب تشكیل غضروف و استخوان  در ویوو و ویتو می‌شود. 

پروتئین مورفوژنتیك استخوان  نوعی افزایشی مفید برای پیوندهای استخوان  اوتالوگوس (بدست آمده از خود اندام) و جایگزین‌های پیوند استخوان است.

تحقیقات بسیاری بر روی پروتئین مورفوژنتیك استخوانی 2 به عمل امده است این پروتئین دارای بیشترین مقدار القاء استخوانی است. (105) ارتقاء درمان از طریق القا استخوانی باپروتئین مورفوژنتیك استخوانی به نمایش درآمده است.(45و38 و37 و34).

پروتئین شماره 2 مورفوژنتیك استخوان باز تركیبی انسانی به عنوان جانشینی برای پیوندهای خود‌به خودی مشبك مورد بررسی قرار گرفته است و دارای القاء استخوانی قابل مقایسه با پیوندی خود بخودی مشبك می‌باشد. (44 و 45) اختلاف گونه‌ها به هر حال وجود دارد. سگها نسبت به تاثیرات القاء استخوانی پروتئین مورفوژنتیك استخوانی شماره 2 مقاوم‌تر از موش‌ها هستند، و یا میزان پروتئین مورفوژنتیك استخوانی شماره 2 كه در بافت زایشی استخوان  بدون مواد معدنی بافت می‌شود ممكن است برای القاء استخوانی در سگ‌ها ناكافی باشد. تحقیقات بسیاری در مورد حامل بهینه برای پروتئین مورفوژنتیك استخوانی صورت گرفته است كه موجب شده پراكندگی از محل‌های الزامی به تعویق افتاده و از فروكشی بیماری غیر مشخص در امان بماند. برخی حامل‌هایی كه مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند شامل تری فسفات كلسیم بتا، هیدروكسی آپرتیت، گچ باریس، فیبرین انسانی، كلاژن و حامل‌های پلی‌مر هستند. 

عامل رشد دگرسانی بتا
عامل رشد دگرسانی بتا، عامل رشد چند عملكردی است كه موجب وساطت میان فیزیولوژی سلولی نرمال و رویان‌زایی بافتی می‌شود. بزرگترین منبع عامل رشد دگرسانی بتا بافت زایشی برون یاخته‌ای استخوان  است و پلاكت‌ها دومین منبع عظیم می‌باشند.

عامل رشد دگرسانی بتا در دامنه وسیعی از واكنش‌ها در ارتباط با التهابات و بازسازی‌ها شركت دارد. این فاكتور دارای گستردگی فعالیت‌های سلولی است كه شامل كنترل تكثیر و فعالیت متابویكی سلولهای مسنكیمال (میان آگنه) اسكلتی مانند كندروسیت‌ها، استخوان‌زاها و استخوان شكن‌هاست در ضمن برای درشت خوارها عامل كیموتاكتیك (كشش شیمیایی) قوی به حساب می‌آید. (85) چنین امری امكان‌پذیر است كه عامل رشد دگرسانی بتا نقش بسیار مهمی در تنظیم تنوع بافت در درمان شكستگی در زمان‌های مختلف و طی تناوب خود باز می‌كند. 

عامل رشد انسولین مانند
به همراه پروتئین مورفوژنتیك استخوانی و عامل رشد دگرسانی بتا، عوامل رشد انسولین مانند 1 و 2 تاثیرات آنابولیك بر روی استخوان می‌گذارند. عامل رشد انسولین مانند موجب تكثیر و افزایش فعالیت متابولیكی استخوان‌زاها می‌شود. در نتیجه آن باعث افزایش تولید كلسین استخوانی می‌گردد. كلسین استخوانی بیشترنی مقدار پروتئین غیر كلاژنی در بدن را داراست و رشد استخوان و همچنین معدنی شدن بافت زایشی استخوان را تنظیم می‌كند.

در ویترو، عامل رشد انسولین مانند شماره 1 بوسیله سلول‌های مشتق شده استخوانی تركیب می‌شوند و این فرآیند از طریق هورمون رشد، استروژن، هورمون پاراتیروئید و ویتامین D3 تحت تاثیر قرار می‌گیرد. (39) عامل رشد انسولین مانند شماره یك پروتئین‌های مورفوژنتیك استخوانی شماره 2 و 4 در ویترو را افزایش می‌دهد. (60) بر خلاف تنظیم موضعی پروتئین مورفوژنتیك استخوانی و عامل رشد دگرسانی بتا، تاثیرات هورمون رشد و عامل رشد انسولین مانند بطور سیستماتیك در میان نقش دارند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد قانون شارل در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد قانون شارل در word دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد قانون شارل در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد قانون شارل در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد قانون شارل در word :

قانون شارل
ژاک شارل فیزیکدان فرانسوی درسال 1787 میلادی به رابطه اثر دما برحجم گاز ها درفشار ثابت پی برد.
اوباانجام آزمایش برروی گازهای متفاوت وبامقادیر مختلف دریافت،که براثرتغییر دما به اندازه یک درجه سیلیسیوس ، حجم گازها به اندازه 273/1 برابرحجم آن گاز در دمای صفردرجه سیلیسیوس (oC) تغییر می یابد. قانون شارل را می توان دررابطه زیر خلاصه نمود .

V = V0 +1/273 V0 t
V حجم گازدردمای t درجه ( برحسب V0 ، ( oC حجم گازدرصفردرجه سیلیسیوس می باشد.
اگر نمودار تغییرات حجم گازهارا برحسب تغییردما (برحسب oC ) رسم نمایید خطوط راستی به دست خواهد آمد که اگرآنها را ادامه دهید ( برون یابی ) ،مشاهده خواهد کرد که همگی محورافقی را در
( 273ـ oC ) قطع خواهند نمود . لرد کلوین – دانشمند انگلیسی پنجاه سال بعد از شارل این دما را صفر مطلق نامید.این یافته ها می رساند که در( 273-) درجه سیلسیوس گاز حجمی ندارد،و یا ناپدید خواهد شد اما تمام گازها قبلا از رسیدن به این دما مایع می شوند و رابطه شارل برای مایعات وجامدات صدق نمی کند.

اگردما را برمبنای این نقطه بسنجیم مقیاس جدیدی به دست می آید که به احترام لرد کلوین، کلوین نامیده شده وبا حرف K نشان داده می شود. t(0 C) +273 =K
طبق قانون شارل ،حجم یک مقدار معین گاز با دمای مطلق به طور مستقیم تغییر می کند .
V = k T
ومی توان نتیجه گرفت . V1 / T1 = V2 / T2
گازها

گاز از ذره های بسیارکوچکی تشکیل شده اند که همواره در حرکت کاتوره ای هستند.فاصله بین ذره ها در مقایسه با اندازه خود ذره ها ی گاز بسیاربزرگ است. به همین علت حجم گاز نه تنها به تعداد ذره های آن بلکه به دما و فشار نیز بستگی دارد.
حجم گاز معمولا در

شرایط STP ( دما صفر oC وفشار 325/101کیلو پاسکال یا یک آتمسفر) گزارش می شود.
فشارگاز به تعداد مولکول ها در واحد حجم و میانگین انرژی جنبشی مولکول هابستگی دارد.
طبق قانون بویل در دمای ثابت ، حجم یک گاز با فشار آن نسبت عکس دارد.( V= k/P )
طبق قانون شارل در فشار ثابت ، حجم یک گاز مستقیما با دمای مطلق تغییر می کند. ( V= kT )
قانون شارل
بر اساس قانون شارل، در فشار ثابت، حجم با دما رابطه ای مستقیم دارد، به گونه ای كه اگر دما زیاد شود حجم بالا می رود و اگر دما كم شود حجم نیز كم می شود.
این قانون را می توان در پدیده ی طبیعی زیر بیان نمود:
در تابستان كه دمای هوا بالا می رود، حجم گاز درون تایر خودروها نیز افزایش می یابد و بلعكس در زمستان با كاهش دما، حجم تایر خودروها كاهش یافته و باید بر باد آن بیفزاییم.
دید کلی

مفاهیم داغ و سرد برای انسان ، مانند هر موجود زنده دیگر ذاتی است و دمای محیط مجاور را بیلیونها عصبی که به سطح پوسته می‌رسند، به مغز خبر می‌دهند. اما پاسخ فیزیولوژیکی به دما اغلب گمراه کننده است و کسی که چشمش بسته است نمی‌تواند بگوید که آیا دستش با اتوی بسیار داغ ، سوخته یا به وسیله یک تکه یخ خشک شده است. در هر دو حالت احساسی پدید می‌آید، زیرا هر دو عینا پاسخ فیزیولوژیکی به آسیبی هستند که به نسج رسیده است.
یک آزمایش ساده
دو ظرف یکسان انتخاب کرده ، در یکی آب گرم و در دیگری آب سرد بریزید. حال یک دست خود را در آب گرم و دست دیگر را در آب سرد فرو برید. حال هر دو دست را در آب نیم‌گرم وارد کنید. احساس شما چیست؟

قطعا دستی که ابتدا در آب گرم بوده است، آب نیمگرم را سردتر و دست دیگر آن را گرمتر احساس خواهد کرد. بنابراین با این آزمایش ساده می‌توان نتیجه گرفت که قضاوت ما در مورد دما می‌تواند نسبتا گمراه کننده باشد. علاوه بر این گستره حس دمایی ما محدود است و ما به یک معیار معین و عددی برای تعیین دما نیاز داریم.

دماسنج‌های اولیه
نخستین وسیله واقعی علمی برای اندازه‌ گیری دما در سال 1592 توسط گالیله اختراع شد. وی برای این منظور یک بطری شیشه‌ای گردن‌باریک انتخاب کرده بود. بطری با آب رنگین تا نیمه پر شده و وارونه در یک ظرف محتوی آب رنگین قرار گرفته بود. با تغییر دما ، هوای محتوی شکم بطری منبسط یا منقبض می‌شد و ستون آب در گردن بطری بالا یا پایین می‌رفت. در این وسیله ، گالیله توجه نداشت که مقیاس برای سنجش دما بکار ببرد، بطوری که وسیله وی ، بیشتر جنبه دما نما داشت تا جنبه دماسنج.

در سال 1635 ، فردیناند توسکانی ، که به علوم علاقه‌مند بود، دماسنجی ساخت که درآن از الکل استفاده کرد و سر لوله را چنان محکم بست که الکل نتواند تبخیر شود. سرانجام ، در سال 1640 ، دانشمندان آکادمی لینچی ، در ایتالیا ، نمونه‌ای از دماسنج‌های جدیدی را ساختند که در آن جیوه به کار برده و هوا را دست کم تا حدودی ، از قسمت بالای لوله بسته خارج کرده بودند.

توجه به این نکته جالب است که در حدود نیم قرن طول کشید تا دماسنج کاملا تکامل یافت و حال آنکه میان کشف امواج الکترومغناطیسی و ساختن نخستین تلگراف بی‌سیم ، یا میان کشف اورانیوم و نخستین بمب اتمی چند سالی بیشتر طول نکشید.

اندازه‌ گیری دما
برای تعیین یک مقیاس تجربی دما ، سیستمی با مختصات xy را به عنوان استاندارد که ما آن را دماسنج می‌نامیم، انتخاب می‌کنیم و مجموعه قواعدی را برای نسبت دادن یک مقدار عددی به دمای وابسته به هر کدام از منحنیهای همدمای آن ، اختیار می‌کنیم. به هر سیستم دیگری که با دماسنج در تعادل گرمایی باشد، همین عدد را برای دما نسبت می‌دهیم.
قوانین گازها
همان وقت که اسحاق نیوتن در کمبریج درباره نور و جاذبه می‌اندیشید، یک نفر انگلیسی دیگر به نام رابرت بویل ، در آکسفورد سرگرم مطالعه در باب خواص مکانیکی و تراکم‌پذیری هوا و سایر گازها بود. بویل که خبر اختراع گلوله سربی اوتوفون گریکه را شنیده بود، طرح خویش را تکمیل کرد و دست به کار آزمایشهایی برای اندازه ‌گیری حجم هوا در فشار کم و زیاد شد.

نتیجه کارهای وی چیزی است که اکنون به قانون بویل-ماریوت معروف است و بیان می‌کند که حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای معین با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود، بطور معکوس متناسب است با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود.

حدود یک قرن بعد ، ژوزف گیلوساک فرانسوی ، در ضمن مطالعه انبساط گازها ، قانون مهم دیگری پیدا کرد که بیان آن این است: فشار هر گاز محتوی در حجم معین به ازای هر یک درجه سانتیگراد افزایش دما ، به اندازه 273/1 حجم اولیه‌اش افزایش می‌یابد. همین قانون را یک فرانسوی دیگر به نام ژاک شارل ، دو سال پیش از آن کشف کرده بود و از این رو اغلب آن را قانون شارل-گیلوساک می‌نامند. این دو قانون مبنای ساخت دماسنجهای گازی قرار گرفت.

انواع دماسنجها
دماسنج گازی
جنس ، ساختمان و ابعاد دماسنج در ادارات و موسسات مختلف سراسر دنیا که این دستگاه را بکار می‌برند، تفاوت دارد و به طبیعت گاز و گستره دمایی که دماسنج برای آن در نظر گرفته شده است، بستگی دارد. این دماسنج شامل حبابی از جنس شیشه ، چینی ، کوارتز ، پلاتین یا پلاتین ـ ایریدیم ، ( بسته به گستره دمایی که دماسنج در آن بکار می‌رود )، می‌باشد که به وسیله یک لوله موئین به فشارسنج جیوه‌ای متصل است. این دماسنج براساس دو قانون ذکر شده در مورد گاز کامل کار می‌کند.

دماسنج با مقاومت الکتریکی
دماسنج مقاومتی به صورت یک سیم بلند و ظریف است، معمولا آن را به دور یک قاب نازک می‌پیچند تا از فشار ناشی از تغییر طول سیم که در اثر انقباض آن در موقع سرد شدن پیش می‌آید، جلوگیری کند. در شرایط ویژه می‌توان سیم را به دور جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است پیچید یا در داخل آن قرار داد.

در گستره دمای خیلی پایین ، دماسنجهای مقاومتی معمولا از مقاومتهای کوچک رادیویی با ترکیب کربن یا بلور ژرمانیوم که ناخالصی آن آرسنیک است و جسم حاصل در درون یک کپسول مسدود شده پر از هلیوم قرار دارد، تشکیل می‌شوند. این دماسنج را می‌توان بر روی سطح جسمی که بمنظور اندازه گیری دمای آن است سوار کرد یا در حفرهای که برای این منظور ایجاد شده است، قرار داد.

دماسنج مقاومتی پلاتین را می‌توان برای کارهای خیلی دقیق در گستره 253– تا 1200 درجه سانتیگراد بکار برد.
ترموکوپل
ترموکوپل وسیله دیگری است که برای اندازه‌ گیری دما مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این نوع دماسنج از خاصیت انبساط و انقباض اجسام جامد استفاده می‌گردد. گستره یک ترموکوپل بستگی به موادی دارد که ترموکوپل از آن ساخته شده است. گستره یک ترموکوپل پلاتنیوم ـ رودیوم که 10 درصد پلاتینیوم دارد، از صفر تا 1600 درجه سانتیگراد است.

مزیت ترموکوپل در این است که بخاطر جرم کوچک ، خیلی سریع با سیستمی که اندازه‌ گیری دمای آن مورد نظر است، به حال تعادل گرمایی در می‌آید. لذا تغییرات دما به آسانی بر آن اثر می‌کند، ولی دقت دماسنج مقاومتی پلاتین را ندارد.

واحد اندازه‌ گیری دما
• کلوین: کلوین مقیاس بنیادی دما در علوم است که سایر مقیاسها بر حسب آن تعریف می‌شوند.
• سلیسیوس یا سانتیگراد: مقیاس سلیسیوس بر اساس نقطه سه گانه آب می‌باشد. اگر t نشان‌دهنده دمای سلیسیوس و T نشان‌دهنده دمای کلوین باشد، در اینصورت داریم: 27315 – t =T
• فارنهایت: این مقیاس هنوز هم در بعضی از کشورهای انگلیسی‌زبان به کار می‌رود و در کارهای علمی استفاده نمی‌شود

منابع و ماخذ:

WWW.GOOGLE.COM
شبكه آموزش سیما
مجله علمی رشد

قانون بویل
تعداد معینی مولکولهای گازرا وارد ظرفی می کنیم که به یک پیستون متحرک مجهز می باشد. دردمای ثابت میانگین انرژی جنبشی مولکولهای گاز تغییر نمی کند.چنانچه پیستون را پایین ببریم ، وحجم را به نصف کاهش دهیم ،همان تعدادمولکول اکنون در نصف حجم اولیه قرارمی گیرند، چون تعداد برخوردهای مولکولهای گاز با دیواره ظرف دوبرابرشده است، پس فشار دو برابرافزایش می یابد با تکرار آزمایش درحجمهای مختلف متوجه می شویم که حجم با فشار نسبت عکس دارد.
قانون بویل : چنانچه تعداد مولکولها و دمای گازثابت باشند فشار وارد شده به وسیله گازبا حجم اشغال شده توسط گاز نسبت معکوس دارد. P=k/V

دراین عبارت P فشار وV حجم و k مقدار ثابتی است که تعداد مولکولهای گاز ودما را به حساب می آورد.
باتوجه به ثابت بودن k دردمای ثابت برای تعداد معینی گاز ،می توان رابطه زیر را نیزنتیجه گرفت.
P1 V1= P2 V2
قانون بویل
قانون بویل بیان می كند كه در دمایی ثابت، فشار با حجم رابطه ای عكس دارد یعنی اگر فشار بالا رود، حجم كم می شود و اگر فشار كم شود به عكس حجم زیاد می شود.
این قانون را می توان با آزمایش زیر نیز بیان كرد.

سه سرنگ خالی از ماده را روی ترازوی دیجیتالی قرار می دهیم، هر نفر یك سرنگ را می بایست به گونه ای فشار دهد كه اولین نفر فشار كم، دومین نفر فشار بیش تر و سومین نفر فشار بیش تری وارد نماید، فشار وارده را می توان با ترازویی كه سرنگ را روی آن قرار داده ایم بررسی كنیم، سپس مشاهده می كنیم اولین سرنگ كه فشار كم تری بر آن وارد شده است دارای حجم بالاتر و به ترتیب با افزایش فشار به سرنگ حاوی هوا، حجم كم و كم تر می شود.

قانون شارل
بر اساس قانون شارل، در فشار ثابت، حجم با دما رابطه ای مستقیم دارد، به گونه ای كه اگر دما زیاد شود حجم بالا می رود و اگر دما كم شود حجم نیز كم می شود.
این قانون را می توان در پدیده ی طبیعی زیر بیان نمود:
در تابستان كه دمای هوا بالا می رود، حجم گاز درون تایر خودروها نیز افزایش می یابد و بلعكس در زمستان با كاهش دما، حجم تایر خودروها كاهش یافته و باید بر باد آن بیفزاییم.

انرژی درونی گاز کامل
ظرفی را که از نظر حرارتی عایق است و دیواره‌های آن صلب هستند در نظر بگیرید. این ظرف توسط یک تیغه به دو بخش تقسیم شده است. فرض کنید که یک قسمت پر از گاز و قسمت دیگر خالی باشد اگر تیغه برداشته شود، گاز دستخوش فرآیندی موسوم به انبساط خواهد شد که در حین آن هیچ کاری انجام نمی‌گیرد و هیچ حرارتی منتقل نمی‌شود. چون و W (تغییر حرارت و کار) هر دو صفرند، از قانون اول نتیجه می‌شود که انرژی داخلی در طی یک انبساط آزاد بدون تغییر باقی می‌ماند.

انرژی داخلی یک گاز کامل عبارت است از مجموع انرژی جنبشی و پتانسیل تک‌تک ذرات تشکیل دهنده گاز می‌باشد. در گاز کامل ذرات نسبت به هم فاقد انرژی پتانسیل هستند. پس انرژی گاز کامل تنها مربوط به انرژی جنبشی ذرات آن می‌باشد. یعنی:

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مطالعه عددی تاثیر میدانهای الكترو مغناطیس بر روی جدایی جریان در ایرفویل در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مطالعه عددی تاثیر میدانهای الكترو مغناطیس بر روی جدایی جریان در ایرفویل در word دارای 40 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مطالعه عددی تاثیر میدانهای الكترو مغناطیس بر روی جدایی جریان در ایرفویل در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مطالعه عددی تاثیر میدانهای الكترو مغناطیس بر روی جدایی جریان در ایرفویل در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مطالعه عددی تاثیر میدانهای الكترو مغناطیس بر روی جدایی جریان در ایرفویل در word :

کنترل جریان بصورت دستکاری کردن میدان جریان برای ایجاد یک تغییر مطلوب تعریف می شود. جریان از روی یک جسم مانند سطح بیرونی هواپیما یا زیر در یایی را می-توان برای اهداف زیر دستکاری کرد:
1-به تاخیر انداختن گذار
2- به تعویق انداختن جدایش
3-افزایش لیفت
4- کاهش درگ فشاری و اصطکاک پوسته¬ای  
روشهایی که برای نائل شدن به اهداف بالا مورد استفاده قرار می¬گیرد را روشهای کنتر ل جریان می¬نامند. دسته بندی‌های مختلفی برای روشهای کنترل جریان وجود دارد. گد-ال-هک [1] روشهای کنترل جریان را در چند بخش  تقسیم بندی کرده است. كه برای مثال می توان به روشهای زیر اشاره كرد :
روشهایی که روی دیوار یا دور از آن اعمال می شود:
وقتی کنترل جریان روی دیوار اعمال می شود پارامترهای سطح شامل زبری، شکل سطح، تحدب، جابجایی دیوار، دما و تخلخل سطح برای ایجاد مکش ودمش می تواند روی نتایج نهایی که در بالا ذکر شد تاثیر بگذارد.گرم وسرد کردن سطح نیز می¬تواند از طریق ایجاد گرادیانهای دانسیته و ویسکوزیته روی جریان تاثیر گذار باشد. همچنین روشهایی که دور از دیوار (سطح) اعمال می شوند  مانند بمباران کردن لایه¬های برشی از طریق امواج آکوستیک از بیرون سطح، شکست ادیهای بزرگ بوسیله وسایلی که دور ازدیوارند روشهای مفید و سودمندی هستند.

روشهای اکتیو و پسیو:
روش دومی که برای دسته بندی روشهای کنترل جریان وجود دارد به روشهای اکتیو و پسیو موسومند. روشهای پسیو مانند تولید کننده های ورتکس، فلپ ها، ریبلت ها نیازمند مصرف انرژی نیستند. ولی روشهای اکتیو نیاز به انرژی مصرفی دارند مانند مکش و دمش، سطوح متحرک. روش اکتیو دیگری که برای کنترل جریان اطراف ایرفویل استفاده می شود هیدرو دینامیک مغناطیسی یا به اختصار MHD است که باعث افزایش لیفت و کاهش درگ می شود. جریان یک سیال الکترولیت در  داخل میدان¬های الکتریکی و مغناطیسی باعث اعمال نیروهای حجمی (نیروهای لورنتس ) به ذرات سیال می گردد.
 از آغاز دهه 50 میلادی به بعد، نحوه بکار بستن این نیرو در صنعت هوافضا و مکانیک به عنوان یک بحث جدی موضوع تحقیقات جدی محافل علمی بوده است. ایجاد نیروی پیشران برای یک زیر دریایی و یا کشتی، ایجاد نیروی پیشران در جریان مافوق صوت و ماورای صوت، کنترل شوک جریان در دهانه ورودی جت، کنترل پدیده¬های پیچیده در جریان سیال در مجاورت دیواره از قبیل لایه مرزی، توربولانس، گردابه جریان، و جدایش از جمله کاربردهای این علم به شمار می رود.

 
فصل اول– تعاریف مفاهیم به کار رفته در این گزارش
ضریب درگ: نیروی درگ یا مقاوم وارد شده بر جسم برابر است با مجموع درگ فشاری یا شکلی   و درگ اصطکاکی یا پوسته ای
(1-1)                   
(2-2)                  

نیروی درگ پوسته ای یا اصطکاکی: نیروی درگ اصطکاکی به علت وجود تنش روی سطح حاصل می‌گردد و نیرویی است که توسط سیال بر روی جامداتی که در مسیر جریان قرار می گیرند اعمال می‌شود. انتقال ممنتوم عمود بر سطح ناشی از این نیرو است که موازی با مسیر جریان بر سطح وارد می‌شود.
نیروی درگ شکلی:  هر گاه سیال به موازات سطح جریان نداشته باشد به طوری که جهت عبور از جسم جامد ناگزیر به تغییر مسیر گردد (مانند کره) علاوه بر نیروی درگ اصطکاکی نیروی درگ فشاری هم حاصل خواهد شد.
درگ فشاری از اختلاف فشار زیاد در ناحیه ی سکون جلوی جسم و ناحیه کم فشار در قسمت جدا شده پشت جسم در حالتی که دنباله تشکیل شود، ناشی می‌شود. در حالی که درگ اصطکاکی به علت وجود تنش برشی روی سطح ایجاد می‌گردد. سهم هر کدام از دو نوع درگ در نیروی درگ کل، به شکل جسم و به خصوص ضخامت آن وابسته است. به طوری که هرگاه ضخامت جسم صفر باشد یعنی یک صفحه مسطح داشته باشیم، درگ فشاری صفر است و درگ کل برابر است با درگ اصطکاکی.
ضریب درگ از تقسیم زیر به دست می‌آید.
(1-3)                                                   
که A سطح جسم عمود بر جهت جریان است.
نیروی لیفت: نیروی لیفت، مولفه عمود بر جریان نیروی وارد شده از طرف سیال بر جسم است. با توجه به تعریف نیروی لیفت، ضریب لیفت را می‌توان به شکل زیر نوشت:
(1-4)                                           
ضریب لیفت تابعی از عدد رینولند و زاویه حمله است یعنی
(1-5)                                             
توجه داشته باشید که زاویه حمله، زاویه بین وترایرفویل وا متداد جریان آزاد سیال است.
استال: با افزایش زاویه حمله، ضریف لیفت در یک زاویه حمله، کاهش و ضریب درگ همچنان افزایش می یابد. به این پدیده استال و به زاویه حمله ای که این پدیده در آن رخ می‌دهد زاویه استال گویند.

جدایی جریان:
اگر فشار در جهت جریان افزایش یابد یعنی  ،گویم گرادیان فشار معکوس یا نامطلوب است و اگر فشار در جهت جریان کاهش یابد یعنی  گوئیم گرادیان فشار مطلوب است.
در صورتی که فشار در طول صفحه افزایش پیدا کند  نیروی مقاوم در برابر حرکت سیال در داخل لایه مرزی علاوه بر نیروی اصطکاکی، شامل نیروی فشار هم خواهد بود. بنابراین سرعت سیال کاهش می یابد. در صورتی که تغییرات فشار زیاد باشد، کاهش ممنتوم هم شدید بوده و ممکن است به صفر برسد و منفی هم بشود که در این حالت، لایه مرزی از مرز جدا شده، جریان سیال معکوس می‌شود که این ناحیه را ناحیه ی جدایی و نقطه شروع این ناحیه را نقطه جدایی جریان می نامیم. ناحیه پایین دست خط جریان جدا شده از مرز را دنباله  می نامیم در نقطه جدایی جریان، تغییرات سرعت در جهت عمود بر سطح صفحه صفر است یعنی:
 
در اثر پدیده جدایش، درگ افزایش یافته و نیروی لیفت کاهش می یابد که به هیچ وجه حالت مطلوب نیست، لذا بایستی تا حد امکان از ایجاد جدایی جریان ممانعت بعمل آورد.
نمایی از جدایی جریان روی یک ایرفویل را در شکل (1-1) می بینید.
 
فصل دوم: روش های حل معادلات توربولانس
در این مقال، به بررسی مدل های مختلف حل معادلات توربولانس بر پایه ی روش  می‌پردازیم.
این روش شامل مدل های استاندارد ، RNG   و مدل هوشمند   می‌باشد.
هر سه مدل دارای فرم های یکسان هستند که شامل معادلات   می‌باشند.
تفاوت های عمده میان این سه مدل به شرح زیر است:
نحوه محاسبه لزجت مغشوش
اعداد پرانتل مغشوش که پخش اغتشاشی   را کنترل می‌کنند.
ترم های تولید یا اتلاف در معادله   
معادلات حامل، روش های محاسبه از جهت مغشوش و همچنین ثابت های مدل برای هر یک از این مدل‌ها ارائه گردیده است. ویژگی های اساسی این مدل ها، شامل تولید اغتشاش، تولید ناشی از شناوری، تاثیرات تراکم پذیری و مدلسازی حرارتی و انتقال جرم می‌باشند.

2-1 روش استاندارد  
ساده ترین مدل های توربولانس مدل های دو معادله ای بوده که حل معادلات حامل در آن ها، محاسبه سرعت جریان مغشوش و مقیاس های طولی را به صورت جداگانه ممکن می‌سازد.
مدل استاندارد   در Fluent از جمله این مدل هاست و از زمانی که توسط لاندر  و اسپالدینگ  ارائه شد، به معمول ترین روش برای محاسبات جریان در مهندسی تبدیل شده است.
صلابت، توجیه اقتصادی و دقت قابل ملاحظه‌ی این مدل برای طیف وسیعی از جریان های مغشوش عمومیت یافتن این مدل را در صنعت و مدل سازی حرارتی توجیه می‌کند.
این مدل یک مدل نیمه تجربی بوده که منشا معادلات آن ملاحظات پدیده و نتایج تجربی است.
از آنجایی که نقاط قوت و ضعف مدل استاندارد ، شناخته شده است اصطلاحاتی بر روی آن انجام گرفته تا عملکرد آن بهبود یابد. انواع دیگر این مدل که در نرم افزار Fluent قابل دسترسی می‌باشند مدل RNG و هوشمند است.
مدل استاندارد   یک مدل نیمه تجربی بر اساس معادلات حاوی انرژی سینتیک اغتشاش (k) و میزان پراکندگی آن  است. معادلات حامل این مدل برای k از معادله دقیق ناشی می‌شود، در حالی که معادله حامل   از توجیهات فیزیکی ناشی شده و شباهت ناچیزی به معادله ریاضی و دقیق خود دارد.
در به دست آوردن مدل   فرض بر آن است که جریان کاملاً مغشوش است و تاثیرات از جهت مولکولی قابل اغماض می‌باشد. بنابراین مدل استاندارد  تنها برای جریان های کاملاً مغشوش قابل استفاده می‌باشد.

2-1-1 معادلات حامل در مدل استاندارد  
انرژی سینتیک توربولانس (k) و میزان پراکندگی آن   از معادلات زیر به دست می آیند:
(2-1)
 

(2-2)
 
در این معادلات،   تولید انرژی سینتیک توربولانس، ناشی از گرادیان سرعت است.   تولید انرژی سینتیکی توربولانس، ناشی از نیروهای شناوری،   تاثیر نوسانات انبساطی در جریان های تراکم پذیر بر روی میزان پراکندگی هستند.
  ثابت ها بوده،   اعداد پرانتل مغشوش برای   می‌باشند.   ترم های تعریف شده توسط کاربر می‌باشند.

2-1–2 مدل سازی لزجت مغشوش در مدل استاندارد  
لزجت مغشوش یا لزجت ادی   از ترکیب  به صورت زیر به دست می‌آید:
     (2-3)             
که   عددی ثابت است.

2-2-3 ثابت‌های مدل استاندارد  
ثابت های این مدل   دارای مقادیر زیر می‌باشند.
 
این ثابت ها از نتایج تجربی آزمایش های انجام شده بر روی هوا و آب به دست آمده است.

2-2 مدل RNG
مدل RNG از تکنیک های پیچیده آماری حاصل شده است. این مدل شباهت زیادی به مدل استاندارد  داشته، اما اصلاحات زیر در آن انجام گرفته است.
مدل RNG ترمی اضافی در معادله   دارد که دقت محاسبه را برای جریانهای با سرعت بالا، افزایش می‌دهد.
اثر چرخش بر روی اغتشاش، در مدل RNG مد نظر قرار گرفته شده است که دقت را در جریان های چرخشی افزایش می‌دهد.
تئوری مدل RNG برای اعداد پرانتل مغشوش، فرمولی تحلیلی ارائه می‌دهد در حالی که مدل استاندارد   از ثابت ها و مقادیر تعریف شده توسط کاربر استفاده می نماید.
در حالی که مدل استاندارد  برای اعداد زینولدز بالا قابل استفاده است، تئوری RNG راه حل تحلیلی برای جریان های با اعداد نیولدز پائین ارائه می نماید.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله كارایی بازدارندگی هسته ای رابرت جرویس در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله كارایی بازدارندگی هسته ای رابرت جرویس در word دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله كارایی بازدارندگی هسته ای رابرت جرویس در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله كارایی بازدارندگی هسته ای رابرت جرویس در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله كارایی بازدارندگی هسته ای رابرت جرویس در word :

شاید برجسته ترین ویژگی جهان پس از جنگ همان باشد كه – آن را می توان پس از جنگ نامید زیرا كه قدرتهای بزرگ از سال 1945 با یكدیگر جنگ نكرده اند. چنین دوره طولانی از صلح در میان دولتهای قدرتمند بی سابقه است. چیزی كه تقریباً غیر معمول است ، عبارت می باشد از احتیاطی كه ابرقدرتها در مقابل یكدیگر بكار می بردند. اگر چه غالباً روابط ابرقدرت ها را به صورت بازی بزدل مطرح می كنیم ولی در حقیقت ایالات متحده و اتحاد شوروی هیچگاه همانند نوجوانان بی باك عمل نكرده اند. در حقیقت بحران های ابرقدرت ها همچون جنگ های گذشته به ندرت اتفاق می افتاد. اگر چه ممكن است كسی از بحران 1973 بگوید ولی در طول یك ربع قرن هیچ بحران جدی و شدید وجود نداشته است. به علاوه ،‌در همان بحران های ایجاد شده هم ، هر طرف به دنبال این بود تا امتیاز دهد كه از نزدیك شدن به لبه جنگ جلوگیری شود. بنابراین چیزی كه ما در بحران موشكی كوبا شاهد بودیم ، نوعی مصالحه بود تا پیروزی آمریكا ، كندی مایل نبود كه از تمام مشوق ها دست بكشد و روس ها را به استفاده از زور مجبور سازد یا حتی باعث تدوام رویارویی شكننده گردد.

نسبت دادن این تأثیرات به وجود تسلیحات هسته ای معمولی و متعارف بوده است. به این دلیل كه هیچ طرف نمی توانست با موفقیت در یك جنگ تمام عیار از خود حمایت كند، هیچ نوع پیروزی نمی توانست وجود داشته باشد یا همانطور كه جان مولر بیان می دارد ،‌هیچ طرف نمی توانست از آن سود ببرد. البته این بدان معنی نیست كه جنگ روی نخواهد داد. آغاز جنگی كه انتظار پیروزی از آن نمی رود منطقی و عقلانی است ،‌اگر این اعتقاد وجود داشته باشد كه نتایج احتمالی جنگ نكردن به مراتب بدتر از جنگ كردن باشد. جنگ همچنین می تواند از طریق اشتباه ، از دست دادن كنترل یا عدم عقلانیت روی دهد. اما اگر تصمیم گیرندگان منطقی باشند صلح محتمل ترین نتیجه خواهد بود. بعلاوه ،‌تسلیحات هسته ای می تواند توضیح دهنده احتیاط ابرقدرت ها باشد: زمانیكه هزینه دنبال كردن دستاوردها تخریب و نابودی كلی می باشد، تعادل و میانه روی منطقی می باشد.

برخی از تحلیلگران بحث كرده اند كه این تأثیرات یا روی نداده است یا اینكه احتمالاً در آینده تداوم نخواهند داشت. پس فرد ایكل Fred Ikle در پرسیدن این سؤال تنها نیست كه آیا بازدارندگی هسته ای می تواند تا آخر این قرن ادامه یابد یا نه .اغلب ادعا شده است كه تهدید انتقام همه جانبه تنها به عنوان پاسخی برای حمله همه جانبه طرف دیگر باورپذیر است: از اینرو رابرت مك ناما را با تحلیل های محافظه كارتری كه نظراتشان با نظر وی هیچ اشتراكی ندارند و بیان می دارند كه تنها هدف نیروی استراتژیك خود برای استفاده نخست است ، موافقت می كند. بنابراین در بهترین حالت تسلیحات هسته ای ، صلح هسته ای را به بار خواهند آورد؛ آنها استفاده از سطوح پایین تر خشونت را جلوگیری نمی كنند – و حتی ممكن است این سطوح را نیز تسهیل كنند. از اینرو جای تعجب نیست كه برخی ناظران ماجراجویی شوروی بویژه در آفریقا را به توانایی روسیه در استفاده از بن بست هسته ای به عنوان سپری می دانند كه به دلیل آن می توانند كمك نظامی كرده و حتی نیروهای خود را در مناطقی كه سابقاً كنترلی بر آن نداشتند مستقر سازند. به نظر می رسد كه میانه روی ذكر شده تنها یك طرفه باشد. در حقیقت ، سیاست دفاعی آمریكا در دهه گذشته توسط نیاز به ایجاد انتخاب های هسته ای محدود برای بازداشتن هجوم شوروی جهت گیری شده بود، هجومی كه ارزش های ما را تهدید و نابودی ایالات متحده را در پی داشت.

به علاوه ، درست است كه تسلیحات هسته ای می تواند به نگهداشتن صلح بین ایالات متحده و شوروی كمك كرده باشد، ولی احتمالات ناخجسته برای آینده ، به تجربه های دیگر دولت ها مربوط می شود. متحدان دولت های دارای تسلیحات هسته ای مورد حمله قرار گرفته اند: ویتنام بر كامبوج غلبه كرد و چین هم به ویتنام حمله كرد . دو قدرت هسته ای با یكدیگر جنگ كرده اند البته در مقیاسی پایین : روسیه و چین در مرزهای مشترك خود زد و خورد داشته اند. حتی یك قدرت غیر هسته ای نیز سرزمین قلب یك قدرت هسته ای را تهدید كرده است: سوریه تقریباً اسراییل را در سال 1973 از بلندیهای جولان عقب راند و هیچ دلیلی برای اسراییل وجود نداشت كه مطمئن باشد . سوریه مبادرت به حركت به سمت اسراییل نخواهد كرد. برخی از آنهایی كه انتظار ندارند ایالات متحده با چنین تهدیدی روبرو گردد ، پیش بینی كرده اند كه تأكید مداوم بر تهدید تخریب متقابل نهایتاً به از بین رفتن روحیه غرب منجر خواهد شد. گفتن اینكه جمهوریهای دمكراتیك كه امنیت شان به نابودی گسترده شهروندان وابسته است ، بدون ایجاد صلح و خلع سلاح یكجانبه می توانند به صلح برسند، غیر ممكن است.

جان مولر نوع دیگری از چالش برای ادعاهای یك انقلاب هسته ای را مطرح كرده است. او نه وجود الگوی صلح و ثبات بلكه موضوع منتسب شده را مورد اعتراض قرار می دهد. تسلیحات هسته ای اساساً برای این تأثیر نامناسب هستند؛ مدرنیته و تسلیحات غیر هسته ای مخرب ما را تا حد زیادی به همان موقعیتی نزدیك كرده است كه شكافت اتم ممكن نبوده است. برخی از تجدید نظر طلبی های اگاهانه ما را به تفكر در سوال هایی وادار می كند كه جوابهایشان كاملاً واضح و آشكار است. ولی فكر می كنم كه عقلانیت سنتی درستی و صحت خود را نشان می دهد. معهذا در بحث های مولر قدرت زیادی است بویژه در اهمیت آنچه كه او ثبات كلی می نامد و این حقیقت را یادآور می سازد كه فاجعه آمیز بودن جنگ هسته ای به معنی این نیست كه جنگ های متعارف آسان و غیر مخرب می باشند.

گفته مولر در اینكه اتم دارای قدرت جادویی نیست ، صحیح و درست می باشد. اگر چه شكافت اتمی مسایل جانبی زیادی همچون بارش رادیواكتیو و امواج الكترو مغناطیسی ایجاد می كند ولی مورد مهمی در رابطه با این حقیقت كه مردم ، تسلیحات ، صنعت و كشاورزی در نتیجه نوع ویژه ای از انفجار نابود می شوند وجود ندارد. چیزی كه مهم است عبارت می باشد از تأثیرات سیاسی تسلیحات هسته ای نه صدمات و آسیب های فیزیكی و شیمیایی انفجار. ما نیاز داریم تا مشخص كنیم كه این تأثیرات چه هستند ،‌چگونه ایجاد شده اند و اینكه آیا تسلیحات متعارف مدرن از آنها الگوبرداری خواهند كرد.

تأثیرات سیاسی تسلیحات هسته ای

وجود ذخایر عظیم تسلیحات هسته ای از سه جنبه بر سیاست ابرقدرت ها تأثیر می گذارد. دو تا از این جنبه ها آشنا هستند: اول اینكه ویرانگری و تخریب یك جنگ همه جانبه به طور غیر قابل تصوری عظیم خواهد بود. دوم اینكه هیچكدام از طرفین- و در حقیقت طرف های سوم هم – از این تخریب و بلا در امان نخواهد بود. همانگونه كه برنارد برودی ، توماس سیلنگ و بسیاری از اشخاص دیگر ذكر كرده اند ،‌چیزی كه در مورد تسلیحات هسته ای مهم می باشد قتل عام نیست بلكه كشتن متقابل است. بدین معنی كه هیچ كشوری نمی تواند در جنگ همه جانبه هسته ای پیروز باشد، در این مورد نه تنها اجتناب از جنگ بهتر از مبادرت به جنگ است بلكه همچنین بهتر است تا برای اجتناب از جنگ امتیازاتی نیز اعطاء گردد. باید ذكر كرد كه اگر چه بسیاری از جنگ های گذشته نظیر جنگ جهانی دوم برای تمام متحدان به غیر از ایالات متحده (و شاید اتحاد جماهیر شوروی) اولین آزمایش را پشت سر نگذاشتند ولی دومین آزمایش را پشت سر خواهند گذاشت. به عنوان مثال ، اگر چه بریتانیا و فرانسه موقعیت خود را بوسیله جنگ بهبود نبخشیدند،‌ولی وضعیت آن ها بهتر از زمانی بود كه اگر نازیها پیروز می شدند. بنابراین جنگ برای آنها معنا داشت حتی اگر همانطور كه در آغازجنگ
می ترسیدند،‌هیچ سودی از جنگ نصیبشان نمی شد. بعلاوه اگر متحدین در جنگ شكست خودرند، آلمانها – یا حداقل نازی ها – پیروزی كوچكی به دست آوردند، حتی اگر هزینه آن بسیار زیاد بوده باشد. اما همانطور كه ریگان و گورباچف در بیانیه مشترك خود بعد از جلسه سران در نوامبر 1985 تأیید كردند ، در یك جنگ هسته ای پیروزی وجود نخواهد داشت و هرگز نباید به این جنگ مبادرت كرد. تأثیر سوم جنگ هسته ای بر سیاست ابرقدرت ها از این حقیقت نشأت می گیرد، تخریب و ویرانی می تواند بسیار سریع یعنی در طی چند روز یا حتی چند ساعت صورت گیرد . نه تنها می توان بحث كرد كه بحرانی شدید یا استفاده محدود از زور – حتی نیروی هسته ای به طور اجتناب ناپذیری به ویرانی كلی منجر خواهد شد ، بلكه باید گفت كه این احتمالی است كه نمی توان آن را نادیده گرفت . به هر حال، حتی در دوران آرامش نیز یك طرف یا طرف دیگر می تواند به حمله ای همه جانبه و بدون دلیل مبادرت كند. محتمل تر اینكه یك بحران كه می تواند به استفاده محدود از زور منجر شود، به نوبه خود هم می تواند جنگی تمام عیار و همه جانبه را بوجود آورد. حتی اگر هیچ طرفی خواهان این نتیجه نباشد احتمال زیادی از افزایش سریع و مرگبار جنگ وجود دارد.

مولر در زمانی كه تسلیحات متعارف می توانند به لحاظ ویژگیهای تخریب ، برابری و سرعت جایگزین تسلیحات هسته ای شوند مبالغه می كند. به هر حال وحشت ناشی از جنگ های گذشته را نمی توان با تأكید بر سطح تخریبی تسلیحات كنونی نادیده گرفت . از اینرو همانند زمینه های دیگر نكته ای وجود دارد كه تفاوت كمی به تفاوت كیفی تبدیل می گردد. شارل دو گل این امر را به طور فصیح بیان می دارد: بعد از یك جنگ هسته ای هر دو طرف نه قدرت دارند، نه قانون ،‌نه شهر ،‌نه فرهنگ ، نه گهواره و نه قبر . درست است كه یك زمستان هسته ای و نابودی حیات بشری پس از جنگ هسته ای وجود نخواهد داشت، ولی تأثیرات جهانی آن بسیار بیشتر از جنگ های گذشته خواهد بود. مولر تفاوت های موجود در میزان تخریب بالقوه را زیاد مورد توجه قرار نمی دهد:‌«جنگ جهانی دوم سبب ویرانی كلی جهان نشد ولی سبب نابودی سه رژیم ملی شد. تفكر در مورد پریدن از طبقه 50 به جای طبقه 5 وحشتناك تر است ، ولی هر كسی كه زندگی را تا حد بسیار كمی هم رضایت بخش بداند ، بعید است كه دست به چنین عملی بزند.» جنگ این رژیم های ملی را نابود كرد ولی خود كشور یا حتی تمام ارزشهای مورد حمایت رژیم سابق را از بین نبرد. بسیاری از مردم در كشورهای محور از جنگ جهانی دوم نجات یافتند؛ و بسیاری نیز به سعادت و رفاه رسیدند. به طور كلی فرزندان آنها زندگی خوب دارند. شكاف بزرگی بین این نتیجه – حتی برای آنهایی كه در جنگ شكست خوردند – و یك فاجعه هسته ای وجود دارد. اصلاً مشخص نیست كه آیا جوامع می توانند پس از یك جنگ هسته ای بازسازی شوند یا اقتصادهای خود را مجدداً احیاء كنند. به علاوه ، نباید تأثیر تخریب فرهنگ ، هنر و میراث ملی را نادیده گرفت . حتی تصمیم گیرنده ای كه امكان دارد حیات نیمی از جمعیت كشورش را به خطر بیاندازد، ممكن است به خاطر جلوگیری از نابودی گنج هایی كه در طول تاریخ بدست آمده ، درنگ و تردید كند. بحث مولر كه ذكر آن رفت به یك دلیل دیگر گمراه كننده است: كشورهایی كه جنگ جهانی دوم را آغاز كردند نابود شدند ولی متحدان نه . این اینكه كشورهایی كه ویران شدند به دنبال برهم زدن وضعیت موجود بودند، بیشتر اتفاقی بود تا از پیش تعیین شده ؛ چیزی كه در این متن مهم است این می باشد كه با تسلیحات متعارف حداقل یك طرف می تواند امید داشته باشد كه از جنگ سود ببرد. مولر در بحث اینكه حتی زمانیكه تضاد منافع بین دو طرف زیاد باشد ، سطوح نسبتاً مطلق مجازات و تنبیه به ندرت برای بازدارندگی لازم هستند، كاملاً صحیح است. یعنی زمانیكه دولتها كاملاً اعتقاد دارند كه دستاوردهای ناخالص از جنگ بسیار زیاد خواهد بود( در مقابل دستاوردهای خالص). روی هم رفته ایالات متحده می توانست ویتنام شمالی را شكست دهد. به همین صورت همانطور كه مولر بیان می دارد ،‌ایالات متحده از تلاش برای آزادی اروپای شرقی حتی در عصر انحصار هسته ای آمریكا نیز بازداشته می شد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تست توان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تست توان در word دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تست توان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تست توان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تست توان در word :

تست توان
توان مقدار كاری است كه در واحد زمان انجام شده است. در مهندسی موتور معمولا برای واحد توان اسب بخار به كار می برند . یك اسب بخار برابر 33000 فوت پوند كار در دقیقه است .
یك اصطلاحی كه اغلب باعث اشكال می شود اسب بخار ساعت است ؛ این اصطلاح فقط این معنی را دارد كه موتور برای مدت یك ساعت مرتبا دارای توان یك اسب بخار است . یك اسب بخار ساعت برابر B.T.U 2545 است كه از رابطه زیر نتیجه شده است .
2545 B.T.U = 33000 * 60
778
عبارت فوق را اگر به صورت دیگر بنویسیم خواهد شد :
2545 BTU = اسب بخار

ساعت
در مهندسی موتور سه نوع توان داریم كه عبارتند از :
توان ترمز ، توان اصطكاك ، توان مشخصه . این سه نوع ذیلا مورد بحث قرار می گیرند .
توان ترمز : توانی را كه به محور خارج شونده از موتور منتقل می شود ، توان ترمز می گویند . مقدار لنگر این محور در هنگامی كه با سرعت دورانی ثابت می چرخیده است به طور تجربی اندازه گیری شده است . حاصل ضرب لنگر اندازه گیری شده در سرعت متوسط در دقیقه در یك ضریب كوچكتر از واحد زمان را توان گویند .

سرعت محور به وسیله یك سرعت سنج كه یك كرونومتر ضمیمه آن است مشخص می شود . و
یا اینكه از سرعت نماهای الكترونیكی استفاده می شود . وسائل خیلی عمومی اندازه گیری لنگر
به ترتیب عكس العمل كار می كنند مثل دینامومترالكتریكی ، ترمز چرخشی ، ترمز آبی ، لگام پرنی . طرح این دستگاهها طوری است كه در عین حال برای جذب انرژی تولید شده به وسیله موتور مناسب هستند .

تمام این دستگاهها طبق یك اصل كار می كنند . این اصل قانون سوم نیوتن راجع به حركت است .( برای هر عملی عكس العملی مساوی و مخالف آن وجود دارد . ) وقتی كه محور خارج شونده از موتور با یك سرعت ثابت و مشخص می چرخد و لنگری بر روی یكی از این دستگاهها وارد می كند ، مسلم است كه طبق قانون سوم نیوتن به وسیله میبایستی لنگری مساوی و مختلف الجهت با این لنگر به محور وارد شود . اگر دستگاه بر روی كاسه ساچمه تكیه داشته باشد لنگر عكس العمل فورا به وسیله یك قپان و یك بازوی ثابت شده روی محور دستگاه اندازه گیری می شود .

شكل 3-1 این روش اندازه گیری لنگر را به طور شماتیك نشان می دهد . دستگاه بر روی كاسه ساچمه تكیه دارد بنابراین دستگاه آزادانه می تواند بچرخد ، مگر اینكه قپان مانع شود . لنگری كه در جهت عقربه های ساعت به دستگاه وارد می شود بایستی با یك لنگر مساوی خود و در جهت مخالفش خنثی شود تا قانون سوم نیوتن صـدق كند . لنـگر عكـس العمل فـورا روی قـپان وارد می شود و به وسیله عقربه نیرو سنج قرائت می شود .

یك خطای كوچك در موردی كه هر یك از این دستگاهها را به كار ببریم پیش می آید و آن
این است كه عكس العملی كه خود كاسه ساچمه در مقابل گردش محور ایجاد می كند به حساب
نمی آید .
یك ترمز آبی در شكل 3-2 نشان داده شده است . اصولا این دستگاه شامل پره های دواری است كه روی محور خروجی از موتور نصب شده اند، آب از داخل این پره ها عبور می كنند و انرژی را به صورت انرژی حرارتی جذب می كند . هر چه آب بیشتری جریان بدهیم لنگر عكس العمل بیشتر می شود باید توجه داشت كه قسمتهایی كه آب به این دستگاه وارد می كنند یا از آن خارج می كنند بایستی قابلیت انعطاف داشته باشد ، به طوریكه آنها بتوانند لنگرهای مشخص قابل اندازه گیری به دستگاه وارد كنند .

یك مقطع طولی و عرضی از یك دینامومتر الكتریكی در شكل 3-3 نشان داده شده است . این دستگاه دستگاهی است كه كه با جریان یك طرفه كار می كند و می تواند هم به عنوان مولد و هم به عنوان موتور مورد استفاده قرار بگیرد .
هنگامی كه به عنوان مولد استعمال شود ، انرژی مكانیكی موتور مورد آزمایش را به انرژی الكتریكی تبدیل میكندكه این انرژی را یا به یك دستگاه تولید قدرت آزمایشگاهی انتقال می دهند یا آن را از داخل مقاومت الكتریكی عبور داده و تبدیل به انرژی حرارتی می كنند . باید توجه داشت كه دینامو متر و قطب های آن به كاسه ساچمه تكیه دارندو بنا براین می توانند حول محور طولی شان بچرخند .

لنگر عكس العمل در اثر تقاطع میدان مغناطیسی كه خود سیم پیچی ها ایجاد می كنند با میدان
مغناطیسی خود دستگاه به وجود می آید . اثر عكس العمل همانطور كه در دستگاههای قبلی دیده
شد به وسیله یك قپان و بازوی آن به نیرو سنج منتقل می شود . دینامومتر الكتریكی همچنین میتواند برای به راه انداختن موتور به كار رود .
در آن حالت مثل یك موتور عمل می كند . نیروی لازم برای به راه انداختن موتور و رساندن به یك سرعت ثابت و مشخص معلوم می شود و می توان اصطكاكی كه موتور جذب می كند نیز معلوم كرد .توان اصطكاكی بعدا در همین فصل مورد بحث قرار می گیرد .

یك نوع دیگر دستگاه كشش سنج الكتریكی است . شكل 3-4 یك نمونه از این دستگاه را كه برای تحقیقات آزمایشگاهی در طرز كار موتور ساخته شده است نشان می دهد .

شكل 3-5 نیز یك شكل ظاهری از دستگاه نمایش كشش الكتریكی و دستگاه اندازه گیری این كشش را نشان می دهد .
لنگر عكس العمل به وسیله یك ترمز آبی و یك پروانه كه هوا را به داخل رادیاتور مخصوص ترمز آبی می دمد ایجاد می شود . دستگاه سنجش كشش برای مشخص كردن لنگر وارد شده به محور در هنگام كار موتور می باشد .

اصولا دستگاه الكتریكی كشش سنج شامل یك مقاومت الكتریكی است كه با دقت و ظرافت خاصی روی یك محور استوانه ای با زاویه 45ْ نسبت به محور طولی اش می شود . دستگاه سنجش طوری توجیه شده است كه كشـش وارد به آن باعث یك كشش متنـاسب با خودش در دستگاه می شود .
این كشش باعث طویل شدن مقاومت می شود و این اضافه طول باعث كم شدن سطح مقطع و

بالنتیجه باعث بالا رفتن مقاومت الكتریكی آن می شود . تغییر مقاومت سیم به روش پل و تستون مشخص می شود . تغییر مقاومت مناسب با مقدار لنگر وارد به محور است . با مدرج كردن دقیق دستگاه می توان با اندازه گیری سریع تغییر مقاومت سیم ، لنگر .وارد به محور موتور را حساب كرده و به دست آورد .
با وجود اینكه لگام پرنی ندرتا در تعیین لنگر در مهندسی موتور مورد استفاده واقع می شود ؛ معهذا شرح آن اینجا گفته می شود تا در فرمولی كه توان را بر حسب لنگر و تعداد دور موتور در دقیقه بیان می كند بحث كنیم .

شكل 3-7 یك شكل شماتیك از لگام پرنی است . صفحه دایره دستگاه روی محور خارجی موتور سوار شده است . سطح دایره دستگاه در تماس با یك سطح استوانه ای است و این دو با هم اصطكاك دارند . فشار این دو سطح بر روی هم قابل تنظیم است ، بنابراین اصطكاك بین این دو سطح قابل كنترل است . یك بازوی به استوانه اصطكاك دار مربوط است . بازوی دیگر اهرم به یك قپان مربوط است .
علائم اختصاری زیر برای شرح فرمول مربوط بتوان ترمز مورد استفاده قرار می گیرند .

جرء نیروی اصطكاكی بر حسب پوند است .
شعاع صفحه دایره دستگاه بر حسب فوت است .
فاصله مركز دایره تا نقطه اثر نیروی قپان بر حسب فوت است .
لنگر محور خارج شونده از موتور بر حسب پوند فوت است .
تعداد دور موتور در دقیقه است .
وزنی كه روی قپان قرائت می شود بر حسب پوند است .

شكل 3-8 یك نمایش از صفحه دایره شكل دستگاه است . برای تعادل با لنگر موتور كه در جهت عقربه های ساعت نسبت به نقطه به دست می آید ؛ می بایستی صفحه دایره ای شكل لنگری مساوی و در خلاف جهت عقربه های ساعت وارد كند . در اطراف صفحه دایره ای شكل جزء نیروهای در خلاف جهت عقربه های ساعت با بازوی r اثر می كند . بنابر این :

حال در شكل 3- 9 یك مقطع از قسمتهای باقی مانده لگام پرنی را می بینیم . با به كار بردن قانون سوم نیوتن ، جزء نیروهای df حالا در جهت عقربه های ساعت اثر می كند . بنابر این برای تعادل باید داشته باشیم :
پوند فوت
با استفاده از رابطه 1 خواهیم داشت :
T = PR
بنابر این ملاحظه می شود كه لنگر وارد بر محور موتور را می توان با ضرب كردن قرائب P قپان
در بازوی اهرم لگام پرنی یعنی R بدست آورد .
كاری كه نیروی df به ازاء یك دور چرخیدن صفحه دایره ای انجام می دهد عبارتست از :
فوت پوند = كار انجام شده
كاری كه تمام جزء نیروهای df با ازاء یك دور چرخیدن صفحه دایره ای انجام می دههند عبارت است از :
فوت پوند
به ازاء N دور چرخیدن خواهد شد :
فوت پوند
دقیقه
با استفاده از رابطه 1 و تبدیل كردن آن باسب بخار خواهد شد .

= توان بر حسب اسب بخار
توان به مصرف رسیده بوسیله اصطكاك هنگامیكه موتور كار می كند و توان ترمز ایجاد می كند، مقداری از نیروی حاصله برای غلبه كردن بر اصطكاك مصرف می شود . توان اصطكاك را می توان به سه قسمت زیر تقسیم كرد .
1- اصطكاكهای مكانیكی موتور .
2- توان جذب شده بوسیله سایر قسمت های دستگاه مولد نیرو و ضمائم موتور .
3- اتلاقات مربوط بعمل تلمبه ای پیستون .

تونهای تلف شده در اثر اصطكاك های كاسه ساچمه ها، یاطاقانها اصطكاك پیستون اصطكاك دستگاه دریچه ها مثالهائی برای آن قسمت از توان اصطكاكی كه باسم اصطكاكهای مكانیكی موتور هستند میباشند . نیروی مصرفی برای بكار انداختن مولد برق، تلمبه روغن ، تلمبه آب پروانه و كمپر سورهای ترمزها و واحدهای تهویه را می توان جز توانهای اصطكاكی جذب شده بوسیله سایر قسمت ها بحساب آورد . توان لازم برای راندن گازهای خروجی و مكیدن مخلوط سوخت و هوا باسم اتلافات تلمبه زنی هستند و باز هم جز اتلاف اصطكاكی بحساب می یابند .

اندازه گیری توان اصطكاكی بطور دقیق نسبتا مشكل است چون هنوز روش رضایت بخشی برای این اندازه گیری وجود ندارد . در حال حاضر سه روش مورد استفاده است : روش برگ مشخصات روش استفاده از موتور و روش جدا كردن سیلندر این سه روش ذیلا شرح داده می شود .
روش برك مشخصات – در موقعیكه توان ترمز در موتور اندازه گیری می شود یك برگ مشخصات تهیه می شود . این برگ مشخصات منحنی فشار داخلی سیلندر را بر حسب وضعیت های مختلف پیستون نشان می دهد . این منحنی در واقع منحنی فشار و حجم در سیكل عملی است . سطح محصور در این منحنی كاری را كه پیستون در مراحل تراكم و انبساط انجام می دهد نشان می دهد و آنرا به عنوان كار انجام شده در یك سیكل قبول میكنند .

مقدار این سطح با بكار بردن یك پلانمیتر یا ابزاری مشابه آن اندازه گیری می شود، سپس حاصل ضرب این سطح در تعداد سیكلهائی كه در دقیقه انجام می شود در ضریب ثابتی به عنوان توان مشخصه موتور نامیده می شود . اختلاف بین توان مشخصه موتور و توان ترمز اصطكاك را نشان می دهد كه می توان آن را به عبارت زیر نشان داد .
توان ترمز – توان مشخصه = توان اصطكاك
بزرگترین محدودیت این روش برای اندازه گیری توان اصطكاك تهیه دستگاههاست .چون تاكنون
هیچ دستگاهی كه به طور صحیح و رضایت بخش بتواند فشارهای لحظه ای سیلندر را در موقعی كه
موتور با سرعت كار می كند اندازه بگیرد ساخته نشده است .

روش استفاده از موتور :این روش شامل این است كه موتور مورد نظر را با یك دینامومتر الكتریكی به راه بیندازیم .توان اصطكاكی بلافاصله پس از اندازه گیری توان ترمز مشخص می شود . شرایط آزمایش درست همان شرایط آزمایش توان ترمز است و دینامومتر الكتریكی موتور مورد آزمایش توان ترمز است . دینامومتر الكتریكی موتور مورد آزمایش را با همان سرعتی كه برای اندازه گیری توان می چرخد خواهد چرخاند .

لنگر ایجاد شده بوسیله موتور اندازه گیری می شود و با دانستن این لنگر و تعداد دور موتور در دقیقه توان تولید شده اندازه گیری می شود . نتیجه آن به دست آمدن توان اصطكاك است .
روش شرح داده شده این اطمینان را می دهد كه درجه حرارت روغن و مایع سرد كننده تقریبا به همان اندازه هستند كه در آزمایش توان بودند . همچنین اتلافات عمل تلمبه زنی در این مورد تقریبا برابر همین اتلافات در آزمایش توان می باشد . علت مهم استفاده نكردن از این روش آن است كه فشار در سیلندرها به طور محسوسی در آزمایش اصطكاك پائین تر از آزمایش توان ترمز است .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اسیلوسكوپ(cros) در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اسیلوسكوپ(cros) در word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اسیلوسكوپ(cros) در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اسیلوسكوپ(cros) در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اسیلوسكوپ(cros) در word :

اسیلوسكوپ(cros)

اسیلوسكوپ یك دستگاه یا و سیله ی آزمایش است كه فرم سیگنال های الكتریكی را به وسیله ی نمودار ولتاژ بر زمان بر روی مانیتور نشان می دهد. اسیلوسكوپ مانند یك ولت متر است كه دارای قابلیت بیشتری برای نشان دادن چگونگی تغییرات ولتاز بر زمان است. بزرگ كردن یك شبكه یك سانتیمتری (1cm) به شما برای اندازه گیری ولتاژ بر زمان از روی صفحه نمایش (مانیتور) كمك می كند.

نمودار یا منحنی را كه معمولا نشانه یا اثر نامندكه به وسیله ارسال نور حاصل از تاباندن الكترون ها به صفحه نمایش و بر خورد آنها با پوشش فسفری صفحه بر روی صفحه نمایش كه معمولا به رنگ سبز یا آبی نقش می بندد، این به مانند نحوه تولید تصویر در تلویزیون می باشد. اسیلوسكوپ دارای یك لوله خلاء با كاتد(الكترود منفی) در یك سمت برای تاباندن الكترون ها و درسمت دیگر دارای آند (الكترود مثبت) برای شتاب دادن به الكترون ها می باشد،

بنابراین ذرات به سرعت به پایین لوله و به سمت صفحه نمایش انتقال می یابد. این فرایند، شتاب دهنده الكترون نامیده می شود. لوله یا مجرا همچنین شامل الكترودها می شوند، برای منحرف كردن جهت الكترون به بالا/ پایین و چپ/ راست الكترون ها را اشعه كاتد می نامند زیرا آنها به وسیله كاتد تابیده می شوند و این مطلب به اسیلوسكوپ نام اسیلوسكوپ اشعه كاتد را نسبت می دهد یا cro- لرزش نگار با دو شعاع نوری می تواند نمایش دهد دو نشانه بر روی صفحه نمایش، كه به ما به آسانی اجازه می دهد، برای مثال مقایسه تقویت كننده ورودی و تقویت كننده خروجی را –برای داشتن این دستگاه مدرن هزینه بیشتری باید پرداخت كرد.

احتیاط
• برای محافظت از لوله شكستنی و (گران قیمت) خلاء اسیلوسكوپ باید به خوبی نگهداری شود
• اسیلوسكوپ از ولتاژ بالا برای بوجود آوردن اشعه الكترونی استفاده می كند و اینها برای مدتی بعد از خاموش كردن دستگاه باقی می مانند، برای اطمینان خودتان سعی نكنید داخل اسیلوسكوپ را تست كنید.

تنظیم اسیلوسكوپ
اسیلو سكوپ یك وسیله پیچیده با كنترل های بسیار است كه آنها نیاز دارند به دقت برای تنظیم كردن و استفاده صحیح و درست. این بسیار آسان است برای از بین بردن نشانه از روی مانیتور اگر كنترل ها به اشتباه تنظیم شوند! یك سری تغییرات در ساختار آن وجود دارد و دارای اتیكت های دستوری زیادی است، بنابراین، این ساختار نیاز به پذیرفته شدن برای وسایل شما می باشد.

1-روشن كنید اسیلوسكوپ را تا گرم شود(حدود یك یا دو دقیقه ).
2- سیم ورودی را در این مرحله وصل نكنید.
3-تنظیم كنید كلیدAC/GND/DC را (به وسیله سیم ورودی Y) به DC
4-تنظیم كنید كلیدSWP/X-Y در swp (منحرف شدن).
5-تنظیم كنید اهرم تنظیم كننده را بر روی اتومات.
6-تنظیم كنید منبع تغذیه را بر روی INT داخلی، ورودی Y
7-تنظیم كنید تقویت كننده Y راV/CM 5 (مقدار متوسط) .

8-تنظیم كنید پایه زمانی را ms/cm 10 (سرعت متناسب) .
9-بپرخانید كنترل تغییرات بر پایه زمانی را بر روی 1یا CAL.
10-تنظیم كنید كار Y را (بالا و پایین) و كار X را (چپ و راست) تا یك نشانه در امتداد وسط صفحه نمایش به ما بدهد مثل عكس.
11-تنظیم كنید قدرت روشنایی و مركز را برای گرفتن روشنایی و نشانه دقیق.
12-اسیلوسكوپ اكنون آماده استفاده است.
وصل كردن سیم ورودی توضیح داده شده در قسمت بعد.

(اطلاعات بیشتر در مورد كنترل ها: بر پایه زمان تقویت كنندهY/كلیدAC/GND/DC
وصل كردن اسیلوسكوپ
سیم ورودی Y در اسیلوسكوپ باید یك سیم هم محور باشد و نمودار (دیاگرام) ساختار آن را نشان می دهد. سیم (هادی) مركزی سیگنال را انتقال می دهد و مانیتور به زمین متصل است (ولتاژ صفر «0V») برای آنكه سیگنال را از تداخلات الكتریكی (كه معمولا پارازیت نامند) حفاظت كند. اكثر اسیلوسكوپ ها دارای دوشاخه BNCبرای ورودی Yوسیم وصل می شود، به وسیله فشار دادن به داخل واجرای عمل چرخاندن و برای غیر كردن ارتباط شما می بایست ابتدا عمل چرخش را انجام دهید، سپس كشیدن به بیرون را انجام دهید.

اسیلوسكوپ هایی كه در مدارس استفاده می‌شوند ممكن است دارای دو شاخه چهار میلیمتری (mm4) قرمز و سیاه باشد، بنابراین به طور معمول، سیم دو شاخه چهار میلیمتری( mm4)، غیر تصویری می تواند استفاده شود در صورت نیاز حرفه ها از یك سیم طراحی شده مخصوص استفاده می كنند و كیت میله ای برای بدست آوردن بهترین نتایج با سیگنال های فركانس بالا و تست كردن مدارات مقاومتی، اما این وسایل برای یك كار ساده در فركانس معمول (نوسان صوتی) لازم نیست. (بالاتر از 20KHZ) نحوه اتصال اسیلوسكوپ مثل ولت متر می باشد اما شما باید آگاه باشید، (که اتصال سیم ورودی مانیتور به زمین متصل باشد در اسیلوسکوپ!) در اسیلوسكوپ !) این به این معنی است كه اتصال آن می بایست به زمین یا ولتاژ صفر (07) در یك مدار تست شود.

بدست آوردن یك صفحه و یك نشانه غیر متحرك (ثابت).
در ابتدا وقتی اسیلوسكوپ را در مدار وصل می كنید و می خواهید كه آن را تست كنید، شما می‌بایست تنظیم كنید كنترل ها (دستورات، فرمان ها) را برای داشتن یك صفحه و یك نشانه غیر متحرک (ثابت).
• .تقویت كننده كنترل (فرمان) Y (سانتیمتر /ولت) معین می كند ارتفاع نشانه را. انتخاب كنید تنظیمات را بنابراین نشانه ارتفاعی كمتر از نصف صفحه مانیتور را اشغال می كند اما به طور كامل اصفحه پاك نمی شود

• كنترل (دستور) مبتنی بر زمان(سانتیمتر / زمان) مشخص می كند، اندازه ای كه در آن نقطه در طول صفحه منحرف می شود، با انتخاب تنظیمات می تواند نشانه حداقل یك تناوب از سیگنال را در طول صفحه نمایش نشان دهد. سیگنال ورودی DC پیوسته، یك خط افقی نشانه می دهد كه بر مبنای آن تنظیمات بر پایه زمانی بحرانی نیست.
• تنظیم كننده دستور معمولا در بهترین حالت تنظیم است بر روی اتوماتیك.
اگر شما از اسیلوسكوپ برای اولین بار استفاده می كنید این بهتر است كه شما با سیگنال ساده شروع كنید برای مثال خروجی از تولید كننده جریان متناوب در حدود 4 ولت.
(اطلاعات بیشتر در مورد كنترل ها: بر پایه زمانی /تقویت كنندهY (كلیدAC/GND/DC)
اندازه گیری ولتاژ و پریود زمان.
نشانه بر روی صفحه اسیلوسكوپ یك نم

ودار (منحنی) ولتاژ بر زمان است. شكل این نمودار تعیین شده به وسیله سیگنال طبیعی ورودی بر اساس اینكه خاصیت (مشخصه ای ) بر روی نمودار مشخص شده، وجود دارد فركانس (نوسانی ) كه یكی از تناوبها در هر ثانیه است. نمودار (دیاگرام) یك موج سینوسی را نشان می دهد، اما این مشخصه برای تمام سیگنال ها با شكل ثابت و پایدار به كار می روند.
• دامنه نوسان(پهنی نوسان) ماكزیمم ولتاژی است كه به وسیله سیگنال دریافت می شود، كه با ولت (V) اندازه گیری می شود.
• حداكثر ولتاژ (PEAK-VOLTAGE) یك نام دیگر دامنه نوسان (پهنی نوسان) است.

(PEAK-PEAK VOLTAGE): در واقع دو برابر حداكثر (نوك) ولتاژ (دامنه نوسان) است. وقتی كه از روی نشانه اسیلوسكوپ می خوانیم به طور معمول اندازه می گیریم،پیك-پیك ولتاژ را پریود زمان، مدت زمانی كه یك سیگنال طول می كشد كه یك تناوب كامل را طی كند. پریود اندازه گرفته می شود در ثانیه ها (S)، اما دوره زمانی انجام می شود در مدتی كوتاه مثلا میلی ثانیه (ms) و میكرو ثانیه (S ) كه مورد استفاده است-S=0.000001S 1ms=0.0001 S,1
• فركانس تعداد دورهای ذره در هر ثانیه است. واحد اندازه گیری آن هرتز (HZ) می باشد، اما فركانس (بسامد) در مقیاس بالا انجام می شود، مثلا كیلو هرتز (KHZ) و یا مگاهرتز كه اغلب استفاده می شوند-1MHZ=1000000HZ.1KHZ=1000HZ
فركانس=پریود زمان /1 پریود زمان= فركانس / 1
ولتاژ
ولتاژبر روی محور عمودی Y داده می شودومقیاس مشخص شده به وسیله كنترل (دستور) تقویت كنند.Y نشان داده می شود. معمولا پیك پیك ولتاژ اندازه گیری می شود، زیرا به صراحت خوانده می شود، اگر چه موقعیت یا وضعیت ولتاژ صفر مشخص نباشد. دامنه نوسان هست نصف پیك پیك ولتاژ. اگر شما می خواهید دامنه ولتاژ را به درستی بخوانید شما بایست موقعیت ولتاژ صفر را چك كنید (به طور نرمال نصف تا بالای صفحه): انتقال كلید (جریان مستقیم /زمین/جریان متناوب) بر روی زمین (ولتاژ صفر) واستفاده از تغییرات Y (بالا و پایین) برای تنظیم موقعیت نشانه اگر لازم دارید و بعدا كلید را بر روی DC برگردانید بنابراین شما می توانید سیگنال را دوباره ببینید.

(سانتیمتر/ولتاژ) *فاصله برحسب سانتیمتر= ولتاژ
PEAK-PEAK VOLTAGE=4.2CM*2v/cm =8.4V(برای مثال
=1\2*PEAK-PEAK VOLTAGE=4.2V(حداكثر ولتاژ) دامنه نوسان

پریود زمان.
زمان بر روی محور افقی X نشان داده می شود و مقیاس آن مشخص شده به وسیله یا برپایه دستورات زمانی (سانتیمتر/زمان). پریود زمان (كه اغلب پریود خوانده می شود) مدت زمان لازم برای یك تناوب یك سیگنال است. نوسان (فركانس ) تعداد دورها در هر ثانیه است.فركانس=پریود زمان\1 مطمئن باشید دستورات متغیر بر پایه زمان تنظیم می شود به صورت 1یا CAL (یكنواخت كرده) قبل از اینكه سعی به خواندن زمان كنید.
زمان =فاصله بر حسب سانتیمتر *(سانتیمتر/ زمان)

=40 cm*5cm\ms=20ms پریود زمان
برای مثال فركانس =دوره زمانی یا پریود زمان/1 =50HZ=1/20ms
بر پایه زمانی (سانتیمتر/ زمان) وتنظیم كننده دستورات (فرمان ها).

اسیلوسكوپ، دسته الكترون ها (یا اشعه الكترونی) را در طول مانیتور منحرف می كند از چپ به راست و با یك سرعت ثابت كه به وسیله دستورات بر پایه زمان، تنظیم می شود. هر تنظیم وقتی كه نقطه یك سانتیمتر انتقال یابد مشخص می شود، به طور موثر آن مقیاس را بر روی محور Xها تنظیم می‌‌‌‌‌كند. كنترل (دستور) بر پایه زمانی ممكن است مشخص شود به صورت (سانتیمتر/زمان) تنظیمات آرام بر پایه زمانی (مثلا 50 میلی ثانیه بر سانتیمتر) شما می توانید نقطه را كه در طول صفحه حركت می كند ببینید اما در تنظیمات سریعتر (مثلا 1 میلی ثانیه بر سانتیمتر) نقطه با سرعت بسیار زیادی حركت می كند كه به صورت یك خط به نظر می رسد. تغییر پذیری دستورات بر پایه زمان می تواند منجر به تنظیمات خوبی از سرعت گردد، اما آن باید در موقعیت مشخص شده 1یا CAL (یكنواخت شده) بماند، اگر شما می خواهید زمان را از روی نشانه طرح شده بر روی صفحه بخوانید.دستورات تنظیم كننده استفاده می شوند برای اینكه نشانه غیر متحرك بر روی صفحه نمایش (مانیتور ) نگهداری شود.

اگر آنها به اشتباه تنظیم شوند، شما ممكن است ببینیدكه نشانه از راه منحرف می شود و یك خط گیج كننده بر روی صفحه ترسیم می شود ویا هیچ نشانه ای اصلا نیست ! تنظیم كننده از نشانه غیر متحرك محافظت می كند به وسیله منحرف كردن نقطه در طول صفحه نمایش وقتی كه سیگنال ورودی دریافت شود با همان تناوب در هر ثانیه برای مستقیم به جلو رفتن این مناسب است كه اهرم تنظیم كننده، تنظیم شود بر روی اتومات، اما اگر شما بدست نیاوردید یك نشانه مستقیم را سعی كنید، تنظیم كنید كنترل را، تنظیمی به طور دستی اهرم.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید