مقاله خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی در word دارای 41 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی در word :

خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی:

پیشگفتار

مهر و محبت یكی از برترین و باارزش ترین گوهرهای وجودی انسان بوده و مهروزی اساس شكل گیری و انسجام جوامع انسانی را تشكیل می دهد. در سایه ی مهر و محبت انسان ها روابط سالم با یك دیگر برقرار كرده و امكان پیشرفت جامعه ی خود را فراهم می آورند. بدون شك وجود مهر و محبت در یك جامعه اطمینان و اعتماد افراد به یك دیگر را افزایش داده و با كاهش تنشها و مشكلات ناشی از آن، تمام توان انسان صرف نیكوكاری و پرداختن به همنوعان خواهد شد.

وجود مهر و محبت و مهرورزی در یك خانواده از مهمترین ویژگی های یك خانواده ی موفق و سالم می باشد. برقراری روابط محبت آمیز بین والدین و همچنین بین والدین و فرزندان و بین فرزندان با یكدیگر می تواند اطمیانی برای پیشرفت كودكان باشد. چرا كه كودكان در سایه ی مهر و محبت می توانند جدای از استرس ها وتنشها و نگرانی ها به فعالیت پرداخته و استعداد های خود را شكوفه كنند. با توجه به اهم مهروزی و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، این تحقیق به بررسی این موضوع پرداخته است.

1- اهداف

بدون شك خانواده، مهمترین و بینیادی ترین نقش را در شكل گیری افكار، عقاید، نگرش ها، رفتار، شخصیت و نحوه ی زندگی و عملكرد هر فرد دارد. اولین و مهمترین آموزشهایی كه به هر یك از افراد بشر در طول تاریخ داده شده است در درون خانواده شكل گرفته. پدر و مادر به عنوان اولین آموزگاران بشریت، منش ها و اخلاق را به كودك آموخته اند و شخصیت او را تا حد زیادی شكل داده اند. افرادی كه در كودكی از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمایت خانواده توانسته اند به یك جهانبینی دقیق و صحیح دست یابند و مراحل پیشرفت را طی كرده، باعث ترقی جامعه ی خویش شوند.

مهر و محبت خانواده و تاثیر آن بر پیشرفت فردی و اجتماعی و همچنین تاثیر خانواده در گسترش مهرورزی و تمایل افراد برای ابراز محبت، موضوعی است كه در این پژوهش مورد نظر بوده است.
بدون شك ابراز مهر و محبت به شیوه های مختلف صورت می گیرد و فقط یك موضوع عاطفی و روانی نبوده و به تمام جنبه ها و زوایای زندگی یك فرد مربوط می شود. بنابراین ابراز محبت می تواند به شكل های مختلفی بروز نماید كه مشخص ترین آن تاثیر روانی و عاطفی است، اما درصد بسیار زیادی از ابراز محبت می تواند به صورت جنبه های مادی باشد.

باید توجه داشت كه ابراز محبت باید در تمام جنبه های آن مورد توجه قرار بگیرد، چه مادی و چه معنوی. این تحقیق علاوه بر جنبه های مادی و معنوی ابراز محبت كه معمولاً به صورت آگاهانه در خانواده ها بروز می كند مواردی را كه به صورت غیر آشكار می تواند بر ابراز محبت در خانواده تاثیر داشته باشد مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان مثال نقش ساختار خانواده در میزان ابراز محبت و یا تاثیر خانواده های مشكل دار در میزان ابراز محبت و بالعكس (یعنی تاثیر محبت و مهرورزی بر روی ساختار خانواده و بهبود روابط) مورد بررسی قرار گرفته است.

2- پیشینه ی تحقیق

ارتباط بین ساختار خانواده و پیامدهای اخلاقی و رفتاری وهمچنن نحوی تاثیر این ساختارها بر نوع زندگی آینده ی افراد جوان زیاد مورد سوال قرار نگرفته است (McLanahan & Sandefur, 1994; Wu, Cherlin, & Bumpass, 1997). برای بررسی میزان تاثیر عوامل مختلف روحی روانی و یا مادی خانواده بر روی فرزندان میتوان از مقایسه ی ساختارها ی مختلف خانواده گی و تاثیر این ساختار ها استفاده نمود. بررسی ها نشان داده كه خانواده های تك والدی یعنی خانواده هایی كه یكی از والدین (پدر یا مادر) با انها زندگی نمی كنند می تواند ارتباط زیادی با رفتار های مشكل دار جوانان داشته داشته باشد (Dornbusch et al., 1985; Steinberg, 1987).

(البته باید توجه داشت كه در زندگی بسیار پیچیده ی انسان عوامل و شرایط بسیار متنوعی دخالت دارند كه می توانند این نتایج را دگرگون كنند اما در یك جامعه ی آماری می توان تا حدود زیادی احتمال تاثیر هر موضوع را بررسی كرد.) همچنین این نوع ساختار تك والدی خانوادگی ارتباطی تگاتنگ با مشكلاتی مانند استفاده جوانان از مواد مخدر، الكل و تنباكو (Covey & Tam 1990; Stern, Northman, & Van Slyck, 1984)، خود باوری پایین (Parish, 1991)، ترك مدرسه (Astone & McLanahan, 1991)، سن پایین در هنگام ترك خانه (Goldscheider& Goldscheider, 1993) و فعالیت جنسی زود هنگام (Tornton & Camburn, 1987; Wu. 1996) داشته است.

به این علت كه والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مكانیسم های تئوریك كه ممكن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مكانیسم اولیه كه در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس كودكی و رفاه روانشناختی مادری.

3- روش تحقیق
با توجه به گسترده بودن اطلاعات و تحقیقات انجام شده در جنبه های مختلف خانواده و اهمیتی كه این موضوع در دنیای امروزی دارد، می توان از مقالات علمی جدید برای بهبود روابط خانواده و ارتقاء سطح كیفیت روابط خانواده گی استفاده كرد. وجود اطلاعات و مقالات بی شمار در زمینه ی خانواده باعث می شود، تفكیك یك موضوع خواص و بررسی دقیق آن احتیاج به جمع آوری تعداد بسیار زیادی از این گونه مقالات علمی داشته باشد.

از این رو در این تحقیق از تعداد 28 منبع علمی جهت تكمیل اطلاعات استفاده شده است. این تحقیق به روش كتابخانه ای انجام شده است و از مجلات علمی مختلف استفاده شده است. این مقالات بیشتر از كتابخانه های دانشگاه تهران و تربیت مدرس و همچنین از سازمان ملی جوانان تهیه شده و بعد از مطالعه دقیق آنها موضوعاتی كه به طور مستقیم یا غیر مستقیم با مهرورزی ارتباط داشته است انتخاب شده. موضوعات دسته بندی شده و بعد از تكمیل آنها و بیان دیدگاه ها نتیجه گیری در مورد موضوع بیان شده است.

3- ارتباط بین ساختار خانواده بر ابراز محبت و پیامدهای رفتاری جوانان و نوجوانان

والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مكانیسم های مختلفی كه ممكن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مكانیسم اولیه كه در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس كودكی و رفاه روانشناختی مادری. در ادامه به بررسی هر یك از این مكانیسم ها پرداخته شده است. باید توجه داشت كه ساختارهای مختلف اجتماعی و فرهنگی هر جامعه می تواند تاثیرات بسیار زیادی بر نوع اثر ساختار خانواده بر افراد داشته باشد.

3-1 وضعیت اقتصادی:

یكی از عوامل مهم تعیین كننده ی اثر ساختار خانواده بر پیامدهای رفتاری و اجتماعی جوانان، وضعیت اقتصادی خانواده می باشد زیرا ساختار خانواده و وضعیت اقتصادی همبسته هستند و درآمد های پایین پیامدهای منفی برای بچه ها دارد (Dancan & Brooks-Gunn, 1997). اگرچه دور بودن پدر از خانواده، انتظار می رود كه پرداخت های منظمی برای حمایت آنها را موجب شود ولی تقریباً دو سوم مادران تنها هیچ كمكی برای فرزندان دریافت نمی كنند (Sorensen, 1997). خانواده هایی كه سرپرست آنها زن است بیش از پنج بار فقیرتر از خانواده های مزدوج می باشند (Baugher & lamison-White, 1996) و درآمد متوسط آنها حدود یك سوم درآمد این زوجین می باشد.

بچه هایی كه فقر دائمی را تجربه نموده اند با نقص های نموی مواجه هستند (Korenman, Miller, & Sjaastad, 1995). یك دلیل این می تواند باشد كه خانواده های كم درآمد قادر به تامین غذا، مسكن و سایر كالاهای لازم كه برای نمو سالم اجتماعی و شناختی بچه ها می شود، نیستند (Hill et al., 2001). همچنین درآمد خانواده نوع محله ای را كه خانواده ها می توانند زندگی كنند تحت تاثیر قرار می دهد و بچه ها در جوامع پر درآمد، تاثیر مثبت دوستان را دریافت می كنند كه در تحریك رفتار اجتماعی آنها بسیار موثر است (McLanahan & Sandefur, 1994). بعلاوه فقر و فشار اقتصادی می تواند منجر به والدی غیر موثر شود كه پیامد های معكوس برای نمو و تنظیم بچه ها و ابراز محبت به آنها دارد (Dodge, Petit, & Bates, 1994).
3-2 اجتماعی سازی:

خانه برای كودك زمینه ای ایجاد می كند كه در آنجا آموختن و اجتماعی سازی صورت گیرد و جدای از سایر متغییر ها، كیفیت و محیط خانه و بویژه میزان مهرورزی در خانواده نتایج مهمی برای بچه ها دارد. یك محیط خانه ی مناسب مرتبط با فرصتهایی برای یادگیری و آموختن بوده و با گرمی و حمایت احساسی و مهرورزی باعث رشد سالم و نمو بچه ها خواهد شد (Bradley & Rock, 1998).

وقتی كه دو والد در خانه باشند، مسئولیت كنترل بچه ها را تقسیم نموده و تشویق ها و روش های مورد نیاز را ایجاد می كنند. زمانی كه والدین جدا زندگی می كنند والد ساكن اغلب تهیه كننده ی اولیه ی منابع اقتصادی می شود و بنابراین وادار به اعمال محدودیت زمانی برای كنترل و اجتماعی سازی بچه ها می شود. والد غیر ساكن كمتر به فعالیت های بچه ها نزدیك بوده و بنابراین كنش منظم كمتری در فعالیت های روزانه دارد و می توان گفت كه صرف زمان كمتر برای توجه ابراز محبت به فرزندان می تواند میزان اجتماعی سازی را به میزان قابل توجهی كاهش دهد.

3-3 استرس

تئوری استرس بیان می كند كه تغییرات در سازمان خانواده و شرایط باعث ایجاد استرس در زندگی بچه ها می شود. به این دلیل كه تغییرات ممكن است منجر به ایجاد دگرگونی هایی در پویایی خانواده، سازماندهی و نقش هایی شود كه باعث تغییرات رفتاری برای بچه ها و افراد بالغ می شود (Hill et al., 2001). حوادث معین خانواده به علت برخورد و مشاجره ی مشاهده شده بین والدین، تغییرات در تركیب خانه و یا تغییرات در موقعیت مسكونی به طور مستقیم استرس را افزایش می دهد. بچه ها ممكن است در پاسخ به مشكلات خانه، از محیط خانواده زده شده و اجتماعی سازی، مهر و محبت و تربیت كمتری از سوی والدین دریافت نمایند و یا اینكه تحت تاثیرات منفی دوستان قرار گیرند.
بعضی از محققان بیان كرده اند كه فشار تغییر خانواده فزاینده می باشد زیرا هر تعییر نیازمند سازش مجدد می باشد و بنابراین تعداد گذرهای خانواده، پیامدهای منفی بیشتری بر بچه ها دارد (Amato, 1993).

3-4 رفاه روانشناختی مادری:

سلامت روانی مادر مكانیسم دیگری است كه ممكن است مسئول اثرات ساختار خانواده بر رفتار بچه ها و نمرات تست شناختی بچه ها باشد. مادران تنها نرخ های بالاتری از افسردگی و سطوح پایین تری از عملكرد روانشناختی را نسبت به سایر مادران نشان می دهند (McLanahan & Adams, 1987). این امر ممكن است به علت فشار ناشی از تجزیه ی خانواده و یا فشار هر روزه ی سازش و برخورد با مشكلات خانواده و منابع مالی یا اجتماعی محدود شده و یا كمبود محبت باشد. سلامت روانی ضعیف مادران به طور معكوس رفتار فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهد (Downey & Coyne, 1990). این ممكن است به علت رفاه روانشناختی كم باشد و یا به علت دید منفی مادران افسرده درباره ی فرزندان كه ممكن است درك او را از مشكلات رفتاری افزایش دهد (Friedlander, Weiss, & Traylor, 1986).

4- مقایسه ی میزان مهرورزی در بین خانواده های دارای فرزند خوانده، دو والدی تنی، مادر تنها، پدر خوانده و مادر خوانده

در این بخش میزان مهرورزی و ابراز محبت و كیفیت روابط خانواده و رفاه در بین ساختار متفاوت خانوادگی با تاكید بر خانواده های دارای فرزند خوانده مورد بررسی قرار می گیرد. محققان این تحقیقات را به چندین روش بررسی نموده اند. غالباً این بررسی ها با مقایسه ی محدوده ی وسیعی از پیامدها برای فرزندان و والدین آنها در خانواده های دو والدی در مقابل خانواده های تك والدی و ناتنی بوده است.ساختار خانوادگی دارای فرزند خوانده یك فرم خانوادگی می باشد كه به طور فزاینده ای در دنیا در حال معمول شدن می باشد.

تعدادی از مطالعات نشان می دهد كه فرزند خواندگی با افزایش احتمال مشكلات رفتاری، نواقص و معایب روانی و سایر پیامد های منفی مرتبط می باشد (Haugaard, 1998) اما بسیاری از مطالعات دیگر هیچ گونه تفاوت مهمی بین كمبود ها ی بچه های واقعی و فرزند خوانده پیدا نكرده اند (Borders, Black, & Pasley, 1998).
اكثر تحقیقات از خانواده های دو والدی به جای سایر انواع معمول خانواده به عنوان پایه ی مقایسه برای خانواده های دارای فرزند خوانده استفاده می كنند. در این قسمت تفاوت های ساختار خانواده در میزان مهرورزی، آسایش روانی و كیفیت روابط فرزند خوانده و والدین در یك نقطه ی زمانی با مقایسه ی آنها با اعضای چهار نوع خانواده دیگر مورد بررسی قرار می گیرد.

این چهار نوع خانواده شامل الف) خانواده های واقعی دو والدی، ب) خانواده های تك مادر كه بعد از طلاق فرزند واقعی بزرگ می كنند، ج) خانواده ی پدر خوانده و د) خانواده ی مادر خوانده. برای توضیح این ساختار های متفاوت خانواده چند دید گاه تئوریك وجود دارد هر یك از این دیدگاه هابه طور متفاوتی بر روی موضوعاتی مانند بدنام سازی اجتماعی این خانواده ها، روابط زیست شناختی و فرایند های خانواده بحث می كنند. هر دید گاه با جزئیات در زیر بحث شده اند.

4-1 بد نام سازی به عنوان یك فاكتور كلیدی:

فرزند خوانده های و والدین آنها اغلب با تبعیض و بد نام سازی مواجه هستند. با توجه به منابع مختلف (Brodzinsky, 1987)روابط فرزند خواندگی اغلب بدنام می شوند. به علت انتظارات اجتماعی، والدین فرزند خوانده ممكن است از نظر نقش های والدی مورد سوال قرار گیرند. بعلاوه فرزند خوانده ها تبعیض قانونی و اجتماعی و رفتار های تبعیض آمیز دیگران را گزارش می كنند. در مواردی مشكلات درمانی گزارش شده است چرا كه فقدان اطلاعات گذشته ی درمانی خویشاوندان واقعی می تواند در درمان و یا پیشگیری از برخی بیماری ها موثر باشد.

خانواده های دارای فرزند خوانده نسبت به سایر ساختار های خانواده بد نام تر می باشند چرا كه بقیه ی ساختار های خانوادگی حداقل شامل یك والد واقعی می باشند و بنابراین در اكثر موارد دارای رفاه پایین تر، كیفیت روابط ضعیف تر و میزان مهر و محبت كمتری دریافت می كنند.

4-2 اجتماعی سازی توسط دو والد به صورت بهینه:

با توجه به تئوری های اجتماعی سازی كه حضور دو والد را برای اجتماعی سازی بهینه ی بچه ها حیاتی می داند، اعضای خانواده های تك والدی بیشتر در خطر می باشند. بسیاری از محققان بیان نموده اند كه اختلافات در میزان منابع اقتصادی بین خانه های تك والدی با خانواده های دو والدی ممكن است مسئول پیامد های نامناسب برای بچه های خانواده های تك والدی باشد. تك والدی طولانی مدت اغلب با عوامل استرس حاد مثل دسترسی كم به حمایت های ابزاری و احساسی رخ می دهد(Thompson & Ensminger, 1989).

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله چگونگی آشنایی کودکان با وسایل ارتباط جمعی مدرن در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله چگونگی آشنایی کودکان با وسایل ارتباط جمعی مدرن در word دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله چگونگی آشنایی کودکان با وسایل ارتباط جمعی مدرن در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله چگونگی آشنایی کودکان با وسایل ارتباط جمعی مدرن در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله چگونگی آشنایی کودکان با وسایل ارتباط جمعی مدرن در word :

چگونگی آشنایی کودکان
با وسایل ارتباط جمعی مدرن

عروسک‌ها اولین وسایل ارتباط جمعی بشر بودند
عروسک جزو قدیمی‌ترین دست سازه‌ها و همرازه‌های بشری بوده است و به عنوان نخستین خلاقیت‌های هنری و وسایل ارتباط جمعی و دست‌آوردهای ارتباطی بشر محسوب می‌شود . فرهنگ‌ها زمانی می‌توانند به حیات خود ادامه دهند که پویایی و نو شدن خود را فعالانه دنبال کنند و عدم اتصال و ارتباط با تکنولوژی، دوران مدرن کهنگی را به ارمغان می‌آورد.

اردشیر صالح پور در جشنواره کودک، نیایش و مهر،گفت:به طور کلی عروسک جزو قدیمی‌ترین دست سازه‌ها و همرازه‌های بشری بوده است. این انسان واره‌های کوچک در فرهنگ‌های مختلف گونه‌گونی‌های فراوانی داشته‌اند و به عنوان نخستین خلاقیت‌های هنری و وسایل ارتباط جمعی و دست‌آوردهای ارتباطی بشر محسوب می‌شوند .در زمان‌های بعدی به عنوان پیشگامان هنر تئاتر عروسکی مطرح شدند.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش و حضور عروسک‌ها در تاریخ تفکر بشری، افزود:در ابتدا این عروسک‌ها بیشتر در مفاهیم فکری سهیم بودند اما رفته رفته، بشر، در کنار گرایشات فکری همواره به سرگرمی هم می‌اندیشیده است و عروسک کم کم از کاربرد آیینی به شکل سرگرمی تغییر شکل پیدا کرد.
صالح پور،حضور عروسک‌ها را در زندگی و فرهنگ بدوی کودکان، حضوری چشمگیر و گسترده دانسته و گفت:کودکان با ویژگی‌های خاص تخیلی خود زمینه ارتباط و تعامل با عروسک را دو چندان می‌کند و کودک به همراه این همراز همدل سعی می‌کند زندگی خود را بشناسد و از پس مشکلات روزمره برآید و به نوعی نیازهای روحی و دغدغه‌های خود را پاسخ گوید.

وی با اشاره به تغییر نقش عروسک در تعیین سرگذشت بشر، گفت: بعدها همین عنصر به اسباب‌بازی و وسیله تفریحی برای کودکان تغییر ماهیت داد و به دنبال آن نمایش‌های عروسکی برای جانبخشی به مفاهیم روحی انسان در قالب‌های گوناگون سایه‌ای نخی دستکشی و باتومی و خیمه شب بازی پدید آمد.
این پژوهشگر حوزه عروسکی، در باره عروسک‌های سنتی و نحوه نگرش نوین به آنها گفت: نخستین نگاه باید همواره ما را به حفظ روال فرهنگ سنتی و صیانت آن در همان قالب‌های کهنه و دیرینه وا دارد. همچنین از آنجا که فرهنگ‌ها همواره به شکلی ثابت و ایستا نمی‌مانند، عروسک‌ها نیز مشمول این دگردیسی شده و یقیناً می‌بایست با نوآوری و بدعت بیانگر اصالت‌های فرهنگی هر قومی باشند.
نگاهى نو به دنیاى کودک و تلویزیون
بسیاری بر این عقیده‌اند كه عصر جدید را همانطور كه عصر فضا، اتم و ئیدروژن می‌خوانند به حق باید عصر ارتباط الكترونیك نیز خواند. عصری كه در آن هیچ حادثه‌ای به فضای جغرافیایی محدود نیست بلكه به كل جهان یا دست كم كره زمین تعلق دارد. به تعبیری دیگر، انفجار در زمان و فضا موجبات كوچك شدن گیتی و ملل دور دست را فراهم ساخته است. پیدایی خانواده یا به تعبیری دیگر، قبیله جهانی، با این وسایل نو، تحقق‌پذیر گشته است. این وسایل با خود دنیای نو، ارزش‌هایی تازه و در عین حال اسارت‌هایی جدید به همراه آورده‌اند پس باید فرزندان ما نیز در این دنیای نو نیازها و مسائلی تازه یابند. همانطو ركه از امكاناتی بی‌سابقه در مقایسه با حیات نیاكان خویش بهره می‌جویند دنیای ارتباطات الكترونیك درمقابل این نسل، چشم‌اندازی نو خلق كرده است.

برخلا‌ف اعصار پیشین تنها مدرسه یا به طور كلی سازمان‌های آموزشی انحصار آموختن را در دست ندارند بلكه آموزش در همه جای جامعه به چشم می‌خورد. با ورود به عصر ارتباطات الكترونیك، مخصوصا تلویزیون آموزش صرفا مجرد و دور از واقعیت نخواهد بود بلكه فرآیند آموختن در واقعیت و به همراه آن صورت می‌گیرد. در این دوره آموزش تنها از راه انتقال دانستن‌ها از طریق گوش صورت نمی‌گیرد بلكه با پیدایی خط و كتابت و سپس ابزار تصویری می‌توان از چندین حس با هم در راه آموزش سود جست. بدین‌قرار، كودكان و نوجوانان درعصر ارتباطات الكترونیك می‌توانند جدی‌ترین و سخت‌ترین محتوای آموزش را در كمال سهولت و تفرج‌فرا گیرند. بدین‌ترتیب ساعات طولا‌نی آموزش كوتاه به نظر می‌آیند و كودك در پایان برنامه‌هایش باز هم ملتهب و تشنه آموزش‌باقی می‌ماند. ضمن اینكه اگر این وسیله ارتباطی به درستی به كار گرفته شود و در خدمت انسان‌ها، مخصوصا كودكان و نوجوانان قرار گیرد، زمان فراغت كودك از بی‌حاصلی خارج شده كارا، بارورو فرهیخته خواهد شد. پس در عصر ارتباطات الكترونیك هم می‌توان از بروز خلا‌ در زمان فراغت دور ماند و هم سرگرمی‌هایی را در راه گذراندن فراغت قرار داد كه جنبه فرهنگی داشته باشند. بدین سان می‌توان گفت نسل جدید غرق در انبوهی از اطلا‌عات و اخبار مجهز به ابزاری، سخت موثرو متمایز از اجداد و پیشینیان خود هستند. آنان نه تنها در راه آموزش، والدین و مدرسه را در اختیار دارند بلكه وسایل آموزشی الكترونیك در تمامی‌ساعات و بدون محدودیت آنان را دربرمی‌گیرند. آنچه اینجا در توصیف دنیای ارتباطات گفته شده كامل نخواهد بود اگر جهات منفی این عصر و مشكلا‌تی كه كودكان در تماس با آن خواهند داشت عنوان شود.

توجه وسیع و عمیق كودكان به وسایل ارتباط جمعی به ویژه تلویزیون، موجب می‌شود ساعت‌ها در برابر آن بنشینند و از هر حركت بازبمانند، این در حالی است كه امروزه تمامی‌مربیان بر لزوم تحرك جسمی برای همه انسان‌ها به خصوص كودكان به عنوان عاملی در راه تامین سلا‌مت تاكید دارند. زمانی كه وسایل ارتباط جمعی با انسان‌هایی برخورد می‌كنند كه ذهنی پرداخته شده و ساخته شده دارند كمتر می‌توانند بدان رسوخ كنند. زیرا شخص از مكانیسم‌های دفاعی خاص خود برخوردار است. این امر در مورد كودكان مصداق ندارد. ذهن كودك، ساده، فاقد شبكه به هم پیوسته‌ای متشكل از اندیشه‌ها و باورهاست. در تماس كودك با تلویزیون بیشتر از همه مادران گله دارند كه فرزندانشان چنان غرق در تماشای فیلم‌های تلویزیونی هستند كه كار مدرسه را به فراموشی می‌سپارند. كار مدرسه قربانی فراغتی جذاب‌تر می‌شود كه كودك از طریق تلویزیون بدان دست می‌یابد. همین امر یعنی جذب سخت كودك توسط تلویزیون از طرفی كوشش والدین جدا ساختن وی از این وسیله موجبات بروز تنش را در خانواده فراهم می‌سازد. تلویزیون كه زمان فراغت كودكان را تسخیر نموده است دو فرآیند را موجب می‌شود:

از جانبی كودكان ما با دیدن برنامه‌های آن خود را با قهرمانان نمایش هم هویت می‌كنند و از جانب دیگر به فرآیند پیچیده فرافكنی دست می‌زند. بدین‌سان كودك خواسته‌ها، آرزوها و امیالی را كه در دل دارد ولیكن جرات اظهار آن را ندارد از طریق تلویزیون در خارج مجسم می‌دارد و این امر به نظر ارسطو به نوعی پالا‌یش روانی منتهی می‌شود. پس به طور قاطع می‌توان گفت هیچ گاه در تاریخ جامعه انسانی این چنین انسان‌ها در معرض انبوهی از پیام، اطلا‌ع و خبر نبوده‌اند. وسایل ارتباط جمعی موجب شدند كه در آغاز گوش انسان‌ها (با رادیو) و سپس چشم و گوش با تلویزیون چنان بردی ‌یابند كه پیام‌هایی را از هزاران كیلومتر دورتر بشنوند و ببینند. حاصل این انقلا‌ب تكنولوژیكی، انبوهی از پیام است كه در یك آن انسان‌ها را دربرمی‌گیرد. اگر در گذشته برای شنیدن یا دیدن پیام، انسان‌های بسیار از یكدیگر سبقت می‌گرفتند، حالا‌ چنین نیست این پیام‌ها هستند كه معلق در هوا و در جست و جوی شنونده‌اند. با این تفسیر این كودكان هستند كه هر روز در میان بمبارانی از پیام و خبر دست و پا می‌زنند. بدین‌ترتیب می‌توان گفت عدم استفاده درست از تلویزیون و نداشتن فرهنگ مناسب برای بهره‌برداری از آن باعث كاهش تحرك، تاثیرپذیری مفرط، تعدی به حریم آموزشی كودك و تنازع درونی خانواده می‌شود. آنچه بر اهمیت این بحث می‌افزاید كار رویكرد و توجه كودكانی جامعه‌مان در ارتباط با این وسیله ارتباط جمعی است در كنار اثرات و تبعاتی كه برشمردیم، لا‌زم است بدانیم: انحصار تلویزیون می‌تواند به معنای تاثیر بی‌رقیب دست‌اندركاران این وسیله ارتباطی بر كودكان باشد و در نتیجه یك گروه اجتماعی تمامی‌ابعاد ذهن كودكان را از آن خود می‌سازد. گرایش مفرط كودكان به تلویزیون، گرایش اندك آنها را به رادیو، تئاتر، سینما، كتاب و مطبوعات سبب می‌شود. تك‌بعدی بودن كودكان در مقابل و وسایل ارتباط جمعی پدیده مطلوبی نباشد. عدم ورود كتاب، مجله و سایر وسایل مكتوب ارتباطی، كودكان را از دیگر چشمه‌های جوشان فرهنگ جدامی‌سازد. به خصوص كه این سال‌ها بهترین فرصت در راه ایجاد رابطه عاطفی بین كودك و كتاب است. باید خواندن كتاب یكی از مهمترین شیوه‌های گذران فراغت كودكان امروز و بزرگسالا‌ن فردای جامعه باشد.
کودکان و رسانه‌های جمعی
وسایل ارتباط جمعی مهمترین شاخصه جامعه مدرن به شمار می‌آید و شامل رادیو، تلویزیون، نشریات و; می‌باشد. در این میان نقش رسانه‌های تصویری به خصوص تلویزیون نسبت به سایر رسانه‌ها برجسته‌تر است و در مقایسه با دیگر رسانه‌ها از مطلوبیت بیشتری برخوردار است، این امر به خصوص، بیشتر آنجا تحقق مییابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه‌های تلویزیون مطرح باشند. البته رسانه‌های نوشتاری هم در اطلاع‌رسانی و رشد استعداد کودکان مؤثر و مفید می‌باشند. یکی از مهم‌ترین کارکرد رسانه‌ها، کمک به روند فرهنگپذیری است. فرهنگپذیری، عبارت است از، جریان انتقال اندیشه‌ها، هنجارها، باورها، معیارها و نمونه‌های رفتاری موجود در فرهنگ جامعه به افراد آن. نهاد خانواده و سپس نهاد تعلیم و تربیت، اولین مراکز انتقال مفاهیم فرهنگی به کودکان می‌باشند. با توجه به اهمیت و نقش رسانه‌ها، روانشناسان هر یک از جنبه‌ای مختلف، محتوای رسانه‌ها را مورد مطالعه قرار داده‌اند. با تأثیرهای شناختی رسانه‌ها، می‌توان گفت که رسانه بر الگو‌های رفتاری افراد به شدت تأثیر می‌گذارد و در رابطه با سلامت روانی و اخلاقی فرد و سازگاری وی با جامعه اثرگذار است.

تبادل اطلاعات بدون محدودیت و قلمرو جغرافیای و فرهنگ ملت، امروز به شدت اعمال می‌شود و این مسئله در رابطه با تربیت کودکان نگرانی‌هایی را پدید آورده است و محتوای تولیدات رسانه‌ها نیز سؤالهای مهمی را بر می‌انگیزد. پخش یک سلسله برنامه‌های تلویزیونی ممکن است بزهکاری را در کودکان رشد بدهد، به جای این‌که باعث شکوفائی و رشد استعدادهای واقعی آنان شود، موانع گوناگون دیگری از قبیل تقلید رفتاری و نا به هنجاری را به وجود آورد.
پیمان جهانی ملل‌متحد در مورد حقوق کودک که در سال 1989 منعقد شد در ماده 17 خود چهارچوب بین‌المللی را در ارتباط با رسانه‌های جمعی در نظر گرفته است. این ماده به محافظت از کودک، در برابر اطلاعات و مطالب زیان‌آور برای سلامت (اخلاق) او سخن می‌گوید. امروز از چهار گوشه جهان خواستار اتخاذ تدابیری بر مبنای همین اصل شده‌اند. برای دستیابی به اهداف، جلب توجه جهانی به مسئله خشونت در رسانه‌های تصویری و نقش آن در زندگی کودکان و نوجوانان، تشویق به مبارزه با خشونت و کمک به شکل‌گیری پایه‌های بهتر برای تنظیم سیاست‌های مربوط در زندگی سیاسی و اجتماعی کودکان نقش اساسی دارد. برای دستیابی به یک هدف مشترک، یونسکو و تحلیلگران موارد زیر را پیشنهاد کردند:

ـ پژوهش‌های جدی در زمینه کودکان و برنامه‌های خشونت‌آمیز در رسانه‌های تصویری.
ـ دسترسی کودکان به رسانه‌های گروهی و بهره‌برداری آنان از این رسانه‌ها.
ـ دوره‌های آموزشی و مطالعاتی در زمینه کودکان و رسانه‌ها.
ـ جایگزین‌های مثبت برای خشونت رسانه‌ای.
ـ تدابیر و فعالیت‌هایی که با هدف محدود کودکان خشونت نامعقول از طریق رسانه‌ها صورت می‌پذیرد.
ـ برای تحقیق این اصول و اهداف لازم است که مراحل ذیل عملی شود.

رسانه‌های ویژه کودکان
کودکان مانند بزرگان علاقه به مطالعه، دیدن و شنیدن دارند، تقدیم برنامه‌های جالب و مطابق با استعداد کودکان زمینه‌ساز توسعه، به وسیله رسانه‌های مربوط به کودکان است، تا آنان علاقمندی بیشتری پیدا کنند.
کودکان به مشاهده تلویزیون علاقه زیاد داشته و وقت زیادی را صرف برنامه‌های تلویزیون می‌کنند، پخش برنامه‌های آموزشی زمینه‌ساز رشد، آموزش و پرورش کودکان می‌باشد. مشاهده، خواندن و دسترسی کودکان به رسانه‌ها جزء حقوق‌شان می‌باشد که دولت باید به آن توجه نموده و زمینه‌های لازم را مساعد نماید. چنانچه در ماده «17» پیمان ملل‌متحد در مورد حقوق کودک آمده است که: کشورهای عضو به کارکرد ارزشمند رسانه‌های جمعی واقف هستند و تعهد می‌‌کنند که کودک به اطلاعات و مطالب منابع مختلف ملی و بین‌المللی دسترسی داشته باشند، به خصوص آن دسته از منابع که هدف‌شان ارتقای سلامت اجتماعی، معنوی و اخلاقی کودک و صحت جسمی و روانی او باشد.
به این ترتیب وظیفه دولت تضمین دسترسی کودکان به اطلاعات و ترویج ابعاد مثبتی مانند انتشار آن دست از اطلاعاتی است که سبب ارتقای درک و شناخت مقابل جمع، برای زن و مرد و دوستی میان انسان‌ها، گروه‌های قومی، ملی و مذهبی، در مناطق مختلف می‌شود.
وضعیت کنونی رسانه‌های کودک

در عرصه جهانی
توجه به این نکته که کودکان یک گروه کوچک اقلیت و در حاشیه نیستند، ضروری است. حدود دو میلیارد کودک در جهان، حدود 13 فیصد در کشورهای غنی‌تر و حدود 87 فیصد در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند. دسترسی کودکان به تلویزیون و سایر رسانه‌های گروهی نیز از پراکندگی ناهمگن برخوردار است. این ناهمگنی کاملاً واضح و بسیار عمیق است، رسوم و عنعنات تماشاکنندگان در هر نقطه از جهان فرق می‌کند، در کشورهای اسلامی، کودکان دوست دارند مطابق به فرهنگ حاکم در جامعه، خواست و نیازمندی خانواده، برنامه‌های سازنده و آموزشی را تماشا کنند. در کشور ما از جمله برنامه‌هایی که به آن کمتر توجه صورت گرفته برنامه‌های کودکان می‌باشد، در حالی‌ که کودکان گروه بزرگ جمعیت ما را تشکیل داده، که باید به آن توجه نمود. پس باید وضعیت کنونی رسانه‌های کودک را خوب درک نمود و در جهت بهتر شدن آن باید تلاش کرد.
تنوع برنامه‌ها و تماشاگران:
یقیناً نباید تمام صحنه‌هایی را که در برنامه‌های تلویزیونی نمایش داده می‌شوند، یکسان انگاشت و تمام کودکان را نیز یکی گرفت. نتیجه آن‌ که فراگیری اتخاذ رفتارها و گرایش‌های پرخاش‌جویان از تلویزیون بستگی به ماهیت نمایش‌ها و شرایط فردی تماشاگر دارد. در تماشای برنامه‌ها، بزرگان به این فکرند که کودکان شاید برنامه‌های تفریحی، سریال‌های خانوادگی و داستان‌های کوتاه را تماشا کنند، در حالی ‌که بسیاری از کودکان به اخبار، مصاحبه و گفتگوهای تلویزیونی علاقه دارند، که روی همین دلیل ما نتوانسته‌ایم برنامه دلخواه آنان را در نظر گیریم، پس در تماشای تلویزیون و خواندن سایر رسانه‌ها باید علاقه کودکان را در نظر گیریم.

وسائل ارتباط جمعی
در میان رشته های علوم انسانی ، جامعه شناسی رشته جدیدی است و از آن جدید تر، در میان رشته های جامعه شناسی، وسایل ارتباط جمعی این چنین است. اگر اهمیت هر رشته علمی را در توسعه علم خالص نادیده بگیریم ، پرداختن به این رشته جدید از چند جهت دارای اهمیت است؛ اول، شرایطی كه این وسایل در جامعه ایجاد می نمایند ودوم، تأثیراتی كه در نهادهای دیگر دارندوبطوركلی آنچه این رشته را از میان رشته های دیگر جامعه شناسی ممتاز می سازد ، نقشی است كه این وسایل در ایجاد فرهنگ جهانی ایفا می نمایند وسوم آنكه ، مطابق دستاوردهای محققان و نظریه پردازان این رشته، انواع اختراعات جدید در گسترش وسایل ارتباط جمعی موثر است – در این مقاله بیشتر مورد اخیر حائز اهمیت است؛ زیرا درآن به شرایط گسترش تلویزیون توجه شده است .

چند سالی بیشتر نیست كه در ایران شبكه های تلویزیونی ماهواره ای به صورت گسترده مورد استفاده قرار می گیرند؛ گرچه پیش از انكه تلویزیون بتواند خود را به صورت فراگیر عضوی از هر خانواده بسازد ، رادیو به عنوان وسیله ای كارآمد و ساده با استفاده از تكنیك ماهواره، توانسته بود خود را به ما تحمیل كند . در آن زمان نیز نقش سیاسی این وسیله توسط برنامه هایی كه از بنگاههای سخن پراكنی دولتی بیگانه چونBBC پخش می شد ، مشخص و بارز بود؛ اما در زمان فعلی با توجه به محدودیت های سیاسی واجتماعی كه برای نگهداری بشقاب هاوریسیورها، جود دارد؛ باید تحقیق منظمی راجع به شبكه های تلویزیونی ماهواره ای – از این پس برای راحتی فقط به ماهواره كفایت می شود – انجام شود . می توان روشهایی چون روش « همبستگی های ثابت »1 بلسون را در بررسی وضعیت كسانی كه ماهواره دارند و آنان كه ندارند، به كار برد . نیز می توان وضعیت خانواده ها ئی راكه تازه صاحب این وسیله شده اند در نظر گرفت و با وضعیت آن ها قبل از داشتن این وسیله، مقایسه نمود.

بیشترین تأثیر این وسیله در خانواده مشاهده می شود . تأثیراتی كه این وسیله بر هر یك از نقش های اعضای خانواده برجای می گذارد قابل بررسی است . فرزندان ، مادران و پدران هر كدام از این وسیله به گونه ای بهره می جویند . این بهره جویی منطبق بر نظر « شرام » است. او معتقد است ، باید سؤال « تلویزیون با كودكان چه می كند ؟» را رها كردو سؤال« كودكان با تلویزیون چه می كنند؟» را جایگزین آن نمود .2
ماهیت اكثر برنامه های ماهواره ای فارسی زبان را برنامه های موسیقی پاپ بین المللی و برنامه هایی با اهداف سیاسی ، برنامه های سرگرمی پیش پا افتاده و پخش فیلم های سینمایی تشكیل می دهد . در وهله نخست پخش موسیقی پاپ در رأس برنامه های این شبكه هاست، به طوری كه بر روی آنتن هاتبرد، تعداد 7 شبكه ایرانی فقط به پخش برنامه های موسیقی 24 ساعته مشغول هستند. حتی حكومت نیز سیاست خود را در مخالفت با این پدیده تا حدودی تغییر داده و به فكر استفاده از این وسیله توانمند افتاده است؛ به طوری كه شبكه های متعددی را با اهداف اولیه پخش موسیقی راه اندازی نموده است كه حداقل سه شبكه آن را می توان نام برد .

پس از پخش موسیقی، بیشترین برنامه های روی آنتن هاتبرد، به تبلیغ مواد آرایشی و بهداشتی اختصاص یافته است .
از جنبه اقتصادی، پخش اینچنین تراكت های تبلیغاتی كه در تلویزیون ملی ایران یا ممنوع یا بسیارپرهزینه می باشد، درتلوزیون های ماهواره ای خیلی آسان تروارزان تراست .مثلادر حالی كه پخش یك تبلیغ 10 ثانیه ای در شبكه سوم سیما بیش از یك میلیون تومان هزینه دارد؛ با همین میزان پول می توان در بعضی از این شبكه ها، به مدت یك سال و هر روز به مدت 5 دفعه به پخش پیام های تبلیغاتی اقدام نمود.
استفاده گسترده ازاینگونه تبلیغات باعث شده است مصرف مواد آرایشی كه تبلیغات آن در ایران ممنوع است، در بسیاری از دختران جوان نفوذ كند؛ به گونه ای كه ایران به بهشت فروشندگان كالاهای آرایشی تبدیل شده است .

شاید بتوان گفت گسترده ترین تأثیر این وسیله در دختران نوجوان و جوان می باشد . طبیعی است كه مواد آرایشی و مدلهای مو و گریم مد روز، برای داخل خانه طراحی نمی شوند و تسری در جامعه می یابند. این پدیده، سن استفاده از مواد آرایشی را درجامعه به شدت پایین آورده است. بعضی پیامدهای آن را در مخالفت تندروان مذهبی با پدیده« بدحجابی »، مشاهده كرده ایم .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله روانشناسی رنگها را بدانیم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله روانشناسی رنگها را بدانیم در word دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله روانشناسی رنگها را بدانیم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله روانشناسی رنگها را بدانیم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله روانشناسی رنگها را بدانیم در word :

روانشناسی رنگها را بدانیم

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

این گونه اشخاص تند و سركش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جویا شدن علت می جنگند.
دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.
دیگران را خوب درك می كنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می كنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.

آبی: نظم، پشتكار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است كه طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، كاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را كنتر ل كنید.
ظاهر آرام شما دیگران را وادار می كند كه به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.
در خرید و پوشش لباس قناعت می كنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری كه دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.
كارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وكمی فیلسوف مآب هستید.
به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن كه كمتر تصمیم می گیرید اما هر بار كه تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.
شما كاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

خاكستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. كسانی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به این رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می كنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركیبی و آنهایی كه این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.
نفوذ در این گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نیستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد این دسته با كسی كه خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.

سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.
دوست ندارید كه در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.

فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن كه دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه كمكی به آنها دریغ نمی كنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می كند به دلیل آن كه خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض كنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.
منبع :
http://www.iranhealers.com
تهیه و تنظیم : گروه اینترنتی نیک صالحی
www.niksalehi.com

• این برنامه بر اساس كتاب روانشناسی رنگها نوشته دكتر ماكس لوشر ترجمه خانم ویدا ابی زاده چاپ شده توسط انتشارات دُرسا ( تهران ، خ انقلاب ، جنب سینما سپیده ، كوچه اسكو ، شماره 16 طبقه همكف ) تهیه شده است .

• یك رنگ به تنهائی بیانگر شخصیت نیست بلكه در انتخاب گروه‌ها و زوج‌های رنگ است كه شخصیت افراد تحت آزمایش كاملا نشان داده می‌شود .

• شرایط روحی و جسمی افراد را قبل از آزمایش رنگ نیز باید به حساب آورد ، زیرا امكان دارد كه افراد در شرایط متفاوت ، انتخاب‌های مختلف داشته باشند .

• جنبه نسبی بودن نتایج آزمایش را باید همواره به خاطر سپرد زیرا انسان موجودی ناشناخته است .

• این آزمایش كاملا جنبه روانشناسی و روانكاوی داشته و نباید آنرا در ردیف آثار سرگرم‌كننده و غیر علمی كه در زمینه طالع بینی و نظایر آن منتشر شده است دانست .

انجام آزمایش
• به مربع‌های رنگی زیر نگاه كنید و رنگی را كه بیشتر از سایرین دوست دارید انتخاب كنید . در انتخاب رنگ دلخواه سعی نكنید كه آنرا با رنگ چیز دیگری نظیر پارچه ، مبلمان ، اتومبیل سواری ، تیم مورد علاقه فوتبال و غیره مقایسه كنید بلكه فقط آنرا به عنوان یك رنگ مورد علاقه‌تان برگزینید .

• سپس به رنگ‌های باقی‌مانده نگاه كنید و رنگی را كه بیشتر مورد علاقه شماست انتخاب كنید و این عمل را در مورد سایر رنگهای باقیمانده نیز ادامه دهید .

• بعد از انتخاب اول باید یك بار دیگر رنگهای مورد علاقه خود را انتخاب كنید . عملا سعی نكنید كه انتخاب اول رنگ‌ها را به خاطر بیاورید و یا به همان ترتیب اول انتخاب كنید در عین حال عمدا تلاش نكنید تا آنها را فراموش نمائید ، بلكه در انتخاب رنگها طوری رفتار كنید كه گوئی آنها را برای اولین بار می‌بیند . توصیه می‌شود بین دو انتخاب یك دقیقه فاصله اندازید .

روانشناسی رنگ ها
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند. برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است;

رنگ چیست؟
در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست. آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند ام0ا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است. رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند ام0ا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.
در این روش:
از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد ام0ا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف
1ـ روان‌شناسی رنگ سیاه
سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.

سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد ام0ا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.

در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تول0د دوباره بود.
رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.
2- روان‌شناسی رنگ سفید
رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.
3- روان‌شناسی رنگ قرمز

رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

4- روان‌شناسی رنگ آبی
آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست ام0ا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سم0ی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

5- روان‌شناسی رنگ سبز
رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حد0 معمول بخوانند و درک کنند.
رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

6- روان‌شناسی رنگ زرد
رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی
رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای
رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

9- روان‌شناسی رنگ نارنجی
رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

10- روان‌شناسی رنگ صورتی
رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

فرستنده: hossein.hosseini_2007@yahoo.com
روانشناسی رنگ ها

05 اردیبهشت 1386
رفتن به
روانشناسی رنگ ها
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 1 از 3

آیا تا بحال دقت كرده اید كه چرا شـركـتهای تبـلیـــغاتی،طـراحـان اتـومـبـیـل و دكـوراتـورهـا از اشــكال و شــمایل بخصوصـی اسـتفاده میكنند؟ دلیلـش این است كه یـك تاثیر روانی در ورای رنگها وجود دارد. هر رنگی دارای قدرت تاثیرگـذاری ویژه ای می باشد. بعضی از واكنشهای ما نسبت به رنگها بصـورت رفتارهای اكتـسابی و برخی دیگر بـصـورت پـاسـخهای فیزیولوژیـكی نمود پیدا میكنند. درك كردن نمود پیدا میكنند. درك كـردن بهتر رنگها میتواند در زنـدگی روزمره و یاشغلی شما تاثیرات فراوانی گذارده و محاسن زیادی برایتان به ارمغان بیاورد.

اقسام رنگ
بطور كلی رنگها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: رنگهای خنثی، رنگهای گرم و رنگهای سرد
رنگهای خنثی
سیاه، سفید، خاكستری، بژ، قهوه ای
رنگهای خنثی رنگهایی هستند كه در طیف رنگی وجود نداشته و از تركیب رنگهای دیگر بوجود می آیند و می توانـنـد اثرات مـثـبت یا منفی داشته باشند. سفید واقعا” یك رنگ نیست بلكه عدم حضور رنگ بشمار میرود و نـشـانگر خلوص و پاكی است. از طرف دیگر مشكی نشانه قاطعیت، الزام و رسمیت می باشد.
رنگهای گرم
نارنجی، زرد، سبز چمنی، ارغوانی و قرمز
رنگهای گرم محرك سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید می كنند. این دسته از رنگها بوضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه می گردند.
رنگهای سرد
آبی، بنفش، فیروزه ای، سبز مایل به آبی، سبز
رنگهای سرد رنگهایی ملایم هستند كه اثراتی آرام بخش دارند. آبی روشن می تواند نشانه صلح و دوستی و آسـایش خاطر، و آبـی تیره نشـانگر قـابلیت اعتماد و درستی باشد.

قرمز – سختی، نیرو و خوش اقبالی
ارغوانی – اختیار، قدرت و سلطنت
ابی – روشن: آرامش،آسودگی خاطر – تیره: قدرت،صداقت، پشتكار
سبز – جوانی و طبیعت، قدرت شفا بخشی و التیام
زرد – پدیداری و رویت، خطر و اخطار
نارنجی – گرمی، حرارت، رضایت و خوشحالی
قهواه ای – خاكی بودن، محكمی، استواری و قابلیت اعتماد
مشکی – قدرت، اختیار و استقلال
سفید – پاكی، خلوص، قدرت، صلح و دوستی
رنگ و زندگی شخصی

رنگ و زنان
• زنان نسبت به افرادی كه به رنگ آبی لباس می پوشند احساس راحتی و اعتماد بیشتری می كنند.
• برای همسرتان یك شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بفرستید.
• برای زنانی كه صرفا” رابطه دوستی ( و نه عشقی ) دارید رز زرد بفرستید.
• یكی از اتاقهای نشیمن خانه خود را با رنگی خشن و پر رنگ مانند قرمز تیره رنگ كنید تا نشانه قدرت و انرژی شما نزد همسرتان باشد.
• رنگ آمیزی اتاق خواب به رنگ سبز می تواند نشانه جوانی و طبیعت باشد.

رنگ و خانه
• بكاربردن رنگهای سرد برای اجزای اتاق خواب ( تخت خواب، ملافه ، پتو ; ) مكانی بدور از استرس و آرامش بخش را برای خوابی شیرین برای شما فراهم می كند.
• دیوارهای اتاق خواب را برای ایجاد آرامش به رنگهای سرد و ملایم مانند آبی یا آبی مایل به سبز رنگ آمیزی كنید.
• قراردادن كوسن ارغوانی روز مبلمان با رنگ خنثی می تواند نشانه قدرت، توانگری و ثروت بوده و برانگیزنده تخیلات باشد.
رنگ و لباس

• لباسهای معمولی با رنگ سبز یا زرد موجب جلب توجه می شوند. پیراهن یا ژاكت آبی تیره رنگ می تواند علامت قابلیت اعتماد باشد.
• لباس ورزشی تمام خاكستری و خسته كننده خود را كنار گذاشته و برای راحتی اعصاب خود از رنگهای تیره تر یا روشنتر استفاده كنید.
• لباس سراسر قهوه ای ممكن است شیك بنظر برسد اما خسته كننده و یكنواخت خواهد شد. افزودن كمی رنگهای سرد یا گرم مانند زرد، طلایی یا سبز باعث درخشانتر شدن ظاهر و فرایندهای ذهنی شما خواهد شد.

رنگ و اتومبیل
• اتومبیل مشكی نشانه تمایل به گمنامی است.
• برخی رنگهای بخصوص از آبی و قرمز حاكی از خود نما بودن راننده است.
• رنگ زرد و نارنجی دلالت بر ورزشكار بودن شما میكند.
• انتخاب رنگ نقره ای یا طلایی می تواند بیانگر ثروت و دارایی باشد.
رنگ و زندگی حرفه ای

رنگ و لباسهای اداری
• لباسی به رنگ خاكستری تیره، مشكی یا آبی سیر بپوشید تا شخصی موفق، آگاه و جدی بنظر برسید.
• پیراهن سفید و ساده احترام و رسمیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد.
• پیراهن بژ و یا غیر سفید چهره محافظه كارانه ملایمتری را از شما ارائه خواهد نمود.

رنگ و دفتركار
• كارتهای ویزیت و سربرگها بهتر است به رنگهای خنثی تهیه شوند. رنگهای سفید و بژ معمولا” نسبت به رنگهای دیگر راحت تر خوانده می شوند.
• دیوارهای آبی كمرنگ نسبت به سفید بیشتر تولید آرامش نموده و بیشتر جلب توجه می كند.
• اسباب اثاثیه زرشكی یا ارغوانی تیره محیط كار شما را مجلل و سلطنتی جلوه خواهد داد.
• برای اجناس تبلیغاتی، وب سایتها و نشانهای ترفیعی از رنگهای خشن و گیرا استفاده كنید تا موجب جذب بیشتر مشتریان گردد. برای خوانایی بیشتر، رنگ مشكی را در چاپ متون بكار ببرید.

ارتباط و وابستگی
اگر دقت كرده باشید لباس افراد پلیس و نظامی معمولا برنگ آبی یا سبز تیـره انتخاب می شود چون این رنگها نشانه قدرت و ابوهت میباشند. در بیمارستانها معمـولا” از ملافه و البسه سبز كمـرنـگ استفاده می شود چراكه این رنگ اثری تسكین دهنده و آرامش بخش دارد.

مزایای تبلیغاتی
رستورانها و اغذیه فروشیها اغلب برای جلب توجه بیشتر از رنگهای قرمز و زرد استفاده می كنند. این گونه رنگها بوضوح دیــده می شوند و بـیشتر بـه یاد مردم می مانند. اكثر شركتهای بزرگ آرم محصولات خود را با رنگهای مذكور طراحی و ارائه می كنند.

استفاده در طراحی
معمولا دكـمه هـای حـسـاس و اعـلان خـطر و یـا اهرم های توقف اضطراری برنگ قرمز می باشند برعكس رنگ سبز نشانه عبور و امنیت است. در طراحی بسیاری از وسایل بـكـاربـردن رنگهای مختلف در قسمتهای گوناگون برای گـویـاتر سـاخـتـن وضـایف، امـری اجتناب ناپذیر است.
در وب سایتها و نوشتارهای تبلیغاتی هنگامیكه بخشی از كلمات با رنگ زرد نمایان گردند بیشتر نظر ما را بخود جلب كرده و باعث میشود توجه بیشتری به آن قسمتها بنماییم.

معمولا” رنگ سبز ما را به یاد یك موقعیت دوستانه و بدون خطر می اندازد و این یكی از متداولترین موارد استفاده رنگها در تاثیر گذاری روانی روی افراد است.
زندگیتان را رنگی كنید
اگر تا حال زنگی شما خالی از رنگهای گوناگون و شاد بوده و تــوجهی به استفاده از رنگها نمی كردید، بهتر است شروع كنید. شـركتـهای تـبلـیغاتی و تـاجران بـاهوش از روانشانسی رنگها برای تاثیر گذاری روی شما بهره می برند، شما نیز باید برای تاثیر گذاری در زندگیتان از رنگها استفاده كنید.
درك اینكه هر رنگی چه معنی دارد، نقطه آغاز خوبی است. با بكارگیری رنگها زندگی خود را شیرین تر و رنگی تر نمایید.

روانشناسی رنگ ها را بدانیم
برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
این گونه اشخاص تند و سركش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جویا شدن علت می جنگند.
دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.

دیگران را خوب درك می كنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می كنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.

آبی: نظم، پشتكار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است كه طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، كاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را كنتر ل كنید.

ظاهر آرام شما دیگران را وادار می كند كه به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می كنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری كه دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.

كارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وكمی فیلسوف مآب هستید.

به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن كه كمتر تصمیم می گیرید اما هر بار كه تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما كاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

خاكستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. كسانی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به این رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می كنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركیبی و آنهایی كه این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.

نفوذ در این گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نیستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد این دسته با كسی كه خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.

سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.

دوست ندارید كه در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.

فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن كه دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه كمكی به آنها دریغ نمی كنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می كند به دلیل آن كه خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض كنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.
روان شناسی در پشت رنگ ها

رنگی که در هر اتاق استفاده می‌شود بر روحیه ی شما و هر شخصی که از آن اتاق استفاده می‌کند تأثیر می‌گذارد. در این جاست که روان‌شناسی رنگ، نقش اصلی را ایفا می‌کند. رنگ اولین چیزی است که ما در برخورد با اشیا و مکان‌ها به خاطر می‌سپاریم؛ از لباسی که می‌پوشیم تا اتاقی که در آن رفت و آمد می‌کنیم.

در این مقاله گزیده‌ای از روان‌شناسی اولیه ی رنگ‌ها را در نظر گرفته‌ایم تا با توجه به آن‌ها، رنگ مورد نظر برای اتاق‌های مختلف منزل را انتخاب نمایید. روان‌شناسی رنگ در مورد افراد مختلف تفاوت‌هایی را نشان می‌دهد، از این رو، ما در این مطلب دیدگاه‌های کلی و عمومی پذیرفته شده درباره ی رنگ‌ها را ذکر کرده‌ایم.

قرمز
رنگ قرمز موجب بالا رفتن فشار خون و تپش قلب می‌شود. در بعضی افراد نیز ایجاد نیرو و انرژی می‌کند و هم‌چنین باعث به وجود آمدن حالتی صمیمی همراه با عشق و محبت می‌شود. به علاوه رنگ قرمز اشتها را تا حد زیادی افزایش می‌دهد و به همین دلیل است که در سالن‌های غذاخوری از این رنگ استفاده می‌کنند. این رنگ می‌تواند انتخاب مناسبی برای اتاق مطالعه و ناهارخوری باشد.

نکته ی مهم در انتخاب هر رنگی توجه به میزان تیرگی و روشنی آن رنگ است. قرمز روشن تداعی کننده ی خطر و مشکل برای برخی از افراد است مانند علائم هشدار دهنده؛ بنابراین توصیه می‌شود که از رنگ قرمز تیره استفاده نمایید

نارنجی
رنگ نارنجی هم‌چون رنگ قرمز القا کننده ی احساساتی مانند صمیمت، عشق و انرژی است، اما نه به همان شدت. نارنجی درخشش نور آفتاب را در نظر انسان مجسم می‌سازد و دستمایه‌ای برای زندگی با نشاط را فراهم می‌آورد. این رنگ حالتی درونی دارد و به مردم حس خوش آمدگویی می‌دهد. به همین دلیل در اکثر مواقع برای آراستن اتاق‌های نشیمن (پذیرایی) و‌ هال منزل مورد استفاده قرار می‌گیرد.

زرد
این رنگ‌ نیز تاثیراتی مانند قرمز و نارنجی بر جای می‌گذارد با این تفاوت که درخشان‌تر و روشن‌تر است و همانند قرمز و نارنجی می‌توان از آن برای فضای نشیمن و هال استفاده کرد. علاوه بر این، انتخابی بسیار هوشمندانه برای روشن و بزرگ‌تر نشان دادن قسمت‌های تاریک و کم‌نور ساختمان مانند راهروها و فضای ورودی منزل است. علاقه داشتن به رنگ زرد، نشانه‌ای از خلاقیت و میل به ایجاد ارتباط با دیگران است.

آبی
رنگی بسیار آرام‌بخش و تسکین‌‌دهنده که در انسان ایجاد امنیت و آرامش می‌کند. به همین دلیل است که در اکثر مطب‌های پزشکی و اتاق‌های جراحی از آن بهره می‌گیرند.

آبی را می‌توان برای اتاق‌های خواب و سرویس‌های بهداشتی در نظر گرفت. در کل برای محل‌هایی که به نظر باید خنک و آرام‌بخش باشند، استفاده می‌شود.

لازم به ذکر است که آبی نقطه ی مقابل قرمز در زمینه ی اشتها بوده، در حقیقت باعث از بین رفتن اشتها می‌شود، بنابراین نمی‌تواند رنگی مناسب برای اتاق ناهارخوری و آشپزخانه باشد.

سبز
رنگی جذاب که احساس سلامت، باروری، حاصل خیزی، آرامش و صمیمیت را القا می‌کند. سبز نیز تا حدی مانند آبی عمل می‌کند، اما گرم‌تر و منعطف‌تر است. از این رنگ نیز در بیمارستان‌ها، مطب‌ها و اتاق انتظار دندانپزشکی استفاده می‌شود.

سبز روشن رنگ مناسبی برای اتاق‌های خواب، نشیمن و هال به شمار می‌رود. سبز تیره نیز برای آشپزخانه و اتاق‌ناهار خوری مناسب است، زیرا که این رنگ تأثیر خوبی بر سلامت و تغذیه دارد.

زرشکی
خیلی از افراد عاشق این رنگ هستند و بسیاری هم از آن متنفرند. برای کسانی که این رنگ را دوست دارند، زرشکی می‌تواند گزینه ی خوبی در آراستن فضای ناهارخوری و اتاق‌های خواب و مطالعه باشد. از طرف دیگر، بچه‌ها به این رنگ علاقه دارند و می‌تواند انتخاب هوشمندانه‌ای برای اتاق خواب و محل بازی آن‌ها باشد.

منبع :ایران آذین – با تغییر و تلخبص
شما چه رنگی هستید؟(روانشناسی رنگ ) [ January 29, 2008 ]
رنگ های هماهنگ با عددها و حرف ها:
قرمز: 1 ش.س.ج.الف
نارنجی: 2 ت.ث.ک.ب
زرد: 3 ی.ل.ص.ض
سبز: 4 و.م.د.ژ
آبی: 5 چ.ن.ط.ظ
نیلی: 6 ح.خ.ف
بنفش: 7 ع.پ.غ
صورتی: 8 ز.ق.هـ
طلایی: 9 ر.ذ.گ
نــمــونــه:

مصطفی سعیدی رشک علیا
م 4
ص 3
ط 5
ف 6
ی 3
س 1
ع 7
ی 3
د 4
ی 3
ر 9
ش 1
ک 2
ع 7
ل 3
ی 3
ا 1
سپس این اعداد را با هم جمع می زنیم:
4+3+5+6+3+1+ 7+3+4+3+9+ 1+2+7+3+3+ 1 = 65
6+5 = 11
1+1 = 2
عدد 2، برابر با رنگ نارنجی است پس من
ویژگی های رنگ نارنجی را دارم
ســبــز
مهم است که برای خودتان برنامه ی روزانه داشته باشید.
کم پیش می آید زندگی شما آشفته و بی هدف باشد.
دیگران برای گرفتن راهنمایی پیش شما می آیند.
برای گسترده تر ساختن دانش خود هرگز از آموختن
باز نخواهید ماند. ارج نهادن به آیین گذشته
برایتان با ارزش است

نــارنــجــی
شوخ طبعی ویژه ای را که به ارث برده اید
سبب شده است که دوست داشتنی باشید.
نشاط شما آرزوی قلبی خیلی هاست.
شخصیتی دوست داشتنی دارید. گاهی درباره ی
هر چیزی بیش از اندازه زیاده روی می کنید
بنابراین تلاش کنید که دیگران رویتان اثر نگذارند.
با کاری که می کنیدشاید نتوانید دیگران را خوشحال
سازید مگر این که دست از تقلید بردارید و
آنچه را که در درونتان می جوشد بیرون کنید

بــنــفــش
دوستدار کندوکاو و جستجو در هر پدیده هستید.
هیچ رویدادی را به راحتی نمی پذیرید مگر این که
خودتان آن را تجربه کرده باشید.
در حل گرفتاری های خود راه حل را در درون خود بجویید.
دوستدار تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن
با دیگران یکی از گرفتاری های بزرگ زندگی شما است

آبــی
دیگران شما را شخصیتی رک و بی آلایش می دانند
و به همین سبب برایشان دوست داشتنی هستید.
آزادی برایتان ارزشمند است و هرگز نمی توانید در جایی
کار کنید که به شما فشار می آورند و یا زیر نظر هستید.
زندگی با همه ی سختی ها و گرفتاری هایش
برایتان خوشایند است. روحیه ی سرکشتان نمی گذارد
که در یک جا پایبند شوید و می خواهید در میان مردم
نیز نامی شوید. در هر جایی که قدم بگذارید
با هوش خود خواهید توانست آرامش را در آنجا برقرار کنید

قــرمــز
خودخواه هستید و برای رسیدن به هدفهایتان دیگران را
له می کنید. در اوج شادی با کوچکترین بهانه ای اخم هایتان
در هم می رود و در لاک خود فرو می روید. گاهی نیز به سرعت
شکیباییتان را از دست می دهید و به دیگران زور می گویید

صــورتــی
دارای قدرت جسمی بالایی هستید. به خاطر اراده ی بالایی
که دارید می توانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید.
مهر به دیگران در شما آن چنان بالاست که دیگران برایتان
با ارزشمندتر از خودتان هستند. برای رسیدن به هدف هایتان
سلامتی خودتان را نیز به فراموشی خواهید سپرد

طــلــایــی
در هر چیزی تنها میزان بالای آن می تواند شما را
خوشنود کند رفتار و سخنتان چنان زیبایی ای در
خود دارد که کم پیش می آید کسی شما را خوب بشناسد.
کم پیش می آید که چهره ی افسرده ای به خود
بگیرید چون که به هر چیزی با خوش بینی نگاه می کنید.
در هر کار گروهی پیروز سر افراز هستید
نــیــلــی
زندگی شما همانند زندگی انسان های عارف است
و مردمی که با آن ها سر و کار دارید نزد شماگناهشان
را بازگو می کنند. دیگران را دوست دارید و از
حس ششم خوبی نیز برخوردار هستید و این چنین از
گرفتاری های مردم آگاه می شوید. بسیار با قدرت
و سخاوتمند هستید. دادخواه هستید و با کوچکترین
بیدادی دیگران آزرده می شوید.
بیشتر افرادی که سوی شما می آیند گرفتار هستند
و برای دریافت کمک به شما روی می آورند
زرد
تیز هوش و خوش بین هستید. هرگز در گفتن
آن چه که می خواهید بر زبان بیاورید کم نخواهید آورد.
به خاطر زنده دلی همیشه دور و برتان پر از دوستان
خواهد بود. با اینکه روحیه ی شادی دارید اما هرگز
شادمان نخواهید بود مگر این که شادی هایتان را
با دیگران تقسیم کنید.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آشنایی با روش دلفی و كاربرد آن در تصمیم گیری در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آشنایی با روش دلفی و كاربرد آن در تصمیم گیری در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آشنایی با روش دلفی و كاربرد آن در تصمیم گیری در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله آشنایی با روش دلفی و كاربرد آن در تصمیم گیری در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله آشنایی با روش دلفی و كاربرد آن در تصمیم گیری در word :

آشنایی با روش دلفی و كاربرد آن در تصمیم گیری

آینده نگری و پیش بینی تحولات از نیازهای اساسی برنامه ریزان و مدیران است. روش دلفی كه یكی از دستاوردهای جنگ سرد است در ابتدا برای برآورده ساختن این نیاز پدید آمد. اما رفته رفته با توجه به سازوكار انجام این روش كه مبتنی بر انجام نظرسنجی از متخصصان است، برای حل مسائل پیچیده و تصمیم گیری در امور بغرنج به كار آمد. در برداشت های جدید این روش را فرآیندی ارتباطی دانسته اند كه اجازه می دهد گروه برای حل یك مساله پیچیده، بدون كنش متقابل رودررو با مواجهه تك تك اعضای گروه، به توافق برسد.

هم اكنون روش دلفی ابعاد كاربردی بسیاری یافته و در رشته های متعددی مانند بازرگانی، صنایع، سیاست، و همچنین برنامه ریزی شهری و منطقه ای مورد استفاده است. این روش در ایران چندان شناخته شده نیست. حال آنكه با توجه به پیچیده شدن امور طی سالهای اخیر تمامی افرادی كه كارشان تصمیم گیری و برنامه ریزی است از روش دلفی بی نیاز نیستند. افرادی مانند مدیران سازمان های ملی، منطقه ای و محلی، شهرداران و اعضا شوراهای اسلامی شهر.
این مقاله قصد دارد تا به شكلی مقدماتی، مفاهیم و مبانی اساسی این روش را به خواننده معرفی كند.

مقدمه

زمان نگارش این نوشتار آغازین روزهای سده بیست و یكم و همچنین هزاره سوم میلادی است. همانند سپیده دم آغاز تمدن و تفكر، انسان های بسیاری در عرصه هایی مانند سیاست، برنامه ریزی، مدیریت و آموزش مشتاقند بدانند چه تحولات مهمی در سده و حتی هزاره جدید اتفاق خواهد افتاد. این اشتیاق آدمی را در معنای عام Futurism و در معنای علمی آینده نگری Prospective می نامند.

در دایره المعارف علوم اجتماعی در توضیح این مفهوم آمده است: «از مفهوم Prospicere به معنای مقابل خود را نگریستن اخذ شده است و به معنای نگاه به آینده ای نزدیك به منظور پیش بینی حوادث آن است. آینده نگری نه تنها در قلمرو دانش بلكه در حیطه هنر نیز مطرح می شود. به زغم پی یر ماسه آینده نگری به معنای جستجوی طریقه ای نو در دانش است كه در آن آینده را به عنوان نتیجه ای از اعمال كم و بیش آزاد و واكنش های كم و بیش قابل پیش بینی در نظر می گیرند» (ساروخانی. 1370 581)

پیش بینی آینده و آینده نگری همواره دغدغه بشر و منشاء بیم و امید برای او بوده است. در گذشته وظیفه خبرآوری از آینده بر عهده جادوگران، پیشگویان، ستاره شناسان و فیلسوفان بود. بخش عمده ای از تعالیم پیامبران را نیز، تبشیر و تنذیر نسبت به آینده تشكیل می داد. با گسترش تدریجی سپهر دانش، آینده نگری هم بخشی از دل مشغولی های اندیشمندان گردید و روش هایی برای آن ساخته و پرداخته شد. این روش ها را می توان به ترتیب زیر برشمرد:

1- روش تخیلی- فلسفی
2- روش تاریخی- فلسفی
3- روش فرافكنی روند Extrapolation
4- روش شبیه سازی Simulation
5- روش بازنگری Monitoring

6- روش صحنه سازی Scenario Cerativity
7- روش واكنش شناسی Cross Impact Analysis
8- روش سروش یا دلفی Delphi
9- روش هنجاری Normative یا آینده نگری

در میان این روش ها، با توجه با اهمیت كاربردی، روش دلفی جایگاه خاص خود را دارد. این روش در عرصه هایی مانند سیاستگذاری و برنامه ریزی كلان و همچنین دستیابی به اجماع برای شناخت و حل مسائل پیچیده ابزار دست سیاستگذاران و مدیران در كشورهای توسعه یافته است. در این مقاله تلاش می شود تا این روش معرفی گردد.

پیشینه

قدیمی ترین ریشه های روش دلفی به معبد آیولون در شهر دلفی در یونان باز می گردد. شهر دلفی در دامنه جنوبی كوه بارناسوس و بر فراز یكی از دهانه های بزرگ خلیج كورنت قرار دارد. از نظر منظر جغرافیایی، سیمای شهر دلفی و پیرامون آن به گونه ای بود كه یونانیان قدیم را به این اعتقاد واداشت كه در آن جا خدایان زندگی می كنند. ویل دورانت (1372، 124) در كتاب تاریخ تمدن مجلد مربوط به یونان باستان می نویسد: «بالاتر از این صخره ها، قله های دوگانه كوه بارناسوس قرار دارد. یونانیان برای رسیدن به این قله ها صدها كیلومتر از روی صخره های دشوار بالا می رفتند. مه انبوه و دریایی كه اشعه خورشید بر آن می تابد. به آن نقطه منظره ای زیبا و خوف انگیز می داد.

از این رو یونانیان باور داشتند كه آنجا خدایی وحشتناك سكونت می كند. اینان زلزله های متعددی را كه در آن نقطه رخ داده و باعث ترس مهاجمانی چون ایرانیان و مردمان فوكیس و گل شده بود، دفاع خدایان از مقر خویش تلقی می كردند.

مومنانی از دیرباز به آنجا می رفتند تا از بادهایی كه میان دره ها می وزد، یا گازهایی كه از نهاد زمین برمی خیزد، آواز و اراده خدایان را بشنوند. سنگ بزرگی كه كنار مخرج گازهای زمین قرار داشت به نظر یونانیان مركز یونان و ناف عالم بود. نزدیك این سنگ بود كه یونانیان در آغاز برای گالایا، الاهه زمین، و بعدها برای آپولون معابدی ساختند».

حوادث جهانی كه یونانیان در آن زندگی می كردند به اراده شیاطین، ارواح و خدایان بستگی داشت. پس لازم بود تا برای آگاهی از اراده خدایان، شیاطین و ارواح به سراغ غیبگویان، ستاره شماران، خوابگزاران، وخش ها و غیره رفت و درباره زندگی با آنان مشورت كرد. اهمیت ستاره شماران و غیبگویان تا اندازه ای بود كه گاهی به خدمت خاندان ها، ارتش ها و دولت ها در می آمدند.

در بسیاری از معابد یونان، وخشهای بسیار وجود داشتند. معززترین و مشهورترین آنها در روزگار قدیم وخش معبد زئوس در دودونا، و در دوره بعد، وخش معبد آپولون در دلفی بود; یونانیان زنان را برای پذیرش وحی و الهام آماده تر می دانستند. از این رو، در معبد آپولونه سه پیرزن خدمت می كردند. در این معبد از شكافی كه در كف معبد قرار داشت گازی مرموز بیرون می آمد. مردم می گفتند كه این گاز از لاشه اژدهایی به نام پوتون، كه به دست آپولون كشته شده است برمی خیزد.

زن غیبگو كه برای پذیرفتن وحی آمادگی داشت پشت میز بلند سه پایی می نشست و گاز مقدس را كه بسیار بدبو بود استنشاق می كرد و برگهای تخدیرآوری می جوید و به حال بیخودی می افتاد. سپس بریده بریده سخنانی به زبان می آورد كه به وسیله كاهنان برای حاضران ترجمه می شود (همان، 218). در تاریخ یونان آمده كه اشخاص مشهوری مانند هراكلس و آریستودموس شاه مسینا با وخش معبد دلفی به مشورت پرداخته اند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله شادی زندگی، غم انسانی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله شادی زندگی، غم انسانی در word دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله شادی زندگی، غم انسانی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله شادی زندگی، غم انسانی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله شادی زندگی، غم انسانی در word :

شادی زندگی، غم انسانی

گفتگو:
– مقدمتاً بگو چرا در تمامی عمر بی تاب بوده ای و چه حسی تو را به این آشوب كشانیده است؟

محسن مخملباف : پرسه های من خیلی قابل تشبیه است به پرسه های سلمان فارسی. كسی كه مدام تشنه حقیقت بود و با آغوش باز به سوی هر دینی كه داعیه حقیقت داشت، می رفت و پس از مدتی كه می فهمید آنچه را آب پنداشته، سرابی بیش نبوده، تشنه تر از قبل به دنبال حقیقت گمشده اش می رفت.
البته در جوانی می پنداشتم، دغدغه های من از نوع دغدغه های ابوذر است و گمانم بر این بود كه عدالت تنها گمشده من است. اكنون با هزار تواضع، دغدغه های خود را به حقیقت جویی سیال مولانا شبیه می دانم. ضرب المثلی داریم آشنا كه من دوست دارم آن را به فرمی غیر معمول بخوانم :
” هرچه نصیب است همان می دهند گر نستانی، به از آن می دهند “

حقیقت در هر دوره ای از زندگی جلوه ای به من نشان داد و چون مرا راضی ندید، جلوه زیباتری از خود به من نشان داد. و من اكنون ممنونم از این دست و دل بازی حقایق.
– ولی خیلی ها پس از یك دغدغه كوتاه به یك آرامش طولانی رسیدند و از آن پس یكسره تبلیغ حقیقتی را كردند كه یافته بودند؟
محسن مخملباف : خوشا به حالشان. لابد حقیقت مورد جستجوی ایشان یك حقیقت دم دست بوده است. درست مثل حقایق دوران كودكی من. وقتی كه بچه بودم، محله، در چشم كودكی من، مركز عالم امكان بود و سقاخانه سر گذر، مركز قداست عالم. همین چند وقت پیش، دلم هوای محله كودكی ام را كرد ؛ و رفتم. هنوز كسانی محله را مركز عالم می دانستند و برای من دل می سوزاندند كه چرا بیخود خودم را آواره و در به در كرده ام وهزار توصیه كه برگرد و اصرار داشتند كه حتی بوی لجن جوی های این محله را هم نمی شود با بوی گلاب قمصر كاشان عوض كرد. برای خودشان هم پربیراه نمی گفتند. عادات سالیان عمر را، با ارزش های ازلی یكی گرفته بودند.

سال ها عمر لازم بود و از كودكی باید به نوجوانی می رسیدیم، تا محله جایش را به شهر و كشور بدهد و گرایشات ناسیونالیستی، جای تعصبات محلی را بگیرد و محله را جزئی از یك كل بزرگتر بدانیم كه كشور نام دارد و برای دفاع از ارزش های میهن پرستانه باید هزاران ناسزا به هزار جای دیگر می دادیم. غافل از اینكه تمدن بشری، یك قافله است كه صدها سال پیش، شتر سرزمین ما از آن غافله جا مانده بود. ـ اینكه چرا جا مانده بود، موضوع بحث من نیست، فقط می دانم كه جا مانده بود. ـ اما ما از این نكته غافل بودیم و هر كشوری را كه از تاریخ ما عقب مانده بود، عقب افتاده و هركه را جلو افتاده بود، گمراه دانستیم و گمان بردیم زمان واقعی عالم، زمان جاری در سرزمین ماست و سال ها عمر لازم بود تا بدانیم كه نه تنها سرزمین ما مركز عالم نیست كه اساساً كره زمین مركز عالم نیست و این تازه كشفی نبود كه ما كرده باشیم و جوان كه شدیم تازه فهمیدیم آنچه را ما قرار است از فردا كشف كنیم، قافله تمدن بشری ده نسل پیش از ما كشف كرده.

چرا كه وقتی دیگران مشغول كشف چیزی بودند، ما حضور نداشتیم و اگر حضور داشتیم آن را درك نكردیم. نمونه اش هنرمند فرزانه ما كمال الملك است كه در عصر امپرسیونیست ها در پاریس حضور یافت، اما درنیافت كه نقاشی تا دوره امپرسیونیسم پیش رفته و برای همین فقط چند تا كپی از آثار كلاسیك برای ما سوغات آورد. می پرسید چرا كمال الملك فقط به آثار كلاسیك توجه كرد ؟ برای آنكه كلاسیسم، هنر برخاسته از دوران قرون وسطی است و برای كمال الملكی كه در قرون وسطی ایران زیسته بود، بسیار سخت بود كه قبل از آنكه در سرزمینش ایران، مراحل تاریخی بعد از قرون وسطی را درك كرده باشند، بتواند امپرسیونیسم را در نقاشی درك كند. فرزانه هنر ما گناهی هم نداشت. او معلول علل تاریخی و جغرافیایی سرزمین عقب مانده خویش بود. كمال الملك و سرزمینش كه به همراه قافله تمدن بشری نمی رفته اند، تا مثلاً در نقاشی، از كلاسیسم برسند به رمانتیسم، آن چنان كه در فلسفه و تمدن، از قرون وسطی برسند به اومانیسم و از اومانیسم برسند به عصر تجربه و علم حصولی ،آنچنان كه از رمانتیسم لاجرم برسند به رئالیسم و حتی امپر سیونیسم. كمال الملك و زادگاهش یك جایی جامانده بودند و وقتی سر از “موزه لوور” در می آورند بسیاری از مسایل را به جا نمی آورند. برای همین است كه نسل بعد از كمال الملك وقتی ملتفت عقب افتادگی تاریخی اش از قافله تمدن بشری می شود، مجبور می شود عقب افتادگی های تاریخی یك ملت را از قافله تمدن، فوراً در شخص خود جبران كند و آنچه را ملل دیگر در پانصد سال طی كرده اند،

ایشان در یك دهه، در خود شخصی شان طی كنند و اگر قافله تمدن، هر ایسمی را با یكی دو نسل تجربه، پخته كرده است، هم عصران من با خواندن یك كتاب و دیدن یك موزه می باید این دوره و ایسم را طی كنند. چرا كه این هنرمندان، نه تنها تاوان عقب ماندگی تاریخی ملتشان را می پردازند كه غرامت عدم درك به موقع فرزانگان ملی شان را هم باید بپردازند و مجبور می شوند ظرف یكی دو دهه، راهی را طی كنند كه ملل دیگر در پانصد سال طی كرده اند. چرا كه امروزه ما در عصری ایستاده ایم كه عقب افتاده و جلو افتاده را در یك عرصه و با یك متر اندازه می كنند. شما اگر به حقیقت سیال هستی ایمان آوردید و از این عقب افتادگی و آن پیشرفت ها، مطلع شدید و مصدر هیچ امری هم نبودید كه بتوانید منشأ تغییرات بنیادی در جامعه خودتان باشید، چاره ای نمی ماند جز این كه یك تنه به جای همه تغییر كنید و همه آن جا ماندن های تاریخی جامعه تان را، لااقل در خودتان جبران كنید.

پس طبیعی است كه آن هم محله ای كودكی ام، كه محله را همچنان مركز جهان خلقت می داند و درویش زیر گذرش را با یك واسطه، به خدای خلقت منسوب می داند، آرامشش بیشتر از من باشد و یا طبیعی است كه آن منتقد شهرستانی كه فهم هم ولایتی هایش را متر و معیار می داند و همین كه فیلمی از سطح شعور هم شهریانش بالاتر رفت، فیلم را روشنفكرانه و بیهوده می داند، به این ناآرامی من بخندد و بگوید: عمو جان چرا خودت را اذیت می كنی درست است كه نبایستی روستایی بود و جهان بینی محدود داشت، اما جهان مگر چقدر گسترده تر از ولایت ماست ؟ و من از او می پرسم: مگر منطق شووینیزم آلمان چه بود؟ جز همین نوع استدلال كه آلمان مركز جهان بشری است و هیتلر شخص اول كره زمین. و جالب این است كه پیرزن های آلمانی، همان حسی را به هیتلر داشتند كه روستاییان اینجایی، به كدخدایشان. این یكی مشد حسن را با یك واسطه برگزیده خداوند می داند، آن یكی هیتلر را.

و من نه خیلی زود و نه خیلی دیر، اما سرانجام و بالاخره باورم شد كه محله ما مركز توجه ویژه خداوند نیست و همین طور خوب فهمیدم كه لجن جوی محله ما از گلاب قمصر كاشان خوش بوتر نیست و اگر ما به آن معتادیم از برای عادت ماست نه از بابت ارزش آن.
و همین طور باورم شد كه خداوند حساب ویژه ای برای من باز نكرده، هم چنان كه برای تو، و آن چنان كه برای او و سنگینی وزن من و تو همان اندازه ای است كه ترازوها به سبب جاذبه كره زمین از ما نشان می دهند و نه بیشتر. و این در مقایسه با وزنی كه ترازوهای قیاس، از كره زمین نشان می دهند، ناچیز است و تازه كره زمین، غبار سبك و سرگردانی است در یكی از كهكشان های گمنام هستی.

اخیراً فیلمی دیدم به اسم “میكروكاسموس” كه حاصل پنج سال از عمر یك زن و شوهر بیولوژیست فرانسوی بود، بر روی زندگی حشرات. اول بگویم كه تكنیك فیلم بسیار بالا و حساب شده بود و دوربین جهت نزدیك شدن به موضوع، مثلاً به همراه پشه واقعی كه از لای برگ ها پرواز می كرد، تراولینگ می كرد. این فیلم به راحتی ما را در جریان غوغایی قرار می داد كه در زیر سكوت یك بركه آرام جاری بود. چیزهایی مثل تلاش هوشمندانه یك بچه سوسك، برای جا به جایی یك سنگ ، توسط ابزار و یا دست و رو شستن پشه ای به هنگام صبحگاه و یا زد و خورد دو حشره و فرار رندانه یكی از آنها بعد از پیروزی بر حریف. و عبادت بودا وار یك آخوندك، در شعاع خورشید و یا عشق بازی دو حلزون. عجیب تر اینكه همه این رفتارها بی اندازه شبیه رفتار انسان ها بود. طوری كه آدم به این حس می رسید كه اگر ما پشه یا سوسك یا حلزون هم به دنیا می آمدیم، هیچ دست كمی از آنچه امروز داشتیم، نداشت و مهم این است كه ما از كدام زاویه و با كدام چشم، به این طبقه بندی انواع جانداران نگاه می كنیم و جای آن منتقد شهرستانی خالی بود تا ببیند تماشاچی معتاد به فیلم های هالیوودی، از موفقیت آن بچه سوسك در جا به جایی سنگ چنان به هیجان می آمد كه لحظاتی طولانی دست می زد ؛ چنان دستی كه رمبوی هالیوود هم آن را به یاد نمی آورد. و رفته رفته چنان شد كه تماشاچیان برای مرگ یك مورچه اشك می ریختند.

پس من چطور می توانستم برای حفظ آرامشم، هم چنان چون آن روستایی مانده باشم و كدخدای روستا و درویش محله ام را قطب عالم امكان دانسته باشم ؟! و یا حتی در مدارج بالاتری به بیماری مزمن و مسری ناسیونالیسم و حتی شریفتر از آن بیماری اومانیسم گرفتار شده باشم ؟!

پرسیدید چه چیزی مرا به آشوب كشانید، پاسخ می دهم تنگی دیدگاه های محله كودكی ام در مقابل عظمت آفرینش. و آن همه دغدغه و دستپاچگی كه پرسیدید، برای طی كردن سریع راه دور و درازی بود كه از محله ما تا جهان حقایق بالاتر وجود داشت. من آنچه را پاهای تاریخ از تنبلی، برایم طی نكرده بود، باید با پاهای كوچك شخصی ام، به شتاب می پیمودم. و اكنون از این راه طی شده راضی ام و با تواضع بسیار می دانم كه من ” هیچ چیز، جز یك نگاه نیستم ” و وزنم بر كره زمین ناچیز است و وزن كره زمینی كه در آن ایستاده ام، در مقایسه با وزن هستی، ناچیزتر. پیش از من میلیاردها آدم بر این كره خاكی زیسته اند. و پس از من بی شماری از آدمیان بر زمین خواهند زیست و امروزه از این میان، من به همان اندازه می توانم مدعی باشم كه با فیلمسازی ام جهان را متحول كرده ام، كه یك پروانه مدعی، وقتی از روی گلی به گل دیگر پرواز می كند ادعا كند كه نظم جهان را به هم ریخته است. لذا من كه روزگاری به عنوان كودكی در محله كودكی ام، معلول شرایط تاریخی و جغرافیایی خویش بوده ام و در آن روز نسبت به حقایق محدود پیرامونم، شیفته بودم، امروز به عنوان ذره ای ناچیز، در مقابل عظمت جهان هستی، فقط شگفت زده ام. راهی كه من طی كرده ام، راهی است از شیفتگی حقیقت به شگفتی در برابر حقایق. و برای همین به راحتی صدای آن سوسك مادر را می شنوم كه همسایه ماست و مدام قربان دست و پای بلورین بچه اش می رود و به راحتی و روانی از حفظم شعر زیبا و هر روزه مورچه شاعری جوان را كه هر روز از بلندای برگ تربچه ای می خواند كه:

” دوباره آدمیان از خواب برخاستند
تا زیر پاهای بی چشمشان
قصه هزاران مورچه عاشق را نادیده بگیرند.”
– دوره های فیلمسازی شما با تحولات اجتماعی ایران هم خوانی بسیاری دارد. از دیدگاه شما این چهارده فیلم سینمایی را به چند دوره می توان تقسیم كرد ؟
محسن مخملباف : به چهار دوره. دوره اول شامل : ” توبه نصوح، دو چشم بی سو، استعاذه و بایكوت “، دوره دوم شامل : ” دستفروش، بایسكل ران و عروسی خوبان “، دوره سوم شامل فیلم های : ” نوبت عاشقی، شبهای زاینده رود، ناصرالدینشاه، هنرپیشه، سلام سینما و نون و گلدون ” و دوره چهارم شامل : ” گبه” .

– چه خصایلی بر دوره اول فیلمسازی شما حاكم است؟
محسن مخملباف : به لحاظ محتوا، كارهای این دوره مذهبی است و به لحاظ تكنیك، سیاه مشق های اولیه من.
– آیا از چهار كار این دوره هنوز به هیچ كدام آنها علاقه ای دارید ؟
محسن مخملباف : بله به استعاذه كه دومین كار من است و به بایكوت كه چهارمین كار است. استعاذه را اخیراً دیدم و از آن خوشم آمد. به لحاظ فرم یك كار سورئالیستی است كه می توان رگه های سورئالیستی آثار بعدی مرا از این كار دانست و به لحاظ محتوا هم یك بحث بشری است، همان قصه سوء تفاهم های بشری كه به شیطان و وسوسه های او نسبت می دهیم. حتی به اصرار خودم در تور مرور بر آثاری كه از من در چند كشور دیگر راه افتاده، قرارگرفت. به این فیلم در مجموعه آثار من بی مهری شده و بایكوت را هنوز دوست دارم به لحاظ دغدغه های فلسفی اش.

– چگونه از این مرحله گذشتی ؟
محسن مخملباف : با دو چیز. اول با مطالعه حدود چهارصد كتاب در زمینه سینما. دوم با درك نابسامانی های اجتماعی پیرامونم.
– قصه مطالعه چهارصد كتاب سینمایی را در مدت شش ماه شنیده ام. اگر می شود برای آنها كه مایلند توضیح بیشتری بده؟
محسن مخملباف : پیش خودم فكر كردم اگر قرار است سینما را ادامه دهم، باید آن را بهتر بیاموزم، اما به دانشكده ها و كلاس ها و منتقدین معتقد نبودم. به همان شیوه ای رجوع كردم كه رسم مطالعه ما در زندان بود. یعنی اول سعی كردم از انتهای كتاب های سینمایی لیست كتاب های منتشر شده دیگر را پیدا كنم و به هر كتابخانه ای سر زدم و سراغ كتاب های سینمایی را گرفتم و از آن ها كه كتاب های سینمایی را جمع می كردند، پرس و جو كردم واین لیست را تكمیل كردم. طوری كه این لیست كاملترین لیستی شد كه تا آن زمان درباره كتاب های سینمایی وجود داشت. بعد آنچه را می شد خرید، خریدم و آنچه را نمی شد، به امانت گرفتم و در كنج خانه نشستم و همه را به دقت خواندم و بابت هر موضوعی فیش مهیا كردم و پس از خواندن بیست كتاب متوجه شدم نویسندگان همه از روی هم می نویسند و كتاب های بعدی با سرعت بیشتری خوانده شد چرا كه تكرار مكررات بود. اما هیچ نكته تازه ای را از قلم نینداختم، مگر آنكه آن را در فیش مربوطه وارد كردم. و بعد كه كار مطالعه و فیش برداری تمام شد، دوره خلاصه كردن و حذف مطالب تكراری فراهم شد و همه این ها آنقدر خلاصه شد و مورد حذف اضافات قرار گرفت كه به كتابچه كوچكی بدل شد كه از نظر من خلاصه دانش كتاب های سینمایی ایران تا آن زمان بود.

– این دوره شش ماهه مطالعه، مربوط به چه زمانی است ؟
محسن مخملباف : مربوط به سال هزار و سیصد و شصت و سه، قبل از ساختن فیلم بایكوت. اما در واقع این مطالعه پس از ساختن فیلم بایكوت ادامه یافت و تكمیل شد.
– فیلم چطور ؟ مشهور است كه در این دوره چهارصد فیلم را دیدی ؟ آیا به آرشیو خاصی دسترسی داشتی ؟

محسن مخملباف: در واقع حدود پنجاه فیلم را كامل دیدم. و اما آرشیوی كه در اختیار داشتم همان آرشیوهای كرایه فیلم در حاشیه خیابان های تهران بود كه در آن ایام پر بودند از فیلم های ویدئویی مبتذل فارسی و هالیوودی كه بیش از پنج دقیقه از هیچ كدامشان را به دلیل خشونت و دروغ نمی شد تحمل كرد. در لابلای این فیلم ها تعدادی فیلم خوب هم دیده می شد كه مهمترین آنها امروزه برایم “دزد دوچرخه” دسیكاست. اما بیشترین تأثیر را من از كتاب ها گرفتم. نكته دومی كه باعث شد من از دوره اول به دوره دوم فیلمسازی ام بروم، شرایط اقتصادی ناشی از دوران جنگ بود و بی توجهی طبقات مرفه جامعه، به ویژه سرمایه داران مذهبی نسبت به اكثریت محروم جامعه. فیلم های دستفروش، عروسی خوبان و باسیكل ران كه مربوط به دوره دوم است، حاصل این دو عامل است. در همین دوره است كه من سوای از محتوا و تكنیك، دغدغه تجربه در سبك را هم پیدا می كنم و می كوشم مثلاً در دستفروش از یك سبك شروع كنم و آرام آرام از سبك های دیگر عبور كنم بی آنكه به یكدستی اثر خدشه ای وارد آید.

– حالا این دوره دوم را چطور می بینی ؟
محسن مخملباف: دوره پرواز. كسی نوشت من مثل كسی می مانم كه سوار بالنی شده و برای آنكه بیشتر بپرد، مدام كیسه های شن را از توی بالن به بیرون پرتاب می كند.
به هر جهت این دوره پیچیده ای است و به سادگی نمی توان از آن گذشت. مثلاً من در دوره اول خشم و حسادت اهل سینما را به سبب وارد كردن مضمون دین به سینما برانگیختم و ناخواسته دوستان و دشمنانی برای من و آثارم فراهم آمد. در عوض مذهبی ها را با هنر آشتی دادم. این كم چیزی نیست كه بعد از توبه نصوح برای اولین بار در مساجد فیلم نشان دادند در شرایطی كه می رفت پس از یك انقلاب مذهبی اساسا سینما از جامعه ریشه كن شود و مگر در افغانستان نشد؟
در دوره دوم این مرزبندی ها به هم ریخت و عده ای از دوستان قدیمی به صف دشمنان پیوستند. بیشترین استدلال آنها این بود كه ساحت هنر، ساحت مسایل غیرزمینی است و نباید آن را با طرح مسایل دنیایی مردم آلوده ساخت. عده ای از آنها كه تا دیروز با هنر قهر بودند و به سبب آثار من تازه با هنر آشنا شده بودند حالا ادعا می كردند هنر یكسره مذهبی است و نباید از مسائل اجتماعی سخن گفت. از نظر من این ها شكمشان زیادی سیر بود و اجاره خانه سر برجشان، عقب نیفتاده بود و الا فقیرترهایشان نظر دیگری داشتند.

آثار همین دوره برای من شهرت جهانی آورد و اهل سینمای داخل را هم بالاخره تسلیم كرد. چون اكثریت منتقدین داخلی هم گوش و چشمشان به نظرات منتقدین خارجی بود. البته در این دوره دوستان جدیدی هم برای آثار من پیدا شد. این ها مردم محروم ایران بودند و همینطور آدم هایی كه حساسیت های اجتماعی داشتند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بازی و رشد کودکان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بازی و رشد کودکان در word دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بازی و رشد کودکان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بازی و رشد کودکان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بازی و رشد کودکان در word :

بازی و رشد کودکان

چکیده
هدف این مقاله درخصوص طبیعت بازی ،کاربردواثربازی ،جنبه های مقیدبازی ،آثارتربیتی بازی ،توضیح ارزش واهمیت بازی ونقش بزرگترها درآماده نمودن بازی برای بچه ها می باشد.
تعریف بازی :به هرگونه فعالیت جسمی یاذهنی هدفداری که به صورت فردی یاگروهی انجام پذیردوموجب کسب لذت واقناع نیازهای کودک شودبازی می گویند.بازی بهترین وموثرترین وسیله برای پرورش وشکوفایی تدریجی استعدادهای طفل دردوران کودکی است .کودکان برای انجام بازیها هیچ هدف ومنظوری جزسرگرمی وتفریح ندارندولی مربی بایدمنظوروهدف معینی داشته باشدکه دراین مقاله به آنها اشاره شده ،بازیهای مختلف علاوه برتربیت بدنی ،آثارتربیتی بسیاری دارندکه به تعدادی ازآنها اشاره شده است .

بازیها جنبه های مفیذی ازقبیل جنبه (جسمی -ذهنی وروانی -عاطفی )دارندکه برای هریک توضیحی داده شده ،می توان گفت که بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هرکودک محسوب می شودودرزندگی کودک اهمیتی ویژه دارد.بازی برای هرکودک درحال رشدازارزشهای مختلفی برخورداراست .بازی کاربردی مهم وسازنده درجنبه سازندگی اخلاقی واصلاح نابسامانیها ورفتاری داردواثرآن دررشدانسان به حدی است که بسیاری ازکارهای بزرگسالی درواقع انعکساسی ازآموخته های ضمن بازی دوران خردسالی است .
یکی ازراههای پرورش شخصیت کودکان ،شرکت بزرگسالان دربازی آنها است .باهم بازی شدن با کودکان ،می توانیم دنیا راازدریچه وزاویه ای که اومی بیند،ببینیم ودرک کنیم وبدین ترتیب با کودک همدلی کنیم .

مقدمه
كودكان گل های بوستان ما ، آینده سـازان جامعه بشری و امید جهانیـان اند كـودكان سرمایه ها و ذخایر گرانبهای هر ملتی هستند عزت ،افتخار و سربلندی هر ملت به كیفیت رشد و بالندگی كودكان آن سرزمین بستگی دارد
امروزه روان شناسان اعتقاد دارند كه برای رسیدن به مراحل بالاتر ، باید پایه های اولیه رشد را جدی گرفت چرا كه اگر مراحل نخستین رشد به خوبی پیموده نشود قرار گرفتن در مراحل بعدی فرد را با اختلالاتی رو به رو خواهد ساخت .

شناخت ما از كودكان و نیازهایشان هر اندازه بیشتر و عمیق تر باشد ، ارتباط ما با آنان آسان تر ، مطلوب تر و پایدارتر خواهد بود شناخت زمینه های بازدارنده یا تسهیل كننده رشـد و بالندگی كـودكان ، شناخت روش های اصـولی و صحیح دستیابـی به عزت و افتخار است بازی مهم ترین عامل تسهیل كننده رشد و بالندگی در صحنه حیات كودك و اسباب بازی ، ابرازی است فراخوان كودك به این پهنه از گلستان حیات ، بازی برای كودك همانند هـوایی تنفس می كنـد لازم و ضرورت است بازی برای كـودك یعنـی زندگــی .
بازی تن و روان كودك را واكسینه می كند و مسوولیت های اجتماعی و اقتصادی را كه در آینده باید بدوش كشـد به او می آموزد بازی دنیـای كودكان است . با دنیای كودكان بازی نكنید

منبع :کتاب راهنمای انتخاب اسباب بازی نوشته،محمدرضا مطهری-نشر البرز- چاپ اول تابستان 1382

ساختار مقاله
متن مقاله انعكاس دهنده حقی است كه همه كودكان دارند تا از طریق بازی به رشد دست یابند مقاله به صورت زیر سازمان داده شده است.
تعریف بازی
بازیها
هدف و منظور از انجام بازی
انواع بازیها
آثار تربیتی بازی
جنبه های مفید در بازی
اهمیت و ارزش بازی
كاربرد اثر بازی
نقش بزرگتر ها در بازی

تعریف بازی :
به هر گونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری كه به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد و موجب كسب لذت و اقناع نیازهای كودك شود بازی می گویند
بازیها
بازی، بهترین و مؤثرترین وسیله برای پرورش و شكوفایی تدریجی استعدادهای طفل در دوران كودكی است . كودك معمولاً بازی را از اولین سنین كودكی شروع می كند و به تدریج كه سن او بالا می رود، نوع بازیها و اسباب بازیهای او تفاوت پیدا می كند . كودك در سنین اولیه معمولاً تنها بازی می كند و اسباب بازیهای مختلفی او را سرگرم می سازد. شركت پدر و مادر و یا سایر بزرگترها در بازیهای وی برایش مطبوع و سرگرم كننده است ولی بتدریج میل به بازی كردن با سایر كودكان هم سن خود در او بیدار می شود و او نوع بازیهای خود را تغییر می دهد و از این زمان است كه روح اجتماعی بودن در او بیدار می شود . میل به بازی در دو و یا سه سالگی، ناشی از رضایت خاطری است كه طفل در به كارانداختن استعدادهای رو به تكامل خود دارد. طبعاً هر چه او بزرگتر می شود ، مهارتهای او نیز كاملتر می شود و زمانی می رسد كه تنها دویدن یا انجام كارهای ساده او را خشنود و راضی نمی كند و میل دارد با كودكان دیگر بدود و از آنها جلو بیفتد و در حقیقت میل برتری بر دیگران یا برتری جویی در او بیدار می شود و همین حس است كه باید مورد استفاده مربیان واقع شود و كودك را به تلاش و كوشش برای پیشرفت و كسب موفقیت بیشتر ترغیب كنند.

مجموعه بازیهای کودکان ونوجوانان ،نوشته : مهندس هادی پزشپور- چاپ اول ( پیام )- تهران 1382
هدف و منظور از انجام بازی:
كودكان برای انجام بازیها هیچ هدف و منظوری جز سرگرمی و تفریح ندارند، ولی مربی در انجام هر بازی كه برای آنان ترتیب می دهد باید منظور و هدف معینی داشته باشد و در تمام بازی آن هدف را تعقیب كند، در بازیهایی كه انجام می شود باید یك یا چند هدف از هدفهای زیر مورد توجه شما قرار گیرد.
1- ایجاد نشاط و شادمانی در كودكان و سرگرم ساختن آنها
2- تقویت عضلات و اندامهای بدن
3- تقویت حواس پنجگانه
4- تقویت فكر و هوش و حافظه
5- آشنا ساختن كودكان به فواید همكاری و تشریك مساعی
6- عادت دادن كودكان به نظم و تربیت و اطلاعات از مقررات
7- ایجاد روح مبارزه و رقابت سالم در افراد

انواع بازیها:
عده ای از متخصصان تعلیم و تربیت در جهان بازی را به انواع گوناگون تقسیم كرده اند كه عبارتند از :
1- بازیهای گروهی
2- بازیهای دایره ای
3- بازیهای تعلیماتی
4- بازیهای تیمی
5- بازیهای امدادی
6- بازیهای میدانی
7- بازیهای تربیت حواس
8- بازیهای آرام

تقسیم بندی بالا امری قطعی نیست و می توان انواع دیگری را نیز در نظر گرفت.
آثار تربیتی بازی در كودكان:
بازیهای مختلف علاوه بر تربیت بدنی،آثار تربیتی بسیاری دارند كه تعدادی از آنها عبارتند از:
1- بازی و آموزش شیوه زندگی فردی: بازی وسیله ای برای برآوردن نیازهای عاطفی و تحت كنترل در آوردن آن است. استفاده از این روش تربیتی به كودك درس نظم و تربیت می دهد و به یاد می دهد كه برای وصول به یك هدف چگونه باید نقشه بكشد.
2- بازی و شیوه رفتار اجتماعی : بازی باعث می شود كه كودك رابطه صحیحی با دیگران برقرار ساخته و رفتار خود را متعادل كند و همچنین ، همكاری در فعالیتهای گروهی را بیاموزد.
3- بازی و آموزش قانون ومقررات: در بازی قواعد و مقرراتی وجود دارد كه كودك باید آنها را مراعات كند. همچنین اصولی وجود دارد كه او ناگزیر است آنها را بپذیرد و انجام دهد . و به همین دلیل با كندی و به تدریج انجام می گیرد

شکل گیری نماددرکودکان – مولف ژان پیاژه – چاپ اول تهران 1382- انتشارات غزل
4- بازی و آموزشی نقشهای اجتماعی: كودك از راه بازی می تواند با نقشهای متعدد اجتماعی از قبیل یك كارگر،كشاورز، مدیر ، معلم و; آشنا می سازد.
5- بازی و آموزش اخلاق: بازی وسیله خوبی برای آموزش و تهذیب اخلاق است. ارزشهای اخلاقی را شكوفا می سازد و مسائل و ابعاد آن را در پیش چشم كودك قرار می دهد.

چند جنبه مفید در بازیها:
1- جنبه جسمی: فایده بازی مخصوصاً در دوره 3 تا 6 سالگی است كه كودك پیش از آنكه بتواند از راه فكر چیزی بیاموزد، از راه لمس و مشاهده آن را یاد می گیرد. بنابراین بازی منشأ تكامل و رشد جسمی و ذهنی او خواهد بود. دربازی همه اعضاء درفعالیت : دست، پا و سایر حواس و این امرزمینه خوبی را برای رشد كودك فراهم می سازد.
2- جنبه ذهنی و روانی: بازی حس كنجكاوی كودك را بر می انگیزد و قدرت ابتكار او را به كار می اندازد . كودك در بازی با برخی از رفتارها آشنا می شود. در خود قدرت مقاومت در برابر مشكل ایجاد می كند. روح تازه ای در او دمیده می شود و این خود موجبی برای اعتماد به نفس در اومی شود . بازی شخصیت كودك را بارزتر وعیانتر می سازد و هم وهم و جان وروان او را پرورش می دهد.
3- جنبه عاطفی: كودكان در شرایط متفاوت ، مهر یا خشونت را نشان می دهند كه بوسیله بازی می توان احساسات آنها را متعادل كرد. بنابراین

مجموعه بازیهای کودکان ونوجوانان – مولف : مهندس هادی پزشپور- چاپ اول تهران 1382
4- بازی در این زمینه نیز دارای اثرات مثبتی است و باید همواره توجه داشت كه: بازی از مهمترین وسایل تربیتی است كه می تواند مورد استفاده بسیار در تعلیم و تربیت كودكان و حتی افراد بالغ و بزرگسالان باشد.
اهمیت و ارزش بازی
از تماشای بازی كودكان می توان دریافت كه بازی یك موضوع محرك و تشویق كننده است . بچه ها در اثر بازی به مقدار زیادی از نظر عاطفی ارضا می شوند، هر چند تفاوت های موجود در بازی های كودكان همیشه روشن و واضح نیستند یا به راحتی درك نمی شوند ولی این احتمال وجود دارد كه بتوان كاركردهای متمایزی را كه بازی برای كودك دارد تشخیص داد. خانم مری شریدان این كاركردها را با عناوینی نظیر«مهارت یابی» ،«جستجو»،«كاردرمانی» و تفریح ذكر كرده است.

كاربرد و اثر بازی :
1) بازی كودك را با دنیایی جدید آشنا می سازد و رازهای ناگشوده أی را به كودك می گشاید طفل در هنگام بازی بسیاری از آنچرا كه نمی داند می پرسد یاد می گیرد .
2) بازی كاربردی مهم و سازنده در جنبه سازندگی اخلاقی و اصلاح نابسامانی ها و رفتاری دارد و اثر آن در رشد انسان به حدی است كه بسیاری از كارهای بزرگسالی در واقع انعكاسی از آموخته های ضمن بازی دوران خردسالی است
3) بازی وسیلهای برای شناحت و هدایت علائق است و مربی از طریق آن
می تواند آن علائق را به دلخواه جهت دهد .

4) بازی برای كودك شادی آفرین است و در عین حال موجد زمینه أی است كه در آن می توان دنیایی از مسائل را به او تفهیم كرد و كودك با شادابی آنها را می پذیرد .
5) ازطریق بازی می توان با بسیاری از اختلالات روانی و شخصیتی مبارزه كرد و حالاتی چون كمروئی و یا سوء رفتار یهای چون تجاوز وخشونت را از میان برد ریشه ی تردید ها را خشكاند و موجبات تسـلط برخـود و رفتار را فراهم كرد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تبادل مغز ها ، پدیده تازه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تبادل مغز ها ، پدیده تازه در word دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تبادل مغز ها ، پدیده تازه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تبادل مغز ها ، پدیده تازه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تبادل مغز ها ، پدیده تازه در word :

جریان حركت افراد با استعداد ، به شكل سنتی آن ، همواره از كشورهای در حال توسعه به سوی كشورهای پیشرفته بوده است ، ولی اكنون مهاجرت نخبگان به شكل پیچیده ای در آمده است و همه جهتها را ممكن است در بر گیرد . این جریانها حاكی است كه پدیده « فرار مغزها » در حال تبدیل شدن به پدیده « مبادله مغزها » است . پژوهشهای تجربی بریتانیا نشان داده است كه بین سالهای 1994 و 1997 حدود 11 هزار پژوهشگر خارجی در نظام آموزش عالی بریتانیا استخدام شده اند كه بیشتر آنان ( 45 درصد ) از اتحادیه اروپا بوده اند ( سلطانی ، 1380 : 10 ) . پیش از دو اتحاد آلمان ، آلمان غربی تكنسینهای آلمان شرقی را برای بكار انداختن مؤسسات صنعتی اش ، به آسانی می پذیرفت ( فرید ، 1374 : 308 ) . یكی از عوامل فرار مغزها به تعبیری ، مسئله اتلاف مغزها است و اتلاف مغزها یعنی اینكه متخصصان و افراد تحصیل كرده ، نتوانند در زمینه تخصصی كه دارند ، مشغول كار شوند .

در این صورت مجبور می شوند برای یافتن شغل مورد نظر به سرزمین دیگری مهاجرت كنند ، همچنین انگیزه های یك دانشمند برای كوچیدن از كشورش ممكن است از آرمانهای شخصی و علایق علمی او مایه بگیرد . به هر حال این آرمانها و علایق می تواند باعث جابجایی بین المللی میلونها نفر متخصص و دانشمند شود . بریا درك گستر دگی فرار مغزها از كشوری به كشور دیگر به آمار افراد تحصیل كرده و متخصص متوجه می شود ، به این صورت كه با تقسیم تعداد مهاجرانی كه تحصیلات عالی و تخصص دارند ، بر تعداد افراد متخصص و تحصیل كرده در كشور مادر ، میزان فرار مغزها بدست می آید . بررسیهای كارینگتون و دتراگیاج ، در مورد فرار مغزها از كشورهای در حال توسعه به ایالات متحده و دیگر كشورهای عضو « سازمان همكاری و توسعه اقتصادی » ، نشان می دهد كه فرار مغزها از ایران به سوی ایالات متحده ، در آسیا بالاترین سطح است . پس از ایران بیشتر مغزهایی كه از آسیا به ایالات متحده می كوچند ، از كره فیلیپین و تایوان هستند ، اما فرار مغزها از دیگر كشورهای خاور میانه ، در سطح پایین و اندك است . طی سالهای 1960 تا 1972 بیش از 300 هزار مهندس ، جراح و تكنسین و كارگر ماهر از كشورهای در حال توسعه در سه كشور آمریكا ، كانادا و انگلستان اقامت یافتند ( مجله اقتصادی ، 1368 : 44 ) .

در سر شماری سال 1990 ایالات متحده مشخص شد كه از مجموع 7 میلیون نفر مهاجر ساكن ایالات متحده ، حدود 5/1 میلیون نفر تحصیلات عالی دارند و این مهاجران از كشورهای آسیایی و حوزه اقیانوس آرام به آسیا رفته بودند . از مجموع 128 هزار نفر مهاجر آفریقایی مقیم آمریكا در آن سالها نیز حدود 95 هزار نفر دارای تحصیلات عالی بودند . در دهه 1990 كانا از مهاجرت نیروهای كانادایی به ایالات متحده صدمات بسیار زیادی دید . این مهاجران در مقایسه با كل جمعیت ، دارای تحصیلات بهتر و دارای در آمد بیشتری بودند . . در آن سالها ، در حالی كه حركت نیروهای بسیار ماهر از كانادا به سوی ایالات متحده افزایش یافته بود . از دیگر نقاط جهان نیز نیروهای ماهر به سوی ایالات متحده می رفتند ، بویژه در بخش صنایع پیشرفته كانا ، مهاجرانی اشتغال یافتند كه تعدادشان بیش از تعداد مهاجرانی بود كه از كانادا به ایالات متحده رفته بودند .

شمار فارغ التحصیلان دارای مدرك فوق لیسانس و دكتری كه از دیگر كشورها به كانادا می آیند برابر با تعداد فارغ التحصیلان در همه مقاطع دانشگاهی است كه از كانادا به ایالات متحده می روند ، چنان كه در سال 2001 بیش از 225 هزار نفر متخصص از كشورهای جهان به كانادا رفتند ( طایفی ، الف ، 1381 : 3 ) . بررسیهای « دی وورتز و لاریا نشان می دهد كه شمار مدیران ، پزشكان ، دانشمندان و پرستارانی كه در سال 94-1993 از كانادا به ایالات متحده مهاجرت كرده اند برابر با 40 درصد كل فارغ التحصیلان این رشته ها در آن سال بوده است . این كشور در سالهای 1967 تا 1987 از ورود مهاجرانی كه تحصیلات عالی داشتند حدود 43 میلیارد دلار سود برد ، اما هزینه های جایگزین برای فرار مغزها به ایالات متحده در دوره 96-1989 حدود 6/12 میلیارد دلار بر آورد شده است .

از كشور هند كه در زمینه نرم افزار و علوم رایانه ای متخصصان بسیار دارد . در دهه 1960 بیش از 25 هزار دانش آموخته در زمینه فن آوریهای پیشرفته به ایالات متحده آمریكا مهاجرت كرده اند كه اكنون شركتهای مهم و در آمدهایی چشمگیر دارند . همچنین بسیاری از متخصصان هندی در دیگر كشورها ، از جمله بحرین ، كویت ، عمان ، قطر و عمارات متحده عربی مشغول به كار هستند ( مركز تحقیقات و بررسیهای اقتصادی ، 1378: 12). در میان كشورهای آفریقایی نیز مصر ، غنا و آفریقای جنوبی به ترتیب بیشترین سهم را از مهاجران آفریقایی با ایالات متحده دارند مهاجرانی كه بیش از 60 درصد آنان دارای تحصیلات دانشگاهی هستند ( همان منبع ) . در این میان 26 درصد مهاجران غنایی ، تخصص و تحصیلات عالی دارند .

دولت آفریقای جنوبی كه با مسئله خروج نیروی انسانی اش از كشور مواجه است ، سخت زیر فشار افكار عمومی قرار گرفته است تا مهاجران خارجی را اخراج كند از این رو گویا بر آن است كه فقط به كسانی اجازه ورود دهد كه مورد نیاز كشور هستند و در واقع آفریقای جنوبی از مشكل فرار مغزها و كمبود نیروی متخصص ، مانند پزشكان . مهندسان و كارشناسان فن آوری اطلاعات زیانهای بسیاری می بیند لذا با سیاستهای جدید در صدد است با شكار استعدادها ، متخصصان را تشویق به ورود به این كشور كند ( حفاجی ، 1380 : 29 ) چنین است كه در نشست وزیران دارایی كشورهای آفریقایی در لوزاكا گفته شد كه قاره آفریقا سالانه 20 هزار متخصص خود را از دست می دهد و در برابر دولتهای این كشورها ناگزیر می بایست از متخصصان غیر آفریقایی برای طراحی و اجرای برنامه های توسعه استفاده كنند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم در word دارای 39 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم در word :

بهداشت روان و مهارتهای مقابله با استرس ، اضطراب ، خشم

مقدمه :
سلامتی طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی عبارت است از حالت رفاه كامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه فقط نبود بیماری و ناتوانی.
بنابراین به كسی فردسالم گفته می شود كه نه تنها رشد كافی ، وزن مناسب و تغذیه صحیح داشته باشد و از لحاظ جمعی بیماری نداشته باشد بلكه دارای رفتار و فكر سالم نیز باشد . سلامت روانی مانند سلامت جسمی ، صرفاً به معنای نبودن مشكلات و بیماری نیست بلكه سلامت روان هم حالات عالطفی و هم شرایط ذهنی یعنی هم احساسات و هم افكار شما را در بر می گیرد.

هدف و وظیفه اصلی بهداشت روان تامین ، حفظ و ارتقای سلامت روان افراد جامعه است ، به گونه ای كه آنها نه تنها بیماری روانی نداشته باشند بلكه از عناصر شناختی عاطفی و هم چنین از توانایی های خود در رابطه با دیگران آگاه شده و با داشتن تعادل روانی بهتر بر استرس های زندگی فایق آیند ؛ كارهای روزانه را پر بارتر و سودمندتر گردانند ؛ از زندگیشان لذت ببرند و با افراد خانواده و محیط خود ارتباط مناسب برقرار نموده و فرد مفیدی برای جامعه باشند .
موضوع سلامتی از بدو پیدایش بشر و در قرون و اعصار متمادی ، مطرح بوده است اما هر گاه از آن سخنی به میان آمده عموماً بعد جسمی آن مد نظر قرار گرفته و كمتر به سایر ابعاد سلامتی ، به خصوص بعد روانی آن توجه شده است .

گرچه طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی سه بعد سلامتی با یكدیگر تعامل دارند و با مرز مشخصی نمی توان این ابعاد را از یكدیگر تفكیك نمود ولی معمولاً شاخص هایی برای سلامت جسمی و حتی رفاه اجتماعی در بسیاری از كشورها وجوددارد كه هر چند یكبار مورد بررسی و تجدید نظر قرار می گیرد ، اما د رمورد سلامت روانی ، پیچیدگی و مشكل تعریف و ارزیابی آن غالباً منجر به غفلت و نادیده انگاشتن این مهم شده است . تعریف سلامت روان
سلامت روانی ، همان طوری كه اشاره شد ، مانند سلامت جسمی ، صرفاً به معنای نبودن مشكلات یا بیماری نیست . سلامت روانی هم حالات عاطفی و هم شرایط ذهنی ، یعنی هم احساسات و هم افكار شما را در بر می گیرد . سلامت عاطفی معمولاً به احساسات و زیر و بم های روحیه افراد اشاره می كند . شما ممكن است احساس كنید كه غمگین ، شاد ، نگران ، هیجان زده شكست خورده ، یا در اوج كامیابی هستید .

افراد برخوردار از سلامت عاطفی با احساسات و حالات درونی خود در تماس هستند و می توانند به وجود آنها اذعان كنند یا آنها را بروز دهند .
بنابراین سلامت روانی ، توانایی شما را  دردرك واقعیت ها ، همان گونه كه هست و پاسخ دادن به چالش های آن  و در پیش گرفتن تدابیر و شیوه های خردمندانه برای زندگی كردن، توصیف می كند .
فرد برخوردار از سلامت روانی بر آن نیست كه ار فشارهای زندگی بپرهیزد بلكه می كوشد با واكنش های خود نسبت به این عوامل ، آنها را بشناسد بپذیرد و بر آنها چیره شود  به طوری كه امكان تداوم زندگی وجود داشته باشد .
ملاك های سلامت روان

برای تشخیص سلامت روان نیز مانند تشخیص سلامت جسم ، معیارهایی وجود دارند . ملاك های سلامت روان عبارتند از :
1 . توانایی انجام وظیفه و اجرای مسئولیت های شخصی ،
2 . توانایی برقراری رابطه با دیگران ؛
3 . برداشت های واقع بینانه از انگیزه های دیگران ؛
4 . تفكر منطقی و خردمندانه ؛
5 . تلاش در جهت سلامتی ؛
6 . انعطاف پذیری و قدرت تطابق با شرایط گوناگون ؛
7 . معنی دادن به زندگی ؛
8 . درك این نكته كه خود فرد مركز جهان نیست ؛
9 . عشق و محبت نسبت به  دیگران
10 . داشتن توانایی كمك به دیگران یا ارتباط برقرار كردن با آنان ، به دور از خودخواهی ؛
11 . داشتن احساس رضایت بیشتر در روابط نزدیك با دیگران ؛
12 . حس تسلط بر ذهن و جسم كه فرد را قادر می سازد برای ارتقای سلامت خود شیوه های مناسب برگزیند وتصمیم های مقتضی اتخاذ كند .
مفهوم بلوغ و اهمیت شناخت آن:
مفهوم بلوغ:
بلوغ از نظر لغوی در فرهنگ فارسی به معنی « رسیدن » ، « رسیدن به سن رشد » ، مرد شدن » ، « زن شدن » و « رسیدگی و پختگی به حد كمال رسیدن » آمده است .
بلوغ یك دوره بحرانی است كه در دوره نوجوانی اتفاق می افتد . این دوره ، منشأ تغییرات زیادی در وجود شما است و موجب می شود كه شما به گونه ای متفاوت ، رفتار و احساس كنید ؛نگاه شما نسبت به جهان تغییر می كند و گاه دچار تشویق و نگرانی می شوید ، تصمیم گیری برایتان مشكل می شود كه این عامل موجب بروز مشكلاتی در برخورد شما با خانواده و جامعه می شود . بلوغ گذار از مرحله كودكی به بزرگسالی و زمان اكتساب قدرت جنسی است .
اگر شما مشكلات و مسایل بلوغ را در محیطی سرشار از تفاهم و صمیمیت با كمك پدر و مادرتان بشناسید ، این دوره را به طور طبیعی و بدون ناراحتی پشت سر می گذارید .
بدین ترتیب شما با نشاط و سلامتی پا به عرصه زندگی بزرگسالی می گذارید و از نیرو و توان بالای دوران نوجوانی بهره مضاعف خواهید برد .
اهمیت شناخت بلوغ:

بلوغ یكی از حیاتی ترین مراحل زندگی انسان است . این مرحله ، زمان تغییر سریع رشد و نمو تغییرات سریع اجتماعی است . در حال حاضر بخش قابل توجهی از جمعیت كشور را نوجوانان تشكیل می دهند . به همین دلیل پرداختن به مسایل نوجوانان در دوره بلوغ از اهمیت ویژه ای برخوردار است .دلایل دیگری كه اهمیت این مسأله را افزایش می دهد ، عبارتند از :
1 . زیربنای زندگی بزرگسالی فرد در دروه بلوغ پی ریزی می شود . ممكن است ، مشكلات مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی مانند بیماری های عفونی ، ازدواج های ناموفق ، حاملگی های زودرس و پر خطر ، مرگ و میر و كودك و مشكلات روانی ناشی از آنها ، ریشه در این دروان داشته باشند .
2 . شما پس از ظهور علایم بلوغ كه ناگهانی و غیر منتظره است ، به طور طبیعی با امری ناآشنا و بی سابقه مواجه می شوید . شما هم احساس شادی می كنید و هم دچار نگرانی می شوید . اگر تا آن زمان كسی شما را در جریان تغییرات و علایم بلوغ نگذاشته باشد ، این پدیده موجب تعجب اظطراب و تشویق شما می شود .
3 . در حال حاضر نسبت به گذشته ، قابلیت باروری در سنین پایین تری حاصل می شود ولی سن ازدواج در حال افزایش است . در عین حال ، كاهش تأثیر نفوذ خانواده ، رواج شهرنشینی مهاجرت ، جهانگردی ، وسایل ارتباط جمعی ، در مجموع تغییرات وسیعی در رفتارهای جنسی و حاملگی نوجوانان تا حد هشدار دهنده ای در حال افزایش است كه در نهایت ، آزار جنسی ، افزایش شیوع بیماری ایدز و سایر بیماری ها را به همراه می آورد . به علاوه ، حاملگی و زایمان دختران در سنین بلوغ و نوجوانی با میزان بالای مرگ و میر همراه است . این مشكل با افزایش سقط ها و ابتلا به بیماری های آمیزشی به ویژه ایدز تشدید می شود .
4 . بیشتر خطراتی كه ممكن است دامن گیر نسل جوان و نوجوان شود ، در فاصله چند ساله بلوغ جنسی رخ می دهد . گاهی افراد بر اثر تحریك ، خشم یا خشونت و یا سایر تمایلات نفسانی خودسرانه تصمیم ناروایی اتخاذ نموده و دست به اقدام نسنجیده و عجولانه می زنند كه نتایج زیانبار و جبران ناپذیری به دنبال دارد .
شما باید هنجارهای فرهنگی خود را بشناسید و با افزایش آگاهی در این زمینه ، راه های پیشگیری از ابتلا و نحوه برخورد با خطرات را به كار ببندید .
به علاوه لازم است شما قبل از بلوغ ، اطلاعات كلی و صحیح راجع به وقایع و تغییرات جسمی و روانی بلوغ و رفتار مناسب نسبت به خود و دیگران و نحوه ابراز علاقه و محبت و دوستی های معقول را دریافت نمایید تا از بسیاری از مشكلات و پی آمدهای حاصل از عدم اطلاع و شناخت درست آنها ، پیشگیری شود .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آزمونهـای روانـی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آزمونهـای روانـی در word دارای 43 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آزمونهـای روانـی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله آزمونهـای روانـی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله آزمونهـای روانـی در word :

 مقدمـه :

یكی از هدفهای عمده هر علم ، اندازه گیری پدیده های مورد نظر و دادن جنبه كمی به آنهاست. وقتی پدیده ای را با اعداد و ارقام نشان می دهیم براحتی می توانیم آن را طبقه بندی و قوانین درباره آنها وضع كنیم.هر علم روان شناسی، مجموعه شیوه هایی كه به ما كمك می كند تا ویژگیهای روانی اسنان را از حالت كیفی به حالت كمی درآوریم.اصطلاحاً «روش روان سنجی» نامیده می شود. روان سنجی، در معنای وسیع كلمه، یعنی استفاده از روش آزمایش. اما در معنای محدود كلمه یعنی بهره گیری از آزمونهای روانی برای اندازه گیری توانائیهای ذهنی.

تعریف آزمون روانی :

اگر استعداد را امكان انجام دادن یك عمل یا آشكار ساختن یك رفتار در نظر بگیریم. آزمون روانی به فن یا شیوه ای كه به طور علمی تهیه می شود و امكان ارزشیابی عین استعدادهای فردی را فراهم می آورد تعریف می كنیم.استعمال روزافزون آزمون ها و ظهور انواع مختلف آزمایشهای روانی باعث شده تا تعریف آزمونها از دقت و صراحت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شوند.

تعاریف مختلف آزمون عبارتند از:

پروفسور آندره زی (1970ـ پاریس) آزمون روانی را چنین تعریف می كند: وسیله تمایز بین افراد براساس یك درجه بندی.

تعریف آناستازی (1970ـ لندن) از آزمون: اندازه استاندارد و عینی از چگونگی یك رفتار.

تعریف پیرپیشو (روان شناس معاصر فرانسوی) از آزمون: یك موقعیت استاندارد شده كه به عنوان انگیزه برای یك رفتاربه كار می رود. این رفتار، كمی یا كیفی، با میانگین افراد دیگری كه در همان موقعیت قرار گرفته اند مقایسه می شود. این مقایسه اجازه می دهد تا رفتار فرد به صورت كمی نمره گذاری شود یا از نظر تیپ شناسی طبق بندی گردد. به عبارت دیگر، رفتار فرد به صورت عددی یا توصیفی ارزشیابی شود.

تعریف پیرپیشو از آزمون، چهار مورد را ایجاب می كند:

الف) موقعیت تجربی (محیط اجرای آزمون، مواد آزمون، نگرش آزماینده و …) باید به طور كامل تعریف شود و همه موارد بطور یكسان تكرار گردد.

ب) ثبت رفتاری كه آزمودنی در مقابل آزمون نشان می دهد باید صریح و عینی باشد. بر حسب موارد آزمون، بسیار متنوع خواهد بود.

ج) رفتار ثبت شده باید، نسبت به رفتار گروهی از آزمودنیها مقایسه و ارزشیابی اماری قرار گیرد. این مقایسه الزامی است و آزمایش كه مقایسه آماری نداشته باشد آزمون روانی به حساب نمی آید.

د) طبق بندی آزمودنی نسبت به گروه مرجع هدف نهایی یك آزمون می باشد.

تعریف انجمن بین المللی پیسكوتكنیك1 از آزمون كه نسبت به تعاریف فوق كاملتر است. عبارت است از: یك آزمایش معین كه انجام فعالیتی را ایجاب می كند، برای همه آزمودنیها یكسان است.

شیوه مشخص برای برآورد موفقیت یا شكست یا درجه بندی عددی موفقیت دارد. فعالیت

آزمودن ممكن است شامل معلومات اكتسابی (ازمونهای معلومات)، كنشهای حس ـ حركتی یا

روانی (آزمونهای روان شناختی) باشد.

انواع آزمونهای روانی :

شروع واقعی آزمونهای روانی از سال 1896، با مقاله ای كه توسط آلفرد بینه و ویلیام هانری در مجله روان شناس منتشر كردند آغاز شد و در آن مقاله اكثر آزمونهای موجود را كه به نظر آنها فقط اعمال بسیار ساده و پائین ذهن را اندازه می گرفتند مورد انتقاد قرار دادند. آنها ، برای اندازه گیری استعدادهای واقعی ذهن، آزمونهایی را پیشنهاد كردند كه به رفتار زندگی واقعی نزدیكتر بود. آزمون یك روش نظامه ای برای سنجش نمونه ای از رفتار و یك وسیله اندازه گیری در روان شناس و تعلیم و تربیت است. اندازه گیریهای روانی و تربیتی، علاوه بر آزمون كه معروفترین وسیله اندازه گیری است، با روشهای دیگری مثل مشاهده و مصاحبه و پرسشنامه و فهرست خصوصیات و مطالعات بالینی و … نیز انجام می گیرد. با توجه به تعداد بسیار زیاد آزمونها و كثرت و پیچیدگی جنبه های مختلف رفتار آدمی، طبقه بندی انواع آزمونهای روانی و تربیتی بسیار مشكل است و نمی توان رضایت همگان را جلب كرد. طبقه بندی هایی كه از آزمونها به عمل می آید، دیدگاههای مختلفی را منعكس می كند. البته هر نوع طبقه بندی ای كه به عمل آید مطلق نخواهد بود بلكه تا اندازه ای نظر شخصی مؤلف را منعكس خواهد كرد. طبقه بندی آزمونها به خاطر تسهیل در كار انجام می گیرد.

می توان آزمونها را از دیدگاههای مختلف طبقه بندی كرد:

1ـ طبقه بندی از نظر عملكرد .

2ـ طبقه بندی از نظر ماهیت محتوا .

3ـ طبقه بندی از نظر شیوه كاربرد .

4ـ طبقه بندی از نظر هدف عملی .

5ـ طبقه بندی از نظر فن تهیه .

كه ما در مورد هی یك توضیحی مختصر می دهیم.

1ـ طبقه بندی از نظر عملكرد : 

این نوع از طبقه بندی جنبه بنیادی دارد و تقریباً در همه كتابهای پیسكوتكنیك مورد قبول واقع شده است. مثلاً می گویند كه فلان آزمون، هوش، استعداد، شخصیت، رغبت و … فرد را اندازه می گیرد. با توجه به نظر فوق آزمونها، می توان دو گروه آزمون تشخیص داد كه تا اندازه ای مستقل از یكدیگرند:

الف) آزمونهای كارآیی (بازده) .

ب) آزمونها شخصیت (كیفی) .

الف) آزمونهای كارآیی یا بازده : این آزمونها ایجاب می كنند تا آزمودنی بازدهی را از خود نشان دهد و یك واقعیت عینی را تحقق بخشد. این آزمونها زمینه غیرقابل اعتراض روان سنجی را تشكیل می دهند و نیز رضایتبخش ترین طبقه بندی كه براساس درجه كمی متغیر مورد آزمایش انجام می گیرد، می باشد. در میان آزمونهای كارآیی، می توان آزمونهای هوش كلی و آزمونهای استعداد را تشخیص داد.

آزمونهای هوش كلی نیز به نوبه خود به دو گروه تقسیم می شوند :

الف) آزمونهای سنی (رشد) .

ب) آزمونهای هوش كمی (مطلق) .

الف) گروه اول آزمونهای سنی : هوش را به عنوان كنش در نظر می گیرد كه به موازات پختگی متحول می شود. گروه دوم آزمونهای هوش كمی، سعی می كند تا استعداد ذهنی را مستقل از عامل رشد اندازه بگیرد و مخصوصاً اندازه گیری هوش بزرگسال را مورد توجه قرار می دهد. واقعیت این است كه بسیار از آزمونها به هر دو گروه تعلق دارند. تنها شیوه بیان نتایج فرق یم كند. بعضی از آزمونها نیز به طبقه آزمونهای كارآیی تعلق دارند اما در كاربرد آنها جنبه های كیفی از اهمیت بیشتری برخوردار است. مانند مقیاسهای تحلیلی و آزمونهای تفكر مفهومی.

مقیاسهای تحلیل از سریهای مختلف تشكیل می شوند كه هر یك بطور جداگانه نمره گذاری می شود و بعد جمع كل نمرات به دست می آید. بنابراین این آزمونها نه تنها سطح روان بلكه ساخت آن را نیز مشخص می كنند. آزمونهای تفكر مفهومی سعی می كنند بیشتر به روش بالینی نزدیكتر شوند و در اجرای آنها آزمایشگر سعی می كند تا شیوه تشكیل مفاهیم را در نظر بگیرد نه نتایج تشكیل آنها را. با وجود این آزمونهای تحلیلی بازده را نیز در نظر می گیرند. به كمك آنها می توان سطوح خاص و سطح كل را كه از مجموع سطوح خاص حاصل می شود، به دست آورد. این آزمونها اجازه می دهند تا افراد از نظر بازده مطلق خود و از لحاظ ساخت ذهنی خود مورد مقایسه قرار گیرند.

ب) آزمونهای شخصیت یا كیفی : آزمونهای شخصیت به تعیین منش، جنبه های كیفی و عناصر غیرشناختی (غیرقابل اندازه گیری) رفتار زمینه روان توصیفی1 تعلق دارند. می توان آزمونهای شخصیت را كه امروزه تعدادشان بسیار زیاد است به طور كلی به دو گروه بزرگ تقسیم كرد:

آزمونهای تحلیلی (عینی) ، آزمونهای فرافكن (تركیبی) .

در مورد آزمونهای شخصیت، معمولاً آزمونهای عینی در مقابل آزمونهای فرافكن سخن به میان می آورند. در واقع آزمونهای عینی و فرافكن، نه دو مقوله كاملاً مخالف، بلكه آزمونهای عین شخصیت معمولاً شامل یك دسته سؤالات مكتوب هستند كه پاسخ آنها به صورت صحیح یا غلط، آری یا نه، موافق یا مخالف و یا جوابهایی از این قبیل داده می شود. نمره گذاری این آزمونها كاملاً عینی است. زیرا پاسخهای آزمون شونده فاقد ابهام است. پرسشنامه شخصیتی كالیفرنیا، پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا و آزمون زمینه یابی خلق و خویی گیلفرود ـ زیهرمان در شمار آزمونهای عینی شخصیت به حساب می آیند.

در آزمونهای فرافكن، آزمون شونده معمولاً باید پاسخ خود را با استفاده از اطلاعات بسیار محدود ارائه نماید و از آنجا كه در ارزیابی پاسخها به جای شمردن سؤالاتی كه پاسخ معینی به آنها داده شده باید به تعبیر و تفسیر پاسخها پرداخت، نمره گذاری این آزمونها جنبه ذهنی تری دارد. توسعه آزمونهای فرافكن با این فرض همراه بوده كه وقتی شخص در مقابل یك وضعیت مبهم قرار داده شود، به ایجاد پاسخهایی می پردازد كه برگرفته از شخصیت بی همتای خود اوست. آزمونهای فرافكن شخصیت، از نظر اجرا، نمره گذاری، و تعبیر و تفسیر نتایج نیازمند افراد حرفه ای و كاملاً آموزش دیده هستند. آزمون لكه های جوهر رورشاخ، آزمون اندریافت موضوع از جمله آزمونهای فرافكن هستند.

بسیار اتفاق می افتد كه یك آزمون كارآیی در عین حال به عنوان یك آزمون شخصیت نیز به كار می رود. نتیجه عددی، سطح بازدهی آزمون را بیان می كند، رفتار هر جریان آزمایش و شیوه حل مسأله، شخصیت او را منعكس می سازد. اما در آزمون كارآیی فقط بازده فرد مورد نظر است، در حالی كه در آزمون شخصیت، حتی اگر ایجاب كند كه نتایج به صورت كمی درآیند، شیوه بودن فرد مورد توجه است.

2ـ طبقه بندی از نظر ماهیت (محتوا ظاهری) :

می توان دو نوع آزمون تشخیص داد: آزمونهای كلامی و آزمونهای غیركلامی (عملی) .

در آزمونهای كلامی سعی می شود توانایی آزمودنی را در زبان گفتاری و نوشتاری اندازه بگیرد كه البته بیشتر درك كلام مطرح است نه طرز بیان آن. در آزمونهای غیر كلامی، توانائیهای ملموس و واقعیتهای عملی را به كار می گیرند. این تقسیم بندی به این صورت توجیه می شود كه دو نوع هوش یا دو نوع سازگاری وجود دارد: انتزاعی و ملموس، كلامی و عملی. به علاوه، در بعضی موارد به كار بردن آزمونهایی كه زبان گفتاری و زبان نوشتاری را اندازه بگیرند امكان پذیر نیست. كودكان خردسال، نابهنجارها، كر و لالها، بیسوادها، افرادی كه زبان آزمایشگر را نمی دانند. زمانی كه اندازه گیری تواتائیهای لازم برای مشاغل فنی مورد نظر است، آزمونها الزاماً باید عملی باشند.

3ـ طبقه بندی از نظر شیوه كاربرد :

از لحاظ شیوه كاربرد نیز دو نوع آزمون وجود دارد: آزمونهای فردی و آزمونهای گروهی .

تا سال 1917 همه آزمونهای روان شناختی كاربرد انفرادی داشت، فقط آزمونهای تحصیلی بودند به صورت گروهی اجرا می شدند. آزمونهای ارتش، نقطه شروع آزمونهای گروهی را تشكیل می دهد. محاسن و معایت آزمونهای گروهی و آزمونهای فردی :

مهمترین امتیاز اجرای آزمونهای گروهی :

1ـ صرفه جویی در زمان: از آنجا كه آزمودنیها در یك ساعت معین تحت آزمایش قرار می گیرند، همه دستورالعملهای یكساین را دریافت می كنند.

2ـ تضمین یكنواختی موقعیت آزمایش.

3ـ لزومی ندارد كه اجراكننده این آزمونها تخصص داشته باشد.

4ـ نمره گذاری در مجموع بسیار ساده، سریع و عینی انجام می گیرد: در بسیاری از موارد سعی می شود، پاسخها را با ماشین تصحیح كنند.

5ـ تهیه فرمهای موازی آزمونهای گروهی به پیچیدگی تهیه فرمهای موازی آزمونهای فردی نیست.

6ـ مقرون به صرفه بودن از نظر هزینه: زیرا فقط یك نوع مواد لازم دارند كه معمولاً به صورت /// در اختیار داوطلبان قرار می گیرد، گاهی یك مواد و یك كاغذ كفایت می كند.

با این وجود آزمونهای گروهی معایبی نیز دارند. در مورد كودكان خردسال قابل اجرا نیستند. چون این كودكان غالباً در خانواده زندگی می كنند، جمع آوری آنها دشواراست. به همین دلیل كاربرد آزمونهای گروهی را محدود می سازد. این آزمونها را در مورد عقب مانده هایی كه نمی توانند با گروه پیش بروند، نمی توان به كار برد. در اجرای این آزمونها نمی توان رفتار آزمودنی را در جریان آزمایش یادداشت كرد. خطر رونویسی از ورقه پهلودستی و مسابقه تمرین، در آزمونهای گروهی بیستر در آزمونهای فردی است. خطر افشا و انتشار آزمونهای فردی بسیار كم است. تصحیح آزمونهای گروهی به دلیل غیابی بودن در صورت ابهام در پاسخها مشكل است و نمی توان آنها را روشن كرد.

هر موقع به یك بررسی عمیق نیاز باشد باید حتماً از آزمونهای فردی كمك گرفت. از آزمونهای فردی در مورد برخی از گروههای جمعیت مانند كودكان خردسال، افراد معلول ذهنی، بیماران روانی و … استفاده می شود. بعضی از آزمونهای فردی عبارتند از: مقیاس هوش استنفورد بینه، مقیاسهای هوش و كسلر، و مقیاسهای بیلی از رشد اطفال و پرسشنامه شخصیتی كالیفرنیا، شخصیت سنج جند وجهی مینه سوتا (MMPT)، آزمون استعداد تحصیلی SAT ، نمونه هایی از آزمونهای گروهی است.

4ـ طبقه بندی از نظر هدف عملی:

می توان آزمونها را به دو گروه آزمونهای تشخیص و آزمونهای پیش بینی تقسیم كرد. هدف گروه اول این است كه حالت فعلی آزمایش شونده را تعیین كند تا اقداماتی در مورد او به عمل آید. هدف گروه دوم این است كه پیش بینی كم و پیش دراز مدتی را در مورد افراد به عمل آورد. مثلاً آزمونهای راهنمایی شغلی. این تقسیم بندی براساس ماهیت مواد آزمونها انجام نمی گیرد. بلكه براساس كاربرد آنها انجام می گیرد. هر آزمونی الزماماً یك آزمون تشخیص است، اما این تشخیص، در بعضی موارد، ارزش یك پیش بینی را دارد.

5ـ طبقه بندی از نظر فن تهیه:

از این نظر نیز آزمونها دو گروه متمایز هستند: استفاده از روش های غیرتجربی برای تعیین روایی و تحلیل عاملی برای تعیین روایی.

گروه اول را معمولاً در مقابل گروه دوم قرار می دهند. روایی گروه اول رویهمرفته به معیارهای ذهنی استوار است. در حالی كه روایی گروه دوم بر تحلیل /// تكیه می كند. در مودر این قسمت در بخش ویژگیهای آزمونها بخش روایی توضیح كاملتری خواهیم داد.

ویژگی های آزمون: تهیه علمی آزمون باید به صورتی باشد كه دارای ویژگیهای خارجی و داخلی باشد تا نتایج قابل اطمینان و قابل مقایسه ای را فراهم آورد. مؤلفان شرایط یا ویژگیهای بسیار زیادی را برای یك آزمون قایلند مانند كلاپارد، كه بیست ویژگی را نام می برد.

ویژگیهای آزمون به دو دسته ویژگیهای اصل و ویژگیهای فرعی تقسیم می شود:

ویژگیهای اصلی یك آزمون عبارتند از:

روایی، درجه بندی، اعتبار یا ثبات. استاندارد بودن این چهار ویژگی مستقل از یكدیگر نیستند، بلكه متقابلاً بر یكدیگر اثر می گذارند.

روایی: در لغت نامه دهخدا، روا یعنی این كه آزمون باید حاجت آزمایشگر را برآورده كند. یك آزمون هوشی زمانی روایی خواهد داشت كه اطلاعات صحیحی از آنچه معمولاً هوش نامیده می شود در اختیار ما بگذارد نه از حافظه و یا از توانائیهای دیگری كه رابطه بسیار كمی باهوش دارد.

1- پیسكوتكنیك، شاخه ای از روان شناسی است كه كاربرد اطلاعات حاصله از روان شناسی فیزیولوژی و روان شناسی تجربی در حل مسائل انسانی را مورد مطالعه قرار می دهد، اما امروزه فقط كاربرد آزمونهها در انتخاب مشاغل را شامل   می شود.

 
1- روان توصیفی : اصطلاحی است كه برای اولین بار توسط كلاپارد به كار برده شد. روان توصیفی یعنی به كار بردن روشهایی كه جنبه كیفی فرآیندهای روانی را تعیین می كنند. روان توصیفی در مقابل روان سنجی قرار می گیرد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تعارض و ماهیت ان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تعارض و ماهیت ان در word دارای 244 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تعارض و ماهیت ان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تعارض و ماهیت ان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تعارض و ماهیت ان در word :

فصل اول

مقدمه و معرفی

مقدمه
دانشگاه به عنوان یك عامل اجرائی در آموزش و تربیت فرد وهدایت وی به سمت شهروندی موثر و مفید به حال جامعه ، دارای نقش موثر بوده و بدون تردید تامین كننده نیروی انسانی مورد نیاز جامعه درآ‌ینده خواهد بود . به همین دلیل امروزه در جوامع مختلف , دانشگاه ها از نظر كمی و كیفی رشد و گسترش یافته و تقاضا برای ورود به آنها روز به روز زیادتر می شود و تعداد كثیری دانشجو برای تحصیل و برخورداری از مزایای آن به دانشگاهها روی می آورند .
دانشگاه بعنوان یك نهاد تعلیم و تربیت از همه نهادهای اجتماعی پیچیده تر است . دانشگاه همانند سایر سازمان های رسمی بایستی با وظایف ساخت ، اداره و جهت دادن به تركیب پیچیده ای از منابع انسانی در گیر گردد . بر خلاف اغلب سازمانهای رسمی تولید دانشگاه انسان است و این امر موجب پیدایش مسائل ویژه درمدیریت دانشگاه می گردد .

از جمله مسائلی كه دانشگاه به عنوان یك سازمان با آن روبرو است مساله تعارض و عدم موافقت هاست. فعالیتهای سازمانی مستلزم تعامل بین افراد وگروه های سازمان می باشد . در سازمان ها افراد مختلفی در رده های گوناگون مشغول انجام فعالیت ها و وظایف خود می باشند . لازمه انجام این فعالیت ها ارتباط دو جانبه یا چند جانبه افراد با همدیگر بوده كه می توانند زمینه ساز ایجاد تعارض باشند
بنابراین یكی از عمده ترین و در عین حال غیر قابل اجتناب ترین مسائل در سازمان ها تعارض بین افراد و گروههای موجود در آنها می باشد .دانشگاه نیز از این امر مستثنی نیست . « اصولا خمیر مایه مدیریت نظامهای آموزشی با تعارض عجین است » (لی فام وهدویه2،( 1974 ) .)
باید به خاطر داشت كه این وجود تعارض نیست كه باعث اختلال و از هم پاشیدگی روابط در سازمان می شود بلكه مدیریت غیر اثر بخش تعارض ها است كه سبب نتایج نامطلوب می شود . تعارض در حد معقول یك جنبه طبیعی و مطلوب در هر رابطه ای است و اگر مدیریت تعارض به شكل سازنده صورت گیرد بسیار ارزشمند خواهد بود ( كتزلز 3 و همكاران ، ترجمه كریمی ، 1378 ).

بنابراین سازمان ها بخصوص ( دانشگاه ها ) برای اینكه از حداكثر توان جسمانی و روانی و فكری كاركنان خود بهره گیرند باید اختلافات ، كشمكش ها و تعارضات را به گونه ای موثر و سودمند اداره كند . از كسانی كه نقش مهمی در شناسایی ، هدایت و حل تعارضات در سازمان ها دارند ، مدیران آن سازمان ها می باشند . توانایی برخورد مدیران با تعارض و اداره آن در موفقیت و اثر بخشی كاركنان و سازمان های آنها اثر بسزایی دارد .

یكی از مهمترین عواملی كه تعیین كننده توانایی مدیر در حل موثر تعارض است برخورداری او از هوش عاطفی است. برخلاف آنچه كه درگذشته تصور می شد و هوش شناختی را تنها عامل موفقیت افراد می دانستند امروزه هوش عاطفی را از عوامل تعیین كننده موفقـیت افراد در كار و زندگی می دانند (گلمن ، 1995 ) .آنچه كه امروزه هوش عاطفی نامیده می شود در اصل ، منبع اصلی انرژی ، قدرت ، آرزو و اشتیاق انسان است و درونی ترین ارزش ها و اهداف فرد را در زندگی فعال می سازد. با توسعه عاطفی فرد می آموزد كه احساسات خود و دیگران را تایید كند و برای آنها ارزش قائل شود و بطور مناسب به آنها پاسخ گوید و در می یابد كه عواطف در هر لحظه از روز اطلاعات حیاتی و سودمندی در اختیار او می گذارند . این واكنش قلبی است كه نبوغ خلاق و شهود را شعله ور می سازد . فرد را با خود صادق می گرداند ، روابط اطمینان بخش برقرار می كند ، تصمیمات مهم را روشن می كند ، قطب نمای درونی برای زندگی و كار فراهم آورد و شخص را به پیش آمدهای غیر مترقبه و راه حل های موفقیت آمیز رهنمون می سازد ( كوپر ، 1880 ، به نقل از عزیزی ،1377 ) .

تحقیقات نشان می دهند كه حل تعارض در سازمان ها نیاز به ایجاد یك محیط مسالمت آمیز ، كاهش تبعیض وبرقراری عــدالت ، یادگیری مشاركتی ، پیــشگیری از خــشونت و تفــكر انتقـادی دارد ( كاترین ، 1995 ) . مدیرانی می توانند چنین محیط هایی را خلق كنند كه از هوش عاطفی بالایی برخوردار باشند .
مدیر با داشتن شعور عاطفی بالا می تواند نسبت به تعارض آگاهی بیشتری كسب نماید و بدین وسیله سریع تر و صحیح تر تعارض را شناسایی كند و با همدلی و اطمینان به هدایت سودمند آن بپردازد و از این طریق محیطی فراهم آورد كه كاركنان از سلامت روانی بیشتری در آن برخوردار شوند . چرا كه افراد با داشتن یك رابطه سالم ، احساس پذیرش ، درك حمایت ، ارزش ، اعتماد و اهمیت می كنند و این تامین كننده سلامت روانی و افزایش كارایی و سودمندی افراد است . در چنین فضایی است كه مدیریت تعارض به شكل سازنده آن امكان پذیر می شود .

یك مدیر چنانچه بتواند گوینده خوب و فرستنده خوب ، شنونده خوب و گیرنده خوب باشد ، مشاركت افراد درون و بیرون سازمان را از طریق جلب اعتماد فراگیر تامین خواهد كرد و این امر موفقیت او را در حصول به اهداف سازمان تضمین خواهد كرد .
حصول اهداف آموزش و پرورش در دانشگاهها منوط به استفاده بهینه از منابع انسانی ، مالی و تجهیزاتی است . اما پویایی نظام آموزشی به عوامل مختلفی از جمله وجود روابط سالم و به دور از هرگونه تیرگی و همكاری و همدلی بین كاركنان دارد تا افراد بتوانند در محیطی پویا و سالم در جهت تحقق اهداف شخصی و سازمانی گام بردارند .
بنابراین مدیران باید این حقیقت را بپذیرند كه تعارض جزء انكار ناپذیر زندگی سازمانی است و مدیریت سازمان چاره ای جز پذیرش آن ندارد .آنها می بایست از تعارض برای افزایـش اثـر بـخشی سـازمان بهره جویند .برای مدیـریت تعارض در سـازمان ها تكنـیك های متـعددی وجـود دارد .همـكاری، مصـالحه، رقـابت، سازش و اجتـناب از روش هـای برخورد با تعـارض است كه در این تحـقیق از آنها در قالب سـه راهبـرد راه حل گرا، عدم مقابله و كنترل نام برده شده است .
پژوهش حاضر سعی بر آن دارد كه نگاهی موشكافانه به مدیران تربیت بدنی و ورزش كه وظایف گوناگونی در محیط دانشگاهی بر عهده دارند ، داشته باشد . از طرفی باید متذكر شد كه بین مدیران آموزشی و اجرایی از نظر نوع كاری كه انجام می دهند ماهیتاً تفاوت هایی وجود دارد . زیرا بخش عمده كار مدیر آموزشی در ارتباط با مسائل آموزشی ، دانشجو و اساتید كه صرفا ً مشغول به تحصیل و كار در یك رشته خاصی هستند می باشد . ولی مدیران اجرایی با تمام دانشجویان سر و كار دارند، كه هریك در رشته های خاصی مشغول به تحصیل می باشند .

پژوهش حاضر در نظر دارد كه میزان هوش عاطفی، مهارت های ارتباطی و راهبردهای مدیریت تعارض را در مدیران آموزشی و اجرایی دانشكده ها و گروه های تربیت بدنی دانشگاه های كشور مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد، و همچنین ارتباط هوش عاطفی ومهارت های ارتباطی را با راهبردهای مدیریت تعارض مورد بررسی قرار داده و نهایتاً با توجه به یافته های حاصل از این تحقیق و همچنین مطالعات انجام شده در این زمینه الگوی مناسبی ارائه دهد كه بتواند مدیران را در حل موفقیت آمیز تعارضات كمك نماید.
زیر بنای نظری تحقیق
یكی از عمده ترین و در عین حال غیر قابل اجتناب ترین مسائل در سازمان ها تعارض بین افراد و گروه های موجود در آنها می باشد. مدیران معمولاً نسبت به تعارض نگرشی منفی داشته و از آن هراسان و گریزان هستند و سعی در از بین بردن و سركوب كردن یا نادیده انگاشتن آن دارند. علت اساسی این امر، عدم اطلاع از ماهیت و ویژگی های تعارض است.

مفـید و قابل استفـاده بودن تـعـارض بـسـتگی به شناخت مدیر از ویژگی های تعارض، علل شكل گیری و همچنین توانایی و آمادگی مدیر در حل تعارض دارد. مدیر برای آنكه بتواند اثربخشی سازمان را افزایش دهد به مشاركت و همكاری اعضاء سازمان نیاز دارد. در این راستا او باید كاركنان را برانگیزد و بر ارتباطات آزاد و دو طرفه معتقد باشد و توانایی حل تعارض میان افراد، گروه ها یا میان دو یا چند دیدگاه را به شیوه ای كه پیامد آنها به دستیابی هدف های سازمان رهنمون شود، داشته باشد.
یكی از مهم ترین عواملی كه تعیین كننده توانایی مدیر در حل مؤثر تعارض است، برخورداری او از هوش عاطفی و مهارت های ارتباطی است. در این فصل ابتدا به بررسی مبانی نظری تعارض و سپس مبانی نظری هوش عاطفی و مهارت های ارتباطی پرداخته می شود و در پایان فصل نظریه های الگو سازی و طرح تحقیق مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تعارض
تعارض و ماهیت آن :
اگر همكاری و رفتارهای خوب اجتماعی در یك طرف پیوستاری كه چگونگیِ كار كردن افراد وگروهها را با یكدیگر در سازمانها توصیف می كند قرار گیرد ، در طرف دیگر آن مطمئنا ً تعارض قرار می گیرد . این واژه معانی زیادی دارد و برای اشاره به رویدادهایی با دامنه وسیع نظیر اضطرابهای درونی ناشی از نیازها و خواسته های رقابتی ( تعارض درونی ) تا خشونت بازبین كشورها ( جنگ ) مورد استفاده قرا رمی گیرد ( بارون وگرین برگ ، 1990 ) . در حوزه رفتار سازمانی تعارض عمدتا‌ً به مواردی اشاره دارد كه در آن واحدها یا افراد در درون یك سازمان بجای كار كردن با همدیگر در مقابل یكدیگر كار مـی كنند. فرهنگ لغت و بستر، تعارض را به صورت (نبرد و اختلاف نیروهای متـضاد، و تضـاد موجـود بین غرایز یا اخـلاقیات و ایده آل های دینی و اخلاقی) تعریف می كند.. (فیاضی، 1382). رابینز (1990) معتقد است كه تعارض فرایندی است كه در آن شخص اول به طور عمدی می كوشد تا به گونه ای باز دارنده سبب ناكامی شخص دوم در رسیدن به علائق و اهدافش گردد. (به نقل از خواجه ای، 1372)

داج 3 (1993) تعارض را عدم تطابق و تفاهم در مورد فعالیتهای انجام شده تعریف كرده است. تامسون4 تعارض را هر رفتاری كه از جانب اعـضای یك سـازمان به منظور مخالفـت با سایر اعضاء صورت می گیرد، می داند.(میركمالی، 1371)
با توجه به یك تعریف جامع و پذیرفته شده ، تعارض فرایندی است كه از طریق آن یك گروه متوجه می شودكه گروه دیگر اقداماتی را انجام داده است و یا در حال انجام است كه اثرات منفی را برخواسته های او می گذارد (گرین برگ، 1990) . به عبارت دیگر عناصركلیدی تعارض به نظر می رسدكه در برگیرنده :
1) علائق متضاد بین افراد یا گروهها 2) شناخت چنین تضادهایی در علائق 3) اعتقاد بر این اصل كه هر طرف علائق دیگری را خنثی خواهد كرد ( یا قبلا‌ً كرده است ) 4) اقداماتی كه در واقع چنین اثرات را به وجود می آورد . شكل 1 ، ماهیت تعارض سازمانی را نشان میدهد :

شكل 1 ماهیت اساسی تعارض سازمانی ( بارون و گرین برگ ، 1990 )

گیبسون و هاجز (1991 ) تعارض را در سه بعد توصیف كرده اند :
• تعارض عمومی در مقابل تعارض خصوصی – یعنی تعارض آشكار و قانونی در مقابل تعارض پنهان و غیر قانونی ( گورون 3، 1999 ).
• تعارض رسمی در مقابل تعارض غیر رسمی 4– تعارض مربوط به زنجیره فرماندهی در مقابل تعارض بین افراد یا گروهها
• تعارض عقلانی در مقابل تعارض غیر عقلانی 5– تعارض از پیش اندیشه شده و منطقی در مقابل تعارض عاطفی، آنی ، خود به خود و غیر منطقی ( پوت نام 6، 1992 ) .

تعارض معمولا ً‌ در مواقع زیر رخ می دهد :
• افراد یاگروهها تصور می كنند كه آنها اهداف و ارزشهای انحصاری دو جانبه ای دارند .
• افراد از رفتارهایی استفاده می كنند كه برای شكست دادن یا غلبه كردن بر مخالفان طراحی شده است
• .گروهها با یكدیگر با اعمال مخالفت انگیز دو جانبه ، روبرو می شوند .
• گروه سعی می كند یك موقعیت مطلوب نسبت به گروه یا شخص دیگر بدست آورد
ادراكات نقش عمده ای در تعارض ها دارند . از این منظرافراد تعارض را در سه بُعد می بینند
• رابطه ای / كاری 8: تعارض مبتنی بركار ، بر روی خود كار تمركز می كند و در حالیكه تعارض مبتنی بر افراد بر روابط جاری بین افراد متمركز می شود (سی سا 9، 1996 ).

• احساسی / عقلانی 10: گروهها یا بر اجزای احساسی تعارض و یا اجزای شناختی تعارض توجه دارند
• همكارانه كردن / رقابتی 11 : هر گروه می تواند باگروه دیگر همكاری نماید یا به هزینه كنار زدن گروه دیگر برنده شود ( پینگلی 12، 1994 ) .
با توجه به تعاریف فوق می توان گفت : اختلاف در تعریف ها حول محور اهداف می چرخد و معنی واژه مزبور این است كه آیا تعارض تنها در مرحله عمل آشكار می شود یا خیر ؟ به این معنی كه آیا رفتاری كه مانع و سد راه دیگران می شود یك عمل آگاهانه ( با قصد ونیت ) است ؟ یا اینكه در نتیجه اوضاع و شرایطی اتفاق می افتد .

آیا تعارض تنها به معنی آشكار ساختن عمل است یا خیر ؟ طبق برخی از تعاریف برای اینكه تعارض وجود داشته باشد باید نشانه هایی از نزاع و كشمكش یا زد و خورد آشكار ( بین افراد و گروه ها ) به چشم بخورد ، لذا چنانچه بپذیریم نخستین وظیفه مدیر شكوفا ساختن توانایی و خلاقیت كاركنان است در این صورت باید بیشتر به عوامل مربوط به ایجاد تعارض توجه كرد ( خدابخشی 1375 ).
تعارض بوسیله طرفین درگیر آن درك می شود ، زیرا تعارض یك موضوع ادراكی است . اگر كسی از تعارض آگاهی ندارد پس در این حالت تعارض وجود ندارد ، البته تعارضات درك شده نیز ممكن است واقعی نباشند . از این رو شرط وجود تعارض این است كه طرفین آن را درك كرده باشند ، آنچه در این تعاریف مشترك است مفاهیمی از قبیل شرایط ، مسائل مورد توجه طـرفین ، به نظر رسـیدن مخالفـت و كمیابی منابع می باشد و فرض بر این است كه برای ایجاد تعارض دو نفر یا تعداد بیشتری وجود دارند كه منافع متضاد و ناسازگار دارند . منابع ( خواه پول ، ارتقاء وجهه ، قدرت و یا هر چیز دیگر ) نا محدود نیستند و كمیاب بودن آنها رفتارهای مانع زا ، برای دیگران را تشویق می كند . از این رو طرفین درگیر در یك تعارض با هم در تضاد قرار می گیرند .

موقعی كه یكی از طرفین در راه تحقق هدف دیگری مانع ایجاد می كند ، حالت تعارض وجود دارد . بنابراین تفاوت بین تعاریف ارائه شده از تعارض بر قصد یا نیت طرفین تكیه دارد و این نكته كه آیا تعارض اصطلاحی است كه مبین عمل بیرونی و ظاهری است متمركز می باشد ، ( الوانی و دانایی فرد ، 1373 ) . واكنش طبیعی به پدیده تعارض در سازمان این است كه می توان آنرا به عنوان یك نیروی بازدارنده به حساب آورد كه تحت شرایط ناراحت كننده به وجود می آید و لازم است كه به این نكته اساسی اشاره كنیم كه فرد و نوع رفتار وی تنها عامل به وجود آورنده تعارض نیست ،بلكه شرایط سازمان ها و نظر یا ماهیت اصلی آنها در ایجاد تعارض موثر هستند . روانشناس معروف سنفورد ( 1964 ) معتقد است كه سی سال پیش این امر ساده بود كه گناه وجود تعارض در سازمان را به گردن افـراد انداخـت ولی آن فرمـول ساده دیگر مناسب وضع كنـونی سـازمان ها نیـست زیرا در این زمان درباره فرایـندهای اجـتماعی دانــش و اطلاعات بیـشتری وجود دارد ( پارسائیان ، اعرابی ، 1376 ).
دیدگاههای متفاوت پیرامون تعارض سازمانی
دیدگاه ها درباره علل تعارض به دید ویژه افراد در مورد ماهیت جامعه و سازمان های درون آن بستگی دارد ( گیبسون و ایوانسویج‌ ، 1991 ) .
سه دیدگاه در این زمینه ارائه شده است و هر كدام كه مورد پذیرش قرار گیرد حائز اهمیت می باشد زیرا:
• تعیین می كند كه چه نوع رفتاری از افراد انتظار می رود .
• بر عكس العمل شما در مورد رفتار دیگران تاثیر می گذارد .
• انتخاب روش های قابل استفاده جهت تغییر این رفتارها را تعیین می كند .
دیدگاه سنتی ( یگانگی )

بر طبق این دیدگاه تعارض به معنی عملكرد اشتباه در گروه ، بخش یا سازمان می باشد . با توجه به این دیدگاه ، تعارض بدو مضر بوده و بنابراین می بایست در صورت امكان از آن برحذر بود و در صورت بروز می بایست ریشه كن شود . این دیدگاه سنتی خوانده می شود ، زیرا از مطالعات هاتورن كه در سال های 32-1924 در امریكا انجام شد سرچشمه می گیرد.
این دیدگاه سازمان ها را اساسا ً‌ ساختارهای هماهنگ و موزون دانسته كه نمی بایست هیچگونه تعارض سیستماتیك علائق در آن وجود داشته باشد . اهداف مشترك برای این سازمان ها وجود داشته و موفقیت یا شكست سازمان منجر به موفقیت یا شكست كارمندان و مدیران خواهد شد .
در این دیدگاه ، همفكری (‌عدم تعارض ) یك حالت ایده آل و طبیعی می باشد و بروز تعارض به معنی نقطه آغازین به خطر انداختن حیات سازمانی می باشد .
بنابراین ، دیدگاه سنتی به تعارض به عنوان یك پدیده غیر ضروری و مضر می نگرد و آنرا مخرب دانسته و وجود آن را موجب كاهش رضایت شغلی ، تضعیف روابط بین واحدها و كاهش اثر بخشی می داند
( فاكس ، 1996 ) .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید