سیری در آثار باستانی عراق در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 سیری در آثار باستانی عراق در word دارای 27 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد سیری در آثار باستانی عراق در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي سیری در آثار باستانی عراق در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن سیری در آثار باستانی عراق در word :

سرآغاز هر‌كدام از شهرهای باستانی كشور عراق، دوره‌ای از ادوار تاریخی را با سیر تطوٌر و تحول شتابان تمدن پشت‌سر نهاده است. اَلْحضراء (هاترا) نیز عصر درخشانی را در شرایط منحطی كه در آن بود، در صحنه تاریخ آن‌زمان سپری نمود، باآنكه در اقطار جنوب‌غربی آسیا تمدنهای اعراب و آرامی و آشوری و ایرانی و یونانی و رومی و مصری حضور داشتند. درآن دوره پرآشوب كه كشورهای مقتدر و متخاصم راه‌انداختند و صدمات آن به اكثر مناطق رسید، حضر (هاترا) همچنان از این حوادث خانمان‌برانداز برحذر بود و لذا به هنر و صنایع خود (در آن بحبوحه حوادث) رنگ و شكلی تازه بخشید، و اعتقاد و باورهای خود را برروی بناها و حجاریهای بسیار بر سنگ به نمایش گذاشت.

همه این هنرنمایی حاصل فكر و قٌاد و آگاه و روشن و مجرٌب، و نیز برخواسته از روح و روانی صاف و بی‌آلایش و آرام مردمانی بود كه در چنان محیطی استعدادها را برمی‌انگیزاند و با جان و دل در فضای بادیه احساس می‌شد. محیطی كه نه مرزی و حدودی برای آن وجود داشت و نه بیگانه‌ای بر آن حكم می‌راند. شهر حضر (هاترا) با موقعیت جغرافیایی ویژه خود در بادیه‌های سرزمین عراق، در دوردست‌ترین مناطق نفوذ كشورهای متخاصم واقع بود، كه با داشتن قلعه‌ها و باروها و خندقهای عمیق در اطرافِ آن، از حوادث دوران محفوظ و مصون ماند. در وسط این شهر معبد باشكوهی قرار داشت كه به اطراف شهر محیط و با صخره‌های سنگی عظیم بنا شده، و داخل معبد را مجسمه‌های بزرگان شهر و بتهای بزرگترین خدایان مزیٌن كرده‌بود.

هنگامیكه اوضاع سیاسی در كشورهای مشرق‌زمین در نیمه قرن سوم میلادی (باظهور ساسانیان) دستخوش تحوٌل گشت، دوران تمدن درخشان حضر(هاترا) نیز اوفول و پایان یافت و همه آثار تمدن فروكش نمود و به بوته فراموشی رفت تا زمانیكه مدیریت آثار باستانی كشور به سال 1951 میلادی برآن شد كه آثار باقیمانده تمدن هاترا را كاوش كند. در مراحل اوٌلیه كاوش، پیوسته به خاك‌برداری بناهای برجای مانده مشغول بودند و سپس تدریجاً به بازسازی و احیاء ابنیه هاترا اقدام شد. كتابِ «حضر شهر خورشید» به‌عنوان شناسنامه و سند تاریخی این‌شهر باستانی محسوب می‌شود. بنابراین تاآنجا كه كاوشهای باستانشناسی انجام گرفته و امكان بررسی و شناسایی جهت آشكار‌كردن تمدن
معماری حضر معماری حضر بطور كلی در شیوه ساخت و ساز و استفاده از مواد و مصالح و نوع سبك معماری و هنرهای تزیینی و آرایشی بناها اسلوب‌های ویژه خود را داراست. در آثار معماری حضر، معمولاً از سنگهای تفته و گچ به كثرت استفاده شده و نیز در ساخت ایوانها كه یكی از عنصرهای اصلی سبك معماری آن بشمار می‌آید.

تزیینات برروی ایوانهای معبد كبیر با ساختنِ مجسمه‌ها و آرایشهای هنری و ستونها و نیمه ستونهای نهاده شده با اسلوب معینی از معماری دقیق آن حكایت می‌كند. ابنیه حضر در مرحله اول به دو نوع تقسیم می‌شود: یكدسته كه با خشت خام و ملاط گچ ساخته شده‌اند و دسته دیگر از ابنیه كه ارتفاع بلندی را دارا هستند كه با تخته سنگهای بزرگ و تفتیده همراه با استفاده از گچ ساخته شده‌اند.

براین اساس شهر حضر از كهننترین شهرهای معروفی است كه در ابنیه آن گچ به‌طور وسیعی بكار گرفته شده‌است. البته ملاط در آثار و بناهای شهرهای قدیمی مثل آشور و نینوی و بابل كه از گل ساده و احیاناً از قیر بوده كاربرد داشته است. ساختمانهای مسكونی و معابد كوچك از ابنیه نوع اوٌل است كه معمولاً با خشت خام و گچ ساخته شده‌اند البته قسمت زیربنایی دیوارها را بطور بسیار قلیل از قطعه سنگهای مرتب و به‌ اندازه ساخته‌اند. و پس از آن ساختمان را به همین شیوه به اتمام رسانده و اطاقها و دیوارهای آن را با خشت خام و گچ محكم می‌كردند. از دوره سكونتهای اوٌلیه، در جبهه شرقی شهر در وسط آن، قسمت بیرونی حیاط خانه‌ای كشف گردید كه اطرافش را اطاقها و تأسیسات سكونتگاههای دیگر تشكیل داده‌بود. و اگر این خانه بنای وسیعی بوده باید بیش از یك حیاط داشته باشد و در حین‌حال مشتمل بر قسمتی ویژه برای پذیرایی مهمانان نیز باشد.

البته موقعیٌت این ساختمان به‌ گونه‌ای است كه كسی نمی‌تواند به داخل آن راه پیدا كند بلكه از لابلای خلال گذرگاهی كه دارد می‌توان به آن راه پیدا نمود. از بناهای دیگری كه با خشت خام بزرگ ساخته شده‌اند معابد كوچكی هستند كه تاكنون با توجه به كاوشهای باستان‌شناسی بالغ بر یازده معبد شده‌اند. این معابداز حیث سبك معماری شبیه به هم هستند. یكی از آن معابد از مصلٌی مستطیل شكلی تشكیل شده در قسمت وسطی یكی از ضلعهای طولی مُصَلٌی، اطاق چهارگوش كوچكی به آن متصل بوده كه خلوتگاه «ایزدی» استا كه مجسمه‌اش را در آنجا نصب كرده‌اند. و در جلوی مصلٌی حیاط بزرگی واقع شده كه در اطراف آن ساختمانهای مسكونی و یا خانه‌های كوچك و نیز ایوانهائی باشبستان برای خدمات ویژه معبد ساخته‌اند.

یكی از این معابد كوچك كه همان معبد هشتم است دارای دو مصلٌ و یا خانه برای بتان می‌باشد كه یكی از آنها پس‌از تخریب آن دیگری بنا گردیده و آن مصلٌای قدیمی را طایفه بنوتیمو و بنوبلقب در سال 98 میلادی برای عبادت (نرجول) ساخته‌اند این مصلٌی دارای اطاقكی چهارگوش بوده كه از طریق درب ورودی وسط یكی از ضلعهای طولی معبد به آن داخل می‌شوند، روبروی این درب ورودی در ضلع طولی معبد محرابی تعبیه شده كه در آن بت خدای نرگول (نرجول) قرار داده شده‌است. در مصلاٌی دومی معبد هشتم مشاهده می‌شود كه اطاقك چهارگوش كوچكی برای محل این محراب ساخته شده‌است. این اطاق دیوارهایش به خارج از ساختمان اصلی بیرون زده‌است به صورتی‌كه مصلی از بخش بیرونی به شكل مستطیلی چسبیده به چهارگوش كوچكی (در قسمت وسطی طول معبد) خود را نشان می‌دهد، و این سبك معماری برای همه معابد كوچك در حضر مرسوم گردید. شكوه و زیبندگی این شكل معماری همچنین با افزودن آن به خلوتگاه شمس نیز كه پشت ایوانهای همردیف قرار دارد، مشاهده می‌گردد، خلوتگاه شمس را تقریباً شبیه به شكل معابد كوچك ساخته‌اند.

معبدی نیز با سبك و شیوه معابد كوچك حضر در شهر دورااورپوس نیز وجود دارد كه این معبد مخصوص پرستش «جد» الهه خوشبختی است. امٌا نوع دوم از ابنیه حضر كه با تخته‌سنگها ساخته شده‌اند بلندترین و بزرگترین این آثار دیوار و باروی قدیمی شهر است، و نیز همراه با برجها و دروازه‌های آن و همچنین معبد كبیر كه در وسط شهر حضر بنا شده‌است، و همچنین گورها و قبرها و آرامگاههای مخصوصی كه در داخل شهر پراكنده می‌باشند بویژه در جبهه شرقی شهر. معبد كبیر باشكوهترین و بزرگترین بناهای شهر حضر است. و مهمترین بنای معبد ساختمان مستطیل شكلی است كه دیوارهای سنگی آن را احاطه كرده‌اند كه معبد را به دو بخش مجزای صحن و حرم معبد تقسیم می‌كند، دارخل معبد كبیر، شش معبد مشخص یا عبادتگاه (مصلی) پراكنده كه هركدام مخصوص عبادت یكی از خدایان است قرار دارد.

دیوارهای این بناها با شیوه و سبك خاصی ساخته شده‌اند. سطح نمای هر دیواری را با تخته‌سنگهایی صاف و مرتب بنا كرده‌اند و قسمت و روی داخلی دیوار را با قلوه‌سنگها ساخته‌اند. و جاهای خالی دیوارها را با ملاط گچ و خرده سنگها پر كرده‌اند و قسمت و روی داخلی دیوار را با قلوه‌سنگها ساخته‌اند. و جاهای خالی دیوارها را با ملاط گچ و خرده‌سنگها پر كرده‌اند، با توجه به ضرورت ربط و پیوند قسمت بیرونی و درونی دیوار در فاصله‌های مناسب با سنگهای پهن و دراز، همان كاری را كه میخ در به هم وصل كردن چوب دارد همان را نیز این سنگهای دراز انجام می‌تدهند. از ویژگیهای معماری حضر عدم جمع ابنیه، داخل یك معبد واحد در مركز واحد معینی می‌باشد. لذا ابنیه و آثار داخل و محدوده معبد كبیر پراكنده هستند و به همین‌گونه این قضیه در مورد معابد كوچك صادق است، از آنجا كه ما مشاهد می‌كنیم كه خانه‌های ساخته‌شده در اطراف حیاط با عبادتگاه همگی از هم فاصله دارند و به هم متصل نمی‌باشند.

در هر بنایی از بناهای شهر حضر كه كاوش و موردبررسی قرار گرفته‌است تقریباً داری ایوان می‌باشند. و ایوان در كلیه معابد و كاخها و خانه‌های مسكونی شهر به عنوان یك عنصر معماری حضور دارد. و این عنصر معماری متداول در حضر، بناهای آن را از آثار و بناهای هلنی و رومی متمایز و متشخص می‌گرداند. زیرا كه در بناهای هلنی و رومی سنگی به وفور به جای ایوان بكار گرفته می‌شود بویژه در شهرهایی كه معاصر دوره معماری حضر هستند. ایوان در معماری حضر برای یكی از دو هدف یا دو هدف اصلی زیر برپای می‌شد: یكی اینكه برای افزونی ضخامت و بزرگی و زیبایی و تزیین بنا ساخته می‌شد. دو دیگر اینكه برای افزودن و زیادكردن مكان و فضای ساختمان اصلی؛ و ایوان به صورت سقف‌دار نیز ساخته می‌شود كه این ایوان همان كاربردی را دارد كه صُفٌه و پیش سراها در كاخها دارند. ایوان در وقت خودش عبارت بوده از یك فضای سرپوش كه از بارش باران و اشعه و نور خورشید به داخل ساختمان اصلی محافظت و جلوگیری می‌كرده‌است. هنرهای تزیینی در معماری حضر در وجه نخست بر روی قسمت‌های بیرونی ایوانها در نیم ستونهایی كه به بنای اصلی متٌصل بودند انجام می‌گرفت.

و نیز بر روی ستونهایی كه در بالاترین ارتفاع و بهترین قسمت بنا قرار می‌گرفتند. و نیز تزئینات بر روی مجسمه‌ها و پیكره‌های تراشیده‌شده از سنگهای قوسی در قسمت جلویی ایوانها كه مجموعه‌ای از خدایان و موجودات اسطوره‌ای و احیاناً اشخاصی كه در ساخت بنا نقش داشته‌اند را نشان می‌داد. و همچنین از تزیینات و هنرهای بكار گرفته شده در قسمت بیرونی بنا عبارتند از : 1- شكلهای حیوانی 2- شكلهای گیاهی 3- شكلهای هندسی؛ كه بین اینها شكلهای مار افسانه‌ای و برگ گیاه اكانتوس (تاج‌الملوك) و طناب محكم و كلاه‌خود آهنی و سرنیزه دیده می‌شود. تزیینات هنری با این شكل و شیوه از ابتكارات معماری حضر است كه برخی از عناصر معماری آن از «معماری آشوری» اقتباس شده و برخی دیگر از معماری هلنی و از خود نیز عناصری معماری افزون بر آنها اضافه نمودند و بكار گرفتند. مردم حضر بدون گمان در بكارگیری همه این عناصر معماری گوناگون و ایجاد پیوند و ارتباط در كمال ابتكار و انسجام و زیبایی و تركیب بین آنها موفق بودند. تزیینات طاقهای ایوانها با مجسمه‌ها و پیكره‌ها در حضر همراه با نقوش زیبا، یادآور همان چیزی است كه آشوریها بر روی صاقها تزیین می‌كردند و آن اینگونه بود كه بر روی الواح سنگی بنام «كاشانی» ترسیم می‌نمودند و از این نوع هنر، صاقی تزیین یافته بر روی لوح «كاشانی» در قلعه «شلمنصر سوم2 در نمرود3 كشف گردیده است.

و این لوح از دوره آشوری در موزه ملی عراق نگهداری می‌شود. تأثیرات معماری آشوری همچنین در شكل سرِ حیواناتی كه در تزیینات معماری حضر بكار رفته مشاهده می‌شود كه در قسمت ورودی ایوان زیرِ دو سر ستون كار گذاشته‌اند این سر حیوانات در جایی كه برای آنها نوعی پالان برای سواركردن آنها ساخته‌اند قرار می‌گیرند، كه در ورودیهای كاخها و معابد آشوری پیدا شده‌اند. و امٌا ماسكهایی كه بر روی دیوارهای دو ایوان بزرگ جنوبی و شمالی از مجموعه ایوانهای همردیف تزیین شده‌اند جز این نیست كه از معماری آشوری اقتباس شده‌ كه معابدِ آنجا را معمولاً با ماسكهای سنگی و تعویذات و شكلهای گوناگون تزیین می‌كردند. امٌا ساخت و ساز بناهای حضر با قطعه‌سنگها و تزیینات این آثار با برگ گیاه اكانتوس (تاج‌الملوك) و كلاه‌خود آهنی و سرنیزه و آرایشهای دایره‌ای شكل در بنا، از اسلوبهای معماری هلنی می‌باشد. ولی معمار حضری همگی این عناصر معماری و اسلوبهای اقتباسی را متحول كرد و آنچه را ذهن خلاٌق معمار حضری در افزودن به این عناصر و تركیب بین آنها می‌رسید محصول آن یك سبك و اسلوب معماری جدید بود كه می‌توان با وجود این ویژگیها، آن را «سبك معماری حضر» نامید.

البته این عناصر و اسلوب ویژه در هیچكدام از شهرهای معاصر دوره معماری حضر یافت نمی‌شود. این عناصر و اسلوب از ویژگیهای عمومی و كلی معماری حضر در اوج مجد و شكوفایی آن در دو دوره «سادات» و «ملوك» بود. با این وصف معبد مرن كه داخل معبد كبیر برپای شده‌است با این اسلوبهای معماری متفاوت است، معبد مرن نسبت به سایر ابنیه از كهن‌ترین بناهای شهر حضر محسوب می‌شود. و آن از اطاقی مستطیل تشكیل یافته كه بر روی سكٌویی ساخته شده كه دو ردیف از ستونهای آن را احاطه كره‌اند و آن اطاق به سبك ویژه‌ای در ارتفاع بلند، داخل ستونها قرار گرفته‌است. سبك معماری این معبد كوچك هلنی – رومی است و در دو دوره مختلف بنا شده‌است: سبك معماری دوره قدیم آن برمی‌گردد به ساخت تزیینات برآمده سردرها و اسپرها و چوبهای تزیین شده كه همه بر اسلوب هنر یونانی دلالت دارند. دوره دوم آن برمی‌گردد به دوره‌ای كه در عصر حكومت «سادات» متداول بود و آن ساخت ستونهای بزرگ بیرونی بنا است كه دارای سرستونهایی است كه مركب از سبك یونانی – كورنتی است. همچنین كلیه تزیینات بیرونی این معابد با این «سبك تركیبی» شكل یافته است. بخشی از بنای دیگری كه داخل معبد كبیر ساخته شده و با سایر بناهای معبد متفاوت است «معبد شحیرو» بوده كه شبیه معابد «اتروسكها» می‌باشد. این معبد از سكویی كه دارای ورودی بسیار بلندی است و در مقدٌمه معبد نیز محجر و چهاردیواری (و شاید خانه‌ای چوبین) را ساخته‌اند كه دارای چهار ستون است. معبد «شحیرو» همچنین از نظر شكل ساخت با معابد رومی كه آرامگاه بزرگان بوده و در شمال آفریقا قابل مقایسه است. این نوع معابد در ساخت و سازهای اولیه دارای سقفی بودند كه با تیرهای چوبی پوشیده‌شده بوده‌اند.

معبد كبیر (معبد شمس = خورشید) باشكوهترین و بزرگترین بنای شهر حضر معبد كبیر است، این معبد با پارچه سنگهای عظیم مدوٌر و مواد و مصالحی چون گچ بنا گردیده و درست در وسط شهر قرار گرفته كه همه خیابانهای عریض و طویل شهر بدان منتهی می‌شود. ساختمان معبد رو به سوی مشرق ساخته شده برای اینكه در درجه نخست جهت عبادت خورشید اختصاص یافته است. معبد نزد ساكنین حضر به «هیكلاریا» یعنی معبد كبیر مشهور است یا «بیت‌الها» به معنی خانه خدایان (تصویر – 331). معبد كبیر تقریباً مستطیلی شكل است كه با دیوارهایی احاطه شده‌است. ابعاد این دیوارها از آغاز ضلع شمالی قسمت داخلی معبد به ترتیب اینگونه است: 435 متر؛ 5/321 متر، 438 متر (ضلع جنوبی)، 310 متر. معبد دروازه‌ای اصلی و بزرگ. در دیوار شرقی داشته و علاوه بر آن یازده دروازه دیگر نیز دارد معبد بطور كلی با دیواری كه دو دروازه بزرگ در آن تعبیه شده به دو بخش تقسیم می‌شود: 1 حرم معبد، 2 صحن معبد. در بخش حرم ، ردیفی از ایوانهایی قرار دارد كه رو به شرق دارند و پشت ایوانها نیز خلوتگاه شمس قرار گرفته، و آن اطاقی چهارگوش كه با راهروهایی كه به آن منتهی می‌شود احاطه شده‌است و در مقابل ردیف ایوانها عبادتگاه ربٌ‌النوع «شحیرو» قرار دارد كه در روبروی این عبادتگاه نیز عبادتگاهی از آنِ خدایی مجهول و ناشناس ساخته شده‌است.

در حرم دو بنای دیگر نیز وجود دارد كه تابحال در مودر آنها هیچگونه كاوشی انجام نگرفته است. یكی از آن دو، آنسوی عبادتگاه «شحیرو» بوده و دوٌمی از آن در زاویه جنوب‌شرقی حرم می‌باشد. امٌا در صحن معبد مهمترین و بارزترین اثری كه در آن ساخته شده معبد «مرن» است كه در عقیده تثلیث ساكنین حضر سید و سرور همه می‌باشد، این معبد به دو ردیف از ستونهای بلند احاطه گشته است. در صحن همچنین قربانگانی بزرگ و مرده‌شوی خانه و خانه سقایت (آبرسانی و آبدهی زائران) همگی در زاویه جنوب‌غربی احداث شده‌اند. برای استحكام بخشی و مقاومت دیوارهای داخلی معبد در برخی از جاهای معین و مشخصی، بناهایی ساخته‌اند كه گمان می‌رود سقف آنها با چوب پوشانده شده و ستونهایشان را هم از سنگ و گچ بوده‌است.

در بخش رواق جنوبی معبد مرن بیرونی دیوارهایِ اصلی معبد نیز، بویژه در دو طرف دروازه‌ها اطاقهایی مشاهده می‌گردد كه برای نگهبانها و سكونت كاركنان معبد ساخته بودند. البته بزرگان و اشراف حضر در پایه‌گذاری و ساخت و ساز این معبد قبل از ظهور و تشكیل دولت و كشورشان، با هم همكاری و تعاون داشته‌اند. این موضوع در كاوشهای اندكی كه از طبقات مختلف اثر (در ترانشه‌ها) انجام گرفته ثابت می‌شود و همچنین مرمٌت و بازسازی اثر در دوره‌های مختلف هم نشانگر آن است. معبد حصارهایی دارد كه درای برجهایی دایره‌ای شكل هستند. البته در باب دیوارهای فعلی بین كارشناسان اختلاف وجود دارد ولی به هر حال در كاوشهای باستان‌شناسی بقایای این برجها در زیر بنا و پایه‌های اصلی دیوار شرقی پیدا شده‌اند. با توجه به محدوده كاوشهای باستان‌شناسی كه از روز نخست تا بحال انجام گرفته و در كشف و شناسایی آثار و ابنیه معبد موفق بوده، از قدیم‌ترین آثار معبد می‌توان به ترتیب موارد ذیل را برشمرد: نخست معبد «مرن» كه قدیم‌ترین بنای معبد «كبیر» است و پس از آن عبادتگاه «شحیرو» و آنگاه عبادتگاه روبروی آن. بعد از آن صفی از ایوانهای همردیف و در پایان خلوتگاه «شمس» است یعنی معبد چهارگوشی كه توسط «سنطروق اوٌل» به اتمام رسید. در دورانهای متأخرتر از آن، در جبهه دیوار شمالی برای دفنِ مردگان، قبرها و بناهایی گودالی نیز ایجاد كرده‌‌اند كه برای ورود به اطاقهای این گورستانها درهایی تعبیه شده كه بر درب‌های دیوارهای معبد كبیر افزوده‌اند.

1- ایوانهای همردیف هشت ایوان در مجاورت و همردیف هم در یك صف واحد رو به جبهه شرقی قرار گرفته‌اند و با استفاده از سنگ و گچ در قسمت بالای حرم معبد كبیر ساخته شده‌اند. طول این ایوانها در اصل 115 متر و ارتفاعشان نزدیك 23 متر می‌باشد. ایوانها در دو بخش با شیوه‌های تزیینی در قسمتهای جبهات افقی مزین شده‌اند كه یك بخش از ایوانها بلندتر از آن دیگری است، بخشهای تزیین شده سطح پایین ایوانها در قسمت آغازینِ فضای باز ایوانهای كوچك و بزرگ، قوام و استحكام یافته‌اند. ایوانهای كوچك به صورت زوج واحدی بلندتر از دیگری از حیث ارتفاع، در وسط ایوان بزرگ قرار گرفته‌اند. ایوانهای بخش دوم كه از نظر ارتفاع بلندتر هستند، با ستونهایی (در جلوی ایوان) كه دراز و بلند بوده در دو ردیف ستونهای كوتاه تعبیه و ساخته شده‌اند. و علاوه بر آن در نمای بیرونی ایوان تزئناتی بر سر ستونها افزوده شده و بر روی صاقهای ایوان نیز در نمای بیرونی ایوانها، مجسمه‌های نیم‌تنه‌ای به صورت نقش برجسته و ماسك مانند قرار داده‌اند.

همچنین تندیسهایی از آنِ بزرگان حضر بر روی طاقچه‌ها در جاهای خالی مناسب در بین ایوانها قرار داده شده و نیز در ارتفاعات مختلف ایوانها تندس‌های این طاق در قسمت پایینی به شكل مدوسه‌ای جنی تزیین شده‌اند. در داخل هر كدام از ایوانهای بزرگ و همچنین برخی از ایوانهای كوچك قربانگاهی (مذبحی) ساخته‌اند كه سطح آن را بالوحهایی طلایی و نقره‌ای و مسی تزیین كرده‌اند. قربانگاهی كه در ایوان شمالی نیز قرار دارد اینگونه است. كه بر این ایوان سایبانی نیز بالای ستونها قرار دارد. تقریباً در ایوان جنوبی هم قربانگاهی شبیه این قربانگاهها وجود دارد. این دو ایوان بزرگ به عنوان عبادتگاه اصلی و عمده در مجموعه ایوانهای همردیف محسوب می‌گردند و یكی از ایوانها متعلق به «شمس»، (خورشید) به نام «مرن» و دومی گمان می‌رود از آن همسرش «مرتن» باشد.

در طول دیوارهای هر كدام از ایوانها در نمای بیرونی نقوشی تزیین‌شده تا ارتفاع 70/4 متر از سطح زمین (با برجستگی حدود 54 سانتیمتر) وجود دارد. كه بر روی آن تندیسهایی از عقاب نصب كرده‌اند. چهار تا از این تندیسها در دو سوی ایوانها قرار گرفته‌اند و سرهایشان به جانب بیرون دیوار متوجه است. عقابی كه بر نمای بیرونی ایوان شمالی نصب گردیده از نظر حجم بزرگتر به نظر می‌رسد و در آن پرهای عقاب به شكل باز آرایش نشده‌اند و شاید این دلالت كند بر اینكه باور داشتند نشانگر عقاب مادینه (مؤنث) است. امٌا عقابی كه در ایوان جنوبی قرار دارد آن از حیث حجم كوچكتر است و در آنجا به گشودن بالهای پرنده اهتمام شده و احتمال است كه این دلالت می‌كند كه عقاب نرینه (مذكٌر) است. همچنین روی قربانگاه مجسمه عقابی دیگر را با اسلوب خاص خودش قرار داده‌اند، بخصوص كه این مجسمه نصب شده و از جمیع جوانب آن حجٌاری هم شده‌است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تاریخ و پیشینه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تاریخ و پیشینه در word دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تاریخ و پیشینه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تاریخ و پیشینه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تاریخ و پیشینه در word :

تاریخ و پیشینه

چگونگی توصیف تاریخ و پیشینه برنامه‎ریزی، به آنچه كه از برنامه‎ریزی برداشت می‎كنیم ارتباط دارد. از این به بعد در رابطه با جزئیات بیشتری از تعریف برنامه‎ریزی بحث خواهیم كرد. امّا در قالب دیدگاه و دورنمای نظر ما تعریف برنامه‎ریزی قابل مقایسه نمی‎باشد.
(اندازه) میزان چنین تعریفهائی دارای وسعتی از گستردگی به اندازه یك جهان تا كوچكی یك فعالیت محدود می‎باشد، این دیدگاههای متفاوت، تصورات بسیار متفاوتی از تاریخ و چگونگی گسترش برنامه‎ریزی تا به امروز را ایجاد می‎كنند.

-) برنامه‎ریزی (عمومی): پیشینه :
در یك نگاه گسترده، برنامه‎ریزی بعنوان یك «دوراندیشی ساده متداول» تعریف شده است. شامل تكامل و تكوین نیروهای درونی، پیش‎بینی اشكال زندگی بیولوژیكی و حیوانات و سنجش فعالیتهای انسان می‎باشد. در این راه، ما همانند آنچه ملوین برنچ (Melvin Branch) گفته است. می‎توانیم پیشینه برنامه‎ریزی را دخول به پیشرفت انقلابی اشكال بسیار پیچیده زندگی از حالت ساده آن بنامیم. او چنین «در برنامه‎ریزی درون زا» را با بیان موارد محیطی پیچیده‎ای همچون تولید مثل «پرنده آفریقای شرقی» the east African weaverbird كه بستگی به زمان تخم‎گذاری حشرات در زیر لانه‎اش دارد نشان می‎دهد.

اگر چه ممكن است با چنین مثالی از مسأله مقداری دور شویم ولی بهتر است آنچه را كه برنامه‎ریزی می‎نامیم، تمرین دوراندیشی متفكرانه انسانها تلقی كنیم. لذا این دید، پیشینه برنامه‎ریزی را به سوی فرهنگ بشری سوق می‎دهد. ساختن ابزارها، یكی از نشانه‎هایی است كه باعث متمایز كردن بشری از دیگر مخلوقات می‎گردد و تأكید بر این نوع دوراندیشی متفكرانه می‎باشد. در این نگاه، برنامه‎ریزی نوعی طرح گذركردن از فعالیتهایی است كه مانع هر گونه فعالیت انسانی گذشته می‎شود و این بطور خالص یك عكس‎العمل غریزی یا یك پاسخ غیر ارادی می‎باشد. ممكنست این دوراندیشی متفكرانه بطور انفرادی یك معنی گستردهتری را نسبت به آنچه كه مد نظر ماست برنامه‎ریزی ارائه دهد.

لذا اگر ما برنامه‎ریزی را بصورت اجتماعی تصور كنیم، نسبت به یك فعالیت انفرادی، ریشه‎های برنامه‎ریزی به اولین ملزومات ساختاری جوامع در اولین تاریخهای بشری گسترش می‎یابد. در جوامع اولیه صیادی و شكارچی‎گری برنامه‎ریزی فعالیتهای معمولی پیشروی متفكرانه و گسترش استراتژی‎های فعالیتها همواره اتفاق افتاده است. چنین جوامعی در فعالیتها و نتایجشان بسیار امیدوار شناخته می‎شوند.
در یك حالت، دقیقاً همانطور كه یك طراح برای ساختمان برنامه‎ریزی خاصی دارد و بدون توضیح چگونگی انجام آن، خواهان اجرای این برنامه می‎‏باشد. نقاشی موجود در غارها نتیجه شكار صیادان و طراحی نقاشان مذهبی می‎‎باشد.

این ارتباط بین برنامه‎ریزی و معجزه، یا یك شخص مذهبی بعنوان برنامه‎ریز، متناقض با برنامه‎ریزی و منطق بنظر میرسد و چیزی كه امروزه رواج دارد چیزی است كه از زمان روشنفكری افكار گسترش یافته است. هنگامی كه ارتباطات بین علل و اثرات در نظر گرفته نشوند، رازها بوجود آمده ورموز بعنوان یك وسیله عمل می‎كنند.
بر همین مبنا، از دیدگاههای متفاوت نقش برنامه‎ریزان بعنوان یك رهبر مذهبی تاكنون ادامه دارد. بهترین مثال از اینگونه برنامه‎ریزان ایمهوپت (Imhotep) است. كسی كه در امپراتوری سوم در مصر زندگی می‎كرد (حدود 2100سال قبل از میلاد). بعنوان مشاور فرعون زوسر (Zoser). ایمهوپت در خداشناسی مصر دارای اعتبار بوده، با اختراع هرم و خصوصاً هرم زوسر كه باستانشاسان معرفی كرده‎اند (یك مثال برای اولین هرمها است).
اگر چه با توجه به یافته‎های باستانشاسان تاریخ عنوان می‎كند كه ایمهوپت مسوؤل برنامه‎ریزی و مكان گزینی پایتخت زوسر بوده و حتی یك طرح قابل درك برای معبد و آرامگاه ارائه نموده كه قستمهائی از آن هم اكنون نیز مدرن می‎باشد.

با اینكه تمدنهائی بر پایه كشاورزی خیلی پیچیده رشده كرده‎اند، استفاده آنها از برنامه‎ریزی خیلی آشكار بوده، بخصوص در مهارتهای سازماندهی اجتماعی و مذهبی آنان.
در جوامع كشاورزی نیز برنامه‎ریزی‎ها بر مبنای مذهب و سیستم اجتماعی صورت می‎گرفته از جمله تمدن مایا در آمریكای مركزی، و چنین جوامعی بر مبنای اعتقادات مذهبی و رفتاری جامعه و پیشگوئی سیكل فصول در كشاورزی برنامه‎ریزی می‎كرده‎اند.

سلسله مراتب نظامی و مهارتهای اجتماعی باعث بروز برنامه و مدیریتی شده‎اند كه امروزه آنرا «امنیت و سیاست خارجی» می‎نامیم كه خدمات محلی و مدیریت را در كلیه تمدنهای پیشرفته در قرون برنز و آهن تأمین می‎كند. و گسترش آن از چین در شرق تا حوزه سند (Indus Valley) و بین‎النهرین (Mesopotamia) كه به آسیای صغیر و مصر در غرب كشیده شده است.
اولین الگو برای مدیریت برنامه‎ریزی در این نوع از فرهنگ، حضرت موسی می‎باشد كه در كتاب تورات شرح داده شده است. برنامه‎ریزی در این نگاه یك فعالیت صحیح در كلیه جوامع تا به امروز بوده، در غرب از تمدنهای كلاسیك یونان و رم از ایالات محلی و امپراتوریهای تجاری قرن نوزدهم در آفریقا از زیمباوه و مالی (Mali) به Ashanti وZulu در آمریكا از آزتك (Aztec) و امپراتوریهای اینكااتا ایروكویز(Iroquois) در آمریكای شمالی، در شرق از امپراتوری ایران تا چین و ژاپن فرهنگها ادامه می‎یابد.

-)برنامه‎ریزی و شهرها :
مثل شهر- معبدهای مایا در آمریكای مركزی را بعنوان یك عنصر اعجاب‎آور از فرهنگ و تمدنی كه فعالیتهای خود را برنامه‎ریزی می‎كنند ذكر كردم.
شهرها بعنوان یك بخش مهم از كلیه تمدنها می‎باشند، بطور كلی فرهنگها بزرگترین اعتباراتشان را در شهرها می‎یابند. اكثر شهرها برنامه‎ریزی شده‎اند گاهی اوقات بطور كلی اما همیشه در یك قسمت وسیع و مشخص دارای برنامه‎ریزی می‎باشند.

در یك نگاه كه طیف وسیعی از موافقان را جلب توجه می‎كند، برنامه‎ریزی یكی از ضرورتهای برنامه‎ریزی شهرهاست. از این دید می‎توانیم با پیگیری پیشرفت شهرهای برنامه‎ریزی شده تاریخچه برنامه‎ریزی شهری را آشكار سازیم. از ابتداء شهر جزئی از فرهنگ انسانی بوده و اولین شهرهائی كه كشف شده‎اند دارای برنامه بوده‎اند. و این مطلب از مكان گزینی شبكه‎ای با قاعده در هاراپا (Harappa)، كاببانگان (Kabangan)، و هوهنجو – دارو (Mohonjo-Daro) قدیمی‎ترین شهرهای كاملی كه تاكنون شناخته شده‎اند مشهود است. این شهرها بین سالهای 2150 تا 1750 قبل از میلاد وجود داشته‎اند در یك تمدن كه در حاشیه رود سند گسترش یافته بود. برای اثبات بیشتر اینكه این شهرها دارای برنامه‎ریزی بوده‎اند می‎توان به این اشاره كرد كه هر سه شهر گرچه صدها مایل جدا از هم قرار داشته‎اند امّا از یك طرح استاندارد تبعیت می‎كرده‎اند.
شبكه شطرنجی بعنوان پایه برای تنظیم خیابانها و خانه‎ها یك طرح قدیمی می‎باشد. یك اردوگاه كارگران مصری در سال 2670 قبل از میلاد، این طرح را نشان می‎دهد. اما آیا این یك طرح می‎تواند گواهی بر برنامه‎ریزی سیستماتیك باشد.

شهرهای برنامه‎ریزی شده در دل كلیه تمدنهای قدیمی و بزرگ موجود بوده، اغلب طرحهای عمومی این شهرها شكل بیرونی و شیوه كشورداری و سنبلهای مذهبی آنان بوده شامل: دیوارهای بیرونی، خیابانهای اصلی،‌بازار، قصر یا كاخ و تركیبات معابد.

اما عناصر برنامه‎ریزی شده آنان هنوز تعجب ما را برمی‎انگیزد. معابد اور (Ur) بابیلون (Babylon)، نینوا در بین‎النهرین (ninereh)، تبس (‏Tebes) و كارناك (Karnak) در مصر، تئوتیوكان (Teorihucan) و چیچن ایتزا (Chichen Itza) و اوكسمال (Uxmal) در آمریكای مركزی و آنگلكوروات (Angkor Wat) در كامبوج و بووبودور (Borobodur) در اندونزی و قصرهای مختلف پرسپولیس در ایران دور شاروكین (Dur sharrukin) در بین‎النهرین و پایتختهای امپراتوری از جمله آزتك تنوتیلستان (Aztec Tenochtitlar) و شانگهای چین بعضی از شهرهای برنامه‎ریزی شده می‎باشند.
همچنین شكل این شهرها بازتابی از اثر افكار مذهبی در برنامه‎ریزی می‎باشد. این چهره پنهان مذهب در برنامه‎ریزی همانطور كه در هر فرهنگی تصور شده، بصورت حكم تقدس دنیا نشان داده شده. یك چنین تصوری یا تعریف جهانشناسی آن كه از زبان سانسكریت گرفته شده ماندالا (Manadala) نام گرفته است.

ماندالا بعنوان طرح پایه برای شكل شهرها در فرهنگهای باستانی وجود داشته و گسترش یافته است. برنامه‎ریزی شهری سنتی در چین بصورت zine-Squme (كه برنامه‎ریزیهای مدرن بیچینگ (پكن سابق) Beijing بر آن پایه می‎باشند) یك ماندالا است. برنامه‎ریزی و معماری هندوی باستانی، دستورالعملی برای حالت خاص از ماندالا در برنامه‎ریزی شهری بوده‎اند. این دستورالعملها منابع برنامه‎ریزی برای شهر هندسی جالیپور (جیپو) (Jaipur) بوده كه در قرن هجدهم بازسازی شده است.
همچنین پایه برنامه‎ریزی شهر رم یك ماندالا بوده، خیابانهای اصلی آن با چهار چهارراه نشان دهنده دنیائی است كه به چهار قسمت تقسیم شده و مركز آن روم می‎باشد. گرچه همانطور كه ملاحظه كردیم، شهرهای برنامه‎ریزی شده خیلی قدیمی‎تر هستند، تمدن كلاسیك یونان بطور عمومی با اصول برنامه‎ریزی شهری سیستماتیك شكل گرفته. هیپوداموس پدر برنامه‎ریزی شهری نام گرفته كه او برنامه‎ریزی را برای بازسازی شهرش ملیتوس (Miletus) كه در جنگ آسیب دیده بود شروع كرد برنامه او بصورت یك شبكه هندسی كه خودش (البته به غلط) اختراع كرده بود می‎باشد. شهرهای یونان و هلنی Hellenistic در قسمتهائی و یا بطور كامل بصورت شبكه‎ای برنامه‎ریزی شده بودند، آنها عناصر استاندارد را شامل می‎شوند مثل یك معبد (اغلب بالاترین نقطه یك پتر یا آكروپلیس مثل مشهورترین آن در آتن) یك مجتمع بازاری یا آگورا، یك آمفی تئاتر (برای نمایش و تجمعات) و سیرك برای ورزش و سرگرمی.

رم بصورت ارگانیك درون سرزمینهای وسیع گسترش پیدا كرد و در نهایت روستاهای مسكونی كه در بلندی قرار داشتند بدنبالش به آن چسبیدند و اما قسمتهای عمومی دارای برنامه‎ریزی بود. همانطور كه هنوز می‎توانیم با گشت و گذار در خرابه‎های میدانهای رم باستانی آنرا احساس كنیم. رم همچنین می‎تواند مثالهایی اولیه از آئین نامه‎ها باشد محدود كردن ارتفاع ساختمانها (بخاطر خطر سقوط) و محدودیت تجمع اشیا در شب برای جلوگیری از برخورد در كوچه‎ها باریك همراه یا ترافیك عابران پیاده و ارابه‎های جنگی امپراتوری رم یك تمدن بسیار خوب برنامه‎ریزی شده بود. دارای سلسه مراتب و استراتژی در لشگریان رومی، دارای شبكه گسترده مدیریت كشوری و تأسیسات زیرپایه‎ای و پلهای فوق‎العاده مهندسی ساز و آبراهها و بزرگراهها. در این دوره از زمان، انفجاری از زیستگاههای برنامه‎ریزی شده دیده می‎شود كه تعداد زیادی از آنها بعدها جزو شهرها اصلی اروپا شدند.

این كاستروم (Castrum) یا اردوگاه نظامی می‎باشد كه مدلی برای سكونتگاههای برنامه‎ریزی شده رم بوده كه اغلب بصورت شهرهای مستعمراتی و پادگانی شروع می‎شده. اردوگاه آنها توسط یك سری موانع مربعی شكل محدود می‎شد.
همراه با طرح شبكه‎ای كه فضاهای مسكونی به چهار قسمت تقسیم می‎شود با دو خیابان اصلی كه توسط میدان یا بازار تقاطع پیدا می‎كرد و به چهار دروازه ختم می‎شدند. انتظار می‎رود شهرهای قرون وسطی بعنوان شهرهای گسترش یافته ارگانیك كه شكل نهائی آنها نتیجه همخوانی ناخود‎آگاه طرحهای هریك از ساختمانها و از نتیجه فضاهای بین آنها بوجود آمده باشد.
عناصر اصلی شهری در این شهرها همچنین بصورت برنامه‎ریزی شده بودند، كلیساها و میدانهای آنها اغلب در مراكز شهری و از همه مهمتر دیوارها، لژها و سالنهای اجتماعات. گاهی اوقات برنامه‎ریزی ساده‎ای مشخص می‎گردد از جمله میادین شهری و سالنهای شهری در فلورانس قرون وسطی (the pizza del signoria) و سینا Siena (the piazza del Campo). اروپای قرون وسطی همچنین دارای شهرهای جدیدی بود كه امروزه با شكل غیر برنامه‎ریزی شده آن دورانشان متفاوت بنظر نمی‎رسند.

این شهرهای برنامه‎ریزی شده، سونتگاههای مرزی یا مستعمراتی بوده كه توسط پادشاه یا ارباب زمین دار تأسیس شده بودند تا قانون خودش را روی یك سرزمین حاكم كند و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی آن گردد.
آنها باستیدها (Bastides) قرون وسطایی از لانگدوك (Lang uedoc) و پروونس (Provence) در فرانسه و
شهرهای استحكام یافته در ولز (Wales) و شهركهایی كه توسط شوالیه‎های در شرق آلمان ساخته شده بودند را شامل می‎شدند. این سكونتگاههای برنامه‎ریزی شده دارای برنامه شبكه‎ای معمولی خودشان بودند و توسط توپوگرافی و شرایط محلی اصلاح شدند و مشكل چهارگوش و بر پایه سابقه روسی بنا شده‎اند.

دیوارها را همچنین شكل چهارگوش می‎ساختند كه خیلی به حالت گرد نزدیك بود چیزی كه حالتهای قرون وسطی به آنها دیكته می‎كرد. شكل شهركها بستگی به عوامل همچون وجود قلعه و یا طول استحكامات داشت. در طی دوران رنسانس و باروك (Baroque) در اروپا (با تفاوتهائی بین جنوب، مركز وشمال در اروپا) مابین قرون 15 تا 18 و گسترش شهرها و روستاهای برنامه‎ریزی شده بسیار زیاد بود. در قرن پانزدهم اروپا شاهد شروع یكسری ایده‎های كلاسیك از طراحی شهری بود كه برای یكسری برنامه‎ریزیهای شهری بصورت ایده‎آل بیان می‎شد. طراحان این «آرمانشهرها» سعی می‎كردند تا تركیبی از ماندالا كه تأكیدی به تصورات دینی و فلسفی می‎شد با توجهات تجربی از دفاع كه استحكاماتی علیه حملات جدید از جمله توپخانه‎ها را مهیا می‎كرد، بوجود آورند.

این عقاید شكل انسجام یافته‎ای پیدا كرد. در برنامه‎ریزی سكونتگاههای جدید از پالمانرا (Palmanora) در ایتالیا تا سن پتزربورگ در روسیه (St.petersburg) و گسترش شهرهای برنامه‎ریزی شده ازما فهیم (Monnheim) درآلمان تا ادینبورگ در اسكاتلند (Edinburgh). سكونتگاههای جدید شهری در شمال آمریكا در قرن حاضر نیر نشان می‎دهند كه آنها برنامه‎ریزی داشته‎اند بعنوان مثال فیلادلفیا و پنسیلوانیا توسط ویلیام پن وشریكش (William Penn) و (Thomas Holme). در سال 1683 برنامه‎‏ریزی شده است. شكل آن همچنین كاستروم روی را بخاطر می‎آورد.
با داشتن شكل چهارگوش و بلوكهای شبكه‎ای، با دو خیابان اصلی موازی بسوی میدان مركزی و هریك گوشه با یك میدان منظم می‎گردد.

ساوانا (Savannah) و جورجیا (Georgia) توسط جیمز اوگلتورپ (Jame Oglethorpe) عضو مجلس انگلیس، در سال 1733 برنامه‎ریزی شده است مثال دیگری می‎باشد. نقشهای آن الهام گرفته از میدانهای مسكونی لندن بوده است و شامل یكسری واحدهای میدانی همسایگی كه وارد (Wards) نامیده می‎شوند. هر یك از آنها شامل چهل واحد مسكونی كه در یك شبكه بدور یك میدان مركزی قرار گرفته بود می‎شدند با یك خیابان اصلی كه شبكه میدانی را از واردهای (Wards) دیگر جدا می‎كرد. در قرن 19، برنامه‎ریزی شهری معنا و كارآیی تازه‎ای یافته بود، علاوه بر نقش محلی در طراحی شكل فیزیكی شهر، بصورت كلی در پائین شرح داده خواهد شد. در چنین زمانی برنامه‎ریزی كلی شهرها بدون توقف ادامه داشت. بازسازی شهری برای برنامه‎ریزان شهری مشكل دیگری را ایجاد كرده بود و بعضی نتایج تلاشهای آنها مهری بر شخصیت این شهرها تا امروزه گذاشت. مثالهایی كه بطور معمول به ذهن می‎آیند بلوارهای پاریس می‎باشد كه نتیجه برنامه‎ریزی هوسمان در سال 1855 می‎باشد. رینگ اشتراوس (Ringstrass) در ویفا، نتیجه برنامه پیشروی سطوح شهری جهت استحكامات توافقی بود. علاوه بر بازسازی و پرسازی قسمتهای قدیمی شهرها، در قرن 19 برنامه‎ریزان مسؤول گسترش شهرهای متعددی بودند كه شامل شهركهایی می‎شدند. آنها همچنین برنامه‎ریزیهایی از قبیل اجتماعات حاشیه شهری، شهركهای همكار و شهرهای جدید و پایتختها داشتند.

پلمان(Pulman) و ایلینوئیز (JIionois) و سالیتر (saltaire) انگلند (England)،‌ مثالهائی از شهركهای مشترك المنافع دهلی نو در هند و واشنگتن D.C از پایتختهای برنامه‎ریزی شده هستند. هنگامی كه به سوی قرن 20 حركت می‎كنیم به نتیجه می‎رسیم كه برنامه‎ریزی شهری خیلی پیچیده است كه مستلزم بیشتر از یك طرح كلی شكل نهائی شهرهاست. بدونشك، درست است كه قبل از برنامه‎ریزی و ساخت یك شهر بزرگ یا گسترش یك شهرستان یا بازسازی كلی همیشه یكسری سؤالات مربوط بهم پیش می‎آید.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اثرهای صوفیان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اثرهای صوفیان در word دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اثرهای صوفیان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اثرهای صوفیان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اثرهای صوفیان در word :

اثرهای صوفیان

صوفیان این عهد ، در ایران و آنیران ،اثرهایی كه غالباً در مرتبه های دوم و سوم قرار دارند ، بنظم و نثر پدید آورند و آیین پیشینیان را در این دنبال كردند . هیچ یك از این كتابها و دفترها ارزش آثار عارفان بزرگ گذشته را ندارد ، نه از حال و ذوق و فصاحت آنان در اینجا اثریست و نه از عمق فكر و اندیشه پاردیی از آنها در اینها خبری . بیشتر در آنها به بیان آیینها و سنت ها ، تعبیر و اصطلا حها و یا تكرار مطلبهای گذشتگان با شرح و بیانی كه درخور زمان باشد توجه شده است . بعضی هم در شرح حال و اثرها و سخنان عارفان پیشین و یا ترجمه احوال مشایخ متأخر است .

بقای تصوف
درستست كه ستیزه جوییها ی عالمان مذهبی ، از میانه عهد صفوی ببعد با تصوف و صوفیان و حتی با عرفان ایرانی ، سخت و طولانی بود ، لیكن باه همه شدت و توانایی نتوانست بنیاد این جریان خاص فكری و ذوقی را بر اندازد .
نهضت های صوفیان شیعی مرهب دوران تیموری كه پیش از ین اشاره كرده ام ضامن بقای تصوف در دوران ترویج قهر آمیز تشیع و همچنین در عهد غلبه عالمان قشری می توانست بود و چنین نیز شد زیرا صوفیان شیعی در زمره دیگر شیعیان ، بی آنكه حاجت بتظاهر داشته باشند ، توانستند خود را از دوره شدت عمل بیرون كشند و بحیات اجتماعی خود ادامه دهند .

از سویی دیگر میان عالمان اخباری و اصولی و بعضی از حكیمان بیش و كم كسانی بودند كه یا خود بنحوی تمایل بمقالات عارفان و صوفیان داشتند و یا در برابر آنان خاموش می نشیتند و بدین طریق صوفیان مجال بازماندن و گسترش دایره كوشایی خود می بافتند .

در همین احوال ، اگر ایران آن عهد جولانگاه آمادگی برای صوفیان نبود ، در بیرون از مرزها ی آن محیطهای امنی برای آن قوم وجود داشت مانند قلمرو و دولت عثمانی كه در آن بكتا شیان شیعی و مولو یان سنّی آزادانه عمل می كردند و بویژه آثار «حضرت مٍوًلانا »و پیرون او حرمت فراوان داشتند ؛ و هندوستان كه د رآن سهر وردیان و چشتیان و نغمه اللهیان و مر شدان و قادریان و همانند گان آنان بآسانی و با احترام بسر می بردند ، و هنوز هم صوفی مشربان آن دیار بانگاه داشت همه سنتهای پیشین د رمراسم خود شركت می كنند ، و من كه آرزوی حضور در مجلس سماع صوفیان داشتم باین آرزوی خود در غیاث آباد دهلی ، در خانقاه چشتیان ، بر مزار نظام الدین اولیا و امیر خسرو دهلوی رسیدم و بروان آزادگانی كه آنجا خفته اند درود فرستادم و همین لذت معنوی در قونیه ، بر مزار مولانا جلال الدین محمد و خانقاه مولویان ،دست داد .

همزمان با سختگریهای قزلباشان نسبت باهل سنّت ، فرقه های صوفیه سنّی هم طرد شدند و از آن میان فرقه مر شدید كازرونیه زحمت بسیار دیدند و گروهی از آن جماعت كشته شدند .آزردن صوفیان سنی و شیعی همچنان ادامه داشت تا دور ریاست دینی بملامحمد باقر مجلس رسید كه بحكم او تكفیر و آزار شكنجه كردن صوفیان بنهایت شدت یافت و حتی از صوفیان سرخ كلاه هم در این راه صرف نطر نشد .
بر اثر این شدت عمل بیشتر طریقتهای تصوف ایرانی عملاً از آغاز قرن دوازدهم هجری ببیرون از مرزهای ایران انتقال یافت و بر طریقتهایی كه پیش از آن بو د افزوده شد و مهمترین آنها ، كه هنوز هم در خارج از ایران پیروانی دارند عبارتند از دنباله سهروردیه مولتان ، چشنیه ، قدریه ، خلوتیه ، بكتاشیه، مولویه ، نقشبند یه ، رفاعیّه ، نعمه اللهیه و جز آن . طریقه نعمه اللهیه چنانكه خواهیم دید از دوران زندانیان بایران بازگشت داده شد و در همان حال بازمانده فرقه های دیگر بتدریج و خاصه از اواسط سده سیزدهم دنباله تعلیمات خود را گرفتند .

كتابهای در رَدِّ تصوف
در ستیزه جوییهای علمان مذهبی علمان مذهبی با صوفیان ، تنها بدشنام و نكوهش بسنده نمی شد بلكه رساله ها و كتابهایی هم در ین را ه فراهم می آمد و درین امرگاه حكیمان روزگار نیز ك شیوه متصوفه ، و یا بهتر بگوییم مشتهرادر دغوی شناخت حقایق مردود می دانسته اند ، شركت داشتند . حكیم صدرای شیرازی كه نام و آثار او را در شمار فیلسوفان خواهید دید ، كتابی دارد بنام « كسر الاصنام الجاهلیه قی كفر جماعه الصوفیه » و شاگرد معروفش ملامحسن فیض كاشانی در مقاله شصت و دوم و شصت و سوم و شصت و چهارم از كتاب « الكلمات الطریفه » و نیز در كتاب بشاره الشیعه در نكوهش صوفیان سخنانی مشروح دارد .

درباره حكیم صدرا نوشته اند « كان حكیما فلسفیاً بحتاً » و این انتساب او بتصوف درست نظیر همان نسبتی است كه بشاگرد و دامادش فیض در این مورد می دادند . اما این تكته روشنست كه صدرا و فیض هر دو د رمقالات خود متمایل بحایق عرفانی و بیان مقاصد عالیه متصوفه بوده اند نه پای بند ظواهر ی كه صوفیان د رسنتهای خانقاهی بدانها دلبستگی داشته اند ، و ازین رویست كه گفته اند نظر ملاصدرا د ركتاب كسر الا صنام الجاهلیه « به متدلسین و متشهبین است بصوفیه » و چنین نیز هست ، چنانچه برخی از محققان در قسمت دوم از نام این كتاب یعنی « ..فی مدح جماعه الصوفیه »

زیرا كه صردای شیرازی در این كتاب در ستایش « اهل الله و ارباب التصوف » كه بمدارج واقعی عرفان رسیده باشند ، مبالغه می كند بهمان نحو كه پشمینه پوشان ظاهر ساز و پوست نشیانان در غ پرداز را سخت می نكوهد .
سید نعمه الله جزائری شاگرد فیض در كتاب « مقامات » صمن دفاع از استاد خود كه متهم بتصوف بود كفته است كه استاد استادش یعنی ملاصدرا منكر طریقه صوفیان بوده و كتاب كسر الصنام الجاهلیه را هم با همین اعتقاد نوشته است . به دنبال همین مثال در كتاب روضات الجنات چنین آمده كه علت تاختن صاحب لؤلؤالبحرین ، پیخ یوسف بحرانی ، بحكیم صدرا و مولانا فیض این بود كه او از شیوه ارباب معقول بی خبر بوده و میان آنان كه حكیم ربانی بوده اند با فقیر صوفی و لاقید مدعی تفاون نمی گذارده است ، در صورتی كه جدایی میان آنان در گروه همانست كه بین بینا و كور و بهشتی و دوزخی و میان حقیقت جویان و دروغ پردازانست .
اما عالمان شرع از ین حد فراتر می رفتند و بعارف و صوفی هر دو بیك چشم می نگریستند ، یكی را از باب اعتقاد بمسائلی ا زقبیل مكاشفه و شهود و وحد ت وجود ، و دیگری را بسبب سنتهای خانقاهی و سماع و سرود و جز آنها كه درد یده آنان خلاف شریعت و سرمایه ضلالت بود .

ستیزه جویی با صوفیان
عهدصفوی،اگرچه بانهضت دسته ای ازصوفیان اغازشد،لیكن دورانی تامساعد
بحال تصوف است وهر چه بپایان نزدیكتر شویم این نا بسامانی را بیشتر وروشنتر مشاهده می كنیم وبوضعی نامطلوب بازمی خوریم كه از ان روزگار
فراتر رفت ونا باغاز پادشاهی محمد شاه قاجار ادامه یافت بی انكه بتواند سیر
عمومی تصوف وعرفان ایرانی را متوقف سارد و یا از تمایل فطری ایرانیان بدین شیوه خاص از جهان بینی بكاهد .

برای وضع نامطلوب تصوف در این عهد دو علت اصلی می توان شناخت :
چیرگی صوفیان صفوی و غلبه عالمان قشری .
دسته صوفیان صفوی در زمان قیام و توسعه فدرت شاه اسمعیل و پسرش شاه تهماسب فاقد جنبه تربیتی تصوف بود ؛ و نه تنها از مقاصد عالی آن خبر نداشت بلكه بدان اعتقادی عامیانه می ورزید و از آن اطاعتی دیگر را در این راه مردود می شمرد و كمر بنابودی آن می بست .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه در word دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اقتصاد ایران در دوران قاجاریه در word :

اقتصاد ایران در دوران قاجاریه
در این شماره به فرایند جریان تجزیه اقتصاد ایران و بند از بند گسستگی آن از دوران صفوی تا آخر دوران قاجار و تا کودتای رضا شاهی میپردازیم . از زمان سلطنت صفوی و پیدایش قدرتهای جدید اقتصادی و سیاسی در اروپا و برخاستن قدرتهای جدید در مرزهای کشور ، انعکاس رابطه قدرتهای جدید و نیروهای اجتماعی حاکم بر کشورهای عضو حوزه بصورت برخوردهای شدید بینابین که به متلاشی شدن حوزه می انجامید ، اقتصاد ایران را از بازار گسترده و طبیعی خود محروم کرد. اما سنگینی بار وظائف هنوز بردوش ملت بود و بودجه دولتی بر اثر فشار نظامی در مرزها افزایش میافت و بار مالیاتها و بهره مالکانه را سنگین تر میکرد. پول همان مدارسابق خود را داشت ولی جهت عمل خویش را تغییر میداد. نقش پول ایران این بود که مازادهای اقتصادی های دیگررا می مکید و به اقتصاد مسلط ایران منتقل میکرد. اما پس از آنکه اقتصاد ایران با بقیه حوزه فرهنگی قطع رابطه کرد و بتدریج که در عصر قاجار تجزیه شد و زیر سلطه اقتصاد تازه توان غرب در می آمد، پول ایران خود ابزار انتقال ثروتها و سرمایه های ایران به خارج می شد. تا 1266 هجری پول ایران هنوز از بغداد تا مرز چین و از هندوستان تا حدود روسیه وسیله مبادله بود.( تاریخچه سی ساله بانک ملی ا یران .شهریور 1338) ولی جریانی عکس جریان اول بصورت صدور مسکوک و سرمایه بوجود می آمد.

در واقع، آن زمان پایه یول ایران نقره بود وریال ( نظیر نام ” شاهی ” که ترجمه ” ریال ” به فارسی بود ) از اسپانیاییها به وام گرفته شده بود . و در قرن 13 هجری ( 19 میلادی ) به سکه نقره رایج بدل شد . ریال در ابتدا معادل یک هشتم تومان بود . اما از سال 1195 ( 1816 میلادی ) که دوباره به نام سکه صاحب قرانی یا قران ضرب شد ، ارزش آن به یک دهم تومان کاهش یافت . این کاهش ارزش پول در طول قرن به دو شکل صورت می گرفت :

1 – کاهش رسمی وزن سکه و2- تنزل ” غیر رسمی ” مرغوبیت اوزان سکه ها عامل دوم کاهش ارزش درونی پول ، صرفا به حساب سوء عمل گذارده شد و به تمرکز ضرابخانه در اواخر قرن انجامید .
سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران در قرون معاصر می نویسد : ” قران در آغاز ( هنگام ضرب در 1205 – 1242 ) معادل بود با دو مثقال ( 2/9 گرم ) نقره و پس از اندک مدتی در زمان فتحعلیشاه مقدار نقره آن به یک مثقال و نیم ( 9/6 گرم ) و سپس در زمان محمد شاه 30 نخود ( 75/5 گرم ) شد .

در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه ، وزن آن به 28 نخود ( 37/5 گرم ) تنزل یافت و سپس برای آنکه نقره ایران را به روسیه و هندوستان نبرند وزن آن را 26 نخود ( 983/4 گرم ) کردند ; در 1289 – 1327 هجری یک قران 54/4 گرم نقره داشت “. این روند نشان می دهد که طی یک قرن عیار نقره پول کشور بطور رسمی نزدیک به 50 درصد کاهش یافته است . قریب به چهار پنجم این کاهش در دوره اول قرن و حدود یک پنجم آن در نیمه دوم قرن روی داده بود . در اقتصاد های ما قبل صنعتی کاهش عیار مسکوکات شیوه معمول برای افزایش دلبخواه حجم پول بوده است و این اقدام بر توان مالی حکومتها می افزود و- بر فرض ثابت ماندن کل عرضه کالاها و خدمات و سرعت گردش پول – موجب افزایش بهای کالاهای داخلی میشد و از این رو به مثابه مالیات نامشهودی بر توده مردم تحمیل میشد. زیرا پی آمد آن انتقال منابع واقعی از دست آنها به حکومت بود . و علاوه بر آن کاهش رسمی عیار پول کشور به کاهش نسبی ارزش آن در مقایسه با پولهای خارجی نیز می انجامید. در طول قرن 19 میلادی ارزش برابری پول ایران 41 در صد کاهش یافت . طی دوره1250/ 1180 هجری= 1870/ 1800 میلادی، تنزل سالانه نرخ برابری ارز نزدیک به 6/1 در صد و در سی سال آخر قرن به2/8 درصد میرسد.

ابوالحسن بنی صدر ( در کتاب موقعیت ایران و نقش مدرس آذر 1356) مینویسد :” امرابزار انتقال ثروتها و سرمایه های ایران به خارج شدن پول ایران ، امکانات سرمایه گذاری و بازار را محدودتر میکرد. تولید به ویژه تولید صنعتی نقصان میگرفت و در نتیجه سرمایه ها و نیروی انسانی ماهر روی به مهاجرت از کشور می آوردند. از سال 1134 تا 1250 فشار اقتصادی حاصل از متلاشی شدن حوزه و فشار قدرتهای نوخاسته و انعکاس آن در داخل کشور بصورت جنگهای داخلی پیاپی ، از سویی و انتقال ناقص و جزئی عناصر فرهنگی و ضد ارزشهای غرب سلطه گر که با هدفهای اقتصاد های مسلط در زمینه تهیه ماده اولیه و بدست آوردن بازار فروش و استفاده از نیروی انسانی دمساز و بیشتر از آن زمینه تحقق آن هدفها میبود ، به ویرانی اساس فرهنگ و از آنجا به انحطاط اقتصاد ایران و قرار گرفتن آن در مسیر تجزیه و تلاشی مدد میکرد. بازار های همجوار ( عثمانی و آسیای میانه و افغانستان و هندوستان و حتی بخارا ) نیز از دست او بدر میشد .

سرمایه ها بسرعت از فعالیتهای اقتصادی خارج میشدند و امنیت و منزلت را در غیر فعال شدن ( نقدینه ) و فرار از کشور میجستند” این انحطاط شتاب گیر اقتصادی درست وقتی گریبانگیر کشور میشد که نیاز دولت بعلت فشار عظیم قدرتهای نو خاسته به منابع مالی افزایش مییافت . کشوری که در قرن 14 میلادی ، مالیات پایتختش تبریز از مالیات فرانسه بیشتر بود . سه قرن بعد بودجه اش تا یک دهم بودجه های فرانسه و انگلیس آن روز کاهش یافته بود . و این در حالی که در قلمرو جمعیت از آن کشور ها بزرگتر بود .

عیسوی در کتاب خود ، تاریخ اقتصاد ایران ، معتقد است : ایران تا پایان قرن 13 هجری – 19 میلادی مازاد بازرگانی داشته است و این مازاد که از 1209 هجری – 1830 میلادی رو به افزایش نهاده ، از بعد از 1243 هجری – 1864 میلادی تا سر آغاز قرن 14 هجری – 20 میلادی به کسری بدل می گردد . متوسط سالانه در کسری پرداختها ( تراز بازرگانی ) در بین سالهای 1247 تا 1264هجری ( 1868 – 1885 میلادی ) برابر با 9/7 درصد و 96 % کاهش سالانه در بین سالهای 1264 تا 1279 هجری = 1885 – 1900 میلادی را بدست می دهد .

در واقع شکاف فزاینده ای بین صادرات و واردات در سالهای 1247 تا 1264 هجری مشاهده می شود .
دکتر محمد علی کاتوزیان در کتاب اقتصاد سیاسی ایران چاپ نهم 1390 می نویسد : ” سهم منسوجات در صادرات ایران در بین سالهای 1230 تا 1260 هجری شمسی – 1850 تا 1880 میلادی ، بشدت پایین آمد: از 61 به 19 درصد . و سهم منسوجات نخی و پشمی از 23 درصد به 1 درصد کل صادرات کاهش یافت .و این در حالی بود که سهم پنبه از 1 به 7 درصد کل افزایش یافت . افزون بر این ، صادرات پارچه ایران نه فقط بطور نسبی ، بلکه بطور مطلق نیز کاهش یافته و از سوی دیگر واردات پارچه ( بطور مطلق ) افزایشی سریع داشت . و از مجموع این موارد می توان دریافت که بر سر بازار داخلی و صنعت نساجی ایران چه آورده شد . بدین سان محرز می شود که محور اصلی تغییر مزبور این بود که صادرات مواد اولیه بطور قابل ملاحظه ای جایگزین صادرات محصولات ساخته شده بشود .

و تغییر الگوی صادراتی در دورانی رخ می نمود که در بخش اعظم آن رابطه مبادله بین المللی به زیان مواد اولیه و به سود محصولات ساخته شده در حال تغییر بود .بهای کالاهای خارجی که جایگزین محصولات داخلی می شد ، می بایست حتی الامکان از طریق افزایش قابل ملاحظه تولید فرآورده های کشاورزی- تجاری ، عمدتا تریاک و برنج و پنبه و توتون و تنباکو پرداخت می شد . این امر در دورانی که بازدهی کار افزایش چندانی ندارد و نیز نهادهای جامعه انعطاف پذیری ندارند و از پیشرفت فنی خبری نیست ، به کاهش – و چه بسا کاهش مطلق – تولید مواد غذایی اصلی برای مصرف داخلی می انجامد . و بدینسان با توجه به افزایش روز افزون جمعیت علل بالا بودن میزان تورم و کم بود دایم مواد غذایی و گسترش فقر آشکار می شود و جای شگفتی نیست که در پایان قرن 13 هجری- 19 میلادی ، ثبات و تعادل داخلی ایران در گرو ورود مقادیر قابل ملاحظه ای مواد غذایی بود .”

و فشار دولت برای افزایش مالیاتها همچنان بیشتر میشد تا آنجا که مالیاتها اسماً دو برابر و رسماً سه برابر میگردید . در دوران فتحعلیشاه ، پس از شکست از روسیه و بر اثر تعهدات مالی سنگین که به موجب قرار داد ترکمنچای و گلستان بر عهده ایران نهاده شد ، وی مالیاتها را از 10 درصد به بی20 درصد افزایش داد .این افزایش اسمی بود و در عمل 30 تا 35 درصد در آمد ها بعنوان مالیات اخذ میشد.
با شکست از روسیه و محرومیت ایران از استقلال گمرکی، اقتصاد کشور اینک به عنوان یک مجموعه دچار تجزیه و بند از بند گسستگی می گردید : در کلیات ملکم جلد اول آمده است که : ” در داخل کشور از شهری به شهری گمرک برقرار می شد و تولیدات داخلی تا بدست مصرف کننده برسد 3 برابر و گاه 4 تا 5 برابر قیمت انواع عوارض شهری و حقوق گمرکی و باج می پرداخت .” وجود این مرزهای داخلی علاوه بر انواع باجها و رشوه ها مبادلات را در داخل کشور مشکل و یکی از دو وجه وحدت بازار و توحید اقتصادی کشور را از میان می برد . و بدین سان بود که اقتصاد ملی با اقتصادهای محلی بریده از هم و تجزیه می شد .

این امر از سویی بازگشت به اقتصاد طبیعی ، یعنی اقتصاد تولید در حد اقل مایحتاج اولیه را شتاب می بخشید و از سوی دیگر موجبات از بین رفتن ممیزه و مشخصه دیگر وحدت اقتصاد ملی ایران یعنی قطع پیوند بخشهای کشاورزی و صنعتی و خدمات از یک دیگر و حتی تجزیه در داخل هر کدام از این بخشها می گردید . یعنی در آن حال که گمرکات داخلی روز به روز افزونتر می شد ، دولت ایران برابر ماده 3 عهد نامه بازرگانی ایران و روسیه که بر اساس ماده 10 عهد نامه ترکمن چای ( 22 اکتبر 1828 – 1243 هجری ) و همزمان با امضای آن عهد نامه امضا شد ، از واردات فقط یک نوبت آنهم حد اکثر 5 درصد می توانست حقوق گمرکی بگیرد و کالاهای وارداتی از حقوق و عوارض گمرکات داخله معاف بودند . علاوه بر این، این حقوق برای اتباع ایران 3 درصد بود و بر اثر رسم اجاره دادن گمرک، حقوق گمرکی تا 5/1 درصد پایین می آمد . در روسیه و انگلیس کار گاههای صنعتی ایجاد شده بود که کارشان فقط تولید کالاهایی بود که در ایران تولید و مصرف می شد و واردات آنها با ایران و رقابتشان با فراورده های داخلی تولید صنعت پیشه وری ایران را پایمال می کرد و مانع ایجاد و گسترش صنعت جدید نیز می شد .

در سال 1264 هجری که دوران صدرات امیر کبیردر آغاز سلطنت ناصرالدین شاه آغاز میشود و وی تا توطئه قتلش تنها 3 سال و اندی فرصت اصلاحات در اختیار داشت. دوره صدارت وی مابین دو دوره صدارت آقامیرزا آقاسی و آقا خان نوری دو صدر اعظم بی کفایت محمد شاه و ناصر الدین شاه قرار داشت . امیر کبیر که به وضع لجام گسیخته مالی کشور واقف بود در سال 1267 هجری ( 1251میلادی ) سراسر کشور را به 6 حوزه مالیاتی تقسیم کرد و برای جلوگیری از حیف و میل اموال دولتی به وسیله حکام ، برای امور مالیه هر حوزه یک نفر مستوفی تعیین نمود که با استقلال به امور حوزه خود رسیدگی کند. ود ر مقابل صدر اعظم مسئول باشد . حسین مکی در کتاب زندگی میرزا تقی خان امیر کبیر از قول واتسون مولف انگلیسی تاریخ قاجار نقل میکند :”از طرف امیر کبیر کمیسیونی تعیین گردید که در مسائل مالی مملکت رسیدگی نموده آنرا اصلاح کند. و از این طریق معلوم شد که مخارج بر عایدات فزونی دارد و کسری بودجه در نتیجه بخشش های بی حد و حساب حاجی میرزا اقاسی بوده که برای حفظ مقام خود تمنای هیچکس را برای دادن مستمری رد نمی کرده است! ووجوه نقدی را که حاصل میشده به مصرف حقوق و مقرری بستگان رسانده و برای سایرین هم مقرری ها یشان را به حکام ایالات دور دست حواله میکرده که حکام آنها را ندهند و این حواله ها برگشت میخورده و جزء قروض دولتی محسوب میشد و از آن طرف حاجی میرزا آقاسی به داشتن جود و خسا معروف میگردید !”

امیر کبیر برای نظم دادن به این امور و جلوگیری از خورد و بردهای درباریان ، دفاتری تشکیل داد ومقرر کرد که عواید جدا و مخارج را دقیقا در دفاتر یاد داشت کنند. و برای هر قسمت از ادارات مملکتی بودجه ای جداگانه معین کرد تا هیچ یک از ادارات مملکتی زاید بر بودجه خرج نکنند. اینگونه بود که اوضاع مالی کشور منظم شد. و تعدیلی در عواید و مخارج پدید آمد. مجید یکتایی در کتاب تاریخ دارایی ایران می نویسد :” در آن زمان بودجه مملکت به وسیله مستوقیان و محررین آنها تحت نظر وزیر دفتر تنظیم می شد و هر استان و شهرستان دفتری داشت که حاوی انواع دفتر و هزینه بود و این دفتر را در مرکز مستوفیان نگهداری نموده و با دفترهای ولایات تطبیق می کردند . “

ولی از آنجا که استبداد ایرانی عبارت بود از انحصار و اعمال قدرت خودکامه در همه سطوح زندگی عمومی مردم و آنچه اعتبار داشت بی قانونی بود و دولت فوق طبقات یعنی فوق جامعه قرار داشت و نه فقط در رأس آن و به همین دلیل قانون یعنی چارچوبی که محدود کننده حدود تصمیمات دولت باشد وجود نداشت و مردم چون حقی نداشتند وظیفه ای نیز برای خود در برابر دولت قائل نبودند و از دولت خود را بیگانه مییافتند و باز آز آنجا که در ایران هر کس با هر سابقه طبقاتی و اجتماعی ممکن بود وزیر و صدر اعظم شود ودر عین حال بسرعت برق ممکن بود نه تنها مقام و مال بلکه جان وی نیز بکلی در معرض تعرض قرار گیرد ،

ملاحظه میکنیم که با عزل و کشتن امیر کبیر، ناصر الدین شاه ، صدر اعظمی چون آقا خان نوری را که از لحاظ هوش و لیاقت و کاردانی نقطه عکس امیر کبیر بود را بر مقدرات ایران حاکم میکند که تمام اصلاحات وی را بر باد دهد.تنها4 سال بعد از قتل امیر کبیر وضع اقتصادی و مالی و اخذ مالیات توسط آقا خان نوری چنان در هم میریزد که کنت دو گوبینو سفیر فرانسه در ایران ،در نامه ه ای مورخ 5 مارس 1856 میلادی که به پدر و مادرش مینوشته است ، وضع مالی ایران را چنین توصیف می کند : “حکام ولایات در پرداخت مالیات روشی دارند که هیچ خزانه را پر نمی کند . مثلا فرض کنید حمزه میرزا حاکم اصفهان سالانه 100 هزار تومان دادنی باشد ، 15 هزار تومان می فرستد و نامه پر تاسفی به صدراعظم می نویسد و در آن قسم می خورد که رعیت امسال چیزی ندارد و ایلات از دادن باج استنکاف کرده اند ، و با این حال او ناچار بوده است که حقوق پس مانده سربازان را بپردازد و همراه این نامه شکوائیه ، مبلغ 20 هزار تومان نیز برای صدر اعظم می فرستد .

صدر اعظم نیز نزد شاه شفاعت می کند . شاه ، اول غضبناک می شود و این معنی را به حمزه میرزا ابلاغ می کند . و وی از اعلیحضرت طلب عفو می کند و 5 هزار تومان دیگر می دهد . . . و خزانه خالی می ماند .”

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد کریم‌ خان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد کریم‌ خان در word دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد کریم‌ خان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد کریم‌ خان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد کریم‌ خان در word :

کریم‌خان زند
کریم‌خان زَند (1193 – 1163 ه‍.ق) (حکمرانی: 1179 – 1193 ه‍.ق) که خود را وکیل الرعایا می‌خواند و نه پادشاه، یک ایلیاتی بانفوذ لر بود که به فرمانروایی ایران رسید و بنیان‌گذار پادشاهی زندیان شد.

کریم‌خان توانست پس از فروپاشی حکومت نادرشاه افشار، تمام بخش‌های مرکزی، شمالی، غربی و جنوبی ایران را تحت حکومت خود درآورد. همچنین برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال 1189 ه.ق. بصره را از امپراتوری عثمانی جدا کرده و به ایران پیوست نماید و از این طریق، نفوذ ایران را بر سراسر اروندرود، بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

پست های کریم‌خان زند
• ایل خان
• سرلشکر
• وکیل الرعایا
سیاست داخلی

او را نیکوترین فرمانروا پس از حمله عربها به ایران دانسته‌اند. کریم‌خان از ایل لک زند همدان بود. پدرش «ایناق خان» نام داشت و رئیس ایل بود. کریم خان در آغاز یکی از سربازان سپاه نادرشاه افشار بود که پس از مرگ نادر به ایلش پیوست. کم کم با سود بردن از جو به هم ریخته پس از مرگ نادر کریم‌خان نیرویی به هم زد و پس از چندی با دو خان بختیاری به نامهای ابوالفتح خان و علیمردان خان ائتلافی فراهم ساخت و کسی را که از سوی مادری از خاندان صفوی می‌دانستند، به نام ابوتراب میرزا را به شاهی برگزیدند.

در این اتحاد علیمردان خان نایب‌السلطنه بود و ابوالفتح خان حاکم اصفهان و کریم‌خان نیز سردسته سپاه بود. اما چندی که گذشت علیمردان خان، ابوالفتح‌خان را کشت و بر دیگر همراهش کریم‌خان هم شورید

ولی سرانجام پیروزی با کریم‌خان بود. چندی هم با محمد حسن خان قاجار دیگر مدعی پادشاهی ایران درگیر بود که سرانجام سربازانش محمد حسن خان را در حالی که رو به گریز بود کشتند. او بازمانده افغانهای شورشی را نیز یا تار و مار کرد و یا آرام نمود. سر انجام با لقب وکیل الرعایا (نماینده مردم) در 1750[1] به فرمانروایی بخش بزرگی از ایران به جز خراسان رسید که آن را به احترام نادرشاه در دست نوه او شاهرخ‌شاه باقی گذاشت.

کریم‌خان لکی بی‌سواد اما هوشمند و باتدبیر بود و به آرامش و رفاه مردم اهمیت می‌داد و به دانشمندان ارج می‌گذاشت. وی کارخانه‌های چینی‌سازی و شیشه‌گری در ایران احداث کرد. صنایع و بازرگانی در دوره وی رونق فراوان یافت. با این وجود غربیان وی را «پادشاهی بزرگ» نمی‌دانستند چرا که در دوره زمامداری او به‌ایشان امتیازی داده نشد؛

البته او خود نیز چنین ادعایی نداشت و خود را وکیل الرعایا می‌خواند. کریم‌خان با توجه به پیشه‌اش که سرپرستی ایل بود از نزدیک با مشکلات مردم آشنا بود و سپس سپاهی‌گری آن هم در ارتش نادری، که درگیر جنگهای پیاپی بود به او نشان داد که بار جنگ های پیاپی به دوش خراج مردم است؛ پس، بیشتر آرامش و درگیر نکردن کشور در درگیری‌ها را می‌پسندید تا مبادا آشوب و یا جنگی به کشور و مردم آسیب برساند.[2]

جنگ خارجی
تنها جنگ دوران فرمانروایی کریم‌خان، جنگ بصره و ستاندن این شهر از عثمانیان بود. او در این جنگ به دلیل بدرفتاری‌ها و اخاذی از بازرگانان ایرانی توسط حاکم بصره درگیر شد. در زمان او بندر بوشهر مرکز تجارت و داد و ستد شد. کریم خان از انگلیسی‌ها دل خوشی نداشت و همیشه می‌گفت که انگلیسی‌ها می‌خواهند ایران را مانند هند کنند؛ بنابراین با دیگر کشورهای اروپایی نظیر فرانسه و هلند به امور بازرگانی می‌پرداخت.

سرکوبی شورش‌ها
در زمان کریم‌خان چند آشوب کوچک از جمله طغیان میرمهنا دزددریایی معروف خلیج فارس و شورش حسینقلی خان جهانسوز رخ داد اما در کل در زمان او مردم ایران روی آرامش دیدند.
پایتخت کریم‌خانی
کریم‌خان زند شهر شیراز را پایتخت خود ساخت و بنا‌های بسیار زیبایی از خود در این شهر به یادگار گذاشت که از آن جمله می‌توان به حمام وکیل، بازار وکیل، ارگ کریم‌خان و مسجد وکیل اشاره کرد.

مرگ کریم‌خان و نسل او
کریم‌خان در 1193 هجری قمری (1799 میلادی) درگذشت. فرزندان او هفت تن، چهار پسر و سه دختر بودند. پس از مرگش بزرگ‌ترین پسرش ابوالفتح‌خان به فرمانروایی رسید. نوادگان کریم‌خان بیش‌تر در شهر‌های کرمانشاه، ملایر و شاه آباد سنندج زندگی می‌کنند

زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام خاندانی پادشاهی است که میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از ایلات سلسله لرستان)] که از سال 1163 هجری قمری در ایران به قدرت رسید او فردی مدبر و مهربان بود. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب (شاه) پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

کریمخان زند وکیل الرعایا (1193 – 1163 ه.ق.): از سوابق زندگی خان زند تا سال 1163 ه.ق. که جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی کفایتی آنان را برای مملکتداری آشکار ساخت و به تبع آن عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خبری در دست نیست. به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی این ایام خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند. ولی چون هیچ یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد،

ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیس‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال 1189 ه.ق. بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب،

ایران
تاریخ ایران
ایران پیش از آریایی‌ها

ایلامیان

تاریخ ایران پیش از اسلام

ماد

هخامنشیان

سلوکیان

اشکانیان

ساسانیان

تاریخ ایران پس از اسلام

خلفای راشدین

امویان

عباسیان

ایران در دوران حکومت‌های محلی
طاهریان

صفاریان

سامانیان

زیاریان

بوییان

غزنویان

سلجوقیان

خوارزمشاهیان

ایران در دوره مغول

ایلخانیان

ایران در دوران ملوک‌الطوایفی

سربداران

تیموریان

مرعشیان

کیائیان

قراقویونلو

آق‌قویونلو

ایران در دوران حکومت‌های ملی
صفوی

افشاریان

زند

قاجار

پهلوی

جمهوری اسلامی

موضوعی
تاریخ معاصر ایران

تاریخ مذاهب ایران

• مهرپرستی
• زرتشتی
• تسنن
• تصوف
• تشیع
• تاریخ اسلام

تاریخ زبان و ادبیات ایران

جغرافیای ایران

استان‌های تاریخی ایران

اقتصاد ایران

گاهشمار تاریخ ایران

پروژه ایران

نفاذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.
زندیان پس از کریم‌خان
پس از در گذشت کریم خان زند دگرباره جانشیانان او به جان هم افتادند و با جنگ و نزاع‌های مستمر، زمینه تقویت و کسب اقتدار آغا محمد خان و سلسله قاجار را فراهم آوردند. در سال 1209 هجری قمری لطفعلی خان آخرین پادشاه زند پس از رشادت‌های بسیار آن به دست آغا محمدخان قاجار معروف به اخته خان کشته شد.

آغامحمدخان با به دست آوردن شهر شیراز دست به کشتار کسانی که از دودمان زند بودند زد، پسران لطفعلی خان را اخته نمود و دستور تجاوز جنسی به زن باردار و دختر لطفعلی خان زند و دیگر زنان این دودمان را داد. وابستگان این خاندان یا به عثمانی گریختند یا در گوشه‌ای در گمنامی زیستند و یا کشته شدند

. از میان تبار شاهان این دودمان تنها از پشت علیمراد خان زند فرزندانی به جا ماند که امروزه دنباله آنان در ایران زندگی نمی‌کنند. دسته‌ای از زندیان نیز که از دوده فرمانروایان این خاندان نبودند تا سال‌ها به پیشه کاروانداری پرداختند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تهاجم های دشمنان علیه انقلاب اسلامی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تهاجم های دشمنان علیه انقلاب اسلامی در word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تهاجم های دشمنان علیه انقلاب اسلامی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تهاجم های دشمنان علیه انقلاب اسلامی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تهاجم های دشمنان علیه انقلاب اسلامی در word :

تهاجم های دشمنان علیه انقلاب اسلامی

تهاجم های غرب در دوره های مختلف با استعمار و استضار و اکنون با استفاده از رسانه و ارتباطات همواره سعی داشته اند هرگونه تهاجم مقابل خود را منسوخ و ناکارآمد و خود را ابدی جلوه دهند اما این ادعای ناکام و غیر عملی است که تحقق نخواهد یافت.

شناخت زمان و درک زبان ارتباطاتی روز برای مقابله با سیستم های تبلیغاتی دشمن
سیستم های تبلیغاتی دشمن رادیوهای بیگانه و اذناب و دنباله های آنها در داخل کشور تلاش می کنند با ممزوج کردن حق و باطل ملت ایران را در مورد آینده مأیوس کنند و از الگو شدن نظان اسلامی جلوگیری نمایند و در برابر این هجوم باید با شناخت زمان درک زبان ارتباطاتی روز و آگاهی به نیازهای مخاطب به روشنگری صحیح و اقناع کننده پرداخت و با دفاع مستدل و مستحکم شبهه ها را زدود.

تلاش رادیوهای بیگانه برای تشدید اختلافات جناحی
امروز رادیو های بیگانه همه ی تلاششان این است که اختلافات جناحی را نرتب تشدید کنند اگر کسی رادیو های بیگانه را گوش کرده باشد برای ما همه ی این مضامین رادیو ها را تقریباً هر روز می آورند می دانیم چه کار دارند می کنند. و به شگرد تبلیغ آشنا هستیم خواهید دید همه ی تلاششان این است که جناحهای سیاسی را به جان هم بیندازند آن کسانی که متعلق به انقلابند همه ی مال انقلابند همه متعلق به اسلام هستند همه دلسوز این ملتند همه دنبال امام عزیز و بزرگوارمان هستند و راه او را دنبال می کنند. سعی می کنند مردم را به جان هم بیاندازند و فاصله بین آنها را زیاد کنند اما متقابلاً فاصله بین جناحهای اسلامی را با افراد محدود مخالف و دشمن انقلاب و بی علاقه ی به نظام جمهوری اسلامی کم کنند من عکس این را به شما توصیه می کنم برادران مسلمان برادران انقلابی برادران معتقد به ارزشهای انقلابی هر چه می توانند فاصله ی بین خودشان را کم کنند با هم دوست و رفیق باشند با هم همکار باشند علیه یکدیگر جوسازی و فعالیت نکنند اما فاصله را با دشمنان زیاد کنند اینها توصیه هایی است که علی رغم دشمنان این ملت در دل جوانا جا گرفته اند هر جا ما این توصیه را کردیم احساس کردیم و دیدیم و تجربه کردیم که این نسل جوان مومن با دلهای روشنشان با دلهای پاک و صافشان با روحهای صمیمی شان آن لب مطالب را فهمیدند و به کار گرفتند و فوایدش برای کشور آشکار شد این جا هم همین جور خواهد بود.

تهاجم فرهنگی استکبار برای مقابله با حرکت عظیم انقلاب اسلامی ملت ایران
این انقلاب و این نظام و این حرکت عظیم مردمی آمده و این سلطه تحکم آمیز غرب را در این کشور شکسته است امروز در کشور ما ارزشهای غربی به صورت قانونی ورایج وجود ندارد. امروز دادن منافع کشور به بیگانگان در کشور ما یک امر مذموم حساب می شود. امروز سفره ای را که با هزاران طمع در این کشور پهن کرده بودند بخصوص آمریکایی ها جمع شده می بینند این برای مراکز قدرت و تسلط جهانی خسارت کمی نیست. برای برگرداندن اوضاع بصورت قبلی چه کار کنند؟ اوایل انقلاب ناشیانه آمدند و جنگ رو به رو راه انداختند ولی وقتی بینیشان به خاک مالیده شد فهمیدند راهشان این نیست لذا به جنگ فرهنگی متوسل شدند. جنگ فرهنگی کار آسانی نیست کار بزرگان است. لذا از بزرگان می نشیدند فکر می کنند نسخه می نویسند و متأسفانه عده ای هم در داخل همانه ها را رله می کنند آنها حرفهایی را می زنند عده ای هم فارسی آن را می گویند و شکل بومی به آن حرفها می دهند.

باید مراقب اینها بود. من در این زمینه حرفهای زیادی با محیط دانشکاه و جوان دانشگاهی و استاد دانشگاهی دارم این حرفها، حرفهای بدی است. باید با اینها مواجه شد نباید صورت مسئله را پاک کرد و رفت خاطر جمع یک گوشه نشسیت. بعضی ها می خواهند صورت مسئله را پاک کنند وقتی می گوییم دشمن می گویند دشمن چیست؟ وقتی می گوییم توطئه! می گویند شما بدبین هستید! نمی شود با پاک کردن صورت مسئله قضیه را تمام کرد. قضیه که حل نمی شود باید فکر کرد.

تهاجم فرهنگی علیه انقلاب سریعتر و فراگیرتر از تهاجم اقتصادی و سیاسی است.

این تبلیغات فرهنگی و این تهاجم فرهنگی چیز جدیدی نیست. آنچه که جدید بود که ما در این چند سال بر روی آن تکیه کردیم روشهای خوبی است که در داخل کشور شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. در دنیا تهاجم فرهنگی علیه انقلاب از تهاجم سیاسی و اقتصادی سریعتر و همه گیر تر و همه جایی تر بود. انواع و اقسام کارها را کردند چه قدر علیه اسلام و انقلاب و مبانی اسلامی و مبانی شیعه که فکر می کردند دی پدید آمدن انقلاب نقش داشته فیلم ساختند که الان آن را به رایانه و اینترنت هم کشانده اند و همه ی کارهایی را که می توانستند انجام دادند برای آن که جلوی این سخن تو را یعنی این که باید قدرت سیاسی در کشور در دست انسسانهای پرهیزکار و عادل باشد و شرط این اقتدار سیاسی پرهیزکاری و عدالت باشد بگیرند. این سخن نو چیزی است که هر صاحب قدرتی را در دنیا تکان می دهد و هر دستگاهی را که از قدرت انتفاع مادی می برد دچار وحشت می کند لذا همه جای دنیا با این فکر مخالفند.

تهاجم فرهنگی دشمنی در طول جنگ برای تضعیف انقلاب اسلامی
این تهاجم فرهنگی که امروز شما مشاهده می کنید یعنی حمله ی صدها رادیو و تلویزیون از تمام دنیا حمله ی صدها مطبوعه برای جهت دادن افکار عمومی مردم دنیا چه در کشورهای اسلامی و چه در کشورهای غیر اسلامی که موجش هم به داخل می رسد کمک به انسانهای ضعیف و مریض به تعبیر قرآن منافع یا کسانی که فی قلوبهم مرض اند که لزوماً هم منافق نیستند مومنند اما مومنی است که فی قلبه مرض دچار خود خواهی است دچار عقده است دچار جاه طلبی و شهوت و مال است و انواع شهوتهای دیگر این مرض است.

دیگر تحریک اینها استفاده از نقاط ضعف اینها جهت دادن به ذهن اینها هم در کنار جنگ بود فقط جنگ نظامی که سود همان روزهایی که ما در مرزها می جنگیدیم و نیروهای ما اوایل جنگ هم بود در جنگها در مرزها مشغول جانفشانی بودند سر چهار راه های همین تهران کسانی کاغذ و روزنامه دستشان بود علیه نظام علیه شخص امام داشتند تبلیغ می کردند تهاجم فرهنگی این است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

سیری در زندگانی حضرت علی (ع) در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 سیری در زندگانی حضرت علی (ع) در word دارای 92 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد سیری در زندگانی حضرت علی (ع) در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي سیری در زندگانی حضرت علی (ع) در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن سیری در زندگانی حضرت علی (ع) در word :

مقدمه:
    مهمترین سطور زندگانی بشر آن است كه بتواند شمع روشن راه دیگران شود و هراندازه تحولات دوران زندگی یك فرد بر روحانیت و خلوص نیت نزدیكتر باشد و مشعله‌داری و هدایت قرارگرفته است اثر آن در ارشاد و دلالت مردم عمیق‌تر است.
    درباره عرفان و جذبه‌ی روحی انسان به ماوراء طبیعت و باز شدن چشمها و چشمه‌هایش در درون آدمی مكاتب و فرقه‌های گوناگونی درطول مهیات بشری سخن گفته‌اند. هركس به همان مقداری كه چشیده مطابق دید وشناخت خود و با مرام مسكنی كه آن را حق پنداشته زبان به وصف حمد معشوق گشوده است. به علی (ع) شنیدن و گفتن از علی (ع) نوشتن و خواندن و اندیشیدن به عشق است شنیدن و گفتن از جوانمردی است و نوشتن و خواندن از ایمان خالصانه به معبود یگانه.
یاد علی (ع) یادپاكی، خلوص، شجاعت، عشق و ایمان و…. است و ذكر علی (ع)، ذكر عظمت انسانی كه این شهسوار یكه تاز بی‌همتا نه در تاریخ اسلام، كه در تاریخ حیات آدمی یكه تاز عرصه‌ی جوانمردی است. او عاشق‌ترین عاشقان است، جوانمرد جوانمردان است، سرحلقوی عارفان است و نیز نشانه‌ی خلوص ایمان است.
 
«مادر علی»
    فاطمه بنت اسدبن هاشم بن عبدمناف مادی علی علیه‌السلام اززنمای نادره دوران بود او و شوهرش ابوطالب در دو رشته بهاشم می‌پیوندند. فاطمه پیغمبر(ع) بیعت كرد او اول زن‌ها شهید است كه خلیفه هاشمی بوجود آورد. فاطمه بنت اسد در زندگی پیغمبر با شوهرش ابوطالب نهایت حمایت و پشتیبانی را نمود لذا در روز وفاتش علی آمد نزد پیغمبر، پریشان بود رسول خدا فرمود یا ابالحسن چرا پریشانی گفت مادرم درگذشته، پیغمبر فرمود این پیراهن مرا كفن او كنید برخاست برای تجهیز فاطمه رفت و پیراهن خود را برای كفن او اختصاص داد و امر كرد اسامه بن زید و ابوایوب انصاری و محمدبن الخطاب و اسوء غلام او قبر فاطمه را كند نه و پیغمبر بدست خودش لحد را گذاشت.
وفات فاطمه درمدینه رخ داد و آنجا مدفون شده است در مشرق بقیح غرقه است.
«چگونگی متولد شدن علی دركعبه»
    عباس بن عبدالمطلب و یزیدبن متعنب با جمع از بنی‌هاشم دربرابر خانه كعبه آمد و مدت محل او تمام شده بود و اثر حمل به او ظاهر گشته بود و مجال بیرون رفتن نداشت پس روی نیاز بدرگاه بی‌نیاز آورد و گفته‌ای صاحب‌خانه و ای معبود یگانه من اقرار آوردم بتو و بآنچه رسول تو از پیش تو آورده و بهرپیغمبری از پیغمبران تو و سركتابی كه فرستاده‌ای و من تابع دین جد خود ابراهیم خلیلم و اینجا فردا بنا كرد پس سؤال می‌كنم از تو بحق اینخانه و بحق آنكسی كه آنرا بنا نهاد و بحق فرزندی كه درشكم من است و با من سخن می‌گوید و انیس من است بسخنان خود و اقرار دارم كه این مولود یكی از دلایل و آیات الوهیت و وحدانیت تو است این ولادت را بر من آسان گردان گویند چون دعای فاطمه تمام شد دیدم دیوار شكافته شده و فاطمه بدرون خانه رفت و دیوارخانه به حالت اول بازگشت فاطمه به مدت سه روز درآنجا بود و هیچ‌كس از او خبری نداشت چون روزچهارم شد دیدم همان موضع شكافته شد و فاطمه بیرون آمد و علی را به سردست گرفته و گفت ای گروه مردم بدانید كه حقتعالی مرا از میان همه برگزید و به همه زنان پیشین تفضیل داده است.
 
صورت علی:
    قمر رنگی ز رخسارش                 شكر ملعمی زگفتارش
    شبه را مهردیدارش                     نمان چون روح دو اعضا
    رخش مهری فروزنده                    لبیش یاقوتی ارزنده
    از آن جان فروزنده                    از این نطق سخن گویا
    بهشت از خلق او بوئی                 محیط از جود او جوئی
    بجنب حشمتش گویی                    ز رویش پرتوی انجم
    خیالش قبله‌ی مردم                    رواقش كعبه‌ی دلها
    ستاره‌گوی میدانش                    هلال عید چوگانش
    زلعل سم یك دانش                     غباری توده‌ی غبدا
    زمین آثاری از رزمش                    ندارد دم زدن یارا
    خرد طفل دبستانش                    قمر شمع شبستانش
    بمهر چهر رخشانش                     ملك حیوان تراز حربا
    
 
القاب امیرالمؤمنین
    1- امام المتقین         2- لعیوب الدین     3- قائدالغد المحجلین
    4- اسدالله             5- خیرالله         6- فرج الله
    7- روح الله             8- حمدالله         و…..
گفته می‌شود كه خداوند ا..ا اسم داود و حضرت علی (ع) …ا اسم از اسامی خداوند را دارد.
تربیت امام علی:
    از شش سالگی كه امیرالمؤمنین درتحت كفالت پسرعمش درآمد و درمكتب تربیتی محمد امین رفت تربیتی عالی یافت – تربیتی كه درمكتب رسالت بزرگترین مربی گردید و داناترین استاد دانشگاه اسلامی و نیرومندترین مدیر تربیت بشری شد. پیغمبر فرمود یا علی خداوند بمن امر كرده ترا تربیت كنم و به تو علم و دانش بیاموزم تا مرا معاونت و معاضدت كنی – محل قابل و حسن تربیت و نصیحت قائل كار را بجائی رسانید كه علی را مؤسس مدرسه تربیتی اسلام قرارداد و صدهاهزارنفر از مكتب تربیتی او بهرمند گردیدند. این شخصیت از مفاخر مسلمین است پیشرفت اسلام مدهون فداكاری اوست او مظهركمال انسانیت و پرورش یافته مهدنبوت و مكتب الهویت است. كوچكترین اثرش این است كه امروز این رادمرد بزرگوار مورد احترام و تقدیس كلیه افراد بشر است كه به فضلیت و علمیت و تربیت او آشنا شده باشند. هیچ كس نیت كه بتاریخ اسلام آشنا باشد و علی (ع) را نشناسد یا درپیشگاه عظمت او خاضع و خاشع نگردد.
 
علی (ع) می‌فرمایند:
    «برهوا و هوسهای نفس غلبه كنید و با آنها بجنگید كه اگر شما را درقید و بند خود قراردهد به پست‌ترین درجه هلاك ساقط خواهید شد.»
                                «علی (ع) و تزكیه نفس»
    یكی از عوامل مهمی كه انسان را در رسیدن به معهرفت الله یاری می‌دهد مبارزه با نفس اماره و خواسته‌های نفسانی است. اگر انسان توانست برامیال درونی و غرایز و تمایلات خود غلبه كند می‌تواند به معرفت الله راه یابد و الا انسانی كه تابع شهوات و نفسانیات خود باشد دلش هرچه خواست دنبال آن رفت و پیروزی از خواسته‌های نفسانی نمود چنین شخصیتی نه تنها به مقام عرفان راهی ندارد بلكه ممكن است از مسیر حق و حقیقت خارج شود تا آنجا كه از چهارپایان هم پست‌تر گردد. پیامبراسلام از این نفس سركش تعبیر زیبایی دارد كه می‌فرماید: «خطرناك‌ترین دشمن تو همان نفس توست كه درمیان دو پهلویت قرارگرفته.» سعدی در توضیح این حدیث می‌گوید: از عارفی پرسیدند: چرا رسول خدا فرمودند (أعدی عدوك نفسك …؟) آن مرد عارف گفت: چون اگر تو به هردشمنی نیكی كنی و آنچه او دوست داشت به او بدهی بالاخره با تو دوست می‌شود مگر نفس انسان كه هرچه بیشتر به خواسته‌ها و تمایلات او جواب دهی با تو دشمن می‌گردد و تو را بیشتر به  گمراهی می‌كشد. نفس موجودی شدید و منشأ همه بدیهاست و دشمن سرسخت انسان كه هرچه به او نزدیكتر شویم بیشتر درهلاكت و نابودی و خسران ما می‌كوشد.
نفس ازنظر قرآن
    در قرآن كریم ولسان پیشوایان اسلام و نیز كتابهای اخلاق و فلسفه كلمه‌ی نفس بسیار بكار رفته است حال باید دید ماهیت نفس در منطق اسلام چیست؟ آیا اصولاً یك امر مطلوب است یا مذموم؟ بطورقطعی درقرآن و روایات از نفس هم به خوبی یاد شده به طوری كه گاهی به آن سوگند خورده شده و هم به بدی. درسوره قیامت خداوند سبحان به نفس سوگند یادكرده است:
    «سوگند به روزقیامت و سوگند به نفس كه ملامت‌كننده است»
در سوره فجر از نفس به خوبی یاد شده است:
     «ای انسان با اطمینان به پروردگارت بازگرد درحالی كه تو از خدا خشنودی و خدا نیز از تو خشنود است.»
همانا در قرآن به بدی یاد شده است:
    «همان نفس دائماً فرمان به بدی می‌دهد.»
«علی و ذكر»
    یكی از اسباب و وسایلی كه انسان را به خدان نزدیك می‌كند و دربحث عرفان از منازل بشمار می‌آید ذكر خداست. ذكر را می‌توان نقطه شروع حركت باطنی و سیروسلوك به سوی پروردگار جهان دانست، انسان سالك به وسیله‌ی ذكر به تدریج از افق ماده فراتر می‌رود و به عالم صفا و نورانیت قدم می‌گذارد و كامل و كاملتر می‌شود تا آنجا كه به مقام قرب حق تعالی نایل می‌گردد.
    ذكر آن باشد كه اندر هرزمان         خویش را در نزد حق بینی عیان
یادخدا به منزله‌ی روح عبادتها و بزرگترین هدف تشریع آنهاست چون ارزش هرعبادت به مقدار توجیهی است كه بنده درطول عمل به آن نسبت به خدا كسب می‌كند هرچه عبادتها در احیای یادالهی درجان وروان آدمی نقش بیشتری ایفا كنند هدف و غایت عمل به آنها بیشتر تحقق خواهد یافت لذا در قرآن می‌فرماید: «ای كسانی كه ایمان آورده‌اید ذكر خدای را بسیار بگویید.»
    درآیه دیگر در اوصاف عارفان و وارستگان می‌فرماید: «صاحبان عقل كسانی هستند كه درحال قیام و قعود و درهنگام خوابیدن خدای خود را یاد می‌كنند و در آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند.»
    امام صادق (ع) می‌فرماید: «هركس كه فراوان خدای را یاد كند خداوند او را دربهشت درسایه لطف خویش قرارخواهد داد.»
    درحدیث دیگر می‌فرمود: «ای صاحب من هرچه می‌توانید و درهرساعتی از ساعتهای شب و روز خدای را یاد كنید زیرا خداوند شما را به بسیار ذكرگفتن امر كرده است و خداوند مومنی را یاد می‌كند كه به یاد او باشد و بدانید كه هیچ بنده مومنی خدا را یاد نمی‌كند مگر این كه خدا نیز او را به خوبی یاد خواهد كرد.»
ودیگر فرمود: «پدرم امام باقر علیه‌السلام كثیرالذكر بود ما را بعد از نماز صبح جمع می‌كرد و می‌فرمود تا طلوع آفتاب ذكر بگوئیم،،.»
ذكر خدا چیست؟
    گروهی از صوفیان برگرد هم می‌نیشنند و الفاظ و اورادی را پی‌درپی تكرار می‌كنند و اعمال خاص انجام می‌دهند آیا می‌توان چنین آداب و چنان اورادی را كه در سیره پیامبر و سنت اهل بیت بی‌سابقه است ذكرالص محسوب كرد؟ بی‌‌تردید پاسخ منفی است. پس مواد از ذكری كه این همه از آن تجلیل شده واسلام برای آن اهمیت و الائق قائل شده چیست؟ آیا مراد همان از كارلفظی است. هتل «سبحان الله» «الحمدلله» «لااله‌الاالله» كه انسان درمقام حالات یا این الفاظ زبان خود را مشغول می‌كند آیا مراد از ذكر این است و یا مقصود چیزدیگری است كه توجه قبلی باشد؟ درتوضیح این مقصود به معنائی كه راغب برای «ذكر» بیان كرده است توجه كنیم:
        «ذكر حالت و كیفیتی روحی است كه آدمی به سبب آن می‌تواند معارفی را كه بدست آورده از خطر غفلت و فراموشی حفظ و نگهداری كند و به همانند ساختن معانی در دل یا زبان هم ذكر گفته می‌شود. پس ذكر یا به دلاست یا به زبان و هرد، یا پس از فراموشی و برای زایل ساختن غفلت است و یا برای اینكه شخص آنچه را كه در دل دارد همچنان درخاطر داشته باشد و از یاد نبرد»
علی پدر عرفان اسلامی:
    درتاریخ علوم، كاوشهای بسیاری صورت می‌گیرد تا بنیانگذار و پدرهرعلم شناخته شود، بدین منظور كه به آبشخور اصلی آراء و اندیشه‌های گوناگون رسیده و در هرموضوعی به اصل آن رجوع گردد اندیشمندان واقعی درمطالعات و تفكرات خویش معمولاً به منابع اصلی و اولیه توجه دارند و آب را از سرچشمه می‌نوشند و جویبارهای متعدد – هرچند كه زلال و گوارایند عطش آنها را برطرف نمی‌كند و اگر چندصباحی هم از آن جویبارها می‌نوشتند ولی همیشه درامید رسیدن به سرچشمه اصلی‌اند. بدون شك سرجشمه بسیاری از علوم – از جلمه عرفان گرفته تا علم حدیث و رجال و اصول فقه و رشته‌های علوم انسانی و ریاضی و حكمت متعالیه را در برابر انسان گشوده است مفسران واقعی این كتاب بزرگ و پیامبران اهل بیت و عصمت و طهارت‌اند.
    تمام كتابهای آنان در واقع شرح وبسط كلمات علی علیه‌السلام است. علی علیه‌السلام كه تربیت شده مكتب قرآن است از وجود مربی چون پیامبر (س) سود می‌برده است. پیامبربا آگاهی از استعدادهای عظیم و ؟؟؟ شگرف علی (ع) چشمه‌های فراوانی از معارف‌الهی را دراین كوه بلند حفر كرد و سیلابهای علم و دانش را از آن سرازیر ساخت. امیرالمؤمنین علی (ع) خود در این باره می‌فرماید: «شما به خوبی موقعیت مرا ازنظر خویشاوندی و مقام و … و بویژه ازنظر رسول خدا (س) می‌دانید.» از همان آغاز كه رسول خدا را از بسترباز گرفتند خداوند بزرگترین فرشته و از فرشتگان خویش را مأمور ساخت را شب و روز وی را به همای بزرگواری و درستی و اخلاق نیك سوق می‌دهد. من ؟؟؟ روحی و رسالت را می‌دیدم و رایحه نبوت را استشمام می‌كردم، من به هنگام نزول وحی برمحمد صدای ناله شیطان را شنیدم از رسول خدا پرسیدم: این ناله چیست؟ فرمود این شیطان است كه از پرستش خویش مأیوس گشته است. آری علی (ع) شاگرد اول پیامبر و نخستین و بهترین خداشناس مكتب اسلام بوده دراسلام كسی از علی با سابقه‌تر، آگاه‌تر و مومن‌تر نداریم او بود كه این جمله شگفت‌انگیز را فرمود: «اگر پرده برداشته شود بریقین من افزوده نشود»
عمربن خطاب می‌گوید: از رسول خد (س) شنیدم كه فرمود:
«اگر هفت آسمان و هفت زمین دریك كفه ترازو گذاشته شود و ایمان علی دركفه دیگر، ایمان علی فزونی خواهد داشت.» احمدبن خلیل می‌گوید: درفضائی كه درباره حضرت علی (ع) وارد شده است درباره هیچ‌كس نقل نشده است. قاضی اسماعیل دهنائی و نیشابوری می‌گویند: درباره هیچ یك از صحابه روایتی با استناد صحیح مانند علی (ع) وارد نشده است پیامبر درجائی دیگر باز می‌فرماید: علی امیرمومنان پیشوای متقیان و فرمانده باشكوهی است كه نیكان را به بهشت پروردگار عالمیان درمی‌آورد هركس كه اورا تصدیق خود رستگار شود و هركس كه او را تكذیب نمود ناكام شد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله حمله مغول ها به ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله حمله مغول ها به ایران در word دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله حمله مغول ها به ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله حمله مغول ها به ایران در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله حمله مغول ها به ایران در word :

حمله مغول ها به ایران

مقدمه
یكی از مدارس قدیم ایران كه در تبریز در نیمه اول قرن هشتم هجری دایر بوده مجتمع « ربع رشیدی » می باشد ، كه این مجتمع از نظر اصول كلی مدیریت و آموزش و شیوه ی اداری با تمام مدارس قبل و معاصر بعد از خود تفاوت كلی داشته است .
یكی از علل انتخاب این موضوع نیز همین دلیل می باشد . پس از مشورت با استاد گرامی جناب آقای دكتر قرچانلو به بررسی و مطالعه ی منابع و ماخذ موجود پرداختم . منابع و ماخذ بررسی شده همه مربوط به زمان ایلخانان مغول می باشد ، كه مهم ترین آنها در مورد این موضوع وقف نامه ربع رشیدی ، مكاتبات رشیدی و جامع التواریخ می باشد . ( قابل ذكر است كه هر سه این منابع اثر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی می باشد ) از منابع دیگری كه مورد استفاده قرار گرفته است ، تاریخ اولجایتو ابوالقاسم عبدالله بن محمد كاشانی و حیب السیر خواند میرمی باشد .

از ماخذ معاصر دیگری كه استفاده شده است می توان به تاریخ مغول عباسی اقبال آشتیانی و امپراطوری صحرا نوردان رنه كروسه و تاریخ مغول اشیولر بر تولد اشاره كرد .
با توجه به محل سكونت خود در شهر مقدس مشهد ، به كتابخانه های آستانه قدس رضوی كه مجهز ترین و بزرگترین كتابخانه ی این شهر می باشد مراجعه نمودم ؛ به غیر از كتاب جامع التواریخ هیچ كدام از كتابهای دیگر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در این كتابخانه موجود نبود .
بنابر این به كتابخانه ملی در تهران مراجعه نمودم و بخش هایی از این كتابها راكپی گرفته و مورد استفاده قرار دادم .
در این رساله ابتدا به بررسی بسیار مختصر و فشرده ی اوضاع سیاسی و اجتماعی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری ، دوران خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بنیان گذار ربع رشیدی زندگی می كرده است ، می پردازیم .

بهترین منبع برای بررسی این دوره كتاب جامع التواریخ خواجه رشید الدین فضل الله همدانی و از ماخذ تاریخ مغول اقبال آشتیانی می باشد .
سپس به تحقیق در مدارس هم عصر و مشابه ربع رشیدی در آن دوره پرداخته و با مقایسه ی این موسسات بتوانیم این مجتمع علمی و آموزشی را به خوبی بشناسیم و ویژگی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اواخر قرن و اوایل قرن هشتم هجری قمری را به خوبی معرفی كنیم و مقام و موقعیت علم و علما را معرفی می نماییم ، زیرا استیلای مغول در ایران جز خرابی و هرج و مرج و كشتار اثر دیگری در اذهان مردم باقی نگذاشته است .

بنابر این وقتی از چنین مجتمع علمی و آموزشی در آن برهه تاریخی نام برده می شود می توان نتیجه گرفت كه فرهنگ و تمدن و تفكر ایرانیان مسلمان حتی در چنان دوره هایی هم از درخشش و پیشرفت باز نمانده است و حتی با توجه به آزادی مذهبی كه در این دوران به وجود آمده فرقه های مختلف اسلامی از جمله شیعیان فشارهای دوره های قبل را از یاد برده و توانسته اند در این مقطع به تجدید قوا و گسترش مذهب شیعه به خصوص در دوران اولجایتو بپردازند كه بازتاب آن در دوره های بعدی كاملا مشهود بوده است .

فصل اول
نگاهی كوتاه به حمله مغول و حكومت ایلخانان
ایجاد امپراطوری مغول در قرن هفتم و هشتم هجری قمری ، اهمیت تاریخی جهانی دارد . این امپراطوری شامل سرزمینهای بسیار وسیعی بود كه از اقیانوس آرام و آسیای شرقی و مركزی یعنی چین و تبّت و تركستان شرقی و تا دریای مدیترانه وخاورمیانه ، یعنی كشورهای ایران ، عراق ، تركیه ، سوریه ، اردن و صحاری و سرزمینهای مجاور دریای سیاه و قسمت سفلای رودخانه های دن و ولگا و قزاقستان و كشورهایی از اروپای شرقی ، ادامه داشت . فتوحات مغولان برای ایران و تمام سرزمینهای یاد شده ، بلا و بختی عظیمی به همراه آورد . ابن اثیر مورخ مسلمان ( 556 ـ 632 هـ ) كه معاصر مغولان و شاهد وقایع بوده چنین می نویسد : « اگر می گفتند كه از زمان خلقت آدم ابوالبشر تا كنون جهان چنین مصیبتی را به خود ندیده ، درست گفته بودند . زیرا تاریخ چیزی كه شبیه به این و یا نزدیك بدین باشد ، نشان نمی دهد .

بزرگترین بلا و مصیبتی كه تاریخ نقل می كند ، همانا رفتار بخت النّصر با اسرائیلیان است كه چگونه آنان را مصدوم و اورشلیم را ویران ساخت ولی اورشلیم در برابر كشورهائی كه این ملاعین غارت و اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول ، ص 318 ویران كردند و فرزندان اسرائیل در مقام قیاس با كسانیكه اینان نابود ساختند ، كه بودند ؟ زیرا عده ساكنان تنها یكی از شهرهائیكه به دست اینان ویران شد ، بیشتر از تمام افراد بنی اسرائیل بوده و شاید تا آخر الزمان مردم چنین وقایعی را ، مگر هجوم یأجوج و مأجوج ، دیگر نبینند . حتی دجّال كسانی را كه مطیع وی گردند ، امان می دهد ، و فقط كسانی را كه در برابر او پایداری كنند ، نابود می سازد . ولی اینان به هیچ كس رحم نكردند و زنان و مردان و كودكان را كشتند ، شكم زنان باردار را دریدند و جنین را كشتند . » شاید همین گفته ابن اثیر كافی باشد كه ما ابعاد این فاجعه و مصیبت بزرگ را درك كنیم و نیازی به توضیح بیشتر نداشته باشیم . این قوم ، قبایل چادرنشینی بودند كه در اعماق آسیای مركزی زندگی می كردند و بزرگترین این قبیله ها یا اولوسها عبارت بودند از « نایمانها ، كرائیتها ، مركیتها ، تایچیوتها ، كرولنها ، تاتارها و اونگوتها » كه در سرزمینی كه از غرب تا بخش علیای زود ایرتیش ورود جیحون ، از شرق تا كوههای خینگان و اطراف دریاچه بایكال ادامه داشت ، سكونت داشتند . شغل اصلی آنها پرورش دامهای گوناگون بود . 

« دین اصلی مغولان شمنی و رب النوع اصلی ایشان « آسمان آبی ابدی » بود . به رب النوعهای زمین و ارواح گوناگون نیز تعظیم می نمودند . مغولان معتقد بودند كه دشمنان جادوگر ، قادرند با ارواح مربوط گشته آنها را محسور سازند و ارواح هنگام خطر به یاری آنان بیایند وبه دفاع از خویش برخیزند . ولی بخشی از نایمانها دین بودا و مذهب نستوری مسیحی را از اویغورها پذیرفته بودند . »

بنیانگذار امپراطوری مغول ، تموچین فرزند یوكاوی بهادر از خاندان اعیان بورجگین از قبیله تایچیوت بود . او پس از به زیر فرمان در آوردن كلیه قبایل آسیایی مركزی ، در سال 603 هـ / 1206 م در كنگره یا قوریلتای قبایل چادر نشین مغول در سن پنجاه سالگی به سمت خان بزرگ سراسر مغولستان ، انتخاب و نام چنگیز خان را پذیرفت و به این ترتیب دولت مغول پدید آمد و سازمان یافت و « یاسای بزرگ » كه شامل نظامات و مقررات خشن نظامی بود ، شكل گرفت و به عنوان قانون اساسی دولتهای مغول ، شمرده شد . این اتحاد بزرگ مغولستان ، موجب ایجاد قدرت نظامی نیرومندی گشت كه چنگیز خان از آن برای فتوحات و جهانگشایی خوداستفاد كرد .

چنگیز پس از فتح شمال چین ، متوجه مغرب یعنی تركستان شرقی وسپس كشور خوارزمشاهیان ایران شد . در پاییز سال 1219 میلادی / 616 هجری به ایران حمله كرد ، با وجود مقاومتهای شدید كه از طرف ایرانیان بخصوص جلال الدین خوارزمشاه ، انجام گرفت ولی به علت فساد دربار خوارزمشاه و عواملی دیگر جلال الدین شكست خورد و چنگیز چون بلایی خانمان سوز و سیلی بنیان كن ، می جوشید و می خروشید و روزبروز بر دامنه وحشیگریهای خود می افزود و به طوری كه نوشته اند بعضی شهرهای خراسان كه بر سر راه مغولان قرار داشت به طور وحشت انگیزی ویران و خالی از سكنه گشت كه شرح وقایع آن در تاریخ این دوره ، هر انسانی را متاثر می سازد و به لرزه می اندازد .

بعد از مرگ چنگیز ( 649 هجری / 1215 م ) در قوریلتایی ( شورای سران مغول ) كه در مغولستان بر پا گشت و منكوقا آن بر سریر سلطنت خان بزرگ جلوس كرد ، تصمیمات مهمی گرفته شد از جمله فتح نواحی مغرب ، و تصرف كامل ایران به عهده هلاكوخان واگذار شد . وی با سپاهی مجهز وبا پیش بینیهای بسیار دقیق ، در سال 651 هجری رو به سوی مغرب و ایران نهاد . او مامور بود قلعه الموت را فتح كند و خلیفه بغداد را مطیع و خلفای بنی عباس را نابود سازد . هلاكوخان این دو ماموریت مهم را انجام داد . در سال 654 هـ قلعه الموت سقوط كرد و « ببر كوهستان » الموت كشته شد و قلعه و كلیه ذخائر و كتابخانه های آن به كلی نابود و به آتش كشیده شد .

سال بعد هلاكو متوجه بغداد شد و در سال 656 هجری لشكریان او وارد بغداد شدند و در مدت بیست روز غارت و انهدام و كشتار بیرحمانه مرد و زن و كودك بغداد ، ادامه داشت و جز به یهودیان و مسیحیان ، به هیچ كسی رحم نمی شد ! و سرانجام المستعصم بالله خلیفه بغداد تسلیم شد و كلیه جواهر و اندوخته های چند صد ساله عباسیان به تصرف هلاكو در آمد و المستعصم را در نمدی پیچیدند انقدر مالیدند تا نابود و قطعه قطعه شد و خانواده او یك سره قتل عام شدند .

سرزمین ایران كه تا قبل از حمله هلاكو ( بین سالهای 616 ـ 651 ) به دست خانهای مغول و یا دست نشاندگان آنها ، به صورت ملوك الطوایفی اداره می شد ، بعد از این تاریخ به صورت یك امپراطوری بزرگ در خاورمیانه درآمد و دامنه آن از ماوراء النهر و افغانستان كنونی در شرق تا سوریه و آسیای صغیر در غرب ، گسترش یافت . هلاكو برای اداره این سرزمین پهناور ، از تمام افراد بدون در نظر گرفتن كیش و ملیّت آنها ، استفاده می كرد و بخصوص عناصر ایرانی و مسلمان در این زمینه نقش بسیار مهمی داشتند . مثلا مقام وزارت او را شمس الدین محمد جوینی به عهده داشت و پزشك دربار او یك نفر چینی بود و خواجه نصیر الدین طوسی دانشمند و منجّم ایرانی به دستور هلاكو رصد خانه ای در مراغه ساخت و در كنار اینان گروهی فالگیر و رمّال نیز در دربار زندگی می كردند .

بعد از مرگ هلاكو ( 664 هجری ) . قوریلتای تشكیل شد و آباقاخان پسر او را به جانشینی انتخاب كردند ( 664 ـ 681 هـ ) آباقاخان همان روش پدر را ادامه داد و با مملوكان مصر بر سر تصرف سوریه و فلسطین جنگهایی كرد و سرزمین ارمنی نشین كیلیكیه را به تصرف در آورد و روابط سیاسی با امپراطوران اروپا برقرار كرد .بعداز آباقاخان ، برادرش تكودار ( 681 ـ 683 هـ ) قدرت را به دست گرفت . وی اولین خان مغول بود كه مسلمان شد و نام « احمد » را بر خود گذاشت و به مسلمانان نوید حمایت داد و همین امر خانان مغول را علیه او شورانید ، اینان به طرفداری ارغون پسر آباقاخان ( برادرزاده تكودار ) شتافتند و تكودار را پس از شكست و فرار، دستگیر و به اعدام محكوم كردند . ، سپس ارغون را به خانی برگزیدند .

در عهد هلاكوخان و آباقاخان ، خانواده جوینی به قدرت و مكنت عظیمی دست یافتند ، جوینیان در باطن با مغولان سخت مخالف بودند و خواهان جایگزینی مسلمانان و بخصوص ایرانیان در دستگاه سیاسی بودند . اینان كه به سختی توانسته بودند خود را از غضب آباقاخان نجات دهند ، ولی هنگامی كه تكودار روی كار آمد و مسلمان شد ، مجددا قدرت خویش را استحكام بخشیدند ، اما با روی كار آمدن ارغون خان بت پرست ، خاندان جوینی معزول و معدوم گردیدند .

ارغون خان ( 683 ـ 691 هـ) برای اداره امور سیاسی ، بیشتر ازیهودیان و مسیحیان كمك گرفت و سعدالدوله یهودی را مقام وزارت داد و او ماموران یهودی رادر امور كشور به كار گماشت ، ولی مخالفت مسلمانان و خانان مسلمان شده مغول ، از جمله امیر نوروز ، سعدالدوله و خاندان او را هم به سرنوشت خاندان جوینی دچار ساخت ( 691 ) و این امر باعث خشنودی مسلمانان گردید . در زمان ارغون مسلمانان در گوشه و كنار ایران علیه ظلم و كفر او سر به طغیان برداشتند . از جمله در لرستان مردم علیه سلطه مغولان قیام كردند و در اصفهان مسلمانان ماموران ایلخان و لشگریان پادگان آن جا را كشتند و پادگان را به تصرف در آوردند ( 691 هـ ) بعد از مرگ ارغون بر اثر بیماری ، مبارزات طولانی بین اعیان مغول بروز كرد و سرانجام گیخاتو پسر ارغون به سلطنت جلوس كرد و قدرت را در دست گرفت .

گیخاتو ( 691 ـ 695 هـ ) بر خلاف پدر در اتحاد بین گروههای مختلف مذهبی و سیاسی سعی نمود او صدر الدین احم د خالدی را كه مسلمان بود سمت وزارت داد . در زمان همین وزیر بود كه برای اولین بار پول كاغذی یعنی چاو ( اسكناس ) ، به تقلید از امپراتوران چین ، در ایران رایج گشت ولی با مخالفت بازاریان و مردم تبریز و سایر نقاط كشور مواجه شد وبه شكست انجامید و رشید الدین در جامع التواریخ به طور مشروح آن را بیان داشته است . در تاریخ این دوره ، صدر الدین احمد را صدر الدین چاوی ( مخفف كلمه چاپ ) نوشته اند . البته گیخاتو به اولقب « صدر جهان » داده بود ولی مردم تبریز به طنز او را « صدر كاغذی »

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

نگاهی كوتاه به حركت مشروطه خواهی ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 نگاهی كوتاه به حركت مشروطه خواهی ایران در word دارای 150 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد نگاهی كوتاه به حركت مشروطه خواهی ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي نگاهی كوتاه به حركت مشروطه خواهی ایران در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن نگاهی كوتاه به حركت مشروطه خواهی ایران در word :

سابقه سكونت بشر بر روی زمین به میلیون ها سال پیش برمی گردد . او زندگی خود را از طبیعت شروع كرد و پس از سپری كردن دوره های مختلف به مرحله مد نیت و شهرنشینی رسید . در این دوران طولانی حوادث و وقایع تلخ و شیرین فراوانی بر او گذشته و تغییر و تحولات بسیاری در زندگی اجتماعی او رخ داده است . انسان موجودی اجتماعی است و لازمه آن تعامل و تقابل با همنوعان و حاكمیت نظم و قانون است . اما به دلیل عدم آگاهی مردم اولیه از حق و حقوق اجتماعی خویش و سوء استفاده حاكمان جبار، قرن ها طول كشید تا  جوامع انسانی از حاكمیت قانون بر خوردار شدند . تا قبل از آن بر اساس اندیشه حق الهی سلطنت كه از سوی پادشاهان تبلیغ شده بود و اوامر خود را لازم الاطاعه و لازم الاجرا كرده بودند،

مردم نیز با جان و دل و بر اساس اندیشه های سنتی و خرافی پیشینیان خود تن به این شرایط ذلّت بار داده بودند. اما با گذشت زمان و پیچیدگی زندگی و روابط اجتماعی انسانها با یكدیگر لزوم حاكمیت قانون مدوّن كه حقوق همه آحاد ملّت را تأمین كند بیشتر احساس گردید. مردم در اثر تعامل و تقابل با یكدیگر و ارتباط با سایر جوامع به این مهم پی بردند و با قیام و شورش در صدد به دست آوردن حقوق از دست رفته خود برآمدند.

    با شكل گیری حكومت قانون در جوامع مختلف و آشكار شدن فواید آن در زندگی اجتماعی، مردم ممالك استبداد زده نیز به فكر احیای حقوق مدنی و حاكمیت قانون در كشورهای خود برآمدند . اگر چه سابقه پیدایش مجلس كه نماد قانون است، در ایران به دوره باستان بر می گردد.

اما منظور ما از مجلس،مجالس فرمایشی و انتصابی نیست. بلكه مجلسی است كه در آن مردم با انتخاب نمایندگان خود مستقیماً در سرنوشت خویش و اداره امور مملكت دخالت كنند . این مهم در تاریخ معاصر ایران با وقوع انقلاب مشروطیت محقق گردید. مردم كشور ما از اواسط دوره ناصری با مشاهده تاراج منابع ثروت ملی و احساس سلطه استبداد و استعمار و با رشد و آگاهی سیاسی و فكری خویش حركت اعتراض آمیزی را علیه وضعیت موجود آغاز كردند.

پس از شكل گیری عوامل و حوادث بلند مدت و كوتاه مدت سرانجام در دوره مظفرالدین شاه قاجار ایرانیان پس از سالیان دراز به یكی از آرزوهای دیرینه خود كه همان حاكمیت قانون بود دست یافتند. با صدور فرمان مشروطیت توسط شاه مزبور در سال 1324 ق/1285 ش ) كه تكیه اساسی آن بر افتتاح دارالشوری(تأسیس مجلس شورای ملی) بود انتخابات برگزار گردید و در این سال برای نخستین بار «خانه ملت» گشایش یافت . اگر چه مجلس اول طبقاتی بود و اكثریت نمایندگان آن تهرانی بودند . اما با گذشت زمان و تصحیح و تكمیل قوانین، نقایص برطرف و زمینه حضور مردم در عرصه اداره كشور بیشتر محقق گردید .

هر چند در مواردی مجلس از مخالفت با اقدام‌های نادرست حكومتگران و گاه بیگانگان خود داری می كرد. اما در عین حال پایگاهی بود تا افراد منتخب مردم بتوانند از طریق آن سخنان خود را به گوش حكومت و مردم برسانند.

    در آغاز طول مدت دوره های مجلس شورای ملی دو سال بود، اما از مجلس نوزدهم به بعد مدت زمان مزبوربه چهار سال افزایش یافت. بسیاری از مجالس به دلایل مختلف عمر به كمال نبردند و با انحلال و تعطیلی زود هنگام و شروع دوره فترت زمینه ریشه دوانیدن مجدد استبداد و استعمار را در كشور فراهم كردند.

    مشروطیت چیست؟ چرا انقلاب مشروطیت به وقوع پیوست؟ حوادث مهم دوره انقلاب مشروطیت چه بود؟واكنش حكومت قاجار نسبت به این رویداد مهم چگونه بود؟ و این كه نمایندگان مردم سبزوار در مجالس شورای ملی چه نقشی داشته و چه راهكارهای عملی و نظری برای امر قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای آن ارائه داده اند، از سؤال‌های اساسی این پژوهش است . تلاش شده با توجه به اسناد و مدارك موجود و در حد توان علمی نگارنده به آنها پاسخ داده شود

. امید آن كه این پژوهش الگویی برای بررسی همراهی  مردم نواحی مختلف در انقلاب مشروطه و همچنین نقش نمایندگان تمام شهرهای ایران باشد . و از طرفی دست مایه ای برای استمرار پژوهش های آتی نگارنده درباره بررسی عملكرد نمایندگان سبزوار در مجالس شورای اسلامی (دوره جمهوری اسلامی) گردد .

    درباره هدف و اهمیت موضوع تحقیق باید گفت : علاقه وافر نگارنده به عنوان یك سبزواری به تاریخ معاصر ایران، بخصوص بررسی عملكرد نمایندگان سبزوار در ادوار مختلف مجالس قانونگذاری عصر مشروطیت علت اصلی انتخاب موضوع این پژوهش بوده است.

    همچنین در زمینه پیشینه و گستره این تحقیق تاكنون پژوهشی پیرامون نقش سبزوار در مشروطیت و عملكرد نمایندگان این شهر در مجلس شورای ملی صورت نگرفته است . اما از آن جا كه این تحقیق نیاز به اسناد و مدارك مكتوب و شفاهی داشت ، متأسفانه مركز اسناد كتابخانه مجلس شورای اسلامی در این زمینه همكاری لازم را به عمل نیاورد . از طرفی به دلیل فوت اكثریت نمایندگان سبزوار( به جز متولی و اسكویی، نمایندگان دوره بیست و چهارم) در زمینه مسائل مجلس منبع شفاهی وجود نداشت . افرادی هم كه در قید حیات هستند حاضر به مصاحبه و ارائه مطالب نشدند. درباره نقش مردم سبزوار در مشروطیت نیز منابع مكتوب و شفاهی بسیار محدود و پراكنده بود . به همین دلیل آن طور كه باید و شاید عملكرد مردم این شهر در این رویداد مهم چندان مشهود نیست.

    محدوده زمانی این پژوهش با توجه به سرآغاز حركت مشروطه خواهی مردم ایران، از اواسط دوره ناصری(1275 . ق) تا اواخر دوره پهلوی( بهمن 1357ش) را شامل می شود. به این صورت كه پس ازذكر مقدمه و كتاب شناسی منابع اصلی ، نگاهی كوتاه به حركت مشروطه‌خواهی ایران شده و در فصل اول به بررسی نقش اقشار مختلف مردم سبزوار در به ثمر رسیدن این انقلاب عظیم پرداخته شده است . در فصل دوم ، سوم و چهارم به ترتیب عملكرد و راهكارهای نمایندگان سبزوار در دوره قاجار(مجالس اول تا پنجم)، سلطنت رضا شاه پهلوی (مجالس ششم تا دوازدهم) و محمد رضا پهلوی(مجالس سیزدهم تا بیست و چهارم) مورد بررسی قرار گرفته است . در پایان حاصل و چكیده سخن، شرح حال نمایندگان سبزوار ، منابع و مأخذ و سپس اسناد و تصاویر آورده شده است .

    لازم به ذكر است در بخش های مختلف برای آگاهی از نقش نمایندگان سبزوار ، علاوه بر ذكر بعضی از قوانین مصوب جلسه‌های مختلف كه نمایندگان مزبور با دادن رأی موافق و مخالف تأثیرگذار بوده اند ، در بسیاری از موارد پیشنهادها و نطق های آنان آورده شده تا راهكارها و ایده های آنان بهتر شناخته شود. از طرفی برای آگاهی از عملكرد هر یك از ادوار قانونگذاری در پایان هر دوره قوانین و مصوبه‌های مهم هر مجلس به صورت خلاصه ذكر گردیده است.

    همچنین باید دانست كه سبزوار در دوره های اول ، سوم و هفدهم نماینده ای در مجلس شورای ملی نداشته و در دوره های بیستم و بیست و یكم و بیست و دوم دارای یك نماینده بوده است . كه دلایل آن در بررسی موضوعات فوق بیان گردیده است . با توجه به مسائل مزبور و انتخاب بعضی از نمایندگان در چند دوره متوالی ، تعداد نمایندگان سبزوار 19 نفر بوده ولی در كل تعداد اسمی آنان 39 نفر بوده است .

    از نظر شغلی و پایگاه اجتماعی اكثریت قریب به اتفاق آنان روحانی ، مالك ، بازاری و كارمند دولت و از نظر میزان تحصیلات در حدود مدرسی و تنها 4 نفر از آنان دارای مدرك دكتری بوده اند . از طبقات پایین جامعه نیز هیچ‌گاه نماینده ای از سبزوار وارد مجالس شورای ملی نشده است .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله جنگ جهانی اول در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله جنگ جهانی اول در word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله جنگ جهانی اول در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله جنگ جهانی اول در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله جنگ جهانی اول در word :

جنگ جهانی اول

(با نام‌های نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ و جنگ برای پایان همه جنگ ها نیز شناخته می‌شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت 1914 تا نوامبر
1918 رخ داد. بدون هیچ زمینه کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت
تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. سلاحهای شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند، برای نخستین بار، به طور انبوه مناطق غیرنظامی
از آسمان بمباران شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ بخاطر شیوه جنگی
سنگری نیز معروف است.

جنگ جهانی اول از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بشر است و به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ قرن بیستم داشته‌است. این جنگ
پایانی بر نظام‌های سلطنت مطلقه در اروپا را به همراه آورد و باعث انقراض چهار امپراتوری امپراطوری اتریش – مجارستان, آلمان و عثمانی و
روسیه تزاری و سلسله‌های هوهنزولرن, هابسبورگ, عثمانی و رمانوف شد. همه این امپراتوری‌ها از زمان جنگ‌های صلیبی بر سر قدرت
بودند.

اکثر تاریخ نویسان معتقدند که عدم موفقیت مذاکرات پس از جنگ و «معاهده ورسای» و تحمیل غرامت‌های بسیار به آلمان و دیگر دول شکست خورده
باعث رشد فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان و زمینه آغاز جنگ جهانی دوم شد.
این جنگ همچنین کاتالیزوری برای انقلاب روسیه بود که بعدها جهان را تحت تأثیر قرار داد و از چین تا کوبا انقلاب‌های کمونیستی را دامن زد و از
طرفی زمینه تبدیل روسیه به یک ابرقدرت جهانی و آغاز جنگ سرد با آمریکا را دربر داشت.

در شرق نابودی امپراتوری عثمانی باعث پیدایش دولت دموکراتیک,سکولار و مدرن جدیدی به نام «ترکیه» شد. در اروپای مرکزی دول جدیدی
همچون چکلسواکی و یوگسلاوی زاده شدند و دولت لهستان مجدداً شکل گرفت.
جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. دول محور که عبارت بودند از
امپراتوری آلمان به رهبری «قیصر ویلیام دوم» (1941 ـ 1859م)، و امپراتوری اتریش – مجارستان بلغارستان و امپراتوری عثمانی نیز به
نفع آنها می‌جنگیدند. آلمان تا آن زمان قوی‌ترین قدرت نظامی جنگ محسوب می‌شد.

تا مدت هاهیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین حدود 10 میلیون نفر
کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال 1919 و در کنفرانسی در پاریس «معاهده ورسای» امضا شد و غرامت‌های بسیار سنگینی بر بازندگان
جنگ تحمیل شد.

آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ جهانی اول
وحدت آلمان در فاصله سالهای 1848 تا 1871 صورت گرفت و نتیجه جنگهایی بود که ویلهلم اول پادشاه پروس به تحریک بیسمارک با اتریش و فرانسه
به راه انداخت. ویلهلم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخست‌وزیری برگزید. اولین جنگ بین پروس و دانمارک بود که علت آن
اختلاف بر سر دوک‌نشینهای شلسویگ، هلشتاین، لونبورگ بین پادشاه دانمارک و اتحادیه ایالتهای آلمانی بود. بیسمارک از دولت اتریش دعوت نمود تا با
پروس در حل اختلاف بین اتحادیه ایالتهای آلمانی و دانمارک همراهی کند و از آنجا که هر دو کشور از کریستیان پادشاه دانمارک خواستند از انضمام
شلسویگ به خاک خود چشم بپوشد، و پادشاه دانمارک به این امر راضی نشد آن دو کشور با 90 هزار سپاه به دانمارک حمله نمودند. سپاهیان کریستیان
به علت کمی نیروها شکست خوردند و او درخواست صلح نمود و سرانجام به موجب عهدنامه‌ای که در وین منعقد شد دانمارک رسماً از دوک‌نشینهای سه
گانه چشم پوشید. پروس دوک‌نشین لونبورگ را تصرف کرد و اتریش 15 میلیون مارک غرامت از آن دوک‌نشین گرفت و حکومت دو دوک‌نشین دیگر نیز
بین دو دولت تقسیم شد.

بیسمارک پس از جنگ دانمارک درصدد بود بین پروس و اتریش نیز جنگی ایجاد کند، ولی برای احتیاط ابتدا با ناپلئون سوم امپراتور فرانسه دوست شد و او
را راضی نمود تا در جنگ بین پروس و اتریش بیطرف بماند و سپس با ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا بر ضد اتریش معاهده‌ای منعقد ساخت. پس از
آن، اتریش را متهم ساخت که در حکومت هلشتاین از رعایت منافع مشترک دو دولت خودداری کرده‌است.

همچنین موضوع تغییر وضع اتحادیه دولتهای
آلمانی را پیش کشید و مجلس اتحادیه ایالتهای آلمانی به اتریش اعلان جنگ داد. جنگ سادو که آلمانیها آن را کونیگراتس می‌گویند نتیجه درگیری بین
پروس و اتریش را مشخص نمود. بعد از آن دیگر اتریشیها مقاومت جدی نکردند و در فردای جنگ سادو، فرانسو ژوزف درصدد برآمد با ناپلئون سوم
صلح نماید. به موجب معاهده پراگ، ایالات شلسویک هولشتاین، هانور الکنرال، هس و فرانکفورت ضمیمه پروس گردید و پروس، که تا این زمان دو
قطعه جداگانه بود، به یک مملکت تبدیل شد. بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رودماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و
این هیئت به اسم ممالک مجتمعه آلمان شمالی در ماه آوریل 1867 تشکیل گردید که شامل 22 مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر

و ورتامبرگ و گراندوشه باد) می‌شد.
جنگ فرانسه با آلمان
بیسمارک پس از غلبه بر اتریش درصدد به راه انداختن جنگ پروس با فرانسه بود. این جنگ دو علت داشت: اولاً اراده بیسمارک در تکمیل وحدت
آلمان به وسیله منضم کردن ممالک جنوی به ممالک مجتمعه شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیله

احساسی قوی‌تر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) باشد از بین ببرد؛ ثانیاً دولت فرانسه نتوانست در موقع مساعد اقدامات لازم را انجام دهد و
تظاهراتی جنگجویانه داشت. دولت فرانسه از بیسمارک قسمتی از اراضی باویر در ساحل رود رن و همچنین شهر مایانس را تقاضا نمود (پنجم اوت
1866) و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در 20 اوت الحاق فوری
لوکزامبورگ و اجازه الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل: اولاً پروس را آزادی می‌داد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی
آزادانه عمل کند، ثانیاً حاضر شد

با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهادهای ناپلئون را فوراً با شاهان باویر و ورتمبرگ
اطلاع داد و آنها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلهلم اول منعقد ساختند. بدین ترتیب، اهالی ایالتهای جنوبی آلمان هم نسبت به فرانسه بدبین
شدند. لوکزامبورگ ملک شخصی پادشاه هلند بود و او راضی شد به 90 میلیون فرانک آن را به فرانسه بفروشد؛ اما این خبر هیجانی در آلمان برانگیخت
و بیسمارک پادشاه هلند را مجبور ساخت از فروش لوکزامبورگ خودداری نماید و سرانجام این موضوع در کنفرانس لندن مورد بررسی قرار گرفت.

اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در 1868 نام پرنس لئوپلد پسر عم پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید.
سرانجام درروز سه‌شنبه 19 ژوئیه 1870 ناپلئون رسماً به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم اوت جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت. در
پایان کار فرانسویان شکست خوردند. به موجب عهدنامه فرانکفورت فرانسه مجبور شد آلزاس و لورن را به آلمان واگذار کند، یک میلیارد دلار غرامت
بدهد و اجازه دهد آلمان استحکامات مهم فرانسه را تا زمان پرداخت غرامت در تصرف داشته باشد. شکست فرانسه در 1871 موجب تشکیل امپراتوری
آلمان گردید، باویر، ورتمبرگ و باد به اتحادیه آلمان شمالی پیوستند و پادشاه پروس ویلهلم اول به مقام امپراتوری رسید. امپراتوری 25 دولت
نامتساوی و همچنین سرزمین آلزاس و لورن را که از فرانسه جدا شده بود شامل می‌شد. مجلس امپراتوری (رایشتاگ) با آراء عمومی انتخاب
می‌شد و احزاب برجسته آن عبارت بودند از محافظه‌کاران، کاتولیکها، آزادیخواهان و سوسیالیستها. بیسمارک سیاست جهاد برای تمدن را در پیش
گرفت و اصلاحاتی انجام داد.

اتفاق امپراتوران سه گانه
دولت آلمان پس از آنکه بر امپراتوریهای اتریش و فرانسه پیروز شد قدرتمندترین دولت اروپا گردید و قوای نظامی آن بر سایر کشورها برتری یافت ولی
از انتقام فرانسه بیم داشت و می‌ترسید دول بزرگ اروپا برضد او متحد شوند. به همین علت پس از مصالحه فرانکفورت، با اتریش طرح دوستی
ریخت. در سال 1871 در طی ملاقات ویلهلم اول و فرانسوا ژوزف این پیمان محکم شد. سال بعد الکساندر دوم تزار روسیه، که شخصاً به
امپراتور آلمان علاقه‌مند بود، با آن دو دولت همراه شد و این پیمان به اتفاق امپراتوران سه‌گانه معروف شد. (اکتبر 1873)

جنگ روسیه و عثمانی
جنگ بین روسیه و عثمانی که در 1877 آغاز شده بود به پایان رسید و روسها در سوم مارس 1878 معاهده سن استفانو را به ترکها تحمیل نمودند.
برای رفع اختلاف در این مورد کنگره برلین در ژوئیه 1878 بین کشورهای اروپایی تشکیل شد. تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال
کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند، یک خائن نگاه می‌کرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراتور از بین رفت. همچنین در سال بعد
رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخله آلمان شد و چون اتریش از نژاد ژرمن بود آلمان از اتریش طرفداری کرد. از این رو اتحاد سه‌گانه به
اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند.

شکل‌گیری اتحاد مثلث

سه سال بعد در سال 1882 پیمان دوجانبه به پیمان سه‌جانبه تبدیل گردید و ایتالیا به آن ملحق شد. براساس مواد محرمانه این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان
مورد حمله فرانسه واقع می‌شد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ می‌شدند. ایتالیاییها، که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر بریتانیا در این
حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نشود. چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در 1881 ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن
کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتبر 1881).

این اتحاد در ابتدا
پنج ساله بود ولی بعداً در سالهای 1887 و 1891 و 1902 و 1912 تجدید شد. در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آنها غالباً تابع
دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود ولی بیشتر از اتریش حمایت می‌نمود. همچنین قراردادهای
مخصوصی در مورد طرابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولتهای سه‌گانه امضا شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث می‌گردید. در بین این سه
دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیره بالکان و قسمت شرقی مدیترانه با هم اختلاف داشتند و ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی
بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری می‌دانست مجبور به تحمل بود. در سال 1911، که ایتالیا با عثمانی بر
سر طرابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و
برای عثمانی اسلحه و مهمات می‌فرستاد. بنابر این در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای ژرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب
نمی‌آمد. ایتالیا هم ظاهراً در اتحاد مثلث بود و از سال 1901در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت.

مقدمات شکل‌گیری اتفاق مثلث
بعد از کنگره برلین، که روسها از آلمانیها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده
نمود؛ ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد. در سال 1890، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانه ویلهلم دوم موجب
نزدیکی فرانسه و روسیه گردید.
دولت فرانسه به تزار روس وعده کم

ک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایه خارجی نیاز داشت با این امر موافقت نمود و
سرانجام در اوت 1891 اتحاد بین دو کشور برقرار گردید. البته بعد از شکست روسیه از ژاپن در 1905 اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛
ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و
فرانسه 13 میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود. در مه 1903 ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسین‌برانگیز مردم انگلیس
نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه اوت همان سال رئیس‌جمهوری فرانسه
به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم آوریل 1904 عهدنامه معروف بین فرانسه و انگلیس به امضا رسید. موارد مورد
اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنه دریای ارض جدید، مسئله سیام، ماداگاسکار و مهم‌ترین مسئله آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی
فعالیت انگلیس در مصر بود.

فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارس 1905م ویلهلم دوم در
طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان نمود، هدف آلمان از این اقدام برهم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود. برای
حل این موضوع در 1906 یک کنفرانس بین‌المللی در الجزیره برگزار شد که در آن انگلیسیها از فرانسویها حمایت کردند و کوشش آلمان برای برهم زدن
اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجه‌ای نرسید. در 1911 بحران دیگری بر سر مراکش به وجود آمد. یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ
برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانیها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آنها داده شود آنها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام
آلمانیها توانستند به اراضی کوچکی در افریقا دست یابند.

نزدیکی روس و انگلیس
دولت فرانسه با روسیه دوست بود، انگلیس هم متحد ژاپن به شمار می‌آمد و روس و ژاپن دشمن خطرناک یکدیگر بودند؛ اما منافع روس و انگلیس چنین
اقتضا می‌نمود که روس و ژاپن به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روسها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی
امپراتور روس و آلمان که روابط آنها دوستانه بود مانع این کار می‌شد. مشکل اول با شکست روسیه از ژاپن حل شد. اختلافات دیگر روس و
انگلیس بر دو مسئله دیگر متمرکز بود: یکی بالکان برای تصرف بغازها و دیگری در ایران که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملاً در اختیار خودش
باشد. مسئله دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ترانسوال بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم
ترانسوال می‌خواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمینهایی در
افریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه
به شما تبریک می‌گویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروههای مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمائید» و این برخورد
قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئله دیگر صادرات روزافزون
آلمانیها بود زیرا در سال 1895 در انگلیس رساله‌ای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح
می‌کرد.

مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس می‌نمود پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود. ویلهلم دوم از سال 1900 به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و
علناً اظهار نمود که آلمان نمی‌تواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همه کشورها برتری داشته باشد. انجمنی به نام اتحاد دریایی
آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینه لازم را برای ساختن کشتیهای جنگی تأمین نمود. همچنین پیشرفتهای تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست
بازار تجارت و صنعت شده بود.

به هر حال، این سوال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب نمود: چون منافع
انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید می‌شد؛ از یک طرف خطر توسعه نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و
خلیج فارس و اتصال راه‌آهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند می‌افزود و سیاست انگلیس این بود
که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آنها را تحلیل ببرد؛ اما تأمل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود.

منافع بریتانیا حکم
می‌کرد که به روسها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روسها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضاهای روسیه چگونه
برخورد نماید؛ تقاضاهای روس در بالکان، داردانل، ایران و افغانستان. مسئله ایران و افغانستان یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ
امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روسها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آنها را امیدوار سازد. سرانجام، در قراردادی
که در 31 اوت 1907 در شهر سن پترزبورگ بسته شد روس و انگلیس اختلافات خود درباره ایران و افغانستان را حل کردند و چون اختلافات سیاسی
انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود.

بحرانهای بالکان قبل از جنگ
از 1911 تا 1913 جنگهایی درگرفت که زمینه جنگ جهانی اول را آماده ساخت. در سپتامبر 1911 ایتالیا به عثمانی اعلان جنگ داد و طرابلس را
اشغال نمود و در نیمه اکتبر 1912 جنگ به پایان رسید. در اکتبر 1912 تقریباً هم‌زمان با ایتالیا، بلغارستان، صربستان، یونان و مونته نگرو به ترکیه
حمله نمودند و در اوائل دسامبر 1912 ترکیه تقاضای صلح نمود. در تابستان 1913 جنگ دیگری بر سر غنائم به دست آمده از عثمانی درگرفت.
کنفرانس سفیران در دسامبر 1912 توسط گری در لندن تشکیل شد و در 30 مه 1913 در لندن قراردادی امضا شد که ترکها را مجبور می‌ساخت
مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه را به اروپاییان واگذار کنند.

اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت
آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی نظیر؛ مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همه کشورها پیشی
گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره بگیرد. از این رو، در مدت کوتاهی بزرگ‌ترین دولت صنعتی و
تجاری اروپا گردید، مخترعان را تشویق نمود، صنایع شیمیایی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیه دولتها پیشی گرفت و برای طبقه کارگر
اهمیت قائل شد. در حالی که در بقیه کشورها حقی برای کارگران قائل نبودند. واقعیت دیگر اینکه حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار مؤثر
بود. ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاستمداران آلمانی از روشهای مختلف این غرور ملی را تقویت نمودند.

حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگجوئی بدمد.
گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامه‌ها و کتب و نمایشگاهها این برتری نژادی به نوعی القا می‌شد؛ حتی نیچه یکی از معروف‌ترین فیلسوفان آلمان
هم چنین عقیده‌ای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفته‌است که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید می‌باید برید» و به همین دلیل کم کم
طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آنها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ
امکان‌پذیر نیست. ترویج این افکار در آلمان سایر دولتهای اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد ژرمنی با هم متحد شوند.

دولت آلمان تا اواخر قرن 19 در افریقا مستعمره‌ای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال
تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی که برای کارخانه‌های داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین
بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد. سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی افریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی
افریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود. آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا
برتری یافته بود؛ ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال 1914 روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. از سال 1911 آلمان در افزایش نیروهای
جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سالهای 1911 و 1912 و 1913 با پیشرفت چهل ساله آن از 1871 تا 1911 برابر بود. در طی این
مدت کوتاه شبکه‌های گسترده راه‌آهن و راههای شوسه، تأسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گسترده نظامی آلمان
موجب وحشت قدرتهای اروپایی گردید. در سال 1914 آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفتهای عظیمی دست یافت. به لحاظ نظامی نیز
دارای قدرتمندترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیه نظامیگری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار
داشت. نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود
سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابر این به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ
جهانی اول بود.

برقراری روابط بین آلمان و عثمانی
یکی از کشورهایی که آلمان علاقه‌مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراتوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال 1880م.
آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراتوری عثمانی گردید. در سال 1882 سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی
را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد. افسران برجسته هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلدمارشال پروسی
فن در گلتس، دو ژنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریاسالار به نامهای سوچون، اودم و مرتن و چند افسر دیگر بودند.

البته یکی از طراحان برنامه گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی براشتاین بود که از 1897 تا 1912 سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد
داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد. در سال 1898 ویلهلم دوم و ملکه آلمان به استانبول سفر کردند و فصل
جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد. امپراتور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراتوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل ملسمان
معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلیحضرت سلطان عبدالحمید و 300 میلیون مسلمان می‌توانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و
هواخواه آنهاست». این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانکداران و بازرگانان آلمانی در سراسر
امپراتوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به مؤسسات اقتصادی آلمان داده شد.

آلمان در جست وجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با
انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت. آلمانیها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند بلکه فقط تقاضای اخذ
امتیاز خط راه‌آهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راه‌آهن تا شعاع 20 کیلومتر به آنها داده شود. در سال 1902 بانک آلمان،
امتیاز ساختمان راه‌آهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میان‌رودان می‌گردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از
عثمانی ادامه راه‌آهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه
دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد. در سال 1910 مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که 20 سال حق ساختن راه‌آهن را از ایران سلب نموده بود
تمام می‌شد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک مأموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین ـ تهران را به
دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادله یادداشت هفتم آوریل 1910 بین ایران و آن دو دولت گردید، و ایران به
ناچار تعهد نمود که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند؛ بنابر این، تلاش آلمان به نتیجه نرسید.
اما نفوذ نظامی آلمان در امپراتوری عثمانی افزایش یافت و در 1914 آموزش ارتش عثمانی به یک گروه چهل و دو نفره از افسران آلمانی به ریاست
ژنرال لیمان فن ساندرز واگذار شد. سپس آلمان تصمیم گرفت در مورد ادامه راه‌آهن برلین ـ بغداد با روسیه مذاکراتی انجام دهد. در 1910تزار
نیکلای دوم و ویلهلم امپراتور آلمان در پوتسدام ملاقات نمودند و در مورد منافع روس و آلمان در ایران مذاکراتی صورت گرفت. سرانجام، در 19 اوت
1911 قراردادی بین روسیه و آلمان در سن پترزبورگ منعقد شد که به موجب آن دولت آلمان منطقه نفوذ روسیه را به رسمیت شناخت. و در عوض
روسیه هم اجازه داد که اگر تا چهار سال دیگر راه‌آهنهای روس به خانقین متصل نشود دولت آلمان حق داشته باشد خط آهن اسلامبول ـ بغداد و خانقین ـ
تهران را بسازد.

دلایل وقوع جنگ جهانی اول
به طور کلی این مسائل بود که زمینه‌های جنگ جهانی اول را فراهم ساخت: علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان،
اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال 1870 درباره آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانه شروع جنگ این بود که
آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش – مجارستان به دست پرنزیب تبعه اتریش و متکلم به زبان صربستانی در 28 ژوئیه 1914 در
سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که
دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد. دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج
عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک
کشور بیطرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد.

نخستین جبهه: از رمانتیسم به سنگرها
وقتیکه در ماه اوت 1914 جنگ اعلام شد، میلیونها تن از مردم شادمان در خیابانهای شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم
حاکمان خود برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می‌آورند. با این وجود، صحنه‌های دهشت انگیز
جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید