مقاله چرا عبادت؟ در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله چرا عبادت؟ در word دارای 61 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله چرا عبادت؟ در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله چرا عبادت؟ در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله چرا عبادت؟ در word :

چرا عبادت؟

از خدوند بزرگ، اخلاص و دوام و تاثیر سخن و نوشته می طلبیم و امید داریم كه این گام كوچك در زمینه سازی برای گرایش فریضه بزرگ نماز، موثر باشد و در سایه نظام اسلامی، سهمی در نشر فرهنگ اسلامی در سراسر جهان داشته باشیم. كه این وظیفه یكایك ماست. و امت بزرگ اسلامی ما، بتواند با تكیه به هویت دینی و فرهنگ غنی اسلامی خویش، دژ استوار حمایت از حق، و پناه مستحكمی برای محرومان جهان باشند.

…انه ولی التوفیق

چرا عبادت؟
عبادت، به معنای اظهار ذلت، عالی ترین نوع تذلل و كرنش دربرابر خداوند است. در اهمیت آن، همین بس كه آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تكوین و تشریع) برای عبادت است. خداوند می فرماید:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»
هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است.
كارنامه همه انبیا و رسالت آنان نیز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:
« و لقد بعثنا فی كل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»

پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران، عبادت خدا بوده است. روشن است كه خدای متعال، نیازی به عبادت ما ندارد و سود عبادت، به خود پرستندگان بر می گردد، همچنانكه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلم ندارد.

ریشه های عبادت
آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وادار می كند اموری است، از جمله:
1- عظمت خدا
انسان وقتی خود را در برابر عظمت و جلال خدایی می بیند، نا خودآگاه در برابر او احساس خضوع و فروتنی می كند. آن سان كه در برابر یك دانشمند و شخصیت مهم، انسان خویشتن را كوچك و ناچیز شمرده، او را تعظیم و تكریم می كند.

2- احساس فقر و وابستگی
طبیعت انسان چنین است كه وقتی خود را نیازمند و وابسته به كسی دید، در برابرش خضوع می كند. وجود ما بسته به اراده خداست و در همه چیز، نیازمند به اوییم. این احساس عجز و نیاز، انسان را به پرستش خدا وا می دارد. خدایی كه در نهایت كمال و بی نیازی است. در بعضی احادیث است كه اگر فقر و بیماری و مرگ نبود، هرگز گردن بعضی نزد خدا خم نمی شد.

3- توجه به نعمت ها
انسان، همواره در برابر برخورداری از نعمت ها، زبان ستایش و بندگی دارد. یاآوری نعمت های بیشمار خداوند، می تواند قوی ترین انگیزه برای توجه به خدا و عبارت او باشد. در مناجات های امامان معصوم، معمولا ابتدا نعمت های خداوند، حتی قبل از تولد انسان، به یادآورده می شود و از این راه، محبت انسان به خدا را زنده می سازد آنگاه درخواست نیاز از او می كند. خداوند هم می فرماید: « قلیعبدوا رب هذا البیت، الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» مردم پروردگار این كعبه را بپرستند، او را كه از گرسنگی سیرشان كرد و از ترس، ایمنشان نمود. در آیه ای دیگر است، پروردگارتان را بندگی كنید، چون شما را آفرید.

4- فطرت
پرستش، جزئی از وجود و كشش فطری انسان است. این روح پرستش، كه در انسان فطری است، گاهی در مسیر صحیح قرار گرفته و انسان به « خداپرستی» می رسد، گاهی انسان در سایه جهل یا انحراف به پرستش سنگ و چوب و خورشید و گاو و پول و ماشین و همسر و پرستش طاغوت ها كشیده می شود.
انبیا، برای ایجاد حس پرستش نیامده اند، بلكه بعثت آنان، برای هدایت این غریزه فطری به مسیر درست است. علی (ع) می فرماید:

« فبعث الله محمدا بالحق لیخرج عباده من عباده الاوثان الی عبادته»
خداوند، محمد (ص) را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بت پرستی به خدا پرستی دعوت كند.

بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن دعوت به توحید در عبادت می كند، نه اصل عبارت. زیرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل میل به غذا كه در هر كودكی هست، ولی اگر راهنمایی نشود، به جای غذا، خاك می خورد و لذت هم می برد!
اگر رهبری انبیا نباشد، مسیر این غریزه منحرف می شود و به جای خدا، معبودهای دروغین و پوچ پرسیده می شود. آنگونه كه در نبود حضرت موسی و غیبت چهل روزه اش، مردم با اغوای سامری، به پرستش گوساله طلایی سامری روی آورند.

بهانه یا تحقیق؟
با توجه به آنچه گذشت، معلوم می شود كه كسانی هستند كه روحیه تعبد و تسلیم ندارند و در پی بهانه اند تا شانه از بار تكلیف و دینداری خالی كنند. از این رو مسئله «تحقیق» را عنوان می كنند و برای هر دستور دینی، دنبال فلسفه و دلیل می گردند و خیلی هم خود را روشنفكر جا می زنند. قرآن كریم نسبت به برخی از اینگونه افراد درباره اعتقاد به قیامت، می فرماید:
« بل یرید الانسان لیفجر امامه، یسل ایان یوم القیمه؟»

گروهی می خواهند راه گناه را در پیش گیرند، می پرسند: روز قیامت كی است؟
آنان مثل كودكان بهانه گیری هستند كه هر لحظه بهانه می گیرند و آن كه انجام شد. بهانه ای دیگر. قرآن درباره چنین كسان می گوید:
« و ان یروا آیه یعرضوا و یقولوا سحر مستمر»

اگر نشانه از قدرت خدا و معجزات انبیا مشاهده كنند اعراض كرده، می گویند: این هم همان سحر و جادوی معمولی و همیشگی است!
اینان در مقابل مكانیك و پزشك و مدهای خارجی و وسوسه های نفس و تمایلات شیطانی تسلیم اند و چون و چرا ندارند، ولی وقتی نوبت به دستور دین می رسد، اهل تحقیق و استدلال می شوند و قیافه هم می گیرند.

اهمیت نماز
جز آنچه از آیات و احادیث نقل شد، رفتار اولیا خدا نیز اهمیت و جایگاه آنرا بیان می كند. نماز، جز برنامه انبیا بوده است. حضرت عیسی (ع) در گهواره هم می گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زكات سفارش كرده است:« واوصانی بالصلوه و الزكوه مادمت حیا»
امام حسین (ع)، حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نكرد.

حضرت ابراهیم(ع) همسر و كودك خویش را در بیابان های داغ مكه كه آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسكن داد و گفت: « خدایا، تا نماز به پا دارند : « انی اسكنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه»
پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می باختند و می فرمودند: وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است»
گر چه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می خوانند، اما امیر المومنین(ع) نماز را نه برای تجارت یا سپری از آتش، بلكه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می دهد.

ترك نماز
ترك نماز، قطع رابطه كردن با آفریدگار هستی است و این در دنیا و آخرت، عواقب تلخی دارد. در قیامت، اهل بهشت از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را روانه جهنم كرد؟ یكی از پاسخ هایشان اینست كه ما پابند به نماز نبودیم: « لم نك من المصلین»
درجایی دیگر، به نمازگزارانی كه نسبت به نمازشان سهل انگار و بی اعتنا هستند و گاهی می خوانند و گاهی نمی خوانند، می گوید: وای بر آنان :« قویل للمصلین الذین عن صلاتهم ساهون»
رسول خدا (ص) فرموده است:

« من ترك اصلاه متعمد فقد كفر»
هر كه از روی عمد و با توجه نماز را رها كند، از اسلام خارج شده و كافر است.
و نیز فرموده است:
« بین العبد و بین الكفر ترك الصلاه»
مرز میان اسلام و كفر، چیزی بیش از رها كردن نماز نیست.
نمونه ای از اخلاص
علی (ع) در صفت متقین می فرماید:
« اذا زكی احدهم خاف مما یقال له»

هر گاه یكی از آنان ستایش می شود، از آنچه درباره اش گفته اند می هراسد.
مردان وارسته، هراس از آن دارند كه توجه مردم به آنان، مانع توجهشان به خدا گردد و خود، مصداق عن سبیل الله» شوند!
شبی در سیمای جمهوری اسلامی، مصاحبه ای با یك رزمنده شانزده ساله پخش شد. مصاحبه گر پرسید: كار تو چیست؟ گفت: خنثی كردن مین. پرسید: تا كنون چند «مین» خنثی كرده ای؟ گفت: از لطف خدا زیاد. پرسید: عدد آنرا می دانی؟ جواب داد: می ترسیم بگویم، شیطان مرا گول بزند و دچار عجب و غرور شوم و دوستانم كه كمتر موفق بوده اند، احساس كوچكی كنند. الله اكبر…!

اخلاص در عبادت
همه عبادت ها باید به قصد قربت انجام گیرد و اگر گوشه ای از آن برای غیر خدا باشد. باطل است. مثلا اگر در نماز یكی از واجبات، برای غیر خدا باشد، نماز باطل است.
اگر یكی از مستحبات هم ریایی انجام گیرد، یا زمان عبادت (اول وقت خواندن) و مكان آن (درصف اول یا در مسجد خواندن) برای غیر خدا باشد، نماز باطل است. حتی اگر در زمستان، كنار بخار بایستد كه هم گرم شود و هم نماز بخواند، باز عبادتش باطل است. خداوند، عملی را می پذیرد كه از جهت شرایط زمانی و مكانی و كیفیت و خصوصیاتش، همه خالص باشد و برای او شریكی قرار داده نشود :« و لایشرك بعباده ربه احدا» در حدیث است: اگر رزمنده ای در جبهه، بخاطر تعصب یا بدست آوردن غنائم جنگی یا اظهار قدرت شجاعت و امثال اینها بجنگد، ارزش ندارد.

داشتن اخلاص و دوری از ریا، به قدری حساس و مشكل است كه در حدیث از امام عسكری(ع) می خوانیم: ورود شرك در كارهای انسان از حركت مورچه در شب تاریك، روی سنگ سخت، بی نمودتر است.
علی (ع) درباره اخلاص، سخنان بسیاری دارد كه به چند نمونه اكتفا می شود:

« الاخلاص غایه»: نیت خالص، نهایت مطلوب و هدف نهایی است.
« الاخلاص فوز»: اخلاص، رستگاری است.
« الایمان اخلاص العمل»: ایمان، خالص ساختن كار است.

راه نزدیك شدن به اخلاص
گوشه ای از راههای نزدیك شدن به اخلاص در نیت و عمل، از این قرار است:

1- فكر در آفرینش
تفكر بیشتر در آفرینش، شناخت ما را به عظمت و قدرت خدا می افزاید و در نتیجه، كارها را برای او انجام می دهیم و به اخلاص نزدیك تر می شویم.

2- توجه به صفات خدا
اوصاف خدای متعال را دانستن و آنها را زمزمه كردن و در ذهن، زنده نگاه داشتن، سبب توجه به او و قطع نظر از غیر او می گردد و انسان را كم كم خدایی می كند، مثلا دقت و توجه به اسامی و اوصاف خدا در دعای« جوشن كبیر»، مفید است.

نتیجه اخلاص
ارتباط خالصانه انسان با خدا، نورانیت ضمیر و صفای باطن و بصیرتی به همراه دارد كه انسان را در پیچ و خم های زندگی و بن بست ها و مشكلات، هدایت می كند.
علی (ع) می فرماید:

« عند تحقیق الاخلاص تستنیر البصائر»

هر گاه خلوص در دل آید، نورانیت و بینش به همراه آن می آید. این همان « فرقان» است كه قرآن كریم، آنرا از نتائج تقوا می شمارد و نیز می فرماید: اگر تقوا داشته باشید، خداوند برای شما نوری قرار می دهد كه با آن، راه خود را می روید:« یجعل لكم نورا تمشون به»
اخلاص و دوری از هوای نفس و تقوا، این نتیجه را دارد كه روشن بینی انسان را می افزاید و انسان را از تاریكی های شرك و جهل و هوس. به فضای نور و توحید و علم می رساند. آنكه اخلاص داشته باشد به فوز و رستگاری می رسد: « ان تخلص تفز»

اخلاص، در متن جامعه
اخلاص مطلوب و ارزشمند، آنست كه در متن جامعه و در میان مردم و همراه با مسئولیت ها و فعالیت های اجتماعی باشد. عده ای به غلط، آنرا در انزوا و دوری از مردم می جویند. خداوند، شیر خالص و گوارا را از میان غذا و خون پدید می آورد. انسان خالص نیز باید از لابلای آلودگیها و ناپاكی های محیط، جان خود را سالم نگهدارد و نیت و عمل خود را از آلایش ریا پاك سازد و روسفید بیرون آید. اینگونه اخلاص است كه ارزشمند و مهم است.

مخلص، خود را در اختیار پروردگار می گذرد و دل را خانه محبت او می سازد و انگیزه الهی را بر همه اعمال و رفتار خویش حاكم می كند و از این راه به غزت و سربلندی می رسد.

نماز و پیامبران
استخوان بی نماز
شخصی آمد به نزد حضرت رسول شكایت از فقر و نداری كرد حضرت فرمود: مگر نماز نمی خوانی عرض كرد من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می كنم حضرت فرمود: مگر روزه نمی گیری عرض كرد سه ماه روزه می گیرم. آن حضرت فرمود امر خدا را نهی و نهی خدا را امر می كنی یا بكدام معصیت گرفتاری، عرض كرد یا رسول الله حاشا و كلا كه من خلاف فرموده خدا را بكنم حضرت متفكرانه سربجیب حیرت فرو برد ناگاه جبرئیل نازل شد عرض كرد یا رسول الله حق تعالی مرا سلام می رساند و می فرماید در همسایگی این شخص باغیست و در آن باغ گنجشكی آشیانه دارد و در آشیانه او استخوان بی نمازی می باشد به شومی آن استخوان از خانه این شخص بركت برداشته شده است و او را فقر گرفته است حضرت باو فرمود برو آن استخوانرا از آنجا بردار بینداز دور. به فرموده حضرت عمل كرد و بعد از آن توانگر شد.

برترین نماز
پیامبر فرمود: نماز آدمی در جماعت برتر است از نمازی كه چهل سال در خانه اش به جای می آورد. عرض كردند: یا رسول الله نماز یك روز؟ فرمود: بلكه یك نماز! سپس فرمود: هر گاه بنده خدا پشت سر امام عادل به نماز بایستد برای او صد میلیون و بیست درجه « مراتب است، و این قدر ثواب می برد»

اولین نماز جماعت در اسلام
نخستین نماز جماعت كه در اسلام منعقد شد چنین بودكه روزی پیغمبر اكرم در نماز بود، علی (ع) كنارش ایستاد و به حضرتش اقتدا نمود در اینحال ابوطالب كه فرزندش جعفر به همراه داشت سررسید، جعفر را گفت: تو نیز به كنار پسر عمویت نماز بخوان. و چون حضرت متوجه شد كه جعفر نیز بر وی اقتدا نمود پیشتر رفت( كه آن دو پشت سرش قرار گیرند) ابوطالب شادمان شد و بازگشت. پیغمبر (ص) فرمود: نماز را باید با جماعت خواند اگر چه بر روی سرنیزه ای باشد.
پاداش سجده طولانی بهشت است

امام صادق (ع) فرمود: روزی پیامبر اكرم مشغول تعمیر یكی از خانه هایش بود مردی از آنجا عبور می كرد. عرض كرد اجازه می فرمائید كمك كنم شما را فرمود مانعی نیست. همینكه كار را تمام نمود پیغمبر (ص) فرمود در خواست و حاجتی نداری؟ عرض كرد چرا حاجت من بهشت است حضرت رسول (ص) سربه زیر انداخته در فكر فرو رفت. بعد از مختصر زمانی فرمود حاجتت برآورده است وقتی خواست برود فرمود: ما را به طول سجده كمك كن.

نماز برای شكر گزاری
عطا بن ریاح می گوید: روزی نزد عایشه رفتیم، پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزی كه در عمرت از پیامبر (ص) دیدی چه بود؟ او گفت: كارهای پیامبر(ص) همه اش شگفت انگیز بود ولی از همه عجیب تر، اینكه شبی از شبها كه پیامبر(ص) در خانه من بود، به استراحت پرداخت، هنوز آرام نگرفته بود از جا برخاست و لباس پوشید و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشك ریخت كه جلو لباسش، از اشك چشمش، تر شد.

سپس به سر سجده نهاد و چندان گریست كه زمین از اشك چشمش، تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود. هنگامی كه بلال او را به نماز خواند، پیامبر را گریان دید، عرض كرد چرا چنین گریانید، شما كه مشمول لطف خدا هستید. فرمود: افلا اكون عدا شكورا « آیا نباید بنده شكرگزار خدا باشم.»

در نمازم خم ابروی تو در یادآمد
حالتی رفت كه محراب به فریاد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
شادی آور گل و باد صبا شاد آمد
دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست كه با ناز خدا داد آمد
از من اكنون طمع صبر و دل و هوش مدار
كان تحمل كه تو دیدی همه بر باد آمد
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم كه ز عهد طربم یاد آمد.
حافظ
نماز و امامان

اثرات بی نمازی
روزی حضرت زهرا(س) به پدرش عرض كرد كسیكه در نمازش كاهلی می كند و نمازش را سبك می شمارد چه می شود؟ رسول خدا فرمود: هر كس در نماز كوتاهی كند و نماز را سبك بشمارد به پانزده بلا مبتلا می شود شش در دنیا و سه، وقت مردن و سه، در قبر. و سه، در وقتیكه از قبر خارج می شود.

اما آن بلاهائیكه در دنیا می رسد اول: بركت از روزی وی برداشته می شود، دوم عمرش بی بركت می شود سوم محو می شود از روی او سیمای صالحین، چهارم هر عمل انجام دهد ثواب ندارد پنجم دعایش قبول نمی شود ششم از دعای صالحان بهره نمی برد. و اما بلاهائیكه وقت مردن باو می رسد: اول- ذلیل می میرد، دوم- گرسنه جان می سپارد، سوم- تشنه از دنیا می رود. و آن بلاهائیكه در قبر باو می رسد اول: یك ملك باو موكل می شود تا او را غذاب كند دوم:قبر بر وی تنگ گردد سوم: قبر وی تاریك شود و آن بلاهائیكه در قیامت باو می رسد: اول – یك ملك او را كشان كشان می آورد به عرصات محشر دوم- حساب وی سخت می شود، سوم- خداوند باو نظر نمی كند و او را عفو نمی كند و برای اوست غذاب سخت.

دو ركعت نماز برای خدا
روزی دو ناقه بزرگ و چاق برای رسول خدا (ص) هدیه آوردند حضرت باصحاب خود فرمودند: آیا كسی هست در میان شما كه دو ركعت نماز بخواند و در قیام و ركوع و سجود و وضو و خشوع اهتمام بامور دنیا نداشته و در قلب او فكر دنیا نبوده باشد تا من یكی از یك دو شتر را باور بدهم كسی جواب نگفت. سه مرتبه این جمله را فرمود كسی جواب او را نداد مگر علی بن ابیطالب (ع) برخاست و عرضه كرد یا رسول الله من می خوانم و از اول نماز تا آخر چیزی از دنیا بخاطرم راه نداده فكر دنیا را نمی كنم.

رسول خدا: بخوان. علی نماز را خواند تمام كرد. جبرئیل نازل شد و عرض كرد یا رسول الله یكی از دو شتر را به علی بده.
رسول خدا (ص): من با علی شرط كرده بودم چیزی از دنیا بقلبش راه ندهد ولی علی در سلام نماز بخاطرش آورد من كدام یكی را بگیرم بزرگشرا یا چاقش را.
جبرئیل: یا محمد خداوند می فرماید كه علی فكر می كرد بزرگرا بگیرم یا چاقو را گرفته قربانی كنم و در راه خدا صدقه بدهم و این فكر علی در سلام نماز برای خدا بود، نه برای دنیا. رسول خدا یك شتر از آن دو شتر را به علی (ع) داد.

نماز برای صبر
قافله ای از حاجیان در صحرا به خیمه زنی رسیدند خواستند استراحت نمایند اجازه گرفتند در خیمه اش وارد شدند. زن گفت ای زائران خانه خدا خوش آمدید، شتران من به چرا رفته اند وقتی برگشتند از شما پذیرائی می كنم. زن بیرون شد از دورچوپان مویه كنان می آمد به زن گفت شترها نزدیك چاه آب كه رسیدند هجمه كردند پسرت را به چاه افكندند. بدیهی است چاه هائی كذائی كه عمق زیاد و آب فراوان دارد افتادن و مردن است امید نجاتی نیست.

زن جلو رفت تا چوپان را آرام كند گفت ما میهمان داریم صدا نده مبادا میهمانها ناراحت شوند، میهمان نوازی، لازمه مسلمانی است. فورا دستور داد گوسفندی كشتند و آماده برای پذیرائی شد.
وقتی زن وارد خیمه شد حاجیها باو گفتند ما خیلی متاسفیم كه چنین جریانی رخ داده و در چنین موقعی مزاحم شدیم.

زن گفت آقایان حجاج من نمی خواستم شما بفهمید و متاثر شوید ولی حالا كه دانستید پس اذان بدهید من دو ركعت نماز بخوانم، چرا؟ چون خدا در قرآن فرموده « واستعینوا بالصبر و الصلوه» بنماز طلب یاری كنید. من هم برای بردباری در این مصیبت نماز بخوانم. من و شما اسمی از اهل قرآن داریم،زن بیابانی بیك آیه قرآن عمل می كند. از نماز. بعد گفت كه امتان قرآن می توانید بخوانید؟ یكی از حاجی ها شروع بخواندن آیات استرجاع كرد « ولنبلونهم بشی من الخوف و الجوع» زن گفت خدایا اگر بنا بود كسی در این دنیا بماند باید حبیبت محمد (ص) می ماند پرورگارا در قرآن مجیدت امر بصبر فرمودی و وعده آجر دادی، من در مصیبت جوانم صبر می كنم تو هم در عوض پاداشت را شامل حال من گردان این جوانم را بیامرز.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله حكومت و اخلاق از دیدگاه امام علی علیه السلام در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله حكومت و اخلاق از دیدگاه امام علی علیه السلام در word دارای 48 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله حكومت و اخلاق از دیدگاه امام علی علیه السلام در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله حكومت و اخلاق از دیدگاه امام علی علیه السلام در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله حكومت و اخلاق از دیدگاه امام علی علیه السلام در word :

حكومت و اخلاق از دیدگاه امام علی علیه السلام

امام على(ع)، كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
یكى از برنامه‏هاى اصلاحى حضرت على(ع) در دوره زمامدارى، گماشتن نیروهاى شایسته، كارآمد و صالح در مصادر امور حكومت بود. زیرا استقرار و دوام حكومت به ویژه با شاخصه‏هاى دیندارى و عدالت، بدون كارگزاران شایسته عملى نخواهد بود. از این‏رو، یكى از مقوله‏هاى مهم و مورد توجه جدى امام على(ع)، كارگزاران حكومت بود.

چگونگى گزینش و انتخاب این نیروها در مناصب گوناگون سیاسى، نظامى، مالى، قضایى و ادارى، آشنا نمودن آنان با دستورالعمل‏هاى مدیریتى، شیوه زمامدارى و رفتار با مردم، و نظارت بر عملكرد و مدیریت آنان به منظور حسن اجراى امور كه به تأمین امنیت جامعه، رضایت عمومى مردم، استحكام و ثبات حكومت منجر گردد، از مسایلى است كه امام(ع) بدان‏ها پرداخته است.

حضرت(ع) با این مبانى نظرى سعى داشت تا مدلى از نظام مدیریت اسلامى را در زمان خویش اجرا نماید و براى آینده مسلمانان نیز معیارهاى لازم و اصول كلى را ارائه دهد. در این مقاله كوشش مى‏شود تا برنامه‏هاى اصلاحى امام على(ع) در باره كارگزاران حكومت، به ویژه مواردى چون معیارهاى انتخاب، توصیه‏ها و رهنمودهاى مدیریتى، و سیاست‏هاى نظارتى و مراقبتى ایشان تحلیل و تبیین گردد.
مقدمه
یكى از اصول مهم اندیشه حضرت على(ع)، لزوم استقرار حكومت براى انتظام امور مردم و سامان یافتن نظام اجتماعى است. زیرا برقرارى امنیت داخلى، توازن اجتماعى و نظم،وصول بودجه عمومى، جلوگیرى از هرج و مرج و دفع فساد، جنگیدن با دشمنان ومتجاوزان، فعالیت دستگاه قضایى و اجراى احكام و مقررات قانونى، از امورى است كه‏جز با تشكیل حكومت میسر نخواهد گشت و در سخنان امام على(ع) به این مهم اشاره شده است.

ایشان هنگامى كه سخن خوارج را كه مى‏گفتند: «لا حُكْمَ اِلّا للَّه»، شنید، فرمود:
«سخن خوارج سخن حقى است كه از آن اراده باطل مى‏شود ; مردم چاره‏اى ندارند جز اینكه زمامدارى داشته باشند، چه نیكوكار یا بدكار. مؤمن در امارت و حكومت او (حاكم نیكوكار) به طاعت مشغول است، و كافر بهره خود را مى‏یابد، و با قدرت او، بودجه عمومى جمع‏آورى و با دشمن پیكار شود، امنیت راه‏ها تضمین گردد و حق ضعیف از قوى گرفته شود تا خوبان براحتى زندگى كنند و مردم از شرّ فاجران آسوده گردند.»[1]

مواردى كه در سخن حضرت آمده از ضرورى‏ترین نیازهاى هر اجتماعى است كه باید به وسیله نظام حكومت برآورده شود. بنابراین، نیاز به حكومت، از بدیهى‏ترین امورى است كه‏عقل فطرى بدان حكم مى‏كند. این امر، به گروهى از انسان‏ها یا زمانى خاص بستگى ندارد،بلكه در همه زمان‏ها نیاز به زمامدار و تشكیلاتى كه جامعه را اداره نماید، وجود داشته است و دارد.

اما حكومت مورد نظر امام على(ع) از سه شاخصه مهم «دیندارى»، «عدالت» و «مردمدارى» برخوردار است. تحقق عینى و عملى این شاخصه‏ها در جامعه، به وجود زمامداران و كارگزاران صالح و شایسته بستگى دارد. اگر رهبر و پیشواى جامعه در صراط حق بود و بر معیارهاى دینى رفتار كرد، یعنى مبانى نظرى و فعل سیاسى او منطبق با اصول شریعت و احكام دین بود، و كارگزاران او در مسؤولیت‏هاى گوناگون از صلاحیت اعتقادى و عملى لازم و رفتار شایسته با مردم برخوردار بودند، و مردم نیز با نصایح و ارشادات او، به وظایف و تكالیف خود در برابر زمامداران و مدیران رفتار نمودند، سلامت جامعه در یك توازن اجتماعى و هماهنگى اركان مختلف، تأمین خواهد شد.

از آنجا كه امام على(ع) به عدالت اجتماعى در حكومت اهتمام جدى داشت، یكى از راهكارهاى عملى تحقق آن را، گزینش كارگزاران و مدیران شایسته در امور مى‏دانست. علاوه بر صلاحیت و شایستگى زمامدار و پیشواى اصلى جامعه، كارگزاران و عاملان او در مناصب گوناگون نیز باید از شایستگى لازم برخوردار باشند. از این‏رو، آن حضرت كه قبل از تصدى خلافت مسلمانان، نسبت به كارگزاران ناصالح در رأس امور ناخرسند بود و به ویژه خلیفه عثمان را از خطرات و سوء رفتار عاملانش اندرز مى‏داد، آنگاه كه امر پیشوایى مردم را بر عهده گرفت، یكى از برنامه‏هاى اصلاحى‏اش، بركنارى والیان فاسد و گماشتن نیروهاى شایسته، مطمئن و باتقوا به جاى آنها بود.

او علاوه بر اینكه در انتخاب كارگزاران از جنبه صلاحیتى و مدیریتى حساسیت نشان مى‏داد، نظارت خاصى را نیز بر اعمال آنها، در زمانى كه متصدى امور بودند، به كار مى‏بست. به تخلفات آنها به سرعت رسیدگى مى‏نمود و ایشان را نسبت به عملكرد نادرست بازخواست، سرزنش و توبیخ مى‏كرد. قبل از اعزام والیان به شهرها، در باره چگونگى رفتار و سلوك آنها با مردم و مشى والى‏گرى، سفارش‏ها و توصیه‏هاى لازم را به ایشان مى‏نمود و در نامه‏هایى كه به عاملان خود مى‏نگاشت آیین مدیریت اسلامى را براى آنها تبیین مى‏كرد.

نمونه مفصل این دستورالعمل در نامه پنجاه و سوم نهج‏البلاغه معروف به «عهدنامه مالك اشتر» آمده كه منشورى است از شیوه حكومت‏دارى امیرالمؤمنین و روح این فرمان بر اساس «عدالت اسلامى» قرار دارد. بیش از سى نامه از هفتاد و نه نامه حضرت امیر در نهج‏البلاغه به كارگزارانى نوشته شده كه از جانب او در شهرهاى مختلف به كار گماشته شده بودند، از قبیل فرمانداران، مرزداران، فرماندهان سپاه، مأموران خراج و زكات و سایر كارگزاران.
با ملاحظه متن نامه‏ها، به خوبى مى‏توان دریافت كه ایشان چگونه به امور مردم و امنیت‏آنها اهتمام داشته و از اینكه عاملان او در حوزه اختیار خود مرتكب خطا و انحراف‏شوند نگرانى داشته است. زیرا از نظر وى، «بزرگترین خیانت، خیانت به امت است»[2] و همت آن امام بر آن بود تا مردم در حكومت او از ناحیه كارگزاران و مسؤولان امور در امنیت به سر ببرند.

امام على(ع) در الگوى مدیریتى خود، چند اصل مهم را رعایت مى‏نموده است:
1 انتخاب كارگزاران و مدیران حكومت بر اساس معیارهاى صلاحیتى و ارزشى‏
2 اصل قرار دادن لیاقت‏ها، شایستگى‏ها و توانایى‏ها در واگذارى مسؤولیت به كارگزاران و عدم دخالت روابط شخصى و خویشاوندگرایى (نفى دودمان‏گرایى و اشرافیت‏سالارى)

3 برخوردارى از دستورالعمل جامع مدیریتى (داشتن پشتوانه نظرى و معرفتى مدیریت وحكومت)
4 تبیین وظایف و تكالیف رهبرى، كارگزاران و مردم نسبت به یكدیگر
5 اهتمام به انطباق قول با عمل در رفتار خود به منظور تأثیرگذارى فرامین بر عاملان حكومت و مردم (هماهنگى مبانى اندیشه‏اى با فعل سیاسى)
6 ارائه توصیه‏ها و رهنمودهاى لازم به كارگزاران حكومتى هنگام پذیرش مسؤولیت‏
7 نظارت و مواظبت دقیق بر رفتار و عملكرد مدیران، حتى شیوه زندگى آنان‏

8 سیاست تشویق و توبیخ عاملان حكومت به منظور اجراى عدالت و جلوگیرى از بروز انحراف و ظلم و ستم در جامعه.
با دقت در سخنان ارزشمند ایشان مى‏توان به تبیین این اصول، به ویژه معیارهاى انتخاب كارگزاران حكومت، دستورالعمل‏ها و توصیه‏ها در رفتار و اخلاق اجتماعى كارگزاران با مردم، سیاست‏هاى نظارتى بر عملكرد و شیوه مدیریت كارگزاران، پرداخت.

1 برنامه اصلاحى امام على(ع)
جامعه زمان حضرت على(ع) به آسیب‏هاى گوناگونى دچار گشته بود. این آسیب‏ها هم در مبانى اعتقادى و اندیشه‏اى مردم و نوع نگرش آنان به دین و دنیا پدید آمده بود و هم در مبانى اخلاقى و رفتارى و خصلت‏هاى روحى و روانى آنان خود را نمایانده بود.

در آن جامعه، فساد و بدعت آشكار شده بود، مردم از سنّت پیامبر اسلام(ص) و اهداف او دور افتاده بودند. تبعیض نژادى و قوم‏گرایى و عصبیت‏هاى جاهلى در حكومت اسلامى رخ نموده بود. فساد مالى رایج و بیت المال مسلمانان به سادگى به یغما مى‏رفت. والیان ناشایست در شهرهاى اسلامى به ظلم و ستم و زراندوزى رو آورده و بر امور مردم مستولى شده بودند. این همه، و نگرانى از آینده دین اسلام و سرنوشت مسلمانان، از عواملى بود كه امام على(ع) را به فكر چاره انداخت.

از نگرانى‏هاى عمده ایشان، پیدایش انحراف در حكومت اسلامى و دور شدن آن از مسیر عدالت، دین‏گریزى جامعه و حاكمان و رغبت آنان به دنیازدگى و غفلت از قوانین و تعالیم اسلامى بود. او نمى‏توانست نسبت به اوضاع و احوال سیاسى، اخلاقى و اعتقادى امت مسلمان بى‏تفاوت بماند. از این‏رو، زمانى كه از خلافت ظاهرى بركنار بود نگران وضع اسلام و مسلمانان بود و آنگاه كه زمام امور را به دست گرفت نیز نگران آینده آنان بود و به مردم هشدارهاى لازم را مى‏داد؛ به ویژه آنان را از تسلط بنى‏امیه و انحرافات آنها و آینده نابسامانى كه گریبانگیرشان خواهد شد، آگاهى مى‏داد.

آشفتگى اوضاع و تغییر اخلاق و حالات مردم و سرگرمى آنها به دنیا كه بخشى از آن به حاكمیت‏هاى نادرست و عدم اجراى قوانین اسلامى در جامعه و كارگزاران ناصالح مربوط مى‏شد بارها در سخنان حضرت بازگو شده است.[3] آن حضرت، پس از اینكه به خلافت رسید، با شناختى كه از انحرافات جامعه زمان خود داشت به اصلاح آن همت گماشت تا اساس حكومت و مدیریت جامعه بر مبانى دین استوار گردد و با استقرار حكومت دینى، عدالت اسلامى تحقق یافته و مردم در مسیر زندگى شایسته انسانى و در راه كمال حقیقى قرارگیرند.

او دریافت كه جامعه نیازمند اصلاحات اساسى است. مى‏بایست تبعیض‏هاى ناروا و ظالمانه از جامعه زدوده شود، اموال به تاراج رفته از بیت المال و بخشش‏هاى نابجاى دیگران متوقف شده یا بازپس گردانده شود و میان صاحبان اصلى به مساوات تقسیم گردد. والیان فاسد از مصادر امور بركنار شده و به جاى آنان، عناصر صالح، باتقوا و شایسته، زمامدارى جامعه اسلامى را بر عهده گیرند. ظلم و ستم از جامعه رخت بربندد و به جاى آن عدالت و اخوت اسلامى حكمفرما شود.

امام على(ع) برنامه اصلاحى خود را در ابعاد سیاسى، اقتصادى و مالى، حقوقى و اخلاقى از همان بدو زمامدارى خویش اعلام نمود و بر تحقق آنها تأكید ورزید. اگرچه مطمئن بود كه این اصلاحات در جامعه‏اى كه به همین نابسامانى‏ها عادت یافته، مشكلاتى را به بار خواهد آورد و یقیناً كسانى كه منافعشان به خطر مى‏افتاد در برابر آن واكنش نشان داده و كارشكنى نمایند. به دلیل همین آینده‏نگرى بود كه ابتدا از پذیرش بیعت آنان خوددارى نمود و این مسأله را در سخنان متعددى مطرح كرده است.[4]

«مرا واگذارید و دیگرى را به دست آرید، زیرا ما به استقبال حوادث و امورى مى‏رویم كه رنگارنگ و فتنه‏آمیز است و چهره‏هاى گوناگون دارد و دل‏ها بر این بیعت ثابت و عقل‏ها بر این پیمان استوار نمى‏ماند، چهره افق حقیقت را ابرهاى تیره فساد گرفته، و راه مستقیم حق ناشناخته مانده. آگاه باشید اگر دعوت شما را بپذیرم،

بر اساس آنچه كه مى‏دانم با شما رفتار مى‏كنم و به گفتار این و آن، و سرزنش سرزنش‏كنندگان گوش فرا نمى‏دهم. اگر مرا رها كنید چون یكى از شما هستم كه شاید شنواتر و مطیع‏تر از شما نسبت به رییس حكومت باشم، در حالى كه من وزیر و مشاورتان باشم بهتر است كه امیر و رهبر شما گردم.»[5]
بدون تردید، ایجاد اصلاحات در جامعه و برپا داشتن عدالت و تحقق حكومت دینى مبتنى بر سیره و سنّت نبوى و علوى، نیازمند وجود یاران و كارگزاران مخلص، زیرك، كاردان، شجاع و فداكار بود كه با بینش درست نسبت

به تعالیم اسلام و شناخت نسبت به امام خود، مطیع فرمان‏هاى او بوده، به دستوراتش عمل كنند، در جنگ‏ها سستى نورزند و به دشمن پشت نكنند و در امور مردم صادقانه كوشش نمایند. در حالى كه پیروان نادان، عافیت‏جو و دنیاطلب، كج‏فهم و سهل‏انگار كه نه شجاعت جنگ و جهاد در مقابل دشمن را داشتند و نه اعتقاد و شناخت عمیق از دین، یكى از مشكلات امام على(ع) و از موانع برنامه‏هاى اصلاحى او بود.[6]

راز عدم همراهى مردم با برنامه‏هاى حضرت، در تباین اهداف آنان قرار داشت. اهداف امام، بلند و متعالى و معطوف به كمال انسانى بود و خواسته‏هاى یاران همان بهره جستن از تمتعات مادى و دنیوى بود. لذا افراد دون‏همت از یارى و همراهى مردى كه همت بلند و والا داشت باز مى‏ماندند.[7] اهداف او، برپا داشتن عدل، راست گردانیدن حق، دفاع از دین، اصلاح امور شهرهاى اسلام، امنیت مردم محروم و تحت ستم بود.[8]

رسیدگى به مردم و آسایش و امنیت آنان از دغدغه‏هاى حكومتى حضرت على(ع) بوده است. فقر و ضعف عمومى مردم و مشكلات و رنج‏هاى آنان، حضرت را مى‏آزرد به گونه‏اى كه شكوه مى‏كرد چگونه من راحت بخوابم و دلخوش باشم كه امیر مردم هستم در حالى كه شاید در حجاز و یمامه و اطراف، افرادى باشند كه گرسنه یا تشنه به سر برند.[9] او در شیوه زمامدارى معتقد بود:
«اِنَّ اللَّهَ تَعالى‏ فَرَضَ عَلى‏ اَئِمَّهِ الْحَقِّ اَنْ یُقَدِّرُوا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النَّاسِ ;؛[10]

خداى تعالى به پیشوایان حق واجب گردانیده كه خود را با مردم تنگدست برابر نهند تا اینكه فقیر و تنگدست را پریشانى‏اش فشار نیاورده نگران نسازد.»
خود او در ساده‏زیستى و قناعت و برابر قرار دادن زندگى خویش با مستمندان جامعه چنان بود كه فرموده است:
«سوگند به خدا بر این جبّه خود چندان پینه دوختم تا اینكه از دوزنده آن شرمنده شدم و گوینده‏اى به من گفت: آیا آن را از خود دور نمى‏كنى؟»[11]

و در وصف بیزارى خود از ظلم و ستم مى‏فرماید:
«سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو كشیده شوم، خوش‏تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم، و چیزى از اموال عمومى را غصب كرده باشم.»
امام على(ع) رهبرى بود كه آنچه را مى‏گفت بدان پایبند بود و به طور عملى سعى مى‏نمود الگویى از زمامدار عادل و پیشواى حق‏طلب در مكتب اسلام جلوه‏گر سازد. دوره كوتاه مدت زمامدارى او فرصتى بود تا بتواند اهداف خود را با طراحى اصول مدیریتى تحقق بخشد هرچند مشكلاتى كه رخ نمود مانع از عملى شدن برنامه‏هاى ایشان گردید.

1-1 معیارهاى انتخاب كارگزاران
یكى از عواملى كه مى‏توانست به اهداف حضرت على(ع) در تحقق جامعه مطلوب خویش كمك نماید، انتخاب كارگزاران شایسته و صالح بود و همان گونه كه پیشتر اشاره شد، این امر یكى از اصول مهم مدیریت ایشان به شمار مى‏رفت. با تأمل در سخنان حضرت در نهج‏البلاغه مشخص مى‏شود كه او در انتخاب كارگزاران حكومت دقت لازم را به عمل مى‏آورده و متناسب با نوع مسؤولیت و وظیفه، ملاك و معیارهایى را در نظر مى‏گرفته است. سپس به كارگزاران عالى‏رتبه خود نیز معیارهاى لازم را در انتخاب عناصر تحت امر، توصیه مى‏نموده است.

امام على(ع)، كارگزاران خود را در مسؤولیت‏هاى مختلف سیاسى، نظامى، مالى، ادارى، قضایى و ; بر اساس شاخصه‏هایى متناسب با سِمَت آنان انتخاب مى‏كرد. علاوه بر معیارهاى عمومى و مشترك در جنبه‏هاى عقیدتى و اخلاق فردى مانند عقیده به اسلام، ایمان، تقوا، حُسن سابقه و این قبیل ویژگى‏ها، معیارها و شاخصه‏هاى دیگرى را در انتخاب كارگزاران رعایت مى‏كرد تا با ایجاد نظام مدیریتى كارآمد و شایسته، امور مردم به بهترین شكل انجام شده و عدالت اجتماعى تحقق یابد. بدین صورت، ایشان دیندارى و تعهد را بافضیلت‏گرایى و شایسته‏سالارى توأم نمود و كوشش كرد تا حكومت دینى در خدمت مردم را مستقر سازد.

حضرت در نامه‏اى به محمد بن‏ابى‏بكر كه به سبب عزل شدنش از حكومت مصر دلگیر شده بود دلایل عزل او و انتخاب مالك اشتر را به جاى وى بیان نموده است. او در بیان ویژگى‏هاى مالك مى‏فرماید:
«اِنَّ الرَّجُلَ الَّذى‏ كُنْتُ وَلَّیْتُهُ اَمْرَ مِصْرَ كانَ رَجُلاً لَنا ناصِحاً وَ عَلى‏ عَدُوِّنا شَدیداً ناقِماً؛[12]
همانا مردى را كه فرماندار مصر قرار داده بودم نسبت به ما خیرخواه و به دشمنان ما سختگیر و درهم كوبنده بود.»
در این نامه، موارد زیر از جمله معیارهاى انتخاب مالك براى مسؤولیت فرماندارى مصر، ذكر شده است:
1 خیرخواهى نسبت به رهبر و امام جامعه،

2 صلابت و قدرت مقابله در برابر دشمن و عدم مسامحه و سازش با مخالفان،
3 توانایى لازم براى انجام مسؤولیت.
در بیان ویژگى‏هاى محمد بن‏ابى‏بكر نیز معیارهایى مانند خیرخواهى، تلاش و كوشش،شجاعت و توانایى، قدرت دفاع و پاسدارى را نام برده است.[13] در نامه‏اى دیگر به‏مردم مصر، آنگاه كه مالك اشتر را به سوى آنها اعزام مى‏نماید، او را با ویژگى‏هایى توصیف‏نموده و همان موارد را از معیارهاى انتخاب وى براى وظیفه ولایتدارى برشمرده است از جمله:
1 محافظت و حراست از مسؤولیت (تعهد و احساس مسؤولیت)،

2 كوشا و فعال بودن،
3 شجاعت و نترسیدن از دشمن،
4 صلابت و شجاعت بر بدكاران،
5 قاطعیت و بُرّندگى در امور،
6 اطاعت از رهبرى و امام جامعه،
7 خیرخواه مردم بودن،
8 بر معیار حق عمل نمودن (حق‏گرایى)،
9 برخوردارى از تدبیر و قدرت حل مشكلات.

«; من بنده‏اى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در روزهاى وحشت نمى‏خوابد و در لحظه‏هاى ترس از دشمن روى نمى‏گرداند، بر بدكاران از شعله‏هاى آتش تندتر است، او مالك پسر حارث مَذحِجى است. آنجا كه با حق است، سخن او را بشنوید، و از او اطاعت كنید، اوشمشیرى از شمشیرهاى خداست كه نه تیزى آن كُند مى‏شود، و نه ضربت آن بى‏اثر است. اگر شما را فرمان كوچ كردن داد، كوچ كنید و اگر گفت بایستید، بایستید، كه او در پیشروى وعقب‏نشینى و حمله، بدون فرمان من اقدام نمى‏كند. مردم مصر، من شما را بر خود برگزیدم كه او را براى شما فرستادم، زیرا او را خیرخواه شما دیدم، و سرسختى او را در برابر دشمنانتان‏پسندیدم.»[14]

امام(ع) در سخنى اشاره مى‏كند كه قصد داشته هاشم بن‏عتبه را براى فرماندارى مصر انتخاب نماید. در بیان علت این انتخاب، به دو ویژگى مهم او اشاره مى‏كند كه براى اداره ایالت مهمى مانند مصر كه مورد طمع معاویه و در معرض تهاجم سپاهیان او قرار داشت، مؤثر بود:
1 مقاومت و پایدارى در برابر دشمن،

 

2 شدت و صلابت بر دشمن به گونه‏اى كه فرصت تاخت و تاز نیابد.[15]
در عهدنامه حضرت به مالك اشتر از كارگزاران برجسته حكومت، معیارهایى در انتخاب مشاوران و وزیران و دیگر نیروهاى انسانى ذكر شده كه اهتمام و حساسیت ایشان را در تعیین كارگزاران حكومت و شایستگى و سلامت آنان نشان مى‏دهد. از دیدگاه او، مشاوران نباید بخیل، ترسو و حریص باشند. زیرا فرد بخیل، زمامدار را از نیكوكارى باز مى‏دارد و از تنگدستى مى‏ترساند.

فرد ترسو در انجام كارها، روحیه زمامدار را سست مى‏كند و فرد حریص، حرص را در نظرها زینت مى‏دهد. چون ریشه همه این خصلت‏ها، بدگمانى به خداوند است، این افراد از جنبه اعتقادى نیز ضعیف بوده و ویژگى لازم را براى مشورت ندارند. اما وزیران، نباید سوء سابقه داشته و قبلاً در خدمت بدكاران و حكام ستمگر بوده باشند، بلكه باید از افراد خوشنام، داراى قدرت تفكر و رأى، صراحت بیان در حق‏گویى، و كسانى كه ستمكاران را یارى نكرده باشند، انتخاب گردند.[16]

«بدترین وزیران تو، كسى است كه پیش از تو وزیر بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنین افرادى محرم راز تو باشند، زیرا كه آنان یاوران گناهكاران ویارى‏دهندگان ستمكارانند. تو باید جانشینانى بهتر از آنان داشته باشى كه قدرت فكرى‏امثال آنها را داشته، اما گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند.

كسانى كه ستمكارى‏را بر ستمى یارى نكرده، و گناهكارى را در گناهى كمك نرسانده باشند. هزینه این‏گونه از افراد بر تو سبك‏تر، و یاریشان بهتر، و مهربانیشان بیشتر، و دوستى آنان با غیرتوكمتر است. آنان را از خواص، و دوستان نزدیك و رازداران خود قرار ده، سپس از میان‏آنان، افرادى را كه در حق‏گویى از همه صریح‏ترند، و در آنچه را كه خدا براى دوستانش‏نمى‏پسندد تو را مددكار نباشند انتخاب كن، چه خوشایند تو باشد یاناخوشایند.»[17]

امام(ع)، افراد عاقل، دانشمند، باتجربه و محتاط را بهترین كسان براى مشورت مى‏داند:
«خَیْرُ مَنْ شاوَرْتَ ذوى النُّهى‏ وَ الْعِلْمِ وَ اوُلوُا التَّجارِبِ وَ الْحَزْم.»[18]
معیار دیگرى را كه در انتخاب مشاور ذكر كرده، «خداترسى» است:
«شاوِرْ فى‏ اُموُرِكَ الَّذینَ یَخْشَوْنَ اللَّهَ تَرْشُدْ؛[19] با افرادى كه از خدا مى‏ترسند مشورت كن تا به
حقیقت برسى.»

از مشاوره با فرد نادان پرهیز داده زیرا رأى او انسان را به هلاكت مى‏كشد:
«رأىُ الْجاهِلِ یُرْدى‏.»[20]
اصولاً آن حضرت، مشورت كردن را پشتیبان نیكویى‏[21] مى‏داند كه زمامداران و كارگزاران یك نظام بى‏نیاز از آن نیستند زیرا با این عمل در عقول دیگران شریك مى‏شوند و از استبداد رأى كه موجب هلاكت است پرهیز مى‏كنند.[22]
حضرت در باره كارمندان دولت سفارش مى‏نماید پس از اینكه مورد آزمایش قرار گرفتند به كار گماشته شوند و در انتصاب آنان حتماً با صاحب نظران مشورت شود. وى توصیه مى‏نماید كه كارمندان دولت با ویژگى‏هاى زیر انتخاب شوند:
1 باتجربه باشند،
2 باحیا باشند،
3 از خاندان‏هاى اصیل و باتقوا باشند كه در مسلمانى سابقه درخشانى دارند.

دلیل انتخاب افرادى با این ویژگى‏ها آن است كه «اخلاق آنان گرامى‏تر، و آبرویشان محفوظتر و طمع‏ورزى‏شان كمتر، و آینده‏نگرى آنان بیشتر است.»[23]
در انتخاب نویسندگان و منشیان امور ادارى نیز معیارهایى را برشمرده از جمله اینكه: صالح باشند، روحیه تجاوزگرى و سركشى نداشته باشند، گستاخ و پرده‏در نباشند، در انجام وظایف محوله كوتاهى نكنند، فراموشكار نباشند، در تنظیم قرارداد سستى نورزند، منزلت و قدر خود را بشناسند، امانتدار باشند، آثارى نیكو در میان مردم به جا گذاشته باشند، و براى زمامداران قبلى چگونه خدمت كرده‏اند.[24]

در انتخاب فرماندهان نظامى نیز به دلیل اهمیت سپاه در جامعه اسلامى بر رعایت معیارهایى تأكید نموده كه موارد زیر از آن جمله است:
خیرخواه، پاكدامن، شكیبا، صبور، عذرپذیر، رحیم بر ناتوان، شدید بر اقویا، عدم تجاوزهنگام شدت عمل، عدم سستى هنگام ناتوانى، اصالت خانوادگى، پارسایى خانواده، سوابق نیكو، دلاورى و سلحشورى و بخشندگى، شخصیت متین و موجه، مهربان، یارى‏گر سربازان، و ;

«براى فرماندهى سپاه كسى را برگزین كه خیرخواهى او براى خدا و پیامبر(ص) و امام تو بیشتر، و دامن او پاك‏تر، شكیبایى او برتر باشد، از كسانى كه دیر به خشم آید، و عذرپذیرتر باشد، و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان، با قدرت برخورد كند، درشتى او را به تجاوز نكشاند، و ناتوانى او را از حركت باز ندارد. سپس در نظامیان با خانواده‏هاى ریشه‏دار، داراى شخصیت حساب شده، خاندانى پارسا، داراى سوابقى نیكو و درخشان، كه دلاور و سلحشور وبخشنده و بلندنظرند، روابط نزدیك برقرار كن ; برگزیده‏ترین فرماندهان سپاه تو، كسى‏باشد كه از همه بیشتر به سربازان كمك رساند، و از امكانات مالى خود بیشتر در اختیارشان گذارد ;»[25]

در یكى از مانورهاى نظامى، وقتى میان دو تن از فرماندهان لشكر، زیاد بن‏نصر و شریح بن‏هانى، اختلاف بالا گرفت، امیرالمؤمنین(ع) مالك اشتر را به سِمَت فرمانده كل برگزید و به سوى آنان فرستاد. دلایل انتخاب مالك را به فرماندهى، عدم سستى و سهل‏انگارى، عدم لغزش، عدم افراط و تفریط در رفتار ذكر نموده است.[26]

از دیگر مناصب حكومتى كه امام على(ع) در باره دارنده آن معیارهایى را توصیه نموده، قضاوت است. قضاوت عادلانه و داورى به حق از امورى است كه در برقرارى امنیت عمومى و فراهم نمودن رضایت مردم مؤثر است. این امر منوط است به انتخاب قاضیانى شایسته كه از روى حق داورى نموده و از مسیر انصاف و عدالت خارج نشوند. به لحاظ اهمیت قضاوت در جامعه، حضرت هم در انتخاب قاضیان معیارهایى را توصیه كرده و هم پس از گماشته شدن به این منصب، سفارش‏هاى لازم را در باره آنان نموده تا به ظلم و ستم وارد نشده و دنیاطلبى بر آنان مسلط نگردد. معیارهایى كه در انتخاب قاضى توصیه نموده عبارتند از:

1 برترین فرد در علم قضا،
2 پرحوصله و صبور،
3 اشتباه‏پذیر،
4 اهل بررسى و تحقیق،
5 داراى مناعت طبع،
6 محتاط در شبهات،
7 خستگى‏ناپذیر،
8 پى‏گیر،
9 شكیبا،
10 قاطع در فصل خصومت،

11 استحكام اراده و ثبات رأى (كه در اثر مدح و ستایش، وسوسه نشود و با تملق دیگران منحرف
نگردد).
آنگاه سفارش مى‏نماید:
«پس از انتخاب قاضى، هرچه بیشتر در قضاوت‏هاى او بیندیش و آنقدر به او ببخش كه نیازهاى او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد، و از نظر مقام و منزلت آنقدر او را گرامى دار كه نزدیكان تو، به نفوذ در او طمع نكنند، تا از توطئه آنان در نزد تو در امان باشد.»[27]
حضرت براى سالم ماندن كارمندان پس از انتخاب و مصون ماندن دستگاه ادارى كشور از انحراف، مواردى را توصیه نموده كه رعایت آنها در سالم‏سازى نظام مدیریت كشور مؤثراست:
1 بررسى رفتار و عملكرد كارگزاران،

2 گماشتن عیون راستگو و اهل وفا براى نظارت بر اعمال آنان.
این بررسى و نظارت سبب مى‏شود كه آنها امانت‏دار و با مردم مهربان باشند.
3 پرداخت حقوق كافى به آنان، زیرا موجب بى‏نیازى و اصلاح آنان مى‏گردد، در نتیجه به اموال بیت المال دست نمى‏زنند و در امانات خیانت نمى‏كنند.
4 مجازات و توبیخ شدید كسانى كه خیانت ورزند.[28]

2-1 توصیه‏ها و دستورالعمل‏ها
یكى از اقدامات حضرت على(ع) نسبت به كارگزاران خود، ارائه توصیه‏ها و رهنمودهاى لازم به آنان است تا با انجام نیكوتر مسؤولیت خود، رضایت عمومى مردم تأمین گردد و از ناحیه این كارگزاران بر مردم ظلم و ستم روا نگردد. او به طرق مختلف، با گماشتن عیون، كسب اخبار و اطلاعات، بر اعمال و رفتار كارگزاران خود نظارت مى‏كرد و از كوچكترین خطاى آنان، اغماض نمى‏كرد. در نامه‏هاى متعددى، كارگزاران خود را در امر مهربانى نمودن و برخورد نیكو داشتن با مردم سفارش مى‏كند و نیز آنان را از برخورد خشن‏و نادرست و ظلم و ستم با مردم و خیانت و دزدى در بیت المال و دارایى انسان‏هابرحذر مى‏دارد. حتى كسانى را كه ذره‏اى در امور بیت المال مسلمانان تخطى كرده، یاكار ناشایست انجام داده‏اند توبیخ مى‏كند، گاهى آنها را عزل و براى محاكمه نزد خود فرامى‏خواند.
1-2-1 فرمانداران

امام(ع) در نامه‏اى به محمد بن‏ابى‏بكر، هنگامى كه او را در آغاز سال 37 هجرى به سوى مصر فرستاد، سفارش‏هایى در باره اخلاق اجتماعى و رفتار با مردم نموده، به ویژه او را به فروتنى، نرمخویى و مهربانى، گشاده‏رویى و خوشرویى، رفتار مبنى بر مساوات با مردم توصیه نموده است. سپس خطاب به او در برابر انتخابش به سرپرستى لشكر بزرگ مصر، بر رعایت اصولى تذكر مى‏دهد، از جمله:
1 مخالفت با خواسته‏ها و تمنّیات دل،
2 دفاع از دین،
3 به خشم نیاوردن خدا به خاطر رضایت دیگران،
4 برپاى داشتن نماز اول وقت.[29]

به فرماندار خود در شهر مكه، قُثَم بن‏عباس، رهنمود مى‏دهد كه «در بامداد و شامگاه در یك مجلس عمومى با مردم بنشین، آنان كه پرسش‏هاى دینى دارند با فتواها آشنایشان بگردان، و ناآگاه را آموزش ده، و با دانشمندان به گفتگو بپرداز، جز زبانت چیز دیگرى پیام‏رسانت با مردم، و جز چهره‏ات دربانى وجود نداشته باشد، و هیچ نیازمندى را از دیدار خود محروم مگردان زیرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود، گرچه در پایان حاجت او برآورده شود دیگر تو را نستاید. در مصرف اموال عمومى كه در دست تو جمع شده است اندیشه كن، و آن را به عیالمندان و گرسنگان پیرامونت ببخش، و به مستمندان و نیازمندانى كه سخت به كمك مالى تو احتیاج دارند برسان، و مازاد را نزد ما بفرست تا در میان مردم نیازمندى كه در این سامان هستند تقسیم گردد.»[30]

در نامه‏اى دیگر به یكى از كارگزاران خود در سال 38 هجرى، مسؤولیت‏هاى فرماندارى و اخلاق اجتماعى را كه براى یك حاكم در قلمرو اسلامى ضرورى بوده است، بیان مى‏كند. این رهنمودها همه براى تأمین امنیت مردم، سلامت جامعه اسلامى، جلوگیرى از انحراف كارگزاران و ; ارائه شده است:
1 حفظ مرزهاى كشور اسلامى،
2 یارى دین،
3 توأم ساختن شدت با مدارا در رفتار اجتماعى،
4 تواضع در برابر مردم،
5 گشاده‏رویى و فروتنى با مردم،

6 تفاوت نگذاشتن در برخورد با مردم (رعایت مساوات با انسان‏ها).[31]
و در نامه‏اى به عبداللَّه بن‏عباس، هنگامى كه او را در سال 36 هجرى به فرماندارى بصره منصوب نمود، در اخلاق فرماندهى، مواردى چون گشاده رویى با مردم هنگام دیدار و در مجالس رسمى و در مقام داورى، و پرهیز از خشم را به او توصیه مى‏نماید[32] و در نامه‏اى دیگر به همین كارگزار، او را به مدارا و رفتار نیك با مردم قبایل و زدودن وحشت از دل‏هاى آنان سفارش مى‏كند.[33]

حضرت در سخنى دیگر، در اخلاق كارگزاران‏حكومتى، موارد زیر را مطرح نموده است:
1 اهتمام به قرآن و عمل به احكام آن،
2 عبرت‏گیرى از حوادث تاریخ،
3 توجه به خدا و معاد،
4 سخن گفتن به حق،

5 پرهیز از كارى كه مسلمانان را ناخوشایند است،
6 عدم ارتكاب خلاف در پنهانى،
7 فرو خوردن خشم،
8 بخشش هنگام قدرت،
9 فروتنى هنگام خشم،
10 مدارا در حكومت،

11 نیكو داشتن نعمت‏هاى خداوند،
12 تباه نكردن نعمت‏هاى موجود،
13 حفظ آبرو،
14 راز نگهدارى (بازگو نكردن همه شنیده‏ها)،
15 پرهیز از دوستى با بى‏خردان و خلافكاران،
16 پرهیز از گروه‏هاى غافل، ستمگر و باطل،

17 پرهیز از حضور و نشستن در مكان‏هاى بدسابقه و محل فتنه‏ها،
18 برحذر بودن از همنشینى با فاسقان،
19 گرامى داشتن خدا و اطاعت از او،
20 دوست داشتن دوستان خدا،
21 توجه به افراد ضعیف،

22 مدارا با نفس در واداشتن به عبادت (عدم تحمیل و اكراه بر آن).[34]
در فرمان حضرت على(ع) به مالك اشتر كه منشورى است مشتمل بر آداب مملكت‏دارى و شیوه حكمرانى و مدیریت نظام اسلامى، از ابعاد مختلفى كه یك حكمران مى‏بایست در قلمرو تحت اداره و فرمانروایى‏اش عمل نماید، سخن به میان آمده است. ایشان در باره رفتار سیاسى و شیوه سلوك حاكم با مردم و معیارهاى انتخاب مشاوران و وزیران و دیگر نیروهاى انسانى براى همكارى و مشورت و اداره امور، حتى دوستى و مصاحبت با افراد، نكات ارزنده‏اى را مطرح نموده است.

ابتدا در ویژگى‏هاى شخصى، مالك را بر انجام یا نهى از امورى دستور مى‏دهد، سپس به نحوه ارتباط با مردم و اقشار مختلف اجتماعى، و رعایت معیارها در انتخاب عوامل انسانى مى‏پردازد و هشدارهاى لازم را در صفاتى كه زمامدار نباید داشته باشد به او مى‏دهد. اصلاح كار مردم، آبادانى شهرها، نبرد با دشمنان، جمع‏آورى خراج، مسؤولیت‏هایى است كه بر عهده یك كارگزار گذاشته شده است.

در ضرورت خودسازى، نكات زیر را یادآورى كرده است:
خداترسى و اطاعت از او، پیروى واجبات و سنّت‏هاى الهى، ضایع نساختن دستورات الهى، یارى نمودن خدا به تمام وجود، باز داشتن نفس از هواها و آرزوها و سركشى، اعمال صالح، مهار كردن هواى نفس، اجتناب از محرمات.
آنگاه در اخلاق اجتماعى و روش برخورد با مردم، موارد زیر را توصیه نموده است:
1 مهربانى و دوستى با مردم،

2 عفو و بخشش بر خطاهاى احتمالى آنان،
3 عدم سختگیرى و كیفر دادن مردم،
4 مهار كردن خشم و خشونت،
5 عدم تكبر و خودبزرگ‏بینى در رفتار با مردم،
6 پرهیز از غرور و خودپسندى،
7 رعایت انصاف با مردم و خویشان و نزدیكان،
8 حق‏گرایى و عدالت‏خواهى و مردم‏گرایى،

9 عدم تكیه بر خواص به بهاى خشم عمومى مردم،
10 دور ساختن عیب‏جویان از خود،
11 پوشانیدن بدى‏ها و زشتى‏ها،
12 رفع دشمنى‏ها و كینه‏ها،
13 عدم تصدیق سخن‏چین،
14 پیوند با پرهیزكاران و راستگویان،
15 فضیلت دادن نیكوكار بر بدكار،
16 نیكوكارى به مردم براى جلب اعتماد آنان،
17 تخفیف مالیات،

18 عدم اجبار مردم به كارى كه دوست ندارند،
19 حفظ آداب و سنت‏هاى پسندیده جامعه،
20 بدعت نگذاشتن آداب زیان‏آور،
21 گفتگو و مباحثه با دانشمندان و حكیمان كه مایه آبادانى و اصلاح شهرها و برقرارى نظم و قانون خواهد بود،
22 رسیدگى به امور محرومان و مستضعفان جامعه،
23 فاصله نگرفتن از مردم (حضور در جمع مردم)،

24 امتیاز ویژه ندادن به خویشان و نزدیكان، و موارد متعدد دیگر ;
اما هشدارهایى نیز در برخى زمینه‏ها داده است. مانند پرهیز از خونریزى ناحق، پرهیز از خودپسندى و خودستایى، پرهیز از منّت‏گذارى بر مردم و خلف وعده، پرهیز از شتابزدگى و سستى در كارها، برحذر بودن از امتیازخواهى، و اثرات ناگوار هر كدام از این صفات ناپسند را هم ذكر كرده است.[35]
به دلیل توجه خاص آن حضرت به محرومان و مستضعفان، در میان اقشار مختلف اجتماعى، بر این قشر تأكید ویژه‏اى نموده و كارگزاران را به رعایت حقوق و حل مشكلات آنها دستور داده است:

«خدا را، خدا را! در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه، كه هیچ چاره‏اى ندارند (و عبارتند) از زمین‏گیران، نیازمندان، گرفتاران، دردمندان ; پس براى خدا پاسدار حقى باش كه خداوند براى این طبقه معین فرموده است: بخشى از بیت المال، و بخشى از غله‏هاى زمین‏هاى غنیمتى اسلام را در هر شهرى به طبقات پایین اختصاص ده، زیرا براى دورترین مسلمانان همانند نزدیك‏ترین آنان سهمى مساوى وجود دارد و تو مسؤول رعایت آن مى‏باشى

. مبادا سرمستى حكومت، تو را از رسیدگى به آنان باز دارد، كه هرگز انجام كارهاى فراوان و مهم عذرى براى ترك مسؤولیت‏هاى كوچك‏تر نخواهد بود. همواره در فكر مشكلات آنان باش، و از آنان روى برمگردان، به ویژه امور كسانى را از آنان بیشتر رسیدگى كن كه از كوچكى به چشم نمى‏آیند و دیگران آنان را كوچك مى‏شمارند و كمتر به تو دسترسى دارند ;

در رفع مشكلاتشان به گونه‏اى عمل كن كه در پیشگاه خدا عذرى داشته باشى، زیرا این گروه در میان رعیت بیشتر از دیگران به عدالت نیازمندند و حق آنان را به گونه‏اى بپرداز كه در نزد خدا معذور باشى. از یتیمان خردسال، و پیران سالخورده كه راه چاره‏اى ندارند و دست نیاز برنمى‏دارند، پیوسته دلجویى كن كه مسؤولیتى سنگین بر دوش زمامداران است ; پس بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نیاز دارند، تا شخصاً به امور آنان رسیدگى كنى، و در مجلس عمومى با آنان بنشین و در برابر خدایى كه تو را آفریده فروتن باش، و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سرِ راهشان دور كن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو كند.»[36]

2-2-1 مأموران مالى
یكى از دغدغه‏ها و حساسیت‏هاى خاص حضرت على(ع) نسبت به كارگزاران بیت المال و مأموران جمع‏آورى خراج و زكات بود كه با امور مالى مردم سر و كار داشتند. زیرا در این مسؤولیت، احتمال سختگیرى بر مردم براى وصول مالیات، روا داشتن ستم و اجحاف، گاهى نیز خیانت و تخلف در امانت وجود داشت. از این‏رو، ایشان در نامه‏هاى متعدد، ضمن هشدار به مأموران خود، دستور العمل كلى را در شیوه برخورد با مردم و جمع‏آورى مالیات بیان نموده و آنان را از رفتار غیر انسانى و دون شأن یك كارگزار اسلامى برحذر داشته است.

از دیدگاه امام(ع)، حاكم اسلامى در قلمرو خود باید مالیات و بیت المال را به گونه‏اى وارسى كند كه صلاح مالیات‏دهندگان باشد، زیرا بهبودى مالیات و مالیات‏دهندگان، عامل اصلاح امور دیگر اقشار جامعه مى‏باشد و تا امور مالیات‏دهندگان اصلاح نشود كار دیگران نیز سامان نخواهد گرفت زیرا همه مردم نان‏خور مالیات و مالیات‏دهندگانند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اخلاق در ازدواج در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اخلاق در ازدواج در word دارای 85 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اخلاق در ازدواج در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اخلاق در ازدواج در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اخلاق در ازدواج در word :

اخلاق در ازدواج

مطالب این صفحه
1. اخلاق در ازدواج
بخش‌ اوّل‌: اخلاق در خانواده‌
بخش‌ دوم‌: اصول‌ بهداشت‌ روانی‌

2. احکام ازدواج
محرم‌ و نامحرم‌ از راه‌ خویشاوندی‌
محرم‌ و نامحرم‌ از راه‌ ازدواج‌
محرم‌ و نامحرم‌ از راه‌ شیر خوردن‌ یا رضاع‌
جدول‌ محرم‌ و نامحرم‌

رابطه‌ زناشویی‌ و تنظیم‌ خانواده‌
مواردی‌ كه‌ آمیزش‌ زن‌ و شوهر جایز نیست‌

الف‌ – در زمانی‌ كه‌ زن‌ در دوران‌ قاعدگی‌ است‌.
ب‌ – در زمان‌ استحاضه‌ كثیره‌ یا متوسطه‌، قبل‌ از غسل‌.
ج‌ – زمان‌ نفاس‌.

د – در حال‌ روزه‌ واجب‌.
ه – در حال‌ بیماری‌ای‌ كه‌ آمیزش‌ برای‌ آنها ضرر داشته‌ باشد.
و – زمانی‌ كه‌ نتوان‌ غسل‌ یا تیمم‌ كرد. بعد از داخل‌ شدن‌ وقت‌ نماز.
ز – در حال‌ اعتكاف‌.
ح‌ – در زمانی‌ كه‌ زن‌ كمتر از نه‌ سال‌ داشته‌ باشد.
ط – در حال احرام

ی‌ – در صورت‌ عدم‌ بجا آوردن‌ طواف‌ و نماز نساء در حج.
جلوگیری‌ از بارداری‌
سقط‌ جنین‌
تلقیح‌ مصنوعی‌
مستحبات‌ آمیزش‌
مكروهات‌ آمیزش‌
استفتائات‌ از محضر پنج‌ تن‌ از فقها
چند استفتاء از محضر حضرت‌ آیت‌ا; خامنه‌ای‌

اخلاق‌ در ازدواج
فهرست
بخش‌ اوّل‌: اخلاق در خانواده‌
ازدواج‌ از دیدگاه‌ قرآن
ازدواج‌ در آئینه‌ روایات‌
هدف‌ از ازدواج‌

روابط‌ مدنی‌ و حقوقی‌ زوجین‌ یا زندگی‌ در سایه‌ حقوق
حقوق شوهر بر همسر
حقوق زن‌ بر شوهر
روابط‌ انسانی‌ و اخلاقی‌ متقابل‌ زوجین‌ یا زندگی‌ در سایه‌ اخلاق
وظایف‌ اخلاقی‌ شوهر نسبت‌ به‌ زن‌
وظایف‌ اخلاقی‌ زن‌ نسبت‌ به‌ شوهر
روابط‌ اخلاقی‌ متقابل‌
منابع‌ و مآخذ مباحث‌ ازدواج‌ و اخلاق در خانواده‌ (برای‌ مطالعه‌بیشتر)

بخش‌ دوم‌: اصول‌ بهداشت‌ روانی‌
تكنیك‌های‌ و راه‌های‌ ورود به‌ قلب‌ همسر از نظر روحی‌ و روانی‌
اصول‌ بهداشت‌ روانی‌
راه‌های‌ رسیدن‌ به‌ آرامش‌
منابع‌ و مآخذ بهداشت‌ روانی‌ (جهت‌ مطالعه‌ بیشتر)

بخش‌ اوّل‌
اخلاق در خانواده‌
مرد و زن‌ هر دو خواهان‌ خوشبختی‌ افراد خانواده‌ می‌باشند و برای‌ این‌ خوشبختی‌ جزخانه‌ هیچ‌ جای‌ آرامی‌ وجود ندارد. بنابراین‌ خانه‌ به‌ تنهایی‌ مملكت‌ مادر و جای‌ نشاط‌ وآسایش‌ پدر و گلستان‌ خوش‌ و با طراوت‌ برای‌ فرزندان‌ و فضا و میدانی‌ برای‌ شادی‌های‌آنان‌ می‌باشد. برنامه‌ زندگی‌ را می‌توان‌ آن‌ چنان‌ ترتیب‌ داد كه‌ آدمی‌ در آن‌ موفق‌ باشد وبتواند براساس‌ مشی‌ و هدفی‌ كه‌ مكتب‌ و مذهب‌ برای‌ او معین‌ كرده‌ به‌ پیش‌ رود و صرفاً چارچوب‌ قواعد مدنی‌ تضمین‌ كننده‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌ زوجین‌ نمی‌باشد، بلكه‌ در سایه‌ اخلاقِ و آموزه‌های‌ اخلاقی‌ كه‌ مبانی‌ انسانی‌ و عقلانی‌ و دینی‌ دارد، انسان‌ را به‌ یك‌ زندگی‌ موفق‌ و حتی‌ جامعه‌ای‌ ایده‌آل‌ رهنمود می‌نماید. براین‌ اساس‌ قسمتی‌ از مهم‌ترین‌ مؤلفه‌هایی‌ كه‌ از نظر اخلاقی‌ ناهنجاری‌های‌ خانوادگی‌ و اجتماعی‌ را از بین‌ می‌برد وآرامش‌ و آسایش‌ را تضمین‌ می‌كند را بر می‌شماریم‌.

1ـ ازدواج‌ از دیدگاه ‌ قرآن‌:
1ـ سوره‌ نور آیه‌ 32
2ـ سوره‌ روم‌ آیه‌ 21
3ـ سوره‌ بقره‌ آیه‌ 228
4ـ سوره‌ تحریم‌ آیه‌ 6

2ـ ازدواج‌ در آئینه‌ روایات‌
– وسائل‌ الشیعه‌ جلد 14 صفحه‌ 7
– وسائل‌ الشیعه‌ جلد 14 صفحه‌ 3
– وسائل‌ الشیعه‌ جلد 14 صفحه‌ 23
– مجمع‌ الزوائه‌، ج‌ 4، ص‌ 252
– بحارالانوار، ج‌ 103، ص‌ 217

– وسائل‌ الشیعه‌، جلد 4، ص‌ 5 و 6 و 17
– محجه‌ البیضاء، ج‌ 2، ص‌ 70
– مستدرك‌، ج‌ 2، ص‌ 70
– بحارالانوار، جلد 103، ص‌ 235
– بحارالانوار، جلد 74، ص‌ 181
– بحارالانوار، جلد 71، ص‌ 389
– بحارالانوار، جلد 73، ص‌ 298

3ـ هدف‌ از ازدواج‌
– یافتن‌ آرامش‌ و سكون‌ و نجات‌ از سرگردانی‌ و بی‌پناهی‌
– تكمیل‌ و تكامل‌
– حفظ‌ دین‌ و دوری‌ از گناه‌
– بقای‌ نسل‌ و ارضای‌ غریزه‌ جنسی‌
– انجام‌ وظیفه‌ الهی‌
ـ و ;

روابط‌ مدنی‌ و حقوقی‌ زوجین‌ یا زندگی‌ در سایه‌ حقوق

حقوق شوهر بر همسر
1ـ اطاعت‌ و عدم‌ عصیان‌
2ـ اداره‌ خانه‌
3ـ تمكین‌ جنسی‌
4ـ عدم‌ خروج‌ از خانه‌
5ـ حفظ‌ مال‌ و عرض‌ شوهر
6ـ معشوقیت‌ و دلربایی‌
7ـ نتیجه‌ تخلف‌ از حقوق (نشوز، سلب‌ نفقه‌ و كسوه‌، سلب‌ سایر حقوقِ، شكستن‌ حریم‌خانواده‌، انحلال‌ زندگی‌ و 😉
8ـ و ;

حقوقِ زن‌ بر شوهر
1ـ تهیه‌ غذا به‌ اندازه‌ متعارف‌
2ـ تهیه‌ پوشاك‌ به‌ اندازه‌ شأن‌ زن‌
3ـ تهیه‌ وسایل‌ مورد لزوم‌ خانه‌
4ـ تهیه‌ مسكن‌ متناسب‌ با شأن‌ و منزلت‌ اجتماعی‌ زن‌
5ـ اگر زن‌ از روی‌ جهل‌، اشتباهی‌ انجام‌ داد مرد او را ببخشد
6ـ خوشرویی‌ و خوش‌ رفتاری‌ با زن‌
7ـ تعلیم‌ احكام‌ و مسائل‌ اعتقادی‌ (به‌ وجوب‌ كفایی‌)
8ـ حداقل‌ هر چهار ماه‌ یكبار با او آمیزش‌ كند.
و ;

روابط‌ انسانی‌ و اخلاقی‌ متقابل‌ زوجین‌ یا زندگی‌ در سایه‌ اخلاق

وظایف‌ اخلاقی‌ شوهر نسبت‌ به‌ زن‌
1ـ مهرورزی‌ و محبت‌
2ـ بیان‌ و ابزار عشق‌
3ـ حمایت‌ از همسر
4ـ ایجاد زمینه‌ دلگرمی‌
5ـ معاشرت‌ خوب‌

6ـ همانندی‌ در زندگی‌
7ـ وقت‌گذاری‌ برای‌ همسر
8ـ پاكدامنی‌ و عفت‌ شوهر
9ـ گذشت‌ و تحمل‌ و مدارا
10ـ احترام‌ به‌ همسر و فامیل‌های‌ او
11ـ عدم‌ بهانه‌ جویی‌ و ایرادگیری‌
12ـ عیب‌جویی‌ نكردن‌
13ـ به‌ حرف‌ بدگویان‌ ترتیب‌ اثر ندادن‌
14ـ لغزش‌هایش‌ را ندیده‌ گرفتن‌
15ـ تنبیه‌ نكردن‌
و ;

وظایف‌ اخلاقی‌ زن‌ نسبت‌ به‌ شوهر
1ـ اطاعت‌ همراه‌ با عشق‌ و انگیزه‌
2ـ دوست‌ داشتن‌ و محبت‌ كردن‌
3ـ خوش‌ رفتاری‌ با همسر
4ـ دلداری‌ دادن‌ به‌ شوهر
5ـ سپاسگزار بودن‌

6ـ حفظ‌ حجاب‌ عفت‌ و متانت‌ در مقابل‌ دیگران‌
7ـ بخشش‌ خطاهای‌ شوهر
8ـ سازگاری‌ با خویشاوندان‌ شوهر
9ـ سازگاری‌ با شغل‌ شوهر
10ـ كمك‌ كردن‌ به‌ ترقی‌ شوهر
11ـ تقدم‌ رضایت‌ شوهر بر دیگران‌
12ـ تمیز و زیبا بودن‌ در خانه‌
13ـ راز داری‌

14ـ سازگاری‌ در سختی‌ها
15ـ سكوت‌ هنگام‌ عصبانیت‌
16- شكایت‌ و درد دل‌ بیجا نكردن‌
17- نداشتن‌ توقعات‌ بیجا
18- خودداری‌ از توهین‌ و توبیخ‌ همسر
19- عیب‌جویی‌ نكردن‌
20- چشم‌ پوشیدن‌ از غیر شوهر
21- قهر نكردن‌
و ;

روابط‌ اخلاقی‌ متقابل‌
1ـ اهمیت‌ دادن‌ به‌ همدیگر
2- گوش‌ دادن‌
3- صدا زدن‌ و نوع‌ خطاب‌
4- بدرقه‌ و خداحافظی‌
5- پیشواز و بدرقه‌
6- مشورت‌

7- عیب‌پوشی‌
8- تخلیه‌ احساس‌ منفی‌
9- تحسین‌ و تشویق‌
10- عذرخواهی‌
11- خوش‌ بینی‌

12- گذشت‌ و تحمل‌
13- كمك‌ و تعاون‌
14- دور هم‌ بودن‌ و حفظ‌ ارتباطات‌ فامیلی‌
و ;

منابع‌ و مآخذ مباحث‌ ازدواج‌ و اخلاق در خانواده‌
برای‌ مطالعه‌ بیشتر

1- آئین‌ زناشویی‌/ دیل‌ كارنگی‌، ترجمه‌ فروغ‌ سمرقندی‌، چاپ‌ دوم‌ 1376
2- آئین‌ همسرداری‌ یا اخلاق خانواده‌. / امینی‌، ابراهیم‌
3- آداب‌ زناشوئی‌: از خواستگاری‌ تا فرزندداری‌ از دیدگاه‌ قرآن‌ و عترت‌/ نجفی ‌دولت‌آبادی‌، حسین
4- آموزش‌ زناشویی‌/ فرمایش‌، نصرا;

5- آنالیز تصمیم‌گیری‌ در ازدواج‌ بهینه‌/ افتخاری‌، احمد
6- اخلاق در خانه‌، ج‌ 1/ استاد حسین‌ مظاهری‌، چاپ‌ 7، سال‌ 79
7- ازدواج‌ اسلامی‌/ تهانوی‌، اشرفعلی‌
8- ازدواج‌ دوم‌/ هیمن‌، سوزی‌
9- ازدواج‌ و زندگی‌ موفق‌/ كاویان‌پور، احمد

10- اعتماد در زناشویی‌/ اسپرینگ‌، مایكل‌
11- انسان‌، بلوغ‌، ازدواج‌/ وست‌ هایمر، روث‌
12- ای‌ همیشگی‌ترین‌ با من‌ بمان‌/ كوییلیام‌، سوزان‌
13- بررسی‌ تطبیقی‌ مشكلات‌ ازدواج‌/ محمد صادق مهدوی‌، انتشارات‌ دانشگاه‌ شهیدبهشتی‌
14- بلوغ‌; عروسی‌/ زمانی‌ وجدانی‌، مصطفی‌

15- بلوغ‌ و ازدواج‌/ آدولفوس‌ مك‌ فادن‌، برنارد
16- بهداشت‌ ازدواج‌: از انتخاب‌ همسر تا اولین‌ فرزند/ رضایی‌ شیرپاك‌، خسرو
17- بهشت‌ جوانان‌ یا آنچه‌ باید یك‌ زن‌ و مرد بداند/ محمدی‌ نیا، اسداله‌
18- بهشت‌ خانواده‌؛ هفتاد درس‌ در روابط‌ زناشویی‌: عنوان‌ روی‌ جلد بهشت‌ خانواده‌:هماهنگی‌ عقل‌ و فطرت‌، كتاب‌ و سنت‌ در مسائل‌ زوجیت‌، زن‌ داری‌. شوهر داری‌ /مصطفوی‌، جواد
19- پیوند دو قلب‌: راهنمای‌ ازدواج‌ و زناشوئی‌ در مكتب‌ اسلام‌/ پاكزاد مهدی‌

20- جلوه‌های‌ همای‌ سعادت‌/ نعیمی‌، مریم‌
21- جوان‌ و ازدواج‌/ صادقی‌، عطیه‌
22- جوان‌ و تشكیل‌ خانواده‌/ استادان‌ طرح‌ جامع‌ آموزش‌ خانواده‌
23- جهان‌ بهترین‌ مشاور ازدواج‌/ شاهپرویزی‌، شاهرخ‌
24- حدیث‌ ازدواج‌ و خانواده‌/ كریمی‌، محمدعلی‌

25- حقوق زن‌ در دوران‌ ازدواج‌ چیست‌؟ عنوان‌ روی‌ جلد: آیا می‌دانید: حقوق زن‌ در دوران‌ ازدواج‌ چیست‌؟/ عراقی‌، عزت‌ ا;
26- خانواده‌ به‌ منزله‌ ساختاری‌ درمقابل‌ جامعه‌/ محمد صادق مهدوی‌، مركز نشردانشگاهی‌
27- خانواده‌ و مسائل‌ همسران‌ جوان‌/ قائمی‌، علی‌
28- دانستنی‌های‌ زناشویی‌/ روبن‌، دیوید
29- دانستنی های قبل از ازدواج و بعد از ازدواج / عقیلی / مهناز
30- دانستنی‌های‌ لازم‌جنسی‌ و زناشویی‌ برای‌ یك‌ زن‌ و مرد/ جعفریه‌، مجتبی‌
31- در پناه‌ یكدیگر/ كوئیلیام‌، سوزان‌

32- در جستجوی‌ همسر/ طالعی‌نیا، محسن‌
33- درس‌های‌ خوشبختی‌ برای‌ زوج‌های‌ جوان‌/ رحیمی‌
34- دفاع‌ از حقوق زن‌، مشهد/ محمد حكیمی‌، آستان‌ قدس‌ رضوی‌، بنیاد پژوهشهای‌اسلامی‌.
35- رابطه‌ همسران‌: راهنمایی‌ برای‌ زوج‌ها و مشاوران‌ امور خانواده‌/ هامفریز، كیت‌
36- راز شاد زیستن‌ و نشاط‌ كامل‌ در (ازدواج‌ موفق‌) (زنان‌ بدانند، دختران‌ بخوانند)/مورگان‌، مارابل‌
37- راه‌ مبارزه‌ با مشكلات‌ زناشویی‌/ زمانی‌ وجدانی‌، مصطفی‌

38- راهنمای‌ ازدواج‌ و طلاق: با طرح‌ مسائل‌ تربیتی‌، اخلاقی‌/ عطاردی‌ كرمانی‌، عباس‌
39- راهنمای‌ مسائل‌ جنسی‌ و زناشویی‌/ یاربخت‌، شهریار
40- راهنمای‌ همسران‌ جوان‌/ سادات‌، محمدعلی‌
41- راه‌های‌ ساده‌ برای‌ زندگی‌ سعادتمند/ ارورا، دیویا
42- روابط‌ صلح‌آمیز زن‌ و مرد: آشتی‌ با جنس‌ مخالف‌/ گری‌، جان‌
43- روان‌شناسی‌ زناشویی‌/ نجاتی‌، حسن‌
44- روش‌ برای‌ عاشقانه‌ زیستن‌/ ادواردز، دیل‌

45- روش‌های‌ پیشرفته‌ روابط‌ زناشویی‌/ گری‌، جان‌
46- رویكردی‌ نوین‌ در روابط‌ خانواده‌/ عزت‌ السادات‌ میرخانی‌: تهران‌: سفیر صبح‌
47- زناشویی‌ راز خوشبختی‌/ كاظمی‌ خلخالی‌، زین‌العابدین‌
48- زن‌ امروز، مرد دیروز: تحلیلی‌ بر اختلافات‌ زناشویی‌/ كیهان‌نیا، اصغر
49- شناخت‌ و درمان‌ اختلاف‌های‌ زناشویی‌ (زناشویی‌ – درمانی‌)/ برنستاین‌، مارسی‌تی‌
50- شوك‌ بعد از ازدواج‌/ هین‌، دالما

51- شیوه‌ همسرداری‌/ فضل‌ ا;، محمدحسین‌
52- طلوع‌ آشنایی‌: اهمیت‌ و مراحل‌ آشنایی‌ طرفین‌، قبل‌ از ازدواج‌/ رفیعی‌ موحد، مهدی‌
53- عشق‌ و جلوه‌های‌ جوانی‌ (هشدار به‌ جوانان‌)/ شفیعی‌، حسن‌
54- عیبم‌ مكن‌، دوستم‌ بدار/ هودسن‌، پت‌
55- غذای‌ روح‌ برای‌ زن‌ها و شوهرها/ چینی‌، عباس‌ و; (و دیگران‌)
56- قبل‌ از تنهایی‌/ باسكونر، كریستینا

57- گفتنی‌های‌ ازدواج‌: بررسی‌ زندگی‌ زناشویی‌/ نوروزی‌، علی‌
58- مریخی‌ها و ونوسی‌ها در عشق‌/ گری‌، جان‌
59- مریخی‌ها و ونوسی‌ها: شروع‌ دوباره‌/ گری‌، جان‌
60- مریخی‌ها و ونوسی‌ها و آغازی‌ دیگر/ گری‌، جان‌
61- مسائل‌ ازدواج‌ و حقوِ خانواده‌/ بابازاده‌، علی‌اكبر
62- مشاور ازدواج‌/ مصلحی‌، زیبنده‌

63- مشاوره‌ ازدواج‌/ طاهری‌ نخست‌، حمیدرضا
64- مشاوره‌ ازدواج‌، قبل‌، حین‌ و بعد از ازدواج‌، راهنمای‌ عملی‌ تشكیل‌ و تداوم‌ خانواده‌/اسلامی‌نسب‌ بجنوردی‌، علی‌
65- مشاوره‌ و ازدواج‌ و خانواده‌/ حسینی‌، مهدی‌
66- نه‌ گامی‌ جلوتر، نه‌ گامی‌ عقب‌تر همسرم‌! در كنار من‌ باش‌/ رابینسون‌، جاناتان‌
67- هنر زن‌ بودن‌/ مورگان‌، مارابل‌
68- یكروح‌ در دو بدن‌، یا، زن‌ و شوهر/ میر سعسعانی‌، محمدتقی‌

بخش‌ دوم

تكنیك‌ها و را‌ههای‌ ورود به ‌ قلب‌ همسر از نظر روحی ‌ و روانی‌
با وجود این‌ كه‌ بین‌ زن‌ و مرد وجوه‌ مشتركی‌ وجود دارد، اما تفاوت‌هایی‌ از نظرساختاری‌ و روانی‌ نیز دارند كه‌ اگر این‌ تفاوت‌ها را بشناسیم‌ و درك‌ كنیم‌ به‌ یك‌ نوع‌ تفاهم‌و زندگی‌ شاداب‌ و پرنشاط‌ خواهیم‌ رسید، و از زندگی‌ خود لذت‌ خواهیم‌ برد و از سلامتی‌ روانی‌ برخوردار خواهیم‌ شد.

الف‌: تفاوت‌های‌ ساختاری‌ و روانی‌ و روحی‌ زنان‌ و مردان‌
1ـ آقایان‌ سكوت‌ را دوست‌ دارند، به‌ خصوص‌ هنگام‌ خستگی‌ و گرفتاری‌، و زنان‌ گفتگوو مذاكره‌ را دوست‌ دارند. لذا مرد باید هنر مذاكره‌ و گفتگو را یاد بگیرد و زن‌ نیز به‌ سكوت‌و سكون‌ مرد بها بدهد. به‌ خصوص‌ هنگام‌ ورود مرد به‌ خانه‌، منظور آقایان‌ از گفتگو جنبه‌اخذ اطلاعات‌ است‌، اما خانم‌ها منظورشان‌ از مذاكره‌ این‌ است‌ كه‌ آنرا لذت‌ بخش‌ و آرامش‌بخش‌ و موجب‌ تخلیه‌ روانی‌ خود می‌دانند، لذا توصیه‌ می‌شود كه‌ حداقل‌ روزانه‌ مردها 20دقیقه‌ با همسران‌ خود صحبت‌ كنند، آن‌هم‌ دوستانه‌ و در مكان‌ و زمان‌ مناسب‌.

2ـ آقایان‌ معمولاً كلی‌نگر و زنان‌ جزئی‌ نگر هستند:

زنان‌ به‌ جزئیات‌ زندگی‌ و رفتاری‌ با دقت‌ نگاه‌ می‌كنند و در حافظه‌ خود جای‌ می‌دهندكه‌ باید مردها متوجه‌ این‌ نگرش‌ باشند و شخصیت‌ زنان‌ را دریابند، و زنان‌ هم‌ نبایدحساسیت‌ به‌ مسائل‌ جزئی‌ و رفتار كوچك‌ داشته‌ باشند.

3ـ اظهار نظر دیگران‌ برای‌ خانم‌ها بسیار مهمتر است‌ تا برای‌ مردان‌.

4ـ مردان‌ با گفتن‌ “دوستت‌ دارم‌” در قلب‌ زن‌ نفوذ پیدا می‌كنند، و زنان‌ با گفتن‌ كلمات‌مردانه‌ “چون‌ در سایه‌ تو آرامش‌ می‌گیرم‌” در قلب‌ مردان‌ نفوذ پیدا می‌كنند.

5ـ در مردان‌ ویروس‌ عشق‌ از راه‌ چشم‌ به‌ قلب‌ وارد می‌شود، اما در زنان‌ عشق‌ مرضی‌است‌ كه‌ ویروس‌ آن‌ از راه‌ گوش‌ وارد قلب‌ می‌شود. برای‌ مردها آنچه‌ كه‌ می‌بینند مهم‌است‌، ولی‌ برای‌ زنان‌ آنچه‌ كه‌ می‌شنوند. پیام‌های‌ بصری‌ برای‌ آقایان‌ و پیامهای‌ سمعی‌برای‌ خانم‌ها اهمیت‌ دارد.

6ـ خانم‌ها در ابتدای‌ زندگی‌ بسیار فداكارند، اما به‌تدریج‌ به‌ سمت‌ خودخواهی‌ و خودرأیی‌ حركت‌ می‌كنند اما مردان‌ برعكس‌.

7ـ مردها بیشتر به‌ روابط‌ جنسی‌ اهمیت‌ می‌دهند، ولی‌ زنان‌ بیشتر به‌ روابط‌ عاطفی‌اهمیت‌ می‌دهند. لذا زنان‌ باید هنر كام‌بخشی‌ مردان‌ را داشته‌ باشند و مردان‌ نیز به‌ عواطف‌زنان‌ پاسخ‌ بدهند و نیازهای‌ روحی‌ و عاطفی‌ و روانی‌ زنان‌ را تأمین‌ كنند.

8ـ مردان‌ هدف‌گرا هستند و زنان‌ رابطه‌گرا.

9ـ برای‌ خانم‌ها جذابیت‌ اجتماعی‌ آقایان‌، و برای‌ آقایان‌ جذابیت‌ جسمانی‌ خانم‌ها مهم‌است‌. (گفتاری‌، اندیشه‌)

10ـ مردها شبیه‌ آناناس‌ هستند كه‌ ظاهر خشن‌ و درونی‌ نرم‌ و شیرین‌ دارند و زنان‌ مثل‌پیازند كه‌ لایه‌ لایه‌اند و دارای‌ رفتار تموّجی‌، خیلی‌ متغیرند، گاهی‌ خوشحال‌، گاهی‌ناراحت‌، چاق، لاغر، زشت‌، زیبا و; . مردها ثبات‌ روحی‌ بیشتری‌ دارند، ولی‌ زنان‌ غالبا ًثبات‌ روحی‌ و روانی‌ ندارند.

اصول‌ بهداشت‌ روانی‌
1ـ خویشتن‌ پذیری‌: «خودمان‌ را همان‌ گونه‌ كه‌ هستیم‌ بپذیریم‌ و دوست‌ بداریم‌» تاپذیرش‌ دیگران‌ برای‌ ما آسان‌ شود.
2ـ پذیرش‌ بدون‌ قید و شرط‌، اجتناب‌ از داوری‌ درباره‌ این‌ كه‌ كیست‌ و جهان‌ را چگونه‌می‌بیند، زیرا تا چیزی‌ را نپذیریم‌ نمی‌توانیم‌ آن‌ را تغییر دهیم‌، عدم‌ سركوبی‌ احساسات‌ دیگران‌
3ـ هنر برقراری‌ ارتباط‌
4ـ عشق‌ و امید در سر داشتن‌
5ـ نگرش‌ مثبت‌

6ـ مهارت‌ زندگی‌ كردن‌ و سازش‌
7ـ گوش‌ دادن‌ به‌ حرف‌ دیگران‌
8ـ همدلی‌
9ـ كاری‌ كنیم‌ كه‌ دیگران‌ احساس‌ اهمیت‌ كنند نه‌ احساس‌ حقارت‌
10ـ تخلیه‌ احساسات‌ منفی‌
11ـ تایید و تحسین‌

12ـ درك‌ و دیدن‌ خوبی‌ها
13ـ با هدف‌ زندگی‌ كردن‌
14ـ ضرورت‌ تغییر و تنوّع‌
15ـ یاری‌ دادن‌ به‌ زندگی‌
و ;

راه‌های‌ سیدن‌ به‌ آرامش‌
دوازده‌ نكته‌ زیر، شیوه‌ برخورد صحیح‌ با فشارهای‌ روانی‌ (استرس‌) را به‌ ما می‌آموزد. با رعایت‌ و بكارگیری‌ این‌ روش‌ها، می‌توانیم‌ به‌ آرامش‌ پایدارتری‌ دست‌ یابیم‌:

1ـ تمركز فكر روی‌ موضوع‌ آرامش‌بخش‌.
2ـ كاهش‌ سرعت‌ تنفس‌.
3ـ پناه‌ بردن‌ به‌ دامان‌ طبیعت‌.
4ـ شوخ‌ طبعی‌
5ـ خنثی‌ كردن‌ اظهارات‌ منفی‌ با بیان‌ مثبت‌.
6ـ پیاده‌روی‌.

7ـ عادت‌ به‌ عفو و بخشش‌.
8ـ شنیدن‌ موسیقی‌ آرام‌.
9ـ خواب‌ راحت‌ و آرام‌.
10ـ تجسم‌ خلاق.
11ـ پذیرفتن‌ خویشتن‌.
12ـ توجه‌ و توكل‌ به‌ خداوند.
و ;

منابع‌ و مآخذ بهداشت‌ روانی‌جهت‌ مطالعه‌ بیشتر

ـ آنچه‌ زنان‌ باید بدانند/ شكوهیان‌، افرا
ـ بهترین‌ شدن‌ (ترجمه‌ میرهاشمی‌، سیدتقی‌)، انتشارات‌ ققنوس‌/ وتیلی‌، دنیس‌(1375).
ـ بهداشت‌ روانی‌ بارداری‌ و زایمان‌/ نصیری‌، محمود
ـ بهداشت‌ روانی‌ خانواده‌، نشر خیام‌، 1369، تبریز/ ابراهیمی‌، داوود.
ـ بهداشت‌ روانی‌ زنان‌/ كارلسون‌، كارن‌

ـ پاتریك‌ فانینگ‌ دكتر كیم‌ پالگ‌، (ترجمه‌ قراچه‌ داغی‌ مهدی‌)، چاپ‌ اوّل‌، زمستان‌1379، تهران‌: اسرار دانش‌/ دكتر ماتیومك‌ كی‌.
ـ چگونه‌ همدیگر را دوست‌ بداریم‌، (ترجمه‌ آرزو سلیمی‌زاده‌)، چاپ‌ اول‌ 1377،انتشارات‌ وزارت‌ ارشاد/ دكتر پل‌ هاك‌.
ـ خانواده‌ درمانی‌ پایه‌/ باركر، فیلیپ‌
ـ رشد شخصیت‌ و بهداشت‌ روانی‌، انجمن‌ اولیا و مربیان‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌،چاپ‌ سوم‌، 1370 تهران‌/ نظیری‌، سیما.
ـ روان‌ درمانی‌ برای‌ همه‌/ پورباقر، ایرج‌

ـ روان‌شناسی‌ زن‌، بررسی‌ علل‌ افسردگی‌ و راه‌های‌ اقتدار بخشیدن‌ به‌ خویش‌/فرانكل‌، لوئیس‌
ـ رهایی‌ از تنش‌ (ترجمه‌ طباطبایی‌ حاج‌ حسینی‌)، تهران‌: انتشارات‌ مروارید (تاریخ‌انتشار به‌ زبان‌ اصلی‌ 1992)/ نیومن‌، جان‌ (1377).
ـ زنان‌، جنون‌ و پزشكی‌/ راسل‌، دنیز
ـ زن‌ در آئینه‌ جمال‌ و جلال‌/ جواد آملی‌.

ـ زندگی‌ با عشق‌ چه‌ زیباست‌، (ترجمه‌ تمدن‌، توراندخت‌) تهران‌: انتشارات‌ یاسمن‌/بوسكالیا، لئو (1375).
ـ زندگی‌ شاد (ترجمه‌ قراچه‌ داغی‌، مهدی‌) تهران‌: ناشر مترجم‌/ چاپیان‌، ماری‌(1372).
ـ عشق‌، معجزه‌، درمان‌ (ترجمه‌ تمدن‌، توراندخت‌) تهران‌: نشر آمین‌/ سیگل‌، برنی‌(1373).
ـ عشق‌ هرگز كافی‌ نیست‌ (ترجمه‌ قراچه‌ داغی‌، مهدی‌)، تهران‌: انتشارات‌ ارین‌ كار ونیوند/ بك‌، ارون‌ تی‌ (1375).

ـ عظمت‌ خود را دریابید (ترجمه‌ آل‌ یاسین‌، محمدرضا) تهران‌: ناشر مترجم‌/ دایر،وین‌ (1373).
ـ غذای‌ روح‌ برای‌ زن‌ها و شوهرها، (ترجمه‌ چینی‌ عباس‌)، اصغر اندرودی‌، تهران‌:نشر البرز، 1379/ جك‌ كانفیلد و دیگران‌.
ـ فلسفه‌ حجاب‌، مطهری‌ مرتضی‌.
ـ مردان‌ مریخی‌، زنان‌ ونوسی‌ ترجمه‌ عدیلی‌ اشرف‌، تهران‌: علم‌، 1378/ دكتر جان‌گری‌.
ـ موفقیتهای‌ كلیدی‌ (ترجمه‌ توتونچیان‌، محمود) تهران‌: نشر آمین‌/ ترسی‌، براین‌(1375).

ـ مهر بورزیم‌، زندگی‌ كنیم‌، تازه‌های‌ بهداشت‌ روانی‌ – چاپ‌ اوّل‌/ رنجبر راد، ذبیح‌ ا;.
ـ نظام‌ حقوقی‌ زن‌ در اسلام‌، استاد مطهری‌ و كتاب‌ فلسفه‌ حجاب‌.
ـ نقش‌ بهداشت‌ روان‌ در ازدواج‌، تهران‌: گفتگو، 1380، چاپ‌ اول‌/ دكتر حسین‌عسگری‌.
ـ هفت‌ عادت‌ خوب‌، ترجمه‌ ملكی‌ سوسن‌، تهران‌: مادر، 1379/ استفان‌ كاوی‌.
ـ هنر شادمانگی‌ (ترجمه‌ حمیدرفیعی‌، محمدعلی‌) كتابسرای‌ تندیس‌/ لاما، دالایی‌(1379).

پیام های دیگران ( نظر بدین )

احکام ازدواج (1)
محرم و نامحرم

محرم‌ و نامحرم‌ از راه‌ خویشاوندی‌
برای‌ این‌كه‌ بتوان‌ زنانی‌ را كه‌ می‌توان‌ با آنها ازدواج‌ كرد، از نظر مقررات‌ اسلام بشناسیم‌ باید محرم‌ را از نامحرم‌ تشخیص‌ دهیم‌، زیرا با خانمی‌ كه‌ به‌ انسان‌ محرم‌ است‌نمی‌توان‌ او ازدواج‌ كرد، و برعكس‌، زنانی‌ را كه‌ به‌ انسان‌ نامحرم‌ هستند (به‌جز موارد خاصی‌ كه‌ بیان‌ خواهیم‌ كرد) می‌توان‌ به‌ عقد ازدواج‌ خود درآورد. همچنین‌ شرایطی‌ وجوددارد كه‌ محرمی‌ را نامحرم‌ و نامحرمی‌ را محرم‌ می‌كند و دانستن‌ این‌ شرایط‌ در شناختن زنان‌ قابل‌ ازدواج‌ به‌ ما كمك‌ می‌كند و از آنجا كه‌ ازدواج‌ یگانه‌ راه‌ مشروع‌ و طبیعی‌ اعمال‌ غریزه‌ جنسی‌ و تكوین‌ خانواده‌ است‌، شناخت‌ دقیق‌ محرم‌ و نامحرم‌ در استحكام‌ این‌ نهاد اصیل‌ و پاكی‌ نسب‌ شما خواهران‌ و برادران‌ دینی‌ تأثیر بسزایی‌ دارد. لذا ما محرم‌ها را كه‌از سه‌ راه‌ خویشاوندی‌، ازدواج‌ و شیردادن‌ به‌ وجود می‌آید در سه‌ درس‌ مستقل‌ بیان‌نموده‌ و در پایان‌ این‌ مطالب‌ كه‌ در قالب‌ مواد فقهی‌ بیان‌ می‌شود، دو جدول‌ محرم‌ ونامحرم‌ را كه‌ چكیده‌ این‌ مواد هستند، استخراج‌ كرده‌ایم‌.

1 هر مردی‌ با مرد دیگر محرم‌ است‌، هر چند از لحاظ‌ نژاد و زبان‌ و رنگ‌ و پوست‌ وحتی‌ دین‌ مختلف‌ باشد. نیز هر زنی‌ با زن‌ دیگر محرم‌ است‌، و خلاصه‌ از نظر مقررات‌اسلام‌، هر مذكر یا مونثی‌ با افراد همجنس‌ خود محرم‌ هستند.

2 هر زنی‌ با هر مردی‌ نامحرم‌ است‌ و فقط‌ سه‌ عامل‌ (خویشاوندی‌، ازدواج‌ و شیردادن‌)سبب‌ محرم‌ شدن‌ زن‌ با مرد می‌شود، كه‌ در درس‌های‌ هفتاد و یكم‌ تا هفتاد و سوم‌ به‌تفضیل‌ در مورد این‌ عوامل‌ و كیفیت‌ محرم‌ شدن‌ از طریق‌ آن‌ عوامل‌ توضیح‌ داده‌ خواهدشد.

3 هر دو نفری‌ كه‌ با یكدیگر محرم‌ شدند، می‌توانند به‌ اعضای‌ بدن‌ یكدیگر – غیر ازعورتین‌ – نگاه‌ كنند، به‌ شرط‌ این‌كه‌ همراه‌ با لذت‌ و تحریك‌ شهوت‌ نباشد و نیز دو انسان‌ محرم‌، در هیچ‌ صورت‌ حق‌ ندارند با یكدیگر ازدواج‌ كنند.

4 دو انسان‌ نامحرم‌ حق‌ ندارند به‌ اعضای‌ بدن‌ یكدیگر نگاه‌ كنند مگر در موارد ومواضع‌ مخصوص‌ كه‌ در توضیح‌ المسائل‌ مراجع‌ تقلید آمده‌ است‌ و می‌توانند با یكدیگر ازدواج‌ كنند مگر آن‌ كه‌ مانعی‌ وجود داشته‌ باشد، مانند این‌كه‌ زن‌ كافره‌ باشد، یا در عده‌شوهر قبلی‌اش‌ باشد و یا خواهرزن‌ باشد و موارد دیگری‌ كه‌ در توضیح‌ المسائل‌ مراجع‌تقلید ذكر شده‌ است‌. این‌ زنان‌ با وجود این‌كه‌ به‌ انسان‌ نامحرم‌اند ازدواج‌ با آنها تا رفع‌ مانع‌ جایز نیست‌.

5 هر پدر و مادر به‌ دختر و پسر خود محرم‌اند؛ همچنین‌ پدربزرگ‌ و مادربزرگ‌ نسبت‌به‌ نوه‌ها و نبیره‌های‌ خویش‌ محرم‌ هستند.

توضیح‌: هر انسانی‌ یك‌ پدر و مادر دارد و هر یك‌ از پدر و مادر او هم‌ یك‌ پدر و مادردارند و باز هر یك‌ از آن‌ پدرها و مادرها دارای‌ پدر و مادری‌ می‌باشند؛ بنابراین‌ هر انسانی‌در طبقه‌ سوم‌ نسبش‌ (یعنی‌ سه‌ نسل‌ بالاتر از خود)، دارای‌ چهار پدر و چهار مادر است‌، به‌این‌ ترتیب‌ 1) پدر پدر پدرش‌، 2) پدر پدر مادرش‌، 3) پدر مادر پدرش‌، 4) پدر مادر مادرش‌،5) مادر مادر مادرش‌، 6) مادر مادر پدرش‌، 7) مادر پدر مادرش‌، 8) مادر پدر پدرش‌. همه‌اینها اگز زنده‌ باشند به‌ انسان‌ محرم‌اند به‌ اضافه‌ پدر و مادر خودش‌ و پدر و مادر پدر ومادرش‌ كه‌ جمعاً چهارده‌ تن‌ می‌شوند و در طبقه‌ چهارم‌ (یعنی‌ چهار نسل‌ بالاتر از خود)شانزده‌ تن‌ دیگر به‌ اینها اضافه‌ می‌شوند. به‌ طور خلاصه‌ ماده‌ پنجم‌ محارم‌ را می‌توان‌ چنین‌ ذكر كرد: پدر و مادر بی‌واسطه‌ و پدر و مادر با واسطه‌ كه‌ پدر بزرگ‌ و مادر بزرگ‌ انسان‌ هستند، به‌ انسان‌ محرم‌اند.

6 فرزندان‌ انسان‌، چه‌ دختر باشند و چه‌ پسر و هر چه‌ پایین‌ روند، به‌ پدر و مادر خویش‌و نیز به‌ پدربزرگ‌ و مادر بزرگ‌ خودم‌ محرم‌اند.
توضیح‌: نام‌ طبقات‌ فرزندان‌ و فرزندزادگان‌ در لغت‌ فارسی‌ به‌ ترتیب‌ از این‌ قرار است‌:
1ـ فرزند، 2ـ نوه‌ (كه‌ او را نواده‌ و نواسه‌ هم‌ گویند)، 3ـ نتیجه‌، 4ـ نبیره‌، 5ـ نبینه‌ یا ندیده‌(از آنجا كه‌ نوعاً عمر انسان‌ به‌ مقداری‌ نمی‌رسد كه‌ طبقه‌ پنجم‌ فرزندان‌ خود را ببیند، آن‌طبقه‌ را نبینه‌ یا ندیده‌ نامیده‌اند) و هر فردی‌ از این‌ طبقات‌، چه‌ دختر باشد و چه‌ پسر، به‌ پدربزرگ‌ و مادر بزرگ‌ اعلای‌ خود محرم‌ است‌؛ حتی‌ هر دختر سیدی‌ در این‌ عصر با امیرالمؤمنین‌ (ع‌) و همچنین‌ با پیغمبر اكرم‌ (ص‌) محرم‌ است‌ و هر پسر سیدی‌ با حضرت‌ زهرا(س‌) و همچنین‌ با جناب‌ خدیجه‌ مادر حضرت‌ فاطمه‌ (س‌) محرم‌ است‌. لذا بند ششم‌ محارم‌را می‌توان‌ چنین‌ خلاصه‌ كرد كه‌ فرزندان‌ بی‌واسطه‌ و فرزندان‌ با واسطه‌ به‌ انسان‌ محرم ‌هستند.

7 هر خواهر و برادری‌ به‌ هم‌ محرم‌اند، چه‌ تنی‌ باشند (از یك‌ پدر و مادر) و چه‌ ناتنی‌ (ازپدر تنها یا از مادر تنها) و نیز فرزندان‌ آنها نسبت‌ به‌ دایی‌ و خاله‌ و عمو و عمه‌ خویش‌ محرم‌اند.
توضیح‌: اگر مردی‌ از همسر خود پسر و دختر دارد، سپس‌ با زن‌ جدیدی‌ ازدواج‌ می‌كندكه‌ او هم‌ از شوهر پیشین‌ خود، پسر و دختر دارد، این‌ فرزندان‌ برادر و خواهر نیستند، اگرچه‌ در یك‌ خانواده‌ زندگی‌ كنند، زیرا نه‌ پدر مشتركی‌ دارند و نه‌ مادر مشتركی‌، بلكه‌نامحرم‌اند و می‌توانند با یكدیگر ازدواج‌ كنند، و اولاد آنها هم‌ خواهرزاده‌ و برادرزاده‌ نیستند و می‌توانند با یكدیگر ازدواج‌ كنند. بلی‌، در صورتی‌ كه‌ همسر جدید از این‌ شوهردارای‌ اولاد شود، این‌ اولاد خودش‌ كه‌ از شوهر قبلی‌ داشته‌ است‌ محرم‌اند (زیرا مادرشان‌یكی‌ است‌).

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله دلائل نبوت پیامبر اسلام (ص‌) در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله دلائل نبوت پیامبر اسلام (ص‌) در word دارای 11 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله دلائل نبوت پیامبر اسلام (ص‌) در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله دلائل نبوت پیامبر اسلام (ص‌) در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله دلائل نبوت پیامبر اسلام (ص‌) در word :

دلائل نبوت پیامبر اسلام (ص‌)

مقصود از نبوت خاصه، نبوت پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ است. پیامبر اسلام آخرین پیامبر الهی و شریعت او آخرین شریعت آسمانی است.
دلیل بر نبوت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ :
جامع‎ترین طریق اثبات نبوت فرد این است كه مدعی پیامبری بر اثبات ادعای خود معجزه بیاورد و با منكران و مخالفان تحدی نماید. در این صورت، اگر آنان از مبارزه با او عاجز شوند، نبوت او ثابت خواهد شد.

در این كه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دعوی نبوت كرده است، تردیدی نیست، چنان كه ظهور معجزه‎های بسیار توسط او نیز از مسلمات تاریخ است. معجزات پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دو گونه است:
یكی، قرآن كریم كه معجزه علمی و جاودان است؛ و دیگری، معجزات عملی آن حضرت كه برخی از آن‎ها در قرآن كریم و موارد دیگر در كتاب‎های حدیث و تاریخ نقل شده است، اینك به اختصار این دو قسم از معجزه‎های پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را بررسی می‎كنیم، تا برهان نبوت او آشكار گردد.
الف. قرآن معجزه جاویدان
قرآن كریم در ابعاد مختلف معجزه است:

1 اعجاز ادبی قرآن
مهم‎ترین جهت اعجاز قرآن برای معاصران عصر رسالت، جنبه ادبی قرآن بود؛ زیرا آنان در فن فصاحت و بلاغت از مهارت بالایی برخوردار بودند و اعجاز ادبی قرآن را به خوبی می‎شناختند. در این جا به اعتراف عده‎ای از برجستگان فن فصاحت و بلاغت به معجزه بودن قرآن در این زمینه، اشاره می‎كنیم:
ولید بن مغیره، یكی از سه نفری است كه در هنر بلاغت همتا نداشت. وقتی ابوجهل (برادرزاده ولید) نزد ولید رفت و گفت: ای عمو، تو دین محمد را قبول كرده‎ای؟

ولید گفت: چنین نیست، من بر دین پدران خود باقی هستم، لیكن من كلامی شنیدم كه بدنم از آن به لرزه درآمد!
ابوجهل: آیا كلام او شعر است؟
ولید گفت: شعر نیست.
ابوجهل گفت: آیا گفتار محمد خطابه است؟

ولید گفت: خطابه هم نیست، زیرا خطابه كلامی است كه به هم متصل است؛ ولی كلام محمد از هم پراكنده می‎باشد و به هم شباهتی ندارند و با این حال بسیار شیرین و زیباست; كلام او سحر است و دل مردم را مسحور می‎كند.[1]
هم او در جای دیگر گفته است: به خدا سوگند! احدی در میان شما نیست كه از من به شعر و خصوصیات آن داناتر باشد. به خدا سوگند! كلام محمد هیچ شباهتی به هیچ یك از اقسام شعر ندارد، لیكن كلام او ـ كه به عنوان كلام خدایش می‎خواند ـ حلاوت و طراوت مخصوص به خود دارد. كلام او بسان درخت استوار است كه در زمین ریشه دوانیده و بر فرازش میوه دانش و حكمت قرار گرفته است. كلام او از هر سخنی بالاتر است، هیچ كلامی برتر از سخن او وجود ندارد، كلام او مادون خود را خُرد و بی‎مقدار می‎كند.[2]

طفیل بن عمرو، ‌از قبیله دوس، بعد از شنیدن سخنان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به دنبال حضرت رفت و گفت: «; به خواست خدا آن را شنیدم و بسیار دلنشین و نیك یافتم، كار خود را به من بازگو.»
آن گاه می‎گوید: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آیاتی را از قرآن تلاوت نمود كه من هرگز سخنی بدان شیرینی و شیوایی نشنیده بودم، از این رو اسلام آوردم;»[3]

عتبه بن ربیعه، از بزرگان قریش، می‎گوید: «; من سخنی شنیدم كه به خدا سوگند تاكنون نظیر آن را نشنیده بودم. به خدا، نه شعر است و نه سحر، نه كهانت است و نه جادوگری; این سخنی كه من شنیدم سخن بزرگی بود و آینده مهمی دارد.»[4]

2 اعجاز قرآن در قلمرو معارف و احكام
درك این جنبه از اعجاز قرآن در گرو این است كه بدانیم بخش عظیمی از آیات قرآن مربوط به معارف دینی و اصول كلی نظام زندگی بشر است كه در برگیرنده عالی‎ترین معارف و جامع‎ترین قوانین است، و این در حالی است كه محیط جزیره العرب ـ كه پیامبر در آن رشد كرده بود ـ كمترین اطلاعی از این قبیل معارف و احكام نداشت، بلكه فرهنگ حاكم بر جامعه آن روز عربستان، فرهنگ شرك و جاهلیت بود و از نظر عقل پذیرفته نیست كه فردی كه در چنان جامعه‎ای رشد نموده است، بتواند چنان معارف و قوانین فوق‎العاده‎ای را عرضه نماید. بنابراین باید پذیرفت كه قرآن از جانب خداوند نازل گردیده است.

3 قرآن و خبرهای غیبی
در قرآن كریم آیاتی وجود دارد كه برخی مربوط به گذشته‎ای بسیار دور می‎باشد مانند آیاتی كه تاریخ پیامبران و امت‎های آنان را بازگو نموده‎اند. هم چنین خبرهایی غیبی كه مربوط به حوادث آینده بوده و بعد به وقوع پیوسته است. در این جا چند نمونه را یادآور می‎شویم:
الف. پیشگویی درباره جنگ ایران و روم:
«غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ».[5]

رومیان مغلوب شدند (و این شكست) در سرزمین نزدیكی رخ داد اما آنان پس از (این) مغلوبیت، به زودی غلبه خواهند كرد.
آن چه آیه مباركه خبر داد در مدت كمتر از ده سال واقع گردید، و پادشاه روم بر پادشاه ایران غالب و سپاه روم وارد سرزمین ایران شد.
ب. پیشگویی درباره شكست دشمن نیرومند:
«أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُنْتَصِرٌ سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ».[6]
یا می‎گویند: «ما جماعتی متحد و نیرومند و پیروزیم»؟! (ولی بدانند) بزودی جمعشان شكست می‎خورد و پا به فرار می‎گذارند.
این جریان در جنگ بدر واقع شد، آن گاه كه ابوجهل اسب خویش را جلو راند و در پیشاپیش لشكر گفت: «ما امروز از محمد و یارانش انتقام خواهیم گرفت»، ولی خداوند او را هلاك و جمعیتش را متفرق ساخت.

ج. پیشگویی در مورد سرنوشت دشمنان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ :
«فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ إِنَّا كَفَیْناكَ الْمُسْتَهْزِئِینَ الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ».[7]
آن چه را مأموریت داری، آشكارا بیان كن و از مشركان اعراض كن، ما (خطر) استهزا كنندگان را حتماً از تو برطرف خواهیم كرد، همان كسانی كه به خدا شرك می‎ورزند پس به زودی می‎فهمند.

این آیه در مكه، نازل گردید، آن هنگام كه كسی تصور نمی‎كرد روزی خواهد آمد كه قریش شوكت و عزت خویش را از دست خواهد داد، و سلطنت و نیروی آنان با پیروزی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در هم خواهد شكست.
4 هماهنگی و عدم اختلاف در قرآن
«أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً كَثِیراً».[8]
چرا در قرآن دقت و تدبیر نمی‎كنند، كه اگر از ناحیه غیر خدا بود تناقضات فراوانی در آن می‎یافتند.

می‎دانیم كه قرآن كریم در طول 23 سال در دورانی پر فراز و نشیب فراهم آمده است، ولی با این حال مطالب آن از چنان انسجام و هماهنگی و یكنواختی برخوردار است كه به وضوح نشان می‎دهد كه ساخته ذهن بشر نیست و الا با تفاوت شرایط زمانی و مكانی و روحی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و زیاد شدن تجربیات آن حضرت، باید عادتاً مطالب سالهای اول و آخر عمر آن حضرت تفاوت كند. این مطلب آن‎گاه آشكارتر می‎گردد كه بدانیم قرآن مجید در شرایط و احوال مختلف نازل گردیده، و عادتاً محال است انسان در این شرایط متضاد و مختلف، مطالبی هماهنگ و در حد اعلای از فصاحت و بلاغت بگوید.
5 پیشگویی‎های علمی قرآن

قرآن كریم در دوره‎ای از تاریخ و در سرزمینی كه بشر هیچ گونه آگاهی از رازهای عالم طبیعت نداشت، پرده از بسیاری رازها برگرفته است كه پس از گذشت قرن‎ها درستی آن‎ها اثبات گردید، و بشر توانست با بهره‎گیری از ابزارهای دقیق آن رازها را بشناسد. در این جا تنها به سه نمونه اشاره می‎كنیم.
الف. قانون توازن در قرآن:
«وَ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ مَوْزُونٍ».[9]
و در روی زمین هر چیز را با اندازه مخصوص رویانده‎ایم.
اخیراً در علم گیاه شناسی ثابت شده است كه هر یك از انواع نباتات از اجزای خاص و با میزان معین، تركیب یافته به طوری كه اگر بعضی اجزای آن كم و زیاد می‎شد، از صورت آن نبات خاص خارج گردیده و نبات دیگری می‎گردید.
ب. قانون تلقیح در قرآن: «وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ.»[10]
ما بادها را تلقیح كننده فرستادیم.
اشجار و نباتات نیز مانند حیوان‎ها به تلقیح دو جنس مخالفت نیازمندند، و بدون آن نتیجه و ثمره‎ای نمی‎دهند و تكثیر نوع تحقق پیدا نمی‎كند. این تلقیح در برخی از اشجار و نباتات به وسیله بادها انجام می‎پذیرد. مانند زردآلو، صنوبر، انار، پرتقال، پنبه و حبوبات كه تلقیح آن‎ها به وسیله باد صورت می‎گیرد. وقتی دانه‎های داخل شكوفه‎های آن‎ها می‎رسد، كیسه‎هایی كه در میان شكوفه قرار گرفته است، سر باز می‎كند و گردی كه در میان كیسه قرار گرفته به وسیله بادها بر چهره ماده گلها افشانده می‎شود، و به این ترتیب تلقیح صورت می‎گیرد و ماده گلها آبستن شده و برای به وجود آوردن نتایج، آمادگی پیدا می‎كنند.

ج. حركت زمین: «الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً».[11]
آفریدگاری كه زمین را برای شما گهواره قرار داد.
كره زمین برای بشر حكم گهواره‎ای را دارد كه در اثر حركت وضعی و انتقالی، برای ساكنان خود حالت آرامش بخش ایجاد می‎كند، زیرا همان‎طور كه نتیجه حركت گهواره، پرورش و استراحت اطفال است، نتیجه حركت روزانه و سالانه زمین نیز پرورش انسان‎ها و سایر موجودات این جهان می‎باشد.
ب. معجزات دیگر

پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ علاوه بر قرآن معجزه‎های فراوان دیگری داشته است كه برای اطلاع كامل می‎توان به كتابهایی كه در این زمینه نگارش یافته است، رجوع كرد. در این جا به ذكر چند معجزه بسنده می‎كنیم:
1 حركت درخت به خواست پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنان كه شرح آن در نهج البلاغه (خطبه قاصعه) آمده است.
2 در سفر تبوك، اصحاب از تشنگی شكایت كردند، حضرت دست مبارك را در آب ظرفی كه حتی یك نفر با آن سیراب نمی‎شد، گذاشت و آب آن افزایش یافت به گونه‎ای كه همگی از آن آب خورده و حتی چهارپایان را نیز سیراب نمودند.

3 به هنگام هجرت از مكه به مدینه در میان راه به خیمه زنی به نام «ام معبد» رسید، در خیمه گوسفند لاغری با پستان‎های خشكیده بود. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اگر رخصت دهی شیر آن را من بدوشم. آن‎گاه با دست كشیدن به پستان‎های گوسفند و خواندن دعا، آن قدر شیر از پستان گوسفند دوشید كه «ام معبد» و همه اصحاب از آن نوشیدند و سیر شدند و در آخر نیز خود نوشید.

4 ستونی از درخت خرما در مسجد مدینه بود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به هنگام خواندن خطبه به آن تكیه می‎داد. و آن گاه كه منبر ساختند و پیامبر از ستون مفارقت كرد، به ناله درآمد (مانند نالیدن كودك برای مادر مهربان، یا مثل ناله ناقه برای بچه خود) تا آن كه آن حضرت از منبر به زیر آمد و آن را در بر گرفت و تسلی داد.
5 به هنگام هجرت از مكه، یكی از مشركان به نام «سراقه بن مالك» كه در تعقیب آن حضرت بود به وی رسید، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در آن حال دعا فرمود كه: «الهی، به هر صورت كه خود می‎دانی، شر او را از من دفع كن»، به ناگاه دست و پای اسب سراقه در زمین هموار و بی‎گل و لای، فرو رفت و به كلی از حركت باز ایستاد!

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تفسیر آفتاب غدیر در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تفسیر آفتاب غدیر در word دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تفسیر آفتاب غدیر در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تفسیر آفتاب غدیر در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تفسیر آفتاب غدیر در word :

تفسیر آفتاب غدیر

مقدمه :
الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت ب الاسلام دنیا
سلام برغدیر، سلام بر روز انتخاب برتر، سلام بر عید بزرگ خدا، سلام بر انتخاب شونده در روز غدیر،‌ سلام بر مولا و پیشوای منتخب درود و سلام بیكران حضرت حق بر پیامبر رحمت و منادی رسالت الهی حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (ص) و بر جانشنین بر حق او كه قرآن این كتاب آسمانی جانشینی به آن اذعان دارد.انما ولیكم الله و رسول و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزكوه‌ و هم راكعون
و در سوره مائده آیه 67 می فرماید:یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك

و سلام بر ائمه هدی ، پیشوایان بزرگ الهی و چراغ هدایت انسانها بسوی پروردگار.
غدیر روز روشن كردن حق است.
غدیر روز عهد و پیمان است.
غدیر روز بیان حقایق ایمان است.
غدیر روز راندن شیطان است.
غدیر روز رهنمونی به رهنمایان است.
و غدیر روز كامل شدن دین است.

18 ذی حجه از حساس ترین روزهایی است كه تاریخ در خود دیده و در دل خود نگه داشته است. حماسه غدیر از مهمترین وظریف ترین موقعیت های جهان اسلام به شمار می رود چرا كه روز انتخاب الهی مولی الموحدین علی بن البیطالب (علیه السلام) به جانشینی پیامبر گرامی اسلامی می باشد.
هر كس مرا مولا و آقایش بخواند باید علی را رهبر و مولا بداند
از پیش خود هرگز نكردم انتصابش بر خلق كرده ذات خالق انتخابش
روز انتخاب بزرگ مردی كه پیامبر گرایم اسلام (ص) فرمودند: علی ریسمان استوار خدا و دستگیره مستحكم اوست كه گسستگی ندارد.
او نشان بزرگ الهی است كه نشان دین و نور و روشنایی و هدایت است.

علی كه اصل دین، مشعل ایمان، پرچم هدایت، رهبر سپیدرویان، ستون دین ، صدیق اكبر، محدث امت، كشتی نجات، سرور اوصیاء ، سرور شهیدان، بهترین انسانها، رحمت خدا بر بندگان، صاحب حوض كوثر، قسیم نارو الجنه است،‌در این روز مبارك بدستور خداوند متعال با ابلاغ پیام وحی به قلب رسول گرامی اسلام،‌فرمان نصب او را به خلافت ابلاغ نمود.
اعلام و ابلاغ این واقعه مهم در حضور جمعیتی كه نقل تاریخ در مرود آن مختلف است. كه به نقلی نود هزار نفر به نقلی دیگر صد و چهارده هزار و به نقل دیگر صد و بیست هزار نفر، حضور داشتند و كاتبان حدیث كه علامه امینی صاحب الغدیر صحابه پیامبر را صدو پنجاه نفر شمرده است این كه این حدیث را نقل نموده اند.
این دستور خداوند در مكه بر پیامبر چنین ابلاغ شد :‌نبوت تو به پایان رسیده و روزگارت كامل شده است اسم اعظم و آثار علم و میراث انبیاء را به علی بن ابی طالب بسیار كه او نخستین مومن است.
من زمین را بدون عالمی كه اطاعت من و ولایتم با او شناخته شود و حجت پس از پیامبر باشد رها نخواهم كرد.
كاروان بزرگ كه به منطقه غدیر خم رسید پیامبر مسیر حركت خود ره به سمت راست و به سوی غدیر برگرداند و فرمودند:
أیها الناس أجیبوا داعی اله انا رسول الله
ای مردم دعوت كننده خدا را اجابت كنید كه من پیام آور خدایم
و این خود كنایه از فرا رسیدن هنگام ابلاغ پیام مهمی بود.

مقارن ظهر روز 18 ذی حجه – بعد از اقامه نماز جماعت پیامبر گرامی اسلام بر فراز منبر رفتند و حضرت علی (علیه السلام) نیز یك پله پائین تر ایستاده بودند حضرت شروع كردند به سخنرانی كه قریب صد و بیست هزار نفر اجتماع كرده و منتظر شنیدن این پیام هستند.
آنچه كه حضرت ایراد فرمودند را میشود در یازده بخشش ترسیم نمود.
1ـ حمد و ثنای الهی.
2ـ فرمان الهی برای مطلبی بسیار مهم.
3ـ اعلام رسمی ولایت و امامت ائمه معصومین علیهم السلام

4ـ معرفی و بلند نمودن دست مولی الموحدین امیر مومنان به عنوان جانشین خود.«من كنت مولا فهذا علی مولاه»
5ـ‌تأكید و توجه همه امت اسلامی به مسئله مهم و سرنوشت ساز امامت.
6ـ گوش زد نسبت به كارشكنی های دشمنان و منافقان .
7ـ آثار دوستی و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام.
8ـ اوصاف و ویژگی های حضرت حجه‌بن الحسن (علیه السلام)
9ـ فراخواندن امت به بیعت نمودن با حضرت امیر (علیه السلام)
10ـ بیان و حلال و حرام.
11ـ‌قرائت متن و اعتراف حضار به آن در مورد ولایت و اطاعت از دوازده امام معصوم (علیه السلام).
آنچه كه بعد از خطبه بسیار شیوا و مهم پیامبر رخ داد تبریك گفتن جماعت و بویژه سران قبائل و كلیه مردمان حاضر بود كه صدای بلند فریاد كشیدند آری شنیدم و طبق فرمان خدا و رسول با قلب و با جان و دستمان اطاعت می كنیم- ابراز احساسات و فریاد های شادی مردم كه از هر سوبر می خاست، شكوه و ابهت بی مانندی به آن اجتماع بزرگ می بخشید.

در ادامه برنامه غدیر – در خواست حسان بن ثابت بود كه از حضرت خواستند تا شعری كه درباره حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) به مناسبت این حماسه سروده اند قرائت نماید كه جضرت فرمودند شعرت را بخوان بعد از قرائت شعر در وصف غدیر و علی پیامبر گرامی اسلام فرمودند.
ای حسان مادامی كه با زبانت از ما دفاع می كنی از سوی روح القدس مؤیدخواهی بود.
این حادثه تاریخی چنان مهم و در خود توجه بود كه در سینه ها جای گرفت تا آنجا كه عده زیادی خطبه غدیر یا قسمتی از آن را حفظ كردند و برای نسل های در آینده به یادگار گذاشتند.

از ویژگی های دیگر این حدیث، این است شاهدان فراوانی دارد مسلمانان سراسر جهان از دور و نزدیك در صحه الوداع در كنار پیامبر گرامی اسلام (ص) در غدیر خم بودند و شنیدند كه پیامبر چه می فرمایند.
و پس از حادثه غدیر و بازگشت حاجیان به شهر و كشور خویش این حقیقت جاودانه در دل ها و تاریخ اسلام ثبت گردید.والحمد لله الذی جعلنا من المتمسكین مولایه امیر المؤمنین (علیه السلام) و الائمه الاطهار (علیهم السلام).
برخی فرازهای خطابه غدیر در شئون علی علیه السلام .

1) در شان ولایت
; من كنت مولاه فهذا علی مولاه;
2) برادری و وصایت و جانشینی در امت .
; ان اقوم فی هذا المشهد فاعلم كل ابیض و اسود ان علی ابن ابیطالب اخی و وصیی و خلیفتی علی امتی و الامام من بعدی ، الذی محله منی محل هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی و هو ولیكم بعد الله و رسوله ;

(مرا امر نمود) كه بایستم دراین مشهد (بلندی محل مشاهده) و اعلام كنم به هر سپید و سیاه كه علی ابن ابیطالب علیهما السلام برادر و وصی و جانشین من در امتم و امام بعد از من است ، همان كه جایگاهش نسبت به من جایگاه هارون به موسی است و جز این كه بعد از من نبی نیست و او ولی شما بعد از خدا و رسولش است .
3) امام و ولی واجب الاطاعه من الله

; ان الله قد نصبه لكم ولیا و اماما فرض طاعته علی المهاجرین و الانصار و ;
اینكه خداوند او را نصب نمود بر شما (كار من نیست امر خداست) بعنوان ولی و امام كه واجب است اطاعتش بر مهاجرین و انصار و تابعین و ;
4) در امامت و ولایت علی و فرزندانش علیهم السلام تا قیامت .
; ثم من بعدی علی ولیكم و امامكم بامر الله ربكم ثم الامامه فی ذریتی من ولده الی ;
; (ولایت از آن خداست و سپس من و سپس ) بعد از من علی امام شما و ولی شما به امر خداوند است (امر خدا نه خواست شخصی من) سپس امامت در نسل من از فرزندان اوست تا (قیامت و) ;
5) در علم به كتاب و حلال و حرام خدا .

; و انا افضیت بما علمنی ربی من كتابه و حلاله و حرامه الیه ;.
; و من تفویض نمودم به او (به علی علیه السلام) آنچه را كه خدا از علوم قران و حرام و حلال آن به من آموخته بود ;. .
6) در همه علوم .
;.ما من علم الا و قد علمته علیا ;
; هیچ علمی نیست مگر اینكه آن را به علی آموختم ; .
7) جانشینی در امامت (پیشوایی)
;. انه امام من الله ;
; او امامی از جانب خداست (نه از جانب من بل فرمان خداست) ;.
8) در فضلیت (برتری)
;. فانه افضل الناس بعدی ;
;.. چراكه او برترین مردم بعد از من است . (یعنی من برترین مخلوق و علی علیه السلام بعد از من برترین مخلوق خداست) ;.. »

بزرگترین عید خدا
اگر بخواهیم با زبان روایات اسلامی سخن بگوییم باید روز غدیر را بزرگترین عید خدا بدانیم.عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم : یوم غدیر خمّ افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی أمرنی الله تعالی ذكره فیه بنصب اخی علی بن ابی طالب علماً لأمتی یهتدون به من بعدی و هو الیوم الذی اكمل الله فیه الدین و اتّم علی امتی فیه النعمه و رضی لهم الاسلام دیناً. (1)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: روز غدیر خم بهترین عیدهای امت من است. و آن روزی است كه خداوند به من فرمان داد برادرم علی بن ابیطالب را به جانشینی خود نصب كنم و مردم پس از من به وسیله او هدایت شوند. روز غدیر روزی است كه خداوند دین را كامل و نعمتش را بر امتم تمام كرد و رضایت داد كه اسلام آیین شان باشد!
عن عبدالرحمن بن سالم عن ابیه قال سألت ابا عبدالله علیه السلام هل للمسلیمن عید غیر یوم الجمعه والاضحی والفطر؟ قال نعم، اعظمهما حرمه. قلت و ایّ عید هو جعلت فداك؟ قال الیوم الذی نصب فیه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین علیه السلام و قال من كنت مولاه فعلیّ مولاه. قلت و ایّ یوم هو؟ قال; یوم ثمانیه عشر من ذی الحجّه. (2)

از امام صادق علیه السلام سؤال شد آیا مسلمانان غیر از روز جمعه و فطر و قربان عید دیگری ندارند؟ فرمود عیدی بزرگتر از آن را دارند. پرسیدم كدام است؟ فرمود روزی است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امیر المؤمنین علیه السلام را به ولایت منصوب كرد و فرمود هركه من مولای او بودم پس از من علی مولای اوست. پرسیدم در چه روزی این اتفاق افتاد؟ فرمود:; در روز هیجدهم ذی الحجّه.
روز غدیر نه تنها روز امیر المؤمنین به شمار می‌رود، بلكه روزی است كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تعلق دارد، و اصولا باید بگویم غدیر یوم الله و روز خداست. چون خدا و رسول و امیرالمؤمنین باهم‌اند و از یكدگیر جدایی ندارند. خداوند در وصف این روز فرموده است: الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دیناً. (3)

امروز دینتان را كامل، نعمتم را تمام و آیین اسلام را برای شما برگزیدم.
بر طبق این آیه اسلام زمانی به كمال خویش رسید كه فریضه ولایت علی علیه السلام اعلام شد.
از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمود: وكانت الفرائض ینـزل منها شی بعد شی، تنـزل الفریضه ثم تنـزل الفریضه الاخری و كانت الولایه آخر الفرائض فانزل الله عزوجل: الیوم اكملت ; یقول الله عز وجل: لا أنزل علیكم بعد هذه الفریضه فریضه، قد اكملت لكم هذه الفرائض. (4)
احكام و واجبات یكی پس از دیگری نازل می‌شد و ولایت آخرین آنها بود. چون وقتی این حكم بیان گشت، خداوند آیه الیوم اكملت لكم دینكم; را نازل كرد و بدین وسیله اعلام داشت كه از آن پس فریضه‌ای را نازل نخواهد كرد.

چون پس از نزول این آیه و انتصاب امیرالمؤمنین علیه السلام به جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردم به مقصود خداوند از آیه: اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منكم (5) پی بردند و دانستند كه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم باید از امیر المؤمنین و اولاد طاهرین او علیهم السلام اطاعت كنند.

از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است كه فرمود: آخر فریضه انزلها الله الولایه: الیوم اكلمت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دیناًً، فلم ینزل من الفرائض شیءٌ حتی قبض الله رسوله صلی الله علیه و آله و سلم. (6)
فریضه ولایت آخرین فریضه‌ای بود كه خداوند فرو فرستاد و پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را قبض روح فرمود.
1) صدوق، الأمالی، 188/ 197. سید بن طاووس، الاقبال، 2/264.

 

(2) كلینی، اصول كافی، 4/149، ح3.

(3) سوره مائده، آیه 3.

(4) قاضی نعمان مغربی، دعائم الاسلام، 1/14.

(5) سوره نساء، آیه 3.

(6) تفسیر العیّاشی، 1/292/20.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ظهور حضرت مهدی (عج) و آثار ظهور آن حضرت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ظهور حضرت مهدی (عج) و آثار ظهور آن حضرت در word دارای 47 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ظهور حضرت مهدی (عج) و آثار ظهور آن حضرت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ظهور حضرت مهدی (عج) و آثار ظهور آن حضرت در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ظهور حضرت مهدی (عج) و آثار ظهور آن حضرت در word :

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه 1
ولادت امام زمان (عج) 2
برخی از ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج) 4
غیبت امام زمان (عج) 6
وظایف و تكالیف شیعیان در دوران غیبت امام زمان (عج) 11
انتظار 14
انتظار سازنده 15
انتظار ویرانگر 16
علائم و مقدمات ظهور امام زمان (عج) 17
جهان پس از ظهور امام زمان (عج) 21
اثبات مهدویت امام زمان (عج) 23
مهدویت در اندیشه های خاورشناسان و … 25
اثبات مهدویت در قران 29
حضرت مهدی در بیان عترت 32
حضرت در احادیث اهل سنت 34
منتخب تعدادی از سئوال در مورد امام زمان ( عج) 36
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم كن لولیك الحجه بن الحسن صلواتك علیه آبائه فی هذه الساعه و فی كل ساعه ولیا و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسكنهارضك طوعاً و تمتعه فیها طویلا.

مقدمه :
یا صاحب زمان ادركنا
سخن از ((مهدی ))(عج), سخن از ((هدایت )) است .
سخن از ((غیبت )) ,حدیث ((جستجو)) است .
سخن از ((انتظار)), روایت ((حركت و پویایی)) است .
سخن از ظهور بحث از اشتیاق رهایی است .
شوق رهایی ,حركت می افریند , و نتیجه جستجو ,حصول هدایت است .
شیعه بودن با جمود و شكون سازگار نیست.شیعه یعنی پیرو و لازمه پیروی جهت گیری رفتار و روش و شكل گیری سلوك و عمل است .
شیعه مهدی (عج) بودن , با گمراهی و بی تفاوتی در برابر انحرافات نمی سازد .
و انتظار ظهور داشتن , با ماندن در تاریكی ها و تسلیم در برابر وضع موجود قابل جمع نیست .

ولات امام زمان (عج)
بنا به دریافتهای مردم وآمادگیهای افكار از عصرهای پیشین , نسبت به قیام و و انقلاب آن حضرت دوران بارداری امام همچون حضرت موسی مخفی و پنهان از نظرها بود به نحوی كه ((حكیمه)) عمه آن حضرت می گوید : ((امام حسن عسگری علیه السلام , به من فرمود :شب را پیش ما بمان , امشب جانشین من متولد می شود,عرض كردم از كه متولد می شود ؟ من در نرگس نشان حملی نمی بینم ؟ فرمود : مثل او مانند مادر موسی (یوكابد) است . تا هنگام ولادت از حمل او اثری نیست” من با نرگس خوابیدم و طلوع صبح نزدیك شد و نرگس در حالی كه می لرزید به سوی من آمد ,بنه سینه چسباندم و بر او , سوره اخلاص (قل هو الله) و قدر (انا انزلناه…) و آیه الكرسی خواندم , پس طفل در شكم مادر ب من جواب داد و با من هم صدا شد, دیدم خانه روشن گشت , چون نگاه كردم دیدم رو به قبله افتاده است . من طفل را به نزد ابومحمد بردم روی زانویش قرار داد و به او فرمود : فرزندم با اذن خدا سخن بگو ! طفل لب گشود و بعد از استعاذه و آغاز كلام به نام خدا فرمود : ((و نرید ان نمن …))

آنگاه سلام و صلوات بر پیامبر و ائمه هدی فرستاد و یكایكی ایشان را نام برد . سپس امام به من فرمود : او را به مادرش برگردان كه چشمش روشن شود ,و بداند وعده خدا حق است )). آن حضرت تمیز و ختنه شده متولد شد و بر ذراع فرخنده را همچنان كه از دیرباز كوشزد شده بود : جاء الحق و .. .تقویم زمان این روز فرخنده نیمه شعبان المعظم نشان می دهد . بدور از چشمان همه خفاشان شب رست روزگار با سپیده صبح نغمه حیات را متنزنم می شود .

این مولود را جز چشم ستارگان و دیده فرشتگان و مادر و عمه اش حكیمه , چشمهای دیگری نظاره گر نشد چه بسا همه چشمها در خواب بودند و ندیدند. و این راز عظیم الهی بعد از تولد نیز مكتوم می ماند و امام عسگری علیه السلام به تعداد معدودی از دوستان و شیعیان خبر می دهد و بعد از انتشار خبر ولادت آن حضرت دشمنان حصول اطلاع نموده و دوستان و شیعیان خاص كتمان می كنند و در پناه پدر پنهان از چشمهای زندگی را سپری می كند و در سن پنچ سالگی سایه پر مهر پدر افول نموده و غبار یتیمی بر سیمای ملكوتی اش می نشیند و این كودك حجت بالغه الهی می شود همچنان كه به یحیی پیامبر در كودكی حكمت داده شد و عیسی مسیح در گهواره به پیامبری برگزیده شد .

و خدا به آنجناب حكمت و فضل الخطاب (علم به تمام واژگان و زبانها) عنایت فرمود و او را آیت و نشانه عالمیان قرار می دهد . و تا پایان غیبت صغری و قطع سفارش و فوت نواب اربعه ان حضرت (عثمان بن سعید المعری ,محمد بن عثمان سعید العمری, ابوالقاسم حسین بین روی ,و ابوالحسن علی بن محمد السمری) به فاصله هفتاد سال از زمان . زعامت مسلمین را به عهده گرفته وحجت خدا بر بندگانش محسوب می شد. و به خاطر جو اختناق و خفقان حاكم برجامعه جاممعه شیعیان بر سبیل رمز ((الغریم))می گفتند و آن حضرت را مقصود داشتند و به نامهای : حجت ,قائم, مهدی, خلف صالح و صاحب الزمان نامیده می شد . پس از این مدت مدید و حصول شرایط لازم برای غیبت طولانی , عدم احساس خلاءفكری و عقیدتی در بین شیعه و رشد عقلانی و … نیابت انتصابی را به اجتهاد و فقاهت تحول می بخشد و از آن پس روی نهان ساخته و چهره در افقهای ملكوتی در هم می كشد و با نور الهی و فروغ بی پایان خویش به گرمادهی روشنی و هدایت خویش به امر خدا می پردازد تاحجت الهی بر مردم در همه عصرها و دورانها تمام گردد و روز موعود فرار رسد . و با قیام پرشورش وعده محتوم حق را محقق سازد . ((ان شاء الله الرحمن))1

برخی از ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج)
1- شبیه پیامبر (ص)
حضرت مهدی (عج) سیمایی چون سیمای پیامبر(ص) دارد در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست .
امیر المومنین (ع) روزی به امام حسین نظر افكنده به اصحاب خود فرمودند :
((در آینده خداوند از نسل او مردی را پدید می اورد كه همانام پیامبر شماست و در ویژگیهای ظاهری و سجایای اخلاقی به او شباهت دارد .))
2- زیبا و خوش صورت :
زیبایی اگر به اعتدال و تناسب اعضای چهره یا به گیرایی نگاه و نورانیت صورت و جذابیت آن باشد همگی در وجود نازنین یادگار پیامبر (ص) به ودیعت نهاده شده است .
3- گشاده پیشانی :
پیشانی بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش می افزاید و چنان نوری بر چهره و جبین او پیداست كه سیاهی موهای سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار می دهد .
4- میانه قامت :
قامتی نه دراز و بی اندازه و نه كوتاه برزمین چسبیده دارد بلكه اندامش معتدل و میانه است .
5- دارای دو خال مخصوص :
خالی بر چهره دارد كه بر گونه راستش همچون دانه مشكی میان سفیدی بر صورتش می درخشد و خالی دیگر بین دو كتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد .
درباره شمایل ظاهری امام زمان (عج) پاره ای صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب می توان بدست اورد :

• آن حضرت رنگی سپید كه آمیختگی مختصری با رنگ سرخ دارد .
• از بیداری شب ها چهره اش به زردی می گراید .
• چشمانش سیاه و ابروانش به هم پیوسته است و در وسط بینی او بر آمدگی كمی پیداست .
• میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش كم است .
• میان دو كتفش عریض است و شكم و ساق او به امیر المومنین (ع) شباهت دارد .
• در وصف او وارد شده : ((المهدی طاووس اهل الجنته . وجهه كالقمر ادری علیه جلابیت النور )) .
((حضرت مهدی علیه السلام طاووس اهل بهشت است , چهره اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه هایی از نور بر تن دارد )).
((اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده و اكحل ناظری بنظره منی الیه )) .
((بار خدایا ! آن جمال با رشادت و پیشانی نورانی ستایش شده را به من بنمایان و چشمم را به نگاهی به او سرمه كن )).

غیبت امام زمان (عج)
غیبت امام زمان (عج)از وقتی كه پیشوای یازدهم شیعیان حضرت عسكری (ع) در سال 260 هجری قمری در گذشت و مقام امامت و رهبری امت به فرمان خداوند بزرگ به فرزند ارجمند وی حضرت مهدی موعود (عج) منتقل شد دشمنان امام برای قتل حضرت كمر همت بستند و لذا به فرمان الهی بعد از تدارك مراسم به خاك سپاری پدردر سرداب منزل غایب گردید .

غیبت امام زمان (عج) به دو مرحله تقسیم گردید : مرحله كوتاه ,كه بدان غیبت صغری گفته اند و مرحله دراز مدت ,كه بدان غیبت كبری گفته می شود . ((غیبت صغری)) از سال 260 كه سال وفات امام عسكری (ع) است , آغاز گردید و در سال 329 كه سال وفات آخرین نماینده اوست پایان یافت .

این غیبت از دو جهت محدود بود : 1- جهت زمانی 2- جهت شعاعی .
از نظر زمانی بیش از 70 سال (69 سال و شش ماه و پانزده روز) به طول نینجامید و از این رو ((عیبت صغری )) نامیده شد . و از نظر شعاعی نیز این غیبت , غیبتی همه جانبه نبود و شعاع و دامنه آن محدود بود یعنی در طول مدت 0 7ساله این غیبت اگر چه امام زمان از نظرها پنهان بود لیكن این غیبت وپنهانی , نسبت به همه كس نبود بلكه كسانی بودند كه به صورتی با امام در تماس بودند . و اینان نایبان خاص امام بودندو كارهای مردم را می گذارنیدند نامه ها و سئوالات مردم را به نزد مامام می بردند – یا می فرستادند – و پاسخ امام را به مردم می رساندند . و گاهی گروهی از مردم به وسیله آن نایبان خاص به دیدار امام دوازدهم (عج)راه میافتند .

البته برخی از مورخین آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت امام مهدی (عج)به شمار آورده اند یعنی از سال 255 آغاز و درسال 329 ختم شده كه با این حساب دوره غیبت صغری 75 سال خواهد شد . از این رو امام زمان (ع) بنا بر قول مشهور هنگام غیبت كبری یك انسان كامل 75 ساله بودند . ولی پس از در گذشت آخرین سفیر خصوصی آنحضرت این راه نیز به روی مردم بسته شد و فقهای اسلام به عنوان مرجع رسمی و نایبان عام حضرت در امور دینی و دنیوی معرفی شدند و به خاطر بسته شدن همه تماسهای خصوصی و طولانی بودن زمان غیبت نام آن را غیبت كبری نهاند .

امام صادق (ع) در این رابطه فرموده است : ((حضرت قائم (عج) دو غیبت دارد : یكی طولانی (كبری ) و دیگری كوتاه (صغری) .))
در واقع ((غیبت صغری)) مقدمه ((غیبت كبری)) و زمینه سازی برای آن بود . و اگر یك مرتبه غیبت كبری واقع می شد باعث تعجب و حتی انكار عده ای واقع شده و موجب انحراف افكار مردم می گردید و قبول قطع رابطه مستقیم با امام (عج) چنانچه در غیبت كبری واقع شده برای اكثر مرم دشوار بود .
اما حضرت در مدت 70 سال غیبت كوتاه به وسیله نیبان خاص خود با مردم ارتباط برقرار می كرد و حتی به بعضی از افراد اذن زیارت می فرمود تا به تدریج ایشان را با غیبت طولانی خود آشنا و مانوس گرداند .

همچنین از روایات چنین استفاده می شود كه علت و فلسفه واقعی غیبت آن امام بر بشر پوشیده است و جز خدا و پیشوایان معصوم علیهم السلام كسی نیست به آن اطلاع كافی و كامل ندارد . چنانچه عبدالله بن فضل هاشمی روایت كرده كه از حضرت صادق شنیدم می فرمود : صاحب الامر غیبتی دارد كه ناچار از آن است به طوری كه اهل باطل در آن تردید می كنند .

عرض كردم : یابن رسول الله ! چرا غیبت می كند ؟ فرمود : به علتی كه به ما اجازه نداده اند آشكار سازیم . عرض كردم : چه حكمتی در غیبت اوست ؟ فرمود : همان حكمتی كه در غیبت سفیران و حجتهای پیش از او بوده است حكمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او چنان كه حكت سوراخ كردن كشتی توسط خضر و كشتن آن بچه و تعمیر دیوار برای حضرت موسی (ع) ظاهر نگشت مگر موقعی كه خواستند از هم جدا شود .
این روایت و روایات دیگر مثل این اشاره دارد كه علت واقعی غیبت حضرت را نمی توان گفت و هر سبب و علتی كه بیان می گردد هر چند می تواند علت باشد امام علت حقیقی نیست .

اما بعضی از علل غیبت حضرتش را كه می توان با اسناد به روایات ذكر نمود بدین ترتیب می باشند :
1- امتحان و آزمایش : غیبت آن حضرت سبب می شود تا نفاق پنهان عده ای آشكار شود و ایمان حقیقی محبان وشیعیان واقعی امام (ع)در كوره ولایت امام غایب از ناخالصی ها و دورویی ها و سست مایه ها جدا وآكنده شود و در یك كلام مومن از منافق معلوم گردد .
جعفر جعفی گوید : به امام باقر (ع)عرض كردم : فرجشان كی خواهد رسید ؟ فرمود (( هیهات ,هیهات ! فرج نخواهد رسید تا شما غربال شوید ( و سه بار تكرار كرد) و افراد آلوده بروند و افراد پاك و مخلص باقی بمانند )) .

و نیز موسی بن جعفر (ع) فرمود (( هنگامی كه پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد مواظب دین خویش باشید تا مبادا كسی شما را از دین خارج كند ای پسرك من ‍! برای صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد بود به طوری كه عده ای از مومنین از عقیده خود برمی گردند همانا خدا به وسیله غیبت بندگانش را امتحان می نماید .))
2- بیعت نكردن با ستمكاران : در روایات متعددی یكی از علل غیبت امام (ع) عدم بیعت با كسی بیان شده است . حسن بن فضال می گوید : علی بن موسی الرضا(ع)فرمود : گویا شیعیانم را می بینم كه هنگام مرگ سومین فرزندم (امام عسكری) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند اما او را نمی یابند . عرض كردم كه به چه دلیل؟ فرمود : زیرا امامشان غایب می شود عرض كردم : چرا غایب می شود ؟ فرمود : برای اینكه وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت كسی در گردنش نباشد .

3-ترس از گزند دشمنان : گفته شد كه با تولد مهدی موعود (عج) همه ستگران و ظالمان به وحشت افتادند و از انجا كه مرگ و انقراض حكومت ظالمانه و اعمال غیر انسانی خود را در دست پرتوان امام (عج) می دانستند و می دانند لذا جان امام مهدی (عج) تهدید می شود لذا در روایات یكی دیگر از علل غیبت حفظ جان جضرتش از تعرض و گزند دشمنان ذكر شده است . چنانچه زراره بن اعین از امام صادق (ع) روایت كند كه فرمود : ای زاره ! قائم ما ناچار از این است كه غیبت كند.عرض كردم : برای چه ؟فرمود : از جان خود بیم و ترس دارد . پس حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد .

البته بدیهی است كه این تماس با عدم اراده خداوند به ظهور آن حضرت توام است و گرنه او نیزمانند پدران بزرگوارش از كشته شدن در راه خدا ترسی ندارند .
شیخ طوسی (ره) می نویسد: هیچ علتی مانع از ظهور آن حضرت نیست جز اینكه می ترسد كشته شود . زیرا اگر جز این بود جایز نبود كه پنهان شود بلكه ظاهر می گشت و هر گونه ناراحتی و آزاری را متحمل می شد . زیرا مقام رفیع امامان و همچنین انبیای عظام و بزرگواری آنها به واسطه ناملایماتی بود كه دراین راه دین خدا متحمل می شدند .

وظایف و تكالیف شیعیان در دوران غیبت امام زمان (عج)
با توجه به احادیث خاندان وحی در عصر غیبت وظایف و تكالیفی برای شیعه مشخص و معین نموده اند كه بخشی از آنها بدین ترتیب است .
1- معرفت و شناخت آن حضرت : یكی از وظایف شیعه نسبت به امام زمان (عج) به دست آوردن شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب وعلائم حتمی ظهور او می باشد . زیرا آن حضرت امام واجب الاطاعه, وبر هر كس كه اطاعتش واجب است باید صفاتش را بشناسد تا با شخص دیگری كه مقام او را به دروغ و ستم ادعا می كند اشتباه نگردد .بنابراین شناخت و دانستن صفات مولایمان حضرت حجت (عج) واجب است .

2- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
3- محزون بودن از فراق آن حضرت : این امر یكی از نشانه های دوستی و اشتیاق به امام است . امام رضا (ع) می فرماید : چه بسا زنان جگر سوخته مومنه و چه بسیار مردان مومن جگر سوخته خواهند بود آنگه كه (ماء معین) امام زمان مفقود و غایب گردد .
4- دعا كردن برای آن حضرت
5- صدقه دادن به نیابت از آن حضرت : این امر نشانه مودت و دوستی آن جناب ولایت اوست .
6- حج رفتن به نیابت آن حضرت : این كار بین شیعیان در روزگار قدیم متداول بوده است . حاجیان معمولاً در مراسم عبادی – سیاسی حج بعد از انكه اعمال واجب خود را انجام دادند سعی می كنند اعمال حج را به نیابت از طرف محبوبترین افراد خود نیز انجام دهند . حضرت مهدی (ع) كه محبوبترین افراد نزد شیعیان است هر كس شایسته تر است كه به نیابت از آن حضرت حج به جای آورده شود .و به طور مسلم این عمل باعث می شود كه حج خود او نیز بیشتر مورد قبول حق تعالی قرار گیرد . ولی باید توجه داشت كه پول حجی كه نیابتاً از امام زمان (عج) انجام می گیرد حتماً پاك و بدون شبها باشد .

7- قیام هنگام شنیدن نام آن حضرت : شایسته است یك شیعه واقعی هر گاه نام مبارك آن حضرت خصوصاً ((قائم)) برده می شود برخیزد و به احترام آن امام تمام قد بایستد چنانچه سیره بعضی از امامان معصوم – علیهم السلام – ما چنین بوده است .
8- دعا برای حفظ ایمان :چون عصر غیبت خطرات بسیار و اموراج خطرناكی خانه دل انسان را تهدید می كند لازم است كه ضمن تلاش جدی برای تخلق به اخلاق الهی دست به دعا بلند كرد و از خداوند استمداد نمود .
9- سعی در اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منكر : از جمله وظایف مهم شیعیان و شیفتگان جضرت حجت (عج) اصلاح جامعه خود است . البته بدیهی است كه كسی می تواند در رابطه این امر موفق باشد كه خودسازی را مقدم بردیگر سازی بداند و به خود بیشتر بپردازد . سعی و تلاش در راه اصلاح دیگران و مبارزه با كجرویها و فسادها و اهتمام به امر به معروف و نهی از منكر به منظور اصلاح جامعه و تربیت انسانهای صالح و شایسته وظیفه عاشقان در عصر غیبت است .
10- تزكیه و خودسازی ك پاكسازی درون از صفات پلید و زیور دادن آن به وسیله اخلاق پسندیده از جمله وظایف زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) از این جهت است كه درك فضیلت صحبت او و قرار گرفتن دراعداد اصحاب آن جناب بستگی به آن دارد .

انتظار (حركت در سایه صلاح و …)2
بحث انتظار فرج یك بحث دینی , فلسفی,اجتماعی و اسلامی است ,پیام نوربخش قرانی و پیروز طی نهایی ایمان است . تبلور امید و قوت و غلبه حتمی صالحان و پرهیزكاران و قطع دست ستمگران برای همیشه برای همیشه از تاریخ است . نوید آینده درخشان و سعادت بشر در سایه حكومت عدل گستر بزرگ دادگر جهان است . ایمان به ظهور منجی ایمان به زیبایی و عشق به همه نیكیهاست بدون باور این ظهور پیروز و امید بخش ابعاد روح انسان محكوم به شكست است ,زیرا علاقه انسان به كمال نیكی ,عدالت,زیبایی, احسان , و فضیلت و … علقه و علاقه ای است , اصیل وجاودان و انتظارظهور بزرگ مصلح جهانی آخرین نقطه اوج و عروج این عواطف و احساسات پاك انسانیست . و این عشق واسطه تبین اصل مساله انتظار نخست به نوع سازنده , نیروبخش و اصلاحگر,سپس به نوع مخدر و ویرانگر آن نظری می افكنیم .
الف – انتظار سازنده :
انتظار گوشزد شده در تعالیم اسلامی با اعتقاد به ولایت ائمه در هم آمیخته و با دخالت در سرنوشت و اصلاح امور اجتماعی با جهاد و مبارزه و پادیاری توام است . از این دیدگاه انتظار نوعی آینده نگری و دور اندیشی است . و این مفهوم را می رساند كه شخص منتظر از وضع موجود نگران و چشم به راه بهبود است . یعنی : عنصر ((نفی)) و ((اثبات)) را در درون خود می پروراند . وضع موجود و نابسامانی را ((نفی)) و ساماندهی اوضاع را در درون خود می پروراند وضع موجود و نابسامان را نفی و ساماندهی اوضاع را در آینده ((اثبات )) می كند . و حكایت از روح سازندگی و عامل تحرك و بیداری وكسب آمادگیهای روحی ومعنوی وجسمی و مادی است . چون همیشه انتظار مرداف با آمادگی كامل بوده است. مثلاً : انتظار سال تحصیلی سال جدید فصل كاشت و برداشت ازدواج تولد آمدن میهمان ومسافر و … همگی نشان از رغبت و شور وشوق و فراهم نمودن مقدمات و سبب آمادگی را به همراه دارد .

از این رو در بعضی از روایات ((انتظار)) به عنوان بالاترین عبادتها معرفی شده است همچنین در حدیثی از پیامبر می خوانیم : بهترین و بالاترین اعمال امت من انتظار ظهور است . و در روایت دیگر امام شخص منتظر را به منزله شمشیر زنی در راه خدا معرفی می كند و همانند كسی می داند كه در غزوات همراه پیامبر بوده و به درجه شهادت و فوز عظیم نایل آمده باشد .انتظار عامل ریشه دار شدن و قریحه ذاتی در امید بخشیدن به اصلاح نهایی است . و موجب می شود در فساد محیط و آشوب روزگار منتظران محو نگردند و با میل و رغبت برای حفظ پاكی خود و اصلاح دیگران در تلاش مستمر باشند انتظار سازنده مایه ستیز با یاس و درخشش نور امید است گرچه دنیا تاریك و سیاهی شدت یابد .
هر چه فساد و تباهی فزونتر امید فرج بیشتر
وعده وصل چون شود نزدیك آتش عشق تیزتر گردد .
ب : انتظار ویرانگر
” انتظار واقعی ” و مد نظر اسلام این معنی را در اذهان زنده می كند كه : هدف از انتظار , اصلاح , كسب آمادگی ,تشنگی محیط, شور و شوق است . هدف نهایی اصلاح است . نه افساد نه تسریع و دامن زدن به شرارت وجنایت و تباهی و بر خلاف این هدف متعالی و سازنده برخی معتقدند باید ظلم و زور را دامن زنیم و آتش فساد را مشتعل سازیم . و گروهی دیگر این اندیشه ناصواب و التفاطی را دامن زده می گویند :اگر شرایط ظهور این انقلاب عظیم ظلم و فساد است پس چرا با اصلاح به تاخیر افكنیم ؟ دامن آلودن به شرارت موجب تسریع خواهد بود ! دامن آلودن به شرارت موجب تسریع خواهد بود! و در این باورند كه , اگر باطل یكه تاز عرصه جهان شد حقیقت رخت بر بست اهل حقیقی یافت نشد . فساد و فحشا اشاعه یافت تبعیض و بیدادگری حكمفرما شد ,آنگاه دست غیبت برای نجات بشر از آستین ابر مرد تاریخ مصلحان و عدالت خواهان بیرون آمد و سر انجام جهان را به خیر و صلاح سوق میدهد . ایشان هر نوع ظلم و فساد را مقدمه صلاح كلی هم فال و هم تماشا می پندارند .گناه هم لذت و كامجویی دارد و هم راه انتقلاب نهایی و مقدس را هموار می سازد . و این شعار پر طنین را در هر مكان و موقعیت صلا می دهد :

در دل دوست به هر حیله رهی باید كرد
طاعت از دست نیاید گنهی باید كرد

علایم و مقدمات ظهور امام زمان (عج)
علائم ظهور به دو دسته تقسیم می شوند : علائم حتمی و علائم غیر حتمی .چنانه فضیل بن یسار از امام باقر (ع)روایت كرده كه می فرماید : ((نشانه های ظهور دو دسته است : یكی نشانه های غیر حتمی و دیگر نشانه های حتمی ,خروج سفیانی از نشانه های حتمی است كه راهی جز آن نیست)).
منظور از علائم حتمی آن است كه به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود . ومقصود از علایم حتمی آن است كه حوادثی به طور مطلق و حتم از نشانه های ظهور نیست بلكه مشروط به شرطی است كه اگر آن شرط تحقق نمی یابد . و لذا مسلم است علائمی كه در مورد حتمی بودن آنها شكی نداشته باشیم احتمال رخ دادن آنها نیز وجود دارد .

و اما علائم غیر حتمی بسیارند كه به قسمتی از یك رویت از امام صادق (ع) اكتفا می كنیم در این روایت چنان روی علایم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گویی این پیشگویی مربوطه به 13یا 14 قرن پیش نیست بلكه مربوط به همین قرن است و امروز كه بسیاری از آنها را با چشم خود می بینیم قبول می كنیم كه براستی معجزه آساست .
1- هر گاه دیدی كه : جق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند .
2- و دیدی كه : ظلم و ستم فراگیر شده است.
3- و دیدی كه : قران فرسوده و بدعت هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است .
4- و دیدی كه : مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند .
5- و دیدی كه : شخص بدكار دورغ گوید و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی كند .
6- و دیدكه : بچه ها به بزرگان احترام نمی گذارند .
7- و دیدی كه : قطع پیوند خویشاوندی شود .
8- و دیدی كه : نوجوانان پسر , همان كنند كه زنان می كنند .
9- و دیدی كه : زنان با زنان ازدواج نمایند.
10- و دیدی كه : كافر به خاطر سختی مومن شاد است .
11- و دیدی كه : شراب را آشكار می آشامند و برای نوشیدن آن كنار هم می نشینند و از خداوند متعال نمی ترسند .
12- و دیدی كه : خانه كعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده می شود .
13- و دیدی كه : مرد به خاطر همبستری به همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد.
14- و دیدی كه : مسجد ها طلا كاری (زینت داده ) شود .
15- و دیدی كه : نماز را سبك شمارند .
16- و دیدی كه : قبرها را بشكافند و آنها را اذیت كنند .
17- و دیدی كه : با حیوانات آمیزش می شود .
18- و دیدی كه : آلات موسیقی و لهو در مدینه و مكه آشكار گردد .
19- و دیدی كه : مردم ومانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی به جا می آورند و كسی از ترس مردم از آن جلوگیری نمی كند .
20- و دیدی كه زنها برمسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود.
21- و دیدی كه : به وسیله شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن را تجویز كنند.
22- و دید كه : برای اذان و نماز مزد می گیرند .
23- و دیدی كه : دقت (اول) نمازها را سبك بشمارند .
24- و دیدی كه : نشانه های برجسته حق ویران شده است در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه از خطرات گناه تجویز بدهد .
این بود قسمتی از روایت امام صادق (ع) كه به ذكر گوشه ای از مفاسد جهان در آینه قیام و انقلاب بزرگ مهدی (عج) فراگیر خواهد شد . چنانچه این مفاسد در جوامع كنونی بخصوص جامعه غرب مشهود است .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی شبكه‌های فشار ضعیف و 20 كیلوولت و راههای پیشگیری از حوادث آنها در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی شبكه‌های فشار ضعیف و 20 كیلوولت و راههای پیشگیری از حوادث آنها در word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی شبكه‌های فشار ضعیف و 20 كیلوولت و راههای پیشگیری از حوادث آنها در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بررسی شبكه‌های فشار ضعیف و 20 كیلوولت و راههای پیشگیری از حوادث آنها در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بررسی شبكه‌های فشار ضعیف و 20 كیلوولت و راههای پیشگیری از حوادث آنها در word :

حوادث ناشی از اینكه شبكه‌ها از دو نظر قابل بحث می‌باشد
1ـ خسارت سنگین كه به تأسیسات بر اثر حوادث وارد می‌شود
2ـ خسارات نیروی انسانی مثل فوت، نقص عضو، معلولیت و سوختگی فصل مشترك بین این دو دسته خسارات خطای اپراتور می‌باشد.اگر بخواهیم انسانها را در برابر برق دسته‌بندی كنیم به دو دسته برخورد می‌كنیم: الف) عامه مردم كه نسبت به برق آگاهی ندارند. ب) پرسنل شركت برق و برقكاران صنایع كه جانشان در گرو آگاهی و اطلاعات فنی و تمركز حواسشان است.

چون سال به سال شبكه ها گسترده‌تر می‌شود به همین نسبت خطرات آن نیز بیشتر می‌شود چون مردم باید مصداق كلمه برق خادم خوب و قاتل بی‌رحم را بشناسند و آموزش، سنگ بنای تكنولوژی و صنعت پیشرفته دنیای امروز است البته در مرحله اول تشكیل كلاسهای آموزشی و دانش شغلی كه مطابق استانداردهای بین‌المللی باشد باید اجرا شود و در مرحله بعد نوبت به اجرای قاطعانه قوانین و انظباتات می‌رسد كه نباید از هیچ خطایی هرچند كوچك چشم‌پوشی كرد.

در تحلیل اتفاقات ناشی از برق بیشترین حوادث كه در سالهای اخیر به طرز تأسف‌باری زیاد شده است مربوط به سیستم 20كیلوولت می‌باشد كه بیشتر این حوادث در ساعات غیر اداری و روزهای تعطیل بوقوع پیوسته كه این موضوع را ثابت می‌كندكه اصول وقوانین و اجرای دستورالعمل‌ها در این اوقات رعایت نمی‌شود . پیاده كردن سیستم‌های لاتین نیز ضایعات پرسنلی را بمراتب كمتر می كند چرا كه اپراتور مجبور است برای حفظ جان خود هم كه شده از مرغوبترین نوع وسایل ایمنی فردی و گروهی تست‌شده بنحو احسن استفاده كند و خود را در بهترین شرایط روحی و بدنی قرار دهد .

نكته دیگر در این زمینه اجرای شبكه‌های زمینی و كابل‌های خودنگهدار و شبكه الی‌آرم به طریق اضافه‌كردن كراس آرم كمكی در زیراكس آرم اصلی در كوچه‌های هم‌عرض می‌باشد كه فرد برقكار براحتی می‌تواند روی آن مستقر شود و طناب كمربند ایمنی خود را بر كراس آرم بالایی ببندد و به آسانی مشغول به كار شود و نیز نصب پایه‌های ترانسفورماتور بصورت دروازه‌ای و رفع خطركردن از كراس آرم و سكوی كت اوت 20 كیلوولت از روی فضای پشت‌بامهای مجاور ترانسفورماتورها می‌باشد

و داخل دیگر مربوط به عبور خطوط 20 كیلووات از پیچ و خم كوچه های هم عرض است كه می‌توان بجای كراس آرم دِدِاند و مقره بشقابی از مقره‌های آویزی بدون كراس آرم با آرایش عمودی كه به تیر بسته می‌شوند استفاده نموده جهت دستیابی به یك شبكه خوب باید در طراحی و انتخاب تجهیزات و سپس اجرای طرح ها از متدهای كاملاً فنی و اقتصادی بهره گیری كرد و با یك برنامه‌ریزی دقیق و مشخص و همراه با سرویس و نگهداری صحیح از حوادث و اتفاقاتی كه منجر به خاموشی ناخواسته می‌گردد حتی‌الامكان جلوگیری شود.

لذا جهت كاهش میزان خاموشی های قابل پیشگیری كه خسارات جانی و مالی زیادی را در بر دارد موارد زیر توصیه می‌شود:
1ـ مطالعه وطراحی صحیح وبهینه روی شبكه توزیع
2ـ استفاده از تجهیزات مناسب واستاندارد شده بر اساس وضعیت هر منطقه
3ـ نوسازی بر روی شبكه ها بر اساس روشهای استاندارد شده از قبیل استفاده از جدول نصب وایستایی شبكه و پایه

4ـ بهینه نمودن روش تهیه نقشه های مسیر ها ونقاط مانوری توسط كامپیوتر و تشكیل بانكهای اطلاعاتی و آموزش دادن پرسنل مربوطه .
5ـ جمع آوری ومطالعه مداوم روی سیستمهای حفاظتی موجود روی شبكه‌ها و پستهای توزیع برق
6ـ بكارگیری امكانات وابزار آلات مناسب بمنظور ایمنی پرسنل وتجهیزات
7ـ استفاده از فیوز و المنتهای مناسب واستاندارد شده با در نظر گرفتن كردینه شبكه و انشعابات مربوطه
8ـ برنامه ریزی در جهت سرویس و آزمایش سالیانه روی تجهیزات و رله های عمل كننده
9ـ مطالعه وبكار گیری روشهای علمی جهت جلوگیری از فرسودگی تجهیزات شبكه

10ـ ارائه آموزشهای فنی و ایمنی تخصصی به پرسنل مربوطه و تامین جانی و مالی آنها
11ـ پاسخگو بودن مسئولین زیربط در كلیه موارد
12ـ بكارگیری دستورالعملهای لازم و اجباری ایمنی و فنی و تخصصی
13ـ استفاده از مجوز انجام كار مناسب قبل از شروع بكار گروههای تعمیراتی و نوسازی
14ـ وجود واحد كنترل‌كننده كار مطابق مجوز انجام كار

میزان امپدانس بدن در ولتاژهای فشار ضعیف
خطرهایی كه در اثر برق گرفتگی پیش‌می‌آید به عواملی چون مقدار جریان، مدت عبور جریان امپدانس بدن، سطح تماس، ولتاژ و فركانس بستگی دارد.
برق‌گرفتگی عمدتاً در دو مورد ممكن است پیش‌آید. 1ـ تماس شخص با سیم برق‌دار 2ـ تماس با جسم رسانایی كه برق‌دار شده‌باشد كه به دو صورت بوجود می‌آید یكی در مدار باز ولتاژ 220 ولت كه معمولاً در محل كار و خانه وجود دارد و دیگر یك شیء فلزی كه خوب زمین نشده باشد و در معرض میدان مغناطیسی ناشی از خطوط هوایی انتقال نیرو قرار گیرد.

امپدانس بدن:طی بررسیهای بعمل‌آمده وقتی مسیر جریان، موازی محور تقارن بدن باشد خطرناك‌ترین حالت می‌باشد كه بصورت ورود از كف دست و خروج از كف پا می باشد و شدت جریان، مدت دوام فركانس آن بر میزان این آسیبها تأثیر می گذارد. مقاومت كلی بدن تشكیل‌شده از مقاومت پوست و مقاومت داخلی بدن كه عوامل بسیاری از جمله میزان رطوبت سلامت پوست، وضع جسمانی و مساحت سطح تماس در مقدار مقاومت كلی بدن تأثیر قابل ملاحظه‌ای دارد. مقاومت متوسط بدن در رطوبت كاهش می یابد و نیز در افراد عضلانی مقاومت نسبت به افراد چاق و افراد با پوست سالم كمتر است. در مدار فشار ضعیف و فركانس معمولی مقاومت اصلی بدن همان مقاومت سطح تماس بدن و سیم برق است .

حال آنكه در مدار فشار قوی چون ولتاژ فوراً باعث شكافتن پوست می‌شود تنها مقاومت داخلی بدن جریان را محدود می‌كند . با افزایش فركانس پوست بصورت شنت خازنی درآمده و بیشتر جریان از سطح بدن عبور می‌كند و خطر مرگ ناشی از آسیب اعضا‌ء داخلی بدن كاهش می‌یابد‌،‌ بنابراین در ولتاژ DC مقاومت بدن بیشتر از ولتاژ AC است .

آستانه های جریان :
چون عامل تعیین كننده شدت برقگرفتگی میزان جریان است نه ولتاژ به همین خاطر به چهار آستانه جریان اشاره می‌شود كه شامل :
1- دریافت : این حد جریانی است كه در آن انسان احساس سوزش خواهد كرد كه برای زفان بین 27/0 تا 88/0 میلی آمپر و برای مردان بین 4/0 تا 39/1 میلی آمپر است .
2- رهایی : در این حد جریانی احساس سوزش به احساس ناراحتی همراه با گرفتگی عضلات تبدیل می‌شود تا جایی كه فرد قادر به رها كردن سیم برقداری كه در دست گرفته نیست و این بیشترین جریان بی خطر است كه فرد می‌تواند تحمل كند كه در مردان 9 میلی آمپر و برای زنان 6 میلی آمپر می‌باشد .

3- آستانه فلج تنفسی : در این جریا ن شخص كنترل ماهیچه های اصلی بدن را از دست می‌دهد و اگر جریان از عضلات تنفسی عبور كند آنها را از كار انداخته و باعث قطع تنفس می‌گردد و شدت آن 30 میلی آمپر است
4- آستانه تشنج قلبی: اگر جریان افزایش یابد قلب از كار افتاده و دچار تپش غیر قابل كنترل می‌شود و اگر جریان در حال گذر از حالت انقباض به حالت استراحط از قلب عبور كند تشنج قلبی رخ می‌دهد كه مقدار آن

كهt همان زمان عبور جریان از بدن می‌باشد
حدود ولتاژ بی‌خبر: سوانح برق گرفتگی مختص برق فشارقوی نبوده و در ولتاژ 50 تا 65 ولت با فركانس معمولی نیز می‌تواند مرگبار باشد. اگر مدت‌تماس افزایش‌یابد گرمای حاصل از جریان برق تاولهایی را در سطح پوست ایجاد می‌كند كه باعث كم‌شدن مقاومت پوست‌شده و امكان تشنج قلبی را بالا می‌برد. ولتاژ بی‌خطر در فركانس 60 هرتز برای 5/99% مردان بزرگسال 2/10 ولت است

و مقاومت بدن در حالت مربوط برای مردان 130 اهم و برای زنان 1700 اهم و برای كودكان 2266 اهم است و كمترین ولتاژ ثبت‌شده 20 ولت و مقدار متوسط آن 8/27 ولت است و مقدار مقاومت بدن بطور متوسط 3560 اهم است بطور كلی چهار عامل بر روی شدت برق‌گرفتگی مؤثرند كه عبارتنداز: 1ـ ولتاژ 2ـ جریان 3ـ مدت عبور جریان از بدن 4ـ مقاومت بدن.
چگونگی ایجاد اتصال زمین مطمئن و نقش آن در حفظ جان موجودات زنده و تأسیسات الكتریكی

انواع زمین‌كردن:1ـ زمین‌كردن حفاظتی 2ـ زمین‌كردن الكتریكی
زمین‌كردن الكتریكی: در ابتدای پیدایش برق آلترناتورها و ترانس‌ها بصورت نوترال مجزا یا زمین نشده‌بودند ولی با افزایش ولتاژ آنها جریان‌ها در حالت اتصال یك فاز به زمین متناوباً خودبخود قطع و وصل می‌شد و در محل اتصالی جرقه‌ای ایجاد می‌نمود كه باعث قطع مدار توسط رله‌های حفاظتی می‌گردد از مزایای این كار اینست كه همه بدنه‌های فلزی دستگاههای برقی را می‌توان به زمین متصل نمود تا هیچگاه پتانسیلی به بدنه فلزی دستگاه و زمین برقرار نشود و از معایب این سیستم اینست كه شخصی كه روی زمین قرار دارد در صورت تماس با یكی از فازها دچار برق‌گرفتگی می‌شود كه برای جلوگیری از آین كار سیم‌های گرم را عایق‌بندی می‌نمایند.

زمین‌كردن حفاظتی:كلاً اتصال بدنه فلزی دستگاههای برقی كه در حالت عادی جریان برقی حمل نمی‌كنند به زمین را زمین‌كردن حفاظتی گویند. در این قسمت بدنه تجهیزات الكتریكی مثل ترانس‌ها كلیدهای قدرت و دستگاههای دیگر زمین می‌گردند تا در این حالت در اثر خواب‌شدن عایتهای تجهیزات و ولتاژ ناشی از صاعقه بدنه تجهیزات فوق اگر برقدار گردد برای افرادی كه با این دستگاهها بطور مستقیم یا غیرمستقیم سروكار دارند حادثه‌ای اتفاق نیفتد.
حفاظت باید از طریق ایجاد مسیری با امپدانس كم برای جریان انجام‌شود و تنها در حالی كه امپدانس كل مدار در صورت اتصال بوجود می‌آید از حد متعارف كمتر باشد وسایل حفاظتی مدار را قطع و رفع خطر كند.

زمین: زمین از موادی تشكیل‌یافته است كه غالباً هادی الكتریسیته می‌باشد و مقاومت زمین به نوع خاك، تركیبات شیمیایی و رطوبت دارد.
اثر رطوبت روی مقاومت زمین: رطوبت اثر بسیار زیادی روی مقاومت اتصال زمین دارد اگر نسبت رطوبت خاك بیش از 20درصد باشد مقاومت مخصوص تغییر زیادی نمی‌كند ولی در رطوبت كمتر از 20درصد مقاومت مخصوص با كاهش رطوبت به شدت زیاد می‌شود. كلاً رطوبت خاك در فصول خشك 10 درصد و در فصول مرطوب به 35 درصد می‌رسد. در زمینهای سنگ‌لاخی چون لایه‌های سنگ رطوبت را در خود نگهداری می‌كنند اگر عمق میله اتصال زمین حدود 3 متر یا بیشتر باشد مقاومت اتصال زمین خوبی خواهیم‌داشت.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله نگاهی به سیره های پیامبر اعظم در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله نگاهی به سیره های پیامبر اعظم در word دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله نگاهی به سیره های پیامبر اعظم در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله نگاهی به سیره های پیامبر اعظم در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله نگاهی به سیره های پیامبر اعظم در word :

نگاهی به سیره های پیامبر اعظم
مقدمه : ظهور نور
شب یخبندان زمین بود جهان راغباری از جهل ونومیدی فرا گر فته بود واندیشه های گمراه در زمین روان بود ند بت ها در هیبت های گوناگون سر بلند می کردند انسان ها بسان رمه های بی شبان در کج راهه های بی مقصود زمین سر گردان بودندبیش از همه سر زمین سوخته حجاز بود که در اتش ایین های پوسیده جاهلی می سوخت آسمان را خورشیدی دو باره می بایست تا ذوب کند یخبندان زمین را کی خواهد امد ان پیام اور اخلا ق وسعادت تا جان های تشنه را با فرمان های زلال اسمانیش سیراب کند همان رسولی که پیامبران پیشین وعده امدنش را داده بودند وشب در راه رسیدن به طلوع صبح جمعه 17 ربیع اول بود مصادف با همان سالی که اصحاب فیل قصد ویرانی کعبه کردند وبه سنگ سجیل معذب شدند که ناگهان زمین لرزید جهان تیره وتار شد گویی زمین خسته از ستم در تلاتم تولدی بزرگ بود

ابلیس قصد رفتن بکرد تا خبر از این دگر گونی بگیرد که باشهاب تیر هابی نورانی رانده شد وندا امد که دیگر جایی در هیچ اسمانی ندارد ابلیس که پس از تولد حضرت عییسی ع به هفت اسمان میرفت پس از تولد ان حضرت از سه اسمان منع شده بود به یارانش گفت بگردند در زمین وعلی ن دگر گونی را که باعث منع او ا زچهار اسمان شده بود بیابند چون برفتند وبی خبر باز گشتند خود در پی ان حادثه بزرگ رفت ودر ان صبح در خشان بود که بت ها در هر جای زمین به رو افتادند ایوان کسرا بلرزید و14 کنگره ان سر نگون شد اتشکده فارس از پس 1000 سال افروختن به خاموشی گرایید دریاچه ساوه که دوران درازی مورد پرستش بود فرو رفت وخشکید وادی خشک وبرهوت “سماوه” را اب گرفت پادشاهان اقالیم زمین لال شدند وتخت هایشان واژگون شدند علم کاهنان سر نگون شد سحر ساحران باطل وندای از اسمان در گوش زمینیان طنین انداخت (جاء الحق وذهق الباطل انم الباطل کان ذهوقا ) وسر انجام چشم انتظاری به سر رسید و محمد (ص) پایان پیامبران برگزیده متولد شد شب یخ بندان زمین از خورشید وجودش گرم شد اندیشه های یخین ذوب شدند وملائک مهربان هستی پراکنده های زمین راجمع کردند تا شان انسانی در چاه جاهلیت سقوط نکند

نگاهی به سیره های پیامبر از نظر
الف : اجتماعی ب : اقتصادی ج : جهاد : مدیریتی
الف : اجتماعی : قران کریم شخصیت پیامبر اسلا م را ” اسوه” معرفی میکند ومسلمانان را به پیروی از ایشان فرا میخواند (( لقد کان لکم فی رسول اله اسوه حسنه : پیامبر برای شما الگوی نمونه است ))

دسترسی به چنان الگوی والا مسلمانان را از تقلید های خود سری ها بی برنامگی ها ونیز سر در گمی ها در بی راهه ها نجات می دهد وانها را با را ه ورسم درست زنگی اشنا میسازد نااشنایی با زندگانی پیشوایان اسمانی سبب می شود مسلمانان از روش های دیگر متاثر شوند وراه وروش ناب اسلامی را با ادات واداب وسنن ملی وقومی غلط وانواع بدعت ها بیالایند نمونه های زیادی از این گونه اداب غلط را میتوان در زندگی مسلمانان یافت که نتیجه انحراف انها از اسلام ناب محمدی است شخصیت ملکوتی ان حضرت ان حضرت چنان است که شناخت کامل ان برای کسی ممکن نیست وحتی سخن گفتن در باره او کار بس دشواری است کسی را این توانایی نیست که در تمام زمینه ها چون او باشد اما این وظیفه همه مسلمانان است که تا جایی که میتوانند خود را شبیه او سازند ودرس زندگی را از او بیاموزند به جای پی روی از این وان واداب غلط اجتمایی ویا فر هنگ های منحط به وی اقدا کنند وتا انجا که میتوانند پا جای پای او بگزارند ما با دسترسی به چنان شخصیت والا واموزش های اسمانی او خود کفا وبی نیاز از دیگران داریم که سرمایه بزرگی برای پیشرفت است

بعد های اجتماعی :
ج
1- نماز در نظر رسول خدا (ص)
پیامبر اکرم (ص) علاقه زیادی به نماز داشت و میفرمود
(( قره عینی فی الصلوه : روشنی چشم من در نماز است ))
پیامبر اکرم نماز را به ستون چادر تشبیه کرده ومی فرمود اگر ستون چادر ثابت وپا بر جا باشد طناب ها ومیخ ها وپوشش ان پا بر جا خواهد بود وگر نه با شکست ستون هر یک از انهاد سودی نخواهند داشت از این پیام میتوان در یافت که روح دین توجه به خدا وار تباط با اوست اگر چنین توجه وار تبا طی در کار نبا شد سایر امو نیز سودی نخواهد داشت

2- تلا ش وفعالیت :
پیا مبراکرم (ص) از دوران کودکی پر تحرک وعلاقه مند به کار وفعالیت بود سراسر زندگی پیامبر اکرم وسایر پیشوایان اسلام تلاش وتحرک بود از خواب واستراحت زیاد منع میکردند وکار را وسیله رشد وشکوفایی روحی ومعنوی انسان معرفی می نمودند امام علی (ع) فر مودند : تفریحی بهتر از کار نیست یعنی کار علا وه بر اینکه وسی له تامین معاش است وبه رشد اقتصادی جامعه ورسیدن به استقلا کمک میکند رد عین حال وسیله ایجادنشاط روحی و از میان رفتن افسردگی است واذا در سلامت روانی انسان بسیار موثر است

3- سادگی و بی الایشی :
پیامبراکرم (ص) به کم ترین مقدار از نعمت های دنیا قناعت می کرد وکم مینوشید وکم میخورد وجامه ای ساده می پوشید اما در عین سادگی طر فدار فلسفه فقر نبود مال وثروت رات به سود جامعه وبرای صرف در راههای مشروع جامعه لازم میشمرد زندگی او در خانه بی تکلف واکنده از عشق وصلح ومحبت خانوادگی است از غذا هایی که به ان رغبت نمی کرد عیب جویی نمی نمود روی زمین با بی نوا یا ن غذا می خورد به یار ان خود می فرمود خوشبخت ترین مردم در نظر من مومنی است متعلقاتش کم واز نماز بهره مند باشد

4- پاکیزگی واراستگی :
پیامبر اکرم (ص) به پاکیزگی واراستگی توجه خاصی داشت خانه پیامبر با همه سادگی همیشه پاکیزه بود میفرمود محوطه جلوی خانه خود را جارو بزنید وتمیز کنید از ناشسته رها کردن ظرف های غذا وظروف اب وغذا را بدون سر پوش گذاردن نهی می کرد دستور داده بود اب ها را مطلقا الوده نسازند ودر موقع شستشوی بدن داخل نهر ها نشوند می فر مود خداوند ژولیدگی والودگی را دشمن میداند

5-عفو وگذشت :
چشم پوشی از خطای دیگران وگذشتن از حق خود از سجایای بارز پیامبر اکرم (ص) بود اما نباید فراموش کرد که ان همه عفو وگذشت همه مر بوط به مواردی بود که جنبه های شخصی داشت ولذا در مسایل اصولی وعمومی با کمال قدرت وصلابت عمل میکرد وتا احقاق حق نمی نمود ارام نمی گرفت در اجرای عدالت ودفاع از حق قاطع وسخت گیر بود توصیه وخواهش هیچ کس اور ا از اجرای عدالت باز نمی داشت

6-معاشرت با مردم :
رفتار پیامبر (ص) با مردم به قدری محبت امیز بود که مردمان اور ا برای خود پدری مهر بان ودلسوز می دانستند ودر دشواری ها ومشکلا ت زندگی به او پناه می بر دند به یاران خود میفرمود بدی های یکدیگر را پیش من باز گو نکنید زیرا دوست دارم بادلی خالی از کدورت باشما معاشرت داشته باشم هنگامی که یکی از اصحاب راغمگین وپریشان می دید با شوخی کردن اور را مسرور مساخت ومی فرمود خداوند کسی را که با ترش رویی با برادرانش روبرو شود دشمن میداند شوخ طبع وبذله گو بود اما هیچ وقت از حریم ادب ووقار خارج نمیشد ودر این کار زیاده رویی نمی کرد هر کسی به خانه ان حضرت می رفت با کمال احترام ومحبت با او رفتار می نمود تا انجا که گاهی ردا وبالا پوش خود را زیر او پهن واز حضور او بلند نمی شد تا وقتی که خود او بلند شود وقتی با مردم می نشست سعی می کرد تاانجا که می شد با انها هماهنگ شود اگر در باره امور معنوی سخن می گفتند با ان ها همراهی می نمود واگر در باره امور ظاهری ودنیوی حر ف می زدند برای اظهار مهربانی با انها هم سخن میشد

7- حقوق همسایه:
پیامبراکرم(ص) به مراعات حقوق همسایه تاکید بسیار می کرد ومسلمانان را سفارش می کرد که روابط خود را با همسایگان بر مبنای نیکی ومحبت بنیان نهند تا انجا که در غزوه “تبوک” اعلام کرد هر کس همسایه خود را ازار رسانده با ما نیاید روزی خطاب به پیروان خود فر مود هر کس به خدا وروز جزا ایمان دارد باید احترام همسایه اش را مراعات کند حرمت همسایه مانند حرمت مادر بر فرزند است

ب:اقتصادی

پیامبر گرامی اسلام برای امور اقتصادی امت خود دارای برنامه های خاصی بودند وایشان سعی می کردند که تعادل اجتماعی را میان مردم برقرار کنند وفقر را از جامعه دور کنند وطوری بیت المال را میان مردم تقسیم کنند که به همه به طور مساوی سهم برسد

بعد های اقتصادی :
1-راهی برای مبارزه با فقر :
اسلام دینی اجتماعی است وسعادت فرد را از سعادت جامعه جدا نمی داند در جامعه ای که فقر گریبان عده زیادی از مردم را گر فته باشد فرد مسلمان نباید نسبت به این نا برابر ی اجتماعی بی اعتنا باشد ونباید تصور کند که میتوان فقط با عباداتی مانند نماز وروزه به رستگاری برسند زیرا رسیدگی وتوجه به خلق خدا نیز عبادت است کمک به نیا زمندان به اندازه ای مهم است که در قران به موارد بسیار(دادن ذکات ) که سبب بهبود وضع اقتصادی جامعه وکاهش فقر میشود در ردیف (بر پا داشتن نماز) ذکر شده واین دو عبارت در کنار هم وبا هم توصیه شده است کسانی که خود غرق در ناز ونعمتند ودائما ثروت خود را بیشتر وبیشتر می کنند ودر فکر مرحومان نیستند از اسلام به دورند حضرت علی می فرمایند ” خداوند سبحان روزی فقیران را در اموال ثروتمندان معین وواجب کرده وهیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر به علت انکه ثروتمندی از حق او به نوایی رسیده وخداوند ثروتمندان را در این کار باز خواست خواهد کرد “

یکی از این راهها بر قراری مالیات هایی مانند ذکات وخمس است اما راه دیگر توصیه به انفاق است اسلام از مسلمانان خواسته تا اگاهانه بدون ترس از حکومت وقانون برای رضای خدا به مستمندان کمک کنند”انفاق”یک عمل انسانی است واسلام همان طور که برای ایجاد رونق اقتصادی انگیزه انسانی “مالکیت خصوصی را نادیده گرفت برای تعدیل ثروت ومبازره با اخلاق طبقاتی انگیزه انسانی رحم و دستگیری از هم مستضعفان را که در هر انسانی وجود دارد را فرا موش نکرده است ان کسی که انفاق میکند باید بداند هر چند یک عمل انسانی واجتماعی پسندیده انجام داد ه اما خود او در معرض یک خطر است وان خطر خود بینی است که ممکن است وی را دچار تکبر کند وبر سر ان بیچاره نیازمندی که کمک در یافت کرده منت بگذارد واو را نارا حت کند

2- بر قراری عدالت اجتماعی :
چون انسان موجودی اجتماعی است حرکت خدا جویانه او جز در سایه نظام متعادل اجتماعی امکان پذیر نیست از این رو پیا مبران که ندای “ازادی معنوی”در پرتو ایمان به خدا را سر داد ه اند فر یاد” ازادی اجتماعی” در پرتو جهاد ومبارزه را نیز بلند کرده اند پیام انبیاء این نبود که درون را اصلا ح کنید وبه برون کاری ندا شته با شید اخلا ق را بسازید اجتماع خود به خود سا خته می شد تار یخ زند گانی وقیام پیامبرا ن اکنده است از مبارزات پیامبران با نا همواری های اجتماعی مراجعه به قران کریم هیچ گونه تردیدی بر جای نمی گذارد که بر قراری عدالت اجتماعی یکی از اساسی ترین اهداف مشترک همه پیامبران بود ه است قران در عین حال که همه جا ندای توحید ویگانه پرستی سر میدهد مردم را به مبارزات اجتماعی برای به دست اوردن حقوق خود و دیگران فرا می خواند در جایی مردم را سرز نش می کند که : “وما لکم لا تقاتلونه فی سبیل اله والمستضعفین : چه می شود شما را چر ا نمی جنگید ؟ در راه خدا ودر راه مستضعفین در این ایه برای تحریک به جهاد به دو ارزش تا کید شده است یکی اینکه راه راه خداست ودومی اینکه انسان های بی پناهی در چنگال ستمگران گر فتار مانده وبه استضعاف کشیده شده اند یعنی تا کید به ایجاد عدالت اجتماعی به همین دلیل است که بیشتر مخالفین پیامبران را مستکبرین وبیشتر ترفداران انها را محرومین تشکیل داده اند

ج: جهاد :
از اغاز تمدن بشری جنگ وخون ریزی در اجتماعات انسانی وجود داشته است وبخش مهمی از تاریخ زند گی بشر در واقع تار یخ جنگ هایی است که میان ملت ها وجامعه مختلف روی داده است شک نیست که جنگ در کنار تغییرات وتحولات مهمی که در فر هنگ ها وتمدن ها ایجاد می کند از ان جهت که موجب نابودی انسانها ودستا ورد های مادی ومعنوی انها می شود پدیده ای بس نفرت انگیز ووحشت اور است
جنگ در اغاز تا سیس جامعه اسلامی نیز وجود داشته وپیامبران ویاران او در میدان های نبرد با دشمنان قدم نهاده وپیکار کرده اند مورخان مسلمان و اسلام شنا سان غیر مسلمان در باره جنگ های صدر اسلام بررسی های فرا وانی کرده ونظریه های گوناگونی ابراز داشته اند بعضی از دشمنان اسلام که می خواستند
چهره این دین را به صورتی خشن ترسیم کنند با اشاره به این جنگ ها اسلام را دین شمشیر نامیده اند وقدرت منطقی ومعنوی این دیانت را در گسترش اسلا م نادیده گرفته جنگ ها را عامل بسط وتوسعه این دین قلمداد کرده اند در سال های اولیه بعثت پیامبر وظهور اسلام که مسلمانان در مکه بودند از مشر کان اذار واذیت بسیار می دیدند اهانت وتحقیر شکنجه رفتار دائمی وعادی بسیاری از مشرکان با مسلمانان بود هر گاه مسلمین به پیامبر مرا جعه می کردند واز ایشان اجازه مبارزه ومقابله به مثل می خواستند پیامبر می فرمود هنوز به من اجازه جهاد داده نشده است

در بینش الهی واسلامی همواره در طول تاریخ در گیری ومبارزه بین حق وباطل وهواخواهان این دو جنبه در جریان شده است انگیزه اصلی حق وباطل در درون خود انسان ها وجود دارد وبه صورت لهیب های خود پرستی سود جویی هوس بازی یا در برابر ان به صورت تمایلات عالی :خدا جویی حق طلبی عدالت خواهی و; تجلی می کند گرایش به هر سمت سبب می شود انسانی با تمایلات عالی یا فردی با تمایلا ت پست حیوانی به وجود اید ومجموعه افرادی که انگیزه های باطل بر انها غلبه یافته تشکیل جبهه باطل را می دهند وافرادی که انگیزه های حق در انها تقویت یافته جبهه حق را به وجود می اورند ودر گیری ومبارزه ای که بین این دو گروه بوجود می اید گاه انسانها را به زبونی وفساد می کشاند وگاه دگرگونی های اصلاح طلبانه در جهت خیر وجامع به وجود می اورد اسلا م کوشش انسانها وایمان وفدا کاری هدفداری انها را در دگرگونی های اجتمایی موثرمی شناسد وضعف وزبونی هوا پرستی را موجب سلطه باطل میشمارد ولی در هر حال اسلام اینده نهایی تاریخ را در خشان معر فی می کند واز پی روزی نهایی حق بر باطل وعدالت بر ظلم خبر می دهد از نظر تعالیم اسلامی هر اقدامی- ولو بسیار اندک – که در حمایت از حق صورت می پذیرد در پیروزی نهایی حق بر با طل موثر است

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

حضرت ابراهیم(ع) در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 حضرت ابراهیم(ع) در word دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد حضرت ابراهیم(ع) در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي حضرت ابراهیم(ع) در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن حضرت ابراهیم(ع) در word :

حضرت ابراهیم(ع) در word
ادوار نبوت:دوره ی سوم نبوت
لقب:خلیل ا;
معنای اسم:ابراهیم یا ابرام بزبان عبری به معنی پدر عالی است.
پدر:تارخ
مادر:ورقه
تاریخ ولادت:3323 سال بعد از هبوت آدم.
مدت عمر:175 سال
بعثت:آن حضرت دربابل مبعوث شد.

محل دفن:در شهر خلیل الرحمان واقع در کشور فلسطین.
نسب:ابراهیم بن تارخ بن ناحور بن سروج بن رعوبن فالج بن عابربن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح(ع).
تعداد فرزندان:بروایتی آن حضرت 13 فرزند داشت.

مختصری از زندگینامه:
حضرت ابراهیم(ع) در wordازپیامبران اولواالعزم است. محل تولدش شهر(اور)در نزدیکی رودخانه ی فرات میباشد.آنحضرت در زمان سلطنت نی نیاس(نمرود ثانی) پسر سمیرا میس ملکه ی افسانه ای متولد شد ودر همانجا رشد نمود.چون آن حضرت بت ها را نکوهش می کردوآنها را در هم می شکست،در طول تاریخ به ابراهیم بت شکن مشهور شده است.حضرت ابراهیم نیز مانند دیگر پیامبران مردم را از بت پرستی منع وبه پرستش خدای یگانه دعوت می نمود،به همین جهت نمرود فرمان داد،او را به آتش اندازند،ولی آتش بر وی سرد شد وآنحضرت سالم ماند.تجدید بنای خانه کعبه بدست آنحضرت وفرزندش،اسماعیل که به ذبیح ا; معروف میباشد،صورت گرفته است.

فهرست سوره هایی که نام ابراهیم در آن ذکر شده:
بقره،آل عمران،نساء،انعام،توبه، هود، یوسف، ابراهیم، حجر، نحل، مریم ،انبیاء، حج ،شعراء، عنکبوت ،احزاب، صافات، ص، شوری، زخرف، ذارایات، نجم، حدید، ممتحنه، اعلی

یکی از خصوصیات حضرت ابراهیم خلیل (ع) این بود :
که بدون حضور مهمان ، ناهار نمی خورد . روزی ابراهیم برای پیدا کردن مهمان مجبور شد چند ساعت بر سر راه بایستد و از قضا پیر مردی اعرابی از راه رسید که عجله داشت و ابراهیم با اصرار او را قانع کرد که برای صرف ناهار بر سفره او حاضر شود . ابراهیم از پیر مرد بت پرست خواست که با بسم الله غذا خوردن را شروع کند و این تقاضا موجب خشم او و ترک منزل ابراهیم شد .

خداوند بزرگ ومهربان به ابراهیم وحی کرد که این چه رفتاری بود که تو با بنده من کردی ؟ من هفتاد سال است که روزی او را رسانده ام و یک بار از او نخواسته ایم که من را پرستش کند و تو که پیامبر من هستی ، برای یک وعده غذا می خواستی او را به خدای خود دعوت کنی ؟ خداوند به ابراهیم دستور داد باید از او عذرخواهی و به هر زحمتی ، او را برگردانی . گفته اند که ابراهیم خلیل الله (ع) بدنبال آن فرد دوید و با التماس او را بر گرداند و گفت بیا و بنام خدای خودت غذا بخور .این است حرمت واقعی انسان در مکتب حقیقت .

سال ها پیش در جنوب بین النهرین حکومتی به نام بابل به وجود آمد.در آن زمان پادشاهی به نام نمرود در آن سرزمین حکومت می کرد.مردم بابل خدای یکتا و بزرگ را نمی شناختند و مشغول پرستش بت های سنگی بودند.تا این که حضرت ابراهیم (ع) به دنیا آمد پس از مرگ پدر و مادرش،سرپرستی حضرت ابراهیم (ع) را عمویش ، آذر بت تراش بر عهده گرفت.او که خود مردی بت ساز بود از کودکی ساختن و پرستش بت ها را به آن حضرت آموزش می داد و این برای حضرت ابراهی

م سوال بزرگی بود که چگونه می توان بتی را پرستش کرد که ساخته ی دست انسان است.حضرت ابراهیم (ع) که به خدای یکتا اعتقاد داشت روزی که مشغول ذکر گفتن در دشتی بود ، حضرت جبرائیل بر او نازل شد و ایشان به پیامبری برگزیده شدند.چندی بعد در شبی که اهالی شهر برای انجام مراسمی به خارج از شهر رفته بودند،حضرت ابراهیم (ع) به بهانه ی بیماری در شهر ماند و به امر خدا وارد بت خانه شد و همه ی بت ها را در هم شکست و تبری را که با خود داشت بر دوش بت بزرگ گذاشت سپس خارج شداز آن جایی که خدمتکار بتکده ایشان را دیده بود،شکستن بت ها را به هارپاگ – وزیر نمرود – گزارش داد و به این ترتیب ابراهیم (ع) را نزد نمرود بردند.علت شکستن بت ها و اهانت به خدایان را سوال کردند.ایشان فرمودند: که کار بت بزرگ است؛نمرود در جواب گفت: بت ها قادر به حرکت نیستند و توانایی انجام کاری را ندارند. در این جا بود که حضرت ابراهیم (ع) گفتند: چگونه خدایانی رامی پرستید که قادر به انجام هیچ کاری نیستند. نمرود که از این پاسخ عصبانی شده بود دستور داد تا آن حضرت را به درون آتشی به بلندی افلاک در میدان شهر بیندازند،تا درسی برای عبرت دیگران باشد.

در آن شب در میان انبوه مردم حضرت ابراهیم (ع) را توسط منجنیقی در آتش انداختند ولی به اذن خداوند آتش بر وی سرد شد و هیزم ها به گلستان تبدیل شدند. او بانگ برآورد: خداوند بزرگ و بکتا خالق دنیا و مخلوقات می باشد،نه می زاید و نه زاده ی کسی است او بی نیاز و یکتاست و همتا و مانندی ندارد و اوست که جان می بخشد و جان می ستاند ;
به دستور نمرود ابراهیم را به زندان می آورند و در آن جا دو زندانی محکوم به مرگ را نمرود یکی را کشت و دیگری را آزاد کرد و گفت: من هستم که می توانم جان دهم و جان بستانم و فردا هم با خدای تو خواهم جنگید.

فردای آن روز نمرود به بالای برج بابل رفت و اظهار قدرتمندی کردو آماده ی جنگ شد، تیری در کمان گذاشت و رها کرد.همه جا در سکوت بود که ناگهان مگسی از سوراخ بینی وی وارد مغز او شد و به دستور خدا زنده ماند و شروع به خوردن مغز نمرود کرد. کمی بعد، نمرود که خود را خدای بزرگ بابل می دانست از شدت درد جان به جان آفرین تسلیم کرد.
پس از گذشت سال ها از ازدواج حضرت ابراهیم (ع) با ساره چون بچه دار نشدند حضرت ابراهیم (ع) به اصرار ساره با حاجر که کنیزشان بود ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند پسری به نام اسماعیل شد.

ساره از حسادت به علاقه ی بیشتر ابراهیم (ع) به حاجر ، حاجر فرزندش را از خانه بیرون کرد.از طرف خداوند وحی بر حضرت ابراهیم (ع) نازل شد که آن ها را به منطقه ی بیابانی ای بین دو کوه صفا و مروه برده و رها سازد و آن حضرت نیز این کار را کرد. پس از تمام شدن ذخیره ی آب حاجر، اسماعیل که از تشنگی بی قراری می کرد؛مادر به دنبال آب بر قله ی دو کوه صفا و مروه سراب آب می دید و برای آوردن آب هفت مرتبه مسافت بین دو کوه را طی کرد. در آن لحظه به اذن خدا توانا و مهربان از ضربه ی پای اسماعیل (ع) بر زمین چشمه ای جوشید و خروشان شد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسك دینی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسك دینی در word دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسك دینی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسك دینی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسك دینی در word :

بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسك دینی

3-2-1- بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسك دینی
فروید احساسات مذهبی را با اصل قرار دادن دو پارادایم اصلی مورد بررسی قرار می دهد اول مسأله محرومیت و دوم داشتن احساسات دو پهلو نسبت به والدین.

3-2-1-1-1- محرومیت
او در كتاب روانكاوی آینده یك پندار استدلالش چنین است:
« زندگی ناگزیر با محرومیت هایی همراه است حتی همین تمدن،‌ از آنجا كه خود تمدن مبتنی بر وانهادن كششها و انگیزه های غریزی است پیامدهای گریزناپذیری آن رنج بردن افراد از ناكامی است به عقیده فروید نظم و مقررات اجتماعی كه مستلزم تمدن است بدون تحمیل محرومیت برافراد تحقق نمی یابد.
او محرومیت دیگر محرومیت افراد بر هم می داند زیرا در هر مرحله افراد مسلط بر دیگران به نوعی اعمال قدرت می كنند.

محرومیت مهمتر از نظر فروید محرومیتی است كه از جانب طبیعت بر انسانها تحمیل شده است او به جهان طبیعی به صورت انسانی نگریسته است كه گویی تمام ویژگیهای نوع بشر را دارد. اگر طبیعت به گونه ای غیرشخصی نگریسته شود نمی توان به آن نزدیك شد، برخورد كرد و تماس برقرار نمود اما اگر طبیعت با سیمای انسانی تصور شود یعنی دارای اراده و مقصود نیست انگاشته شود می توان بر آن تأثیر گذاشت، خشمش را فرونشاند دلش را به دست آورد،رشوه اش داد و ترغیبش نمود.(همان،ص 47)
فروید در ادامه با شرح جامعه ابتدایی كه دین نخستین بار در آن پدیدار شد توضیح می دهد كه یك چنین طرز تفكری درباره طبیعت بسیار مایه آرامش و دلداری است و در واقع گامی به پیش در برخورد با جهان به شمار می آید. (همیلتون، 1377 ص 100)

3-2-1-8-2- احساسات دوپهلو نسبت به والدین
به نظر فروید این شیوه برخورد با ناكامی و محرومیت بر الگوی رابطه كودك با والدین به ویژه رابطه كودك با پدر استوار است. فرد می كوشد به همان نحو با پدرش برخورد كند كه با جهان طبیعی نیز برخورد می كند فروید این قضیه را به صورت زیر شرح می دهد:
«برای اینكه این موقعیت چیز تازه ای نیست این قضیه پیش نمونه كودكانه ای دارد و در واقع تداوم همان است یكبار پیش از این فرد خودش را در حالت مشابهی از درماندگی یافته است و آن مربوط به زمانی است كه شخص به عنوان یك بچه كودك در رابطه با والدینش بوده است. او به یك دلیل می بایست از والدینش به ویژه پدرش هراس داشته باشد ولی از سوی دیگر مطمئن بود كه پدرش از او در برابر خطرهای احتمالی محافظت می كند در نتیجه طبیعی بود كه این دو موقعیت را همانند بداند. انسان نیروهای طبیعی را نه تنها به صورت اشخاصی در نظر می آورد كه با آنها می تواند مانند همگنانش ارتباط برقرار سازد. كه این امر البته نمی تواند تأثیر بیش از اندازه نیرومندی را كه این نیروها بر او می گذراند به قدری كافی توجیه كند – بلكه به آنها خصلت یك پدر می بخشد و آنها را به خدایان تبدیل می كنند.» (فروید، 1344، ص 29و ص 30)

لذا انسانها نه تنها نیروهای طبیعی را به صورت اشخاصی در نظر می آورند كه با آنها می توانند همگنانش ارتباط برقرار سازد. كه البته به دلیل نیرومندی بیش از اندازه نیروهای طبیعی به آنها خصلت یك پدر می بخشد و آنها را به خدایان تبدیل می كند (همیلتون، 1377 ص 102)

3-2-1-2- كاركرد جبران كننده دین
فروید در ادامه بحث پیشین از استقلال بیشتر خدایان سخن می گوید اودر پایان بر این نكته كه در ذهن انسان این اندیشه پدیدار می شود خدایان خودشان حاكم بر سرنوشت شده اند تأكید می كند خدایان كاركرد جبران كننده دارد و مطلب فوق را به این شرح توضیح می دهد.
«انسانها بر این باورند كه خدایان محرومیت هایی كه فرهنگ برای سركوبی و تنظیم كششهای غریزی بر آنها تحمیل می كند را جبران می سازد در این زمان است كه دین با اخلاق عجین می شود.
او توضیح می دهد كه دین با ارائه تصویری از نظم جهانی مبتنی بر اینكه هر چیز معنایی دارد و سرجای خودش قرار گرفته و هیچ چیز خودسرانه و تصادفی نیست نقش جبران كننده خویش را ایفا می كند.
اعتقاداتی در دین مبنی بر اینكه همه گناهان در دراز مدت به كیفر خود خواهند رسید، آنهایی كه با نادرستی به تنعم رسیده اند در موقع مقتضی مكافاتشان را دریافت خواهد كردوجود دارد. به استدلال فروید بدون اینگونه باور داشتها نظم اخلاقی فرو خواهد ریخت. (فروید 1961، ص 52)

3-2-1-3- ریشه دین یك فراگرد روانشناختی است
فروید گرچه به كاركردهای دین توجه می كند اما او ریشه دین را پیامدهای سودمند اجتماعی نمی داد. بلكه وجود یك فراگرد روانشناختی است با تمام كاركردهایی كه دین برای نظم اجتماعی دارد ریشه هایش را باید در نیازهای خودی و روانشناسی انگیزه های افراد مشاهده كرد. (همان، ص55)

به نظر فروید مرحله مذهبی تحول نوعی بشر با مرحله هدف گزینی در تحول فردی كه ویژگی اش احساسات دو پهلو نسبت به پدر و عقده ادیپ است تقارن دارد.
«بنابراین دین باید همان روان رنجوری وسواس‌ آمیز و جسمانی بشریت باشد كه مانند روان رنجوری و وسواس كودكان از عقده ادیپ در رابطه با پدر سرچشمه می گیرد.» (همان، ص 57)
البته فروید نمی گوید كه همه دینداران در واقع درست مانند آدمهای روان رنجوری بلكه درست برعكس «مؤمنان با پذیرش روان رنجوری جسمانی خودشان را از شر روان رنجورند شخصی رها می سازند» (همان، ص 58)

3-2-4 فروید و توتمیسم
همیلتون نظریه توتیسم فروید را بلند آوازه ترین كار وی درباره این می داند (همیلتون 1377، ص 104)
او در این نظریه با بیان داستانی كه خلاصه آن در ذیل می آید خاستگاه ادیان و نیز سرچشمه تمدن بشری را بازگو می كند. اما داستان انسان ابتدایی فروید به نقل از همیلتون به شرح ذیل است.
«انسان نر مسلطی كه تعداد از ماده ها را در انحصار خود داشت آزمندانه همه آنها را برای خود می خواست. این پدر نیرومند حسود و خشن نرهای دیگر دسته اش را كه پسران خودش و فرزندان ماده هایش بودند از ماده دور نگه می داشت و آنها را به حاشیه رانده بود.

به هر حال روزی برادران و برادران ناتنی كه از دست كارهای پدر به تنگ آمده بودند دست به دست هم دادند و پدر مسلط را كشتند كاری كه هیچكدام به تنهایی هرگز نمی توانستند انجام دهند.
فروید در ادامه رویداد وحشتناكتری را بازگو می كند «البته این وحشیان آدمخوار قربانی شان را خوردند» دلیل این آدمخواری به نظر فروید این بود كه برادران پدركش معتقد بودند كه با خوردن قربانی نیرو و قدرت او را جذب می كنند.

نخستین جشن شادمانی آنها یك جشن آدمخوارانه بود. به نظر فروید این جشن در واقع طلایه دار جشن توتمی بود كه در آن حیوان توتمی كه معمولاً حرام است به گونه ای مناسك آمیز سلاخی و خورده می شود.
این فرزندان بعداً دچار پشیمانی می شوند آنها برای حیوان و كفاره عمل وحشتناكشان دو ممنوعیت را اختراع كردند.
یكی آنكه جانشینی نمادین به صورت یك نوع حیوانی را به جای پدر گذاشتند این ادعا بر تحلیل از جابجایی احساسات و عواطف در مورد چیزهایی جانشین مبتنی است بر همان پدیده ای كه فروید در بررسی بالینی هراس كودكان از حیوانات تحلیل كرده بود.

در نتیجه برادران پدركش كشتن یا خوردن حیوان توتمی را حرام اعلام كردند دوم آنكه آنها با حرام كردن ماده های آزاد شده از ثمرات پیروزیهای شان چشمپوشی كردند. فروید می گوید: كه به دین سان دو نهاد بنیادی جامعه توتمی برپا شدند یكی حرام شدن كشتن حیوان توتمی و دیگری ممنوعیت ازدواج درون گروهی این محرمات دو آرزوی سركوفته ادیپ یعنی كشتن پدر و تصاحب جنسی مادر را بازگو می كند. حرام كردن كشتن حیوان توتمی را فروید به عنوان كوششی در جهت معامله با پدرمرده تفسیر می كرد. در این معامله پدرمرده می بایست مراقب و محافظ برادران باشد و در عوض آنها قول می دهند كه از طریق نكشتن حیوان توتمی دیگر بار به عمل پدركشی دست نیازند.

پس می بینیم كه دین توتمی از احساس گناه و تلاش در جهت كفاره دادن و آشتی با پدر كشته شده از طریق فرمانبری از او پس از مرگ سرچشمه می گیرد. به نظر فروید این عوامل در ریشه همه ادیان جای دارد. (تلخیص از همیلتون 1377 از ص 15 تا ص 109)
«همه ادیان بعدی در واقع كوششهایی برای حل این مسأله اند و تنها از جهت مرحله فرهنگی این كوشش در آن صورت می گیرد». (فروید 1358، ص 52)
آیا راه حلهای اتخاذ شده با یكدیگر تفاوت دارند؟ فروید پاسخ می دهد به هر روی همه مذاهب بشری واكنشهایی در برابر همین رویداد بزرگی هستند كه فرهنگ با آن آغاز می شود و از آن زمان تاكنون گذاشته است كه انسان آرام بگیرد.

عمل قربانی كردن به تدریج جنبه تصویب دوباره پدركشی آغازین را از دست می دهد و بیشتر جبنه انكار نفس و پیش كش به عنوان كفاره جنایت آغازین را به خود می گیرد (فروید ، 1357 ص 51)
به هر روی قربانی كردن یك حیوان كفاره كافی برای قتل پدر نیست و احساس گناه را تسكین نمی دهد این عمل باز تصویب راستین جنایت آغازین نیست فروید سپس ادامه می دهد كه تنها قربانی انسانیست كه برای این مقاصد كفایت می كند او پس از این به تفسیر قربانی كردن مناسك آمیز شاهان پیر می پردازد كه به نظر او در میان قبایل و اقوام دیگر عهد باستان رواج داشت اواین عمل را نشانگر عواطف دو پهلوی این قبایل نسبت به پدر می انگارد. (فروید، 1358 ص 61)

3-2-5- نظریه فروید درباره مسحیت
فروید مسحیت را مورد بررسی قرار می دهد و در این دین برای تأیید نظریه روانشناختی اش شواهدی پیدا می كند و برای برخی از ویژگیهای شاخص آن تفسیری رواشناختی بیان می كند.
او نظریه توتمیسم خود را به صورت ذیل در مسیحیت جای می دهد .
او می پرسد چرا آیین مسیحیت باید از گناه نخستین سخن گوید كه كفاره آن جان یك انسان و پسر خداست. و در پاسخ به این سؤال استدلال می كند كه ارتكاب عمل خلاف نسبت به پدر كه كفاره تنها می تواند جان پسر باشد چیزی جز قتل و پدركشی نمی توانست باشد.

«بدین سان نوع بشر در آیین مسیحی كردار گناه آلود دوران آغازین خود را آشكارا می پذیرد زیرا كاملترین كفاره این گروه اش را در مرگ قربانی گونه پسر یافته است. آشتی با پدر از این هم كاملتر است زیرا همزمان با این قربانی كردن از نزدیكی به زن كاملاً چشمپوشی می شود. (فروید 1357، ص 77)
زیرا به خاطر زن بود كه پسر در برابر پدر شورش كرد.

البته پسر با اینكه سنگین ترین كفاره را به پدر پس می دهد به هدف و آرزوهایش علیه پدر نیز می رسد او به جای پدر تبدیل به خدا می شود. بدین سان دین پسر به دین پدر فائق می آید به نشانه این جایگزینی جشن كهن توتمی به صورت عشای ربانی احیا می شود و طی آن برادران به جای گوشت و خون پدر گوشت و خون پسر را می خوردند و بدین ترتیب خودشان را با او یكی می سازند و مقدس می شوند. بدین شیوه طی اعصار اینهمانی جشن توتمی با قربانی توتمی را می بینید و در عشای مسیحی و در موقعیت های مذهبی مشابه دیگر پیامدهای آن جنایتی را تشخیص می دهیم كه پیوسته تشویش و در ضمن غرور انسان بوده است. به هر روی عشای مسیحی نوع تازه ای از كناره گذاشتن پدر و تكرار همان جنایتی است كه باید كفاره اش را پس داد. (نقل از همیلتون، 1377 ص113)

3-2-2- ملفورد اسپیرو
اسپیرو معتقد است دین پدیده ای پیچیده و متنوع است از همین روی باید تبیین های جداگانه را برای جنبه های گوناگون آن به دست دارد:

3-2-1- دلایل رواشناختی پذیرش باورهای مذهبی
او می پرسد چرا آدمها باور داشتهایشان را باور می كنند. به چه دلایلی انسانها باور می كنند كه قضایای مذهبی حقیقت دارند.
اسپیرو می گوید كه انسانها تنها به این دلیل قضایای مذهبی را باور ندارند كه در فراگر اجتماعی شدن آنها را قرار گرفته اند به عقیده او نوعی فراگرد روانشناختی در پشت پذیرش باورداشتها در كار است.
فرضیه اسپیرو برای تبیین اعتقاد به هستیهای فراطبیعی و مناسك این چنین مطرح شده است. او می گوید تجربه كودك در میان خانواده او را آماده آن می سازد كه در بزرگسالی برای اعتقاد به هستیهای نیرومندی كه گاه خیرخواه و گاه بد خواهند و یا برای یك رشته باورداشتهای مشابه دیگر اعتبار قائل شود. (همیلتون ، 1377، ص 125)

این امر به خاطر این است كه تنها در چارچوب خانواده است كه فرد هستیهای دارای چنین ویژگیهایی را تجربه می كند.
یك كودك در خانواده یاد می گیرد كه كنش های گوناگون می تواند هستیهای نیرومند را با والدین به اعمال خیرخواهانه با بدخواهانه برانگیزد. ابتدا به همین صورت است كه كارآیی مناسك به كودك آموخته می شود زیرا به نظر یك كودك كنشهایی كه بزرگسالان از او می خواهند كه خصلتی مناسك آمیز دارد. (تلخیص از همان، از ص 125 تا ص 126)

3-2-2-2- تبیین عملكرد های مذهبی از نظر اسپیرو
او در رابطه با عملكردهای مذهبی چنین استدلال می كند كه آدمها عموماُ درگیر كنشهای گوناگون می شوند زیرا می خواهند به هدفهای گوناگون برسند. آرزوهای متفاوتی را برآورده سازند كه به اعتقاد آنها این كنشها آنها را بر این هدفها و آرزوها می رسانند.
به عبارت ساده تر برای شناخت عملكردهای مذهبی باید انگیزه هایی را بررسی کرد كه آدمها برای درگیر شدن در كنش ها دارند.
«تبیین عمل مذهبی را باید در رشته نیازهایی جستجو كرد كه چشم داشت برآورد شدن آنها باورداشتهای مذهبی انجام مناسك مذهبی را بر می انگیزانند»
لذا اسپیرو عملكردهای مذهبی را بر حسب انگیزش های افرادی تبیین می كند كه برخی نیازها را تجربه می كنند و به شیوه خاصی در برابر چنین موقعیتی واكنش نشان می دهند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید