مقاله پرورش تیلاپیا در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله پرورش تیلاپیا در word دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پرورش تیلاپیا در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله پرورش تیلاپیا در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله پرورش تیلاپیا در word :

پرورش تیلاپیا
شناسایی
تیلاپیا عضو خانواده cichlidae بوده و دارای مشخصه های زیر می باشد.:
– باله پشتی بلند دارند.
– باله ها خارهای تیز داند.
– باله سینه ای و لگن نزدیک به سر هستند.

تیلاپیاها بومی آفریقا و خاورمیانه می باشند. آنها اصولا از طریق معرفی برای پرورش مصنوعی در نقاط مختلف پراکنده شده اند و اخیرا در همه قاره های گرمسیری یافت می شوند. امروزه تیلاپیا به یکی از مشهورترین ماهیان برای پرورش در سراسر دنیا تبدیل شده و در آفریقا، اروپا، سراسر اقیانوس آرام، چین، اسرائیل، آمریکا و دریای کرائیب پرورش می یابد.

رده بندی
تا اواخر سال 1970 تمامی تیلاپیاها فقط در یک جنس (دسته) به نام Tilapia طبقه بندی می شوند. اما اخیرا بیشتر زیست شناسان بر طبق رفتار تخم ریزی آنها را در سه دسته Tilapia، Saratherodon و Oreochromis طبقه بندی کرده اند.
گونه های تیلاپیا در کف بستر استخر لانه سازی کرده و از تخم و بچه هایشان در لانه ها مواظبت می کنند. آنها دارای اندامهای درشت و خارهای آبششی کمی بوده و اصولا علفخوار و میکروفیتوپلانکتون خوار هستند. از جمله Tilapia zilli، Tilapia rendalli گونه های Sarotherodon تخم ها و لاروهای خود را در دهان تیلاپیای نر گذاشته و نگهداری می کنند. آنها دندانهای ریز و خارهای زیادی داشته و همه چیز خوار هستند. از جمله sarotherodon galilaeus.

جنس oreochromis بهترین گونه ها را برای آبزی پروری شامل می شوند. آنها عادات غذایی مشابه به گونه های sarotherodon دارند. تخم ها و بچه ماهیان انگشت قد این جسن در داخل دهان ماده هایشان رشد می کنند. از جمله Oreochromis niloticus و Oreochromis mossambieus البته همه زیست شناسان این طبقه بندی را نپذیرفته اند.

دلایل انتخاب تیلاپیا برای پرورش

فاکتورهای زیر دلایل سادگی پرورش تیلاپیا هستند:
1) مقاومت بالا در برابر بیماریها و در آبهای دارای کیفیت پایین
2) سازگاری و عادابته شدن با شرایط متنوع زیست محیطی
3) قابلیت تبدیل ضایعات کشاورزی – دامی و آلی به پروتئین با کیفیت بالا
4) میزان رشد بالا
5) رشد آسان و سریع در پرورش متراکم
چرخه زندگی تیلاپیای نیل به صورت زیر می باشد:

1 نرها آشیانه سازی کرده (یا یک ناحیه از کف تانک یا سرح دارای روزنه های ریز از تور قفس را تحت قلمرو خود قرار می دهند) و با رفتار عاشقانه ماده های بالغ را به داخل لانه جذب می کنند.
2 ماده ها تخم را در داخل آشیانه یعنی محلی که می توانند با نرها لقاح یابند رها کرده و بلافاصله آنها را به داخل دهان می کشند.
3 نرها جذب ماده ها را به درون آشیانه ادامه می دهند تا زمانیکه ماده های تخم ریزی کرده برای گذراندن دوره رشد تخم هایشان از لانه خارج و دور شوند.
4 تخم ها بعد از پنج روز در دهان ماده ها هچ می شوند (بستگی به دمای هوا دارد) و بچه ماهیان تازه هچ شده تا زمانیکه کیسه زرده شان جذب شود در دهان باقی می مانند.
5 سرانجام بچه ماهیان نورس برای بدست آوردن غذا به خارج از دهان شنا می کنند. اما به محض روبرو شدن با علائم خطر دوباره به درون دهان برمی گردند.
6 به محض اینکه بچه ماهیان نورس به حد کافی رشد کردند (به اندازه دهان مادر شدند) همگی مستقل شده و به سمت آبهای گرم و پناهگاهها از جمله لبه های استخر شنا می کنند.
7 تخم های ماده ها به محض اینکه گروه قبلی نوزادشان رشد یابند دوباره مستعد رویش و لقاح می شوند. یعنی بعد از یک دوره استراحت حدود 4 هفتگی دوباره به تخم می رسند.
نکات قابل ملاحظه ای در این زمینه وجود دارد.
• در مورد اغلب گونه های Oreochromis برای رسیدن به قابلیت تخم ریزی لازم است دمای آب به بالای 32 درجه سانتی گراد برسد، چنانچه دما در تمام طول سال بالای 22 درجه سانتی گراد باشد تخم ریزی ادامه می یابد و در صورتیکه به زیر 22 درجه نزول یابد تخم ریزی بصورت فصلی انجام خواهد شد.

ماهی تیلاپیا

• نرها نقشی در مسئولیت نگهداری و مراقبت از بچه ها ندارند و می توانند در یک زمان با تعداد متعددی از ماده ها در کار تکثیر شرکت کنند. بنابراین نسبت جنسی در یک تخم ریزی در استخر می تواند حتی بیشتر از 7 ماده به 1 نر باشد.
• اندازه دهان ماده می تواند تعداد بچه ماهیان نورس حاصل از تخم ریزی را تخمین بزند. ماده های بزرگتر تعداد تخم بیشتری می گذارند. بطور کلی تعداد بچه ماهیان نورس حاصل شده می تواند بین 100 تا 500 قطعه باشد.

• تخم ها نسبتا بزرگ هستند و بچه ماهیان نورس بزرگتی نیز تولید می شود که در اولین تغذیه نیاز به غذای زنده ندارند.
• حذف تخم ها یا بچه ماهیانی که زودتر از موقع مورد نظر رسیده اند از میان سایرین، میزان فرآوری را افزایش می دهد.
• در شرایط نامطلوب گونه هایی چون oreochromis mossambicus می توانند در اندازه کوچک (10 گرمی) حدود 4 تا 6 ماه بعد از هچ شدن به بلوغ جنسی برسند. این مطلب منجر به افزایش بیش از حد جمعیت ماهیان کوچک و غیر قابل فروش در استخر می شود.
• در یک جمعیت بالغ تیلاپیا، ماده ها مرتبا توانایی تکثیر مجدد را دارند و در طی این دوره توانایی غذاخودن را ندارند. به این معنی که نسبت رشد نرها خیلی بیشتر از ماده ها می باشد.

روشهای پرورش
تیلاپیا در سالهای 1950 و 1960 به عنوان یک ماهی شگفت انگیز به بسیاری از کشورها معرفی شد. اما به دلیل حاصل شن تجربیات بد حاصل از تخم ریزی زیاد آن در استخرها و حاصل شدن ماهیان ریز و کم ارزش هنگام صید، بسیاری از پرورش دهندگان از پرورش آن منصرف شده و آن را یک ماهی هرز نامیدند.
این تصور علی رغم این حقیقت که روشها و تکنیکهای دام پروری در بیش از 20 سال گذشته تحول عظیمی در پرورش تیلاپیا ایجاد کرده اند و آن را به یکی از مهم ترین ماهیان استخوانی قابل پرورش در جهان تبدیل کرده اند، هنوز در بعضی لحاظ باقی است.

چهار شیوه ذخیره سازی و هچ کردن بیش از سایرین موجب بوجود آمدن این تغییر بودند:
• ذخیره سازی گونه های خوب مانند oreochromis niloticus به جای orechromis mossambicus

• دستکاری جنسی بچه ماهیان جوان
• دورگه گیری یا هیبریداسیون
• تغییر هورمون جنسی
شیوه های ذخیره سازی
آسان ترین راه برای بهبود عملکرد، انتخاب بهترین گونه تیلاپیا است.

O. mossambicus اولین گونه تیلاپیا است که در سراسر جهان پراکندگی دارد. اما بیشترین خصوصیات نامطلوب را نیز داراست. تخمهایشان دارای اندازه بسیار کوچک هستند، به سختی رشد کرده و سایز قابل فروش بازاری (g 100+) می رسد.
O.mossambicus به O.niloticus یکی از دلایل اصلی تولید شگفت انگیز در کشورهایی چون تایوان و فیلیپین است.

دستکاری جنسی جوانها
تفاوتهای بارز و آشکاری بین جنسهای نر و ماده در گونه های تیلاپیا وجود دارد. از جمله این تفاوتها شکل اندام تناسلی، ریخت شناسی باله ها و رنگ بالغ ها می باشد. تشخیص جنسی ماهیان بزرگ نسبت به ماهیان کوچک راحت تر است. بصورتیکه اندام تناسلی آنها کاملا قابل رویت است. کارگران ماهر و زبردست در هچری ها می توانند بیش از 95 درصد جمعیت نر را به 5 تا 7 سانتی متر برسانند. این مسئله به استفاده از ذره بین و نیز ابزار رنگ کننده (جوهر، مالاشیت گرین و ; ) برای علامت گذاری و مشخص کردن اندام تناسلی کمک می کند.
دستکاری جنسی نیازمند یک سری تجهیزات پیشرفته نوزادگاهی برای پرورش بچه ماهیان نورس تا مرحله تولید بچه ماهیان انگشت قد پیشرفته که قادر به فعالیت جنسی در وزن حدود 20 گرمی باشند، دارد. ماهیان دارای این سایز قادر به مقاومت در ماقبل استرسها، دستکاریها و شکارچیان هستند. اما به هر حال این روش یک فعالیت نسبتا کم راندمان برای تولید جمعیت تمام نر است. بطوریکه نیمی از ماهیان غیر قابل قبول هستند. ماده های بدرد نخور را می توان فروخت یا به مصرف خوراکی رساند.

تیلاپیای موزامبیكی
دورگه گیری (هیبریداسیون)
ژنتیک تیلاپیا بسیار پیچیده می باشد. دروگه گیری بین گونه ای ممکن است گاهی اوقات به تولید بچه هایی با نسبت جنسی متفاوت (بیشتر نر نسبت به ماده یا بیشتر ماده نسبت به نر) بیانجامد. بیش از 25 ترکیب هیبریدی متفاوت از تیلاپیاها تولید 80% نر را نشان می دهد. (این یک اتفاق دلخواه برای پرورش دهندگان است. زیرا نرها نسبت به ماده ها سریعتر رشد می کنند).
اصولات از دورگه گیری استفاده تجاری نمی شود. زیرا بجز نسبت جنسی حاصل مطلب زیاد دیگری در مورد خصوصیات دورگه های متولد شده هنوز کشف نشده است.
O.hornorum تنها گونه شناخته شده ای است که در اثر ترکیب شدن با O.niloticus یاO.mossambicus جمعیت تمام نر تولید می کند.
ماده O.niloticus و نر O.aureus جمعیت دورگه های 80 تا 90 درصدی نر تولید می کنند که قدرت رشد را از O.niloticus و تحمل در برابر سرما را از O.aureus به ارث برده اند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی بیولوژیكی دستگاه شنوایی خط جانبی در ماهیان مختلف در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی بیولوژیكی دستگاه شنوایی خط جانبی در ماهیان مختلف در word دارای 76 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی بیولوژیكی دستگاه شنوایی خط جانبی در ماهیان مختلف در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بررسی بیولوژیكی دستگاه شنوایی خط جانبی در ماهیان مختلف در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بررسی بیولوژیكی دستگاه شنوایی خط جانبی در ماهیان مختلف در word :

مقدمه
ماهیان به كمك دستگاه شنوایی – خط جانبی، صدا، ارتعاشات و سایر جابجایی های آب در محیط اطرافشان را احساس می‌كنند. این دستگاه دارای دو جزء اصلی، شامل گوش داخلی، دستگاه نوروماست خط جانبی است. گوش داخلی ماهیان، علاوه بردریافت صدا، جهت‌ یابی یا تعادل فضای سه بعدی را نیز بر عهده دارد. این اندام،‌ احساس جهت‌یابی در برابر جاذبه زمین را، حتی وقتی كه ماهی در محیط های تاریك و پلاژیك به حالت معلق به سرمی‌برد، امكان پذیر می‌‌سازد. دراین ترجمه سعی بر این است كه مطالبی را در مورد شنوایی ماهیان استخوانی به تفصیل و در مورد ماهیان غضروفی به طورخلاصه ذكر گردد. بدیهی است كه گستردگی مطالب پیش از این سمینار است. مثلاً در مورد مكانیسم تولید الكتریسیته و گیرنده های الكتریكی فقط به صورت خلاصه در ارتباط با خط جانبی مورد بحث قرارگرفته اند.

اصطلاح Octavolateralis یا سیستم شنوایی
واژه Octarolateralis با گوش داخلی، خط جانبی و سیستم های حسی مرتبط است كه برای مدتی طولانی به عنوان سیستم تعادلی ـ صوتی شناخته شده بودند كه این نام از تعبیراتی بود كه در قدیم استعمال می شد و هردو سیستم را به عنوان یك دریافت كننده صوتی معرفی كرده بود كه بوسیله پرده های مشابه از هم جدا شده اند و تصورات اولیه براین باور است كه گوش داخلی از خط جانبی كه حاوی ماده متشكله سلولهای شنوائی است، مشتق شده است. در صورتیكه گوش و خط جانبی بوسیله مشخصه های خود، نحوه تغذیه و اعمال اصلی آنها مشخص می شوند و به هیچ عنوان از یكدیگر مشتق نشده اند. ابتدا عمل مجموعه های مژگانی شرح داده می شود.

مجموعه های مژگانی دارای جهت یابی هایی هستند كه با میزان حساسیت فیزیكی آنها كه برای خم كردن این مجموعه ها بكار می رود در ارتباطند.
این جهت یابی بوسیله موقعیت خارج از مركز ماده Kinotilium در یكطرف از مجموعه و انتقال تدریجی ولی زیاد Stereocilia كه در سمت Kinotilium دارای طول بیشتر و در انتهای مجموعه دارای طول كمتری است تعیین می گردد.
خم شدن رشته ها در سمتی كه طول بلندتر دارد سبب پلاریزاسیون داخل سلولی می شود و یك ولتاژ بالقوه ای در درون سلولهای شنوائی ایجاد می كند و با خم شدن به سمت مخالف از قطبی شدن بیش از حد جلوگیری می كند. بزرگی واكنش ها بستگی به خم شدن دارد و بوسیله اندازه گیری برحسب نانومتر محاسبه می شود.
خم شدن دسته ها در جهتی به جز جهت اصلی واكنشی را طرح ریزی می كند كه ارتباط كسینوسی با خم شدن دسته ها دارد. خاصیت این واكنش برداری این است كه به سلولهای شنوایی یك مكانیسم بالقوه ای برهدایت مستقیم واكنش ها و جهت یابی مركز صوت در آب می دهد.
هرغشاء حسی در ارگانهای داخلی، دارای سلولهای مژگانی جهت دار است كه امر الگوهایی مجزا وابسته به قطبیت سلولها قراردارد.

آناتومی گوش داخلی و ضمائم آن
ساختمان
در لابیرنت مهره داران دو قسمت بنام های Pars superior و Pars inferior مشاهده می شود. در ماهیان غضروفی و استخوانی اولی شامل سه مجرای نیم دایره و یكی از سه سنگریزه شنوایی بنام «اتریكول» است، كه در یك سطح افقی با ظاهری ناصاف قراردارد. در Pars inferior دو سنگریزه دیگر بنام های «ساكولوس» و «لاگنا» قراردارد كه بصورت عمودی و نزدیك به هم قراردارند. علاوه برموارد ذكر شده بیشتر ماهیان دارای یك ارگان داخلی دیگر بنام Macula neglecta هستند كه در نزدیكی اتریكول و كانال آمپول و مجاری نیم دایره خلفی قراردارد. هركدام از زوایای داخلی با شاخه هایی از عصب شماره هشت جمجمه كنترل می شود.

مجاری نیم دایره
سه مجرای نیم دایره (قدامی، جانبی، خلفی) به سمت خارج اتریكول گسترده شده و درون آن از مایع آندولنف پر شده است. بخش قدامی و خلفی بوسیله یك صفحه عمودی بنام Crus Commune تقسیم می شود و برجستگیهای كروی آمپول در قاعده هر مجرا وجود دارد.
درون هر آمپول یك لبه مضرس و باریك و بلند بنام Crista ampularis وجود دارد كه در سرتاسر مجرا بوسیله سلولهای مویی، حسی پوشیده شده است و یك ساختار ژلاتینی بنام Cupula به صورت یك غشاء ضخیم از سطح كریستال به بالای آمپول گسترده شده است بنابراین كریستا و سرپوش ژلاتینی آن كوپولا به صورت یك دیافراگم البته بصورت نامنظم در مقابل ظاهرشدن مایع در داخل كانال عمل می‌كند.

سنگریزه های شنوایی
سنگریزه های شنوایی مانند كیسه های كوچكی هستند كه شامل توده فشرده ای از اشكال مختلف تركیبات صدفی كلسیم به صورت كریستال می باشند مهره داران غیرغضروفی دارای سنگریزه های شنوایی هستند كه شامل مجموعه خیمر مانندی از كریستالهای كوچك بنام Stato Conia, Oto Conia می باشند و دریك زمینه كلاژنی قراردارد. درمقایسه با Ray-Finned Fish ماهیان استخوانی دارای زمینه كریستالی هستند كه دارای سطح ناصاف است و با فرورفتگی و برجستگی های زیادی مشخص می شود كه این ساختارهای مضرس دقیقاً اتولیت نامیده می شود.

سنگریزه های شنوایی دارای غشاء حسی هستند كه بصورت لكه هایی روی دیواره كیسه قرارگرفته است و توده اتولیتی نزدیك غشاء حسی قراردارد، به صورت یك جفت مكانیكی به هم متصل است كه این اتصال بوسیله صفحات ژلاتینی كه غشاء شنوایی نامیده می شد صورت می گیرد.
قابلیت كشش، حالت ارتجاعی غشاء شنوایی، آندولنف و سطح اپتیلیان كه شامل مجموعه های مژگانی است مهمترین پارامترها در پاسخگویی به واكنش ها هستند.
اتریكول دارای منطقه ای است كه در آن برضخامت غشاء حسی افزوده می شود و سلولها بزرگترند، این منطقه تشكیل نوارهای برجسته ای بنام Striola می دهد كه در قسمت پشتی ـ جانبی Macula قراردارد. سایر قسمت های غشاء حسی هم ممكن است از این مناطق استریولاری را نشان دهد. سلولهایی كه دراین منطقه اند دارای مجموعه های مژگانی متفاوت با قسمت های حاشیه ای هستند. Macula Neglecta معمای گوش داخلی است و اولین بار بوسیله Retzius در سال 1881 كشف شد. اندازه ساختمان و موقعیت آن در گونه های مختلف فرق می كند. امروزه شخص شده كه Neglecta دارای یك یا دو برآمدگی حسی اند كه بوسیله غشاء ژلاتینی كوپولا مانندی پوشیده شده است. در Elasmobranch ، Neglecta بسیار بزرگ بوده و بعنوان اندام شنوایی موردتوجه است ولی در ماهیان استخوانی بسیار ریز است.

مجموعه مژگانی
بررسی غشاء حسی ارگانهای گوش داخلی بوسیله پرتونگاری با الكترون یا (SEM) تغییرپذیری اساسی را درشكل این مجموعه ها آشكار می كند. براساس پیشنهادهای مختلف اندازه های متفاوتی برای این مجموعه ها وجود دارد. و این مجموعه ها با طول های متفاوت در مناطق مختلف اپتیلیا واقع شده اند. بلندترین مژه به اندازه صدمیلی میكرون در سلولهای حس كریستا در مجاور نیم دایره پیدا می شود و بخوبی تا بالای سرپوش كوپولا گسترش دارند.

ارگانهای شنوایی و مجموعه های مژگانی در ماهیان دارای سه شكل عمده هستند هستند و به نام های F3 , F2 , F1
نوع F1 ، مجموعه های مژگانی دارای Kinocilia هستند كه ازنظر اندازه مقدار خیلی كمی از بلندترین Stereo cilia بلندتر است؛ كه طول آن به 6-5 میلی میكرون می‌رسد. مجموعه های F1 اغلب در مناطق مركزی اپتیلیال ساكولار در بسیاری از ماهیان دیده می شود و در بعضی از گونه ها درمنطقه استریولار اتریكول و همچنین لاگنا وجود دارد. نوع F2 دارای Kinocilia بلندتر حدود 15 میلی میكرون Stereo cilia كوتاه هستند و بیشتر در حاشیه اپتیلیای حسی یافت می شود.
نوع F3 شبیه به F1 است، اما بلندی آنها به 8 میلی میكرون می رسد و درحاشیه داخلی اپتیلیای حسی یافت می شود و بیشترین گروه مجموعه های انتهای Saccula Macula را در استاریوفیزیها تشكیل می دهد.

هنوز عمل این سه گروه كه دارای طولهای متفاوتی اند مشخص نشده است. در پرندگان و خزندگان مناطقی كه مژه های بلندتر دارند به امواجی با بسامدهای كوتاه پاسخ می دهند و گروههایی كه مژه های كوتاه تر دارند بسامدهای بلندتر را پاسخ می‌دهند.
براساس آزمایشات، یك همبستگی بین نورونهای آوران، سلولهای شنوائی و مناطق مختلف ساكولار، را در ماهی Gold Fish با اسم علمی carrassius auratus نشان می‌دهد و همچنین براساس آزمایشات سلولهای شنوایی از مناطق مختلف ساكولار در استاریوفیزیها به بسامدهای مختلف پاسخ می‌دهد. از آنجائیكه مجموعه های مژگانی مضرس قویاً كوتاهتر از مناطق پشتی هستند، در نتیجه این كوتاهی با پاسخ دادن به فركانس های مختلف مرتبط می شود. به هرحال نیاز به مطالعه و تحقیق بیشتر درمورد ارتباط ثابتی كه بین فركانس و طول مجموعه وجود دارد می باشد.

الگوهای جهت یابی سلولهای شنوایی
سلولهای واقع در مناطق حسی یك جهت یابی مونولوژیكی مشترك را ارائه می دهند كه دارای اهمیت زیادی در هدایت های مربوط به احساس است.
نقشه های جهت یابی امروزه برای گونه های وسیعی از ماهیان مختلف مثل بی فك ها یا Agnata و بشقاب آبششان یا Elasmobranchi و ماهیان استخوانی شناخته شده است.
ضمائم مجاری نیم دایره دارای بیشتری الگوهای دائمی هستند و تنوع آنها در بین مهره داران فك دار یا Gnatostomata هنوز شناخته نشده است. تمام دسته های مژگانی واقع در كریستا به سمت محور اصلی كانال جهت دار می شوند. در كریستای كانالهای افقی جهت یابی به سمت اتریكول است درحالیكه در كانالهای قدامی و عقبی جهت یابی دورتر از اتریكول است.

در ارگانهای شنوایی، سلولها به سمت داخل تدریجاً متمایل می شوند كه درمحلی در اطراف circular macula است و بتدریج از سمت جلو به سمت كناره ها تغییر جهت می یابند. اما همه این سلولها به عنوان یك گروه جهت دار موردتوجه واقع نشده اند.
اتریكول دارای الگوهای پایدار جهت یافته است كه در ماهیان استخوانی به خوبی ظاهر شده است. اگر چه این استحكام در Elasmobranchi كمتر به نظر می رسد، در ماهیان استخوانی و بیشتر چهارپایان سلولهایی با الگوهای برعكس وجود دارد كه به دو گروه تقسیم می شوند و بسمت یكدیگر متمایل می شوند. از آنجائیكه Ultricular macula به سطح افقی واقع است این جهت یابی ها به صورت جلویی ـ عقبی و جانبی ـ میانی می باشد.

الگوهای لاگناهم درماهیان استخوانی شبیه به وضعیت اتریكول است. معمولاً دو دسته سلولهای شنوائی جهت دار به وسیله یك خط تقسیم كننده جدا می شوند و دارای جهت یابی غالب درسمت خلفی ـ شكمی هستند.
معمولاً قسمت اعظم سلولهای ماكولا به سمت حاشیه داخلی جهت دار می شوند. بنابراین در مرز جداكننده جهت یابی به سمت یكدیگر است. به هرحال وجود منطقه ای كه در آن جهت یابی های متضاد بیشتر موازی باشند تا به حال روبروی هم زیاد رایج نیست. ازنظر تنوع ساكولوس بیشتر از اتریكول و لاگنا، متنوع است. معمولاً جهت یابی های رایج بصورت جلویی ـ خلفی یا پشتی ـ شكمی است. ولی گاهی الگوهای پیچیده تری هم دارد.

رایج ترین الگوی جهت یابی در ماهیان استخوانی (درساكولوس) الگوی استاندارد است كه دارای چهارنوع جهت یابی در دو گروه از سلولهای شنوایی كه درجهت مخالف هم قرارگرفته‌ اند، می باشد و ماكولا را به چهارقسمت نابرابر تقسیم می كند. در قسمت جلویی آن نصف سلولها به سمت عقب جهت دار می شوند. مادامیكه در بخش شكمی نصف سلولها به سمت جلو جهت دار می شوند در قسمت انتهایی نصف سلولها به همانطرف پشت جهت دار می شوند كه این قاعده در مورد سلولهای بخش شكمی البته نصف آنها صدق می كند. الگوی استاندارد در همه راسته های ماهیان استخوانی بصورت واقعی وجود دارد به جز راسته استریوفیزیها.

الگوهایی دیگر به صورت های مختلفی هستند، الگوهای موازی فقط دو گروه جهت دارد، كه یكی به سمت پشت و دیگری به سمت شكم متمایل می شوند. درمیان ماهیان استخوانی الگوهای فوق دومین گونه های آزمایش شده مثل راسته استاریوفیزیها پاسخ داده است. البته به خوبی در Mormiryd هم كه از راسته Osteo glossiform هستند پاسخ می دهند.
یكی از اقسام الگوهای موازی بنام Curved Vertical یا مدل منحنی های موازی در بین تمام ماهیان استخوانی و غضروفی وجود دارد. در این مدل فقط در گروه سلولهای شنوایی جهت دار وجود دارد كه به سمت خارج از مركز جهت یابی می كنند. در قسمت عقبی دارای جهت یابی پشتی ـ شكمی هستند و سلولهای انتهایی درحاشیه اپی تلیوم به حالت جلویی ـ عقبی جهت دار می شوند.

تفاوت های سلول های شنوایی
بررسی های انجام شده بوسیله انتقال الكترون بصورت میكروسكوپی برساختارهای فوقانی گوش داخلی دو گروه سلولهای شنوایی را در مهره داران به نامهای
Type II, Type I را مشخص می كند. كه در بی مهرگان احتمال اینكه فقط سلولهای نوع دوم موجود باشد زیاد است. اما مطالعات اخیر نشان داده كه ماهی اسكار علاوه برسلول های نوع دوم یكسری سلولهایی دارند كه شبیه سلولهای نوع اول است. اما كمی تغییر یافته است. اطلاعات درمورد تفاوت های فیزیولوژیكی سلولهای شنوایی حسی در ماهیان در ارتباط با هم Osanustau یا toad fish می‌باشد كه نشان می‌دهد در بین كانالهای انتقال یون از سلولهای حسی ـ شنوایی ماكولا تفاوت هایی وجود دارد. این اطلاعات همراه با مشاهده حلقه های مژگانی از لحاظ مرفولوژیكی نشان دهنده تفاوت هایی بین مناطق مختلف (اپیتلیال ساكولوس اتریكول لاگنا است و اذعان می‌كند كه این مناطق هریك وظیفه ای متفاوت از دیگری برعهده دارند.

امكان اینكه سلولهای مختلف به واكنش های مختلفی پاسخ دهند یا به قسمت های مختلف یك تحرك پاسخ می دهند مثل بسامدهای مختلف یك تحریك صوتی، به این معنی است كه عملاً اندامهای شنوایی داخلی در ماهیان احتمالاً بسیار پیچیده تر از ماهیان اولیه باشد.

ساختارهای كمكی شنوایی و ویژگی های آن ها
یك مكانیسم، حساسیت به صداهای زیرآب را با به كاربردن یك فضای فشرده یا حباب های گاز افزایش می دهد. چون فشاریكه توسط امواج صوتی در زیرآب تولید می شود حجم گازی را كه می تواند با تغییر مكان به عنوان یك محرك برای گوش داخلی محسوب شود را تغییر دهد.
كیسه شنا در ماهیان استخوانی در حفره شكلی قرارگرفته و كاربردهای مختلفی را در زمینه هیدوردینامیك، تولید صدا و شنوایی بعهده دارد. اطلاعات واقعی در مورد شركت كردن كیسه شنا در امر شنوایی كم است. اما مطالعات اندكی حاكی از آن است كه برداشتن كیسه شنا درحس شنوایی اختلال ایجاد می كند. و چنانچه به گونه هایی كه كیسه شنا ندارند درنزدیك سر یك كیسه شنا اضافه شود میزان حساسیت آنها را افزایش می دهد.

در راسته استاریوفیزیها یك سری استخوان بنام استخوانچه های ویبر به صورت فیزیكی قسمت انتهایی كیسه شنا را با سیستم متحرك گوش داخلی در قمست میانی منتقل می كند. اگر چه هرگز به صورت تجربی آزمایش نشده است اما پیشنهاد می شود حركت دیواره های كیسه شنا از طریق استخوانچه های ویبر به قسمت محرك گوش داخلی انتقال می یابد. ماهیانی كه دارای استخوانچه های ویبر هستند. دامنه های وسیع تری از بسامدها را آشكار می كنند و حساسیت بهتری نسبت به ماهیانی كه فاقد استخوانچه هستند نشان می دهند. برداشتن استخوانچه سبب كاهش حساسیت می شود.

اگر چه در مورد حركت استخوانچه ها هنوز اطلاعی بدست نیامده است. شكل دوم سازگاری كار برآمدگیهای جلویی كیسه شناست كه جهت انتقال مستقیم حركات به گوش بكار می رود. این قسمت در بیشتر گونه ها وجود دارد. در بعضی از موش ماهیان بخش جلویی كیسه شنا به دیواره ساكولوس خاتمه می یابد و این گونه ها بهتر از گونه هایی كه فاقد این ساختارند ساختاری مشابه هم در شگ ماهیان وجود دارد. كه برآمدگی های جلویی كیسه شنا به قمست هایی از اتریكول می رسد، این فرضیه را ثابت می كند كه اتریكول هم بعنوان یك عضو شنوایی در این گونه ها به كار می رود. ویژگی سوم جهت افزایش شنوایی حضور حباب های گاز در سرو ارتباط آن با گوش است. این حباب ها در mormirydها كه بهترین شنوایی را دارند وجود دارد.

آناتومی خط جانبی
دو ساختار متفاوت از گیرنده های فیزیكی خط جانبی عبارتند از:
1- Free neuromats توده عصبی آزاد و 2- canal neuro masts كه كانالهای عصبی اند می باشد.
نوع اول روی پوست تشكیل خط ها یا گره هایی را می دهد كه اصطلاحاً stitches نامیده می شود. و نوع دوم هم شبیه كیسه هایی هستند اما در زیرپوست قراردارند. نئورومستها دارای سلولهای حسی هستند كه در دو قطب مخالف جهت یافته اند. سلولهای حسی خط جانبی اغلب از نظر اندازه متنوع تر از مجموعه های مژگانی هستند. اما هنوز واضح نیست كه دارای تقسیم بندی هایی مثل سلولهای گوش هستند یا خیر.

ساختار بافت های ضمیمه برای گیرنده های فیزیكی خط جانبی بسیار مهم است. برای مثال شكل و اندازه كوپولا تفاوت های قابل توجهی را دارد و بستگی به محل قرارگرفتن نئورومستها در بدن و نوع گونه دارد. سرپوش كانالهای عصبی ممكن است مدور و یا بصورت كانالهای بلندی باشد كه بعضی اوقات شبیه به تیرهای بلندی است. كه محورهای آن موازی محورهای كانال است. كانالها همچنین دارای روزنه های متعددی به سمت آب هستند. اما رایج ترین وضعیت داشتن خلل و فرج در فواصل منظم است. خط جانبی به صورت اشكال ساده تا انواع پیچیده در گونه های متفاوت وجود دارد و اغلب سه كانال عمده و یك مخزن كانال به قسمت كناری وجود دارد كه گاهی این مخزن خیلی كوتاه است و گاهی تا باله دمی گسترش می یابد.

قطر كانالها خیلی گسترده است و گاهی تا mm7 می رسد و سرپوش كانالها ممكن است نسبتاً لبه دار یا كاملاً صاف باشد. از نظر اندازه هم معمولاً دامنه وسیعی را می پوشاند.
برآمدگیهای مركزی مربوط به نرونهایی كه در شنوایی دخالت دارند، عقده های عصبی از سلول های حسی 8 نرون مربوط به خط جانبی با نرونهایی كه در شنوایی دخالت دارند سیناپس می دهد كه درماهیان غضروفی و استخوانی مشاهده می شود این هسته های شنوایی از ستونهای طولی كه به صورت ناهموار از سطح بالای مخچه تا نزدیك سطح نرونهای vagus ادامه یافته اند
اطلاعات اولیه حاكی از آنست كه عصبهای خط جانبی شاخه هایی از اعصاب شماره 5و7و9 جمجمه ای می باشند. اما امروزه می دانیم كه این اعصاب از اعصاب حسی جمجمه ای هستند كه در مهره داران آبزی منحصر به فرد می باشند.

راههای ورودی و خروجی شنوایی
قسمت عمده ای از پایه های شكمی دارای 4 یا 5 هسته داخلی هستند كه از كریستا مجاری نیم دایره اطلاعات را دریافت و آن را بصورت داده های ورودی و خروجی شنوایی ارائه می دهند.
به نظر می رسد كه یك طبقه بندی عملی در مغز بین داده های شنوایی از لحاظ داخلی بودن یا خارجی بودن وجود دارد. كه این تقسیم بندی به سؤالاتی درمورد فیزیولوژی گوش می تواند پاسخ دهد. سوالاتی مثل اینكه ماهیان چگونه می توانند علائم جنبشی را از علائم جاذبه ای و كششی تشخیص دهند. پیام های مجاری نیم دایره و اتریكول بیشتر به هسته های شكمی ختم می شود و پیام های ساكولوس و لاگنا هم به قسمت های پشتی این هسته ها ختم می شود. هم پوشانی بین پیام ها و امكان چند كاره بودن اندامهای داخلی سئوالات را مشكل تر می كند.
از مرولا هسته های داخلی به سمت مخچه و مغز میانی می رود. به نظر می رسد كه اطلاعات شنوایی از طریق راههایی از ستونهای داخلی به ttorus (استخوان یا قطعه‌ای از یك تاج عضله، گونه، گوش، از مغز منتقل می شود.

گیرنده های مكانیكی خط جانبی
هسته این گیرنده ها در بالای ستونهای داخلی واقع شده و به صورت جلویی ـ‌عقبی قرارگرفته است. داده ها را از نرونهای خط بالایی دریافت می كند. در ماهیان استخوانی ردیف گیرنده های مكانیكی به بخش های پشتی ـ جلویی تقسیم می شوند و دو هسته دارد كه هردو پیام های خط جانبی را می گیرند.
سیستم وابران
گوش و خط جانبی ماهیان پیام های وابران را از هسته های شنوایی واقع در مرولا دریافت می كنند. نرونهای عمل كننده درگوش و خط جانبی در این هسته ها با هم آمیخته شده و براساس اطلاعات موجود هركدام از نرونها وابران هم برای گوش داخلی و هم برای خط جانبی مشترك است. هنوز مشخص نیست كه آیا سلولهای شنوایی درتمام ارگانهای داخلی داده های وابران یا بازگشت شده را دریافت می كنند و همچنین نقش این سیستم هنوز بطور واضح معلوم نیست. این سیستم به صورت تعدیل كننده عكس العمل سلولهای شنوایی ویا نرونهای وابران و ارگانهای داخلی مختلف عمل می كند. برای مثال تحریك سیستم وابران عكس العمل های بدست آمده از نیروهای هدایت كننده در ماهیانی مثل Gold fish را تعدیل می كنند. و همچنین ممكن است تحریك سیستم عكس العمل های خط جانبی را هم اصلاح كند.

رفتار ماهیان و سیستم تعادل
ماهیان در یك دنیای كاملاً سه بعدی حركت می كنند و سیستم تعادل و همچنین شنوایی اطلاعات لازم را كنترل رفتار حركت، و ایجاد بینایی را فراهم می كند. برای بیشتر ماهیان در حالت طبیعی سروتنه توسط محورافقی، جلویی ـ‌ پشتی و محورعمودی، پشتی ـ شكمی و نیروی جاذبه و چند استثناء دیگر نگهداشته می شود. اینكه قسمت های اصلی گوش در كنترل كیفی و حركت لازمند یك موضوع قابل بحث است. ارزیابی داده های شنوایی، با اكتشاف فنر dorsal light reflen كاملاً آسان شد.

بسیاری از ماهیان وقتی در معرض یك نورشدید قرار می گیرند كه از یك طرف می تابند، یك حالت یكطرفه با چرخش به سمت نور اتخاذ می كنند كه این حالت زمانی اتفاق می افتد كه اثر نور در كج شدن ماهی دقیقاً بوسیله نیروی جاذبه ایكه ماهی را به موقعیت صحیح برمی گرداند متعادل می شود با استفاده از اطلاعات داخلی درمورد هركدام از ارگانهای گوش و در سانتریفوژهای بالا می توان به نیروهایی دست یافت كه درطول غشاء حسی به صورت یكطرفه درآمده اند كه جهت پاسخگویی به واكنش های مناسب می باشند اتریكول به عنوان یكی از ارگانهای اصلی جهت كنترل كیفی در بعضی از ماهیان آب شیرین كپورماهیان و سایر ماهیان مثل فرشته ماهیان و تتراس می باشد. لاگنا هم تقریباً بهمین صورت می باشد اما درمورد ساكولوس ظاهراً كمتر دراین واكنش ها شركت می كند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله پلاتی پوس در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله پلاتی پوس در word دارای 11 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پلاتی پوس در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله پلاتی پوس در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله پلاتی پوس در word :

پلاتی پوس
این پستاندار تخم گذار برای زندگی شبانه و شکار در زیر آب به خوبی سازگاری یافته است. پاهای پره دار و دم پهن نیروی لازم برای شنا کردن را فراهم می آورندو از منقار سفت وحساس در برابر لمس برای پیدا کردن شکار در ته رودخانه ودریاچه استفاده می کند.از چنگالهای قویش برای کندن حفره هایی که در طول روز در آنها استراحت می کند استفاده می کند.

دلفین
دلفین پستاندار دریایی از رده آب‌بازان می‌‌باشد. خانواده دلفین با 17 جنس و 35 گونه بزرگ‌ترین خانواده زیر راسته نهنگهای دندان دار محسوب می‌‌شود.اعضای این خانواده در تمام آبهای آزاد جهان و همچنین بعضی رودخانه‌های در امتداد آب شیرین انتشار دارند.این خانواده از دوره آئوسن ظاهر شده اند. پوست بدن دلفینها معمولاً صاف و برهنه است. ممکن است در سر و تنه تعدادی از آنها مو وجود داشته باشد

. از گوشهای خارجی فقط سوراخ کوچکی نمایان است و سوراخ بینی که یک یا دو عدد می‌‌باشند در بالا و عقب سر قرار گرفته‌اند تا عمل تنفس در سطح آب را سهولت بخشند این سوراخها به‌وسیله پرده‌ای خود به خود بسته می‌‌شوند. تعداد دندانها زیاد و در بعضی گونه‌ها به 260 عدد می‌‌رسد و عمدتاً از ماهیها و سرپایان و حتی دلفینهای کوچک‌تر تغذیه می‌‌کنند. طول آنها از 2/1 الی 9/3 متر و وزنشان از 23 تا 136 کیلوگرم متفاوت گزارش شده است.

دلفین بینی بطری
دلفین بینی بطری ( Bottlenose )از گونه دلفینهایی است که به وفور در اکواریومهای دنیا جهت عملیات نمایشی به کار گرفته می‌‌شود. از نقطه نظر پراکندگی در اکثر اقیانوسهای جهان از جمله خلیج فارس وجود دارد با وزنی در حدود 250 تا600کیلوگرم طولی معادل 2تا4 متر و ردیف دندانهایی که در هر ارواره از 22تا26 دندان تشکیل شده تقزیبا هر 2 سال یک بار هم بچه دار شده و دلفینی به طول1متر و وزنی معادل 37 کیلوگرم را به مدت 1سال با شیر مادر تغذیه می‌کند و طول عمری معادل 26 تا30 سال دارد.

دلفین سیاه
دلفین سیاه گونه‌ای از خانواده نهنگ‌های خلیج فارس می‌باشد که رنگ تیره بدن وی را از سایر گونه‌های این خلیج جدا میسازد رنگی بین خاکستری تیره مایل به سیاه البته بسیاری از دلفین‌ها پس از مرگ رنگ پوست را با این رنگ تعویض می‌کنند که شاید موجبات اشتباه را هم فراهم کند.

دلفین سیاه به دندانهایی با قطر بیش از 25 میلیمتر مجهر می‌باشد که به نوعی در برخی مواردحمله این گونه به سایردلفینها را فراهم میاورد اما عمدتاً به علت سرعت کمتر در قیاس با سایر هم گونه‌ها ناکام می‌‌ماند از نقطه نظر پراکندگی در اکثر دریاهای گرم و معتدل جهان از جمله خلیج فارس یافت می‌شود همچنین وزنی معادل 2تن و طولی بین 4 تا 6متر و زمان باروروری 15 ماه و زاد اوری بجه دلفینی معادل 2 متر از دیگر ویپگیهای این گونه محسوب می‌گردد.

دلفین یونس
دلفین یونس (نهنگ یونس) نوعا گونه منزوی شناخته می‌شود ؛ نهنگ یونس دارای طولی معادل 3تا 4 متر می‌باشد وزنی حدود400 تا 430 کیلوگرم دارای مجموعا 9 دندان با رنگی خاکستری تیره که به مرور و در اثر افزایش سن روشن تر می‌گردد به همراه خطوطی نامنظم بر روی پوست. روایت می‌کنند که یونس پیامبر آن هنگام که امر خدا را ترک کرد در سفری دریایی کشتی او در میان طوفان گرفتار شد و یونس پیامبر توسط نهنگی بلعیده شد.

خفاش

‘متن سیاه’خُفاش یا شبکور تنها پستاندارانی است که بال دارد و قادر به پرواز است. خفاش از راسته خفاشان (Chiroptera) است و این نام به معنی “دست‌های بال مانند” است. بال‌های خفاش با بال‌های بقیه پرندگان متفاوت است و به گونه دیگری ساخته شده، اما در عوض پوست بالهای خفاش جنسی شبیه چرم دارد و دارای خاصیت ارتجاعی است که باعث می‌شود بالهایش در طول استخوان‌هایی که دست‌ها و انگشتان خفاش را حرکت می‌‌دهند کشیده شود. به شکل مقابل نگاه کنید و ببینید که چگونه بال‌ها مرتب و ماهرانه اطراف بدن خفاش پیچیده شده اند.

دو گروه خفاش وجود دارد. گروه بزرگ‌تر، خفاشهای حشره خوار، شبها غذای خود را شکار می‌‌کنند. گروه دوم خفاشهای میوه خوار هستند که برای پیدا کردن میوه و شیره درختانی که از آنها استفاده می‌‌کنند، بینایی و بویایی خود را به کار می‌‌برد. خفاشهای میوه خوار اول صبح و تنگ غروب از میوه‌ها تغذیه می‌‌کنند. خفاشها جانوران اجتماعی هستند. آنها به طور گروهی و در گروه‌های بزرگ در غارها یا روی درختان، شب را بیتوته می‌‌کنند. خفاشها تنها پستاندارانی هستند که قادرند پرواز کنند.

کوچک‌ترین خفاش و یکی از کوچک‌ترین پستانداران، خفاش پوزه‌خوکی کیتی تایلند می‌‌باشد. طول قد این خفاش 5/2 سانت (1 اینچ) است که مساوی قد زنبوراست و وزن این خفاش 2 گرم (100/ اونس) می‌‌باشد.

خفاشهای که در شب پرواز می‌‌کنند، مسیر و محل دقیق طعمه خود را بوسلیه فرستادن امواج صوتی و دریافت بازتاب آن، پیدا می‌‌کنند. سیستم ردیابی که در کشتیها برای پیدا کردن محل زیر دریایی دشمن به کار می‌‌رود،شبیه به ردیابی خفاش است. خفاشها امواج صوتی در مسیر خود به چیزی برخورد می‌‌کند به سمت فرستنده امواج (خفاش) بازمی گردد و در آن موقع خفاش می‌‌تواند یک تصویر صوتی از مانع روبرو و محیط اطراف خود رسم کندو محیط اطاف را به خوبی ببیند. با استفاده از سیستم فوق خفاشها می‌‌توانند اجسام متحرک مثل حشرات و اجسام بی حرکت مثل درخت را تشخیص دهد.

گونه‌ها
در حدود 1000 گونه از خفاشها وجود دارد. خفاشها در تمام نقاط جهان به استثناء قطبهای جنوب و شمال، یافت می‌‌شوند این دو گونه اختلاف و تنوع بین انواع خفاشها را نشان می‌‌دهند.

نمونه:
• خفاش دابنتن
• خفاش میوه‌خوار مصری
• خفاش خون‌آشام
• روباه پرنده

مسیریابی خفاش‌ها
تقریباً هیچ چیز نمی‌تواند از دید خفاشها فرار کند. گوشهای بزرگ آنها می‌‌تواند علایمی را که منعکس می‌شود بخوبی جذب کند. خفاشها حتی می‌‌توانند اشیایی را که به نازکی مو هستند، تشخیص دهند. فناوری هیچ هواپیمای بی سرو صدایی نمی‌تواند به پیچیدگی خفاشها باشد.
آنها شبها سریع و آهسته پایین می‌‌آیند، با چشمانشان حشرات خوابیده را در جای خود پیدا می‌کنند و با گوشهای بزرگشان می‌‌توانند حتی صدای بهم خوردن آرواره‌های یک لارو پروانه را بشنوند.

این حیوانات در تاریکترین شبها حواس خود را فعال می‌‌کنند. صدای خفاش از طریق بینی با بسامد بالا و شدت کم توسط انقباض ماهیچه‌های حلق ایجاد می‌شود. بعد از این که امواج صدا با صید برخورد کرد، بازتاب پیدا می‌‌کند. این بازتابش توسط گوشهای خفاش گرفته می‌شود. تنها در امریکای شمالی 44 نوع خفاش وجود دارد که بسیاری از جانورشناسان تاکید بر منفعت این پستانداران از زندگی بشر دارند، زیرا آنها به مقدار زیادی از حشرات موذی تغذیه می‌‌کنند، حشراتی که هر سال میلیاردها دلار به کشاورزان و جنگلبانان ضرر می‌‌رسانند.

خفاشها همچنین در گرده‌افشانی گیاهان شرکت می‌کنند و باعث پخش و انتشار بذرها می‌‌شوند. بخصوص این نقش مهم آنها در جنگلهای بارانی بین گیاهان گوناگون وحشی مانند موز، انبه، بادام هندی، خرما و انجیر کاملاً مشهود است.
یک نوع کاکتوس که مکزیکی‌ها از آن نوشابه تهیه می‌‌کنند، به طور طبیعی تنها یک بذر از 3000 بذر خود را آزاد می‌‌کند و اگر نقش مهم خفاشها در این میان نبود، این گونه گیاهی به سمت انقراض پیش می‌‌رفت.

فضولات دفع شده از خفاشها نیز در تنظیم زیستبوم (اکوسیستم) نقش بسیار مهمی دارند؛ چون این مواد شامل باکتری‌هایی هستند که می‌‌توانند مواد سمی را از زباله‌ها و شوینده‌ها جدا کنند.
از جنبه پزشکی هم می‌‌توان گفت ؛ خفاشها خیلی دقیق خود را تمیز می‌کنند و یکی از تمیزترین حیوانات بوده و در برابر بیماریهای گوناگون پایدار هستند. ضمن این که پادزیست تولید می‌کنند و از مواد ضدانعقاد خون که در بزاق گونه‌های خون آشام وجود دارد، می‌‌توان برای درمان بیماری‌های قلبی استفاده کرد. یک جانورشناس امریکایی در سال 1968 پژوهش و بررسی خود را روی خفاشها آغاز کرد و کوشید باور مردم را نسبت به خفاشها تغییر دهد.

به پای هزاران خفاش بند مخصوص زد و مهاجرت آنها را بررسی کرد. کشاورزان امریکایی بتازگی متوجه مفیدبودن خفاشها در نزدیکی مزرعه خودشان شده اند. هر خفاش به تنهایی می‌‌تواند 600 پشه را در یک ساعت شکار کند و گروه‌های بزرگ این جاندار قادر هستند تا میلیونها حشره را در طول شبانه روز بخورند.

این حشرات شامل تعداد بیشماری از سوسک ها، پروانه‌ها و موریانه‌ها می‌‌شوند که زیان‌های هنگفتی به اقتصاد هر کشور می‌‌زنند و به علاوه پشه‌های موجود در منازل را نیز از بین می‌‌برند. یک دسته 150 تایی خفاش بزرگ قهوه‌ای می‌‌توانند سوسک‌های خیار را در طول تابستان در سطح کشتزار از بین ببرند و در نتیجه از رشد 18 میلیون لاروی که به ریشه‌ها صدمه می‌‌زنند جلوگیری کنند.

این آفت به تنهایی یک میلیارد دلار در سال به کشاورزان امریکایی خسارت می‌‌زند. باتأسیس بی.سی.آی «حفاظت بین المللی از خفاشها» و اعلام منافع آنها از سال 1982 تصورات مردم نسبت به خفاشها تغییر کرده و بهبود یافته است. بسیاری از افسانه‌ها در مورد کور بودن خفاشها و یا هار و دیوانه بودن آنها اغراق آمیز هستند.

آنها تنها برای دفاع از خود ممکن است مانند هر حیوان وحشی دیگری گاز بگیرند و این حیوان را فقط افراد خیلی ماهر می‌‌توانند صید کنند و از آنجا که آگاهی پژوهشگران درباره خفاشها زیاد شده و طبیعت استفاده زیادی از آنها می‌‌برد، این امر باعث حفاظت از آنها شده است.

امروزه مردم امریکا گونه‌های مختلفی از گونه‌های خفاشها را در غارها و معادن متروکه نگهداری می‌‌کنند. خفاشها بسیار حساس هستند و با کوچک‌ترین اذیت و آزاری از بین می‌‌روند. بیشتر خفاشها غارها را برای خواب زمستانی خود از شهریور تا اردیبهشت انتخاب می‌‌کنند.

بسیاری از آنها بچه‌های خود را در طول تابستان در همین مکانها بزرگ می‌‌کنند. تولیدمثل خفاشها در مقایسه با پستانداران کوچک دیگر بسیار کمتر است، بیشتر ماده‌ها فقط یک بار در سال یک بچه به دنیا می‌‌آورند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله فرایند فتوسنتز در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله فرایند فتوسنتز در word دارای 5 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله فرایند فتوسنتز در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله فرایند فتوسنتز در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله فرایند فتوسنتز در word :

فرایند فتوسنتز
مکان فتوسنتز کلروپلاست ها می باشد.کلروپلاستها ، اجسام رنگدانه داری (کلروفیل) در ستوپلاسم سلولهای برگ و دیگر بافت های سبز می باشند. اختلافات ژنتیکی و محیطی مقادیر نسبی رنگدانه کلروفیل را تغییر داده و برگهایی را تولید می کنند که رنگ سبز تیره تا زرد دارند.
علاوه بر کلروپلاست Co2 , H2o وانرژی نورانی خورشید نیز لازم است تا گلوکز تولید شود. گلوکز به برگها و یا به دانه ها رفته و تغییر شکل می دهد.

کارایی فتو سنتز :
کارایی فتوسنتز در حدود 1% است.یعنی از کل تشعشعات ورودی به یک مزرعه فقط 1% به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. رسیدن به کارایی بالا در فتوسنتز امکان پذیر است ولی در شرایط مزرعه بیش از 6% انتظار نمی رود.حد بالای کارایی تا 20% به صورت فرضی محاسبه شده است.

فتوسنتز و عملکرد غلات :
چون کربن جزء اصلی ماده خشک گیاه است . پس منطقی است که افزایش سرعت اسیمیلاسیون دی اکسید کربن باعث افزایش عملکرد شود. از حدود سالهای 1960 سرعت اسیمیلاسیون Co2 نقطه شروعی برای توجیه بهبود عملکرد گیاهان زراعی بوده است.و درک اینکه چرا افزایش سرعت فتوسنتز برگ ممکن است عملکرد را افزایش ندهد اساس درک فیزیولوژی در رابطه با رشد و نمو آن ها می باشد.

تمام مواد فتوسنتزی تولید شده به سمت عملکرد اقتصادی یعنی دانه هدایت نمی شود . بخشی به ریشه ها ، برگ ها ، ساقه ها و وظایف حیاتی گیاه مصرف می شود . لذا اندازه گیری سرعت فتوسنتز یک برگ از یک گیاه منفرد نمی تواند نشان دهنده کل سرعت فتوسنتز آن گیاه با جمعیت گیاهی باشد.

زلیچ دریافت که اندازه گیری فتوسنتز گمراه کننده است . و دریافت که عملکرد گیاه زراعی رابطه نزدیکی با اسیمیلاسیون فتوسنتزی خالص Co2 دارد که در طول فصل محاسبه شده باشد . و خمچنین آزمایشات ، بر روی غنی سازی Co2 حاکی از آن است که افزایش فتوسنتز خالص عملکرد را افزایش می دهد.

اختلاف در کارایی فتوسنتز :
برخی گونه های گیاهی زراعی سرعت فت.سنتزی متفاوتی را نشان می دهند . بعنوان مثال سورگوم و ذرت ظرفیت بهره برداری انرژی نورانی خورشید را با سرعت تقریبا 50 تا 66 % بیشتر از توتون دارند . که بخش عمده ای از این اختلاف را می توان با اختلافات در تنفس توضیح داد.

گیاهان C3 و C4 :
زمانی که اولین محصول فتوسنتزی در گیاه ،یک ترکیب 3 کربنه (C3) باشد از مسیر کالوین – بنسون و اگر 4 کربنه (C4) باشد از طریق هچ – اسلک است .که برای اصلاع گیاهان C4 به کار برده می شود. و انحراف از نوع فتوسنتز C4 را متابولیسم اسید کراسولاسه یا CAM می نامند که با مناطق خشک سازگاری دارد.

گیاهان C4 (ذرت ، س.رگوم ، ارزن) در شرایط گرم و نور زیاد کارایی بیشتری از گیاهان C3 (غلات) دارند . در مجموع کارایی آنها (C4) حدود 40 % است.
تمام گیاهان به انرژی نیاز دارند و این انرژی از طریق تنفس به دست می آید . 2 نوع تنفس وجود دارد :
1- مستقل از نور : قند و کربو هیدرات تولید شده در فتوسنتز را به CO2 و H2O تبدیل می کند. از نظر زراعی تنفس نشان دهنده تلفات است و باید به حداقل برسد که درست نیست زیرا تنفس لازم است تا انرژی برای رشد و بقای گیاه فراهم شود . و تنفس بیش از نیاز برای تولید عملکرد زاید است . پس اهمیت سرعت اسیمیلاسیون خالص بیش از سرعت فتوسنتز و تنفس است.

2 – تنفسی که در حضور نور و در گیاهان C3 مشاهده می شود و ظاهرا در گیاهان C4 وجود ندارد.
اختلافات گیاهان C3 و C4 :
1 – گیاهان C4 نسبت به C3 به نورهای با شدت بالا واکنش نشان می دهند.(2 برابر گیاهان C3)
2 – گیاهان C4 با کارایی بیشتری از CO2 استفاده می کنند و در شدت نور ثابت و نسبتا زیاد قادرند CO2 اطراف را به ppm 10 – 0 کاهش دهند. که این نقطه جبران است . در حالی که در C3 برابر ppm 150 -50 co2 است . نقطه جبرانی پایین نشان دهنده کارایی زیاد فتوسنتز است .
3- گیاهان C4 سرعت اسیمیلاسیون خالص بالاتری از C3 دارند که به خاطر عدم وجود تنفس نوری است

4 – درجه حرارت بر روی C4 تاثیر مطلوب ، و بر روی گیاهان C3 تاثیر نا مطلوبی دارد . تا دمای 0 تا 35 درجه سانتیگراد سرعت تنفس به ازای هر 10 درجه سانتیگراد افزایش حدود 2 تا 4 برابر افزایش می یابد. بسیاری از گیاهان C3 در محدوده دمایی 25 تا 35 درجه سانتیگراد تولیدی ندارند ولی گیاهان C4 افزایش نولید دارند.

5 – در گیاهان C4 کارایی مصرف آب بیش از گیاهان C3 است . میانگین ماده خشک تولید شده برای هر 1000 گرم آب مصرفی ، 29/3 گرم برای C4 و 54/1 گرم برای C3 می باشد.

6 – سرعت انتقال با سرعت فتوسنتز همبستگی دلرد زیرا انتقال آهسته می تواند عملکرد را محدود کند . در برگهای گیاهان C4 انتقال 2 برابرسریعتر از برگهای C3 است.

7 – حداکثر رشد گیاهان C4 بیشتر از گیاهان C3 است (به جز چند استثناء). وقتی طول فصل رشد متوسط در نظر گرفته می شود سرعت رشد C3 برابر 13 گرم در متر مربع در روز بوده و برای گیاهان C4 برابر 22 گرم در متر مربع در روز می باشد. با محصور کردن گیاهان C3 و C4 در ظرف در بسته دارای نور اختلاف در تنفس نوری را می توان نشان داد . چون C4 نقطه جبرانی پایین تری از گیاهان C3 دارند زمانی که گیاهان C4 از CO2 مصرف می کنند گیاهان C3 از بین می روند.

نمو گیاه و فتو سنتز :
آندوسپرم بذر غلات زمانی تا مین کننده غذا است که بذر شروع به جوانه زنی و کلئوپتیل خارج و اولین برگ شروع به فتوسنتز نمایید. در شرایط گرم و مرطوب طی 4 تا 5 روز ، و در شرایط سرد و خنک تا 2 هفته طول می کشد. البته عمق کاشت و وجود سله در فواصل بین بذر کاری و سبز شدن نیز تاثیر دارد. بعد از سبز شدن و رشد سریع سطح فتوسنتزی کود را به صورت نواری در 2 طرف بذر و کمی پایین تر قرار می دهند.

اگربذر در تماس مستقیم با کود قرار بگیرد ، ممکن است سبب ضایعات اسمزی شود . مرحله رشد رویشی (جوانه زنی – گلدهی) ، که طی آن میانگره ها و تعداد پنجه ها ، تعداد و اندازه سلول ها ، طول میانگره ها تحت تاثیر طول مدت مرحله رویشی که خود نیز تحت تاثیر درجه حرارت و طول روز است .افزایش قطر ساقه ها از طریق بزرگ شدن سلول ها زمانی رخ می دهد که ساختمان های ضروری شکل گرفته اند.

مرحله رسیدگی از زمان تلقیح گل تا بلوغ بذر می باشد.این مرحله برای توسعه دانه بحرانی است و مصرف آب ، سطح برگ برای جذب موثر نور خورشید ، یا اضافه کردن مواد غذایی ممکن است فتوسنتز را برای توسعه دانه افزایش دهد ،بدون آنکه رشد رویشی را تحریک کند.

عملکرد وزن خشک نهایی دانه حاصل سرعت پر شدن دانه و طول مدت پر شدن دانه می باشد. و زمانی که در وزن خشک دانه افزایشی صورت نمی گیرد محصول به بلوغ فیزیولوژیکی خود رسیده است . که با نمونه برداری از دانه و خوشه می توان توقف افزایش وزن خشک و مرحله برداشت را تعیین نمو

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله شگفتی های زیست شناسی میتوکندریها در حین فعالیت در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله شگفتی های زیست شناسی میتوکندریها در حین فعالیت در word دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله شگفتی های زیست شناسی میتوکندریها در حین فعالیت در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله شگفتی های زیست شناسی میتوکندریها در حین فعالیت در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله شگفتی های زیست شناسی میتوکندریها در حین فعالیت در word :

شگفتی های زیست شناسی
میتوکندریها در حین فعالیت
22 سپتامبر 2003 – امروزه بیماریهای عصبی زیادی وجود دارند که بنظر میرسد نتیجه بدکار کردن میتوکندریها و درنتیجه مرگ سلولهای عصبی میباشد.
میتوکندریها اجزاء درون سلولی کوچکتر از میکرون هستند که نقش حیاتی تولید انرژی (ATP) درون سلول را برعهده دارند. بدکار کردن این اجزاء منجر به بروز بیماریهایی مثل پارکینسون، آلزایمر و هانتینگتون میشود.
بدلیل اندازه بسیار کوچک میتوکندریها تاکنون بررسی دقیق این اندامکها در خارج از بدن امکانپذیر نبوده و لذا امکان شناسایی بهترین مواد محافظ عصبی وجود نداشته است.

محققان آزمایشگاههای ملی ساندیا در وزارت انرژی آمریکا و دانشکده پزشکی دانشگاه نیومکزیکو با بکارگیری یک بیولیزر ویژه که در محدوده نانومتری کار میکند اولین تکنیک مطالعه این گونه اندامکهای بسیار ریز درون سلولی را در حین فعالیت آنها پدید آوردهاند. این لیزر قادر است سیگنالهایی کاملاً واضح از میتوکندری در خارج از بدن ثبت کند. طبق گفته این محققین، در ماه آینده میتوکندری بسرعت با مواد محافظ عصبی روکش داده خواهد شد و پایداری آن در شرایط مناسب در جهت بررسی پایداری آن مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

در این تکنیک که این محققان بطور تصادفی به آن دست یافتند، جریانی از مایعات حاوی نمونه بوسیله میکروپمپ از یک حفره بین یک نیمههادی با قابلیت گسیل نور و یک آئینه منعکسکننده عبور داده شد. این محققین انتظار داشتند با عبور محلول حاوی میتوکندری از این حفره، سیگنالهای بسیار ضعیفی از اندامکهای سلولی ثبت کنند و بعد از آن با تکنیکهای معدلگیری، پاسخ افزایش یافتهای بدست آورند. این محققان در نهایت شگفتی، سیگنالهای بسیار بزرگی از هر واحد میتوکندری ثبت کردند که دیگر نیازی به معدلگیری آنها نبود.

در این مطالعه میتوکندریها همانند یک لنز (با ضریب شکست 42/1) عمل کرده و نوری که از آنها عبور کرد تشدید میشد.
از این روش که نیازمند مقادیر بسیار اندک میتوکندری و داروی تست است براحتی و بسرعت میتوان جهت غربالگری موادی که بنظر میرسد محافظ میتوکندری هستند استفاده کرد .
در این مطالعه متابولیسم آدوزین و آنالوگهای آن و همچنین تاثیر NBMPR بر این متالولیسم در میتوکندری بررسی شده است. قبلاً گزارش شده بود که حاملهای نوکلئوزاید موجود در میتوکندری توسط NBMPR (نیتروبنزیل تیواینوزین) که یک مهار کننده بسیار قوی حاملهای نوکلئوزاید در بسیاری از سلولهای است مهار می شوند. با این وجود امکان اثبات وجود حامل های آدنوزین بر روی میتوکندری وجود نداشته است. میتوکندری لنفوسیت های سرطانی کشت داده و از نوع CEM با استفاده از روش سانتریفوژ جدا گردیده و سپس غلظت های متفاوتی از آدنوزین رادیو اکتیو به آنها اضافه شد.

بعد از مدت انکوبه شدن آدنوزین و متالولیتهای احتمالی آن از میتوکندری جدا شد. حاصل اصتخراج با استفاده از HPLC آنالیز گردید. همین روش در مورد دو داروی ضد سرطان فلو درابین و کلادرابین نیز انجام شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که آدنوزین توسط میتوکندری تازه تهیه شده از سلولهای سرطانی CEM به اینوزین ATP, AMP, ADP متابولیزه میشود. با این وجود انکوبه کردن 2 میکرومول از NBMPR همراه با آدنوزین در میتوکندری به مقدار قابل توجهی میزان آدنوزین و متابولیت های آنرا در میتوکندری کاهش داد. این امر نشان دهنده آن است که حاملهای آدنوزین در میتوکندری NBMPR مهار میشوند. انکوبه کردن توام کلا درابین و یا فلو درابین با NBMPR تاثیر قابل توجهی بر روی میزان این آنتی م تابولیت ها در میتوکندری نداشت

با توجه به جهش پذیری فوق العاده DNA میتوکندریال ممکن است در طول زندگی فرد (دوران جنینی و پس از تولد ) در DNA بعضی از میتوکندریها جهش ایجاد شود. اکثر بیماریهای میتوکندریال از نوع میوپاتی و نروپاتی (عصبی عضلانی) هستند که بیشتر اعضایی نظیر مغز- کلیه ها- عضلات- چشم- گوش داخلی و روده بزرگ را درگیر می کند زیرا مصرف ATP این اندامها زیاد است. معروف ترین بیماریهای ارثی میتوکتدریال عبارتند از:
لبراپتیک نوروپاتی (LHON ) Leber hereditary optic neuropathy که از علائم آن نابینایی تدریجی است که فرد در حدود 20 سالگی بکلی نابینا می شود.

بیماری دیگر گلوتاریک اسید اوریاتیپ 2می باشد که با علائمی مانند شلی عضلات و صورت ناهنجار و غیرطبیعی و کیست های کلیوی و عقب ماندگی ذهنی همراه است. سندروم هایی نظیر سندروم پیرسون و آکاتالاسمیا نیز اکثرا با دژنره شدن عضلات و دستگاه عصبی همراه است. طول DNA میتوکندری در حدود 16570 جفت باز می باشد که در حدود 62 ژن در آن شناخته شده است . 22 ژن مربوط به 22 t RNA و2 ژن مربوط به r RNA و بقیه ژنها مسئول تولید آنزیم یا پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط با تولید انرژی سلولی است. به طور کلی مشخصات DNA میتوکندریال به قرار زیر است:

1- حلقوی و دو رشته ای است.
2- فاقد نواحی اینترون می باشد.
3- فاقد پوشش پروتئین های هیستونی می باشد و مستقل از هسته است.
4- جهش پذیری آن 15 بار بیشتر از هسته است.
5- DNA میتوکندریال فقط از طریق مادر منتقل می شود زیرا اسپرم ها دارای تعداد کمی میتوکندری هستند که در هنگام لقاح از بین می روند .
6- قدرت ترمیم آن بسیار کمتر از هسته می باشد.

با توجه به جهش پذیری فوق العاده DNA میتوکندریال ممکن است در طول زندگی فرد (دوران جنینی و پس از تولد ) در DNA بعضی از میتوکندریها جهش ایجاد شود. اکثر بیماریهای میتوکندریال از نوع میوپاتی و نروپاتی (عصبی عضلانی) هستند که بیشتر اعضایی نظیر مغز- کلیه ها- عضلات- چشم- گوش داخلی و روده بزرگ را درگیر می کند زیرا مصرف ATP این اندامها زیاد است. معروف ترین بیماریهای ارثی میتوکتدریال عبارتند از:
لبراپتیک نوروپاتی (LHON ) Leber hereditary optic neuropathy که از علائم آن نابینایی تدریجی است که فرد در حدود 20 سالگی بکلی نابینا می شود.

بیماری دیگر گلوتاریک اسید اوریاتیپ 2می باشد که با علائمی مانند شلی عضلات و صورت ناهنجار و غیرطبیعی و کیست های کلیوی و عقب ماندگی ذهنی همراه است.
براساس تحقیقات تازه میزان آسیب پذیری انسان در زمینه حمله قلبی، سکته مغزی، دیابت و چاقی مفرط ممکن است تا حدودی از مادر به فرزند به ارث برسد.
پژوهش تازه که یافته‌های آن در نشریه “ساینس” چاپ شده است، همچنین طیفی از اختلالات مزمن مربوط به سالخوردگی، که یک چهارم جمعیت کشورهای صنعتی به آنها مبتلا هستند را ناشی از یک و فقط یک ایراد ژنتیکی می داند.

فشار خون بالا، کلسترول بالا و چاقی مفرط از جمله اختلالاتی در سیستم شیمیایی بدن هستند که خطر از کار افتادگی کلیه، حمله قلبی و سکته مغزی را افزایش می‌دهند.
به نظر می رسد این اختلالات به صورت یک مجموعه گریبانگیر فرد می شود، زیرا کسی که نسبت به یکی از این اختلالات آسیب پذیر باشد دست کم در مقابل یکی دیگر از آنها نیز آسیب‌پذیر است.
در آمریکا، که در حدود یک چهارم جمعیت از مجموعه ای از این عوارض رنج می برند، آن را نشانگان (سندروم) متابولسیمی می خوانند.
هرچند این عوارض معمولا به اضافه وزن و زندگی کم تحرک نسبت داده می شود، اما افراد لاغر و فعال نیز ممکن است به آنها مبتلا شوند بنابرین عوامل دیگری نیز باید در آن نقش داشته باشد.
اکنون یک عامل احتمالی ژنتیکی برای این مجموعه از عوارض شناسایی شده است.

پژوهشگران با مطلعه یک خانواده بزرگ که به نوع نادری نشانگان متابولیسمی مبتلاست، دریافتند که این عارضه از مادر به فرزندان منتقل می شود.
آنها اشاره می کنند که این عارضه ناشی از ژن‌های معیوبی است که نه در کروموزوم بلکه در ساختمان های سلولی موسوم به “میتوکندری” وجود دارد.
اگر میتوکندری، که تامین‌كننده انرژی سلول شناخته می شود، معیوب باشد می‌تواند باعث ابتلای فرد به دیابت و سایر ناراحتی مربوط به افزایش سن شود.
بی شک برای شما هم روزی خواهد رسید که جلوی آینه بایستید و موهای خود را در حسرت یافتن یک تار موی سیاه جستجو کنید.
آن هنگام که آرزو می کنید کاش بار دیگر قوای جوانی خود را به دست می آوردید. به هر حال همواره یکی از آرزوهای بشر این بوده است که به اکسیر جوانی دست پیدا کند و در این مسیر، مطالعات زیادی هم انجام داده است.

یکی از جدیدترین مطالعات انجام شده در این زمینه مثل همیشه روی موشهایی صورت گرفت که با مکملهای غذایی خاصی تغذیه می شدند. نتیجه این آزمایش بسیار حیرت انگیز بود، زیرا موشها با این که پیر شده بودند، رفتارشان اصلا مانند موشهای پیر نبود.
آنها تصور می کردند هنوز هم جوان هستند. این محققان چند سال مخلوطی از 2 مکمل غذایی را به موشهای خود خوراندند، تا این فرضیه را که عنوان می کرد پیری به دلیل ناکارایی درون ساختار سلولی رخ می دهد، آزمایش کنند.
بنابراین اگر حق با آنها باشد، می توان امیدوار بود اثرات پیری به کمک مصرف تنها یک قرص کاهش یابد. اما باید در نظر داشت انسان ها موش نیستند و نمی توان هر چیزی که درباره موشها صادق است ، درباره انسان هانیز صادق دانست.

به هر حال ، هیچ شکی درباره اثری که این مکملها بر روی موشها دارند، وجود ندارد. مقداری اسید لیپوئیک که به صورت طبیعی آنتی اکسیدانی است که در سبزیهای برگ سبز یافت می شود و کارنیتین که در گوشت قرمز وجود دارد تمام آن چیزی است که به نظر می رسد باعث جوان ماندن موشهای پیر می شود.
این موشها نه تنها خیلی پر انرژی به نظر می رسیدند، بلکه یادگیری آنها نیز بهتر شده و حافظه کوتاه مدتشان نیز به صورت هیجان انگیزی بهبود یافته بود. دانشمندان از مدتها پیش می دانستند که کاهش شدید در میزان کالری های مصرفی ، طول عمر گونه انسان را افزایش می دهد، اما هنوز دلیل واضحی برای آن ندارند.

چبه هرحال ، این موضوع اشاره به این دارد که مواد غذایی را در فرآیند پیری نقش کلیدی ایفا می کنند. بر همین اساس ، محققان کار خود را از منطقه ای از سلول با نام میتوکندری که فرآیند مواد غذایی مانند سوخت بدن در آن انجام می شود آغاز کردند.

میتوکندری نیروگاه هر سلول است و مواد خام مانند کربوهیدرات ها را به انرژی تبدیل می کند، تا سلول ها بتوانند وظایف خود را انجام دهند.
بنابراین ، میتوکندری برای بقای هر سلولی حیاتی و ضروری است ، اما این طور نیست که همیشه هم کار خود را بدرستی انجام دهد؛ یعنی هر از گاه این ارگانل سلولی مقداری از سوخت هایی را که دریافت کرده است ، به رادیکال های آزاد ترسناکی تبدیل می کند که در واقع اکسیدانت هایی هستند که به دی.ان.ای های بدن ما حمله می کنند.
اکسیدانت ها تا حد زیادی شبیه آن چیزی هستند که در یک انفجار هسته ای ، یا یک واکنش هسته ای دیده می شود. ملاحظه می کنید که ما مدام خودمان را پرتوافکنی می کنیم و این کار را نیز از طریق میتوکندری در سرتاسر عمرمان انجام می دهیم.

همزمان با افزایش سن ما، محصول رادیکال های آزاد نیز افزایش می یابد و به همین دلیل ، محققان به نقش کلیدی میتوکندری در فرآیند پیری مشکوک شدند.
بنابراین ، آنها شروع به انجام آزمایش با 2 ماده کردند که به وسیله متوکندری ها استفاده می شود؛ یعنی لیپوئیک اسید و کارنتین لیپوئیک اسید برای تبدیل سوخت به انرژی استفاده می شود و کارنیتین هم همانند چسبی است که به سوخت متصل می شود و آن را به نیروگاه سلولی حمل می کند.

این محققان دریافتند که میزان کارنیتین همزمان با بالا رفتن سن با شتاب زیاد کاهش می یابد و بر همین اساس ، مکملهایی را به موشهای خود خوراندند، با این امید که در عملکرد میتوکندری افزایش مشاهده کنند.
با این که این مکمل ها برای موشها بخوبی جواب داده اند، اما آیا همین اثر مشابه را روی انسان ها نیز خواهند داشت و آیا بی خطر هستند؟
از آنجا که این مواد غذایی عملکردی همانند داروها دارند، باید به تصویب FDA برسند و علاوه بر این ، همانند هر داروی دیگری دارای اثرات جانبی هستند.
به عنوان مثال ، اسید لیپوئیک تنظیم کننده انسولین است و دیابتی ها نباید آن را مصرف کنند. اما محققان هنوز نتوانسته اند چشمه جوانی را بیابند.
پیر شدن ، فرآیند بسیار پیچیده ای است که هنوز هم بخوبی شناخته نشده است. حداقل 300فرضیه درباره این که چرا و چگونه پیر می شویم ، ارائه شده است ، اما تقریبا همگی متفق القول هستند که شاید تا قرنها نتوانیم طول عمر گونه انسان را افزایش قابل توجهی دهیم.

با تمام این اوصاف ، محققان هنوز به دنبال کشف روشهایی هستند که به ما کمک کند بدنمان را تا جایی که امکان دارد، سالم تر و جوان و نگه داریم ب لاگ “دانش زیست شناسی” مطالب جالبی درباره ی جهش در DNA میتوکندری نوشته است و وب لاگ “آموزش ابتدایی” در مقاله ای تحت عنوان “گره گشایی” نوشته ی “ایزولده انله” و ترجمه ی “سپیده خلیلی” نوشته است که: “کاهش عملکرد شاید شما هم تا کنون با کودکی بیش فعال روبه رو شده باشید . کودکی که نتواند آرام در جایش بنشیند ، تمرکز نداشته باشد و هیچ وقت کاری را که شروع می کند به پایان برساند. کودکی که دائم درصدد آزار کودکان دیگر است و می توان گفت که هیچ کسی او را دوست ندارد و نمی خواهد با او بازیکند.”

آقای کسری اصفهانی در “وب لاگ سرویس خبری ژنتیک و بیوتکنولوژی ایران” در مطلبی تحت عنوان “رایانه های مولكولی در خدمت تشخیص و درمان بیماری‌ها” نوشته است که:”با ساخت یك رایانه میكروسكپی با استفاده از بخشی از یك مولكول ،DNA می¬توان در آینده برای تشخیص بیماری و تولید مولكول¬های دارو برای مبارزه با آن امیدوار بود. ایشان، یعنی کسری اصفهانی هم چنین در وب لاگ “بیوتکنولوژی Biotechnology” نوشته است که:”بیوتكنولوژی گیاهی در نقطه عطف تاریخی خود قرار گرفته است. گرایش به مهندسی ژنتیك در بیوتكنولوژی گیاهی دو دیدگاه كاملاً متضاد را پدید آورده است: نخست كسانی كه تصور می¬كنند این موضوع قابلیت ایجاد انقلاب سبز بعدی را دارد و آنهایی كه مهندسی ژنتیك را به شدت خطرناك می¬دانند. البته برای بررسی مزایا و خطرات مهندسی ژنتیك به اطلاعات دقیق نیاز است و در این زمینه باید بر مبنای حقایق و واقعیت¬های موجود به مردم و جامعه اطلاع رسانی نمود.”

وب لاگ “Let’s Talk About Chemistry” در مطلبی درباره ی کاربرد احتمالدر علم نوشته است که:” متاسفانه به دلیل نبود درک درست و حسابی از علم تو ولایت ما، خیلی ها نمی فهمند که وقتی می گویند احتمال وقوع زلزله بالا است به معنی پیشگویی -از جنس رمالی و جادوگری- نیست. بهرحال رفقای تهرانی این سه، چهار روز آینده مواظب خودتان باشید.” 

“زیست شناسی ساری” هم در مطلب جالبی درباره ی “اثر انگشت” این را نوشته است:”خطوط سر انگشتان آدمی تغییر نا پذیر است و از دوره 4 ماهگی جنینی انسان تا فوت او تغییر نمی کند.بنابراین وسیله مثبت و قاطع برای شناسایی هویت انسانهامی باشد” و سرانجام “رشدفیزیک” می گوید که:”کینگ و کنت عضو انجمن معلمان علوم زمین (ESTA) هستند و می گویند برای آموزش بهتر علوم زمین روشن است که باید بین این علوم و رشته های سنتی علوم – فیزیک ، شیمی و زیست شناسی – ارتباط برقرار کرد.”تر نگه داریم. طول DNA میتوکندری در حدود 16570 جفت باز می باشد که در حدود 62 ژن در آن شناخته شده است . 22 ژن مربوط به 22 t RNA و2 ژن مربوط به r RNA و بقیه ژنها مسئول تولید آنزیم یا پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط با تولید انرژی سلولی است. به طور کلی مشخصات DNA میتوکندریال به قرار زیر است:
1- حلقوی و دو رشته ای است. 2- فاقد نواحی اینترون می باشد.

3- فاقد پوشش پروتئین های هیستونی می باشد و مستقل از هسته است.
4- جهش پذیری آن 15 بار بیشتر از هسته است.
5- DNA میتوکندریال فقط از طریق مادر منتقل می شود زیرا اسپرم ها دارای تعداد کمی میتوکندری هستند که در هنگام لقاح از بین می روند .
6- قدرت ترمیم آن بسیار کمتر از هسته می باشد.

با توجه به جهش پذیری فوق العاده DNA میتوکندریال ممکن است در طول زندگی فرد (دوران جنینی و پس از تولد ) در DNA بعضی از میتوکندریها جهش ایجاد شود. اکثر بیماریهای میتوکندریال از نوع میوپاتی و نروپاتی (عصبی عضلانی) هستند که بیشتر اعضایی نظیر مغز- کلیه ها- عضلات- چشم- گوش داخلی و روده بزرگ را درگیر می کند زیرا مصرف ATP این اندامها زیاد است. معروف ترین بیماریهای ارثی میتوکتدریال عبارتند از:
لبراپتیک نوروپاتی (LHON ) Leber hereditary optic neuropathy که از علائم آن نابینایی تدریجی است که فرد در حدود 20 سالگی بکلی نابینا می شود.
بیماری دیگر گلوتاریک اسید اوریاتیپ 2می باشد که با علائمی مانند شلی عضلات و صورت ناهنجار و غیرطبیعی و کیست های کلیوی و عقب ماندگی ذهنی همراه است. سندروم هایی نظیر سندروم پیرسون و آکاتالاسمیا نیز اکثرا با دژنره شدن عضلات و دستگاه عصبی همراه است.

فرایند اپوپتوزیس از طریق پروتئینهای کاسپاز و طی یک سری فرایندهائی صورت میگیرد
از مهمترین و اساسی ترین اندامکهای درون سلولی دخیل در این فرایند میتوکندریها هستند ضمن اسیب dna غلظت پروتئین p53 سلول افزایش میابد و این پروتئین نیز ÷نی موسوم به bax را وادار به بیان میکند. محصول ÷ن bax پروتئین bax است. پروتئین bax در غشای خارجی میتوکندری منفذی ایجاد میکند که از خلال این منفذ سیتوکروم c خارج و زنجیره انتقال الکترون مهار میشود و در نتیجه سلول به مرگ خود نزدیک میگردد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بی مهرگان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بی مهرگان در word دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بی مهرگان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بی مهرگان در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بی مهرگان در word :

فصل اول
مقدمه
جانوران موجودات زنده‌ای هستند که با خوردن موجودات زنده‌ی دیگر تغذیه می‌کنند. جانوران قادر نیستند غذاسازی کنندو به جز تعداد معدودی، آنها قادر به جابه‌جایی هستند و بدن آنها از تعداد زیادی سلول ساخته شده است.

دست کم یک میلیون گونه‌ی متفاوت از جانوران وجود دارد و هر روز تعداد بیشتری از آنها کشف می‌شوند.
جانوران تقریباً همه جا هستند. برخی در جنگل‌ها، دشت‌ها، یا در کوهستان‌های بلند زندگی می‌کنند. برخی در رودخانه‌ها، دریا‌ها یا غارهای تاریک زندگی می‌کنند. آن‌ها چیزهای بسیاری می‌خورند بعضی از گیاهان تغذیه می‌کنند، «گیاه خوار» و برخی از گوشت جانوران دیگر تغذیه می‌کنند «گوشت خوار» تنها عده‌ی کمی از آن‌ها هم گیاه و هم جانور می‌خورند. آن‌ها را «همه چیز خوار» می‌نامند. برخی از آنها که انگل نامیده می‌شوند در بدن جانوران زنده‌ی دیگر زندگی می‌کنند.

سلسله‌ی جانوران را بر اساس داشتن یا نداشتن ستون مهره‌ها به دو شاخه طبقه‌بندی می‌کنند.
1- بی‌مهره‌گان
2- مهره داران

1-1 مهره داران
جانورانی هستند که ستون مهره دارند. در تمام مهره داران ستون مهره و سایر استخوان‌های اسکلت از بدن محافظت می‌کنند. مهره داران پنج رده‌ی بزرگ دارند که عبارتند از: ماهی‌ها – دوزیستان – خزندگان – پستانداران و پرندگان

2-1 بی‌مهره‌گان
بی‌مهره به معنای بدون ستون مهره است. بیش‌تر جانوران موجود در جهان بی‌مهره‌اند. البته بدن همه جانوران بی‌مهره کاملاً نرم یا بی‌حفاظ نیست. برخی از آنها یک پوسته‌ی سخت بیرونی دارند. این پوسته به صورت زره عمل می‌کند اما در عین حال بر خلاف استخوان‌های ما به جای درون از بیرون نوعی اسکلت برای بدن جانور به وجود می‌آورد. زره برخی از بی‌مهره‌گان مانند خرچنگ‌های دریایی- عقرب‌ها – حشره‌ها بند بند است.

زره‌ی بقیه‌ی بی‌مهره‌گان مانند حلزون‌ها و صدف‌ها نسبتاً سخت است. بیش‌تر جانوران بی‌مهره جثه‌ی کوچکی دارند. بسیاری ازآنها درآب زندگی می‌کنند و شناوری در آب سبب می‌شود که وزن آن‌ها کاهش یابد و بتوانند وزن خود را تحمل کنند.

فصل دوم
2- انواع بی‌مهره‌گان
بی‌مهره‌گان به دو دسته‌ی ساده و پیشرفته تقسیم می‌شوند. بی‌مهره‌گان ساده شامل اسفنج‌ها – کیسه تنان – کرم‌ها می‌شود. بی‌مهره‌گان پیشرفته نیز شامل نرم تنان – خارتنان و بندپایان می‌شود.
1-2 بی‌مهره‌گان ساده
(کمترین گوناگونی سلول‌ها و اندام را دارند)

1-1-2 اسفنج‌ها:
بیش از بیست هزار گونه هستند. این جانوران از تعداد زیادی یاخته ساخته شده‌اند که شبکه ای از لوله تشکیل می‌دهند.این یاخته‌ها اندام تشکیل نمی‌دهند بلکه هر یک به طور جداگانه تغذیه و نفس می‌کشند.

2-1-2 کیسه تنان:
بدن آنها چندین نوع سلول برای کارهای تخصصی مانند گوارش- حرکت- حس کردن و; دارد. کیسه تنان مانند اسفنج‌ها در آب زندگی می‌کنند و اقسام زیادی از آنها در آب‌های گرم – شور و کم عمیق هستند. این جانوران به دو صورت متحرک مانند عروس دریایی و گروهی که قادر به جابه‌جایی نیستند مانند مرجان‌ها هستند.

3-1-2 کرم‌ها:
کرم‌ها را بر اساس درجه پیچیدگی بدن به سه گروه کرم‌های پهن – لوله‌ای و کرم‌های حلقوی تقسیم می‌کنند. درجه پیشرفتگی ساختمان در بدن کرم‌های حلقوی به حدی است که دانشمندان آنها را جزو بی‌مهره‌های پیچیده قرار می‌دهد.

2-2 بی‌مهره‌گان پیشرفته
تخصصی شدن سلول‌ها بیش‌تر شده و بدن همه دستگاه‌ها را دارد.

1-2-2 بندپایان
بیش‌ترین تعداد جانورانی که با ما زندگی می‌کنند از گروه بندپایان هستند. بندپایان بیش از یک میلیون گونه‌اند. بندپایان را از روی تعداد پاها- شاخک‌ها و قطعات بدن به چهار گروه بزرگ طبقه‌بندی می‌کنند. عنکبوتیان- سخت پوستان- هزارپایان- حشرات.

2-2-2 خارتنان:
این گروه جانوران نسبتاً کمیاب هستند- همه انواع آنها در دریا آن هم در دریای گرم زندگی می‌کنند. خارتنان دستگاه تنفس – گدش خون و دفع ندارند. به جای دستگاه گردش آب دارند.

3-2-2 نرم تنان:
این گروه از جانوران تقریباً 128000 گونه می‌باشند.همه نرم تنان به جز تعداد معدوی در آب زندگی می‌کنند. بدن بیشتر نرم تنان را صدف آهکی از بیرون می‌پوشاند هر چه صدف بزرگ‌تر و سنگین‌تر باشد حرکت جانور کندتر است.

فصل سوم
3- نرم تنان Mollusca
نرم تنان پس از بندپایان (arthroda) بزرگترین و متعددترین شاخه جانوری می‌باشند که در اقیانوس‌ها- آب‌های شیرین و نقاط مختلف خشکی‌ها و به طور کلی در همه جا یافت می‌شوند.

نرم تنان دارای اندازه‌های مختلفی هستند. گونه‌ای از سفالوپوداها به نام الکیتئوتیس architeathis بسیار بزرگ است و طول صدف پیچشی آن گاهی تا 20 متر می‌رسد. سفالوپودا بزرگترین جانور بی‌مهره است. در مقابل نرم تنان کوچکتر به اندازه کمتر از میلی‌متر نیز مشاهده می‌شوند.
بسیاری از نرم تنان صدف‌های ضخیم و سنگینی دارند اما در داخل صدف بدنی نرمی دارند. نرم تنان دارای بدن نرم و بدون بند هستند. منشاء آنها در مسیر تکاملی کاملاً مشخص نیست. این موجودات هم به کرم‌های بندار و هم به کرم‌های پهن شباهت دارند.

1-3 قسمت‌های مختلف بدن نرم تنان
بدن نرم تنان از چهار قسمت تشکیل می‌شوند که عبارتند از:
1- قسمتی که سر نامیده می‌شود و شامل دهان- شاخک‌های حسی و چشم‌ها است.
2- قسمت پاها که در شکم قرار داشته و عضلانی است.
3- توده احشایی که در پشت حیوان قرار داشته و شامل اندام‌هایی چون روده – کلیه و سیستم تولید مثل می‌باشد.

2-3 ساختمان و ترکیب صدف در نرم تنان

صدف نرم تنان از دو ماده تشکیل شده است:
1- پریوستراکوم: که شامل مواد ارگانیکی متراکم می‌باشد.
2- مواد کانی صدف: که شامل کلسیت و یا آراگونیت و یا هر دو می‌باشندکه به نستبی با هم ترکیب شده‌اند.

3-3 انواع نرم تنان
نرم تنان به شش گروه اصلی تقسیم می‌شوند که عبارتند از:

1-3-3 تک لاکه‌ای‌ها (8 گونه)
در اعماق آب‌های سواحل آمریکای شمالی و جنوبی یافت می‌شوند. این‌ها را می‌توان فسیل‌های زنده نامید. چون اجداشان بیش از 500 میلیون سال قبل زندگی می‌کردند. این جانوران به صدف کوهی شبیه‌اند و چندین ردیف آبشش دارند، مانند نئوپلینا.

2-3-3 چند لاکه‌ای‌ها (50 گونه)
شامل کیتون‌ها می‌شوند که در سواحل یا آب‌های کم عمق زندگی می‌کنند. صدف اینها از 8 صفحه تشکیل شده است و پای نیرومندی دارند که آنها را محکم روی سنگ‌های ساحل نگه می‌دارد تا در برابر ضربه امواج مقاومت کنند. این جانوران شاخک یا چشم ندارند و برای غذا خوردن با زبانشان گیاهان و جانوران ریز را روی سنگ‌ها می‌لیسند.

3-3-3 شکم پایان (35000 گونه)
انواع حلزون‌های خشکی و دریا را شامل می‌شوند. روی سرشان چشم و شاخک دارند و یک پای عضلانی حرکت می‌کنند. بیشترشان یک صدف دارند که در حلزون‌های معمولی به صورت مارپیچی است. شکم پایان در جاهای مختلفی از جمله بیابان‌ها، اقیانوس‌ها و اب شیرین زندگی می‌کنند. هم از گیاهان و هم از جانوران تغذیه می‌کنند.

4-3-3 ناوپایان (350 گونه)
به این‌ها صدف‌های عاجی هم می‌گویند چون مثل عاج فیل می‌مانند. ناوپایان در اعمال زیر شن زندگی می‌کنند تا امواج آب آن‌ها را نبرد و برای به دام انداختن غذا، از شاخک‌هایی که اعضای مکنده‌ای در انتهای خود دارند استفاده می‌کنند.

5-3-3 دوکفه‌ای‌ها (8000 گونه)
صفد لولا داری دارند که از دو قطعه تشکیل شده است. همه این‌ها در آب زندگی می‌کنند و بسیاری از آنها می‌توانند با پایشان درماسه یا گل نقب بزنند. آب به درون آبشش‌هایشان کشیده می‌شود و در آن جا آبشش‌ها اکسیژن و ذرات ریز غذا را جدا می‌کنند. نمونه بارز دو کفه‌ای‌ها اسکالوپ می‌باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد گوناگونی جانوران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد گوناگونی جانوران در word دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد گوناگونی جانوران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد گوناگونی جانوران در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد گوناگونی جانوران در word :

گوناگونی جانوران
فراوانی پوشش رستنی های چنگلی ، اقلیم مرطوب و زمستان های ملایم و بر آمدگی کوه ها و ; موجب گوناگونی جانوران در منطقه شده است .این منطقه از نظر کلی یکی از قسمت هایی است که از حیث جغرافیایی حیوانی انواع بیشتر دارد . حیوانات آن در اغلب انواع مشترک با قفقاز می باشد مانند: گنجشک طوق دار ، سیره توکای سیاه و گنجشک سیاه و دارکوب .

پستانداران عمده عبارت اند از : گربه ی کوهی ، شغال ، گرگ ، گربه ی جنگلی ، و نی زاری ، حشره خواران عمده ، موش کور موش زمینی ، و جوندگان عمده موش صحرایی ، موش جنگلی ، خار پشت و ;

دوزیستان عمده عبارت اند از : غوک سبز درختی ، و غوک آناتولی و وزغ های سبز و معمولی و سمندر شانه دار . از خزندگان زهری عمده ، مارهای استپی و قفقازی افعی شاخ دار است که در جنگل های طالش و شوروی سابق نیز دیده می شود .

از حشرات عمده به مقدار زیاد زنجره است که از آنها جنگل ها و باغ ها خمیشه مملو است پشه های ریز و درشت و کولکس و ش تاب و غیره .

در رودهای کوهستانی ماهی ها عبارت اند از : فرل، خرامول ، گلول، اوساجی، گلتس ، خاردارزرد ،. در قسمت های پست که جریان آب آرام تر است ، غیر از ماهی های مهاجر مانند لوسوس و مینوگا و ماهی های کارپ قریب بیست و هشت قسم ماهی دیگر دیده می شود ، که نام بعضی از آنها از این قرار است : بال قرمز ، شوکا ، نالیم، ماهی خاردار، و ماهی های قسمت های بلند .
رودها :سنگ پشت های آبی خزر ، دو نوع مار آبی ، که یکی از آنها از ماهی های ریز تغذیه میکنند .
چون مواد غذایی در آب های برکه های این قسمت زیاد است ، انواع حیوانات نیز زیاد خواهد بود.
پرندگان آبی و باتلاقی:اردک های بزرگ و کوچک ،پره لا، آب چلیک به حد وفور در این منطقه یافت میشود . حواصل های مختلف پلیکان های بزرگ و کوچک و در شالی زارها در وقعی که اب دارد ، پرندگان متعدد و وزغ های فراوان در جست و خیزند.

در ماه های زمستانی ، گروه های بی شماری از پرندگان مهاجر به صورت گله های بزرگ غاز و مرغابی و قو و فلامینگو ، زمستان را در منطقه به سر میبرند . چنان که تا هجده هوع از آنها را توانسته اند تشخیص دهند .

ماهی های کناره دریای خزر نیز مانند حیوانات دیگر آن متنوع و قریب سی نوع ماهی های آب شیرین و دریایی مهاجر یا نیمه مهاجر تشخیص داده شده ، که بسیاری از جنس های آن مخصوص همین ناحیه است . ماهی های عمده عبارت اند از : شاه ماهی – لسیسکوس – پنج نوع ماهی سفید – سفید چشم – سبیلو – سوروگا اوسترا – بلوگا – شیبا و لوسوس خزر – سوداک – کوتوم – ژرخ بیچکا- خار ماهی و مینوگا یا مار ماهی مخصوص دریای خزر

جهان جانوران
جانوران بسیار گوناگونند. توانایی آنها با سازگاری در محیط های مختلف سبب شده است كه این موجودات در سراسر كره زمین در شرایط گوناگون محیطی به شكل های متفاوت زندگی كنند. دانشمندان عقیده دارند كه هنوز نیمی از انواع جانوران بر روی كره ی زمین شناخته نشده اند.
اسفنج ها:
اسفنج ها ساده ترین جانورانند این جانوران كه اغلب دریازی هستند به صورت كلونی زندگی می كنندتا كنون حدود 5000 گونه آنها شناخته شده است اسكلت اسفنجها از آهك، سیلیس و یا نوعی پروتئین سخت تشكیل شده است . و بر این اساس اسفنج ها به سه دسته آهكی، شیشه ای و شاخی طبقه بندی می شوند.

بدن یك اسفنج بالغ از سه لایه سلول مختلف تشكیل شده است این جانوران به طریقه جوانه زدن و یا قطعه قطعه شدن زیاد می شوند این جانوران تولید مثل جنسی نیز دارند و با تشكیل تخم زیاد می شوند.

كیسه تنان:
این گروه از جانوران نسبت به اسفنجها پیشرفته ترند. زیرا چندین نوع سلول اختصاصی كه كارهایی مانند گوارش حركت، حس كردن را بر عهده دارند در ساختمان آنها دیده می شود.
نام علمی شاخه كیسه تنان كنیدارپا است كه از كلمه كنیدوست گرفته شده است.
كنیدوست سلولهای زهرآگینی است كه بر روی بازوهای اطراف دهان جانور وجود دارد
كیسه تنان به دو شكل اصلی پولیپ(ثابت) و مدوز(متحرك و شناور) دیده می شوند این جانوران هم به طریقه جنسی(تولید تخم) و هم به طریقه غیر جنسی(جوانه زدن) زیاد می شوند.

كرم ها
كرم ها گروه بزرگی از جانوران را تشكیل می دهند و اقسام بسیار زیادی دارند. برخی زندگی انگلی وبرخی زندگی آزاد دارند. آنها را می توان در محیط های گوناگون، آب های شور، شیرین، خاك و حتی بدن گیاهان و جانوران یافت. كرم ها را بر اساس ساختمان بدن به سه شاخه:
1) كم های پهن 2) كرم های لوله ای 3) كمر های حلقوی
تقسیم بندی می كنند.

كرم های پهن:
تا به حال 13 هزار گونه كرم پهن شناخته شده است همه آنها دارای ویژگی های زیر هستند.
1) بدن این جانداران دارای سه لایه جنینی است
2) تقارن آنها دو جانبی یا دو طرفی است
3) بدن حفره عمومی ندارد. و فضای بین بافتهای آنها را نوعی بافت پیوندی پر می كند. كرم های لوله ای

در این كرم ها نیز تقارن دو جانبی است حدود 15 هزار نوع آنها شناخته شده است كه در محیط های گوناگون به شكل آزاد یا انگلی زندگی می كنند. بدن این جانداران بدون قطعه و لوله مانند است سطح بدن آنان را پوشش یا كوتیكول محكمی می پوشاند و حفره عمومی آنها (سلوم) كاذب است جنس نر و جنس ماده آنها از هم جداست و به طریق جنسی زیاد می شوند.

كرم های حلقوی
كرم های حلقوی یا (آنلیدها) حدود9000 گونه اند. گونه هایی ساكن آب های شیرین و گونه هایی دریازی و برخی در محیط خشكی زندگی می كنند .

بدن این جانداران نرم و ماهیچه ای و حلقه حلقه است بدن آنها تقارن دو جانبی ودارای حفره عمومی است. دیواره بدن این جانداران دارای ماهیچه های طولی و حلقوی است كه موجب حركت جاندار می شوند دستگاه عصبی این جانوارن كامل تر شده است و شامل یك طناب عصبی شكل است. این جانوران گردش خون پیوسته دارند و تولید مثل آنها جنسی است.
نرم تنان
حدود 60 هزار گونه از نرم تنان شناخته شده است. از نظر علمی آنان را به 5 رده تقسیم بندی می كنند.
آمفی نورا:
اغلب دریازی اند در این جانداران سر تحلیل رفته و فاقد چشم، و بازو هستند و حدود 700 گونه آنها شناخته شده است.

ناوپایان:
حدود 200 گونه آنها شناخته شده است دریازی هستند صدف آنها لوله ای شكل است كه از هر دو طرف باز است .
شكم پایان:
وجود پای بزرگ و مسطح زیر بدن ، عدم تقارن در حالت بلوغ ، داشتن صدف پیچ خورده یك تكه از ویژگی های این گروه است در دهان شكم پایان زبان سوهان مانندی وجود دارد كه برای تراشیدن مواد غذایی كاربرد دارد.

دو كفه ای ها:
در این جانوران صدف دو قطعه ای است كه با رباط و دندانه به هم اتصال یافته اند. تقارن این جانوران دو جانبی و پاهایی تبر مانند دارند در این جانوران آبشش ها پیشرفتگی بیشتری یافته اند و به اندام های تغذیه كننده تبدیل می شوند.
سر پایان:
در این جانوارن پاها در اطراف دهان قرار دارد. دستگاه عصبی این جانوران بسیار توسعه یافته و اسكلت خارجی آنها تحلیل رفته است اما اسكلت داخلی غضروفی دارند. در آب های شور و یا شیرین زندگی می كنند. فضای جبه آنها زیاد است و جاندار می تواند با فشار آب را به بیرون براند و به سرعت حركت كند.

شاخه بند پایان
بندپایان دارای اسكلت خارجی و سخت هستند . بدن و اندام های حركتی آنها بند بند است . به دلیل سازگاری آنان در محیط های مختلف موجب تنوع آن شده است به طوری كه حشرات فراوان ترین بی مهره ها هستند تاكنون حدود یك میلیون گونه بندپا شناخته شده است بند پایان به تنهایی از گوناگونی همه جانوران و گیاهان بیشتر اند.
بند پایان به دو زیر شاخه كلیسرداران و آرواره داران تقسیم بندی می شوند.

كلیسرداران
بدن كلیسرداران دارای سر سینه ای بدون بند، شكم بند بند است و به سر سینه 6 جفت زایده متصل است. نخستین جفت كلیسرها، دومین جفت پدی پالپ ها و چهار جفت آخر پاهای حركتی این جانوراند. این جانوران آرواره یا شاخك ندارند.
رده عنكبوتیان؛ در این گروه قرار دارند این جانوران معمولاً گوشت خوار و شكارچی اند . چشم های آنها ساده و شش های كتابی دارند. (عنكبوت، كنه، عقرب، رتیل)

آرواره داران
بدن این جانوران دارای سرسینه و شكم یا سر ، سینه و شكم و یا سر و تنه است.
در سر یك یا دو جفت شاخك، یك جفت آرواره(ماندیبول) وجود دارد. سخت پوستان ، صدپایان، هزارپایان و حشرات در این زیر شاخه قرار دارند.
سخت پوستان:
این جانوران هم در خشكی و هم در آب های شیرین و شور دیده می شوند معمولاً چشم مركب دارند و از طریق آبشش تنفس می كنند (خرچنگ پهن ، خر خاكی)
هزار پایان:
تعداد انواع آنها نسبت به سایر بند پایان كمتر است این جانوران علف خوار یا مردار خوارند حدود 10 هزار گونه آنها شناخته شده اند (هزار پای گوشت خوار، هزار پای علف خوار)

حشرات:
این جانوران هم در خشكی و هم در آب قابل مشاهده اند. بدن شامل سر، سینه و شكم است .
معمولاً دارای سه جفت پا و دو جفت بال هستند كه به سینه متصل است. چشم ها ساده و مركب است. علت اینكه سازگاری مناسبی دارند این است كه از غذاهای متنوع استفاده می كنند و سرعت زیاد تولید مثل دارند. (مگس، سنجاقك، ملخ)

شاخه خارپوستان
این جانوران در آب های گرم زندگی می كنند و شباهتی به سایر گروه های جانوری ندارند در درون بدن آنها دستگاه گردش آب وجود دارد كه وظیفه انتقال مواد و یا دفع مواد و حتی حركت جاندار را بر عهده دارد.
مهره داران
بدن این جانداران دارای سر ، تنه و دم است. دارای اسكلت داخلی و مغز درون جمجمه قرار دارد دستگاه گردش خون بسته دارند و خون دارای گلبول های سفید و هموگلوبین در گلبول های قرمز است.
ماهی ها:
ماهی ها از لحاظ شكل و رنگ و اندازه و نوع غذای مصرفی و نوع رفتارها، با یكدیگر متفاوتند. در رده بندی ماهی ها را به سه رده زیر تقسیم بندی می كنند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد چگونگی تغییر رنگ در آفتاب پرست ها در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد چگونگی تغییر رنگ در آفتاب پرست ها در word دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد چگونگی تغییر رنگ در آفتاب پرست ها در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد چگونگی تغییر رنگ در آفتاب پرست ها در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد چگونگی تغییر رنگ در آفتاب پرست ها در word :

چگونگی تغییر رنگ در آفتاب پرست ها

شاید یکی از جالبترین رفتارها در دنیای جانوران قابلیت تغییر رنگ خزندگان به خصوص آفتاب پرست ها باشد. قابلیتی که آنها را از بقیه موجودات متمایز کرده و جایگاه ویژه ای نیز به آنها نیزد بخشیده است. درست است که آفتاب پرست ها در بین جانوران به دلیل قدرت تغییر نگ از شهرت خاصی برخورداند اما بدنیست بدانید که این توانایی در بسیاری از خزندگان شگفت انگیز مناطق حاره یا تروپیکال وجود دارد که البته کارشناسان می گویند: «استتار تنها نیمی از خصوصیات استثنایی خزندگان مناطق حاره است .

آنها موجودات بسیار توانمندی هستند.
کریستوفرراکسورتی عضو موزه تاریخ طبیعی نیویورک درباره تغییر رنگ در جانوران می گوید: «رنگ آمیزی در حیوانات در واقع نوعی برقراری ارتباط و ارسال پیام است.» راکسورتی کاشف یکی از بزرگترین گونه های آفتاب پرست هاست

. البته او گونه های جدید زیادی را تاکنون به ثبت رسانده است. او در حال حاضر، سخت مشغول حفاظت از زیستگاه آفتاب پرست ها در ماداگاسکار است. حتی بخشی از تحقیقات راکسورتی اختصاصاً بر روی ارتباط خزندگان با یکدیگر از طریق رنگشان بوده است. رد طی این تحقیقات او فهمیده است که تغییر نرگ در خزندگان، اغلب برای حفظ قلمرو و جفت یابی به کار می رود. مثلاً نرها با تغییر نرگ و درخشان کردن بدنشان سعی در جلب توجه ماده ها دارند. در واقع آنها با این کار خیلی بهتر و بیشتر به چشم می آیند و در نتیجه راحت تر می توانند ماده مورد نظرشان را جلب کنند.

او می گوید: « ماده ها وقتی خال های قرمزشان را تاریک و روشن می کنند منظورشان مخالف با نرها و یا حتی اعلام عدم آمادگی برای جفت گیری است. و در صورتی که نر به این مسئله توجه نکند ممکن است درگیری های سختی بین آنها به وقوع بپیوندد.
در واقع توانایی غیرمعمول آفتاب پرست ها در تغییر رنگشان به آنها این امکان را داده که بسیار مورد توجه واقع شوند و آدم ها که معمولاً در پی چیزهای غیرعادی هستند از طرفداران پروپا قرص شان باشند.

کریس اندرسون یکی از دانشجویان در شرف فارغ التحصیلی از کالج که تحقیقات زیادی بر روی آفتاب پرست ها انجام داده می گوید: « آفتاب پرست ها انصفاً سلطان های استتار هستند. اما بر خلاف تصور مردم تغییر رنگ آنها به دلیل قرار گرفتن در محیطی با رنگ دیگر و تنها هدفشان استتار با طبیعت اطرافشان نیست. بلکه تغییر رنگ در آفتاب پرست ها در واقع یکی واکنش عصبی و نشانه وارد شدن استرس به آنها است.

مکانیز تغییر رنگ
بر طبق یافته های اندرسون، قدرت تغییر رنگ آفتاب پرست ها به وسیله سلول های خاصی انجام می شود که به آنها کروماتوفورس می گویند. این سلول ها دقیقاً در قسمت زیرین لایه های پوستی آفتاب پرست ها قرار دارند. این سلول ها خود از بخشهای مختلفی با انواع پیگمان ها تشکیل شده اند. اما چرا لایه ها؛ خزندگان دارای سه لایه از کروماتوفرها هستند. لایه تحتانی ملانوفر نام دارد که حاوی پیگمان ها سیاه است.

فضاهای بین سلولی به این پیگمن ها اجازه حرکت داده و آنها به راه می افتند. این پیگمان ها با اثر بر لایه بالایی باعث تغییر رنگ آن می شوند. این لایه که در واقع همان لایه میانی است گرانوفورس نامیده می شد. این لایه رنگ آبی دارد. لایه بالایی هم به زانتوروفورس معروف است پیگمان های زرد و قرمز را در بر می گیرد. اندرسون معنقد است حرکات محیط اطراف باعث تغییر رنگ در پوست آفتاب پرست ها می شود او می گوید: « نقطه آغاز این تغییر یک تحریک عصبی است که پیگمان ها را به حرکت در می آورد. در واقع این اتفاق یک مکانیزم کنترل عصلی است.

او اضافه می کند: « اما تغییر رنگ آفتاب پرست ها کاملاً آگاهانه و ارادی است. بنابراین تغییرات در رنگ آفتاب پرست ها یک سوال گسترده ونسبتاً عمیق است.»
و البته به این مسئله هک قدرت انجام این قبیل اعمال یک ویژگی است که در طی یک عملیات انتخاب طبیعی انجام می شود کاملاً مشکوک است.
آفتاب پرست ها و محیط پیرامون

راکسورتی، رفتار شناس موزه تاریخ طبیعی آمریکا می گوید: « پی بردن به این مسئله که آفتاب پرست ها چطور و چه موقع تغییر رنگ می دهند موضوعی است که محققان از دهه 1960 به نوعی در پی کشف آن هستند تغییر رنگ خزندگان به شکلی بسیار سریع که در زمان برخورد آن ها با یکدیگر در کمتر از 20 ثانیه به وقوع می پیوندد بسیار شگفت انگیز است.» او اضافه می

کند: « اگر چه این تغییرات، نقش بسیار مهم را در پنهان شدن یا آمیختن آنها با محیط اطرافشان ایفا می کند ولی این اتفاق بیشتر وقت ها به منظور شناسایی دشمن به وقوع می پیوندد.»
راکسورتی در یکی از برنامه های رادیویی به نام نبض زمین می گوید: « بهترین زمان برای پیدا کردن آفتاب پرست ها شب هنگام است . جون رنگ آنها در شب می پرد و در نور فلش به راحتی نورانی می شوند.» وقتی مجری برنامه از او می پرسد خزندگا نچرا در شب بی رنگ می شوند او می گوید: « ما مطمئن نیستیم اما به نظر می رسد با بسته بودن چشم آنها ارتباط داشته باشد.
گونه*های مختلف آفتاب*پرست* می*توانند رنگ خود را تغییر دهند و به رنگ*های گوناگونی مانند صورتی، قرمز، نارنجی، سبز، سیاه، قهوه*ای و زرد در بیایند. آن*ها این توانایی را به دلیل سلول*های رنگیزه*دار ویژه*ای به نام كروماتوفور كه در پوست خود دارند، به دست آورده*اند. این سلول*ها به پیام*های هورمونی و عصبی پاسخ می*دهند و باعث تغییر رنگ پوست آفتاب*پرست می*شوند.

پوست آفتاب*پرست سه لایه از كروماتوفورها دارد:
1- پایین*ترین لایه از سلول*های كروماتوفور، كه ملانوفور نامیده می*شوند، رنگیزه*ی تیره رنگ دارند. این سلول*ها شاخه*هایی مانند دندریت*های سلول*های عصبی دارند كه به سوی سطح پوست كشیده شده*اند.
2- زیر لایه*ی ملانوفورها لایه*ای از سلول*هایی به نام گوانوفور یا ایریدوفور وجود دارد كه بلورهای بی*رنگ گوانین انباشته در آن*ها، نور را به گونه*ای بازتاب می*دهند كه باعث پدیدارشدن رنگ آبی می*شود.

3- بالاترین لایه از سلول*های كروماتوفور، كه زانتوفور نامیده می*شوند، باعث بازتابش نورهای زرد و قرمز می*شوند.
دانه*های رنگیزه*ای كه در هر دسته از سلول*های كروماتوفور وجود دارد، طول موج*های معینی را جذب می*كنند و بازتاب می*دهند. در ملانوفورها این دانه*های رنگیزه می*توانند به صورت متفاوت درون شاخه*های دندریتی پراكنده شوند و در نتیجه انباشتشان در پوست تغییر می*كند. با تغییر انباشت هر كدام از رنگیزه*ها در پوست، رنگی كه از پوست آفتاب*پرست به چشم ما نمود می*یابد، تغییر می*كند. این دگرگونی*ها را پیام*های عصبی و هورمونی هماهنگ می*كنند

.
بیشتر مردم می پندارند كه آفتاب پرست ها رنگشان را برای هم رنگ شدن با محیط تغییر می دهند. اما پژوهش های دانشمندان نشان می*دهد كه نور، دما و روحیه*ی جانور باعث تغییر رنگ آفتاب*پرست می*شود. گاهی تغییررنگ باعث آسایش بیشتر جانور می*شود. گاهی به جانور كمك می*كند با آفتاب*پرست*های دیگر ارتباط برقرار كند.

نور: در نظر بگیرید كه یك آفتاب*پرست قهوه*ای می*خواهد در آفتاب استراحت بكند. مغز آفتاب*پرست به سلول*های زرد پوستش می*گوید از سلول*های آبی زیرشان بزرگ*تر شوند، در نتیجه، آفتاب*پرست سبزرنگ می*شود و این رنگ روشن كمك می*كند نور روشن از پوست آفتاب*پرست بازتاب یابد.
دما: اگر آفتاب*پرست سردش شود، رنگ پوستش تیره*تر می*شود تا گرمای بیشتری را از نور خورشید جذب كند.

روحیه: اگر آفتاب*پرست ناراحت شود، رنگ زرد یا قرمز جای رنگ عادی*اش را می*گیرد. رنگیزه*ی ملانین به سطح پوست بالا می*آید و باعث تیره*تر شدن رنگ بخش*هایی از پوست می*شود. این ظاهر جدید به آفتاب*پرست*های دیگر می*گوید كه “من برای جنگیدن آماده*امده ام”.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید