مقاله کاشی کاری اسلامی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله کاشی کاری اسلامی در word دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله کاشی کاری اسلامی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله کاشی کاری اسلامی در word

مقدمه    
لعاب کاشی    
حکومت سلجوقیان وتوسعه کاشی    
تهاجم اقوام مغول و تاثیرآن بر روند تولید کاشی    
کاشی های معرق-موزائیکی- تک رنگ    
هنر کاشی کاری ترکیه    
منابع و مآخذ    

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله کاشی کاری اسلامی در word

•    هنر و معماری اسلامی، شیلا بلر، جاناتان بلوم
•    هنر اسلامی، دکتر عفیف‌البهنسی، ترجم محمود پورآغاسی

مقدمه

کاشی کاری یکی از روشهای دلپذیر تزئین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشی ها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هشتم و نهم هجری انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها اساسا سنگی بود، کاشی های درخشان رنگارنگ بر روی دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه، تأثیری کاملا متفاوت اما همگون و پر احساس ایجاد می کردند

لعاب کاشی

جزء مهم کاشی، لعاب است. لعاب سطحی شیشه مانند است که دو عملکرد دارد: تزیینی و کاربردی. کاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معماری مزین به کاشی می شوند بلکه به عنوان عایق دیوارهای ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل می کنند

تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشیکاری نداریم و تنها در این  زمان یعنی اواسط قرن سوم هجری، هنر کاشیکاری احیا شده و رونقی مجدد یافت. در حفاری های شهر سامرا، پایتخت عباسیان، بین سالهای 836  تا 883 میلادی بخشی از یک کاشی چهارگوش چندرنگ لعابدار که طرحی از یک پرنده را در بر داشته به دست آمده است. از جمله کاشی هایی که توسط سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد، می توان به تعداد صد و پنجاه کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب مسجد جامع قیروان قابل مشاهده اند. احتمالا بغداد، بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخش های زیادی از امپراتوری اسلامی مانند راقه در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، یک مرکز مهم ساخت کاشی های لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس گردید. نخستین نشانه های کاشیکاری بر سطوح معماری، به حدود سال 450  ه.ق باز می گردد که نمونه ای از آن بر مناره مسجد جامع دمشق به چشم         می خورد. سطح این مناره با تزئینات هندسی و استفاده از تکنیک آجرکاری پوشش یافته، ولی محدوده کتیبه ای آن با استفاده از کاشیهای فیروزه ای لعابدار تزئین گردیده است
شبستان گنبد دار مسجد جامع قزوین(509 ه.ق) شامل حاشیه ای تزئینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک می باشد و از نخستین موارد شناخته شده ای است که استفاده از کاشی در تزئینات داخلی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد. در قرن ششم هجری، کاشیهایی یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون رو به رو گردیده و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شدند

 تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشی ها گل بود اما در قرن ششم هجری، یک ماده دست ساز که به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است، معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا در word دارای 39 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا در word :

تزئین، محور مهم دیگری در تأثیر هنر اسلامی بر هنر غرب است. در این‌جا مراد ما از تزئین، صرفاً هنرهای زینتی یا آرایه‌ای نیست، بلکه تمامی هنرهایی است که به نحوی با نقش سر و کار دارند.

جهانی­شدن را با سه رویکرد، مورد توجه و تأمل قرار داده‌اند؛ گروهی آن را معادل غربی­شدن قلمداد کرده و چون این تمدّن را فاقد صلاحیت‌های لازم برای جهان­شمولی فرهنگ و اندیشه‌اش (به ویژه در ابعاد اخلاقی و آرمان­گرایی) می‌دانند، جهانی­شدن را خطری برای جهان معاصر ارزیابی می‌کنند و البته دلائل کافی و وافی برای اثبات مدعای خویش ـ در فقدان صلاحیت‌های لازم تمدن غربی ـ دارند. اما این که جهانی­شدن کاملاً معادل غربی­شدن باشد، فیه تأمل.

گروهی دیگر جهانی­شدن را تحقق رؤیاهای بشری در رسیدن به زبان و اندیشه‌ای مشترک دانسته و آن عاملی برای رسیدن به نوعی عدالت جهانی و توزیع همسان و یکسان ماده و معنا در سطح جهان می‌دانند. از دیدگاه اینان، جهانی­شدن فرصتی طلایی برای رسیدن به سطحی از ترقّی است که ضعف‌ها و قوّت‌ها در هم آمیزند و حاصل این آمیختن، نوعی عدالت در بهره‌بری از امکانات مادّی و معنوی زمین باشد و گروه سوم، صحّت و واقع‌نگری هر دو دیدگاه فوق را در تبیین دقیق جهانی­شدن، انکار، و آن را محصول ذوق‌زدگی از یک­سو و بدبینی مفرط از دیگر سو می‌دانند. اینان عقیده دارند، جهانی­شدن از برای ملّت‌ها و تمدّن‌هایی که صاحب ایده و اندیشه‌اند، یک فرصت است.

جهانی­شدن تنها فرصتی برای عرضه کردن استعدادها قابلیت‌های تمدن‌ها و فرهنگ‌ها ـ به ویژه معنایی و معنوی ـ در جهان آیینه‌گونی است که رسانه‌ها آن را ساخته و پرداخته‌اند و نه صرفاً بستری مطیع و مهیّا برای سلطه‌گری جهانی تمدّن‌هایی خاص. به یک عبارت از تصوّر جهانی­شدن لزوماً استعداد جهانی بودن حاصل نمی‌گردد. لذا باید از این فرصت برای رسیدن به جهانی بهتر، عادلانه‌تر و بخردانه‌تر بهره جست‌ و این با شناخت جهان و فرهنگ‌هایش و نیز ایده‌ها و اندیشه‌هایش حاصل می‌شود. جهانی­شدن، پروسه‌ای است که می‌بایست مقدمه‌ای چون جهان‌شناسی داشته باشد. گروه سوم قبل از صدور حکم نفی یا قبول جهانی­شدن، سعی بر آن دارند که جهان را با تمامی جلوه‌های فکری و فرهنگی و هنری‌اش بشناسند و خود را بشناسانند. این جهانی­شدن مطلوب تمامی کسانی است که به کرامت، عزت و استعدادها و قابلیت‌های شگرف انسان اعتقاد دارند.

این مقاله رویکرد سوم را برگزیده است و در همین راستا از قابلیت‌های تمدنی سخن می‌گوید که به دلیل اعتقاد به وحدانیت مصوری خالق و نیز کرامت انسان، زبان و بیانی جهانی دارد. و این جهانی بودن آن‌گاه بیش­تر آشکار می‌شود که به نگره‌های شهودی و بنیان‌های اشراقی هنر این تمدن به دیده دقت و تأمل نظاره شود.

تزئین، محور مهم دیگری در تأثیر هنر اسلامی بر هنر غرب است. در این‌جا مراد ما از تزئین، صرفاً هنرهای زینتی یا آرایه‌ای نیست، بلکه تمامی هنرهایی است که به نحوی با نقش سر و کار دارند (و البته یکی از کارکردهای این نقش تزئین است).

از جمله اولین مصادیق این تأثیر، ردای سلطنتی “روجر دوم ” پادشاه رومانی است. در حاشیه خود کتابتی عربی با خطوط کوفی دارد و خود نشان­گر تأثیر هنر و فرهنگ اسلامی بر هنر کشورهای اروپایی است. هنرمندان اندلسی پس از فتح اسپانیا توسط مسیحیان، برای ساخت لباس‌های پرابهت و جلال اسقفان، کشیشان و نیز پادشاهان به سراغ همان طرح‌ها و نقوشی رفتند که مسلمین در طول حضور خود در آندلس آن را باب کرده بودند.

این مسئله برای هنرمندان اندلسی از یک سو و بزرگان و اشراف آن­جا از سوی دیگر چنان اهمیت داشت که از قرن 14 تا 16 میلادی بسیاری از کارگاه‌های نساجی در اروپا هم­چنان نقش و مهر عربی را بر حاشیه پارچه‌ها می‌زدند (امری که از قرن 12 آغاز شده بود و هنرمندان، بسیاری از خطوط کوفی عربی را بدون توجه به معانی آن بر پارچه‌ها ترسیم می‌کردند.)

7 صفحه فایل ورد

قابل ویرایش

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه و قاجاریه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه و قاجاریه در word دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه و قاجاریه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه و قاجاریه در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه و قاجاریه در word :

دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه وقاجاریه

چكیده:

آغاز سبک نگارگری قاجار را باید در دوران افشار و زند پیگیر بود اما به دلیل کوتاه بودن این دوران و تسلط اشوب و بلوا بر اوضاع آثار چندانی بر جای نمانده است. از کتب تصویر شده این دوران می توان به «تاریخ جهانگشای جوینی » اشاره کرد . از استادان دوره افشاریه می توان به محمد علی بیگ ، داوود نقاش ، محمد رضا هندی و هادی نقلش اشاره کرد .

محققان ایرانی پیوستگی شیوه نگارگری اواخر دوره صفوی را به سبک قاجار محرز دانسته اند. نخست ، تاثیر پذیری از شیوه های اروپایی است که از اواخر سده یازدهم هجری قمری آغاز شده بود و توسط فرزندان و نوادگان همان هنرمندان استمرار یافت ، مانند تداوم شیوه نگارگری محمد زمان توسط پسرش محمد علی.

نگارگری سبک قاجار شامل شیوه دیوار نگاره های دوره صفویه و نقاشی کلاسیک اروپا است ، به ترتیبی که در آغاز مایه ایرانی آن بیشتر و در میانه به طور مساوی از نقاشی ایرانی و اروپایی میه می گیرد و در پایان دوره به تدریج به نفوذ سبک اروپایی در نگارگری ایرانی افزوده می شود تا جایی که به کپی برداری از آثاراستادان رنسانس می پردازند . از دوره آقا محمد خان قاجار آثار درخوری به جا نمانده اما در مقابل تعداد فراوانی تابلوی رنگ روغن از دوره سلطنت فتحعلیشاه و محمد شاه به جا مانده است.

بسیاری از این نگاره ها با موضوهایی نظیر رقاصه ها و مجالس بزم و رزم برای قهوه خانه ها و مجموعه های شخصی ساخته می شدند و چهره های شاهزادگان و موضوهای تاریخی برای کاخهای شخصی . نگارگر پرده شاهزاده قجری و خدمه تمام ویژگیهای نقاشیهای اوایل سده سیزدهم هجری را در خود جای داده است بیان ازاد کوها و حالت های برگ درختان در دور دست و فزای تعریف نشده دشت معرف عمق در تصویر است. سایه روشن کاری روی چهره و دست ها نشان از آگاهی هنرمند به هجم پردازی است. با وجود این نگاره مرکب از سطوحی است که از رنگهای درخشان ، نوارهای تزئینی الماس ، مروارید ، زمرد و کمربند یاقوت نشان ، ابزوبند و هاشیه های زینتی تشکی شده است . اگر چه این پرده جذابیت خاص خود را دارا هستند، حالت روبرو نمای اندامها چیزی را فراتر از صورت ظاهر آنها نمایان نمی سازد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق سقاخانه در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق سقاخانه در word دارای 170 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق سقاخانه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه تحقیق سقاخانه در word

مقدمه
فصل اول : نماد و نگرشی نمادین
1-1 نماد و نگرش نمادین به هستی
1-2 نماد و نقش آن در زندگی
فصل دوم : سقاخانه
2-1وجود افتراق فضاهای سنتی و مدرن
2-1-1 شناختی از دو واژه «نوگرایی» و «سنت گرایی»
2-1-2 گرایش به فضاهای شهری سنتی
2-1-3 مقایسه فضاهای سنتی و مدرن
2-2 فرهنگ واژگانی سقاخانه
2-3 علل پیدایش سقاخانه
2-4 دو عنصر اساسی در سقاخانه
2-4-1 آب
2-4-1-1 آب عنصر مقدس و مشترک در ادیان پهنه ی ایران زمین
2-4-1-2 آب در دیگر آیین های باستانی
2-4-1-3 آب در ادیان و آیین ها
2-4-1-3-1 آب در دیانت یهود
2-4-1-3-2 آب در مسیحیت
2-4-1-3-3 آب در آیین مندائی و صابئین
2-4-1-3-4 آب در اسلام
الف : بازتاب آب در اسلام
ب: آب در عرفان اسلامی – ایرانی
ج: آب ، واقعه کربلا و آب تربت
د: آب و مذهب دو روی یک سکه‌اند در سقا خانه
2-4- 2 آتش
2-4-2-1 آتش و نور در ایران باستان
2-4-2-1-1 اهمیت آتش و نور درجهان بینی آفرینش ایران باستان
2-4-2-1-2 آتش و نور واسطوره های آن در فرهنگ آریایی
2-4-2-2 کارکرد رمزهای آتش و نور در اسلام
2-4-2-3 کارکرد رمزهای آتش و نور در ایران
2-4-2-4 نور و هنر
2-5 معماری سقا خانه
2-6 عناصر نمادین سقا خانه
2-6-1 آینه
2-6-2 شمع ( چراغ نفتی ، لوستر )
2-6-2-1 شعله شمع
2-6-2-2 سوگند به نور و روشنایی و فروغ و شمع افروزی
2-6-2-3 شمع گردانی در مراسم مقدس
2-6-2-4 شمع در سقا خانه : آتش و آب
2-6-3 قفل
2-6-4 آدمکهای فلزی
2-6-5 پنجه
2-6-6 چشم
2-6-7 ظرف سقا خانه‌ای
2-6-8 ستاره
2-7 تزئینات دیگر سقاخانه
2-7 -1 کتیبه نویسی
2-7-2 سنگاب
2-8 رنگ در سقاخانه
2-8-1 پیشینه ای از رنگ
2-8-2 خواص رنگ سبز
2-8-2-1 مسرت بخشی و شاد آور بودن
2-8-2-2 تقویت تحمل پذیری و صبر
2-8-3 رنگ سبز در سقاخانه
2-9 معرفی تعدادی از سقاخانه‌های معروف
2-9-1 سقاخانه عزیز الله
2-9-2 سقاخانه سردر مجلسی
2-9-3 سقاخانه طوقچی
2-9-4 سقاخانه آقا میرزا اسدالله روضاتی
2-9-5 سقاخانه در دشت
2-9-6 سقاخانه حاج آقا شجاع
2-9-7 سقاخانه پنج شنبه دین
2-9-8 سقاخانه قدیمی رو به روی سردر مسجد جورجیو
2-9-9 سقاخانه‌های درب امام
2-9-9-1 سقاخانه دالان درب امام
2-9-9-2 سقاخانه صحن شمالی درب امام
2-9-9-3 سقاخانه مجاور درب امام
2-9-10 سقا خانه مسجد حکیم
2-9-11 سقا خانه هارونیه
2-9-12 سقاخانه درب کوشک
2-9-13 سقاخانه بیدآباد
2-9-14 سقاخانه حاج محمد جعفر
2-9- 15 سقاخانه قصر در دشت
2-9-16 سقاخانه گرگ یراق
2-9-17 سقاخانه گذرهارونیه
2-9-18 سقاخانه حاج علی
2-9- 19 سقاخانه آقانور
2-9-20 سقاخانه ترکها
2-9- 21 سقاخانه مسجد سید
2-9-22 سقا خانه تاج الدین
2-9-23 سقاخانه مسجد لبنان
2-9- 24 سقاخانه مسجد ذکر الله

فصل سوم : مکتب سقا خانه
3-1 مکتب سقا خانه و پیدایش آن
3-2 هنرمندان مکتب سقا خانه
3-2-1 منصور قندریز
3-2-2 حسین زنده رودی
3-2-3 پرویز تناولی
3-2-4 فرامرز پیل آرام
3-2-5 ژازه طباطبایی
3-2-6 جعفر روحبخش
3-2-7 مسعود عربشاهی
3-2-8 ناصر اویسی
3-2-9 صادق تبریزی
3-3 تطبیق برخی آثار هنرمندان سقاخانه با ادعیه و طلسمات
3-4 نمونه‌ای دیگر از آثار هنرمندان معاصر با نگاه سقاخانه‌ای
نتیجه گیری
گزارش کار عملی
منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه تحقیق سقاخانه در word

احیایی ،‌محمد؛بازتاب آتش و نور در باور و هنرهای مقدس ایران ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد ،‌دانشگاه آزاد،83-

آذر گشنسب ،‌اردشیر ؛ ( آتش در ایران باستان؛ چاپ دوم ،

اسماعیل پور ،‌ابوالقاسم ،‌اسطوره آفرینش در آیین مانی ؛تهران،نشر کارون ،چاپ اول،

امین زاده ،‌بهناز ؛ آب ، معماری ،‌شهرسازی مسلمین ؛ کتاب هنر ماه ، شماره 57 و 56 ،‌تهران، نشر خانه کتاب ایران ،

 اوشیدری ، جهانگیر ؛‌نور ، آتش ، آتشکده در آیین زرتشت ؛ ‌تهران ، ناشر مولف،

اویسی ، نقاشی با شناسنامه ایرانی ؛ شماره 732، تهران ،

 باتیست تاورنیه ، ژان ؛‌سفر نامه تاورنیه ؛ترجمه: ابوتراب نوری ( نظم الدوله )؛ اصفهان،انتشارات تایید،چاپ دوم ،

 بختور تاش ، نشان راز آمیز ؛

 بلوکباشی ،‌علی ؛نوروز ،‌جشن نوزایی آفرینش ؛تهران ، نشر دفتر پژوهش‌های فرهنگی ،چاپ اول،

بنیادلو ،‌نادیا ؛  سقاخانه در ایران بانگاهی به سقاخانه‌های تهران ؛‌پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهشی هنر ،

بهار ،‌مهرداد ؛ ادیان آسیایی ؛ ‌تهران ،‌نشر چشمه ،چاپ اول،

بهار ،‌مهرداد ؛ از اسطوره تا تاریخ ؛ تهران ، نشر چشمه،چاپ دوم،

 تناولی ،‌پرویز ؛ ،‌طلسم گرافیک سنتی ایران ؛ تهران،چاپ اول ،

 جهانیان ، اردشیر ؛ مقام آذریاآتش در فرهنگ اوستا ، تهران، چاپ دوم ،

 حریریان و همکاران، محمود ، ملک شهمیر زادی ، صادق ، آموزگار ،‌ ژاله ، میر سعیدی نادر ؛تاریخ ایران باستان؛تهران ،نشر سمت چاپ اول،

خسروی ،‌محمد باقر؛ آب در فرهنگ و هنر معماری ایران ؛ فصلنامه هنر ، شماره 42 ،‌تهران ،‌وزارت ‌فرهنگ و ارشاد اسلامی ،

 دادمهر ،‌منصور ؛ سقاخانه و سنگابهای اصفهان ؛‌تهران ، انتشارات گل‌ها،چاپ اول،

 دلاشو ، م لوفر ؛ زبان رمزی افسانه‌ها؛ ترجمه: جلال ستاری ؛ تهران ، انتشارات توس ،چاپ اول،

راوندی ، مرتضی ؛ تاریخ اجتماعی ایران ؛تهران ، انتشارات امیر کبیر،چاپ اول،

 رجبی ، پرویز ؛‌ هزاره‌ های گمشده ،تهران ، انتشارات توس،چاپ اول،

زمردی ، حمیرا ؛‌نقد تطبیقی ادیان و اساطیر ؛ تهران ، نشر زواره،چاپ اول،

 شایگان ،داریوش ؛‌آیین هند و عرفان اسلامی؛ ترجمه: جمشید ارجمند ؛ تهران ، فرزان روز ،چاپ اول،

شین دشتگل ، هلنا ؛‌صورت آب ؛کتاب هنرماه ،‌شماره 57-56، تهران ، نشر خانه کتاب ایران ،

عابدینی ، رضا ؛ سایه طوبی ،‌اولین مجموعه مقالات دوسالانه نقاشی جهان اسلام ؛ موزه هنرهای معاصر تهران، فرهنگستان جمهوری اسلامی،

 علی پور سعدانی ، رضا ؛ شی باوری میان مردم خوزستان ؛ پایان نامه کارشناسی ارشد رشته نقاشی ، دانشگاه آزاد اسلامی ،83-

 کرمانی ، فریبا ؛تطهیر در مسجد ، همایش معماری مسجد؛تهران ،دانشگاه هنر،

گاستون ، باشلار ؛ شعله شمع ؛ ترجمه : جلال ستاری ؛تهران، چاپ اول ،

گودرزی ،‌مرتضی ؛ جست و جوی هویت در نقاشی معاصر ایران ؛تهران ، انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ اول،

 گوستاویونگ ،‌کارل ؛‌ انسان و سمبولهایش؛ ترجمه: ابوطالب صارمی ؛ تهران ، نشر امیرکبیر،

 متز ‌،آدام ؛ تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری یا (‌رنسانس اسلامی ) ؛ ترجمه‌:علیرضا ذکاوتی ؛جلد 2 ،تهران ، انتشارات امیر کبیر،چاپ اول،

 محراب بیگی ، محمد علی ؛ کربلا ، فرهنگ مردم وآب ؛ کتاب هنرماه ؛‌شماره 58-57 ، تهران، نشر خانه کتاب ایران،

 معین ،‌محمد ؛ مزدیسنا و ادب پارسی ؛ 2 جلد ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،چاپ دوم،

نقی زاده ،‌محمد ؛مبانی هنردین در فرهنگ اسلامی ؛تهران، چاپ اول ،‌

 یاوری ، احمد رضا ؛‌شناختی از کشاورزی سنتی ایران؛تهران ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب،چاپ اول،

چکیده

این تحقیق گذری است بر یکی از موضوعاتی که چندین سالی است پیرامون آن خیلی صبحتی وجود ندارد و یا اگر باشد بسیار محدود است . هنوز هم این مکان تاریخی – مذهبی که ریشه در نگرش های دینی ما دارد و کم کم با یک سری باورها و عقاید عجین شده ، در نظر بسیاری از اهمیت خود ساقط نشده و فقط گرد و غبار زمانه بر روی آن نشسته است

در این تحقیق سعی کرده‌ام با کنکاشی  در تاریخ مطالبی  پیرامون علل پیدایش سقاخانه‌، معماری ظاهری آن ، عناصر ونشانه‌های نمادین در آن ، که هر یک برای مردم معنا و مفهومی دارد را بگنجانم و از دیگر سو به پیوند سقاخانه و هنر پرداخته و نمونه هایی از این آثار ارائه گردیده است ،‌که در طول این پروژه می‌توانید ملاحظه فرمایید  و با این آرزو که موثر واقع شود و چه بسا روزگاری ، سقاخانه نذر شما را نیز برآورده سازد

 مقدمه

نخست باید معنی دین و هنر مشخص شود و سپس ربط حقیقی دین و هنر مورد تحقیق قرار گیرد تا در نهایت بتوان برای پرسش مذکور پاسخی مستدل یافت

 «دین به معنای کل عبارت است از مجموعه فرامین ، قواعد و دستورات و احکام الهی که برای خیر و سعادت و کمال انسان توسط پیامبران به بشر ابلاغ شده است . عنایت دین خیر و کمال مطلق است و کمال مطلق زیبایی حقیقی و جمال مطلق است . دریافت حقیقت مطلق ، شهودی است و عشق ذاتی ابنای بشر به حقیقت مطلق (حقیقه الحقایق) منشا شهود است و شهود میسر نشود الا به مسیر روح درعالم قدس و استغراق در دریای وحدت و آشنا شدن ذوق به توحید .[1]»

حقیقت دین ، معرفت الهی است . موضوع و هدف دین ،‌وجود مطلق (‌خداوند)‌ است وشریعت ( دین ) راه و رسم الهی شدن را به انسان می‌آموزد تا صفات الهی در وجود انسان تجلی یابد و به مقام خلیفه الهی رسد

الذی احسن کل شی خلفه و خدا کسی است که هر چه را آفرید ، نیکو آفرید (‌آفریده او در نهایت حسن و زیبایی است )

در جهان چو حسن یوسف کس ندید           حسن آن دارد که یوسف آفرید

 حضرت امام ( ره ) در کتاب شریف[2] دعای سحر می‌فرمایند :« بهاء به معنای زیبایی است و زیبایی عبارت است از وجود ، پس هر چه خیر و زیبایی و سناهست همه از برکات وجود است و سایه آن است تا آن جا که گفته‌اند مساله اینکه وجود عبارت از خیر و زیبایی است همه از بدیهیات است پس وجود، همه‌اش زیبایی و جمال و نور و روشنی است و هر قدر وجود قوی‌تر باشد زیبایی‌اش عامتر و زیباتر خواهد بود .»

وجود تجلی واجب الوجود است . این تجلی و ظهور ، جلوه ی کمال مطلق و جمال مطلق و مساوی زیبایی است . اگر زیبایی ذات هنر باشد غایت هنر به امر خارج از ذات دلالت ندارد . پس غایت هنر همان حقیقت ذاتی آن و حقیقت ذاتی هنر ، زیبایی حقیقی است . از این باب ،‌موضوع و هدف ، دین و هنر امری واحد است . در هنر زیبایی حقیقی وجود مطلق و به عبارتی جمال مطلق است و از حیث تفاوتی میان موضوع دین و هنر نیست

 « فلوطین معتقد است :« جسم زیبا از طریق بهره‌یابی از نیروی صورت بخشی که از صور خدائی می‌آید ، وجود پیدا می‌کند . عقل و هر چه از عقل فیضان می‌یابد زیبایی اصیل روح است نه زیبایی ناشی از امور بیگانه و بدین جهت است که می‌گویند روحی که نیک و زیبا شود همانند خدا می‌گردد زیرا خدا منشا بخش بهتر و زیباتر هستی و به عبارت بهتر منشا خودهستی یعنی زیبایی است . روح ، موجودی خدائی و خود جزئی از زیبایی است و به هر چه نزدیک شود و دست یابد ، آن را تا آن حد که قابلیت بهره‌وری از زیبائی دارد ، زیبا می‌سازد ، اگر بینی که زیبا نیستی همان کن که پیکر تراشان با پیکر می‌کنند ،‌ هر چه زیادی است بتراش و دور بینداز ، این جا را صاف کن ، آنجا را جلا بده ، کج را راست کن و سایه را روشن ساز و از کار خسته شو تا روشنایی خدائی فضیلت ، درخشیدن آغاز کند و خویشتن داری را برا و رنگ مقدسش بینی ،‌روح اگر خود زیبا نباشد زیبایی را نمی‌تواند دید از این رو کسی را که می‌خواهد نیکی و زیبایی را ببیند نخست خود را باید همانند خدا کند و نیک و زیبا شود .»

اگر ذات هنر دینی است ، صورت هنر هم تجلی همان ذات است و صورت از ذات خود نمی‌تواند تخلف کند . این صورت ، صورت محسوس است و در هنرهای تجسمی که با عینیت سروکار دارد صورت جسمانیه نامیده می شود

 « میکل آنژ» می‌گوید :« هنر خوب برای نزدیکی به پروردگار است و در واقع جلوه‌ای از مظاهر زیبایی اوست ;. نقاشی خوب ذره‌ای از کمال حق و نشانه‌ای از آوای موسیقی جان بخش آنست ;. پس کفایت نیست استادی چیره باشی . باید روحت صفا داشته باشد و سلامت فکرت از روح القدس نشأت گیرد

 «چکشم سنگ‌های سخت را صورت می‌دهد دستم آن را بر می‌گیرد هم فرمان می‌دهد یا آن را زیرو رو می‌سازد . بنابراین نیروی دیگری است که سنگ سخت را نرم می‌کند و چکش خداوند است که زیبایی می‌آفریند . من وبسیاری مثل من ، وظایفشان را چون فرمانی که از طرف پروردگار به آنان داده شده ، انجام می دهند من با وجود ضغف و پیری ، به سبب عشق به پروردگارم که همه امیدم بسته به اوست به هیچ وجهی از وظایفم دست برنخواهم داشت .[3]»

« میر عماد حسنی » بر بیان صفات کاتب ( خوشنویس ) چنین می‌نویسد :« بدان که کاتب باید از صفات ذمیم احتراز نماید زیرا که صفات ذمیمه در نفس علامت بی‌اعتدالی است و حاشا که از نفس بی ‌اعتدال کاری آید که در او اعتدال باشد .» [4]و حال نگاهی گذرا می اندازیم به موضوع پروژه سقاخانه این ساحت پاک و مقدس ، این جگر پاره‌ی باور مردم ، مکانی که نامش یادآور گلوهای تشنه و سیراب شده است و منظرش از خنکای طراوت و نمناکی فضا ، تا وجود آب و خیسی در و دیوارش حکایتگر سرگذشت ویژه خود است

حکایت گوشه‌ای از فرهنگ اجتماعی مردم پیشین این مرز و بوم است که توجه واحترام به آن بخشی از ذهنشان را به خود مشغول می‌داشت . سقاخانه ؛‌محلی که هنوز مردم بر آن دست و پیشانی و لب می‌سایند تا مراد خود گیرند . این تراوشگاه اندیشه‌ی یقین و حاجت که بامدادان تواضعگاه عابران مصفا بوده و پسینگاهان پذیرای خسته از سرکارآمدگان روز به پیاله‌ای آب

 سقاخانه ، تجسم عینی پاره‌ای از فرهنگ اعتقادات دینی مردم این دیار است ، که با هر گره و قفل و نشانی که به در و دیوارش زده شده ، داستانی از آرزوها و گرفتاری‌ حاجتمندانش را در بر دارد

 «در فرهنگ سقاخانه ، نگاه به زندگی جور دیگری است . اگر چه آدم‌ها خود را از آن سیراب می‌سازند ولی : گره می‌زنند تا گره کارشان گشوده شود

قفل می‌کنند تا کلید بن بستهای زندگی‌شان رابجویند

پول می‌ریزند تا قرضشان ادا گردد

 شمع می‌افروزند تا تیره‌گی را بنده سازند

نشانی می‌کوبند تا دست اقبالی در بختشان را بکوبد

 و به عین می‌بخشند تا به ذهن طلب کنند

 در این فرهنگ صحبت از سادگی دلهایی است که رنگ تدلیس و تلبیس به خود نگرفته‌اند و پاکی دل خویش را به شباهت آینه‌ای قلمداد کرده‌اند،‌که پاسخ طلب حاجتشان را در آن ، هم چون تصویری ناپیدا به انتظار می‌نشیند .[5]»

1-1نماد و نگرش نمادین به هستی

مطالعه نمادها و نمادپردازی از یک قرن گذشته ، جایگاه والایی را در تحقیقات جهانی به خود اختصاص داده است . امروزه در دانشهایی چون شناخت ادیان ، اساطیر ، عرفان ، روانشناسی ، هنر و ادبیات به شناخت و بازخوانی نمادها ارزش بسیاری داده می‌شود مکتب سمبولیسم هم که در نیمه دوم قرن 19 در اروپا شکل گرفت و چندین دهه محل توجه شاعران و هنرمندان واقع شد ، بر پایه نگرش نمادین به خویشتن و هستی پایه‌گذاری شده بود

مطالعه‌ی نمادها هم ارزش علمی – تحقیقی دارد و هم با التذاد هنری همراه است ، زیرا همچنانکه در ساخت و پرداخت نمادها عاطفه ، احساس و تخیل نقش عمده‌ای ایفا می‌کند ، در شناخت آنها نیز این عوامل، از شرایط اساسی به شمار می‌روند حاصل کار نیز بسیار لذتبخش است و انسان با کشف عقاید ، عواطف و هیجانات گذشتگان ، با ایشان احساس همدلی می‌کند و به معنایی در فراسوی معنا دست می‌یابد

 نمادها از هر نوع آن که باشند ( بصری ،‌کلامی ، مکتوب ) داستان عقاید گذشتگان را درباره خویشتن ، هستی ، و ارتباط فی ما بین باز می‌گویند و آنگاه که انسان این روزگار موفق به یافتن و شناختن آنها می‌شود ، در حقیقت زنجیره مقدس و پنهانی را که در ضمیر ناخودآگاه جمعی ، موجب پیوند او با گذشته می‌شود ، کشف می‌کند . کمترین فایده این کشف آن است که احساس گسستگی از هستی و طبیعت ، سرگردانی از خود بیگانگی و نهایتاً پوچی یا درنده خویی در وی رشد نمی کند . کارل گوستاویونگ نادیده گرفتن نمادها و آثار زیانبار آن را به روشنی بیان کرده است . او می‌گوید : اشتباه محض است که ما نمادهای فرهنگی را به این علت کنار بگذاریم که از لحاظ عقلی سست به نظر می‌آیند . نمادها و اعتقاد به آنها ، اجزای مهم شالوده ذهنی ما و نیروهای حیاتی لازم را در ساختن جامعه انسانی تشکیل می‌دهند و نادیده گرفتن آنها زیانی جنون ناپذیر در برخواهد داشت ؛ زیرا نمادها می‌توانند واکنش‌های عاطفی و هیجانی عمیق را در انسان برانگیزند و اگر آنها را سرکوب کنیم یا نادیده بگیریم نیروی خاص آنها با عواقبی غیر قابل پیش بینی در ناخودآگاه ناپدید می‌شود ؛ در نتیجه تمایلات غیر انسانی که تا آن زمان فرصت ابراز وجود نداشتند یا مجالی برای حضور در ناخودآگاه به آنها داده نشده بود ، زنده وتشدید می شوند و یک سایه همیشه حاضر و ذاتاً مخرب در برابر ذهن خود آگاه ما تشکیل می‌دهند . تمایلات ناخودآگاه نمادین که در برخی شرایط ممکن بود تاثیر سودمندی هم داشته باشند ، وقتی که سرکوب شدند به شیطانهای خطرناکی تبدیل می‌شوند.« یونگ با توجه به مسائل و رخدادهای روزگار خود آلمان وشوروی را شاهد گفتار خویش می‌آورد که در آرزوی ره یافتن به علم ،خزانه معنوی ناخودآگاه را بافته‌اند و در نتیجه ، نیروی شیطلانی‌شان جهان را به آتش کشیده است [6].»

 باید توجه داشت که زندگی انسان همواره با نماد ونمادگرایی همراه بوده است تا جایی که برخی انسان را حیوان استفاده کننده از نماد تعریف کرده‌اند .سرشت انسان ذاتاً به نماد پردازی تمایل دارد و همواره بطور ناخودآگاه در پی ساختن نمادها گام بر می‌دارد انسانهای نخستین از شناخت درست هستی و طبیعت عاجز بودند و نمی‌توانستند ما فی الضمیر خود را براحتی و روشنی در قالب کلام ابراز کنند از ابزارهای غیر کلامی استفاده می‌کردند تا هم عقاید خود را در کیهان شناسی ابراز کرده باشند و هم با جهانی که شناخته‌اند ، ارتباط برقرار سازند

 این نماد گرایی ساختار مشابهی دارند ؛ با علمی محسوس و بصری ، عنایت نیروهای ماورایی جلب می‌شود .در حالیکه میان آن عمل و خواسته و مرجع خواسته ، رابطه‌ای اسرار انگیز مبتنی بر نوعی هماهنگی ، مشابهت و سنخیت به تصویر کشیده می‌شود علاوه بر این ، احساسات مشترک در زمانهای مختلف ، مکانهای متفاوت ، موجب نماد پردازی های مشابهی شده که همیشه با حاله‌ای از قداست همراه بوده است این قداست ، حتی اگر مبنای الهی نداشته باشد ، یاس و دلمردگی را تا حدود زیادی از انسان دور می‌سازد و مانع از آن می‌شود که وی خود را موجودی آویخته ، سرگردان و بی‌ارتباط با هستی بداند

 ملاحظه می‌شود که در نگرش نمادین به پدیده‌ها ، عاطفه انسانی هم محل ظهور می‌یابد . عاطفه و تخیل چه در ساختن نماد و چه در ادراک آن نقش اساسی دارد و به عبارت دیگر سازنده نماد با نماد ارتباط عاطفی دارد و با آن زندگی می‌کند و در پی آن نیست که برای این ارتباط دلیل عقلی و منطقی بیاورد

جستجو‌گر نماد برای دریافت درست نماد باید چنین روشی را در پیش گیرد به همین جهت در توضیح نماد گفته‌اند : رابطه اساسی و اسرار آمیز میان ظاهر و حقیقت باطن است که بیشتر با کشف و شهود و بصیرت حساس درک می‌شود تا با دلیل منطقی

 منشاء قداست نمادها و رابطه عاطفی انسان با آنها بصورت تئوریک در قرن هفدهم تبیین شد

 تخیل نمادین در ایجاد تعادل میان تمدن فنی و ماشینی از یک سو و معنویات و عواطف انسانی از سوی دیگر نقش بسزایی داشت .«برخی از متفکران ، همچون نور تروپ ، آشنایی مغرب زمین را با هنر و فرهنگ شرقی و به طور کلی غیر غربی که آکنده از تجلیات عاطفی حیات است ، تنها راه متعادل ساختن تمدن ماشینی غرب و انسانی کردن آن دانسته‌اند، به عقیده نورتروپ گردآوری همه مظاهر فرهنگی جهان در موزه‌ای خیالی ، بهترین وسیله بازسازی تعادل روانی بشر است . این موزه باید خزانه مجسمه‌ها ، تمثالها ، و مضامین شاعرانه ، بلکه نمایشگاه امیدها و آرزوهای نوع بشر باشد تا هر کس بتواند تصویر مطلوب خود را در آن بیابد .[7]»

«در جهانی که نمادهای فرهنگ بشری چنین اهمیتی پیدا کرده است شایسته است که این مقوله در تحقیقات و مطالعات اسلامی نیز محل توجه قرار گیرد و محققان و اندیشمندان ، نماد اسلامی را که با فطرت انسان هم خوان هستند ، به جامعه جهانی عرضه و معرفی کنند . ارزش این تحقیقات زمانی آشکارتر می‌شود که توجه داشته باشیم نمادهای روزگاران کهن و دوران طفولیت بشر ساده‌تر بودند و هر چه بر هوش و ذکاوت انسان افزوده شده نمادهای او هم پیچیده‌تر گشته است .[8]»

1-2 نماد و نقش آن در زندگی

اکنون به ذکر صحبتهایی از « یونگ » [9]درباره‌ی سمبول و نقش آن در زندگی بشر بپردازیم ،‌یونگ می‌گوید: « آنچه که ما سمبول می‌نامیم عبارت است از یک اصطلاح ،‌یک نام ، یا حتی تصویری که ممکن است نماینده چیز مانوسی در زندگی روزانه باشد ، و با این حال علاوه بر معنی آشکار و معمول خود معانی تلویحی به خصوصی نیز داشته باشد سمبول معرف چیزی مبهم ، ناشناخته یا پنهان از ماست .»

« یک کلمه یا یک شکل وقتی سمبولیک تلقی می‌شود که به چیزی بیش از معنی آشکار و مستقیم خود دلالت کند سمبول دارای جنبه‌ی ( ناخود آگاه )‌ وسیعتری است که هرگز به طور دقیق تعریف یا به طور کامل توضیح داده نشده است و کسی هم امیدی به تعریف یا توضیح آن ندارد . ذهن آدمی ، در کند و کاو سمبول ، به تصوراتی می‌رسد که خارج از محدوده استدلال معمولی هستند .»

« چون اشیای بی‌شماری درورای فهم انسانی قرار دارند ، ما پیوسته اصطلاحات سمبولیک را به کار می‌بریم تا مفاهیمی را نمودار سازیم که نمی‌توانیم تعریف کنیم یا کاملاً بفهمیم . این یکی از دلایلی است که به موجب آن تمام ادیان زبان و صور سمبلیک به کار می‌برند .»

« در زبانهای پیش مردم درباره‌ی سمبول های خود فکر نمی‌کردند ، فقط با این سمبول‌ها می زیستند و به طور ناخودآگاه از معنی آنها تهییج می‌شدند .»

 « سمبولهای متعدد دیگری نیز هستند که از حیث ماهیت ومنشا خود انفرادی نیستند ؛ بلکه جنبه جمعی دارند . اینها بیشتر تصویرهای مذهبی هستند شخص مومن تصور می‌کند که آنها از منبع الهی به انسان افشا شده‌اند ؛ ولی شخص شکاک می‌گوید که داستان آنها ساختگی است اماهر دو به خطا می روند چنانکه شکاکان می‌گویند این امر صحیح است که سمبولها و مفاهیم مذهبی قرنها هوشیارانه به دقت ساخته و پرداخته شده‌اند ،‌و این نیز، چنانکه مومنان می ‌گویند، صحیح است که منشاء آنها چنان در گور اسرار آمیز گذشته مدفون شده است که اصلشان به نظر انسان نمی نماید . نقش این سمبولهای مذهبی این است که به زندگی انسان معنا ببخشند

 « سمبولها فقط وقتی دارای زندگی و معنی می‌شوند که جنبه معنوی آنها – یعنی ارتباطشان با فرد زنده در نظر گرفته شود . فقط در آن هنگام است که ملاحظه می‌کنید آنها چندان اهمیتی ندارد ، در حالی که نحوه ی ارتباط آنها با شما مهم است.»

 « تعبیر سمبولها نقش عملی مهمی ایفا می‌کند زیرا سمبولها کوشش‌های طبیعی برای سازش دادن و دوباره متحد ساختن تضادهای داخلی روان هستند .» [10]

فرق میان نشانه و سمبول این است که نشانه همواره کمتر از مفهومی است که می‌نمایاند ، اما سمبول نماینده‌ی چیزی بیش از معنی آشکار و بلافصل است .به علاوه سمبولها محصولات طبیعی و از خود برآمده هستند

 تاریخ سمبولیسم نشان می‌دهد که هر چیز می‌تواند اهمیت سمبولیک پیدا کند : اشیاء طبیعی ( مانند سنگها ، گیاهان ، حیوانات ،‌ کوهها ودره‌ها ،‌خورشیدها ، باد، آب و آتش) ، یا چیزهای ساخت انسان (‌مانند خانه‌ها ، قایقها ، یا اتومبیل‌ها ) ،‌ یا حتی اشکال مجرد ( مانند اعداد ، مثلث ، مربع و دایره ) در حقیقت تمام جهان یک سمبول بالقوه است

 «انسان با تمایلی که به سمبولسازی دارد ، اشیاء و اشکال را به سمبولها تبدیل می‌کند (‌و بدین وسیله اهمیت روانشناسی بسزایی به آنها می‌دهد )‌ و آنها را هم در مذهب و هم درهنر بصری خود بیان می‌کند .تاریخ‌ همبسته‌ی مذهب و هنر ، که به ادوار ما قبل تاریخ می‌رسد ، سابقه‌ای است که اجداد ما از سمبولهایی به جا گذاشته‌اند که برای آنها معنی‌دار و هیجان انگیز بوده است . حتی امروز هم به طوری که نقاشی و مجسمه سازی نشان می‌دهد ، رابطه متقابل مذهب و هنر وجود دارد .[11]»

2-1 وجود افتراق فضاهای « سنتی » و « مدرن»

2-1-1 شناختی از دو واژه «نوگرایی» و «سنت گرایی»

در این مجال ،شناسایی و معرفی ارتباط و تناسب آن دسته از فضاها شهری که در گذشته و با توجه به ارزشهای فرهنگی جامعه ایجاد شده‌اند با طبیعت انسان مورد بررسی قرار خواهد گرفت . در این راه طبیعتاً ویژگی‌های فضاهایی که در دوران تجدد بنا شده‌اند نیز مورد بحث و بررسی و مقایسه قرار می‌گیرند و اجمالاً یادآوری می‌شود که به عکس سنت (‌که تداوم تاریخی و اصول ثابت جهانی universal/principles را مد نظر دارد ) مدرنیسم در پی قطع هر گونه ارتباط به ویژه ارتباط دینی و فرهنگی با گذشته است . «خلاصه اینکه ، باید به حقایق و معنای واقعی « کهنه » و « نو» و همچنین « نوگرایی » و « سنت» و « تجدد» توجه جدی مبذول داشت چرا که حفظ مفاهیم سبب گمراهی انسان‌ها می گردد به این ترتیب نکته مهم این است که نفی مدرنیسم و تجدد ابداً به معنای نفی نوگرایی و نوجویی در تفکر سنتی نیست بلکه تفکر سنتی و قلمروهای مرتبط با آن ( مثل هنر سنتی ) د رحد اعلایی از نوآوری بوده است و اصولاً « نو شدن » را اساس دنیا می‌دانسته و می توان گفت مراد از سنت به هیچ وجه مفاهیم و موضوعات کهنه و مندرس و قدیمی و صرفاً تاریخی نیست ،‌بلکه مقصود هر آن چیزی است که واجد معنویتی بوده و به تعبیر متفکران ریشه در آسمان دارد .[12]»

[1] . المچیایی ،‌  علیرضا، هنر دینی درگذر زمان ، 1377، ص

[2] .حضرت امام خمینی ، دعای سحر ؛ ترجمه : سید احمد فهری ؛ 1347هـ .ق ص

[3] . عابدینی ،رضا؛سایه طوبی ، اولین مجموعه مقالات دو سالانه نقاشی جهان اسلام ؛ موزه هنرهای معاصر تهران ، 1379 ، ص

[4] . حسنی،میر عماد ، آداب المشق ؛ 1261 هـ .ق ،‌فصل اول ،ص

[5] . دادمهر ،منصور؛ سقاخانه  و سنگابهای اصفهان ؛ ص 42-

[6] . گوستاویونگ ،کارل ؛ انسان و سمبولهایش ؛ترجمه: ابو طالب صارمی؛ تهران، نشر امیر کبیر،1352،ص

[7] . دلاشو ، م لرفر ؛ زبان رمزی افسانه‌ها ؛ ترجمه:جلال ستاری؛تهران، انتشارات توس،چاپ اول،ص

[8] . دکتر اکرم جودی نعمتی ، ندای صادق ، شماره

[9] . کارل گوستاویونگ ، روانکاو و روانشناس سویسی ( 1961- 1875)‌موسس مکتب روان شناسی تحلیلی ، فرهنگ معین ، ج

[10] . دادمهر،منصور ؛ سقا خانه و سنگابهای اصفهان ،تهران،انتشارات گل ها،چاپ اول،1378،ص57و

[11] . گوستاو یونگ ،کارل؛ انسان و سمبولهایش ، ص 364 و 365

[12] . داوری اردکانی ، 1375 ب ، ص

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

اشنایی با هنر معرق کاری در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 اشنایی با هنر معرق کاری در word دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد اشنایی با هنر معرق کاری در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي اشنایی با هنر معرق کاری در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن اشنایی با هنر معرق کاری در word :

اشنایی با هنر معرق کاری در word

مقدمه

معرق

ابزاركار و كاربرد آن

اره چوب بر واره فلز بر (اره های مویی )

پرس برقی

پرس دستی (پیچ دستی)

پبشكار

تیزك

چكش

سوهان چوب ساب

كمان اره

سنگ نفت

گاز انبر

لیسه

گونیا

ماشین پرداخت ( فرز)

– صفحات پرداخت كننده دستگاه پرداخت كننده:

1- صفحه سنگ سمباده:

صفحه پوست بره ای

صفحه پرداخت

مته دستی

مغار لیسه تیز كن

میخ

اهمیت چوب شناسی در معرق كاری

رده بندی چوبها

2صدف و عاج

موادچسبنده و كاربرد آن

مواد محافظ و جلا دهنده

طرز خرد كردن الگو

انتخاب چوب

روش های اتصالی اجزای الگو بر روی چوبهای رنگی

برش و شیوه های آن

چسبانیدن برش قطعات معرق شده روی كار

مواد كمكی در معرق كاری

سنگهای تزئینی

فیبر سفید

7- خاتم در معرق كاری

طریقه بكار بردن خاتم در معرق

نحوه درز كردن لایه ها

رنگ كاری معرق

بتونه

رزین آلکیدی

پلی استر

روشهای از بین بردن چربی چوب

مشخصات یك تابلو معرق خوب

مقدمه:

زندگی انسانها از اولین دوران با هنر آمیخته بوده و به تدریج كه آدمی رشد كرد. و به تكامل رسید، هنر نیز همزمان با رشد انسان تكامل یافته است.

كار معرق قبل از اینكه بعنوان یك شغل و راهی برای تأمین زندگی و امرار معاش برای خودی هنرمند باشد در ریشه خانواده در ریشه هنر بوده و می باشد.

هنر بیان كننده حالتهای عاطفی و روحیات انسانی است كه به شكلها مختلف نمایش داده می شود. هنز از لحاظ زمانی و دوره ای به دو دوره كلاسیك و معاصر تقسیم می شود:

هنرهای كلاسیك كم ریشه در زندگی مردم دارند با‌ آداب و سنتهای و محیط هر منطقه رشد یافته اند، اینگونه هنرها در ایران به مینیاتور، تذهیب، ضیاكاری، رزی بافی، قالی‌بافی، كاشی كاری، سرامیك سازی، طفرنی، خانم كاری، منبت و معرق كاری شهرت یافته كه در كل « هنرهای سنتی » شناخته شده اند.

معرق: معرق در معنای كلمه « اصولاً هر چیز رگه دار را گویند» ولی مفهوم آن را در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقشها و طرحهای زیبایی است كه از دور بری و تلفیق چوبهای رنگی روی زمینه ای، از چوب یا پلی اسنر سیاه شكل می گیرد.

1- ابزاركار و كاربرد آن:

1-1 اره دستی:

در آن اره معمولی با دسته چوبی است – كه دارای تیغه های گوناگون برای بریدن تكیه‌های بزرگ چوبی بكار می رود

2-1 اره چوب بر واره فلز بر (اره های مویی )

اره های چوب برواره های فلز بر دارای تیغه های باریك به طول 13 سانتی متر كه دنده‌های آن به ترتیب در فلز بصورت زوج ( دو ملخه ) و در چوب بصورت فرد (یك‌ملخه) با فواصل (2-2) كم قرار دارد. این تیغه ها بر سر كمان متصل می شود. تیغ اره های فلز بر با شماره دو صفر، یك و دو آن برای بریدن صدف و عاج و شبه عاج استفاده می شود. تیغ اره های چوب بر مورد استفاده در معرق كاری با شماره دو صفر و یك است.

3-1 پرس برقی

دستگاهی است برقی، كه چهار ستون آهنی كه سه صفحه مستطیل شكل از چهار زاویه، به ستون ها متصل شده است و در قسمت بالای این چهار ستون حجم مكعب مستطیل آهنی قرار دارد كه موتور و دستگاه گرم كننده در این قسمت جای گرفته است و با روشن كردن آن در حال حركت صفحات، گرمابه وسیله به هر یك از صفحات مستطیل شكل وصل شده است.

4-1 پرس دستی (پیچ دستی)

وسیله ای است فلزی، شامل خط‌كشی قطور به طول 25 الی 50 سانتی متر كه دو قطعه بصورت افقی یكی ثابت در انتهای خط كش و دیگری كه اهرم نامیده می شود در بالای آن به صورت متحرك قرار گرفته است.

یك پیچ بزرگ كه یك دسته چوبی دارد و ابتدای اهرم متحرك نصب شده است. این وسیله برای ثابت نگهداشتن اشیا و تحت فشار قرار دادن ( پرس كردن) قلعه های كوچك معرق شده استفاده می شود.

5-1 پبشكار

قطعه چوب مستطیل شكلی است به طول 20 سانتی متر وعرض ان 10 سانتی متر كه یك طرف عرض ان بر لبه میز نصب می شود و در میان طرف دیگر، شیاری بطول تقریبی 4 سانتی متر و عرض 1 سانتی متر وجود دارد، این تخته بصورت معلق بر لبه میز متصل شده و از آن برای خرد كردن و دوربری نقشهای چوبی استفاده می گردد (شكل‌1-2)

6-1 تیزك

قطعه فلز نوك تیزی است كه قابلیت انعطاف بسیار دارد و برای برداشتن نقشها چوبی بریده شده از درون قالب خود استفاده می شود (شكل 2-2)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله خط در ایران باستان در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خط در ایران باستان در word دارای 37 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خط در ایران باستان در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله خط در ایران باستان در word

چکیده                                         1
فصل  یک
خط اندیشه نگار                                     2
خط سکایی                                         2
خط میخی                                         3
خط اوستایی                                     5
خط سغدی                                         6
خط پهلوی                                         7
خط مانوی                                         8
تحولات  خط  در  دوران های  مختلف
خط  در دوران مادها                                     9
خط میخی  در اورارتو                                    10
خط در بین النهرین                                     13
خط میخی  اکدی                                     14
خط میخی  عیلامی                                     16
خط میخی  خوری ها                                     17
خط در  عصر  ساسانی                                    17
آثار بازمانده  از فارسی میانه                              21
فصل دوم
خط  تصویری                                         24
خط  میخی                                         26
تصاویر                                             29
منابع  و مآخذ                                         35

 چکیده

ابداع  خط و اندیشه   انتقال   تفکر   به  اشارات   یکی از  پیچیده ترین   و شگفت  آورترین  اخترعات   بشر   به  شمار   می رود  امروز   با وجود   پیچیدگی   سیستم  ارتباطات  و انتقال   اطلاعات   باز  هم خط   ارزش   بی همتای  خود  را نسبت   به سایر  متدها  مورد   استفاده  نشان  می دهد 

هرگاه نگاهی   دقیق   به  اطراف  خود  بینذازیم  و به اشارات   و اشکال   متعدد  تصویری   اشیائی  ، نگارشی و نمادی   جهت    انتقال  اطلاعات   دقت  کنیم  با شگفتی  مشاهده   خواهیم  کرد   که  علی  رغم   دگرگونی   روز مره  از انواع   سیاقهای   موجود   در  طول  تاریخ  باستان  مهد   تمدنهای گوناگون  و نقط  تلاقی   فرهنگهای  مختلف  و در نتیجه  جایگاه   زبانهای مختلف   منسوب   به  شاخه های متعدد  با  خطوط  متنوع  بوده است   از این   قاعده  مستثنی   نیست   لیکن   تحقیقات  و پژوهشهای ما در این   زمینه  بسیار ناقص   و مختصر   است   و کفاف  سطح  معاصر  این  علم   را نمی دهد  البته باید   در نظر   داشت   که زبان  شناسی در ایران  هنوز  دوران   طفوایت   خود  را  سپری   می کند  و  به جرات   می توان   گفت  که خط شناسی  ( grammatology) که  شاخه ای  از  زبانشناسی   است  که در  دیار   ما  به  فراموشی   سپرده   شده  است   و از این   رو جای   تألیفی   که حاوی   تاریخچ  خطوط   جهان   باشد    همواره  خالی بوده  است

 خط   اندیشه  نگار

تمامی  گونه های خط  را در  بنیاد  میتوان به دو گروه  اندیشه  نگار و آوا نگار  تقسیم  کرد  در خطوط  اندیشه  نگار   اندیشه  بطور  مستقیم  منتقل  می شود   برای نمونه  تصویر «پا»  می تواند  به معنی  «پا»  یا  رفتن  باشد   و تصویر  درخت معنی   درخت   یا تازه سبز   ، زندگی  یا نظایر آن  را القاء کند  نقش  در درخت  نیز  شاید  بتواند  در معنی  جنگل   بکار  رود  خط آوانگار  بسیار  پیچیده تر است  و بر خلاف آنچه  تجربه و اموخته ما تلقین   میکند  طبیعی  تر  یا   الزاماً کار آمدتر  نیست   بلکه  از  بسیاری  جهات   فرایندی  پر  پیچ و خم   و تا حّدی   غیر   طبیعی   است  اندیشه  نخست باید  به آواهایی   از  یک واژه  یا جمله خاص   در  زبانی  مشخص   بر گردانده  شود  و سپس   به شکل   نشانه ای بر  یک  صحنه  کنده­کاری  یا نقاشی  یا  نقد  شود 

این  نشانه ها   اغلب   با مفهوم   اندیش  اصلی  کوچکترین  رابطه   ای  ندارد  این نشانه ها  باید  به آواهای  موجود  در  زبان   برگرداند   و بدین  ترتیب   واژه جمله  و اندیشه ی اصلی   را در ذهن  نگرشی   است  که مردم   ابتدائی  بدون   داشتن  خطی  برای خود  به مسأله  دارند 

سکایی

از  صورت   باستانیِ زبان  سکایی ، مکتوب  اثر  مستقلی   در دست  نیست  . ولی   چندین  نام  خاص  و نیز واژه های معدودی  از این  زبان  را می توان  در گزارشات  تاریخی   و کتیبه  ها  و سکه های  باز مانده  از  فارسی  باستان  ، یونانی ، لاتین  و هندی  تشخیص  داد

خط میخی

در  حدود  هزار  دوم و سوم  پیش  از میلاد مسیح  در نتیجه   تحولات   طولانی   تاریخ  کهن   در نواحی  جنوبی   بین النهرین   میان   دجله و فرات   تمدن  باشکوه  دیگری   پدید آمد  که  قدرتمند ترین  تمدن   تاریخ  بشری  به شمار  می آید   بخشی  از  بازمانده های  این تمدن   کتیبه های   است  که از  شهر   باستانی  اوروک  «وارکای  کنونی» بدست  آمده   است  . این خط  بین النهرین  از  روی   اشکال قدیمی   آن به نام  میخی   خوانده   شده است   از نظر   اشکال  ظاهری  خط  تصویری   مصری   تفاوت  بسیاری   وجود دارد   و همانطور   که در مصر  به عنوان   ابراز  کتابت  جهت  مقاصد  ادبی   از کاغذ  استفاده  می شد  در  بین النهرین  از خشت  گلی   به نام   لوحه  ( به جز در  موارد  نادر   که از  سنگ  به جای  خشت  در کتیبه  های  ستونی   استفاده  شده  )  استفاده  می کردند 

اشارات   را  با میله­ی آهنی   روی   تیرهای چوبی   و خشت  های  نرم  حک می کردند   سپس   لوحه های خشتی   را با حرارت   می خشکاندند  و  بدان  استحکام  می دادند   میله آهنی   را  بازاویه­ی قائمه  به  طور  مورب   گرفته  به  آرامی  از  یک گوشه  به داخل   فرو  می برند  و در نتیجه  بخش  فوقانی  خط قابل   روئیت   حالت   میخی   شکل  ضخیمی   پیدا  می کرد   اگر چه ممکن است  نظر  ما استفاده  از لوحه­ی خشتی   به عنوان   نوشت  افزار  چیز عجیب  پر درد  سری باشد اما همین  لوحه ها به همراه  خط میخی   از  بابل   تا  نواحی  وسیعی   در آسیای  مرکزی  گسترش   یافتند 

و نیز  خطی  است  که برای نوشتن   کتیبه های  فارسی  باستان به کار   رفته  مرکب  از علائم   و اشکالی بدین  شکل  است  که  ظاهراً شبیه  میخ  می باشد  و به همین  دلیل  «خط میخی » خوانده  می شود 

خط میخی  فارسی  باستان از چپ به  راست  نوشته  می شود  در این  خط میخها برای  نشان  دادن  واجها  و آواهای  زبانی به صور  گوناگون  :  ،  ،   به صورت   منفرد  یا چسبیده  کوچک یا  بزرگ  در کنار  هم قرار  می گیرند  . شاید  علت  اینکه  نویسه های این خط  به شکل  میخ است   آسانتر بودن  کندن  این  اشکال   در سطوحی سخت  چون  سنگ  و فلز و لوح  گلی   است 

          در تاریخ  تحول  و تکوین  خط ، خط میخی فارسی باستان که از  خطوط   سامی   رایج  در بین النهرین  اقتباس  شده  است   از زمره ی خطوط   هجانگار  محسوب می شود ویک  از  ویژگی  دیگر این خط  داشتن  علامتی   است  به نام  «واژه جدا کن » از آنجا  که حروف  میخی  به هم نمی پیوند   و حروف  پشت  سر هم  با یک  فاصله  نوشته  می شوند  . ناچار  برای  مشخص   نمودن حدود  یک واژه  از علامتی   به عنوان   « واژه جدا کن  » استفاده   می شد  علامت  واژه جدا کن   در کتیبه های مختلف  متفاوت   است  . در بعضی   از کتیبه ها این علامت   و در برخی   دیگر   از این علامت    استفاده  شده است   از  ویژگی  دیگر  خط  میخی  فارسی  باستان آن است   که در این  خط  هشت  علامت  به کار   رفته  است   که  «ایدئو گرام  » یا « اندیشه نگار »  نامیده  می شود  . همچنانکه  پیداست   برای آسانتر   بودن   امر  نگارش  ، تنها  با نوشتن  یکی دو حرف  به  صورت   اختصاری   از  نوشتن کامل  واژه  هایی  که  بصورت  مکرر  در متون  به کار  میرفتند  و جای  زیادی   از  سطح  کتبه  را اشغال  می کردند  ،  از این  علائم  « ایدئو گرام »  یا «معنی نگار» استفاده  می شد  واژه احتمالاً  برای  مجزا  نمودن  این علائم  از دیگر  نشانه های خطی ، از خط  بابلی  استفاده شده   است  تا ما هیت ویژه آنها  مشخص   شود   علاوه  برر« 36 » حرف   که نمایانگر   واجها   و اواهای   زبان   بودند   و دو علامت  « واژه  جدا کن  » و هشت   علامت  ایدئو گرام   علامتهای  دیگر نیز   در کتیبه  های  فارسی  باستان  وجود دارد   که  به اعداد  دلالت  می کنند  تعداد  علائم   عددی   دراین کتیبه   ها  22   است ولی    می توان   از  روی   آنها شکل  ، مکتوب   اعداد  زیادی   را  باز سازی   نمود 

خواندن  کتیبه  های فارسی  باستان  از  سال  1836 میلادی   به  بعد   بر  اثر  تحقیقات   سه  نفر   از  محققان  اروپائی   به نامهای   : بورنوف  BURNOUF  لاسن   LASSEN  واژه راولینسون RAWLINSON  آغاز  گردید 

 خط  اوستایی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله صدا و بیان برای بازیگر در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله صدا و بیان برای بازیگر در word دارای 165 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله صدا و بیان برای بازیگر در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله صدا و بیان برای بازیگر در word

مقدمه
بخش اول: تاریخچه
– چشم انداز تاریخی صدا و بیان
– زبان در تاتر
بخش دوم: تکلم
– اندامهای گفتار
– آوای کلام زبان فارسی
– توصیف آوایی مصوت¬ها و صامت¬ها
– تبیین تمایز صدا و گفتار
– تولید صدا
– تنفس(کلیات)
– تمرین¬ها
بخش سوم: عناصر آواهنگ(لحن)
– کیفیت
– قدرت
– زمان
– دانگ صدا
– تمرین¬ها
بخش چهارم:تشدید کننده¬ها
– حلق/ بینی / دهان
– تنوع دانگ و شتاب
– تنوع ارتفاع صدا
– تمرین¬ها
ضمیمه: زمانبندی
– شتاب
– ضرب
– ضرباهنگ
– منابع و مآخذ

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله صدا و بیان برای بازیگر در word

منبع فارسی
1 آوا شناسی زبان فارسی، یدالله ثمره، مرکز نشر دانشگاهی،

منابع انگلیسی
1 stage speech, Charteris Caffin, Pitman First Ed, 1956,London
2. Speech Training and Dramatic Art, Miles Brown, Pitman First Ed, 1963, Eng
3. The Actor voice, Peter Kline, Richard Rosen Press, First ed.1971,u.s.a
4. Voice and Speech in the theatre, Cliffors Turner, Pitman twelth ed. England,
5. Freeing the Natural Voice, Kristin Linklater, Drama Book, First ed,1976, u.s.a
6. Speech for The stage, E vangline Machlin, Theatre Art Books, First ed, 1980, Eng
7. A Voice for the theatre, Harry Hill, Holt,R,W, 1985, u.s.a
8. Voice in Modern Theatre, Jacqueline Martin, Rout ledge, First ed.1997,England
9. Speech, Music, Sound, the Van Leeuwan, Macmilan, First ed,
10. The Composite art of acting, Jerry Blunt, Macmillam, 1970, London

 

چکیده

پایان نامه ای که در دست دارید پیرامون تربیت صدا و بیان بازیگر است، چه بازیگر صحنه و یا سینما. در این پایان نامه به منظور تامین معرفت نظری و هم عملی برای خواننده، نخست تاریخچه مفهوم بیان و فن بیان به میان آورده شده و سیر تحول این علم در طول تاریخ مورد بررسی قرار گرفته و سپس جایگاه زبان در تأتر مطرح گردیده است

پس از این، در بخش دوم به معرفی اندامهای گفتار، اندامهای تنفسی، آوای صداهای زبان فارسی و ارایه‌ی تمرین هایی در خصوص آنها پرداخته شده است. در بخش سوم عناصر کیفی صدا یا آواهنگ (لحن) مورد بررسی قرار گرفته و بدنبال آن در بخش چهارم اندامهای تشدید کننده‌ی ”آوا“ معرفی گردیده است و همچنین ذکر تمرین هایی چند برای تربیت هر یک از آنها. در خاتمه به عنوان ضمیمه مفهوم زمان و زمانبندی (ضربآهنگ، شتاب، و;) را به میان آورده ایم و از نقش و لزوم رعایت این عناصر در اجرا سخن گفته ایم

تدارک پایان نامه با روش ترکیبی صورت گرفت. بدین معنا که بخش یکم، تاریخچه، علی‌الاصول به روش توصیفی پیش رفت و  به سرانجام رسید، و سه بخش دیگر به روش تجربی

مقدمه

این رساله درباره جذابترین حرفه­ها در دنیا است. نیز درباره این است که چگونه بتوانیم زیباترین، متقاعدکننده­ترین و مؤثرین ابزار صوتی-یعنی صدای انسانی را تولید کنیم

تأتر هنری است جمعی و وابسته به کار گروهی، و بازیگران مردمانی هستند متکی به کار مشترک. کار بازیگری علیرغم تصور بسیاری اشخاص، بسیار پرزحمت و شاق است[1]. آنان نمی­توانند مسئولیت خود را تفویض کنند، نمی­توانند در جریان تمرین و اجرا مرتکب غیبت شوند و بدون همکاری نمی­توانند کار کنند. مهمتر از همه اینکه نمی­توانند از زیر بار تمرین­های شخصی و مطالعه­ی روزانه شانه خالی کنند

بازیگران انسانهایی اجتماعی­اند که باید با خودشان و نقش­هایشان رابطه متقابل داشته باشند. بدن و صدا باید هماهنگ با یکدیگر حرکت کنند، همچون زمانی که بازیگر با دیگران حرکت و گفتگو می کند. این نکات پیشه بازیگر را هم جذاب می­سازد و هم بسیار مشکل

من خود به عنوان بازیگر و کارگردان، و تماشاگر، بسیار دیده­ام که دانشجویان و مجریان کم تجربه و بعضاً پر تجربه به هنگام اجرای نقش، اجرای کلامی پیچیده که مستلزم طراحی و تربیت بیان است، هراس از نرساندن صدا در سالنی بزرگ، پرداخت خصایص شخصیت، الگوهای متفاوت کلامی، مسئله زمان­بندی و نیاز به انعطاف صدا، مشکلات عدیده­ای پیش روی خود می­یابند. در هرحال خواننده این سطور- بازیگر- در ارتباط با این مشکلات پیوسته با پرسش­هایی مواجه است، و این رساله در پی آن است پاسخ­هایی پیش رو قرار دهد تا هم دانش نظری او را پیرامون مسایل صدا و بیان صوتی بالا ببرد و هم مواد تمرین عملی برای وی تدارک ببیند . حتی بسیاری معلمین مجرب صدا و همچنین بازیگران توانای صحنه  به ما یاد آور می­شوند که بازیگر باید نکاتی پیرامون آواز خو اندن بداند. زیرا آواز خواندن یکی از بهترین راههای تربیت صدا است. “خواندن”، حس درک زیر و بمی را تقویت می­کند، توجه به ضربآهنگ[2] را ملکه ذهن می­سازد، آگاهی از ضرب را افزایش می­دهد و موجب روانی و وضوح می­گردد

بازیگر باید بیاموزد و آنچنان عمل کند تا به روح تماشاگر دست یابد. کار بازیگر این است که خود را برانگیزد و سرزنده و هوشیار نگاهدارد، نه به خاطر خود بلکه به خاطر تماشاگر. سخن گفتن بخشی از تخیل است، و چنانچه بازیگر درکی از آنچه بر زبان می­آورد نداشته باشد، یا اینکه در کجا سخن می­گوید و با چه کسی، صرفنظر از اینکه درست یا نادرست صدا تولید می­کند، سخن­اش شنیده نخواهد شد

نکته مهم دیگری که بازیگر باید به آن بیاندیشد این است که بکوشد تماشاگر را با آنچه می­گوید درگیر سازد، نه اینکه او را متوجه فنون بیان نماید. فرق است میان به نمایش گذاشتن خلاقیت از راه به کارگیری مهارت، و عرضه مهارت و فن

بالاتر اشاره کردم که صدا مانند سازی است که باید آنرا نواخت. بازیگر لازم است بتواند این ساز را هم تند و هم کند بنوازد، و در انجام این کار هم فنی باشد و هم با احساس، اما در اینکه کدامیک را بر دیگری مقدم بدارد جای بحث و مجادله نیست-فن وسیله­ای است برای انتقال هرچه بهتر حقیقت احساس (یا محتوا)، و چنانچه بازیگر بر این گمان باشد که یکی از این دو در الویت است، به راه خطا رفته

بازیگر لازم است ضمن فراگیری فن، شرایط فراخواندن احساس­های گوناگون را به عنوان مشقی از مشق­های بازیگری در درون خود ایجاد کند. یکی از اهداف این رساله این بوده است که ضمن تدارک مواد تمرین سازنده و کارآمد، آنها را به گونه­ای طرح کند که هر دو مورد مزبور، یعنی فن و احساس برای خواننده قابل تجربه باشد. اگر خواننده بازیگر است، پس این رساله درباره اوست، درباره صدای اوست. تمرین­های صدا و بیان که در این جا ارایه می شود از ساده تا پیچیده –مقدماتی تا پیشرفته را شامل خواهد شد که برخی از آنها را ضمن کار گروهی یافته­ام که در جای خود به آنها اشاره خواهم کرد. شما به عنوان بازیگر به قدرت صدا نیاز دارید. اگر توانستید این نیاز را در خود احساس کنید,به وجوب تربیت صدای خود پی خواهید برد. من امیدوارم چنین شود، زیرا در این صورت امکان عظیمی را به حوزه بازیگری خود وارد می­سازید و نتیجتاً توان اجرای تولیدی را که در آن شرکت می­جویید بالا می­برید. یادگیری این فن ویژه مشکل،اما در عین حال لذت بخش است. به جوهر هنر بازیگری بیاندیشید تا به معیارهای بازیگری خوب دست یابید و بتوانید بازیگری رایج در تولیدات صحنه­ای و تصویری امروز را در کشورمان بررسی و نقد کنید[3]

“استانیسلاوسکی” را همه نیک می­شناسیم، او نه تنها یک نظریه پرداز بلکه همچنین تکنسینی ممتاز بود که برآن شد تا حقیقت و زیبایی را در حوزه کلی تأتر وارد سازد. او می­گفت: «تفاوت عمده میان هنر بازیگر و هنرهای دیگر در این است که سایر هنرمندان ممکن است زمانی که به آنان الهام می­شود چیزی خلق ­کنند. اما هنرمند صحنه، باید آقا و ارباب الهام خود باشد و باید بداند چگونه آنرا هنگام اجرا فرابخواند، این است راز اساسی هنر ما. بدون این، کاملترین فنون، عظیم­ترین مواهب نیز کاری صورت نخواهند داد[4].» بازیگر رابط میان نمایشنامه نویس و تماشاگر است. صدای او وسیله­ای است که اثر نمایشنامه­نویس توسط آن عینی می­گردد، و از راه آن فکر و احساس اثر جریان پیدا می­کند. از این رو بازیگر عهده دار مسئولیت معینی نسبت به نمایشنامه­نویس، کارگردان،سایر بازیگران و تماشاگران است. کلمات نمایشنامه به یک معنا جزء تغییر ناپذیر هر اجرای بازیگر است. بازیگران با خصوصیات جسمانی متفاوت و تفسیرهای گونه­گون ممکن است به ایفای نقش بپردازند، اما باز هم واژه­ها همان است که نمایشنامه­نویس نوشته است. با این وجود خود واژه­ها بسته به اینکه به چه نحو توسط بازیگر ادا شوند مستعد انتقال معانی متنوعی هستند. همین چگونه ادا کردن است که نیاز بازیگر را به فن پیش می­آورد، و هر گاه سخن از نیاز فنی به میان می­آید صدا وبیان روشن­تر و مهمتر از هر فن دیگری خود را می­نمایانند. آموزش و تربیت بیان بازیگر باید چنان باشد که وی را قادر سازد بر صدای خود با توجه به ارتفاع, لحن، زیر و بمی، زمانبندی و وضوح واژه‌ها تسلط کامل پیدا کند، زیرا حد توان او برای تفسیر شخصیت­های گوناگون توسط خصوصیت کنونی صدای خود وی و میزان قابلیتی که وی می­تواند آنرا به کار برد محدود می­شود. برای از میان برداشتن این محدودیت تنها می­توان به تربیت صدا و بیان از راه صحیح و علمی روی آورد. “جودیت تامپسون” نمایشنامه نویس معاصر کانادایی، در مقدمه نمایشنامه کوتاه خود بنام “صورتی” اظهار می­کند:«من معتقدم صدا دری است که ما را نه تنها به درون روح فرد، بلکه به درون روح یک ملت و فرهنگ آن، به درون روح یک طبقه، یک اجتماع،یک نژاد راهبر می­شود[5].»

بیشتر دانشجویان رشته بازیگری با صداهایی که دارند گذران می­کنند، صدایی که به ندرت تغییر می­کند،این صدا را می­توان بهتر کرد یا بدتر کرد. اما از آنجا که این صدا آلت موسیقی بازیگر شمرده می­شود وطیفه اوست که به نواختن صحیح آن همت کند. این رساله پیشنهادها و تمرین­هایی برای تولید و نواختن صدا در بر دارد.بازیگران دانشجو و تازه کار باید مطالبات هنر خویش را که عبارت از ذکاوت ، هوش، قوه­ی تخیل وبیان تربیت شده است بشناسند و از حوزه­های اساسی پژوهش یعنی موسیقی، نقاشی، نگارش و مطالعه آگاه باشند

از دیگر اهدافی که ضمن نگارش این رساله دنبال می­شده این است که تمرین­های آن هم در کلاس و هم به هنگام تمرین نمایشنامه به راحتی، البته زیر نظر مربی مجرب، قابل استفاده باشد. اما بازیگر علاقه­مند, به تنهایی نیز می­تواند در تمرین­های روزانه خود از آنها استفاده کند یا آنها را مبنا قرار دهد. آنچه باید بر آن تاکید گذارم این است که تمرین­ها به ویژه تمرین­های تنفسی- دم و بازدم- باید به درستی فراگرفته شوند. بازیگر تا سرآغاز این دو مرحله اساسی را عملاً به درستی نیاموخته است همچنان به وجود مربی­ای که او را راهنمایی کند نیاز خواهد داشت

هنگام شروع، تمرین را با ذهنی راحت و بدنی بدون گرفتگی آغاز کنید. نخستین توصیه­ای که در ارتباط با راحتی بدن[6] در هر بحث مربوط به آموزش بیان و بازیگری مطرح می­شود این است که بدن منقبض در بیننده ایجاد انقباض می­کند. جز این، انقباض برای خود شخص نیز مشکلاتی از بابت تولید صدا بوجود خواهد آورد. در هر حال مراحل مربوط به راحتی بدن، گرم سازی اندامهای صوتی، تنفس، جای دهی صدا، رساندن صدا را مقدمتاً با استفاده از تمرین­های ارایه شده پشت سرگذارده و سپس وارد مرحله تمرین روی اندامهای صوتی شوید و آنگاه کار روی متون را آغاز کنید. برای این مرحله قطعاتی از تراژدی­ها و کمدی­های یونان و رم را به عنوان شروع کار با متن برگزیده­ایم، و سپس در ادامه با قطعاتی منتخب از آثار نمایشی دوره­ی رنسانس انگلیس و فرانسه تمرین را پی خواهیم گرفت و سرانجام قطعاتی از متون نمایشی قرن بیستم را با توجه به تغییراتی که زبان تأتر دستخوش آن گردیده است خواهیم آزمود. اشعار و قطعاتی منثور نیز از سرایندگان و نویسندگان گذشته و معاصر ایران در مجموعه­ی تمرین گنجانده شده است تا به دور از دغدغه­های مربوط به شخصیت، روی ساختار جمله، معانی و مواد صدا متمرکز شوید. این نمونه اشعار به اندازه­ی صحنه­های نمایشی مهم­اند چرا که با به کارگرفتن واژه‌های خاص، فضای حماسی، عرفانی و غنایی خاص خود را ایجاد می­کنند و انتقال این فضاها از طریق صدا می­تواند تجربه­ای  همسنگ انتقال صوتی کنش صحنه­ای باشد. از رهگذر این تمرین و تربیت تدریجی بیان قابلیت­های گویشی و نگارشی زبان فارسی و قابلیت های موسیقایی این زبان را که نشانه ملیت و فرهنگ ملی ما شناخته می­شود می­توان متجلی نمود، و این خود وظیفه­ای است که به ویژه دست اندرکاران هنرهای نمایشی نباید آنرا از یاد ببرند

جا دارد به انگیزه مهمی اشاره کنم که در نگارش این رساله نقش داشته است: کمبود شدید مطالب نظری و عملی راهنما در این زمینه، و همچنین توصیه­ی بسیاری از دوستان و دانشجویان، و علاقه­ای که شخصاً نسبت به موضوع احساس می­کردم. خوشبختانه دسترسی به منابع معتبر در زمینه صدا و بیان و نیز تجربه­ای که عملاً از کار گروهی کسب کرده بودم راه را روشن­تر بر من نمودار ساخت تا کار نگارش با لغزش کمتر پیش برود. با اینهمه خالی از کمبود نمی­تواند بود. امید آن دارم که از نقطه­نظرهای آزمودگان راه آگاه و بهره­مند شوم


[1] – دانیل می­یر دینکگراف در کتاب “رویکردهای بازیگری” (راتلج،2001،ص163) به نقل از آلیسون هاج نویسنده­ی کتاب “تربیت بازیگر در قرن بیستم” مینویسد: تربیت بازیگر بی نظیرترین پدیده تأتر در قرن بیستم است

[2] – در بخش ضمیمه پیرامون زمانبندی (rate, tempo, rhythm) به طور مشروح سخن خواهیم گفت

[3] -”الک گینس” بازیگر شهیر تأتر و سینما می­گوید” من نمی­دانم بازیگری خوب چیست، اما مطمئنم هر کس آن را ببیند به راحتی تشخیص خواهد داد.” به نقل از کتاب “بازیگری” نوشته جان هاروپ، انتشارات راتلج-

[4] -my life in art, c.Stanislavsky, translated by , j,j, Rabins, Mardian books, N,Y.1956,p,

[5] -Pink, Judith Thompson, Postcolnial Plays, Routledge, 2001, P

[6]-  Relaxation

تاریخچه

چشم انداز تاریخی صدا و بیان[1]

به منظور بررسی اصول و قواعدی که از دیرباز چراغ راه بازیگران بوده است تا آنان بتوانند روی صحنه تکلم کنند و قوه­ی ناطقه خود را به قصد ایجاد گونه­ای ارتباط مطلوب و معین مورد استفاده قرار دهند، ابتدا لازم است توجه خود را با دقت تمام به علم معانی بیان[2] (یا فن خطابه) معطوف سازیم تا راه درازی را که مقوله­ی صدا وبیان-انتقال صوتی- در تاریخ نمایش، و خارج از این حوزه، پیموده و تغییراتی را که متقبل شده است بهتر باز شناسیم

معانی بیان فنی است عملی و مبتنی بر تمهید و قواعد واقعی توأم با نظریه­ای کلی در خصوص آنچه به طور محسوس در فرآیند تکلم رخ می­دهد و اینکه چگونه مردم نسبت به روش­های گوناگون بیان[3]، عضلانی، زیبایی شناسانه، و عاطفی واکنش می­دهند. معانی بیان برای قدما به طور کلی عبارت بود از فن تکلم و نگارش[4] .”ارسطو”اعتقاد داشت معانی بیان فنی است که همه آدمان آنرا بکار می­بندند چرا که همه آدمیان درگیر بحث و انتقاد می­شوند،در مظان اتهام قرار می­گیرند و به دفاع می­پردازند. برخی به طور تصادفی، و برخی با روشی کاملاً آگاهانه و سنجیده[5].” همانطور که میدانیم ارسطو در کتاب فن شعر به منظور مطالعه­ی چگونگی بیان اندیشه به صورت کلام ما را به معانی بیان ارجاع می­دهد. بخش اعظم نظریه­ی خطابت نزد ارسطو و سایر منتقدین(از جمله کوئینتلیان[6]،سیسرو[7]،;) به یکسان هم برای فن نگارش نثر و هم شاعری قابل اجرا است. ارسطو خود ناقد تیز دندان مربیان حرفه­ای معانی بیان بود زیرا آنان چه در مجالس عمومی و چه در دادگاهها بر جزئیات فنی خطابه تمرکز می­کردند، آنان جوهره موضوع اشان را که عبارت از بررسی راههای متقاعد ساختن بود از دست میگذاشتند، و نادیده می­گرفتند که خطابت سنجیده یا سیاسی یک شکل متعالی هنر ایشان محسوب می­شد. خطابت گونه­ای کتاب بود که خطبا می­نگاشتند. شاید بتوان گفت گونه­ای آموزش که “سقراط” بر شالوده­ای بیشتر فلسفی در مکتب­اش به آن می­پرداخت. این آموزش تلویحاً پاسخی است به اتهامات “افلاطون”، زیرا آموزش مزبور تأکید داشت بر اینکه معانی بیان هنر است، و هنری مفید

“ارسطو” عقیده خود را پیرامون معانی بیان اینگونه بسط می­دهد:حقیقت و عدالت نیرومند­تر از متضادهای خود هستند و اگر کسانی که از آنها دفاع می­کنند به واسطه تصمیمات غلط دچار شکست شوند  نکوهش متوجه ایشان است چرا که معانی بیان را نادیده گرفته­اند. حتا دقیق­ترین معرفت نخواهد توانست کسی را قادر سازد تا جمعی را متقاعد سازد، زیرا هنگام صحبت با آنان شخص باید نظر به فرضیات عام با آنان بحث کند. حمایت از خود در برابر مشت­های دیگری خجلت ندارد،چرا دفاع کردن از خود در برابر کلمات شرم داشته باشد؟ به یقین، توانایی برای سخن گفتن می­تواند در برابر مقاصد شیطانی مفید افتد[8].. . فلاسفه میان پیشه­ی نقال و پیشه­ی خطیب نیز مشابهتی می­دیده­اند، از جمله سقراط که پیشه (تخنه) را اینگونه تبیین می­کند:«فهم اندیشه شاعر و همچنین کلمات، زیرا نقال باید اندیشه شاعررا برای مخاطبین­اش تفسیر کند[9].» معتقد بودند که شاعر[10] تب و تاب درون خود را به نقال منتقل می­سازد و نقال نیز به نوبه خود آنرا به شنونده­گانش انتقال می­دهد. افلاطون در رساله گرگیاس[11] توجه خود را به مربیان جدید فن نثر نویسی، یعنی سخن دانان و عالمان علم بدیع معطوف می­سازد.او در این رساله به بررسی پیشه (تخته) ایشان می­پردازد. سر انجام این بحث به این نتیجه می­رسد که چنانچه فن نثر نویسی پیشه شمرده شود پس باید متضمن معرفت ویژه­ای باشد.اما این معرفت چیست؟ گرگیاس بر آن می­شود تا به تبیین معانی بیان بپردازد، ونهایتاً می­گوید معانی بیان فن متقاعد ساختن است. آنگاه سقراط دوگونه متقاعد سازی را متمایز می­سازد:«یکی از آندو بر اساس معرفت است و چیزی را می­آموزاند، و دیگری صرفاً مردم را نسبت به چیزی به مرحله باور می­رساند و مستلزم هیچ معرفتی در شخص متقاعد سازنده نیست. این آخری همان متقاعد سازی خطیب است، و از آنجا که خطیب به موضوع متضمن درست و نادرست می­پردازد بسیار مهم است[12].»

معانی بیان کلاسیک دارای پنج بخش به قرار زیر بوده است: ابداع[13] ،ساماندهی،[14] بلاغت[15] ، یادسپاری[16] ، انتقال صوتی[17]. در مرحله نخست خطیب یا سخنور به بررسی موضوع مورد نظر خود می پرداخت و در مرحله دوم جزییات آنرا آرایش و سامان می­داد، در سومین مرحله شکل کلامی معینی برای آن تعیین می­کرد و در مرحله  چهارم آنرا به یاد می­سپرد،و سرانجام به مخاطبین خود منتقل می­ساخت. در طول قرون متمادی کاربرد معانی بیان و خطابه، مرحله بلاغت، یعنی یافتن شکل کلامی مناسب برای سخنوری بحث برانگیزتر از مراحل دیگر بوده است. چرا که همواره سخنگو در تلاش می­بود تا با بکار بردن سبک آراسته­ای ویژگی فردی خود را به رخ مخاطب بکشد. فهم اینکه چرا معانی بیان و فن سخنوری در یونان باستان تابدین پایه و منزلت رسید دشوار است. عقیده بر این است که:” از آنجا که خواندن و نوشتن مشکل و تخصصی بود، جامعه یونان بر بیان شفاهی تکیه کرد. در نتیجه، معانی بیان نقش محوری در تعلیم و تربیت این جامعه ایفا کرد، جامعه­ای که درآن پس از آموزش خواندن، نوشتن، ریاضیات، موسیقی و ژیمناستیک، پسران در سن چهارده سالگی به مدرسه معانی بیان فرستاده می­شدند تا مبانی نظری سخنرانی را تعلیم ببینند و مهارت­های عملی را در این زمینه کسب کنند. برخورداری از چنین مهارتی نشانه هوشمندی و موجب تشخص و مباهات در این جامعه اشرافی که عموماً باور داشتند سخن و سخنوری نشانه خرد است، بود.»[18] میتوان گفت اصول تکلم مؤثر روی صحنه از سال 400 پیش از میلاد و با ارسطو منشاء یافت، هموکه “فن شعر” و معانی بیان وی مبانی شکل و کارکردهای تراژدی در تأتر را تبیین نمود. او معانی بیان را مهارتی می­داند «که توسط آن در می­یابیم چه چیز بنا به تعبیر ما در ارتباط با یک موضوع مؤثر واقع خواهد شد تا اعتقاد شنونده کسب شود.» [19]این نکته از نظرز ارسطو از اهمیت ویژه­ای برخوردار بود، نه فقط از بابت سخنوری، بلکه بعدها به خاطر تعمق در کل فرآیند تأثیر سخن برمخاطب در تمدنهای بعد، و در دوره­های بعد در عرصه نمایش. منظور ارسطو از “اعتقا‌د” طرح هیجانات[20] یا عواطف[21] مناسب بود.  وی خاطر نشان می­سازد انتخاب واژه­ها و تسلط بر صدا و ریتم باید متناسب با یکدیگر باشند. و همین نکته می­رساند که ارسطو از مسایل معطوف به جلب اعتماد مخاطب از طریق بلاغت به خوبی آگاه بوده است.به سخن دیگر، محتوا در زمینه مربوطه بهترین راهنما برای شکل یا روش سخن گفتن بود. یکی از انتقال­های صوتی مناسب برای بازیگر از”فعل” یا کنش معانی بیان سرچشمه می­گرفت، فعلی که می­طلبید صدا،بیان چهره، اطوار و نمود بدن با متن و محتوا هماهنگ باشد و منش آنرا آشکار سازد

تأثیر معانی بیان و صدای خوش در یونان باستان از وجوه بسیار مورد توجه بود. این امر تا اندازه­ای به دلیل شوکت و عظمت تأترهای فضای باز و طبیعت نکته سنج تماشاگران بود و تا اندازه­ای نیز به دلیل ماهیت شعری و اپرا گونه تراژدی­های یونانی که می­طلبید بازیگر دارای ­توان تک خوانی باشد و هم بتواند آواز بخواند. «از بازیگران انتظار می­رفت به خوبی تکلم کنند، و آهنگ صدای خود را به منظور انتقال عواطف شخصیت مورد استفاده قرار دهند. بازیگران بزرگ،نظیر اسپوس[22] به خطبای بلند آوازه عصر خود گوش می­سپردند تا قدرت انتقال صوتی و اطوار خود را بهبود بخشند.»[23] تمامی این­ها به این سبب وجود داشتند تا تماشاگران بتوانند در سراسر آن تأترهای بس عظیم کلمات را بخوبی بشنوند


[1] -Vocal Delivery

[2] – rhetor  با املاء یونانی                  چند معنا از آن مستفاد میشد: معلم معانی بیان، خطیب و فن بکار بردن زبان به منظور متقاعد ساختن دیگران در خطابه

[3] -Expression

[4] -Literary Terms, A.Cuddon,Penguin,1984,P

[5] – The Greek and Roman Critics, G.Grube,Methuen,1966,p

[6] -Marcus. Fabius.  Quintilian  خطیب نامدار رمی، قرن اول بعد از میلاد.ن.گ.پانویس ص

[7] -Marcus. Tullius. Cicero، نویسنده، رجل سیاسی و خطیب نامدار رمی، 43-106 بعد از میلاد

[8] The Greek and Roman critics, A.Grube,Methuem,1968,p

[9] -ibid,p

[10] -poet

[11] Gorgias ((یکی از رساله های مهم افلاطون

[12] -The Greek and Roman critics,p

[13] -inventio

[14] -dispositio

[15] elocutio

[16] memorio

[17] – audio/pronanciato

[18] Voice in modern theatre, Jacqueline Martin,Routladge,1991,p

[19] -Ibida, p

[20] -Passion

[21]-Emotion

[22] -Aesopus

[23] -Approaches to Acting , daniel dinkgrafe, continuum, 2001,p

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تئاتر و سینما در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تئاتر و سینما در word دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تئاتر و سینما در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تئاتر و سینما در word

مقدمه

پیش گفتار

سینما حضوری غایب و تئاتر حضور زنده

بازیگری در سینما و تئاتر

سخنی درباره بازیگری در کل

تفاوت تکنیک بازیگری در سینما و تئاتر

خاتمه

منابع

مقدمه

تئاتر هنری بسیار قدیمی از زمان قرون وسطی وجود داشته است ولی سینما در حقیقت سالها بعد پدید آمد و در ابتدا ی کار به علت هجوم سیل عظیمی از مردم به سوی این هنر که برایشان جذاب بود باعث گشت کار تئاتر کسادگردد و مخالفانی برای سینما قدبرافراشتند و آن را ضدخلاق و ترویج دهنده فساد دانستند و در حقیقت نوعی جنگ میان نهاد قدیمی و جدید پدید آمد و بالاخره سینما پیروز شد با وجود سنگ اندازهای زیاد و ماندگار شد

در نظر سطحی فیلمهای سینمایی داستانی شباهت نزدیک به نمایشهای تئاتر نشان می دهند ریشه فیلمها تجاری سالهای اولیه قرن حاضر را نیز باید در همین یافت اما از چند جنبه اساسی با تئاتر فرق دارد : سینما با لقوه توان بصری دقیق و روشنتر هنرهای تصویری را در خود دارد و به علاوه قابلیت روایی آن نیز از تئاتر بیشتر است

در قلمرو روایی آن نیز از تئاتر بیشتر است

در قلمرو روایی در امر روانشناسی و درامر رفتاری ویلیام وایل در گزینش نمایشنامه روبا ه های کوچک نوشته لیلیانی هلمن هیچ تردیدی به خود راه نداد و همه آن را باهمان تمامیت تئاتری خود به فیلم برگردانده

مقوله سینما و تئاتر هر دو از جهاتی در هنر جایگاهی دارند و از جهاتی هم در مقوله لذت بدن انسان و به گونه ای سرگرم کردن وی می توان به حساب آورد ولی لذتی که از این دو انسان می برد بسیار با هم تفاوت دارند لذت تئاتر یک لذت والاتر و اصیل تر و حتی می توان گفت اختلافی تر از لذت فیلم دیدن در سینما می باشد ظاهراً و جدانمان بیدار می شود در حقیقت انگار سینما نوعی کاهش ناگزیر ولتاژ و اتصال کوتاه‌ مرموز زیبایی شناختی ما را از تنش خاکی که بخش عمده تئاتر است محروم می سازد تفاوتهای شایان دیگری در این میان وجود دارد[1] «از هر نظر که بخواهیم به تئاتر و سینما نگاه بیندازیم در حقیقت از تمامی جهات به هم نزدیک اند و هم دوراند

ولی در این میان برهم تاثیراتی متقابل دارند در سینما می توان با استفاده از فنون مختلف ما نند کم کردن یا افزودن سرعت روی هم قرار دادن تصویربا فیلمبرداری با حرکت دوربین روی[2] را نمی توان بر روی صحنه تئاتر نشان داد و به روشی آن را تقلید کند اما می‌توان کاری را که  در سینما انجام می گیرد و تئاتر توانسته آن را تقلید کند و آن فلاش یک است بازگشت به گذشته است و حتی بسیاری از کارگردانیان در تئاتر خود از فیلم های سینمایی استفاده نمودند مثل آیزنشتاین در یک نمایشنامه خود به نام زرنگترین که دم به تله می دهد که در سال 1924 به اجرا نهاد از صفحه هایی که به صورت فیلم پخش می شود استفاده نمود.»

تئاتر بر سینما بسیار ژرف می باشد به طور کلی در بسیا ر از فیلمهای سینمایی می‌توان تئاتر را لمس نمود مخصوصاً در فیلمهای خانوادگی و خصوصی و روانشناسی و باز می‌توانیم ببینیم این فیلمها بر عکس فیلمهای پرجنب و جوش و بسیار چشمگیر بر تعداد محوری شخصیت متمرکز می‌شود و در مکانی بسته نقش خود را ایفا می‌کنند و روابط و کشمکش‌ها را بسیار دقیق نشان می‌دهند مثل اینگماربرگمن فیلمساز یست که در آثار خود از صحنه تئاتری بهره برده است مانند صحنه‌های از زندگی زناشویی لبخندهای یک شب تابستان یا فریادها و نخها می توان تئاتر را کاملا حس نمود

در نهایت به جای آنکه این دو وسیله بیان را رقیب یکدیگر بدانیم بهتر است که آنها راچون دوشکل نمایشی در نظر بگیریم که هر یک هنر خاص خود و توانایی غنی کردن یکدیگر را دارند

 پیش گفتار

غالبا از خود پرسیده ام که از صفحه تئاتر یا پرده سینما کدام یک را بیشتر دوست دارم معمولا پاسخ هر دوبوده است

البته نفس کارچه روی صفحه و چه در پرده سینما یکسان است منتهی تنها ازنظر تکنیک با هم متفاوتند

و زمانی که در روز جلسه اول تاریخ سینما قضیه تحقیق سینما و ;. مطرح گشت در ذهن خود فورا به سراغ سئوال قدیم خود که سینما و تئاتر چه تفاوت و شباهتی دارند و این موضوع را برای تحقیق انتخاب نمودم و منابع زیادی در این رابطه یافتم و برای سوال خود جوابی پیدا کردم و زمانی که خواستم به نگارش این تحقیق بپردازم دیدم گستردگی این تحقیق بسیار زیاد است، رفتم و این جوابی قانع کننده بسیار زیاد است پس تصمیم گرفتیم که ابتدا تئاتر این دو را نسبت به هم نوشته و بعد در مورد یک تفاوت شایان ذکر این دو که همان بازدیگر نیست رو مورد توجه قرار دهم و دراین تحقیق و به ایجاد رسیدم که تئاتر و سینما بسیار از هم تأثیر گرفتند در این منابع گاهی ذکر صحنه‌ای از یک فیلم شده بو و من فورا به سراغ آن صحنه از فیلم رفته و شباهت آن تئاتر را می بافتم و تفاوتهای زیادی نیز دارند در حقیقت دلیل اصلی این که من در تحقیق خود بازیگری در سینما و تئاتر را باهم مقایسه کردم دلیل خواندن این جمله در کتاب سینما چیست آندره بازن بود

1-  در تئاتر وجود انسان بسیار اهمیت دارد ولی درام در سینما می توان بدون بازیگری باشد مثلا دری که به شدت بسته می شود رقص برگی در باد و امواجی که خود رابه ساحل می کوبند ومی توانند تئاتری دراماتیک را تشدید کنند در برخی از شاهکارهای سینما یی انسان تنها به صورت سیاهی لشکر است و به عبارت دیگر طبیعت نقش اول را ایفا می‌کند و انسان نقش دوم را مثل فیلم نانوک و مرد آرام موضوع مبارزه انسان با طبیعت است باز نمی‌توان آن را با کنش تئاتری مقایسه کرد زیرا که سرچشمه و محرک اصلی کنش طبیعت است نه انسان»

و این جمله مرا واداشت تا به این برسم که تفاوت بازیگری در سینما و تئاتر در چه می‌باشد. و علت دیگر این بود که من هرگز درک نکردم چرا بازیگر خوب تئاتر در سینما خوب کار نمی‌کند. در هر صورت به طریقی به تمامی جوابها رسیدم ولی در جمع بندی مطالب بسیار مشکل داشتم زیرا مطلب بسیار گسترده بودند در هر صورت با تلاش زیاد این تحقیق را به پایان رساندم . امیدوارم رضایت شما را جلب نمایم

سینما حضوری غایب و تئاتر حضور زنده

بسیاری از منتقدان در غیر مادی بودن تصویر بر پرده سینما چیزی را دیده اندکه شگفتی عمیقتر هنرهفتم را تشکیل می دهد در حقیقت بسیار بر توهم در تئاتر تاکید شده است اما باز سینمایی با وجود تصویری دو بعدی بر روی پرده سفید تو هم انگیز‌تر است تصویر حضوری غایب است همه چیز در آن توهی است برجستگی عمق فضا مادیت اشیا و شخصیتهای فیلم :زیرا از تعدادی تصویر که مدتی روی پرده سینما می افتد برای ما توهم واقعیت را ایجاد می کند و دقیقا رویا می ماند

شباهت میان تصویر سینما و تصویری که در خواب می بینیم زیاد است[3] «کرسبیتان متزا مورد تاکید قرار می‌دهند وی با شرح و بسط این شباهت نتیجه می‌گیرد که سینما بیش از سایر هنر پای تجسمی به بخش خیال و ضمیر ناخو د آگاه ما ارتباط دارد

سینما هنر غایب و تئاتر هنر حضور است همه چیز در این تناقص خلاصه می شود در واقع اگر مجموعه عناصر دیداری و شنیداری را که کل نمایش تئاتر را تشکیل می دهند مورد بررسی قرار می دهیم ملاحضه می کنیم که این عناصر در سینما هم وجود دارد متن کلما سیون صداپردازی موسیقی لباس دکور حرکات بیان پیکر و بیان چهره آنچه که سینما کم دارد آزمون حضور است.[4]

اتحاد میان بازیگران و تماشاگران آن گونه که در تئاتر است در سینمانمی تواند وجودداشته باشد درروی صحنه میان آفرینش و بازی هنر پیشگان و ارتباط تماشاگران که بازی بازیگران را می نگرند همزمانی وجود دارد ولی در سینما میان آفرینش فیلمبرداری صحنه و ارتباط «برپرده آوردن فیلم در برابر تماشاگران»  فاصله وجود دارد این فاصله تنها زمانی نیست بلکه زیبا شناختی نیز هست زیرا صحنه به صورت متوالی گرفته نمی شود بعد از اتمام فیلمبرداری در جریان مونتاژ برخی صحنه یا جابه جا یا کوتا ه و حذف می شوند و با دستکاریهایی در رنگ صورت می گیرد

قدرت تاثیر گذاری که در تئاتر با حضور فیزیکی بازیگر صورت می گیرد خیلی بیشتر از سینما است به همین علت نویسندگان تئاتر حق نمایش کارهای خشونت آمیز را در دوره کلاسیک نداشته ولی در سینما به راحتی و بی پرواتر صحنه های عاشقانه و خشونت آمیز را می‌نویسند نویسندگان و تماشاگران می‌بینند ولی اگر همان صحنه با را در تئاتر ببینند با بازیگران زنده می ریختند به هم. پس مفهوم حضور زنده برای تشخیص تفاوت تئاتر و سینما اساسی است حتی در انگلستان تئاتر را تئاتر زنده می نامند در حالی که سالن سینما را کافی از تصاویر خوانده اند

 بازیگری در سینما و تئاتر

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

فایل پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 فایل پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی در word دارای 56 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي فایل پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی در word،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن فایل پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی در word :

پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی

این از سه فصل با عناوین

فصل اول: پست مدرنیسم

فصل دوم: پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی

فصل سوم: آشنایی با چهار نقاش معاصر جهان

تشكیل شده است. در توضیح مطالب مورد بحث در صفحات آتی ذكر این مسأله الزامی است كه قرض من از انتخاب این موضوعات برای ارائه خود، به هیچ‌وجه این نبوده است كه هر كدام از عناوین طرح شده در این در بعد وسیع بررسی شود اگر چه سعی شده است كه مطالب در این خصوص تا حد امكان مطرح گردد اما واضح است كه پرداختن به هركدام از این مقولات جای بحث فراوان دارد.

فصل اول

پست مدرنیسم

غرش ملایم راه‌آهن خرناس ماشین بخار زوزه باد در میان سیمهای تلگراف، گویای این واقعیت است … كه مغزهای بزرگ زمان در بخش فیزیك، نه در بخش متافیزیك دركارند.

« هیومیلر» 1

حركت به سوی مدرنیسم

غربی‌ها برای آنكه از قرون وسطی بگذرند و مقولات فكری و صورت زندگی قرون وسطایی را نفی كنند رنسانس را برپا كردند كه بازگشتی بود، به میراث كهن یونانی و رومی. جنبش‌های ادبی، هنری، علمی و فلسفی بعد از رنسانس هر یك در برابر مقولات قرون وسطایی به اصطلاح آنتی‌تزی گذاشتند و به این ترتیب تاریخ قرون وسطا جای خود را به تاریخ قرون جدید داد. انسان غربی در برابر تاریخ قرون وسطای خود آگاهانه وضع گرفت و كوشید تا آنرا با ملاك‌های نو خودارزیابی كند و در برابر ملاك‌ها و ارزشها و راه و رسم آن و ضع جدی بگیرد. و از آن نقطه عزیمتی بسازد. اما پای غربی‌ها، كه به جاهای دیگر دنیا باز شد مسأله صورت دیگری پیدا كرد: تمدن غرب تمام تمدن‌های دیگر جز خود را نفی كرد اما این نفی برابرنهادن آنتی‌تزی در برابر تز آنها نبود بلكه برافكندن مكانیكی آنها بود. غربی‌ها سرزمینهای مردمان متعلق به تمدنهای دیگر را به زور تصرف كردند و با زور و تحقیر و توهین خود، روح و جسم آن مردمان را برده خود ساختند. غربی‌ها تمدن‌های دیگر را از ریشه كندند یا خشكاندند و مردم دارای تاریخ و تمدن و گذشته كهن را به مردم بی‌تاریخ بدل كردند و آنها را به نوعی به بدویت بازگرداندند.2


1 – زمین‌شناسی نامدار اسكاتلندی( 1856-1802)

2 – داریوش آشوری- ما و مدرنیت – ص6

فایل پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی در word
فهرست مطالب

حركت به سوی مدرنیسم

نقدهای وارد بر مدرتیته:

از مدرنیته تا پست مدرن

پست مدرنیته

شكل‌گیری جامعه فراصنعتی در نیمه قرن بیستم

پلورایسم، ایسم‌زمان ما

پست مدرنیسم در هنرهای تجسمی

مؤلفه‌های پست مدرنیسم در هنرهای تجسمی

1- ویژگی مكانی:

2- كم‌دوامی و ناپایداری:

3- انباشتن:

4- گفتمانی بودن:

5- پیوندگرایی

تردید در جزمیات مدرنیته

فمینیسم

معرفی چهارهنرمند معاصر جهان

1- مایك‌بیدلو و هنر نقل قول

2- كارلوماریا ماریانی و پست آوانگادیسم

3- دیویدسالی- كارگردان صحنه‌های تجسمی

4-جنی هولزر ، هنرمند رسانه یی

فایل پست مدرنیسم و هنرهای تجسمی در word
فهرست اسامی و واژه ها

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تاریخ موسیقی در ایران در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تاریخ موسیقی در ایران در word دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تاریخ موسیقی در ایران در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله تاریخ موسیقی در ایران در word

تاریخ موسیقی در ایران

قبل از مادها

دوره ی مادها

دوره ی هخامنشیان ( 320 تا 550 سال قبل از میلاد )

دوره پارت ها ( 250 قبل از میلاد تا 224 بعد از میلاد )

دوره ی ساسانیان (224-652 بعد از میلاد )

قبل از دوره ی دستگاهی

دوره ی دستگاهی

موسیقی ایران

اسامی دستگـاه ها و آوازهـا در موسیقی سنـتی ایران

اجـزای دستـگـاه و آواز

ترانه های فـولکـوریک ایران

نمونه هایی از موسیقی فـولکوریک ایران

موسیقی سازی

تکـنوازی

هـمنوازی

آلات موسیقی بادی

نی

سرنا

کـرنا

نی انبان

آلات موسیقی زهـی

کمانچـه

بربط

رباب;

تار

آلات موسیقی ضـربی

سازهای مضرابی ( زهـی – کوبی )

مختصری از تاریخ موسیقی ایران

تاریخ موسیقی ایران قبل از اسلام

سرگذشت هنر ایران از جمله موسیقی آن را می توان به دو بخش تقسیم کرد

کهن ترین آثار شعر و موسیقی نژاد آریا

منابع

تاریخ موسیقی در ایران

تاریخ موسیقی ایرانی که همواره با هنر و ذوق ایرانی همراه و همقدم بوده است را می توان به دو قسمت قبل و بعد از اسلام تقسیم کرد . مورد بعد از اسلام را تا موسیقی معاصر ادامه می دهیم اما در مورد قبل از اسلام باید تقسیم بندی هایی را انجام دهیم : دوره ی قبل از مادها . مادها . پارس ها و هخامنشیان . پارت ها و اشکانیان . ساسانیان

قبل از مادها

این دوره که از هشت قرن قبل از میلاد تا قبل است شواهد بسیاری از جمله سنگ ها و سطوح حکاکی شده کتاب ها و دست نوشته ها را با خود به همراه دارد . مهمترین اثر یافت شده در مورد موسیقی این دوره ” مهر چغامیش ” می باشد که متعلق به 3500 سال قبل از میلاد است

برای بررسی این دوره باید اثر تمدنهایی چون بابل و اشور و ایلام را – که متاسفانه چیز زیادی از انها باقی نمانده – مورد بررسی قرار داد . اما شواهد اندک پیدا شده نیز خود صحت وجود موسیقی را در این دوره تصدیق می کند . به طوری که ساخت سازهای سنتور و تنبور را به این دوره نسبت داده اند

دوره ی مادها

مادها – که در اصل اریایی بودند – دولتی در ایران باستان تاسیس کردند . مهمترین موسیقی ان دوران نغمات موسیقایی گات بوده است

 دوره ی هخامنشیان ( 320 تا 550 سال قبل از میلاد )

در کنار نغمات گات ها نوع دیگری از موسیقی با نام موسیقی رزمی و همچنیم موسیقی بزمی در این دوره ساخته شد . طبل های این دوره جنگجویان را با انگیزه به میدان های نبرد راهی می کردند و تنبورها و نی ها از انها در جشن پیروزی به گرمی استقبال می کردند

 دوره پارت ها ( 250 قبل از میلاد تا 224 بعد از میلاد )

این دوره که با حمله اسکندر به ایران همراه شد ( قابل ذکر است که بعضی از مورخان وجود اسکندر و نبرد او با ایران را بزرگترین دورغ تاریخ می دانند و بر این باورند که شخصی با این نام و با این ملیت وجود نداشته است و اسکندر صرفا جنگجویی ایرانی و از مخالفان داخلی هخامنشیان بوده است . نویسنده ) موسیقی جدیدی را به ایران وارد کرد . وارد شدن موسیقی به این معنا نبود که موسیقی را از کشوری دیگر به ایران وارد کنند بلکه در این دوره موسیقی ازاد و مردمی شد و از بند دولت و دربا گریخت

در این دوره افرادی چون : بخشی ها در خراسان یا گوسان ها در تمامی مناطق ظهور کردند

دوره ی ساسانیان (224-652 بعد از میلاد )

در این دوره باید به پیدایش ” باربد ها ” در تیسفون ( پایتخت ساسانی ) اشاره کرد . این دوره با پیدایش هفت خسروانی همراه بود که به جرات باید گفت سرمنشا موسیقی امروز ایران بوده است

قبل از دوره ی دستگاهی

این دوره دوره ای بود که مسلمانان دعوت اسلام را پذیرفته بودند (البته به عقیده ی برخی مورخان : نه حمله ی اعراب دعوت به حساب می امد و نه اجبار مسلمانان به پذیرفتن پاسخ دادن به این دعوت بود. نویسنده) و دروازه های ایران را بسوی ارمانهای اسلام بروی خود گشوده بودند

امدن اسلام از هر دیدی که بنگریم در کشور ما باعث وقوع اتفاقاتی شد . به خوب و بد موضوع کار نداریم که از این مجال خارج است اما باید اقرار کرد که هم در فرهنگ و هم در زندگی ما تاثیر بسزایی گذاشت. موسیقی ما هم طبیعتا از این روند خارج نبود

موسیقی ما در این دوره کمی ایینی تر جلوه کرد . ایرانیان – که در تمام دوره ها هوش و ذکاوت خود را در حفظ ارمانهای ایرانی نشان داده بودند – این نوع موسیقی ایینی را به سمت عرفان ایرانی سوق دادند . در این میان به نی نوازی مولانا جلال عارف نامی این مرز و بوم باید اشاره کرد که بهترین نوع موسیقی ایینی بوده است

در برحه ای از زمان اکثر نقاط ایران خود را به عنوان خطه ای صاحب موسیقی و علاقه مند معرفی کردند این واقعه حدود صد سال بعد از نوع مشابه ان در ژاپن رخ داد . به طوری که صد سال پیش از ایرانیان موسیقی ژاپن از چنگ راهبان و خدایان و درباریان خارج شد و به عامه‌ی مردم رسید. نویسنده و موسیقی مقامی در ایران شکل گرفت . به خاطر زیر سلطه بودن ایران در زمان اعراب امروزه کشورهای عربستان عراق و ; را نیز می یابیم که دارای موسیقی مقامی می باشند اما لازم به ذکر است که اولین نوع این موسیقی متعلق به ایرانیان بوده است

به خاطر تنوع طلبی ایرانیان و اینکه ایرانیان همیشه خواهان برتری نسبت به سایر اقوام بودند چندین سده بعد از پیدایش موسیقی مقامی موسیقی دستگاهی در ایران شکل گرفت

دوره ی دستگاهی

این دوره اوج اعتلای موسیقی در ایران می باشد . شروع ان از چندین سده بعد از اسلام است و تا کنون در میان ایرانیان به عنوان موهبتی تاریخی نگاه داشته می شود . بله ; نگاه داشته شدن نه به عنوان میراثی شی گونه . بلکه به عنوان فرهنگی که امروزه انرا فرهنگ فاهی می نامند . فرهنگی که در ان انسان به اوج انسانیت دست می یابد. در کنار موسیقی درس عشق می گیرد و نظام اخلاقی خویش را استوار می سازد

موسیقی دستگاهی از جمع اوری تک تک مقام ها ( از خراسان گرفته تا خوزستان ) گرد امده است

گنجها را فشرده کردند و مانند نگینی در انگشتر پایتخت قرار دادند

و امروزه شاهد موسیقی دستگاهی – ردیف هستیم. آنرا می‌آموزیم. آموزش می‌دهیم. می‌نوازیم و از خود یادگاری می‌گذاریم. ردپایی یا سندی در تاریخ بر موجودیت موسیقی درست و اصیل ایرانی که متاسفانه امروزه رو به زوال رفته و با موسیقی سنتی اشتباه گرفته می‌شود ;

 موسیقی ایران

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید